کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است



مرحوم " کچوئي قمي " يکي از خادمان عصر خود را به نيکي و ظاهر الصّلاح بودن مي ستايد و از او نقل مي کند که گفت :

من به جهت عواملي چند که ذکرش موجب تطويل است ، تصميم گرفتم که از خدمت حضرت معصومه عليها السلام دست بردارم و به دنبال کسي بروم ، سرانجام به بازار رفتم تا شغل مناسبي برگزينم .

چون به منزل بازگشتم يکمرتبه حالم پريشان شد و به حالت بيهوشي افتادم ، به طوري که شربت آب نيز از گلويم پايين نمي رفت .

احساس کردم که اين دگرگوني در اثر تصميم استعفا از خدمت مي باشد ، و لذا قصد خود را برگردانيدم و عزم خود را جزم کردم که بر سر خدمت برگردم ، بلافاصله حالم خوب شد و به کلّي شفا يافتم . (56)




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:22 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


در دوران سياه رضا خان ، رئيس پليس قم که فردي بسيار پست ، رذل ، گستاخ و قوي هيکل بود ، براي برداشتن حجاب از سر بانوان به زور متوسّل شد .

روزي به همين منظور در حريم حضرت معصومه عليها السلام قدم مي گذارد و در حرم کريمه اهلبيت به زور از سر بانوي صالحه اي که مشغول دعا و زيارت بود ، چادرش را بر مي گيرد ، ديگر بانوان حاضر در حرم به وحشت و اضطراب مي افتند و ناله و فرياد سر مي دهند .

مرحوم آيت الله مرعشي نجفي ( متوفّاي 7 صفر 1411 ) که در حرم حضور داشته، با مشاهده اين جنايت هولناک و گستاخي بي باک در حرم آن ناموس الهي ، کنترل خود را از دست مي دهد و سيلي محکمي از روي غيرت و حميّت بر صورت رئيس پليس مي نوازد و رئيس پليس ايشان را تهديد به قتل مي کند ، غافل از اين که دختر باب الحوائج هرگز چنين گستاخي را بي پاسخ نمي گذارد .

يک روز بعد هنگامي که رئيس پليس وارد بازار قم مي شود ، قسمتي از سقف بازار فرو مي ريزد و رئيس پليس هتاک و بي باک زير آوار مي ماند و از کرامت حضرت معصومه عليها السلام همانجا جان مي سپارد و روانه دوزخ مي شود . (55)




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:21 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



نيز ايشان از يکي از خدّام حرم مطهّر به نام " ميرزا حبيب الله " نقل مي کند که طبق معمول هر روز عصر با ديگر خدّام در حرم قرآن مي خوانديم ، مسافرتي براي من پيش آمد و چند ماه طول کشيد .

در سفر مريض شدم ، چون به قم بازگشتم ديدم همسرم نيز بيمار شده است . روزي عصا به دست گرفته براي کاري بيرون رفتم ، چون برگشتم همسرم را منقلب ديدم ، از علّت آن پرسيدم ، گفت :

پس از رفتن شما خوابيده بودم ، در عالم رويا ديدم در حرم هستم ، سه بانوي مجلّله در جاي ضريح مطهّر نشسته بودند ، يکي از آنها از دو بانوي ديگر با عظمت تر بود .

متوجّه شدم که حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ است ، به آن حضرت ملتجي شدم و تقاضا کردم که مرا شفا عنايت کنند ، فرمودند : " ترا شفا داديم " .

عرض کردم : شوهرم از خدّام شماست ، او را نيز شفا بدهيد ، فرمودند : " او تقصير خدمت دارد ، او چندماه است که قرآن تلاوت نکرده است " .

عرض کردم : او براي تامين معاش مسافرت کرده بود ، فرمودند : " او را نيز شفا داديم " .

ميرزا حبيب الله گفت : همسرم تا از خواب بيدار شده بود بهبودي يافته بود ، من نيز در همان ساعت شفا يافتم . (54)

از اين روياي صادقه استفاده مي شود که خدمتگزاران عتبات عاليات و مشاهد مشرّفه بايد شب و روز در خدمت ، کوشا باشند و هرگز در خدمت سستي نکنند .




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:54 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



دوست ارجمندم سلاله الاطياب حجّه الاسلام آقاي حاج سيّد محسن مهدوي فرمودند : دوستان دسته دسته به کربلا مي رفتند ، من نيز شديداً علاقمند بودم که سعادت تشرّف به حرم مطهّر سالار شهيدان را داشته باشم ولي به هيچوجه مقدّمات آن فراهم نبود .

ماه ذيحجّه ( 1418 هـ . ) از راه رسيد و موسم زيارتي عرفه نزديک شد ، يادآوري عنايات خاصّ خداوند منّان در مورد زائران سالار شهيدان در روز عرفه ، هر لحظه در دلم کشش بيشتري ايجاد کرد و حسرت زيارت روز عرفه دلم را به خود مشغول نمود . به حرم مطهّر عمّه جان مشرّف شدم و تقاضا کردم که مقدّمات اين سفر روحاني فراهم شود و من نيز سعادت آن را داشته باشم که پيشاني بر آستان ملک پاسبان سرور جوانان بهشت بسايم .


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:53 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


مولّف انوار المشعشعين از شخصي به نام سيّد عبدالرّحيم نقل مي کند که در عالم رويا ديده است که جمعيّت انبوهي در قبرستان بزرگ (52) قم گرد آمده اند ، آنگاه شخصيّت جليل القدري سوار بر اسب از زير بازارچه بيرون آمدند .

در عالم رويا صداي شخصي را مي شنود که مي گويد : " ايشان حضرت حجّت عليه السلام مي باشند " .

او مي بيند که حضرت بقيّه الله _ ارواحناه فداه _ تا درِ صحن تشريف آوردند ، آنجا از اسب پياده شدند و وارد حرم مطهّر شدند .

او مي گويد : من نيز دنبال آن کعبه مقصود به حرم مطهّر مشرّف شدم . در حرم مطهّر جز آن حضرت در آن ساعت زائر ديگري نبود . قسمت بالاي سر تشريف آوردند ، مشغول زيارت شدند و بعد از زيارت تشريف بردند . (53)




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:52 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



آقاي شيخ عبدالله موسياني مي گويد : در يک فصل زيارتي عازم مشهد مقدّس بوديم و مي دانستيم که در آن ايّام در مشهد منزل به سختي پيدا مي شود . به حرم مطهّر حضرت معصومه عليها السلام مشرّف شديم و عرضه داشتيم : ما عازم عتبه بوسي برادر بزرگوارتان هستيم ، در مورد منزل ، خودتان عنايتي بفرماييد .


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:51 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



آيت الله حاج آقا عزّالدين زنجاني كه از شخصيتهاي برجسته جهان تشيع ، و مقيم مشهد مقدس هستند ، مي فرمايند : در دوران سياه رضاخان از فشارهاي شديدي كه براي روحانيون ايجاد كرده بودند ، محدوديت استفاده از لباس مقدس روحانيت بود ، تنها كساني مجاز به گذاشتن عمامه بودند كه امتحان بدهند و تصديق داشته باشند . من در آن هنگام به سن ّ تكليف نرسيده بودم ، ولي امتحان داده تصديق گرفته بودم در عين حال مورد تعرض مأموران شهرباني قرار مي گرفتم ، لذا در يكي از مسافرتها كه در محضر پدر بزرگوارم به مشهد مقدس سفر كرده بودم ، مأمورين شهرباني به جرم عمامه داشتن مرا جلب كردند ، ولي چون رئيس شهرباني اهل زنجان بود مرا آزاد كرد .


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:49 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



حضرت حجه الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ مهدي فقيه ايماني ، صاحب آثار ارزشمند فراوان فرمودند :

هنگامي كه كتاب كريمه اهلبيت به دستم رسيد با خواندن بخش كرامات آن ، گريه زيادي كردم . چندي بعد در ماه جمادي الثاني 1417 هـ . به قم مشرف شدم . مطّلع شدم كه كتاب يكي از دوستان دانشمندم به عنوان بهترين كتاب سال انتخاب شده و جوائز ارزنده اي از جمله يك عمره به ا و تعلّق گرفته است .


 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:14 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


آيت الله حاج ميرزا ابوطالب تجليل كه از شاگردان برجسته مرحوم آيت الله حجت قدس سره و از اعضاي هيأت استفتاي مرحوم آيت الله طاب ثراه بودند و اينك يكي از مفاخر حوزه علميه قم هستند ، مي فرمود :

در عهد زعامت مرحوم آيت الله بروجردي قدس سره روزي در مسير منزلم با طلبه اي مصادف شدم كه با حال اضطراب به سوي آمد ، نسخه اي در دستش بود ، گفت : مريض هستم ، دكتر رفتم و براي پول نسخه كه حدود هفت تومان است ، مانده ام .

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:14 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


جوان سعادتمندي به نام < كامران اعتصامي > در تهران مريض مي شود ، چون از پزشكان نوميد مي شود ، به پيشگاه مقدس حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ متوسل مي شود و نذر مي كند كه اگر خداوند به ا و شفا عنايت فرمايد ، با پاي پياده از تهران به عتبه بوسي حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مشرف شود ، خداوند منّان به احترام حضرت معصومه عليها السلام به او شفا مي دهد ، او نيز به نذر خود عمل كرده ، از تهران با پاي پياده به قم مي آيد و به عتبه بوسي حضرت معصومه عليها السلام شرفياب مي شود .

اين كرامت تحت عنوان < پياده از تهران به قم > در برخي از جرايد كشور منعكس گرديد . (47)




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 4:13 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236347 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب