عاصی و محتاجِ ترّحم شدم
راهیِ بیتالكرمِ قم شدم
رد شدم از وحشتِ دشتِ کویر
رد شدم از تشنگیِ گرمسیر
کیست که اینگونه جلا میدهد
بوی غریبیِ رضا میدهد
ادامه مطلب
|
کریمه اهل بیت معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است
| ||
|
|
عاصی و محتاجِ ترّحم شدم
این بارگاه قدس كه از عرش برتر است
آرامگاه دختر موسى بن جعفر است
پاكیزه گوهر صدف عصمت بتول
یعنى كه نور دیده زهراى اطهر است
والا تبار خواهر سلطان دین رضا
فخر زنان عالم و خاتون محشر است
عزّت نگر كه حرمت طوف حریم او
با حرمت طواف امامان برابر است
شبى گشتم مقیم گلشن قم
سحر چون گل شكفتم با تبسّم
بلى چون گل شود با گل مقابل
در او لطف و صفا یابد تجسّم
به دیوار و در این بیت توحید
فروغ عترت و قرآن توان دید
بود این بارگاه خلد آذین
حریم دخت هفتم خسرو دین
مزار حضرت معصومه اینجاست
رضا را خواهر مظلومه اینجاست
| |