منابع مقاله:

فصلنامه اقتصاد اسلامی، شماره 8، گیلک حکیم آبادی، محمدتقی(1)؛

چکیده:

علم اقتصاد متعارف پس از آنکه حداقل یک قرن، مستقل از تفکر و دانش دینی گسترش یافت در چند دهه اخیر ارتباطی دوسویه با دین بر قرار نمود . حاصل این ارتباط ظهور و گسترش ادبیات اقتصاد دینی و اقتصاد دین است که اولی در پی تحلیل رفتارهای اقتصادی با توجه به زمینه های دینی و آخری بدنبال تحلیل اقتصادی موضوعات دینی است . این مقاله مقدمه ای در تبیین چگونگی اقتصاد دینی و اقتصاد دین است .

مقدمه

علم اقتصاد مدرن، در عالم تفکر اجتماعی غیردینی (2) دست کم از اواخر قرن نوزدهم، مستقل از تفکر دینی و مطالعه دین گسترش یافت . عالمان الاهیات و روحانیان با این انگیزه که این موضوعات، تراوشات علوم عصر روشنگری و سنن سکولاریزم است، از آن پرهیز کردند و برخی اقتصاددانان مانند کلاسیک ها به طور معمول با این بهانه که علم اقتصاد هیچ کمکی نمی تواند به مطالعه ترجیحات کند و برخی دیگر مانند مارکسیست ها به این اعتقاد که دین آینده ای ندارد، بررسی اندیشه های دینی را از حوزه تفکر اقتصادی کنار گذاشتند; البته دانشجوی دینی به ندرت به موضوعات اصلی علم اقتصاد علاقه نشان می داد و در موضوعاتی نظیر اعتبار برنامه ریزی مرکزی، شایستگی تجارت آزاد و کارایی بازار، وارد می شد; ولی همواره روحانیانی بودند که در صف مقدم مبارزه برضد تبعیضات اجتماعی - اقتصادی قرار داشتند . در امریکا مارتین لوترکینگ از مشهورترین این کشیش ها است یا مؤسسه اسلامی مالزیایی در مبارزه برای بهبود توفیق اقتصادی مالزی نقش رهبری ایفا کرده است . امام خمینی قدس سره و سازمان های اسلامی در کشورهای اسلامی بر ضد تبعیضات و ستم هایی که از سوی حاکمان بر مردم می شد، مبارزات سختی را رهبری کردند; اما ایفای چنین نقش هایی با داشتن تفکر منطقی اقتصادی دینی و شرکت در پالایش نظریه های عمومی درباره توزیع درآمد و ثروت متفاوت است . افراد می توانند بدون داشتن تفکر اقتصادی در مبارزه برضد تبعیضات اقتصادی شرکت کنند; اما در قرن بیستم به ویژه پس از نیمه آن، کوشش هایی از هر دو سو صورت گرفته است; چنان که ما شاهد ادبیات به نسبت گسترده ای در زمینه اقتصاد دینی از یک سو و نیز تلاش اقتصاددانان از سوی دیگر در جهت تحلیل اقتصادی موضوعات دینی هستیم . عالمان دینی کوشیده اند در تحلیل پدیده های اقتصادی و ارائه سیاست ها، نقش اعتقادات و ارزش های دینی را بگنجانند و از سوی دیگر، اقتصاددانان، موضوعات متنوعی نظیر بهداشت، جرم، آموزش، باروری، تبعیض، رای گیری، ازدواج و اعتیاد را تحلیل می کنند که تعدادی از محققان می کوشند دین را به این فهرست بیفزایند . آن ها با سلاح نظریه اقتصادی و مجموعه رو به رشد اطلاعات، متغیرهای مؤثر بر رفتار دینی، ماهیت مؤسسات دینی و اثر اجتماعی و اقتصادی مذهب را بررسی می کنند . تاکنون اقتصاد دین، بزرگ ترین اثر خود را در علوم اجتماعی داشته است; زیرا به طور مستقیم به موضوعات اساسی جامعه های دینی می پردازد; بنابراین، جامعه شناسان سخن از مدل های بازار و نظریه انتخاب عقلانی را به صورت پارادایم جدید در تحقیقات دینی آغاز کرده اند . در یک بررسی کوتاه کوشیدیم با تاکید بر نوشته های موجود، اقتصاد دینی را در بخش دوم بررسی; سپس اقتصاد دین را که مقوله ای جدیدالورود در ادبیات اقتصاد و دین است، معرفی کنیم و در بخش پایانی به نتیجه گیری بپردازیم .

اقتصاد دینی (3)

اقتصاد دینی به دنبال غیر دینی کردن حوزه هایی از زندگی اجتماعی به وسیله مدرنیته و همچنین آموزه های ضد دینی مارکسیست ها ظهور کرد . جنبش های دینی در برابر این هجوم کوشیدند تا تسلط دین را در حوزه های غیر دینی شده احیا کنند . در بخشی از این تلاش، آن ها می کوشند علوم اجتماعی را بازسازی کنند . به سبب این هدف، آن ها به شکست برنامه های سیاسی که جامعه شناسان سکولار ترویج کرده اند، توجه دارند . و نشان می دهند که این شکست ها را می توان با بازگشت به دین که منبع هدایت و الهام در تدوین اندیشه ها و برنامه های اجتماعی است، کاهش داد . بسیاری از این شکست ها که فعالان دینی بر آن تاکید می کنند، به واسطه سیاست ها و نهادهای اقتصادی رایج است; برای مثال، در ایالات متحده، فعالان مسیحی بسیاری اداره نظام رفاهی دولت را به علت مرض های اجتماعی نظیر فقر شهری، جرایم نوجوانی و سست شدن بنیان خانواده سرزنش می کنند . همچنین در سراسر دنیا فعالان اسلامی معتقدند که سیاست های اقتصادی غیر اسلامی، مسؤول مشکلاتی نظیر فقر، فساد اداری و عقب گرد فن آوری هستند . دولت های سکولار، به سبب تعقیب برنامه های اقتصادی غربی به جای برنامه های اسلامی در اشتباه هستند . (4)

به طور قطع، حمله به سیاست های اقتصادی فعلی فقط از جهات دینی نیست . متفکران اجتماعی بسیاری انتقاداتی را در زمینه های متعدد غیر دینی مطرح می کنند; اما نکته مهم این است که اکنون صدای دین میان منتقدان، بلندتر، و اصلاحاتی که هویت دینی دارند، در مقایسه با گذشته، معمول تر است و با اطمینان بیش تری افزایش می یابد; بنابراین، دهه های اخیر شاهد ظهور اشکال متعددی از اقتصاد دینی، یعنی علم اقتصاد با زمینه های اسلامی، مسیحی، بودایی و هندویی است .

اقتصاد اسلامی در قرن بیستم به ویژه در دو سه دهه اخیر، گسترش بسیاری داشته است . امروزه اقتصاد اسلامی به صورت گرایش تحقیقاتی و تحصیلی در بسیاری از دانشگاه ها و مؤسسات علمی جهان اسلام و به ویژه عربستان سعودی، ایران، پاکستان و مالزی مطرح است . دانشجویان بسیاری رساله های فوق لیسانس و دکترای خود را در این زمینه تنظیم کرده اند . اقتصاد اسلامی تاکنون میان شکل های گوناگون اقتصاد دینی، مهم ترین گام ها را برای عملی کردن اندیشه هایش برداشته است . چندین کشور اسلامی (با اکثریت مسلمان) اکنون به طور رسمی، نظام های توزیع مجدد اسلامی را اجرا می کنند . بانک های اسلامی در بیش از 60 کشور کار می کنند . کشورهایی همچون ایران و پاکستان، بانکداری مبتنی بر بهره را غیرقانونی کرده اند; بنابراین، زمینه مطالعات تجربی در موضوعات مهم اقتصادی به ویژه در بانکداری فراهم شده است; البته هنوز اقتصاد اسلامی چنان که در نظریه به آن توجه شده، اجرا نشده است و موانع فراوانی بر سر راه آن قرار دارد . شایان ذکر است که اقتصاد اسلامی در کلیت به دانشی اطلاق می شود که درباره مکتب اقتصادی اسلام، نظام اقتصادی اسلام و حتی علم اقتصاد اسلامی بحث می کند . هر چند مباحث معتقدان به مکتب و نظام اقتصادی اسلام اختلاف بسیاری با هم ندارند، برداشت طرفداران علم اقتصاد اسلامی یک سان نیست; اما آن چه در این بررسی اجمالی می توان گفت، این است که اقتصاد دینی با اعتقاد به این که موضوعات اجتماعی ملهم از ارزش ها و باورها است، می کوشد تا در بررسی پدیده های اجتماعی از جمله رفتارهای اقتصادی بر این عوامل غیر مادی تاکید کند; بنابراین، از مفاهیم دینی مانند نوع دوستی، ایثار، انفاق، . . . و همچنین احکام حقوقی مانند حقوق مالکیت، حرمت اسراف، ربا و . . . در تحلیل اقتصادی استفاده می کنند . دکتر انس زرقاء می گوید:

اقتصاد - چنان که در ذهن های ما وارد کرده اند - فاقد احکام ارزشی نیست و نمی تواند باشد و نیز اسلام از مفاهیم اثباتی درباره اقتصاد عاری نیست . بدین ترتیب، ما می توانیم احکام ارزشی اسلامی را جایگزین احکام ارزشی غیراسلامی کنیم و مفاهیم اسلامی را بر ذخیره مفاهیم اثباتی اقتصاددانان بیفزاییم و به نتایجی دست یابیم . (5)

بسیاری از نوشته های اقتصاد اسلامی با استفاده از متدلوژی اقتصادی متعارف به ویژه ابزارهای آن و با تعدیلاتی که در آن ها صورت گرفته است، به بررسی موضوعات اقتصادی پرداخته اند . دکتر نجات الله صدیقی از پیشگامان طرح اقتصاد اسلامی، کتاب های اقتصادی را که اندیشه وران اسلامی در ربع سوم قرن اخیر در موضوعات گوناگون به ویژه فلسفه و نظام اقتصادی، مالیه عمومی، نظام مالی اسلام به سه زبان انگلیسی، عربی و اردو نوشته اند، بررسی کرده است . (6)

دکتر یدالله دادگر نیز نوشته های معاصر درباره اقتصاد اسلامی را معرفی کرده است . (7) همچنین دکتر سبحانی بیش تر به بررسی متون اقتصاد اسلامی (شامل پایان نامه ها) به ویژه نوشته های نویسندگان شیعی موجود در داخل پرداخته است (8) که از جمله می توان به چند نمونه از این مطالعات به شرح ذیل اشاره کرد: (9)

1 . کتاب مباحثی در اقتصاد خرد، نگرش اسلامی: در این کتاب که مجموعه مقالات سیزده اندیشه ور و اقتصاددان مسلمان است، بیش تر درباره اهداف و انگیزه های مصرف و تولید و تفاوت های عمده رفتار مصرف کننده و تولید کننده مسلمان با افراد غیر دینی بحث شده است; سپس محققان در بیش تر مقالات، با استفاده از همان ابزار منحنی های مطلوبیت و حداکثرسازی، به تحلیل اقتصادی و همچنین به مساله تخصیص منابع و اقتصاد رفاه پرداخته اند . (10)

2 . کتاب اقتصاد کلان با نگرش اسلامی: این کتاب، نتیجه کوشش دو تن از محققان مسلمان عرب زبان است که در هشت فصل تدوین شده و در تفهیم مطالب، همانند علم اقتصاد کلان از تحلیل های اقتصاد کلان در زمینه مصرف، سرمایه گذاری و همچنین از مدل IS-LM در تبیین تعادل کل استفاده کرده است . مؤلفان تقریبا همانند دیگر اقتصاددانان مسلمان در دخالت نقش ارزش ها و اعتقادات در رفتارهای اقتصادی کوشیده اند . (11)

3 . رساله ها و پایان نامه های بسیاری در سطح دکتری به تبیین موضوعات اقتصاد اسلامی پرداخته اند که به چند نمونه از آن ها اشاره می شود:

محمدانور، رساله دکتری خود را در دانشگاه نیوهمشایر امریکا در سال 1985 تحت عنوان «یک مدل اقتصاد کلان برای اقتصادهای بدون بهره: یک مطالعه ادغامی از نظامهای اقتصادی غربی و اسلامی » نوشت . در این رساله، یک مدل غربی، داخل یک مدل معادل که دارای نظام مالی بدون بهره است، استفاده شده است . این مدل نشان می دهد که نسبت های تسهیم سود، نقش بسیار مشابهی با مدل های غربی منتهی بر نرخ بهره ایفا می کند و در این مدل می توان با تغییر سهم در سود به جای تغییر نرخ بهره، به اهداف سیاستی دست یافت . در این رساله نتیجه گیری می شود که با حفظ شرایط دیگر، نظام بدون بهره برای کشورهای کم تر توسعه یافته که اقتصاد تورمی دارند، مناسب تر است .

مهدی رضوی، رساله دکتری خود را در دانشگاه لینکلن نبراسکای امریکا در سال 1983 تحت عنوان «مدلسازی نظام اقتصادی اسلام، یک روش ماتریس انتقالی تعاملی و نمودار جهت دار بولیین » نوشته است . موضوع اصلی این مطالعه، تحلیل امکان فرموله کردن یک چارچوب از نظام اقتصادی مبتنی بر آموزه های اسلامی مستقل از سرمایه داری و سوسیالیسم موجود است .

نادر حبیبی، پیامدهای اقتصادی نظام های بدون بهره بانکداری اسلامی را با استفاده از مدل تعادل عمومی در سال 1987 در دانشگاه دولتی میشیگان بررسی کرده است . او مشاهده کرد که هر چه از نرخ بهره صفر دور شویم، پس انداز خالص فزونی می گیرد و تخصیص ریسک بهبود می یابد . او همچنین مدل اقتصادی کلان مشابهی را به کار برد تا انتخاب های سیاست پولی و مالی را که در دسترس دولت های کشورهای اسلامی است، بررسی کند .

همچنین رساله های متعددی درباره بانکداری اسلامی در سطح خارج و داخل نگارش یافته است . (12)

محمدتقی گیلک حکیم آبادی با استفاده از روش رایج اصابت مالیاتی، آثار توزیعی خمس را با مالیات های متعارف در ایران مقایسه کرده است . (13)

خوشبختانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دانشجویان علوم دینی و دانشگاهی علاقه مند به اقتصاد اسلامی کوشیدند بر ادبیات آن بیفزایند . پایان نامه هایی در زمینه تعادل اقتصادی، روش شناسی، اقتصاد پولی، نیروی کار، توسعه، مالیه عمومی، نظام مالی و . . . به وسیله دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد در دانشگاه های ایران به ویژه دانشگاه مفید قم، دانشگاه امام صادق علیه السلام تهران و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در قم نوشته شده است .

شایان ذکر است که حاصل کوشش کارگزاران و اندیشه وران داخلی در زمینه ارزیابی اقتصاد اسلامی، گام مؤثری در گسترش اقتصاد اسلامی به شمار می آید .


 

اندیشمندان و صاحب نظران امر توسعه اقتصادى با بررسى وضعیت کشورهاى مختلف جهان به کند و کاو در این حوزه پرداختند. در زمینه ریشه و علل اصلى فرایند توسعه و توسعه نیافتگى در کشورهاى مختلف جهان، نظریات و رویکردهاى مختلفى ارائه گردیده است. عمده ترین این رویکردها عبارت اند از:

1. رویکرد تفاوت در منابع خدادادى (داده ها) و مواهب طبیعى.

2. رویکرد تفاوت هاى نژادى.

3. رویکرد تفاوت هاى ارزشى و فرهنگى .

4. رویکرد سیاسى و حاکمیت قدرت ها.

5. رویکرد تاریخى.

6. رویکرد دور باطل.

رویکرد اخیر در تبیین علل و زمینه هاى فرایند توسعه و توسعه نیافتگى بیانگر آن است که: بازدهى پایین اقتصاد معیشتى، تولید و در آمد را فقط در حد مصرف معیشتى فراهم مى کند و مازاد در آمد نسبت به مصرف (پس انداز) در حد تولید مجدد همان جریان خواهد بود.

در نتیجه، سرمایه گذارى براى افزایش ظرفیت هاى تولید مادى و یا سرمایه گذارى در نیروى انسانى ناچیز بوده و بازدهى تولید در سطح پایین باقى مى ماند و تداوم دور باطل را بر زندگى معیشتى تحمیل مى کند.

پایین بودن پس انداز ¨ کمبود درآمد مردم ¨ پایین بودن قدرت تولید ¨ نبود سرمایه ¨ پایین بودن پس انداز

براى تحلیل این دیدگاه ابتدا لازم است مفهوم توسعه اقتصادى روشن شود. نخستین قدم براى این منظور تمایز قائل شدن بین رشد اقتصادى و توسعه اقتصادى است. به این معنا که رشد اقتصادى مفهومى کمى است در حالى که توسعه اقتصادى مفهوم کیفى است. رشد اقتصادى به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید (کشور) در یک سال خاص در مقایسه با تعداد آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملى (GNP) یا تولید نا خالص داخلى (GDP) در سال مورد نیاز به نسبت تعداد آن در یک سال پایه رشد اقتصادى محسوب مى شود که باید براى دستیابى به عدد رشد واقعى، تغییر قیمت ها و به خاطر تورم، و استهلاک تجهیزات و کالاهاى سرمایه اى را نیز از آن کسر نمود.

منابع مختلف رشد اقتصادى عبارت اند از: افزایش به کارگیرى نهاده ها (افزایش سرمایه یا نیروى کار)، افزایش کارآیى اقتصاد (افزایش بهره ورى عوامل تولید) و به کارگیرى ظرفیت هاى احتمالى خالى در اقتصاد.

توسعه اقتصادى عبارت است از رشد همراه با افزایش ظرفیت هاى تولیدى اعم از ظرفیت هاى فیزیکى، انسانى و اجتماعى. در توسعه اقتصادى، رشد کمى تولید حاصل خواهد شد، اما در کنار آن نهادهاى اجتماعى نیز متحول خواهند شد، نگرش ها تغییر خواهد کرد، توان بهره بردارى از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته و هر روز نوآورى جدیدى انجام خواهد شد.

توسعه اقتصادى دو هدف دارد:

1. افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشه کنى فقر)

2. ایجاد اشتغال .

هر دوى این اهداف در راستاى عدالت اجتماعى است. البته نگاه به توسعه اقتصادى در کشورهاى پیشرفته و کشورهاى توسعه نیافته متفاوت است. در کشورهاى توسعه یافته، هدف اصلى افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالى که در کشورهاى توسعه نیافته بیشتر ریشه کنى فقر و افزایش عدالت اجتماعى مد نظر است.

از جمله شاخص هاى توسعه اقتصادى یا سطح توسعه یافتگى شاخص در آمد سرانه است که از تقسیم درآمد ملى یک کشور (تولید ناخالص داخلى) به جمعیت آن به دست مى آید. این شاخص ساده و قابل ارزیابى در کشورهاى مختلف، معمولا با سطح در آمد سرانه کشورهاى پیشرفته مقایسه مى شود. زمانى در آمد سرانه کشورهاى پیشرفته مقایسه مى شود. زمانى درآمد سرانه 5000 دلار در سال نشانگر توسعه یافتگى بوده و زمانى دیگر حداقل در آمد سرانه 10 هزار دلار.

شاخص برابرى قدرت خرید (PPP)، شاخص درآمد پایدار(GNA,SSI)، شاخص هاى ترکیبى توسعه و شاخص توسعه انسانى (HDI) نیز از دیگر شاخص ها مى باشد.

در تحلیل پایین بودن پس انداز به عنوان عامل و زمینه کمبود در آمد از مدل جمعیتى مالتوس و نیز قانون بازده نزولى ریکاردو مى توان بهره گرفت. مطابق نظر ریکاردو، وقتى یک اقتصاد در حال رشد به حداکثر میزان در آمد سرانه دست مى یابد، پس از آن به دلیل افزایش مستمر قیمت مواد غذایى، در آمد سرانه کاهش خواهد یافت. نهایتا اقتصاد به یک وضعیت ایستا یا تعادلى مى رسد که در آن، کارگردان صرفا دستمزدهایى در سطح حداقل معیشت دریافت مى کنند. همین مسئله به عدم توان لازم براى پس انداز مى انجامد و در یک رابطه على و تسلسلى با عوامل دیگرى همچون کمبود در آمد، پایین بودن قدرت تولید و نبود سرمایه ارتباط پیدا مى کند. ریکاردو رشد اقتصادى را در جامعه سرمایه دارى، داراى بستر مناسب مى بیند و معتقد است که رشد اقتصادى در یک جامعه سرمایه دارى در سایه وجود مواد غذایى ارزان قیمت (که به معناى پایین بودن دستمزدهاى کارگران صنعتى و بالا رفتن سودهاى سرمایه داران است) و در نتیجه افزایش امکان انباشت سرمایه در صنعت، تولید بیشتر و در نهایت افزایش در آمدهاى اقتصادى کل، تحقق مى یابد.

در تحلیل قدرت تولید نیز مى توان از نظریه مزیت نسبى بهره برد. براساس این نظریه، مبادله آزاد، بین کشورهاى باعث افزایش مقدار تولیداست (محصول) جهانى مى شود. اگر هر کشورى به تولید کالاهایى روى آورد که توانایى تولید آنها را با هزینه نسبى کمترى (در مقایسه با دیگر شرکاء و رقباى تجارى خود) دارد در این صورت کشور مفروض قادر خواهد بود مقدارى از کالاهایى را که با هزینه کمترى تولید مى کند با کالاهاى دیگرى که ملت هاى دیگر قادر به تولید ارزانتر آنها هستند مبادله نماید. لذا در پایان یک دروه زمانى ملت ها در خواهد یافت که امکانات مصرف آنها در اثر تجارت و تخصصى شدن نسبت به زمانى که همه کالاهاى مورد نیاز خود را در داخل کشورهایشان تولید مى کرده اند، افزایش یافته است .

به همین دلیل، اقتصاد دانان تجارت آزاد جهانى را مطلوب مى دانند، چون باعث افزایش تولید ناخالص ملى کشورها و بالتبع افزایش رفاه ملت ها خواهد شد.

رائول پربیش بنیانگذار مکتب اقتصادى اکلا معتقد است که کشورهاى پیرامون از گونه اى ترتیبات مالى در رنج هستند که سرمایه و همین طور عدم تعادل براى آن به همراه مى آورند.

او مى گوید: «به نظر من سرمایه دارى پیرامونى پدیده اى است که از تکنولوژى مراکز صنعتى ناشى مى شود و شامل الگوهاى مصرف، نهادها، عقاید و ایدئولوژى هایى است که خصیصه سرمایه دارى کاملا جعلى است... امکان این باز تولید به دلیل تناقضاتى که پدیده هایى چون تکثیر و تشعشع در ساخت اجتماعى پیرامونى به وجود مى آورند میسر نیست... انباشت سرمایه نیز به نوبه خود با گسترش جامعه مصرفى ناسازگار است».

فقدان سرمایه گذارى هاى مولد آنگونه که در نظریات ویلبرت مور و والت روستو آمده یکى از خلأهاى مهم در کشورهاى توسعه نیافته است که به شکل گیرى سرمایه دارى پیرامونى کمک بسیارى کرده است. در حالى که سرمایه دارى از منظر نظریه پردازان نوسازى، مکانیزمى قدرت مند براى تولید ثروت است.

جوزف شومپیتر اعتقاد داشت که ماشین سرمایه دارى علاوه بر اینکه قادر است نرخ هاى بالاى رشد اقتصادى را تولید کند، مى تواند ضررهاى اجتماعى آن را نیز جبران نماید.

بر همین اساس نظریه پردازان نوسازى معتقدند که کشورهاى جهان سوم باید مرحله گذار از جامعه سنتى به جامعه مدرن را که کشورهاى شمال قبلا تجربه کرده اند، تحمل نمایند. لذا از منظر آنان مسیر توسعه در پیگیرى الگوى شمال قرار دارد. به عبارت دیگر راه توسعه از الگوى شمال مى گذرد. از همین رو است که نظریه پردازان مکتب نوسازى اعتقاد به ارزشمندى وابستگى متقابل اقتصادى شمال ـ جنوب دارند، زیرا نه تنها منافع متقابل دارد، بلکه این روابط به کشورهاى جنوب کمک مى کند تا ساختارها و ارزش هاى اجتماعى سنتى را که باعث عقب ماندگى آنها مى شوند، از بین ببرند و به عبارتى از چرخه معیوب و دور باطل فقر خارج و به سوى پیشرفت و رهایى از مشکلات راه سپارند و بالاخره تکلیف خود را با سرمایه دارى مشخص کنند.

پدیدآورنده: ضیاء الدین صبورى

منبع: سایت حوزه


 

فرجام سخن

از آنچه گذشت، می توان نتایج زیر را استنباط و استنتاج کرد:

1 . سازمان تجارت جهانی یک واقعیت است که نادیده گرفتن آن نه ممکن است و نه عقلانی . به این دلیل باید این واقعیت مسلم را همانند الحاق به بانک جهانی، سازمان ملل متحد و صندوق بین المللی پول پذیرفت، و پس از آن تلاش کرد که هم بر آن تاثیر بگذاریم و هم از تاثیرات منفی آن خود را دور سازیم; چنان که برخی از اعضای فعلی وتو با رضایت کامل به عضویت آن در نیامده و برخی نیز آمادگی اقتصادی لازم را برای الحاق نداشتند . ولی همگی آن ها به دلایل فوق عضویت در وتو را پذیرفتند .

2 . اکنون که الحاق به وتو اجتناب ناپذیر است:

اولا، باید کوشید تا حد امکان امتیازات لازم از آن سازمان را در جهت منافع اقتصاد داخلی در فرآیند مذاکرات الحاق گرفت .

ثانیا، باید تلاش کرد فرآیند الحاق را طولانی کنیم و در این مدت، آمادگی های لازم اقتصادی که چیزی جز حرکت به سوی توسعه اقتصادی نیست، در خود فراهم آوریم; وظیفه ای که قبل از هر چیز بر دولت سنگینی می کند .

چند پیشنهاد برای تحقق

در این مقاله به منظور رعایت اختصار و قواعد مقاله نویسی، تنها به بخشی از موضوع ایران و وتو اشاره رفته است; در حالی که سؤالات بسیاری در این زمینه وجود دارد که پاسخ به هر یک، نیازمند پژوهش های مختلف است . برخی از این پژوهش ها را که به تکمیل این مقاله مدد می رساند، پیشنهاد می کنیم:

1 . بررسی مضار و منافع اقتصادی سیاسی و فرهنگی الحاق ایران به وتو .

2 . وتو و بررسی نقش اهداف سیاسی در پذیرش و یا عدم پذیرش ایران .

3 . بررسی فرآیند الحاق به وتو در برنامه سوم توسعه ایران .

4 . حذف یارانه ها و آثار آن در امور اقتصادی ایران .

5 . آزاد سازی تجارت خارجی و تهاجم فرهنگی غرب علیه ایران .

6 . ایران و چین دلایل و موانع الحاق به وتو .


ادامه مطلب

 

ایران گام ها و اقدامات آتی

وتو برای پذیرش قطعی یک کشور، انتظار دارد شرایط زیر در کشور متقاضی تحقق یابد:

1 . آزاد سازی تجارت خارجی: یکی از شرایط الحاق به وتو، آزادسازی تجارت خارجی است . بخش زیادی از آزادسازی تجارت خارجی با حذف تعرفه های گمرکی اتفاق می افتد . از این رو، کشور متقاضی اجازه بستن تعرفه بر کالا به استثنای برخی از کالاها، آن هم تا سقف 5 درصد و مسدود کردن ورود و خروج کالا را ندارد، و حتی باید به لغو کلیه عوارض و تعرفه های قبلی نیز بپردازد، تا ورود و خروج کالا و خدمات بدون هیچ گونه محدودیتی صورت گیرد . دفاع از حذف تعرفه و رفع محدودیت های دیگر، به این دلیل یا بهانه انجام می شود که مصرف کننده ارزان ترین و در عین حال مرغوب ترین کالا را از هر نقطه جهان بتواند تهیه کند . بنابراین مشتری پسته مورد نیاز خود را از ایران، اگر بهترین و ارزان ترین پسته را تولید می کند، تهیه نماید . همین طور مشتری کائوچو، گندم و تلویزیون، نخست به سراغ کشورهای ویتنام، استرالیا و کره جنوبی که در تولید محصولات فوق مزیت نسبی دارند، می رود . (18)

2 . حذف یارانه ها: بر اساس هدف های وتو، همه کشورهای عضو یا متقاضی عضویت، باید کلیه یارانه هایی را که به صورت پنهان و آشکار به اقتصاد داخلی تزریق می کند، لغو کند; زیرا بدون حذف یارانه تعیین، تولید ارزان ترین محصول در جهان غیر ممکن است . به اعتقاد وتو برای تعیین ارزان ترین تولید باید 1500 نوع حمایت یارانه ای که ممکن است در اقتصاد کشورها وجود داشته باشد، حذف شود . این وضعیت حتی برای تولید کننده و صادر کننده محصولات هم نافع است; زیرا هر تولید کننده ای، مصرف کننده نیز هست . البته مراد از ارزان ترین محصول این نیست که نامرغوب باشد . یارانه مشکل دیگری را نیز پدید می آورد: به عنوان مثال، انرژی نان و دارو مهم ترین اقلام یارانه ای در ایران اند که 90 درصد یارانه های غیرمستقیم را که معادل 600/3 میلیارد از 000/4 میلیارد تومان است، به خود اختصاص داده اند; در حالی که کل بودجه کشور در 1377 ش . ، 500/5 میلیارد تومان بود . (19)

3 . آزادسازی نرخ ارز و بهره: نظام چند نرخی ارز یا پرداخت ارز یارانه دار، یکی دیگر از حمایت های دولت از تولید کنندگان داخلی است . اگر کارخانه ای در ایران ارز 7 تومانی و کارخانه مشابهی در سنگاپور ارز 700 تومانی دریافت کند، در شرایط مساوی کارخانه ایرانی محصول ارزان تری را تولید کرده است . به همین دلیل یکی از شرایط ورود به تجارت جهانی، تک نرخی کردن ارز و عدم پرداخت مابه التفاوت نرخ ارز دولتی و آزاد به کارخانه ها است . البته تک نرخی شدن ارز را بازار عرضه و تقاضا تعیین می کند، نه دولت . نرخ متفاوت بهره هم از مصادیق حمایت های دولتی از بخش های تولیدی است، در حالی که در اقتصاد وتو، نرخ بهره را تولیدکنندگان و مصرف کنندگان مشخص می کنند، و نظام اداری و قانون گذاری نمی تواند برای کالا و خدمات، نرخ بهره مشخص کند . با یکسان شدن نرخ بهره، قیمت اجناس در بازار داخلی و خارجی یکسان می شود و زمینه از بین رفتن انحصارات دولتی و خصوصی که مانعی بزرگ بر سر راه توسعه اقتصادی است، فراهم می شود . (20)

4 . یکسان سازی و رفع محدودیت ها: کشورهای اتحادیه اروپا از آغاز 1379 ش/ . 2000 م . کلیه اطلاعات به استثنای اطلاعات دفاعی و امنیت ملی را در اختیار متقاضیان قرار می دهند; زیرا، اولا، امروزه دستیابی به اطلاعات مشکل نیست و انبارسازی آن نیز فایده چندانی ندارد . به همین دلیل، سازمان های اطلاعاتی دسترسی به اطلاعات را دیگر وظیفه اصلی خود نمی دانند; بلکه اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع آشکار چون روزنامه ها تهیه می کنند . ثانیا، دسترسی آزاد به اطلاعات، شرط تحقق بازار آزاد و توسعه اقتصادی است . بدون اطلاعات نمی توان به برنامه ریزی و تولید اقتصادی دست زد . همچنین دولت در موارد نادری که به تعیین نرخ می پردازد، باید نرخی را که برای خدمات و کالاهای داخلی می بندد، با نرخ کالاها و خدمات مشابه ای که یک رکت خارجی تولید می کند، یکسان باشد . در مورد بانک ها هم همین قاعده حاکم است . در این صورت ایران یا هر کشور دیگر، نمی تواند برای بانک های خارجی محدودیت بیشتر از آنچه برای بانک های داخلی قائل است، وضع کند . (21)


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :29   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >