« چنان زندگي كن كه شكست ها هم حريفت نشوند »

 

 

اگر روزي به در بسته اي رسيدي و يكصد كليد در دست داشتي انتظار نداشته باش كه همان كليد اول در را براي تو باز كند و پس از تست كردن كليد پنجاهم باز هم نااميد نشو .چرا كه شايد لازم باشد صبر كني و 99 كليد را تست كني و كليد صدم در را براي تو باز كند . پس شرط رسيدن به كليد اصلي تست كردن 99 كليد ديگر است و فراموش نكن كه به هدفت نخواهي رسيد اگر كليد صدم را نيازمايي به اين خاطر كه 99 كليد قبلي جواب نداده اند .

پس راز موفقيت از روي همين زمين خوردن ها و بلند شدن ها است كه كشف مي شود و تو جاده زندگي را با پي بردن به قدرت ها و توانايي هاي درون خويش و پشتكار و اعتماد به نفس و آزمون و خطا و استفاده از تجارب ديگران و مطالعه و برنامه ريزي و كشف قدمي كه بزرگترين  فاصله را با صرف كمترين هزينه و انرژي طي كني به سادگي خواهي پيمود .


 

 

چگونه برنامه ای برای رسیدن به پول ایجاد کنیم .

تصور کنید هنگام شب با ماشین خود از تهران به سمت شمال می خواهید حرکت کنید می دانید که لازم نیست نور چراغ ماشین از تهران تا شمال را روشن کند و هم اینکه 200 متر جلوتر را نشان می دهد کافی است و شما می توانید 200 متربه 200 متر راه خود را پیدا کنید و به مقصد برسید.

اکنون نخستین گام را بر دارید و رقم پول مورد نظرتان و زمان دست یابی به آن را مشخص کنید و خودتان را ببنید که پول مورد نظرتان را بدست آورده اید و به کمک این تصور برنامه ای عملی برای فراهم آوردن پول از طریق تبدیل میل خود به آن  ایجاد کنید و منتظر یک برنامه قطعی و صد در صد مشخص نباشید مترصد آن نباشید که بی درنگ به برنامه ای مشخص برای تبدیل میل خود به پول برسید به جای آن خود را صاحب آن پول ببنید و مطمئن باشید که ذهن نیمه هوشیار شما برنامه یا برنامه های مورد نیاز شما را طرحی خواهد کرد و به کمک حس ششم این برنامه ها به ذهن شما خطور خواهند کرد که حالتی الهام  بخش دارند و شما باید  با این الهام رفتاری احترام آمیز داشته باشید و آنرا بی درنگ به اجرا بگذارید و تا به شما ثابت نشده است که تصمیمتان اشتباه است از عزم خود منصرف نشوید و تردید را به خود راه ندهید,  و راه انسانهای موفق را بپذیرید و ادامه بدهید و خود را مانند آنها شبیه سازی کنید (در رفتار ,گفتار, لباس پوشیدن وراه رفتن ...) چرا که الگو سازی شرط لازم برای موفقیت است . اگر پولی را می خواهید در زندگیتان بدست آورید فقط کافی است کسی را پیدا کنید که زمانی آن پول را نداشته است و ببنید برای بدست آوردن آن چه کرده است پس شما هم همان مراحل را انجام دهید . اگر کاری را که مردان موفق انجام داده اند را انجام دهید در نهایت همان نتایج نصیبتان می شود و این معجزه نیست بلکه یک قانون است .  اگر می خواهید در صف برندگان قرار بگیرید همچون آنان قدم بردارید و هرگز از خود سوال نکنید چرا باید اینگونه رفتار کنم.

 از داستان مردان موفق الهام بگیرید  نام ساندرز که با ( جوجه سوخاری کنتاکی ) همراه است در جهان نامی آشنا ست . این مرد تا سن 65 سالگی مستمری بگیر اداره بیمه امریکا بود و آن چیزی که می توانست داشته باشد ماهانه 90 دلار بود و در این سن روش طبخ (جوجه سوخاری) که تا آن زمان کسی آن را نمی شناخت را به 1009 رستوران ارائه کرد و جواب ((نه)) شنید.

 او دو سال تمام از شهری به شهر دیگر می رفت , شب در اتومبیل قدیمی خود می خوابید و ... اما دیری نپایید که کار خود را بدون سرمایه اولیه شروع کرد و صاحب تعداد زیادی رستوران زنجیره ای در سراسر دنیا شد.

فراموش نکنید که در تهیه برنامه انباشت پول به استدلال اعتماد نکنید  چرا که ممکن است ذهن استدلالی شما تنبل باشد و اگر قرار باشد تنها به این استدلالها اعتماد کنید ممکن است شما را مایوس کند.

اکنون زمان آن رسیده است که بطور قطعی ذهن نیمه هوشیار خود را فریب بدهید و کاری کنید که باور کند می توان پول مورد نظر شما را بدست آورد و کاری کنید که گمان برید این پول پیشاپیش انتظار شما را می کشد و روزانه این تمرین را با چشمان بسته انجام بدهید ومطمئن باشید که آرزوهای کوچک شما دستاورد هایی بزرگ برایتان به ارمغان خواهد آورد .


 

 

 

همه می دانند که  هوش کلید یافتن وبر آوردن کردن اهداف شما است . پس چکونه است که بعضی افراد با هوش بالا در کار وزندگی IQشکست می خورند و چرا غالب زندانیان جرائمی همچون آدم ربایی , سرقت  هواپیما ربایی  اختلاس , ....  از افراد باهوش و با  بالا هستند ؟

 

در ابتدا لازم است مختصر تعریف از هوش ارائه کنیم و پس از شناخت هوش علت شکست افراد با هوش را مورد بررسی قرار بدهیم .

 

بعضی ها هوش را سرعت و کارایی یادگیری معرفی کرده اند که این قسمت هوش قابل افزایش است و بعضی هوش را دستیابی اهمیت ویژه ای قائل شده اند , بیشتر و سریعتر به هدف می دانند در تعریف انواع هوش برای IQ اهمیت ویژه ای قائل شده اند .

 

 ضریب عاطفه EQ

 

 هوش عاطفیEI

 

هوش چند گانه رایج ترین اصلاح هستند .   MI 

 

گروهی از محققان دانشگاها  هاروارد تریج گران نظریه هوش چندگانه بودند و در ابتدا هفت نوع و سالها بعد نوع هشتم  و نهم (هنوز تائید نشده است ) هوش را مشخص کرده اند

 

(1)هوش کلامی – محاوره ای : که نویسندگان , شعرا و سخنرانان از این نوع هوش بهره مند هستند .

 

(2)هوش منطفی – ریاضی : که شامل توان کار با اعداد و درک ارتباط بین کوچکترین اجزا اطلاعات می شود

 

(3)هوش تصور وتجسم : این هوش به هنرهای بصری مثل نقاشی , طراحی , مجسمه سازی , و کار هایی مثل دریانوردی , نقشه برداری  و معماری می پردازد.

 

(4)هوش جسمی – حرکتی :این نوع هوش توانایی استفاده از حرکات بدن و برای ظاهر ساختن احساسات مانند عاطفه یا کارهای مثل رقص , ورزش و شنا و رانندگی با اتومبیل در ارتباط هستند که به آن زبان جسم می گویند .

 

(5)هوش موسیقیایی- آهنگین : که توانایی تشخیص الگو های آهنگین و حساسیت به صدا های محیط اطراف مخصوصا صدای انسان و آلات موسیقی می باشد.

 

(6)هوش درونی :روی خود آگاهی و وجود فرد تمرکز دارد وبه عکس العمل ها روحی , کنترل عواطف , آگاهی معنوی و شعور همراه است و گاهی شامل توانایی دید وقایع از بعدی دیگر و نیز توانایی بیان افکار و احساسات فردی می شود که این را هوشیاری برتر می نامند و این هوش در فیلسوف ها , روانپزکان و روحانیون دیده می شود . این افراد قادر به کنترل احساساتشان می باشند و یا حس خوبی در مورد خودشان دارند و می دانند که در کدام گروه از طبقات اجتماعی قرار دارند و با اعتماد به نفس بالایی که دارند می دانند چگونه بین مردم مقبول جلوه کنند .

 

آنها می فهمند چه می خواهند و چه چیزی برایشان مهم است و بر 3 اصل پافشاری دارند 1- خود شناسی 2- شناخت آنچه می خواهند  3- شناخت آنچه برایشان مهم است.

 

(7)هوش ارتباطی: این هوش شامل توانایی برقراری ارتباط موثر و کار با دیگران می شود که گاهی شامل ((هم دردی ))

 

یا ((درک احساس ))  دیگران نیز می شود . توانایی درک و خواندن افکار دیگران یک وجه مهم هوش ارتباطی است که در مشاورین , مدیران , رهبران موفق دیده می شود .

 

این هوش که گاهی آن را هوش اجتماعی نیز می نامند شامل  چهار مورد است :

 

الف ) درک دیگران : شناخت و درک احساسات دیگران و در واقع یعنی دیدن دنیا از چشم دیگران که با جملاتی مثل ((میتوانم تصور کنم که چه احساسی دارید)) آنرا بروز می دهیم .

 

(ب) کفایت اجتماعی : این مهارت به برقراری ارتباط به فرهنگ های متفاوت و تحمل افرادی که از هر جهت با شما فرق دارند بسط می یابد و معمولا به کسی که کفایت اجتماعی دارد می گوئیم : او با هر کسی می تواند کنار بیاید یا واقعا دوست داشتنی است  .

 

(ج) درک ارتباط: که طریقه هوشمندانه یک ارتباط موفق را نشان می دهد به نحوی که رابطه به نفع شما باشد نه بر علیه شما واحساس ارزشمند بودن برای کسی مورد توجه شما است ایجاد کند

 

(د) چگونگی درک رابطه : که از طریق تطبیق دادن خود با دیگران یا تولید مفهوم همسانی که اغلب اوقات با جمله ((او با من جور است ))یا ((او مثل من است)) همراه است .

 

 (8)هوش عاطفی(EQ) : بزرگترین عاملی است که محدوده هوش را متاثر می کند EQ یا هوش عاطفی است که خیلی ها معتقدند EQ همان حس ششم است .

 

EQ شامل انواع هوش چند گانه می شود به خصوص هوش درونی و ارتباطی

 

ضریب هوشی EQ شامل مهارت های عمومی و قدرتهای عاطفی مورد نیاز برای زندگی بهتر بدون توجه به سطح تحصیلات و IQ می باشد و قابلیت ارتقا آن بسیار زیاد است .

 

این شاخه عبارت است از :

 

1- شناخت عواطف خود

 

2-کنترل عواطف خود

 

3- خود انگیزی (یعنی خود به خود به طرف هدف مورد نظرتان کشیده شوید )

 

4- کشف عواطف دیگران

 

5- کنترل ارتباطات به نحوی که پیام های بی  صدای اجتماعی را که نشان دهنده نیاز یا خواست دیگران است درک می کند

 

حال که جوانب مختلف هوش را شناسایی کردیم به علت شکست افراد با IQ بالا می پردازیم

 

علت شکست افراد با IQ بالا صرفا EQ پایین آنهاست

 

IQ بالا در کنار EQ به ما کمک می کند که رابطه به نفع ما باشد نه بر علیه ما و راه استفاده کردن از فرصت های انسانی که یک شاخصه هوش بالا است و می تواند عامل موفقیت در مقاطع مختلف زندگی شود را به شما نشان می دهد این راه متفاوت از راهی است که عموم مردم از آن استفاده می کنند چرا که اکثر نوابغ به طریقی با کمک EQ قوانین را نقص می کنند و راه هوشمندانه ای که احتیاج به تلاش کمتری دارد بر می گزینند ومشکلات خود را حل می کنند .

مشکلات برای شما به این دلیل مشکل هستند که ضمیر خود آگاه یا هوش استدلالی شما (IQ) برای آن راهی مستقیم و منطقی سراغ ندارند با این ترتیب مشکلات خود را به کمک EQ به ضمیر نا خود آگاه بی زبان , کودک صفت  وساده لوح بدون دخالت نیم کره چپ  منطقی و عقل ((کل )) مغز واگذار کنید آنگاه راه را یافته به اهداف مورد نظرتان خواهید رسید و این تنها روش بی دردسر است که خیلی از افراد موفق به کار می برند و در کار و زندگی موفق می گردند و ثروتهای مادی و معنوی و علمی جهان را به خود اختصاص می دهند .


 

 

هر فردي كه در سازماني يا موسسه اي مشغول به كار مي شود، پس از كسب تجربه و دستيابي به مهارتهاي شغلي، به فكر ارتقاي شغل و پيمودن مراحل ترقي سازماني مي افتد. اگر كسي داراي مهارتها و تجارب لازم براي انجام كاري يا هدايت گروه است، چرا براي ارتقاي شغل تلاش نكند؟ در سازمانهاي كنوني بخصوص سازمانهاي بزرگ، فقط انجام كار و تلاش زياد در انجام وظايف، براي پيشرفت و ترقي در مراحل كاري و گرفتن مزاياي سازماني كفايت نمي كند، بلكه مديران نيز بايد به اين درك و دريافت از عملكرد و رفتار شاغل برسند كه او فردي شاخص، فعال و برجسته در كار خويش است و استحقاق رشد و ترقي سازماني را دارد.
اگرچه گويايي و صداي كار و عمل، از بيان و شرح و توضيح درباره كار، قوي‌تر است و طبق مفهوم كلي ضرب‌المثل فارسي «دو صد گفته چون نيم كردار نيست»، ممكن است كارگر يا كارمند شاغل پيش خود فكر كند كه انجام وظايف به صورت كارا و كارآمد، خود به خود گويايي لازم را براي همه مديران و سرپرستان دارد، ولي تجربه نشان داده است كه در همه موارد اين تفكر صحيح نيست. شاغل نيز بايد درجهت معرفي بهتر كارايي و كارآمدي خود براي ترقي و دستيابي به اهداف موردنظر دركارراهه شغلي، بعضي فعاليتها و تلاشهاي غيركاري نيز انجام دهد.
هر شاغلي با مشخص كردن اهداف خود و تلاش براي ارتباطات بهتر سازماني و بخصوص تعيين موقعيت و جايگاهي كه فرد تصميم دارد به آن برسد، مي تواند سعي و تلاش كند تا تاييديه سرپرست يا مدير خود را اخذ كند. به هرحال براي حصول ترقي در مسير شغل چند نكته مهم وجود دارد كه به نظر مي رسد دانستن آن براي هر فردي كه طالب ارتقاي شغلي است، ضرورت داشته باشد:


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3   1 2 3