الگوي مصرف بحث کلاني و زيربنايي است و بايد در تمام زمينه ها مورد توجه قرار گيرد.
انتخاب سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف حاکي از آن است که مصرف در جامعه به حد اعلاي خود رسيده بود.
متاسفانه ايران با کمتر از يک دهم جمعيت چين، 1.5 برابر و سه برابر اروپاي 400 ميليون نفري، گاز مصرف مي کند.
در تنظيم بودجه قانون امسال متوجه شديم که بايد از مصرف بي رويه در بسياري از موارد جلوگيري کنيم و هزينه هاي جاري را در تمام زمينه ها، کاهش دهيم.
ثروتي تصريح کرد: با وجود تلاش هايي که شده هنوز وابستگي به نفت کاهش نيافته است.
فقط در برخي موارد نظير بنزين توانسته ايم با سهميه بندي مصرف آن را اندکي کاهش دهيم.
افزايش بودجه عمراني مي تواند به افزايش نرخ تورم منجر شود. متاسفانه در تنظيم بودجه مشکلات زيادي در خصوص وابستگي به درآمدهاي نفتي مشاهده مي شود.
وي به تاخير در اجراي سياست هاي ابلاغي اصل 44 قانون اساسي اشاره کرد و گفت: اين
اصل تاکنون به درستي اجرا نشده اما بايد براي گسترش حضور بخش خصوصي در اقتصاد تلاش مضاعفي صورت گيرد.
تغيير فرهنگ، کاري بسيار دشوار و سخت است و شايد براي تغيير فرهنگ مصرف، نياز به سال هاي زيادي داشته باشيم.
فرهنگ اجتماعي زيربناي اصلاح الگوي مصرف است. مديريت مي تواند تاثير مهمي در تغييرات فرهنگي جامعه داشته باشد.
مديريت بحث کليدي در هر جامعه محسوب مي شود و زماني که تغيير کرد به طور يقين همه چيز، دستخوش تغيير خواهد شد.
اجرايي شدن قوانين بايد افزايش يابد و مجلس بر همه امور نظارت عام داشته
باشد و از نظارت خاص بپرهيزد.
وي با اشاره به ساعت کار مفيد، گفت: يک ساعت کار در جنرال موتورز برابر با يکسال کار قاليبافان کشور است. برخي از نحوه پرسش شاغل بودن افراد در سرشماري ها ايراد مي گيرند در حالي که اين روش در دولت هاي پيشين نيز انجام مي شد.
يادآوري مي شود، در سرشماري هاي انجام شده از سوي مرکز آمار ايران فردي که هفته پيش از سرشماري، يکساعت هم کار کرده باشد شاغل محسوب مي شود.
براي اصلاح الگوي مصرف مي توان با بومي سازي الگوهاي ديگر کشورها، الگوي جديد مصرف را در کشور با فرهنگ سازي توسعه داد.
با توجه به روند افزايشي مصرف انرژي در ايران كه هم اكنون مصرف انرژي ما به 17 برابر ژاپن، 8 برابر كل كشورهاي اروپا و 2 برابر چين رسيده است ، درصورت ادامه اين روند و عدم مديريت صحيحي در آيندهاي نزديك به كشوري وارد كننده عمده انرژي تبديل خواهيم شد.
در واقع مصرف انرژي در ايران برابر مصرف انرژي در كشوري با جمعيت 750 ميليون نفر است! رقمي كه تصور آن چندان آسان نيست.
تعيين الگوي مصرف براي همه بخش هاي خانگي، تجاري، صنايع، نيروگاه ها ، حمل و نقل ، فرهنگ سازي بر اساس الگوي تعيين شده از طريق رسانه ها بخصوص رسانه ملي، بكارگيري فناوريهاي جديد در نيروگاه ها، صنايع، لوازم انرژي بر بويژه در بخش وسايل خانگي و حمل و نقل ، منطقي نمودن نرخ حامل هاي انرژي ، تعيين متولي براي انرژي كشور از جمله اقدامات موثر مي باشد.
اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني در مي يابيم كه ميزان مصرف در ايران با كشور هاي ديگر مورد مطالعه، مقايسه و بررسي قرار گيرد. اين بررسي نشان دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف كالا و مواد بخصوص مصرف انرژي شامل بنزين، گاز ، آب، برق و ... مي باشد.
مطابق آمارها، كشور ايران در كل جهان بالاترين ميزان "شدت انرژي" را به خود اختصاص داده است. اين معيار براي ايران معادل 1.68 تن نفت خام براي هر هزار دلار
GDP
مي باشد كه 17 برابر كشوري مثل ژاپن، 8 برابر اروپا، 2 برابر چين و 8/2 برابر كشورهاي آسياي شرقي است.
طرح هدفمند كردن يارانه ها اصلاح سيستم پرداخت يارانه را دنبال مي نمايد. بديهي است پرداخت هزينه واقعي كالاهاي اساسي از سوي مردم كه رقمي بالاتر از آنچه تا كنون پرداخت كرده اند، مي باشد، ضرورتا تغيير نگرش در مصرف را در پي خواهد داشت.
عمومي شدن فرهنگ صرفهجويي و آموزش شيوههاي درست مصرف كردن ميتواند به كاهش هزينههاي مصرف انرژي در كشور كمك شاياني كند اما فراموش نكنيم كه با توجه به مصرف بسيار بالاي حاملهاي انرژي در كشور، حتي در خوش بينانهترين حالت(10 الي 15 درصد)، ميزان صرفهجويي مردم قابل توجه نخواهد بود چرا كه در حال حاضر مصرف انرژي در كشورمان به شدت بالاتر از ميانگين جهاني است و اين آثار بسيار نامطلوب و مخربي بر اقتصاد كشور دارد.
وي افزود: بر اساس آمارهاي منتشر شده، سهم يارانههاي مستقيم و حاملهاي انرژي از توليد ناخالص ملي (
GDP
) در سال 1380، 6/7 درصد بوده كه اين رقم در سال 1385 ، به9/25 درصد رسيده و بدون ترديد با وضعيت كنوني هر سال رو به افزايش است.
شدت مصرف انرژي در كشور را نسبت به بسياري از كشورهاي جهان قابل قياس نیست
اين شدت مصرف در آيندهاي نه چنان دور نه تنها ديگر منابعي براي صادرات نخواهيم داشت بلكه به وارد كنندهي انرژي تبديل خواهيم شد كه اين امر تهديدي جدي براي نظام و انقلاب محسوب مي گردد.
براي مقايسه مصرف انرژي از معيار "شدت انرژي" استفاده ميشود كه برابر است با نسبت مصرف انرژي به توليد ناخالص داخلي و يا به بيان ديگر ميزان انرژي مصرف شده به ازاي هر واحد توليد است.
مطابق آمارها، كشور ايران در كل جهان بالاترين ميزان "شدت انرژي" را به خود اختصاص داده است. اين معيار براي ايران معادل 1.68 تن نفت خام براي هر هزار دلار
GDP
مي باشد كه 17 برابر كشوري مثل ژاپن، 8 برابر اروپا، 2 برابر چين و 8/2 برابر كشورهاي آسياي شرقي است.
كسايي زاده متوليان توليد انرژي را در بهبود اصلاح الگوي مصرف موثر دانست و گفت: با توجه به اينكه وزارت نفت متولي تامين انرژي مورد تقاضا صنايع كشور است و با عنايت به وابستگي شديد و نياز فزاينده صنايع به منابع انرژي به عنوان عامل اساسي رشد و فعاليت هاي اقتصادي و از طرفي محدوديت ذخاير نفتي و ساير سوخت هاي فسيلي، بي شك وجود الگوي صحيح مصرف و بهره مندي از انرژي در سازمان هاي متولي انرژي نقش مهمي در حفظ منافع ملي ايفاء مي نمايد.
در يك نگاه اجمالي مي توان گفت كليه سازمان هاي درگير در چرخه توليد تا مصرف انرژي (
well to wheel
) وظيفه خطيري در اين راستا بر عهده دارند . بر اين اساس شركت هاي ياد شده ضروريست همگام با سياست هاي كلان كشور در اين امر، استانداردها ، دستور العمل ها ، شيوه هاي نوين مديريت بهمراه استفاده بهينه از منابع انساني و سرمايه اي همچنين تكنولوژي هاي روز را بكارگيرند، تا بدين طريق شاهد كاهش هزينه تمام شده كليه مراحل و فرآيندهاي اكتشاف ، استخراج ، توليد و توزيع باشيم.
گرچه فناوري موجود در تأسيسات نفت و گاز نسبت به ساير صنايع روزآمدتر است، ليكن دستگاههايي مثل كوره هاي حرارتي، ديگهاي بخار، مبدل هاي حرارتي و ايستگاههاي تقويت فشار گاز هستند كه از بازدهي مناسبي برخوردار نيستند و مي توان با اجراي طرحهاي ميان مدت و بلند مدت آنها را روزآمد نمود.
يكي از مصداقهاي اصلاح الگوي مصرف، تلاش براي ايجاد عادت به مطالعه است تا مهمترين سرمايه انسانها يعني عمرشان در بهترين راه كه كسب دانش و معرفت است، استفاده شود.
فرآيند شكل گرفته در توليد آثار ادبي و انتشار و توزيع و فروش آثار مكتوب حوزه هنري نشان داد كه اگر محتواي ارزشمندي از تلاش هنرمندان متعهد در قالبهاي مناسب به اثري هنرمندانه تبديل شود و نيروهاي متعهدي صادقانه و با انگيزههاي فرهنگي مسير طراحي، چاپ، بسته بندي، توزيع، نظرسنجي و خبررساني را در قالب يك مديريت دلسوزانه سامان دهند، شاهد تحول در سرانه كتابخواني خواهيم بود.
بنيانيان با تاكيد بر لزوم مديريت و تلاش تخصصي و صادقانه در عرصه كتاب و كتابخواني ادامه داد: در همين شرايطي كه به نظر ميرسد، فرهنگ مناسب كتابخواني به اندازه كافي در كشور رشد نكرده است، ميتوان ظرف دو سال، ترازهاي چاپ كتاب را از مرز 30 تا40 چاپ گذراند و هر روز افراد تازهاي را مشتاق مطالعه ادبيات متولد شده در سال هاي بعد ازانقلاب اسلامي ساخت. چنانچه مي بينيم كه امروز حوزه هنري افتخاردارد پذيراي صدها مشتركي باشد كه به صورت سازمان يافته مشتاق مطالعه كتاب هاي انتشارات حوزه هستند.
اين موفقيت كه با عنايت الهي و با پشتوانه خاطرات ايثارگران و مبارزان قبل از انقلاب حاصل شده است نشان ميدهد كه بخش اصلي كمبود مطالعه به كاستيهاي موجود در فرايند و محتواي توليد آثار برميگردد.
رييس حوزه هنري،خطاب به مشتركان انتشارات سوره مهر اشاره كرد: آنان كه لذت مطالعه را چشيدهاند بايد اشاعه فرهنگ مطالعه را در اطرافيان، دوستان و همكاران خود، وظيفه انساني و اسلامي بدانند و هر گاه كتاب ارزشمندي يافتيد،بكوشند تا با تشويق آنها به كتابخواني اين خدمت را به همه عزيزاني كه دوستشان مي دارند، هديه كنند و بپذيريم كه اين اقدام از مصاديق قطعي امر به معروف و بر همه ما واجب است.
در آغاز اين جشن، پيام سيد محمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي قرائت شد كه در فرازي از اين پيام خطاب به نويسندگان كتابهاي سوره مهر آمده است: چه سعادتي كه تو در اين جشن به آنان دوست تر ميشوي كه براي تو خالق آثار زيادي بودند، آنهايي كه با تو همدل وهم زبان و هم كيشاند و در ماموريت فرهنگي با تو اشتراك دارند و حوزه هنري بازوي توانمندي است براي ارشاد و ...
همچنين در اين جشن، مرتضي سرهنگي، مسوول دفتر ادبيات وهنر مقاومت حوزه هنري، ضمن بيان خاطره كوتاهي از دوران جواني خود كه به عنوان خبرنگار و گزارشگر در اردوگاههاي اسراي عراقي در ايران حضور داشت، درباره توليداتي كه در انتشارات سوره مهر به چاپ رسيدهاند، عنوان كرد: ادبيات انقلاب و جنگ از داراييهاي اصيل، شرافتمندانه و معصوم اين سرزمين است كه همه هزينههاي آن را، مردم خودشان پرداختهاند.
سرهنگي اضافه كرد: ادبيات ما در هر دو حوزه انقلاب و دفاع مقدس در حال بلوغ است و خاطراتي كه در آثار نويسندگان گردآوري شده تجربههاي فردي است و اين فرد حاصل جمع اميد و نااميديهايي است كه ملت ما از سرگذرانده است. در واقع آنچه خلق شده است، حاصل جمع تلاش يك ملت است.
محمد حمزهزاده، مدير عامل انتشارات سوره مهر نيز با اشاره به وضعيت نشر كتاب در كشور گفت: آن طور كه خيليها تصور ميكنند وضعيت مطالعه در كشور چندان ناهنجار نيست و ما به تجربه، به اين تعريف رسيدهايم كه در مثلث مصرف كتاب كه از سه راس توليد، توزيع و اطلاعرساني تشكيل ميشود اگر درباره يك كتاب، درست اطلاعرساني و تبليغ كنيم، آن اثر، مشتري خود را پيدا ميكند.
حمزهزاده ادامه داد: البته توجه به جامعه هدف و اعتنا به نياز مخاطب مهمترين شاخصه در حفظ مخاطب است و اينكه جامعه درهر زمان ومكاني به چه موضوعي نياز دارد باعث ميشود معضل فقر كتابخواني دركشور تا اندازه زيادي مرتفع شود.
در بخشهاي ديگراز اين جشن علي اكبر قاضي زاده، روزنامه نگار پيشكسوت و استاد دانشگاه و محمدرضا سرشار، سخنراني كردند.
در ادامه از برگزيدگان رسانهها در بخشهاي مختلف كه در انعكاس فعاليتهاي انتشارات سوره مهر در رسانههاي خود تلاش كردند، تجليل شد و در اين ميان از آرش شفاعي، علي محمد مودب، ابراهيم اسماعيل اراضي، نسترن پور صالحي، احسان ناظم بكايي و آزاده صالحي با اهدا تنديس، لوح سپاس و هدايايي قدرداني شد.
افتتاح رسمي فروشگاه مركزي سوره مهر، اهداي جايزه به مشتركان كتاب سوره مهر و پخش فيلم سينمايي دلخون از ديگر بخشهاي اين مراسم بود.
نخستين جشنواره رسانهاي كتاب سوره مهر، يكشنبه اول آذر با حضور مسوولان، نويسندگان و مشتركان كتاب سوره مهر در تالار انديشه حوزه هنري، برگزار شد.
اصلاح الگوي مصرف و جهت گيري به سمت استفاده بهينه از منابع و امکانات ،سبب تقليل هزينه ها ، واردات و در نهايت کاهش وابستگي اقتصادي مي شود.
هم اکنون بسياري از کشورها به علت الگو قرار دادن نظام اقتصادي کشورهاي سرمايه داري که ترويج ايده هاي مصرفي يکي از ارکان اساسي مدل توسعه اقتصادي آنها است ،گرفتار فرهنگ مصرف گرايي و در نتيجه تشديد وابستگي اقتصادي شده اند.
امروزه فرهنگ مصرف در کشورهاي مختلف بخصوص صنعتي در قالب تجمل و لوکس گرايي به شدت در حال گسترش ميباشد. اين امر همه ساله سبب اتلاف مقادير قابل توجهي منابع ، مواد غذايي ، بالا رفتن هزينه ها و ... در جهان مي شود .
اکنون کشورهاي صنعتي و پيشرفته که تنها 30 درصد از جمعيت جهان را تشکيل مي دهند، بيش از 50 درصد غلات دنيا را مصرف ميکنند. در صورتي که مصرف اضافي آنها که 24 درصد است، ميتواند يک ميليارد نفر انسان گرشنه را در سطح جهان سير کند .
مردم بسياري از کشورهاي فقير و عقب نگه داشته شده بخصوص در منطقه آفريقا اکنون به سبب وضعيت آب و هوايي ، خشکسالي هاي پي درپي و ... ، با فقر و گرسنگي دست و پنجه نرم مي کنند.
آنچه که بايد مورد توجه قرار گيرد ، اين است که تبليغات در عصر مدرن با توجه به رشد توليد و در نتيجه رقابت بين توليد کنندگان و عرضه کنندگان در بازار ، افزايش يافته است و بسياري از شرکت هاي تبليغاتي با انواع شگردها ،مصرف گرايي را تبليغ مي کنند تا تب تند آن هرگز فروکش نکند. تا از اين طريق نه تنها براي محصولات شرکت هاي توليدي تبليغ کنند ،بلکه خود نيز از اين رهگذر درآمد قابل توجهي کسب نمايند.
به عبارت ديگر تبليغات سبب ايجاد ذائقه جديد در ميان مردم و تحريک آنها به خريد کالاها و محصولات تازه وارد به بازارهاي مصرف مي شود . به اين ترتيب تقاضاهاي جديدي در بازار شکل مي گيرد .
شرکتهاي بين المللي معتقدند که آنچه ميتواند باعث رونق و دوام بازار فروش کالاهاي توليدي اين شرکتها گردد، سلطه بر آراء ، افکار و انديشههاي افراد ميباشد و تبليغات تجاري براين اساس نهاده شده که به جاي يک کالا، يک مفهوم را بايد فروخت. اين شرکت ها با بهرهمندي از وسايل ارتباط جمعي از قبيل روزنامه ها و راديو و تلويزيون در کشورهاي مختلف سعي در ترويج فرهنگ مصرف دارند.
معمولا توليد کنندگان ، کارخانه هاي صنعتي و شرکت هاي بين المللي براي سر پا ماندن و حفظ ثبات درآمدي خود نيازمند موقعيت مستحکمي در زمينه فروش محصولات توليدي هستند و اين گروه همه تلاش خود را بکار مي گيرند تا بازارهاي صادراتي و هدف را حفظ کنند و حتي بازارهاي جديدي را بدست آورند. زيرا در غير اين صورت موقعيت آنها به خطر مي افتد . از اين رو ناگزير هستند که به طور مداوم فرهنگ مصرف گرايي را تبليغ کنند.
در قرن بيستم نيز اين واقعيت در اقصي نقاط جهان به خوبي آشکار شد که براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هاي توليدي و شرکت هاي بين المللي که روز به روز به تعداد آنها افزوده مي شود، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد.
در چنين حال و هوايي توليد کنندگان بزرگ، براي بدست آوردن بازارهاي مصرف، به سرزمين هاي دور روي آوردند و برخي راه چاره را افزايش مصرف عموم و فراهم کردن رفاه عمومي براي همه دانسته و تلاش کردند تا روش هايي را بيابند که ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سرمايه گذاري و توليد از کار نيفتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده، ادامه دهد. به عبارت ديگر توليد کنندگان عقيده داشتند که بحران نظام توليد را جز مصرف بيشتر، چاره ديگري نيست.
بدون ترديد آنچه که اکنون در بسياري از کشورها حتي ايران شاهد هستيم ، شرايط مناسب و قابل قبولي در زمينه مصرف کالاها ، خدمات ، منابع و امکانات نيست و بايد اصلاح شود و با توجه به فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي که سال 1388 را " سال شروع اصلاح الگوي مصرف " اعلام کرده اند ، اين روند بايد به گونه اي مناسب و شايسته اصلاح شود تا از هدر دادن منابع و امکانات جلوگيري شود .
در چنين شرايطي دولت مي تواند با بستر سازي ، آگاه سازي و ارتقاي سطح فرهنگ عمومي نه تنها مانع از گسترش فرهنگ تجمل گرايي و مصرف گرايي شود، بلکه قادر خواهد بود جامعه را به سمت اصلاح الگوي مصرف در بسياري از بخش ها ، استفاده بهينه منابع و امکانات و سرمايه هاي کشور هدايت کند و براي جلوگيري از ورود کالاهاي مصرفي و فاقد کيفيت نيز ضمن حمايت از توليدات کيفي داخلي ،مقررات سخت گيرانه و تعرفه هاي سنگيني در بخش واردات تعيين کند تا کالاهاي کم دوام و مصرفي جاي خود را به کالاهاي سرمايه اي و واسطه اي بدهند تا به تکميل زنجيره توليد در کشور کمک شود.
گفتني است ، ارزش واردات کشور در چهار ماه نخست 88 در مقايسه با مدت مشابه سال قبل حدود 19 درصد کاهش يافت و به 16 ميليارد دلار رسيد.
امروزه يكي از مهمترين شاخصهاي زندگي بشر، حفاظت از منابع توليد است. بشر دريافته است كه تبعات و پيامدهاي خسارت و زيانهايي كه به طبيعت وارد ميكند، به مراتب بيشتر از بهرهاي است كه از آلوده كردن محيط زيست دريافت ميكند. از اين رو، با بكار بستن امكانات عملي و علمي ميكوشد كمترين زيان را به طبيعت وارد آورد.
فرآيند توليد زباله كه خود ناشي از فعاليت انسان شهرنشين است جزء لاينفك زندگي است. به طوري كه به طور متوسط هر انسان شهرنشين روزانه نيمكيلوگرم زباله توليد ميكند و چنانچه جمعيت شهرنشين كشور را 30 ميليون نفر تخمين بزنيم، روزانه معادل 15 هزار تن زباله توليد ميشود كه دفع اين حجم عظيم زباله، چنانچه به طور اصولي و بهداشتي انجام نشود، معضلات جبرانناپذير زيستمحيطي را به دنبال خواهد داشت.
از سوي ديگر چنانچه با ديدگاه مثبت به زباله بنگريم و عبارت طلاي كثيف بر آن نهيم، زباله مادهاي است ارزشمند و قابل بازيافت.
انسان انواع مواد را با سختي از طبيعت به دست ميآورد و به آساني تبديل به زباله كرده و به طبيعت باز ميگرداند. در گذشته زبالهها در دوري تكويني ايجاد و تبديل ميشدند، اما امروزه امكان چنين دوري وجود ندارد. زيرا ميزان زبالهها بيش از آن است كه تخريب و تبديل آنها در يك دوره زماني مناسب ممكن باشد.
امروزه تلنبار كردن، دفن بهداشتي، سوزاندن و بازيافت انواع روشهاي دفع مواد زائد هستند و از سوي ديگر روشهايي مانند استفاده مجدد از كالاها، افزايش دوام محصولات توليدي، مصرف مواد با توجه به بستهبندي كالاها، كاهش ميزان سميت در تركيب زباله و كاهش حجم زباله از طريق جداسازي و بازيابي به عنوان روشهاي كاهش زباله در مبدا توليد از سوي كارشناسان محيط زيست توصيه ميشود.
با بازيافت حجم زبالههاي ورودي به محيط زيست كاهش مييابد و كاهش حجم زباله ، هزينه جمعآوري، حمل و نقل و دفن را كاهش ميدهد
سوئيس يكي ازكشورهاي موفق در زمينه بازيافت زباله است و تجهيزات بازيافت زباله خود را به درستي مورد استفاده قرار ميدهد.
شيشه و كاغذ نمونهاي از زبالههايي هستند كه به طور متوسط در سوئيس دور انداخته نميشوند. در اكثر سوپرماركتها سطلهاي مجزايي براي بطريهايي با شيشه سبز و قهوهاي وجود دارد. هر شهر اين كشور به طور ماهانه به جمعآوري رايگان زبالههاي كاغذي ميپردازد كه تنها شامل روزنامههاي قديمي نميشود و اكثر مردم همه اشياء ساختهشده از مقواي نازك يا كاغذ را از پاكت غلات تا قبضهاي تلفن قديمي را مورد بازيافت قرار ميدهند.
در مورد زبالههاي سبز هر دو هفته يك بار همه گياهان و روييدنيهاي مربوط به باغچه يا باغ كه ديگر مورد استفاده نبوده بيرون گذاشته شده و جمعآوري ميشود.آلومينيوم و حلبي به مخازن محلي منتقل شده، باطريها به سوپرماركتها بازگردانده ميشوند و روغنهاي قديمي يا ساير مواد شيميايي در نقاط ويژهاي نگهداري ميشود.
بطريهاي پلاستيكي رايجترين محفظه نوشيدنيها در سوئيس هستند كه 80 درصد آنها بازيافت ميشوند كه بسيار بيشتر از ميانگين اروپا با 20 تا 40 درصد است.اما حفظ محيط زيست تنها عامل ايجاد چرخه بازيافت در سوئيس نيست و براي اين كار انگيزه مالي زيادي نيز وجود دارد. بازيافت رايگان است اما در اكثر نقاط سوئيس دور انداختن زباله هزينه دارد و هر كيسه زباله داري برچسبي است كه هر برچسب دستكم يك يورو هزينه دارد.
آلمان نيز نمونه موفق ديگري است، آلمانها خود را قهرمان محيط زيست جهان ميدانند؛ البته شكي نيست كه اين بحث براي آنها بسيار مهم است. جداسازي زبالههاي خانگي امري بسيار مهم براي مردم آلمان است.
در هر آپارتمان معمولا 5 سطل براي 5 نوع زباله وجود دارد كه با رنگهاي جداگانه مشخص شدهاند. زرد براي بستهبنديهايي مانند كارتونهاي قديمي شير، آبي براي كاغذ و مقواي نازك، سطلهاي ويژه شيشه در 3 قسمت شيشههاي روشن، قهوهاي و سبز و يك سطل براي مواد غذايي و گياهي و سرانجام يك سطل سياه براي ساير زبالهها كه مناسب براي افرادي هم هست كه حوصله جداسازي زبالهها را ندارند. از لحاظ تئوري و قانوني همه آلمانيها ملزم به رساندن زبالههاي خاص مانند باطري و مواد شيميايي به مراكز بازيافت هستند و اگر كسي اين كار را نكند مرتكب جرمي اداري شده كه البته در عمل به ندرت در اين مورد پيگيرد قانوني رخ ميدهد.
بر اساس نظرسنجيها حدود 90 درصد آلمانيها باعلاقه شخصي به جداسازي زبالهها ميپردازند.
لزوم مشاركت عمومي در بازيافت مواد
نقش مشاركت مردم در بازيافت زباله اقدامات صورت گرفته در زمينه توسعه اجتماعي و انساني در چند دهه گذشته كه به صورت مشاركتي اجرا شدهاند و مردم در آنها نقش پررنگتري داشتند نشان دادهاند كه از پايداري و موفقيت نسبي بيشتري نسبت به فرآيندهايي كه كمتر مشاركتي بودند، برخوردارند.
به همين دليل مفهوم مشاركت در ادبيات توسعه اجتماعي و انساني جايگاه ويژهاي يافته است. با بررسي اين فرآيند در برخي پروژههاي زيستمحيطي نيز به اهميت نقش مشاركت مردم در اجرا و پايداري آنها پيميبريم.
به عنوان مثال پروژه بازيافت و تبديل مواد زائد يكي از مهمترين پروژههاي زيستمحيطي اكثر مناطق كشور است. در كلانشهري مثل تهران كه روزانه 5/7 هزار تن زباله توليد ميشود و 88/4 درصد آن كاغذ است روزانه 5490 اصله درخت دور ريخته ميشود كه دانش و تجارب جهاني نشان ميدهد اين سرمايه و منابع طبيعي قابل بازيافت و استفاده مجدد است كه نبايد ساده انگاشته شود.
بازيابي يا بازيافت فرآيندي است كه طي آن مواد جمعآوري و جدا ميشوند وبه عنوان ماده خام براي توليد محصولات جديد به كار گرفته ميشود.
عمل بازيافت نهتنها محيط زيست را از خطر آلودگي نجات ميدهد بلكه منافع اقتصادي نيز دارد، با توجه به اينكه روز به روز زمين مورد نياز براي دفع زباله كمياب ميشود با بازيافت مواد اين مشكل مرتفع ميشود.همچنين به دليل محدوديت منابع طبيعي اگر بازيابي زباله صورت گيرد نياز استخراج مواد خام كمتر و منابع طبيعي براي نسلهاي آينده حفظ ميشود.
با عمل بازيافت حجم زبالههاي ورودي به محيط زيست كاهش مييابد و كاهش حجم زباله هزينه جمعآوري، حمل و نقل و دفن را كاهش ميدهد. بازيافت مواد موجب ميشود كه نياز به ورود مواد خام از كشورهاي خارج كمتر شود و در نتيجه وابستگي به آنها كاهش مييابد و توليد ملي افزايش پيدا كند.
بازيافت آلومينيوم: با جمعآوري و بازيافت آلومينيوم ميتوان آلودگيهاي زيست محيطي را به مقدار زياد كاهش داد و در مصرف انرژي صرفهجويي كرد. توليد آلومينيوم از آلومينيوم بازيافت شده 90 درصد انرژي كمتري از توليد آن از سنگ معدن نياز دارد. از سوي ديگر بازيابي آلومينيوم آلودگيهاي ناشي از توليد آن را 95 درصد كاهش ميدهد كه بسيار قابل توجه است.
بازيافت پلاستيك: با به كاربردن شيوههاي صحيح و ساده زندگي مصرف پلاستيكها را ميتوان محدود كرد. پلاستيكها از نفت كه خود منبعي تجديدناپذير است ساخته ميشوند. پلاستيكها به علت اين كه غيرقابل تجزيه هستند از زبالههاي پايدار و آلودهكننده محيط زيست محسوب ميشوند.
بازيافت كاغذ: براي توليد يك تن كاغذ بايد 15اصله درخت تنومند را قطع كنيم در حالي كه براي تهيه همين مقدار كاغذ از كاغذ بازيافتي احتياج به چوب نيست. در روش بازيافتي ميزان انرژي مورد نياز به يكچهارم كاهش مييابد و همچنين آب مورد نياز در اين فرآيند به كمتر از يكصدم تقليل مييابد. كاغذ بازيافت شده را ميتوان به سهولت و بدون افت كيفيت جانشين كاغذ تازه كرد.
كمپوست: كمپوست يعني تجزيه مواد آلي در محيط گرم و مرطوب توسط ميكروارگانيزمها بخصوص باكتريهاي هوازي است و غيرهوازي در اين روش مواد آلي به كمك باكتريها و اكسيژن تبديل به مواد معدني قابل استفاده براي گياهان ميشود. در اين روش با استفاده از مواد فسادپذير زباله و مواد زايد گياهي ميتوان كود مناسبي تهيه كرد كه به حاصلخيزي و اصلاح بافت خاك كمك ميكند.
كود براي حفظ حاصلخيزي خاك بسيار حياتي است. كود حاصل از عمل كمپوست كردن زباله از نظر فيزيكي وضع خاصي به خاك داده و موجب ميشود كه مقدار بيشتري آب بين ذرات خاك ذخيره شود و در مواقع كمآبي به مصرف گياه برسد. محيط زيست و چرخه زيست محيطي به دلايل متعددي ازجمله دخل و تصرف بدون توجه انسان دچار صدمات جدي و جبرانناپذيري شده كه به اين واسطه هم نيازهاي امروز بشريت و هم نسلهاي آينده از منابع زيست محيطي در معرض خطر و نابودي قرار دارد. سرعت روند گسترش و رشد جوامع شهري طي 3 دهه گذشته انسان را با پديدههاي نوظهور كلانشهرها، اقتصاد جهاني، انقلاب الكترونيك و در نتيجه عواقب و تاثيرات سوء آن مواجه كرده است. ساكن شهر ديگر نهتنها يك شهروند خوب نيست بلكه به دليل عدم تعلق خاطر به وضعيت موجود به تخريب محيط زيست عمومي ميپردازد. به منظور ارتقاي نقشهاي اجتماعي در جهت توسعه پايدار بايد به بازنگري الگوهاي توليد، توزيع، مصرف و بازيافت پرداخت و از روشهاي ايجاد انگيزش مثبت مبتني بر مشاركت، تعامل، تغيير رفتار و راهبردهاي يادگيري به حفاظت از محيط زيست اهتمام ورزيد.
يافتههاي آماري نشان ميدهند در هر روز تقريبا 22 هزار تن و هر سال 8 ميليون تن زباله در كشور جمعآوري ميشود كه قسمت اعظم اين مواد قابل بازيافت است. فقط از 25 درصد كاغذ موجود در مواد زائد جامد كشور ميتوان سالانه 100 هزار تن كاغذ بازيافتي به دست آورد. اين كار به مفهوم تضمين تداوم حيات يك ميليون و 500 هزار درخت است. به دليل اينكه كارشناسان عقيده دارند بازيافت هر تن كاغذ احياء 15 درخت جنگلي است.
سرمايه گذاري در مترو عين رعايت اصلاح الگوي مصرف و صرفه جويي در وقت و امکانات و منابع کشور است.
براي توسعه سريع مترو تهران با کمبود بودجه مواجه هستيم و اميدواريم دولت و مجلس توجه ويژه به اين پديد مهم و تاثير گذار شهري داشته باشند.
وقتي امروز اين امکان وجود دارد که شهروندان از کرج تا منتهي اليه شرقي تهران ( ميدان شهيد کلاهدوز) را با مترو 45 دقيقه اي طي کنند و ميليونها ساعت وقت و هزينه صرفه جويي شود بايد مسئولين به مترو توجه ويژه داشته باشند و براي توسعه و تکميل شبکه مترو در تهران و کلان شهرها عزم ملي به وجود بيايد.
در واقع سرمايه گذاري در مترو عين رعايت اصلاح الگوي مصرف و صرفه جويي در وقت و امکانات و منابع کشور است و بايد به عنوان يک درخواست عمومي و نياز مهم در جامعه اين پديده شهري و اجتماعي مورد توجه قرار گيرد.
شهردار تهران همچنين در مورد سئوال يکي از خبرنگاران مبني براينکه در افتتاح ايستگاه مترو انقلاب نوعي شتاب زدگي به چشم مي خورد و ظريف کاريها تکميل نشده است گفت: هيچ شتابزدگي وجود ندارد، ما تنها خود را مکلف مي دانيم هر امکاناتي را در اولين فرصت ممکن براي خدمات رساني به شهروندان در اختيارشان بگذاريم و امکان سرويس دهي و خدمات رساني را به آنها فراهم کنيم.
وقتي شهروندان مي توانند از ميدان شهدا تا ميدان انقلاب را کمتر از 12 دقيقه طي کنند ما موظف هستيم که در اولين فرصت ممکن اين ايستگاه را براي خدمات رساني به شهروندان آماده سازي کنيم. حال در اين ميان ممکن است سقف بالايي ايستگاه نياز به زيباسازي داشته باشد و فضاي سبز محوطه تکميل نشده باشد و اين کار 2 ماه زمان ببرد. اما ما نمي توانيم پروژه را نگاه داريم و حداقل 150 هزار نفر را از خدمات رساني اين ايستگاه بي بهره نگاه داريم تا ظريف کاري ها به اتمام برسد.
همچنين نصب پله برقي ها پروسه زمان بر است که ما در مراسم افتتاح 3 ايستگاه جديد از خط يک نيز گفتيم طي 40 روز پله هاي اين ايستگاهها نصب خواهد شد.
در صورت وجود هرگونه نقص و کاستي در پروژه پيمانکاران بايد پاسخ گو باشند زيرا پروژه هاي مترو يک سال گارانتي دارد و تا يک سال پيمانکاران بايد در مقابل هر عيب و نقصي جوابگو باشند.
کارخانه هاي آسفالت در تهران تا چندي پيش عمر متوسط شان بيش از 30 سال بود اما خوشبختانه طي 2 سال گذشته امکانات جديد در کارخانه هاي آسفالت به کارگيري شد به گونه اي که اکنون 40 درصد از آسفالتهاي توليدي از استاندارد و مرغوب لازم و مورد تايد برخورددارند که اين آسفالتها بر اساس اولويت بيش تر در بزرگراهها پخش مي شود اما اميدواريم در آينده نزديک بتوانيم تمام آسفالت شهر را از بهترين آسفالتها با استاندارد هاي جهاني فراهم کنيم.
از نظر اقتصادي مصرف بيجا و ناروا تلف كردن نعمتهاي الهي و محروم كردن جامعه از نعمتهاست و از روشنترين آثار اقتصادي آن فقر است.
يكي از اهداف اساسي در طرح تحول اقتصادي، اصلاح الگوي مصرف و كاهش وابستگي به نفت است.
در مقدمه لايحه هدفمند كردن يارانهها، 4 هدف اساسي يعني تحقق عدالت، تخصيص بهينه منابع، اصلاح ساختار اقتصادي با هدف تحقق اهداف سند چشمانداز و اجراي سياستهاي كلي اصل 44 و مديريت مصرف براي جلوگيري از اسراف و تبذير منابع محور و مبناي عمل است.
تاكيد اساسي اين لايحه بر يارانههاي انرژي است، زيرا انرژي يكي از مهمترين نهادههاي توسعه و از عوامل اصلي توليد است.
.
.
.
به دليل كمبود آب در آينده، ميتوان اعلام كرد كه جنگ آينده جنگ بر سر آب خواهد بود.
تنها دو يا سه درصد آبهاي موجود در جهان قابل شرب هستند، تصريح كرد: با توجه به كمبود منابع آب، بارش كم باران و زمان بارش در كشور ما براي تامين آب در آينده با مشكل مواجه خواهيم شد.
آب در دين اسلام به عنوان يك نعمت مقدس شمرده ميشود و اين در حالي است كه ما به آب اهميت نميدهيم و از اين منابع به خوبي استفاده نميكنيم.
وي چالش آينده جهان را چالش آب عنوان و گفت: بايد اهميت آب را به مردم آموزش دهيم.
با توجه به تقدس آب و كمبود آن در جهان متاسفانه در كتابهاي درسي در مورد موضوع و اهميت آب مطلبي ديده نميشود.
وي ادامه داد: در كتابهاي درسي به بيمه، گمرك و خودرو توجه شده است اما به آب به عنوان مايع حياتي و تقدس بودن آن در دين اسلام توجهي نشده است.
در قرن 21 فقط 7 ميليارد نفر دسترسي به آب خواهند داشت كه اين پديده جهان را با مشكل مواجه خواهد كرد.
آب در آينده هم به عنوان فرصت و هم به عنوان تهديد است.
ايمان به خداى متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد; زيرا فرد با ايمان به قدرت لايزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان ديگر، تمام تلاش و كوشش خود را صرف انباشت ثروت و يا كسب مقام و رسيدن به لذايذ مادى بيش تر نمى كند، بلكه همه چيز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظايف و مسؤوليت هاى فردى و اجتماعى خود طلب مى كند و با اعتقاد به خداى قادر و حكيم، كه تدبير همه عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بليات، بيمارى ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به اين كه مرگ پايان يك حيات موقّت و كوتاه و آغاز حياتى جاودان مى باشد، هيچ گاه مرگ در نظرش همچون كابوسى وحشتناك و غم بار جلوه نمى كند; زيرا با ايمان و ياد خدا دنيا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت براى تأمين خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بيند.
اعراض از ياد خدا سختى در معيشت
كسى كه از ياد خدا غافل و تنها هدفش در زندگى حداكثر كردن ثروت و لذايذ مادى باشد، به هيچ حدى قانع و راضى نگشته با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ كرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم مى كند. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: "و مَنْ اعرض عن ذكرى فانَّ لهُ معيشةً ضنكاً. " (طه: 124); كسى كه از ياد خدا اعراض نمايد، براى او معيشت و زندگى سخت خواهد بود.
"ضنك " به معناى تنگى همراه با سختى است.28 توضيح آن كه اگر انسان خدا را فراموش كند و با او قطع رابطه كند، ديگر چيزى بجز دنيا نمى ماند كه به آن دل ببندد و در نتيجه، چنين فردى تمام كوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و ساير مظاهر دنيوى مى كند و هر روز آن را توسعه داده، و به هيچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جايى منتهى نمى گردد.29 او گم شده خود را، كه روح انسانى اش را اشباع و سيراب مى كند، در دنيا نمى يابد. از سوى ديگر، تكيه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و ناملايمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از اين رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسيدن مرگ و بيمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر رفاه مادى و امكانات دنيوى در وسعت باشد، ولى آسايش خاطر و پايانى اميدبخش و نشاط آفرين ندارد.
تصحيح انگيزه ها
انسان در بهره بردارى از كالاها و خدمات، انگيزه هاى گوناگونى دارد كه افكار و خواست هاى او آن ها را شكل مى دهد. برخى از اين انگيزه ها به دليل نيازهاى معقول واقعى انسان پديد مى آيند; مانند خوردن غذا و نوشيدن آب براى تداوم حيات و سلامتى يا استفاده از لباس و مسكن مناسب براى در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصيت اجتماعى. اسلام نيز هماهنگ با فطرت سالم انسانى، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به اين نيازها را مطلوب، بلكه گاهى لازم و ضرورى مى داند، ولى سعى دارد انسان را به گونه اى تربيت كند كه تمام حركت ها و فعاليت هايش، او را به هدف نهايى آفرينش، يعنى مقام قرب الهى و كسب رضايت حق تعالى، نزديك گرداند. مصرف نيز از اين قاعده مستثنى نيست.30
با ملاحظه آيات قرآن كريم، به اين نتيجه مى رسيم كه قرآن استفاده از نعمت هاى الهى و مصرف كالاها و خدمات را نه تنها مذموم نمى داند، بلكه تا حدّى آن را ضرورى و لازمه تداوم حيات بشرى مى داند، ولى همين قصد مى تواند به صورتى مثبت و شايسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگيزه اى صحيح و ارزشمند به سوى انجام كار رهنمون سازد، يا آن كه به صورت منفى و ناسازگار با اهداف انسانى، محركى به سوى كارها گردد.
الف. انگيزه مثبت
يكى از انگيزه هاى مثبت براى مصرف كالاها و خدمات، تأمين نيازهاى مادى است كه امرى مطلوب و لازمه تداوم حيات انسان است. از اين رو، خداوند متعال در مقام ياداورى نعمت هاى خود در قرآن كريم مى فرمايد: "ما معايش (خوراك، پوشاك، نوشيدنى و ساير چيزهايى كه گذران زندگى انسان به آن وابسته است)31 را در اختيار شما قرار داديم. "32
نكته مهم آن كه قرآن مى خواهد انسان از نظر روحى و كمالات معنوى طورى تربيت گردد كه با افزايش معرفت او نسبت به مقام والاى انسان، انگيزه اش براى مصرف در حد تأمين نيازهاى مادى و رسيدن به لذايذ جسمانى باقى نماند، بلكه از نظر قرآن، مطلوب آن است كه همه تلاش هاى انسان از جمله خوردن، آشاميدن و درك لذايذ جنسى به قصد توان پيدا كردن و آماده شدن براى انجام وظايف فردى و اجتماعى و قدرت يافتن شخص براى عبادت و بندگى خداوند متعال و خدمت به ديگران براى رسيدن به مقام قرب الهى باشد. در اين صورت، همه تلاش ها و اعمال او عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتايج ظاهرى و مادى، داراى پاداش اخروى نيز خواهد بود. اين همان انگيزه مطلوبى است كه با تربيت اسلامى و بالا رفتن سطح معرفت و بينش، بايد افراد به آن دست يابند و اين چنين اسلام به زندگى مادى و حتى لذايذ جنسى انسان رنگ الهى مى بخشد و او را از دايره تنگ ماديات رهانيده و به مقام شايسته انسانى خود رهنمون مى سازد.33
قرآن كريم با كوتاه ترين و رساترين بيان، اين موضوع را در يك سطح كلى و عام متذكر گرديده است: "صبغة الله و من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ " (بقره: 138); رنگ خدايى; و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى كنيم.
پيامبرگرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) به ابوذر غفارى مى فرمايد: "شايسته است كه در انجام هر كارى، حتى خوابيدن و خوردن، انگيزه الهى داشته باشى. "34
ب. انگيزه منفى
از نظر قرآن، بسنده كردن به حيات دنيا و صرفاً براى تأمين نيازهاى مادى و درك لذايذ و منافع آن تلاش كردن مذموم است; زيرا مقام انسان برتر از آن است كه تمام همّت و هدفش را سير كردن خود و اشباع غرايز حيوانى و دست يابى به مقام و شهرت قرار دهد و از كمالات معنوى و فضايل اخلاقى و مقامى، كه انسان به عنوان برترين مخلوقات و خليفه خدا در روى زمين با اراده و اختيار خود مى تواند به آن برسد، باز ماند. آياتى از قرآن كريم بر اين مطلب دلالت دارند كه اگر همّت انسان فقط دنيا باشد و براى رسيدن به آن تلاش كند، به نتيجه سعى خود مى رسد، ولى در آخرت بهره اى نخواهد داشت.35 در اين صورت، مصرف كالاها و استفاده از خدمات توسط افراد بشر جهت انسانى خود را از دست داده، همانند مصرف چهارپايان مى گردد و اگر اين مصرف بدون اعتقاد به اصول و مبانى ارزشى و اعتقادى اسلامى باشد، حتى از مصرف و زندگى چهارپايان نيز پست تر است. از اين رو، بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى، اگر با كفر همراه باشد، از نظر قرآن نه تنها مذموم، بلكه محكوم است و سرانجام آن عذاب الهى خواهد بود.
حاصل آن كه برخوردارى از نعمت ها، كه نتيجه مصرف است، بايد جهت صحيح داشته باشد و اگر جهت صحيح و منطقى نداشته باشد، جامعه مشخصات و ويژگى هاى انسانى خود را از دست مى دهد و اين مطلب در سايه ايمان و داشتن انگيزه صحيح و عقلايى تحقق مى يابد. بر اين اساس، ريا و خودنمايى يكى از انگيزه هاى منفى براى مصرف قلمداد مى گردد و در قرآن كريم از "مُترفين " (افراد خوشگذران، عيّاش، سرمست رفاه و نعمت و غافل از ياد خدا) و مستكبران به عنوان كسانى كه داراى چنين انگيزه اى در مصرف هستند (قصد ريا، خودنمايى و فخرفروشى به ديگران دارند) ياد شده است.
* فيلمها و برنامههايي كه مخاطب را مجذوب خواستههاي غلط و انحرافي ميسازد يا به بيبند و باري، سرگرمي و عادتهاي سالم و مهلك يا به اسراف سوق ميدهد و در رفتار و پوشش و معاشرت، مقلد بيگانگان بار ميآورد، لطمهاي است كه به آساني قابل جبران نيست وزر و وبال آن گريبانگير همه خواهد شد و نتايج آن در ديوان الهي مورد محاسبه است.
* صدا و سيما و روزنامهها نبايد همواره براي جوان الگوي يك جوان اشرافي بي درد تن به راحت دادهاي عياش را مطرح كنند.
* اشرافيگري دو عيب دارد؛ عيب اول، «اسراف» است؛ اما عيب دوم بدتر است؛ اين است كه «فرهنگ سازي» ميكند، در اين زمينه تلويزيون بسيار نقش دارد.
* در كنار دامن زدن به دغدغه عدالت اجتماعي و رسيدگي به فقرا، زندگي اشرافي و تجملاتي را تخريب كنيد تا نطقه منفي به حساب آيد؛ زندگي تجملاتي نبايد به هيچ وجه ترويج شود.
* بايد آهنگ كلي برنامههاي صدا و سيما يكي باشد و در بين آنها تناقض ديده نشود؛ گاهي ممكن است پيامهاي متناقض بدهيد؛ مثلاً درباره عدالت اجتماعي برنامه خوبي توليد ميكنيد؛ اما در يك برنامه ديگر، عدالت اجتماعي را نقض كنيد!
* تبليغات رسانهاي پر رنگ كه مردم را به مصرف گرايي سوق ميدهد، با برنامهاي كه مصرفگرايي را تقبيح ميكند، عملاً در تناقض است.
* ما به «فقير» بايد عزت نفس و حس مناعت بدهيم و به «غني» كمك به فقير را بياموزيم. به هر حال در كل جامعه، نبايد از زندگي اشرافي و تجملاتي الگوسازي كنيم.
* به فضاي همدردي با فقيران دامن بزنيد؛ دغدغه عدالت را در ذهن مردم دامن بزنيد؛ البته سعي شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انساني آنها از بين نرود.
* در مقوله عدالت اجتماعي فيلمها و سريالهايي ساخته ميشود كه غالباً خانههاي مورد استفاده اين فيلمها اشرافي است! آيا وضع زندگي مردم اينطوري است؟ زندگي را لزوماً نبايد اشرافي و متجملانه معرفي كرد.
* دستگاههاي مسئول دولتي و دستگاههاي تبليغاتي و فرهنگي ـ بويژه صدا و سيما ـ نبايد مردم را به اسراف و تجمل و مصرف گرايي سوق دهند؛ بلكه به سمت قناعت سوق دهند.
* بعضي از مطبوعات نبايد طوري حرف بزنند كه جوان خيال كند همه هدف انسان، بدست آوردن يك مشت پول است. اگر توانست يك گواهي علمي براي خودش فراهم كند، وسيلهاي براي پول درآوردن در دستش هست؛ پول ارزش و هدف نيست؛ پول يك وسيله براي گذراندن زندگي است.
* (مطبوعات) براي جوان، الگو را يك الگوي غلط قرار ندهند تا احساس نكند كه بجاي استعداد و ابتكار و كسب علم و تخصص، بايد سراغ پول رفت! از جوان ميپرسيم: چرا درس نميخواني؟ ميگويد: پدرم آنقدر ثروت دارد كه به درس خواندن احتياج ندارم!