درآمد:
وقف از با سابقه ترین میراثهای ارزشمند اسلامی است که از صدر اسلام تاکنون در همه جوامع اسلامی سخت مورد توجه بوده و به رغم همه نوسانها و حوادث و دگرگونیها و بلاها و مصیبتهایی که در عمر طولانی خود با آنها دست به گریبان بوده، آثار بسیار ارزشمند و مؤثری در زمینه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... برجای گذاشته است و همچنان می تواند به عنوان یکی از مؤثرترین عوامل دراین جنبه ها و زمینه ها در جوامع اسلامی مطرح باشد. در این مقاله، آثاری که این سنت دیرپای نبوی صلی الله علیه وآله می تواند بر اهداف نظام اقتصادی اسلام (به معنای عام) داشته باشد و یا داشته است، به طور مختصر، مورد بررسی قرار گرفته اند.

مطالب این مقاله در سه بخش تنظیم و تدوین شده است:

بخش 1: نظام اقتصادی اسلام. بخش
 2: اهداف نظام اقتصادی اسلام. بخش
 3: تاثیر وقف بر تحقق اهداف نظام اقتصادی اسلام.

بخش 1: نظام اقتصادی اسلام

1-1. تفاوت مکتب اقتصادی و علم اقتصاد

مکتب اقتصادی عبارت است از شیوه حل مسایل اقتصادی که در هر جا به نحوی از آن پیروی می شود. ولی علم اقتصاد دانشی است که پدیده های اقتصادی را تفسیر و روابط آنها را با یکدیگر تعیین می نماید.

به فشردگی می توان گفت: مکتب، روش ولی علم، تفسیر است. شهید سید محمد باقر صدر (اقتصاد ما، 2/12-18) و به پیروی از او بسیاری از پژوهشگران اقتصاد اسلامی یادآور شده اند که باید مقوله «اقتصاد اسلامی » را که مکتب است با علم از یکدیگر بازشناخت. زیرا در نظام اسلامی هیچ یک از حوادث و قوانین اقتصادی تجزیه و تحلیل نشده (تا علم اقتصاد باشد) بلکه این نظام، به عنوان یک برنامه اقتصادی که از سایر طرحها بهتر دانسته شده برای جامعه اسلامی لازم الاجرا دانسته شده است.

از این رو، نظام اسلامی جنبه مکتبی دارد و نه علمی. البته قلمرو مکتب اقتصادی نیز (همانند علم اقتصاد) تنها توزیع ثروت نیست و شامل تولید نیز می شود. زیرا بحث از تولید یا توزیع تا هنگامی که با روش و هدف مخصوص به آن، تعقیب شود جنبه مکتبی آن محفوظ است. اما این ارتباط و وابستگی علم اقتصاد با مکتب اقتصادی نباید موجب شود که جنبه های علمی و مکتبی مطالعات اقتصادی را درهم آمیخت.

علت این که عده ای، اسلام را فاقد یک نظام اقتصادی دانسته اند، این نکته است که بین مطالعات علمی و مطالعات مکتبی تفاوتی قایل نمی شوند.

آنان می گویند چون مباحثی که در آثار اقتصادی آدام اسمیت، ریکاردو و دیگران درباره قوانین اقتصادی، تولید، توزیع، و.. . آمده در اسلام به چشم نمی خورد، بنابراین اقتصاد اسلامی خیالی بیش نیست.

مکتب اقتصادی به هر قاعده اساسی که با باور عدالت اجتماعی ارتباط یابد گفته می شود، در حالی که علم اقتصاد شامل هر نظریه ای است که رویدادهای عینی اقتصادی را دور از هر گونه اندیشه عدالت خواهی و پیش ساخته ذهنی، تفسیر می کند. از این رو، مفهوم عدالت، حد فاصل مکتب و علم و به منزله شاخصی است که افکار مکتبی را از نظریه های علمی جدا می کند. عدالت به خودی خود جنبه علمی ندارد و با ابزار علمی، قابل ملاحظه و آزمایش نیست بلکه یک دریافت اجتماعی است.

بحث از مالکیت خصوصی، آزادی اقتصادی، لغو بهره، ملی کردن ابزار تولید و... که با مفهوم عدالت مرتبط است، جنبه مکتبی و بحث از قانون عرضه و تقاضا، بازده نزولی و... که حاکی از حقیقتی عینی و ثابت هستند جنبه علمی دارند. (اقتصاد ما، 2/25-12; مبانی اقتصاد اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، 64-63; درسهایی از اقتصاد اسلامی، تسخیری، 210; درآمدی بر اقتصاد اسلامی، 14-13).

2-1. وظیفه و کار اصلی محقق در مکتب اقتصاد اسلامی کشف است نه تکوین و تاسیس، برخلاف سرمایه داری و سوسیالیسم که هدفشان ابداع و تاسیس است. دلیل این تمایز این است که، برخلاف سرمایه داری و سوسیالیسم، در استخراج نظام اقتصادی اسلام از منابعی استفاده می شود که عبارتند از: حقوق، احکام، مفاهیم و بینشهای اقتصادی اسلام که از قبل وجود دارند. زیرا اسلام، مکتب الهی است که تمام ابعاد آن، از جمله بعد اقتصادی، از سوی پروردگار جهان به وسیله وحی بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است.

از این رو، وظیفه دانشمندان، محققان و فقیهان کشف، اجتهاد و رسیدن به آن است نه تاسیس و وضع آن.

منابع اصلی شناخت مکتب اقتصادی اسلام نیز همان منابع شناخت سایر بینشها و احکام فقهی اسلام یعنی کتاب و سنت است. از این رو، باید توجه داشت که روش بحث و بررسی در اقتصاد اسلامی با آنچه در مکتبهای اقتصادی دیگر مطرح می شود متفاوت است. زیرا در آن مکتبها بررسی کننده آنها به طور آزاد می تواند از ابتدا نیازهای یک نظام اقتصادی را مورد مطالعه و کاوش قرار دهد. در صورتی که یک محقق و متفکر اسلامی باید نظام اقتصادی اسلام را از مفاد احکام فقهی و مضمون دیگر منابع اسلامی استنباط و کشف کند و روشن است که این کار تنها براساس روش اجتهاد میسر است. (اقتصاد ما، 2/25-24; درسهایی از اقتصاد اسلامی، 210; مبانی اقتصاد اسلامی، 64; مجموعه مقالات فارسی، مقاله آیت الله سید محمود هاشمی، 41-40).

3-1. مطالب گذشته به این معنا نیست که مکتب اسلام درباره روابط حقیقی حاکم در یک نظام اقتصادی دیدگاهی ندارد و ما نمی توانیم علم اقتصاد اسلامی داشته باشیم. برای شناخت اقتصاد اسلامی در بخش روابط حقیقی حاکم در یک نظام اقتصادی مبتنی بر اسلام و تحلیل و تفسیر آن روابط، علاوه بر شناخت دقیق و کامل مکتب اقتصادی اسلام، به استفاده از روشهای علمی و تحلیلی نیز نیاز است که معمولا از آنها در علم اقتصاد بحث می شود.

البته تحلیلهای مذکور در صورتی دقیق و درست خواهد بود که به چارچوبهای مکتب کاملا توجه شود. همچنین از نقش جهان بینی اسلامی و معیارهای عملی و ارزشی آن غفلت نشود. یعنی هم به اجتهاد و آگاهی محققانه به مبانی استنباط فقهی بسیار نیاز است و هم نمی توان از آگاهی کامل به مباحث فنی و علمی اقتصادی، بی نیاز بود. بدین ترتیب است که ضرورت هماهنگی دقیق و همه جانبه میان حوزه و دانشگاه روشن می شود. (ر.ک: مجموعه مقالات فارسی، مقاله آیت الله سید محمود هاشمی، 42-41; درسهایی از اقتصاد اسلامی، 211).

دکتر انس زرقا، در مقاله ای در صدد اثبات این مطلب برآمده است که اقتصاد یک علم نظری محض (مانند فیزیک و...) نیست و فاقد احکام ارزشی نمی باشد و نیز اسلام، گرچه اساسا دستوری است، اما از مفاهیم اثباتی (نظری) درباره واقعیتهای اقتصادی عاری نیست. وی در ادامه برای اثبات وجود مفاهیم اثباتی در قرآن و سنت، موارد و شواهدی را یادآور شده است. به عنوان نمونه با ذکر آیه «ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض » (الشوری / 27): اگر خدا روزی بندگانش را گشایش دهد در زمین سرکشی می کنند. و آیه «ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی » (سوره علق/ 7) حقا که انسان طغیان می کند اگر خود را بی نیاز ببیند، معتقد است که این دو آیه به یکی از آثار افزایش قابل توجه ثروت و درآمد بر رفتار انسان، اشاره می کند (که یک مفهوم اثباتی است) و به نظر نمی رسد که اقتصاددانان به این ارتباط توجه داشته باشند.

وی ضمن برشمردن آیات و روایاتی در این زمینه، تصریح می کند که تمام «بایدها» و «نبایدها» بجا که در اسلام با آن مواجهیم، عباراتی مختلط از مفاهیم دستوری و اثباتی اند، مثلا در آیه «کتب علیکم الصیام... لعلکم تتقون » جزئی از آیه (امر به صیام) دستوری و جزئی دیگر از آن (نقش روزه در تحقق تقوا) اثباتی است (ر.ک: مطالعاتی در اقتصاد اسلامی، به کوشش پروفسور خورشید احمد، ترجمه محمد جواد مهدوی، 26-20)
بخش 2: اهداف اقتصاد اسلامی

نظام اقتصادی اسلام در حقیقت دارای دو نوع هدف می باشد:

الف - هدف اولی و اصلی

هدف اولی و اصلی نظام اقتصادی اسلام (همانند دیگر نظامهای اسلام)، کمال حقیقی، انسان یعنی تقرب الی الله است و بقیه کمالات ابزار و مقدمه برای این هدف هستند که به اندازه تاثیرشان در این سمت و سو، ارزش دارند.

آیاتی چون «انا لله وانا الیه راجعون » (سوره بقره /156) و «الی الله المصیر» (سوره فاطر /18) و آیات فراوان دیگر گویای این حقیقت هستند. قرب الهی یعنی دریافت رابطه وجودی انسان با خدای خویش، یعنی احساس این که به او تعلق دارد، همه چیز انسان از او و وابسته به اوست و از خود استقلالی ندارد و بدون رابطه با او هیچ است. البته خدا به انسان نزدیک است و بر او احاطه دارد: «... ونحن اقرب الیه من حبل الورید» (ق / 50) پس دوری از جانب انسان است. آنهم به خاطر عدم آگاهی از رابطه خویش با خدا که باید با بندگی و اطاعت، صفات کمال را در خود رشد دهد و به قرب خداوند نایل شود تا آنجا که: «حتی تکون اعمالی واورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا»: تا آن که همه کارها و ذکرهایم یک سخن باشند و حال من برای همیشه در خدمت تو باشد. «وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون » (الذاریات / 56) «ای لیعرفون »: ما جن و انس را نیافریدیم مگر برای این که مرا پرستش کنند. (با عبادت به من معرفت پیدا کنند) (درآمدی بر اقتصاد اسلامی، 29-23)

از این رو، اگر خداوند آبادی زمین را از انسان خواسته است «... هو انشاکم من الارض واستعمرکم فیها...» «...خداوند شما را از خاک آفرید و از شما عمارت و آباد ساختن زمین را خواست...»

یا از او اقامه عدالت و قسط را طلب نموده است «... لیقوم الناس بالقسط...» (حدید /25): ... تا مردم اقامه قسط نمایند (و به عدالت عمل کنند)...

خداوند انسان را به تلاش، جهاد، فداکاری و ایثار برای رفع نیاز دیگران تشویق و ترغیب کرده است... تمام اینها از اهداف فرعی و جزئی نظام آفرینش و آفرینش انسان هستند که از آن هدف کلی سرچشمه می گیرند و به اندازه سهمی که در تحقق و نیل به آن هدف اصلی دارند، دارای ارزش و اهمیت می باشند. در غیر این صورت «اولئک کالانعام بل هم اضل ...» (اعراف / 179).

پر واضح است که تاثیر بینشی به این گونه نسبت به جهان و فعالیتهای انسان و اهداف آنها، با بینشهایی که مکتبهای سرمایه داری، سوسیالیسم و ... نسبت به جهان و انسان دارند به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. ر.ک: مجموعه مقالات فارسی، مقاله استاد مصباح، 63-57 و مقاله آیت الله سید محمود هاشمی: 36-34، مقایسه بین سیستمهای اقتصادی، 1/62 به بعد.

ب - هدفهای فرعی و ثانوی

علاوه بر هدف اولی و اصلی که به اختصار درباره آن سخن گفته شد نظام اقتصادی اسلام، دارای هدفهای فرعی نیز می باشد. هدفهایی که در حقیقت، مقدمه برای تحقق همان هدف اصلی هستند و همان طور که اشاره شد اهمیت و ارزش آنها شعاعی از ارزش و مطلوبیت هدف اصلی و کمال نهایی خواهد بود. به عنوان نمونه اگر رفاه و آسایش اقتصادی از اهداف اقتصاد اسلامی است، این رفاه و آسایش در صورتی مطلوب است که در جهت تامین سعادت ابدی قرار گیرد و راهی برای وصول به کمال نهایی باشد.

از دیدگاه اسلام، ارزش کل دنیا به دلیل همان مقدمه و مزرعه آخرت بودن آن می باشد. در این جا به اختصار به بررسی و تحلیل مهمترین اهداف اقتصادی اسلام می پردازیم.

در پاره ای از توضیحات این بخش از کتاب اقتصاد ما و مبانی اقتصاد اسلامی بهره گرفته ایم تا ببینیم وقف به عنوان یکی از منابع مالی در جامعه و امت اسلامی چه نقشی و تاثیری بر این اهداف می تواند داشته باشد.
1- حاکمیت سیاسی اسلام

بدون شک در روابط خارجی، پیوندهای سیاسی و اقتصادی درهم آمیخته به هم پیوسته اند. به طوری که وابستگی سیاسی بسیاری از کشورهای جهان سوم، معلول وابستگی اقتصادی آنهاست. کمال نادانی است، کسی تصور کند که امروزه استقلال سیاسی کامل بدون استقلال اقتصادی (البته به عنوان شرط لازم و نه کافی) میسر است. روشن است که اسلام با وابستگی اسلام و مسلمانان سخت به مبارزه برخاسته است. در این راستا به چند نمونه اشاره می شود:

«ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (نساء / 141) در این آیه هرگونه استیلا و سلطه ای از جانب کافران ممنوع شده است.

«واعدوا لهم ما استطعتم من قوة...» (انفال / 60)

در این آیه از مسلمانان خواسته شده تا همه نیروهای خود را به کار گیرند تا دشمن هوس سلطه بر سرزمینهای اسلامی در سر نپروراند.

«الاسلام یعلو و لا یعلی علیه »

مطابق این حدیث علو و برتری از آن اسلام است و هرگونه علو و برتری بر اسلام مردود دانسته شده است.
2- تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی

در اسلام، تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی همیشه و در همه جا مورد نظر است. دست کم یکی از اهداف حرمت کسب از راه حرام و باطل، سفارش به آدابی چون تکبیر و شهادتین در هنگام معامله و رعایت ضعیفان و سود کمتر گرفتن و توصیه به مواسات در زندگی اجتماعی و جنبه عبادت داشتن بسیاری از مالیاتها و انفاقهای مالی و... و تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی است با هدف رشد و افزایش روحیه ایثار و فداکاری، برادری و برابری و...

یادآوری دو نکته در این جا ضروری است.

الف). این هدف را نباید با هدف اصلی و اولی نظامهای گوناگون اسلام (نظامهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...) که قرب الی الله و کمال نهایی است، اشتباه گرفت. در حقیقت تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی نیز یکی از اهداف فرعی و مقدمه برای نیل به آن هدف اصلی و اولی است. البته ممکن است ارتباطش با آن هدف اصلی از ارتباط بقیه اهداف، روشنتر و نزدیکتر باشد.

ب). این مطلب، که تحکیم ارزشها از اهداف اقتصادی اسلامی است، به معنای آنچه که سوسیالیسم معتقد است نیست، مبنی بر این که اخلاق، تابع و زاییده امور مادی است و از اقتصاد سرچشمه می گیرد. بلکه منظور این است که تلاشها و فعالیتهای اقتصادی با توجه به بینشهای گوناگون بر روی اخلاق متعالی تاثیرهای مثبت و منفی گوناگون دارند و عکس آن نیز صادق است. یعنی فضایل و رذایل اخلاقی بر فعالیتهای اقتصادی اثر مثبت و منفی می گذارند.
3- برپایی عدالت اجتماعی

یکی از اهداف اصلی ارسال رسل و انزال کتب، اقامه عدل و قسط در جامعه است: «همانا پیمبران خود را با ادله و معجزات فرستادیم و بر آنها کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم اقامه قسط نمایند...» (حدید /25)

تحقق عدالت اجتماعی مستلزم تحقق دو امر بسیار مهم است:

الف: زدودن فقر از جامعه، چرا که فقر در جامعه نشانه ظلم است. در روایت نیز آمده است که: «اگر به عدالت رفتار می شد همه مردم بی نیاز می شدند» (اصول کافی، 1 / 455) می توان به روایتی نیز اشاره کرد با این مضمون که اگر مردم حق فقرا و مساکین را می پرداختند کسی فقیر نمی ماند.

خداوند نعمتها را برای همه انسانها آفریده و آیات بسیاری از قرآن کریم گویای این حقیقت است و محرومیت عده ای از آنها یعنی ظلم. بین فقر و غنا هم واسطه ای نیست، جامعه فقیر نباشد یعنی غنی باشد.

ب: جلوگیری از تمرکز ثروت در دست عده ای معدود; قبلا به آیه 34 سوره توبه اشاره شد که در آن ثروت اندوزی نکوهش شده است. همچنین خداوند در آیه 7 سوره حشر در مقام تعلیل اختصاص فئ به خدا و رسول و ذی القربی و ... می فرماید: «لکی لایکون دولة بین الاغنیاء منکم »: تا احوال (تنها) در میان ثروتمندان شما دورترند...»
4- عدم وابستگی اقتصادی

قبلا به حاکمیت سیاسی اسلام و شرط اساسی آن، یعنی استقلال اقتصادی اشاره شد اما استقلال اقتصادی در عین آن که شرط اساسی استقلال سیاسی می باشد، با آن متفاوت است.

عدم وابستگی اقتصادی یعنی روی پای خود ایستادن و در امور اقتصادی تحت قیومیت دیگران نبودن و البته این موضوع به معنای خودکفایی نیست. زیرا ممکن است کشوری، کالاهای مورد نیاز خود را به شکل مبادله (براساس نیاز طرفین) وارد کند به طوری که خودکفا شمرده نمی شود و نیز وابستگی اقتصادی ندارد. البته توان تامین نیازمندیها در سطح عالی رفاه معقول و مشروع، مطلوب و مورد توجه نظام اقتصادی اسلام است. همه دلایلی که استقلال سیاسی را ایجاب می کردند بر لزوم استقلال اقتصادی نیز به طور کامل دلالت دارند. مانند آیه نفی سبیل (نسا / 141) آیه «واعدوا لهم مااستطعتم من قوة...» (انفال / 60) و...
5- توسعه و رشد

از بسیاری از متون اسلامی و سیره عملی معصومین علیهم السلام می توان به توجه و عنایت مکتب حیاتبخش اسلام به این هدف پی برد. از جمله:

1). سفارش اکید اسلام به یادگیری و افزایش اطلاعات که با عبارتهای گوناگون بیان شده است، مانند: «اطلبوا العلم ولو بالصین » (بحارالانوار، 1/177) و نیز اهمیت دادن رسول خداصلی الله علیه وآله به مساله سوادآموزی که نمونه اش را در جنگ بدر می بینیم که اعلام فرمودند: هر اسیری که ده کودک مسلمان را سواد بیاموزد، آزاد خواهد شد. و موارد متعدد دیگری که نمونه واضح و تجربه عملی آن را در سده های نخستین در اندلس اسلامی و دیگر سرزمینهای اسلامی شاهد بوده ایم.

2). تغییر وضعیت اقتصادی جزیرة العرب از بازرگانی به افزایش کشاورزی تا آنجا که مدینه مرکز مهم تولیدی گردید.

علی علیه السلام می فرماید: «من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله » (وسائل الشیعه: 6/24) کسی که آب و زمین را در اختیار داشته باشد و در عین حال فقیر باشد خداوند او را (از رحمت و نعمت خود) دور خواهد گرداند.

3). تاکید اسلام بر آباد کردن زمینها و شهرها: «هو انشاکم من الارض واستعمرکم فیها» (هود / 61) خداوند شما را از خاک آفرید و آبادانی زمین را از شما خواست.

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر می فرماید: «از وظایف استاندار جمع آوری مالیات ... و آباد کردن شهرهای آنان و... می باشد. (نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 53)

4). افزایش ثروت و پیدایش رفاه در اثر حاکمیت اسلام که نمونه آن، تغییر زندگی فقیرانه مسلمانان در آغاز اسلام به زندگی رفاه آمیز نسبی است. (ر.ک: فروع کافی، 6/442)

5). رفاه عمومی که در ضمن توسعه و رشد (معقول و مشروع توام با عدالت اجتماعی) حاصل می شود و بدون توسعه و رشد، تامین رفاه عمومی میسر نیست.

بنابراین: اولا: نظام اقتصادی اسلام، تنها در صدد رفع نیازهای ضروری نیست بلکه به دنبال تامین رفاه نیز هست: «قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق » (اعراف /32) : بگو ای پیغمبر چه کسی زینت های خدا را که برای بندگان خود آفریده، حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده است؟

«ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض » (اعراف /96): اگر مردم شهر و دیار، ایمان آورده پرهیزکار می شدند، همانا در برکتهای آسمان و زمین را بر روی آنها می گشودیم... .

ثانیا: رفاه مطلوب و مجاز در اسلام باید در حدی باشد که انسان را از یاد خدا غافل نکند و او را از هدف اصلی و اساسی که کمال ابدی و قرب الهی است باز ندارد، بلکه او را در راه نیل به آن هدف یاری دهد و جمع میان این دو نه تنها ممکن که مطلوب است. علی علیه السلام می فرماید: «ان المتقین ذهبوا بعاجل الدنیا وآجل الآخرة » (نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 27): انسانهای با تقوا دنیا و آخرت را با هم از آن خود نمودند (و هیچیک را فدای دیگری نکردند از دنیا نیز استفاده کردند و از آن برای اهداف معنوی و اخروی بهره بردند).

در غیر این صورت، انسان از دیدگاه اسلام در زمره حیوانات بلکه بدتر از آنان خواهد بود. «کلوا وارعوا انعامکم » (طه / 54): (خداوند نعمتهای خود را آفریده تا) شما از آنها بخورید و چهارپایانتان را هم بچرانید...

«... اولئک کالانعام بل هم اضل » (اعراف / 179) آنها (که بصیرت ندارند) مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراه ترند.

ثالثا: این رفاه باید برای همه باشد نه افراد خاص و این امر، مقتضای همان عدالت اجتماعی است که به آن اشاره گردید.
بخش 3: نقش وقف در تحقق اهداف اقتصاد اسلامی

1- نقش وقف در تحقق هدف اصلی و اولی: چنانچه پیش از این گذشت، هدف اساسی و اصلی همه نظامهای اسلام، از جمله نظام اقتصادی اسلام، کمال ابدی یعنی تقرب الی الله است. از دیدگاه قرآن کریم روایتهای معصومین علیهم السلام انفاقهای مالی چه واجب و چه مستحب - برای نیل به این هدف نهایی نقشی بس عظیم و اساسی دارند که به عنوان نمونه، در این جا مواردی یادآوری می گردند:

1). قرآن کریم در موارد متعددی از انفاق به عنوان جهاد مالی در کنار جهاد باجان، یاد کرده است مانند: «لایستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر والجاهدون فی سبیل الله باموالهم وانفسهم فضل الله المجاهدین علی القاعدین درجة...» (نساء / 95): مؤمنانی که بدون عذر از جهاد باز نشسته اند با آنان که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کنند، برابر نیستند، خدا مجاهدان به مال و جان را بر نشستگان برتری بخشیده است...

2). در موارد متعدد هدف از مالیاتها و انفاقهای مالی در اسلام، از جمله زکات و وقف در نزد بسیاری از فقیهان قصد قربت است. این انفاقها، گذشته از جنبه اقتصادی، همانند نماز و روزه عبادت هستند، و غرض اصلی از عبادات قرب الهی است. «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین » (سوره حجر / 99) به پرستش خدای خود مشغول باش تا یقین بر تو فرا رسد.

3). در بسیاری از آیات قرآن کریم، به دنبال واژه «انفاق »، واژه «فی سبیل الله » و مانند آن ذکر گردیده است. به عنوان نمونه:

«الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله ثم لایتبعون ما انفقوا منا ولا اذی لهم اجرهم عند ربهم...» (بقره /262): مثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق می کنند و در پی آن منتی نگذارند و آزاری نکنند، آنها را پاداش نیکو نزد خدا خواهد بود. خداوند در جای دیگر به صراحت هدف از انفاق را لقاء الله دانسته است: «... وما تنفقون الا ابتغاء وجه الله وماتنفقوا من خیر یوف الیکم...» (بقره / 272): نباید جز در راه (رضا) و لقای وجه الله، انفاق کنید و آنچه از خیر که انفاق کنید به طور کامل به شما می رسد...»

آیات قرآنی که دارای چنین مضامین هستند بسیارند.

4). در آیاتی از قرآن کریم، هدف روشن انفاق و گرفتن صدقه، تزکیه نفس و رسیدن به «بر» و نیکی ذکر شده است. در سوره آل عمران می فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون » (آل عمران /92) هرگز به مقام نیکوکاران (و خاصان خدا) نخواهید رسید مگر آن که از آنچه دوست می دارید (و بسیار محبوب است) انفاق کنید».

شان نزول این آیه وقف و صدقه است که گذشت. با نزول این آیه کسانی چون ابوطلحه انصاری به فکر صدقه دادن و وقف کردن بهترین اموال خود افتادند. این آیه، راه رسیدن به «بر» را انفاق چیزهایی دانسته که مورد علاقه و محبت انسان است و روشن است که «بر» چه به معنای ثواب از جانب خدا و یا انجام فعل خیری که پاداش الهی را به دنبال دارد (ر.ک: تبیان، 2/530) مصداق اصلی و حقیقی آن، قرب الهی و سعادت و کمال ابدی انسان خواهد بود.

در آیه «خذ من اموالهم صدقة تطهرهم وتزکیهم بها...» (توبه / 103) (ای رسول) از اموال مؤمنان صدقات را دریافت دار تا با آن صدقه های نفوس آنها را (از پلیدی و...) پاک و پاکیزه سازی و...) هدف از دریافت صدقه از مؤمنان تطهیر و تزکیه نفوس آنها به وسیله صدقه (و انفاق مالی) دانسته است. علامه طباطبایی در این باره می نویسد:

تطهیر یعنی ازاله اوساخ از یک چیز تا وجود آن صاف گردد و برای نشو و نما و ظهور آثار و برکات، مستعد و مهیا گردد و تزکیه عبارت است از رشد دادن و اعطای رشد به آن به وسیله لحوق خیرات و ظهور برکات، همانند درختی که قطع زواید از فروع و شاخه های آن، باعث زیادی در حسن و نمو آن و نیکویی میوه هایش می شود. از این رو، جمع بین تطهیر و تزکیه در آیه از تعابیر لطیف است. (المیزان، 9/377)

بنابراین همه انفاقهای مالی، از جمله وقف، برای انسان به منزله هرس کردن درخت از اضافات است که او را در مسیر نیل به هدف اصلی و نهایی اش یاری می دهد و در این جهت به او سرعت می بخشد.

2- نقش وقف در تحقق اهداف فرعی اقتصاد اسلامی

1). تاثیر وقف بر استقلال اقتصادی (و سیاسی) و رشد و توسعه:

وقتی سخن از تاثیر وقف بر استقلال اقتصادی و رشد و توسعه مطرح می شود هرگز به این معنا نیست که وقف به تنهایی می تواند همه ابعاد و زوایای گوناگون اقتصاد یک ملت را در برگیرد به طوری که برای اقتصاد کشور به منابع مالی دیگر نیازی نباشد، بلکه منظور این است که وقف به عنوان یک سرمایه عظیم مالی می تواند در این سمت و سو دارای نقشی سازنده و قابل توجه باشد. همچنین به این معنا نیست که برخلاف اهداف و اقفان، درآمد وقف را از موارد اصلی مصارف آن که در وقف نامه ها آمده است، منحرف کنیم و آنها را در راه تحقق استقلال اقتصادی و رشد و توسعه به کار گیریم و به مصرف برسانیم.

حقیقت این است که می توان سرمایه های عظیم وقف را نیز همانند دیگر سرمایه ها با رعایت همه جوانب وقف، موازین شرع اهداف و اقفان در جریان فعالیتهای تولیدی و خدماتی قرار داد و آنها را از حالت رکود به حالت تحرک و پویایی هدایت که تا به این وسیله به رشد و توسعه و استقلال اقتصادی (و سیاسی) کشور کمک شایان و قابل توجه باشد و همچنین بر سرمایه های اوقاف افزوده شود که این امر یقینا در راستای اهداف و اقفان می باشد.

پاسخ به دو ایراد:

ایراد نخست: وقف به معنای حبس است و سرمایه حبس شده نمی تواند در جریان فعالیتهای اقتصادی قرار گیرد.

پاسخ: واژه حبس که در تعریف وقف آمده است (ر.ک: المختصر النافع، 255; ایضاح الفوائد، 2/377) هرگز به معنای حبس سرمایه و اموال موقوفه از قرار گرفتن در مسیر تولید و خدمات (البته با رعایت ضوابط و اهداف و اقفان) نیست. حبس در این جا به معنای منع و جلوگیری از منتقل ساختن رقبه و سرمایه وقف به دیگری است و این امر هرگز به معنای حبس اموال وقف از فعالیتهای اقتصادی نیست. در مباحث فقهی و در غالب وقف نامه ها آمده است که در مرحله اول لازم است از درآمد مال وقفی صرف تعمیرات و اصلاح خود رقبه وقف شود تا هم سالم و مصون بماند و هم بتواند دارای درآمد بیشتری گردد، یعنی افزایش درآمد سرمایه های وقفی (با رعایت موازین) که مورد رضایت شارع و نیز در جهت تحقق اهداف و اقفان است.

ایراد دوم: وقف از انفاقات مستحبی است و ضامن و پشتوانه مطمئنی ندارد حال آن که از نظر اقتصادی سرمایه هایی که بخواهند در مسیر تولید و خدمات اقتصادی قرار گیرند، باید سرمایه هایی مطمئن و با پشتوانه باشند.

پاسخ: اولا، همان انگیزه های معنوی که صاحبان و مالکان خیراندیش را به وقف بخشی از احب و اطیب سرمایه خود وامی دارد، بهترین ضامن و پشتوانه است. تاریخ گذشته اوقاف و تعداد بی شمار رقبات وقفی (به رغم صدمات و تلفات سنگینی که در طول عمر طولانی خود داشته است) و نگاهی گذرا به وقف نامه ها و بعضی از کتیبه های موجود، این حقیقت را کاملا آشکار می سازد که مردم با دل و جان بهترین اموال خود را برای این منظور در نظر می گرفته اند و خواهند گرفت.

ثانیا: ما در حال حاضر عملا مواجه هستیم با اوقاف بسیاری که دست کم درباره آنها این ایراد وارد نیست. با همین اوقاف موجود چه باید کرد؟ آیا باید آنها را به امان خدا رها کرد تا هر کس تحت هر عنوان در مورد آنها هر کار می خواهد انجام دهد و نباید برای احیای آنها قدمی برداشت؟

البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی سازمان اوقاف و نهادهای بزرگی چون آستان قدس رضوی علیه السلام در این راه گامهای بلندی برداشته اند که به برخی از آنها اشاره خواهد شد. اما به نظر می رسد گستردگی و ظرفیت اوقاف برای فعالیتهای اقتصادی کشور بیش از اینها باشد که قطعا مورد نظر دست اندرکاران امور وقف کشور می باشد و حرکت در این سمت و سو خود نشانه این بذل توجه است.

نکته دیگری که در این جا نباید از نظر دور داشت موضوع اشتغال زایی است. بدون شک اگر سرمایه عظیم اوقاف در مسیر فعالیتهای گوناگون اقتصادی قرار گیرد، بخش درخور توجهی از بیکاران کشور به کار جذب خواهند شد و این خود از آثار و برکات بسیار مهمی است که امروزه در دنیا سخت قابل توجه است. کاری که نهادهایی چون آستان قدس رضوی تجربه کرده اند و نتایج ارزنده ای را نیز دربرداشته است.

2). تاثیر وقف بر تحقق عدالت اجتماعی و رفاه عمومی

از متون اسلامی به خوبی روشن است که اسلام خواهان زدودن همه جوانب و زوایای فقر در جامعه است و نیز به دنبال رفاه عمومی در حد معقول و مشروع.

شهید صدر در این باره می نویسد:

مسؤولیت دولت و نظام اسلامی، بجز تامین نیازهای حیاتی و ضروری افراد، این است که یک سطح زندگی متناسب با شرایط و مقتضیات روز را برای افراد تضمین نماید و آنها را به یک حد از رفاه (عمومی) برساند. وی یکی از ابزار مهم دولت اسلامی برای تحقق این هدف را کفالت همگانی مسلمانان در برابر یکدیگر ذکر می کند (یعنی احساس مسؤولیت متقابل و عمومی). اقتصادما، 2 / 322 - 319)

از این رو، اولا فقرزدایی تنها درحد قوت لایموت به نیازمندان کفایت نمی کند. ثانیا مسلمانان در برابر یکدیگر مسؤولند و کفالت همگانی دارند. کلینی در اصول کافی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که:

«خداوند برای فقرا در اموال ثروتمندان به قدر کفایت (و اداره زندگی آنان بخوبی) قرار داده است و اگر این مقدار آنها را کفایت نمی کرد، بیشتر قرار می داد و این مشکلات فقرا از ناحیه کسانی است که آنها را از حقشان باز می دارند.

در باب زکات، امام موسی کاظم علیه السلام، در پاسخ کسی که پرسید: آیا می توانم هشتاد درهم به فقیر بدهم؟ فرمود: «آری و بیشتر» پرسید، صد درهم چطور؟ فرمود: «آری: اگر می توانی او را بی نیاز کن (واغنه ان قدرت ان تغنیه) ر.ک: مرآة العقول، 16/86

امام باقرعلیه السلام نیز می فرماید: «اذا اعطیت فاغنه »: هرگاه انفاق می کنی طرف را بی نیاز نما. (ر.ک: همان جا)

در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام می فرماید:

«خداوند همه نیازهای فقرا را در نظر گرفته است، از هزینه های غذا و پوشاک و ازدواج گرفته تا هزینه صدقات مستحبی و حتی هزینه انجام حج آنان. مرآة العقول، 16/102

روایتها در این زمینه با این مضامین در اصول کافی و دیگر کتابهای حدیثی فراوان است که در بعضی از آنها تصریح شده است که وظیفه مسلمانان نسبت به یکدیگر تنها با پرداخت وجوه واجب، ساقط نمی گردد. در حدیثی از امام صادق علیه السلام سؤال می شود در مال انسان چه مقدار زکات واجب است؟ حضرت پاسخ می دهد: زکات ظاهر (و متعارف) را می گویی یا زکات باطن را؟ (راوی) عرض کرد هر دو را. حضرت فرمود: زکات ظاهر در هر هزار درهم بیست وپنج درهم و اما ملاک در زکات باطن این است که نیازهای برادرت را در نظر بگیری و در مواردی که او نیازمندتر است، خود را بر او مقدم نداری. مرآة العقول 16/11
نقش وقف

وقف از دو راه می تواند در این مورد مؤثر باشد:

1- نفس استقلال و رشد و توسعه اقتصادی (مبتنی بر موازین اسلامی) که به طور طبیعی موجب رفاه عمومی و زدودن و دست کم کاهش چشمگیر فقر و محرومیت و آثار شوم آن در جامعه خواهد شد.

کیست نداند: کشوری که دچار رکود اقتصادی است و یا از اقتصادی وابسته برخوردار است نمی تواند در جهت رفاه عمومی و عدالت اجتماعی گامی مثبت و مؤثر بر دارد.

2- بخش عمده موارد مصرفی که واقفان دورنگر و نیکوکار در طول تاریخ وقف در نظر گرفته اند به رفاه عمومی، فقرزدایی و عدالت اجتماعی مربوط می شود. اگر ما نگاهی هر چند گذرا ،به تاریخ وقف و مضمون وقف نامه ها بیندازیم به خوبی در می یابیم که واقفان خیر و دوراندیش تمام زوایا و جوانب نیازها را در نظر گرفته اند.

به رغم این که بسیاری از رقبات موقوفات و مدارک آنها در طول زمان به دلایل و عوامل گوناگونی از بین رفته اند و از بسیاری از آنها نامی هم باقی نمانده است، مشاهده می کنیم که جهت و سمت و سوی اصلی مورد نظر واقفان در طول تاریخ فقرزدایی و در مرحله بعدی، تحقق رفاه عمومی در سطح معقول بوده است.

پیش از پرداختن به ذکر برخی از موارد مصرف وقف، یادآوری یک نکته خالی از فایده نیست و آن این است که نیازهای عمومی و خصوصی مردم نسبت به زمانها و مکانهای مختلف متفاوت است، مثلا در یک زمان، مردم به کاروانسرا، آب انبار و... نیاز مبرم داشتند اما در روزگار ما تاسیس فضاهای آموزشی، درمانی، مسکن، جاده ها و... از اولویت بیشتری برخوردارند. از این رو، از راههای گوناگون، آگاهی دادن به مردم و کسانی که درصدد وقف اموال خود هستند، می تواند به سمت و سو دادن وقفهای جدید در جهت اولویتهای جامعه کمک شایان و درخور توجهی بنماید.

در این جا به اختصار به برخی از موارد مصرف وقف اشاره می شود و پیرامون بعضی از آنها توضیحاتی داده می شود هدف تنها ذکر نمونه هاست نه استقراء و استقصاء کامل و توضیح و تغییر مفصل پیرامون هر یک از آنها:
مساجد

صرف نظر از مسجدالاقصی و مسجدالحرام نخستین و دومین مسجد در اسلام، مسجد قبا و مسجد النبی صلی الله علیه وآله است که به دست پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله تاسیس شدند. اگر این دو مسجد را از موقوفات رسول خدا صلی الله علیه وآله برشماریم، نخستین موقوفات در اسلام خواهند بود که واقف آنها حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله هستند و در نتیجه حتی وقف بستانهای هفتگانه نخستین وقف در اسلام نخواهد بود. اما نخستین واقف، رسول اکرم صلی الله علیه وآله خواهند بود. به دنبال این دو مسجد، مسلمانان در مدینه و دیگر شهرهای اسلامی به تاسیس مسجد دست یازیدند.

از نکات درخور توجهی که با مراجعه به وقف نامه های بسیاری از مساجد روشن می شود، موقوفات بسیاری است که واقفان مساجد یا دیگر افراد نیکوکار وقف کرده اند: خانه ها، مزرعه ها، باغها، مغازه ها، املاک و... در بسیاری از وقفنامه های مساجد بجز تعمیرات و امور مربوط به مساجد، کارهای خیر دیگری چون، اطعام فقیران وعظ و خطابه، تعلیم و قرائت قرآن کریم، تدریس علوم گوناگون و... نیز به عنوان موارد مصرف اوقاف مساجد ذکر شده است. برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به تاریخچه اوقاف اصفهان، نوشته عبدالحسینی سپنتا، یادگارهای یزد نوشته ایرج افشار، بویژه بخش وقف نامه های مسجد امیرچقماق و مسجد جامع یزد، (1) تاریخچه اوقاف در اسلام، نوشته دکتر علی اکبر شهابی و....
مدارس

از موارد بسیار مهمی که واقفان در طول تاریخ به آن بسیار توجه کرده اند، مدارس، هزینه تعمیر و اداره آنها بوده است. در آغاز اسلام و تا سالها پس از آن، مکان تعلیم و تعلم در نزد مسلمانان، مساجد و منازل بوده است و مدرسه به معنای امروزی آن تاسیس نشده بود. بعدها برای تعلیم و تربیت اطفال در جنب مساجد، مکتبهایی به وجود آمد که آنها را «کتاب » نامیده اند (کتاب یعنی شاگردان مکتب که مجازا بر مکتب نیز اطلاق گردیده است. (ر.ک: مقدمه ای بر فرهنگ وقف، 25)
نخستین مدرسه در اسلام

یحیی محمود ساعاتی می نویسد: نخستین کسانی که در زمینه تاسیس مدرسه در اسلام از آنان نام برده شده اهل نیشابور بوده اند که مدرسه بیهقیه را در آن جا بنا کردند. امیر نصر، فرزند سبکتکین و برادرش، سلطان محمود هر یک مدرسه ای را در این شهر بنا کردند و مدرسه سعیدیه نیز در آنجا بنا شده بود. وقف و ساختار کتابخانه های اسلامی، 18

جرجی زیدان نیز تاسیس این مدارس و مدارس دیگری از جمله مدرسه خواجه نظام الملک در نیشابور را از مورخان اسلامی نقل کرده است. (ر.ک: تاریخ تمدن اسلام، 626) وی از بعضی مورخان غربی نقل کرده که مامون در زمان ولیعهدی خود در خراسان مدرسه ای تاسیس کرد. اما وی یادآور شده است که معلوم نیست غربیها این موضوع را از کجا روایت کرده اند چرا که مورخان مسلمان اسمی از آن نبرده اند. اما مشهورترین مدرسه ای که در قدیم بنا شده و تا مدتها پابرجا بوده و بسیاری از مورخان مسلمان آن را نخستین مدرسه اسلامی می دانند، نظامیه است که در اواسط سده پنجم هجری قمری به دستور خواجه نظام الملک طوسی وزیر ملکشاه سلجوقی، در بغداد تاسیس شد (تاریخ آغاز: سال 457 ه. ق)

جرجی زیدان یادآور می شود شاید سبب اشتهار نظامیه بغداد از آن روست که خواجه نظام الملک برای نخستین بار، تحصیل را در آن مدرسه رایگان ساخت و برای دانش پژوهان مقرری معین کرد. به هر حال نخستین مدرسه اسلامی توسط امیران و بزرگان ایرانی برپا شده و اگر حتی مدرسه مامون هم صحیح باشد در ایران و با نظر ایرانیان بنا شده و اگر در غیر این صورت مامون بایستی پس از رسیدن به خلافت در بغداد، مدرسه دایر کند و نکرد. (ر.ک: همانجا).

خواجه نظام الملک در اصفهان، نیشابور، هرات و ... نیز مدارسی تاسیس کرد که همه آنها بخصوص مدرسه بغداد به نام وی، نظامیه، خوانده می شدند. خواجه نظام الملک برای نظامیه بغداد، که در کنار دجله بنا شده بود، بازارها، کاروانسراها، گرمابه ها، ده ها، خانه ها و... را از دور و نزدیک خریداری و به مدرسه وقف کرد، به طوری که هزینه مدرسه سالانه به شصت هزار دینار می رسید. نخستین استادان این مدرسه، ابوالحق شیرازی، ابونصر صباغ، ابوحامد غزالی ، سهروردی، کمال الدین انباری و... بودند (همان، 628; سفرنامه ابن بطوطه، 1/30) بعدها بتدریج دیگران از خواجه نظام الملک پیروی کرده در اطراف و اکناف سرزمینهای اسلامی مدارس رایگانی برپا کردند در دمشق، ایران، مصر، عثمانی، عراق و...

ابن بطوطه در سفرنامه خود از جمله مواردی که در سفر به سرزمینهای اسلامی از آن نام برده مدارس است مدارسی که عواید و درآمد موقوفات آنها هزینه طلاب، استادان و حتی میهمانان و تازه واردان را بخوبی تامین می کرده است. وی در یکی از خاطره هایش می نویسد:

از ایذه تا اصفهان ... تا مدت ده روز در قلمرو حکومت اتابک راه پیمودیم، راه ما از میان کوههای بلند بود و هر شب در مدرسه ای منزل می کردیم که در همه آنها وسایل خورد و خوراک مسافران فراهم بود. این مدرسه ها برخی در میان آبادی و برخی دیگر در مواضع غیر معمول بنا شده بودند و ناچار اجناس مصرفی آنها را از نقاط دیگر می آوردند. سفرنامه ابن بطوطه، 1/245

فرهنگسرای بزرگ ربع رشیدی (ربع: خانه، سرا و محله) از ساخته های خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، وزیر کاردان، شایسته و دوراندیش ایلخانان مغول در اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری قمری است. از وقف نامه ربع رشیدی (به کوشش مجتبی مینوی و ایرج افشار براساس نسخه اصلی) دریافت می شود که ربع رشیدی فرهنگسرای بزرگ علمی و آموزشی بوده که دارای بخشهای گوناگونی مانند محلات، بازار یا کاروانسرا، باغ، راههای درون شهری و ... را نیز در خود جای داده بوده است. (ر.ک: وقف نامه ربع رشیدی، 170 به بعد)

در یکی از نامه های رشیدالدین ذکر شده که بیست و چهار کاروانسرای رفیع قصر گونه، هزار پانصد دکان، سی هزار خانه دلکش و... در آن بنا شده است.

گویا هدف غایی رشیدالدین فضل الله از احداث این فرهنگسرا، گسترش دانش بوده است...

ربع رشیدی دارای بخشهای گوناگون آموزشی بوده است این فرهنگسرای بزرگ برای کودکان، بویژه کودکان یتیم و بی سرپرست، آموزش حرفه ای بر حسب نوع و میزان استعداد مشاغلی محصلین، مدارس عالی، دارالشفاء، و... دارای مراکز بسیار مجهز و گسترده با قوانین و مقررات پیشرفته ای بوده است که بسیاری از آن قوانین و مقررات از زمان خود جلوتر بوده و قابل انطباق بر شرایط و اوضاع و مقررات عصر حاضر نیز می باشد. (ر.ک: وقف نامه ربع رشیدی، 170 به بعد; بررسی اداری و آموزشی ربع رشیدی، 71 به بعد; مجله وقف، میراث جاویدان شماره 4، 52)

پس از قتل رشیدالدین فضل الله (718 ه.ق) ربع رشیدی به غارت رفت و تمام بخشهای آن به آتش کشیده شد و ابزار و وسایل آن به دست توده عوام که تحت تاثیر تبلیغات مخالفان رشید قرار داشتند، به تاراج رفت. پس از روی کار آمدن فرزندش، خواجه غیاث الدین محمد (729 ه.ق) ربع رشیدی مجددا رونقی یافت و خرابیها سروسامان گرفت امام این بار هم پایدار نماند و پس از قتل غیاث الدین محمد دوباره به نابودی گرایید...

نگاهی کوتاه به آمار گذشته و فعلی مدارس در کشور خودمان گویای این حقیقت تلخ است که بسیاری از آن مدارس از بین رفته اند و اثری از آنها باقی نمانده است. به عنوان نمونه، مرتضی راوندی درباره کثرت اوقاف در یزد می نویسد:

در ازمنه سابق در دارالعباده یزد زیاده از چهار صد مدرسه و بقعه شریفه معموره می بود که هر یک از آنها موقوفات کلی و جزئی داشتند و نظر به انقلاب روزگار کل آن ابنیه ویران گشته و تمامی موقوفات به ضبط خالصه دیوان درآمده مگر یک مدرسه شفیعیه که الان دایر است و چند مدرسه جدید. تاریخ اجتماعی ایران، 4/757

امروز نیز چون گذشته به همت والای نیکوکاران، نیاز مبرم احساس می شود تا دوباره قدم به میدان نیکوکاری گذارند و مشکل فضاهای آموزشی کشور ار از مدارس ابتدایی گرفته تا دانشگاهها با صدقات جاریه خویش حل کنند.
کتابخانه

در مورد کتابخانه نیز استقصاء و استقراء کامل مجال بسیار گسترده ای را می طلبد و مجلدها کتاب را به خود اختصاص خواهد داد.

در این جا تنها به تاریخ تاسیس کتابخانه و نقش وقف در آن اشاره مختصری خواهد شد. بدون تردید کتاب و کتابخانه از عوامل اصلی نهضت فرهنگی و گسترش تعالیم و معارف اسلامی بوده و هست و غالبا کتابخانه هایی که تاسیس می شده از راه وقف بوده است و از این جا نقش وقف بر کتاب و کتابخانه نیز روشن می شود.

یحیی محمود ساعاتی از عبدالله جبوری نقل کرده است که: علاقه علمای اسلام به فراگیری علم، موجب شد تا آن دسته از فقها که وقف اشیا غیر منقول را جایز نمی دانستند نیز وقف را از این اصل کلی استثنا کنند. (وقف و ساختار کتابخانه های اسلامی، 33)
نخستین کتابخانه

جرجی زیدان پس از بیان این مطلب که عربها در اواخر سده دوم فقط علوم اسلامی را مدون کردند (البته این بیان جرجی زیدان در مورد تاریخ تدوین علوم اسلامی مربوط به تدوین کتب توسط اهل سنت است که در آن مورد نیز اتفاق نظر وجود ندارد و گر نه علمای امامیه تاریخ تدوین فقه، حدیث و... را همان آغاز و توسط علی علیه السلام و... می دانند. ر. ک به معالم المدرستین نوشته علامه عسکری، تاسیس معالم الشیعه نوشته سید حسن صدر، مقدمه مرآة العقول نوشته علامه عسکری ج 2/68 به بعد می نویسد:

نخستین فرمانروایی که به تاسیس کتابخانه های عمومی دست زدند خلفای عباسی بودند، گرچه در زمان بنی امیه نیز کتابخانه هایی بود ولی آنها بیشتر توسط پزشکان و فیلسوفانی که در خدمت دولت بودند، تاسیس می شد و خود و فرزندانشان استفاده می کردند.

نخستین کتابخانه عمومی را در بغداد دایر کردند و آن را بیت الحکمه نامیدند، که احتمالا هارون مؤسس آن می باشد. در این کتابخانه ها به ترجمه و استنساخ نیز مشغول می شدند... مامون عباسی از نظر تاسیس کتابخانه عمومی و نهضت علمی برای سایر فرمانروایان اسلامی سرمشق شد (تاریخ تمدن اسلام، 631) اما یحیی محمود ساعاتی نقل کرده است که:

نخستین کتب وقفی را می توان در کتابخانه عبدالحکم حجمی که وی آن را در قرن اول هجری در مکه مکرمه تاسیس نموده، جستجو کرد. وقف و ساختار کتابخانه های اسلامی، 33

پس از خلفای عباسی بویژه خلفای اندلس در این کارها به مامون تاسی کردند و بیش از همه آنان حکم بن ناصر (که در سال 351 خلیفه شد) در این مورد به مامون شبیه بود به طوری که ابن خلدون و مقریزی شماره کتابهای کتابخانه کاخ سلطنتی اندلس را چهار صد هزار جلد دانسته اند... و بعدها تنها در غرناطه هفتاد کتابخانه عمومی وجود داشت.

جرجی زیدان درباره کتابخانه «العزیزلله » دومین خلیفه فاطمی مصر (که در سال 365 ه خلیفه شد) می نویسد:

وی با تشویق وزیر دانش پرور و کتاب دوستش، یعقوب بن کلس، کتابخانه ای تاسیس کرد که نام آن «خزانة الکتب » و دارای یک میلیون و ششصد هزار جلد کتاب بوده است. (تاریخ تمدن اسلام: 632-634)

وی درباره کتابخانه بزرگ شام که توسط خلفای فاطمی تاسیس شد و فرنگیان در سال 502 ه. ق پس از فتح طرابلس آن را غارت کردند از کیبون، مولف تاریخ امپراتوری روم، نقل کرده است که «سه میلیون کتاب آن کتابخانه را فرنگیان سوزاندند». تاریخ تمدن اسلام، 636

ساعاتی می نویسد:

از قرن چهارم هجری به بعد کتابخانه های وقفی در سراسر جهان اسلام، رواج یافت به درجه ای که کمتر شهری یافت می شد که خالی از کتابخانه وقفی باشد... تعداد این کتابخانه ها در اندلس به حدی رسیده بود که ابوحیان نحوی به خریدار کتاب، عیب می گرفت و می گفت:

«خدا به تو عقل معاش دهد» (چرا کتاب می خری؟) من هر کتابی بخواهم از کتابخانه های وقفی امانت می گیرم. وقف و ساختار کتابخانه های اسلامی، 36-35ساعاتی درباره کتابخانه فیروزآباد فارس اظهار داشته است:

این کتابخانه را وزیر قوام الدولة عمادالدین ابومنصور فرزند مافنه (متوفای 433 ه) تاسیس کرد که دارای نوزده هزار جلد کتاب بود و آن را بر طالبان علم وقف کرده بود. وقف و ساختار کتابخانه های اسلامی، 36

در حال حاضر نیز در سرتاسر کشورهای اسلامی کتابخانه های غنی و مجهز وجود دارند که تشنگان معارف و دانش را سیراب می نمایند. در کشور ما نیز کتابخانه های بسیار ارزشمندی مشغول ارائه خدمت هستند که گنجینه های عظیمی از میراث ارزشمند و گرانبهای اسلامی را در خود جای داده اند. کتابخانه هایی که تنها فهرست کتب خطی بعضی از آنها به دهها مجلد می رسد.

از این میان به کتابخانه (بلکه کتابخانه های اداره کل کتابخانه مرکزی دارای 13 کتابخانه وابسته در خراسان و سایر استانها می باشد) آستان قدس رضوی، کتابخانه ملی تهران، کتابخانه آیت الله العظمی نجفی (در قم) و ... می توان اشاره کرد. همان طور که در پایان بحث مدارس اشاره شد در این جا نیز یادآور می شویم که امروز هیچ محقق و دانشمند و کاوشگر، چه در علوم انسانی و چه در علوم تجربی و ... نمی تواند ادعا نماید که به طور مستقیم یا غیر مستقیم مدیون همین کتابها و کتابخانه های وقفی نمی باشد در بحث مربوط به کتابخانه نیز به همین مقدار بسنده می شود. برای اطلاع بیشتر از آمار کتابخانه های مهم ایران به فهرست کتابخانه های ایران تالیف عبدالعزیز جواهرالکلام، مراجعه شود.
بیمارستان

از موارد دیگری که واقفان به آن توجه داشته اند بیمارستان و مراکز درمانی است. در تاریخ بیمارستانهای وقفی، بیمارستانی که بیش از همه مورد توجه قرار گرفته و معمولا به آن پرداخته اند، بیمارستان عضدی است که بنای آن در سال 368 ه. ق به دست عضدالدوله دیلمی (از سلاطین آل بویه) در بغداد آغاز شد و در سال 371 ه. ق به پایان رسید.

عضدالدوله چندین رقبه املاک را نیز که دارای عواید فراوانی بودند بر بیمارستان وقف کرده بود. این مرکز، بیمارستانی بود بسیار مجهز و دارای بخشهای گوناگون: شکسته بندی، چشم پزشکی، بیماران روانی و ... در این بیمارستان علاوه بر درمان بیماران، پزشکان، جراحان و داروسازان به تدریس نیز می پرداختند. عضدالدوله مشهورترین و حاذق ترین طبیبان و جراحان را به آن جا فراخوانده بود، پزشکانی چون ابوالحسن علی بن ابراهیم بن بکس (مدرس و طبیب) جبرائیل بن عبیدالله بن بختیشوع (پزشک خاص دربار) و ...

این بیمارستان متجاوز از 2 سده دارالشفای بغداد بود و پس از حمله مغول آسیبهای فراوان دید و امروزه (جز در یادها و متون تاریخی) هیچ گونه اثری از آن یافت نمی شود. ر.ک: وقف میراث جاویدان شماره 1 سال 3 شماره مسلسل 9، مقدمه ای بر فرهنگ وقف، 31 (از کتاب آل بویه).

در وقف نامه ها نیز مکرر به مواردی بر می خوریم که واقفان، اموالی را برای درمان و تهیه دارو برای مستمندان در نظر می گرفته اند. بدون شک یکی از بهترین جهات و موارد مصرف وقف، همین بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی است. متولیان اموال موقوفه و دست اندرکاران اوقاف کشور می توانند از درآمد اوقافی که دارای موارد مصرف عام مانند «فی سبیل الله) و مانند آن هستند به مصارف این چنین اختصاص دهند و برای انسانهای پاکدل و خیر و نیک اندیشی که دوست دارند صدقه جاریه ای از خود برجای گذارند تا بدین وسیله زندگی خود را جاودانه کنند و به مقام والای «بر» نائل آیند. چه کاری بالاتر و ارزشمندتر از این که بخشی از ثروت فناپذیر خویش را به احداث مراکز درمانی یا تهیه وسایل مورد نیاز آن مراکز بویژه در مناطق محروم نشین کشور، اختصاص دهند و بدین وسیله بالاترین خدمت را به عده ای از بندگان خوب خدا ارائه دهند تا مقداری از دین خود را به آنان ادا کرده و خود نیز از بندگان خوب خداوند باشند.

کتاب شناسی
احمد، خورشید، مطالعاتی در اقتصاد اسلامی، ترجمه محمد جواد مهدوی، چاپ اول، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد مقدس، 1374.
مظاهری، حسین، مقایسه بین سیستمهای اقتصادی، مؤسسه در راه حق، قم.
ابوسعید، احمد بن سلمان، مقدمه ای بر فرهنگ وقف، سازمان اوقاف، تهران.
طباطبایی، علامه سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ سوم، مؤسسه اسماعیلیان، قم، 1391 ه .ق.
سلیمی فر، مصطفی، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی و اجتماعی آن، چاپ اول، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد مقدس، 1370 ه . ش.
علی، اام علیه السلام، نهج البلاغه، ترجمه صبحی صالح، چاپ اول، مؤسسه دارالهجرة، ایران، 1407ه.ق.
حرعاملی، محمد، وسائل الشیعه، داراحیاءالتراث العربی، بیروت.
همدانی، رشیدالدین فضل الله، «وقف میراث جاویدان »، سازمان اوقاف و امور خیریه، تهران.
وقف نامه ربع رشیدی، به کوشش مجتبی مینوی و ایرج افشار، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی (شماره 139)، تهران، 1356 ه . ش.
ساعاتی، یحیی محمود، وقف و ساختار کتابخانه های اسلامی، ترجمه احمد امیری شادمهری، چاپ اول، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد مقدس، 1374 ه . ش.
کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، چاپ پنجم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1363.
صدر، شهید سید محمد باقر، اقتصاد ما، چاپ دوم، انتشارات اسلامی، تهران، 1357 ه . ش.
فخرالمحققین، ایضاح الفوائد، به کوشش آیت الله سید محمود شاهرودی، چاپ اول، 1388 ه.ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1403 ه .ق.
بروشکی، محمد مهدی، بررسی روش اداری و آموزشی ربع رشیدی، مؤسسه چاپ انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1365 ه . ش راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، چاپ اول، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1359 ه . ش.
زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام، انتشارات امیرکبیر، تهران.
سپنتا، عبدالحسین، تاریخچه اوقاف اصفهان، اداره کل اوقاف اصفهان، 1346 ه . ش.
دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر اقتصاد اسلامی، انتشارات مؤسسه در راه حق، قم، 1363 ه . ش.
تسخیری، محمدعلی، درسهایی از اقتصاد اسلامی، چاپ اول، مرکز چاپ و انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، 1368.
ابن بطوطه، سفرنامه، ترجمه محمد علی موحد، انتشارات آگاه، تهران، 1370.
دفتر همکاری حوزه ودانشگاه، مبانی اقتصاد اسلامی، چاپ دوم، سازمان سمت، تهران،1374 ه.ش.
واعظزاده خراسانی، محمد (به کوشش)، مجموعه مقالات فارسی، مجمع بررسیهای اقتصاد اسلامی، مشهد مقدس.
حلی، علامه محقق (اول)، المختصر النافع، چاپ دوم، مؤسسة البعثة، تهران، 1416 ه . ق
مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، چاپ اول، درالکیت الاسلامیه، تهران، 1367 ه . ش

پی نوشتها:

1- از مطالب شایان توجه این که قدیمی ترین مسجد جهان اسلام از حیث معماری مسجد جامع فهرج است که در استان یزد در کنار جاده یزد به شهرستان بافق قرار دارد و تاریخ بنای آن به حدود سال 40 ه . ق بازمی گردد (به نقل از مصاحبه تلویزیونی مرحوم استاد پیرنیا و اظهارات شفاهی مرکز یزدشناسی).


منابع مقاله:
فصلنامه مشکوة، شماره 62- 65، حائری یزدی، محمد حسن؛
دانشکده الهیات مشهد

منبع اصلی : www.hawzah.net
محور : وقف و تأثیرات آن


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 3:48 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



چکیده:
در مجموعه احکام و تعالیم اسلام، سنت وقف و خیرات و صدقات جاریه به عنوان رهنمودی انسان ساز و فرهنگی مترقی به شمار می رود که آثار اخلاقی و عواید معنوی بزرگ و بی شماری را به دنبال دارد. وقف با توزیع مجدد درآمد بین افراد، جامعه را به سمت توازن اجتماعی هدایت می کند.

نویسنده در این نوشتار سعی بر آن دارد که با ارائه تعریفی از اصطلاح وقف و بیان شرایط واقف، موقوف و موقوف علیه به مفهومی جامع از وقف دست یابد. پس از آن با مروری بر تاریخچه وقف از صدر اسلام تا کنون به بررسی کارکرد نظری نهاد وقف و آثار اقتصادی و اجتماعی آن می پردازد.

نقش وقف در گسترش مالکیت، در تأمین اجتماعی، در کاهش اختلافات طبقاتی و به وجود آوردن عدالت اجتماعی و در رابطه با جبران کمبود خدمات دولتی و تنظیم جریان پول و کالا در اقتصاد و ثبات وضعیت اقتصادی از جمله مواردی است که نویسنده در این مقاله به آن پرداخته است.

راهکارهای عملی برای بهبود کارکرد وقف در جامعه و بیان راهکارهای عمومی، اقتصادی و فرهنگی برای ترویج وقف در جامعه اسلامی قسمت سوم این نوشتار را تشکیل می دهد.

مقدمه :


«المال و البنون زینه الحیاه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثواباً و خیر أملاً[1]»
مفهوم «باقیات الصالحات» آن چنان وسیع و گسترده است که هر فکر و ایده و گفتار و کردار صالح و شایسته ای را که باقی مانده و اثرات و برکاتش در اختیار افراد و جوامع قرار گیرد، شامل می شود.[2]
در حدیث نبوی(ص) آمده است : «إذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلثه صدقه جاریه و علم ینتفع به و ولد صالح یدعو له» یعنی وقتی بنی آدم بمیرند عمل آنها به جز در سه مورد قطع می شود، صدقه جاریه ای که باقی می ماند و علمی که از او بماند و به مردم نفع رساند و فرزند صالح که از او باقی بماند و برای وی دعا کند.[3]

یکی از کارهای شایسته ای که همچون صدقه جاریه باقی می ماند و اثرات و برکات آن نصیب افراد جامعه می شود سنت حسنه وقف است. وقف نمادی از روح خیر خواهی و تعاون و هم زیستی و عطوفت انسانی ، برخاسته از ایدة والا و ایمان است.[4]
وقف از یک طرف وسیله ای بسیار خوب برای ایجاد انس، الفت و همبستگی بین مسلمانان است و از طرف دیگر وسیله ای برای تألیف قلوب مردم غیر مسلمان.[5]
وقف جامعه را از آلودگیها و ناخالصیها پاک می کند و راه را برای تزکیه آن هموار می سازد.[6]

پیش از قرن اخیر بیشتر شؤون فرهنگی، بهداشتی و نیازمندی های عمومی در ایران با بهترین و ساده ترین وضع به رایگان و به دست مردم از درآمدهای موقوفات و بنیادهای خیریه اداره می شد. واقفان خیراندیش که اندیشه و همّشان بشر دوستی و خدمت به مردم و رفع حوائج آنان بود، احتیاجات مردم نیازمند را از قبیل: مستمندان، ابناء سبیل، ایتام، بیوه زنان، بیماران و عاجزان،جهیزیه یا مخارج ازدواج ،تامین مایحتاج خانواده های بی سرپرست، هزینه دفن و کفن اموات و هزاران نمونه دیگر از این گونه حوائج را که گاهی اندیشه و خیال مردم عادی از درک و توجه به آنها به دور است، در نظر گرفته و قسمتی از اموال خالص و پاک خود را وقف همین مصارف خیریه کرده اند. وقف میراث بزرگ انسانیت و بشر دوستی و سرمایه فناناپذیر مدنّیت و فرهنگ است که ارزش آن چنانکه باید تا کنون نشان داده نشده است.[7]

در مجموعه احکام و تعالیم اسلام، سنت وقف و خیرات و صدقات جاریه به عنوان رهنمودی انسان ساز و فرهنگی مترقی به شمار می رود که آثار اخلاقی و عواید معنوی بزرگ و بی شماری را به دنبال دارد و می تواند با تأمین نیازهای مادی و معنوی و گستردن راه کسب فضایل و کمالات، جامعه ای به هم پیوسته و نمونه را پایه گذاری نموده و از بروز بسیاری از آلام و مصائب و رواج مفاسد اخلاقی جلوگیری به عمل آورد.[8]
آشنایی با وقف:

در این بخش ابتدا به تعریف مفهوم لغوی و اصطلاحی وقف پرداخته و سپس به انواع وقف و شرایط واقف، شرایط موقوف، شرایط موقوف علیه و شرایط وقف می پردازیم.
تعریف وقف:

وقف در لغت به معنای ایستادن، به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن است.[9]

وقف در اصطلاح فقهای امامیه عبارت است از «حبس نمودن عین ملک و مصرف کردن منافع آن در راه خدا.» شیخ طوسی می فرماید: «الوقف تحبیس الاصل و تسبیل» وقف نگه داشتن اصل ملک و جاری ساختن منفعت است. تحبیس از ماده حبس به معنای سلب آزادی است. واضح است که با وقف شدن ملک، آزادی نقل و انتقال از آن گرفته می شود. تسبیل به معنای در راه خدا آزاد گزاردن است. شهید اول می گوید: «هو تحبیس الاصل و اطلاق المنفعه» .وقف حبس کردن اصل مال و رها کردن منفعت است.[10]

محقق حلی نیز می گوید: «وقف عقدی است که ثمره آن حبس اصل و رها کردن منفعت است.»
انواع وقف:

وقف به دو دسته تقسیم می شود، دسته اول دارای سه حالت است:

الف-وقف در جهت مصالح عامه: مساجد، مقابر، پلها، جاده ها و سدها و … .

ب –وقف برای عناوین کلی: فقرا، سادات، علما، جنگ زدگان، معلولین و … .

ج- وقف برای افراد خاص.[11]

در تقسیم بندی دیگر وقف به دو صورت «وقف انتفاع» و «وقف منفعت» تقسیم می شود. اگر نظر واقف از وقف تحصیل درآمد مادی نباشد، آن را وقف انتفاع گویند، مانند احداث مسجد در زمین ملکی خود و یا زمین موات. اگر نظر واقف از وقف، تحصیل درآمد و هزینه آن برای مصارف مشخصی باشد آن را وقف منفعت می نامند، مانند وقف دکان برای حفظ و اداره مسجد یا مدرسه.[12]
شرایط وقف:

امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله می فرمایند: «وقف کننده باید بالغ، عاقل، مختار و غیر محجور (به علت افلاس و یا سفاهت) باشد و ممنوعیتی از تصرف در مالی که وقف می کند نداشته باشد و لازم نیست که واقف مسلمان باشد، بلکه وقف کافر هم (در چیزی که از مسلمان است) بنابر اقوی صحیح است و نیز وقف کافر در چیزی که بنا بر مذهب او صحیح است، درست است چون فقه اسلامی مقررات مذهب را اعتراف می کند.»[13]
شرایط موقوف

چیزی که وقف می شود باید دارای چهار شرط باشد:

1- عین باشد (یعنی دین نباشد).

2- مملوک (قابل تملیک) باشد.

3- با باقی ماندن عین آن قابل انتفاع باشد.

4- به تصرف دادن آن صحیح باشد.[14]
شرایط موقوف علیه

محقق حلی سه شرط برای موقوف علیه ذکر می کند:

اول آنکه موقوف علیه اهلیت تملک داشته باشد، یعنی باید از کسانی باشد که بتواند مالک شود (از قبیل بندگان و بهایم نباشد).

دوم آنکه معین باشد.

سوم آنکه وقف کردن به او حرام نباشد، یعنی مسلمان نمی تواند چیزی را بر کافر حربی – اگرچه رحم او باشد – وقف کند، زیرا اعانت بر حرب علیه مسلمین بوده و حرام است.[15]
شرایط وقف

صاحب “الشرایع الاسلام” چهار شرط را برای حجت وقف ذکر می کند:

اول: دوام، یعنی وقف باید ابدی باشد نه موقت.

دوم: تنجیز، یعنی این که معلق و مشروط نباشد.

سوم:به تصرف دادن،یعنی مسلط کردن موقوف علیه (متولی یا حاکم شرع) بر موقوفه و برداشتن تسلط خود از آن.

چهارم:از خود بیرون کردن،یعنی بر خود وقف نکردن.[16]
مروری بر تاریخچه وقف از صدر اسلام تا کنون:

تاریخچه وقف به پیش از ظهور اسلام باز می گردد. این عنوان پیش از اسلام بین پیروان همه ادیان در غرب و شرق متداول بوده و اداره معبدها، صومعه ها و آتشکده ها، زندگی اسقفها، موبدان و کاهنان از منافع موقوفات بوده است. بعد از ظهور اسلام این روش پسندیده از زمان تشریع و روزگار رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع) و زمان صحابه تا روزگار تابعین و تابعان آنان ادامه یافت. برای نخستین بار رسول گرامی اسلام در سال سوم هجرت، پس از جنگ احد، هفت بوستان و مزرعه آماده را به نام «بساتین سبعه»یا «حیطان السبعه» که به آن حضرت هدیه شده بود وقف کرد. [17]

ابن هشام در این باره می گوید:مخیریق که از عالمان بزرگ اهل کتاب در مدینه و دارای ثروت فراوان بود. وی پیامبر (ص) را بسیار دوست می داشت. از این رو در روز شنبه ای به یهودیان گفت: شما می دانید که یاری دادن حضرت محمد (ص)حق است و باید او را یاری کنید. آنان گفتند امروز شنبه است و نباید کاری انجام داد. او گفت شما شنبه ای ندارید. پس اسلحه خود را به دوش گرفت و به طرف احد برای یاری قومش روی نهاد. قبل از حرکت، وصیت او به قومش این بود که اگر کشته شوم تمام اموال من از آن محمد (ص)است که عمل کند در آن حال به آنچه خدا راضی است. وقتی کار جنگ در احد شروع شد، با دشمنان رسول خدا جنگید و کشته شد و رسول خدا اموال او را پذیرفت و آنها را در مدینه صدقه داد. [18]

پس از ظهور اسلام وقف با تأثیر پذیری از جهان بینی اسلامی و اعتقاد به معاد به صورتی استوار و جهت دار مطرح و روز به روز به شمار موقوفات گوناگون افزوده شد. بسیاری از مدرسه ها، خانقاه ها و تکیه ها دارای زمین و باغ و کشتزار شدند.

البته وقف در طول تاریخ اسلام در دوره های مختلف حاکمیت خلفا و شاهان ، دستخوش فراز و نشیبهایی شده است.

علامه طباطبایی رضوان الله علیه می فرماید: «از آغاز ظهور اسلام تا کنون کشور ایران 3 بار، ترکیه 5/2 بار و مصر 2 بار به زیر وقف رفته و هر بار پس از تصرف غاصبانه دوباره وقف شده…»[19]

با مراجعه به تاریخ بسیاری از موقوفات آستان قدس رضوی و برخی حرمهای امامزادگان و بقاع و مزارات می بنیم که قدیمی ترین آنها از قرن ششم نمی گذرد و از آن به بعد است که سال به سال تعداد رقبات موقوفی افزونی می گیرد. از فرمانروایانی که کارهایشان در این زمینه چشمگیرتر بوده، می توان از سنجر سلجوقی، سلطان محمد خدابنده ایلخان مغول، شاهرخ تیموری و همسر نیکوکار و بلند همت او، گوهر شاد آغا که مسجد گوهرشاد مشهد و دو رواق بزرگ حرم پاک امام هشتم(ع) به دستور و نفقه او ساخته شده است و بایسنفر-میرزا فرزند گوهرشاد آغا، امیر علی شیر نوایی- وزیر ابو سعید بهادر، پادشاهان صفوی به ویژه شاه عباس بزرگ، نادر شاه افشار و برخی شاهان قاجار نام برد.

ولی در مورد موقوفه های عام (هزینه های عمومی، عزاداری، اطعام) وضع این چنین نیست. اصولاموقوفه ای از این دست، با سابقه ای طولانی نمانده است و به ندرت قدمت موقوفات عام به سه سده می رسد. به ویژه که هر چند گاه یکی از زورمداران، این نوع موقوفات را به دلایل گوناگون تصرف کرده اند و باز مردم خیر اندیش به سیره گذشته به کار وقف کردن برای مصارف عمومی، روی آورده اند و گروهی از نیازمندان از آن بهره گرفته اند و به روان پاک نیکوکاران درود فرستاده اند.

شاید آخرین باری که این موقوفات به ضبط حکومتی درآمدند به فرمان نادر شاه افشار بوده است.[20]

در این خصوص به قسمتی از تاریخ توجه فرمایید:

«…نادر با روحانیون و شیعه رابطه خوبی نداشت و برای تضعیف آنها قسمت اعظم زمینهای موقوفه را به ارزش یک میلیون تومان ضبط کرده ، با این حال پس از پایان عصر نادری و سپری شدن دوره فترت و آشوب و استقرار حکومت قاجاریه، بار دیگر سنن قدیم تجدید شد. در دوره قاجاریه، کسانی که به وقف دارایی خود اقدام کرده اند کم نیستند. [21]»

پس از انقلاب مشروطه ایران، در قانون مدنی ایران که مقتبس از فقه اسلامی است از وقف بحث مخصوصی شده و آیین نامه ها و مقرراتی برای آن تنظیم شده است. [22]

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند و استقرار دولت جمهوری اسلامی ایران، طرح سازمان مرکزی اوقاف تدوین گردید که در تاریخ 28/6/1358به تایید سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید. مهم ترین وظیفه و اختیار سازمان اوقاف وامور خیریه ، ادارة امور موقوفات عام که فاقد متولی بوده یا مجهول التولیه است و موقوفات خاصه در صورتی که مصلحت وقف و بطون لاحقه و یا رفع اختلاف موقوف علیهم متوقف بر دخالت ولی فقیه باشد، است. [23]

امروزه مردم مسلمان و نیکوکار ایران اسلامی به این نیّت حسنه پایبند و معتقد هستند و در امور مختلف موقوفات دارند.
بررسی کارکرد نظری نهاد وقف:

وقف حداقل دو اثر مهم درونی و برونی دارد. اثر درونی وقف به انسان خیّری بر می گردد که مبادرت به این عمل صالح کرده و با وقف یک بخش و یا تمام اموال خود، درون خویش را پالایش کرده و به تزکیه نفس پرداخته است. او از این طریق تعلّقات مادی را از خود زدوده و روحیه مال اندوزی و تکیه بر ثروت دنیوی را از خود دور کرده است. در مورد اثر بیرونی وقف نیز می توان گفت اگر وقف در جامعه گسترش یابد بسیاری از معضلات اجتماعی را می تواند حل کند و در محو فقر و محرومیتها تاثیر شگرف بگذارد و از اختلافات شدید طبقاتی جلوگیری کند که به طبع اینها اسباب تألیف قلوب مسلمین نسبت به یکدیگر را فراهم می کند.[24]
آثار اقتصادی وقف:

در این قسمت به برخی آثار اقتصادی وقف که از اهمیت بیشتری برخوردار است اشاره می شود:
نقش وقف در گسترش مالکیت:

در وقف برخلاف انواع مالکیت ها که حرکت از مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی است،به نوعی مالکیت خصوصی به مالکیت عمومی تبدیل می شود. زیرا اموال موقوفه همچون اموال عمومی، قابل فروش و بخشش و به ارث گذاشتن نیستند و غالبا به موقوف علیهم تعلق دارند. یعنی اصل آنها ثابت و غیر قابل انتقال و درآمد آنها برای موقوف علیهم است. وقف هدایت مالکیت های خصوصی افراد به سمت مصالح عمومی است که اسلام آن را با شرایطی مورد تأیید قرار داده است. وقف راهی است که انسان می تواند مالکیت خود را تا ابد تضمین نماید و این تنها استثنایی است که در ابدی کردن مالکیت وجود دارد و به همین جهت است که وقف مصداق صدقه جاریه می شود و برای واقف همیشه مفید و ثمر بخش خواهد بود. لذا اسلام سفارش می کند که اگر می خواهی مالکیت اموالت در اختیارت باشد و در راهی که می خواهی به مصرف برسد آن را در راه خدا وقف کن.[25]
نقش وقف در تامین اجتماعی:

فقر یکی از موانع عمده پیشرفت و سعادت انسان و به فعلیت رسیدن قوه ها و استعدادهایی است که خداوند متعال برای نیل انسان به کمال مورد نظر که هدف آفرینش است، به او داده است. یکی از جاهایی که وقف می تواند به طور فعال وارد عمل شود و موانع سعادت و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسان را برطرف کند،در مقام محو فقر و در نتیجه تأمین اجتماعی است. به همان میزان که وضع مالی مسلمین بهبود پیدا می کند در موقوفات هم از جهت کمّی و کیفی گسترش و تغییراتی حاصل می شود. تعدادی از مصارف و مواردی که بر آنها وقف صورت گرفته است از این قرار است:

مساجد،مدارس، کتابخانه های عمومی، بیمارستانها، مسافرخانه ها، نوانخانه ها، آب انبارها، آبگینه ها و قنوات، پادگانهای نظامی و جنگی، تهیه سلاح و ادوات جنگی برای مجاهدین، تجهیز سربازان و مبارزان، تعمیر پلها و معابر عمومی، قبرستانها،بچه های سرراهی،ایتام معلولین،زمین گیران و درماندگان،بیچارگان،زندانیان، کمک و وام به تجار، تهیه بذرهای زراعی برای کشاورزان، تهیه ادوات کشاورزی و چارپایان برای زارعین،غرس اشجار و درختان میوه برای زیبایی شهر و استفاده عابرین،مصارف خیریه دیگر از قبیل قرائت قرآن، تامین مخارج علما و دانشمندان و قربانی عید قربان و اطعام در رمضان، اوقاف برای درمان بیماران روانی، اوقاف برای تشکیل خانواده، وقف برای فرو نشاندن خشم ها و … .

این عناوین تمامی آنچه را که یک جامعه پیشرفته و متعالی در بعد تامین اجتماعی احتیاج دارد، در بر می گیرد.[26]
نقش وقف در کاهش اختلافات طبقاتی و به وجود آوردن عدالت اجتماعی:

وقف با توزیع مجدد درآمدبین افراد، جامعه را به سمت توازن اجتماعی هدایت می کند. در وقف بیشتر افراد محتاج و فقیر ذینفع هستند و لذا اگر چه وقف به عنوان یک امر اخلاقی شناخته شده ولی در عمل تأثیر به سزایی در تأمین عدالت اجتماعی دارد وهمچنین از عوارض سوء بی عدالتیهای اجتماعی و شکافهای طبقاتی تا حد زیادی می کاهد و از حاد شدن مشکلات اجتماعی جلوگیری می کند.[27]

بر خلاف محیط های مادی که تکاثر و اشرافیت، ملاک برتری است و همه سعی می کنند همه چیز را در انحصار خود درآورند، در محیط اسلام سادگی و ایثار و تعمیم ثروتهای اضافی شخصی از راه وقف، حبس، هبه و… نه تنها ملاک برتری است بلکه عبادت بزرگ محسوب می شود. سیاست اسلام بر کنترل و تعدیل و حفظ ثروت جامعه است، به این ترتیب تمام راههایی که منجربه سرمایه داری بدون کار می شود، همه را کنترل کرده است و با گرفتن خمس و زکات و تشویق افرادبه وقف و… موجب تقویت افراد ضعیف وفقیرشده و فاصله بین این دو طبقه را بسیار کم کرده که نتیجه آن ایجاد جامعه متعادل است.[28]
جبران کمبود خدمات دولتی:

یکی از مشکلات و موانع موجود در امر خدمات رسانی به اقشار مختلف مردم کمبود بودجه و عدم تأمین اعتبار کافی از سوی دولتها بوده است. هر چند اساس کار دولتها، ایجاد رفاه نسبی مردم و ارائه خدمات ضروری به آنان استوار گشته است ولی بنا به عللی که عموماً به برنامه های کلان دولتها، نوسانات اقتصادی و تجاری و سیاستهای مدوّن سیاسی و اقتصادی، کمبود منابع و… باز می گردد. دولتها در مقاطعی قادر به هدایت کردن مسیر خدمات رسانی و حمایتهای پوششی نخواهند بودو این بخش در عمل دچار اختلال خواهد شد. در این هنگام موسسات خصوصی نقش بخش دولتی را ایفا خواهند کرد و خلا ناشی از معضل ناتوانی دولت را پوشش خواهند داد.

موقوفات نیز که جوشیده از همت والای انسانهای نیکوکار جامعه است از مؤثرترین ابزار تأمین رفاه مردم و پوشش دهنده کاستیها و نواقص موجود از سوی دولت است.[29]
تنظیم کننده جریان پول و کالا در اقتصاد:

یکی از اهداف سیاستهای پولی، جذب پس اندازها و هدایت آنها به سوی سرمایه گذاری است تا توازن گردش پول و کالا حفظ شده و ارزش پول مصون بماند. یکی از راههای تحقق این هدف در اسلام تحریم فعالیتهایی است که پس اندازها را از مسیر سرمایه گذاری منحرف می سازد مثل تحریم کنز و ربا. در اقتصاد سرمایه داری به علّت وجود بهره، قسمتی از پول، از گردش خارج شده و وارد جریان سفته بازی و کنز می گردد. در نتیجه در مقابل این قسمت از پول، کالایی در جامعه تولید نمی شود. بنابر این با وجود این پول اضافی در مقابل حجم مشخص کالا، قیمتها افزایش یافته و ارزش پول کاهش می یابد.

شیوة دومی که موجب تحقق این هدف می شود تشویق و ترغیبی است که در اسلام از برخی فعالیتهای اقتصادی به عمل آمده است و آنها را در ردیف عبادات بر شمرده است. از جمله این فعالیتها قرض دادن، انفاق و وقف است. به علت اجر و ثواب فوق العاده ای که شرع برای انفاق و وقف قائل شده مسلمانان اشتیاق فراوانی به انفاق و وقف ثروت خویش داشته و دارند.[30]شور و شوق برای انفاق در صدر اسلام تا حدی بود که برخی از مسلمانان ایثار می کردند.[31]قرآن کریم ضمن تجلیل و ارزش نهادن بر کردارهای یاد شده، انفاق را نوعی سرمایه گذاری برای مسلمانان اعلام می کندکه ممکن است تا هفتصد برابر بازدهی داشته باشد. [32]به همین جهت یاران و پیروان رسول خدا (ص) نه فقط از درآمد خود انفاق می کردند بلکه ثروت خویش راهم وقف می نمودند. اوقاف حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه و سایر یاران رسول خدا در تاریخ ثبت شده است. [33]
ثبات اقتصادی:

نوسانات اقتصادی و بحرانهای ناشی از آن همواره خطری جدی برای امنیت دولتها به حساب می آید. اقتصاد هر کشور متکی به عناصری همچون درآمدها منابع غنی و سرشار و بالاخره مدیریت کارآمد و برنامه ریزی ناشی است. یکی از نشانه های بالندگی اقتصادی هدفمند شدن کلیه الگوهای اقتصادی و رسیدن به مرز خودکفایی و استقلال است. عوامل متعددی برای سنجش میزان رشد اقتصادی در میان کشورها دخیل است که پراهمیت ترین آنها فراهم بودن شرایط و بستر لازم برای انجام فعالیتهای گوناگون اقتصادی و رفع موانع موجود در این میان خواهد بود. وابستگی یکی از آفتها و عناصر مضر برای رسیدن به آستانة رشد اقتصادی و خود کفایی سیاسی است. اگر وقف از قالب کنونی خود خارج شود و ابعادی وسیع تر و زمینه هایی جدیدتر را شامل گردد خواهد توانست به عنوان عنصری کارسازتر برای رسیدن به مفهوم رشد اقتصادی تلقی شود. تعریف زمینه های جدید وقف و هدایت موقوفات به سوی هدف های متعالی اقتصادی، نهادی متشکل، صاحب تفکر و انقلابی را خواهد طلبید که از میان تمامی تشکلهای فعلی، سازمان اوقاف و امور خیریه واجد تمامی شرایط مذکور بوده و موجه ترین مؤسسه برای تحقق اهداف ذکر شده است.[34]
کوچک شدن حجم و اندازة دولت:

با توجه به مطالبی که بیان شد و موارد مختلفی که می توان در آنها وقف کرد، متوجه این نکتة ظریف می شویم که گسترش فرهنگ وقف باعث کوچک شدن اندازة دولت در بسیاری از موارد می شود. توضیح آنکه طبق ادبیات اقتصاد دولت در جاهایی که بخش خصوصی سرمایه گذاری نمی کند دخالت خواهد کرد. اما از آنجایی که در فرهنگ غنی اسلامی راههای مختلفی برای دخالت بخش خصوصی در اموری که در جوامع غربی بخش خصوصی متکفل آن نمی شود، ارائه کرده است- مثل وقف و انفاق- به نظر می رسد که در نظام اسلامی حجم دولت باید بسیار کوچک باشد. چرا که دولت دیگر مجبور نخواهد بود که اموری مانند تأمین اجتماعی، آموزش و حتی بهداشت را دغدغه های اصلی خود قرار دهد و بودجه های کلانی را به آن اختصاص دهد.
تشکیل سرمایه در بازارهای مالی از طریق وقف:

مدتهاست که ما در کشورمان از تنوع بازار سرمایه، تنوع بازارها، تنوع نهادها . از تنوع مالی برای تجهیز پس اندازها و افزایش سرمایه گذاری در مملکت و بالا بردن تشکیل سرمایه و نرخ بالا تر تشکیل سرمایه صحبت می کنیم. وقتی به نمونه های خارجی نگاه می کنیم، می بینیم آنها نهادهایی به نام Trust Fund یا Endowment Fund دارند که دومی را می توانیم صندوق وقفی تعریف کنیم. طی سالهای طولانی این نهاد به کار مشغول بوده و صندوق وقفی و صندوق Trust در غرب و شرق دور، تأمین کننده مالی بسیاری از موسسات فرهنگی و اجتماعی بوده اند. [35]ایجاد و گسترش چنین نهادهای وقفی و صندوق هایی در ایران می تواند تا حد زیادی موجب گسترش بازارهای مالی و رشد سرمایه گذاری در کشور شود.
وقف مطلوب دین:

فلسفه تأسیس و ترویج نهاد وقف در اسلام پر کردن خل‍أها و برطرف کردن نیازهای فرهنگی اجتماعی و اقتصادی در جامعة اسلامی است. از صدر اسلام تا کنون به دنبال بروز مشکلی در زندگی اجتماعی و اقتصادی،انسانهای خیّر و نیکوکار با ایجاد موقوفات و قرار دادن درآمدهای آن در جهت رفع مشکل اقدام نموده اند. با مروری بر اسناد وقف و تاریخچة اوقاف ملاحظه می شود واقفین با دور اندیشی و بلند نظری وصف ناپذیری حتی برای رفع نیازهای به ظاهر کوچک و کم اهمیت اقدام به وقف نموده اند که مطالعة آن موجبات شگفتی و تحسین هر خواننده ای را فراهم می سازد. برای مثال ابن بطوطه حکایت می کند که «روزی از کوچه ای در دمشق می گذشتم، غلام بچه ای را دیدم که از دست او قدحی چینی بر زمین افتاده و شکسته بود و مردم به گرد او جمع شده بودند. یکی از آن میان به پسرک گفت خرده های قدح را برگیر و نزد متولی اوقاف ظروف ببر. غلام بچه پاره های شکسته را جمع کرد و با آن مرد نزد متولی رفت و آن خرده های ظرف را به وی نشان داد و او از درآمد موقوفه مخصوص این کار پولی برابر قدح به آن پسر داد تا قدحی مانند قدح شکسته خریده ، از مضروب شدن و دشنام شنیدن از خواجه و بانوی خود رهایی یابد.[36]»
موانع وقف:

در این قسمت به دو مورد از کارهایی که باعث دلسردی مردم شده و میل به وقف را در آنها می میراند می پردازیم.
-عمل نکردن به نیت واقف:

یکی از عواملی که پس از انقلاب موجب کاهش انگیزه برای وقف کردن شده عمل نکردن به نیت واقف است. استاد دکتر سید جعفر شهیدی در نامه ای به مجلة وقف چنین می گوید:بکوشید درآمدهای رقبه عیناً به مصرفی برسد که واقف تعیین کرده است، مگر آنکه چنان مصرفی حقیقتاً متعذر باشد. یعنی نتوان انجام داد. بدین نیندیشید که ممکن است انجام آن از لحاظ منطق امروزی سودی نداشته باشد. اگر مورد مصرف وقف را به هم بزنیم واقفهایی که می خواهند موقوفة آنها پایدار باشد دیگر به این کار رغبت نخواهند کرد چرا که احتمال می دهند با موقوفه آنها هم نظیر همین کار را بکنند. [37]
تغیر نام موقوفات:

متأسفانه پس از انقلاب اسلامی که تب تغییر نام ها به علت جوّ انقلابی تمام کشور را فرا گرفته بود اسامی بعضی از موقوفات نیز تغییر یافته است که عملی برای زدودن وقف و واقف تلقی شده و اثرات منفی بسیاری روی انگیزة واقفین داشته و چه بسا که مورد اعتراض بستگان و یا بازماندگان واقف قرار گرفته است. برای ترویج وقف واثبات حفظ امانت از سوی متولی یا اوقاف، باید اسم حقیقی وقف به صورت لا یتغیر باقی بماند تا مردم به اثرات جاودانی خود اطمینان یابند. [38]
-راههای عملی برای بهبود کار کرد وقف در جامعه:

همان گونه که در روزگار ما اغلب پدیده ها کار کردهای جدیدی پیدا کرده اند و در نتیجه تاثیر و کار برد قبلی خود را از دست داده اند، پدیدة وقف نیز در تلفیق با تجربیات و علم و نیازهای امروز اجتماعی، لاجرم می تواند تاثیر و کار سازی بیشتری داشته باشد. [39]

از آنجایی که وقف مطلوب دین، تشخیص نیازهای جامعه به صورت درونزا و برطرف کردن آنها توسط افراد خیّر از طریق ایجاد موقوفات متناسب است، مهم ترین راه برای برگرداندن وقف به جایگاه اصلی و کاراتر شدن آن، جهت دهی و آگاهی دادن به واقفان توسط دولت در راستای برآورده ساختن مشکلات و نیازهای اجتماع است. تنها در این صورت است که آثار مبارک وقف در جامعه ظاهر شده و نظام اسلامی راه رشد و توسعه و سعادت را طی خواهد کرد.

البته مشکل توسعه نیافتگی کشور ما خود را در ادارة موقوفات نیز نشان می دهد. عدم وجود مدیریت کارا و خلاق در جهت افزایش بهره وری موقوفات، عدم نظارت دقیق بر عملکرد ادارات اوقاف. عدم وجود اطلاع رسانی شفاف و دقیق جهت تنویر افکار عمومی و … از جمله مسایلی است که در صورت حل شدن آنها اولاً بهره وری موقوفات افزایش می یابد و ثانیاً مردم از عملکرد سازمان اوقاف اطمینان یافته و با میل بیشتری موقوفات خود را به دست سازمان اوقاف می سپارند.
-برخی از راههای افزایش بهره وری موقوفات:

عوامل موثر در بهره وری را می توان در این موارد خلاصه نمود: مدیریت، سرمایه گذاری، تحقیق و توسعه، مقررات دولتی، ترکیب نیروی انسانی، درصد بهره برداری از امکانات، امنیت شغلی و در نهایت اخلاق کار.[40]بنابراین اگر بخواهیم بهره وری موقوفات افزایش یابد باید شرایطی را فراهم آوریم تا این معیارها بهبود پیدا کند.

به عنوان مثال چنان که در نمودار زیر مشاهده می شود پیشرفت های تکنولوژیکی نه تنها باعث بهبود بهره وری می شوند بلکه به عنوان بخشی از چرخة بهبود برنامه ریزی منجر به افزایش سود سرمایه گذاری شده و می تواند باعث سرمایه گذاری جدید در موقوفات و تسریع در روند تعامل متقابل بین عوامل عنوان شده در چرخة برنامه ریزی و بهره وری گردد:[41]

در ادامه توصیه ها و پیشنهاداتی برای افزایش بهره وری اقتصادی وقف ارائه می شود:[42]
الف- راه کارهای عمومی برای گسترش وقف:

1-هر چند عمل وقف عملی شخصی و اختصاصی به حساب می آید ولی تشویق افراد به این امر و تفهیم نمودن مزایای اجتماعی و اقتصادی نهفته در آن می تواند در گسترش و اشاعة این عمل خدا پسندانه موثر باشد. بنابر این امر تبلیغ و آموزش احکام و آثار وقف باید مورد توجه خاص قرار گیرد و باید به دنبال راههایی موثر و کار ساز برای تعیین جایگاه وقف در اجتماع و ساختن انسانهای علاقه مند به وقف بود.

2-هر عمل خیری که به قصد و نیت رضایت الهی صورت پذیرد محترم شمرده می شود ولی جهت بخشیدن و تعریف دقیق از چگونگی و نحوة ارائه عمل خیر می تواند در افزایش آثار مثبت و نتایج حاصله از آن تأثیر بسزایی داشته باشد.

3- قالب و چارچوب کنونی وقف نیازمند بازنگری اساسی است. منحصر کردن عمل وقف به برخی امور خاص از شعاع تأثیر و فواید مورد انتظار آن خواهد کاست. زمینه های فراوانی را می توان یافت که وقف می تواند در آنها وارد گردد و یا با آنها مرتبط شود. یکی از عوامل کم سویی و کم فروغی پدیده های اجتماعی محدودیت حوزة عمل و منحصر بودن به عناصر و عوامل محدود است.

4-وقف مربوط به طبقه ای خاص و یا مقطع سنی خاص نیست. باید زمینه ای ایجاد کرد تا برخلاف فضای حاکم فعلی تمامی طبقات و اقشار مردم و در هر گروه سنی امکان و استعداد انجام این عمل خداپسندانه را داشته باشند.

5-ارج نهادن به مقام و منزلت اشخاص پیشقدم در امر وقف از اهم واجبات و از وظایف مهم سازمان های مرتبط با امر وقف است. اگر اشخاص وقف کننده به واسطه عمل نیکشان به نحوی مناسب و شایسته مورد اکرام و تقدیر قرار گیرند انگیزه و اشتیاق مبادرت به این عمل در نزد افراد دیگر نیز تقویت خواهد شد و در گسترش این سنت خدا پسندانه موثر خواهد بود.

6-هموار کردن موانع موجود در امر وقف، مرتفع نمودن مشکلات قانونی و حقوقی در این ارتباط و آسان کردن شرایط و تشریفات رسمی مرتبط با موقوفات، از عوامل موثر در بسط و رواج سنت وقف در جامعه ارزیابی می شوند.
ب- راه کارهای اقتصادی برای افزایش وقف:

1-رسیدگی مستمر به وضعیت موقوفات و بررسی امکان اصلاح و مرمت ضایعات وارده به آنها جهت تامین کارآیی و بهره وری هر چه بیشتر از آنها.

2-بهینه سازی سیستم اداره و کنترل موقوفات و به روز کردن آن، ترمیم ساختار مدیریتی موجود در آنان و به کارگیری عوامل مستعد دلسوز و متخصص در رأس امور مرتبط با وقف.

3-ارزیابی و سنجش درست از میزان واقعی درآمدها و عواید حاصله از موقوفات و مشخص کردن میزان افزایش یا کاهش آن نسبت به سنوات قبل.

4-مطالعه و بررسی امکان توسعه بهره وری اقتصادی از موقوفات موجود و فراهم کردن شرایط احراز آن و در نتیجه افزایش درآمدهای حاصله.

5-متمرکز کردن خدمات ناشی از موقوفات در بخش های میانی و پایینی اجتماع به منظور تامین احتیاجات اساسی و ضروری اقشار محروم و آسیب پذیر جامعه و برقراری تعادل اقتصادی و استقرار عدالت اجتماعی در بهره گیری از کلیه امکانات زیستی.

6-بررسی امکان تغییر برخی از کاربری های خاص در موقوفات به منظور استفاده بهینه و مطلوب تر از امکانات و شرایط موجود (با فرض عدم وجود موانع فقهی و شرعی) و سوق دادن آنها به طرف نیازهای واقعی جامعه.

7-مشخص کردن حوزه فعالیتهایی که موقوفات می تواند در آنها نقش داشته باشد و یا در موازات آنها قرار گیرد.

8-افزایش بازدهی مهم ترین عامل در ارتقای بهره وری محسوب می شود هر چقدر خدمات ناشی از موقوفات را به حد استاندارد و احتیاجات واقعی مردم نزدیک تر نماییم، اهداف بهره وری دست یافتنی تر خواهند شد.

9-ارائه میزان کار موقوفات در دوره های منظم به منظور آگاهی عموم از نتایج حاصله از عملکرد موقوفات و آشنایی با کم و کیف فعالیتهای مختلف آن.

10-در آن بخش از موقوفات که استفاده از آن مستلزم پرداخت وجوهاتی است ، رعایت وضعیت اقشار محروم جامعه لحاظ شده و حقوق افراد مستمند حفظ شود و تحت هیچ عنوان، عاملی همچون درآمدزایی بر ارزشهای پایدار و ارزشمند انسانی غلبه نکند.

11-ارتقای سطح خدمات رسانی در موقوفات به موازات و متناسب با خدمات مشابه در بخش های دیگر و با در نظر گرفتن تمهیداتی خاص به منظور موفقیت چشمگیرتر در عرصه رقابتهای نزدیک تجاری و اقتصادی.

12-تغییر ساختار و بهینه سازی مدیریت اداره موقوفات و به کارگیری روشهای نوین مدیریتی نقش عمده ای در بهره وری و کارآیی هر چه بیشتر موقوفات خواهد داشت.

13-بررسی راههای عملی جهت کاهش هزینه های ناشی از بهره برداری ( خدمات، تعمیرات فرسودگی، بازسازی و … ) موقوفات عامل دیگر برای ارتقای وضعیت اقتصادی آنها خواهد بود.

14-بررسی امکان مشارکت و سرمایه گذاری مردم در امور مرتبط با موقوفات و بررسی کارشناسانه جهت تعیین نحوه، چگونگی و میزان این مشارکت.
ج- راه کارهای فرهنگی ترویج وقف در جامعه:

برای شکوفایی وقف و گسترش فرهنگ وقف در جامعه تنها یک نهاد یا ارگان مسئول نیست بلکه همه دستگاههای تبلیغی و اجرایی کشور موظفند تا در جهت اعتلای فرهنگ وقف در جامعه با یکدیگر همکاری کرده و زمینه های شکوفایی آن را فراهم آورند. سازمان اوقاف و امور خیریه، مبلغان دینی، ائمه جمعه و جماعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان صدا و سیما، وزارت کشور و مجلس شورای اسلامی از جمله نهادها و وزارتخانه هایی هستند که در چگونگی ترویج و اشاعة فرهنگ وقف در جامعه نقش اساسی دارند. در زیر به چند روش جهت ترویج فرهنگ وقف در جامعه اشاره می شود:
1-یکی از دلایل کم بودن استقبال مردم از اوقاف و وقف کردن، عدم آگاهی مردم نسبت به جایگاه وقف در اسلام و جایگاه اوقاف در جامعه است. مردم با مسائل و موارد مصرف اوقاف آشنایی ندارند. سازمان اوقاف و امور خیریه باید با انتشار کتاب یا مجله و یا از طریق مبلغان دینی، جایگاه و اهمیت وقف ر در جامعه مشخص کند تا زمینة گرایش مردم به وقف فراهم آید.
2- متاسفانه در کشور ما دربارة وقف کمتر تحقیق و مطالعه صورت گرفته است. انجام تحقیق و مطالعه دربارة اوقاف، به گسترش فرهنگ وقف در جامعه کمک می کند. تشویق اهل قلم به نوشتن کتاب با موضوع وقف یک راه است.
3-معرفی واقفان گذشته و حال در قالب یک کتاب یا مجله یا مطبوعات به خاطر این که انگیزة وقف کردن در مردم پدید آید و بدانند که انجام کارهای خیر توسط آنها مورد تقدیر جامعه و مسؤولان است.
4-نظارت بر حسن اجرای وقف در جامعه.
5-تهیه فهرست کامل موقوفات کشور از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه و معرفی آنها به مردم از طریق مطبوعات و صدا و سیما و یا گنجاندن در کتب درسی برای آشنایی دانش آموزان با موقوفات کشور.
6-در نظر گرفتن مجازات سخت برای کسانی که به موقوفات تعدی و تجاوز می کنند (توسط مجلس شورای اسلامی ).
7-در نظر گرفتن امتیاز و تسهیلات برای واقفان تا دیگران نیز به انجام وقف مبادرت ورزند. ( توسط مجلس شورای اسلامی ). [43]
8-از موقوفات توسط صدا و سیما گزارش تهیه شود و توجیه شود که این موقوفات منشأ چه اثرات مثبت اجتماعی و فرهنگی بوده اند و واقفان این آثار نیز معرفی شوند.
9- رقباتی که در گذر زمان به علت درآمد کم یا رسیدگی نشدن و اهمال تخریب گردیده اند و موجبات دلسردی مردم و ایجاد ذهنیت منفی می شوند، به نحو ممکن و در اسرع وقت تبدیل به احسن و یا استفاده بهینه شوند و یا با سرمایه گذاری بازسازی گردد تا از وقف، منظره ای نامطلوب رؤیت نشود. [44]
10- اسامی واقفان در لوحه ای ثبت و بر روی محل موقوفه نصب گردد.
11- یکی از کارهای مراکز فرهنگی و هنری وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما باید صرف نشان دادن هنر وقف در ایران باشد. [45]

به امید روزی که شاهد شکوفایی و گسترش هر چه بیشتر فرهنگ وقف در جامعه باشیم.

فهرست منابع
:
1-قرآن کریم.
2-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 12.
3-سلیمی فر، مصطفی، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی و اجتماعی آن.
4-لطف عطاء، اسد الله، مجله میراث جاویدان، شمارة 30، نگاهی به وقف در عرصة تحولات جدید.
5-شهابی، علی اکبر، تاریخچة وقف در اسلام.
6-غفوری روز بهانی، ناصر، بررسی منابع درآمدی سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان برنامه و بودجه.
7-جناتی، محمد ابراهیم، مجله میراث جاویدان، شمارة 27.
8-میر معزی، سید حسین، نامه مفید، شمارة 14.
9-امام خمینی (ره)، سید روح الله الموسوی، تحریر الوسیله، ج 2.
10-احمدی، احمد، نامه دکتر احمدی به حجه الاسلام امام جمارانی، میراث جاویدان، شمارة 4.
11-سالک، محمد تقی، سخنی دربارة وقف، میراث جاویدان، شمارة 2.
12-راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، ج 4.
13-منصور، جهانگیر، قانون مدنی.
14-جزوه سازمان اوقاف و امور خیریه در نظام جمهوری اسلامی ایران به مناسبت هفته دولت، شهریور1375.
15-بزرگی، مهدی، راههای ترویج فرهنگ وقف، میراث جاویدان، شمارة 3.
16-شکر خدا، محمد، آثار اجتماعی و اقتصادی وقف، روزنامه جمهوری اسلامی یکشنبه 6/3/1380.
17-صدر، محمد کاظم، اقتصاد صدر اسلام.
18-احمدی میانجی، علی، اصول مالکیت.
19-عبده تبریزی، حسین، وقف و تشکیل سرمایه در بازار مالی ایران، مجموعه سخنرانی ها و مقالات نهمین سمینار بانکداری اسلامی.

20-شهیدی، سید جعفر، میراث جاویدان، شماره 2- (نامه ای به مجلة وقف).

21-امیدیانی، سید حسین، راههای افزایش بهره وری موقوفات، میراث جاویدان سال 8، شماره 2.
22-سلیمی، محمد حسین، نقش تکنولوژی در بهبود بهره وری، مجموعه مقالات و سخنرانیهای اولین کنگره ملی بهره وری در ایران، 2-4 خرداد 1373.
23-حشمتی رضوی، فضل الله، نقش تشکیلات و برنامه ریزی در بهره وری موقوفات، میراث جاویدان، شمارة 30.

پی نوشت ها :
[1] -کهف/46.
[2] -مکارم شیرازی،ناصر، تفسیر نمونه، ج12، ص446.
[3] -سلیمی فر ، مصطفی، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی و اجتماعی آن،ص9.
[4] -لطف عطاء، اسد الله، مجله میراث جاویدان، شماره 30، نگاهی به وقف در عرصه تحولات جدید، ص132.
[5] -سلیمی فر، مصطفی، همان، ص181.
[6] -همان،ص184.
[7] -شهابی، علی اکبر، تاریخچه وقف در اسلام صص ب وج.
[8] -غفوری روز بهانی، ناصر، بررسی منابع درآمدی سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان برنامه و بودجه،ص4.
[9] -سلیمی فر، مصطفی، همان ص11و 12.
[10] - جناتی، محمد ابراهیم، میراث جاویدان، شماره 27، صص 35و36
[11] - میر معزی، سید حسین، نامه مفید، شماره 14، ص 208
[12] - سلیمی فر، مصطفی، همان، ص 19
[13] - امام خمینی، سید روح الله الموسوی، تحریر الوسیله، ج2، ص69
[14] - سلیمی فر، مصطفی، همان، ص19
[15] -همان، ص21.
[16] -همان،ص25.
[17] -غفوری روز بهانی، ناصر، هان ص 4.
[18] -جناتی، محمد ابراهیم ، همان صص 35 و 36.
[19] -احمدی، احمد، نامه دکتر احمدی به حجه الاسلام آقای امام جمارانی، میراث جاویدان، شمارة 4، ص 6.
[20] -سالک، محمد تقی، سخنی درباره وقف، میراث جاویدان،شمارة 2ص 41.
[21]-راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماع ایران،ج 4،ص759.
[22] -منصور، جهانگیر، قانون مدنی، صص28 تا 33.
[23] -جزوه سازمان اوقاف و امور خیریه در نظام جمهوری اسلامی ایران به مناسبت هفته دولت شهریور 1357.
[24] -سلیمی فر،مصطفی،همان،مقدمه، ص 8 .
[25] -لطف عطاء،اسد الله،همان،ص 136.
[26] -سلیمی فر،مصطفی،همان،صص144-147.
[27] -سلیمی فر، مصطفی، همان،ص 169.
[28] -بزرگی، مهدی، راههای ترویج فرهنگ وقف. میراث جاویدان، شمارة 3، صص 106-117.
[29] -شکر خدا، محمد، آثار اجتماعی و اقتصادی وقف، روزنامه جمهوری اسلامی یکشنبه 6/3/1380.
[30] -صدر، کاظم، اقتصاد صدر اسلام، صص162-164.
[31] -قرآن کریم، سورة حشر/9.
[32] -قرآن کریم، سورة بقره/261.
[33] -احمدی میانجی، علی، اصول مالکیت، صص74 تا93.
[34] -شکر خدا،محمد، همان.
[35] -عبده تبریزی، حسین، وقف و تشکیل سرمایه در بازار مالی ایران از مجموعه سخنرانی ها و مقالات نهمین سمینار بانکداری اسلامی، صص235، 236.
[36] -شهابی، علی اکبر، همان، ص 8 .
[37] -شهیدی، سید جعفر، میراث جاویدان، شمارة 2، ص 8 .
[38] -لطف عطاء، اسد الله، همان، صص 131- 141 .
[39] -همان، ص 139 .
[40] -امیدیانی، سیدحسین، راههای افزایش بهره وری موقوفات،میراث جاویدان، سال هشتم، شمارة 2، ص 79 .
[41] -سلیمی، محمد حسین، نقش تکنولوژی در بهبود بهره وری، مجموعه مقالات و سخنرانی های اولین کنگرة ملی بهره وری در ایران، 2-4 خرداد 1373 صص 172- 174.
[42] -شکر خدا، محمد، همان.
[43] -بزرگی، مهدی، همان، صص 117-106.
[44] -لطف عطاء، اسد الله، همان ، صص 141- 131.
[45] -حشمتی رضوی، فضل الله، نقش تشکیلات و برنامه ریزی در بهره وری موقوفات، میراث جاویدان، شمارة 30، صص 166-153.


منابع مقاله:
مجله اندیشه صادق، شماره 11 و 12، نور احمدی، مهدی؛

منبع اصلی : www.hawzah.net
محور: کارکردهای وقف


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 3:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مفهوم وقف
اگر بخواهیم واژه «وقف» را به فارسی برگردانیم، «ایستادن» و «پایندگی» خواهد بود. در اصطلاح فقهی، وقف، عبارت است از: «نگهداشت عین مِلک و مصرف کردن منافع آن در راه خدا» و نیز در اصطلاح قانون مدنی، وقف را«حبس عین مِلک (شی ء، زمین، ساختمان و...) و جاری کردن منفعت آن بر حسب نیّت واقف (وقف کننده)» تعریف کرده اند. در فرهنگ ها و اصطلاحْ نامه های فارسی نیز معانی ای همسان این موارد، نگاشته شده است که به طور خلاصه بیان می دارند که: «وقف، نگه داشتن سرمایه، خانه، وسیله، مغازه، باغ، ساختمان یا زمین و... است برای همیشه، بدون واگذاری اختیار فروش و جابه جایی و از بین بردن آن، که حق بهره برداری یا سود و منفعت آن بر حسب نظر واقف (صاحب ملک) به همه یا عده خاصی از مردم، تعلّق خواهد گرفت».

وقف در قرآن و سیره معصومان(ع)

در قرآن، آیه ای که بر وقف و احکام آن صراحت داشته باشد، وجود ندارد. ولی دانشمندان اسلامی از کلیت برخی مفاهیم اخلاقی که در قرآن ذکر شده است، چنین دریافته اند که وقف، مورد تأیید قرآن کریم است ؛ چرا که اعمال خیر و صالح، همواره در آیات قرآن ستوده شده اند و به طور کلّی، هر آیه ای که بر انجام دادن کارهای نیکو یا تشویق به آنها دلالت داشته باشد، بر وقف نیز دلالت می کند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1 . سوره کهف، آیه 46: «کارهای شایسته ماندنی نزد پروردگارت، از نظر پاداش، بهتر و امید به آن بیشتر است».
2 . سوره مزمّل، آیه 20: «هر عمل نیک که برای آخرت خود پیش فرستید، پاداش آن را نزد خداوند می یابید و آن اجر و ثواب آخرت، بس بهتر و بزرگ تر و بیشتر است».
3 . سوره بقره، آیه 177: «نیکوکاری بدان نیست که روی خود را به جانب مشرق و مغرب کنید ؛ چرا که این بی اثر است ؛ لکن نیکوکار، کسی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران، ایمان آوَرَد و اموال خود را در راه دوستی خدا، به خویشان و یتیمان و در راه ماندگان و مستمندان بدهد».

در سخنان پیامبر و اهل بیت(ع)، درباره تشویق به وقف، جملات فراوانی به چشم می خورد. این بزرگواران ـ که خود بهترین معلّمان بشر بوده اند ـ در موارد زیادی به این عمل نیکو دست زده اند. از آن جمله، در «قُبا» (نزدیک مدینه) نخلستانی بود به نام «بُوَیره» که از اموال شخصی پیامبر(ص) محسوب می شد و ایشان، آن را وقف بر فقیران و بینوایان نموده بود. و نیز نقل شده است که پیامبر(ص) زمینی را وقف مخارج افرادِ در راهْ مانده (ابن السبیل) نمود. امیرالمؤمنین(ع) نیز در محلّی به نام «یَنْبُع»، صد چشمه حفر کرد و آنها را وقف حاجیان خانه خدا نمود و نیز مزرعه ای داشت که وقف نیازمندان و در راه ماندگان کرد. و نیز امام صادق(ع) اموالی را برای برپایی مجالس عزاداری بعد از رحلت خودشان وقف کردند و نیز ائمه دیگر که زمین ها یا باغ هایی را برای فقرا و نیازمندان وقف می نمودند.

وقف در ایران

یکی از روش های پسندیده که نیاکان ما از دوردستِ روزگار (پیش از اسلام) فراپیش داشته اند، وقف کردن خانه یا زمین و یا نهر و قنات و... بوده است که به خواست قلبی خود و یا به درخواست دیگران، آن را در راه خدا و برای مردم، از فروختن و جابه جایی برای همیشه باز می داشتند و سود و بهره آن را برای گشایش کار درماندگان و گرفتاران، اختصاص می دادند و با این کار شایسته و خداپسندانه، بسیاری از گرفتاری ها از بین می رفت، دل های زیادی شاد و خرّم می گشت، بی پناهان بسیاری سامان می یافتند و گرسنگان و تشنگان فراوانی از خطر مرگ نجات پیدا می کردند.

وقف در ادیان مختلف

سنّت وقف، ویژه اسلام و کشورهای اسلامی و شرقی نیست. در کشورهای غربی و حتی در نقاط دورافتاده جزایر استرالیا و افریقا و در میان سرخ پوستان امریکای جنوبی و در هند و نپال و تبّت نیز این سنّت، وجود داشته و دارد. این اقوام، برای معابد، پرستشگاه ها، کلیساها، صومعه ها و دیرهایشان، موقوفه هایی را اختصاص داده اند. بویژه در ایران، مصر باستان، یونان، چین، هند، ژاپن، روم، بابل و فلسطین، قبل از اسلام نیز موقوفاتی وجود داشته که برای استمرار فعالیت معابد و صومعه ها و پرستشگاه ها و بازسازی آنها و گذران زندگی اسقُف ها، بِرَهْمن ها، کاهِن ها، لاماها و... از درآمد آنها بهره می گرفته اند و همین طبقه (روحانیان) نیز آنها را سرپرستی می کردند و به دانش آموزانِ مدارس وابسته به معابد، خدمات لازم را می دادند ؛ گرچه معمولاً بخشی از دارایی موقوفه، برای خدمات عمومی به مردم و مستمندان، بویژه در راهْ ماندگان و بیماران و صدمه دیدگان از حوادث غیرمترقبه و بلایا (نظیر سیل و زلزله و طاعون و...) در نظر گرفته می شد.

جایگاه اجتماعی وقف

مهم ترین ویژگی های اجتماعی وقف را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
1 . از بارزترین ویژگی های اجتماعی نظام وقف، طبقاتی نبودن آن است. بدین معنا که سنّت وقف، همواره و برای همه اقشار جامعه، قابل دسترس است و در انحصار یک طبقه خاص نبوده و نیست. بر این اساس، سنّت وقف، پیوسته افراد زیادی را از طبقات مختلف جامعه جذب می کند که یا واقف اند و یا از درآمد اوقاف و خدمات آن بهره مند می شوند. لذا از طبقات فقیر اجتماع گرفته تا مردم متوسّط الحال (همچون کشاورز و پیشه ور و صنعتگر و فروشنده) تا توانگران و مسئولان بلندپایه حکومتی،(1) همه با وقف در ارتباط بوده اند و هستند.

2 . نظام وقف، عبارت است از چارچوب بنیادین مسئولیت های متقابل و همبستگی اجتماعی میان ثروتمندان و نیازمندان. در این چارچوب بنیادین، برای رفع نیازهای ضروری طبقات محروم و صاحبان نیازهای خاص (همچون: یتیمان، بیوه زنان، پیران، آوارگان و قربانیان حوادث مختلف)، اقدامات و حمایت های لازم در نظر گرفته شده است.

3 . نظام وقف، یکی از ساز و کارها (مکانیزم ها)ی تحقّق عدالت اجتماعی و وسیله ای صلح آمیز برای توزیع مجدّد درآمد، بدون هرگونه اجبار و مداخله قدرت حاکمه بوده و هست. از این رو می توان گفت که وقف، در حمایت از وحدت ملّی و اجتماعی و جلوگیری از بروز بی ثباتی و خشونت و تنش میان گروه های اجتماعی با وضعیت اقتصادی متفاوت، نقش دارد.

4 . وقف، نقش ملموسی در ارائه خدمات رفاهی (بویژه در مناسبت ها و حوادث و تصمیم گیری های مهمّ شخصی و خانوادگی، مانند: ازدواج، اشتغال، تحصیل، برگزاری مراسم عزا و...) دارد و از این طریق، سهم مؤثّری در افزایش «امید» به زندگی و آینده در جامعه ایفا می کند.

5 . وقف، در حمایت از کیان خانواده (که سنگ بنای جامعه است) و حفظ انسجام و یکپارچگی آن از طریق حمایت های مالی و تدارکاتی و نیز حمایت از حقوق افراد ضعیف و بیمار خانواده ها و کسانی که از توانمندی های جسمی و روحی کم تری برخوردارند، نقش مهمی داشته و دارد.

6 . وقف، فراهم کننده چارچوبی اساسی برای مشارکت مردم در امور اجتماعی است. بدین معنا که تصمیم یک فرد برای اختصاص داوطلبانه بخشی از دارایی خود به امر وقف، کافی است که نهادی عامُّ المنفعه (چون مدرسه یا بیمارستان) را به وجود آوَرَد.

به طور کلی، یکی از بهترین بسترهای مشارکت اجتماعی، نظام وقف است که توجه به دیگران و نیکوکاران و نادیده گرفتن تمایلات خودخواهانه و اندیشیدن به منافع گروهی را مورد تشویق قرار می دهد و چنانچه از جانب رهبران و نخبگان جامعه به سمت حیات فرهنگی و ارتقای علمی و معنوی و نیز کارآفرینی و ریشه کنی فقر، هدایت شود، در ارتقای سطح امید در جامعه و کمک به پویایی و حرکت و تلاش نسل جوان، بسیار کارآمد خواهد بود.

نقش وقف در حل مشکلات اقتصادی جامعه

وقف می تواند به اهداف اقتصادی دولت ها، کمک فراوانی کند. وقف می تواند در کم کردن کسر بودجه دولت، نقش مؤثّری داشته باشد ؛ زیرا کسر بودجه یا ناشی از کم شدن درآمد و یا ناشی از افزایش مخارجی است که دولت معمولاً در انجام وظایف خود مجبور به تحمّل آن است، که در این دو زمینه، وقف می تواند یاری رسان باشد ؛ زیرا با افزایش تولید کالا و ارتقای سطح خدمات عمومی، دولت از هزینه کردن برای این موارد، معاف می شود. مثلاً وقتی که یک ورزشگاه یا کارگاه تولیدی یا مدرسه یا بیمارستان از طریق وقف، تأسیس می شود و به جامعه خدمت می کند، در واقع، دولت را از هزینه های ایجاد و اداره یک ورزشگاه یا کارگاه یا مدرسه یا بیمارستان، معاف کرده است.(2)

و همچنین وقف با کمک در تأمین خدمات عمومی، هزینه های دولت را کم می کند و به تبع آن، دولت را از استفاده از وجوه استقراضی باز می دارد و لذا تا حدودی از کمبود بودجه دولت جلوگیری می کند.

از دیگر مشکلات دولت در اقتصاد، توزیع عادلانه درآمد و ثروت است که وقف می تواند وسیله مناسبی برای توزیع مجدّد و حمایت مستقیم و غیرمستقیم از اقشار آسیب پذیر جامعه باشد، بدون آن که هزینه ای بر بودجه دولت، تحمیل کند.

بیکاری نیز یکی از معضلات مهمی است که خیلی از کشورها به آن دچار شده اند که در این زمینه نیز وقف می تواند کمک مؤثری به دولت ها بکند ؛ زیرا بر اساس سنّت وقف، گروه زیادی از طبقات مختلف جامعه به گونه ای با اوقاف در ارتباط اند و یا در امور وقف به صورت مستقیم و غیرمستقیم، نظارت دارند و یا از خدمات آن بهره مند می شوند و یا... که تمام این موارد از میزان بیکاری در جامعه می کاهد و اگر فرهنگ وقف و اوقاف در جامعه ای رونق گیرد، قطعا درصد قابل توجهی از آمار بیکاری کاسته خواهد شد.

منابع:
1 . تاریخچه وقف در اسلام، علی اکبر شهابی، تهران: دانشگاه تهران، 1343.
2 . تاریخچه اوقاف، عبدالحسین سِپَنتا، اداره کل اوقاف اصفهان، 1346.
3 . مجله «وقف، میراث جاویدان»، شماره های 2 و 27 .
4 . فرهنگ معارف اسلامی، سیدجعفر سجّادی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1369 .
5 . وقف در فقه شیعه، ابو سلمان، تهران: سازمان حج و اوقاف و امور خیریه (اُسوه)، 1362.


پی نوشت ها : 1 . بر اساس احکام فقهی اسلام، حکومتگران نمی توانند از اموال عمومی (بیت المال)، چیزی را وقف کنند(ر.ک: وقف در فقه شیعه، ابو سلمان، تهران: اُسوه، 1362).(ح.ز)

2 . به عنوان نمونه، در سال های اخیر، جهاد مدرسه سازی توانست از طریق وقف، کمبود کلاس درس در کشور را تقریبا برطرف نماید. همچنین ستاد اقامه نماز، از طریق وقف، به ساخت سالن های نمازخانه چند منظوره (قابل استفاده برای دیگر مراسم: جشن ها، مسابقات، امتحانات، و...) در مدارس و نیز مساجد و سرویس های عمومی در جاده ها اقدام کرده است.(ح.ز)
پدیدآورنده: حمزه کریم خانی

منبع : www.hawzah.net
محور : وقف ، سنت و سرمایه


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 3:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



وقف سنت حسنه ای است که از دیرباز به اشکال گوناگون در تاریخ بشر وجود داشته و اسلام آن را در مسیری روشن، منطقی، هدفدار، مترقی و دقیق نهاده است.

در شروع بحث، توجه خواننده گرامی را به وقف در غیر جهان اسلام جلب می کنم.

تعریف وقف


وقف در لغت به معنای ایستادن، ماندن و آرام گرفتن است. (1) و در اصطلاح فقهی، نگهداشتن و حبس کردن عین ملک است و مصرف کردن منافع آن در راه خدا. برخی از فقها گویند وقف حبس عین است بر ملک خدایتعالی.

مرحوم محقق حلی در شرایع می نویسد: «وقف عقدی است که ثمره آن حبس اصل و تسبیل منافع است (تسبیل منافع یعنی صرف کردن مال در جهتی که واقف تعیین کرده است)». (2)

مرحوم شیخ طوسی در مبسوط می گوید تسبیل یعنی در راه خدا قرار دادن، و دلیلشان این سخن نبی اکرم صلی الله علیه وآله است که فرمود: «حبس الاصل و سبل المنفعة » یعنی اصل را حبس کن و منافعش را در راه خدا آزاد نما». (3)

مذاهب دیگر اسلامی برای وقف تعاریف مختلفی دارند و فقهای هر مذهب وقف را آن گونه تعریف کرده اندکه بیانگر دیدگاه آنان نسبت به مالکیت وقف باشد. گروهی وقف را جایز و گروهی آن را لازم دانسته اند.

علمای مذهب شافعی می گویند: وقف عبارتست از حبس مال که انتفاع از آن با بقای عین مال ممکن باشد. وقف در اصل مال ممنوع و مقطوع می گردد و منافع وقف به قصد قربت هزینه می شود. (4)

در فقه گفته می شود وقف عبارتست از حبس عین مال بر ملک واقف و صدقه دادن منافع آن. (5) در این تعریف ابوحنیفه وقف را مانند عاریه جایز می داند و لذا استعمال لغت حبس در این تعریف دارای اشکال است. (6)

ابن عرفه از علمای مذهب مالکی گفته است: وقف عبارتست از اعطای منفعت (و نه ذات آن)، به خلاف هبه که واهب عین موهوبه را می بخشد. (7)

در فقه حنبلی وقف چنین تعریف شده است: «الوقف هو تحبیس الاصل و تسبیل الثمرة » یعنی وقف حبس اصل و تسبیل منافع است. (8)

اهداف وقف


وقف به لحاظ مصالح عمومی از دیرباز موارد استفاده متنوع و گوناگون داشته و رایجترین موارد مصرف آن عبارتست از:
1 - تعلیم و تعلم رایگان - (احداث مدارس و تهیه امکانات تحصیل برای جویندگان علم و دانش).
2 - زاویه ها: مراکزی بوده اند که برای تحصیل علم، عبادت و خدمت رایگان به وجود آمده و مانند سفره ای رنگین در اختیار عموم بوده اند. (9)
3 - تهیه آب و آبیاری اراضی کشاورزی و مانند آن.
4 - تاسیس کاروانسراها در مسیر کاروانها و قافله ها.
5 - مواردی از قبیل معالجه و درمان بیماران، کمک به زوار و مسافران، همدردی با فقرا و مستمندان.




 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 6:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET