کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


اينجا فروغ عشق و صفا موج مي زند
نور خدا به صحن و سرا موج مي زند
اينجا كه طور جلوه و سيناي ايزدي است
از هر كرانه، نور خدا موج مي زند

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 6 شهریور 1392  ] [ 8:06 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

حبذا ایوان كیوان بارگاه فاطمه

فرخا كاخ جلال و دستگاه فاطمه

بارگاه كبریا یا درگه "معصومه" است

جان فداى عز و شان و قدر و جاه فاطمه

دختر موسى بن جعفر(ع) خواهر پاك رضاست

در فلك، فوج ملك باشد سپاه فاطمه


ادامه مطلب

[ سه شنبه 5 شهریور 1392  ] [ 11:09 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
 
سراينده : حبيب چايچيان «حسان»
به ديوار و در اين بيت توحيد
بود اين بارگاه خلد آذين
مزار حضرت معصومه اينجاست
چو اينجا شد چراغ عشق روشن
بُوَد اين درگه از ابواب رحمت
كه اشك عاشقان شد جويبارش
تو اى زائر به تعظيم شعائر
بيا اينجا به اشك خود وضو كن
بپا خيز و بخوان اذن دُخولش
به اذن حيدر و زهراى اطهر
قدم چون مى نهى داخل از اين در
زند چون حلقه براين درگدائى
كه: اى سائل! دعايت مستجاب است
بخواه از رحمت حق هر چه خواهى
«حسانا»، قم كه دارُالمؤمنين است
  فروغ عترت و قرآن توان ديد
حريم دخت هفتم خسرو دين
رضا را خواهر مظلومه اينجاست
به دلها اين حرم شد پرتو افكن
در باغى است از باغ جنّت
نمى گردد خزان هرگز بهارش
ببوس اين درگه پر نور وطاهر
بيا جان خود اينجا شست و شو كن
اجازت از خداگير ورسولش
به اذن يازده معصوم ديگر
بگو بسم اللّه و اللّه اكبر
به گوش جان او آيد ندائى
محبّ آل عصمت، كامياب است
كه بى حدّ است الطاف الهى
در ِباغ بهشت اندر زمين است

 




[ سه شنبه 5 شهریور 1392  ] [ 2:34 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
 
سراينده : حضرت امام خمينى (ره)
اى ازليت به تربت تو مخمّر
آيت رحمت زجلوه توهويدا
جودت هم بسترا،به فيض مقدس
پرده كشدگركه عصمت توبه اجسام
جلوه توايزدى رامجلى
گويم واجب ترا،نه آنت رتبت
ممكن اندر لباس واجب پيدا
ممكن امّاچه ممكن ،علّت امكان
ممكن امّايگانه واسطه فيض
ممكن امّانمودهستى ازوى
وين نه عجب زآنكه نوراوست ززهرا
نورخدادرسول اكرم پيدا
وز وى تابان شده به حضرت زهرا
اين است آن نوركزمشيّت كن ،كرد
اين است آن نوركزتجلّى قدرت
شيطان عالم شدى اگركه بدين نور
آبروى ممكنات جمله ازاين نور
جلوه اين خودعرض نمودعرض را
عيسى مريم به پيشگاهش دربان
اين يك چون ديده بان فراشده بردار
ياكه دوطفلنددرحريم جلالش
اين يك انجيل رانمايدازحفظ
گركه نگفتى امام هستم برخلق
فاش بگفتم كه اين رسول خداى است
دخترجزفاطمه نيابداين سان
دخترچون اين دوازمشيمه قدرت
آن يك امواج علم راشده مبدا
اين يك ازخطابش مجلى
اين يك برفرق انبياشده تارك
اين يك درعالم جلالت كعبه
لم يلدبسته لب وگرنه بگفتم
اين يك كون ومكانش بسنه به مقنع
چادرآن يك حجاب عصمت ايزد
آن يك برملك لايزالى تارك
تابشى ازلطف آن بهشت مخلّد
قطره اى ازجودآن بحارسماوى
آن يك خاك مدينه كرده مزيّن
خاك قم اين كرده ازشرافت جنّت
عرصه قم غيرت بهشت برين است
زيبداگرخاك قم به عرش كندفخر
خاكى عجب خاك ،آبروى خلايق
گركه شنيدندى اين قصيده«هندى»
آن يك طوطى صفت همى نسرودى
وين يك قمرى نمط هماره نگفتى
  وى ابديّت به طلعت تومقرّر
رايت قدرت درآستين تومضمر
لطف هم بالشا،به صدرمصدّر
عالم اجسام گردد،عالم ديگر
عصمت توسرمختفى رامظهر
خوانم ممكن ترا،ممكن برتر
واجبى اندر رداى امكان مظهر
واجب،امّاشعاع خالق اكبر
فيض به مهتررسدوزآن پس كهتر
ممكن امّازممكنات فزون تر
نوروى ازحيدراست واوزپيمبر
كردتجلّى زوى به حيدرصفدر
اينك ظاهرز دخت موسى جعفر
عالم،آن كاودرعالم است منّور
دادبه دوشيزگان هستى زيور
ناگفتى،آدم زخاك هست ومن آذر
گرنبدى ،باطل آمدندسراسر
ظلّش بخشود،جوهرّيت جوهر
موسى عمران به بارگاهش چاكر
وين يك چون قاپقان معطّى بردر
ازپى تكميل نفس آمده مضطر
وآن يك تورات رابخواندازبر
موسى جعفر،ولىّ حضرت داور
معجزه اش مى بودهمانادختر
صلب پدرراوهم مشيمه مادر
نامدونايددگرهماره مقدّر
وين يك افواج حلم راشده مصدر
وين يك معدوم ازعقابش مستر
وين يك اندرسراوليارامغفر
وين يك درملك كبريائى مشعر
دخت خداينداين دونورمطهّر
وين يك ملك جهانش بسته به معجر
معجراين يك نقاب عفّت داور
اين يك برعرش كبريائى افسر
سايه اى ازقهر اين جحيم مقعّر
رشحه اى ازفيض اين ذخايراغبر
صفحه قم رانموده اين يك انور
آب مدينه نموده آن يك كوثر
بلكه بهشتش يساولى است برابر
شايدگرلوح رابيايدهمسر
ملجأبرمسلم وپناه به كافر
شاعرشيراز و آن اديب سخنور
اى به جلالت زآفرينش برتر
اى كه جهان ازرخ توگشته منوّر

 




[ سه شنبه 5 شهریور 1392  ] [ 2:33 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 1

نم نمك بوي بهاران ميرسد

بوي سرسبزي ريحان ميرسد

باز دل ها در تلاطم آمده

بار ديگر باز طوفان ميرسد

باظهورش در كوير قم ولي

حلم و علم و فضل و عرفان ميرسد

عيدي ام شكي ندارم امشب از


ادامه مطلب

[ شنبه 2 شهریور 1392  ] [ 4:43 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
 
ألا تجلّی نامت در اوج زیبایی
به عصمت و شرف و قدر و جاه والایی
رضا چو دید به قنداقه مصحف رویت
تو را بِدید ولی با جمال زهرایی
---
خوش آن کسی که بگردد گدای سفره ی تو
و بهره مند شود از عطای سفره ی تو
فقط نه مردم قم ریزه خوارتان هستند
تمام خلق نشسته به پای سفره ی تو
---
ای گنبد تو داده به شمس و قمر ضِیا
معصومه ی کریمه،تجلّی هل اَتی
بر رشته های چادر تو می برم پناه
ای خواهر امام رئوف،إشفعی لَنا
---
عالم ز تو دستورالعمل بگرفته
از شهد لبت رضا عسل بگرفته
تا اینکه تو را گرفت در آغوشش
انگار که زهراست بغل بگرفته
---
آن روز که بر دلم نمودی تو نگاه
زائل ز وجود من شد آن لحظه گناه
زآنجا که برادرت خدای دلهاست
یا فاطمه إشفعی لَنا عند الله
 
 آقای علی اصغر انصاریان



[ شنبه 2 شهریور 1392  ] [ 4:37 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::         3   4   5   6   7   8   9   10   11   12  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236185 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب