طبقه بندی اصل هشتگانة عدالت
اگر ارزشهای صفر و یک را برای هر یک از مشخصه های هفتگانه در دو حالت قطبی قائل باشیم، می توان اصول هشتگانة توزیعی را به صورت ذیل طبقه بندی کرد.
هر مشخصه ای که مورد بحث واقع شد، در حقیقت متضمن درجه ای از تفاوت که با هر یک از اصول به دست می آید، می باشد. مثلاً، عدالت خرد تفاوت قویتری را نسبت به عدالت کلان به دست می دهد. یا تصریح به خصوصیات فردی در یک پروسة توزیعی، می تواند تفاوت بیشتری را نسبت به حالت عدم تصریح به دست دهد. موقعیت مداری می تواند تفاوت برانگیزتر از خنثی انگاری موقعیت باشد. به همین ترتیب، استحقاقهای طولانی مدت می تواند موجبات تفاوت قویتری را نسبت به استحقاقهای فوری فراهم سازد. تمرکز بر منافع فردی، تفاوت برانگیزتر از تمرکز و توجه به منافع دیگران است. محدود شناختن پاداشها به صرف عملکرد، تفاوت بیشتری را نسبت به عدم ملاحظة این شرط باعث می شود. و بالاخره، تأکید بر مشخصه های فردی ذاتی، می تواند تفاوت بیشتری را در مقایسه با حالتی که بر مسئولیتهای اخلاقی مبتنی است، باعث می شود.
نمودار شمارة 1: طبقه بندی اصول هشتگانة عدالت
به این ترتیب، با استفاده از نمودار شمارة 1، می توان اصول عدالت توزیعی را بر حسب درجه تفاوتی که از خود بر جای می گذارند، به صورت ذیل طبقه بندی کرد.
نیازهای اولیه < برابری در فرصتها < برابری در نتایج = برابری حسابی
توانایی < سهم < تلاش < نیازهای ثانویه < نیازهای اولیه
بر این اساس، در یک جمع بندی مختصر از مفاهیمی که تاکنون از آنها استفاده شد، می توان طبقه بندی مورد اشاره را به صورت ذیل نشان داد.
نمودار شمارة 2: طیف طبقه بندی شدة اصول عدالت
ب: تحلیل الگوی ارتباط بین منابع اجتماعی
حال که الگوی ارتباط ساختاری با هدف طبقه بندی بین اصول عدالت اجتماعی تحلیل شد، اینک به تحلیل الگوی ارتباط بین منابع اجتماعی که انتظار می رود بین افراد یا طبقات مورد تقسیم و توزیع عادلانه قرار گیرد، می پردازیم.
اغلب مطالعات انجام شده در زمینة توزیع منابع بین افراد یا طبقات اجتماعی، منابع مزبور را به طرق مختلف دسته بندی کرده اند. برخی، توزیع منابع را صرفاً از دو نوع درآمد و ثروت و برخی دیگر درآمد و فرصتهای درآمدزا و … از این قبیل را ملاحظه کرده اند. به عنوان مثال، ارسطو در خصوص اینکه چه چیزهایی باید موضوع توزیع عادلانه قرار گیرند. می گوید که توزیع احترام و اعتبار اجتماعی «honouros» پول«Money» و نیز چیزهای دیگر، موضوع عدالت توزیعی است(Dias,1985,p.65) برخی دیگر، موضوع توزیع را در مواردی از قبیل: قدرت «power»، مسئولیت «authority»، نظارت و کنترل«control»، احترامات اجتماعی«Respect» و شرایط مادی « Material conditons » برشمرده اند (Dixon,p.58).
همچنین در برخی مطالعات دیگر، عدالت توزیعی را چون دو محور توزیع در منابع تولید «Resource» و توزیع رفاه«welfare» بسط داده اند(Dworkin,1981,No.10(3,4)).
مطالعات پارسونز «Parsons» و فوا«Foa»، نشان می دهد که می توان منابع اجتماعی موضوع عدالت توزیعی را در چهار مورد از قبیل: پول«Money» اکتساب فرصتها
«learning opportunities»، قدرت«power» و اعتبار و پرستیژ«prestige» دسته بندی کرد(Resh,1994,vol.5,pp.244-259). به نظر می رسد که انواع متنوعی از منابع اجتماعی که می توانند در توزیع امکانات مادی و معنوی بین افراد یا طبقات موضوعیت و اهمیت داشته باشند، در پوشش و تحت شمول این دسته بندی درمی آیند. این منابع چهارگانه را می توان به لحاظ «تبدیل پذیری»(convertability) رتبه بندی کرد. پول، از تبدیل پذیرترین منابع اجتماعی است؛ به این معنا که قابل انتقال ترین منبع اجتماعی است، که می تواند از یک فرد به دیگری منتقل شود. به عبارت دیگر، پول قابلیت همگانی شدن بالاتری دارد، و همة افراد می توانند این منبع اجتماعی را کسب کنند و در اختیار بگیرند. پس از پول، نوبت به «یادگیری فرصتها» می رسد، که از درجة تبدیل پذیری به نسبت پایین تری در مقایسه با پول برخوردار است. همه در مقابل این منبع اجتماعی، از شرایط یکسان برخوردار نیستند و قابلیت یادگیری فرصتها همانند اکتساب و در اختیار گرفتن پول، برای همگان یکسان نیست. در مرتبة سوم نیز نوبت به قدرت«power» می رسد. این منبع نیز به نوبة خود، از درجة تبدیل پذیری پایین تری برخوردار است. بالاخره، شخصیت و پرستیژ«prestige» است، که کاملاً اختصاصی می باشد، و بسختی می تواند همگانی شود. به عبارت دیگر، هر چه از پول به سمت پرستیژ می رویم، درجة همگانی شدن و قابلیت انتقال آن کاسته می شود، و با دشواری بالاتری می تواند موضوع توزیع قرار گیرد. همگانی شدن یک منبع اجتماعی «universalism»، موجب می شود تا منبع مزبور براحتی موضع توزیع واقع شود و بین افراد توزیع گردد. در حالیکه «اختصاصی بودن» یک منبع اجتماعی «particularism»، باعث می شود که بسختی بتوان آن را از یک فرد به دیگری انتقال داد که به عبارتی غیر قابل انتقال و تبدیل می باشد.
به این ترتیب، اعمال و اولویت بخشیدن یک معیار توزیعی، از معیارهای هشتگانه که قبلاً توضیح داده شد، برای منابعی که اختصاصی تر می باشند، بمراتب دشوارتر از منابعی خواهد بود که همگانی تر می باشند. به عبارت دیگر، اعمال معیارهای توزیعی مزبور در خصوص منابع قابل تبدیل تر، آسانتر از منابعی خواهد بود که دارای قابلیت تبدیل پایین تری می باشند. دوایر متحدالمرکز نمودار شمارة 3، رتبه بندی منابع چهارگانه را نمایش می دهد. هر چه شعاع دایره بزرگتر می شود، به این معناست که منبع مذکور دارای قابلیت تبدیل بالاتری و همگانی تر است، و آسانتر می تواند موضوع توزیع واقع شود.
هر چند از مرکز به پیرامون انتقال می یابیم، منابع اجتماعی از تبدیل پذیری بیشتری برخوردار می شوند. به عنوان مثال، در الگوهای عدالت توزیعی، پول قابلیت توزیعی بالاتری نسبت به پرستیژ و اعتبار دارد. به عبارت دیگر، قابلیت تعمیم برای پول، بیشتر از اعتبار است. پول، قابل تبدیل و عام، و پرستیژ، غیر قابل تبدیل و خاص تعریف می شوند.
نمودار شمارة 3: الگوی ارتباط بین منابع اجتماعی
ج: تحلیل الگوی ارتباط بین اصول عدالت و منابع اجتماعی
به این ترتیب، تاکنون توانستیم رتبه بندی تئوریک بین دو دسته از عناصر؛ یعنی معیارهای هشتگانة توزیعی و منابع چهارگانة اجتماعی را صورت دهیم، که عبارت بودند از:
A: اصول و معیارهای توزیع
1. برابری حسابی
2. برابری در نتایج
3. برابری در فرصتها
4. نیازهای اولیه
5. نیازهای ثانویه
6. تلاش
7 سهم
8. توانایی و استعداد
B:منابع اجتماعی
1. پول
2. یادگیری فرصتها
3. قدرت
4. پرستیژ و اعتبار
بنابراین، قضاوتهای توزیع عادلانه منابع را می توان به صورت نموداری از ترکیبهای مختلف (دو به دو)، از مجموعة عناصر فوق نمایش داد که مجموعاً از حاصل ضرب هشت اصل توزیعی در چهار منبع اجتماعی، می توان به 32 قضاوت در خصوص عدالت توزیعی دست یافت. به عنوان مثال و رعایت اختصار، می توان به 16 مورد از آنها که در ترکیبهای حاصل شده، کاملاً جنبه و هویت عملیاتی به خود گرفته اند، اشاره کرد. همة موارد سی ودوگانه، مشخصه ای دارند که بر نقاط تأثیر توزیعی در عملکرد اقتصاد، که از قضاوتهای ایدئولوژیکی خاص متأثرند، دلالت خواهد کرد. هر یک از این نقاط یا حوزه های سی ودوگانه، نقطة هدفی است که به عنوان مثال می تواند در تأسیس اصول یک قانون اساسی مورد نشانه و هدف قرار گرفته باشد.