مسائل اقتصادی می تواند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشد. ابعاد مختلفی که در این زمینه مطرح می شود؛ عبارت اند از :

۱ ) مسکن؛

۲ ) وسائل زندگی

۳ ) هزینه های رفاهی و معیشتی .

هر یک از امکانات فوق در زندگی نقش مهمی دارد که نبود یا کمبود آنها می تواند عامل اختلاف و ناخشنودی گردد .

نکته مهم در اینجا آن است که اختلاف سطح اقتصادی در دو خانواده که قصد ازدواج دارند، باید مورد توجه قرار گیرد. پسر جوانی که در یک خانواده فقیر بزرگ شده و فرضاً تحصیلاتی هم دارد، نمی تواند دختری از یک خانواده مرفه را اقناع کند. این دختر در یک زندگی با امکانات زیاد بزرگ شده و توقعاتی که در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنین وضعیتی در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف و ناراحتی وجود دارد. بنابراین باید در زمینه امکانات مالی و رفاه خانواده در زمان انتخاب همسر توجه خاص مبذول گردد .

۱ ) نقش مسکن در زناشویی

نخستین عاملی که در مسئله ازدواج مطرح می شود ، عامل مسکن است. هر خانواده به یک واحد مسکونی مستقل نیاز دارد. داماد یا عروس سرخانه شدن ، یا زندگی مشترک با خانواده پدر و مادر نتیجه اش دخالت های آنها و دیگر خویشاوندان ، و در نهایت اختلاف و ناسازگاری است. از این رو قبل از ازدواج، باید موضوع مسکن حل شود. بیشتر زوج های جوان و پسران ترجیح می دهند، ولو در یک اطاق ، مستقل زندگی کنند. بنابراین منظور از مسکن، داشتن آپارتمان یا خانه ی مجلل نیست. البته اگر امکان مالی باشد، مانعی ندارد. اما در حالتی که وسع مالی نباشد، آنچه مهم است استقلال در مسکن است؛ ولو یک آپارتمان بسیار کوچک و یا به صورت استیجاری .

بعضی از همسران جوان اصرار دارند با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یک خانه زندگی کنند و برخی از آنها حتی این مورد را جزء شرایط ازدواج خود قرار می دهند. در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود که در نهایت چنین وضعی به ناراحتی و اختلاف منجر خواهد شد. بنابراین طرفین باید سعی کنند این سنت ها یا شرایط را بشکنند و از گام اول چنین مشکلی پیش پای همسر آینده خود قرار ندهند و او نیز باید از قبول چنین شرایطی، امتناع ورزد .

۲ ) وسائل زندگی

برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای شامل وسایل زندگی با خود به خانه بخت می برد. چنانچه شوهر روی مسئله کم بودن جهیزیه پافشاری کند و آن را وسیله ای برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری را فراهم می آورد. باید ازدواج را با سادگی شروع کرد و صرفاً وسایل اولیه را تهیه نمود. آنچه مهم است صفا و صمیمت و هماهنگی اخلاقی و فرهنگی است. درست است که اقتصاد در زندگی نقش مهمی به عهده دارد، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد .

وسایل زندگی را می توان به دو بخش تقسیم کرد. وسایل اولیه و ضروری و وسایلی که جنبه رفاهی و تجملی دارد. بعضی خانواده ها با وسایل عادی نظیر یخچال و تلویزیون و فرش های ارزان یا متوسط قیمت و سایر وسایل مورد نیاز، زندگی را می گذرانند. ولی برخی دیگر زندگی لوکس و مرفه و وسایل مدرن و گرانبها در اختیار دارند و همیشه از آخرین مدل لباس ، اتومبیل و مبلمان ، فرش های گران قیمت و وسایل خارجی و تجهیزات تفریحی و ورزشی استفاده می نمایند .

دختر و پسر جوانی که در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند، سازش آنها در زندگی جنبه تصادفی دارد و احتمالاً با مشکلاتی مواجه خواهند بود. پسر جوانی که درآمد کافی برای تهیه وسایل پر هزینه ی زندگی برای دختر چنین خانواده ای ندارد؛ دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد و چه بسا که زن، خانه و کاشانه خود را ترک کند و شوهرش را تنها بگذارد یا او را در فشار روانی یا عدم سازش قرار دهد و یک عمر زندگی را بر او و خود تلخ و ناشاد سازد. بنابراین قبل از ازدواج، در انتخاب همسر باید شرایط زندگی او مورد توجه قرار گیرد ..

۳ ) هزینه های رفاهی و معیشتی

در جامعه ما غالباً تامین هزینه های زندگی به عهده شوهر است. بعضی از دختران ملاک ازدواج را میزان درآمد پسر قرار می دهند تا بتواند هزینه های زندگی را در یک سطح عالی تأمین نماید. گاه توقع زیاد موجب می شود که شوهر با وجودِ داشتن شرایط مناسب ، از ازدواج منصرف شود. بنابراین توقع دختر باید در حد توانایی پسر و وسع مالی او باشد و دختر و پسر قبل از ازدواج ، شرایط شغلی و درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند .

ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین

۱ ) نداشتن مسکن و ناراحتی زوجین از اجاره نشینی یا سکونت در محل های نامناسب .

۲ ) درآمد زنان که در دنیای صنعتی و یا نیمه صنعتی وارد بازار کار شده اند، برای خانواده مطرح است؛ و از آنجا که تأمین هزینه خانواده و نفقه زن بر عهده مرد است، اکثر اوقات بین زن و مرد در هزینه کردن درآمد زن اختلاف وجود دارد ؛ و گاه مشاجره و ناسازگاری در پی می آورد .

۳ ) چون زن بیشتر وقت خود را در خانه می گذراند و به علاوه کار آشپزی و نظافت و سایر امور خانه به عهده اوست لذا رغبت زیادی به استفاده از وسایل مدرن نشان می دهد و فشار زیادی برای خرید آنها به شوهر وارد می کند و چون غالباً تهیه آنها برای شوهر میسر نیست، اختلاف و ناسازگاری پیش می آید .

بالا بودن هزینه های زندگی و احتمالاً مهمانداری از خانواده های وابسته. (۴ )

۵ ) شوهرانی که به خاطر ثروت زن با وی ازدواج کرده اند و در عمل زن ثروت خود را در اختیار آنان نمی گذارد .

۶ ) رفاه طلبی بعضی زنان که بدون توجه به درآمد شوهر به خریدهای غیر ضروری می پردازند .

۷ ) زنان اسراف کاری که قناعت و صرفه جویی برای آنان مطرح نیست و در مهمانی و مصرف آب و برق و تلفن و سایر موارد هزینه های زیادی به خانواده تحمیل می کنند، موجبات نارضایتی و در نتیجه ناخشنودی همسر خود را فراهم می کنند .

۸ ) شوهری که زیر بار هزینه های خانواده، کمرش خم می شود؛ مجبور است به شغل دوم و سوم روی آورد و در نتیجه همیشه خسته و عصبانی است ؛ و ممکن است در خانه با اندک بهانه ای به رفتارهای خشونت آمیز متوسل گردد. این امر اثرات سوء تربیتی روی فرزندان می گذارد. در خانواده های دو شغله اعم از این که زن شاغل دو شغل باشد یا مرد ، مشکلات زندگی بیش از خانواده یک شغله است .

۹ ) تعادل بودجه و کنترل مخارج خانواده در زندگی زناشویی نقش مهمی ایفا می کند. زیاد خرج کردن و قرض و گرفتاری های ناشی از آن ، صمیمت را در خانواده از بین می برد و باعث از هم گسیختن خانواده می گردد. بنابراین باید هزینه ها تحت کنترل باشد. این که چه کسی این کار را انجام دهد، زن یا مرد، به توافق و قدرت مدیریت اقتصادی آنان بستگی دارد .

۱۰ ) مخفی نگاه داشتن درآمد زن و شوهر از یکدیگر .

۱۱ ) در کشور ما پدر و مادر تا پایان عمر به فرزندان خود وابسته اند. یکی از موارد وابستگی آن است که چنانچه در زمان پیری از کار افتاده و از نظر مالی در مضیقه باشند، از فرزندان خود توقع کمک دارند؛ و شرعاً نیز نفقه پدر و مادر نیازمند و از کار افتاده به عهده فرزند پسر است. در چنین حالتی پسر یا دختر موظف است هزینه زندگی پدر و مادر پیر خود را تأمین کند. گاه همسران تازه به دوران رسیده و یا کم ایمان ، در قبال این کمک بنای ناسازگاری می گذارند و اظهار می دارند که همسرشان نباید از دهان بچه ها بگیرد و خرج پدر و مادر خود کند. در این موارد باید حد تعادل حفظ گردد و در صورت ضرورت برای قانع کردن و توجیه همسران از مشاوران کمک گرفته شود .

وظایف مشاوران در قبال مشکلات اقتصادی خانواده

مشاوران در قبال مشکلات ازدواج و مسائل اقتصادی خانواده پیش از هر چیز باید جنبه های روانی امر را در نظر بگیرند و واقعیت ها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهند. اهم فعالیت هایی که مشاوران در این زمینه می توانند انجام دهند به شرح زیر است :

۱ ) دختر و پسری که قصد ازدواج دارند ، باید در جریان مسائل مالی و قدرت اقتصادی یکدیگر قرار گیرند. آنچه در وهله اول اهمیت دارد وضع مسکن و میزان درآمد ماهانه پسر می باشد که دختر باید اطلاعات لازم را در این مورد کسب کند. یکی از مواردی که دختران را به ناسازگاری می کشاند،آن است که پسر قبل از ازدواج ، خود را صاحب امکانات معرفی کند و بعد ازازدواج مشخص می شود که پسر آه در بساط ندارد. از همان زمان، پایه ناسازگاری و عدم اطمینان گذارده می شود. زندگی که بر پایه عدم صداقت گذاشته شود؛ فرجام خوبی نخواهد داشت. مشاوران باید در مورد اهمیت بررسی وضعیت مالی پسر و میزان صداقت او اطلاعات لازم را به دختر بدهند و به آنان متذکر شوند که با تحقیق کافی در این زمینه تصمیم بگیرند .

۲ ) خانمی که شاغل است و درآمد ماهانه دارد قبل از ازدواج باید وضعیت خود را با همسرش روشن کند. او باید مشخص سازد که درآمد شخصی خود را در اختیار شوهر خواهد گذاشت یا خیر. این موضوع موجب خواهد شد که همسرش پس از ازدواج در این مورد توقع بی جا نداشته باشد. بعضی از شوهران حاضر به ادامه تحصیل یا کار همسرشان در خارج از خانه نیستند. این مسائل باید قبل از ازدواج مشخص ، و جزء شرایط عقد ملحوظ گردد. دراین زمینه مشاوران باید اطلاعات لازم را به مراجعان خود بدهند .

۳ ) بعضی از خانواده ها اولین عاملی را که در زندگی زناشویی مورد توجه قرار می دهند، میزان درآمد و ثروت طرف مقابل است. توجه افراطی به این عامل و نادیده گرفتن عوامل دیگر ، سنگ بنای ازدواج را بر مادیات استوار می سازد و به احتمال زیاد ناهماهنگی های اخلاقی و فرهنگی را پدید می آورد و موجب اختلاف و ناشادی در زندگی زناشویی می شود. وظیفه مشاوران این است که به مراجعان خود در مورد مسائل اقتصادی ازدواج ، آگاهی دهند و در عین حال اهمیت عوامل دیگر را نیز به آنان تفهیم نمایند ؛ و متذکر گردند که مسائل اقتصادی نباید موجب شود که اهمیت عوامل دیگر را مورد غفلت قرار دهند .

۴ ) مشاوران باید اطلاعات لازم را در مورد عوامل اقتصادی که موجب اختلاف و ناسازگاری می شود ، در اختیار زوجین قرار دهند. از جمله مواردی که باید خانمها بدان توجه نمایند عبارت اند از :

- پایین آوردن سطح توقع در حد درآمد خانواده؛

- جلوگیری از اسراف و هزینه های غیر ضروری؛

- تنظیم هزینه ها براساس درآمد بدون تحمیل شغل دوم و سوم به همسر .

مشاوران باید قبل از ازدواج حدود توقعات و شرایط زوجین را از نظر مالی بررسی نمایند و توصیه انجام ازدواج را محدود به مواردی نمایند که فاصله در این زمینه زیاد نباشد. در این حالت با تشکیل جلسات مشاوره ای و توجیهی ، امکان هماهنگی وجود خواهد داشت .
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 7:32 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

نگاهی واقع بینانه و تحلیل گرانه به اقتصاد داخلی کشور در نحوه توزیع ثروت های ملی موجود در مقاطع زمانی مختلف پس ازپیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، نشان از انواع بی سروسامانی ها و عدم نظارت دقیق بر میزان عرضه و تقاضا و کنترل قیمت ها به عنوان یک رکن اصلی دراقتصاد کشور دارد......

 

بحث تورم و بازتاب اقتصادی آن در هر کشوری از واقعیت های انکارناپذیر است اما کشورهای پیشرفته و دارای توسعه اقتصادی، چطور، چگونه و با کدام سیاست های ترغیبی از دام این غول وحشتناک رهایی یافته اند، قابل تأمل و تفکر از لحاظ اقتصادی و استراتژی بین المللی می باشد که می بایست در یک پروسه زمانی مشخص، تدوین برنامه های مدبرانه و توسعه ساختار اقتصادی آن درچارچوب مدیریت های قانونی در جامعه نهادینه شود.


نگاهی واقع بینانه و تحلیل گرانه به اقتصاد داخلی کشور در نحوه توزیع ثروت های ملی موجود در مقاطع زمانی مختلف پس ازپیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، نشان از انواع بی سروسامانی ها و عدم نظارت دقیق بر میزان عرضه و تقاضا و کنترل قیمت ها به عنوان یک رکن اصلی دراقتصاد کشور دارد که با توجه به اهمیت اقتصادی این منابع و ثروت های کلان موجود، بسیاری از نیازمندان و مستحقان جامعه از این منابع که باید به صورت عادلانه توزیع شود بی بهره هستند.


رشد سریع قیمت ها، افزایش ناهمگون نقدینگی و میزان رشد تورم، همیشه و در همه حال یکی از معضلات اساسی در اقتصاد داخلی و عدم اتخاذ تدابیر لازم در مواجهه با مهار تورم در راستای تأمین مایحتاج زندگی مردم، موجبات پیچیدگی پیش ازپیش تنظیم بازار و نفوذ سوداگران اقتصادی در جرگه بازار داخلی، رکود بیش از گذشته استاندارد کالاهای مختلف و عدم توجه به اهمیت اقتصادی این مهم را در کشور باعث گردیده است، که در جای خود برای رسیدن به نکته مطلوب اقتصادی و دست یابی به اهداف برنامه های سند چشم انداز بیست ساله کشور، سیاست های آینده نگرانه و مدبرانه در امور مناسبات داخلی و بین المللی می بایست مورد عنایت دست اندرکاران در اتخاذ سیاست های راهبردی قرارگیرد .
علی رغم تلاش مسئولین و دست اندرکاران دولت در راستای کاهش انواع قیمت ها، تقریبا نقش موثر ومفیدی در جهت تعدیل قیمت انواع کالاهای مورد نیاز و ضروری جامعه تاکنون به معنای واقعی آن تدابیری اتخاذ نگردیده و بارها با انواع رکودهای جدید در مناسبات مختلف و در مقاطع زمانی مختلف در جامعه خودنمایی و تجلی یافته است . مثلا اگر قیمت کالایی در یک مقطع خاص به هر دلیل با رشد قیمتی حدود ۵۰ درصد روبه رو شده است پس از عبور از آن مقطع و عادی شدن شرایط، با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصد نرخ جدید همراه بوده است.


اینکه چرا تلاش مسئولین و دست اندرکاران محترم و در رأس آن وزارت محترم بازرگانی که متولی مبارزه با انواع گرانی ها و تهیه توزیع انواع کالاهای ضروری در جامعه می باشد، نسبت به اتخاذ تدابیر لازم قبل از ایجاد هرگونه تورم دچار چند برنامگی می شود جای پرسش دارد؟


تقریباً سیاست دولت محترم برای عرضه تولیدات و تهیه مایحتاج مردم روشن و رسانیدن جامعه به سمت و سوی عدالت اقتصادی از ضروریات « دولت محترم نهم » و دست اندرکاران متولی می باشد و اینکه چه بنگاههایی در روند افزایش قیمت ها و مافیای بحران مسکن و نفت نقش اساسی دارند، جای تامل و تدبیر دارد.


باید اینگونه مراکز و موسسات تحت سلطه دولت در کشور، شناسایی و از جهات مختلف بدون توجه به انواع ملاحظه کاری ها و اعمال سیاست های محافظه کارانه نسبت به مبارزه اساسی با آنها اقدام شود والا در این زمینه هیچ توفیقی نصیب اقتصاد کشور نخواهد داشت و همچنان قربانیان اصلی در اقتصاد کشور و محرومان واقعی از دامنه عدالت اجتماعی، مردم همیشه در صحنه و حدود بیست میلیون ایرانی صاحبان انقلاب اسلامی خواهند بود.

اینکه دولت نهم و در راس آن شخص رئیس جمهور محترم بیش از دولت های گذشته به فکر چاره اندیشی و رفاه ملت شریف ایران و ایجاد عدالت و ارتقا دامنه آن در جامعه بوده و هست، شکی نیست و همگان بر این امر واقف و آگاهند که اینگونه تورم ها و گرانی ها در جایگاه های دیگر پشت پرده مافیاهای بحران زا دامن گسترده است. این که دولت محترم در صحنه های مختلف داخلی و بین المللی به موفقیت های چشمگیری، نظیر سیاست خارجی و دامنه گسترش روابط و مناسبات بین المللی و فناوری های مهم هسته ای دست یافته و قبول این امر که سربلندی و سرافرازی کشور را در بین مجامع منطقه ای و فرامنطقه ای تثبیت نموده، جای تقدیر و تشکر دارد . اما از منظر اقتصادی تورم حاکم در جامعه و عدم اتخاذ سیاست های راهبردی در مهار، تأمل و تفکر مورد انتظار بدست نیامده است.


باید به این نکته اعتراف کرد که تورم در جامعه به عنوان یک اصل مهم اقتصادی و توجه به نقش اساسی آن در کاهش فاصله طبقاتی، به نوعی فشارهای اقتصادی را به ملت ایران تحمیل نموده است که با هیچ سیاست و اندیشه ای قابل تفهیم و توجیه نبوده و انتظارات افکار عمومی را در این راستا روزبه روز توسعه داده و منتظر اعمال سیاست های مدیریتی در بدنه دولت نموده است.


افزایش میزان نقدینگی در دست مردم، افزایش غیرمنطقی و غیرمنتظره قیمت زمین و مسکن در مقابله با سیاست های اتخاذ شده عملیاتی دولت، نبود امنیت اقتصادی و عدم توجه اساسی به سرمایه گذاری در بخش های مختلف صنعتی و اقتصادی و عدم اتخاذ تدابیر کارشناسانه و مدیریت مدارانه در لایه های محلف مدیریتی توسط متولیان کمیته اقتصادی همچنان موضوع تورم در جامعه و در معیشت مردم نقش اساسی دارد.


امید است دولت با ابتکار عمل و تعامل در راستای توسعه سیاست های جهانی و ایجاد ارتباط مشروع و قانونی با دولت های منطقه ای و بین المللی و ترویج و توسعه آن و پرداختن به موضوع برنامه های هسته ای و مباحث فناوری که به نوعی جایگاه خودش را در کشور نهادینه کرده است، در راستای مهار تورم در جامعه به عنوان یک نیاز اقتصادی و دست یابی به اهداف برنامه های سند چشم انداز بیست ساله کشور تا افق سال ۱۴۰۴ ، قدم های موثر و متحول کننده ای در بخش های مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بردارند.


این امر، نیازمند تعامل سازنده بین مدیریت های مهم در بدنه اقتصادی دولت و ارتباط موثر با اقتصاد جهانی و کشورهای توسعه یافته می باشد که می­بایست با سیاستهای دوراندیشانه و متفکرانه دست اندرکاران اقتصادی در چارچوب مقدسات اسلامی همگام با کشورهای توسعه یافته در توسعه اقتصاد داخلی و رفع هرگونه فاصله طبقاتی، تبعیض و تورم، راه کارهای مدون و خط ومشی های مدیریتی ارائه نمایند که منسوخ کردن معادلات گذشته و تغییر مسیر انواع تعاملات با سایر سازمان های متولی به شدت قابل توجه و همدلی و همفکری بیش از پیش را در دستیابی به اهداف رشد و تعالی در بین دست اندرکاران نظام به نحو مقتضی خواهان و ریشه کن کردن فقر در بین نیازمندان و رفع تبعیض مورد انتظار است.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 7:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

 

تامین و توزیع آب در کشورهای در حال توسعه ، مسائل مهمی را بوجود آورده است و دولتها را واداشته است تا مبالغ عظیمی پول در راه تامین آن سرمایه‌ گذاری نمایند. این موضوع بخصوص در کشورهایی که دارای نقاط لم‌یزرع و نیمه‌خشک هستند، حالت جدی‌تر به خود گرفته است. در کشورهایی مثل ایران که تقسیم آب بعلت شکل خاص سرزمینهای آن به‌صورت غیر یکنواخت توزیع گردیده است، باید سعی شود با اتخاذ بهترین و مدرن‌ترین روشهای علمی و فنی آبهای موجود را طبق قوانین عادلانه ای در دسترس عموم قرار داد.

نکات مهم در تهیه آب شرب

در انتخاب منبع آب برای تهیه آب مشروب در اجتماعات بزرگ ، به چهار اصل مهم زیر باید توجه کافی مبذول داشت:

1.                        در درجه اول ، باید آبی را مورد استفاده قرار داد که برای رسیدن به محل تصفیه و توزیع به پمپاژ احتیاج نداشته باشد، بلکه با نیروی ثقل خود حرکت نموده ، علاوه بر آن به هیچگونه تصفیه‌ای (غیر از ضد عفونی کردن) نیاز نداشته و بدون دخل و تصرف در کیفیت آن ، بتواند بدست مصرف کننده برسد .

2.                        در درجه دوم ، از آبهایی که به تصفیه احتیاج ندارند، ولی برای رسیدن به محل توزیع باید پمپاژ شوند، می‌توان در تامین آب مشروب استفاده کرد.

3.                        در درجه سوم ، برای آب مشروب می‌توان آبهایی را که به نوعی تصفیه ساده احتیاج داشته ، ولی با نیروی وزن به محل تصفیه و توزیع می‌رسند، استفاده نمود.

4.                        بالاخره در آخرین مرحله ، آبهایی را می‌توان برای تهیه آب آشامیدنی مورد استفاده قرار داد که در محل نبوده ، باید از طریق پمپاژ و یا هر وسیله دیگر از نقاط دور دست به مرکز تصفیه و توزیع منتقل نمود. تهیه آب مشروب از اینگونه منابع ، بسیار گران و پُرهزینه است.

مهمترین منابع آب در دنیا

  • آبهای زیرزمینی (چاه ، چشمه ، قنات)
  • آبهای جوی (باران ، برف)
  • آبهای سطحی (رودخانه ، دریاچه ، دریا ، اقیانوس)

آب باران

اصولا انتظار می‌رود که آب باران کاملا خالص باشد، ولی به علت تماس آن با گرد و خاک ، ذرات معلق گازهای مخلوط در هوا ، مقادیر قابل توجهی از آنها را در خود حل و به زمین می‌آورد. گازهایی چون اکسیژن ، گاز کربونیک و ازت نیز در آب باران موجود خواهد بود که حلالیت هر یک از آنها در آب باران ، علاوه بر ساختمان شیمیایی‌شان به فشار جزئی آنها در اتمسفر مربوط می‌شود. علاوه بر گازهای فوق ، در آب باران مقادیری ، ، ، وجود دارد.

انحلال این مواد در آب باران علاوه بر نامطلوب کردن آن از نظر بهداشت برای بسیاری از وسایل خانگی و فلزی خطرناک است. و عمدتا از طریق سوخت منازل و کارخانجات ( بویژه زغال سنگ ) داخل اتمسفر می‌شود، در حالیکه اکسیدهای ازت از طریق سوخت وسایل نقلیه و رعد و برق (تجزیه و ترکیب آن با ) تولید می‌شود و پراکسی الکوکسیل نیترات نیز از ترکیب اکسید ازت با منوکسید کربن و هیدروکربورهای سوخته حاصل می‌شود. در آب باران ، مواد رادیواکتیوی چون ید (131) و سدیم (24) نیز گاهی دیده شده است.



علاوه بر مواد ذکر شده در بالا ، باید میکروارگانیسمها را که باران در حین نزول خود به زمین با خود همراه می‌آورد اشاره کنیم. در نقاطی که استفاده از آبهای سطحی ، یا زیرزمینی با اشکالاتی مواجه باشد، بکار بردن آب باران به عنوان منبع آب آشامیدنی توصیه شده است، کما اینکه در سال 1903 در حدود یک چهارم سکنه ایتالیا از آب بارانی که در منابع مخصوص ذخیره می‌نمودند، به عنوان آب آشامیدنی استفاده می‌کردند و شاید هنوز هم در آفریقا ، آسیای جنوب شرقی ، جاهایی وجود دارد که آب باران تنها منبع آب آشامیدنی آنهاست.

در ایران قدیم نیز در مهمانسراهای بین راه ، از آب باران ذخیره شده برای تامین آب مشروب مسافران استفاده می‌نمودند.

آب رودخانه‌ها

رودخانه‌ها از زمانهای قدیم یکی از مهمترین منابع تامین آب اجتماعات بشری بوده است. رودخانه‌ها از این نظر باز همچنان اهمیت خود را حفظ کرده‌اند، بطوریکه هم اکنون در آمریکا و آلمان به ترتیب 80 درصد و 50 درصد از آب آشامیدنی مردم از رودخانه‌ها تامین می‌شود. یاد آور می‌شود ضمن استفاده از آب رودخانه‌ها باید به مساله تصفیه و ضد عفونی کردن آنها توجه کافی داشت.

امروزه ایجاد دریاچه‌های مصنوعی پشت سدها ، یکی از بهترین روشها برای تامین آب مورد نیاز شهرها است. قابل توجه است که این دریاچه‌های مصنوعی علاوه بر تامین هدف مذکور ، در تامین آب برای کشاورزی منطقه و تهیه و تولید انرژی برق نقش و اهمیت زیادی دارد. سدهای کرج و جاجرود در تامین نیازهای شهر تهران در زمینه‌های یاد شده نقش مهمی دارند .

ذخیره آب رودخانه‌ها در دریاچه‌های مصنوعی ، علاوه بر اهمیت ذخیره سازی آن ، از این نظر که ضمن این عمل ، مواد معلق و گل و لای آب رودخانه‌ها در پشت سدها ته‌نشین می‌شود، در تقلیل هزینه تصفیه اهمیت زیادی دارد . گاها" برای تکمیل این نظر ، مابین دریاچه مصنوعی و محل تصفیه خانه حوضهای ته‌نشینی ایجاد می‌نمایند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 7:28 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

 

 

آنچه كه  در  فرآيند  نوآوري   بخصوص  در  سازمان  ها  مهم  است  بومي  ساختن و  نشر  آن  در  سطوح  مختلف  و  متقاعد  ساختن  افراد  به  آن  مي باشد  كه  اين  امر  همواره  از  مشكلات  عمده  در  راه  عمومي   ساختن  نوآوري   در  سطح   ساختارها ي  مختلف  از  جمله  سازمان هاست،اگر  چه  حقيقت  دارد  كه  ما  بيش  از  هر  زمان ديگر  در  عصر  تغيير  و  نوآوري  زندگي  مي  كنيم  اما ساختار  اجتماعي   حاكم  بخصوص در  برخي  از  كشور  هاي  جهان  سوم غالبا  مانع  جار ي شدن  نوآوري  ها  مي گردد.

فعاليت  ها ي متمركز  در  اين  جوامع  در  زمينه آموزش ،كشاورزي ،پزشكي و صنعت و  مانند آنها  غالبا بدون  بهره  گيري  از  مزاياي  آخرين دانسته هاي  پژوهش جاري است .فاصله ميان آنچه كه   بشر  مي  داند و آنچه  كه  به  طور  موثر  در  عمل  بكار  گرفته  مي  شود  بسيار  زياد  است .براي  كم  كردن  اين  فاصله  بايد  دانست  كه چه  عواملي  در  پذيرش  نوآوري ها  موثرند  وچرا  ايده  هاي  جديد در  فراگردهاي  اجتماعي  و سازماني   سركوب  شده  و به جز  موارد معدودي   به  فراموشي  سپرده مي  شوند.

تفكيك  موانع جريان  سالم   نوآوري   در  سازمان  ها  به  لحاظ تاثير  و تاثر  متقابل  فرآيند هاي  بيروني  و  دروني  و ظهور ماهيت هاي  ثانويه  به  طور  كامل و روشن  قابل  وصول نيست.اما  به  طور كلي  مي  توان  اين  موانع  را  به  دو  بخش   تقسيم  نمود.يك  بخش  عوامل  فرهنگي ،شامل ارزش ها ،سنت  ها،طرز  تلقي ها  و  مولفه  هاي  فرهنگي   ديگر  كه  با  كلان  نگري ،فضاي   حاصل  و  بستر  رفتارهاي   سازماني   را  تشكيل  داده  و بدان جهت  مي  بخشد.اهميت   عوامل  فرهنگي  از آنجاست   كه  مرتبط  با  عوامل  انساني   مطرح  مي  شود،همان هايي  كه  در  سازمان ها نظريه پرداز  و  يا  مبتكر  و يا  حاملان  و مجريان  نوآوري  محسوب  مي  شوند.

عوامل  مهم موثر  در آهنگ  پذيرش ( Adoptiox   rate )  هر  نوآوري  سازگاري آن  با  باورهاي  فرهنگي ( Cultural  belife ) نظام اجتماعي  است.هنجارهاي  فرهنگي  مي  توانند  فرد  را  از  پذيرش نوآوري  باز  دارند،ولي  با  نگرش  سيستمي  سازمان هاي به  عنوان  عنصري  در  كنار ديگر  خرده نظام  ها   زير  مجموعه اي  از  يك  نظام  اجتماعي  كلي  تر  بوده  و تحت  تاثير فرآيند  هاي   كلي  آن  داراي  ويژگي هاي  مشتركي  با  نظام  اجتماعي  مي گردد. آن  چه  كه  پيوند دهنده  يك  سازمان  رسمي   با  نظام  اجتماعي   است ، هنجارها،باورها  و  ارزش  ها ي حاكم  است  كه  سازمان  رسمي  را  تحت  تاثير   خود  قرار  مي  دهد.از  اين روست كه  سازمان  هاي  رسمي  را  از  يك  منظر،نظام  اجتماعي  نيز  مي نامند  كه  مشخصا  براي  دستيابي   به هدف  ها ي از  پيش  تعيين  شده  بوجود مي  آيد و  داراي  ويژگي  هايي  مانند نقش  اجتماعي  تبيين  شده،ساختاري  فرمايشي  و قوانين  و  مقررات  رسمي   براي  كنترل  رفتار افراد مي  باشد.جداي  از  اين  گونه  جنبه  هاي  رسمي  هر  سازمان  داراي  عرف ها، هنجارها  و  روابط  غير  رسمي  ميان  اعضاي  خود  مي  باشد.

كاركنان يك  سازمان ارزش  و باورها ي شخصي را ( از  دنياي  خارج )  با  خود  به  سازمان  مي  آورند  نوع  تربيت  خانوادگي   و ارزش  هاي  اجتماعي   اصولي  مي  شود كه  ما  بر  اساس  آن  زندگي  و كار  مي  كنيم.اگر  برخي  از  نوآوري  ها در  جامعه نشر  مي  يابد و برخي  نه ،علت  عمده تطابق آن  نوآوري  با  برخي هنجار  هاي  فرهنگي  است .به  همين  دليل  مقاومتي  در  مقابل آن  نمي شود.

اين تعامل در سازمان ها  نيز  وجود  دارد، چرا كه حاملان آنها عوامل  انساني با  چارچوب هاي  فكري و فرهنگي خاص خودشان هستند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 7:26 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

«کارآفرینی» که در واقع فرآیند تاسیس یک شغل بر مبنای یک فکر و یک ایده‌ی نو است. راهبردی است برای حل مساله‌ی اشتغال و ایجاد و خلق عرصه‌های نوین در جهت رشد و پویایی و تولید ثروت در جامعه، که با توجه به اهمیت کلیدی آن در اقتصادهای نوین، کشورهای گوناگون مجدانه برنامه‌های مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه‌ی خود تدارک دیده‌اند.
این نوشتار در پی آن است تا با بررسی و تجزیه و تحلیل برخی از معیارها و اصول کارآفرینی در آموزه‌های نبوی در جهت ثمربخشی بیشتر کارآفرینی، که بر پایه‌ی باورها و ارزش‌ها و روش‌ها و شیوه‌های خاصی استوار شده است، بپردازد، و در نتیجه‌ی راهبردها و رهیافت‌هایی را در جهت ایجاد فرصت‌های شغلی و تولید ثروت و بهبهود شرایط اقتصادی برای نظام اسلامی بیابد.
واژگان کلیدی: معیار، کارآفرینی، اشتغال، آموزه‌های نبوی.


در میان عوامل تولید، کار جایگاه ممتازی دارد، به ویژه که با انسان و ارده‌ی او سر و کار دارد. از این رو، می‌تواند جهت‌گیری‌های مختلف و متفاوتی داشته باشد. جهت‌گیری‌های متفاوت، آثار فردی و اجتماعی متفاوتی نیز در سطح هر جامعه بر جای خواهد گذاشت. به همین دلیل ضرورت دارد جهت‌گیری‌های مطلوب در این امر شناخته شود. به نظر می‌آید مهم‌ترین جهت‌گیری‌ها توجه به استراتژی‌ توسعه‌ی کارآفرینی است که در برنامه‌ی چهارم توسعه نیز بر آن تاکید شده است.
از یک سو، مساله‌ای که در برآوردهای آماری اشتغال را با نارسایی مواجه کرده است، وجود نوعی "بداشتغالی" است که در برخی موارد، افزایش اشتغال به قیمت افزایش بیکاری پنهان و هم جهت با بداشتغالی و نادیده گرفتن تخصیص بهینه بوده است.
از دیگر سود، بیکاری یک مساله‌ای اجتماعی و نشان دهنده‌ی اتلاف انرژی نیروی انسانی است. از این رو از جمله دلایل توجه به توسعه‌ی کارآفرینی، می‌توان به قدرت آن در ایجاد کسب و کارهای جدید با ارزش افزوده‌ی بالا، توسعه‌ی کسب و کارهای موجود، افزایش درصد استفاده از ظرفیت‌های بدون استفاده‌ی تولید و به تبع آن رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی، کاهش نرخ بیکاری، افزایش سرانه‌ی تولید و عدالت اجتماعی، که از مهم‌ترین دغدغه‌های نظام اسلامی به شمار می‌آید، اشاره کرد.

تعریف کارآفرینی
کارآفرینی، فرآیند پذیرش مخاطرات و پیامدهای تاسیس کسب و کار بر مبنای اندیشه‌ها و ایده‌هایی است که نتیجه‌ی آن ایجاد فرصت‌های شغلی و بهبود شرایط اقتصادی و ارتقای توانمندی جوامع خواهد بود. به عبارت دیگر کارآفرینی فرآیند ایجاد ثروت و هدایت خلاقانه‌ی منابع،‌ خلق سازمان یا سازمان‌های جدید و نیز توسعه‌ی موقعیت‌های اقتصادی و روش اداره و مدیریتی است که فرصت‌ها را کنترل و تعقیف کرده و به عنوان شیوه‌ای عالمانه از زندگی، با درک ظرفیت‌های بلااستفاده، زمینه را برای بهره‌گیری از آن فراهم می‌سازد، و برای رسیدن به آرمان رشد اقتصادی رفاه اجتماعی به وسیله‌ی افزایش سرانه‌ی تولید و کاهش نرخ بیکاری به جریان‌ها و شریان‌های اقتصادی و اجتماعی کمک‌های شایان توجه و موثری می‌کند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 7:24 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

بازده و ريسک را چگونه ترکيب کنيم؟

همان‌طور که مي‌دانيم، تصميمات خريداران در تمامي بازارها و خصوصا در بازارهاي مالي و بالاخص در بازار بورس اوراق بهادار، به دو عامل بازده و ريسک بستگي دارد. در اين مقاله به ماهيت و عوامل مختلف در رابطه با اين دو عامل مي‌پردازيم.

در بازار سهام، منظور از بازده مجموعه مزايايي است كه در طول سال به سهم تعلق مي‌گيرد.

اجزاي بازده :

افزايش قيمت سهام در آخر سال مالي نسبت به ابتداي سال مالي (تفاوت نرخ اول و آخر سال مالي)
اين سود (زيان) ناشي از اختلاف بين قيمت خريد و قيمت زماني است كه دارنده اوراق قصد فروش آنها را دارد. اين اختلاف مي‌تواند سود يا زيان باشد. (جونز، تهراني، 82)

سود نقدي ناخالص:

مهم‌ترين جزء بازده، سودي است كه به صورت جريان نقد دوره سرمايه‌گذاري به شكل بهره يا سود بين سرمايه‌گذاران تقسيم مي‌شود. ويژگي متمايز اين دريافت‌ها اين است كه منتشر‌كننده، پرداخت‌هايي را به صورت نقد به دارنده دارايي پرداخت مي‌كند. اين جريانات نقدي با قيمت اوراق بهادار نيز مرتبط است. (جونز، تهراني، 82)

مزاياي استفاده از سود سهمي يا سهام جايزه:

مجمع فوق‌العاده شركت مي‌تواند از طريق افزايش سرمايه، اندوخته يا سود سنواتي را به سهام تبديل كند. در اين حالت تعداد سهام شركت افزايش مي‌يابد. مديران موظفند سهام منتشره جديد را به نسبت تعداد سهام ، ميان سهامداران تقسيم كنند كه آن را «سهام جايزه» مي‌نامند (حجاريان، 77)

 

مزاياي ناشي از حق تقدم خريد سهام:

در صورت تصويب افزايش سرمايه در مجامع فوق‌العاده شركت‌ها مطابق قانون برگه‌هايي را تحت عنوان حق تقدم خريد سهام منتشر مي‌كند و به نسبت تعداد سهام سهامداران در زمان مجمع در اختيار سهامداران قرار مي‌دهند.

اين برگه‌ها به سهامداران اجازه مي‌دهد كه از اولويت خريد سهام جديد به قيمت اسمي برخوردار شوند. حق تقدم خريد سهام خود از اوراق بهادار به شمار مي‌رود. اين اوراق در بازار قابل معامله مي‌باشند و دارندگان اين اوراق مي‌توانند حق تقدم خريد سهام خود را به ديگري منتقل كنند. (حجاريان، 77)

اندازه‌گيري بازده:

محاسبه صحيح بازده شامل دو جزء بازده، يعني سود دريافتي و تغييرات قيمت است. از طريق مفهوم بازده كل، مي‌توان بازده در طول زمان يا بازده اوراق بهادار را به دست آورد. معمولا بازده كل (

TR ) در يك دوره معين شامل هر گونه وجوه نقدي دريافتي به اضافه تغييرات در طول دوره تقسيم بر قيمت اوراق يا دارايي در زمان خريد است.

تغييرات قيمت در يك دوره معين از طريق تفاوت قيمت زمان خريد و قيمت زمان فروش تعيين مي‌شود. عدد به‌دست آمده از فرآیند مذکور به صورت‌درصدي است و نشان‌دهنده بازده كل آن دارايي است.

معادله كلي براي محاسبه بازده كل (

TR

) به صورت زير است:

كه اجزاي معادله عبارتند از:

CFt

: دريافت‌هاي نقدي در طول دوره مورد نظر t

PE

: قيمت در پايان دوره t

يا قيمت فروش

PB

: قيمت خريد دارايي يا قيمت در شروع دارايي

PC

: تغيير در قيمت در طول دوره يا PE منهاي PB

انحراف معيار نشان‌دهنده اطلاعات مفيدي در خصوص پراكندگي يا تغيير پذيري بازده است. در يك توزيع نرمال مي‌توان بازده خاصي را كه بالاتر يا پايين‌تر از مقدار مشخص است، تعيين كرد. (جونز، تهراني، 1382)

تعریف ريسك:

ريسك و بازده در سرمايه‌گذاري و تامين مالي هميشه در کنار یکدیگر هستند و نمي‌توان آنها را جدا از هم فرض كرد، چرا كه تصميمات مربوط به سرمايه‌گذاري هميشه بر اساس رابطه ميان ريسك و بازده صورت مي‌گيرد. سرمايه‌گذاران هميشه بايد در تصميمات سرمايه‌گذاري خود، ريسك را در نظر داشته باشند. ريسك را اين‌گونه تعريف مي‌كنيم: ميزان اختلاف ميان بازده واقعي سرمايه‌گذاري با بازده مورد انتظار. (جونز، تهراني، 1382)

منشاء ريسك های اقتصادی:

ریسک دارایی های مالی از کجا می آید؟ معمولا سرمايه‌گذاران به عوامل مختلفي همچون ريسك نوسان نرخ بهره و ريسك بازار اشاره مي‌كنند. در اينجا فقط به اين نكته اشاره ميكنيم كه ريسك كلي دارايي مالي تابعي از چندين عامل است كه در زير به آنها اشاره مي‌كنيم. (جونز، تهراني، 1382)

الف- ريسك نوسان نرخ بهره: ريسك نوسان نرخ بهره، ريسكي است كه يك سرمايه‌گذار به هنگام خريدن اوراق قرضه با بهره ثابت مي‌پذيرد. قيمت چنين اوراق قرضه‌اي در صورت افزايش نرخ بهره در بازار كاهش مي‌يابد و دارنده آن در صورت فروش اوراق قرضه خود قبل از سر رسيد متحمل زيان مي‌شود. قيمت اوراق بهادار با نرخ بهره رابطه معكوس دارد؛ به عبارت ديگر با افزايش نرخ بهره قيمت اوراق بهادار كاهش و با كاهش نرخ بهره، قيمت اوراق بهادار افزايش مي‌يابد. تاثير ريسك نوسان نرخ بهره بر روي اوراق قرضه خيلي بيشتر از سهام است و بيشتر مورد توجه دارندگان اوراق قرضه است. با تغيير نرخ بهره، قيمت اوراق قرضه در جهت معكوس تغيير مي‌كند.

ب- ريسك بازار: ريسك بازار عبارت است از تغيير در بازده كه ناشي از نوسانات كلي بازار است.

همه اوراق بهادار در معرض ريسك بازار هستند، اگر چه سهام عادي بيشتر تحت تاثير اين نوع ريسك است.

ريسك بازار مي‌تواند ناشي از عوامل متعددي از قبيل ركود، جنگ، تغييرات ساختاري در اقتصاد و تغيير در ترجيحات مشتريان باشد.

پ- ريسك تورمي: اين نوع ريسك كه تمامي اوراق بهادار را تحت تاثير قرار مي‌دهد، عبارت است از ريسك قدرت خريد. اين نوع ريسك با ريسك نوسان نرخ بهره مرتبط است، چرا که نرخ بهره معمولا در اثر افزايش تورم، افزايش مي‌يابد. علت اين است كه قرض دهندگان به منظور جبران ضرر ناشي از قدرت خريد، سعي مي‌كنند نرخ بهره را افزايش دهند.

ت- ريسك تجاري: ريسك ناشي از تجارت و كسب و كار در يك صنعت خاص يا يك محيط خاص را ريسك تجاري مي‌گويند. براي مثال، شركت نیسان در ايالات متحده در صنعت خاص خود(اتومبیل سازی) با مسائل منحصر به خود مواجه است يا اینکه تمامی شرکت‌های اتومبیل‌سازی بزرگ تحت تاثير تغييرات قيمتي نفت در سطح جهان يا واردات ژاپني‌ها قرار مي‌گيرد.

ث- ريسك مالي: ريسك مالي ريسك ناشي از میزان بدهي های شركت است. شركتي كه ميزان بدهي آن بيشتر باشد، ريسك مالي آن افزايش مي‌يابد.

ج- ريسك نقدينگي: ريسك نقدينگي، ريسك مرتبط با بازارهاي ثانويه است كه اوراق بهادار در آن معامله مي‌شوند. آن دسته از سرمايه‌گذاري‌هايي كه خريد و فروش آن به آساني صورت‌گيرد و هزينه مبادله آن بالا نیست از ریسک نقدينگي کمی برخوردار است. هر چه عدم اطمينان در خصوص عامل زمان و ابهام قيمتي بالا باشد، ميزان ريسك نقدينگي نيز افزايش مي‌يابد. ريسك نقدينگي اوراق خزانه خيلي كم و يا صفر است، در حالي كه ريسك نقدينگي سهام مربوط به بازارهاي خارج از بورس بيشتر است.

چ- ريسك نرخ ارز: تمامي سرمايه‌گذاراني كه امروزه به صورت جهاني و بين‌المللي سرمايه‌گذاري مي‌كنند، در تبديل سود ناشي از تجارت جهاني و بين‌المللي به پول رايج كشور خود با ريسك نرخ ارز مواجه هستند. براي مثال، يك سرمايه‌گذار کانادایی كه سهام شركت اوپل در آلمان را خريداري مي‌كند، بايد نهايتا بخش بزرگی از درآمد و سود ناشي از اين سهام را به دلار تبديل كند.(البته در مورد شرکت های چند ملیتی مساله کمی پیچیده تر است) اگر نرخ ارز بر خلاف تصور اين سرمايه‌گذار تغيير كند، حتی می تواند باعث ‌شود بازده اصلي اين سرمايه‌گذاري منفي گردد. واضح است سرمايه‌گذاران کانادایی كه در خود کانادا سرمايه‌گذاري مي‌كنند، با اين ريسك مواجه نمي‌شوند. اما با رشد معاملات بين‌المللي اين نوع ريسك در ميان سرمايه‌گذاران افزايش يافته است و سرمايه‌گذاران مجبورند براي كسب سود به گزينه‌هاي سرمايه‌گذاري بين‌المللي نيز دست بزنند كه اين خود باعث ايجاد ريسك نرخ ارز مي‌شود. مي‌توان گفت ريسك نرخ ارز، ريسك ناشي از تغيير در بازده اوراق بهادار در نتيجه نوسانات ارزهاي خارجي است. به ريسك نرخ ارز، ريسك ارزهاي خارجي نيز گفته مي‌شود.

ح- ريسك كشور: ريسك كشور كه به آن ريسك سياسي نيز گفته مي‌شود، ريسك مهمي است كه سرمايه‌گذاران امروزه با آن مواجه هستند. سرمايه‌گذاراني كه در كشورهاي ديگر سرمايه‌گذاري مي‌كنند، بايد به ثبات آن كشور از ابعاد سياسي و اقتصادي آن توجه داشته باشند. كشورهايي كه از ثبات سياسي و اقتصادي بالايي برخوردارند، ريسك کشوری پایینی دارند. (جونز، تهراني، 1382)

انواع ريسك های اقتصادی:

تا اينجا در خصوص ريسك كلي دارايي‌ها كه عامل مهمي در تجزيه و تحليل سرمايه‌گذاري است، صحبت كرديم. با اين حال، تجزيه و تحليل‌گران مدرن سرمايه‌گذاري، منابع ريسك را كه باعث تغيير و پراكندگي در بازده مي‌شود، به دو دسته تقسيم مي‌كنند: آن دسته از ريسك‌هايي كه ماهيتا وجود دارند، از قبيل ريسك بازار يا ريسك نوسان نرخ بهره و آن دسته از ريسك‌هايي كه براي اوراق خاصي وجود دارد، از قبيل ريسك مالي و ريسك تجاري در ادامه به اين دو نوع ريسك پرداخته شده است. (جونز، تهراني، 1382)

يك راه منطقي براي تقسيم ريسك كلي به اجزاي آن، تمايز ميان اجزاي كلي (بازار) و اجزاي خاص (اوراق خاص) است.

اين دو نوع ريسك را كه تجزيه و تحليل‌گران مدرن به آنها ريسك سيستماتيك و ريسك غير سيستماتيك مي‌گويند، به صورت زير مي‌توان نشان داد:

ريسك غير سيستماتيك + ريسك سيستماتيك = ريسك كل

الف- ريسك غير سيستماتيك:

آن قسمت از تغيير پذيري در بازده كلي اوراق بهادار را كه به تغيير پذيري كلي بازار بستگي ندارد، ريسك غير سيستماتيك مي‌گويند. اين نوع ريسك منحصر به اوراق بهادار خاص است و به عواملي همچون ريسك تجاري، مالي و ريسك نقدينگي بستگي دارد. اگر چه كليه اوراق بهادار تا حدودي از ريسك غيرسيستماتيك برخوردار هستند، ولي سهام عادي بيشتر با اين نوع ريسك مرتبط است. اين نوع ريسك را مي‌توان با ايجاد پرتفوليوی مناسب كاهش داد.

ب- ريسك سيستماتيك:

سرمايه‌گذاران مي‌توانند با تشكيل پرتفوليو قسمتي از ريسك كلي را كه به بازار ربطي ندارد، كاهش دهند. آن قسمت از ريسك كه باقي مي‌ماند، غير قابل كاهش و ريسك مربوط به بازار است. اگر بازار سهام به سرعت افت داشته باشد، بيشتر سهام‌ها را تحت تاثير قرار مي‌دهد و بر عكس. اين تغييرات بدون توجه به رفتار يك سرمايه‌گذار خاص رخ مي‌دهد و براي كليه سرمايه‌گذاران بحران ساز است.
تغيير پذيري در بازده كلي اوراق بهادار، مستقيما به تغييرات بازار يا اقتصاد بستگي دارد كه به آن ريسك سيستماتيك يا ريسك بازار گفته مي‌شود. معمولا تمامي اوراق بهادار تا حدودي از ريسك سيستماتيك برخوردارند (اعم از اوراق قرضه و سهام)

بطور کلی می توان گفت که ريسك سيستماتيك در بر‌گيرنده ريسك‌هاي تورم، بازار و نرخ بهره است. (جونز، تهراني،1382)

اندازه‌گيري ريسک:

بتا عبارت است از معيار اندازه‌گيري ريسك سيستماتيك يك اوراق بهادار كه به عنوان قسمتي از ريسك كلي نمي‌توان آن را از طريق ايجاد تنوع كاهش داد يا از بين برد. بتا، معيار نسبي ريسك يك سهام با توجه به پرتفوليوي بازار تمامي سهام‌ها است. اگر بازده اوراق بهادار در نتيجه تغييرات بازار بيشتر (يا كمتر) از بازده بازار باشد، پراكندگي بازده آن اوراق بهادار بيشتر (يا كمتر) از بازده ساير اوراق بهادار موجود در بازار خواهد بود. براي مثال، به اوراق بهاداري كه بازده آنها در هنگامي كه بازده بازار به 10‌درصد افزايش (يا كاهش) پيدا مي‌كند، اوراق بهادار پر ريسك يا اوراق بهادار با پراكندگي بازده بالا گفته مي‌شود.

بتا، شيب خط رگرسيون است كه بازده اوراق بهادار را با اوراق بهادار موجود در بازار مرتبط مي‌سازد. اگر شيب اين رابطه براي اوراق بهادار خاصي داراي زاويه 45 درجه باشد. يعني در صورت تغيير هر يك‌درصد در بازده بازار، به طور متوسط بازده اين اوراق يك‌درصد تغيير خواهد كرد. بتا به عنوان شاخص اندازه‌گيري ريسك سيستماتيك عادي است.

به طور خلاصه بتاي معمولي بازار برابر يك است. سهام‌هايي كه بتاي آنها از يك بيشتر است، سهام پر ريسك هستند كه پراكندگي آنها زياد است و بر عكس سهام‌هايي كه بتاي آنها كمتر از يك است، سهام كم ريسكي هستند كه پراكندگي بازده آنها كمتر است. براي اندازه‌گيري ريسك سهام، بتا معيار مناسبي است. براي مقايسه ريسك سيستماتيك سهام مختلف، بتا معيار مفيدي است و سرمايه‌گذاران براي قضاوت در خصوص ريسك سهام از آن استفاده مي‌كنند. با استفاده از بتا مي‌توان سهام مختلف را رتبه‌بندي نمود؛ چرا که تغييرات بازار در يك دوره مشخص براي تمامي اوراق بهادار ثابت است.

بنابراين رتبه‌بندي سهام بر اساس معيار بتا، شبيه رتبه‌بندي آنها بر اساس ريسك سيستماتيك است.

سهامي كه بتاي آن بالا (پايين) باشد، ريسكش نيز بالا (پايين) خواهد بود. امروزه بسياري از موسسات كارگزاري و ارائه دهندگان خدمات مشاوره‌اي سرمايه‌گذاري، علاوه بر ارائه اطلاعات مربوط به سهام، بتاي آن سهام را نيز گزارش مي‌كنند. دو معيار انحراف معيار و بتا معيارهايي هستند كه به طور گسترده‌اي مورد استفاده سرمايه‌گذاران قرار مي‌گيرند. (جونز، تهراني، 1382)

كاهش ريسك، نخستين اولويت بازار سرمايه:

در شرايط بورس هایی نظیر بورس ایران که کوچک هستند و برای هرگونه گسترشی باید افراد جدید را جذب کنند، نخستين اولويت بايد حمايت از اين سرمايه‌گذاران كم تجربه و نو پا باشد و بورس، حافظ منافع آنان باشد تا اين فرآيند استمرار يابد و شهروندان بيشتري مصمم شوند در دارايي‌هاي مالي، از قبيل آنچه در بورس به فروش مي‌رسد، سرمايه‌گذاري كنند و از اين رهگذر تشكيل سرمايه، سرمايه‌گذاري و اشتغال بيشتر شكل‌گيرد. بنابراين، اولويت اول بورس آن است كه ريسك را براي سرمايه‌گذاران جديد و وسيع‌تر از آن براي همه سرمايه‌گذاران در بازار سرمايه كاهش دهد.
شفاف‌سازي، اطلاع‌رساني گسترده، تقويت نظارت و اصلاح روش‌ها همه و همه بايد در خدمت كاهش ريسك در بازار سرمايه باشد. در هر مورد، بورس بايد آگاهانه و با تدبير به اصلاح امور بپردازد و البته همه اين حوزه‌ها با انبوهي از جزييات همراه است.

الف- اطلاع‌رساني:

در حال حاضر، بسياري از سرمايه‌گذاران تازه كار و كم تجربه در بازار در ابهام معامله مي‌كنند‌؛ متاسفانه براي آنان، شايعات اهميت بيشتري از واقعيات يافته است. اين وضعيت مي‌بايد تغيير كند. شايعات و اخبار غيررسمي بايد توسط بورس دنبال شود و بلافاصله صحت و سقم اين شايعات براي سرمايه‌گذاران روشن شود و از شركت‌ها خواسته شود كه در مورد اين شايعات، گزارش دهند. در اين زمينه، مهم‌ترين وظيفه سازمان بورس اطلاع‌رساني بر اساس استانداردهاي بين‌المللي است. تقويت اطلاع‌رساني مي‌بايد به گونه‌اي باشد كه اولا هيچ اطلاعي در اختيار بورس نباشد كه هم زمان به عامه سرمايه‌گذاران داده نشود. ثانيا؛ از همه مجاري اطلاع‌رساني مي‌بايد استفاده شود. اطلاع‌دهي بايد سامان دهي بيشتري شود. در حوزه اطلاع‌رساني، بايد به گونه‌اي عمل شود كه اطلاعات نهاني در بورس به صفر برسد و مديران بورس اطلاعات محرمانه نداشته باشند. هم زمان شركت‌ها مي‌بايد مقيد به انتشار اطلاعات باشند تا سازمان بورس به داشتن اطلاعات محرمانه محكوم نشود. اين كه بورس اوراق بهادار از شركت‌ها خواسته است همزمان با ارسال گزارش به بورس، گزارش به عامه سرمايه‌گذاران نيز بدهند، حركت درستي است و مي‌بايد كاملا اجرا شود.

براي كاهش ريسك بازار، سهامداران حرفه‌اي و غير حرفه‌اي مي‌بايد از يكديگر جدا شوند. سرمايه‌گذاراني كه افق كوتاه‌مدت دارند نيز مي‌بايد از كساني كه افق بلندمدت دارند، جدا شوند. بورس ‌بايد راه‌هاي جدا كردن اين گروه‌ها را دنبال كند.

طراحي ابزارها يك راه براي اين جداسازي است. اميد مي‌رود ابزارهايي چون سبد اوراق بهادار ايجاد شود تا سرمايه‌گذاران غيرحرفه‌اي مستقيما در بازار تك سهم خريداري نكنند.

ب- تحليل‌گري مالي:

راه‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه از غيرحرفه‌اي‌ها حمايت شود. هر چه تعداد تحليل‌گران در بازار زياد شود، ريسك اين كه مردم ناوارد آسيب ببينند، كاهش مي‌يابد. بنابراين بورس مي‌بايد براي تحليل‌گران ميدان عمل باز كند. يك راه براي استفاده از خدمات كارشناسي و تحليل‌گران، استفاده از مشاوران رسمي است كه مجوز دارند‌؛ اين گروه مي‌بايد ايجاد و تقويت شوند‌؛ توسعه شبكه مشاوره ضرورت دارد. مردم بايد بتوانند با امضاي قرارداد رسمي از مشاوران حرفه‌اي مشورت بگيرند و آن عده از مردم عادي كه پس‌انداز دارند، اما دانش لازم را ندارند يا وقت كافي ندارند كه به موضوع اختصاص دهند، از مشورت حرفه‌اي برخوردار شوند.

پ- ارزش‌گذاري صحيح سهام:

ممکن است شرایطی پیش آید كه در آن، ارزش بازار سهام معدودي از شركت‌ها از قيمت‌هاي ذاتي فاصله بگیرد. اين شركت‌ها گر چه در بورس عموميت ندارند، اما حوزه نگران‌كننده‌اي را ايجاد مي‌كنند. بورس بايد به طور دائمي نگران اين موضوع باشد كه قيمت‌ها از ارزش ذاتي فاصله نگيرد.
البته مباني بازار مي‌بايد حفظ شود. اقدام لازم به معناي دخالت بورس در بازار نيست. راه صحيح، اطلاع‌رساني به موقع و ارتقاي سطح تحليل در بازار است. هدف آن است كه تندروي نشود و شركت‌هايي و يا كساني با دست كاري در بازار، نظام قيمت‌ها را در هم نريزند. بازار بايد خود به قيمت برسد، نه اينكه قيمت‌ها را به شكل تصنعي دست كاري كنند. مهم است كه بورس مراقبت كند تا ارزش‌هاي ذاتي مورد توجه قرار‌گيرد و قيمت‌هاي سهم در بورس، از قيت ذاتي فاصله نگيرد. مهم است كه در بورس، سود شركت‌ها ملاك قيمت باشد. بازار مالي علی الاصول بازتاب بخش واقعي اقتصاد است. بنابراین قيمت بايد مواقعي بالا رود كه در بخش واقعي - در توليد يا فروش يا فعاليت آن شركت - حركت مثبتي صورت گرفته است.

اعمال تعهدات انجام شده در مرحله پذيرش و بالا بردن «سهم شناور آزاد» مورد تاييد همه كساني قرار گرفته است كه در مورد افزايش كارآيي بازار نظر داشته‌اند. منظور از سهم شناور آزاد، مقدار سهمي است كه قابل معامله است. مثلا، در شركتي كه 80‌درصد سهم در اختيار چند سرمايه‌گذار بزرگ است كه هرگز آن را نخواهند فروخت، سهم شناور آزاد فقط 20‌درصد است. يعني فقط 20‌درصد سهام در اختيار سهامداران غير استراتژيك است و قابل معامله است. بورس مي‌بايد اطمينان حاصل كند كه ‌درصد بالاتري از سهام شركت‌ها، به سهم شناور آزاد بدل مي‌شود. بالا رفتن سهم شناور آزاد كمك مي‌كند تا ريسك دست‌كاري در قيمت‌ها كاهش يابد. بالا رفتن ميزان سهام قابل معامله در بورس ريسك را كاهش مي‌دهد.

ت- تقويت نظارت:

براي تقويت نظارت بر بازار، بورس ‌بايد نيروهاي كافي در اختيار داشته باشد. نمودار سازماني بخش‌هاي نظارتي ‌بايد تقويت شود‌؛ نظارت به روز در آيد و مدرن شود‌؛ همچنین بايد اطمينان حاصل شود كه ساختار نظارتي از كارآيي بالايي برخوردار است.

بر هر شركت بزرگ بورس، حداقل يك نفر از مجموعه نظارتي به طور مستمر بايد نظارت كند. در مورد شركت‌هاي كوچكتر نيز كارشناسان به ترتيبي بايد تعيين شوند كه اطلاعات به طور دائم اخذ شود. البته ضرورت ندارد همه نيروهايي كه نظارت مي‌كنند، كارمندان بورس باشند. مي‌توان كار را به خارج از سازمان بورس داد. اولين گروهي كه بورس مي‌تواند بر خدمات آنها تكيه كند، جامعه حسابرسي كشور است. رابطه بورس با اين جامعه بايد تقويت شود. حسابرسان می‌توانند به شفاف‌سازي بورس کمک کنند و بايد به اين سمت حركت شود كه حسابرسان نيازهاي اطلاعاتي سرمايه‌گذاران را در شكل گزارش‌هاي خاص پاسخگو باشند.

ث- فرهنگ‌سازي:

فرهنگ‌سازي و ارتقاي دانش عامه سرمايه‌گذاران در كاهش ريسك موثر است. مردم بايد اطلاعات بيشتري در مورد بازار سرمايه كسب كنند. اين كار ‌بايد به طور ريشه‌اي انجام شود. بايد از دوران مدرسه، ايرانيان را با بازار سرمايه و بورس آشنا كرد. اين كاري بلندمدت است. مسوولان بورس باید حوصله اين كار بلندمدت را داشته باشند. بورس بايد تلاش كند كه مفاهيم بازار سرمايه فراگير شود. خوشبختانه، اكنون مردم بيشتر با بورس آشنا شده‌اند. اما اين آشنايي بايد عميق‌تر شود. هر چه آگاهي مردم افزايش يابد، هر چه سطح تحليل مردم بيشتر شود و هر چه تعداد فعالان آگاه در بازار بيشتر شود، ريسك بازار بيشتر كاهش مي‌يابد.

ج- كارگزاران:

جامعه كارگزاري كشور در مساله كاهش ريسك نقش دارد. اولا بايد با صدور مجوزهاي كافي، موقعيت رقابتي بين كارگزاران ايجاد شود. متاسفانه هنوز شكايت های فراوانی هست كه كارگزاران خدمات كافي ارائه نمي‌كنند و از طرف ديگر نيز كارگزاران در سال های گذشته با چنان اقبالي از طرف سرمايه‌گذاران مواجه شده‌اند كه براي آن آماده نبوده‌اند. كارگزاران انتظار نداشتند كه با چنين تقاضايي مواجه شوند. و از طرف دیگر در سال های حاضر، با کم شدن تعداد معامله گران و کم رونق شدن بورس، کارگزاران بسیاری در معرض ورشکستگی قرار گرفته اند. بنابراين هم لازم است كه با صدور مجوز، عرضه خدمات كارگزاري افزايش يابد تا وضعیت رقابتی صنعت حفظ شود و هم نیاز است که كارگزاران خود را بازسازي كنند و در ساختارخود تجديد نظر كنند. وقتي اين مهم انجام شد، كارگزاران فراغت خواهند داشت كه با ارائه اطلاعات و مشورت صحيح، سرمايه‌گذاران را راهنمايي كنند. اين كار نيز از ريسك بازار مي‌كاهد. كارگزاران بورس به عنوان رابط سرمايه‌گذاران با بازار سرمايه، نقش اساسي در كاهش ريسك دارند.

در آخر هم فراموش نکنیم که پرداختن به بورس اوراق بهادار و کم کردن دخالت های نابجای دولت در این بازار باعث می شود که یکی از مجراهای مهم شریان یافتن منابع مالی در اقتصاد فعال شده، پس انداز افزایش یافته و به رونق اقتصادی کمک شایانی شود.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 7:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
با سلام خدمت دوستان عزیز
باز هم چند کتاب براتون اماده کردم ، امیدوارم بدرتون بخوره
 

 

بهينه سازي انرژي در رسيدن به توسعه پايدار كشاورزي

استفاده بهينه از نفت و گاز در مناطق عشايري

انرژي براي توسعه پايدار



برای دانلود کتب ، روی عناوین  کلیک راست کرده و گزینه   save target as... را بزنید

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:13 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

منظور از علم اقتصاد شاخهاي از معرفت است كه به تحليل پديدههاي اقتصادي براي شناخت روابط موجود بين اجزاء آن و رابطة آن با پديدهها و متغيرهاي ديگر ميپردازد. هدف از اين تحليل شناخت قوانين اقتصادي حاكم بر پديدههاي اقتصادي است. چنانچه گذشت در اسلام آيات و روايات فراواني به بيان قوانين علمي پرداختهاند. بخشي از نصوص علمي مربوط به حوزة رفتارها و پديدههاي اقتصادي را پيش‌تر ذكر كرديم. اما هنوز به اين پرسش صريحاً پاسخ نگفتيم كه آيا اسلام داراي علم اقتصادي ويژهاي است؟ آيا وجود نصوص علمي ميتواند دليلي بر وجود علم اقتصاد اسلامي باشد؟ پاسخ به اين سؤال به صورت تفصيلي و دقيق نيازمند مجالي واسع است.* در اين مقاله تنها ميتوانيم خطوط اصلي روش پيدا كردن پاسخ را بيان كنيم. علم اقتصاد كلاسيك داراي موضوع، مسايل، هدف و روش ويژهاي است. هدف علم اقتصاد كلاسيك بر اساس جهانبيني ويژهاي گزينش شده است و روش آن نيز مبتني بر مباني معرف شناختي ويژهاي است. و از آنجا كه اسلام داراي مباني هستيشناسي بسيار متفاوتي است انتظار آن است كه در تحليل پديدههاي اقتصادي هدف و روش متفاوتي را ارائه نمايد.

بنابراين به دو دليل ميتوان گفت علم اقتصاد اسلامي وجود دارد:

       1.به دليل قوانين علمي ويژهاي كه نصوص علمي بر آن دلالت دارند.

      

2.به دليل مباني هستي شناسانه و معرفت شناسانه ويژهاي كه نصوص اعتقادي بر آن دلالت ميكنند.

براي كشف ماهيت اقتصادي بايد نصوص اقتصادي را در چهار گروه اعتقادي، اخلاقي، حقوقي و علمي طبقهبندي كرد. سپس در دو مرحله اين نصوص را بررسي كرد.

مرحلة اول: در اين مرحله به دنبال پاسخ پرسشهايي هستيم كه از بررسي مستقيم نصوص در هر گروه بهدست ميآيند؛ مانند:

1. آيا نصوص اعتقادي مباني اعتقادي يا فلسفة اقتصادي متفاوتي را ارئه ميدهند؟

2. آيا ميتوان به استناد نصوص اخلاقي اثبات كرد اسلام داراي اخلاق اقتصادي ويژهاي است؟

3. آيا نصوص حقوقي بر حقوق اقتصادي كامل و متفاوتي دلالت دارند؟

4. آيا قوانين علمي مستفاد از نصوص علمي براي تحليل پديدههاي اقتصادي كافي است؟

مرحلة دوم: در اين مرحله پاسخ پرسشهايي را جستجو ميكنيم كه پس از انجام مرحلة‌اول قابل بررسي است؛ مانند:

1. آيا از نصوص چهارگانه فوق ميتوان مذهب اقتصادي ويژهاي را استنباط كرد و قائل شد كه اسلام داراي مذهب اقتصادي است؟

2.آيا ميتوان بر وجود نظام اقتصادي اسلام به نصوص مذبور استناد كرد؟

3. آيا با استناد به نصوص مذبور مي‌توان وجود علم اقتصاد اسلامي را اثبات كرد؟

در اين مقاله سعي كرديم با مطالعة‌نصوص اقتصادي و ذكر نمونههايي از هر نوع و بررسي آن‌ها روش پاسخ به پرسشهاي فوق را بيان كرده، اجمالاً اثبات كنيم كه اسلام داراي فلسفه، اخلاق، حقوق، مذهب، نظام، و علم اقتصادي ويژهاي است

.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:11 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

مسرف چون با سوء اختیار خود گرفتار این بیمارى شده و به تنگدستى افتاده است، اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد، دعایش مستجاب نخواهد شد. امام صادق علیه السلام یکى از چهار نفرى را که دعایشان مستجاب نمى شود، فردى مى داند که ثروتش را ضایع کرده، آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نکردم

 

رابطه اسراف و دورى از خدا

از آنجا که هر بعد روحى انسان در بعد دیگر موثر است، بالطبع انحراف و کژى در یک بعد به انحراف در سایر ابعاد منجر مى شود. اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصیت با چشم، گوش، زبان و ... ـ موجب کمرنگ شدن احکام الهى در مقابل آدمى و در نتیجه تکذیب حق مى شود، اینجاست که آدمى به تدریج از خداوند دور شده و از نعمت هدایت الهى محروم مى شود و این، یک سنت قطعى و لایتغیر الهى است که هدایت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهیز از گناه و محرمات به دست مى آید. در غیر این صورت، فراموشى یاد خداوند توسعه مى یابد و بتدریج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سردرگمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به یکدیگر کم مى شود; روحیه ی ایثار و فداکارى و کارگشایى، از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم کاهش مى یابد; مردم در کارهاى خلاف شرع بر یکدیگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـیـر و پسندیده دریغ مى ورزند. اسراف نیز عاملى براى دور شدن دلها، زیاد شدن فاصله طبقاتى، بى تفاوت شدن و دهها عارضه دیگر روحى ـ اجتماعى است که جامعه را از درون مى پوساند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:10 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

   

" نحوه شناخت منابع از نظر نوآوری نظام یافته TRIZ

و استفاده موثر از آنها برای اصلاح الگوی مصرف و حل مشکلات پیچیده نظیر بحران مالی در جهان "

از نظر

TRIZ همیشه منابع ناشناخته ی زیادی دردرون سیستم و یا سازمان ما وهمینطور اطراف آن وجود دارد که معمولا از آن غافلیم .

بطور مثال قرنها بشر نظاره گر خورشید بوده ولی هیچوقت این فکر را نمی کرد که از خورشید هم می توان بعنوان یک منبع انرژی برای تولید الکتریسته استفاده کرد.

بسیاری از منابع ما اینطوری هستند و

TRIZ به همه ی منابع توجه ویژه ای دارد ، حتی آن چیزهایی که به طور سنتی به آنها منابع منفی یا ضایعات می گوئیم. 

 یکی از اصول چهل گانه و خلاقانه 

TRIZ یعنی اصل 22- اصل " تبدیل  ضرر به سود " است یا به اصطلاح خودمان تبدیل غوره به حلوا یعنی تبدیل منابع منفی به منابع مثبت .

لذا در

 TRIZما هیچ نوع منبع منفی نداریم و همه ی منابع از نظر TRIZ مثبت هستند و منفی بودن آنها فقط دلیلی بر عدم شناخت و جهل ما از آنهاست.

در گذشته سازمانها از شکایات مشتریانشان گله مند بودند و بدنبال یک راه حلی می گشتند یک جوری با آنها بعنوان مزاحمت مقابله کنند اما امروزه نه تنها با این نوع شکایات برخورد نمی کنند بلکه از آنها بعنوان یک منبع اطلاعاتی موثر استفاده می کنند و به مشتریانی که انتقاد سازنده و موثری داشته باشند جایزه هم می دهند تا بتوانند در بازارهای رقابت جهانی محصول و یا خدمات خودشان را بهبود بدهند و اشکالات آن را برطرف کنند. پس مشاهده می کنیم که چگونه از یک ضرر می توان سود کرد.

از نظر

TRIZ منابع به دو دسته کلی تقسیم می شوند :

1 : منابع فیزیکی : نظیر مواد ، انرژی و اثرات محیط ، اطلاعات، زمان و فضا و عملکرد سیستم ها .

2: منابع انسانی : نظیر مهارتها ، دانش ، تجربیات ، رفتار ، احساسات و ادراکات  

این بحث را اگر بخواهیم با بحث مهار بحران اقتصادی که در جهان اخیراً بوجود آمده مرتبط کنیم راه حل

TRIZ استفاده از حداکثر و موثر از منابع است که باید پیرامون این موضوع در جستجوی منابع خودمان باشیم و بتوانیم در حفظ و بهره برداری موثر از آنها تلاش کنیم

باید ببینیم چه منابعی از نظر اقتصادی و منابع مالی در کشور ما مهم هستند ، که کمتر به آنها توجه داشته ایم و اکنون برای نجات از بحران می توانیم از آنها استفاده کنیم

1: صادرات غیر نفتی – به عنوان یک منبع بسیار موثر برای جبران کاهش صادرات نفتی و حفظ سرمایه های نفتی و همچنین ارز آوری مهم هستند .

2: حفظ سپرده های ارزی و گسترش آنهاست – که نیازمند سیاست گذاری و توجه بیشتری می باشد که از جمله راه کارهای آن اعطای سود بانکی بیشتر به سپرده های بانکی است .

3: مواظبت از منابع ارزی – که یکی از راه کارهای موثر آن جلوگیری از واردات کالاهای غیر ضروری و لوکس است

4

: حفظ منابع ملی و ذخایر کشور در شرایط بحران

5: برقراری توازن بین دخل و خرج خزانه کشور  توسط دولت.

6: جذب سرمایه های خارجی در شرایط بحران که ما می توانیم از این فرصت استفاده مناسبی ببریم

7: جذب توریست بعنوان یک منبع درآمدی بطور موثرتر پیگیری شود

8: یکی از منابعی که بعنوان منابع اشتغال است – حفظ منابع ایرانیان در خارج کشور است که اقداماتی انجام دهیم که ایرانیان عزیز در خارج از کشور از این بحران کمترین آسیب را ببینند

بطور کلی استفاده موثر از کلیه منابع ملموس و غیر ملموس و شناسایی این منابع بطور جامع و کامل توسط متخصصین و صاحب نظران ما یک راه کار خلاقانه برای عبور و گذر از بحران اقتصادی می باشد و انشااله با سیاستگذاری های خردمندانه با تکیه بر تجربیات و دانش عمومی کشورمان هر چه زودترنه تنها از این بحران عبور کنیم بلکه از این بحران به عنوان یک فرصت برای رشد اقتصادی پایدار بهره مند شویم .

  استفاده از منابع زمانی در ژاپن برای مهار بحران مالی: 

از سوی دولت ژاپن هر گونه خرید و فروش سهام در

کوتاه مدت ممنوع شد. برای جلوگیری کاهش ناگهانی ارزش سهام دولت ژاپن فقط بر خرید و فروش سهام بطور  بلند مدت اجازه داد و هرگونه خرید و فروش زود هنگام که باعث رکود ارزش سهام در بازار می شود بشدت برخورد می شود. این امر باعث رشد ارزش سهام در شرایط بحران شد.

 ( این یک مثال  برای استفاده از

منابع زمانی برای مهار بحران است) 

البته از نظر

TRIZ

شاید ما هنوز از این منابع انسانی بخاطر ناملموس بودن آنها مانند خورشید نتوانسته ایم بهره لازم و کافی را ببریم.

تفکر کردن در مورد منابع (

Resource thinking

)

تفکر کردن در مورد منابع یک مفهوم بسیار قوی در

TRIZ

است، در نظر گرفتن همه چیز در اطراف خود بعنوان منابعی که به آسانی بدون صرف هزینه ( یا با هزینه کم) در دسترس هستند و برای حل یک مشکل یا خلق محصولات یا خدمات جدید، از آنها بتوان استفاده نمود.

-

         منابع شامل زمان، فضا، سیستم های دم دست (محصولات/خدمات)، مردم، و حتی احساسات مردم.

-

         منابع می تواند در قلمرو شما و یا فوق سیستم های(super-system

) اطراف شما باشند.

-

         حتی چیزهای بد در سیستم شما می تواند منابع قوی برای شما باشند.

مثال: آیا افرادی را می شناسید که بیشتر وقتشان را در خانه صرف می کنند؟ آیا می توانید محصول یا خدماتی در وسع آنها تهیه کنید که بتوانند از وقتشان مفیدتر استفاده نمایند؟

منابع از نظر

TRIZ

منابع ماده (شئ) –

Substance resources

ضایعات -

Wastes

مواد خام و محصولات –

Raw materials and products

عناصر سیستم –

System elements

مواد ارزان قیمت –

Inexpensive substance

جریان مواد-

Substance flow

خواص مواد-

Substance properties

منابع اثر –

Field resources

انرژی موجود در سیستم-

Energy in the system

انرژی های محیط-

Energy from the environment

سطوح امکان پذیر مبتنی بر انرژی-

Build upon possible energy platforms

تبدیل ضایعات سیستم به انرژی سیستم –

System waste becomes system energy

منابع فضا

-

Space resources

فضای خالی-

Empty space

بعدی دیگر-

Another dimention

نظم دهی عمودی –

Vertical arrangement

تودرتو بودن -

Nesting

منابع زمان –

Time resources

کار پیشین –

Pre–work

زمان بندی -

Scheduling

عملیات موازی –

Parallel Operations

کار پسین –

Post-work

منابع اطلاعات-

Information resources

به دست آمده از شئ –

Sent by substance

خواص ذاتی و طبیعی –

Inherent properties

اطلاعات در جریان –

Moving information

اطلاعات گذرا –

Transient Information

تغییر در اطلاعات مربوط به حالت –

Change of state information

منابع کارکردی –

Functional resources

فضای منبع در کارکرد اولیه –

Resource space within primary function

استفاده از اثرات زیان بار –

Using harmful effects

استفاده از کارکردهای ایجاد شده ی ثانویه –

Using secondary generated function


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :22
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET