امروزه یکی از بحثهایی که در سازمانها مطرح می باشد،مدیریت استراتژیک می باشد که احتمالا" این واژه را قبلا" شنیده اید.اما آیا واقعا" با مفهوم مدیریت استراتژیک آشنا هستید؟
مدیریت استراتژیک عبارت است از هنر و علم تدوین،اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به هدفهای بلند مدت خود برسد.بسیاری از دانشجویان مدیریت استراتژیک را معادل سیاستهای بازرگانی می دانند که این نادرست است زیرا در سیاستهای بازرگانی به محیط داخلی سازمان و یکپارچه سازی بسیاری از فعالیتهای سازمان توجه می شود،حال آنکه در مدیریت استراتژیک علاوه بر مسائل مطرح شده در سیاست بازرگانی به محیط و استرتژی سازمان نیز تاکید و توجه می شود.
فرآیند مدیریت استراتژیک

الگوی اصلی مدیریت استراتژیک از چهار رکن اساسی تشکیل می شود:

۱-بررسی محیطی

۲-تدوین استراتژی

۳-اجرای استراتژی

۴-ارزیابی و کنترل

عواملی که در آینده شرکت بیشترین تاثیر را دارد،عوامل استرتژیک نامیده می شود.این عوامل عبارت است از نقاط قوت،نقاط ضعف،فرصتها و تهدیدها(SWOT ).


ادامه مطلب

 

مقدمه-
در این مقاله در مورد برنامه ریزی استراتژیک،خصوصیات،کاربردهای برنامه ریزی استراتژیک در زمینه های مختلف،عوامل اجرایی برنامه ریزی استراتژیک،فرآیند اجرا ،و مزایا و محدودیتهای برنامه ریزی استراتژیک به صورت خلاصه بحث خواهد شد.
تعریف برنامه ریزی استراتژیک -
برنامه ریزی استراتژیک،فرآیندی است در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای آن برای رسیدن به اهداف و رسالتهای بلند مدت سازمان با توجه به عوامل محیطی داخلی و خارجی.
خصوصیات برنامه ریزی استراتژیک-
1-برنامه ریزی استراتژیک،انعکاسی از ارزشهای جامعه است.
2-برنامه ریزی استراتژیک،معطوف به سوالات اصلی و مسائل اساسی سازمانهاست.
3-برنامه ریزی استراتژیک با تببین اهداف و رسالت سازمان،فعالیتهای مدیران را هماهنگ و هم جهت می کند.
4-برنامه ریزی استراتژیک فراگیر بوده و کلیه فعالیتهای سازمان را در بر می گیرد.
5-برنامه ریزی سازمانی پیش بینی هایی را با توجه به نقاط ضعف و قوت سازمان و همچنین فرصتها و تهدیدها انجام می دهد و دید مدیران را وسعت می بخشد.
کاربرد های برنامه ریزی استراتژیک در زمینه های مختلف-
امروزه از برنامه ریزی استراتژیک در زمینه های مختلفی همانند فناوری اطلاعات
نیز استفاده می شود.برنامه ریزی استراتژیک در اغلب کشورها یکی از (IT/IS)
ابزارهای مهم توسعه و پیشرفت محسوب می شود.برنامه ریزی استراتژیک در تمامی سازمانها به عنوان ابزاری برای پیش بینی و برخورد با شرایط متغیر محیطی به کار می رود.بنابراین کاربردهای برنامه ریزی استراتژیک نا محدود بوده و در آی تی و بازار یابی و ... تاثیرات عمیقی دارد.
عوامل اجرایی برنامه ریزی استراتژیک-
1-کمیته راهبری
2-کمیته برنامه ریزی استراتژیک
3-مدیریت برنامه ریزی استراتژیک
-فرآیند اجرا
1- تدوین چشم انداز :
چشم انداز سازمان باید خلاصه ، بیاد ماندنی ، مطلوب و ایده آل مناسب را به تصویر بكشد و همه سطوح را در نظر بگیرد .
2- تدوین ماموریت :
- دلیل وجودی سازمان
- جایگاه مشتریان و ذینفعان
- نیازها یا مشكلات بارز فعلی
- بازبینی ماموریت فعلی سازمان
3- ارزش ها و اصول رفتاری :
ارزش ها ملاك تصمیم گیری مشترك در كلیه شغلها و موقعیت هاست و باورهای مشترك كاركنان هر سازمان است .
4- اهداف جسورانه :
یك هدف جسورانه كاركنان را درگیر می سازد ، گسترده می شود و همه كاركنان را جذب می كند .
5- ارزیابی درونی و بیرونی :
ارزیابی درونی نقاط ضعف و قوت سازمان را مشخص می سازد و ارزیابی بیرونی فرصت ها و تهدیدها را تعیین می كند .
6- استراتژی های سازمان و موضوعات استراتژیك :
قسمتی از ماموریت وجودی سازمان را به صورت خواسته های بلند مدت بیان می كند و حالت كلی ، چند جانبه و وسیع دارد و در درون خود یك ایده و روش را معین می كند .
7- اهداف كلان :
- تعیین هدف ، یك تلاش جمعی و تیمی است .
- داشتن دید سیستمی و یكپارچه ضروری است .
- برای اهداف پیشنهادی ، علت و معلول ها مشخص شود .
8- سنجش و ارزیابی عملكرد :
هدف از سنجش و ارزیابی عملكرد ، اندازه گیری دقیق آن میزان اطلاعات صحیح كه در صورت استفاده درست ، موفقیت سازمان در استراتژی ها و اهداف را تضمین می كند .
9- بهینه كاوی :
بهینه كاوی عبارت است از الگو گرفتن از دیگران . بهینه كاوی فرآیندی مداوم و دامنه دار است و به منزله چشم و گوش سازمان عمل می كند .
10- تحلیل فاصله :
ابزاری برای بكارگیری مقایسه سیستماتیك بین وضع موجود و وضع مطلوب است .
11- اهداف خرد :
اهداف خرد دارای ویژگی های زیر می باشد :
- خاص بودن
- قابل اندازه گیری
- قابل دستیابی
- نتیجه گرا
- كوتاه مدت
12- استراتژی های عملیاتی :
چگونگی دستیابی به اهداف خرد را نشان می دهد .
13- برنامه های اجرایی :
پاسخ به اینكه چه كارهایی باید انجام شود .
14- ارزیابی فرآیند برنامه ریزی استراتژیك :
در نهایت با ارزیابی فرآیند برنامه ریزی استراتژیك می توان پی به موقعیت سازمان برد.
-مزایا و محدودیتهای برنامه ریزی استراتژیک
مزایا
1-هادی بودن برای کلیه برنامه های سازمانی و مدیران
2-به عنوان هماهنگ کننده بین برنامه های عملیاتی سازمان
3-دادن نگرش و دید بلند مدت به مدیریت سازمان
محدودیتها
1-هزینه های بالای طراحی و به خصوص اجرایی
2-زمان بر بودن فرآیند برنامه ریزی استراتژیک
3-نیاز به منابع انسانی متخصص
نتیجه گیری
امروزه مدیرانی موفق هستند که چشم خود را به روی تغیرات سریع محیطی نبسته و با توجه به تواناییها و ضعف های سازمان و همچنین فرصتها و تهدیدها،اقدام به برنامه ریزی استراتژیک کنند.درواقع مدیران امروزی نه تنها باید آینده را پیش بینی کنند بلکه باید آینده را بر اساس پیش بینی های خود بسازند و خود را آماده برای استقبال از وقایع آینده آماده سازند.
پایان
منابع و مآخذ:
1-برنامه ریزی استراتژیک سیستم های اطلاعاتی،نشریه فرهنگ و پژوهش
2-فرآیند برنامه ریزی استراتژیک،فتحی دوست،لیلا
3-برنامه ریزی جامع و استراتژیک،لشنی زند،امراله،معاونت مالی و اداری بانک سپه منطقه لرستان،ماهنامه پیک سپه
 
 
منبع:http://hadi13621380.blogfa.com/post-49.aspx
 
موضوع: مدیریت اقتصاد

 

اروپا: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ‏ميشود
ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است ‏d:
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند ‏
ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود ‏:02:
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند ‏
ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی ‏مديريت است ‏-;{@
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: برای يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند ‏
ايران: برای يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ‏ساخته ميشود ‏:06:
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود ‏
ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه ‏مديرش سه بار عوض شده ‏):
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را ‏مشاور مديريت ميکنند ‏
ايران: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت ‏ميکنند ‏o-:
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی ميکند و حتی ممکن است ‏محاکمه شود ‏
ايران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير ميشود ‏و پست مديريت جديد ميگيرد ‏((:
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولی بصورت گروهی ‏و هماهنگ کار ميکنند ‏
ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولی بصورت گروهی ‏استخدام و برکنار ميشوند ‏;-)
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی ميدهند و با برخی مصاحبه ‏ميکنند ‏
ايران: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند ‏|:)
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است ‏
ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند ‏
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: همه ميدانند درآمد قانونی يک مدير زياد است ‏
‏ ‏
ايران: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ‏ندارد ‏
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد ‏
ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد ‏
‏ ‏
‏ ‏
اروپا: برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است ‏
ايران: برای مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند ‏


 

 

 

اندیشه های پيتر دراكر بهانه اي شده است تا آنها كه با «علم مديريت» و «مديريت كسب و كار» سر و كار دارند به مرور آثارش بپردازند و انديشه هايش را بررسي و احيانا نقد كنند، هر چند كه كمتر كسي به خود جرأت مي دهد كه آموزه‌هاي كسي را به چالش بكشد كه عنوان " پدر مديريت نوين" را از آن خود كرده است. اين نوشته شايد از حيث بهانه مشابهتي با سايرين داشته باشد اما بر سر تبيين انديشه هاي دراكر نيست بلكه به دنبال ترسيم شرايطي است كه دراكر و امثال او فرصت توسعه و ظهور مي يابند.

مهم ترين خدمت دراكر«شناساندن مديريت به عنوان يك حرفه قابل احترام و اعتنا» بود. او به مديران و دانشجويان علم مديريت مي آموخت كه سازمانها چگونه مــوفق مي شوند و چگونه شكست مي خورند. انديشه هاي او حاصل تعامل با رهبران كسب و كار و مديران شركتهاي بزرگ در سراسر دنيا و حتي بخش غير انتفاعي بود. او زماني كه از چالشهاي قرن آتي سخن مي گفت پيشگويي نمي كرد بلكه با مدل سازي و مفهوم سازي از آنچه در واقعيت شركتهاي تجـــاري و در عرصه اقتصاد و اجتماع مي گذشت به ترسيم وضعيت سازمانها مي پرداخت.

دراكر مديريت را يك تمرين (
practice) مي دانست از آن جهت كه نتايج آن تئوري نيست بلكه واقعياتي است كه رخ مي دهد. از ديدگاه او علم مديريت به مديران كمك مي كند تا با ابزار هاي مناسب به نتايج مطلوب دست يابند اما به‌كارگيري اين ابزارها علم نيست بلكه تمرين است. اين ديدگاه است كه از او نه يك تئوريسين بلكه يك كارگزار (practitioner) مي سازد. او در عرصه رسانه ها به عنوان روزنامه نگار و نويسنده كتاب و مقاله، در عرصه دانشگاه به عنوان معلم و پژوهشگر ، و در عرصه صنعت و بنگاههاي تجاري به عنوان مشاور فعاليت مي كرد . همه نوشته هاي او در حيطه مديريت عملي و كاربردي است. به عبارت بهتر او در واقعيتي ريشه دارد كه در بنگاههاي تجاري زمان خودش جاري بوده است . او اين فرصت را يافته است كه در شركتهايي كه در شرايط رقابتي سخت و دشوار ، شكست يا پيروزي راتجربه مي كرده اند حضور داشته و تجارب دست اول را پشتوانه نظرات و ايده هاي خود كند.

در شرايط رقابت بنگاههاي تجاري پيشرو به تجارب نو و ابتكاراتي در مديريت و اداره سازمانهاي خود دست مي‌زنند تا رقباي خود را از ميدان به در كنند و تمام مفاهيم رايج در جامعه مديريتي دنيا نظير «انواع ساختارهاي سازماني»، «سازمان ناب» ،« برون سپاري» و «توليد به هنگام» و نظاير آن حاصل ابتكارات مديران در عرصه رقابت است كه توسط پــژوهشگران مشاوران و استاداني نظير دراكر غني تر شده و به صورت مدل هاي كاربردي ارائه شده اند. پس مي توان گفت كه افرادي نظير دراكر ضمن اينكه تاثير بسزايي در توسعه بنگاهها و جامعه كسب و كار داشته اند محصول آن نيز تلقي مي شوند.

در ايران نيز بنگاههاي تجاري با تاخيري قابل توجه در حال تجربه كردن رقابت هستند و شايد بتوان گفت كه همه آنچه را كه كشورهاي پيشرفته در زماني نسبتا طولاني تجربه كرده اند به يكباره تجربه مي كنند. آنها در اين عرصه با مشكلات فراوان مواجه هستند. مشكلات مربوط به كيفيت ، هزينه ، نيروي انساني، و در يك كلام رقابت آنهم با رقباي قوي جهاني .مشكلاتي كه با پيوستن به سازمان تجارت جهاني افزايش خواهند يافت. روي آوردن شركتهاي ايراني به ابزارهاي مديريتي نظير مدل هاي تعالي سازماني مانند
MQFE مهندسي مجدد فرآيندها ، برنامه هاي كاهش هزينه، برون سپاري و ... همه نشانگر آن است كه اين بنگاهها به ضرورت افزايش توان رقابت پذيري آگاهي پيدا كرده اند. آنها از مشاوران و پژوهشگران و بعضا استادان دانشگاهي انتظار دارند كه با به كارگيري اين ابزار ها مشكلات رقابت را حل كنند و زماني كه نتيجه دلخواه خــود را به دست نمي آورند يا حكم به بي كفايتي طرف مقابل مي دهند و يا بي اثري و "علمي نبودن" و "كاربردي نبودن" مدل ها و ابزارهاي مورد استفاده را به نقــــد مي كشند. در يك دور تسلسلي ميزان روي آوردن بنگاهها به مشاوران و پژوهشگران كاهش مي يابد و آنها فرصت حضور در بنگاهها ، كمك به آنها و افزايش توان خود را پيدا نمي كنند.آمار حجم فعاليتهاي مشاوره اي در كشور (كمتر از 100 ميليون دلاردر سال)گواه اين مسئله است. اگر به تجربه دراكر و صاحبنظراني نظير او نگاه كنيم آيا مسيـــري بر عكس را نمي پيماييم؟ دعوت از مشاوران براي به كارگيري ابزار ها و استفاده از تجربه ديگران بسيار مفيد است و لازم ولي كافي نيست. بايد توجه كرد كه تمام رقبا اين ابزار ها را به كار گرفته اند و براي جلو زدن از آنها اين ابزار ها كفايت نمي كنند . لازمه موثرتر كردن رقابت، به كارگيري ابتكارات نوين مديريتي در سطح بنگاههاست . بايستي به پژوهشگران و مشاوران فرصت داد تا ضمن حضور در بنگاهها به تسهيل طرح و اجراي اين ابتكارات كمك كرده و در پايان مدلي كاربردي از آنها بسازند و توسعه دهند . اين پژوهشگران و مشاوران مي توانند از طريق اين حضور و به كارگيري آنچه كه در دانشگاه يا ساير بنگاهها تجربه كرده اند ضمن كمك به پيدا كردن راههاي نوين رقابت ، دانش و تجربه خود را نيز افزايش و مفاهيم جديد را توسعه دهند و اين بار در دور ديگري قوي تر به كمك بنگاههاي صنعتي و تجاري بيايند. به ياد داشته باشيم كه در عرصه كسب و كار آمريكا، فقط دراكر فعاليت نمي كرده است - از ميان هزاران نفر پژوهشگر و نويسنده يك نفر نامي در حد دراكر پيدا كرده است.

نظام كسب و كار كشور اگر به دنبال كار آمدي و تعالي است بايد به عنصر موثر و عامل تغيير «پژوهش و مشاوره» توجه كند، براي توسعه آن سرمايه گذاري كند و به جاي طلب كردن بازده و دستاورد هاي كوتاه مدت به دنبال نظامي باشد كه در بلند مدت موجب ارتقاي توان توليد دانش و مدل سازي و در نهايت توان رقابت پذيري بنگاهها شود. از اين رهگذر هم كسب و كار و هم «پژوهش و مشاوره» تقويت خواهند شد و هم شايد اين فرايند محصولي نظير دراكر به وجود آورد ولي دراكري از نوع ايراني آن.

 
 
مرجع: مجله تدبیر

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :2   1 2