این اصل اقتضا می کند که پاداش باید براساس میزان تلاشهای هوشمندانه و آگاهانة افراد اختصاص یابد. صرف نظر از اینکه افراد دارای بهره وری واقعی و مولدیت باشند یا نباشند، مستقل از آنکه تلاش افراد مولد باشد یا نباشد پاداش به ازای میزان کار مثلاً هر ساعت یا به طور روزانه برای تلاش فرد تعریف می شود. ساعت کار دستمزد، بر این معیار ساخته شده است. این اصل، تخصیص منابع براساس بهروه وری فرد را تجویز می کند. و حتی اگر دستاورد فرد دارای تناظری با حاصل تلاش «Effort» به معنای کلمه نباشد، آن را می پذیرد. یعنی، بر این اساس احتمالاً ممکن است افراد بتوانند بدون تلاش یا با تلاش بمراتب کمتر، اما دارای مولودیت و بهره وری بالاتری بالنسبه باشند، برای خود سهم «contribution» در تولید یا «outcome» ایجاد نمایند. بر این اساس، تلازم و تناسبی بین میزان کار و تلاش و میزان مولدیت «productivity» فرد تعریف نمی شود. این اصل، تخصیص منابع را براساس استعداد و توانایی افراد مطرح می سازد، که تلویحاً این معیار با ملاحظة سهم اجتماعی بالقوه افراد تعیین می شود. میزان پاداش قابل تعلق به فرد، به توانایی و استعداد فرد صرف نظر از میزان تلاش یا تلاشهای منتج یا غیر منتج او، بستگی دارد. بر این اساس، افراد به لحاظ شاخصهای توانایی، مهارت یا سطحی از دانش که برخوردار باشند همچون: کارشناسی یا دیگر مقاطع رتبه بندی می گردند، و تواناییهای افراد بالقوه و با ارائة مدارک تحصیلی لازم تعریف می شود. میزان پاداش مبتنی بر توانایی اثبات شده، که اخذ گواهینامه یک معیار آن محسوب می شود، تعریف می گردد. سه اصل آخر گفته شده، مورد توجه و استناد در تئوریهایی از عدالت بوده است، که عمدتاً تحت عنوان: «تئوری عدالت استحقاقی» ساخته شده اند. اعتقادات و افکار عمومی نیز ارزش نسبتاً سنگینی را به مسئلة استحقاق می دهد. استحقاق، ایده ای است که اغلب مردم در نگاه اول آن را تأیید می کنند و ابراز می دارند که پاداش هر فرد باید متناسب با میزان استحقاق او تعریف شود، و به هر فرد باید به میزان حقی که او در یک فرایند ایجاد کرده است، عطا نمود. دیوید میلر«David Miller» در مقالة معروف خود با عنوان:«تئوریهای اخیر در باب عدالت اجتماعی«Recent Theories of social Justice» ضمن اظهار نکتة فوق می نویسد: من مطالعات زیادی دربارة تئوری استحقاقی عدالت انجام داده ام. همة استراتژیهای بررسی شده، تلاش داشته اند تا مفهومی جداگانه از «استحقاق» را بازسازی کنند که صرفاً به طور جزئی و نه کامل، با مفهوم مورد اعتقاد در افکار عمومی سازگاری داشته است(Miller,p.372) استحقاق می تواند بر مبنای میزان تلاش، میزان سهم و نیز میزان توانایی فرد یا احیاناً مواردی دیگر تعریف شود. هر سه موارد بر شمرده، در شمار برداشتهای مبتنی بر آزادیخواهیهای فردگرایانه و کارایی جویانه قابل استنتاج است. به این ترتیب، موارد اصول هشتگانة فوق را می توان تحت سه عنوان کلی، همچون عنوانهای ذیل دسته بندی کرد. الف: اصول عدالت بر مبنای «برابری»(Equality)(ردیفهای 1-3) ب: اصول عدالت بر مبنای «نیاز»(Need)(ردیفهای 4- 5) ج: اصول عدالت بر مبنای «مساوات»(Equity)(ردیفهای 6-8)تلاش و زحمت
سهم
توانایی و استعداد


