آنتوني گيدنز در اثر معروف خود، جامعه‌شناسي، بخش مفصلي را به پديدهء اشتغال زنان در جوامع صنعتي و آمارها و تحليل‌هاي جامعه شناختي اختصاص داده است.

وي در ابتدا از آمار رو به افزايش زنان شاغل در كشورهاي صنعتي ياد مي‌كند و سپس مي‌افزايد: «يكي از عوامل عمده‌اي كه بر زندگي شغلي زنان تاثير مي‌گذارد، اين ادراك مردانه است كه براي كارمندان زن، كار در مرتبهء دوم، بعد از بچه‌دارشدن قراردارد.»


گيدنز در ادامه، پيامد اين‌گونه برداشت‌ها را «فشارمضاعفي» مي‌داند كه در جوامع غربي بر زنان تحميل مي‌شود. به عقيدهء او روند رو به افزايش شمار زناني كه وارد نيروي كار مي‌شوند اثري آشكار بر فعاليت‌هاي خانگي داشته است. زنان متاهلي كه در بيرون از خانه اشتغال دارند، كم‌تر از ديگران كار خانگي انجام نمي‌دهند; اگرچه آن‌ها تقريبا هميشه بار اصلي مسووليت مراقبت از خانه را بردوش مي‌گيرند.

بديهي است كه الگوي فعاليت آن‌ها تا اندازه‌اي متفاوت است. آن‌ها بيش از زناني كه خانه‌دار تمام وقت هستند در اوايل شب و براي ساعات طولاني‌تر در تعطيلات آخر هفته، كارخانگي انجام مي‌دهند.

در ادامه، وي با ذكر نتايج تحقيقات صورت گرفته و تحليل و ريشه‌يابي پديدهء «فشارمضاعف» كه تفاوت‌هاي زيستي و عاطفي انكارناپذير درتقسيم كار زنان ومردان و وابستگي شديد زنان به فرزندان ورتق و فتق امور را علت آن مي‌داند، مي‌نويسد: «حتي زناني كه داراي مشاغلي با حقوق خوب و منزلت بالا هستند، هنوز تا اندازهء زيادي در خانه‌هايشان اصولا به عنوان زن خانه‌دار و مادر در نظر گرفته مي‌شوند.»

بنابراين بدون در نظر گرفتن شغل يك زن اعم از كارهاي اجرايي، تخصصي، دفتري و كارگري، او همچنان با مسايل بارسنگين خانه‌داري روبه‌روست
.

با تولد فرزندان و افزايش مسووليت زنان در خانه، بسياري از زنان احساس مي‌كنند كه بايد از كار و حرفهء خود دست بردارند. تعدادي حتي كارهاي اجرايي و مديريتي با درآمد كلان را ترك كرده و به كارهاي پاره‌وقت كه جذابيت و حقوق كم‌تري دارد، مي‌پردازند.


سارا فنسترميكربرك «
Sarah Fenstermaker Berk

» جامعه‌شناس، در گزارش تحقيقي كتاب گونه‌اش شرح مي‌دهد كه علت اصلي درآمد محدود زنان شاغل و تقليل ساعات كار آنان، از مسووليت‌شان در قبال اكثر يا همهء كارهاي خانه، به ويژه بچه‌داري ناشي مي‌شود.

 
اين در حالي است كه تغييرات نسبتا محدودي در زمينهء تقسيم كارخانه بين زنان و مردان قابل مشاهده است و زنان متحمل اين «فشار مضاعف» هستند. آنچه كه در اين‌جا اهميت دارد و رشته‌هاي مختلف علوم اجتماعي، بالاخص انسان‌شناسي مي‌تواند به آن بپردازد، توجه به عقايد رايج سنتي و هنجارهاي اجتماعي-فرهنگي در زمينهء تقسيم كار است كه به حفظ و تداوم اين وضعيت كمك كرده است.

اين مساله كه تقريبا پديده‌اي فراگير و جهانشمول بوده و با درجاتي از شدت و ضعف در همهء فرهنگ‌ها مشاهده شده است، به نگرش‌هاي سنتي و مرسومي برمي‌گردد كه در بين افراد مختلف در رابطه با «حوزهء عمومي» و «حوزهء خصوصي» كه اولي جايگاه مردان و دومي متعلق به زنان است، دروني شده است.


اين اعتقاد كه انجام كارهاي خانگي و نگهداري و پرورش فرزندان «وظيفهء» زنان و برعهدهء آنان است و چنانچه بخشي از اين فعاليت به ديگري واگذار شود، در مقام يك زن داراي نقص و كاستي خواهند بود و نيز مردان عهده‌دار تامين معاش و وسايل مورد نياز خانواده بوده و اوست كه در نقش «نان‌آورخانواده» به ايفاي وظايف خود مي‌پردازد، در جدايي و تفكيك حوزه‌ها تاثيرگذار بوده است وحكومت‌ها و نهادهاي مختلف اجتماعي نيز با ايجاد قوانين و برنامه‌ريزي‌هاي گوناگون در زمينهء اعطاي امتيازات بسيار به مردان شاغل و ايجاد محدوديت‌هاي مختلف شغلي براي زنان، به اين امر دامن زده‌اند.

بنابراين با ايجاد تغييرات تدريجي در هنجارهاي اجتماعي-فرهنگي مرتبط با تقسيم كار و پذيرفتن اين نكته كه زنان شاغل با متحمل شدن بخشي از مخارج خانواده به مردان در انجام وظايفشان ياري مي‌دهند، در مقابل مردان نيز مي‌توانند با برعهده گرفتن بخش قابل‌توجهي از كارهاي مربوط به خانه و فرزندان، زنان را در انجام كارها ياري رسانند، مي‌توان اميدوار بود كه زنان نيز در حالي‌كه فشار كاري كم‌تري را متحمل مي‌شوند، بتوانند در مشاغل تخصصي و حرفه‌هاي گوناگون رشد و ارتقا داشته و حتي در رده‌هاي مختلف مديريتي و اجرايي در عرصه‌هاي گوناگون به انجام مسووليت بپردازند

 
منبع :
 www.jobportal.ir

محور : اخبار همت مضاعف و کار مضاعف


 
 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 10:10 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET