1 ـ رسول الله (ص) : الايمان في عَشرةٍ: المعرفة والطاعة واعلم والعمل والورع والاجتهاد والصّبر واليقين والرضا والتسليم، فايّها فقد صاحبه بطل نظامه.

(بحارالانوار ج 28، ص 175)

پيامبر اكرم (ص): ايمان در ده چيز اسـت: شناخت، فرمانبري از خدا، علم، عمل، پاكدامني، سخت‌كوشي، شكيبايي، يقين، خشنودي و تسليم در برابر خدا. هر يك از اين ده ركن كم شود، رشته ايمان از هم پاشيده مي‌شود.

2 ـ عنهم عليهم السلام: جدّوا واجتهدوا، وإن لم تعلموا فلا تعصوا، فإنّ من يبني ولا يهدم يرتفع بناؤه وإن كان يسيراً، وأنّ من يبني ويهدم يوشك أن لا يرتفع بناؤه.

(بحارالانوار ج 8، ص 286)

امامان معصوم (ع): تلاش و كوشش كنيد و اگر عمل نمي‌كنيد، گناه هم نكنيد؛ زيرا كسي كه بنايي مي‌سازد و ويرانش نمي‌كند، ساختمانش برافراشته مي‌شود، هر چند كوچك باشد. امّا كسي كه مي سازد و سپس ويران مي‌كند، بنايش برافراشته نمي‌شود.

3 ـ الإمام علي (ع):‌ العمل العمل، ثم النهاية النهاية، والاستقامة الاستقامة، ثم الصبر الصبر، والورع، إن لكم نهاية فانتهوا الي نهايتكم.

(نهج‌البلاغه: خطبه 176)

‌امام علي (ع): كار كنيد و آن را به پايانش رسانيد و در آن پايداري كنيد؛‌ آن گاه شكيبايي ورزيد و پارسا باشيد. همانا شما را پاياني است؛ پس، خود را به آن پايان (بهشت) رسانيد.

4 ـ الإمام علي (ع): مَن أبطا به عمله، لم يسرع به نسبه (حسبه).

(نهج‌البلاغه: حكمت 23)

امام علي (ع): هركس كارش او را كُند برد، نسبش (حسبش)‌ او را شتابان نبرد.

5 ـ الإمام علي (ع):‌ المداومة المداومة! فإن‌الله لم يجعل لعمل المومنين غاية الا الموت.

(مستدرك الوسائل: 177/130/1)

امام علي (ع): در كار پيگير باشيد، زيرا خداوند براي كار مؤمنان پاياني جز مرگ قرار نداده است.

6 ـ الإمام علي (ع): قليل تدوم عليه، أرجي من كثير مملولٍ منه.

(نهج‌البلاغه: حكمت 278)

امام علي (ع): كار (خير) اندك، كه بر آن مداومت ورزي، از كار بسيار كه از آن خسته شوي، اميدوار كننده‌تر است.

7 ـ الإمام الباقر (ع):‌ ما من شيء أحب إلي الله من عمل يداوم عليه، و إن قلّ.

(الكافي: 3/82/2)

امام باقر (ع): ‌هيچ چيز نزد خداوند، محبوب‌تر از كاري نيست كه بر آن مداومت شود، هر چند اندك باشد.

8 ـ الإمام الصادق (ع) في وصيّته لعمرو بن سعيد: اوصيك بتقوي الله والورع والاجتهاد واعلم أنّه لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه.

(البحار: 1/296/70)

امام صادق (ع) خطاب به عمرو بن سعيد: تو را به تقواي الهي و پارسايي و كوشش سفارش مي‌كنم و بدان كه كوششي كه در آن پارسايي نباشد، سودي نمي‌دهد.

9 ـ الإمام الصادق (ع): من قَبل الله منه صلاةً واحدةً لم يعذّبه، ومن قبل منه حسنةً ... لم يعذّبه.

(كافي: 11/266/3)

امام صادق (ع):‌ خداوند از هر كس يك نماز بپذيرد، عذابش نكند و از هر كه، يك كار خوب بپذيرد... عذابش نكند.

10 ـ رسول الله (ص) يتبع الميّت ثلاثة: أهله وماله وعمله، فيرجع اثنان و يبقي واحد؛‌ يرجع أهله و ماله و يبقي عمله.

(كنز العمال: 42761)

پيامبر خدا (ص):‌ سه چيز، شخص مرده را همراهي مي‌كنند: خانواده‌اش، دارايي‌اش و عملش. دو تاي آنها بر مي‌گردند و يكي باقي مي‌ماند. خانواده و دارايي او برمي‌گردند و عملش با او مي‌ماند.

11 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): عليكم بالجدّ والاجتهاد والتأهّب والاستعداد.

(نهج‌البلاغه: خطبه 130)

امام علي (ع): بر شما باد به تلاش و سخت‌كوشي و مهيا شدن و آماده گشتن.

12 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): فعل الخير ذخيرة باقية وثمرة زاكية.

(غررالحكم: 6545)

امام علي (ع): «كار خوب» اندوخته‌اي ماندني و ميوه‌اي پاكيزه و خوشگوار است.

13 ـ الإمام الصادق (ع): ‌اعملوا قليلاً تنعّموا كثيراً.

(تنبيه الخواطر: 2-183)

امام صادق (ع): اندكي كار كنيد، تا بسيار متنعّم شويد.

14 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): إذا هبت أمراً فقع فيه، فإنّ شدّة توقّيه أعظم ممّا تخاف منه.

(غررالحكم: 8955)

امام علي (ع): هرگاه از كاري ترسيدي، خود را بـه كام آن بينداز. زيرا ترس شديد از آن كار، دشوارتر و زيان‌بارتر از اقدام به آن كار است.

15 ـ الإمامُ الباقرُ: الإيمانُ إقرارٌ وعملٌ، والإسلامُ إقرارٌ بلا عملٍ.

(تحف العقول: 297)

امام باقر (ع): «ايمان» اقرار است و عمل، و اسلام آوردن، صرفاً اقراري است بدون عمل.

16 ـ الإمام صادق (ع): إذا كان الرجل علي عمل فليدم عليه سنة، ثم يتحول عنه إن شاء الي غيره؛ وذلك إن ليلة القدر يكون فيها في عامه ذلك ما شاء الله إن يكون.

(الكافي 1/82/2)

هرگاه شخصي كاري را آغاز كند، بايد تا يك سال آن را ادامه بدهد. سپس اگر خواست، به كار ديگري بپردازد؛ زيرا شب قدر ـ كه آنچه خداوند مي‌خواهد مقدّر مي‌كند ـ در آن يك سال وجود دارد.

17 ـ رسول الله (ص): وجدت الحسنة نوراً في القلب، وزينا في الوجه، وقوة في العمل، ووجدت الخطيئة سواداً في القلب، ووهناً في العمل، وشيناً في الوجه.

(كنز العمّال: 44084)

پيامبر خدا (ص): نيكي را نور دل و آرايه رخسار و نيروي كار يافتم و بدي و گناه را سياهي دل و سستي در كار و زشتي چهره.

18 ـ رسول الله (ص): أفضل الأعمال أحمزها.

(البحار: 191/70)

پيامبر خدا (ع): برترين كارها، دشوارترين آنهاست.

19 ـ رسول الله (ص): أفضل العمل أدومه و إن قل.

(تنبيه الخواطر: 63/1)

پيامبر خدا (ع): برترين كار، با دوام‌ترين آنهاست، هر چند اندك باشد.

20 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): طاعة الله سبحانه لا يحوزها إلا من بذل الجدّ واستفرغ الجهد.

(غررالحكم: 6009)

امام علي (ع): به طاعت خداي سبحان دست نيابد مگر كسي كه تلاش كند و نهايت كوشش خود را به كار گيرد.

21 ـ الإمام علي (ع): أفضل الأعمال ما أكرهت عليه نفسك.

(البحار: 20/69/78)

امام علي (ع):‌ برترين كارها،‌ كاري است كه نفس خود را بر انجام آن مجبور گرداني.

22 ـ الإمام علي (ع): أفضل العمل ما أريد به وجه الله.

(غررالحكم: 2958)

امام علي (ع): برترين كار، كاري است كه براي خدا باشد.

23 ـ الإمام علي (ع): أفضل الأعمال لزوم الحق.

(غررالحكم: 3322)

امام علي (ع): ‌برترين كارها، پايبندي به حق است.

24 ـ الإمام الصادق (ع) ـ لمّا سئل عن أفضل الأعمال ـ: الصلاة لوفتها، وبرّ الوالدين ، والجهاد في سبيل الله.

(الكافي: 4/158/2)

امام صادق(ع) ـ در پاسخ به پرسش از بهترين كارها ـ فرمود: نماز به وقت، نيكي كردن به پدر و مادر و جهاد در راه خداوند.

25 ـ رسول الله (ص): ثلاث من لم يكنّ فيه لم يتمّ له عمل: ورع يحجزه عن معاصي الله، وخلق يداري به الناس، و حلم يردّ به جهل الجاهل.

(الكافي: 1/116/2)

پيامبر خدا (ص): سه چيز است كه در هر كس نباشد هيچ عملي از او كامل نگردد: پارسايي كه او را از نافرماني خدا باز دارد و خويي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند و بردباري‌اي كه با آن رفتار جاهلانه نادان را دفع سازد.

26 ـ رسول الله (ص): ثلاثةٌ لا ينفع معهنّ عمل: الشرك بالله، وعقوق الوالدين، والفرار من الزّحف.

(كنز العمال: 43824)

پيامبر خدا (ص): سه چيز است كه با وجود آنها هيچ عملي سود نمي‌بخشد: شريك قرار دادن براي خدا، نافرماني و آزردن پدر و مادر و گريختن از جهاد.

27 ـ ابو عمرو الشيباني: رأيت أبا عبدالله وبيده مسحاة وعليه إزار غليظ يعمل في حائط له والعرق يتصابّ عن ظهره فقلت: جعلت فداك أعطني أكفك فقال لي: إنّي احبّ أن يتأذّي الرجل بحرّ الشمس في طلب المعيشة.

(الكافي: 13/76/5)

ابو عمرو شيباني: امام صادق (ع) را ديدم كه در دستش بيلي بود و ازاري ضخيم بر تن داشت و در بوستان خود كار مي كرد و عرق از پشت او سرازير بود. عرض كردم: فدايت شوم! اجازه بدهيد من به جاي شما كار كنم. فرمود: من دوست دارم كه مرد براي تأمين معيشت خود در گرماي آفتاب اذيّت شود.

28 ـ الإمام الباقر (ع): لا ينفع مع الشّك والجحود عملٌ.

(الكافي: 7/400/2)

امام باقر (ع): با وجود شك و انكار، هيچ عملي فايده ندارد.

29 ـ الإمام الصادق (ع):‌ لا يقبل الله من مؤمن عملاً وهو مضمر علي أخيه المؤمن سوءاً.

(الكافي: 7/361/8)

امام صادق (ع):‌ خداوند از مؤمني كه نسبت به برادر مؤمن خود نيت بد داشته باشد، هيچ عملي را نمي‌پذيرد.

30 ـ الإمام علي (ع):‌ إحذر كل عملٍ يرضاه صاحبه لنفسه، ويكرهه لعامّة المسلمين.

(شرح نهج‌البلاغه ابن‌أبي‌الحديد: 41/18)

امام علي (ع):‌ از هر كاري كه كننده‌اش آن را براي خود مي‌پسندد و بر مردم مسلمان نمي‌پسندد، دوري كن.

31 ـ الإمام علي (ع): ‌احذر كل عمل يعمل به في السّرّ، ويستحي منه في العلانية.

(نهج‌البلاغة: الكتاب 69)

امام علي (ع): از هر كاري كه در نهان انجام مي‌شود و در آشكار از انجام آن شرم مي‌شود،‌ دوري كن.

32 ـ الإمام علي (ع):‌ إياك وكل عمل إذا ذكر لصاحبه أنكره.

(البحار: 19/369/71)

امام علي (ع): ‌بپرهيز از هر كاري كه اگر براي كننده آن يادآوري شود، آن را زشت شمارد.

33 ـ رسول الله (ص): إن الله تعالي يحب إذا عمل إحدكم عملا إن يتقنه.

(كنز‌العمال: 9128)

پيامبر خدا (ع): خداوند تعالي دوست دارد كه هرگاه فردي از شما كاري كند آن را محكم ( و بي‌عيب) انجام دهد.

34 ـ الإمام الصادق (ع):‌ لمّا مات إبراهيم ابن رسوال الله رأي النبي في قبره خللاً فسوّاه بيده، ثم قال: إذا عمل أحدكم عملاً فليتقن.

(وسائل الشيعه: 1/883/2)

امام صادق (ع): چون ابراهيم، فرزند پيامبر خدا (ع) درگذشت، پيامبر درقبر او شكافي ديد و آن را با دست پر و هموار كرد. سپس فرمود: هرگاه كسي از شما كاري كرد، محكم كاري كند.

35 ـ رسول الله (ص):‌ إن أعمالكم تعرض علي كلّ يوم، فما كان من حسنٍ استزدت الله لكم، وما كان من قبيح استغفرت الله لكم.

(الفقيه: 582/191/1)

پيامبر خدا (ص): ‌كارهاي شما هر روز به من نشان داده مي‌شود. اگر خوب باشد، از خدا مي‌خواهم بر كارهاي شما بيفزايد و اگر زشت باشد، برايتان از خدا‌ آمرزش مي‌طلبم.

36 ـ الإمام الحسين (ع):‌ إن أعمال هذه الامة ما من صباح إلا وتعرض علي الله تعالي.

(عيون أخبار الرضا: 156/44/2)

امام حسين (ع): هر بامداد، اعمال اين امت بر خداوند متعال عرضه مي‌شود.

37 ـ الإمام الرضا (ع) ـ وقد قال عبدالله بن أبان له: إن قوماً من مواليك سألوني أن تدعوالله لهم-: والله إني لأعرض أعمالهم علي الله في كل يوم.

(وسائل الشيعه: 25/392/11)

عبدالله بن ابان به امام رضا (ع) عرض كرد: گروهي از دوستان شما از من خواسته‌اند از شما تقاضا كنم برايشان دعا كنيد. حضرت فرمود: به خدا قسم من خد هر روز اعمال آنها را بر خدا عرضه مي‌كنم.

38 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): كُلُّ امرئٍ يَلْقي ما عَمِلَ ويُجْزي بِما صَنَعَ.

(غررالحكم: 6918)

هر انساني كرده خود را مي‌بيند و سزاي كردارش را مي‌گيرد.

39 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): من قصّر في العمل، ابتلي بالهمّ.

(نهج البلاغه: حكمت 127)

امام علي (ع): هر كه در عمل كوتاهي كند، به اندوه گرفتار آيد.

40 ـ رسول الله (ص):‌ اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبداً، واعمل لآخرتك كأنّك تموت غداً.

(تنبيه الخواطر: 234/2)

پيامبر خدا (ص): براي دنياي خود چنان كار كن كه گويي جاودانه زندگي مي‌كني و براي آخرتت چنان كار كن كه گويي فردا خواهي مرد.

منبع : www.lailatolgadr.ir

محور : کار و همت از دیدگان معصومین (ع)

 


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 12:09 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



انقلاب اسلامي ايران بزرگ ترين تحول قرن چهاردهم هجري قمري و بيستم ميلادي و نقطه عطف درتحولات جهاني است. امام خميني رضوان الله تعالي عليه در وصيت نامه خويش فرمودند: اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تاييدات غيبي الهي پيروز گرديد و اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت.

ايشان در همين نوشتار انقلاب اسلامي ايران را « امانت الهي » و « هديه غيبي » و « تحفه الهي » و « پديده الهي » دانسته اند كه از جانب خداوند منان به ملت ايران عنايت شده است. بي ترديد اين نعمت بزرگ الهي نيازمند پاسداري و حفاظت است. بقا و دوام انقلاب اسلامي بدون تحقق شرايط و لوازم آن امكان پذير نيست. رهاكردن انقلاب در بين راه و كوتاهي در رساندن انقلاب به تمام اهداف بزرگ و بي پايان آن از آفات انقلاب است. خستگي انقلابيون تنبلي بي حالي نااميدي سستي و بي حوصلگي آنان خطر بزرگي است كه انقلاب را تهديد مي كند. حضور در تمام صحنه هاي انقلاب و سعي و كوشش همه جانبه و تلاش دائمي در راستاي پاسداري از انقلاب اسلامي و فراهم نمودن شرايط و عوامل تداوم آن و ظيفه و تكليف الهي عمومي است. روحيه انقلابي تلاش تحرك پويايي فعاليت و نشاط انقلابي عامل بقا و پايداري انقلاب و ضامن رسيدن به اهداف بلند و نهايي انقلاب است.

پيامبر و امامان عليهم السلام پيوسته مسلمانان رابه « عمل صالح » و تلاش و كوشش دعوت كرده اند. امام باقرعليه السلام نيز در رهنمودهاي الهي خويش همگان رابه « عمل » و « جهاد » و « اجتهاد » و « بيداري » و « بلند همتي » و « پايداري » و « صبر بر اطاعت » و « خود نگهداري از معصيت خدا » و « شكر نعمت » و « معرفت » فرمان داده اند و آنان را از « تنبلي » و « بي كاري » و « كم كاري » و « كسالت » و « سستي » و « بي حالي و بي حوصلگي » بازداشته اند.

نفي تنبلي و بي حوصله گي

تنبلي و بي حوصله گي ريشه بسياري از ناكامي ها و شكست هاست امام باقرعليه السلام در نكوهش تنبلي و بي حوصله گي فرموده اند: اياك و الكسل و الضجرفانهمامفتاح كل شر من كسل لم يودحقا و من ضجرلم يصبرعلي حق از تنبلي و بي حوصله گي بپرهيز و دوري كن كه آن دو حالت كليد هر بدي و سرآغاز هرشري است ! هركه تنبل شد حقي را ادا نمي كند و آن كه بي حوصله و بي قرار باشد بر هيچ حقي صبر نمي كند و شكيبايي نمي ورزد. انقلاب اسلامي با اوصاف پيش گفته نعمت بزرگي است كه حقوقي رابرگردن هرايراني و هرمسلمان مي نهد. اداي اين حقوق و شكيبايي بررعايت اين حقوق باخستگي و تنبلي و كم حوصله گي امكان پذير نيست. تنبلي و بي حالي انقلابيون و ضعف و بي حوصله گي اقشار و طبقات جامعه انقلابي ايران آفت انقلاب و مايه درماندگي و نابودي انقلاب است. باتنبلي و بي حالي مردم انقلاب اسلامي در برابر دشمنانش رها مي شود و بي پشتيبان مي ماند و اشرار با شرآفريني و ضربه زدن به انقلاب اسلامي مردم را از خير و بركت انقلاب محروم نمايد.

امام باقر عليه السلام در حديث ديگر هشدار داده و درباره خطر تنبلي و كسالت فرموده اند: الكسل يضر بالدين و الدنيا تنبلي به دين و دنيا ضرر و زيان مي رساند. در سخن پيشين تنبلي دست مايه هر شر و بدي و در اين سخن نيز زيان بار براي دين و دنياي انسان ها شمرده شده است بنابراين براي تداوم انقلاب بايد از آن دست برداشت.

نكوهش تسويف و تواني

مسلمانان از به آينده و اگذار نمودن كارها و سستي در انجام امور نهي شده اند. امام باقر عليه السلام فرموده اند: اياك والتسويف فانه بحر يغرق فيه الهلكي و اياك و التواني فيمالا عذر لك فيه فاليه يلجا النادمون از امروز و فردا نمودن در كارها دوري كن كه آن همانند دريايي است كه هلاك شونده در آن غرق و نابود مي گردد و از سستي در آن چه كه در آن براي تو عذري نيست بپرهيز كه پناهگاه و ماواي پشيمانان و علت پشيماني است.

مطابق اين رهنمود ارزنده امام پنجم كوتاهي از انجام به موقع هركار و به تاخير انداختن آن و امروز و فردا نمودن و واگذاري كارها به آينده و آيندگان علت نابودي و هلاكت است. واگذاشتن كارها به فردا همانند فرورفتن در درياي بي پايان و بي كرانه اي است كه هلاكت و غرق شدن را در پي دارد. «تسويف» عامل ازدست دادن فرصت هاي طلايي و محروم شدن از تحرك و نشاط انقلابي و ترك اقدامات لازم و ضروري است. «تواني» و ضعف و سستي نيزعامل پشيماني است. اگر انقلابيون از فرصت هاي گوناگون براي كوشش و تلاش در راه رساندن انقلاب به اهداف الهي اش بهره برداري ننمايند با سستي و ضعف افراد و اقشار انقلابي جامعه فرصت ها از دست مي رود و يا تبديل به تهديد مي گردد و درنهايت پشيماني انقلابيون رادرپي خواهدداشت.

ارزش عمل صالح جهاد و اجتهادو اطاعت

تمام سفارش ها و موعظه هاي الهي امام باقر عليه السلام در راستاي تشويق انسان ها به كار و تلاش است. ايشان در دعوت به سخت كوشي فرموده اند: عليكم بالورع و الاجتهاد بر شماباد به ورع و تقوي و تلاش و اجتهاد. آن حضرت در برتري و ارزش جهاد و كوشش نيز فرموده اند: لافضيله كالجهاد و لاجهادكمجاهده الهوي هيچ فضيلتي همانند جهاد نيست و هيچ جهادي نظير مجاهده باهواي نفس نيست «اجتهاد» و «جهاد» به معناي تلاش و كوشش تمام و كامل است. بنابراين كارو تلاش خستگي ناپذير و تمام كوشش خويش رابه كاربردن و همه سعي خويش رانمودن و انجام كارها با تمام نيرو و توان رسالت هر انقلابي متعهد است. سخت كوشي و فعاليت و كوشش دائمي درراه پاسداري از دستاوردهاي انقلاب و تحقق اهداف و آرمان هاي اسلامي انقلاب بالاترين فضيلت و ارزش است زيرا مستلزم مجاهده باهواي نفس و نبرد با وسوسه هاي شيطاني و مبارزه باتنبلي و بي حالي و بي عاري و ضعف و سستي است.

در تعريف امام باقر عليه السلام از «ايمان» دو ركن مطرح است اسلام اقرار است ولي ايمان «اقرار» و «عمل» مي باشد در وصاياي امام باقر عليه السلام به جابر جعفي نير فرزندان دنيا اهل غفلت و غرور و جهالت اند و فرزندان آخرت مومنان «اهل عمل» و زهدو علم و فقه و اعتبار (پندو عبرت گرفتن ) و فكرند و از ذكر و ياد خداوند خسته نمي گردند در وصاياي آن حضرت به ابوحمزه ثمالي نيز موازرت و مساعدت و كمك بر «عمل صالح» كوبنده استكبارجهاني و سلطان ستمگر و شيطان و سوسه گرشمرده شده است مطابق رهنمودي ديگر از امام باقر عليه السلام صابران براداي فرائض الهي و متصبران بر ترك محارم در روز قيامت به فرمان الهي در امان اند. جابرجعفي گفته است: هجده سال در خدمت امام باقر عليه السلام بودم در زمان خروج و لحظه وداع عرض كردم: مرا موعظه و راهنمايي نماييد. امام فرمودند: اي جابر پس از هجده سال باز هم راهنمايي كنم ! عرض كردم: آري ! شما دريايي هستيد كه هرگز خشك نمي شود و كران ناپيداست. سپس امام باقر عليه السلام فرمودند: اي جابر از جانب من به شيعيانم سلام برسان و به آنان بگو: هيچ خويشاوندي ميان ما و خداي عزوجل نيست و راه تقرب به خداوند اطاعت از اوست. اي جابر! هر كه خدا را اطاعت و فرمانبري نمايد و ما را دوست بدارد اهل ولايت است و هر كه خدا را معصيت و نافرماني كند دوستي ما به او سودي نمي رساند.

امام باقر عليه السلام به برخي شيعيان هشدار دادند: ان و لايتنالاتدرك الابالعمل همانا ولايت ما جز با عمل درك نمي شود. براساس اين هشدارهاي امام باقر عليه السلام ادعاي دوستي اهل بيت بايد با سعي و كوشش در راه اطاعت خداي متعال توام باشد چون محبت امامان و فرمانبرداري خداوند تفكيك ناپذيرند و باهم سودمند و موثرند.

همت بلند

امامان عليهم السلام راهنمايان بشريت به عزت و كرامت و دورانديشي و همت بلند و اهداف بزرگ بوده اند. امام باقر عليه السلام در سفارش هاي ارزنده خويش به جابر جعفي فرموده اند: لاشرف كبعدالهمه هيچ شرفي همانند دوري و بزرگي همت و بلندهمتي نيست. در همين وصايا نيز گفته اند: استجلب عز الياس ببعدالهمه عزت نااميدي و بي نيازي از مردم را با دوري و بزرگي همت جلب نما! مطابق اين رهنمودهاي امام باقر عليه السلام داشتن برنامه هاي بزرگ و اهداف بلند و دور كه همواره انسان را به سعي و كوشش همه جانبه وادار نمايد مايه شرافت و عزت و بي نيازي از بيگانگان است. همت بلند و تلاش مناسب مومنان در راه رسيدن به اهداف بزرگ انسان ها را به خودباوري و خودكفايي و رهايي از وابستگي به كافران و بي دينان مي رساند. امام باقر عليه السلام به گروهي ازشيعيان هشداردادند: ياطالب الجنه ما اطول نومك و اكل مطيتك و او هي همتك اي جستجوگر بهشت چقدر خوابت طولاني و چهارپايت خسته و درمانده و همتت سست ضعيف و وارفته است. در اين سخن امام باقر عليه السلام به طالبان بهشت يادآوري شده است كه بهشت با سخت كوشي و تلاش كامل و سعي تمام و بابيداري و مركب راهوار و آماده و همت عالي و بلند و هدف هاي بزرگ به دست مي آيد.

شكرنعمت و مرگ طمع

شكرنعمت علت افزايش نعمت است. انقلاب اسلامي يك نعمت بزرگ الهي است. شكرنعمت انقلاب اسلامي رمزبقا و تداوم انقلاب است. شكر هر نعمتي بايد متناسب و هماهنگ با آن نعمت باشد. حفاظت از آثار و بركات انقلاب اسلامي و نبرد با دشمنان آن و پيشگيري از انحرافات و نفوذ آفات و سعي و كوشش همگاني در راه رساندن انقلاب به همه اهداف مقدس بزرگ آن از مظاهر و جلوه هاي شكر نعمت انقلاب اسلامي است.

امام باقر عليه السلام درباره افزايش نعمت ها با شكر و زوال نعمت ها با كفران نعمت و ترك شكر فرموده اند: استجلب زياده النعم بعظيم الشكر و توسل الي عظيم الشكر بخوف زوال النعم و اطلب بقا العز باماته الطمع با بزرگي شكر زيادي نعمت ها را جلب نما و به بزرگي شكر براي ترس از زوال و نابودي نعمت ها توسل بجو و بقاي عزت را با نابودي و مرگ طمع طلب نما!

در اين حديث يادآوري شده است كه زيادي نعمت معلول شكر و زوال نعمت نيز محصول ترك آن است و عزت و استقلال و كرامت انسان ها بانابودي و مرگ طمع باقي ماند و با طمع ورزي عزت از بين مي رود. از اين رو طمع ورزي كارگزاران و كارمندان دولت اسلامي و طمع ورزي اقشار و طبقات جامعه و رفاه طلبي و زراندوزي و فرمانبرداري از طمع عزت كشور اسلامي ايران را در جهان متزلزل مي كند و به استقلال و شرف و كرامت مردم صدمه زند.

نقش علم و معرفت درعمل صالح

«عمل صالح» بيش از هر چيز ديگر در بقا و تداوم انقلاب اسلامي موثر است. بي ترديد عمل صالح انقلابي در گرو شناخت درست انقلاب است. شناخت عميق انقلاب اسلامي راهنماي عمل صالح انقلابي است. تنها با آگاهي از ماهيت انقلاب و شناخت اهداف ارزش ها و آرمان الهي آن عمل صالح و اقدامات شايسته سازنده و سودمند در جهت بقا و توسعه و كمال انقلاب اسلامي انجام مي شود. امام باقر عليه السلام فرموده اند:

لايقبل عمل الابمعرفه و لامعرفه الا بعمل و من عرف دلته معرفته علي العمل و من لم يعرف فلاعمل له

هيچ عملي جز با معرفت قبول نمي شود و معرفت جز با عمل نيست و هر كه بشناسد معرفتش او را بر عمل دلالت و راهنمايي مي نمايد و هر كه نشناسد پس عملي براي او نيست»

اين حديث بر پيوند استوار «معرفت» و «عمل» تاكيد دارد به گونه اي كه معرفت را راهنماي عمل صالح مي شمارد و عمل بي معرفت را بي ارزش مي داند به حدي كه عمل بي معرفت را هيچ مي بيند. از اين رو كوشش در راه شناخت صحيح انقلاب اسلامي براي عمل صالح انقلابي و اقدامات تاثيرگذار در بقا و دوام و تكامل انقلاب ضروري است.

پی نوشت ها :

1 ـ صحيفه نور مجموعه رهنمودهاي امام خميني (ره ) سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي چاپ اول ج 21 ص 175

2 ـ صحيفه نور ج 21 ص 176

3 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 174 و ص 187

4 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 18

5 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 164

6 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 179

7 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

8 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 177

9 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

10 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 178

11 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 176

12 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 182 و ص 183

13 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 188

14 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

15 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 164

16 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 171

17 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 165

18 ـ بحارالانوار علامه مجلسي ج 78 ص 174


نويسنده : محمّدرضا جواهرى 

منبع : روزنامه جمهوری اسلامی

محور : همت و کار از دیدگاه معصومین (ع)



 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در یک شنبه 16 خرداد 1389  ساعت 11:59 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



افق دید و اوج طلب بعضی انسان ها بسیار بلند است و هیچ گاه رسیدن به آمال پست و غایت های کم مقدار ، روح تشنه آنان را سیراب نساخته و از تکاپو ، تلاش و اوج طلبی باز نمی دارد. تعلیم انبیا (ع) ، اولیا و بزرگان نیز بر همین مضمون سامان یافته و دون همتی و اندک قناعتی در طلب و مقصد، ناپسند نمایانده شده است. روایات در این زمینه نیز بسیار است. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید :

« هنگام طلب ، همت خود را بلند دار . »

همت بلند، انسان را به کوشش و تلاش وا می دارد و از تن آسایی و تنبلی دور می سازد و قوت و قدرت و شجاعت فرد را آشکار می سازد .

امام علی علیه السلام می فرماید :
«دل مشغولی های فرد به اندازه همت اوست . »
یعنی اگر همت بلند داشته باشد، دل مشغولی اش فراوان است و اگر همت پست داشته باشد، به خاطر زودرس بودن، فارغ و بی خیال می گردد .
«هر کس همتش بزرگ باشد، اهتمام و کوشش او نیز بسیار خواهد بود . »
«شجاعت و قدرتِ اقدامِ فرد به اندازه همت اوست . »

با توجه به موقت، کم ارزش بودن، فناپذیری و تمام شدنی بودن دنیا و مظاهرش، انسان باید همتش را از آنها منصرف کرده و به سوی غایت های معنوی و آخرتی سوق دهد. کسی که همت و اهتمامش را در راه رسیدن به غایات مادی دنیایی مصرف کند، زیان کرده و به زودی گرفتار حسرت بزرگ خواهد شد .

پیامبر عظیم الشأن اسلام که خود در بلندهمتی از همگان گوی سبقت ربوده بود، پیروان را نیز به بلندهمتی فرا می خواند و با ستایش از بلندهمتان به الگوگیری از آنان تشویق می کرد .

امام صادق(ع) می فرماید: روزی مردی به محضر پیامبر(ص) مشرف شد و بعد از عرض سلام و اعلام مسلمانی، اظهار داشت :
ـ ای رسول خدا، آیا مرا می شناسی؟
ـ تو کیستی؟

ـ من صاحب همان خانه ای هستم که شما قبل از رسالت در فلان روز آنجا میهمان شدی و در گرامیداشت و میزبانی از شما کم نگذاشتم .

ـ خوش آمدی، حاجت خویش بازگو [تا با برآوردن آن، پاسخ احسانت را به نیکی دهم . ]
ـ از محضر شما دویست گوسفند می خواهم با چوپانی که آنان را بچراند .
رسول خدا امر فرمود تقاضایش را برآورده کردند؛ بعد به اصحابش فرمود :

ـ چه می شد این مرد مانند پیرزن بنی اسرائیلی تقاضا می‌کرد؟! خداوند قبل از خارج شدن بنی اسرائیل از مصر به موسی(ع) وحی کرد که وظیفه داری جسد حضرت یوسف(ع) را با خود به ارض مقدس در شام ببری. حضرت موسی در اجابت دستور حق تعالی پی جوی قبر یوسف صدیق(ع) شد و پیرمردی به آن حضرت عرض کرد: اگر کسی از قبر حضرت یوسف(ع) اطلاع داشته باشد، او جز فلان پیرزن نیست. حضرت موسی(ع) از پیرزن راهنمایی طلبید و پیرزن اسرائیلی او را راهنمایی نکرد مگر زمانی که از ایشان ضمانت گرفت که در جهان آخرت هم درجه و همنشین با وی باشد .

این پیرزن جهان دیده صاحب بینش عمیق شده و می داند که امروز موسای کلیم، مقرّب درگاه خداوند و پیامبری که دعایش اجابت می شود، به او نیازمند گردیده و می تواند از این فرصت استفاده کند و برآورده شدن خواسته هایش را شرط برآوردن خواسته ایشان قرار دهد و طبیعی است که هر کس هزاران خواسته کوچک و بزرگ دارد ولی چنین موقعیتی استثنایی همیشه پیش نمی آید بلکه گاهی نصیب می شود پس باید غنیمت شمرد و دون همتی را کنار گذارد و ارزشمندترین ها را طلب نمود و اگر حاجات دیگری هم دارد، آنان را در ضمن ارزشمندترین بخواهد و این پیرزن روشن بین و بلندهمت بنی اسرائیلی گرچه حاجات دیگر هم دارد ولی آنان را در ضمن ارزشمندترین طلب، ردیف می کند و عرضه می‌دارد :

ای کلیم خدا، تقاضایت را برآورده نمی کنم مگر زمانی که تقاضاهایم را برآورده سازی :
پاهایم را روان گردانی، بینایی ام را باز دهی، جوانی ام دوباره سازی و مرا از همنشینان خود در بهشت نمایی .

و این گونه است که رسول خدا(ص) آرزو می کند پیروانش به چنین زن فهمیده ای اقتدا کنند و در مواقع اجابت دعا از بسنده کردن به تقاضاهای کم ارزش، مادی و دنیایی که نشان دون همتی است خودداری ورزند و نعمت جاوید و فناناپذیر بطلبند .

بنا بر روایتی نیز آن حضرت به ربیعة بن کعب که سالیانی خدمت حضرت کرده بود، فرمودند :
ـ ای ربیعه، تو هفت سال در خدمت ما بوده ای، آیا از من تقاضایی نداری؟
ـ ای پیامبر خدا، به من مهلت فکر کردن بده .
روز بعد ربیعه خدمت ایشان رسید و حضرت فرمود :
ـ حاجتت را بیان کن .
ـ از خدا بخواه مرا با شما به بهشت ببرد .
ـ چه کسی این گونه تقاضا کردن را به تو یاد داد؟

ـ ای پیامبر خدا، کسی مرا یاد نداده است بلکه با خودم فکر کردم و به خودم گفتم: اگر مالی ـ هر چند زیاد ـ از پیامبر بخواهی بالاخره آن مال تمام می شود و اگر عمر طولانی و فرزندان زیاد از ایشان طلب کنی بالاخره عاقبتِ خودت و فرزندانت مردن خواهد بود [پس جز ورود به بهشت و همنشینی با شما را جاوید و شایسته خواستن ندیدم]. رسول خدا لحظاتی سر به زیر انداخت سپس فرمود :

ـ این را برایت خواهم خواست ولی تو هم [برای برآورده شدن حاجتت] با سجده های فراوان مرا یاری کن .

برادر و خواهر گرانقدر، بیاییم دون همتی را از فکر و ذهن و دل خویش دور سازیم و به هنگام اقبال قلب و احساس نزدیکی با خدا و در هنگامه های اجابت دعا، تقاضاهای کوچک، کم ارزش و ناپایدار دنیایی را کنار بگذاریم و تقاضاهایی ماندگار، جاوید و ارزشمند را مطرح کنیم و مانند پیرزن بنی اسرائیلی و خدمتکار پیامبر(ص)، نجات از جهنم، ورود به بهشت و همنشینی با صالحان و اولیای خدا را متقاضی شویم و این لحظات توفیق و نفحه های آسمانی را که چندان زیاد هم نیستند، بیهوده تلف نکنیم .

در مقابل پیرزن فهمیده بنی اسرائیلی، مردی را می بینیم که از پیامبر زمانش شنید که خداوند برای وی سه دعای پذیرفته شده قرار داده است. آن مرد برای بیان خواسته ها با همسرش به مشورت نشست. همسرش که پیر، زشت و بدسیرت بود، از وی خواست دعای اولش را در باره او قرار دهد و از خدا بخواهد که وی را جوان و زیباترین زن زمان گرداند. مرد پذیرفت و دعا کرد و زن، جوان و زیبا و رعنا گشت به نحوی که همه ثروتمندان و قدرتمندان آن سرزمین خواستگار وی شدند. اقبال بی نظیر اصحاب جاه و مال زن را به وسوسه انداخت و به بداخلاقی با شوهر فقیر و گمنام وادار نمود به حدی که شوی او به شدت خشمگین شد و از خداوند خواست او را به شکل حیوانی درنده و کثیف در آورد و چنین شد. بعد از آن فرزندان زن با عجز و ناله از پدر خواستند دعا کند مادرشان به حالت اول بازگردد زیرا به خاطر این قیافه و شکل ناپسند مادر، از جانب اطرافیان به شدت تحقیر و سرزنش می گردند. اصرار فرزندان مرد را وا داشت آخرین و سومین دعایش را بازگشتن همسرش به شکل اول قرا دهد و بدین گونه دعاهای سه گانه روا شده او به هدر رفت و دون همتی، کم عقلی و پذیرندگی او از همسر جاهل امکان ارزشمندی را از وی گرفت .

محور : همت  از دیدگاه معصومین (ع)


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 3:12 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 لا تجتمع عزيمه و وليمه‏ -  همت عالي، با سورچراني و شكم پروري، سازگار نيست 

شرح :

 

كسي كه صاحب همت عالي است به شكم پروري برود، نمي‏تواند همت عالي داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالي، و شكم پروري، در وجود انسان، يكجا جمع شده باشد .
زيرا شخص سورچران، بيش از هر چيز، در بند شكم خوش است، و تمام فكر و كوشش او صرف آن ميشود كه چطور و از چه راهي، خود را به سفره‏يي رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاي لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسي، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فكر آن است كه ذهن و انديشه‏اش را در كارهاي با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاي عالي و والا بگيرد، و اراده و همت خود را در انجام كارهاي با ارزش و انساني نمايان سازد. شخص شكم پرور و سورچران، از آغاز صبح، دائما به اين فكر ميكند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذي بدست آورد، و از ظهر به بعد، ذهن و انديشه‏اش در اين جهت كار ميكند كه براي شب، از كجا و چگونه شام چرب و شيريني فراهم كند. و طبيعي است كه چنين شخصي، شب هم با اين فكر به بستر ميرود كه صبح، چه خوراكيهايي سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود .

اما كسي كه همت عالي دارد، فكر و ذهنش، آنقدر مشغول مسائل مهم و كارهاي عالي و انساني است، كه اصولا فرصتي براي فكر كردن به شكم پيدا نمي‏كند. و تازه وقتي هم سر سفره بنشيند، غذايش، ساده‏ترين غذاها خواهد بود. نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت علي عليه‏السلام است كه غذايش، بيشتر اوقات، چيزي جز نان خالي، يا ناني همواره با كمي خرما، يا كمي پياز، يا كمي نبوده است. تا جايي كه اگر اندكي بيش از اين برايش غذا مي‏آورد، به شدت اعتراض ميرد . 

 نهج‏البلاغه - خ 241   ، هئيت تحريريه بنياد نهج‏البلاغه ( پندهاى كوتاه از نهج‏البلاغه ) 

 

محور : همت از دیدگاه معصومین (ع)


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 3:10 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«خیر الهمم اعلاها»[ ۱ ]
بهترین همت ها، بلندترین آن ها است .

نیز می فرماید :

«من رقی درجات الهمم عظّمته الامم»[ ۲ ]
هر که از نردبان همت بلند، بالا رود جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند .

همت عالی ز فلک بگذرد                       مرد به همت تواند ز ملک بگذرد

پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله می فرماید :

«انّ الله یحبّ معالی الامور و یکره سفسافها»[ ۳ ]
خداوند متعال از کارهای بزرگ و امور عالی خوشنود می گردد و کارهای پست و بی ارزش را ناپسند می داند .

افراد با همت به مقاصد بالا نائل می شوند ولی افراد بی هدف و بی تلاش هرگز به جایی نمی رسند .

حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«الکرم نتیجة علوّ الهمّة»[ ۴ ]
بزرگواری و آقایی نتیجه داشتن همت بلند است .

نیز می فرماید :

«الفعل الجمیل ینبی عن علوّ الهمّة»[ ۵ ]

نیز می فرماید :

«من بذل جهد طاقته بلغ کنه ارادته»[ ۶ ]

هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود به کار گیرد به تمام خواسته هایش خواهد رسید .

نیز می فرماید :

«قدر الرّجل علی قدر همّته»[ ۷ ]

امام حسین عليه السلام می فرماید :

بلغت العالمین الی المعالی بحسن خلیقة و علوّ همّة
من به وسیله اخلاق نیک و همت بلند به مقامات دو جهان راه یافتم .

حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«من شرف الهمّة بذل الانسان»[ ۸ ]
بذل و بخشش آدمی نشانه بلند همتی اوست .

نیز می فرماید :

«شجاعة الرّجل علی قدر همّته»[ ۹ ]
شجاعت مرد به اندازه همت اوست .

و می فرماید: «من شرف الهمّة لزوم القناعة»[ ۱۰]
همت بلند، قناعت همیشگی همراه دارد .

و می فرماید: «الکرم نتیجة علوّ الهمّة»[ ۱۱ ]
بزرگی، نشانه بلند همتی است .

از سوی دیگر، کارهای پست نشانه بی همتی یا پستی همت است . همان طور که همت بلند به آدمی شخصیت می بخشد، او را رشد می دهد و به کمالات می رساند، همت کوتاه و بی تفاوتی، به سقوط انسان می انجامد و جز اتلاف وقت و هدر دادن فرصت ها واز دست رفتن امکانات و استعدادها چیز دیگری برایش نمی آورد .

حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«ما رفع امرء کهمّته و لا وضعه کشهوته»[ ۱۲ ]
هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد؛ چنان که چیزی مانند شهوت رانی او را به زمین نزد .

و نیز می فرماید :

«من صغرت همّته بطلت فضیلته»[ ۱۳ ]
کسی که همتش کوچک باشد فضائل او از دست می رود .

و نیز می فرماید: «من دنت همّته فلا تصحبه»[ ۱۴ ]
با آدم کوتاه همت هم صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می کند) .

و نیز می فرماید: «من کانت همّته ما یدخل فی بطنه کانت قیمته ما یخرج من بطنه»[ ۱۵ ]
کسی که همتی جز پر کردن شکم ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می آید .

و نیز می فرماید: «ما ابعد الخیر ممّن همّته بطنه و فرجه»[ ۱۶ ]
چه بی خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد .

و نیز می فرماید: «من کانت الدّنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها»[ ۱۷ ]
کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود .

و نیز می فرماید :

«اجعل همّک و جهدک لآخرتک»[ ۱۸ ]
همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن .

همت اگر سلسله جنبان شود              مور تواند که سلیمان شود

 
پي‌نوشت‌ها :

1- غررالحکم، ص ۴۴۸
2- همان .
3- وسائل الشیعه، ج ۱۷ ، ص ۷۳
4- غررالحکم .
5- غررالحکم .
6- غررالحکم ، ص ۴۴۴
7- غررالحکم، ص ۳۵۹
8- غررالحکم، ص ۳۵۹
9- غررالحکم، ص ۳۵۹
10- غررالحکم، ص ۳۵۹
11- غررالحکم، ص ۳۵۹
12- غررالحکم، ص ۳۵۹
13- غررالحکم، ص ۳۵۹
14- غررالحکم، ص ۳۵۹
15- غررالحکم، ص ۳۵۹
16- غررالحکم، ص ۳۵۹
17- غررالحکم، ص ۳۵۹
18- غررالحکم، ص ۳۵۹

محور : همت از دیدگاه معصومین (ع)


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 3:03 PM
نظرات 1 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET