معاون وزیر تعاون با اعلام اینکه تعاونی‎ها امسال در قالب برنامه‎ریزی جهادی اقدامات خود را ساماندهی می‏کنند، گفت: بخش تعاون ایجاد 1 میلیون فرصت جدید شغلی در سال‎جاری را تعهد کرده است.

عبدالمجید غریب رضا در گفتگو با مهر با اعلام اینکه برنامه های امسال وزارت تعاون بر اساس یک برنامه جهادی طراحی شده است، گفت: امیدواریم که طی سال جاری بتوانیم در چارچوب پیام مقام معظم رهبری در رابطه با جهاد اقتصادی، یک حرکت جهادی را در بخش تعاون سازماندهی کنیم.

حرکت جهادی تعاون

معاون برنامه ریزی و امور اقتصادی وزارت تعاون اظهار داشت: همچنین طبق اقدام مهمی که وزیر تعاون از سال گذشته پیش بینی کرده و پیگیری آن آغاز شده است، موضوع ساماندهی متقاضیان اشتغال را خواهیم داشت که در سایت وزارت تعاون ثبت نام کرده اند. تاکنون تعداد قابل توجهی از متقاضیان ساماندهی شده اند.

غریب رضا با بیان اینکه تعدادی از این متقاضیان در قالب تعاونی ها تجمیع شده اند، افزود: امسال نیز این برنامه را ادامه خواهیم داد و بر اساس برنامه ریاست جمهور که ایجاد 2 میلیون و 500 هزار فرصت شغلی را اعلام کرده اند، حرکت خواهیم کرد.

وی با تاکید بر این موضوع که قرار است از طریق فعالیت بخش تعاون 1 میلیون فرصت جدید شغلی در سال جاری ایجاد شود، به موضوع تقاضای تعاونی ها برای تامین منابع مورد نیاز ایجاد فرصت های جدید شغلی اشاره کرد و افزود: در هر صورت این تعداد تقاضاها در بخش تعاون ساماندهی و ایجاد خواهد شد که یک اقدام بسیار بزرگ و مهمی خواهد بود.

این مقام مسئول در وزارت تعاون تصریح کرد: تحقق این امر و ایجاد 1 میلیون فرصت جدید شغلی در سال جاری می تواند تاثیر بسیار خوبی در تحقق سهم 25 درصدی بخش تعاون داشته باشد.

به گفته غریب رضا، اگر تعاونی ها به همین منوال فعلی بتوانند عملکرد خود را ادامه دهند می توان پیش بینی کرد که طی 3 سال بتوان به افزایش سهم تعاونی ها در اقتصاد ملی دست یافت. با توجه به اجرای حرکت جهادی تعاونی ها در سال 90، امیدواریم زمینه برای یک حرکت شتابان و جهادی نیز فراهم شود.

"خبرگزاری مهر"

 

 
عضو شورای پول و اعتبار سیاستهای بسته جدید پولی سال 90 همچون کاهش نرخ سود سپرده بانکی را علت افزایش نرخ طلا در بازار دانست و گفت: موسسات مالی و اعتباری تمایل زیادی به خرید طلا از خود نشان می‌دهند و این امر، تعادل عرضه و تقاضا را به هم می‌زند.

محمد نهاوندیان در گفتگو با مهر گفت: بخشی از افزایش نرخ طلا و سکه در بازار ایران، به تبعیت از بالا رفتن نرخ جهانی طلا در بازارهای بین‌المللی است؛ چراکه نرخ طلا در دنیا افزایش پیدا کرده است و کارشناسان بازار طلا در دنیا نیز، هم عوامل عرضه و تقاضای واقعی طلا را مورد بررسی قرار می‌دهند و هم اقدامات بانکهای مرکزی در تبدیل پشتوانه ارزی خود به طلا را بی تاثیر نمی‌دانند.

عضو شورای پول و اعتبار افزود: البته باید توجه داشت که در برخی مواقع که عوامل روانی ریسک در بازارها بالا می رود، همواره طلا به عنوان یک نقطه اطمینان در برخی التهابات سیاسی و از این قبیل مورد توجه قرار می‌گیرد، لذا در تحلیل قیمت طلا در بازار ایران باید اول بخشی را که تابع بازار جهانی است خارج کرد و بازمانده آن را با عوامل داخلی مورد تحلیل قرار داد.

وی تصریح کرد: تصمیمات دولت در بسته سیاستی جدید پولی نیز می تواند بی تاثیر نباشد؛ چراکه نرخ سود سپرده‌ها در حساب‌های بانکی پایین آمده است و بخشی از نقدینگی خصوصا نقدینگی موسسات و شرکتهای سرمایه‌گذاری برای مدیریت، به سایر بازارها از جمله بازار طلا منتقل شده است.

نهاوندیان همچنین در مورد افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی نیز هشدار داد و گفت: باید به صورت مستمر این تذکر را به دولتمردان داد که باید مراقب افزایش قیمت نفت باشند.

وی تصریح کرد: البته تدبیری اندیشیده شده است که 20 درصد از درآمد نفت و مازاد از بودجه مصوب به صندوق توسعه ملی واریز شود، لذا تحقق عملی رفع این نگرانی این است که مراقبت کنیم منابع صندوق توسعه ملی به صورت کامل و  به موقع، به مصارف مصرحه در قانون توسعه ملی برسد. در آن صورت است که می توان نگرانی از افزایش قیمت نفت نداشت.

محمد کشتی آرای رئیس اتحادیه کشوری طلا و جواهر دوشنبه هفته جاری در گفتگو با مهر با اشاره به نایاب شدن انواع سکه در بازار، قیمت سکه ها را حبابی دانسته و به مردم پیشنهاد کرده است که به جای سکه، طلا خریداری کنند.


 

منابع مقاله:

فصلنامه اقتصاد اسلامی، شماره 5، نقوی، حیدر / مترجم: حسن توانایان فرد؛

چکیده

این مقاله ابتدا با طرح ملاحظاتی درباره منع اسلامی ربا نتیجه می گیرد که نباید گفت چون از نظر اسلام نرخ مثبت بهره مردود است، پس هر خطّ مشی اقتصادی دیگری به جای آن نیکو است. باید توجّه داشت که به صرف حذف بهره از بانک و بازار، اقتصاد موجود به اقتصاد اسلامی تبدیل نمی شود؛ بلکه آن چه پس از حذف بهره به جای آن قرار می گیرد باید با ارزش های اخلاقی اسلام نیز سازگاری داشته باشد.

مقاله در تحلیلی اجتماعی، وظایف نرخ بهره را توضیح داده، بهینگی سیاست خاص آلترناتیو پس از حذف بهره را در ایفای آن وظایف ارزیابی می کند. در نهایت با این پیش فرض که در اسلام، اصول چهارگانه اخلاقی یعنی وحدت، اختیار، تعادل، و مسؤولیّت اسلامی حاکم است و دولت در هدایت اقتصاد برای رسیدن به اهداف اسلامی آن نقش فعال دارد، راه حلّی اسلامی برای سیاست گذاری ارائه می دهند.

مقدّمه

شاید مهم ترین و در عین حال دشوارترین موضوع مربوط به موضع اسلام در اقتصاد، حذف ربا و نزول یا به عبارت دیگر حذف نرخ مثبت بهره از اقتصاد باشد. اهمّیّت این مطلب ناشی از آن است که بر فلسفه ممتاز اجتماعی اقتصادی دلالت دارد که انزجار خود را از هر شکل استثمار اجتماعی از جمله روابط مالی نامتعادل و غیرعادلانه اعلام می کند و دشواری مسأله در این امر است که حذف ربا نه تنها نشانه ای از بازسازی نظام مالی، بلکه بیانگر دوباره سازی بنیانی کل نظام اقتصادی بر اساس دستورهای اسلام است.

باید توجّه داشت هر نوع راه حل اسلامی که می کوشد عناصر ناسازگار متعلّق به نظام های اقتصادی گوناگون را با یک دیگر ترکیب کند، به شکست محکوم است؛ برای مثال، در نظام سرمایه داری، به زور نمی توان برابری نرخ بهره را با صفر، به صورت راه حل اسلامی عملی نمود. روشن تر بگوییم: نظام سرمایه داری، صرفا با حذف ربا اسلامی نمی شود و درست هم نیست تصور کنیم آن سیستم اقتصادی که بر اساس اخلاق پروتستان به وجود آمده است(1) بتواند تزریق ارزش های اخلاقی اسلام را به راحتی تحمل کند. با استدلالی مشابه می توان گفت عدم وجود نرخ بهره در یک اقتصاد سوسیالیستی، به هیچ وجه سبب نزدیک تر شدن آن به اقتصاد اسلام نمی شود، چرا که انگیزه حذف بهره در این دو سیستم متفاوت است. به طور کلی، درستی موضع اسلام در به کارگیری ابزار خاص سیاست گذاری مانند «ربا» عمدتا در سیستم اقتصادی اسلام مفهوم پیدا می کند.

بدون استثنا، اسلام در کلیه موارد به روشنی نظر داده است که ربا باید حذف شود: «ای کسانی که به دین اسلام گرویده اید! ربا را چند برابر مخورید»(2) برای مؤمنین هیچ راهی جز اجرای این دستور باقی نمی ماند. «ما برای کافران عذابی دردناک مهیا ساخته ایم».

پس بی تردید ربا را نباید جزئی از یک اقتصاد «تمام عیار» اسلامی به حساب آوریم و بایستی برای حل مسائل اقتصادی در جست وجوی یک آلترناتیو باشیم.

ملاحظات اساسی

برای روشن ساختن مسائل بنیادی مورد بحث، لازم است همواره نکات زیر در مورد منع ربا مدنظر قرار گیرد:

اولاً، حذف بهره یک ابزار سیاست گذاری است، نه یک هدف و از این امر می توان به دو نتیجه مهم دست یافت: 1. حذف ربا یک وسیله است؛ یکی از وسیله هایی که در عمل، تشخیص پیش شرط های یک اقتصاد اسلامی عاری از استثمار را ممکن می سازد.

2. به مجرد حذف بهره، انتخاب سیاست های اقتصادی قابل قبول به آن دسته محدود می شود که به بی عدالتی اجتماعی، به ویژه بی عدالتی هایی که از نابرابری های درآمد و ثروت برخاسته اند، دامن نمی زند. به عبارت دیگر، ابزار سیاست گذاری جدید باید با فلسفه اخلاقی اسلام سازگار باشد.

ثانیا، در حالی که برابری نرخ بهره با صفر ممکن است یک شرط لازم به حساب آید، ولی به هیچ وجه شرط کافی برای رسیدن به نظم اقتصادی اسلام نیست. اگرچه یک سیستم تمام عیار اقتصادی اسلامی بر برابری نرخ بهره با صفر دلالت دارد ولی عکس این قضیه الزاما نمی تواند صادق باشد و این امر دو نتیجه دارد:

1. زمانی که سیستم اقتصادی اسلامی پیاده شود، نرخ بهره برابر صفر می شود.

2. در صورتی که سیستم اقتصادی اسلامی پیاده نشده باشد، ممکن است بتوان برابری نرخ بهره با صفر را عملی نمود.

این دو عبارت در مجموع، دلالت بر این دارند که ادعایی که می گوید برابری نرخ بهره با صفر، شرط کافی برای استقرار سیستم اسلامی است، مردود می باشد.(3) دلیل این امر آن است که ظاهرا جوامع سوسیالیستی از ربا به عنوان یک نهاد استفاده نمی کنند. در واقع، یک گام جلوتر می رویم و می گوییم ادعای ملایم تری که می گوید «حذف ربا در چهارچوب اقتصاد سرمایه داری، موجب بروز رویدادهایی می گردد که نهایتا منجر به تبدیل خود به خودی نظام به یک سیستم تمام عیار اقتصاد اسلامی خواهد شد»، اعتبار ندارد. حتی ممکن است چنین برداشتی سبب دورشدن ما از سیستم اقتصاد اسلامی بشود. مسئله اساسی، ایجاد یک «تغییر بنیادی»(4) در روابط اساسی تولید و مصرف و رابطه پس انداز و سرمایه گذاری و جریان ایجاد پول است.

ثالثا، حذف ربا در مفهوم عمیق تر آن، مساوی با نفی کل سیستم سرمایه داری است. این ادعا را به آسانی می توان اثبات کرد.


ادامه مطلب

 

منابع مقاله:

مجله هنر دینی، شماره 6، تقی زاده، محمد؛

کلید واژه ها
هنر، اقتصاد، سنت، مدرن، توسعه، هنر قدسی، هنر مادی و معنویت. چکیده
بررسی هر موضوع مرتبط با حیات و فعالیت انسان، بدون ملحوظ و مرعی داشتن بستر و زمینه فکری و یا جهان بینی جامعه ای که موضوع در آن مورد تحقیق قرار گرفته است، امری مشکل و عملاً غیرواقعی و انتزاعی خواهد بود. به بیان دیگر بررسی یک موضوع در جامعه ای خاص و تسری آن به سایر جوامع (با تفاوت های فرهنگی، تاریخی، دینی، اقتصادی، سیاسی و حتی محیطی و اقلیمی) امری غیرمنطقی و ناموفق خواهد بود. طبیعی است که تبیین رابطه «هنر» و «اقتصاد» و تأثیری که بر توسعه یکدیگر دارند نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. این گونه است که بستر اصلی بررسی موضوع این مقاله فرهنگ ایرانی اسلامی خواهد بود و با این فرض مقاله حاضر سعی بر آن خواهد داشت تا اولاً برای هنر و اقتصاد تعاریفی برگرفته از جهان بینی اسلامی و فرهنگ ایرانی را به عنوان مبنای تحقیق معرفی نماید. علاوه بر آن، ارتباط این دو موضوع را در جوامع سنتی و مدرن مورد بررسی قرار داده و در نهایت پیشنهادهایی را برای زمان حاضر ایران تقدیم خواهد نمود. با عنایت به مطالب مذبور، پس از ذکر مقدمه ای که به لزوم توجه به بستر و زمینه فکری فعالیت های انسان و از جمله هنر و اقتصاد می پردازد. 1. مقدمه
جهان مادی گرای معاصر که همه چیز را با معیارهای کمّی و غالبا مادی و اقتصادی می سنجد، در برخی نقاط جهان تا جایی پیش رفته است که نه تنها آثار و نتایج و فواید فعالیت های بشری را این گونه ارزیابی می کند، بلکه پا را فراتر نهاده و به بازدهی فوری و بالبداهه آن اصرار می ورزد. یکی از مقولاتی که به انحای مختلف به اسارت سرمایه در آمده است، زمینه های مختلف هنری می باشد که کم و بیش (چه از نظر هنرمند، چه از نظر مواد اولیه مورد نیاز او و چه از نظر آحاد جامعه به عنوان مخاطبان هنر) تحت تأثیر موازین اقتصاد رایج جامعه قرار گرفته اند. برای ایجاد این ارتباط و یا بهتر بگوییم برای توجیه این سلطه نیز موضوعاتی همچون «نیاز توسعه هنر به سرمایه» و بالنتیجه «لزوم خودکفایی هنر» و همچنین بازدهی اقتصادی آن مطرح می شود. وضعیت حاضر را شاید بتوان از ثمرات دوران مدرن شمرد که همانند گذشته لزومی به عجین بودن زندگی و فعالیت های انسان با هنر نمی بیند و هنر را مقوله ای منتزع از زندگی جدید قلمداد می کند که ایجادش به عده ای خاص محدود است که البته هزینه هایی دارند و لذا مصرف کنندگان آثار هنری باید این هزینه را بپردازند.
به هر ترتیب نوشتار حاضر بدون ادعای پرداختن به جنبه های مرتبط با «هنر» و «اقتصاد» سعی بر آن دارد تا رابطه آن ها را در جوامع گذشته و معاصر مورد کنکاش اجمالی قرار دهد. 2. هنر و موضوعات مرتبط با آن
در فرهنگ دهخدا «هنر» به معانی زیر آمده است: علم، معرفت، دانش، فضیلت، کمال، کیاست، فراست و زیرکی. این کلمه در واقع به معنی آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را در بر دارد و نمود آن صاحب هنر را برتر از دیگران می نماید. هر کجا عنایت آفریدگار (جل جلاله) آمده همه هنرها و بزرگی ها ظاهر کرد (تاریخ بیهقی).
خطر، اهمیت، قابلیت، لیاقت، کفایت، توانایی فوق العاده جسمی و روحی، صنعت و حرفه و شغل و پیشه و کسب و خاصیت،(1) دیگر معانی هنر هستند.
بی مناسبت نیست تا به ریشه واژه (art) نیز که هنر به عنوان معادل آن انتخاب شده است، اشاره ای بشود: ریشه واژه (art) از لغت لاتینی «آرس» به معنی ساختن، گرفته شده است. در ادوار مختلف تاریخ، واژه هنر به روش درست و مناسب ساخت و ایجاد اشیا و اعمال انسانی گفته می شد. مهارت در انجام کار به عنوان ثمره معرفت و ممارست، مهارت فنی و حرفه ای، کاربرد مهارت در موضوعات ذوقی مثل شعر و موسیقی و رقص و... معانی ای است که برای artمطرح می باشد.(2) به این ترتیب این تفکر بر متن زندگی منطبق بوده و از آن تفکیک ناپذیر بود. این واژه art در فارسی معادل «فن»، «هنر» و گاهی «صنعت» به کار می رفته است. واژگان «فن» و «هنر» به معنای امروزین خود نیز به توانایی انجام عمل و یا ساختن صحیح چیزی اطلاق می شوند. شعرای پارسی گو، مثل فردوسی، هنر را به معنای صنعت نیز به کار برده اند. واژه صنعت نیز که امروز معادلی برای واژه تکنولوژی می باشد، به «فنون» اشاره دارد که در فرهنگ اسلامی، همان، هنر (و یا هنرهای تجسمی) است.(3) چنان که گذشت، وحدت بین معنای «هنر»، «فن» و «صنعت» در زندگیِ جامعه سنتی گویای یکپارچگی و وحدت زندگی انسان است؛ وحدتی که بر گرفته از جهان بینی سنتی بوده و بر همه اعمال و رفتار و تولیدات انسان حاکم است.
مروری اجمالی بر ادبیات ایران نیز گویای این واقعیت است که مفهوم هنر محدودیت امروزه را نداشته و جملگی کمالات معنوی انسانی که نشان از جهان بینی و تفکر و انسانیت و آرمان های او داشته اند را شامل می شده است.
از جمله به معنای: ویژگیهای بزرگان


پس آنگاه سام از پی پور خویش

هنرهای شاهان بیاورد پیش

فردوسی تقوی و دانش

تکیه بر تقوی و دانش درطریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش

حافظ حکمت

عیبِ می جمله بگفتی هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

حافظ منشای الهی داشتن

نخست آفرین کرد بر دادگر

کز اوی است نیرو و فرّ و هنر

فردوسی عشق

بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش

که بنده را نخرد کس به عیب وبی هنری

حافظ عاشقی و رندی و نظربازی

عاشق و رند و نظر بازم و می گویم فاش

تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام

حافظ حقیقت

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند

قبای اطلس آن را که از هنر عاری است

حافظ
مرحوم علامه جعفری علیه الرحمه در تعریف هنر، نوع نگرش و بینش های چهارگانه «بینش علمی محض»، «بینش نظری»، «بینش فلسفی» و «بینش مذهبی» را دخیل می داند که هر کدام منجر به ارایه تعریفی خاص از هنر می شوند. به هرحال، هنر را یکی از نمودها و جلوه های بسیار شگفت انگیز و سازنده حیات بشری دانسته و نمودِ هنری را جایگاه تلاقی روحی بزرگ که دارای نبوغ هنری است با دیگر ارواح انسان ها قلمداد نموده و معتقد است که این تلاقی باید هم برای روحِ بزرگِ هنرمند مفید باشد و هم برای ارواح تماشاگر.(4) ولی هنر را به دو دسته «هنر پیرو» و «هنر پیشرو» تقسیم نموده و معتقد است که معنای پدیده پیرو آن است که از خواسته ها و تمایلات و اخلاقیات رسمی و دانسته های معمولی تبعیت می نماید؛ در حالی که منظور از هنر پیشرو تصفیه واقعیات جاری و استخراج حقایق ناب از میان آن ها و قرار دادن آن ها در مجرای حیات معقول با شکل جالب و گیرنده می باشد.(5)
مرحوم دکتر شریعتی هنر را این گونه تعریف می کند:
هنر یک مقوله دینی است و یک حقیقت متعالی و مقدس است که نجات بخش بشریت است و همچنین یک رسالت متعالی و مافوق مادی و صد در صد انسانی دارد.(6)


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >