رعايت تعادل و انصاف در تمام شئون زندگي سفارش میشود و مهم ترين دغدغه يك مسلمان را "بودن " مي داند نه "داشتن ". مسلمان واقعي با تفكر در خويشتن خويش، از تعلّق هاي زائد دنيوي گسسته و به سوي باغ ملكوت پر مي كشد چرا كه از آن جاست و بدان-جا باز ميگردد. با اين همه، اسلام هيچ گاه مسلمانان را در استفاده از مواهب دنيوي منع نكرده است و هميشه آنها را دعوت به فعاليتهاي اقتصادي صحيح و مثمر ثمر نموده است چرا كه اقتصاد صحيح و پويا، امكانات وسيعي براي رشد ساير استعدادهاي انساني فراهم ميسازد و نداشتن نظام اقتصادي درست و عدم كارآيي آن، باعث اختلال در امكانات رشد و شكوفايي ديگر بخشهاي زندگي انسان ميشود و آنطور كه شايسته و لازم است، به آرزوها و آرمانهاي مطلوب نخواهيم رسيد.
شكل و سطح مصرف كنندگان كالا و خدمات (افراد، خانوارها، بنگاهها، دولت و...) تحتتأثير استاندارد مصرف، درآمد، موقعيت اجتماعي و از همه مهمتر، اعتقادات و مباني فكري فرد يا جامعه تغيير ميكند.
در جهان پيش رفته امروز، وجود قوانين و تصميمهاي صحيح اقتصادي، ميتواند سرنوشت و آينده يك جامعه را تحت تأثير قرار دهد تا جايي كه گسترش تكامل معنوي يك جامعه و فراهم نمودن زمينههاي انديشه توحيدي و دفاع از كيان جامعه اسلامي و مبارزه با مفاسد اخلاقي و تأمين بهداشت همگاني، منوط به اقتصاد سالم است.
اقتصاد جوامع انساني بر سه پايه؛ توليد و توزيع و مصرف استوار است. در دين مبين اسلام، داشتن برنامه صحيح اقتصادي در امور زندگي، از نشانه هاي انسان هاي پرهيزكار و با ايمان است. تدوين قوانين و مقررات جامع و تصميمگيريهاي درست اقتصادي، تضمينكننده آينده كشورهاي در حال توسعه و مستقل است.
هدايت و كنترل مصرف و شناخت انواع مصرف و الگو مي تواند علاوه بر به كارگيري نيروهاي خلاق و هوش مند، عاملي در خودكفايي ايران اسلامي باشد.
آسيبشناسي الگوي مصرف، شناخت رابطه آن با درآمد ملّي، دوري از مصرفگرايي غربگونه و تجملاتي، شناخت قاچاق و زيانهاي آن بر جامعه، اثرات مصرف كالاهاي خارجي و عدم استفاده از اجناس و توليدات داخلي، بيان الگوهاي مصرف و رياضت اقتصادي، مبارزه دقيق و حساب شده با قاچاق كالا و ارز، تدوين مقررات دقيق گمركي و مالياتي و... رعايت اين نكات ما را در ساخت ايراني آباد و آزاد، يار و ياور خواهد بود.
مصرفكنندگان بر اساس اعتقادات و بينش، تا حدّ امكان بايد از كالاهاي خارجي به ويژه غربي كم تر استفاده كنند و توليدكنندگان با رعايت نكات دقيق استاندارد در توليد، و رسانه هاي گروهي در عدم تبليغ اجناس خارجي، و شهروندان در تحريم كالاهاي غيرضروري و لوكس و...، موجبات رشد و شكوفايي اقتصاد نوپاي اسلامي و داشتن آينده اي درخشان در تمامي عرصه ها را در سطح جهاني فراهم نمايند.
همانطور كه بيان شد، مصرفگرايي سبب شكاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شكاف طبقاتي كه منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و درآمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيه مصرفگرايي رواج و گسترش سريعتري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع كسب درآمد، عامل اساسي براي روحيه مصرفگرايي خواهد بود. بدين صورت درآمدهاي كلان كه از طريق كسب رانتهاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين كه از طريق توليد حاصل نميشود، روحيه مصرف-گرايي را نيز سريعتر رواج ميدهد. بنابراين هرگاه دگرگونيهاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، كم تر باشد، امكان ايجاد اين رانت كم تر بوده و در نتيجه كسب ثروتهاي بيحساب و بادآورده مشكلتر شده و لاجرم از تجملات و لوكسگرايي كاسته خواهد شد. از طرفي تكنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق كرده است. نظام سرمايهداري بدون مصرف گرايي قادر به ادامه حيات نخواهد بود، لذا جست و جوي بازارهاي مصرف در كشورهاي ديگر را در دستور كار قرار داده است. بخشي از وظائف حاكميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعي است و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در كتب درسي يا فيلمها و سريالهاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيه تجملگرايي و مصرفگرايي توسط طبقه دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است. حضور فعال بخشهاي دلال و واسطه گر اقتصادي در جامعه ما، شرايطي به وجود آورده است كه حتّي نظام اقتصادي را در مقابله با مفاسدي نظير سرمايه گذاريهاي غير توليدي، با مشكل مواجه كرده است. در اين صورت اگر سيستم بتواند سمت و سوي توليد جامعه را تعيين كند و جامعه نيز از تحرك طبقاتي بازماند، قاعدتاً ميتوان انتظار داشت كه الگوي مصرف در جامعه تصحيح شود و با توليد بالقوه منطبق گردد.
يكي ديگر از راههاي برونرفت از اسراف، دوري خواص و شخصيتهاي مهم جامعه از زندگي اشرافي و تجملي است؛ زيرا شيوه زندگي آنان بر ديگران تأثير ميگذارد. هنگامي كه براي رسول خدا(ص) نوشيدني بسيار گوارايي آوردند، فرمودند: "آن را از من دور سازيد كه اين نوشيدني مترفان است ".
اتخاذ الگوى صحيح و منطقى در مصرف ،آثار فردى و اجتماعى فراوانى به دنبال دارد; زيرا در سطح كلان، تا امكانات يك جامعه با نيازها و خواست هاى افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، كسب استقلال اقتصادى و دست يابى به عزّت و سرافرازى ممكن نمى گردد و در سطح فردى، بدون اجتناب از مصارف غيرضرور و تجمّلى و تقدير معيشت به معناى متوازن نمودن درآمدها و هزينه ها آرامش روحى و روانى، كه شرط اصلى رفاه مادى است، به وجود نمى آيد. جستوجوى الگوى مصرف متناسب خانوار به معناى تهيه نسخه اى عام براى همه نيست، بلكه آشنايى با معيارها، فرضيه ها و رفتارهاى بخردانه اى در مصرف است كه خانواده در پرتو آن بهتر مى تواند بر مسائل و مشكلات مالى خويش غلبه كند و هزينه ها را تا حد ممكن به امكانات نزديك نموده، از فشارهاى روانى وارد بر خانواده از نظر ساعات كار و احساس محروميت و خفّت و شكست بكاهد
شناخت كالاهاى مباح و ممنوع
يكى از لوازم به كارگيرى الگوى معقول و منطقى براى انجام هر كارى ايجاد شناخت و بصيرت لازم نسبت به آن كار و حدود و موازين آن است. در اين ميان، رعايت برخى حدود و مقررّات، لازم و ضرورى اند و بعضى ديگر در درجه اهميت بعدى قرار دارند. بنابراين، شناخت اولويت ها و موارد مهم از حساسيت بالايى برخوردار بوده، نقش حياتى در دست يابى به هدف دارد. از اين رو، براى اتخاذ الگوى صحيح مصرف، ابتدا بايد مصرف كننده مسلمان كالاهاى مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معيار اباحه و تحريم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتى و با انگيزه اى قوى بتواند آن حدود و مقررات را به كار بندد. از اين رو، بررسى ديدگاه قرآن كريم در اين زمينه، يكى از مبانى نظرى مهم در بحث مى باشد.
برخى از آيات قرآن كريم معيار اباحه و جواز استفاده را "طيّب " بودن و معيار حرمت و ممنوعيت را "رجس " و "خبيث " بودن هر چيز قرار داده اند; مانند:
ـ "قل لا اَجِدُ فيما اوحِىَ الىّ محرّماً على طاعم يطعمه الاّ ان يكون ميتةً او دماً مسفوحاً او لحم خنزير فانّه رجسٌ... " (انعام: 145); بگو در آنچه بر من وحى شده، هيج غذاى حرامى نمى يابم; به جز اين كه مردار باشد، يا خونى كه (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوك كه اين ها همه پليدند...
ـ "و يُحلُّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث. " (اعراف: 157); خداوند بر افراد با ايمان چيزهاى پاكيزه را حلال و مباح قرار داد و چيزهاى پليد را ممنوع گردانيد.
ـ "كلوا من طيّبات ما رزقناكم " (طه: 81); از روزى هاى پاكيزه اى كه به شما داديم، بخوريد.3
"طيب " هر چيز لذيذى است كه طبع سالم انسانى از آن نفرت نداشته باشد، بلكه مورد علاقه افراد باشد. بنابراين، آنچه براى طبع سالم انسانى خوشايند باشد و آن را پاكيزه بداند، "طيّب " است.4 "طيّبات رزق " شامل انواع خواست هاى مطبوع و ملايم با طبع انسان مانند لباس، خوراك، مسكن، همسر و ساير نيازهاى انسان مى گردد.5 به دليل آن كه محتواى دعوت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)با فطرت سليم انسانى هماهنگ است، حلال و مباح گرديدن آنچه طبع سالم مى پسندد و حرام و ممنوع بودن چيزهاى پليد و تنفّرآميز در اين جهت قرار دارد.
با ركوردشكني در اتلاف انرژي با تاكيد مسوولان كشوري بر اصلاح الگوي مصرف در سال جديد اين موضوع با اهميت كه به فراموشي سپرده شده بود، جان تازهاي گرفت تا مديران با حساسيت ويژهاي در برنامههاي خود به آن توجه كنند.
به نظر ميرسد يكي از مهمترين راهكارهاي كنترل و كاهش مصرف انرژي در كنار روشهاي استفاده از سوختها و انرژيهاي جايگزين، اصلاح الگوي مصرف باشد؛ به نحوي كه اين عنوان ساده شايد با پيچيدگيهايي روبهرو باشد كه براحتي محقق نشود؛ اما بيشك توجه در سطح كلان به اين موضوع ميتواند گرهگشاي بخشي از مشكلات مصرف انرژي در كشور بويژه در سطح شهري و صنعتي باشد. خوشبختانه توان علمي و كارشناسي براي تحقق اين شعار در كشور وجود دارد و بايد ديد براي اجراي اين مبحث در عمل چقدر كارآمد و اثرگذار برنامهريزي خواهد شد.
تعاملات موجود ميان انسان و محيط زيست، سازمانها و نهادهاي اجتماعي را به سوي برنامهريزيهاي سازگار با محيط زيست سوق داده است؛ زيرا تاكنون آشكار شده است كه توسعه بدون برنامهريزي ميسر نخواهد بود و هر قدر برنامهريزي بيشتر مبتني بر واقعيتهاي عيني و توانهاي بالقوه طبيعي باشد، حصول به اهداف ازپيشتعيينشده آن ممكنتر ميشود.
بر همين اساس و در راستاي برنامهريزي هدفمند براي حفاظت از محيط زيست، مديريت صحيح و نظارت بر عملكرد دستگاههاي اجرايي، تدوين الگويي مناسب مصرف ضروري به نظر ميرسد.
عميد مرندي، عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران در اين رابطه ميگويد: براي تدوين الگوي مناسب مصرف و قابل اجرا بهترين راهكار رجوع به تجربيات، عملكردها و دستورالعملهايي است كه تاكنون مورد استفاده بوده و راهحلهاي كليدي از آنها سرچشمه ميگيرند، به طوري كه مديريت محيط زيستي در اجراي موثر وظايف خود، متكي به برخي اصول علمي و روشهاي كاربردي است كه از طريق آنها ميتواند به اهداف عالي اصلاح الگوي مصرف نائل آيد.
وي با اشاره به اينكه مديريت محيط زيستي موثر در راستاي اصلاح الگوي مصرف، به كسب و كار و تجارت معنا ميبخشد، ميافزايد: سازمانهاي موفق و كارآمد هماكنون مديريت محيط زيستي را جدي گرفتهاند و همسو با اصلاح الگوي مصرف بويژه در بخش انرژي كه از چالشهاي اساسي كشور است، به نحوي عكسالعمل نشان ميدهند كه آينده خود و عوامل وابسته به خود را تضمين ميكنند.
وي تاكيد ميكند: بايد توجه كرد كه فشارهاي محيط زيستي و واقعيتهاي عيني از طريق قانون، پيشرفتهاي فني و تغييرات بازار و حتي مصرفكنندگان اعمال ميشوند، به نحوي كه انتخاب براي بخش صنعت جز حركت در مسير جهاني ميسر نخواهد بود.
به اين ترتيب، كارشناسان براي اصلاح الگوي مصرف تاكيد ميكنند كه براي اعمال مديريت محيط زيست بايد فاكتورهاي گوناگوني را در نظر گرفت و با اصلاح روشهاي مصرف يا استفاده از آنها به سرمنزل مقصود رسيد.
استفاده از نعمت هاى الهى در حدى كه انسان بتواند حيات و سلامتى خود را حفظ كند و با نشاط كامل به انجام وظايف فردى و اجتماعى اش بپردازد، نه تنها امرى مطلوب، بلكه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتى بر بهبود كيفى حيات و زندگى و آراستگى ظاهر افراد تأكيد و عنايت دارد وتظاهر به فقر و فلاكت همراه با ژوليدگى را نكوهش مى كند. قرآن كريم در آيات متعددى به استفاده از نعمت هاى الهى با عناوينى همچون "رزق الهى " و "طيّبات " و "زينت " فرمان داده است. قرآن كتابى است انسان ساز و سعى دارد ضمن ترغيب انسان به استفاده و بهره بردارى از امكانات مادى و نعمت هاى خدادادى، انگيزه شكرگزارى و سپاس را در وجود انسان تقويت كند و حدود و مقرراتى نيز براى استفاده صحيح و معقول بيان نموده است.
در اين جا برخى از آيات مربوط به بحث، با توضيح كوتاهى مطرح مى گردند:
ـ "فكلوا ممّا رزقكم اللّهُ حلالا طيّباً واشكروا نعمة اللّه ان كنتم ايّاه تعبدون. " (نحل: 114); پس از نعمت هاى حلال و پاكيزه اى كه خداوند روزيتان كرده است، بخوريد و اگر فقط خدا را مى پرستيد، سپاسگزار نعمت هاى او باشد.
ـ "يا ايُّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما احلَّ اللّهُ لكم. " (مائده: 87); اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند بر شما حلال كرده است، برخود حرام نكنيد.
ـ "يا بنى آدم خذوا زينتكم عندَ كلِّ مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين قل مَن حرّم زينةَ الله الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق. " (اعراف: 31 و 32); اى فرزندان آدم، زينت هاى خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهى (مسجدى) برگيريد و بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد. خداوند متعال اسراف كنندگان را دوست ندارد. (اى پيامبر) بگو چه كسى زينت ها و روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند براى بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانيده است؟!
هر چيزى كه از انسان عيب پوشى كند وموجب آراستگى او باشد، "زينت " است; مانند كمالات اخلاقى و يا انواع لباس ها و آرايش هايى كه موجب جلب نظر ديگران شود و نفرت را بزدايد. بنابراين، لباس هاى كهنه، موهاى ژوليده، بدن كثيف، آلودگى و بى نظمى در منزل يا محيط كار نمونه هايى از عوامل نفرت زا هستند كه خداوند متعال آن ها را براى يك انسان، به ويژه براى افراد با ايمان، نمى پسندد. از اين رو، زيبايى و آراستگى را محبوب فطرى انسان قرار داده و او را اجتماعى آفريده و نحوه آراستن خويش را به او الهام كرده است تا هم مورد رغبت ديگران باشد و هم با برقرارى روابط اجتماعى، نيازهاى روحى و مادى جامعه تأمين گردند.6
بنابراين، چيزهاى مطبوع را خداوند براى همه انسان ها، به ويژه بندگان صالحش، آفريده است و اين طرز تفكّر، كه تلاش براى به دست آوردن امكانات مادى ممكن است با انحرافات و آلودگى هايى همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا كه ممكن است افراد باايمان از نعمت هاى دنيوى استفاده نكنند، از نظر اسلام قابل قبول نيست.
.
.
.
قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر "روشنگري " از ديگر قرون متمايز ميشود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعار
lesse faire
( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده ميشوند، بايستي ارزيابي ميشدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوستهاي وخيم در مقابل فرآوردههاي نوين مقاومت نشان ميداد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنتها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور ميكردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شخصيت سناسي كمك ميگرفت، انجام ميشد. در اينجا يكي از مسائلي كه باعث "بحران هويت " ميشد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشهها، عرفها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال ميبرد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل كالاهاي مصرفي در ميآورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نميشد. كار هنگاهي مصيبتبارتر ميشد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان ميدهد .
الگوهاي مصرف را نميتوان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت ميشود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعيشان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعهاي كه فرد در آن زندگي ميكند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا ميبخشد . لذا حوزه مصرف، حوزهاي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگياند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مييابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي ، در واقع معرف افراد،يا به معناي صحيحتر تمايز بين افراد ميشود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقهبندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت ، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نميشود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند . آرزوها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده ميشوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرفكنندگان از خود ، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مييابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل ميشود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزهها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مييابد، چه در واقع آنچه فرد ميكوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .
انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف "من " و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآوردهها ، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد ، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد ، سازگار و متناسب باشد .
پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين ميكنند بيان يك روش خاص جامعهپذيري است . اين شيوه جامعهپذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت ميكند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه ميگيرد . الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد ، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت . در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين "سنت و تجدد "نيز پديدار ميگردد . معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني ، آمال و نيازها و قالب ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پيدارد. در اين چهارچوب ، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل ميدهد ، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مييابد . واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايستهاي مطلب را ادا ميكند، "انسان منفعل و ساكت مانده و ميگذارد اشياء وسيلهساز ايجاد فرهنگ او ، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند . "
در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ ميكنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگپذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.
امروزه عوامل متعددي مانند رسانههاي جمعي و تبليغات فراگير و تودهاي سبب شده است نيازهاي كاذب در جامعه نمودار شود و افزايش يابد. در چنين شرايطى، استفاده از مدهاي لباس، اجناس لوكس و حتي افكار و عقايد مختلف به نحو فزايندهاي بروز ميكنند.
يكي از صاحبنظران ميگويد كه امروزه فرهنگ تودهاى، عوامگونه، مصرفگرا، غير خلّاق و منفعل است. بايد توجه كرد كه ادامه اين روند، عواقب خطرناكي را در پي خواهد داشت كه وابستگي فرهنگى، اقتصادي و بحران هويت از جمله اين پيآمدهاي شوم است.
الف) وابستگي اقتصادى
پس از انقلاب صنعتي و نياز روزافزون صنايع غرب به مواد اوليه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق ديگر انسانها، تسلط بر سرزمينهاي ديگر را در برنامه خويش قرار دادند و با استفاده از طرحهاي كارشناسي دقيق، كنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدين ترتيب، سيل مواد اوليه از شرق به غرب سرازير شد و در نتيجه، غرب به پيشرفتي بينظير دست يافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت.
در اين جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع كشورهاي جهان سوم بسنده نكردند، بلكه با تحميل سياست تكمحصولى، اقتصاد اين كشور را به نابودي كشاندند و هر يك از سرزمينهاي غرب را به صورت انبار ارزان يكي از محصولات مورد نياز خود درآوردند. به اين ترتيب، برزيل، انبار قهوه؛ آرژانتين، انبار گوشت و پشم؛ كشورهاي نفتخيز ،انبار انرژي و بوليوى، گنجينه قلع شد. اينها از نظام سلطه غرب، اختاپوسي هزارپا پديد آورد كه با حرص و طمع به بلعيدن منابع جهان مشغول است.
از ديگر سو، سردمداران غرب، فرهنگ مولّد و پوياي جوامع را به فرهنگي نامتحرك و مصرفي تبديل كردهاند. آنان ميكوشند با تبليغات فرهنگى، مصنوعات خود را جايگزين كالاهاي محلي كنند و اينگونه القا ميكنند كه كالاهاي خارجي به علت مرغوبيت و بادوام بودن، براي ديگر جوامع مقرون به صرفهتر است.
ب) وابستگي فرهنگى
دوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است. اگر كشوري در پاسداري از فرهنگ خود كوشا نباشد، بدون ترديد افزون بر پذيرش سلطه فرهنگي بيگانگان، ناچار است سلطههاي سياسي و اقتصادي و نظامي آنان را نيز بپذيرد؛ زيرا فرهنگ، مايه شكوفايي ذهنهاي خلاق و مستعد است و در سايه فرهنگ زنده و پوياست كه افراد جامعه به رشد و استقلال سياسي اقتصادي ميرسند.
سرمايهداران غرب پس از سالها به اين نتيجه رسيدهاند كه مهمترين مانع توسعهطلبي آنها در ديگر كشورها، قدرت فرهنگي اين ملتهاست و تا زماني كه باورهاي مذهبي جامعهاي پايدار باشد، چپاول آن كشورها مشكل خواهد بود. بنابراين، تلاش كردند سلطه فرهنگي خود را پي بگيرند.
اگر سلطه فرهنگي گريبانگير جوانان كشور شود، احساس حقارت و پوچي و ناتواني در روح آنان ايجاد ميشود و آنها به اين باور دروغين ميرسند كه قدرت هيچ كار مهمي را ندارند يا تنها با استفاده از كالاها و مدهاي غربي ميتوانند به تشخّص و موفقيت برسند.
آنان كه از ناحيه فرهنگ اسلامي احساس خطر ميكنند، با پوچانگاري و نفي فرهنگهاي بومى، به گسترش فرهنگ مصرفي خود ميپردازند. آنان كالاهايي را صادر ميكنند كه افسونگري خاصي دارند. اين كالاها بر اثر تواناييهاي فنآورى، با جذابيت بالايي كه دارند، جوانان را مسخ ميكنند و به ذهن آنان چنين القا ميكنند كه چون صادركنندگان اين كالاها از قدرت علمي و فني بالايي برخوردار هستند، از نظر روابط اجتماعي و معنوي زندگي و رفتارهاي خانوادگي و غيره نيز بهترند.
بيشتر تهاجمهاي فرهنگي در جوامع ديني صورت ميگيرد؛ چرا كه عامل اصلي و محوري در جلوگيري از سودجويي و سوداگري و سلطهجويي دشمنان، دين و فرهنگ ديني است. دين اسلام كه حامي شخصيت و استقلال بشر است، به انسان اجازه نميدهد خود را در برابر ديگران ذليل كند.
دشمنان از حقارت برخي از افراد سوءاستفاده ميكنند و روح استقلالخواهي را با انبوه تبليغات از يك جامعه ميگيرند. آنان با بهرهگيري از اين افراد، بازار مصرفگران و كارگران ارزان را از بين جوانان براي خود فراهم ميآورند و با كمال تأسف، جوانان، اولين و بيشترين فريبخوردگان اين مسئله هستند.
ج) بحران هويت
گراهام اي فولر، معاون پيشين شوراي اطلاعاتي امنيت ملي در سازمان سيا ميگويد: "اسلام و نهضتهاي اسلامي در زمان ما، منبع كليدي كسب هويت را براي اقوامي فراهم ميآورند كه قصد دارند همبستگي اجتماعي خود را در مقابله با تهاجم فرهنگي غرب تقويت كنند.
براساس اين برداشت، چندي پيش مؤسسه امور امنيت ملي يهوديان در واشنگتن در كنفرانسي به صراحت اعلام كرد: "بايد هويت ديني مسلمانان را از آنان بگيريم ".
فقر شخصيتى، مهمترين آسيب اجتماعي امروز ايران است كه مظاهر آن در جامعه ديده ميشود. الگوهاي رسمي تبليغشده در سالهاي گذشته، با نيازهاي جوانان و ويژگيهاي جامعه مطلوب تضاد اساسي دارد.
جوان امروز ايراني در سرگشتگي و حيراني براي خود هويتي نمييابد، بهويژه آنكه هيچ بينش و محتوايي در زندگي خود ندارد. در چنين شرايطى، با اينكه يك جوان مدرن از انواع مدها و وسايل لوكس بهرهمند است، اما هيچ فضيلت و رشدي پيدا نكرده است.
دوست من! سرزمين ايران، سرزمين زيباييهاست و مردم آن، از فرهنگي عميق و ريشهدار برخوردارند كه از دين اسلام و تاريخ كهن پيشينيان سرچشمه ميگيرد. چنين مردمي نبايد به هر شكل و ظاهر فريبندهاي دل ببندند و كوركورانه از ديگران پيروي كنند.
هر فردي متناسب با موقعيت اجتماعي، ميزان درآمد و همچنين با عنايت به نيازهاي حال و آينده خود، خانواده و جامعه مرجع، الگوي مصرف خود را تبيين و ترسيم مي نمايد. خويشتن داري يا قناعت به ميزان لازم با لحاظ آينده اساس نظام الگوي مصرف در جامعه اسلامي قلمداد مي شود
- ميانه روي در مصرف نشانه بالا بودن ضريب عقل معاش
ميانه روي، يعني به اندازه و نياز مصرف كردن است. عنصر عقل و بصيرت داراي برجسته ترين نقش در شناسايي نيازها و چگونگي پاسخ به آنها و همچنين كنترل مصرف مي باشد. در فقه اسلامي از خرد و عقلانيتي كه ميزان مصرف و كارآمدي اقتصادي فرد و جامعه را هدايت و اداره مي كند به «عقل معاش» ياد شده است. لذا ميانه روي نسبت مستقيم با عقلانيت انسان دارد. در ضمن ميانه روي در موقعيت برخورداري و دارندگي افراد از زيبايي و اهميت بيشتري برخوردار است. در همين خصوص رسول اكرم(ص) فرموده اند:
الاقتصاد في النفقه نصف المعيشه
ميانه روي در خرج يك نيمه معيشت است16.
ما أحسن القصد في الغني
چه زيباست ميانه روي در هنگامه بي نيازي17.
ما عال امرؤ اقتصد
هركه ميانه روي كند فقير نشود18.
- كار مشروع و توأم با زحمت و تلاش پشتوانه مصرف صحيح
كسب و كار حلال و فعاليت مشروع توأم با تلاش جسمي و عقلي از جمله عوامل ميانه روي و اصلاح الگوي مصرف مي باشد. پيامبرخاتم(ص) در اين زمينه خطاب به جامعه بشري مي فرمايند.
رحم الله امرأ اكتسب طيبا و انفق قصدا و قدم فضلا ليوم فقره و حاجته
خدا عاقبت به خير نمايد آنكه به حلال كسب نمايد و با اعتدال خرج كند و مازاد آنرا براي روز تنگ دستي و نياز سرمايه گذاري كند19.
لاخير في مال لايزراء منه جسد و لاينال منه
در مالي كه آفت به آن نرسد و تني كه رنج نبيند سودي نيست. 20
- قناعت و خويشتن داري در بهره وري اساس نظام مندي الگوي مصرف
هر فردي متناسب با موقعيت اجتماعي، ميزان درآمد و همچنين با عنايت به نيازهاي حال و آينده خود، خانواده و جامعه مرجع، الگوي مصرف خود را تبيين و ترسيم مي نمايد. خويشتن داري يا قناعت به ميزان لازم با لحاظ آينده اساس نظام الگوي مصرف در جامعه اسلامي قلمداد مي شود و رسول اكرم(ص) در اين زمينه فرموده اند:
القناعه مال لاينفد
قناعت سرمايه اي است كه پايان نمي پذيرد21.
السابق و المقتصد يدخلان الجنه بغير حساب
فرد پيشرو و آينده نگر و نيز فرد ميانه رو بدون محاسبه وارد بهشت مي شوند22.
- بهره وري درست از درآمدها و لزوم تأثير آنها در زندگي انسان با هدف معرفي الگوي صحيح مصرف
در نظام اقتصاد كلان بيشترين اتلاف منابع در بخش بهره برداري و توليد است. دولت ها در صورت استفاده از تكنولوژي پيشرفته و منطبق با اصول و مباني علمي و صنعتي در حوزه استخراج و بهره برداري از منابع طبيعي و اقتصادي عمل كنند و نظام بهره برداري تابعي از سياست هاي كلان و برنامه چشم انداز درازمدت باشد مي توان به اصلاح الگوي مصرف اميدوار بود. در ضمن خداوند متعال وقتي نعمتي را به انسان داد مي خواهد اثر صحيح آنرا در قالب مصرف درست برجامعه نظاره گر باشد دراين خصوص حضرت محمد(ص) درسفارش به عموم انسان ها فرموده اند:
من أتاه الله خيراً فلير عليه
خدا به هركس نعمتي مي دهد مي خواهد اثر آن را برايشان ببيند. (22)
- بهره گيري از تمام استعدادها و توانمندي ها در راستاي نوآوري
براي رسيدن به نظام الگوي مصرف مطلوب بدون بهره گيري از انديشه هاي خلاق و استعداد افراد جامعه رسيدن به نظام الگوي برتر و مطلوب امكان پذير نخواهد بود. بايد به موازات تغيير و تحول درتكنولوژي و استاندارد توليد كالا و خدمات بايد روش هاي مناسب مصرف فرآورده هاي توليدي جديد طراحي و تنظيم گردد. نوآوري لزوماً فقط درحوزه توليد نيست بلكه در ميدان تدوين الگوي مصرف از اهميت مضاعفي برخوردار مي باشد. پيامبر رحمت(ص) در بيان اهميت اين موضوع فرموده اند.
افضل الناس رجل يعطي جهده
بهترين مردم آنست كه همه تلاش و كوشش خود را بكار بندد. (24)
- مديريت صحيح منابع و درآمدها بستر مهم دست يابي به الگوي مصرف
مديريت صحيح منابع از جمله عوامل موثر در شكل گيري نظام الگوي مصرف جامعه اسلامي مي باشد. مديريت تطبيق نيازها با ميزان و ظرفيت منابع و همچنين درك متقن از آينده و تحولات اقتصادي و رقابت هاي جهاني مي باشد. درهمين راستا رسول اكرم (ص) پيرامون نقش مديريت و تدبير در فرايند شكل گيري نظام الگوي مصرف فرموده اند.
التدبير نصف العيش
تدبير يك نيمه معيشت است. (25)
- اصلاح ساختارهاي زندگي و جامعه
گاهي اوقات دريك نظام اقتصادي دو عامل مهم برنامه و نيروي انساني ماهر وجود دارند اما ساختار نظام اقتصادي اعم از روش هاي توليد و استخراج منابع، خط توليد كارگاهها و كارخانه ها، قوانين و مقررات و همچنين فن آوري و تئوري هاي علمي مورد استفاده ناقص و فاقد كارآمدي مطلوب است. اين امر منجر به شكل گيري دگرديسي ناقص در فرايند توليد، توزيع و مصرف كالاها و خدمات مي شود، درهمين زمينه پيامبر اسلام(ص) فرموده اند.
من فقه الرجل أن يصلح معيشته
اصلاح ساختار معيشت از دانش مرد است. (26)
- آفت هاي نظام الگوي مصرف از ديدگاه نگاه درون ديني
- حرص و طمع، خودبيني و خويش محوري درمصرف كالاها وتوليدات اقتصادي بدون توجه به نيازهاي خود و جامعه و همچنين عدم توجه به آيندگان و سهم آنان درسرمايه هاي ملي از آفت نظام مصرف جامعه اسلامي است كه خود را در قالب آز و طمع در عرصه اقتصاد كشور پديدار ساخته است. رسول گرامي اسلام (ص) نيز در راستاي پيشگيري و واكسيناسيون پيكر جامعه اسلامي در برابر بيماري هاي اقتصادي به خطرات و پيامدهاي طمع و حرص اشاره و فرموده است:
اياكم و الشح فانما هلك من كان قبلكم بالشح
از حرص و آز بپرهيزيد كه پيشينيان شما در نتيجه حرص هلاك شدند. (27)
اياكم و الطمع فانه هو الفقر الحاضر
از طمع بپرهيزيد همانا كه آن تنگدستي آماده است28.
براساس اين احاديث احتكار، خريد بيش از اندازه و مازاد بر نياز همچنين عدم بهره گيري درست از امكانات منابع و ثروت ها به دليل هراس از آينده ازجمله مصاديق و مظاهر طمع در جامعه كنوني هستند كه در بخش تهيه اقلام و كالاهاي اساسي و موردمصرف روزانه بروز يافته است. متأسفانه دولت ها براي فرار از فشارهاي اقتصادي و كاهش نارضايتي مقطعي افكار عمومي اقدام به واردات بيش از حد برخي كالاهاي مصرفي مي نمايد و با برهم زدن نظام عرضه و تقاضاي داخلي سبب تشديد مشكلات كشاورزان، دامداران و كارگران صنايع غذايي مي شوند و درنتيجه به اختلال و نابساماني نظام مصرفي منجر مي گردد.
- تجمل و اضافه مصرف در جهت چشم و هم چشمي و فخرفروشي
همواره رقابت در ميدان مصرف بدون توجه به عواقب اجتماعي و نيازهاي نسل آينده و باهدف جلب نگاه ديگران و تشكيل گروه هاي مرجع منفي و همچنين تفاخر صاحبان زر و زور بر مستمندان و تحقير طبقات فرودست با خرج غيرمسئولانه ثروت و گسترش مظاهر فساد و منكر، نمايش قدرت و توان مالي، فرهنگ تجمل و تظاهر به مال به عنوان هدف نانوشته و ارزش ذاتي به افكار عمومي جامعه راه مي يابد. اين پديده ازجمله علايم بيماري اقتصادي جامعه است. حضر محمد ابن عبدالله(ص) در مذمت و نهي مسلمانان از اتخاذ چنين مشي خطرناك فرموده اند:
ما اخشي عليكم الفقر والكني اخشي عليكم التكاثر
از فقر براي شما بيمناك نيستم بلكه بيم دارم به كثرت اموال و دارايي ها تفاخر كنيد29.
- تقليد كوركورانه و الگوپذيري از رفاه زدگان
ازجمله آفات اجتماعي مخرب الگوپذيري از رفاه زدگان و بيگانگان در مسئله مصرف به ويژه در پوشش، خوراك و تهيه لوازم غيرضروري و جانبي زندگي است. در جوامع شرقي به دليل گسست فرهنگي، كم باوري به اعتقادات و باورها ديرينه اعم از مذهبي وملي، عدم پايبندي نسل جديد به هويت تاريخي ونيز كوتاهي دولت ها در تدوين نظام جامع صيانت از فرهنگ عمومي شاهد تجسم آن در پديده اي به نام تقليد كوركورانه يا به تعبير مرحوم جلال آل احمد «غربزدگي» در گرايش ها و رفتارهاي افراد جامعه اسلامي مي باشيم. خداوند متعال در قرآن كريم به دلايل شكل گيري پديده تقليد كوركورانه اشاره نموده و فرموده اند:
اذا اراد الله بقوم سوء جعل امرهم الي مترفيهم
هرگاه خداوند براي مردمي سرنوشت بد بخواهد كارشان رابه دست تجمل پرستان آنها مي سپارد.30
- سخت گيري هاي بي مورد در مصرف
زماني كه موضوع اصلاح الگوي مصرف در جامعه از سوي نخبگان و يا از منظر دين مطرح مي شود متأسفانه برخي آن را مترادف با نوعي سخت گيري و محروميت از نعمت هاي خدادادي و امكانات موجود در جامعه و زهد و نفي دنيا تصور كرده و حتي به تقابل با اين انديشه مي پردازند. درحالي مصرف صحيح يعني بهره برداري درست و متعادل و به اندازه نياز از منابع است. پس گشايش و مدارا در مصرف از سفارش هاي مهم دين مبين اسلام از زبان پيامبر مهربان آن است كه فرموده اند:
من فقه الرجل رفقه في معيشته
مدارا در معيشت و زندگي از دانش مرد است31.
- لازمه دست يابي به الگوي مصرف در بعد سياست گذاري كلان كشور
نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر.
نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر؟! لذا شايسته است نان هاي توليدي نيز از كيفيت و ارزش غذايي بالايي برخوردار باشند ولي آيا چنين است؟ 65درصد نان هاي توليدي در كشور از نوع مسطح (40درصد لواش و 25درصد تافتون) مي باشند كه به دليل نامرغوبي آرد، نواقص فرآيند پخت، نارضايتي نانوايان و تصميمات نادرست و سليقه اي برخي دست اندركاران عمدتا با افت كيفيت مواجه است. 60درصد نان هاي توليدي در كشور را سنگك تشكيل مي دهد كه هر چند تخمير چند ساعته را طي مي كنند ولي به دليل استفاده از آردهاي سبوس گيري شده (حدود 12درصد) و عدم استفاده از مخمر در تركيب خمير فاقد پوكي، ماندگاري و ارزش غذايي لازم است. 29% باقيمانده نيز 25درصد مربوط به بربري و 4درصد متعلق به نان هاي فانتزي يا حجيم مي باشد كه آنها نيز علي رغم رعايت تخمير كامل به دليل استفاده از آرد سفيد (حدود 18درصد سبوس گيري شده اند) و حذف فيبر و بخش زيادي از املاح (آهن- كلسيم- روي- منيزيم- فسفر و...) حياتي گندم در جريان آسياباني ارزش چنداني ندارد. كه براساس تحقيقات به عمل آمده مصرف مداوم آن در ابتلابه بيماري هاي غيرواگير به ويژه ديابت- چاقي- چربي خون و بيماري هاي قلبي- عروقي سهم به سزايي دارند. با توجه به آمار بالاي ضايعات نان هاي مسطح (لواش- تافتون- ماشيني) و افت كيفي نان هاي نيمه حجيم (بربري- سنگك) و استقبال كم از نان حجيم (فانتزي- باگت- فرانسوي و...)، طرحي ارائه نموديم كه تلفيقي است از الگوي نان هاي مسطح با حجيم و تركيبي است از آميزه هاي سنتي (تنورهاي گلي) با دستاوردهاي صنعتي (ماشين هاي صنعتي) و نه تنها با ذائقه و سليقه ملي همخواني دارد بلكه از دستاوردهاي علمي روز نيز جهت ارتقاء كيفي خود بهره گرفته است.
هدف اصلي طرح فوق بهينه سازي و اصلاح كيفي نان هاي سنتي مسطح مي باشد كه در حال حاضر 65درصد نان هاي سنتي را در بر مي گيرد. بيشترين توليد را دارد و كمترين كيفيت را. و روز به روز نيز سير قهقرائي دارد. به طوري كه رئيس پژوهشكده غله كشور مي گويد: مردم هر چه نان نخورند سالم ترند.
هدف اصلاح اين گروه از نان ها مي باشد كه شامل تافتون تنوري و ماشيني و لواش تنوري و ماشيني است و مهمترين معايبشان از نظر پژوهشكده غله عبارت است از:
كوتاهي زمان تخمير- كوتاهي زمان پخت- استفاده از جوش شيرين- ضعف بهداشتي- مصرف آرد سبوس گيري شده و... است و ما بايد راهي پيدا كنيم كه اين معايب برطرف شود و نظرات مقام معظم رهبري تامين گردد. و لذا پس از مطالعات ميداني و كتابخانه اي وسيع و تشخيص علل انحرافات، اقدامات لازم براي ايجاد اصلاحات را آغاز كرديم. كه ماحصل آن طرحي جامع- كاربردي- ساده- كم هزينه و قابل تعميم به همه كشور است.
اين طرح ابتدا به صورت آزمايشي در يكي از نانوايي هاي اصفهان به اجرا درآمد و پس از موفقيت و مواجهه با استقبال عمومي به صورت فراگير به اجرا گذاشته شد و در حال حاضر نيز توانسته الگوي پخت نان 300 واحد از نانوايي هاي استان اصفهان را اصلاح سازد. آغاز اين طرح با تجهيز يكي از نانوايي هاي سطح شهر شروع شد سپس پرسنل لازم براي اجراي آن گزينش و با شركت در يك دوره كلاس هاي فشرده آموزشي (حدود يك ماه) اطلاعات لازم جهت رعايت استانداردهاي علمي را فراگرفتند و با اصول و فنون نانوايي و چگونگي پخت نان با آرد سبوس دار آشنا شدند... و توانستند با حضور خود در ساير نانوائي هااهداف طرح را تحقق بخشند. به تدريج هريك از اين افراد به عنوان يك مربي اقدام به آموزش ديگران نمودند بطوريكه ظرف يك سال به كمك 10نفر نيروي خبره بيش از 100نفر جوان علاقه مند آموزش ديده و در سطح نانوائي هاي اصفهان تقسيم شدند كه روزبه روز در حال افزايش است و زمينه ساز تحقق تحول در حوزه نان استان را فراهم ساختند كه تسري آن به ساير شهرهاي كشورمان افق هاي روشني را در زمينه بهينه سازي نان هاي سنتي و پيشگيري از بيماري هاي غيرواگيري چون چاقي و ديابت فراهم مي سازد.
مزاياي نان هاي سبوس دار:
1-فيبر (سبوس) نان سبوس دار 3برابر نان سفيد است.
2-ارزش غذايي و املاح نان سبوس دار 2برابر نان سفيد است.
3-گلوكز بعد از غذا يا قند نان سبوس دار 50 ولي نان سفيد حدود 100است.
ساير مزاياي نان سبوس دار
1-كاهش قند و چربي خون 2-پيشگيري از سوءتغذيه 3-رسوب گيري از جداره هاي روده و معده 4-خنثي سازي مواد سرطان زا 5-جلوگيري از جذب اسيدهاي صفراوي 6-جلوگيري از يبوست
7-پيشگيري از ديابت 8-پيشگيري از پوكي استخوان 9-پيشگيري از كم خوني 10-پيشگيري از چاقي
براساس اعلان سازمان بهداشت جهاني: نياز روزانه انسان به فيبرحدود 30گرم است كه 15گرم آن بايستي از طريق مصرف حبوبات، سبزيجات و ميوه جات و 15گرم مابقي با مصرف نان هاي سبوس دار تامين گردد. لذا اگر هر ايراني روزانه 3 قرص نان سبوس دار مصرف نمايد (يعني 450گرم نان) ضمن تامين فيبر موردنياز بدنش سلامتي خود را نيز بيمه مي سازد و ديگر نيازي به دكتر و دارو و درمان نخواهيم داشت.
تبليغات در معناى وسيع آن، وسيلهاى براى ورود به عرصه افكار عمومى است و در تعريف آن گفته شده؛ تبليغات فعاليتى است براى دگرگون كردن عقايد عمومى از راه هاى غيرمستقيم و گاه پنهانى با وسايلى چون زبان، خط، تصوير، نمايش و... امروزه تبليغات از جمله عوامل مؤثر بر شكل گيري افكار عمومي است و نقش مهمي در زندگي روزمره پيدا كرده است. اين نقش تا جايي است كه جنبه هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و... را دربر مي گيرد و از ابزار تبليغات براي پيش برد امور در هر كدام از اين اركان استفاده مي شود و بيش تر براي تحت تأثير قراردادن اذهان و افكار عمومي و به منظور برجسته جلوه دادن نگرش هاي خاص در هر حوزه، مورد بهره برداري قرار مي گيرد.
تبليغات با توجه به سابقه آن كه قدمتي بسيار ديرينه دارد، همواره ابزار دست بشر براي ترويج و انتشار عقايد خود در حوزه هاي مختلف بوده است. عموماً تبليغات تا جايي پسنديده است كه مخلّ ارزش هاي مورد پذيرش عموم در حوزه هاي مختلف نباشد. اما در اين نوشته درصدد هستيم تنها به يك جنبه از تبليغات كه به عنوان ابزار فرهنگي در حوزه اقتصادي عمل مي نمايد و براي تبليغ محصولات و كالاهاي تجارتي بيش تر مورد استفاده قرار مي-گيرد، نظر داشته باشيم. به عبارت ديگر، منظور، تبليغات بازرگاني ارائه شده از صدا و سيماي جمهوري اسلامي است كه يكي از منابع عمده درآمد در اين دستگاه فرهنگي به حساب مي آيد.
يكي از وظايف مبلّغين در امر اصلاح الگوي مصرف و از بين بردن فاصلههاي طبقاتي، استفاده از انديشههاي ناب اسلامي در تدوين برنامههاي اقتصادي يا استناد به آيات و روايات، استنباط احكام فقهي در بُعد اقتصادي و تفسير صحيح آن با به كارگيري نيروهاي آگاه و انديش مند، تحقق اصل عدالت اجتماعي، كنترل و هدايت شيوههاي مصرف در جامعه، محدوديت در واردات كالاها و اشياء غيرضروري، اجراي اصول قانون اساسي در زمينه اقتصادي، توجه به كرامت انساني بر اساس اصل خليفه الهي و محور آفرينش و امانت داري الهي و... است كه ميتواند راه كارهايي در جهت پويايي و شكوفايي اقتصادي جامعه اسلامي باشد.
يك مبلّغ ديني براي ايجاد انگيزههاي مثبت و زدودن انگيزههاي منفي، اهرمهاي هدايت و ارشاد فراواني در اختيار دارد. با بيان قوانين جامع ديني و اجراي آن ميتواند از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمايد.
الگوي مصرف اسلامي بر پايه اصول مشخص و روشني استوار است كه با حركت از آنها به اصول خاص ميرسيم. اولين اصل اساسي و بديهي، اصل مسئوليت است. در اسلام، انسان در قبال آزادياش مسئوليت دارد و نميتواند خود را تافته جدا بافته تلقّي كند. در چارچوب اسلامي، زندگي و عمل انسان بايد از هر نظر با مفهوم گسترده "عدل " مطابق باشد. ضرورت اعتدال در مصرف، از اين رو بيش تر روشن ميشود كه بدانيم، انسان موجودي است با تمايلات انحرافي و خيالهاي باطل و سركش كه اگر مهار نشود او را از مرز بشريت و مسئوليتپذيري خارج و به موجودي خطرناك تبديل خواهد كرد.
يك مبلّغ ديني ميتواند الگوهاي قابل قبول و مطابق امكانات و شئون اسلامي در خصوص مصرف منابع به مخاطبان ارائه نمايد. بكارگيري آموزههاي ديني ميتواند عامل مؤثر در تغيير الگوي مصرف زائد و منتقد تأثيرات مخرّب عدم رعايت الگوي بهينه مصرف باشد. عالمان دين ميتوانند با تكيه بر آموزههاي ديني و الگوهاي برانگيزاننده، مردم را به محدود كردن اميال و عدم خريد كالاهاي خارجي تشويق نموده و به خريد كالاهاي داخلي بر اساس رعايت الگوي مصرف، ترغيب كنند. به عبارت ديگر، جهتگيري ارزشي، شروع مفيدي براي نقد ديني، از مصرفگرايي است.
توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.
درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
اينك با هم مطلب را ازنظر مي گذرانيم.
مهمترين عناصر تشكيل دهنده نظام الگوي مصرف درجامعه اسلامي عبارتند از:
¤ زمان
زمان و زمان شناسي الفباي برنامه ريزي براي رسيدن به هر هدفي مي باشد. اساس مديريت زمان بر اثربخشي اوقات بنا نهاده شده است.
آيا انديشيده ايد كه:
-چرا بعضي كارها درپاره اي از اوقات بهتر صورت مي پذيرد؟
-چرا بعضي فعاليت ها در زمان هاي ويژه بهتر نتيجه مي دهد؟
- چرا برخي از موقعيت هاي زماني در پيشرفت و جهش تمدني ملت ها موثرترند؟
نبايد فراموش كرد زمان درگذر است و موقعيت ها باستناد سخن سرشار از حكمت مولا علي(ع) چون ابر مي گذرد:
الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير
موقعيت ها چون ابر مي گذرند پس فرصت هاي نيك را غنيمت شماريد. 3
ژان ژاك روسو در كتاب قرارداد اجتماعي مي نويسد:«انسان آزاد آفريده شده ولي همه جا در رنجير بسر مي برد.» اين زنجيرها تا حدود زيادي توسط ما انسان ها به دليل عدم بهره گيري درست از زمان بافته شده است. انسان به جهت واپسگرايي، تنبلي، ترس، بي برنامه گي، راضي بودن به وضع موجود و عدم جست وجوي موقعيت مطلوب جهت رسيدن به وضع موعود يا آرماني اين زنجير را برگردن خويش مي افكند تحمل مي كند و عمر پربهاي خويش را نابود مي سازد.
ما ايراني ها به دليل پاره اي سنت ها، عرف ها و باورها در كشتن زمان مهارت فوق العاده داريم و شايد هرگز برايمان قابل تصور نيست كه مي توان از زمان موجود حتي تا دوبرابر ظرفيت واقعي اش استفاده كرد. نخستين گام بهره وري از زمان صحيح نگاه نسبت به آن است. سهراب سپهري گفته است:«جور ديگر بايد ديد چشم ها را بايد شست.» يا به قول آندره ژيد:«سعي كن عظمت درنگاه تو باشد نه در آنچه كه مي نگري»4
الف) ما درچه زمانه اي زندگي مي كنيم؟
ب) آيا زمان مرده قابل احيا است؟
ج) در حداقل مقدار زمان مفيد تا چه حدودي قادر به بهره گيري از امكانات و فرصت ها و منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشيم؟
د) آيا زمان مفيد براي هر فرد در طول عمر محدود يا بي نهايت مي باشد؟
عنصر زمان و استفاده از آن مي تواند بعنوان نخستين گام بسوي دست يابي به نقشه جامع الگوي مصرف صحيح و بهره گيري از منابع و ثروت ها باشد. همچنين برنامه در قالب زمان طرح و اجرا مي گردد. پس براي تهيه برنامه اجرايي الگوي مصرف درنگ نكنيم و هر فرصتي را غنيمت بشماريم.
¤ منابع و ثروت ها و سرمايه ها
1) منابع انساني
تربيت مديران باورمند به نظام اقتصادي و مصرفي برخاسته از متون ديني در ابعاد علمي و اخلاقي از جمله سرمايه هاي مهم در راستاي تلاش و فعاليت براي رسيدن به نظام مصرف مطلوب مي باشد. اين مديريت با انباشت تجربه در سطوح گوناگون اجرايي و همچنين با درك اهداف بلند و آرماني جامعه ضمن سياست گذاري و تصميم سازي مبتني بر عقلانيت و دورانديشي مي تواند در راهنمايي جامعه و ساماندهي الگوي مصرف و بهره وري صحيح از منابع مادي نقش آفريني كند. نبايد به دلايل سياسي حزبي و باندي دورنماي جامعه را ناديده انگاشت و مديران باتجربه كشور را كنار نهاد. چون نمونه بارز الگوي مصرف غيرمتوازن همان نفي عناصر باتجربه و اتلاف هزينه هاي صرف شده براي تجربه اندوزي مديران و در مقابل بكار گماشتن عناصر و نيروهاي فاقد تجربه در سطوح مديريت كشور مي باشد.
2) منابع مادي
وجود منابع متنوع و متكثر اقتصادي در هر كشور سبب تعدد منابع درآمدي يك جامعه و توانمندسازي آن در برابر بحران ها و چالش هاي اقتصادي مي گردد از سوي ديگر گستره گونه هاي منابع افق بهتري را در فراروي ملت ها خواهد گشود تا به تنوع توليد متناسب با نيازهاي اساسي و نيز استغنا از كمك ديگران و استقلال واقعي اقتصادي رهنمون شوند. كشور ما به لحاظ موقعيت جغرافيايي و عنايت خداوند متعال از جمله كشورهاي غني و برخوردار از منابع سرشار اقتصادي در ابعاد گوناگون مي باشد كه بايد آنها را در جهت ادامه حيات جامعه و بناي تمدن اسلامي در قالب نظام مصرفي برتر و مطلوب بكار گرفت.
3) منابع معنوي
عناصر معنوي در كنار سرمايه هاي مختلف سبب شكل گيري نيروي فرامادي در كنترل زياده خواهي و خودبيني در عرصه توليد و مصرف اقتصادي مي گردد. وقتي فرد دچار خودبيني مي شود به ديگران بويژه نسل هاي آينده و ساير همنوعان توجهي نمي كند پس در مصرف منابع و كالاها دچار زياده روي مي گردد. از طرفي زياده خواهي در قالب اسراف و تبذير به عنوان يك عامل هنجارشكن، نظام الگوي مصرف را دچار آفت و آسيب مي نمايد. اخلاق و فقه سرمايه هاي اساسي مسلمانان در ميدان فعاليت هاي اقتصادي و مصرفي هستند. بطوريكه در سالهاي گذشته تجار و حجره داران بازار در شهرهاي بزرگ همچون تهران، نجف اشرف، قم، اصفهان، حله و... خود را موظف به گذراندن يك دوره رسائل شيخ مرتضي انصاري (اعلي الله مقامه) در حوزه هاي علميه مي دانستند تا در دام شبهات و تخلفات اقتصادي نيافتند.
4) منابع علمي
در اين مؤلفه مي توان به عوامل مهمي به عنوان سرمايه ها و منابع علمي اشاره كرد نخست؛ قدرت توليد علم كه خود تضمين كننده نوآوري و خلق تكنولوژي برتر و عصري در راستاي يافتن شيوه ها و روش هاي درست بهره برداري از منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشند. ثانياً طبقه نخبگان و دانش پژوهان ثالثاً عقبه و پيشينه علمي يك جامعه بلحاظ تاريخي و داشتن سابقه تمدني، جامعه مسلمانان ايراني براي رسيدن به الگوي مصرف مناسب و متوازن در شرايط همسان با قافله كشورهاي توسعه يافته از تمامي اين امتيازات برخوردار است و بهانه اي براي عقب ماندن از ديگران در اين عرصه وجود ندارد. اما سياست دولت ها براي بكارگيري نيروهاي مجرب و دانش پژوه و دوري آنها از تنگ نظري و برخوردهاي حذفي مي تواند به اين فرايند سرعت بيشتري ببخشد.
¤ نيل به هدف
هر جامعه اي براي حفظ بقاي خود و نيز دست يابي به زندگي متعادل و متناسب با شرايط زمانه نيازمند «هدف گذاري» در ابعاد كلان و خرد مي باشد. انقلاب اسلامي با محتواي ايدئولوژيك و انساني خود اهداف جديدي را در فراروي ملت ايران نهاد كه اين اهداف تاثير عميقي بر باورها گرايش ها و رفتارهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنان نهاد كه بخشي از آن شامل موارد ذيل است:
1) پايه گذاري تمدن جديد براساس مباني ديني و نگاه توحيدي
2) رسيدن به رفاه نسبي و حياتي همراه با آسايش براي شهروندان
3) توجه به آخرت و ترسيم دنيايي پرطراوت و معنوي مرتبط با آخرتي سبز
اين اهداف مي تواند چشم انداز روشني در راستاي بهره وري درست از امكانات و ثروت ها براي شهروندان ترسيم نمايد. هر كدام از ما با داشتن تصوير دقيق از آينده و ظرفيت ها و فهم غايت زندگي، نظام مصرف فردي و اجتماعي خود را اصلاح و در چهارچوب اهداف كلان قرار دهيم.