۱)

تهاجم فرهنگی ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و روانی را در بر می گیرد؛ که روی هم رفتارهای مختلف انسانهای مورد تهاجم خود را با درونی کردن ارزش های مورد نظر شکل می دهد.

در

برخی موارد تغییر در الگوی مصرف یک کشور و تمایل به تجملات و مصرف گرایی از اهداف تهاجم فرهنگی می باشد که با تغییر در الگوهای مصرفی مردم و ظهور گرایش های تجملی باعث ایجاد جامعه مصرف گرا می شوند. در همین راستا امام خمینی فرموده اند:

اکنون

بازارهای کشورهای اسلامی، مراکز رقابت کالاهای غرب شده است و سیل کالاهای تزیینی مبتذل و اسباب بازی ها و اجناس مصرفی به سوی آن ها سرازیر است و همه ملت ها را آن چنان مصرفی بار آورده اند که گمان می کنند بدون این اجناس آمریکایی و اروپایی و ژاپنی و دیگر کشورها زندگی نمی توان کرد.

در

چنین وضعی، نشر فرهنگ غربی و استفاده از کالاهای پرزرق و برق خارجی در کشور به عنوان رسالتی برای متمدن کردن مردم به شمار می آید. بدین ترتیب ابزارهایی از جمله وسایل آموزشی، هنری، علوم و فنون، کالاها و خدمات در این راستا مورد استفاده قرار می گیرند. تا «نیازمندی» به غرب و تولیدات آن از جمله تولیدات فرهنگی در ملت های جهان پدیدار شود. در چنین شرایطی فرد و جامعه «نیازمند» در پی رفع نیاز، خویش به تولیدکنندگان (خارجی) مراجعه می کنند زیرا نه تنها امکان تولید و رفع آن نیازها در داخل نیز نیست بلکه آنچه از غرب می آید ارزش تلقی شده و تولید داخلی ضدارزش.

ایجاد

این نیازها و رساندن فرد و ملتی به حدی از احساس نیاز که آن را غیرقابل صرف نظر کردن بداند حتی در مورد نیازهای کاملا غیرضروری از مهمترین اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرایی و تهاجم فرهنگی دشمن و همچنین بالاترین سطح موفقیت تولیدکنندگان استعماری و فرهنگ زدایی دیگر ملت ها می باشد. این تغییر در الگوی مصرف در جامعه اسلامی که از اهداف تهاجم فرهنگی دشمن است باعث تجمل گرایی و زیاده خواهی و حیف و میل شدن بسیاری از منابع ملی می شود.

بر

همین اساس یکی از پیامدهای مصرف گرایی اشاعه فرهنگ غرب و تخریب هویت ملی و فرهنگ اسلامی و همچنین ورود کالاهای غربی و از بین رفتن بازار برای تولیدات داخلی و فلج شدن این تولیدات می گردد. لذا در چنین شرایطی اصلاح الگوی مصرف تأثیر به سزایی در خنثی سازی تهاجم فرهنگی دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهی دقیق و روشن بینی خاص خویش با تأکید بر اصلاح الگوی مصرف علاوه بر جلوگیری از هدر رفتن منابع و منافع ملی در برابر ترویج فرهنگ مصرف گرایی و تجمل پرستی غرب که از اهداف تهاجم فرهنگی دشمن نیز می باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی غرب اشاره دارد.

۲)

یکی دیگر از پیامدهای مصرف گرایی تأثیرات منفی در فضای معنوی جامعه می باشد. چرا که در بسیاری از مواقع زیاده خواهی، تجمل پرستی و مصرف گرایی باعث رواج خودخواهی، رشد روحیه فردگرایی و نادیده انگاشتن بسیاری از اصول اجتماعی و اخلاقی که رعایت آن برای زندگی جمعی از ضروری ترین مسائل است خواهد شد.

در

این مرحله اندک اندک ذهن انسان به مصرف گرایی خو گرفته و در مسیر بی پایانی در صدد رفع این گونه نیازهای کاذب است و چنین انسانی که همیشه نیازمند و در پی رفع نیاز است «به یک آرمان دل می بازد که در واقع دین تازه ای است». چنین انسان مصرف زده ای داوطلبانه برای رفع نیازهای مصرفی «خویش» همه زندگی معنوی خود را در سودای رفع نیاز پدید آمده در اثر تبلیغات چشم و هم چشمی ها و... به فراموشی می سپارد.

بنابراین

از مهمترین آثار و پیامدهای اسراف و مصرف گرایی در جامعه اسلامی که می تواند باعث کم رنگ شدن ارزش ها و آموزه های دینی و معنوی شود به موارد زیر می توان اشاره نمود.

الف)

محرومیت از دوستی خدا

خداوند

متعال در آیه ۱۴۱ سوره انعام می فرماید: «... انه لا یحب المسرفین»

«خداوند

اسراف کنندگان را دوست ندارد»

ب)

فساد اجتماعی: از دیدگاه قرآن یکی از آثار پیامدهای اسراف و مصرف گرایی، فساد در زمین است؛ زیرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسیختگی می شود و به تعبیر دیگر سرچشمه فساد، اسراف است.

قرآن

کریم در آیه های ۱۵۰-۱۵۳ سوره شعراء می فرماید:

«فاتقواالله

وأطیعون¤ ولا تطیعوا امرالمسرفین¤ الذین یفسدون فی الارض ولایصلحون»

«پس

از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید، همان ها که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند»

ج) گمراهی

و محرومیت از هدایت الهی: یکی دیگر از آثار و پیامدهای اسراف و مصرف گرایی گمراهی و محرومیت از هدایت الهی است.

خداوند

متعال در آیه ۳۴ سوره غافر می گوید:

«...

کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب»

«این

گونه خداوند هر اسراف کار تردیدکننده ای را گمراه می سازد».

۳) مصرف

گرایی در جامعه دارای اثرات مخرب و زیان بار دیگری است که از مهمترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف)

افزایش واردات

اشاعه

فرهنگ مصرف گرایی باعث افزایش تجمل گرایی و نیازهای غیرضروری در جامعه می شود و همین امر نیز باعث سیل ورودی کالاهای خارجی جهت رفع نیازهای فرد و جامعه «نیازمند» به تولیدکنندگان خارجی و باعث افزایش واردات و تضعیف تولیدکنندگان داخلی می شود.

ب)

کمبود گرایش به سرمایه گذاری های زیرساختی

در

جامعه ای مصرف گرایی به یک فرهنگ تبدیل شده باشد، افراد جامعه دیگر میلی به سرمایه گذاری در بخش های عمرانی و زیرساختی جامعه که زمان بر می باشد ندارند و همه به دنبال سرمایه گذاری در خرید و فروش کالاهای پرمصرف و فعالیت های زودبازده می باشند، به همین دلیل مصرف گرایی باعث کاهش گرایش به سرمایه گذاری های زیرساختی و عمرانی در جامعه خواهد

شد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 9:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

آيه 141 سوره

انعام به مسئله اعتدال در مصرف اشاره دارد كه همان معناي صرفه جويي و بهينه سازي مصرف در اقتصاد امروز جهان است. خداوند در اين آيه اعتدال در مصرف و دوري از اسراف و تبذير را اصلي مهم در هزينه كرد اموال اقتصادي برشمرده و در آيه 31 سوره اعراف و نيز 26 سوره اسراء و همچنين 67 سوره فرقان برآن تأكيد مي ورزد

 

درحقيقت

ازنظر اسلام و قرآن، اعتدال در مصرف و ميانه روي و صرفه جويي به معناي مصرف درست و متناسب، اصلي اساسي و از اصول نخستين اقتصاد اسلامي مي باشد كه مؤمنان براي دست يابي به كمال شخصي و جمعي و امت اسلامي براي رسيدن به جامعه نمونه و برتر مي بايست آن را در نظام اقتصادي خويش درنظر گيرند

 

از آن جايي

كه قرآن كتاب هدايت آدمي و جامعه بشري به سوي تعالي و كمال است، برنامه ها و نظام اقتصادي آن نيز در همين چارچوب مي باشد. از اين رو خداوند بر لزوم وسيله قرار گرفتن ابزارهاي اقتصادي براي تحصيل امر معنوي واخروي تأكيد مي كند (قصص آيه 77) و مي كوشد تا با جمع ميان دنيا و آخرت در حوزه اقتصادي مردم را به سوي كمال سوق دهد (بقره آيه201 و نساء آيه 134 و آيات ديگر)اگر از نظر اسلام، سلامت اقتصادي و پرهيز از فسادانگيزي در حوزه اقتصادي (اعراف آيه 85 و هود آيه 84 تا 86) و تصحيح روابط اقتصادي جامعه، هم پاي مسايل اعتقادي و عبادي در صدر برنامه هاي پيامبران قرار دارد (اعراف آيه 85 و هود آيات 84 تا 87 و شعراء آيات 177 تا 183 و ده ها آيه ديگر) اين امر نمي تواند جز با صرفه جويي و بهينه سازي مصرف همراه باشد؛ زيرا اقتصاد در هرحال بستري براي تكامل بشري است و به عنوان هدف ابزاري و يا مياني مطرح مي باشد كه مي بايست آدمي با بهترين شيوه مصرف و استفاده درست و مناسب، خود را در جايي قرار دهد كه بتواند رشد و كمال خويش را ادامه دهد. از اين رو همان اندازه كه اسراف و اتراف و تبذير زشت و ناپسند است استفاده نكردن درست از نعمت هاي خداوندي نيز به معناي ناديده گرفتن ابزارهاي كمالي است .
ازنظر قرآن، اقتصاد و ثروت مايه قوام جامعه است (نساء آيه 5) و امور ا قتصادي و معيشتي مردم داراي جايگاهي مهم در حد مسايل اعتقادي و عبادي (بقره آيه 3و 31و 43و 83و 177و 277)دارد و براين اساس مي بايست همگان از شخص و جامعه و دولت در مسير اقتصاد سازنده و مثبت حركت كنند تا فرصت هاي برابر براي همگان جهت دست يابي به همه ابزارهاي رشد و تكامل فراهم آيد. بنابراين هركسي كه با مصرف زياد و اتراف و تبذير و اسراف بخشي از ابزارهاي رشدي و كمالي را از ميان ببرد مي بايست پاسخ گوي خدا و جامعه انساني باشد

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 9:43 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

زمان ، عنصری گران بهاست

از نظر مديريت زمان کارها به چند دسته تقسيم مي شوند

:

۱

- کارهاي مهم و فوري: اين کارها خود به خود انجام مي گيرد .
۲- کارهاي مهم و غير فوري: اين دسته کارهايي هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا مي کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعويق مي اندازند
.
۳- کارهاي فوري و غير مهم: اين کارها در جهت اهداف انسان نيستند اما انجام مي شود
.
۴- کارهاي کم اهميت و غير ضروري: بعضي افراد به خاطر ناتواني در انجام کارهاي مهم و فوري ( گاهي براي تفنن و گاهي براي فرار از تمرکز حواس ) خود را به اين کارها سرگرم مي کنند

.

موفقيت در مديريت صحيح زمان وابسته به انتخاب بين کارهاي مهم و غير مهم است،

پس براي موفقيت تحصيلي

:

۱

- از کارهاي غير مهم صرف نظر کنيد .
۲- کارها را اولويت بندي کنيد
.
۳- راهزنان وقت را بشناسيد
.
۴- راههاي ايجاد وقت را ياد بگيريد
.

 

راهزنان وقت

:

۱

- صحبتهاي کم اهميت ۲- ميهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهميت و غيرضروري ۴- روشهاي غير صحيح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهاي مزاحم و غير ضروري ۶- نداشتن انضباط کاري
۷- سستي و بي ارادگي در تصميم گيري ۸- دوباره کاري
۹- ناتواني " نه " گفتن به خواسته هاي نابجا ۱۰ - نداشتن تمرکز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا کردن ۱۲- ترس از شکست

راههاي ايجاد وقت

:

۱

- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهايي که در انتظار هستيم، زماني که در اتوبوس مي گذرد و ... )
2- انجام کارها به طور همزمان

3-
تنظيم کردن وقت خواب
4-
کنترل بيشتر روي وقت تفريح
5-
نه گفتن به درخواست هاي غير مهم
6-
عقب انداختن

کارهاي غير مهم

استفاده از وقت و مدیریت بر آن ، ازجمله مهارت های مدیران است که امروزه در جهان توجه مناسبی به آن مبذول شده است . مدیریت بر زمان نه تنها برای مدیران سازمان ها بلکه برای همه کسانی که به پربارسازی زندگی خود بها می دهند مهم و ضروری است . زمان ، عنصری گران بهاست که تلف شدن آن ، ضایعات جبران ناپذیری را به بار می آورد .

همزمان با افزایش مداوم وظایف شغلی ، افراد فشارهای روحی و روانی و استرس بیشتری را تجربه می کنند . استفاده از مدیریت زمان ، روش مقابله ای مؤثری برای روبرو شدن با استرس است . به این منظور بر آن شدیم که به بررسی ارتباط بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن با استرس شغلی بپردازیم .

روش کار :

این پژوهش ، مطالعه ای توصیفی
– تحلیلی است . جامعه آماری پژوهش ، مدیران مراکز بهداشت و درمان شهری شیراز بوده است . به منظور جمع آوری داده ها ، از 2 پرسشنامه استفاده شده : پرسشنامه اول ، میزان مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن و پرسشنامه دوم ، میزان استرس شغلی را می سنجد . جهت تجزیه و تحلیل داده ها ، از نرم افزار آماری spss و آزمون های آماری T و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید .

نتایج و یافته های پژوهش :

میانگین سطح استرس شغلی در مدیران مراکز بهداشت و درمان شهری ، 55/0 و میانگین میزان مهارت سازمانی مدیریت زمان ، 65/0 بود .

بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و استرس شغلی با سابقه خدمت مدیران ، ارتباط معنی داری وجود داشت ولی با جنسیت ، ارتباط معنی داری وجود نداشت .

بین مهارت سازمانی مدیریت زمان و استرس شغلی در مدیران ، رابطه معنی دار و منفی وجود داشت

. (048/0 = pvalue ) .

بین ابعاد هدف گذاری ، برنامه ریزی عملیاتی و تفویض اختیار مدیریت زمان با استرس شغلی رابطه معنی داری وجود داشت .

(05/0 pvalue <) . بین ابعاد اولویت بندی اهداف و فعالیت ها ، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات با استرس شغلی مدیران رابطه معنی داری وجود نداشت .

بحث ونتیجه گیری

: دارا بودن رفتارهای مدیریت زمان ، سبب کاهش استرس شغلی می گردد . به عبارت دیگر ، مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد شش گانه آن ، باعث می شوند که استرس ناشی از کمبود وقت در شغل کاهش یابد . لذا پیشنهاد می شود کلیه سازمان ها جهت تخفیف استرس شغلی و افزایش رضایت و عملکرد شغلی نسبت به برقراری دوره های آموزشی مدیریت زمان مبادرت ورزند .


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

دو پرسش اساسي پيرامون اقتصاد اسلامي وجود دارد كه پاسخهاي متفاوتي به آن داده شده و تا كنون نيز بين اقتصاددان مسلمان وحدت نظر بهوجود نيامده است. دو پرسش مذبور عبارتند از:

             1.  اقتصاد اسلامي چيست؟

              2.  روش كشف آن كدام است؟

بي ترديد پاسخ پرسش دوم تا حدود زيادي به پاسخ پرسش اول بستگي دارد و بر آن مترتب است. اين مقاله تلاش مي‌كند با ارائة روش ساده و عام به پرسش اول پاسخ داده و راه را براي پاسخ به پرسش دوم باز كند. روش مذبور، روش «استقراء نصوص اقتصادي و طبقه‌بندي آن‌ها» است. اميدوارم ارائه اين روش گامي در جهت وحدت نظر انديشمندان اسلامي در اين باره باشد.

پرسش از ماهيت اقتصاد اسلامي ناشي از رشد علم اقتصاد پس از رنسانس در غرب است. بيش از دو قرن پيش از علم اقتصاد در دامان مكتب سرمايهداري متولد شد و به تكامل رسيد و امروزه داراي موضوع، مسائل و روش مشخص و كاربرد پذيرفته شدهاي در دنياست. اين علم به تدريج گسترش يافته و به رشتههايي چون اقتصاد خرد، كلان، پول و بانك، بخش عمومي، اقتصاد بينالملل و … منشعب شده است. در كنار آن در طول زمان مقولاتي چون فلسفه، مكتب، حقوق و نظام اقتصادي مطرح شده و به صورت رشتهاي از علم اقتصاد در آمده است.

دنياي اسلام پس از ابن خلدون، كه ميتوان گفت اولين كسي است كه به صورت علمي به تحليل علل عمران و آبادي شهرها پرداخته است، به دليل مختلف در مقابل رشد علم اقتصاد در غرب منفعل و غالباً مصرف كننده بوده است.

در طول فرايند رشد اين دانش در غرب انديشمندان اسلامي همواره خود را در مقابل پرسشهايي از اين قبيل مييافتند كه آيا ميتوان گفت اسلام داراي علم اقتصاد خاص خود است؟ اگر چنين است موضوع، مسائل، روش و اهداف اين علم چيست و چه تفاوتي با اقتصاد اثباتي غرب دارد؟ و آيا ميتوان گفت اسلام داراي اقتصاد دستوري، نظام يا مكتب اقتصادي است؟

در چهار دهة اخير انديشمندان اسلامي در صدد پاسخ به پرسشهايي فوق برآمدند، و تحقيقات نسبتاً گستردهاي انجام دادند ولي به نتايج واحدي دست نيافتند. برخي همچون (شيخ علي عبد الرازق) به كلي منكر اقتصاد اسلامي شدند. (ر.ك. الخالدي، 1406 ق: ص 37 و 40) برخي همچون شهيد صدر (ره) معتقد شدند اقتصاد اسلامي مذهب است و علم نيست.  (ر.ك. الصدر، 1417 ق: ص 315 و 319) برخي بين مذهب و نظام اسلامي تفكيك كرده، قائل شدند كه اسلام داراي مذهب اقتصادي ثابت است ولي نظام اقتصادي ثابت ندارد. (ر.ك: صالح ، 1417 ق: ص 27 و الفنجري، 1417ق : ص 15 و 24) برخي نيز به اين نتيجه رسيدند كه اسلام داراي نظام اقتصادي ثابت است. البته اين گروه در تعريف نظام اقتصادي اسلام با هم اختلاف دارند. (ر.ك: ابراهيم و قحف، 1420 ق: ص 94) و بالأخره برخي بر وجود علم اقتصاد اسلامي استدلال كردند. (ر.ك. الزرقا، 1410 ق و (1990 م.): ص 3 و 40) اين اختلافات علل متعددي دارد. عدم اطلاع كافي از ادبيات دانش اقتصادي در غرب، عدم استفاده از مفاهيم و اصلاحات مشترك و عدم اطلاع كافي از اسلام از جملة اين علل است. ولي يكي از علل اصلي آن عدم اتخاذ روش معين و منطقي براي پاسخ به اين پرسشهاست.

در اين مقاله تلاش مي‌كنيم ابتدا روشي ساده و عام را براي پاسخ از ماهيت اقتصاد اسلامي ارائه كنيم. نام اين روش را «استقراء نصوص اقتصادي و طبقهبندي آن‌ها» نهادهايم. سپس با استفاده از اين روش به پرسش مذبور پاسخ خواهيم داد.

لازم به ذكر است كه اين روش، روشي عام و قابل استفاده در ساير عرصه‌هاي علوم نيز هست و اختصاصي به علم اقتصاد ندارد. در علوم سياسي، علم حقوق، جامعه شناسي و… براي پاسخ به پرسشهاي مشابه درباره ماهيت جامعه شناسي اسلامي، حقوق اسلامي و سياست اسلامي و… ميتوان از اين روش استفاده كرد.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

 

اصلاح الگوي مصرف که توسط مقام معظم رهبري در سال88 به عنوان محور و مدار و مسير حرکت جامعه معين شده داراي دو وجه و دو شق دارد: وجه اول استفاده و برخورداري از امکانات مادي است که توسط همه مردم اعم از عوام و خواص مصرف مي گردد که شامل استفاده درست و بهينه از آب، برق، تلفن، حاملهاي انرژي و ساير توليدات و مصنوعات مادي است که بدون ترديد بايد نصب العين آحاد جامعه قرار گيرد زيرا اين مورد داراي مبناي شرعي و قانوني است، همانطوري که درصدر اين نوشتار بدان اشاره شد، کليه انعام و اطعام اعم از خوردنيها و نوشيدنيها و خدمات ارائه شده توسط دولت اسلامي، جزء الطاف و برکات خداوند و امانتي است که بايد در کمال امانتداري مورد مصرف قرار گيرد و به نسلهاي آينده تحويل داده شود.

براساس اعتقادات ديني ما مسلمانان، هرکس مجاز است به حد نياز خود از نعمتهاي خدادادي بهره گيرد و حق ندارد اين روند را به ولنگاري و ابتذال بکشاند، قبح اسراف و استفاده نامطلوب از امکانات الهي به حدي است، که خداي سبحان تبذيرکنندگان را برادر و هم رديف شيطان معرفي کرده است، اما از منظر و ابعاد قانون و اجتماع هم استفاده بي رويه و خارج از شمول و عقول از امکانات، گناهي است نابخشودني، زيرا کشور اسلامي ما، به واسطه شعائر ديني و مبارزه با قدرتهاي متجاوز به حقوق انساني، مورد تهديد و تجاوز و تحريم اين قدرتها است که براي ادامه اين مبارزه مشروع و دفاع از استقلال و آزادي خود بايد با بهترين وجه ممکن از منابع و توليدات خويش استفاده نموده و قناعت ديني و مناعت طبع را به اوج برسانيم، تا اينجاي کار بيشتر مربوط به مردم و قشرهاي گوناگون است، اما با نظارت و صداقت مديران و متوليان، لکن بخش ديگري از موضوع اصلاح الگوي مصرف به عنوان اولويت اول سال 88، گرچه بطور مستقيم در پيام نوروزي مقام معظم رهبري بدان تصريح نشده بلکه جز شالوده انکارناپذير اين بيانات ماندگار است، امکانات و موقعيتهاي غيرمادي و مناسب و مديريت هاي سياسي و اجرائي است که به واسطه رأي و نظر مردم به مديران جامعه واگذار شده و در اجراء دست مردم عامي بدان نمي رسد، اين مناصب و مواضع قدرت که مي تواند ضامن سعادت جامعه و يا باعث شقاوت آن شود به مراتب از مواهب و امکانات مادي و مصرفي مردم عادي مهمتر و اثرگذارتر مي باشند که اصلاح الگوي بکارگيري و استفاده از آنان از جايگاه و اولويت بسيار ممتازي در جامعه برخوردار است.

بدون اغراق بايد اين واقعيت را بپذيريم که بخش اعظمي از مسائل و مشکلات و معضلات و نابساماني هاي موجود در جامعه به دليل سوءاستفاده از مديريتها و مسئوليتهاي اجرايي است که بعنوان يک الگوي ناسالم و غيرمنصفانه اعمال مي شود.

نگاهي گذرا به اسلوب و عملکرد فردي، اجتماعي و خانوادگي تعدادي از متوليان و متنفذين که به نوعي به منابع قدرت و ثروت متصل اند، اين واقعيت را عيان مي کند که به جاي اينکه براي عامه مردم الگوي سازنده باشند، عملا، بدآموزيها و ناهنجاريهاي اجتماعي را در فضاي عمومي کشور گسترش مي دهند که عينا خلاف رأي و نظر مقام عظماي ولايت و انتظار مردم است.

امروزه مناصب اجرائي، تريبونهاي عمومي، امکانات رفاهي، ابزارهاي رسانه اي، شبکه هاي تبليغي، تشکيلات و احزاب سياسي و گروهها و انجمن هاي مذهبي و اجتماعي همه ابزارها و امکاناتي است که به برکت نهضت عظيم امام خميني(ره) به افراد و اشخاص معدودي واگذار شده که استفاده از آن به اصلاح الگوي مصرف نياز مبرم دارد. اصلاح تفکر و انديشه، برداشت از قدرت، نگاه به حاکميت، انصاف در قضاوت، غور در عالم سياست، تلطيف در فضاي صداقت و تلقي درست از اعتماد ملت، مهمترين محصول است و فرآورده هاي معنوي و غيراقتصاديست که در سال اصلاح الگوي مصرف بايد مورد تجديدنظر جدي صاحب منصبان قرار گيرد، زيرا اگر تفکر مديران جامعه اصلاح شود، مي تواند به اصلاح ديگر بحثهاي جامعه نيز کمک نمايد.

گرچه در قانون اساسي، سازکار استفاده از اين عناوين و مناصب به روشني و شفاف معين شده است اما متأسفانه بعضا شاهديم که اين الگوي پر بهاء (قانون اساسي) که بهاي خون هزاران انسان فداکار است به درستي و دقيقا رعايت نمي شود.

در نظام ولائي و علوي، مسئوليتها امانتند نه ابزار اعمال قدرت، براي دستيابي به منافع حزبي، آزادي بيان و نقد صادقانه مديران نعمتي است که در گرو فداکاري مردم در لواي انقلاب اسلامي به دست آمده، اما گاهي هم از مسئوليت بد استفاده مي شود و هم از آزادي بيان برداشت نادرست، که در تعاقب فرامين نوروزي مقام معزز رهبري بايد اصلاح شوند والا خسارات جبران ناپذيري ببار خواهند آورد.

تفسير غلط از قوانين، بي حرمتي به جايگاه نهادهاي قانوني، تداخل در وظايف دستگاههاي اجرائي و نظارتي، ناديده انگاشتن نظر افکار عمومي، گفتارهاي بي عمل، نااميدکردن مردم از آينده، هدردادن سرمايه هاي مادي و معنوي کشور، فرصت سوزيهاي متعدد، آزمون و خطاهاي مکرر، تبار گرائيهاي مزمن، مصونيتهاي بي جا، استفاده هاي ابزاري از مقدسات، بي حاصل خواندن رنج ديگران، ناديده گرفتن عزت و اقتدار جهاني انقلاب اسلامي و تنگ نظري هاي جناحي و فزون خواهيهاي سياسي، از جمله آفتهائي است که اگر الگو و قالب بهينه اي براي آن بر مبناي پيام مقام معظم رهبري تعريف نشود، فرجام خوبي را در پي نخواهد داشت زيرا اينها هم در کنارنان و آب و برق و بنزين، خوراکهاي غيرمعنوي و مادي هستند که براي مصرف آنان، نياز به اصلاح الگوي مطلوب دارند قالب شکنيهاي مصلحت انديشانه و توسعه تعالي روحي و اجتماعي و بسط واقعيتهاي انساني، مؤثرترين راهبردي است که انقلاب اسلامي ايران را به يک پديده جهان شمول مبدل نموده است.

به اقرار عالمان منصف، امروز جمهوري اسلامي ايران براي بشر به يک الگوي منطقي تبديل شده، و زيبنده نيست که به الگوي هاي مسلم ملي و اسلامي خود بي تفاوت باشيم.

نصب بنرهاي طويل و رنگارنگ، کاشتن تابلوهاي ميليوني، تزئين سالنهاي مجلل، توزيع تراکتهاي رنگين، اعزام اردوهاي تفريحي، مأموريت هاي مکرر، سفرهاي متعدد خارجي، عمره هاي گزينشي و پخش سريالهاي تکراري، انتشار مجلات و روزنامه هاي بي محتوي، همه توسط نهادهاي دولتي که گاهي جهت دار و شائبه انگيز و حاشيه ساز نيز هست، بدترين الگويي است که بدآموزي را در جامعه توسعه مي بخشد که بايد خود را با اين منشور نوروزي هماهنگ سازند.

اکنون که دنياي استکبار نيز به جرم استقلال خواهي، انقلاب ما را مورد تهديد و تحريم قرار داده و حالا که در آستانه عظيم ترين تحول سياسي و اجرائي (انتخابات رياست جمهوري) قرار داريم، ضرورت دارد که با تاسي از کلام گهربار رهبر عزيز انقلاب اسلامي، از اسراف و تبذير و بد مصرف کردن منابع و سوءاستفاده سياسي از ظرفيتهاي نظام اسلامي به نفع يک جريان به جد خودداري کنيم و همه با هم منافع ملي را وجه همت خود قرار دهيم تا با استمرار از روح ملکوتي امام(ره) و شهيدان، و عمل به پيام نوروزي مقام معظم رهبري با موفقيت از اين مرحله سخت و نفس گير نيز به سلامتي گذر کنيم.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:40 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 

حفظ اعتدال در روند زندگي آدم به قدري ارزشمند است که خداي حکيم در قرآن کريم آيه143 سوره نوراني بقره مي فرمايند: بدين گونه شما را امتي ميانه قرار داديم، تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر(ص) هم بر شما گواه باشد و باز پيامبراعظم(ص) در کتاب کنزالعمال، ج3 ص28 مي فرمايند: «اي مردم، بر شما باد در ميانه روي، بر شما باد بر ميانه روي»- بر اين اساس، دوري از زياده روي و پيشه کردن اعتدال، زيباترين اصلي است که بر تمام تعاليم اسلام سايه افکنده است و لذا گفته شده که

اندازه نگهدار که اندازه نکوست

هم لايق دشمن است و هم لايق دوست

در هر دوره، گرفتاري هايي به عنوان بيماري، پيش مي آيد که بايد پادزهر آن که توکل بر خداست به جامعه تزريق شود، در زمان مولاي متقيان(ع) دنياطلبي و مال اندوزي به عنوان آفت، موجوديت حاکميت را تهديد مي کرد که امام(ع) با تأکيد فراوان مردم به زهد و نکوهش دنيا، از آن ممانعت کرد و به عقيده خيلي از معتمدين، امروز هم سم دنياگرايي و فزون طلبي لغزش گاهي است بر سر راه فرزندان انقلاب که دارد مسير را براي آنان ناامن مي کند بطوريکه رهبر معظم انقلاب اسلامي با ذکاوت، اين خطر را اعلام و دوري از آن را به همه توصيه کردند. ناتواني عقل سبب اصلي افراط و تفريط و تبذير در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و سياسي است که درمان اين بليه، پادزهر اخلاقي است. دوري از اعتدال در همه امور به پيامدهاي انحرافي و زيانبار مي انجامد، بطوريکه افراط در عقايد موجب کفر و تفريط در آن، آدم را به سرنوشت خوارج نهروان دچار مي سازد، افراط در مصرف، روح انسان را از ارزشهاي الهي دور مي نمايد و تفريط در خوردن نيز رويه رهبانيت و دوري از دين اسلام را به دنبال دارد. تندروي در عبادت موجب بي ميلي و کسالت در عبادت شده و تفريط در آن سبب فراموشي ياد خالق مي گردد، همچنان که افراط در انفاق موجب تهي دستي و بيچارگي شده و تفريط در اين مقوله هم آسيب بخل و آز را تقويت مي کند و لذا اصلاح الگوي استفاده از امکانات و مصرف منطقي از انعام الهي ضرورتي است که مي بايست مورد دقت و کنکاش دقيق قرار گيرد.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

هر جامعه اي اگر بخواهد به شکوفايي تمدني و رشد مناسب و مطلوب اقتصادي دست يابد، نيازمند رهبراني است که در مقام اصلاح دايمي برآيند تا با ارايه راهکارهايي در همه بخش ها، هدايت جامعه را به عهده گيرند و از نابودي و نيستي رهايي بخشند (هود آيات 116 و 117)

اين مصلحان واقعي، با بهره گيري از علوم مختلف چون علم مديريت و علم اقتصاد و مانند آن، با افساد و فساد مبارزه مي کنند و راه هاي اصلاحي را ارايه مي دهند.

مصلحان واقعي از آن جا مهم مي باشند که در هر جامعه اي عده اي مدعيان دروغين وجود دارند که با طرح هاي اقتصادي نادرست و غلط و مديريت باطل، جامعه را به سوي تباهي سوق مي دهند (بقره آيات 8 تا 11) بنابراين مصلحان واقعي با ارايه الگوهاي درست مي کوشند تا هم به اصلاحات دايمي بپردازند و هم جلوي مصلحان دروغين را سد کنند.

اگر حضرت شعيب(ع) در بخشي از اقتصاد با ارايه الگوهاي درست مي کوشد تا به اصلاحات اقتصادي بپردازد (هود آيه 58 تا 88) پيامبر اکرم(ص) با ارايه الگوهايي درست در همه بخش ها از توليد تا مصرف کوشيد تا جامعه کامل و نمونه آرماني را ايجاد کند.

بسياري از آيات قرآني چون آياتي که به چگونگي بهره گيري از زمين و منابع توليد و گردش سرمايه (حشر آيه 7) و اسراف و تبذير و انفاق مي پردازد، در حقيقت به ارايه الگوي مصرف اشاره مي کند. آياتي چون آيه 06 و 168 و 172 سوره بقره تبيين مي کند که چگونه مي بايست از همه نعمت هاي الهي در زمين برخوردار شد؛ چنان که آيه 141 سوره انعام و نيز 13 سوره اعراف تبيين مي کند که از چه الگوي مصرفي مي بايست پيروي کرد. در اين آيات به خوبي بيان شده که هرگونه مصرفي مي بايست به دور از اسراف باشد. اسراف به معناي تجاوز از حد در هر کاري است که انسان انجام مي دهد. (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه سرف) اسراف در حوزه اقتصادي، زياده روي اي است که موجبات تباهي نعمت مي شود و از مصرف بهينه و درست آن باز مي دارد.

خداوند رفاه و آسايش چون رفاه اشراف را عاملي براي پيدايش اسراف برمي شمارد (يونس آيه 21) اين گونه است که برخي از مردم با زياده روي در آشاميدني ها و خوردني ها و زينت هاي زمين اجازه بهره مندي درست از آن را از ديگران سلب مي کنند (اعراف آيه 13) از اين رو خداوند چنين افرادي را دوست نمي دارد و اسراف را گناه معرفي مي کند. از نظر قرآن مصرف کنندگاني چون مسرفان مايه فساد و تباهي در زمين هستند (شعراء آيات 151 و 152) چنان که ايشان عامل محروميت انسان از محبوبيت خداوند نيز مي باشند. (انعام آيه 141)

به هر حال اصلاح الگوي مصرف يکي از وظايف مهمي است که پيامبر(ص) وظيفه خود مي دانست. تا زمينه شکوفايي اقتصادي و تمدني و بهره مندي درصد بيش تري از مردم نسبت به نعمت هاي خداوندي را فراهم آورد. بر اين اساس اگر بخواهيم جامعه نمونه و تمدني معاصر داشته باشيم مي بايست با بهره گيري از الگوهاي اصلاحي پيامبر(ص) زمينه اي دوباره براي رشد و شکوفايي اقتصادي و تمدني فراهم آوريم.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:38 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

شکوفايي تمدني در گرو شکوفايي اقتصادي به عنوان يکي از مولفه ها و کليدهاي اصلي است. بر اين اساس در آموزه هاي وحياني، بخش اقتصادي از اهميت و اولويت بسياري برخوردار شده و حتي در برخي از روايات به اين نکته توجه داده شده است که ريشه کفر را مي بايست در فقر جست. البته اين فقر مي تواند فقر فرهنگي و شناختي نيز باشد ولي فقر اقتصادي است که بسياري از مردم را به ذلت و خواري مي کشاند و آنان را وادار مي سازد تا عقايد پاک و فطرت سالم خويش را به کناري نهند؛ زيرا نخستين دغدغه انسان، اقتصادي است که به شکل برآورد نياز غذا و تغذيه، خود را نشان مي دهد؛ از اين رو امنيت غذايي براي انسان در درجه نخست اهميت قرار دارد.

از نظر قرآن، رشد اقتصادي جامعه که از آن به عنوان نعمت الهي ياد مي شود (سبا آيه 51) در آن درجه از اهميت قرار دارد که دعاکردن براي پيشرفت اقتصادي را در آيه 102 سوره بقره و نيز 23 سوره نساء و همچنين 651 سوره اعراف به عنوان امري شايسته مورد تاييد و تشويق قرار مي دهد؛ زيرا سعادت دنيا و آخرت آدمي در بسياري از جهات در گرو اين پيشرفت است. به سخن ديگر نه تنها رشد اقتصادي از نظر قرآن اهميت و ارزش داشته و امري مطلوب وارزشي است (بقره آيه 102 و اعراف آيه 69 و هود آيه 3و 25 و نوح آيات 01تا 21) بلکه تا آن حد اعتبار دارد که انسان مي بايست هم در دعا و نيايش هاي خويش آن را بخواهد و هم به عنوان هدف اصلي و ماموريت کليدي بشر در زمين، بدان توجه داشته باشد.

از امام صادق(ع) در ذيل آيه 102 سوره بقره اين روايت نقل شده که مقصود از دعا براي حسنه در دنيا و آخرت، رضايت و خشنودي خدا و بهشت در آخرت و توسعه در رزق و معاش و اخلاق نيک در دنياست. (نور الثقلين ذيل آيه)

البته از نظر قرآن بهره مندي و توسعه اقتصادي جوامع ملازم با حقانيت و معنويت داشتن آن جوامع نيست (کهف آيات 23 تا 63 و مريم آيات 37 و 47 و مومنون آيات 55و 65 و سبا آيات 43 تا 73 و زخرف آيات 33و 43) از اين رو هرگونه پيشرفت هاي اقتصادي جوامع کفر پيشه در نجات بخشي آنان از نابودي بي تأثير است. (انعام آيه 6و توبه آيه 96 و مريم آيات 37 و 47 قصص آيه 85 و سبا آيه 54)؛ زيرا زماني پيشرفت اقتصادي مي تواند براي جامعه اي مفيد و سازنده باشد و آنان را به سوي تعالي و کمال سوق دهد که از معنويت توحيدي برخوردار باشد. بنابراين، هرگونه پيشرفت اقتصادي جامعه برتر و نمونه مي بايست در راستاي کمالي باشد که اسلام و قرآن ترسيم کرده است. اين مطلبي است که در بسياري از جوامع اسلامي به ويژه در برنامه ريزي ها و سياست هاي برخي از برنامه ها در داخل کشور در برخي از زمان ها ناديده گرفته شده است.

از نظر قرآن عوامل رشد اقتصادي و پيشرفت تمدني را مي بايست در دو دسته از علل و عوامل مادي و معنوي جست. عوامل مادي اموري چون آب مناسب و فراوان (هود آيه 25 و نوح آيه 01 تا 21 و نيز جن آيه 61)، زمين مناسب و مرغوب (اعراف آيه 85 و سبا آيه 51) و کار و تلاش بر زمين (ملک آيه 51) مي باشد که در کنار عوامل معنوي چون امنيت و آرامش اجتماعي (بقره آيه 621 و نحل آيه 211)، ايمان و معرفت به خدا و حکمت آفرينش (اعراف آيه 69) تقوا و مراعات حدود الهي و عدم تجاوز به حق و حقوق ديگران (مائده آيه 66و اعراف آيه 69 و طلاق آيات 2و 3) انفاق و کمک و ياري به ناتوانان (بقره آيه 276 و روم آيه 93 و سبا آيه 93 و طلاق آيه 7) و استقامت بر دين و باورهاي ديني که مديريت اصلي بشر را براي رستگاري و کمال به عهده دارد (جن آيه 61) و استغفار و توبه از کارهاي زشت و نابهنجار (هود آيه 3و 25 و نوح آيات 01 تا 21) مي تواند تضمين کننده رشد و شکوفايي اقتصادي و تمدني باشد.

از نظر قرآن ايجاد عدالت اقتصادي که از برنامه هاي اصلي پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت بوده و هست (حديد آيه 52و حشر آيه 7) مي تواند در رشد و شکوفايي اقتصادي بسيار موثر باشد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

اسوه هاي کامل

بي گمان هر چه شناخت انسان به خود و محيط زيست خويش کامل تر شود، ميزان بهره مندي وي نيز از وسايل و امکانات افزايش مي يابد و مصرف بهينه و آسان و ساده آن چيز را نيز بهتر مي آموزد. با اين همه به عللي شناخت انسان نه تنها نسبت به محيط زيست خويش بسيار ناقص و ابتدايي است بلکه حتي نسبت به خود و نيازها و توانمندي ها و ظرفيت هاي خويش نيز شناخت کامل و درستي ندارد. از اين رو نيازمند آن است تا کس و يا کساني او را به مسير درست سوق دهند و به او در اين امر ياري رسانند. اين جاست که پاي پيامبران در زندگي انسان باز مي شود تا به وي راه درست زندگي کردن و اهداف و حکمت آن را بياموزاند.

پيامبران (ع) نه تنها به انسان ها در حوزه شناختي، ياري رسانده و مي رسانند بلکه در عمل به آنان نشان مي دهند که بهترين شيوه زيست کدام است. اين همان چيزي است که ما از آن به الگوها و اسوه هاي زندگي ياد مي کنيم.

اسوه، شخصي است که به سبب خصلت ها يا خصلت هايي چند، لياقت و شايستگي آن را مي يابد تا الگو و سرمشق علمي و عملي ديگر يا ديگران باشد. از نظر اسلام، هم شخص و هم جامعه مي تواند الگو و سرمشق و پيشواي ديگران باشد. از اين رو از اسوه هاي پسنديده اي چون آسيه و مريم(س) و ابراهيم(ع) و ديگر پيامبران(ع) در آياتي چون آيه 11 و 12 سوره تحريم و 83 و 90 سوره انعام و 4 و 6 سوره ممتحنه سخن به ميان مي آورد و در آيه 143 سوره بقره امت اسلام را به عنوان امتي معتدل و اسوه اي براي توده هاي مردم معرفي مي کند.

جامعه آرماني که خداوند در آيه 112 سوره نحل معرفي مي کند، جامعه اي برخوردار از آرامش، امنيت، آسايش فراوان و رفاه مطلوب مي باشد. اين بدان معناست که از نظر قرآن، جامعه نمونه و مطلوب، جامعه اي است که برخوردار از سعادت و خوشبختي باشد که مولفه و عناصر اصلي آن را امنيت و آرامش و آسايش تشکيل مي دهد. بنابراين، جامعه نمونه و برتر، جامعه اي است که از نظر فرهنگي و تمدني به کمال دسته يافته باشد و بتواند با بهترين شيوه توده هاي مردم را به آسايش و آرامش برساند. اين شدني نيست مگر آن که اقتصاد آن از الگوهاي کامل در توليد و توزيع و مصرف برخوردار باشد.

خداوند مي فرمايد: قريه کانت آمنه مطمئنه يأتيها رزقها رغدا من کل مکان؛ شهري که از امن و امان و آرامش برخوردار است و روزيش از هر سو فراوان مي رسد. اين جامعه از گرسنگي و ترس يعني فقدان آسايش و آرامش رنج نمي برد. بنابراين جامعه اي خوشبخت است و از سعادت بهره مند مي باشد.

افراد چنين جامعه اي نيز انسان هايي هستند که در مسير درست قرار گرفته و در همه عرصه ها، روش اعتدال را در پيش گرفته اند؛ زيرا آنان نيز همانند پيامبر گرامي(ص) در مسير الهي و آموزه هاي وحياني گام برمي دارند و اسوه و مقتدا و پيشواي خويش را چنين شخصي قرار داده اند. (احزاب آيه 12)

اعتدال گرائي، ويژگي اسوه هاي زندگي

آيه 341 سوره بقره با تفسير روايي که نورالثقلين از امام صادق(ع) نقل مي کند، تبيين مي کند که اهل بيت پيامبر(ع) همان انسان هاي معتدل و الگو و نيز شاهداني براي راستي و درستي هستند که جامعه برتر در مسير آنان گام برمي دارند و به آسايش و آرامش دست مي يابند.

اسوه هاي زندگي که در آيات قرآني معرفي مي شوند، کساني هستند که اعتدال گرايي در زندگي آنان اصل بنيادين را در کنار توحيد و توکل و معاد (ممتحنه آيه 4) تشکيل مي دهد؛ زيرا دين اسلام به عنوان دين برتر و کامل و الگوي الهي براي زندگي بشري، آييني معتدل و ميانه است (بقره آيه 341 و نيز انعام آيه 161 و يونس آيه 501 و طه آيه 531) و اين اعتدال از دروني ترين و شخصي ترين احکام و قوانين زندگي تا عمومي ترين مسايل اقتصادي و سياسي، جامعه را در بر مي گيرد. (نساء آيه 72)

در تمامي اين آيات يادشده و آيات ديگر، خداوند با بهره گيري از واژگان و اصطلاحاتي چون حنيف، سوي، قيم، عدم اعتداء و نيز عدم ميل عظيم، مي کوشد تا اعتدال گرايي در اسلام و قوانين و نيز الگوهاي آن را بيان کند.

تعبير زيباي «قصدالسبيل» که در آيه 9سوره نحل بيان شده به خوبي تبيين مي کند که التزام خداوند به بيان راه راست و ميانه براي آن است که آدمي تنها در اين مسير است که مي تواند جامعه تمدني و برتر خويش را بسازد و به عنوان خلافت الهي بر زمين، هستي را مديريت و تدبير و ربوبيت نمايد.

آيه 30 و 31 سوره حج و نيز 5سوره بينه به رعايت اعتدال به عنوان تنها راه درست اشاره مي کند و مردم را بدان مي خواند و جالب آن که در آيه 572 سوره بقره رباخواري را سبب خروج از اعتدال رواني بر مي شمارد. اين بدان معناست که ميان رفتارهاي آدمي در حوزه اقتصادي با حوزه روان شناختي، ارتباط تنگاتنگي وجود دارد که نمي توان از آن چشم پوشيد. بنابراين هرگونه رفتار نادرست اقتصادي به معناي دورشدن از حدود انسانيت بوده و آدمي و جامعه را دچار بيماري هاي رواني و آسيب هاي جدي در حوزه شخصي و روحي و رواني مي کند.

از نظر قرآن بسياري از جوامع به سبب خروج از اعتدال در حوزه هاي مختلف اقتصادي و اعتقادي و رفتاري، گرفتار بحران هاي شديد شدند که در نهايت تمدن و جامعه آنان را نابود ساخته و يا مي سازد. (مائده آيه 27 و 77) از اين رو هرگونه خروج از حد اعتدال و ميانه روي را سبب کفر (بقره آيه 801) و گمراهي (مائده آيه 77) و نابودي بشريت مي شمارد و از آن نهي مي کند (مائده آيه 77) زيرا ريشه خروج از حد اعتدال در همه کارها حتي امور ديني را مي بايست در تمايلات نفساني و وسوسه هاي شيطاني جست که چيزي جز نابودي بشر را نمي خواهد



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 8:36 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

 

سلام

یه فایل صوتی  مربوط به ازدواج رو براتون گذاشتم

لینک دانلود قسمت دوم

روی لینک دانلود کلیک راست کرده و با زدن گزینه save target as... آن را دانلود کنید

در سال اصلاح الگوی مصرف ، ازدواج را باید آسان گرفت

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 10:30 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :22
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET