ایران و WTO ، گام های عملی

گرچه عضویت در وتو بیشتر تابع چانه زنی بین کشور متقاضی و آن سازمان است، ولی WTO در مذاکرات الحاق دو خواسته اساسی از کشورهای متقاضی دارد: اولا، تطبیق تدریجی قوانین و مقررات اقتصادی و تجاری داخلی با قوانین و مقررات سازمان تجارت جهانی . ثانیا، باز کردن بازار کالا و خدمات داخلی بر روی طرف های تجاری خارجی . (11)

کشور متقاضی در روند مذاکره الحاق در کنار امتیازاتی که از وتو و از اعضای آن کسب می کند، ناگزیر امتیازاتی را هم واگذار می کند . در غیر این صورت، هیچ گاه مذاکرات به نتیجه نمی رسد و کشور متقاضی برای همیشه از عضویت در وتو محروم می شود; در حالی که به اعتقاد برخی، هیچ کشوری نمی تواند خود را از تجارت با بیش از 140 کشور عضو وتو که امور اقتصادیشان تابع مقررات سازمان تجارت جهانی است، و بیش از 80 درصد تجارت بین المللی در بین این کشورها در جریان است، محروم کند، و تنها روابط تجاری خود را با 30 کشور متقاضی در وتو و حدود 10 کشور که هنوز تقاضای عضویت خود در WTO را مطرح نکردند، محدود کند . (12) شاید به این علت ایران از 1370 ش . و 1375 ش . که به ترتیب به فکر عضویت در گات و وتو افتاد، گام هایی در جهت تطبیقی تدریجی قوانین اقتصاد و تجارت داخلی با مقررات آن دو و نیز گشودن بازار داخلی به روی کالا و خدمات یا حرکت به سوی آزاد سازی تجارت، ایجاد رقابت و جرح و تعدیل در مقررات بازرگانی، و در یک کلام حذف موانع غیر تعرفه ای چون یارانه و رکت به سوی رفع موانع تعرفه ای را آغاز کرده است . از جمله:

1 . در دهه اول 1370 ش . رژیم تجاری خود را به منظور ارائه به گات و سپس وتو تدوین کرد .

2 . در قانون برنامه توسعه سوم پیش بینی های لازم را به عمل آورد . به عنوان مثال، ماده 15 قانون برنامه توسعه کشور مقرر می دارد: دولت موظف است برای رونق تجارت خارجی موانع غیر تعرفه ای و غیر فنی را با رعایت ممنوعیت شرعی حذف و نسبت به تهیه برنامه زمان بندی نرخ های معادل تعرفه و اعلام آن به صورت پیش آگهی و تعیین تعرفه های گمرکی اقدام کند . (13) بند 14 این ماده می افزاید: به منظور حمایت از تولیدات داخلی و ایجاد زمینه رقابت در بازارهای جهانی، تعرفه های گمرکی و سود بازرگانی محصولات و خدمات بخش صنعت و معدن به پیشنهاد وزارت خانه های بازرگانی و صنایع و معادن جهت طی مراحل قانونی به هیات وزیران تقدیم خواهد شد . (14)

بر این اساس، دولت باید موانع غیر تعرفه ای و غیر فنی را حذف کند تا تجارت رونق بگیرد، و از سوی دیگر، تعرفه های گمرکی و سود بازرگانی به گونه ای تنظیم شود که تناسب با تجارت و تولید داشته باشد .

3 . وهاجی معاون وزارت بازرگانی وقت در 23 تیر 1380 ش . اعلام کرد: «واردات تمام کالاها به جز کالاهایی که از نظر مذهبی یا قانونی ممنوع یا مشروط اند، از ماه آینده مجاز خواهند بود . صدور همه کالاها و خدمات نیز به استثنای تعداد معدودی از آن ها آزاد می گردد .» وی اضافه کرد: این اقدامات که بر اساس برنامه سوم اقتصادی صورت می گیرد، به منظور اصلاح ساختار اقتصادی ایران است که آن هم مقدمه ای برای مشارکت در اقتصاد جهانی به شمار می رود . (15) چند روز بعد روزنامه ها خبر دادند که ورود همه کالاهای مجاز و مشروط از بازارچه های مرزی آزاد شد . (16)

4 . همچنین معاون وزارت بازرگانی در مصاحبه 23 تیر 1380 ش . گفت: «خصوصی سازی، لغو انحصارات، اصلاح قانون نظام صنفی، اصلاح مقررات در جهت افزایش صادرات و تسهیل ترانزیت کالا از طریق ایران به دیگر کشورها که روی هم رفته به افزایش سرمایه گذاری افزایش اعتبارات صادراتی برای کشور، و ارتقای سطح تجارت با سایر کشورها می شود، از اقدامات بعدی جمهوری اسلامی برای فراهم آوردن شرایط لازم برای ورود به وتو است و . . .» . (17)


 

جهان پس از جنگ جهانی در آغاز راهی قرار گرفت که از آن به جهانی شدن (Globalization) یاد می شود . امضای موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت (Geneval Agreementon TariFFS Tradeorganization) معروف به گات (GATT) در 1326ش/ . 1947 م . و تولد سازمان تجارت جهانی (WorldTrade organization) یا WTO در 1375 ش/ . 1996 م . بخشی از فرایند جهانی شدن است که در عرصه اقتصاد جهان خودنمایی می کند . در دهه 70 ش/ . 90 م . به علت پدید آمدن بازارهای جدید ناشی از فروپاشی بلوک شرق، نابودی نظام های اقتصادی منطقه ای، رشد فناوری (تکنولوژی) و گسترش تجارت به حوزه خدمات، جهان گرایی اقتصادی سرعت بیشتری یافته و همه کشورهای جهان را مجبور ساخته است به این روند ملحق شوند و یا درباره آن بیندیشند . مقاله حاضر نیز بخشی از این فرایند را با تاکید بر موضوع ایران، برمی رسد .

GATT و WTO هدف ها و ساختارها

جنگ جهانی دوم به اقتصاد کشورهای جهان لطمه زد، و اغلب آن ها را با مشکلات جدی در عرصه تولید و بازرگانی مواجه ساخت . برای رفع این مشکلات و به منظور نظم بخشیدن به قواعد و مقررات تجارت جهانی، تاسیس یک سازمان بین المللی بازرگانی اجتناب ناپذیر می نمود . پس از آن در این باره اقداماتی از سوی کشورهای مختلف جهان صورت گرفت که سرانجام نمایندگان 56 کشور جهان در هاوانا پایتخت کوبا، اساس نامه سازمان تجارت جهانی را در 106 ماده و 16 ضمیمه در 1326 ش/ . 1947 م . به امضا رساندند; ولی مخالفت آمریکا و برخی از کشورهای دیگر موجب شد که تنها بخشی از آن از سوی 23 کشور جهان به مرحله اجرا در آید که این همان موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت یا گات است . GATT در گذشته و اینک که به سازمان تجارت جهانی تغییر نام داده است، تنها نهاد بین المللی در تهیه و اجرای قواعد و مقررات تجارت بین المللی است که به عنوان یک مؤسسه مستقل و در عین حال مرتبط به سازمان ملل متحد شناخته می شود . (1) هدف عمده گات، ارتقای سطح زندگی برای کشورهای عضو، فراهم آوردن امکانات اشتغال کامل، افزایش درآمدهای واقعی، افزایش سطح تقاضا، بهره برداری مؤثرتر از منابع جهانی و گسترش تولید و تجارت بین المللی است . نیل به این اهداف از طرق ذیل امکان پذیر است:

1 . جلوگیری از اعمال تبعیض آمیز تجاری بین کشورهای متعاهد در تجارت بین المللی که در طی آن، کشورهای عضو، متعهد می شود مقررات یکسانی را در زمینه واردات و صادرات به اجرا در آورند .

2 . منع اعمال محدودیت در صادرات و واردات; یعنی کشورهای عضو مجاز به اجرای محدودیت هایی چون سهمیه بندی در روابط تجاری داخلی و خارجی خود نیستند .

3 . کاهش تثبیت و محدودیت تعرفه های گمرکی . این اقدام به لغو یا کم اثر شدن عوارض گمرکی به عنوان مهم ترین مانع در تجارت جهانی منجر می گردد .

4 . حل و فصل اختلافات ناشی از روابط تجاری . تحقق این مسئله در گرو مذاکره، مشاوره، تن دادن به داوری و دستیابی به راه حل مرضی الطرفین است . (2)

برای دستیابی به این اهداف، اعضا تاکنون 8 دور مذاکرات را پشت سر گذاشته اند . در آخرین دور مذاکرات - معروف به دور اروگوئه که از 1365 تا 1373 ش/ . 1986 م . تا 1994م . به طول انجامید - تصمیم گرفتند که در گات اصلاحاتی را صورت دهند که حاصل آن تغییر نام سازمان و گسترش فعالیتش بوده است . برای مثال مقررات گات تنها مربوط به کالاها و هم اینک علاوه بر آن شامل خدمات نیز می شود . با این وصف، تفاوت اساسی بین وظایف و اهداف گات و وتو به چشم نمی خورد .

سازمان تجارت جهانی برای انجام وظایف فوق و نیز به منظور عمل به وظایف دیگری که پس از دور اروگوئه بر عهده گرفته است، تشکیلات زیر را در خود فراهم آورده است:

الف . کنفرانس وزیران: که بالاترین رکن سازمان به شمار می رود . کنفرانس مرکب از نمایندگان کلیه اعضا است و با برگزاری همایش های مستمر، تاسیس کمیته ها، تعیین دبیر کل و پذیرش اعضای جدید در جهت اجرای وظایف سازمان گام بر می دارد .

ب . شورای عمومی: هدایت کلی و نظارت بر فعالیت های سازمان و نیز حل اختلافات بین اعضا، تعیین خط مشی تجاری کشورهای عضو، ارتباط و همکاری با سایر سازمان ها و تصویب مقررات مالی و بودجه سالانه وتو را بر عهده دارد .

ج . رکن حل اختلافات: این رکن به منظور مشورت و حل اختلافات اعضا تشکیل می شود، و بر اجرای احکام و توصیه های وتو نظارت می کند . از این رو، کشورهای عضو ملزم به رعایت تصمیمات رکن حل اختلاف هستند .

د . رکن بررسی خط مشی تجاری: از مهم ترین وظایف این رکن بررسی خط مشی ها و رویه های تجاری همه اعضا از لحاظ تاثیر آنها بر نظام چندجانبه تجاری است . همچنین تاثیر تحولات محیط تجاری بر نظام بازرگانی را بررسی می کند .

ه . شوراهای تخصصی: شورای تجاری کالا، شورای تجارت خدمات، شورای تجارت حقوق مالکیت معنوی، مجموع شوراهایی هستند که در کنار کمیته های تخصصی، وصول به انجام وظایف سازمان را تسهیل می بخشند .

و . کمیته های تخصصی: کنفرانس وزیران در اجرای وظایف خود، کمیته های تجارت و توسعه و محدودیت های تراز پرداخت های بودجه مالی و تشکیلاتی را تاسیس کرده اند .


ادامه مطلب

 

در دهکده قبا

قبا در دو فرسخى مدینه و مرکز قبیله «بنى عمرو بن عوف» بود. پیامبر روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول وارد این آبادى گردید. در آن موقع او 53 سال داشت و سیزده سال از بعثت گذشته بود.

رسول خدا9 در خانه کلثوم بن هدم، که بزرگ قبیله مزبور بود، فرود آمد و سپس به خانه سعید بن خیثمه رفت و برخى گفته اند: خانه دوم محل ملاقات پیامبر با مردم بود. گروهى از مهاجر و انصار که در انتظار نبى اکرم بودند، همراه آن حضرت در آنجا توقف داشتند. على7 که در مکه بود، در این منطقه به پیامبر پیوست. پیامبر از دوازدهم تا پانزدهم ربیع الاول در محله قبیله بنی عمرو بن عوف اقامت گزید و روز جمعه به محله بنى سالم بن عوف نقل مکان کرد و «نماز جمعه» را در مسجدى که ته دره اى بود، اقامه داشت. در قبا، پیامبر مسجدى را بنا کرد که هم اکنون آثارش باقى است. این، همان مکانى است که به تعبیر قرآن، اساس آن بر تقوا بنیان نهاده شده است... .15

در منزل ابوایوب

پیامبر تصمیم گرفت روز شنبه 17 ربیع الاول یا عصر جمعه 16 ربیع الاول به مدینه برود. وقتى اصحاب رسول خدا از این ماجرا با خبر شدند، در اول بیابان شهر که سنگلاخى بود، ایستادند و براى ورود ایشان لحظه شمارى کردند. اما وقتى گرماى هوا شدت گرفت، همه به خانه هاى خود رفتند و پیامبر موقعى رسید که مردم از محل ورودى مدینه رفته بودند. عده اى از آن حضرت مى خواهند تا در محله آنها اقامت کند، اما پیامبر مى فرماید که هر جا شترش زانو زد، در همان محله مى ماند. مردم با شگفتى مى بینند که شتر در محله بنى مالک بن نجار زانو مى زند. در این هنگام، پیامبر فرود آمد و مادر ابوایوب انصارى (خالد بن زید) خورجین آن حضرت را برمى دارد و به خانه خود مى برد. پیامبر هم میهمان او مى شود و مدتى در آنجا اقامت مى گزیند تا به ساخت مسجد بپردازد و براى فعالیت هاى تبلیغى و فرهنگى برنامه ریزى کند. ابوایوب مى گوید: وقتى پیامبر به خانه ام آمد، در طبقه پایین اقامت گزید و من همراه خانواده بالا بودیم. عرض کردم: اى فرستاده الهى! خوش نمى دارم من بر فراز باشم و شما در طبقه زیرین. پیامبر فرمود: براى من و آنها که به ملاقاتم مى آیند، بهتر است در همان طبقه پایین بمانیم.

در اولین فرصت، پیامبر فرمان مى دهد بر همان موضعى که شتر آرام گرفت، مسجدى ساخته شود و خود نیز در بناى مسجد شرکت نمود. آن حضرت از 16 ربیع الاول تا صفر سال بعد، که مسجد و حجره هاى آن ساخته شد، در خانه ابوایوب اقامت داشت. خانه جدید پیامبر نیز در کنار این مکان عبادى در نظر گرفته شد.16مسجد النبى هم اکنون مهم ترین و مقدس ترین مکان مدینه است.

یکى از خانه‌هایى که در مدینه و در همسایگى مسجد قرار داشت، محل زندگى حضرت على7 و فاطمه زهرا3 بود. رسول اکرم به این خانه رفت و آمد داشت. عنایت ایشان به چنین منزلى، فراتر از رابطه خویشاوندى بود و گویى جدایى ناپذیرى قرآن از عترت، و سنت از اهل بیت را به اثبات مى رسانید. حتى موقعى که رسول خدا از سوى خداوند مأمور گردید تا دربى را که از خانه ها به مسجد مدینه باز مى گردید، مسدود کند، در خانه امیرمؤمنان را از این قاعده مستثنا دانست و در خطبه اى تأکید کرد: بازماندن این در و بسته شدن دیگر درها، دستورى الهى بوده است، نه تصمیم شخص من.17


ادامه مطلب

 

در خانه خدیجه

وقتى کاروان بازگشت، خدیجه از تلاش موفقیت آمیز پیامبر با خبر شد و میسره غلام او، از رفتار و اخلاق محمد گفت. محبوبیت پیامبر نزد این زن مضاعف شد؛ تا آنجا که به امین مکه پیشنهاد ازدواج داد و پیامبر نیز پذیرفت و همان سال این پیوند پاک صورت گرفت. در این هنگام، خدیجه چهل ساله بود و پسر و دخترى از دو شوهر قبلى خود داشت.9

از این پس، رهبر بزرگ ترین نهضت جهانى و گرامى ترین رهبر الهى در خانه خدیجه، زندگى جدیدى را آغاز کرد؛ منزلى که از چند جهت هنوز حائز اهمیت و ارزش تاریخى است.

1. تداعى کننده حساس ترین فرازهاى تاریخ صدر اسلام؛

2. جایگاه نزول وحى بر پیامبر اکرم؛

3. زنده کننده فداکارى هاى نخستین بانوى مسلمان؛ یعنى خدیجه؛

4. زادگاه شریف ترین بانوان جهان؛ یعنى حضرت فاطمه زهرا3.

از غار حرا تا شعب ابى طالب

گرایش هاى معنوى و برخى رویدادهاى حیرت انگیز، پیامبر را به خلوت گزینى، تفکر و راز و نیاز با خداوند تشویق مى نمود. به همین دلیل، پیامبر اکرم9 معمولاً در هر سال یک ماه در غار حرا به عبادت مى پرداخت. این غار در کوهى به همین عنوان در شمال مکه و مشرف به آن قرار دارد. همین کوه بود که زیر پاى پیامبر لرزید و رسول خدا خطاب بدان فرمود: آرام گیر که بر روى تو نیست، مگر پیامبرى و صدیقى و شهیدى. پیامبر پس از تمام شدن دوران اعتکاف در غار حرا و پیش از آنکه به خانه برود، کنار کعبه مى آمد و هفت دور یا بیشتر طواف مى کرد و آن گاه به منزل مى رفت. در سالى که او به مقام نبوت رسید، ماه رمضان را پیامبر در این غار به سر برد تا آنکه فرشته وحى نازل شد و به فرمان خداوند، او را به عنوان آخرین فرستاده الهى مبعوث نمود. پس از آنکه جبرئیل مأموریت خویش را انجام داد، پیامبر از کوه حرا پایین آمد و راهى خانه خدیجه شد.10

در دوره سه ساله دعوت سرّى پیامبر خانه ارقم بن ابى ارقم، به عنوان یکى از نخستین پایگاه هاى تشکیلاتى مسلمانان صدر اسلام به شمار آمد؛ زیرا در آغاز عصر رسالت، پیامبر و پیروانش به منظور پنهان نگاه داشتن ایمان خود از مشرکان مکه، به یکى از دره هاى اطراف این شهر مى شتافتند و در آنجا فریضه نماز را به جاى مى آوردند.

مشرکان مکه در نخستین شب از سال هفتم بعثت در صدد بر آمدند تا پیامبر و پیروانش را با شدت هرچه تمام تر در تنگناهاى اقتصادى قرار دهند. از این رو، ابوطالب که یگانه حامى پیامبر بود، از همه خویشاوندان و فرزندان بنى هاشم دعوت کرد تا به یارى پیامبر برخیزند و دستور داد همه فامیل از مکه به سوى دره اى که در ارتفاعات اطراف قرار داشت، کوچ کنند. این دره که به «شعب ابوطالب» موسوم بود، داراى خانه هاى محقّر و سایبان هاى مختصرى بود. همچنین وى براى جلوگیرى از هجوم دشمنان به مسلمانان، نگهبان هاى ورزیده اى را در بلندى هاى اطراف آن درّه مستقر نمود. جامعه نوپاى اسلام به همراه رهبر بزرگ خود، در این مکان، سخت ترین رنج ها را تحمل کردند و در تمام ایام محاصره اقتصادى که سه سال طول کشید، فقط در ماه هاى حرام اجازه داشتند از شعب بیرون آیند و در بازار مکه به داد و ستد مختصرى مشغول گردند.11

هجرتى به عرش و ملکوت

پس از پایان این فشار فرساینده، پیامبر به خانه آمد و تلاش هاى تبلیغى و رسالت سترگ خویش را پى گرفت. اما در یکى از شب ها که آن حضرت در خانه «ام هانى» به سر مى برد و مى خواست پس از عبادت به استراحت بپردازد، ناگهان فرشته وحى آمد و گفت: امشب با هم سفر دور و درازى در پیش داریم. بدین گونه رسول اکرم سفرى آسمانى، ملکوتى و معنوى را از منزل بانویى مؤمن؛ یعنى امّ هانى آغاز کرد. پیامبر در این سفر حقایق بسیارى را مشاهده کرد و از مراکز عذاب و رحمت (دوزخ و بهشت) دیدن کرد و به سدرة المنتهى رسید و چون این مسیر پایان پذیرفت، او به خانه امّ هانى بازگشت.12

توقفى در طایف

طایف، یکى از شهرهاى خوش آب و هوا و حاصلخیز حجاز به شمار مى رود که در جنوب شرقى مکه و در حدود 75 کیلومترى آن قرار دارد. پیامبر در صدد بر آمد تا چند صباحى از محیط اختناق مکه به جاى دیگرى برود؛ از این روى، شهر طایف را برگزید و به تنهایى یا همراه زید بن حارثه به آنجا رفت و پس از ورود با سران قبایل ملاقات نمود و آیین اسلام را برایشان تشریح کرد و از آنان خواست به سوى «توحید» گرایش یابند، ولى سخنان پیامبر در این افراد اثر نبخشید و اشراف «ثقیف» افراد ولگرد و ساده لوح را بر ضدّ پیامبر تحریک کردند و آن حضرت ناگزیر شد تا طایف را ترک کند. او تصمیم گرفت چند روزى در آبادى نخله، بین طایف و مکه، به سر برد. او سپس به محلى به نام حرّا رفت. در آنجا او شخصى به مکه فرستاد تا از مطعم بن عدى، که از بزرگان مکه بود، براى حضرت امانى بخواهد. آن مرد پذیرفت. مطعم با اینکه بت پرست بود، اجازه داد که حضرت محمد وارد خانه اش گردد و افزود: من و فرزندانم جانش را حفظ مى کنیم. نبى اکرم وارد مکه گردید و یکسره راه منزل مطعم را پیش گرفت و شب را در آنجا به سر برد. صبح، مطعم عرض کرد: اکنون که شما در پناه من هستید، باید قریش از این مطلب آگاه شوند و براى اعلام آن، لازم است تا مسجدالحرام همراه ما باشید. پیامبر قبول کرد و آماده حرکت شد. مطعم دستور داد تا فرزندانش مسلّح شوند و همراه محمد وارد مسجد گردند. ورود آنان به این مکان مقدس چنان بود که حتى ابوسفیان از مشاهده این منظره دگرگون شد و از تعرّض به خاتم پیامبران اجتناب کرد. و چون رسول خدا طواف خویش را به پایان رسانید و به منزل خود رفت، آنان هم پراکنده شدند. در جنگ «بدر» که قریش با تلفات سنگین و دادن اسیران فراوان، از مسلمانان شکست سختى خوردند، پیامبر به یاد مطعم افتاد و فرمود: اگر زنده بود و از من تقاضا مى کرد تا همه اسیران را آزاد کنم و یا به او ببخشم، خواست او را رد نمى کردم.13

مهاجرتى سرنوشت ساز

با شدت گرفتن آزار و فشارها بر مسلمانان، پیامبر9 حضرت على7 را در مکه به جاى خویش گماشت و این شهر را به قصد «یثرب» ترک کرد و در پرتو عنایات الهى به غار ثور رفت. این غار در جنوب مکه درست رو به روى مدینه قرار داشت.

ازرقى در اخبار مکه مى گوید: چون پیامبر وارد این غار شد، کوه ثور ایشان را فراگرفت و به سخن درآمد و گفت: یا محمد! به سوى من آى که پیش از تو، هفتاد پیامبر را پناه داده ام. وقتى پیامبر وارد غار شد، آرامشى در وجودش پدید آمد. عنکبوتى بر دهانه غار تار تنید و آن را مسدود کرد و کبوترى هم فرود آمد و در آنجا لانه ساخت و تخم ریزى کرد. مشرکین که در تعقیب پیامبر بودند، چون تار عنکبوت و آشیانه کبوتر را دیدند، گمان کردند کسى در غار نیست و از این رو، از همان جا مسیر خود را تغییر دادند و رفتند. آن حضرت، سه شبانه روز در این مکان اقامت داشت و عده اى از جمله حضرت على7 به محضرش شرفیاب مى شدند و چوپانى هم شب ها مسیر گوسفندان را به گونه اى قرار مى داد که از نزدیکى غار عبور کنند تا پیامبر از شیر آنها استفاده کند. در سومین روز، پیامبر از على7 خواست تا مرکبى براى او تهیه کند و هجرتى بزرگ را آغاز نماید. امیرمؤمنان7 سه شتر را همراه با راهنماى معتبرى به نام اریقط در شب چهارم به سوى غار فرستاد. بدین ترتیب، رسول خدا پس از طى منازلى عازم دهکده قبا شد. آن حضرت و همراهانش براى اینکه دشمنان متوجه مسیر آنها نشوند، به ناچار روزها به استراحت مى پرداختند و شب ها حرکت مى کردند. این هجرت بزرگ، مبدأ تاریخ مسلمانان گردید.14


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :29   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >