سلام

دانلود کتاب

صرفه جوئي هاي اقتصادي در كنترل مصرف بنزين   

كار كرد تجاري اقتصاد بدون نفت ايران    

بهره وري انرژي و مشكلات محاسبه شاخص هاي آن    

  

روی عناوین کتابها کلیک راست کرده و با زدن گزینه save target as... آنها را دانلود کنید

در صورت نیاز به کتاب خاص،ما را مطلع سازید تا در صورت امکان در اختیارتان قرار دهیم



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 10:27 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

 

مقولۀ مصرف بايد به سمت مديريت صحيح حركت كرد. در غير اين صورت نميتوان بين توليد و مصرف، توازن برقرار نمود و به دليل مصرف بيرويه و غيرضروري به اشكال مختلف، منابع و امكانات موجود در جامعه در سطوح مختلف سازماني، خانوادگي و فردي از دست خواهد رفت.

براي نهادينه شدن الگوي درست مصرف، نياز به كار فرهنگي است. در واقع زماني مردم بر اساس يك الگوي صحيح، مصرف خواهند كرد كه آن الگو در باورهاي فرهنگي مردم نهادينه شده باشد، به همين دليل است كه در بسياري از كشورها در مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانشآموزان را با مؤلفه‌هاي مختلف الگوي مصرف آشنا ميكنند.

يك مدرس دانشگاه كه سابقۀ تدريس در دانشگاه‌هاي خارج از كشور را نيز دارد، در اين باره مي‌گويد: «در كتاب‌هاي درسي بسياري از كشورها، موضوعي تحت عنوان پيمان با مملكت، جامعه، خانواده و خود افراد مطرح مي‌شود كه در اين پيمان، افراد متعهد مي‌شوند كه از منابع و امكانات كشور به درستي استفاده كنند».

در كشور هندوستان به دانشآموزان ياد داده ميشود كه درصد قابل توجهي از مردم آن كشور، زير خط فقر زندگي ميكنند. و آنان بايد در مصرف مواد غذايي و انرژي، دقّت كافي داشته باشند. بنابراين دانشآموزان در جريان تحصيل به اين باور ميرسند كه بسياري از منابع انرژي غيرقابل برگشت است و در مصرف آنها بايد نهايت دقّت را داشته باشند.

حتّي آنان ميآموزند كه چگونه در امر تفريح، صرفهجويي كنند و به اين باور ميرسند كه زمان هدررفته در تفريحات غيرقابل برگشت است و اين كه دانشآموزان ياد بگيرند كه كار را عبادت بدانند. همۀ اين شواهد در دنيا نشان ميدهد كه فرهنگ درست مصرف كردن بايد از همان ابتدا به دانشآموزان آموخته شود تا سرمايههاي ملّي براي نسلهاي آيندۀ يك جامعه، ذخيره شود. دانشآموزان بايد از مقاطع ابتدايي و راهنمايي، با الگوي درست مصرف آشنا شوند تا از طريق فرآيند اجتماعيشدن و فرهنگپذيري ياد بگيرند ميز، صندلي، كلاس و امكانات مدرسه، سرمايههاي ملّي يك كشور محسوب ميشود و بايد از آنها به درستي محافظت كنند؛ چون بدون ترديد هر چه اين نوع آموزشها جدّي گرفته شوند، بهتر از ثروتهاي ملّي صيانت خواهد شد. متأسفانه حساسيت نگهداري از منابع ملّي در برخي از افراد ضعيف است و هزينههاي بيرويه در بعضي از سازمانها و مؤسسات نشان ميدهد كه عدهاي نسبت به هدر رفتن منابع كشور، بيتفاوت هستند. بنابراين بايد از همان مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانشآموزان را با الگوهاي مصرف صحيح آشنا كرد تا از هدر رفتن ثروتهاي ملّي جلوگيري كرد.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت.

يکي از شيوههاي مهم آموزههاي ديني، براي مقابله با مفاسد اقتصادي و اخلاقي و تحکيم ارزشهاي ديني، تقويت باور انسانها به مبدأ و معاد است. اين اعتقاد همچون ناظري دروني، اجراي صحيح دستورهاي الهي را تضمين ميکند. آيههاي مربوط به اسراف، با نهي و نکوهش اسراف و تبذير، سقوط معنوي و عذاب اخروي اسرافکاران را خاطر نشان ميسازد. پيشوايان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز در روايتهايي، با يادآوري پيآمدهاي اخروي اسراف، همگان را از اين عمل ناشايست باز ميدارند. امام علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «بدانيد که بخشيدن نابجاي مال، تبذير و اسراف است که قدر بخشنده را در دنيا بالا ميبرد و در آخرت پايين ميآورد. او را در ديدۀ مردمان گرامي ميکند و نزد خدا خوار».

تقويت ارزشهايي چون زهد، قناعت، ميانهروي و مانند آن، از يکسو و ترغيب به مبارزۀ جدّي با هواپرستي، خودنمايي و فخرفروشي از سوي ديگر، شيوههاي درمان دروني اسراف و تبذير است. يکي ديگر از عوامل بروز اسراف و تبذير، جهل و ناآگاهي است. بنابراين، اطلاعرساني و دادن آگاهيهاي صحيح و کافي دربارۀ موضوع به مردم و نيز بازشناسي آثار و پيآمدهاي اقتصادي، اجتماعي و معنوي آن، در کاهش روحيۀ اسرافکاري بسيار مؤثر است. همچنين، نظارت همگاني بر رفتار و اعمال افراد که در آموزههاي ديني با تعبير امر به معروف و نهي از منکر از آن ياد ميشود، از کارآمدترين شيوههاي تثبيت ارزشها و مقابله با مفاسد و انحرافهاست. امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز گاهي با نهي صريح و مستقيم و زماني با واکنشهاي اخلاقي، بر اين مهم نظارت داشتند. افزون بر اين، خانواده تأثير بسيار مهمي بر پرورش شخصيت و عملکرد فردي و اجتماعي آدمي دارد. چنانچه بزرگسالان اهل اسراف و تبذير باشند، خواه ناخواه اين روحيه به فرزندان منتقل ميشود. ائمۀ معصوم ـ عليهم السلام ـ با ديدن اسراف و تبذير در خانوادهها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان ميدادند. در حديثي آمده است که امام صادق ـ عليه السلام ـ ميوه‌اي را ديد که ناخورده، بيرون خانهاي انداخته شده است، ايشان با ناراحتي فرمودند: «اين چيست؟ اگر شما خود سير بوديد، قطعاً بسياري از مردم سير نيستند. آن را به کسي بخورانيد که نيازمند است».

نبود عدالت اقتصادي و جلوگيري نکردن از انباشته شدن ثروت در دست عدهاي خاص، از عوامل مهم بروز پديدۀ اسراف است. از اينرو، اجراي عدالت و توزيع عادلانۀ ثروت، زمينۀ شيوع و گسترش آن را ميکاهد و يا نابود ميسازد. امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ عامل اصلاح و ساماندهي امور جامعه را دادگستري مي‌داند و مي‌فرمايند: «توده‌هاي مردم را جز عدالت، اصلاح نکند».

ناگفته نماند که کنترل صحيح تبليغات بازرگاني و پيشگيري از رشد روحيۀ مصرفگرايي نيز تأثير بسزايي در جلوگيري از اسراف و تبذير دارد. بنابراين، توجه جدّي به اين مقوله نيز حائز اهميت است.

تحکيم باورهاي ديني، تقويت ارزشها، نظارت همگاني، امر به معروف و نهي از منکر، پيشگيري از انباشت سرمايه در دست عدهاي خاص و توجه به عدالتگستري و کنترل تبليغات بازرگاني، از راههاي کنترل اسراف و تبذير است.

ـ برنامه‌ريزي براي دروني‌كردن الگوي بهينۀ مصرف بايد در چند بُعد صورت گيرد:

1ـ مصرفگرايي صحيح را بايد از طريق آموزشهاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.

2ـ مصرفگرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه

هاي آموزشهاي غيررسمي از طريق رسانههاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.

3

ـ ‌توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگي توأم شود. نبايد گذاشت هر كالايي در جامعه توليد گردد.

4ـ نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد، اعمال شود.

5ـ عرضۀ كالا و خدمات در جامعه به گونهاي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت، دسترسي نسبتاً مشابهي به آن‌ها داشته باشند.

6ـ تبليغات بايد به گونه‌اي باشد كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهد، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازد.

7ـ مطالعات علمي ملّي و منطقه‌اي پيرامون مصرف‌گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و از مردم نظرسنجي شود.

8ـ فرهنگ مصرف جمعي در زمينههاي مختلف، به جاي فرهنگ مصرفگرايي فردي اشاعه شود.

9ـ فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور، ابزار جمعآوري مازاد مصرف در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.

10ـ بازيافت، به عنوان يك ارزش تلقّي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.

مصرف‌گرايي به عنوان يك فرآيند اجتماعي مهم در قرن بيستم، در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقۀ بالاي جامعه آن را به عنوان يك الگوي براي نشان دادن هويت بالا بكار بردند. طبقۀ متوسط از ديگر سو براي نشان دادن وجهۀ بالاي خود از مصرفگرايي استفاده كرده و طبقۀ پايين، بدون توجه به مسئلۀ نيازهاي واقعي و غيرواقعي، در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هر چه بيشتر گذشت، بيشتر در اين دام فرو رفته و ميروند.

اگر دولت‌مردان با همكاري علماي اجتماعي، چارهاي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعۀ ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف‌گرايي بي‌رويۀ غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينۀ فرهنگي است، آموزشهاي جديد در اين زمينه ميتواند كارساز باشد. دوم در زمينۀ كنترلهاي اقتصادي است، به ويژه براي بخش توليدي كه بايد با كنترل‌هاي كارشناسي همراه گردد. سوم، استفاده از اهرمهاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامهريزي در‌سه زاويۀ يك مثلث بايد صورت گيرد:

1ـ برنامه‌ريزي در نهادهاي آموزشي؛

2ـ برنامه‌ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد؛

3ـ برنامهريزي در كنترل بازار و قيمتها.

بدون شك نفوذ از خارج؛ كار برنامهر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبهرو ميكند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترلهاي منطقي توليدي و توزيعي ميتواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

مصرفگرايي يکي از پديده‌هاي اقتصادي است که پس از انقلاب صنعتي رونق چشم‌گيري پيدا کرد. از جمله عوارض اين پديده مي‌توان به تهديد منابع، آلودگي‌هاي محيط زيست و فاصلۀ اجتماعي و تشديد رفتارهاي غلط فردي و اجتماعي چون «اسراف» اشاره کرد. سؤال اساسي اين است که چرا جامعۀ ما گرايش به مصرف‌گرايي دارد؟ چرا مصرف‌گرايي براي عده‌اي، نوعي افتخار محسوب مي‌شود؟ آيا ميان مصرف‌گرايي و توسعهنيافتگي اقتصادي رابطه‌اي وجود دارد؟ چگونه مي‌توان گرايش به مصرف‌گرايي را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه مي‌توان مردم را در مسير درست مصرف کردن هدايت کرد؟ چه موانعي معضل مصرفگرايي را تشديد مي‌کند؟

در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكلهاي زير نمايان مي‌شود:

به نظر مي‌رسد، هدايت و كنترل مصرف از راه‌هاي زير امكان‌پذير است:

1ـ ايجاد انگيزه‌هاي مثبت كه انسان را به سوي شيوه‌هاي صحيح آن هدايت كند.

2ـ ايجاد انگيزه‌هاي منفي و حذف بسياري از مصارف غيرضروري.

3ـ محدوديت قوانين مصرف و جلوگيري از مصرف‌هاي غيرضروري مانند؛ مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي.

 4ـ تدوين قوانين و الگوهاي صحيح مصرف مانند؛ استفاده از شبكۀ آب‌رساني بهداشتي همگاني يا بهره‌برداري درست از سرمايه‌هاي ملّي چون نفت و گاز.

 5ـ جلوگيري از توليد كالاهاي غيرضروري و تجمل‌گرايانه.

6 ـ هماهنگي سطح مصرف افراد جامعه با سرمايه‌هاي ملّي.

7ـ حاكميت نظام ارزشي مصرف بر اساس احكام ديني و دستورات اسلامي.

در ميان متغيرهاي گوناگون اقتصادي، شايد هيچ كدام به اندازۀ «مصرف» براي عموم مردم مهم نباشد، به گونه‌اي كه بسياري بر اين باورند كه هدف از فعاليت‌هاي اقتصادي ديگر مانند پس‌انداز، سرمايه‌گذاري، توليد و...، در نهايت مصرف است. متأسفانه دركشور ما ايران، الگوي مصرف به الگوي مصرفي غرب نزديك مي‌شود بدون اين كه بنيان‌هاي توليدي و اقتصادي تقويت شده باشد.

مصرف در اصطلاح اقتصادي؛ به معناي استفاده از كالا در هر دوره معيّن و يا مقدار بهرهبرداري از خدمات يك كالا در هر دوره اطلاق مي‌شود. اين مفهوم در اسلام، با ساير مفاهيم رايج آن تفاوت دارد، زيرا نگاه اسلام به مصرف، نگاه ابزاري است و در نتيجه روش مصرف، محدوديت‌ها و چارچوب خاصّي را براي آن در نظر گرفته است. در نگرش اسلامي مي‌توان مصرف را استفاده از كالاها و خدمات براي برآوردن نيازهاي انساني ناميد كه او را در راستاي رشد و شكوفايي اخلاقي و رسيدن به قرب و كمال انساني و الهي مورد نظرش ياري مي‌كند.

پديدۀ تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در بين مصرفکنندگان خصوصي بلکه در بين سازمانهاي دولتي هم به چشم ميخورد زيرا با خريد کالاهاي خارجي، انگيزۀ مصرف نمايشي بالاتر ميرود، در حالي که براي توليدات صنعت نساجي کشور تقاضاي کافي وجود ندارد، مصرفکنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاک خارجي در بازارهاي کشور استقبال مي‌کنند. مصرف نمايشي موجب مي‌شود، انسان در جامعه، هويتي مصنوعي بيابد و به نوعي، «بت‌پرست مُدرن» گردد. قشرهاي محروم براي سرپوش گذاشتن به درد ناکامي، به محض دريافت اندک درآمد به سمت تقليد مصرفي مي‌روند و درآمد خود را در راستاي تقويت سود توليدکنندگان تجملي، يا واردکنندگان آن به هدر مي‌دهند.

از ديگر آفات‌هاي الگوي مصرف، مصرف نمايشي و پرستيژي است و مصرفزدگي در ايران نوعي تفکر جديد و تجدد به شمار ميآيد. در جامعۀ امروز ما، بخشي از مصرف، نه به خاطر نياز به کالاهاي خريداري شده، بلکه به دليل کسب موقعيت و منزلت بالاتر صورت ميپذيرد که در اصطلاح آن را «مصرف پرستيژي» مي‌گويند.

 

ـ عوامل مؤثر بر الگوي مصرف

ـ توزيع عادلانه درآمدها؛

ـ ترويج الگوي تغذيه؛

ـ استفاده از عوامل فرهنگي مثبت؛

ـ توسعهيافتگي جامعه؛

ـ تبليغات مناسب؛

ـ نوع نگرش و جهان‌بيني‌، كسب منزلت اجتماعي و...



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 10:25 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

تمام تعاليم دين اسلام، مسلمين را به رعايت تعادل و انصاف در تمام شئون زندگي سفارش ميكند و مهمترين دغدغۀ يك مسلمان را «بودن» ميداند نه «داشتن». مسلمان واقعي با تفكر در خويشتن خويش، از تعلّقهاي زائد دنيوي گسسته و به سوي باغ ملكوت پر ميكشد چرا كه از آنجاست و بدانجا باز مي‌گردد. با اين همه، اسلام هيچگاه مسلمانان را در استفاده از مواهب دنيوي منع نكرده است و هميشه آن‌ها را  دعوت به فعاليت‌هاي اقتصادي صحيح و مثمر ثمر نموده است چرا كه اقتصاد صحيح و پويا، امكانات وسيعي براي رشد ساير استعدادهاي انساني فراهم مي‌سازد و نداشتن نظام اقتصادي درست و عدم كارآيي آن، باعث اختلال در امكانات رشد و شكوفايي ديگر بخش‌هاي زندگي انسان مي‌شود و آن‌طور كه شايسته و لازم است، به آرزو‌ها و آرمان‌هاي مطلوب نخواهيم رسيد.

شكل و سطح مصرفكنندگان كالا و خدمات (افراد، خانوارها، بنگاه‌ها، دولت و...) تحت‌تأثير استاندارد مصرف، درآمد، موقعيت اجتماعي و از همه مهم‌تر، اعتقادات و مباني فكري فرد يا جامعه تغيير مي‌كند.

در جهان پيشرفتۀ امروز، وجود قوانين و تصميم‌هاي صحيح اقتصادي، مي‌تواند سرنوشت و آيندۀ يك جامعه را تحت تأثير قرار دهد تا جايي كه گسترش تكامل معنوي يك جامعه و فراهم نمودن زمينه‌هاي انديشۀ توحيدي و دفاع از كيان جامعۀ اسلامي و مبارزه با مفاسد اخلاقي و تأمين بهداشت همگاني، منوط به اقتصاد سالم است.

اقتصاد جوامع انساني بر سه پايۀ؛ توليد و توزيع و مصرف استوار است. در دين مبين اسلام، داشتن برنامۀ صحيح اقتصادي در امور زندگي، از نشانههاي انسانهاي پرهيزکار و با ايمان است. تدوين قوانين و مقررات جامع و تصميم‌گيري‌هاي درست اقتصادي، تضمين‌کنندۀ آيندۀ کشورهاي در حال توسعه و مستقل است.

هدايت و کنترل مصرف و شناخت انواع مصرف و الگو ميتواند علاوه بر به کارگيري نيروهاي خلاق و هوشمند، عاملي در خودکفايي ايران اسلامي باشد.

آسيب‌شناسي الگوي مصرف، شناخت رابطۀ آن با درآمد ملّي، دوري از مصرف‌گرايي غرب‌گونه و تجملاتي، شناخت قاچاق و زيان‌هاي آن بر جامعه، اثرات مصرف کالاهاي خارجي و عدم استفاده از اجناس و توليدات داخلي، بيان الگوهاي مصرف و رياضت اقتصادي، مبارزۀ دقيق و حسابشده با قاچاق کالا و ارز، تدوين مقررات دقيق گمرکي و مالياتي و... رعايت اين نکات ما را در ساخت ايراني آباد و آزاد، يار و ياور خواهد بود.

مصرف‌کنندگان بر اساس اعتقادات و بينش، تا حدّ امکان بايد از کالاهاي خارجي به ويژه غربي کمتر استفاده کنند و توليدکنندگان با رعايت نکات دقيق استاندارد در توليد، و رسانههاي گروهي در عدم تبليغ اجناس خارجي، و شهروندان در تحريم کالاهاي غيرضروري و لوکس و...، موجبات رشد و شکوفايي اقتصاد نوپاي اسلامي و داشتن آيندهاي درخشان در تمامي عرصهها را در سطح جهاني فراهم نمايند.

همان‌طور که بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شکاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شکاف طبقاتي که منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيۀ مصرف‌گرايي رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيۀ مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي کلان که از طريق کسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين که از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيۀ مصرفگرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، کمتر باشد، امکان ايجاد اين رانت کمتر بوده و در نتيجه کسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرايي کاسته خواهد شد. از طرفي تکنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق کرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرفگرايي قادر به ادامۀ حيات نخواهد بود، لذا جست و جوي بازارهاي مصرف در کشورهاي ديگر را در دستور کار قرار داده است. بخشي از وظائف حاکميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعي ا‌ست و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در کتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيۀ تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقۀ دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است. حضور فعال بخش‌هاي دلال و واسطهگر اقتصادي در جامعۀ ما، شرايطي به وجود آورده است که حتّي نظام اقتصادي را در مقابله با مفاسدي نظير سرمايهگذاري‌هاي غير توليدي، با مشکل مواجه کرده است. در اين صورت اگر سيستم بتواند سمت و سوي توليد جامعه را تعيين کند و جامعه نيز از تحرک طبقاتي بازماند، قاعدتاً مي‌توان انتظار داشت که الگوي مصرف در جامعه تصحيح شود و با توليد بالقوه منطبق گردد.

يکي ديگر از راه‌هاي برون‌رفت از اسراف، دوري خواص و شخصيت‌هاي مهم جامعه از زندگي اشرافي و تجملي است؛ زيرا شيوۀ زندگي آنان بر ديگران تأثير مي‌گذارد. هنگامي که براي رسول خدا(ص) نوشيدني بسيار گوارايي آوردند، فرمودند: «آن را از من دور سازيد که اين نوشيدني مترفان است».



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

 

رهبر معظّم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خود، سال 1388 را سال حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف و دهۀ فرارو را، دهۀ پيشرفت و آباداني کشور ناميد. اين پيام، متضمن بيم و اميد براي جامعه بود. اميد به پيشرفت و آباداني کشور و بيم از موانعي که ميتواند اين پيشرفت را دچار اختلال نمايد.

بيشک يکي از پايههاي مهم پيشرفت؛ توليد، سازندگي، ابتکار، خلاقيت، نوآوري و جهش علمي است که سال 1387 به عنوان مقدمۀ پيشرفت و تحقق اين هدف مهم، سال نوآوري و شکوفايي علمي ناميده شد. ليکن پايۀ مهم ديگر آن، اصلاح الگوي مصرف است که به منظور تعيين الگوي مناسب، با هدفگذاري پيشرفت و آباداني و تغيير الگوي نامطلوب در جامعه، با توجه به شرايط و نياز امروز کشور، ضروري است که مورد عنايت آحاد جامعه اعم از مديران دولتي، قانونگذاران، برنامهريزان و تودۀ مردم قرار گيرد.

در کشورهايي که الگوي مصرف آنها بر اصول علمي و شاخصهاي کارشناسي مبتني نيست و فرهنگ عمومي پذيراي کاهش مصارف نا به جا و غير ضرور نميباشد، ساليانه حجم انبوهي از سرمايههاي ملّي آنها که ميتواند پشتوانۀ پيشرفت و سازندگي قرار گيرد، به سادگي نابود شده که خود در زنجيرۀ علل و عوامل عقبماندگي آن کشور تأثيرگذار خواهد بود. از اينرو کشوري مانند ايران که برنامههاي بلندمدّت و ميانمدّت و سند چشمانداز توسعه را طرّاحي ميکند و پيشرفت و آباداني را سرلوحۀ اهداف خويش قرار داده، ميبايست الگوي مناسبي را در بهرهگيري از منابع مختلف سرمايهاي؛ انساني، اقتصادي، اجتماعي و غيره، طرّاحي نمايد تا بر پايۀ آن به نحو مطلوب بدون هدر دادن، نابود کردن، استفادۀ نابهجا، اين سرمايهها را در راستاي اهداف پيشرفت به کار بندد.

با طرح اصلاح الگوي مصرف به دو شيوه ميتوان برخورد کرد:

1ـ برخورد شتابزده، شعاري و سطحينگري در انجام برخي اقدامات حذفي و کاهشي به صورت بخشنامهاي و تصميمگيري فردي مديريتي و يا برپايي برخي همايشها و جلسات هزينهبر. اينگونه واکنشهاي شتابزده مورد نظر رهبري انقلاب نبوده است چرا که به مثلهکردن پيام منجر خواهد شد و به صراحت در پيام ايشان آمده که امسال، سال شروع حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف است و اين، نياز به تداوم و استمرار دارد.

2ـ برنامهريزي درازمدّت مبتني بر پژوهش گسترده و مطالعهاي همهجانبه با هدف فرهنگسازي و پذيرش عمومي الگوي مصرف در همۀ ابعاد جامعه، و اين مسيري است که از خانواده شروع ميشود و در نهادهاي آموزشي تعليم داده ميشود و در پيکرۀ جامعه نهادينه ميشود.

مخاطب اين پيام چند دسته ميتواند باشد:

1ـ صاحبان انديشه و قلم و نهادهاي آموزشي (مدارس و دانشگاهها، حوزه ها و...).

2ـ اصحاب رسانهها (ديداري، شنيداري و نوشتاري).

3ـ مديران سازمانها، نهادها و ادارات دولتي و خصوصي.

4ـ تودۀ مردم.

صاحبان انديشه و قلم در چند محور ميتوانند در اين باره به ايفاي نقش بپردازند:

1ـ تبيين اصل الگوي مصرف و ضرورت اصلاح آن.

2ـ آسيبشناسي و بازنگري الگوي فعلي مصرف.

3ـ بررسي موانع (نظري، فرهنگي و اداري) اصلاح الگو.

4ـ راهکارهاي عملي اصلاح الگوي مصرف.

نهادهاي آموزشي رسمي و مراکز غيررسمي مانند آموزش و پرورش، دانشگاهها، حوزههاي علميه، سازمانهاي تبليغي، فرهنگي، تريبونهاي نماز جمعه و مراسم مذهبي و...، به منظور ترويج پايدار اصلاح الگوي مصرف در آموزشها و مباحث خود، بايد جايگاهي براي اين موضوع اختصاص دهند و به شيوۀ علمي و مستدل در تبيين آن بکوشند.

رسانههاي عمومي با اطلاعرساني و آگاهيبخشي به مردم و تهيۀ برنامههاي پُرمحتوا و پژوهشي، با هدف فرهنگسازي و آموزش مستمر جامعه، بايد وارد عمل شوند و الگوي مناسب مصرف را به يک فرهنگ عمومي تبديل کنند.

قانونگذاران و سياستگذاران جامعه ميتوانند با ارائۀ طرحها و لوايح مؤثر در جهت اصلاح الگوي مصرف، برنامههاي مدوّن و کارآمدي را در دسترس جامعه قرار دهند.

در محور تبيين، چند نکته لازم است مورد بحث قرار گيرد: تبيين ضرورتهاي اصلاح الگوي مصرف، مباني و آموزههاي ديني آن (قرآن کريم و روايات)، مباني عقلي و ضرورتهاي طرح آن در ارتباط با مقولۀ پيشرفت و آباداني کشور، ضرورتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي آن.

در محور آسيبشناسي ضروري است که الگوي فعلي مصرف در ابعاد مختلف بررسي و بازنگري شده و اشکالات و نقايص هر مورد دستهبندي گردد، مواردي چون، منابع مالي و مالياتها، انرژي؛ نفت، گاز، بنزين، گازوئيل، برق، شبکۀ آب و وسايل مصرفي آن، جنگلها و مراتع و محيط زيست، نان مصرفي، خودرو و لوازم آن، محصولات دامي و زراعي، مسئلۀ ترافيک و آلودگي محيط زيست، شبکۀ توزيع کالا، نظام بانکي، ادارات دولتي، مصالح ساختماني، تزئينات و ساختمانهاي نهادها و ادارات، تجملات زندگي و مصارف خانوادهها، لوازم آرايشي، همايشهاي پُر هزينه و غير ضرور، سفرهاي زيارتي و سفرههاي نذورات و افطاري، مجالس عروسي و پذيراييها، هزينههاي جشنها و اعياد و ديدارها و تبليغات انتخاباتي، کار و توليد و موارد ديگر.

در اين امور ميبايست با بررسي علمي و کارشناسي و ارائۀ آمار و ارقام، وضع موجود بررسي شود تا آگاهي و اطلاعات لازم در اختيار مردم، مسئولان، برنامهريزان و طراحان اصلاح الگوي مصرف قرار داده شود و بر پايۀ اين آگاهي، طرح جامع، تدوين و از برنامههاي شتابزده و سطحي جلوگيري شود.

بيشک در الگوي جديد، سياستگذاريها بايد به گونهاي باشد که در امور زير، نه تنها کاهش صورت نگيرد بلکه افزايش چشمگيري رخ دهد:

افزايش: کار مفيد کارکنان دولت، توليد و اشتغال، مشارکت جمعي، همبستگي و وفاق ملّي، سلامت و بهداشت فردي و اجتماعي، سطح دانش عمومي، قدرت خريد، سطح مطالعۀ عمومي، حجم توليد محصولات زراعي و دامي، پژوهش و اکتشافات و اختراع، سلامت شبکۀ توزيع، درآمد نا خالص ملّي، توليد علم، ذخيرۀ ارزي، ارزش پول ملّي، اعتبار جهاني و...

در اين موارد، صرفهجويي، خسّت، کمکاري و عدم سرمايهگذاري نه تنها نفعي در پي ندارد که به زيان پيشرفت و آباداني کشور ميباشد. زيرا اصلاح الگوي مصرف، ناظر به دو جنبه است. يکجنبه، صرفهجويي و جلوگيري از اسراف منابع است، جنبۀ ديگر، افزايشي است يعني در الگوي مناسب بايد علاوه بر سطح خانوادهها و نهادهاي دولتي، اين الگو به زيرساختهاي توليدي، توزيعي به منظور توليد ثروت، اشتغال و افزايش ميزان کار مفيد و مواردي که پيشتر بر شمرده شد، بيانجامد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:04 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

براي حصول الگوي جامع و مناسب مصرف که هم به صرفهجويي منجر شود و هم به افزايش سطح رفاه عمومي و رضايتمندي مردم و در نتيجه به تحقّق سطح مطلوب توسعه و پيشرفت بيانجامد، از برآيند دو نگاه؛ اسراف منابع براي پيشرفت و يا امساک بيش از حد به قصد صرفهجويي (افراط و تفريط) بايد الگوي حدّ وسط يا ميانهروي را برگزيد. در آموزههاي ديني، بر نکوهش دو شيوۀ اسراف و امساک (خسّت) و ترغيب ميانهروي و اعتدال، تأکيد فراوان شده است که در اين نوشته به چند مورد از آيات شريفه و روايات اشاره ميشود:

1ـ امّت اسلام، امّت وسط و گواه معرفي شده است."وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ..." (و بدينسان شما را امّتي ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد...)/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ 143.

2ـ راه راستي که بندگان مسلمان، هدايت به آن را از خداوند درخواست ميکنند، راه ميانه انعامشدگان است، نه راه غضبشدگان و نه راه گمراهان."اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ"/ سورۀ مبارکۀ حمد؛ آيات شريفۀ 7ـ6.

3ـ در برابر آنها که دنياگرايند و آخرتگريز و آخرتطلبان دنياگريز، رفتار آنها ستوده شده که گويند: «...پروردگارا! ما را [هم] در دنيا نيکي عطا کن و [هم] در آخرت و ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگاه دار» "...رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ"/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ201.

4ـ در احسان و انفاق نيز سفارش به ميانهروي و اعتدال شده است. «نه دستت را [به خسّت] به گردن خويش ببند و نه يکباره [به بخشش] بگشاي که ملامتزده و حسرتخورده بماني» "وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا"/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيۀ شريفۀ29 .

5ـ از آنچه خداوند در اختيار انسان قرار داده، سفارش شده که هم در طلب ثواب و سعادت در آخرت بکوشد و هم بهرۀ خود را از دنيا فراموش نکند. "وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا..." (و در آنچه خداوند به تو داده، سراي آخرت را بطلب و سهم خود را [نيز] از دنيا فراموش نکن...)/ (سورۀ مبارکۀ قصص؛ آيۀ شريف77.

6ـ در سخن گفتن و حتّي خدا را به دعا خواندن و در نماز و نيايش نيز سفارش به اعتدال شده، نه چنان با صداي بلند و نه بسيار آهسته. "...وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.

7ـ يکي از سفارشهاي لقمان حکيم به فرزندش، اقتصاد و ميانهروي در زندگي است. "وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.

8ـ بيم و اميد يا خوف و رجا، حالتي است که بندگان شايسته نسبت به ثواب و عتاب الهي دارند. نه مأيوس از رحمت خداوند و نه آن چنان در غرور و غفلت. " قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا..." (بگو: اي بندگان من که بر خويشتن زيادهروي روا داشتهايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همۀ گناهان را [به شرط توبه] ميآمرزد...)/ سورۀ مبارکۀ زمر؛ آيۀ شريفۀ53.

"لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ..." (تا بر آنچه از دست شما رفته است، اندوه نخوريد و به آنچه به شما داده، سرمست نباشيد...)/ سورۀ مبارکۀ حديد؛ آيۀ شريفۀ 23.

امام صادق(ع) ميفرمايند: «به خدا اميدوار باش اما نه اميدي که تو را در نافرماني و معصيت گستاخ کند و از خدا بترس نه ترسي که تو را از رحمت خدا نااميد کند». (مشکاةالانوار ؛ ص303)

9ـ در ميان اهل کتاب، آنها که ميانهرو و معتدل بوده، در برابر آنان که بدعمل و ستمکار بوده و با مسلمانان به جنگ و ستيز ميپرداختند، ستايش شدهاند. "...مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ"/ سورۀ مبارکۀ مائده؛ آيۀ شريفۀ66 .

10ـ از امّت پيامبر هم گروهي به خويش ستم ميکنند و گروهي راه عدل ميپيمايند و برخي به هر عمل خير سبقت گيرند. "...فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ..." (...که از آنها برخي بر خود ستمکارند و برخي ميانهرو، و گروهي به اذن خدا در نيکيها پيشگامند...)/ سورۀ مبارکۀ فاطر؛ آيۀ شريفۀ 32.

11ـ در خوردن و آشاميدن (مصارف زندگي و حوائج روزانه) نيز ميانهروي توصيه شده است. "...وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا..." (...و بخوريد و بياشاميد و زيادهروي نکنيد...)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.

ليکن در مقولۀ اسراف، با شدّت بيشتري از آن پرهيز شده و دستور به نهي از آن شده است. "...إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ" (...که او [خدا] اسرافکاران را دوست ندارد)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.

"...كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ" (...[غفلت و غرور و کفران] اينگونه براي اسرافکاران، اعمالي که انجام ميدادند، زينت داده شده است)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 12.

"...إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ" (...به راستي فرعون در آن سرزمين بسيار سرکشي داشت و او از مسرفين بود)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 83.

"...أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ" (...مسرفين اهل آتش دوزخند)/ سورۀ مبارکۀ غافر؛ آيۀ شريفۀ 43.

"...وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا *

إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ..." (...ولخرجي و اسراف مکن * چرا که اسرافکاران برادران شيطانند...)/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيات شريفۀ 27ـ

26 .

در روايات نيز توصيهها و تأکيداتي بر ميانهروي و پرهيز از اسراف شده است

امام علي(ع) در سخنان شيوايي فرمودهاند: «...أليَمين والشِّمالُ مَضَلَّةٌ، و الطَّرِيقُ الوُسطي هِيَ الجادَّةُ...» (...چپ و راست گمراهي، و راه ميانه، جادۀ مستقيم الهي است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش ميکند...)/ نهجالبلاغه؛ خطبۀ16.

«نَحنُ النُّمرُقَةُ الوُسطَي بِها يَلحَقُ التَّالِي، وَ إلَيها يَرجِعُ الغالِي» (ما تکيهگاه ميانهايم، عقبماندگان به ما ميرسند، و پيشتاختگان به ما باز ميگردند)/ نهجالبلاغه؛ حکمت 109.

«ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ» (آن که ميانهروي کند، تهيدست نخواهد شد)/ نهجالبلاغه؛ حکمت140.

«اندازهگيري، نصف زندگي است»/ تحف العقول؛ ص113.

«کُن سَمَحاً وَلا تَکُن مُبَذَّراً، وَکُن مُقَدِّراً وَلا تَکُن مُقَتَّراً» (بخشنده باش، اما زياده روي نکن، در زندگي حسابگر باش اما سختگير مباش)/ نهجالبلاغه؛ حکمت33.

«روش ما ميانهروي و مسلک ما رشد و هدايت است»/ تحف العقول؛ ص120.

«بهترين روشها، روش راه ميانه است»/ غررالحکم؛ ص396.

«فرو کاستن صوت و فرو پوشيدن نگاه و اعتدال زندگي از دستورهاي ايمان و نيکي دينداري است»/ غررالحکم؛ ص397.

«از بيجا و بياندازه دادن و خرج کردن دوري گزينيد»/ غررالحکم؛ ص387 ـ و پرهيز از اسراف در نامههاي 3 ،21، و خطبۀ 126.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:03 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

1- استفاده بهينه از زمان

2 – يادداشت برداري از كارها

3- برنامه‌ريزي

هر سازماني كه اين امكان در آن به وجود نيايد به ورشكستگي كشيده خواهد شد.

در كشورهاي در حال توسعه با نبود برنامه ريزي استراتژيك، زمان زيادي از دست مي‌رود حتي شايد كسي از دوران كودكي تا مرگ اهميت زمان را درك نكند و يا اگر هم بداند نتواند براي بهره‌گيري مناسب از زمان برنامه‌ريزي نمايد در نتيجه كارها به شكلي غلط انجام مي‌شوند و نتيجه مطلوبي نمي‌دهند و كل جامعه متضرر مي‌شود.

انسان براي نيل به اهداف شخصي و حرفه‌اي خود و براي استفاده بهينه از زمان بايد برنامه‌ريزي استراتژيك (راهبردي) و بلند مدت داشته باشد.

براي برنامه‌ريزي بايد كارهايي را كه قرار است انجام گيرد فهرست‌بندي نمود. براي فهرست بندي بايد نكات ذيل را مد نظر قرار داد:

1- فعاليتهايي كه نيازمند انرژي فراوان هستند، بايد به فعاليتهاي ريز‌تر تقسيم شوند.

2- براي هر يك از كارها، برآورد زمان مورد نياز صورت گيرد.

3- اگر برنامه‌ريزي خيلي بلند پروازانه بود نبايد شخص خود را چندان درگير آن نمايد.

4- بايد فقط براي 60 درصد از زمان در دسترس برنامه‌ريزي كرده و 40 درصد بقيه را براي فوريت‌ها و گسيختگي‌هايي كه پيش مي‌آيد تخصيص داد.

5- بايستي واقعيت‌ها را در برنامه‌ريزي لحاظ كرد تا برنامه‌ريزي واقع‌بينانه‌اي صورت پذيرد.

6- تا زماني كه كاري كامل نشده به كار ديگري پرداخته نشود.

در مرحله بعد بايد اولويت‌ها را فهرست‌بندي نموده و جدولي تهيه كرد و درجه اولويت‌ها و مدت زمان آنها را در آن نوشت.

در گام بعدي ساعت‌هايي از روز را كه فرد در آن بيشترين كارآيي دارد بايد مشخص و منحني كارآيي را در طول شبانه‌روز رسم نمود.

بايد ساعت‌هاي با كارآيي پائين را به امور غير مهم و ساعات داراي كارآيي بالا را به كارهاي مهم و تفكر خلاق اختصاص داد. بهترين زمان از نظر كارآيي بستگي به نحوه زندگي و تجربيات گذشته هر فرد دارد. اما تجربه و تحقيقات نشان داده است كه انسانها در فاصله زماني 9 تا 11 قبل از ظهر بيشترين كارآيي را دارند، پس از آن كارآيي پائين مي‌آيد و از ساعت 4 بعدازظهر دوباره افزايش مي‌يابد و از حدود 6 بعدازظهر تا صبح روز بعد كارآيي پائين است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:01 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

 

این‌ مطلب‌، پس‌از معرفی‌قاچاق‌کالا، علل‌و انگیزه‌های‌گسترش‌آن‌در جامعه‌و آثار مثبت‌و منفی‌احتمالی‌اش‌را مورد بررسی‌قرار می‌دهد و سپس‌شاخصهایی‌برای‌اندازه‌گیری‌میزان‌و حجم‌قاچاق‌، و عوامل‌تأثیر گذار بر آن‌معرفی‌می‌کند.

قاچاق‌عبارت‌است‌از مجموعة‌فعالیتهای‌اقتصادی‌، در بخشهای‌تولیدی‌و خدمات‌، توسط‌شهروندانی‌که‌کوشش‌می‌کنند خارج‌از مقررات‌و چارچوبهای‌تعیین‌شده‌برای‌اقتصاد رسمی‌، به‌منظور کسب‌درآمد بیشتر،نیازهای‌خود را تأمین‌کنند.

قاچاق‌را می‌توان‌از نظر دامنة‌فعالیتها، به‌دو دسته‌تقسیم‌کرد:

۱) قاچاق‌در تولید کالا: که‌در زمینة‌فعالیتهایی‌انجام‌می‌شود که‌نیاز به‌اخذ مجوّزهای‌خاص‌یا در پرداخت‌عوارض‌یا مالیات‌و یا ممنوعیت‌تولید دارند.

۲) قاچاق‌در تجارت‌کالا: در بخش‌تجارت‌داخلی‌، در مورد کالاهایی‌مصداق‌دارد که‌نیاز به‌مجوّزهای‌خاص‌یا پرداخت‌مالیات‌و عوارض‌دارند و یا ممنوع‌هستند، و در بخش‌تجارت‌خارجی‌، شامل‌صادرات‌وواردات‌کالا و خدمات‌می‌شود.

در این‌مقاله‌، منظور از قاچاق‌، قاچاق‌کالا در بخش‌بازرگانی‌خارجی‌است‌.

مسؤولان‌وزارت‌بازرگانی‌، قاچاق‌کالا را در مبادی‌خروجی‌و ورودی‌کشور، بالغ‌بر ۲ میلیارد دلار برآوردکرده‌اند، که‌نزدیک‌به‌۱۰% درآمدهای‌ارزی‌کشور در سالهای‌شکوفایی‌اقتصادی‌است‌.

اقتصاد غیر رسمی‌یا اقتصاد پنهان‌، پدیدة‌جدیدی‌نیست‌و سابقة‌تاریخی‌بسیاری‌دارد. توماس‌وریسکاویچ‌و وینچنز در کتاب‌اقتصاد غیر رسمی‌، فعالیتهای‌غیر رسمی‌را به‌چهار دسته‌تقسیم‌می‌کنند.

۱ ) بخش‌خانوار: این‌بخش‌، کالاها و خدماتی‌را تولید می‌کنند که‌خودش‌مصرف‌کنندة‌آن‌است‌؛ مانندخدمات‌خانمهای‌خانه‌دار.

۲ ) بخش‌غیر رسمی‌: شامل‌تولید کنندگان‌جزء و کارکنان‌آنها، مانند کسبه‌و پیشه‌وران‌بدون‌کارگر و دیگرخدمات‌غیر رسمی‌است‌. بارزترین‌آنها، کسبة‌دوره‌گرد و کارگاه‌های‌کوچک‌بدون‌کارگر است‌.

۳ ) بخش‌نامنظّم‌: مانند فرار از مالیات‌، فرار از مقررّات‌و تقلّب‌در بیمه‌های‌اجتماعی‌که‌ماهیت‌غیر قانونی‌دارند.

۴) بخش‌غیر قانونی‌(جزایی‌و جنایی‌): فعالیتهای‌این‌بخش‌، خلاف‌قانون‌است‌ و دزدی‌، اخّاذی‌، تولید وفروش‌مواد افیونی‌و فحشا را شامل‌می‌شود. تفاوت‌آن‌با بخش‌نا منظّم‌، در این‌است‌که‌در بخش‌قبلی‌، باوجود قانونی‌و مجاز بودن‌اصل‌تولید کالا و خدمت‌، در نحوة‌تولید یا توزیع‌آن‌، کاری‌خلاف‌و غیر قانونی‌صورت‌می‌گیرد. بر این‌اساس‌، سه‌معیار برای‌تشخیص‌اقتصاد غیر رسمی‌از اقتصاد رسمی‌وجود دارد:مبادلات‌بازاری‌و غیر بازاری‌، ماهیت‌قانونی‌و غیر قانونی‌تولید، ماهیت‌قانونی‌و غیر قانونی‌تولید و توزیع‌؛ دراین‌صورت‌قاچاق‌کالا، مترادف‌با بخش‌نامنظّم‌خواهد بود.

«گینگ‌مولر» در ۱۹۸۳، مشخصه‌های‌اصلی‌فعالیتهای‌رسمی‌را بدین‌ شرح‌برشمرده‌است‌: فعالیتهای‌رسمی‌، فعالیتهایی‌هستند که‌ مجاز باشند، با ارزشهای‌اخلاقی‌، مذهبی‌و قومی‌مغایرت‌نداشته‌باشند، قابل‌ضبط‌در آمارهای‌رسمی‌باشند، درآمد مکتسبه‌در قبال‌ارائه‌خدمت‌یا کالایی‌به‌دست‌آمده‌باشد و متناسب‌باسیستم‌اقتصادی‌نیز باشند.

 

انگیزه‌های‌قاچاق‌کالا را می‌توان‌به‌شرح‌زیر برشمرد:

ـ سیستم‌مالیاتی‌نامناسب‌، به‌گفتة‌آدام‌اسمیت‌، پدر علم‌اقتصاد در کتاب‌ثروت‌ملل‌، «مالیات‌بدون‌مداقه‌،باعث‌ترغیب‌به‌سوی‌قاچاق‌می‌گردد.»

ـ بوروکراسی‌و کاغذ بازی‌زیاد

ـ افزایش‌بیکاری‌

ـ پرداخت‌سوبسیدهای‌همگانی‌به‌کالاها

ـ کنترلهای‌ارزی‌و بالا نگهداشتن‌غیر واقعی‌ارزش‌پول‌ملی‌در برابر پولهای‌خارجی‌

ـ تلفیق‌اقتصاد دولتی‌با قدرت‌سیاسی‌، بویژه‌در زمان‌دیکتاتوری‌، که‌بهترین‌زمینه‌برای‌رشد فعالیتهای‌اقتصادی‌غیر رسمی‌است‌.

فعالیتهای‌قاچاق‌و اقتصاد زیرزمینی‌، هم‌بر جریان‌تولید و اشتغال‌و سطح‌و ساختار آنها تأثیر می‌گذارد و هم‌در تقسیم‌و توزیع‌درآمد و ثروت‌بین‌بخشهای‌مختلف‌جامعه‌مؤثر است‌.

وجود بخش‌غیر رسمی‌در اقتصاد، موجب‌می‌شود به‌دلیل‌فرار مالیاتی‌این‌بخش‌، بار مالیاتی‌اقشار دیگرمردم‌که‌در بخش‌رسمی‌فعالیت‌می‌کنند، افزایش‌یابد.

از بعد درآمد، قاچاق‌کالا موجب‌تشکیل‌یک‌طبقة‌فوق‌العاده‌ثروتمند در جامعه‌می‌شود و در مقابل‌،پروسة‌فقیرتر شدن‌اقشار پایینی‌جامعه‌بشدت‌افزایش‌می‌یابد.

از دیگر آثار قاچاق‌، آسیب‌دیدن‌ارزشهای‌اخلاقی‌، مذهبی‌و قومی‌در اجتماع‌است‌. همچنین‌به‌دلیل‌عدم‌ورود در آمارهای‌رسمی‌اقتصادی‌، آمارهای‌واقعی‌اقتصادی‌را مخدوش‌نموده‌و برنامه‌ریزیهای‌مبتنی‌بر آن‌راناکارا می‌کند. از طرف‌دیگر، قاچاق‌، تنگناها و کمبود کالا و خدمات‌را در بخش‌رسمی‌آشکار کرده‌، باعث‌هویدا شدن‌نقایص‌و نارساییهای‌سیستم‌اقتصادی‌می‌شود.

برای‌اندازه‌گیری‌حجم‌قاچاق‌کالا در ایران‌، می‌توان‌شاخصهای‌زیر را معرفی‌کرد:

۱) مالیات‌: جدول‌نرخهای‌مالیاتی‌مشاغل‌، شرکتها، حقوق‌و عوارض‌کمرگی‌و سود بازرگانی‌، می‌تواند به‌عنوان‌شاخص‌توجیه‌کنندة‌پدیدة‌قاچاق‌کالا به‌کار رود؛ چرا که‌افزایش‌مالیات‌بر مشاغل‌و شرکتها، احتمال‌فرار مالیاتی‌را افزایش‌می‌دهد و در نتیجه‌، فعالیتهای‌غیر رسمی‌افزایش‌خواهد یافت‌.

۲) نرخ‌بیکاری‌: کاهش‌نرخ‌اشتغال‌در اقتصاد رسمی‌، هم‌توجیه‌کننده‌و هم‌علت‌افزایش‌نرخ‌اشتغال‌دراقتصاد غیر رسمی‌و قاچاق‌کالاست‌.

۳) یارانه‌: افزایش‌یارانه‌، منجر به‌اختلاف‌بین‌قیمتهای‌داخلی‌و جهانی‌خواهد شد و این‌اختلاف‌، انگیزه‌ای‌برای‌تجارت‌قاچاق‌می‌شود.

۴) کنترلهای‌ارزی‌: افزایش‌کنترلهای‌ارزی‌در ایران‌، موجب‌می‌شود که‌پدیدة‌گران‌نمایی‌واردات‌و ارزان‌نمایی‌صادرات‌اتفاق‌افتاده‌یا این‌که‌، کالاها را به‌صورت‌قاچاق‌وارد و صادر کنند.

۵) تغییرات‌فهرست‌کالاهای‌ممنوع‌: هر چه‌تعداد اقلام‌این‌فهرست‌بیشتر باشد، انگیزة‌فعالیت‌غیر رسمی‌و قاچاق‌در زمینة‌این‌اقلام‌بیشتر می‌شود و از طرفی‌، هر چه‌صادرات‌و واردات‌این‌اقلام‌انحصاری‌، در اختیاردولت‌یا شرکتی‌خاص‌باشد انگیزة‌قاچاق‌برای‌سایرین‌افزایش‌می‌یابد.

۶) افزایش‌تقاضا برای‌پول‌نقد و چکهای‌بی‌نام‌: به‌نظر می‌رسد هر چه‌تقاضا برای‌پول‌و بخصوص‌چکهای‌بی‌نام‌افزایش‌یابد، می‌تواند نشانگر افزایش‌فعالیتهای‌قاچاق‌نیز باشد؛ بخصوص‌در استانهای‌هرمزگان‌وسیستان‌و بلوچستان‌، می‌توان‌این‌شاخص‌را مورد استفاده‌قرار داد.

۷) افزایش‌دخالت‌دولت‌: برای‌این‌منظور، می‌توان‌از دو شاخص‌نسبت‌مخارج‌دولت‌به‌

GNP و نسبت‌مالیات‌به‌ GNP (تولید ناخالص‌ملی‌) برای‌توجیه‌فعالیتهای‌قاچاق‌استفاده‌کرد.

۸) میزان‌کشفیات‌ کالای‌قاچاق‌توسط‌مأموران‌انتظامی‌و گمرک‌: آمار کشفیات‌می‌تواند تعیین‌کنندة‌میزان‌واقعی‌قاچاق‌و احتمال‌لو رفتن‌آن‌باشد؛ چرا که‌فعالیتهای‌قاچاق‌با اقتصاد ریسک‌و عدم‌اطمینان‌، ارتباط‌تنگاتنگی‌دارد.

۹) توزیع‌درآمد: شدت‌نابرابری‌توزیع‌درآمد از لحاظ‌ساختاری‌و همچنین‌فرهنگی‌، زمینه‌را برای‌فعالیتهای‌قاچاق‌مهیّا می‌کند. بدین‌منظور، می‌توان‌از ضریب‌جینی‌و منحنی‌لورنز برای‌توجیه‌اقتصاد پنهان‌وفعالیتهای‌قاچاق‌استفاده‌کرد.

۱۰) کاغذ بازی‌و ساختار اداری‌ناکارآمد:بوروکراسی‌و ساختار اداری‌ناکارآمد، منجر به‌افزایش‌هزینة‌تولیدو تجارت‌در اقتصاد رسمی‌می‌شود، که‌خود، انگیزة‌فعالیت‌قاچاق‌را افزایش‌می‌دهد. شاخص‌بهره‌وری‌نیروی‌انسانی‌در سازمانهای‌دولتی‌یا تغییر ساعت‌کار مفید کارمندان‌دولت‌، می‌تواند توجیه‌کنندة‌این‌گونه‌فعالیتها باشد. همچنین‌تعدّد مراکز تصمیم‌گیری‌به‌عنوان‌شاخص‌دیگری‌، می‌تواند فعالیتهای‌قاچاق‌را توجیه‌کند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:00 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

سال 1388 به ياري خدا وند متعال ازسوي رهبر انديشمندمان حضرت آيت الله خامنه‌اي بعنوان اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شد و همه مسئولان کشورما ن راموظف کرد با بهره گيري از امکانات مادي و معنوي موجود درکشورمان، کارهاي نو و ابتکاري و راههاي ميان بررابراي تحقق اين راه با انجام حرکت هاي اصولي،کاربردي و گسترش فرهنگ مطلوب نحوه درست مصرف کردن را در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم جامعه و براي رشد و شکوفايي هر چه بيشتر کشورمان در بخشهاي مختلف بکارگيرند.

نامگذاري سال جديد از سوي مقام معظم رهبري بعنوان سال اصلاح الگوي مصرف شايد در ظاهر بعضي ها بعنوان کليشه شدن نامگذاري سالها به نظر برسد ولي نکته مهم اين است که همين عناوين نشان از اهميتي دارد که عمل کردن به آنها مي تواند عاملي مهمي درترقي و شکوفايي هر چه بيشتر کشورمان گردد.

تعيين نام اصلاح الگوي مصرف براي سال جديد، توأم با تعيين شفاف دو هدف راهبردي نظام در دهه چهارم؛ يعني ميل به پيشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روش‌ها و الگوهاي برنامه‌ريزي، مديريت و نظام اجرايي است.

اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي از جمله اين ابعاد هستند.

پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.

در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.

نامگذاري مقام معظم رهبري امسال را به عنوان اصلاح الگوي مصرف بحث تازه اي درکشورمان نيست چراکه با كمي بررسي متوجه خواهيم شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه نزديک دودهه مقام معظم رهبري است که بارها در بين مسئولان، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.

اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم. اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد.

مفهومي اصلاح الگوي مصرف

با توجه به شکل پذيري رفتار فردي و اجتماعي مردم از دين و تاثيرملموس و انکار ناپذير آموزه‌هاي ديني بر کم و کيف مصرف بررسي و کاويدن آن از اين نگاه نيز داراي اهميت فراوان است.پيش از هر بحثي بايد مصرف كردن را تعريف كنيم. مصرف كردن در معناي عادي و هنجار آن يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن.

اصلاح الگوي مصرف نيزعبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و كاهش هزينه‌ها شده و از اين منظر زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.

نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است.

ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي ظرفيت‌ها و امكانات بي‌پايان كشوري است كه مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي كند.

ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و به‌كارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.

خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و بهره‌مندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخش‌هاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 5:59 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

همان گونه که گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند، اسراف نیز آثار وضعى و تکلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلکه دیگران را هم که در مقابل این پدیده ی شوم روانى سکوت کرده و نهى از منکر نمى کنند، فرا مى گیرد. فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب اسراف است که گاه دامن گیر شخص و گاهى دامنگیر جامعه مى شود. امام کاظم علیه السلام مى فرماید: هرکس که در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه کند، نعمت بر او باقى مى ماند و هر کس که تبذیر و اسراف کند، نعمت از او گرفته مى شود و فقیر مى گردد. آنگاه که نعمتها کاهش یابند و روحیه ی خودکفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد، به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیتش را از دست خواهد داد.

امام صادق علیه السلام مى فرماید:

ان مع الاسراف قله البرکه

همانا اسراف موجب کاهش و کمبود برکت است.

در یک بررسى کوتاه مى توان به اسراف کاریهاى بسیارى از مردم جامعه پى برد. میلیاردها تومان اسراف سالانه مواد غذایى، خارج شدن هزاران کیلو نان خشک و ضایع شدن خروارها میوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادیر زیادى لباس قابل استفاده که چشم هزاران فقیر و محروم در انتظار یک دست ازآنهاست، نمایانگر ناسپاسى و کفران نعمت مردم ماست. نگاه کنید: گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران چیزى حول و حوش 3 میلیون آن ((دور ریز)) مى شود که این میزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبک متفاوت را 150 گرم فرض کنیم در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز، در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهیم داشت که از کانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراک دام و طیور مى رسد که آن هم براى دام بدون اشکال بهداشتى نیستبا این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان کرد. نقل شده است که امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى که به طور کامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود، افتاد. آنگاه خشمگین شد و (با عتاب) فرمود: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید، بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به کسى بدهید که نیازمند آن است. چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى کنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى کنیم؟ چرا در استفاده از کاغذ، لوازم التحریر، دستمال کاغذى زیاده روى مى کنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى کنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه ی نگهدارى آن اصول لازم را به کار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوکس ضایع مى کنند؟ چرا الگوهایى که در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملکرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یک زندگى تجملى و اسراف گرایانه مى کشد؟ و دهها چراى دیگر که شما هم حتما روزانه با آن برخورد دارید

امام صادق (ع) مى فرماید

: میانه روى در زندگى چیزى است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد، چون آن هسته به کار مى آید یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 5:58 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

 

در سالهاي اخير به دلايل متعدد از جمله كيفيت نامناسب نانهاي سنتي و قيمت پايين نان، كشور ما با انبوهي از ضايعات نان مواجه است ، بطوري كه گاهي تا 30% نان تبديل به ضايعات       مي شود و با توجه به حجم بسيار بالاي مصرف نان در كشور، اين رقم بسيار قابل توجه مي باشد.  بر اساس گزارش ايرنا، شهروندان ايراني سالانه 300 ميليون دلار نان ضايع مي كنند. با توجه به      كپك زدگي بخش قابل توجهي از ضايعان نان، احتمال وجود مايكوتوكسين ها در آنها بسيار زياد    مي باشد. مايكوتوكسين ها سموم قارچي هستند كه در حيوانات و انسان خاصيت جهش زايي و سرطان زايي دارند. در بين مايكوتوكسين ها 14 نوع سرطان زا وجود دارد و آفلاتوكسين ها قوي ترين و خطرناك ترين آنها هستند. وجود آفلاتوكسين ها در غذاي دام علاوه بر اينكه براي آنها بيماري زا است، وارد شير آنها شده و از طريق مصرف شير و ديگر فراورده هاي لبني وارد بدن انسان مي شوند. اين فر آ ورده هاي غذايي براي انسان مضر و بسيار خطرناك مي باشند. از طرفي با توجه به آلوده بودن درصد زيادي از شيرهاي توليدي كشور ما به آفلاتوكسين ها، امكان عرضه شير و فرآورده هاي لبني در بازارهاي بين المللي وجود ندارد. استانداردهاي موجود در بسياري از كشورها، حداكثر مقدار مجاز آفلاتوكسين­ها را در غذاي دام و طيور، 20 ميكروگرم در كيلوگرم (ppb) تعيين نموده اند و البته حداكثر مقدار مجاز آن در شير، 5/0 ميكروگرم در كيلوگرم (ppb) مي باشد. با توجه به تحقيقات انجام شده در كشور ما مشخص گرديده است كه ميزان آفلاتوكسين در شير و فرآورده هاي لبني بيش از حد مجاز مي باشد. لذا با توجه به اينكه بخش اعظم ضايعات نان، كپك زده بوده و مصرف آنها درتغذيه دام غير مجاز است؛ در شرايط موجود معدوم نمودن ضايعات نان به دليل هزينه هاي مربوط به آسيب هاي انساني و خسارات مادي فراواني كه انواع سرطانهاي ناشي از مايكوتوكسين ها در پي دارد، مقرون به صرفه تر است. اما از طرفي با توجه به حجم بسيار بالاي اين ضايعات اگر به طريقي  مايكوتوكسين هاي آن حذف و يا به حد مجاز تقليل يابند مي توان از آن در تغذيه دام استفاده نمود. لذا انجام تحقيق جهت تعيين ميزان واقعي آفلاتوكسين ها در ضايعات نان و انتخاب مناسب ترين روش حذف يا كاهش مايكوتوكسين ها از ضايعات نان و طراحي كارخانه عمل آوري نانهاي خشك ضايعاتي، امري ضروري بوده و در صورت تحقق آنها مي توان سالانه از مصرف توأم با مخاطره و همراه با خسارات انساني و مادي فراوان انواع سرطان و نيز هدر رفتن چند صد ميليون دلار ضايعات نان جلوگيري كرد.

 

مقدمه

بر طبق گزارش ايرنا گاهي تا 30 درصد نان تبديل به ضايعات مي شود كه با توجه به حجم بسيار بالاي مصرف نان در كشور ما سالانه حدود 300 ميليون دلار از گندم هاي توليدي و وارداتي ضايع مي شود. اين در حالي است كه كشور ما يكي از بزرگترين وارد كنندگان گندم در جهان است. كارشناسان از ضايعات نان به عنوان بزرگترين اسراف ملي ياد مي كنند و از اين رو ضمن تأكيد بر بهينه سازي مصرف، خواستار جلوگيري از هدر رفتن يارانه اختصاص يافته به نان هستند. آمار رسمي بيانگر اين موضوع است كه تا پايان سال 1381 بيش از 10 هزار ميليارد ريال، صرف يارانه نان شده است. همچنين يارانه نان، 79 درصد كل يارانه ها را در سال 1381 به خود اختصاص داده است كه البته با در نظر گرفتن يارانه گندم، دولت در سال 1381، دوازده هزار و چهارصد ميليارد ريال يارانه براي يك كالا پرداخته است. اما در نگاه عميق تر به اين مسأله متوجه خواهيم شد كه اين تنها بخش ناچيزي از ضرر و زياني است كه مصرف نامناسب نان ـ كه البته آن هم ناشي از كيفيت نامناسب نانهاي سنتي و قيمت پائين نان است ـ به همراه دارد . همانطوري كه مي دانيم تقريباً اكثر اين ضايعات نان كه به صورت نانهاي خشك مي باشد به مصرف تغذيه دام مي رسد. اين نانهاي خشك اكثراً به صورت كپك زده و حاوي سموم قارچي بوده كه براي انسان بسيار خطرناك و سرطانزا              مي باشند. كاملاً واضح است كه هزينه هاي مربوط به آسيب هاي انساني و در درجه بعد هزينه هاي مادي درمان انواع سرطان هاي ايجاد شده توسط اين سموم بسيار بسيار بيشتر از ضرر و زيان اقتصادي ناشي از هدر رفتن گندم و يارانه دولت مي باشد. مطمئناً جدا از مسأله مربوط به آسيب هاي انساني، هزينه درمان، داروهاي مورد نياز و مسائل مرتبط با آن در هر مورد سرطان بسيار قابل توجه بوده و شايد يارانه اي كه دولت مجبور خواهد شد در دراز مدت براي آن بپردازد ـ با توجه به دوره طولاني درمان سرطانها و قيمت بالاي دارو و ... ـ از يارانه گندم و نان هم بيشتر شود.

.

.

.

بقیه در ادامه مطلب

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 5:56 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :22
  •    
  •   
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • 20  
  • 21  
  • 22  

POWERED BY RASEKHOON.NET