کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است





در آخرين روزهايي كه كتاب < كريمه اهلبيت > زير چاپ بود ، كرامت باهره و معجزه ظاهره اي از حضرت معصومه عليها السلام مشاهده گرديد كه مورد توجه همگان قرار گرفت ، نقاره صحن به صدا درآمد ، از سوي آستانه مقدسه گزارشي چاپ شد و به ديوارها الصاق گرديد .

اين كرامت باهره در شب شنبه سوم ذيحجه الحرام 1414 هـ . برابر 24/ 2/ 73 ش . ساعت 5/9 در حرم مطهر اين خاتون دو سرا تحقق يافت و گزارش دقيق آن به گوش اهل وِلا رسيد .

اين عنايت و كرامت به دختر سعادتمند چهارده ساله اي به نام : < رقيه امان الله پور > مربوط مي شود ، كه از 94 روز پيش به فلج مبتلا شده بود ، پزشكان از معالجه اش فرومانده بودند ، در طي اين معجزه باهره از فلج نجات يافت و عصاها را به دور انداخت و با پاي خود به وطنش بازگشت .


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:54 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



حجه الاسلام و المسلمين حاج آقا سبزواري فرمودند : حدوداً ساعت 5/8 شب بود ، از حرم خواستم بيرون بروم ، يادم آمد كه يكي از دوستان سخت التماس دعا داشت .

برگشتم كنار ضريح و عرض كردم : بي بي جان ! يكي از دوستان خيال كرده علي آباد هم خبري هست . او مشكلي دارد كه سخت افسرده است و افكارش پريشان است . به او عنايتي بفرماييد ، تا گرفتاري ايشان برطرف شود .

از حرم بيرون آمدم ، صبح روز بعد او را ديدم ، چهره اش بانشاط بود و خوشحال به نظر مي رسيد . گفتم : چه خبر ؟ آن مشكل كذايي چه شد ؟ با خوشحالي گفت : ديشب حل شد . گفتم : ممكن است بگوييد حدوداً چه ساعتي مشكل شما حل شد ؟ گفت : بلي ، حدود ساعت 5/8 شب .

اين فراز ، از باب : ( وَ اَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) : (63) < نعمتهاي پروردگار را بازگو كن > قلمي گرديد .




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:53 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



در يكي از شبهايي كه كشيك حرم مطهر حضرت معصومه عليها السلام سيد علي اصغر تقوي بود ، هنگامي كه حرم مطهر كاملاً خلوت شده ، درهاي حرم يكي پس از ديگري بسته مي شود ، خانمي از او التماس مي كند كه شب را در حرم بيتوته كند ، سيد عذر مي آورد ، او مي گويد : حاجت بسيار مهمي دارم و اجازه دهيد امشب را در حرم بمانم .

سرانجام سيد در مقابل اصرار و التماس آن زن ، دلش به رحم مي آيد و به او اجازه مي دهد كه شب را در حرم بماند .


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:51 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


 

با فرارسيدن غروب خورشيد و نزديك شدن اذان مغرب, برجمعيت مشتاق زيارت كريمه اهل بيت, ((حضرت معصومه(س) افزوده مى شود. صحن و رواق هاى حرم مملو از جمعيت است. نماز جماعت, شور و حال وصف ناپذيرى دارد. پس از اقامه نماز, عاشقان گرد مزار آن حضرت به زيارت و راز و نياز مى پردازند.

پس از نماز از انبوه جمعيت مشتاق كاسته مى شود و طولى نمى كشد كه حرم كاملا خلوت مى گردد. هنگام بستن درهاى حرم مطهر فرا مى رسد.

ـ برادر محترم, خواهر گرامى! لطفا بفرماييد بيرون مى خواهيم درها را ببنديم.

 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:50 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



يكي از دوستان فرهنگي كه همه روزه توفيق عتبه بوسي حضرت معصومه _سلام الله عليها _ را دارد ، براي نگارنده نقل كرد :

براي دخترم خواستگارهاي فراواني آمدند و توافق نشد ، اسامي آنها را يادداشت كردم به 54 مورد رسيد ، روزي به حرم مطهر مشرف شدم و گفتم : اي كريمه اهلبيت من يك داماد سيد و اهل وِلا از شما مي خواهم ، همان روز خواستگاري آمد و برنامه رديف شد و در كمتر از 24 ساعت به توافق رسيديم .




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:49 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



هوا، بسيار سرد و تاريك بود و از آسمان به آرامى و لطافت برف مى باريد انگار كسى پنبه ها را، رشته مى كرد و از بالا به زمين مى ريخت، باد جانسوز و تندى كه از كوههاى جنوبى شهر مى وزيد از روزنه هاى پنجره، با صداى ترسناكى كه بى شباهت با زوزه گرگ نبود، وارد اتاق مى شد.

لامپ اتاق خاموش بود اما با نور چراغ برق خيابان روشن بود. در دو سمت اتاق تختخوابى قرار داشت كه روى يكى از آندو، مرد جوانى خوابيده بود، كه از خروپف اش چنين بر مى آمد بسيار خسته است روى تخت ديگر دختركى دراز كشيده بود و صداى آه و ناله اش، به آرامى در جان سكوت رسوخ كرده، آنرا جريحه دار مى ساخت. كنار تخت دخترك، خانم جوانى با لباس سياه و روسرى سبزى نشسته بود چشمانش سرخ و متورم و بسيار هم خسته بنظر مى رسيد. از جاى برخاست و دستى به شيشه پنجره كشيد و بخار قسمتى از آن را پاك كرد تا بتواند بهتر بيرون را نگاه كند بعد هم سرجايش نشست.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:49 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0


 


طلبه هاى جوان نخجوانى در سالن مدرسه علميه جمع شده بودند.قرار بود فيلم مراسم ورود آنها به ايران نمايش داده شود. اين فيلم چند ماه قبل در فرودگاه مهرآباد گرفته شده بود. طلبه هاحدود 100 نفر بودند. با شروع فيلم زمزمه ها قطع شد. همه بادقت به صفحه تلويزيون چشم دوختند. فرودگاه پذيراى طلاب جوان جمهورى آذربايجان بود. گزارشگران و خبرنگاران زيادى از صدا و سيما ومطبوعات آمده بودند. در قسمتى از فيلم نماى نزديكى از صورت وچشمان يكى از طلاب نشان داده شد. افراد حاضر در سالن با مشاهده چشمان معيوب آن طلبه با صداى بلند خنديدند. حمزه سرش را زيرانداخت و صورتش سرخ شد. صداى دوستانش را از گوشه و كنارمى شنيد. بچه ها ديدين چه جورى از صورت حمزه فيلم برادرى كردن! چشماش قشنگ معلوم بود! انگار فيلم برداره باهاش لج بوده.مى خواسته او نو مسخره كنه. بچه ها نگاه كنيد. دوباره داره حمزه رو نشون مى ده!
 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:48 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



آيت الله حاج آقا موسي شبيري داستان زير را در منزل خود و در بيت مرحوم آيت الله صدر ، چندين بار در حضور جمع نقل كردند ، از جمله در روز 18 ذيقعده الحرام 1415 هـ . در منزل خود از مرحوم حاج جواد مجتهدزاده اردبيلي نقل فرمودند : كه گفت :

اوايل كه من از اردبيل آمده بودم ، در مسافرخانه ابن سينا اطاق گرفته بودم و در صدد بودم كه خانه ملك صادقي را بخرم ولي درست نمي شد.

شبي در خدمت آقاي حاج حسين آقاي مصطفوي درمنزل آقاي سرهنگ صدرايي بوديم ، يكي از اقطاب صوفيه نيز حضور داشت ، او به عنوان پيشگوئي گفت :

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:47 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0



دوست عزيزم حجه الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيد بيوك اهري ، كه يكي از شيفتگان با اخلاص حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ هستند و ملتزمند كه در همه ايام سال ، با پاي پياده از منزل خود _ واقع در سالاريه _ به حرم مطهر مشرف شوند .

نگارنده از ايشان تقاضا كرد كه قسمتي از مشاهدات شخصي خود را براي درج در اين كتاب شرح دهند . فرمودند :


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:46 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0




يکي از طلاّب فاضل نقل مي کند که يک وقت مشکلي برايم پيش آمد ، به حرم مطهّر حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مشرّف شدم و از محضر مقدّسشان تقاضا کردم که مشکلم را به هر نحوي که صلاح مي داند حلّ کند .

روز بعد با يکي از دوستانم در مشهد تلفني صحبت مي کرديم ، او شماره حسابم را گرفت و گفت : بنا هست که شماره حساب شما را به يک بنده خدايي بدهم . شب در عالم رويا ديدم در تهران هستم و به خدمت يکي از علماي تهران رسيده ام ، او يک برگ چک بانک ملّي نوشت و به من داد و من درعالم رويا متوجّه بودم که حواله حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مي باشد


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:45 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236338 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب