از دیدگاه شهید صدر اکتشاف، مهمترین روش برای کشف مذهب اقتصادی یا قواعد اساسی است و روش تکوین در کشف مذهب اقتصادی کاربرد اندک و غیرمؤثری دارد. روش امضا مهمترین روش در کشف احکام اقتصادی است و نیز از روش تأسیس، کشف مبانی ممکن میشود.
ادامه مطلب
[ سه شنبه 9 فروردین 1390 ] [ 5:18 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
روش تقريبي محمد باقر صدر در اقتصادنا است. وي در مباحث اين كتاب از مرزهاي فقه شيعه فراتر مي رود و به آرا و نظرهاي فقهاي سني نيز به عنوان منابعي علمي براي اكتشاف الگوي اقتصاداسلامي توجه نشان مي دهد. زماني كه دكتر محمد شوقي الفنجري، استاد اقتصاد دانشگاه قاهره، به ديدار سيد محمد باقر صدر، در منزلش در نجف اشرف رفت، پيش از هرچيز، از او پرسيد: دانش آموخته كدام يك از دانشگاه هاي جهان است ؟سيد محمد باقر صدر پاسخ داد كه در هيچ دانشگاهي نه در عراق و نه درخارج عراق، تحصيل نكرده و تنها در مساجد نجف كه محل برگزاري دروس حوزه علميه نجف است، تحصيل كرده است. دكتر شوقي الفنجري به وي گفت: حقا كه مساجد نجف بهتر از دانشگاه هاي اروپااست. دكتر شوقي الفنجري پس از بازگشت به قاره، به دكتر زكي نجيب محمود، پيشنهاد ترجمه كتاب مباني منطقي استقرار را به انگليسي داد وكتاب هاي فلسفتنا و اقتصادنا را براي روژه گارودي فرستاد). (زكي الميلاد، الاسلام و الاصلاح الثقافي، القطيف، آفاق، 2007، ص 36). مي توان سه اثر ارزشمند (اقتصادنا)، (فلسفتنا) ـ كه در اوائل دهه شصت تأليف شدند ـ و (الاسس المنطقيه للاستقراء) را منابع اصلي انديشه هاي سيد محمد باقر صدر، در حوزه هاي فلسفه، كلام و اقتصاددانست. اهميت اين آثار به مرور زمان بيشتر شد؛ اما كتاب (اقتصادنا) ازميان تمام كتاب هاي شهيد محمد باقر صدر، برجسته تر و راهبردي تراست؛ به چند دليل:
[ سه شنبه 9 فروردین 1390 ] [ 5:07 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
فقه اسلام از یک دیدگاه به باب معاملات و عبادات تقسیم میشود. مشهور میان فقیهان معاصر آن است که احکام عبادات تأسیسی و احکام معاملات امضایی هستند. یعنی تمام عبادات، حدود، شروط و قیود آنها را شارع مقدس جعل و نوع احکام آنها را نیز بیان کرده است. اما معاملات اینگونه نیستند.
[ سه شنبه 9 فروردین 1390 ] [ 11:18 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در این نوشته، «سرمایهداری»، به معنای اصطلاحی آن منظور است که پدیدهای استثماری با عملکرد و راهکارهایی ویژه میباشد نه سرمایهداری به معنای لغوی آن که معطوف به هرگونه در اختیار داشتن مال و سرمایه است. نگرش اسلام به اصل اموال و سرمایه، بسیار مثبت است. اموال و هرگونه کالا که بگونهای نیازهای بشری را برآورد، در نظر اسلام، امری حیاتی و عامل بقأ و برپایی جامعه، و راه تداوم حیات انسانی، و رشد دین و دینباوری است. این موضوع را، در سراسر تعالیم اسلامی به روشنی میبینیم که با تعبیرهایی گونهگون، از ضرورت تمتعات زندگی، و حیاتی بودن اموال و کالاها سخن گفته و سهم اصولی «اموال» را در جامعه انسانی، تبیین کردند.
[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 3:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
به دلایل زیر این پرسش ، پاسخ مثبت دارد.
[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 11:04 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
بـر پـا كردن مهمانى يا مجالس جشن ميلاد ائمه عليهم السـلام و يـا مـجـالس عـزادارى بـدون اجـازه شـوهـر در منزل براى زن چگونه است ؟ و اگر شوهر راضى نباشد حكم چيست ؟ جـواب : بـدون اذن شـوهـر جـايـز نـيـسـت و دعـوت كـردن بـيـگـانـه و ورود بـه منزل شوهر بدون اذن جايز نيست ، مگر احراز رضايت شود.
[ دوشنبه 8 فروردین 1390 ] [ 12:18 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
عدالت نزد فلاسفه یونان قرار گرفتن هرچیز در وضع طبیعى خود است. عدالت توزیعى به معناى تعیین سهم هرکس بر حسب منزلت و شایستگى او و عدالت تعویضى ناظر به برابرى در مبادله است. اما اندیشه سوبژکتیویستى مدرن تحولى اساسى در مفهوم عدالت ایجاد کرد و آن را بر حسب کردار انسانى تعریف نمود. چکیده عدالت نزد فلاسفه یونان باستان قرار گرفتن هرچیز در وضع طبیعى و آرمانى خود است. عدالت توزیعى به معناى تعیین سهم هرکس بر حسب منزلت و شایستگى او و عدالت تعویضى ناظر به برابرى در مبادله است. اما اندیشه سوبژکتیویستى مدرن تحولى اساسى در مفهوم عدالت ایجاد کرد و آن را بر حسب کردار انسانى تعریف نمود. عدالت اجتماعى مفهومى نوین است که علىرغم تشابه ظاهرى با عدالت توزیعى، با آن متفاوت است. عدالت توزیعى ناظر به وضع طبیعى افراد و گروههاى نابرابر در چارچوب یک جامعه سلسله مراتبى است؛ اما عدالت اجتماعى در اندیشه مدرن، همه افراد انسانى را برابر فرض مىکند و ناظر به برابر کردن فرصتها و درآمدها و ثروتهاست.
[ یک شنبه 7 فروردین 1390 ] [ 1:11 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
وصیت به تجار و بازرگانان: از پیامبر اکرم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده است: رونقدهنده بازار مسلمین با جلب اجناس، روزی بسیاری دارد ولی محتکر، محروم خواهد بود. هرکه نسبت به مسلمانان موادغذائی را احتکار نماید، خداوند او را به فقر و جذام مبتلا میسازد. (جامعالاصول ج1، ص594) رسول خدا (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: هرکس گندم را (یا موادغذایی دیگر در روایت آمده) چهل روز احتکار نماید برای اینکه قیمتش بالا برود، چنین شخصی از خدای روگردان و خداوند هم از او بیزار است. (بحارالانوار، ج62، ص292) از پیامبر اکرم(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) نقل شده که فرمودند: همانا ترسناکترین چیزی که درباره امت خود از آن بیم دارد کسبهای حرام و آلوده و شهوت پنهان و گرفتار شدن به ربا میباشد. (وسائل الشیعه، کتاب التجاره، ص52) پیامبر اعظم (صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: آنکه از دسترنج خویش، مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد و خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. (مستدرک الوسائل ج2، ص417)
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 6:57 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دست خدا: فزونخواهی اطرافیان: از لوازم مدیریت صحیح، بستن راههای سوءاستفاده از هر طرف به ویژه از جانب اطرافیان و وابستگان است. طبع عافیت طلب و فزونخواه آدمی در مرتبه اسفلسافلین میل به «سخره» دارد. این که دیگران را در جهت مطامع خود به کار گیرد و همه چیز را به خود و اطرافیان و وابستگان خود اختصاص دهد و خودکامگی نماید و این امر در همه تاریخ از اسباب سقوط و هلاکت زمامداران و دولتها بوده است. تحفالعقول، ص 19، احیاءالعلوم، ج2، ص 330. فزونخواهی اطرافیان: کسی که در رأس امور قرار میگیرد، هر چند که خود، انسانی وارسته باشد و اهل سوءاستفاده و ستم و تعدی نباشد، اما خواه ناخواه اطرافیان و وابستگانی دارد که ممکن است بخواهند از مقام و قدرت او سوءاستفاده کنند و به امتیازها و امکاناتی بیشتر از دیگران و خلاف مصالح عمومی دست یابند. ممکن است از وی انتظارهایی داشته باشند که تن دادن به آن انتظارها به منزله زیر پا گذاشتن حدود الهی و منافع عمومی باشد. حق، آن است که از همان ابتدا، باید این گونه انتظارها و امتیازطلبیها را قطع کرد و چنین راهی را سد نمود. آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع)، تقریر و تنظیم: حسین کریمی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366.ش، ص184-185. مال حلال: هر کس از دسترنج خویش خورد، خداوند به او نظر رحمت کند و هیچگاه او را عذاب نخواهد کرد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417 آداب خرید و فروش : رسول خدا(صُلَّی الَلهْ عُلَیًهِ وُ آلِه وُ سُلَمً) فرمودند: چهار چیز اگر در کسی باشد کسب و تجارت او پاکیزه و حلال است: 1. هنگامی که کالائی میخرد عیب روی آن نگذارد و مذمت آن جنس را نکند.
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 1:50 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گرفتن حق ضعیف: ای علی! اگر[ناچار شوم] دست خود را تا آرنج د ردهان اژدها فرو برم، این عمل نزد من خوشتر است از این که، از کسی که چیزی نبوده و دارا شده است، چیزی را درخواست کنم. من لایحضرهالفقیه، چاپ دوم، انتشارات جامعه مدرسین قم، ج4، ص 373. رسول خدا(ص) در تمام دوران رسالت خود تلاش کرد تا صورتهای مختلف استرحام(ترحم طلبیدن از غیر) را از روابط اجتماعی بزداید و جامعه ای سربلند و ارجمند برپا سازد. آن حضرت به پیروان خود میآموخت که با سربلندی و ارجمندی زیست کنند و آنان را در این جهت تربیت مینمود. عالم ربانی، احمد بن فهد حلی، نقل کرده است که روزی پیامبر اکرم(ص) به اصحاب خود فرمود: «الا تبایعونی»(آیا با من مبایعت نمیکنید؟) گفتند: ما با شما مبایعت کردیم. فرمود:«تبایعونی علی ان لا تسألوا الناس شیئا» (مبایعت کنید مرا در این که از مردمان چیزی خواهش نکنید) و پس از آن اگر از دست کسی تازیانه میافتاد، خود فرومیآمد و آن را برمیداشت و به کسی نمیگفت آن را به من بده. عدهالداعی و نجاحالساعی دارالکتاب الاسلامی، بیروت، 1407 ق، صص 99-100. مال حلال:
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 7:11 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
ریشهیابى علل تنگناهاى اقتصادى كارشناسان علم اقتصاد، هنگامى كه در خصوص عوامل ركود اقتصاد یك كشور بحث مىكنند معمولاً به علتهاى مادى توجه مىكنند، اما در یك نظام الهى، غیر از اینها به عوامل غیر مادى و معنوى هم توجه مىشود و با ریشهیابى آنها اقتصاد كشورى رونق و شكوفایى مىگیرد، چنان كه على علیه السلام در ریشهیابى تنگناهاى اقتصادى مىفرماید:" إنَّ اللَّه یَبتَلى عِبادَهُ عِند الأعمالِ السَّیَّئةِ بِنَقص الثَّمراتِ و حَبسِ البَركاتِ، وإغلاقِ خزائِن الخَیراتِ، لِیَتُوبَ تائِبٌ و یُقلِعَ مُقلِعٌ، و یتَذَكَّرَ مُتذَكَّرٌ، و یَزدَجِرَ مُزدَجِرٌ، وَ قَد جَعَلَ اللَّهُ سُبحانَهُ الإستِغفارَ سَبَباً لِدُرُور الرِّزقِ و رَحمةِ الخَلقِ فَقال: "استَغفِروُا ربَّكُمْ إنَّهُ كانَ غَفَّاراً * یُرسِلِ السَّماءَ عَلیكُمْ مِدْراراً * و یُمِدِدكُمْ بِأموالٍ و بَنِینَ" فَرَحِمَ اللَّهُ امرَاً استَقبَلَ تَوْبَتَهُ و استَقالَ خَطِیئَتَهُ، و بَادَر مَنِیَّتَهُ؛ آرى، هنگامى كه بندگان خدا كارنامهاى زشت ارائه كنند، خداوند به كاهش میوهها و دریغ داشتن بركتها و فرو بستن درهاى خزائن خیرات، مبتلاشان مىكند تا شاید كه توبهكارى توبه كند و خوددارى، عنان نفس دركشد و مهار سازد. آرى، چنین است كه خداوند استغفار را سببى ساخته است براى روزى رسانى و گسترش رحمت و فرموده است: و از پروردگارتان آمرزش جویید كه بسى آمرزنده است آسمان پر باران را به سویتان گسیل مىدارد و با دارایىها و فرزندان به یارىتان مىشتابد. رحمت خدا بر آن كس كه از توبه استقبال كند و از خطاها پوزش طلبد و بر مرگ پیشى گیرد." فرد واقتصاد امام على علیه السلام هنگامى كه زندگى فردى یك مؤمن را زمانبندى مىكند، براى اقتصاد، همطراز عبادت، نقش ویژهاى قائل است، چنان كه مىفرماید:"لِلمؤمِن ثلاثٌ ساعاتٍ: فَساعَةُ یُناجِى فِیها ربَّهُ، و سَاعةٌ یَرمَّ معَاشَهُ، و ساعةٌ یُخَلِّى بین نَفسِه و بینَ لذَّتِها فیما یَحِلُّ و یَجمُلُ، و لَیسَ لِلعاقِل أن یكونَ شاخِصاً إلّا فِى ثلاث: مَرمَّةٍ لِمَعاشٍ، أو خُطوَةٍ فِى معادٍ، أو لَذَّةٍ فی غَیر مُحَرَّم؛ در برنامه زندگى مؤمن، سه زمان مشخص است: زمانى كه در نیایش با پروردگارش مىگذرد؛ زمانى را كه در ترمیم گذران خویش به سر مىبرد و در تأمین هزینه زندگىاش مىكوشد؛ و زمانى كه نفس را با لذات آن در قلمروى كه مشروع و زیباست، تنها و آزاد مىگذارد. خردمند را نیز نسزد كه جز در یكى از این سه مورد به صحنه در آید: سامان دادن به زندگى و تلاش اقتصادى؛ برداشت گامى در راه معاد و لذت بردن بدون ارتكاب گناه است.
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 10:10 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
رعایت حقوق محرومان در تعیین بودجه اقتصادى محرومان و مستضعفان همواره مورد توصیه حضرت امیر علیه السلام بودهاند. آن بزرگوار لحظهاى از رسیدگى به حال آنان غافل نبود. نه تنها خود چنین بود، بلكه این امر را به كارگزارانش هم توصیه مىكرد. در این جا یك نمونه از سفارشهاى آن حضرت را در این باره مىآوریم:" ثمّ اللَّه، اللَّه فِى الطَّبقةِ السُّفلى مِن الّذینَ لا حِیلَةَ لَهُم مِن المساكِین والمُحتاجِین و أهلِ البُؤسَى والزَّمنى، فإنّ فِى هذِهِ الطَّبَقَةِ قانِعاً و مُعترَّاً، واحفَظ للَّه ما استحفَظكَ مِن حَقِّه فِیهم، واجعَل لَهُم قِسماً مِن بَیتِ مالِكَ و قِسماً مِن غَلاَّت صَوافِى الإسلامِ فِى كُلِّ بَلَدٍ، فإنَّ لِلأقصى مِنهُم مِثلَ الّذِى لِلأدْنى، و كُلُّ قَد استُرعیتَ حَقَّهُ فَلا یَشغلَنَّكَ عَنهُم بَطَرٌ، فإنَّك لا تُعذَرُ بِتَضییعكَ التَّافِهَ لاِحكَامِكَ الكَثیرَ المُهمَّ، فَلا تُشخِص همَّكَ عَنهُم، ولا تُصعِّر خَدَّكَ لَهُم، و تَفَقَّد أُمورَ مَن لا یَصِلُ إلیكَ مِنهُم مِمَّن تَقتَحِمُهُ العُیُون، و تَحقِرُهُ الرَّجالُ ففرِّغ لاُِولئكَ ثِقَتَك مِن أهلِ الخَشیَةِ والتَّواضُعِ، فلیَرفَع إلیكَ أُمورَهم.ثُمّ اعمَل فِیهم بالإعذار إلى اللَّه یومَ تَلقاهُ فإنّ هؤلاء مِن بَین الرَّعیة أحوجُ إلى الإنصافِ مِن غَیرهِم، و كُلُّ فَأعذر إلى اللَّه فِى تَأدیةِ حقِّهِ إلیه، و تَعَهَّد أهلَ الیُتْمِ و ذَوى الرِّقَّة فِى السِّنِّ مِمّن لا حِیلَةَ لَهُ ولا یَنصِبُ لِلمسألةِ نَفسَهُ، و ذلكَ عَلى الوُلاةِ ثَقِیلٌ والحَقُّ كُلُّهُ ثَقِیلٌ. وَ قَد یُخَفِّفُه اللَّهُ عَلى أقوامٍ طَلَبوا العاقِبَةَ فَصَبِّرُوا أنفُسَهُم و وَثِقُوا بِصدقِ مَوعُودِ اللَّهِ لَهُم؛ خداى را، خداى را، در خصوص فرودستان، زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندانى كه دردشان را هیچ چارهاى نیست، چه در میان این قشر، كسانى به دریوزگى روى مىآورند و كسانى با نیاز آبرودارى مىكنند. پس براى خدا پاسدار حقى باش كه خداوند بر ایشان تعیین كرده است و تو را به رعایتش فرمان داده است و از بیت المال و محصول زمینهاى غنیمتى اسلام - در هر شهرى - سهمى برایشان در نظر بگیر، چرا كه براى دورترین مسلمانان همانند نزدیكترینشان سهمى هست و تو مسؤول رعایت حق همگانى هستي.پس هرگز مبادا سرمستى ریاست تو را از آنان باز دارد كه انجام گرفتن كارهاى فراوان و مهم، زمین ماندن مسؤولیتهاى پیش پا افتاده را پوزشى نتواند بود. پس اندیشه از آنان برمدار و روى برمگردان و به ویژه امور كسانى از این قشر را بیشتر پرس و جو كن كه چندان كوچك و بىشمارند كه به چشم نمىآیند و نمىتوانند به تو دست یابند. بدین منظور براى این گروه از نیازمندان، بخشى از نیروهاى مورد اعتمادت را - كه خداترس و افتادهاند- آزاد بگذار تا گزارش امورشان را نزد تو آورند، سپس در موردشان به گونهاى اقدام كن كه در روز دیدار با خدایت پوزشى باشد كه این قشر را به انصافِ تو بیش از دیگران نیاز است هر چند عملكرد تو باید به گونهاى باشد كه در پیشگاه خداوندت در ارتباط با حقوقِ همگان پوزشى پذیرفته باشد. از یتیمان خردسال و پیران سالخورده كه چارهشان نیست و خود را در موضع درخواست نمىنشانند، پیوسته دلجویى كن و این مسؤولیتى است بس گران بر دوش زمامداران و حق در هر شكل و مصداق گران است، ولى بسا كه خداوند آن را براى مردمى كه آخرت خواهند و با تكیه زدن بر راستى وعده خداوند شكیبایى مىورزند، سبك سازد."
[ جمعه 5 فروردین 1390 ] [ 3:49 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
ادامه مطلب
از آنجا که در این مقاله، بنابر ارزیابی فشرده و کوتاه است، تنها به چند نمونه از این تعالیم اشاره میشود:
در قرآن کریم، «اموال»، عامل قوام و امداد الهی شمرده شده است:
-1 ولا تُوء توا السفهاَء اَموالکُم التی جَعَل ا لکُم قیاماً...(15)اموال خود را، که خداوند سبب برپایی زندگی شما قرار داده است، به دست سفیهان (ناواردان و غیرمتخصصان) مسپارید...
-2 و امدد ناکُم باموالٍ و بَنینٍ...(16)از طریق اموال و فرزندان به شما کمک رساندیم.
در احادیث نیز «مال و ثروت»، عامل پایداری اسلام و مسلمانان و ابزار سامانیابی کار اجتماع دانسته شده است:
امام باقر(ع) - به روایت امام صادق(ع):
... هی (الدنانیر و الدراهم) خواتیم ا فی اَرضِه، جَعَلها ا مَصَحَّهً لخلقه، و بها تستقیم شوؤنهم و مطالبهم(17)درهم و دینار، مُهر (سکهً) خدا است در زمین، خداوند آن را برای سامانیابی کار خلق قرار داده است، تا بدان وسیله، امور زندگانی مردمان بگذرد و نیازهای آنان برآورده شود.
مقصود از این تعبیر، اینست که خدای متعال چنین به فکر و نظر آدمیان داده است که این ابزار و وسیله (درهم، دینار، تومان و هر پولی) را پدید آورند و برای آن، اعتبار مالی قرار دهند، تا از تعویض کالا با کالا - کهکاری دشوار و دراکثر موارد، غیرعملیاست - آسوده گردند و زندگی و امور آنان به آسانی برگزار شود.
ادامه مطلب
1- جامعیت اسلام: اسلام یک دین جامع و جهان شمول است و برای تمام ابعاد زندگی بشر دستوراتی دارد. چگونه ممکن است که یک دین جامع ، یکی از جنبه های اصلی حیات بشری یعنی بعد اقتصادی را فروگذار کرده باشد؟به عبارت دیگر از نظر منطقی چنین دین جامعی نباید جنبه مادی حیات بشری را نادیده بگیرد، چرا که به جامعیت آن خدشه وارد می شود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ای گروه تجار و بازرگانان! مواظب و مراقب باشید همه تاجران و بازرگانان، روز قیامت، به عنوان فاجر و بدکار برانگیخته میشوند مگر آن بازرگانانی که حدود خدا را رعایت کنند و پرهیزکار و نیکوکار و راستگو باشند. میزانالحکمه، ج1، ص 528
نهی از احتکار:
در بازار ما مسلمین، شخصی که جنس مورد نیاز مردم را احتکار نماید، همچون کافر به کتاب خدا میباشد. میزانالحکمه، ج2، ص 487
«الا یدی ثلاث: فیدالله العلیا و یدالمعطی التی یلیها و یدالسائل اسفلی الی یوم القیامه، فاستعفف عن السؤال مااستطعت» دستها سه تاست: دست خدا که بالاتر است و دست دهنده که پس از آن است و دست خواهشکننده که تا روز قیامت پایینتر است، پس تا میتوانی از خواهش کردن [و اظهار نیاز نمودن] خودداری کن. تاریخ یعقوبی، ج2، ص 67
2. هنگامی که چیزی میفروشد تعریف و تمجید ننماید.
3. عیب کالا را نپوشاند و یا کاری نکند که خریدار فریب بخورد.
4. در بین خرید و فروش قسم و سوگند نخورد (چیزی که الان رواج پیدا کرده که هم خریدار و هم فروشنده در معاملات خود قسمهای زیادی بر زبان جاری میکنند، از این عمل پرهیز نماید.) (وسائل الشیعه، ج12، ص285)
مردم، به خدا سوگند که بیگمان کسی از شما نزد من قویتر از ضعیف نیست تا حقش را بگیرم و کسی نزد من ضعیفتر از قوی نیست تا حق [دیگران] را از او بستانم. الکامل فی اللغه و الادب؛ ج1، ص 8.
آنکه از دسترنج خویش مال حلال خورد، درهای بهشت به روی او باز شود و از هر دری که بخواهد، وارد خواهد شد. مستدرک الوسائل، ج2، ص 417
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]