سی. کی. پراهالاد
گردآوری، ترجمه و تلخیص: میثم‌هاشم‌خانی *
بخش نخست
«سی. کی. پراهالاد» (C. K. Prahalad)، اندیشمند مشهور هندی‌الاصل است که از سال 1995 تا به امروز، همه ساله در رده یکی از 10 متفکر خلاق و برجسته جهان در حوزه مدیریت کارآفرینی قرار دارد.(1) شهرت اصلی او به خاطر ایده‌های خلاقانه‌ای است که با هدف سازگارسازی فعالیت‌های کارآفرینانه و سودآورانه شرکت‌های خصوصی با سیاست‌های کمک به فقرا ارائه نموده است.

ایده اصلی «پراهالاد» آن است که صاحبان کسب‌و‌کارهای مختلف، می‌توانند با اختصاص بخشی از کسب‌و‌کار خود به طراحی کالاها و خدمات مورد نیاز فقرا، طراحی شیوه‌های توزیع مناسب برای رساندن کالاها به مناطق فقیرنشین و نیز به‌کارگیری ایده‌هایی به منظور ایجاد موقعیت‌های شغلی ویژه فقرا در شرکت خود، بدون آنکه از سود خود بکاهند، به فقرا کمک کنند.
«پراهالاد» علاوه بر سال‌ها تدریس در دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه میشیگان آمریکا، سابقه فعالیت به عنوان مشاور تجاری تعداد زیادی از شرکت‌های بزرگ فراملیتی را نیز در کارنامه خود دارد. علاوه بر این، «پراهالاد» عضو هیات‌مدیره 2 شرکت بزرگ هندی (به نام‌های NCR و «هندوستان له ور») می‌باشد که برنامه‌های فقرزدایی بزرگی را در هندوستان در دست اجرا دارند؛ برنامه‌هایی که هم به لحاظ تجاری و سودآوری موفق بوده‌اند و هم به لحاظ کمک به فقرا.
متن زیر، اولین قسمت از سلسله مقالاتی است که برگرفته از مقالات، سخنرانی‌ها و سایر نوشته‌های مختلف «پراهالاد» بوده و کوشش می‌کند تا آن بخش از اندیشه‌های وی که قابلیت اجرا توسط شرکت‌های خصوصی ایرانی را دارد، به شکل خلاصه و به زبانی نه چندان تخصصی ارائه نماید:

آیا کمک به افراد کم‌درآمد با انگیزه کسب سود مغایرت دارد؟
وقتی یک سوپرمارکت در تلاش برای پیشی گرفتن از رقیبان خود، برای تحویل اجناس به درب منزل مشتریان تبلیغات فراوانی انجام می‌دهد و ایده‌های خلاقانه‌ای برای فرهنگ‌سازی و اعتمادسازی در بین مشتریان برای سفارش و تحویل کالا در منزل به کار می‌گیرد، بسیاری از ما فکر نمی‌کنیم که چنین فرآیندی به ایجاد یک موقعیت شغلی جدید (برای حمل کالاهای سفارش‌ داده‌شده به درب منزل مشتریان) منجر می‌شود؛ شغلی که معمولا از جنس مشاغلی است که می‌تواند به افراد کم‌درآمد واگذار شده و در نتیجه خواهد توانست نان‌آور یک خانواده کم‌درآمد را از بیکاری نجات دهد.


ادامه مطلب

 

تعريف: طرح كسب و كار سندي مكتوب است كه جزئيات كسب و كار پيشنهادي را مشخص ميكند. اين سند بايد ضمن تشريح موقعيت كنوني ، نيازها ، انتظارات و نتايج پيش بيني شده را شرح دهد و كليه جوانب آن را ارزيابي كند.

طرح هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، به دلايل زير لازم است:
1- مهم آن است كه مالك درباره هدف خود از كسب و كار و منابعي كه براي آن نياز دارد به دقت فكر كند. اين موضوع در برآورد ميزان سرمايه مورد نياز، به وي كمك خواهد كرد.
2- بعيد به نظر ميرسد كه مالك كسب و كار، براي راه اندازي آن سرمايه كافي داشته باشد. حمايت كنندگان مالي-بانكها يا سرمايه گذاران ريسكي-بايد متقاعد شوند كه سرمايه گذاري در كسب و كار جديد، منطقي و درست است.
3- فرض بر اين است كه اگر كسب و كار ايده خوبي نداشته باشد، هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، بايد اين موضوع را در مرحله برنامه ريزي و قبل از هدر رفتن مقدار زيادي از زمان و هزينه، شناسايي كنند.


ادامه مطلب

 


چكيده
مقاله حاضر اشاره به مطالعه اي دارد كه به يك رشته مسايل اقتصادي ايران از زاويه كارآفريني پرداخته است . در اين مقاله نشان داده مي شود كه كارآفرينها از چه ويژگيهايي برخوردارند و از اينرو مي توانند موتور حركت توسعه باشند. اين افراد به شرايطي محيطي مطلوب نياز دارند تا استعدادهاي خود را بروز دهند. اين شرايط شامل ساختار اقتصادي وبويژه وفور بنگاههاي خرد و متوسط، و وجود اقتصاد آزاد مي شود. در ايران ساختار در هرسه بخش مناسب به نظر مي رسد درحالي كه سياستهاي دولت فاصله اي ملموس با كاركرداقتصاد آزاد دارد.
مطالعه اجمالي كشورهاي ديگر نشان مي دهد كه بنيان كار آنها متكي بر اقتصاد آزاداست . از اينرو با تقويت سازوكار بازار آزاد، يك رشته سياستهايي را درپيش گرفته اند تاتوليدكنندگان خرد تقويت شوند، مانند اعطاي وام و تسهيلات بانكي ، ارائه خدمات مشاوره اي ، پشتيباني علمي و تكنولوژيك ، آموزشي و همه اين فعاليتها ازطريق يك سازمان واحد صورت مي گيرد كه مستقيم يا غيرمستقيم امور مزبور را تدارك مي بيند.
تصور بر اين است كه در ايران نيز مي توان با برپايي يك سازمان واحد، بنگاههاي خرد و همچنين كساني كه با پذيرش ريسك مي خواهند پيشتاز باشند، كارآفريني راتقويت كرد. آموزش مي تواند تنها يكي از وظايف اين سازمان باشد، درحالي كه ايجادتسهيلات براي گرفتن وام ، ارائه خدمات مشاوره اي ، اجراي سخنرانيهاي متعدد،راهنمائيهاي اقتصادي و بازرگاني ، و غيره ابزارهاي ديگري براي تحقق اين هدف به شمارمي آيند.
نگاهي گذرا به تاريخ چنددهه اخير ايران به روشني نشان مي دهد كه فرايند توسعه آن در چارچوب برنامه هاي عمراني و توسعه اي و نيز برپايه سياستهاي دولت طي شده است .شالوده اين فرايند را درآمدهاي كلان ارزي حاصل از صدور نفت تشكيل مي دهد. اين درآمد هنگفت در دست دولت مي باشد، و بنابراين پرچمدار توسعه دولت بوده است ، كه در بيشتر زمينه ها و موارد به طورمستقيم دست به كار مي شود. اين شرايط دو مشكل بنياني دارد: يكي آنكه درآمدهاي ارزي به اين شكل ، اساسا موجب اختلال در قيمت نسبي عوامل شده و درنتيجه از كاربرد بهينه عوامل توليد جلوگيري كرده است ; و دوم آنكه ، حضور مستقيم دولت موجب گرديده تا فعالان اقتصادي تحت الشعاع قرار گيرند و ياحتي تبديل به رانت جويان پرتواني گردند. اين جريان تاهنگامي كه درآمد نفتي سرشارباشد، تداوم دارد و نارسائيهاي آن نمود نمي كند. ولي در اين زمان تمام پيامدهاي منفي وغيرعقلايي آن كم كم خود را مي نماياند و جامعه ما را با اين مساله روبرو كرده است كه بايد درپي چاره انديشي باشد و فرايند متفاوتي را درپيش گيرد.


ادامه مطلب

 


كارآفرينان موفق نگاه نو و متفاوتي به كار و زندگي‌شان دارند. تفاوت آنها با كارآفرينان ناموفق ظريف اما قابل تميز است. اين تفاوت‌ها فراتر از خواسته‌ها و روياهاي آنهاست. اين تفاوت‌ها به عادات يا رموز نهايي برنمي‌گردد. تفاوت آنها به نيروي قابل سنجشي برمي‌گردد كه در دايره تفكر و تعقل اين افراد نهفته است و موجب مي‌شود تحولاتي در شيوه كار، زندگي و روابط شغلي آنها پديد آيد.
در اين مقاله قصد داريم «ويژگي‌ هاي» متمايز كننده كارآفرينان موفق را بررسي كنيم نه «عادات» آنان را. زيرا «عادات» پيش از مطالعه كردن به وجود مي‌‌آيند و در اصل نيازي به مطالعه آنها نيست. از سوي ديگر، كسب عادات ديگران موجب مي‌شود از مسير خود دور افتيد، چرا كه اينها عادات «شما» نيست.
 9
وجه تمايز كارآفرينان موفق در زير شرح داده شده است كه با فراگيري آنها مي‌توانيد تفاوت قابل ملاحظه‌اي در نوع تفكر، ارزيابي و ديدگاهتان ايجاد كنيد.
1-
اجبار يا توان
وقتي مي‌خواهيد چيزي را به زور كسب كنيد، بايد از همه طرف متوسل به جبر شويد كه نيازمند تلاش و تقلاي بسيار است. اين در حاليست كه تكيه بر آنچه در توان داريد نيرويي خلق مي‌كند كه از تونايي‌ها فراتر مي‌رود. وقتي فرد تمام نيروهاي دروني، باورها و عواطفش را هم سو مي‌سازد احساس قدرت وتوانمندي مي‌كند و اين امر موجب مي‌شود با صرف انرژي كمتر به اهدافش نايل گردد. به عبارتي فرد با هر قدم كه برمي‌دارد چندين گام جلو مي‌افتد.
2-
تحقق وظايف يا نيل به هدف
تحقق كارها با به پايان رساندن و تمام كردن آنها همراه است و بيشتر به وظايف برمي‌گردد. وقتي انسان كاري را به پايان مي‌رساند آن چيز معنا و اهميت خود را از دست مي‌دهد. آيا تا به حال براي تحقق كاري تلاش و كوشش كرده‌ايد؟ اگر چنين بوده است آيا با تحقق آن احساس نكرده‌ايد آنقدرها هم مهم نبوده است؟ اين تجربه همواره با ياس همراه است. اما نيل به هدف هيچ‌گاه پايان‌پذير نيست. چرا كه با آگاهي معنوي از معنا و اهميت كار همراه است. اين ديدگاه همواره آرامش دهنده و الهام‌بخش است.
3-
كسب اطلاعات يا به كار بستن آنها
بديهي است كه كسب اطلاعات تنها در صورت به كار بستن آنها ثمربخش خواهد بود. متاسفانه بسياري از كارآفرينان و كارفرمايان ساعات زيادي را صرف مطالعه و كسب اطلاعات مي‌كنند. اما هيچ‌گاه آنها را به كار نمي‌بندند.
4-
تفكيك يا تلفيق
كارآفرينان موفق مي‌گويند پيش از هر چيز به زندگي‌شان به صورت بخش‌هاي تفكيك شده نگاه كرده‌اند. اين افراد حتي در تجارتشان هم چنين نگاهي به خدمات، محصولات و حتي تلاش‌هايشان دارند. اين امر بايد به صورتي باشد كه كسب موفقيت در هر زمينه به پيشبرد زمينه ديگر منتج شود. براي اين كار مولفه‌ها و طرح‌هاي گوناگون تجارتتان را بنويسيد. سپس درباره اينكه فعاليت در كدام زمينه به برجسته‌سازي زمينه ديگر مي‌‌انجامد بيانديشيد و برنامه‌ريزي كنيد.
5-
فقط كار يا كار همراه با تفريح
كار جدي و بدون تفريح تحميلي از «بايد»‌ها و «وظايف» است كه نتيجه‌اي جز خستگي ندارد. با كار سخت و طاقت‌فرسا انسان مي‌خواهد در مقابل چيزي ايستادگي كند. اما كار همراه با تفريح، منبع شادابي، نور،‌الهام و آرامش است. كارآفرينان موفق پيش از پي بردن به نحوه صحيح انجام كارها، فكر مي‌‌كردند بايد فقط تلاش كنند و اين امر سلامتي، انرژي و شادابي را از آنان مي‌گرفت. آنها پس از كسب نتايج ضعيف تصميم گرفتند روش خود را تغيير دهند و آن وقت بود كه خودشان هم شگفت‌زده شده بودند كه «آيا واقعا اينقدر راحت مي‌شد كارها را انجام داد»!
6-
حمايت ساختار يا كل فضاي كاري
ساختارها در نحوه انجام امور نقش مهمي ايفا مي‌كنند و حتي اگر ساختار تشكيل‌شده بسيار متفاوت از ساختار ديگران باشد باز هم ايرادي بر آن نيست.
ساختارها روي وظايف و نتايج از پيش تعيين شده تكيه مي‌كنند اما برخورداري از حمايت كل فضاي كاري ساختار وسيعتري فراهم مي‌‌آورد كه پيشرفت و ترقي را آسانتر مي‌سازد. تفاوت اين دو در اينست كه محيط براي شما كار مي‌كند ولي براي ساختار شما بايد كار كنيد. حمايت فضاي كاري، ‌ساختارهاي كوچكتر را از آن شما مي‌سازد. كارآفرينان موفق معتقدند اين تفاوت بسيار حائز اهميت است. آنها با بسط ساختارهاي حمايتگر به كل فضاي كاري موفقيت بيشتري نصيب خود مي‌كنند


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3   1 2 3