عدهاى با تمسك به روايت پيامبر(ص) كه فرمودند: «ان المهدى من ولدالحسين و انه يخرج بالسيف و انه ابن سبية.
مهدى از فرزندان حسين(ع) است و او با شمشير بپا مىخيزد و مادرش بهترين كنيزان خواهد بود.»، زمانى كه زيد بن على بن حسين بن على بن ابىطالب قيام خود را عليه امويان آغاز كرد، گفتند: چون او از نسل حسين(ع) است و قيام به سيف عليه ظالمان كرده و از سويى فرزند اسير است، پس او مهدى موعود مىباشد.
- عمربن عبدالعزيز:
سعيدبن مسيب قائل به مهدويت وى شده است.(1) عمربن عبدالعزيز، هشتمين خليفه امويان بود، كه به مدت دو سال و 5 ماه خلافت كرد؛ يعنى از صفر سال 99 هـ تا رجب سال 101 هـ(2). روايت است كه وى توسط مروانيان مسموم و با زهر از پاى درآمد. نسب وى از طرف مادر به عمربن خطاب مىرسد؛ يعنى مادرش دختر عاصمبن خطاب بوده است(3) و برادرزاده عبدالملك مروان.
عمربن عبدالعزيز در مدينه ميان مسلمانان پارسا و آشنا به سنت اسلام تربيت شده بود. وى در مدت كوتاه خلافت خود كوشيد تا بدعتهايى را كه پيشينيان او نهاده بودند، منسوخ كند. البته خدمات او را بايد با توجه به اوضاع تاريخى بررسى كرد؛ كه آيا در واقع نيت او نسبت به اهل بيت(ع) خير بوده، يا نه؟ كه اين مقاله جاى بحث آن نيست.
سعيدبن مسيب در سال 94 هـ / 712م از دنيا رفته است.(4) وى از امام سجاد(ع) روايت نقل كرده و در محضر حضرت درس آموخته است(5). سعيدبن مسيب امام را والاترين فقيه زمان مىدانست و احترام خاصى براى او قائل بود.
منابع و مأخذ شيعه، سعيد را يكى از پيروان امام سجاد(ع) مىدانند؛ ولى اين موضوع نمىتواند درست باشد. در حقيقت گرچه سعيد احترام خاصى به امام سجاد(ع) مىگذاشت و يكى از دوستان صميمى آن حضرت نيز بود؛ ولى در مسائل حقوقى و شرعى نظريات مشتركى با آن حضرت نداشت؛ و حتى بعد از شهادت امام سجاد(ع) بر پيكر آن حضرت نماز نخواند.(6)
ادامه مطلب
[ سه شنبه 10 خرداد 1390 ] [ 3:01 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اما حقيقت اين بود كه آن تابوتها چيزي جز اسلحه و فشنگ نبود. اندكي پس از نماز صبح، جهيمان و دامادش در برابر نمازگزاران حاضر در مسجدالحرام برخاستند و خبر ظهور مهدي موعود [دروغين] و گريختن او از دست دشمنان خداوند و پناه بردن او به مسجدالحرام را دادند. «المهدي القحطاني»؛ محمد بن عبدالله قحطاني، در روز اول محرّم سال 1400 قمري، برابر با نوامبر 1979 م. خروج كرد و به همراه جهيمان ـ متّحد وي ـ مسجدالحرام را به اشغال درآوردند. جهيمان بن محمد بن سيف العتيبي، مدت 18 سال به عنوان كارمند در گارد ملي عربستان سعودي خدمت ميكرد. او در دانشگاه اسلامي مكة مكرمه در رشتة معارف ديني تحصيل كرده بود و پس از آن به دانشگاه اسلامي مدينة منوره رفت. جهيمان در مدينه با «محمد بن عبدالله القحطاني»، که از شاگردان «عبدالعزيز بن باز» ـ مفتي بزرگ عربستان ـ بود ديدار كرد. اندکي بعد روابط ميان آندو بسيار عميق و صميمي شد؛ به ويژه كه آنها در بسياري از ديدگاهها و ايدئولوژيهاي تندروانه بسيار نزديك به هم بودند. آن دو، حكومت و حتي افراد جامعه را نيز تكفير ميكردند و بسيار خشك مغز بودند. همين امر نيز باعث انزواي آنها از جامعه و رد كردن مظاهر مدنيّت و شهرنشيني از قبيل راديو، تلويزيون و نشريات شد. محمد القحطاني با خواهر جهيمان العتيبي ازدواج كرد و همين باعث نزديكي بيشتر آنها به هم گرديد. جهيمان و دامادش مخفيانه شروع به گسترش افكار و عقايد تندروانه خود در سطحي محدود در برخي مساجد كوچك مدينة منوره كردند. اين افكار و عقايد مورد قبول برخي قرار گرفت و بازتاب مثبتي در ميان آنها داشت. گروهي كه جهيمان آن را بنيانگذاري كرده بود، كم كم گسترش يافت تا اينكه شمار اعضاي آنها به هزاران نفر رسيد. جهيمان و گروهش از هيچ تلاشي براي مخالفت و دشمني با مقامات حاكم و مسئولان فروگذار نكردند زيرا از ديدگاه آنان، نظام حاكم بر اساس دين خداوند، حكم نميكرد و اين امر در نامههايي كه خود او يا برخي از پيروانش به رشتة نگارش در آوردهاند بسيار روشن است. در اين نامهها تفكرات و ديدگاههاي اين گروه در مورد حكومت و خلافت بيان شده است.
[ سه شنبه 10 خرداد 1390 ] [ 2:59 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
آغازگر و پایهگذار پدیدهی کابالا را باید "اسحاق کور" دانست که در قرن سیزدهم میلادی در بندر ناربون (Narbonne) در جنوب فرانسه میزیست. او برخی از نظرات عرفانی را بیان میداشت. مفهوم "عین صوف" ساختهی اوست. این مفهوم را که به معنای "لایتناهی" است، اسحاق به معنی خداوند به کار برد. این مطابق همان "معمار بزرگ کائنات" است که امروزه توسط فراماسونری به جای مفهوم خداوند به کار میرود. آقا و خانم دورسلی ساکن خانه ی شماره ی چهار خیابان پریوت درایو بودند. خانواده ی آنها بسیار معمولی و عادی بود و آنها از این بابت بسیار راضی و خوشنود بودند. این خانواده به هیچ وجه با امور مرموز واسرار آمیز سروکار نداشتند، زیرا سحر و جادو را امر مهمل و بیهوده ای می پنداشتند و علاقه ای به این گونه مسائل نداشتند."
[ سه شنبه 10 خرداد 1390 ] [ 2:55 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نگاهی به پیدایش و تطور عرفان در جوامع مسلمان نشان می دهد که آن چه نام عرفان را با خود به یدک می کشد، تنها آبشخور آن، دین نبوده است و ریشه پاره ای از آموزه های عارفانه را باید در آن سوی مرزهای دین جست و جو کرد. بررسی های تاریخی نشان می دهد که گاه آنچه تصوف و عرفانش خوانده اند؛ متاثر از فرهنگ های بیگانه بوده است. باطل زشت و كريه است و هیچ کس حاضر نیست آن را در آغوش گیرد؛ براي همين است كه براي جلب مخاطب و مشتري، گريز و گزيري ندارد از اينكه خودش را به انحاء اشكال ممكن بزك كند و بپيرايد. اين مهم را در سوره حجر و در آنجايي كه شيطان بر تزيين براي تحريف و اغوا تأكيد مي كند به شفاف ترين گونه ممكن شاهديم؛ آنجا كه گفت: قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ [1] (شيطان گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مىآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت).
[ سه شنبه 10 خرداد 1390 ] [ 2:53 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در آغاز قرن بيست و يكم ايالات متحده به لحاظ ديني، پلورالترين جامعهاي بود كه تا آن زمان وجود داشت. بيش از دو هزار گروه ديني بدوي مختلف (انشعابها)(2) در آمريكا وجود دارند كه متعلق به طيفهاي مختلف اديان جهانند. در طي قرون 19، تنوع دين،در وهلهي اول درون جامعه مسيحي بود؛ 16 كليساي مسيحي كه در بدو تشكيل اين ملت وجود داشت، صدسال بعد از تشكيل، بيش از 300 انشعاب جديد به وجود آورد. هرچه به پايان قرن 19 نزديك ميشويم، با اين امر روبه رو ميشويم كه همهي اديان اصلي جهان، مراكز اوليه و اصلي خود را به رسميت رساندهاند، هرچند نسبتاً كوچكند. از سال 1880 تا به امروز، دهه به دهه مرتباً تعداد اديان جديد در جامعهي آمريكا افزايش يافته است، هم انشعابهاي مسيحي و هم طيف وسيعي از بوديسم، هندو، مسلمان و حتي گروههاي يهودي. آهنگ رشد اديان جديد، چه در شرايط تشنج و چه در حالت آرامش نسبي جامعه، چه در شرايط تشنج و چه در حالت آرامش نسبي جامعه، چه در شرايط جنگ و چه در حال صلح، چه در وضعيت خوب اقتصادي و چه در وضعيت بد اقتصادي، كاهش نيافته است.{1}
[ سه شنبه 10 خرداد 1390 ] [ 2:49 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
عملي، جهت پاسخگوئي به تبليغات بهائيت در آلمان را احساس ميکردم." بدين منظور رومر کتاب خود تحت عنوان "بابيت و بهائيت، پژوهشي در تاريخ مذاهب اسلامي" را تأليف کرد. کتاب او "Die Babi- Behai, Eine studie zur religionsgeschichte des Islams" در واقع، رساله دکتراي او بود که در سال 1911 به دانشکده عالي فلسفه دانشگاه توبينگن ارائه شد. اين کتاب اولين اثر او درباره بابيت و بهائيت نبود؛ وي در سال 1908 مقاله اي در نقد بهائيت (1) و در سال 1910 به دنبال تحقيقاتي در خصوص تاريخ تبليغات مذهبي در آلمان، مقاله اي تحت عنوان "تبليغات مذاهب آسيايي در مغرب زمين" را به رشته تحرير درآورد (2). در سال 1912 چاپ مشابهي از کتاب رومر تحت عنوان "بابيت و بهائيت، آخرين فرقه منشعب از اسلام Die Babi-Behai " The latest Mohammedan sect " منتشر شد. آثار رومر، اولين آثار عمده در موضوع بابيه و بهائيت بود که در آلمان منتشر مي شد؛ و علاوه بر مطالعات تاريخي، حاوي تحقيقات گسترده اي در نقد و بررسي تعاليم بابي و بهايي نيز بود. محور اصلي کتاب "بابيت و بهائيت، پژوهشي در تاريخ مذاهب اسلامي" بررسي اصول بنيادي تعاليم بابي و بهايي در شناخت خدا، مظهريت، مقام انسان و رستگاري بود. آثار او در نقد و بررسي فلسفي و کلامي تعاليم بابيت و بهائيت، بصورت قابل توجهي از سبک و انديشه هاي "ايگناز گولدزيهر" تأثير پذيرفته بود.
[ سه شنبه 10 خرداد 1390 ] [ 2:47 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
مصريان معتقد بودند ماده هميشه وجود داشته است. در نظر آنان اينكه خداوند چيزي را از عدم خلق كند غيرمنطقي به نظر ميرسيد. به عقيده آنان آغاز جهان زماني بود كه نظم از بينظمي خارج شد و از آن زمان تاكنون جنگ ميان نيروهاي نظم و نيروهاي بينظمي وجود داشته است. اين وضعيت آشفته «نان» (Nun) ناميده شد و براساس توضيحات سومري ... همه چيز تاريك بود و بينور، اما درون آن يك نيروي خلاق وجود داشت كه فرمان داد نظم آغاز شود. احتمال يا پتانسيل به شمار ميرفت كه در بيقاعدگي بينظمي ظهور كرد.1
[ دوشنبه 9 خرداد 1390 ] [ 8:55 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
[ دوشنبه 9 خرداد 1390 ] [ 2:31 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در تاریخ آمده است، معاویه به جماعتی از بنیهاشم خطاب کرده گفت: "اینکه شما گمان میکنید پادشاهی هاشمی ومهدی قائم از آن شما است عقیدهای باطل است، بلکه مهدی همان عیسی بن مریم است. امر خلافت به دست ما است تا آن را به او تسلیم کنیم". {پاورقی . بحارالأنوار، ج 33، ص 256. پاورقی}
[ دوشنبه 9 خرداد 1390 ] [ 2:29 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
[ دوشنبه 9 خرداد 1390 ] [ 2:28 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گاه ميانديشم سياستهاي نادرست توسعه، همان سياستهايي که اندکي پس از پايان جنگ آغاز شد، و «فرانکنشتين» مخلوق آن، تهران، اسطورههاي کهن ايراني را به واقعيت بدل ميسازد. گويي نيرويي اهريمني بر تهران ميدمد که جانمايه خود را از «ضحاک» ميگيرد؛ همان نماد پليدي که در کوه دماوند، بر فراز تهران، تا «آخرالزمان» در بند است. ايرانيان ضحاک را نکشتند زيرا بر آن بودند که از رجاسات بدن او فساد جهان را خواهد آکند. اساطير ايراني، ضحاک (اژدها) نماد «ابليس» است؛ همانکه امروزه در غرب «لوسيفر» (Lucifer) خوانده ميشود و پرستندگاني کثير يافته: «شيطان پرستان». در دوران معاصر، مروج بزرگ اين نحله آليستر کرولي [1] بود که طبق روايت مشهور پدر نامشروع باربارا بوش (مادر بزرگ جرج بوش) است. [2] در سال 1966 آنتون لاوي «کليساي شيطان» را در آمريکا بنا نهاد و در 1969 «کتاب مقدس شيطان پرستان» را منتشر نمود. [3]
[ دوشنبه 9 خرداد 1390 ] [ 2:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
«لواءُ الانتصار» يا شيوههاي ياري قائم آل محمّد(ع) نام كتابي است كه به قلم يكي از شيفتگان و ارادتمندان امام عصر(ع) تأليف شده است. مرحوم آيت الله ميرزا محمّدباقر فقيه ايماني اهتمام و عنايت فراواني به ذكر فضايل و مناقب امام زمان داشت و در تمام عمر در فراق و انتظار يوسف زهرا(ع) دلي سوزان و اشكي ريزان داشت و از ويژگيهاي آن منتظر راستين اين بود كه با هر بهانهاي دلها را متوجه آن امام مهربان ميكرد. ايشان 70 جلد كتاب و رساله نوشت كه نيمي از آنها به موضوعات مهدويت مربوط ميشود. از آنجايي كه پيش از اين، در مقاله ديگری با عنوان «جانِ شيفته» به شرح احوال و آثار اين عبدصالح خدا پرداخته شده است، در اين نوشتار تنها گزارشي از كتاب «شيوههاي ياري قائم آل محمّد» آورده ميشود.
[ دوشنبه 9 خرداد 1390 ] [ 2:23 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
و این آغاز یک پدیده بود. پدیده ای شگرف که تمامی ساحات جوامع بشری را تحت تأثیر شدید خود قرار داد.
ما در این مجال نه در پی آنیم که به بررسی تأثیرات پدیده ی هری پاتر بر عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... جوامع بشری بپردازیم بلکه قصدمان پرداخت صرف به یک پدیده ی تاریخی است که باید از منظر آن، به جریان هری پاتر نگریست.
ادامه مطلب
اين دغل کاری، آدمیان را فریب می دهد و آنان را به دام می کشاند و در بند می کند. معنویت گرایی و اوج آن، عرفان، نیز به این آفت گرفتار آمده است. معنویت جاذبه دارد و همگان می خواهند همنشین آن باشند. درست است که تاریخ، کم و بیش از افراد و گاه گروه هایی نام برده است که جنبه روحانی بشر را نفی کرده اند؛ اما هیچ گاه این نگاه؛ حکومت نیافت و اصلاً نتوانست فرهنگی غالب و مانا شود؛ و مگر می شود همواره خورشید را نادیده گرفت؟ حتی در جوامع غربی که مدت ها این نیاز سرکوب می شد، گرایش به معنویت گسترش یافته است و اندیشه وران آن سامان این موضوع را در کانون بررسی های خود قرار داده اند؛ ولی این سخن بدین معنا نیست که عرفان از هجوم باطل در امان مانده است. آن چه امروزه به نام عرفان، ذهن های جامعه را به خود مشغول کرده، از جنبه های گوناگون آفت زده است. این انحراف ها را هم می توان در منشا آن یافت و هم در غایتی که برای آن تصور شده است. راه رسیدن به غایت و همچنین موانع راه نیز گاه به اشتباه تبیین شده است.
نگاهی به پیدایش و تطور عرفان در جوامع مسلمان نشان می دهد که آن چه نام عرفان را با خود به یدک می کشد، تنها آبشخور آن، دین نبوده است و ریشه پاره ای از آموزه های عارفانه را باید در آن سوی مرزهای دین جست و جو کرد. بررسی های تاریخی نشان می دهد که گاه آنچه تصوف و عرفانش خوانده اند؛ متاثر از فرهنگ های بیگانه بوده است: مثلا در اوایل حکومت بنی عباس، گروهی از تارکین دنیا و دوره گردان های هندی و مانوی در عراق و ممالک دیگر اسلامی عقاید خاص خود را نشر دادند. خرقه پوشیدن هم از رسوم هندی ها است. البته بوداییان نیز بر آن تاثیر گذاشتند. سیاحان بودایی سرگذشت بودا را منتشر و او را سرمشق زهد و ترک دنیا معرفی کردند.
ادامه مطلب
پلوراليسم آمريكا، در سايهي احيا مدرن سنت باطني(3) غربي، شاهد بسط قابل توجهي است. گرايش به علوم خفيه(4) كه در ابتداي قرن19، چيزي جز يك عامل و فاكتور در فرهنگ غربي تلقي نمي شد، در قرن مذكور با ايجاد معنويت گروي،(5) حكمت اشراقي،(6) رشد طالعبيني و ظهور اعتقاد به تناسخ، آشكارا رواج يافت. اين رشد در دههي 1980 در مورد جنبش عصر جديد، كامل تر اتفاق افتاد. اين جنبش، بسياري را به عقايد باطني كشاند و در عين حال تصويري تازه براي آنچه سابقاً به عنوان علوم خفيه محض كنار نهاده شده بود ترسيم نمود.
ادامه مطلب
آثار رومر، اولين آثار عمده در موضوع بابيه و بهائيت بود که در آلمان منتشر مي شد؛ و علاوه بر مطالعات تاريخي، حاوي تحقيقات گسترده اي در نقد و بررسي تعاليم بابي و بهايي نيز بود. هرمان رومر، بابيه و بهائيت را ثنويتگرا و داراي ساختاري فرقهاي و خرد ستيز ميداند که از علوم رمزي و تأويلي اسماعيلي، حروفي، کابالا و دراويش بکتاشي متأثر است.
ادامه مطلب
پس از آن به شباهت قابل توجه سازمان فراماسونري و اسطورههاي مصر كهن و طرز تفكر مشترك مترياليستي آن دو پي برديم.
ماسونها و مصر باستان
فلسفه مادهگراي مصر باستان پس از اضمحلال اين تمدن همچنان به حيات خود ادامه داد. بعضي يهوديان پذيراي آن شدند و در سايه اصول كابالا به ادامه حيات آن كمك نمودند. از سوي ديگر، گروهي از فلاسفه يونان همان فلسفه را اقتباس كردند و با تفسير مجدد آن مكتب «هرمتيسيسم» (Hermeticism) را به وجود آوردند. كلمه هرمتيسيسم از نام «هرمس» (Hermes)، همتاي يوناني خداي مصري «تاث» (Toth) برگرفته شده است. به عبارت ديگر اين فلسفه نسخه يوناني فلسفه مصري است.
سلامي ايشينداغ در توضيح مبدأ اين فلسفه و جايگاه آن در فراماسونري مدرن مينويسد:
ادامه مطلب
اعتقاد به نجاتبخش موعود «منجى»، به عنوان انسان برترى كه در آخرالزمان زمين را از عدالت پر مىسازد و انسانهاى در بند را رهايى مىبخشد، در همه اديان و مذاهب وجود دارد. اما آنچه كه در اين ميان شيعه را متمايز ساخته، اين است كه در اين مذهب «منجى موعود» تنها به عنوان يك آرمان مطرح نيستبلكه او به عنوان تداومبخش رسالت انبيا، وارث اولياى الهى و در يك كلام «حجتخدا» بر روى زمين نيز مطرح است; حجتى كه زنده، شاهد و ناظر بر اعمال آدميان است. و بنابراين نقش او در زندگى فردى و اجتماعى انسانها تنها به آخرالزمان و زمان ظهور منحصر نمىشود و وجود او در لحظه لحظه زندگى ساكنان زمين نقش دارد. براى درك مفهوم «حجت» و روشن شدن تفاوت ميان اين دو اعتقاد; يعنى اعتقاد به موعود، تنها به عنوان «منجى» و يا اعتقاد به او به عنوان «حجت» و «منجى» لازم است كه جايگاه اين واژه را در قرآن و روايات مورد بررسى قرار دهيم; اما پيش از آن نگاهى اجمالى خواهيم داشتبه معناى لغوى حجت.
حجت در لغت
«حجت» در لغتبه معنى دليل، برهان و راهنما است. به عبارت ديگر «آنچه به آن دعوى يا مطلبى را ثابت كنند» حجت گويند. (1)
مرحوم راغب اصفهانى نيز حجت را اينگونه معنا كرده است:
ادامه مطلب
ابن عباس از جمله کسانی بود که در آن جلسه حضور داشت، او در مقابل این تحریف تاریخی وبازی کردن با عقیده اسلامی سخت ایستاده، به معاویه گفت: "...امّا اینکه گفتی ما گمان داریم که برای ما حکومتی است که مهدی حاکم آن است، جواب آن این است که گمان، شرک است همان گونه که خداوند متعال میفرماید: {زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا}، در حالی که همه شهادت میدهند که برای ما ملک وحکومتی{پاورقی . سوره تغابن، آیه 7، "کافران پنداشتهاند که هرگز برانگیخته نمیشوند". پاورقی}
است. اگر از عمر دنیا یک روز باقی باشد خداوند متعال کسی را از ما میفرستد تا زمین را پر از عدل وداد کند همان گونه که پر از ظلم وجور شده باشد.
وامّا اینکه میگویی: مهدی همان عیسی بن مریم است، عیسی کسی است که برای مقابله با دجّال فرستاده میشود، وهر گاه دجال او را ببیند نابود میشود، ولی امام از ما کسی است که عیسی بن مریم به او اقتدا کرده ونماز میخواند...".
{پاورقی . بحارالأنوار، ج 33، ص 257. پاورقی}
جنگجويان صليبي
بيشتر مورخان «فراماسونري» متفق القول بر اين باروند كه مبدأ اين سازمان به جنگهاي صليبي باز ميگردد. اگرچه فراماسونري به طور رسمي در اويل قرن هيجدهم ميلادي در انگلستان بنا نهاد شد، اما ريشهها و مبادي آن به جنگهاي صليبي قرن داوزدهم باز ميگردد. در نقطه عطف حكايت آشناي فراماسونري دستهاي به نام «شواليههاي معبد» قرار دارد.
برخلاف آنچه بسياري بر آن اصرار ميورزند، جنگهاي صليبي نه اردوكشي نظامي با هدف گسترش مسيحيت، بلكه تنها با اهداف مادي صورت پذيرفتند. در دورهاي كه اروپا فقر شديد و بيچارگي مفرط را تجربه ميكرد، كاميابي و رفاه شرق، به خصوص مسلمانان خاورميانه توجه اروپاييان را به خود جلب نمود. اين وسوسه، رونمايي از مذهب به خود گرفت و به سمبلهاي مسيحي مزين گرديد. در عين حال انديشه جنگهاي صليبي از ميل به منافع مادي و دنيايي متولد شده بود و اين، علت تغيير رويكرد مسيحيان اروپا از سياستهاي صلحطلبانه در دوران اوليه تاريخشان به تجاوزهاي نظامي ويرانگر به شمار ميرفت.
بنيانگذار جنگهاي صليبي «پاپ اربن دوم»1 بود. وي در سال 1095 م مجلس «كلرمونت» را كه اصول صلحطلبانه پيشين مسحيت در آن متروك گرديد، فرا خواند. دعوت به جنگ با نيت به چنگ آوردن سرزمينهاي مقدس از دست مسلمانان اعلام گرديد و در پي آن لشگر بزرگي از صليبيان تشكيل شد كه سربازان نظامي و دهها هزار نفر از مردمان عادي آن را تشكيل ميدادند.
مورخان بر اين باورند كه اقدام اربن دوم با انگيزه خنثي كردن يكي از رقباي طالب سمت پاپي صورت پذيرفت. به علاوه شاهان اروپا، شاهزادگان، اشراف و ديگران در حالي دعوت پاپ را با شور پاسخ گفتند كه مقصودي جز اغراض دنيايي نداشتند.
بنا به گفته «دونالد كوئلر» از دانشگاه ايلينوي:
ادامه مطلب
از منظر شيطان پرستان، «لوسيفر» فرشته مغضوب خداوند است که پيروانش او را «نور» و دشمنانش را «تاريکي» ميدانند. واژه لاتين «لوسيفر»، به معني «ستاره صبحگاهي»، نام ديگري است براي ستاره زهره (ونوس). در پاگانيسم رومي، لوسيفر «ژوپيتر» نام داشت و خداي خدايان بود. «ژوپيتر» در يونان باستان «زئوس» ناميده ميشد. «زئوس» نيز به معني «نوراني» و «درخشان» است. طبق باور شيطانپرستان، سرانجام «لوسيفر» با «ماشي يح» מָשִׁיחַ (مسيح) به تعامل و مصالحه خواهند رسيد و «مسيح» زمين و زمينيان را در سهم «لوسيفر» قرار خواهد داد. بنابراين، برخلاف آرمان کساني که به عبث ظهور مسيح (= مهدي در اسلام) را انتظار ميکشند، در آخرالزمان اين «لوسيفر» است که در زمين ظهور ميکند نه «مسيح». آينده زمين از آن لوسيفر خواهد بود. اين اعتقادات عميق و جدّي است و بايد جدّيشان گرفت.
برخلاف باور اساطيري ايرانيان، که دماوند را محبس و در نهايت محل خروج ضحاک («دجال» اسلامي يا «لوسيفر» غربي= نيروي شر و تاريکي) در آخرالزمان ميدانند، از ديدگاه تئوسوفيستها و نحلههاي رازآميز ماسوني دماوند مأمن و مخفيگاه «استادان نور» و محل خروج «موعود» و «منجي» ايشان است. از اينرو، دماوند در باورهاي ماسوني- يهودي جايگاهي مقدس و برجسته دارد.
ادامه مطلب
آيا ياري امام عصر(ع) كه خود مظهر قدرتِ يزدان و مظهر سيطره و چيرگي خداي جبار است، از طرف ما بندگانِ ضعيف امكان پذير است؟
از برترين اقسام ياري امام زمان(ع)، دعا در تعجيل فرج آن حضرت است و بديهي است كه از شرايط استجابت دعا، تقوا است.
اشاره:
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]