براي پيبردن به ماهيت اقتصاد اسلامي بررسي آيات و روايات و به عبارت ديگر نصوص اقتصادي است. اما در اين راه با دو پرسش اساسي مواجهيم:

       1. نصوص اقتصادي كدامند؟

       2. چگونه آن‌ها را طبقه‌بندي كنيم؟

بيترديد ميزان اطلاع محقق از دانش اقتصاد به مفهوم عام آن* و نيز احاطة او به آيات و روايات در پاسخ به هر دو پرسش مؤثر است. با توجه به همة آنچه كه در ادبيات اقتصادي پيرامون مكتب، نظام، علم و حقوق اقتصادي مطرح ميشود، با همة‌اختلافاتي كه بين اقتصاددانان غرب در زمينة‌مكاتب و نظامهاي اقتصادي و نيز ماهيت علم اقتصاد وجود دارد و نيز با توجه به آيات و روياتي كه در زمينههاي مشترك وارد شده، تعريف جامعي كه همة‌نصوص مورد نظر را در بر گيرد چنين است:

«نصوص اقتصادي به آن دسته از آيات و روايات اطلاق مي‌شود كه دربارة رفتارها و روابط اقتصادي مردم با يكديگر و با دولت در سه حوزة توليد و توزيع و مصرف و يا مباني بينشي و ارزشي رفتارها و روابط مذبور باشد.»

همچنين طبقه‌بندي نصوص بايد با توجه به پرسشهايي كه با آن مواجهيم و نوع قضايايي كه در دانش اقتصاد به مفهوم عام آن مطرح است، انجام شود. برخي مقولات از سنخ جهانبيني و برخي اخلاقي، برخي حقوقي و برخي از سنخ مقولات علوم تجربياند. بر اين اساس بايد جدولي بسازيم كه در آن همة‌اين انواع ديده شده باشد تا بتوانيم هر نص را بر حسب دلالت آن در جايگاه ويژهاش قرار دهيم.

بر اين اساس نصوص اقتصادي را به چهار قسم تقسيم ميكنيم:

       1. نصوص عقيدتي: آيات و رواياتي كه بر جهانبيني ويژهاي دلالت دارند و زيربناي بينشي رفتار‌ها و روابط اقتصادي را بيان ميكنند.

       2.نصوص ارزشي و اخلاقي: كه بر ارزشها و ضدارزشها و بايدها و نبايدهاي اخلاقي در حوزة روابط اقتصادي دلالت دارند و داراي ضمانت اجراي دولتي نيستند.

       3. نصوص حقوقي:‌كه بايدها و نبايدهاي حقوقي را بيان كرده و داراي ضمانت اجراي دولتياند.

       4.  نصوص علمي:‌كه بيان كنندة يك رابطة‌عيني بين پديدههاي خارجياند و به صورت «اگرالف آنگاه ب» بيان ميشوند.

در ادامه به توضيح بيش‌تر اقسام چهارگانة فوق و ارائة چند نمونه براي هر يك از آن‌ها ميپردازيم.

 

1. نصوص عقيدتي

اين نصوص نوع نگرش به خداوند،‌انسان و جهان را بيان كرده چگونگي ارتباط آن‌ها با يكديگر را بيان ميكند. البته ما فقط به بخشي از قضاياي جهانبيني توجه داريم كه به نوعي در رفتارها و روابط اقتصادي مؤثرند.

در اين باره به سه مثال اكتفا ميكنيم.

الف) آيات و رويات فراواني بر صفات فعل خداوند و چگونگي ارتباط او با جهان هستي و انسآن‌ها دلالت دارند. بر اساس اين نصوص خداوند خالق (انعام(6): 102) ، رب(انعام (6): 164)، مالك(آل عمران (3): 109)، حافظ(هود (11): 57)، محيط (نساء (4): 126) و برپادارندة (بقره (2): 255) جهان هستي و هدايت كننده(جمعه (62): 2) و روزي دهندة‌(آل عمران (3): 27 و زمر (39): 52 و شوري (42): 12) انسآن‌ها معرفي شده است.

ب) بخشي از آيات و روايات نگرش اسلام به جهان هستي را بيان ميكنند. بر اساس اين نگرش جهان هستي هدفدار است و بيهوده آفريده نشده است:

«وَمَا خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الاَرْضَ و مَا بَيْنَهُما لاعِبِينَ» (دخان(44):  38)

و به سوي خداوند در حركت است:

«ألاَ إِلَي الله تَصيِرُ الاُمُور» (شوري(42): 53)     
جهان براي انسان و رفع نيازهاي او آفريده شده است:

«الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ الاَرْضِ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمرات رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لله اَنْداداً وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونْ» (بقره(2)‌: 22)       
و هر آنچه مورد نياز انسان است در آن فراهم گشته است:

«وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَألْتمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الاِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» (ابراهيم(14): 32)
همه چيز در اين جهان و از جمله منابع طبيعي در نزد خداوند متعال داراي خزائن است.

«وَ إِن مَن شَيْءٍ إِلا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلـُهُ إلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم» (حجر(15): 21) 
عالم هستي داراي نظام علي و معلولي است و در اين نظام همه چيز در جاي خود قرار دارد و هيچ عيب و خللي مشاهده نمي‌شود:

«ما تَري فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَري مِن فُطُورٍ * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَر كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبُ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيِرٌ» (ملك(67): 43)

ج) بخشي از نصوص، انسان را در نگرش اسلامي تبيين مي‌كنند. در اين نصوص هدف از آفرينش انسان عبوديت است:

«وَمَا خَلَقَتْ الْجِنَّ وَ الإنسَ إلا لِيَعْبـُِدوُنِ» (ذاريات (51): 56 )        
انسان داراي بعد مجرد (روح) و بعد مادي (بدن) است:

«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَه إِني خالِق بَشَراً مَن صَلْصالِ مَنْ حَمَإ مَسنُونِ * فَإذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيِه مِن روحِي فَقعُوا لَهُ ساجِدين» (حجر(15) :‍29.28)  
و داراي عقل و غرائز نفساني است و ميتواند عقل را بر غزائزش حاكم كند و راه كمال بپيمايد و يا عقل را به اسارت غرائزش در آورد و سقوط كند. حضرت علي (ع) در اين باره ميفرمايد: العقل صاحل الجيش الرحمن و الهوي قائد جيش الشيطان و النفس متجاذبة بينهما فايهما غلب كانت في حيزه. (الري شهري، 1416 ق: ج 3، ص 2038 ) 
انسان خليفة خداوند در زمين است:

«وَ هُوَ الَّذي جَعَلَكُم خَلائِفَ الارضِ» (انعام(6): 165)

مجموعة نصوصي كه در اين بخش نمونههايي از آن ذكر شد مباني اعتقادي اقتصاد اسلامي را بيان ميكنند. بر اين اساس مي توان گفت اسلام داراي مباني اعتقادي ويژهاي است كه با مباني اعتقادي اقتصاد سرمايهداري (دئيسم، نظام طبيعي و اصالت فرد) بسيار متفاوت است و اين مباني در رفتارها و روابط اقتصادي مردم و نيز در تعريف جايگاه و نقش دولت در اقتصاد و كيفيت ساماندهي نظام اقتصادي مؤثر است.

 

2. نصوص اخلاقي

همة‌نصوصي كه دلالت بر مستحبات و مكروهات در حوزة‌رفتار‌ها و روابط اقتصادي ميكنند و نيز نصوصي كه بر واجبات و محرماتي دلالت ميكنند كه رعايت آن‌ها بر عهدة فرد است و ضمانت اجراي دولتي ندارد و تخلف از آن جرم محسوب نميشود. در اين قسم قرار ميگيرند. اين نصوص فراوانند و مجموعة كاملي از احكام اخلاقي را در حوزة‌رفتارهاي اقتصادي تشكيل مي‌دهند.*

براي نمونه نصوص متعدد بر حرمت اسراف و تبذير دلالت دارند:

وَكُلُوا وَاْشَرُبوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لايُحِبُّ الْمُسْرفيِنَ (اعراف(6): 31 )

إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطين (اسراء (17): 27 )

اين امر با اخلاق تجملگرايانه و مسرفانه در مكتب سرمايهداري كاملاً در تضاد است. همچنين آيات و رويات متعددي بر استحباب صدقه و قرض الحسنه دلالت دارند:

«مَثَلُ الَّذينَ يَنْفَقُونَ أَمْوالَهُم فِي سَبِيل الله كَمَثَل حـَبـَّةٍ أَنْبَتَتْ سـَبـْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سـنْـبُلةٍ مائُةٍ حَبَّةٍ وَالله يُضاعِفُ لِمَنْ يشاءُ وَالله واسِعٌ عَليمٌ» (بقره(2):261

)

«أَلَمْ يَعْلَمُوا أنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوبةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأخُذُ ألصَّدَقاتِ وَ أنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» (توبه (9): 104)

«فَاتُّقوا الله ما اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأطيعُوا وَ أَنْفَقُوا خَيراً لانَفُسِكُمْ وَمَنْ يُوق شُحَّ نَفْسِهِ فَأولئِكَ هُمُ اْلمُفْلِحُونَ * إِنَّ تُقْرِضُوا الله قَرْضاً حَسَنًا يًضَاعِفْهَ لَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَالله شَكُورٌ حَليمٌ» (تغابن(65):17.16)

اين دستور اخلاقي نيز با اخلاق حداكثر كردن نفع شخصي در مكتب سرمايهداري سازگار نيست.

 

3. نصوص حقوقي

آيات و رواياتي كه دلالت بر احكام حقوقي در رفتارها و روابط اقتصادي مينمايند نيز بسيارند. اين نصوص بر مجموعة‌كاملي از نصوص اقتصادي، كه بسيار متفاوت از حقوق اقتصادي غرب است، دلالت دارند. لذا بهصورت قطع مي‌توان گفت اسلام داراي حقوق اقتصادي ويژهاي است. اين نصوص در كتب روايي اهل تشيع و تسنن ابواب زيادي را به خود اختصاص داده‌اند. در ادامه به ذكر چند نمونه از آيات قرآن كريم اكتفا ميشود.

ـ حرمت ربا:

«الَّذينَ يَأكُلوُنَ الرِّبا لا يَقُومونَ إلا كَمَا يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلكَ بِأّنَّهُمْ قالُوا إِنَّما الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الْرِّبا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِن رَبِّهِ فَانْتَهيَ فَلَهُما سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَي اللهِ وَمَنْ عَادَ فَأوُلئِكَ اَصْحابُ النّار هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (الحر العاملي، 1413: ج 12و 13)  (بقره(2): 275)

«يا اَيُّها الَّذينَ آمَنُو اتَّقُوا الله وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُم مؤمِنينَ * فَاِن لَمْ تَفْعَلُوا فَاذْنُوا بِحَرْبٍ مِنَ الله وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رؤُوسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظلِمُونَ وَلا تَظْلَمُون» (بقره(2): 278و279)

ـ حرمت كنز:

«يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ كَثيراً مِن الأحْبارِ واَلرُّهبْان لَيأكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِأْلباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ الله والَّذينِ يَكْنِزُون الذَّهَبَ وَالفضـَّة وَلا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبيل الله فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابأليمٍ * يَومَ يُحْمَي عَلَيْها فِي نَارِ جَهَنَّم فَتُكوي بِها جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُم هذا ما كَنَزتُمْ لأَنْفُسِكُم فَذُوقُوا ماكُنْتُم تَكْنِزوُن» (توبه(9):35.34)

ـ حرمت اكل مال به باطل:

«وَلا تَأكُلُوا أَمْوالَكُم بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وِ تَدْلُوا بِها إِلي الْحُكّامِ لِتَأكُلُوا فَريِقاً مِنْ أَمْوالِ النّاسِ بِالاِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون» (بقره(2): 188)

«يا أّيُّهَا الَّذيِنَ آمَنوا لا تَأكُلُوا أَمْوالَكُم بَيْنَكُم بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُم وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُم إِنَّ الله كانَ بِكُمْ رَِحيِماً» (نساء (4): 29)

ـ‌حرمت تطفيف:

«وَيْلٌ لِلْمَطفِّفينَ * الَّذينَ إِذا اكْتَالُوا عَلَي النَّاسِ يَسْتُوفُونَ *‌ وَإِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُم يَخْسِروُنَ» (مطففين 31:83)

ـ‌وجوب زكات:

«واقيمُوا الصَّلاةَ وآتُوا الزَّكـَاةَ وَما تـُقدِّمُوا لاَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدوُهُ عِنْدَالله اِنَّ الله بما تَعْمَلُونَ بَصيٌر» (بقره(2):  110)

«خُذْمِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَة تـُطـَهـِّرُهُمْ وَ تَزْكِّيهِم بِها وَصلِّ عَلَيْهِم اِنَّ صَلاتَكَ سَكَنُ لَهُم والله سَمِيعٌعَليِمٌ» (توبه(9):  103)

 

4. نصوص علمي

نصوص علمي به آن دسته از آيات و رويات اطلاق ميشود كه رابطة‌علّي و معلولي را بين دو پديدة تكويني بيان ميكنند. و ميتوان مدلول آن‌ها را به صورت جملة‌شرطية «اگر الف اتّفاق افتد آنگاه ب اتّفاق خواهد افتاد» بيان كرد. در منابع اسلامي اينگونه نصوص فراوانند. در قرآن كريم از اين قوانين كه خداوند بر جهان هستي حاكم كرده است به (سنّت) تعبير شده است. قرآن كريم بارها به وجود سنّتهاي الاهي در جوامع انساني تصريح كرده بر تغيير ناپذيري آن‌ها تاكيد ميكند:

«قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيُروا فِي الارْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَة الْمُكـَذِّبينَ» (آلعمران 137:3)

« اسْتِكباراً فِي الارْضِ وَمَكرَ السَّييِّ وَلا يَحيِقُ الْمَكْرُ السَّييُ اِلّا بِاَهْلِهِ فَهَلْ يَنظَرُون اِلاّ سُنَّتَ الاوَّلِين فَلَن تَجِدَ لِسنَّتِ اللهِ تَبديِلاً وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ الله تَحْويلا» (فاطر(35)‍: 43 )

متأسفانه انديشمندان اقتصاد اسلامي به اين دسته از نصوص كم‌تر توجه كردهاند. از اين رو لازم است نمونههاي بيش‌تري را ذكر كنيم. در ادامه به ذكر نمونههايي از قوانين حاكم بر جهان هستي و جوامع انساني كه شناخت آن‌ها در تجزيه و تحليل رفتارها و وقايع اقتصادي مفيدند ميپردازيم.

ـ تقوا سبب نزول بركات الاهي است:

«وَلَوْ أنَّ أهْلَ القُريَ آمَنُوا و اتَّقَوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماء وَالارْضِ وَلكن كَذَّبـُوا فَاخَذْنا بِمَا كانُوا يَكْسِبُونَ» (اعراف 7: 96)

ـ تقوا موجب گشايش مشكلات و روزي غير منتظره است:

«فَاذا بَلَغْنَ اَجْلَهُنَّ فَامْسِكُوهُّنَّ بِمَعْروفٍ أَو فَارقُوهُنَّ بِمَعْروفٍ وِأَشْهِدوا ذَوَيْ عَدْل مِنْكُم وِاَقيمُوا الشَّهَادَةَ لله ذلكُم يُوعَظُ بِه مَن كانَ يُؤمِن بِالله وَالْيُوْمِ الآخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً * وَيَرزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبْ وَمَنْ يَتَوكَّلُ عَلي الله فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ الله بالِغُ اَمْرِهِ قَدْجَعَلَ الله لِكُلِِّ شّيءٍ قَدْراً» (طلاق (65): 2 و 3)

ـ عدل سبب افزايش بركات ميشود:

قال علي بن ابي طالب (ع): بالعدل تتضاعف البركات. (الري شهري، همان: ج 1، ص 256، ح 1702)

ـ ظهور جنايت سبب زوال نعمت ميشود:

قال علي بن ابي طالب (ع): اذا ظهرت الجنايات ارتفعت البركات.  (همان: ص 257، ح 1705)

ـ شكر نعمت موجب ازديا آن است:

«يَتَجَرَّعُهُ وَلا يَكادُ يُسيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمواتُ مِن كُلِّ مَكَانٍِ وَمَا هُوَ بِمَيّتٍ وَمِن وَرآئِهِ عَذابٌ غَليظٌ» (ابراهيم(14): 17)

ـ غني و ثروت زمينة‌طغيان را در انسان فراهم ميآورد:

«كَلاَّ إِنَّ الإنسَانَ لَيَطْغَي * أن رَآهُ اسْتَغْنَي» (علق(96): 6  و 7)

«وَلَوْ بَسْطَ الله الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبغَوْا فِي الاَرْضِ وَلكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِـِعِبَادِِهِ خَبِيرٌ بَصيرٌ» (شوري(42): 27)

ـ استعانت از خداوند، تقدير معيشت، نيكو كاري و صدقه دادن و صلة رحم فقر را از بين ميبرد و اظهار فقر، عدم درخواست از خداوند،‌خيانت در امانت، تنبلي، گدايي كردن، عادن به دروغ، عدم تقدير در معيشت و قطع رحم موجب فقر است. (همان، ج 3، باب 3232 و 3233) .

آيات و روايات در اين زمينه بسيار فراوان است و مجموعة آن‌ها ميتواند بيانگر مجموعهاي از قوانين ثابت و قطعي حاكم بر رفتارها و پديده‌هاي اقتصادي باشد. به كمك اين قوانين ميتوان برخي پديدههاي اقتصادي را تحليل كرد.

 

سازگاري نصوص

از آنجا كه منشاء اين نصوص خداوند حكيم است. انتظار آن است كه مجموعة نصوصي كه در هر قسم وجود دارد از سازگاري دروني برخوردار بوده و افزون بر آن اقسام چهار گانه نيز با يكديگر سازگار باشند. اصل سازگاري نصوص ميتواند به عنوان شرط اعتبار يك نص مطرح شود. بدين معني كه اگر يك نص اخلاقي با نصوص اعتقادي يا علمي مسلم تعارض داشت كنار گذاشته شود و غير معتبر محسوب گردد.

 

ـ ارتباط نصوص چهار گانه

بيترديد نصوص اعتقادي و علمي در رتبة‌علل نصوص اخلاقي و حقوقي قرار دارند. به عبارت ديگر نصوص اعتقادي و علمي بيانگر فلسفة احكام اخلاقي و حقوقياند. اين ارتباط منطقي بين نصوص، ما را قادر ميسازد كه گاهاً از نصوص اخلاقي و حقوقي يك اصل اعتقادي يا علمي را كشف كنيم و بالعكس از يك نص اعتقادي يا علمي به يك حكم اخلاقي يا حقوقي برسيم.

 

ـ استنباط مذهب اقتصادي اسلام از نصوص

بر اساس آنچه كه گذشت آيات و روايات به صورت مستقيم بر مباني اعتقادي، احكام اخلاقي و حقوقي و برخي قوانين علمي در حوزة رفتارهاي اقتصادي دلالت دارند.

افزون بر اين، از نصوص مذبور مذهب اقتصادي را نيز ميتوان استنباط كرد. و بدين ترتيب اثبات نمود كه اسلام داراي مذهب يا مكتب اقتصادي به مفهومي كه شهيد صدر (ره) بيان كرده نيز ميباشد.

شهيد صدر (ره) مذهب اقتصادي را چنين تعريف ميكند.

«المذهب الاقتصادي مجموعة من النظريات الاساسية التي تعالج مشاكل الحياة الاقتصادية» (الصدر، 1417 ق: 365)

در عبارت ديگري ميگويد:

«المذهب الاقتصادي هو عبارة عن الطريقة التي يفضل المجتمع اتباعها في حياته الاقتصاديه و حل مشاكلها العلمية»(همان: 44) و «يشمل كل قاعدة اساسية في الحياة الاقتصادية تتصل بفكرة العدالة الاجتماعية»(همان، 362)

شهيد صدر (ره)‌قواعد اساسي مذهب اقتصادي اسلام را از فتاواي فقهاي اسلام استخراج ميكند. وي معتقد است قواعد اساسي زيربناي احكام فقهي است. لذا ميتوان از احكام مذبور به اين قواعد به روش استدلال از معلول بر علت دست يافت. با توجه به نصوص چهارگانة پيش گفته ميتوان جايگاه قواعد اساسي مذهب را تعيين كرد. اين قواعد در حقيقت معلول مباني اعتقادي و اصول علمي و علت احكام اخلاقي و حقوقي است. از اينرو ميتوان اين قواعد را از مباني اعتقادي و اصول علمي به روش حركت از علت به معلول استنتاج كرد و نيز ميتوان آن‌ها را به روش حركت از معلول به علت از احكام اخلاقي و حقوقي كشف كرد.

بر اين اساس ميتوان گفت اسلام داراي مذهب اقتصادي به مفهومي كه شهيد صدر (ره)‌بيان كرده است نيز ميباشد.

 

ـ استنباط نظام اقتصادي اسلام از نصوص

محقّقان اقتصاد اسلامي تعاريف گوناگوني از نظام اقتصادي اسلام ارائه كرده‌اند.  (ر.ك: ميرمعزي، 1381: صص 20 ـ 22) برخي همچون دكتر سعاد ابراهيم صالح نظام اقتصادي را مجموعة‌عمليات و تطبيقات و تنفيذاتي ميدانند كه با حفظ اصول مذهب و متناسب با هر عصر و مكان به وسيلة‌ جامعه پذيرفه ميشود. (صالح، همان: 27) بر اساس اين تعريف، نظام اقتصادي اسلام امري نيست كه از نصوص بتوان آن را كشف كرد بلكه بايد آن را بر اساس اصول مذهب و متناسب با هر عصر و مكان طراحي و ايجاد كرد. برخي همچون دكتر منذر قحف معتقدند كه هر نظام اقتصادي بر سه جزء مشتمل است:

فلسفة اقتصادي،‌مجموعهاي از اصول و مبادي و روش تحليلي علمي است كه متغيرات اقتصادي را تعيين ميكند. (ابراهيم، قحف، همان: 94) منظور از عنصر سوم مجموعة‌قواعدي است كه رعايت آن‌ها كاركرد نظام به سمت اهداف را تضمين ميكند. برخي از اين قواعد عبارتند از: وجوب زكات، تحريم ربا، نظام تامين مالي اسلام بر اساس عقود مشاركتي و تامين اجتماعي و نظام ارث. چنانچه مشاهده ميشود آنچه را كه ايشان نظام اقتصاد اسلامي مينامند از نصوص اعتقادي و اخلاقي و حقوقي به صورت مستقيم قابل استنباط است.

برخي همچون دكتر خورشيد احمد و دكتر مير آخور الگوهاي رفتاري يا هنجارهاي رفتاري مستفاد از آيات و روايات را جزئي از نظام اقتصادي اسلام ميدانند.  (احمد، 1374: صص 269 و 270) الگوهاي رفتاري مطلوب همچون الگوي مصرف، سرمايهگذاري، توليد، خريد و فروش، قرض، انفاق و… از نصوص اخلاقي و حقوقي قابل استنباط‌اند. به سادگي ميتوان از مجموع احكام اخلاقي و حقوقي اسلام دربارة مصرف، الگوي مصرف فرد مسلمان را با استفاده از ابزارهاي رياضي و هندسي كه در اقتصاد خرد فراهم آمده، ارائه كرد. و با جمع افقي توابع مصرف فرد به تابع مصرف كلان در جامعة اسلامي مطلوب رسيد. بر اين اساس اگر نظام اقتصادي را «مجموعهاي از الگوهاي رفتاري در سه حوزة توليد و توزيع و مصرف بدانيم كه از آيات و روايات بهدست آمده و نهادينه كردن آن‌ها در جامعه موجب حركت به سمت اهداف مورد نظر اسلام ميشود»، در اين صورت به وضوح ميتوان گفت اسلام علاوه بر امور پيش گفته داراي نظام اقتصادي نيز هست.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:20 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

اكنون به تعريف اجزا و عناصر نظام اقتصادي اسلام باز مي‌گرديم. شايد بتوانيم نگرش اسلام را در امور ذيل خلاصه كنيم:

1. اين جهان ملك خداوند متعالي است: همه مملوكات و ثروت‌ها و منابع، ملك خداوند شمرده مي‌شود، و خداوند به هر روشي كه بخواهد، آن‌ها را سامان مي‌دهد؛ به همين دليل، بايد همة انسان‌ها با وجود تسلط بر اين منابع، فقط به اندازه خواست و ارادة او در آن‌ها تصرف كنند. نظام اقتصادي اسلام در اين مورد ممتاز است. اين مفهوم از ملكيت با مفهوم ملكيت در سرمايه‌داري و ماركسيسم تفاوت دارد؛ زيرا مالكان حقيقي و نهايي در سرمايه‌داري، افراد، و در ماركسيسم، طبقه كارگر (پرولتاريا) هستند در جايگاه مجموعه‌اي كه حكومت واحد نمايندة آنان است؛‌امّا در اسلام، معناي مستقيم مالكيت اين است كه حق انسان دربارة اشيا غيرمطلق و محدود است. اين مفهوم از ملكيت در اسلام، بر موضع اصولي اسلام دربارة هستي و انسان، يعني همان مكتب اساسي دين مبتني است كه مي‌گويد: خداوند فقط خالق و مالك همه چيز و هر موجودي است كه در هستي يافت مي‌شود. افزون بر اين، بيان خواهيم كرد كه اين مفهوم، زيربناي مجموعه‌اي از اصول و قواعد مربوط به فعاليت اقتصادي در نظام اقتصادي اسلام است.

محور دوم فلسفه اقتصاد اسلامي اين است كه خداوند، واحد، و همة چيزهاي ديگر، مخلوق اويند. بر اين اساس، همة مردم از اصل واحد سرچشمه گرفته‌، با هم برابرند. هيچ طبقه‌اي از مردم، بالاتر از طبقة ديگر نيست و هيچ شخصي از جهت حقوقش دربارة اشيا يا در مقايسه با ديگران برتر نيست. همه مردم آزاد و مساوي‌ا‌ند و كسي كه در انسانيت يا در حقوق و الزاماتش از ديگران برتر باشد، وجود ندارد.

محور سوم، ايمان به روز حساب است. ايمان به روز حساب، تأثير مهم و مستقيمي بر رفتار اقتصادي دارد؛ زيرا افقِ زماني را براي هر عمل يا تصميم اقتصادي يا هر گزينشي در رفتار، گسترش مي‌دهد. مسلمان وقتي مي‌خواهد كاري را انجام دهد، تأثير آن ‌را در آخرت در نظر مي‌گيرد. به اصطلاح اقتصادي، معناي آن اين است كه او در هر گزينشي منافع و تكاليف را با هم مي‌سنجد و ارزش فعلي را كه در آينده به نتيجه بهتري مي‌انجامد، برمي‌گزيند. اين نتيجه، هم شامل آثار اين گزينش رفتاري زمان قبل از مرگ مي‌‌شود، و هم آثار آن ‌را در آخرت در برمي‌گيرد.

همچنين ايمان به آخرت براي محاسبة نتايج تصميم‌هاي اقتصادي و مسؤوليت‌هاي آن چارچوب زماني فراتر از حيات دنيايي را قرار مي‌دهد تا جايي كه بعد از مرگ را نيز شامل شود. معناي آن اين است كه هر گزينشي براي اقدام به يك عمل معيّن فقط در آينده نزديك مؤثر نيست؛ بلكه در زماني كه بعد از مرگ مي‌آيد نيز تأثير دارد. نمونه‌هاي بسياري از سنت و احاديث پيامبر(ع)، برخي از وجوه اين تأثير را تشريح مي‌كنند. وقتي ابوبكر همه دارايي خود را براي مشاركت در تجهيزات جنگ تبوك داد، رسول خدا از او پرسيد كه براي خانواده‌اش چه باقي گذاشته است. گفت: براي آن‌ها خدا و رسول را گذاشته است. بي‌ترديد، او به‌سبب درايتش ايمان داشت كه با چشمپوشي از همة دارايي‌اش در آينده وضع بهتري خواهد داشت. براساس ارزيابي‌اش، از خداوند تعالي اجر و ثوابي بيش از هزينه‌اي كه با طيب خاطر پذيرفته بود، انتظار داشت.*

2. جزء دوم نظام اقتصادي اسلام، اصول عامه است. نخستين اصل، دربارة مفاد مفهوم ملكيت است.

نوع ملكيتي كه مردم دارند، چيست؟ ملكيتي كه مردم از آن بهره‌مند هستند، نوعي ملكيت انتفاع شمرده مي‌شود، و نوع مطلقي از تملك كامل نيست، و تا هنگامي كه از شيء مملوك طبق اغراض وجودي آن انتفاع برده مي‌شود، وجود دارد، و اگر از آن شي در جهت آن اغراض استفاده نشود، ممكن است حقي در ملكيت پديد نيايد.** همچنين در اقتصاد اسلامي، اگر شخص از منابعي كه تحت اختيار او قرار مي‌گيرد استفاده نكند، بر استمرار تسلط بر ملكيتي كه در دست او است، حقي ندارد.*

**

مدلول دوم مفهوم ملكيت از ديدگاه اسلام، محدودبودن آن به حيات مالك است. مالك حق ندارد تصرف بعد از مرگش را در ملكش تنظيم كند؛ زيرا توزيع ارث بايد براساس آنچه در قرآن آمده است، انجام شود، و جايز نيست مالك، وصيتي كند كه توزيع تعيين‌شده در قرآن را هتك كند. افزون بر اين، هر وصيتي كه با قرآن و توزيعي كه خداوند تعالي در آن بيان كرده است، منافات داشته باشد، معتبر نيست. علت اين امر مقيدبودن خود ملكيت است.

مدلول سوم اين است كه تملك برخي اشيا براي افراد، حتي در دوران حياتشان ممكن نيست. نمونه آن منابع طبيعي است؛ زيرا چنان‌كه گفتيم، حق در ملكيت خصوصي حق مطلق نيست؛ پس منابع طبيعي از چيزهايي كه مي‌تواند در محدودة مالكيت خصوصي قرار گيرد، نيست؛ بنابراين، بايد همه آن به مصالح جامعه به‌صورت كل، اختصاص داده شود.*

اصل دوم از اصول نظام اقتصادي اسلام، آزادي اقتصادي است.** مردم در فعاليت‌هاي اقتصاديشان آزادند انواع حرفه‌ها، صنايع و كارهايي را كه مي‌خواهند برگزينند، و خودشان مسؤول نتايج تصميم‌ها و انتخاب‌هاي اقتصاديشان هستند. عوامل توليدي را كه مالكند يا كالاهايي را كه مي‌خواهند مبادله كنند، در بازار، خريد و فروش مي‌كنند. كسي كه فقط مالك عمل خود است، براي فروش خدمات خود به بازار مي‌رود و با آنچه به‌دست مي‌آورد، كالاها و خدماتي را كه نياز دارد، مي‌خرد و كسي كه دارايي‌ها و كالاهاي توليدي يا مصرفي يا ابزار توليد را مالك است، با آنچه مالك است، وارد بازار مي‌شود و هيچ صاحب حقي از حق خود محروم نمي‌شود و واجب نيست ثروتمند با فقير در مال برابر باشند. در عين حال، به ثروتمند اجازه داده نمي‌شود حتي از طريق ضوابط معلوم، قدرت انحصاري اعمال كند. «نبايد حاضر به غايب چيزي بفروشد»، «به استقبال كاروان‌هاي تجاري نرويد»، «قوي نزد شما، پيش من ضعيف است تا وقتي كه حق را از او بگيرم». اين آزادي در توليد، توسعه و خير و احسان است؛ ولي در فساد يا اتلاف يا سوءاستفاده از نيروي مادي و سياسي براي ايجاد منافع از حقوق ديگران آزادي نيست.

بايد اين را بيفزاييم كه نظام اسلامي، تعريف «فساد و اتلاف و سوءاستفاده از قدرت در جهت مصالح فردي» را به افراد وانگذاشته؛ بلكه خود شريعت آن ‌را تعريف كرده است، حرام‌ها و حلال‌ها را بيان كرده و قواعد حفاظت و حمايت از آزادي‌ها و امتيازات مردم را نه تنها در برابر ديگران و بين خود مردم (برخي در برابر برخي ديگر) بلكه در برابر حكومت و قدرت سياسي نيز تعيين كرده است. پيامبر اكرم(ع) فرمود:

آگاه باشيد كه خون‌ها و اموال شما مانند اين روز )روز عرفه) در زميني كه حريم خداوند است، بر شما حرام است.

اصل سوم نظام اقتصادي اسلام، توازن است. توازن به شكلي روشن و صريح در جوانب گوناگون رفتار مسلمان آشكار است. همچنين منابع اسلامي اعم از قرآن و سنت آن ‌را ترسيم كرده‌اند؛ مانند ميانه‌روي، و پرهيز از اسراف و بخل شديد. حتي در برخي اوقات اسراف‌كنندگان در صدقه، ‌به‌رغم اين‌كه گاهي اموال حرام را انفاق نمي‌كنند، سفيه خوانده شده‌اند. حتي دربارة انفاق چيزهاي مشروع، انسان بايد معتدل باشد. انديشه اعتدال مستلزم آن است كه مصرف في‌نفسه هدف نباشد؛ از اين‌رو، انسان بايد به مقداري كه نيازمند است و با محيط مادي و اجتماعي‌اش تناسب دارد، مصرف كند.

همچنين مظاهر اصل توازن را مي‌توان در عمل به تعادل و توازن بين چيزهايي همچون آزادي و نظم اجتماعي، حقوق و واجبات، ترغيب به منفعت شخصي و منفعت ديگران و ايثار، و ملكيت فردي و اجتماعي يافت. با اين‌كه جامعه به‌صورت كل، مالك منابع طبيعي است و تملك اشياي ديگر از جمله ابزار توليد به افراد واگذار شده، در عين حال مي‌بينيم كه جهتگيري تفصيلي شريعت در موارد بسياري به‌سمت ايجاد توازن بين مصالح جامعه و مصالح افراد است و هرگاه اخلالي در اين توازن ايجاد شود، بايد حتي از طريق انجام برخي اقدام‌هاي ساختگي اصلاح شود؛ مانند آنچه كه خليفه دوم گفت:

اگر آنچه پشت كرده است به فرمان من بود، مازاد اموال ثروتمندان را مي‌گرفتم و به فقيران برمي‌گرداندم.

شايد او احساس مي‌كرد كه توازن نظام، دارد مختل مي‌شود؛ از اين‌رو مي‌خواست آن ‌را باز گرداند.* همچنين مي‌توان امكان ملّي‌كردن صنايع معيّن و فعاليت‌هاي توليدي معيّني را در اوضاع خاص معيّن و به شرط‌دادن عوض كامل آن، يكي از مدلولات اصل توازن به‌شمار آورد؛ زيرا برخي اوقات، اين يگانه وسيله بازگرداندن توازن نظام است.

اصل چهارم عدالت است. وقتي بدانيم كلمة عدالت و مشتقات و مرادف‌هاي آن از حيث تكرار در قرآن كريم سومين كلمه است، شگفت‌زده خواهيم شد. نخستين كلمه اسم «الله» و دومين كلمه «المعرفه و العلم» و سومين كلمه ‌‌«العداله و مرادف‌هاي آن» است. اين كلمه بيش از صد بار تكرار شده است. در اسلام و در قلب انسان مومن مفهوم عدالت، مفهوم بسيار عميقي شمرده مي‌شود تا جايي كه ابن‌تيميه در كتابش «حسبه» مي‌گويد:

همان‌گونه كه جلوگيري از تصرف مردم در دارايي‌هاي خود، آن‌گونه كه مي‌خواهند، ظلم به‌شمار مي‌رود، همچنين اين‌كه به آنان اجازه داده شود از حدود خود تجاوز كنند و گسترش‌دادن دايره حقوق آنان به حدي كه به حقوق ديگران تعدي شود نيز ظلم است.

اصل عدالت در همة مراحل فعاليت اقتصادي برحسب آنچه نظام اسلامي اقتضا مي‌كند، وارد مي‌شود. عدالت در توليد، قيمت‌گذاري متناسب براي عوامل توليد و تعيين متناسب درآمدي كه به هر يك از آن‌ها مي‌رسد را اقتضا مي‌كند. گاهي عدالت اقتضا دارد كه اقدام‌هاي معيّني در جهت توزيع مجدد درآمد انجام شود تا به كساني كه قادر نيستند از طريق عمليات بازار به درآمد دست يابند، سهم عادلانه‌اي داده شود. اين امر از طريق پرداخت‌هاي اجتماعي اجباري، مانند زكات و واجبات مالي مربوط به ثروتمندان، و نيز به‌وسيلة پرداخت‌هاي اختياري، مانند تبرعات و وقف و ساير اعمال خير و احسان، انجام مي‌شود.

نبي اكرم(ع) چنين اعلان فرمود:

به خدا سوگند! ايمان نمي‌آورد، به خدا سوگند ايمان نمي‌آورد، به خدا سوگند ايمان نمي‌آورد كسي كه با شكم سير بخوابد؛ در حالي كه مي‌داند همسايه او كنارش گرسنه است.

3. جزء سوم نظام اقتصادي اسلام از قواعدي تشكيل مي‌شود كه بر جهت‌دهي به فعاليت‌هاي اقتصادي اثرگذار است و روابط اقتصادي بين مردم را در جامعه تعيين مي‌كند؛ زيرا اين قواعد است كه آن اصول را اجرايي مي‌كند و باعث تكامل واحدهاي اقتصادي متعدد مي‌شود. نخستين قاعده در زكات تجسم مي‌يابد. زكات، واجب معيّني است كه به ‌منظور تحقق اهداف اجتماعي و اقتصادي معيّني كه به‌وسيله قرآن تعيين شده، واجب شده است؛ بنابراين، زكات ماليات نيست كه دولت آن ‌را بر درآمدهاي عمومي خود بيفزايد. توزيع درآمدهاي اين واجب مالي بايد در جهت يك يا بيشتر از مصارف هشتگانه‌اي باشد كه قرآن كريم در اين آيه ذكر كرده است:

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ وَ الْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقَابِ وَ الْغَارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (التوبه (9)،60).

زكات نقش بارزي در توزيع مجدد درآمد و ثروت بازي مي‌كند* و چون بر حق ملكيت واجب مي‌شود، نه فقط درآمد، نسبت آن با درآمد بيش از نرخ اسمي آن، يعني 5/2 درصد است؛ در نتيجه، زكات به‌منظور توزيع مجدد، جزئي از درآمد ملّي سالانه را مورد توجه قرار مي‌دهد، به حدي كه مي‌توان گفت: در تاريخ، در هيچ امّتي، غير از زكات، حق ثابت معيّني براي فقيران در اموال ثروتمندان شناخته نشده است كه هر سال تكرار شود و هيچ قدرتي حق كم‌كردن آن يا محروم‌كردن صاحبان حق از آن‌را نداشته باشد.

قاعدة دوم در نظام اقتصادي اسلام، تحريم ربا است. ربا هر فايدة مادي است كه در قرض شرط شود و شامل بهره بانكي به تمام انواع و اشكالش مي‌شود. ربا فوايد مادي ديگري را كه از قرض‌دادن پول يا قرض‌دادن همه اشياي همجنس ديگر به‌دست آيد، شامل مي‌شود. بهره حرام است؛ چه نرخ آن زياد و چه كم باشد، و چه از قرض‌هاي مصرفي و چه از قرض‌هاي توليدي گرفته شود، و چه كوتاه‌مدّت و چه بلندمدّت باشد. تحريم ربا در حقيقتش ردّ هر نوع معاملة اقتصادي است كه مسؤوليت ريسك را به عهده يك طرف بيندازد؛ در حالي كه بهرة قطعي براي طرف ديگر تضمين شود؛ بنابراين، تحريم ربا بر اصل عدالت در توزيع مبتني است كه اقتضا دارد درآمد بالفعل توليد بين عوامل توليد توزيع شود، بدون اين‌كه هيچ عاملي به‌سبب تضمين درآمدِ مشروطِ معين، چه توليد سود داشته باشد و چه نداشته باشد، برتري يابد.

قاعده سوم در نظام اقتصادي اسلام، قاعده‌اي است كه تأمين مالي اسلامي را تنظيم مي‌كند، و اساس فعاليت‌هاي مالي از جمله فعاليت‌هاي بانكي اسلامي را تشكيل مي‌دهد. اين قاعده عبارت است از ارتباط دائم تأمين مالي با بازار كالاها و خدمات، از جهت مبادله و توليد بدين معنا كه تأمين مالي فقط براي كمك به توليد كالاها و خدمات يا تبادل آن‌ها در جامعه باشد. اين امر از طريق انواع مشاركت‌ها از قبيل شركت، مضاربه، مزارعه، مساقات، انواع بيع‌ها مانند بيع نسيه، بيع تقسيط، بيع سلم، و بيع استصناع و انواع اجاره مانند اجارة كار و اجارة منتهي به تمليك و از جمله اجاره و اقتناع ميسّر است.

ويژ‌گي قاعده تأمين مالي اسلامي، پرهيز يا منع هر نوع تأمين مالي است كه با توليد يا معامله كالاها و خدمات ارتباطي نداشته باشد؛ از اين‌رو باز‌گرداندن ديون همراه با هر نوع زياده،* تنزيل ديون همراه با كم‌كردن مقادير آن‌ها به‌سبب كوتاه‌كردن مدّت آن‌ها** و نيز تأمين مالي عمومي به قصد تقويت بودجه بدون اين‌كه توليد يا معاملة كالاها يا خدمات انجام شود را منع مي‌كند. همچنين تأمين مالي اسلامي از هر تأميني كه بدون هدف و فقط براساس قدرت بر وفا به دين باشد، جلوگيري مي‌كند. مشهور است كه اين امور ممنوعه، همان اموري‌اند كه سبب تراكم در بازار مالي و بزرگ‌شدن زياد حجم آن در مقايسه با بازار حقيقي براي توليد كالاها و خدمات و معامله آن‌ها مي‌شود. جلوگيري از اين‌گونه امور، از احتمال وقوع بحران‌هاي مالي مي‌كاهد؛ زيرا ديوني يافت نمي‌شود كه به‌وسيله حركت حقيقي در بازار مادي كالاها و خدمات پشتيباني نشود. افزون بر اين، تأمين مالي اسلامي از درون ملاكي اخلاقي عبور مي‌كند كه از تأمين مالي كليه كالاها و خدماتي كه داراي ضرر اجتماعي‌، بهداشتي، محيطي و ديني‌اند نيز جلوگيري مي‌كند؛ از‌اين‌‌رو، نظام اقتصادي اسلامي به تأمين مالي براي كمك به توليد يا خريد و فروش شراب، مواد مخدر، سيگار، سلاح كشتار جمعي و طرح‌هايي كه باعث آسيب‌رساندن به بهداشت عمومي يا محيط زيست يا محيط اجتماعي شود، اقدام نمي‌كند.

قاعده چهارم در نظام اقتصادي اسلام، ضمان اجتماعي به معناي عام آن است. ضمان اجتماعي از دو طريق تحقق مي‌يابد:

يك. زكات، حد پايين سطح معيشت را براي همه كساني كه در جامعه اسلامي زندگي مي‌كنند، تضمين مي‌كند و به‌طور طبيعي اين حد پايين در پرتو درجه پيشرفت اقتصادي و روش زندگي مردم تعيين مي‌شود.

دو. اگر درآمدهاي زكات كافي نبود، دولت اسلامي مي‌تواند مقرري مالي بيشتري را بر ثروتمندان واجب كند.

ضمان اجتماعي در نظام اقتصادي اسلام بر اصل احترام و تكريم انسان با هر رنگ و نژاد و دين مبتني است؛ زيرا خداوند سبحان چنان‌كه در قرآن كريم به ما فرمود، بني‌آدم را اكرام كرده است. همچنين نظام اجتماعي در اسلام با بيمه‌هاي اجتماعي در جوامع غربي كه براساس مشاركت پيشين بيمه‌شونده است، تفاوت دارد و نيز با ديكتاتوري پرولتاريا كه بر چپاول ثروتمندان و مخالفان مبتني است و حق تملك آنان را نمي‌پذيرد و حتي در بيشتر اوقات حق حيات براي آنان قائل نيست، فرق مي‌كند.

زكات ضماني است كه دامنة آن فقير و مسكين و در راه‌مانده و نيازمندان ديگر را مي‌گيرد و حتي شامل اداي قرض مقروضان، پرداخت غرامت طلبكاران، تحقق آزادي براي همة مردم، و امداد قلوب به نور حق و تأليف قلوب نيز مي‌شود. زكات فقط به شخص محدود نمي‌شود؛ بلكه نسل‌هاي بعد از او را نيز شامل مي‌شود؛ چنان‌كه سخني از پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) جايگاه رئيس حكومت) كه اين نوع ضمان را اثبات مي‌كند و آن‌را از چپاول اموال تحت هر اسم و شعاري جدا مي‌سازد، گوياي اين مطلب است؛ سخني كه به تنهايي شايسته است در قيام امّت براساس عدل و رحمت و تلاش خستگي‌ناپذير، شعار او باشد؛ آن‌جا كه در حديث صحيح مي‌فرمايد:

هر كس مالي را به ارث گذارد، به اهل او مي‌رسد و هر كس دين يا خسارتي را بر جاي گذارد، بر عهدة من است، و در روايت ديگر مي‌فرمايد: من وليّ اويم.

قاعده پنجم نظام ارث است كه به‌صورت مستمر و پايدار سبب توزيع مجدّد ثروت و تقسيم آن بين اشخاص با توجه به نزديكي آن‌ها به مورّث مي‌شود بدون آن‌كه هراس و نفرت ايجاد كند. بايد توجه داشت كه نقض اين نظام به‌وسيله وصيت شخصي يا قانون بشري ممكن نيست. ارث اسلامي، در همة قضاياي اصلي و معظم قضاياي تفصيلي‌اش در كلام خدا در قرآن كريم آمده است. آنچه از ارث در سنت آمده يا از اجتهاد مبتني بر اين نصوص از طريق استنباط يا قياس به‌دست مي‌آيد، در مقايسه با آنچه در نصوص قرآن كريم آمده، كم است و در حيات واقعي نيز كمتر اتفاق مي‌افتد.

قاعدة ششم و واپسين قاعده، نقش دولت در اقتصاد است. طبق نظام اقتصادي اسلام، دولت در جايگاه توليدكننده و مالك و توزيع‌كننده منابع طبيعي و همچنين در مقام تنظيم‌كنندة فعاليت بازار در چارچوب اصل آزادي و اخلاق، از طريق حسبه وارد بازار مي‌شود. حسبه نهاد حكومتي است كه جوامع اسلامي از زمان پيامبر آن‌را ايجاد كردند. حسبه در جهت تضمين عدم نقض قواعد اخلاقي در بازار و عدم رواج احتكار و عدم نقض حقوق مصرف‌كننده و مراعات قواعد بهداشت و مقررات ايمني و حفظ محيط زيست و مانند آن عمل مي‌كند و نهادي مستقل از قوّه قضائيه و مجريه‌است كه در حكومت تجسم مي‌يابند.

 

علم تحليل اقتصادي اسلام

هدف علم تحليل اقتصادي، بررسي پديده اقتصادي و تلاش براي شناخت روابط اجزاي آن با يك‌ديگر و روابط آن با ساير متغيرهاي اطراف است. به‌عبارت ديگر، هدف تحليل اقتصادي، شناخت قوانين اقتصادي است. بي‌ترديد مهم‌ترين غرض محقق از چنين معرفتي، شناخت كيفيت تأثير بر بعضي مقادير مانند مصرف، سرمايه‌گذاري، درآمد مالياتي و شناخت آثاري است كه با تغيير، خواسته يا ناخواسته، يكي از عوامل مؤثر در كميت اقتصادي حاصل مي‌شود.

آنچه ذكر كرديم، هدف علم تحليل اقتصادي اسلام نيز هست. شواهد اين علم در تاريخ اسلامي خيلي زود آشكار شد. نمونه اين‌گونه شواهد، تحليل ابويوسف در آخر قرن دوم هجري دربارة آثار مخارج دولتي بر زيرساخت كشاورزي است. ابويوسف به هارون‌الرشيد پيشنهاد كرد كه براي اصلاح نهرها و احداث كانال‌هاي آبياري و قنات، اصلاح راه‌هاي زراعي براي انتقال محصول و تجديد ساختار ماليات زراعي بر زمين‌هاي خراج،* از طريق تغيير آن از مبلغ ثابت به نسبتي از توليد، هزينه كند. ابويوسف شرح مي‌دهد كه اين‌گونه مخارج دولتي و اصلاح مالياتي باعث افزايش و بهبود وضعيت زندگي كشاورزان و افزايش درآمد مالياتي خواهد شد، زيرا اين‌كار، كشاورز را بر افزايش تلاش توليدي‌اش تشويق مي‌كند، و كمك‌هاي توليد و بازاريابي را براي او ميسّر مي‌سازد؛ كمك‌هايي از قبيل آب براي آبياري و راه براي انتقال محصول، افزون بر افزايش مساحت زمين‌هاي كشاورزي آبياري شده. همة اين امور باعث افزايش كمّي توليد كشاورز خواهد شد. افزايش توليد كشاورزي از سويي سبب افزايش سطح زندگي و از سوي ديگر باعث افزايش درآمد مالياتي مي‌شود.

شاهدِ تحليلي ديگر، آرايي است كه ابوحنيفه در نيمه اوّل قرن دوم هجري آن‌ها را طرح، و ابن‌تيميه در اواخر قرن هشتم هجري از او پيروي كرده است. اين آرا دربارة گرايش قيمت‌ها به افزايش در صورت وجود هر نوع قدرت انحصاري است؛ چه اين قدرت از توافق توليدكنندگان با يك‌ديگر سرچشمه گيرد يا از طبيعت پروژه يا كالا كه به انحصار توليدكنندة واحد مي‌انجامد و سبب افزايش هزينه‌هاي ثابتي كه توليد آن كالا يا خدمت اقتضا مي‌كند، مي‌شود.

غير از اين‌دو مثال، تحليل‌هاي ديگري كه دانشمندان مسلمان، به‌ويژه بين قرن دوم و دهم هجري ارائه كرده‌اند، بسيار است. مقصود ما از ذكر اين دو مثال، بيان اين مطلب بود كه تحليل اقتصادي اسلامي در تاريخ ما ريشه‌دار و مرتبط با رشد امّت است. در حقيقت، علم تحليل اقتصادي معاصر، جزئي از پديده جديد بازگشت امّت اسلامي به راه رشد خود است.

روش بحث در تحليل اقتصادي اسلامي، همان روش بحث علمي اسلامي است كه دانشمندان اسلام از ابتداي اسلام آن ‌را بنا گذاشته‌اند و آن عبارت است از روش ملاحظه توافق و تكامل بين منابع معرفت. وحي نخستين و مهم‌ترين منبع معرفت است؛ زيرا از جانب خداوند حكيم است. بررسي تاريخي، منبع دوم معرفت شمرده مي‌شود. به اين اعتبار كه شكلي از اشكال تجربه است و نتيجه‌گيري از مقدمات تاريخي بررسي تاريخي را ثابت و كامل مي‌كند. وحي، بسياري از قضايا را شامل مي‌شود؛ قضايايي كه در قرآن و سنت مي‌يابيم و حقايق اساسي در فهم رفتار انساني را بيان مي‌كنند؛ مانند حب فزوني و احترام منافع، ارتباط تجمّل با فساد، ارتباط نابودي اقتصادي با ربا، ربط عدالت توزيعي با رشد در آيه زكات، ارتباط محاسبة منافع و هزينه‌ها با بعد زماني كه شامل دنيا و آخرت مي‌شود، و امور ديگري كه منبع مهمّي را براي مقولات تحليل اقتصادي اسلامي تشكيل مي‌دهند.

تحليل اقتصادي اسلامي به‌سبب اعتراف روشن آن به تأثير عوامل فرهنگي و محيطي، و به‌سبب وجود مقولاتي از وحي آسماني، قادر است پديده‌هاي اقتصادي را كه تحليل اقتصادي مادي محض از تفسير آن‌ها ناتوان است تفسير كند. از جمله اين امور، پديده تبرّع، ديگرخواهي و ايثار، حبّ وطن و كشته‌شدن در راه آن، اقدام به اطاعت از آموزه‌هاي قانوني و ديني است؛ حتي اگر اطاعت‌كننده در وضعيتي باشد كه قانون يا ناظر ديني به او دست نيابد... و تصميم‌هاي اقتصادي ديگري كه همه ما شب و روز مي‌گيريم بدون اين‌كه از آن‌ها انتظار منافع يا درآمد اقتصادي يا مادّي داشته باشيم.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:19 PM
نظرات 0 | لینک مطلب






شايد اگر بخواهيم به هدف اصلي و اساسي انقلاب جهاني از آدم(ع) تا خاتم(ص) تا عصر حاضر برسيم و اهداف آموزه هاي وحياني را در طول تاريخ بشريت تحقق بخشيم و تمدن اسلامي را چنان که فلسفه دين و حکمت آفرينش است در زمين مستقر سازيم و امکان رشد و تعالي و تکامل براي همه بشريت فراهم آوريم، مي بايست به الگوهاي مصرف به عنوان يکي از مولفه هاي اصلي تمدن سازي توجه کنيم. از اين رو بخش عمده اي از آموزه هاي وحياني قرآن و اسلام، بيان اصول و مطالبي است که به حوزه اقتصاد و چگونگي مديريت آن باز مي گردد.

اگر رهبر معظم انقلاب چندين سال پيش فرمان بسيج عمومي براي تمدن سازي مي دهد و هر سال براساس آن راهبرد اساسي و اصلي در نامگذاري سال ها براي مديريت کشوري، نامي خاص برمي گزيند، همه اين نامگذاري ها در راستاي دستيابي به تمدن جهاني اسلامي است که آرمان همه بشريت در طول تاريخ و فلسفه و حکمت حرکت ها و قيام هاي همه پيامبران و امامان(ع) بوده است.

انقلاب مهدوي(عج) و مسئله انتظار نيز تنها در راستاي اين مقصد و مقصود، معناي درست مي يابد؛ زيرا ظهور، چيزي جز تحقق تمدن دولت جهاني و عدالت پرور به دست انساني کامل و خليفه الهي نيست.

يکي از مهم ترين بخش هايي که در محقق ساختن تمدن اسلامي بسيار نقش کليدي دارد، مسئله چگونگي مصرف توليدات و بهره مندي از امکانات و نعمت هاي الهي است. از اينرو بيان الگوي صحيح مصرف و اصلاح دايمي و هميشگي آن براساس نيازها و توانايي هاي هر زمان، به عنوان دغدغه اصلي، خود را بر جامعه انساني و به ويژه دولت اسلامي تحميل مي کند.

بازخواني آيات و آموزه هاي وحياني قرآن در راستاي شناخت الگوهاي صحيح مصرف و اصلاح آن، امري است که نويسنده در اين نوشتار بر آن تأکيد دارد.اينک با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

گستره معناي مصرف

مصرف به معناي استفاده و خرج کردن در ادبيات فارسي کاربرد تازه اي نيست. اين واژه هر چند که در ادبيات عربي در معاني و مفاهيمي که ما فارسي زبانان به کار مي بريم، به کار نرفته و نمي رود، ولي هم چون واژگان ديگري که از زبان عربي وارد زبان فارسي شده و معناي تازه اي يافته مي باشد. از اين رو مي توان آن را همانند واژه صرفه جويي دانست که داراي معناي خاصي در ادبيات فارسي است.

در فرهنگ نامه هاي فارسي مي توان اين معناي فارسي شده را به خوبي يافت. فرهنگ آنندراج، مصرف را اسم ظرف به معني جاي خرج کردن دانسته است و ناظم الاطباء نيز مي نويسد: محل صرف و خرج که جمع آن مصارف مي باشد. بنابراين مي توان گفت که مصرف به معناي جاي خرج کردن و به کار بردن و نيز محل هزينه کردن است. حافظ مي سرايد:

رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد

وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيذ

هنگامي که از مصرف چيزي، سخن مي گوييم، اين معنا را در نظر داريم که چگونه مي توانيم به بهترين شکل آن را براي برآورد نيازهاي خويش به کار گيريم. بنابراين شناخت بهترين شکل مصرف هر چيزي، به معناي شناخت شيوه اي است که از آن به الگوي مصرف آن چيز تعبير مي شود. شخص مي کوشد تا با بهره گيري از تجربيات و دانش هاي ديگران و تجربيات شخصي، بهترين شيوه و الگوي مصرف را به دست آورد تا افزون بر بهره گيري کامل و برآورد نيازها، بخشي را نيز براي آينده و يا فعاليت هاي ديگر ذخيره سازي کند.

اين گونه است که انسان همواره در انديشه شناخت الگوهاي بهتر مصرف، بازسازي دايمي و اصلاح آن در راستاي اهداف پيش گفته مي باشد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 

گزيده بخشي از ديدگاه امام درخصوص اصلاح الگوي مصرف؛ زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است. عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است. اسلام تعديل مي‌خواهد، نه جلو سرمايه را مي‌گيرد و نه مي‌گذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچه‌هايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است.

گزيده سخنان مقام معظم رهبري درمورد اصلاح الگوي مصرف مي توان به اين مطالب اشاره کرد: (اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار \\"مهم، حياتي و اساسي\\" يعني\\"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها\\"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد. مقابله با اسراف و صرفه جويي صحيح، با حرف امکان پذير نيست و قواي مقننه و مجريه موظفند با قانونگذاري صحيح و اجرا و پيگيري قاطعانه، الگوي مصرف را از \\" توليد تا مصرف و باز يافت \\" اصلاح کنند. اين حرکت، گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت است چرا که بيماري اسراف، از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، آسيبها و مشکلات گوناگوني بوجود آورده و آينده کشور را تهديد مي کند. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعهى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد._هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيبجويانهى به اسراف وجود داشته باشد.)

بخشي ازسخنان مقام معظم رهبري درمورد اصلاح الگوي مصرف درمناسبتهاي مختلف... برادران! اميرالمؤمنين مىگويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مىرود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجملگرايى بكنند. اينطور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريههاى گرانقيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مىگذارند، خطاست. نمىگويم حرام است، اما پديدهى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحتالشعاع ارزش طلا و پول قرار مىدهد. (ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيستونهم ماه مبارك رمضان) 26/1

/1370)

بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مىشود، مهار گردد. (خطبه هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415 -14/11/1373)

من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفهجويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفهجويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمىگذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زيادهروى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفهجويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مىگويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زيادهروى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعهاى بخواهد قناعت و صرفهجويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند...( اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى -1/1/1376)

ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مىكرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمىخواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش بهوجود آمد كه چنين چيزى نباشد. (خطبه هاى نمازجمعه تهران

-23/2/1379)

منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مىشود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است.( در خطبه هاى نماز جمعه تهران -25/9/1379)

مصرفگرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبهروز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مىكند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - بهويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرفگرايى و تجمّلگرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازهى لازم مصرف كردن و اجتناب از زيادهروى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرفگرايى، جامعه را از پاى درمىآورد. جامعهاى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم. (در خطبه هاى نماز عيد فطر 15/9/1381)

توصيه من به وزيران محترمى كه اينجا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينههاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسرافگونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند.( ديدار معلّمان و كارگران -10/2/1382)

«اجتناب از اسراف و ريختوپاش» جزو برنامههاى بسيار خوب شماهاست.( ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت -6/6/1385)

آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همهى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحلهى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنهى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............دربارهى مشكلات اجتماعىاى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مىخواهد. در دانشگاهها پروژههاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجهى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانهها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگسازى شود. اين، مىشود پيشرفت. (ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان -18/8/1385)

اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مىكرد، نبايد ديگر اين كارها در دورهى بعد از جنگ، در دههى دوم و سوم، انجام مىگرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مىشد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مىشد؛ بايد مىداديم. بايد مالكيت دولت را روزبهروز كمتر مىكرديم. اينطور نشد، بلكه بيشتر و گستردهتر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مىگرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسرافآميز، ساختمانسازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد. (ديدار مسئولان اقتصادى و دستاندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى 30/11/1385)

من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئلهي اسراف است...( ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني -15/2/1387)

سادهزيستى بخصوص در خود آقاى رئيسجمهورخوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى راكه واقعاً بلاى بزرگى است از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.( ديدار رئيس جمهوري و اعضاى هيئت دولت -2/6/1387)

و همچنين ازبزرگان دراين خصوص داريم که ازجمله مي توان به كتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.

چو كم خوردن طبيعت شد كسي را

چو سختي پيش آيد سهل گيرد

وگر تن پرورست اندر فراخي

چو تنگي بيند از سختي بميرد

يا اينكه مي گويد:

اي قناعت، توانگرم گردان

كه وراي تو هيچ نعمت نيست

يك زندگي مطالعه نشده،ارزش زيستن ندارد...( سقراط)،اگر مي خواهي بنده كسي نشوي،بنده هيچ چيز مشو...( ژاك دوال)،با ولخرجي تنها مال نمي رود، زمان ارزشش فراتر است، و آن هم نابود مي شود.( اُرد بزرگ)،هيچ پير جهان ديده اي منکر برآيند زهرآلود، دارايي حرام در زندگي آدمي نيست.( اُرد بزرگ)، كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود. (گوته) و ويكتورهوگو هم دراين موردتاکيد دارد که بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم.

نتيجه گيري وارايه راهكار

آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه وسايرلوازم اوليه زندگي است که ببينيد در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.

و اين درحالي است که شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند: «الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف» «آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»

كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»

با توجه به اين نکات مي توان نتيجه گيري کرد که اصلاح الگوي مصرف که به معني نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع درهرکشوري است، سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي و کاهش هزينه‌‌ها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت درآن جامعه را مهيا خواهد کرد.

از طرفي الزام مصرف بهينه باعث مي شود تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فن آوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در ديگر بخش هايي که کمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم گردد.

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ سازاقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.». بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير اصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود. از اين رو ارتباط منطقي بين نامگذاري سال اول دهه پيشرفت و عدالت به \\"اصلاح الگوي مصرف\\" بيشتر نمايان مي شود.

حال با نامگذاري سال جديد بعنوان اصلاح الگوي مصرف اهميت دارد از تجربه همه ا قشارجامعه براي شکوفايي وسربلندي کشورمان استفاده کافي راداشته باشيم.وهمچنين ازتجربه برخي کشورهاي توسعه يافته که برنامه انها مبتني برمدل بومي و ديني بوده وهمچنين با بکارگيري فرهنگ سازي، مديريت قوي، طراحي ساز وكارو جلب مشاركت مردم سود جست و با اتکا به دانشمندان جوان و فرهيخته‌ي کشور،همانند کشورهاي پيشرفته‌ي دنيا درراه توسعه و آباداني کشورمان نقش کليدي داشته باشيم.

واين نکته هم نبايد فراموش شود که سياستگذاري نادرست وبه عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشوردراين زمينه، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف را در جامعه دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند. حضرت امير (ع) مي فرمايند :زياده روي و اسراف مکن زيرا بخشش اسراف کار مورد ستايش نيست و تنگدستي او هم مورد ترحم واقع نمي شود.

دراين راستا بايد همه اقشارمختف جامعه وبخصوص مسوولان نظام، بايد با الگو قراردادن موارد مطرح شده درآموزه هاي ديني واسلامي و با توجه به فرمايشات حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي وبا بکارگيري شيوه هاي مديريتي جديد و نوآوري در بخشهاي مختلف و دستگاههاي گوناگون واستفاده درست وبهينه ازمنابع عظيم ثروت کشورمان براي اقتدار ميهن عزيزمان تلاش کنند.

برهمين اساس کشورمان ايران در حال حاضر در مقطعي از تاريخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌است که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشيب‌هاي گوناگون در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله رشد و شکوفايي است.که دراين راستا مسوولان و مديران نظام بابرنامه ريزي هاي درست وبه موقع، هم مي توانند از عوامل اصلي تحول به شمار روند و هم مي توانند از مهم ترين موانع اساسي تحول محسوب شوند. هيچ تحول بدون حمايت و پشتيباني مديران ارشد در سازمان ها بوجود نمي آيند. اگر مديران نسبت به برنامه هاي تحول تعهد داشته باشند، تلاش زيادي بايد انجام گيرد ولي اگر مديران اعتقاد و پشتيباني نکنند هيچ تحولي ايجاد نخواهد شد. براي همين منظور در هر برنامه بهبود و تحول، اطمينان از حمايت و پشتيباني مديران ارشد لازم و ضروري است، اگر مديران به تحول اعتقادي نداشته باشند بايد توجيه لازم صورت گيرد. بدون حمايت مديران آغاز هيچ برنامه تحولي توصيه نمي شود.

سخن آخر اينکه براي رسيدن به اين هدف عالي و ورود به مرحله رشد و شکوفايي حرکت‌هاي عادي و تکرار حرکت‌هاي گذشته پاسخگو نيست و هر ملتي که مي‌خواهد در عرصه رشد و شکوفايي وارد شود و وظيفه‌خود را به عنوان بخشي از جامعه‌بشري انجام دهد و راه‌هاي بهره‌مندي خود را از زندگي مطلوب‌ترفراهم کند، چاره‌اي جز تلاش و توليد انديشه و فکر ندارد.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 

اصلاح، الگو و مصرف، هرسه واژگانی فرهنگی‌اند و پرداختن به ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فرآیند اصلاح الگوی مصرف بدون در نظر گرفتن مبانی فرهنگی آن، در واقع آب در هاون کوبیدن است. این نخستین تلقی اشتباه در سال جدید بود که پنداشتند امسال یک سال اقتصادی است. بی‌شک دستگاه‌های فرهنگی کشور درصدر توجه و مخاطب رهبر فرزانه انقلاب بودند؛ چراکه هیچ اصلاح واقعی در عرض یک سال نهادینه نخواهد شد؛ بلکه به رفتاری روزمره و فصلی تبدیل شده که البته سطحی، زودگذر و ناپایدار است. همین مساله که ایشان می‌فرمایند 26 دی 1377)‌خود مهم‌ترین ادله مبنی بر نقش پررنگ فرهنگ که رابطه‌ای مستقیم با مطالعه دارد، در امور دیگر مملکتی است.

معظم‌له در ادامه همین نکته ناب و خطیر به مطالعه گاه 5 ساعتی خود برای یک نماز جمعه در دوران ریاست‌جمهوریشان اشاره می‌کنند. امسال باید سال جهش به سمت فرهنگی‌تر شدن جامعه جوان کشور و گسترش کتابخوانی و روزنامه‌خوانی و در نهایت جایگزینی کتاب و روزنامه و اقلام فرهنگی در سبد خرید خانوار باشد. سیاستگذاری نادرست و به عبارتی نبود سیاست و برنامه در سطوح مدیریتی کشور، مصرف نادرست و الگوی نامناسب مصرف در جامعه را دامن می‌زند کتب، رسانه‌ها و روابط عمومی‌ها هریک نقش و برد خاصی در افکار عمومی برای فرهنگسازی داشته و بویژه روزنامه‌ها به لحاظ ماندگاری پوشش خبری گزارشی در موضوع متصف، اثر تعیین‌کننده‌تری دارند. برتاباندن اولویت‌های اصلی و به‌روز و راهبردی بخصوص در روند اجرای اصلاح الگوی مصرف، معطوف به رسانه‌ها بوده که پل ارتباطی مردم و مسوولانند و هم‌اندیشی و همیاری مردم جامعه را نهادینه خواهند کرد. رسانه‌ها در حوزه کلان نقش مهم‌تری داشته و با مخاطب عام سر و کار دارند حال آن که روابط عمومی‌ها با مخاطب خاص روبه‌رو بوده و متناسب با شرایط و اقتضائات سازمان‌های متبوع خود ‌‌باید هدفگذاری و عمل کنند رسانه‌ها واقعیات را به ممتاز و غیرممتاز دسته‌بندی کرده و نظام اولویت را به طور همزمان در آن اعمال می‌کنند. از آنجا که رسانه‌ها در همه حال بر افکار و آراء تاثیر گذاشته و واقعیات را در جهات خاص هدایت می‌کنند، برای مقوله اصلاح الگوی مصرف در اولویت اول افکار عمومی قرار می‌گیرند و در تمام طول سال باید در صفحات اول و آخر خود و حتی در ویژه‌نامه‌ها، ‌فضایی را به این موضوع اختصاص داده تا افراد جامعه با توجه به این حوزه روز خود را آغاز و بسامان کنند. اصولا آدمی واقعیات را آن‌گونه که هست نمی‌بیند، بلکه آن‌گونه که زبان می‌نمایاند دیده و درک می‌کند. در دوران پست مدرن امروزی که سرعت، حرف اول را می‌زند زبان‌های انسان‌ها همانا رسانه‌ها هستند، چرا که رسانه‌ها استعاره‌ها را ساخته و استعاره‌ها، محتوای فرهنگ‌ها را می‌آفرینند. نقش غالب رسانه‌ها در فرهنگ نه فقط به خاطر بازتاب فرهنگ که با شرکت در فرهنگ‌سازی نیز نمود می‌یابد. از یک‌سو، فرآیندهایی هستند که فرهنگ از آن بیرون آمده و ساخته می‌شود و از دیگر سو در صحنه‌ای بازی کرده که حیات اجتماعی و فرهنگی در آن جریان دائمی دارد

فرهنگ محصول نیروهای انتزاعی نیست، بلکه شالوده آن بر نظام‌های ملموس علیت است. در الگوی فرهنگ مشترک، فرهنگ خلق شده، تقسیم گشته، تغییر کرده و در نهایت توسط ارتباطات منتقل می‌شود، لذا اولویت‌های رسانه اغلب به صورت اولویت‌‌های جامعه درآمده و آنچه مورد تاکید رسانه‌‌هاست، مورد تاکید انفرادی و اجتماعی مخاطبان رسانه‌واقع می‌شود. روابط عمومی‌ها اما به لایه‌های عمیق‌تر و تخصصی‌تر اجتماع وارد شده و برای تحقق اهداف اصلاح الگوی مصرف ذیل سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه پنجم توسعه مدل‌سازی کرده و همگام با دیگر نهادها، اصلاح الگوی مصرف را به مصادیق محسوس، ملموس و اهداف عملیاتی که قابل دستیابی در زمان معین و سنجش‌پذیر باشند، ترجمان کنند. تردیدی نیست که الگوی مصرف در فرهنگ مصرف وابسته به 2 عنصر کلیدی فرد و جامعه و نیز به روابط متقابل میان آن دو است، زیرا روابط و رفتارهای حاصل از آن ترجمان و تعریف فرهنگ بوده که با اصل همبستگی اجتماعی رابطه‌ای دوسویه دارند. خلاقیت در اصلاح الگوی مصرف، طی طریق سریع پیشرفت و لذا نقطه آغازین تلاش برای تبدیل آن به الگویی برای تمام فصول است. برای کشوری در حال توسعه همچون جمهوری اسلامی ایران که افق 1404 آن نزدیک است، پویایی و حرکت به سمت کمال، رمز رسیدن است. رسیدن به خودکفایی و صعود پله‌های ترقی که بدون اصلاح الگوی مصرف و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه قیاس مع‌الفارق است.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:16 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

به نظر می‌رسد اولین و مهم‌ترین اقدام ضروری برای اهتمام به اصلاح الگوی مصرف، اما تبدیل این مشترک لفظی به یک مشترک معنایی و ارائه یک تبیین درست از موضوع است؛ چراکه در پرتو یک درک جامع و مشترک، امکان تاثیرپذیری بیشتری بر این مهم میسر خواهد شد. اساسا اصلاح الگوی مصرف را باید از ابعادی چندجانبه نگریست. مفهوم اصلاح الگوی مصرف، مصادیق مصرف نادرست و ریشه‌های مصرف‌گرایی از جمله این ابعاد هستند. چگونگی شیوه‌های مصرف و شاکله اصلی آنها در اقتصاد اجتماعی مردم ایران بیانگر این واقعیت است که ما جامعه‌ای مصرفی هستیم، در حالی که دیاگرام مصرف ما به هیچ وجه با تولید ملی‌مان متناسب نیست و این شکاف میان مصرف و تولید از طریق درآمدهای نفتی پر می‌شود و به همین سبب از خیل عظیمی از تصمیمات و سیاست‌های عقلانی که در غیاب نفت می‌بایست گرفته می‌شد، مغفول مانده‌ایم. اساسا اصلاح الگوی مصرف را باید از ابعادی چندجانبه نگریست. مفهوم اصلاح الگوی مصرف، مصادیق مصرف نادرست و ریشه‌های مصرف‌گرایی از جمله این ابعاد هستند. چگونگی شیوه‌های مصرف و شاکله اصلی آنها در اقتصاد اجتماعی مردم ایران بیانگر این واقعیت است که ما جامعه‌ای مصرفی هستیم، در حالی که دیاگرام مصرف ما به هیچ وجه با تولید ملی‌مان متناسب نیست و این شکاف میان مصرف و تولید از طریق درآمدهای نفتی پر می‌شود و به همین سبب از خیل عظیمی از تصمیمات و سیاست‌های عقلانی که در غیاب نفت می‌بایست گرفته می‌شد، مغفول مانده‌ایم



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:14 PM
نظرات 0 | لینک مطلب






كارهايي كه مي‌توان براي كاهش مصرف انرژي پيشنهاد داد به شرح زير مي‌باشند.

1- استفاده از تكنولوژيهاي جديد و مواد اوليه بهتر و سازگار با محيط زيست

يكي از مواردي كه باعث كاهش مصرف انرژي مي شود استفاده از تكنولوژيهاي جديد و مواد اوليه با كيفيت بالا مي‌باشد. اكثر واحدهايي كه در كشور وجود دارند قديمي بوده و نشتيهاي زيادي در قسمتهاي مختلف آنها وجود دارد يا راندمان آنها پايين است و بعضي وقتها كيفيت محصولات توليدي قابل قياس با مشابه‌هاي خارجي نيست. لذا بهتر است در مورد صنايع موجود در كشور بررسيهاي علمي و دقيق‌تر انجام گيرد تا واحدهايي كه انرژي بالايي مصرف مي‌كنند شناسايي شوند و در راه تغيير فرايند و كارهاي ديگر اقدام شود. از جمله كارهايي كه در كشورهاي مختلف در اين زمينه انجام شده‌است مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1-1- استفاده از

MDEA (متيل دي اتانل آمين) در صنايع پالايش گاز و شيرين‌سازي آن: در صورت استفاده از اين ماده، ظرفيت واحد بالا، انرژي مورد نياز كم و در نتيجه كاهش سرمايه‌گذاري را باعث مي‌شود. اين آمينها مي‌توانند تا غلظتهاي بالاي 50% مورد استفاد قرار گيرند ولي آمينهاي خيلي خورنده مثل MEA و DEA حداكثر تا غلظتهاي به ترتيب 15 و 30% مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند. آمينهاي بر پايه MDEA در غلظتهاي بالا فعاليت بيشتري براي حذف گازهاي اسيدي دارند. بنابراين هر گالن از محلول حجم بالايي از گاز را تصفيه خواهد كرد. همچنين اپراتورها مي‌توانند جريان برگشتي را كم كنند و در نتيجه توان كمتري براي كار پمپها لازم است. همچنين در ريبويلر به خاطر اينكه انرژي كمتري براي شكستن پيوند بين آمين و گاز اسيدي لازم است، انرژي كمتر مصرف مي شود. انتخاب پذيري بالاي MDEA باعث صرفه‌جويي در مصرف انرژي مي‌شود و نيز به علت خاصيت خورندگي كم آن، طول عمر تجهيزات افزايش مي‌يابد و هزينه‌هاي نگهداري نيز كمتر مي شود. براي مثال واحدي را در نظر بگيريد كه از حلال MDEA براي تصفيه MM scfd 60 گاز طبيعي و حذف سولفيد هيدروژن تا كمتر از ppm 4 استفاده مي‌كند. در اين حالت 9 ميليون Btu بر ساعت انرژي مصرف مي شود. اگر از DEA استفاده شود براي تصفيه MM scfd 45 مقدار انرژي مصرفي 16 ميليون Btu بر ساعت خواهد بود. مشاهده مي شود كه در استفاده از MDEA، 33% گاز بيشتر با 56% انرژي كمتر تصفيه مي‌شود و در صورت تبديل واحد از DEA به MDEA، ظرفيت واحد از 75 به 90 افزايش مي‌يابد ]3[ . خوشبختانه در پالايشگاه گاز در عسلويه نيز از اين ماده استفاده مي‌شود.

1-2- استفاده از لامپهاي گوگردي: كه در محيطهاي شهري و هم صنعتي كاربرد خوبي دارند و از لامپهاي فلورسنت روشنايي بيشتر و بازده بيشتري دارند. از جمله ايرادهاي اين محصولات، سمي بودن تركيبات گوگرد در اثر شكستن و آلوده كردن محيط زيست است. بنابراين آنها در يك محفظه شيشه‌اي محكم تعبيه شده‌اند

]4[ .

1-3- استفاه از شيشه‌هاي دوجداره، پنجره‌هاي

PVC و عايق كردن درز پنجره‌ها: عامل اتلاف گرما و سرما در منازل در زمستان و تابستان پنجره‌ها هستند كه محل تعبيه، تعداد و نوع آن مهم است. در اين زمينه مدل‌سازيهاي كامپيوتري و شبيه‌سازيهايي انجام شده‌است. جديدترين اين تحقيقات، تكنولوژي DOE-2.1E است كه مفيدترين شبيه‌سازي بوده است.

در اين زمينه همچنين مي‌توان به موارد زير اشاره كرد.

استفاده از ميكرو ويو براي گرم كردن مواد شيميايي كه علاوه بر كاهش مصرف انرژي، سازگار با محيط زيست نيز مي‌باشد

]5[ .

توليد اتيلن گليكول و پروپيلن گليكول به روشي كه حداقل انرژي را مصرف مي كند. با استفاده از اين روش 32 تريليون بي‌تي‌يو انرژي صرفه‌جويي مي‌شود

]6[ .

2- استفاده بهينه از مواد و بازيابي آنها در صنايع مختلف

در بيشتر صنايع كشور به خاطر ناقص انجام گرفتن واكنشها، قديمي بودن دستگاهها، تكنولوژيهاي قديمي و تخصصي نبودن مسئوليتها مواد با ارزش زيادي در پسابهاي واحدها وارد شده و دور ريخته مي‌شوند. در اين زمينه هم مي‌توان با انجام تحقيقات لازم اقدام به بازيابي اين مواد كرد. از كارهاي انجام گرفته در اين زمينه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

2-1- بازيابي فلزات با ارزش از كاتاليزورهاي مستعمل: ساليانه مقدار زيادي از كاتاليزورهاي مورد استفاده در صنايع پالايشگاهي و پتروشيمي‌ها به صورت مستعمل انبار مي‌شوند كه داراي فلزات با ارزشي همچون پلاتين، كبالت، موليبدن و

… مي‌باشند. اين فلزات قابل بازيابي بوده و بازيافت آنها از لحاظ اقتصادي نيز مقرون به صرفه است و با احداث واحدي مي‌توان اين كار را انجام داد. در كشورهاي مختلف شركتهايي وجود دارند كه به اين كار مشغول هستند ]7[ .

2-2- بازيابي و استفاده مجدد متانول مصرفي: سالانه حدود 198 ميليون كيلوگرم متانول سمي در آمريكا توليد مي شود. براي مثال در واحد خالص‌سازي پروكسيد هيدروژن

FMC توانسته‌اند با استفاده از روش تقطير بخار تا 90% متانول را از پساب بازيابي كنند. استفاده از اين روش باعث كاهش توليد پسابهاي حاوي متانول در حدود 2/2 ميليون پوند بر سال با كاهش مصرف انرژي در حدود 2/19 بيليون Btu بر سال شده‌ است. بعلاوه اين سيستم باعث شده است تا شركت FMC در هزينه عملياتي ساليانه‌اش 5/1 ميليون دلار صرفه‌جويي كند. شواهد نشان مي دهد كه در جاهاي ديگر نيز مي خواهند از اين تكنولوژي استفاده كنند ]8[ .

2-3- مصرف بهينه مواد اوليه در صنايع كاغذسازي: معمولا براي ساخت يك تن كاغذ حدود 2 تا 5/3 تن درخت يا چوب مرغوب لازم است. صنايع كاغذسازي در جهان پنجمين مصرف كنده صنعتي انرژي هستند. آب نقش مهمي در صنايع كاغذسازي دارد و بطور عمده‌اي آب در اين صنعت مصرف مي‌شود كه خود باعث آلودگي آب و هوا مي شود. به همين دليل توليد كنندگان كاغذ در فكر راهي براي كاستن از انرژي مورد استفاد و آلودگي كمتر هستند.

3- بهينه‌سازي و مدل كردن واحدهاي صنعتي و افزودن تجهيزات اضافي

در اين زمينه مي‌توان با انجام تغييراتي در واحد و يا اضافه كردن تجهيزاتي و يا انجام كارهايي مثل شبيه‌سازي، مدل‌سازي و كنترل واحدها در مصرف كمتر انرژي، كيفيت بالاي محصولات و حداقل كردن هزينه‌ها قدم برداشت. در اغلب واحدهاي شيميايي كه واكنشهاي شيميايي صورت مي‌گيرد براي بهينه كردن انرژي بايد سعي شود كه واكنشها تا حد امكان در جهت كامل شدن پيش بروند و از ديگر پارامترها هم مديريت انرژي است كه با مشاهدات و كنترلهاي خود مي‌تواند فرايندهاي پيچيده صنعتي را در جهت بهينه شدن پيش ببرد (مثل انتخاب سيستم، پارامترهاي فرايند كه بايد نشان داده شوند، تجهيزات اندازه‌گيري كه بايد استفاده شوند و

). پارامترهاي ديگري مثل برنامه كمكهاي مالي دولت از ديگر راهكارهاي بهينه‌سازي انرژي است. يك اصل كلي براي بهتر شدن كنترل فرايندها اين است كه كيفيت بايد بهتر شود. در 30 سال گذشته به دليل تمهيداتي كه در زمينه محيط زيست و همچنين بازدهي انرژي صورت گرفته، تقريبا مصرف انرژي نصف شده است. در زير به چند مورد از كارهاي انجام شده در اين زمينه اشاره مي‌شود:

3-1- بهينه‌سازي مصرف انرژي در برجهاي تقطير: در صنعت نفت، برج تقطير يا واحد تقطير يكي از كليدي‌ترين واحدهاي مصرف كننده انرژي است كه به وسيله شبيه‌سازيها و مدلهاي كامپيوتري مي‌توان مصرف انرژي را در اين بخش به حالت بهينه درآورد. امروزه كاهش مصرف انرژي در عمليات تقطير در كاهش قيمت تمام شده محصولات بيشتر موثر است

]9[ . با توجه به روشهاي مختلف موجود مي‌توان كليه فعاليتها در اين رابطه را به سه گروه تقسيم‌بندي كرد.

الف- روشهايي كه سرمايه مورد نياز آنها كم است: مثل جريان برگشتي به برج، محل ورودي خوراك، بهبود در تعميرات و روشهاي تعميراتي، فشار داخل برج (فشار عامل مهمي است كه با توجه به دماي آب خنك كننده در دسترس جهت ميعان بخارات بالاسري انتخاب مي‌گردد. عمليات تقطير در فشارهاي پايين مطلوبتر است. پس در فصل زمستان و فصل باراني بعلت كاهش دماي محيط و افت دماي برج آب خنك كننده مي‌توان فشار برج را كاهش داد).

ب- روشهاي با سرمايه‌گذاري متوسط: مثل استفاده از روشهاي بازيافت اتلاف حرارتي، عايق كاري، جابجايي سيني‌ها با تجهيزات موثر مشابه ( آكنده هاي با كارايي بيشتر، با ارتفاع معادل كمتر و افت فشار كمتر).

ج- روشهاي با سرمايه‌گذاري بالا: اين روشها منجر به بازيافت انرژي زيادتري نسبت به دو مرحله قبل مي‌شوند كه از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد. بهينه‌سازي يا تعويض سيستم كنترل و ابزار دقيق، ميعان دو مرحله‌اي در بخش بالا سري ( در اين روش مرحله اول جهت حصول به ميعان كافي براي جريان برگردان انجام مي‌گيرد و مرحله دوم جهت خنك كردن و استصال محصول كافي مورد استفاده واقع مي‌شود).

3-2- اضافه كردن تجهيزاتي براي براي بازيابي انرژي: در بيشتر صنايع مي‌توان با افزودن تجهيزاتي انرژي قابل ملاحظه‌اي را بازيابي كرد كه از جمله‌آنها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

3-2-1- استفاده از توربو اسكرابرها در خروجي دودكشهاي صنعتي: اين دستگاه به طور همزمان ذرات ريز را مي‌گيرد، گاز

SO 2 را جذب مي‌كند و حرارت گازهاي خروجي را بازيابي مي‌كند. اين سيستم شامل فيلتري است كه در حين عمل احتراق كه گازها به همراه دود در حال خارج شدن از دودكش هستند SO2 را جذب مي‌كند و گرماي آن را هم از طريق سنسورهاي گيرنده حساس گرما به قسمتهاي ديگر دستگاه كه نياز به انرژي گرمايي دارند، مي‌رساند ]10[ .

3-2-2- استفاده از تكنولوژي

HBT (Hydro Ball Technics) براي مبدلهاي لوله-پوسته: در مبدلهاي لوله-پوسته، در قسمتهاي مختلف خواه ناخواه مقداري انرژي گرمايي به هدر مي‌رود. تحقيقات نشان داده است كه هرچه ضخامت لوله‌ها بيشتر و درصد مكش هم بيشتر شود گرماي بيشتري در اين واحدها به هدر مي‌رود. پس هم بايد روي طراحي و هم استحكام و دوام اين قسمتها براي بهينه‌سازي انرژي دقت بالايي منظور شود. يكي ديگر از موارد، رسوب ناخالصيها درون لوله‌هاست كه اين خود سرعت انتقال گرما را كاهش مي‌دهد و ما مجبور هستيم انرژي بيشتري مصرف كرده و بازدهي كمتري داشته باشيم. در اين موارد هم اتلاف توان بيشتري داريم و هم زمان براي واكنش شيميايي و عمليات زيادتر از حد معمول مي‌شود. در تكنولوژي HBT توپهاي اسفنجي در درون لوله‌هاي كندانسور نصب مي‌شود تا ناخالصيهاي سيال در حال گردش را بگيرد و حكم يك فيلتر را دارد و از ته نشين شدن و رسوب اين مواد در بدنه داخلي لوله جلوگيري مي‌كند و بنابراين ريت حرارتي خوبي داريم و از هدر رفتن انرژي جلوگيري مي شود. اين مواد براحتي قابل جداسازي هستند و نصب و برداشتن آنها هم كار سختي نيست. از مزاياي اين تكنولوژي مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: درصد بيشتر تبديل انرژي، بازده بيشتر تجهيرات عمل كننده، جلوگيري از خوردگي لوله‌هاي كندانسور، امكان ساختن كندانسورهايي با لوله هايي طويلتر در جريانهاي شيميايي.

ضمناً اين سيستم با كنترل

PLC-GSM كار مي‌كند. در حين عمليات هيچ دستگاهي از كار نمي‌افتد. به هيچ پمپي نياز نيست و كمبود آب براي فرايند حس نمي شود ]11[ .

3-2-3- بازيابي حرارت از گازهاي حاصل از دودكشها: براي اين منظور يك روش استفاده از مبدلهاي حرارتي است. اين مبدلها مستقيما در داخل دودكش بويلر قرار داده مي‌شوند و از انرژي حرارتي گازهاي حاصل از احتراق براي گرم كردن آب ورودي بويلر استفاده مي‌كنند و دماي آنرا از 180 درجه فارنهايت به 298 درجه مي‌رسانند و دوباره وارد ريبويلر مي‌كنند. شكل (1) انرژي بازيابي شده و صرفه‌جويي در مصرف ساليانه سوخت را نشان مي‌دهد. شكل (2) شماي كلي بويلر داراي قسمت بازيابي حرارت از گازهاي دودكش را نشان مي دهد. مبدل حرارتي در اين حالت

economizer گفته مي‌شود. براي نصب اينها، لوله‌كشي، شيرها و تجهيزات كنترلي لازم است. economizer يك مبدل حرارتي گاز به مايع است ]12[ .

4- بالا نگه داشتن قيمت انرژي

اگر انرژي كه افراد و صنايع مختلف استفاده مي‌كنند قيمت بالايي داشته ‌باشد، در مصرف آن دقت خواهد شد. براي اين منظور مي‌توان بنزين را كه مصرف زيادي در كشور دارد و تقريبا به اندازه كشور چين (كه چندين برابر كشور ما جمعيت دارد) مصرف مي‌شود به دو قيمت فروخت (تا حد معقولي با قيمت مناسب و بعد از آن با قيمت گرانتر) يا براي وسايل نقليه عمومي با قيمت ارزانتر در مقايسه با وسايل نقليه شخصي، تا مردم تشويق شوند از وسايل نقليه عمومي استفاده كنند. البته اين هم مستلزم اين است كه ناوگان حمل و نقل شهري و جاده‌اي منظم كار كنند. در مصرف آب، برق و گاز منازل نيز مي‌توان براي مصارف مختلف قيمتهاي مختلفي در نظر گرفت و افرادي را كه كم مصرف مي‌كنند تشويق و واحدها و افرادي را كه ار حد معقول خيلي بيشتر مصرف مي‌كنند جريمه كرد.

5- يافتن كاربردهاي جديد براي موادي كه فعلا كاربرد خاصي ندارند

در كشور ما مواد اوليه زيادي وجود دارند كه فعلا براي آنها كاربرد خاصي وجود ندارد كه مي‌توان در اين زمينه كارهايي انجام داد يا موادي كه به صورت ناخواسته در كارخانجات مختلف توليد مي‌شوند، مي‌توان براي آنها كاربردي پيدا كرد. براي مثال، ميزان توليد گوگرد در كشور ما در حال حاضر بيش از يك ميليون تن در سال مي باشد كه حدود يك ميليون تن در سال مربوط به پالايشگاههاي نفت مي باشد. هم چنين در پالايشگاههاي گاز مثل بيدبلند، خانگيران و كنگان و در مجتمع هاي پتروشيمي مثل پتروشيمي رازي نيز گوگرد توليد مي‌شود. گوگرد كاربردهاي زيادي دارد كه بطور خلاصه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: گوگرد در تهيه اسيدسولفوريك، كاغذسازي، دي سولفيد كربن، ولكانيزاسيون لاستيك، شوينده ها، رنگ و مواد شيميايي، داروها، مواد منفجره، حشره كشها، بهبود كيفيت خاك، قارچ كشها، كودهاي شيميايي، فيلمهاي فتوگرافي، درزگير سيمان، بعنوان اتصال دهنده و بسط دهنده آسفالت در آسفالت كردن جاده‌ها، بتن، كف، اولوم و

… كاربرد دارد ]13[ . با توجه به كاربردهاي گوگرد و حجم زياد توليدي و ارزان بودن قيمت آن بايستي قدمهايي در جهت استفاده از اين ماده برداشته شود.

6- استفاده از انرژيهاي نو و تجديد‌پذير

در اين زمينه كارهاي زيادي مي‌توان انجام داد كه نيازمند اين است تا مشخصات جغرافيايي مناطق مختلف از لحاظ مقدار تابش خورشيد، بادهاي منطقه و
به خوبي تعيين شود و بر اساس آنها تصميمات لازم اتخاذ شود. در اين زمينه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

استفاده از انرژي خورشيدي مثل سلول خورشيدي، انرژي باد مثل توربينهاي بادي و مزارع بادي (كه در اين مزارع هزاران آسياب بادي قرار دارد و پره‌هاي آنها در برابر باد به چرخش در مي‌آيند. از چرخش هزاران پره، انرژي زيادي توليد شده و مورد استفاده قرار مي‌گيرد.)، انرژي آب مثل نيروگاههاي برق آبي، انرژي هسته‌اي، انرژي هيدروژني، انرژي پتانسيل گياهي، انرژي گرمايي زمين (اخيرا در منطقه مشكين‌شهر اردبيل از اين انرژي استفاده مي‌شود)، بيو مس و بيوگاز ( محصولات و ضايعات كشاورزي، فاضلاب كشاورزي، ضايعات جامد، فاضلابها و فضولات دامي)

]1[ .

7- بهينه‌سازي مصرف انرژي در ساختمانها

در اين زمينه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

پوشش ساختمانها:

پوشش ساختمان شامل تمام قسمتهايي است كه درون ساختمان را از محيط بيرون جدا مي‌كند و شامل پنجره‌ها، ديوارها، فونداسيون (پي)، مصالح زيرين، سقف، بام و عايق كاري مي‌باشد، كه در اين زمينه مي‌توان به استفاده از شيشه‌هاي دوجداره، پنجره‌هاي
PVC، استفاده از درزگيرها و … اشاره كرد.

سرمايش و گرمايش فضاي ساختمان:

سرمايش و گرمايش فضاي ساختمان بهره‌ور از نظر انرژي در ساختمانها با استفاده از كنترلهاي اتوماتيك، تهويه، سيستمهاي لوله‌كشي بهبود يافته و فن‌آوريهاي پيشرفته حاصل مي‌شود.

گرمايش آب در فضاي ساختمان:

گرمايش بهره‌ور از نظر انرژي آب به همراه وسايل بهره‌وري (مصرف) آب، باعث صرفه‌جويي در مصرف آب، انرژي و پول مي‌شود.

روشنايي ساختمان:

لامپهاي گوگردي، لامپهاي روشنايي فلورسنت فشرده و ساير فن‌آوريهاي روشنايي كارآمد و بهره‌ور در انرژي و پول صرفه‌جويي مي‌نمايند.

لوازم خانگي:

گزينه‌هاي بهره‌ور انرژي براي ماشينهاي لباسشويي و خشك‌كنها، يخچالها، فريزرها، ظرفشويي اجاقها و فرهاي خوراك‌پزي، بخاريها بسيار سودمند خواهد بود
]1[ .

8- بهينه سازي مصرف فراورده‌هاي نفتي در بخش حمل و نقل

با توجه به اينكه بخش حمل و نقل يكي از عمده‌ترين مصرف كننده‌هاي فراورده‌هاي نفتي است، نحوه مصارف اين فراورده‌ها و توسعه و شناخت روشهاي استفاده بهينه از آنها جايگاه ويژه‌اي يافته و دقت نظر كارشناسان را بيشتر به خود جلب كرده است.

بخش حمل و نقل كشور علاوه بر مصرف سوخت، قسمت عمده‌اي از مصرف روغن موتور را نيز به خود اختصاص داده كه رقم قابل توجهي در حدود نصف مصرف كل است. پيش‌بيني‌ها نشان مي‌دهد كه با رشد بي‌رويه مصرف و استفاده غير منطقي از آن در آينده‌اي نزديك تمام توليد داخلي را در بر گرفته و كمبود آن بايد از خارج وارد شود. علاوه بر آن مصرف روزافزون اين فراورده باعث صدمات و لطمات جبران ناپذير زيست محيطي و آلودگي مي‌شود

]14[ .

9- آموزش استفاده بهينه از منابع انرژي به افراد از طريق رسانه‌هاي ارتباط جمعي و فرهنگ‌سازي در اين زمينه

در اين زمينه بايستي در سطوح مختلف كارهايي انجام گيرد كه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

آموزش براي كودكان در منازل و كتب درسي:

كودكان بايد با مفهوم انرژي، عواقب نبود و كمبود آن آشنا شوند. در اين زمينه مي‌توان با گنجاندن مطالب مفيد در كتب درسي، آگهي‌هاي تبليغاتي در تلويزيون، معابر عمومي و
آگاهيهاي لازم را به افراد داد.

همچنين مي‌توان با بالا بردن فرهنگ عمومي در زمينه كاهش مصرف انرژي قدمهايي برداشت. چرا كه با رعايت بعضي كارهاي ابتدايي مي‌توان ميزان قابل توجهي در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرد كه از آن جمله مي‌توان به خاموش كردن وسايل برقي غير ضروري و استفاده حداقل در زمانهايي كه بيشترين مصرف انرژي وجود دارد و

اشاره كرد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

 

دين مقدس اسلام بهرهبردارى مشروع از نعمتهاى الهى و زيباييهاى زندگى را مباح و روا و اسراف و زيادهروى را حرام و ناروا مىداند و اين بدان جهت است كه مسلمان به تناسب امكانات و توانايى و كارآيى خود، در برابر جامعه مسؤوليت دارد. در اين صورت فرد اسرافكار قهرا از اجراى مسؤوليت و تعهدات اجتماعى خود بازمىماند و از اين رهگذر بر پيكر جامعه ضربه مىزند.

قرآن مجيد اين حقيقت را در ضمن مباحث اجتماعى در قالبهايى زيبا بيان مىكند و با هشدار به پيروان خود مىفرمايد: (و انفقوا فى سبيل الله ولاتلقوا بايديكم الى التهلكة) يعنى در راه خدا انفاق كنيد و با دستهاى خود، خود را به هلاكت و نابودى نيفكنيد. در جامعه اسلامى براساس نگرش خاص اسلام بايد تمام حركتها و روشها در كليه شؤون و ابعاد حياتى در مسيرى ويژه قرار گيرد كه در اصطلاح خاص مكتبى از آن صراط مستقيم و طريقه وسطى، سواءالسبيل يا راه ميانه و خط عدالت تعبير مىشود، صراط مستقيم راهى است كه خداوند متعال براى انسان در نظر گرفته و از اين راه است كه انسان مىتواند به كمال لايق خود برسد و گذشتن از آن توام با سلامت و عافيت از پل صراط در جهان ديگر است، و آن خط و مسيرى است كه در دو لبه پرتگاه سقوط در دره هولناك بدبختى هلاك و عذاب واقع شده است. در قرآن كريم واژه «اسراف» و مشتقات آن مكرر به كار رفته است ولى در بيست و سه مورد لفظ «اسراف» استعمال شده كه در هر مورد، مفهومى ويژه دارد. درغالب موارد، مقصود از اسراف جنبههاى اخلاقى، عقيدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مىشود كه با دو آيه «تبذير» شش آيه مىشود. به آيات زير توجه كنيد: كذلك زين للمسرفين ماكانوا يعملون. يونس /۱۲

. (اينگونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است). ولا تطيعوا امر المسرفين. شعراء /۱۵.(اطاعت فرمان مسرفان نكنيد). ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب. غافر /۲۸.(خداوند اسرافكار دروغگو را هدايت نمىكند). و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين. يونس /۸۳.(

و به راستى فرعون برترىجويى (و طغيان) در زمين روا داشت و او از اسرافكاران بود).

دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. در آيه ۱۳۷ سوره طه، خداوند متعال فرموده اند: وكذلك نجزى من اسرف ولم يومن بايات ربه و لعذاب الاخرة اشد وابقى: و اين چنين جزا مى دهيم به هر كس اسراف كند و به آيت هاى خداوند نگرود و براى او عذاب سخت و پاينده است.

يا در آيه ۶۷ سوره فرقان درباره صفات عبادالرحمن فرموده اند: والذين اذا انفقوالم يسرفوا ولم يفترواوكان بين ذلك قواماً: آنان كه در هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه تنگ مى گيرند، بلكه بين اين دو راه اعتدال را انتخاب مى كنند. در آيه ۱۴۴ سوره انعام هم خداوند متعال فرموده اند: ان الله لايهدى القوم الظالمين به درستى كه خداوند ستمكاران را هدايت نخواهد كرد. همچنين در آيه ۳۰ سوره اعراف فرموده اند: انه لايحب المسرفين... خداوند مسرفان را دوست ندارد. در آيه ۲۸ سوره غافر آمده است:... ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدايت نخواهد كرد. در آيه ۱۵۱ سوره شعرا هم مى فرمايد: ولا تطيعوا امرالمسرفين: از رفتار روساى مسرف ستمگر پيروى نكنيد.

و نيز در آيه ۳۴ سوره ذاريات مى فرمايد: كه آن سنگ ها نزد پروردگار معين و نشاندار براى نابود كردن ستمكاران است. و همين طور در آيه ۸۳ سوره يونس مى فرمايد: فما امن لموسى الا ذرية من قومه على خوف من فرعون وملائهم ان ينتنهم و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين(پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل پرست به درستى ايمان نياوردند جز فرزندان قبيله او آن هم با حال ترس از فرعون و اتباعش كه مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآيند كه فرعون آن روز در زمين بسيار علو و سركشى داشت و البته او از ستمكاران و سخت متعدى و مسرف بود.

و نيز در آيه ۹ سوره انبيا مى فرمايد: پس (از آن كه اشرار امت گفتار رسولان حق را انكار و در مقام آزارشان برآمدند) ما به وعده اى كه به آن ها داديم وفا كرديم و هر كه را خواستيم از شّر دشمنان نجات داديم و مفسدان و مسرفان ظالم را هلاك گردانيديم.

از آيات قرآن كريم به خوبى فهميده مى شود كه، اسراف و تبذير نقطه مقابل بخل و خست و هر دو بد و نامناسب و زشت هستند.

والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يفتروا و كان بين ذالك قواماً: كسانى كه به هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه سختگيرى و بخل مى ورزند، بلكه در ميان اين دو (كار زشت) حد اعتدال و ميانه(كه سخاوت و بخشش) است را مى گيرند.

اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگهدارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آنرا براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند.وَالذينَ اذااَنفَقوا لَم يُسرفوُا و لَم يَفتروُاوَكانَبينَ ذلكَ قواماً»( فرقان/ 67)« آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نهاسراف كنند و نه سختگيرى، بلكه در ميان اين دو، اعتدال مىورزند.»

اين آيه،بيانگر يكى از مهمترين مسايل زندگى است كه رعايت آن موجب آسايش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گرههاى مشكلات و برطرف شدن بسيارى از نابسامانىهاى اجتماعى و اقتصادى مىگردد. و مىتوانازآن به عنوان معجزه زندگى ياد كرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.در قرآن،در آيات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهى شده است.به عنوان نمونه نظر شما را به چند آيه جلب مىكنيم :

1.« کُلوُا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرفُوا». بخوريد و بياشاميد ولىاسراف نكنيد.( اعراف/31)

2.«وَ آتوا حَقَهُ يوم حَصادِه و لا تُسرفوا»( انعام/ 141)هنگام درو، حق زكات(غلات و...)را بپردازيد، ولى (در انفاق)اسراف نكنيد.

از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.

قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:

«فاتقواالله وأطيعون¤ ولا تطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»

«

پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند

»



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

می‌گویند آینده از آن ملتی است كه گذشته خود را می‌شناسد. یا به بیانی دیگر ملتی كه گذشته خود را نمی‌شناسد، نمی‌تواند آینده‌اش را بسازد.معلوم نیست ایرانی‌های امروز مصداق این جمله باشند شاید هم گذشته را به خوبی می‌شناسند اما برای اثبات خودشان به گذشته بی‌اعتنا هستند.

در هر صورت چه آن را بشناسیم و بی‌اعتنایی كنیم و چه نشناسیم، در رفتار امروزمان نشانه‌های كاربست تجربه پیشینیان کمتر به چشم می‌خورد.

بی‌توجهی به گذشته در عرصه‌های متفاوت و مختلفی قابل پیگیری است و رفتار اقتصادی دولت و مردم روابط این دو، یكی از بهترین عرصه‌های مشاهده این تغییرات است.

تا پیش از كشف،‌استخراج و فروش نفت خام، عمده منابع درآمدی دولت از طریق اخذ مالیات تامین می‌شد كه حاصل كار كشاورزان بود. سابقه این تامین بودجه تا ایران باستان و عصر هخامنشی قابل پیگیری است. پس از اضافه شدن درآمد حاصل از فروش نفت، منبع درآمد دولت رفته‌رفته از مالیات و به تبع آن از مردم جدا شد و دولت در تامین هزینه‌هایش خود را محتاج مردم ندید و سپس طی سال اخیر با مبتلا شدن به بیماری هلندی از فراهم آوردن زیرساخت‌های توسعه هم بازماند.

این نوشته می‌كوشد تا با نگاهی به گذشته برخی نكات مثبت سیاست‌های اقتصادی زمامداران ایران باستان را به تصویر بكشد و تاكید كند كه قصد ندارد شرایط كاملا متفاوت ایران امروز را با آن دوران مقایسه كند، بلكه صرفا به برخی رفتارهای اصلاح‌گرایانه در نظام اقتصادی اشاره دارد.

الف) تاریخ‌نگارانی نظیر هرودوت كه از عصر هخامنشیان روایت كردند، اشاراتی به سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها داشتند ولی كمتر وارد جزییات شدند. تنها منبعی كه اطلاعات نسبتا جامعی از اوضاع اقتصادی هخامنشیان ارایه كرده. اثری است به نام «اقتصادها» كه یكی نمایندگان مكتب ارسطو آن را تالیف كرده و به ارسطوی دروغی معروف است. تنها در این كتاب است كه یك تحلیل كلی از نظام اقتصادی هخامنشیان یافت می‌شود.

در عصر هخامنشیان و به ویژه در دوره داریوش اول نظام اقتصادی به گونه‌ای سامان یافته بود كه شاه هرگز با مشكلات مالی برخورد نمی‌كرد و در عین حال طبقات مختلف مردم نیز تحت فشار سنگین نبودند.

پیر بریان، ایرانشناس فرانسوی در كتاب امپراتوری هخامنشی می‌نویسد: «علت علاقه نویسنده اقتصادها به شاهنشاهی این است كه به یونانیان امكان تعمق در یك نمونه از تشكیلاتی را می‌داند كه در آن بر خلاف دولت‌شهرهای یونانی، شاه هرگز با مشكلات مالی برخورد نمی‌كرد.یكی از نكات جالب توجه در عصر هخامنشی تنوع منابع درآمدی دولت است.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:05 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 
 

·

مقام معظم رهبري : راه اساسي مقابله با مشكلات اقتصادي موجود ، انضباط مالي ، صرفه جويي و پرهيز از اسراف است.

·

مقام معظم رهبري : اسراف در مصرف آب شرب و نيز آب كشاورزي از جمله مسائلي است كه بايد با توجه مردم و مسئولان حل شود.

·

مقام معظم رهبري : خشكسالي در ايران پديده اي دفعي و كم سابقه نيست و بايد براي علاج آن، به تحقيقات و برنامه ريزي همه جانبه دست زد.

·

آيت الله العظمي مكارم شيرازي: اگر مردم صرفه جويي داشته باشند ، مشكلات مربوط به خشكسالي را به راحتي مي توان پشت سر گذاشت.

·

تصفيه آب ، دشوار و پرهزينه است، آن را بيهوده هدر ندهيد.

·

ده درصد توليد برق به طور مستقيم وابسته به ذخيره آب پشت سدهاست. با صرفه جويي در مصرف آب ، از قطعي برق جلوگيري كنيم.

·

فصل گرما را با صرفه جويي و درست مصرف كردن آب و برق به سلامت بگذرانيم.

·

آسايش خانواده را در فصل تابستان با مصرف بهينه آب و برق تضمين كنيم..

·

قطرات آب را چون لحظات زندگي ارج نهيم.

·

قطره قطره آب را چون لحظه لحظه زندگي پاس بداريم.

·

لامپ هاي رشته اي بيش از 95 درصد انرژي را به طور مستقيم به گرما و تنها 5 درصد آن را به نور تبديل مي كنند.

·

لامپ هاي رشته اي مانند يك بخاري برقي كوچك است كه اندكي نيز نور توليد مي كند.

·

زمان اوج مصرف برق از حدود اذان مغرب تا 4 ساعت بعد از آن است.

* استفاده از روشنايي روز به دليل حفظ سلامت چشم ، شادابي، پيشگيري از افسردگي و صرفه جويي انرژي بسيار مهم است.

·

يخچالها 27 درصد هزينه برق خانوار را به خود اختصاص مي دهند، در خريد يخچال، به برچسب انرژي آن توجه كنيم.

·

همكار گرامي! سيستم روشنايي و سرمايش اتاق خود را پس از ساعت اداري خاموش كنيد.

·

طول عمر لامپ هاي كم مصرف 8 برابر بيشتر و مصرف آنها 5 برابر كمتر از لامپ هاي معمولي است.

·

استفاده از لامپ كم مصرف راهكاري مفيد براي كاهش هزينه هاي جاري خانواده است.

·

استفاده از لامپ كم مصرف بازدهي بيشتر و هزينه كمتر را به دنبال دارد.

·

چرخ زندگي بدون آب از حركت مي ايستد، زندگي با آب جريان دارد.

·

استفاده از سيستم هاي مدرن آبياري، افزايش محصول و تقويت اقتصاد ملي را به همراه دارد.

·

منابع آبي، جزو ثروت همگاني است ، بياييد در مصرف آب صرفه جويي كنيم.

·

با مصرف صحيح و صرفه جويي ، از افت كيفيت برق جلوگيري كنيم.

·

با مصرف صحيح و بهره گيري از الگوي درست استفاده از حامل هاي انرژي ، از قطع برق جلوگيري كنيم.

·

قيمت برق مصرفي به صورت تصاعدي محاسبه مي شود، هر چه ميزان مصرف برق بيشتر باشد ، قيمت هر كيلووات برق مصرفي نيز بيشتر خواهد شد.

·

كالاهايي كه كم مصرف تر هستند دوام بيشتري دارند، پس در هنگام خريد وسايل برقي به ميزان مصرف كالا توجه كنيد.

·

در زمان اوج مصرف ، احتمال نوسانات برق و در نتيجه آسيب ديدن وسيله برقي شما بيشتر است ، حتي الامكان در زمان اوج مصرف ، از وسايل برقي پر مصرف استفاده نكنيد.

·

دقت در انتخاب ساعات بكار انداختن وسايل برقي ، از وظايف شهروندي ماست.

·

مصرف برق خود را كاهش دهيد تا از تخفيف هاي مشتركان كم مصرف بهره مند شويد.

·

مصرف بهينه انرژي را فرهنگ سازي كنيم.

·

پولي را كه از كاهش مصرف برق صرفه جويي مي شود، مي توان در جاي بهتري همچون خريد كتاب و يا كلاس هاي تقويتي و يا ورزشي سرمايه گذاري كرد.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:04 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :22
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET