پروفسور نجات اللّه صدّیقی و دکتر منذر قحف، معیار و منطق انتخاب مصرف کننده مسلمان را با تقوا بودن و تطابق بیش تر رفتار با ضوابط شرعی می دانند. قحف به نقل از نجات اللّه صدّیقی و همفکر با او مفهوم موفّقیت را چنین بیان می کند. موفّقیت، با تقوا بودن است. هر قدر رفتار فرد، تطابق بیش تری با استانداردهای اخلاقی داشته باشد و درستکاری وی در سطح بالاتری قرار گیرد، وی موفّق تر است. فرد مسلمان در طول زندگی خود، در تمامی مراحل وجود و در هر مرحله، تلاش خواهد کرد هماهنگ با ارزش های اخلاقی قدم بردارد. ... این، هرگز به معنای گرایش به ریاضت و انکار مقاصد اقتصادی نیست. مسیر معنویّت گرای اسلامی از میان تلاش ها و افت و خیزهای زندگی روزمرّه است. چیزی جدا و منفکّ از زندگی وجود ندارد. معنویّت گرایی اسلامی، تنها یک روش زندگی است. هنگامی که می گوییم تقوا و نیکی باید هدف ما باشد، تنها اشاره به این روش خاصّ زندگی بر مبنای ارزش های متعالی اسلامی است.(25) از دیدگاه این دو اقتصاددان مشهور و اصول گرای مسلمان، فرد تربیت شده مکتب اسلام، براساس معیار طبیعی بیشینه کردن مطلوبیّت عمل نمی کند؛ بلکه مطلوبیّت او نیز در گرو پیروی از احکام شرع است. صدّیقی تصریح می کند: شخصی که به ایده ها و اهداف اسلامی تن دهد، باید از حدّاکثر کردن ارضا و مطلوبیّت دست بکشد؛ مثلاً یک مصرف حرام، ممکن است احساس ارضا و مطلوبیّت زیادی برای مصرف کننده ایجاد کند که او حاضر است در ازای آن پولی که مطلوبیّتش کم تر است، پرداخت کند؛ امّا انسان مسلمان که می داند چنین مصرفی او را از دستیابی به ایده ها و اهداف اسلامی بازمی دارد، چنین ارضایی برایش بی معنا خواهد بود.(26) منذر قحف، لذّت بردن از مصرف کالاها را بدان دلیل فضیلت می داند که این امر، اطاعت از اوامر الاهی شمرده می شود. نتیجه نهایی بحث او چنین است که عقلانیّت اسلامی، مستلزم پیروی از ارزش ها و رفتارهای اسلامی است و با ملاحظه این جهات، قضیّه حدّاکثرسازی از دیدگاه تفکّر اسلامی، بدون چون وچرا می شود. قضیّه حدّاکثرسازی، حتّی ممکن است به صورت شمای تعمیم یافته از زندگی در کل استفاده شود؛ یعنی در هر زمان با هر چیز خوبی که مواجه شویم، مسلمان باید آن را تا جایی که می تواند انجام دهد. استاد محمدفهیم خان، انتخاب مصرف کننده مسلمان را دارای چهار مرحله می داند: انتخاب میان تخصیص درآمد به نیازهای دنیایی و انفاق فی سبیل اللّه ، انتخاب بین مصرف حال و آینده، انتخاب بین سطوح گوناگون نیازهای مصرفی حال، و انتخاب بین گزینه های مختلف از سبد کالاهای مصرفی. وی نظریّه های رفتار مصرف کننده در اقتصاد متعارف را فاقد تبیین در دو مرحله نخست می داند و معیار انتخاب مسلمان در این دو مرحله را رعایت اعتدال و توازن معرّفی می کند. پس از انجام این دو مرحله، نوبت به تصمیم گیری در فضای انتخاب کالا می رسد. در اقتصاد سرمایه داری، این انتخاب با حدّاکثرسازی مطلوبیّت با توجّه به قید بودجه صورت می گیرد. فهیم خان می گوید: اسلام، منکر آن است که خواسته های نفسانی انسان، ایجادکننده نیروی انگیزش برای رفتار مصرف کننده است. اسلام مبنای دیگری را جایگزین خواسته ها برای رفتار مصرف کننده می کند و این مبنا عبارت است از «نیازها».(27) او به تبع شاطبی، نیازهای زندگی انسان را به پنج نوع (لوازم حفظ دین، نفس، عقل، نسل و مال) و به سه سطح (ضروریّات، کفاف و رفاه) تقسیم کرده، می گوید: در حالی که خواسته به وسیله مفهوم مطلوبیّت معیّن می شود، نیاز، یک دیدگاه اسلامی است که به وسیله مفهوم مصلحت تعیین می گردد. هدف شریعت، مصلحت العباد است (رفاه و بهزیستی انسان ها)؛ بنابراین، تمامی کالاها و خدماتی که استفاده از آن ها دارای «مصلحت» است، به عنوان نیاز (نیازها) تعیین خواهد شد... . مصلحت، خاصیّت یا نیرویی در یک کالا یا خدمت است که اجزا و اهداف اساسی زندگی انسان را در این جهان تحت تأثیر قرار دهد و برآورده کند.(28)21. اصل بیشینه کردن تطابق رفتار با احکام شرع
22. اصل بیشینه کردن مصلحت العباد


