روشن است که ایجاد رفاه اقتصادى در این حد و براى یکایک افراد خانواده بشرى، کارى بزرگ و مشکلى بس عظیم است، و به دشوارى مى توان تصور کرد که در آن روزگار چه مسائل و عواملى پدید مى آید که چنین زیستى نصیب انسانها مى گردد.

با مطالعه در وضعیت زندگى کنونى بشر و با بررسى دقیق منابع طبیعى و ذخایر موجود در زمین و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملى در همه اموال جهان در نزد مهدى (ع) گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روى زمین، آنگاه مهدى به مردمان بگوید: بیائید! و این اموال را بگیرید.

اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مى یابیم:

1- منابع طبیعى و ذخایر زمین این استعداد را دارد که پاسخگوى مجموعه نیازهاى انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتى که در زندگى بدانها نیازى هست)، و کمبودها را برطرف سازد و آدمیان را به رفاه و آسایش و تامین معاش برساند.

2- محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى، (14) روشن مى سازد که اگر این اسرافکاریها و شادخواریها به صورتى درست و اصولى مهار گردد، و با انضباط و قانونى سازش ناپذیر جلو عیاشى و ریخت وپاشهاى زاید گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهاى کل بشریت برآورده مى شود و زندگى همگان در روى زمین تامین مى شود.

3- با بررسى استعداد خلاق و هوش مبتکر انسانى، روشن مى شود که انسانها مى توانند در پرتو پیشرفت دانشها، به فورمولها و اصول تازه اى دست یابند که معاش آنان بهتر تامین شود، و نیازها و خواسته ها بیشتر برآورده گردد، و رفاه و آسایشى عمومى و همگانى پدید آید. با توجه به این سه محور، امکان پدید آمدن دوران رفاه مطلق و تامین زندگى در سطحى متعالى براى همه مردم روى زمین، روشن مى گردد. در این بخش از این رساله، به بررسى برخى از علل و عواملى مى پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلاب امام مهدى (ع) به کار گرفته شود، و با تکیه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظیم و کلان براى چنین اقدامى عظیم تامین گردد، و در فروغ آن زندگى بشریت سامانى درخور یابد:

1- برقرارى عدالت اجتماعى

عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در کلیه جریانهاى اقتصادى جامعه است، و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر مى گیرد. عدالت به این معنا، اگر گستره اى جهانى یابد و دقیق و بى استثنا حدود آن مشخص شود و درست اجرا گردد. تعادل و توازنى در کل جامعه بشرى پدید مى آورد که آرمان همه عدالتخواهان الهى و بشرى بوده است. در پرتو چنین عدالتى، فاصله هاى اقتصادى به معناى اسراف و تکاثر در بخشهایى و کمبود و محرومیت در بخشهاى فراوان دیگر ریشه کن مى گردد. و چنانکه در بخش نخست (15) دیدیم،مگان است.

2- اجراى اصل مساوات

رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروتها و برابرى در توزیع کالاها و مواد مورد نیاز همه مردم است، و از تراکم و ذخیره سازى کنز و اسرافکارى نزد طبقات و گروههایى مانع مى گردد، و زمینه هاى اصلى کمبود و نیازمندى را برطرف مى سازد.

در فصل بعد روشن خواهد شد که با اجراى اصل مساوات نیازها برآورده مى گردد، و محتاج و تهیدستى باقى نمى ماند. در این باره به چنین تعالیمى برمى خوریم: «و یسوى بین الناس حتى لاترى محتاجا الى الزکاة: (16) (امام مهدى «ع ») میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار مى کند به طورى که دیگر نیازمند و محتاجى یافت نمى شود.» و این همان سطح متعالى زندگى و رفاه عمومى است که زکات مورد مصرف نداشته باشد، و همه چیز به همه مردم برسد. این موضوع در اصل «مساوات » روشن خواهد گشت.


ادامه مطلب

 

از برنامه ها و اقدامهاى امام مهدى (ع)، پدید آوردن رفاه در کل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسیم آیات و احادیث، جامعه بشرى واحدى تشکیل مى گردد که مانند خانواده اى زندگى مى کنند، و مساله ناهنجار جوامع پیشرفته و ابرقدرت، و جامعه هاى در حال رشد، و جامعه هاى عقب مانده و محروم از میان مى رود (1) و بشریت به طور کلى به رفاه اقتصادى و بى نیازى دست مى یابد، و همین چگونگى زمینه اساسى رشد و تعالى معنوى و فکرى انسان را مى سازد.

طبق تحقیقات کارشناسان و متخصصان، (2) بخش عظیم و مهمى از مسائل عقب ماندگى و وابستگى و کمبود مواد غذایى و معیشتى (اگر نگوییم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، و این هر دو عامل با هم در ارتباط اند:

1- نظام اقتصادى حاکم بر جهان.

2- نظام سیاسى حاکم بر جامعه.

1- «نظام اقتصادى حاکم بر جهان »، یعنى نظام و سیستمى که قدرتهاى اقتصادى جهان در کشورهاى استعمارگر پدید آورده اند، و هدف و آرمان آنها دستیابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. این قدرتهاى سلطه گر، با برنامه ریزیهاى دقیق خود، مانع هرگونه استقلال، خودکفایى و رشد تولید و پیشرفت اقتصادى در کشورهاى عقب نگهداشته شده اند. این قدرتها از راههاى گوناگون و شیوه هاى تبلیغى و برنامه ریزیهاى گسترده و عمیق، در سایه سلطه نظامى و سیاسى و فرهنگى، آزادى فکر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى گیرند، و روشها و شیوه هایى در همه مسائل زندگى از جمله در تولید و مصرف و تکنولوژى و فرهنگ و راههاى معیشت، بر آنان تحمیل مى کنند که به سود سرمایه داران بزرگ و سلطه بیشتر جهان پیشرفته است. در سایه این سلب فکر و سلب شخصیت و سلب آزادى و آزادفکرى، پدیده عقب ماندگى ویى و خودیابى و اعتماد به نفس مى میرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقب مانده گسترش مى یابد. از این رو، صاحب نظران مسائل اقتصادى - اجتماعى مى گویند: کمک به کشورهاى عقب مانده (3) تنها در این است که آنها را به خودشان واگذارند. (4)

2- «نظام سیاسى حاکم بر کشورها» نیز نوعا عامل و دست نشانده قدرتهاى جهانى هستند، و همواره به زیان ملتهاى خود گام برمى دارند، و براى سلب هرگونه فکر و اندیشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خودیابى در مردم خویش مى کوشند، و جریانهاى فکرى و فنى فرمایشى را در میان ملت خویش نشر مى دهند، و با رسانه ها و ابزارهاى تبلیغاتى هرگونه استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مى کنند، و توده ها را برده وار به اسارت و پیروى کورکورانه این دو جریان مسلط و حاکم - یکى بیگانه و دیگرى خودى - نخستین موضوعى که صدمه مى بیند و یا بکلى نفى مى گردد، اصالت فکر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به نفس و بازیابى و بازشناسایى نیروهاى نهفته در درون خود و جامعه خودى است.

در رستاخیز ظهور امام منجى (ع)، این بندها و دامها از سر راه برداشته مى شود، و عوامل سلطه بر فکر و فرهنگ و اقتصاد و سیاست جهان و کشورها نابود مى گردد، و انسانها آزاد مى شوند، و با هدایت آن امام به خود مى آیند و دیگر بار خویشتن خویش را بازمى یابند و بازمى شناسند و آزادانه فکر مى کنند، و راههاى تحمیلى و تبلیغى را از راه اصلى و درست جدا مى سازند. و این است آزادى و آزادگى واقعى، آزادیى که در سراسر دنیاى کنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نیست.


ادامه مطلب

 

زکات به معنای انفاق مال، که در قرآن در برابر نماز آمده است، منحصر به شریعت محمد صلی الله علیه و آله نیست؛ بلکه، در امم سالفه نیز بوده است؛ چنان که قرآن کریم درباره حضرت ابراهیم و اسحق و یعقوب می فرماید:«اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة»(14) یا در مورد حضرت اسمعیل آمده است که:«کان یأمر اهله بالصلوة و الزکوة...»(15) و حضرت عیسی در طفولیت می فرماید:«و اوصانی بالصلوة والزکوة مادمت حیّا»(16)
امّا این که بگوئیم زکات در امم سالفه هم به معنی مصطلح در بین مسلمانان بوده و همین مقررات در مورد آن اعمال می شده است دلیلی در این خصوص در دست نیست؛ ضمن این که روایات وجوب که بعداً آنها را ذکر خواهیم کرد، از هر اشاره ای در این مورد خالی است.
علاّمه طباطبائی می فرماید:«ناگفته پیداست که در شریعت ابراهیم و یعقوب و اسمعیل و عیسی علیهم السلام زکات به آن معنائی که در اسلام آمده نبوده است.»(17)
آیه وجوب
کلمه زکات، سی و دو مرتبه در قرآن تکرار شده است که در خیلی از آنها به دادن زکات امر شده است؛ لکن، آن گونه که از روایات پیداست(18)، آیه (خذ من اموالهم صدقه تطهر هم و تزکیهم بها...)(19)آیه وجوب زکات است.
علاّمه نیز می فرماید: «این آیه شریفه متضمن حکم زکات مالی است، که خود یکی از ارکان شریعت و دین اسلام است؛ هم ظاهر آیه این امر را می رساند و هم اخبار بسیاری که از طریق ائمه اهل بیت علیهم السلام و از غیر ایشان نقل شده است.»(20)
آیات دیگری نیز هست که در آنها از دادن زکات صحبت شده و در حالی که علاّمه آیه (خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها...)(21) را آیه وجوب می داند و در روایات نیز همینطور وارد شده است، اهل سنت، برای وجوب زکات، به عبارت (اتوالزکوة)(22) در آیات و نیز (فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم)(23) استناد کرده اند.(24)
ادله وجوب
غیر از آیات محکمات قرآن که به انحاء مختلف مثل امر به پیامبر برای گرفتن صدقه (زکات) و تحریض و تشویق مردم به دادن آن ، و این که پیامبر برای آنها دعا کند، یا توجه دادن به این که دادن صدقات معامله با خداست و نیز آیات دیگری که به دادن زکات امر کرده(25) و آیاتی که کسانی که زکات نمی دهند را در ردیف کفّار قلمداد کرده است(26)، روایات بیشماری دالّ بر وجوب پرداخت زکات، یا معذب بودن مانعین از زکات وارد شده که به معدودی از آنها اشاره می نمائیم:
الف . پیامبر صلی الله علیه و آله : (الزکوة قنطرة الاسلام فمن ادّاها جاز القنطرة و من منعها احتبس دونها و هی تطفی ء غضب الرّب)(27)؛ زکات پل اسلام است؛ هر کس آنرا پرداخت کند از پل می گذرد و هر کس آنرا منع کند به خاطر آن محبوس است و زکات خشم پروردگار را خاموش می کند.
ب . امام صادق علیه السلام : (انّما وضعت الزکوة اختباراً للاغنیاء و معونهً للفقراء ولو انّ الناس ادّوا زکوة اموالهم مابقی مسلم فقیراً محتاجاً و لاستغنی بما فرض اللّه له و ان الناس ما افتقروا و لا احتاجوا و لا جاعوا و لا عروا الاّ بذنوب الاغنیاء)(28)؛ زکات برای آزمون ثروتمندان و کمک به نیازمندان وضع شده است و اگر مردم زکات اموالشان را می پرداختند، هیچ فقیری پیدا نمی شد و با آنچه خداوند مقرر کرده بی نیاز می شدند و مردم نیازمند نشده و گرسنه و عریان نمی مانند؛ مگر به واسطه گناهان ثروتمندان.
ج . امام صادق علیه السلام : (السُّراق ثلاثه: مانع الزکوة و مستحل مهور النساء و کذلک من استدان ولم ینو قضائه)(29)؛ ربایندگان (اموال مردم) بر سه دسته اند: کسی که زکات نمی هد، کسی که مهر زنان را می خورد و کسی که قرض می نماید و نیت پرداختن آن را ندارد.
د . امام صادق علیه السلام : (من منع قیراطاً من الزکوة فلیمت ان شاء یهودیاً و ان شاء نصرانیا)(30)؛
کسی که ذره ای از زکات را ندهد یا یهودی می میرد یا نصرانی.
ه امام صادق علیه السلام : (ما من عبد منع من زکوة ماله شیئاً الاّ جعل اللّه ذلک یوم القیامه ثعباناً من نار مطوّقا فی عنقه ینهش من لحمه حتی یفرغ من الحساب...)(31)؛ هیچ بنده ای نیست که چیزی از زکات مالش را ندهد، مگر این که خداوند در روز قیامت مار آتشین بزرگی بر گردنش می اندازد تا او را نیش بزند و از گوشتش بخورد تا آن که از حساب فارغ شود.
و . علی علیه السلام : (لایقبل اللّه الصلوة ممّن منع الزکوة)(32)؛ کسی که زکات مالش را نپردازد خداوند نمازش را قبول نمی کند.
در کتب عامه نیز آمده است: «زکات رکنی از ارکان پنجگانه اسلام است و بر هرکس شرایط آنرا داشته باشد، واجب عینی است...» و به احادیث زیادی استناد شده که از جمله آنها قول پیامبر است که فرمود:(بنی الاسلام علی خمس) که از جمله پنج مورد، ایتاء زکات را ذکر کرده است...(33).
اجماع:
در اتقاق فقها بر این که زکات، واجب و ضروری است جای هیچ تردیدی نیست و علمای اهل سنت نیز گفته اند: «... و امّا اجماع، امت متفقند بر این که زکات با شرائط مخصوص، رکنی از ارکان اسلام است.»(34)
مرحوم صاحب جواهر نیز گفته که وجوب زکات از ضروریاتی است که از استدلال به آیات و روایات بی نیاز است و منکر آن را در زمره کفار شمرده و به احادیثی استدلال کرده است(35) از جمله:
1. امام صادق علیه السلام : (دمان فی الاسلام حلال من اللّه لایقضی فیهما(احد) حتّی یبعث اللّه قائمنا اهل البیت فاذا بعثه اللّه حکم فیهما بحکم اللّه ، الزانی یرجمه و مانع الزکوة یضرب عنقه)(36)؛ دو خون در اسلام حلالند که کسی در مورد آنها حکم نمی کند تا این که خداوند قائم ما اهل بیت را مبعوث کند و او در مورد آن دو به حکم خدا حکم می کند: زانی محصن را رجم کرده و کسی را که زکات ندهد گردن می زند.
2. فی وصیّة النبی صلی الله علیه و آله لعلّی علیه السلام : (کفر باللّه العظیم من هذه الامه - و عّد منهم - مانع الزکوة)(37) برخی از این امّت به پروردگار عظیم کفر ورزیده اند و از جمله آنها بر شمرد مانع الزکات را.
علّت وجوب زکات


ادامه مطلب

 

4 ـ لزوم نظارت و حسابرسى

یکى از امورى که بایستى مورد اهتمام کارگزاران بیت المال باشد بازرسى، حسابرسى و نظارت بر بیت المال است. سیره امام على علیه السلام در دوران خلافت که پس از نابسامانى هاى اقتصادى و مشکلات مالى به جاى مانده از زمامدارى عثمان در پیش گرفت، نشانگر آن است که آن حضرت در مدت کوتاه حکومت خود حساسیت خاصى نسبت به نظارت و حسابرسى داشته و دخل و خرج بیت المال را مستقیما تحت نظارت خویش قرار مى داد و با متخلفان به شدت برخورد مى کرد.

امام على علیه السلام مى فرماید:

«براى من سزاوار نیست که لشکر، بیت المال، جمع آورى خراج، قضاوت بین مسلمین و گرفتن حقوق درخواست کنندگان را رها سازم، آنگاه با استوارى بیرون روم و به دنبال دسته اى به راه افتم و چونان تیر نتراشیده در جعبه اى خالى به این سو و آن سو سرگردان شوم. من چونان محور سنگ آسیاب باید بر جاى خود استوار بمانم تا همه امور کشور پیرامون من و به وسیله من به گردش درآید. اگر من از محور خود دور شوم و مدار آن بلرزد، سنگ زیرین آن فرو ریزد.»

آن حضرت در نامه اى به یکى از کارگزارانش مى نویسد:

«گویا میراث پدر و مادرت را به خانه مى برى. سبحان الله! آیا به معاد ایمان ندارى و از حسابرسى دقیق قیامت نمى ترسى؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کرده اى؛ در حالى که مى دانى حرام مى خورى و حرام مى نوشى؟! چگونه با اموال یتیمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان براى خود کنیزان مى خرى و با زنان ازدواج مى کنى که خدا این اموال را به آنان واگذاشته و این شهرها را به دست ایشان امن فرموده است؟!»

آن حضرت تا پاسى از شب مى نشست و به حسابرسى و بیت المال مى پرداخت.

امام خمینى قدس سره که با همت عالى و اتکال به خداى بى نیاز بر همه قدرت هاى پوشالى پیروز شد و با پشتیبانى مردم، جمهورى اسلامى را بنیان نهاد، با الهام از مکتب علوى همواره موضوع رعایت بیت المال و نظارت بر آن را متذکر مى شد. ایشان زندگى بسیار ساده اى داشت و با وجود سرازیر شدن وجوه مختلف مالى به بیتشان، در استفاده از آن نهایت سختگیرى را داشت. امام خمینى در دیدار کارگزاران نظام فرمود:

«ما چه کنیم با بیت المال مسلمین؟ وظیفه حکومت ما چیست با بیت المال مسلمین؟ این مسئله، مسئله آن نیست که در آن وقت و در حکومت حضرت امیر باشد. این دستورات در طول تاریخ براى کسانى که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ممکن در بیت المال تصرف نکنند. یک درهمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم. باید در پیشگاه خداى تبارک تعالى در کارهایى که مى کنیم، تصرف هایى که در بیت المال مى کنیم، باید بعد حساب بدهیم، چرا زیاده روى شد، مجازات دارد، عدالت شده باشد مجازات خیر دارد. بیت المال مسلمین را بزرگ شمارید، حکومت هاى اسلامى، بیت المال را براى جلال و جبروت خودشان صرف نکنند. بیت المال مسلمین صرف آن چیزى بشود که براى مسلمین است. وزارتخانه ها وقتى که مى بینند که کارمند بیت المال مسلمین هستند و از آنجا حقوق مى گیرند و ارتزاق مى کنند و اداره، اداره بیت المال مسلمین است حتى در آن مسائلى که حضرت امیر گفته ملاحظه کنند، بزرگ بشمارند مسئله را. مسئله بیت المال مسلمین است و دستور، دستور اسلام است.»


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :29   10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >