الف ) صحيفه امام ، ج 1 : مكتوب عرفانى به آقاى ميرزا جواد همدانى ( حجت )
بپرهيز و بر حذر باش از اينكه همت خويش صرف به دست آوردن لذات شهوات حيوانى كنى كه اين شأن چهارپايان است ، يا به چيرگى بر نزديكان و همانندان بپردازى - اگر چه غلبه در علوم و معارف باشد - كه اين منزلت درندگان است ، يا همّ خويش به رياست هاى ظاهرى دنيا صرف كرده تدبير و انديشه را بر آن بگمارى كه مقام شياطين است ؛ بلكه حتى پوسته و ظاهر عبادات را نيز منظر نظر قرار نده ، و نه اخلاق معتدل يا نيكو را ، و نه فلسفه كليه يا مفاهيم مبهم را ، و نه شيوايى گفتار ارباب تصوف و عرفان ظاهرى و نظم كلام ايشان را، و نه غرش رعد اهل خرقه و آذرخش ايشان [ كه ادعاى رگبار معارف دارد ] هيچ كدام را در برابر چشمانت قرار نده ، كه همه آنها حجابى است اندر حجاب و ظلماتى است انباشته بر هم و صِرف كوشش در آنها مرگ و هلاكت است و چنين كارى زيان آشكار و محروميت ابدى و ظلمتى است بى‏پايان.‏

بلكه همت تو بايد در همه حركات و سكنات و انديشه و فكرت در توجه به خداوند متعال و ملكوت او باشد ، چرا كه به سوى خداى متعال مسافرى و ممكن نيست در اين سفر با قدم نفْس راه پيمودن ، پس چاره‏اى نيست جز آنكه با قدم خدا و رسول سفر كنى كه مهاجرت از سراى نفس با گام هاى آن نتوان. پس تا هنگامى كه با قدم نفس ره مى‏سپارى ، هنوز از ديار نفس خارج نشده و به سفر نپرداخته‏اى ، در حالى كه مي دانى كه مسافرى غريبى.
ب ) صحيفه امام ، ج 1 : نامه عرفانى به آقاى سيد ابراهيم خويى ( مقبره‏اى )
و - اى نفس ! - به دستيابى لذت هاى حيوانى و شهوانى و رياست هاى ظاهرى دنيايى ، قانع مباش ؛ و خويش را به عبادات و طاعات خرسند مگردان ؛ و به حسن صورت و زيبايى خداداد بسنده مكن ؛ و به حكمت رسمى و شبهات كلامى خود را راضى مساز ؛ و به خوش سخنى ارباب تصوف و عرفان رسمى خشنود مباش ؛ و به دعاوى و طامات پر سر و صداى اهل خرقه راه مسپار ؛ چرا كه صرف همت در همه اينها و تكيه بر آنها شكست و هلاكت است و [ به فرموده ولىّ خدا : ] الْعِلمُ هُوَ الحِجابُ الأكبَرُ .
نه ؛ بل همت تو در تمامى حركات و سكنات و افكار و انظار و رهپويي ها بايد به سوى اللَّه تعالى - آفريننده و پديدآورنده و بازگرداننده‏ات - باشد.

محور :  کارو همت از دیدگاه بزرگان



 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در سه شنبه 25 خرداد 1389  ساعت 10:04 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 گوناگون بودن تلاش در نسل‌های بشری در درازای تاریخ،‌ بی‌گمان از اندیشه و همت بلند آنان حکایت دارد. چگونه می‌توان به جاودانه‌های هنری و علمی و فرهنگی ملت‌های زنده نگریست و نشانه‌های کار و کوشش ارزنده‌شان را سراغ نگرفت؟

کار و همت در ادبیات پارسی
از دیرباز در ادبیات پارسی، عالمان و شاعران اخلاق‌گرا، مردمان را به سمت کار و همت بلند فرا خوانده‌اند، زیرا آنان حیات و موفقیت فردی و جمعی انسان را در سایه این دو عامل تأثیرگذار می‌نگریستند.

آن‌گاه که عنصر کار از زندگی آدمی حذف شود، تمایل به پلیدی و تجاوز و جنایت و یغماگری پدیدار می‌گردد و آن‌گاه که عنصر همت از حیات انسان رخت بر بندد،‌ سستی و تنبلی و دریوزگی بر جامعه چیره می‌شود.

بدین سان روشن است که زندگی سالم و موفق بدون کار و همت امکان‌پذیر نیست. توصیه‌های اخلاقی و دینی بزرگان ادب و فرهنگ اسلامی، از جایگاه نظرگیر کار و کوشش شایسته حکایت دارد. اینک نمونه‌ای از آموزه‌های اخلاقی سعدی به دست داده می‌شود.

آموزه‌های سعدی پیرامون کار و همت
سعدی ـ استاد سخن و اندیشه اخلاقی در سده ششم هجری ـ برای پدران سفارش‌هایی چند دارد. او در اندرزهای اخلاقی و معنوی‌اش به پدران می‌گوید که هر پدری پس از ده ساله شدن پسرش می‌باید او را خردمندی آموزد و فرهنگ دوستی را در او پدید آورد، زیرا فقط از رهگذر این کوشش تربیتی پدر است که پسر نام پدر را زنده و جاودانه نگاه می‌دارد. بنابراین، بلندی نام و آوازه پدران را می‌باید حاصل همت و فعالیت فرهنگی و تربیتی آنان نسبت به نسل نو دانست.

چو خواهی که نامت بماند به جای
پسر را خردمندی آموز و رأی
چو فرهنگ و رایش نباشد بسی
بمیری و از تو نماند کسی

بر پایه تربیت درست نوجوانان است که می‌توان چشم به راه آینده‌سازان ماند. اگر کار و همت تربیتی و فرهنگی نسل دیروز نباشد، بی‌گمان نمی‌توان از نسل امروز انتظار فرهنگ دوستی و اخلاق‌گرایی و معنویت‌جویی داشت. بدین سان سه عامل انسان و خانواده و آینده را در پیوند با کار و همت می‌نگریم.

سعدی در سفارش‌های اخلاقی خویش، از پدران می‌خواهد که پسران را در آغاز دوران نوجوانی‌شان با کار و تلاش آشنا و مأنوس سازند. این آموزه تربیتی سعدی از این نکته حکایت دارد که فرهنگ‌سازی برای کار و همت بلند انسانی و اجتماعی می باید در بستر رشد جسمانی و عقلانی نسل نو شکل گیرد. و گرنه چگونه می‌توان یک جوان مغرور و نازپرورده را به سمت کار و کوشش رهبری کرد؟ حال به این پند گران‌مایه شیخ اجل گوش دارید:
بسا روزگارا که سختی برد
پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر
گرش دولت‌داری بنازش مدار

تردیدی نیست که نسل‌های کارآمد و تأثیرگذار بر سرنوشت یک جامعه، در سایه‌کار و همت ساخته می‌شوند، نه در سایه تنعم و ناز پروردگی ! سعدی در برنامه معنوی‌اش از پدران می‌خواهد که در تربیت فرزندان کوشیده و آنان را با عنصر کار و کوشش آشنایی دهند. مرحله نخست این است. آن‌گاه باید او خردمند و پرهیزکار بار آورد تا تلاش‌ مادی‌اش را همراه با انگیزه‌های انسانی سازد.

دریغا! که چیرگی اشرافی‌گری با محبت‌های بی‌جا و ناپسند سبب گشته که بسیاری از پدران، پسران خود را در بستر نازپروردگی بزرگ کنند. نسل نازپرورده، چگونه می‌تواند در برابر دشواری‌های طبیعی و غیرطبیعی زندگی و زمانه دوام بیاورد؟

این که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، از انتحار و قتل و تجاوز و خیانت و متارکه زوج‌های جوان سخن به میان می‌آید،‌ چه پیام‌هایی می‌رسد؟ آیا این همه نمودار کوتاهی پدران و دیگران در پرورش فکری و روحی نسل نو نیست؟ آیا نازپروردگی و کارگریزی و همت‌ستیزی نسل نو، معلول بی‌اعتنایی نسل کهن نسبت به فرهنگ کار و همت به حساب نمی‌آید؟

مقایسه‌ای گذرا میان دختران و پسران خودساخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی و علمی و اقتصادی، با دختران و پسران لذت‌جو و خوش‌گذران،‌ نشان می‌دهد که دو گونه خانواده و تربیت وجود دارد.

جوانانی که روی‌کرد معنوی و اخلاقی داشته و در جامعه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند، بی‌گمان پدران و مادران فرهیخته داشته‌اند که زندگی را بر پایه‌های ایمان و تلاش نهاده‌اند و از سویی دیگر جوانان گریزان از فعالیت‌ها و مهارت‌های تحصیلی و شغلی را می‌باید معلول روش ناپسند والدینی دانست که عنصرهای کار و همت را از فرهنگ زندگی و خانواده حذف کرده‌اند.

بیاموز فرزند را دسترنج
وگردست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست
که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسه سیم و زر
نگردد تهی کیسه پیشه‌ور

سعدی در آموزه‌های تربیتی ـ خانوادگی‌اش، بر اصل کار و کوشش تکیه بسیار دارد. چه کار و کوشش پدران و مادران در عرصه پرورش شخصیت و رفتار کودکان و نوجوانان و چه کار و کوشش کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه و کوچه و بازار.

بی‌گمان عرصه‌ی نخست را می‌باید پدیدآورنده عرصه دیگر به حساب آورد. یعنی کانون خانواده را می‌باید زمینه‌ساز گرایش پایدار نسل نو نسبت به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی دانست.

از این روست که سعدی تعلیم کار و دست‌رنج را ارایه می‌دهد. سعدی بر این باور است که حتی پدران ثروتمند می‌باید فرزندان و به ویژه پسران خود را از نوجوانی به سمت کار و کوشش هدایت کنند.

همان‌گونه که گردش‌های روزگار نشان داده، بسا عزیزان یا عزیززادگانی بر خاک نشستند و دست‌شان به دهان‌شان نرسیده است. چگونه می‌توان به دوام و بقای دستگاه شکوهمند خود مغرور گشت و نسل نو را بی‌نیاز از کار و همت دانست؟

در کتب اخلاقی سعدی، پیشه‌ور وظیفه‌شناس و کوشایی منزلت دارد که نان خویش را از دست‌رنج روزانه خود می‌آورد؛ نه نازپرورده‌ای که دستش را در کیسه سیم و زر پدر فرو برده و شادمانه در کوی و برزن‌ها می‌گردد.

چه دانی که گردیدن روزگار
به غرب بگرداند مثل در دیار
چو بر پیشه‌ای باشدش دسترس
کجا دست حاجت برد پیش کس
ندانی که سعدی مراد از چه یافت
نه هامون نوشت و نه دریا شکافت
به فردی بخورد از بزرگان قفا
خدا دادش اندر بزرگی صفا

سعدی در بوستان خویش، به منظور آشناسازی خانواده‌های ایران و مسلمان با جایگاه کار و همت بلند، از گردش روزگار و هجرت‌های احتمالی نسل‌ها یاد می‌کند. چه کسی می‌داند که روزی از دیاری به دیاری نیفتد و آوارگی نکشد؟ همان سان که کسی نمی‌داند که در کدام سرزمین جان می‌سپارد!

درست است که سفرها و هجرت‌ها، زمینه‌های رشد و پیش‌رفت انسان‌ها و استعدادها را فراهم می‌آورند. با این همه، نمی‌توان آسیب‌رسانی پاره‌ای از سفرها و هجرت‌ها را نادیده انگاشت. بسا مسافر و مهاجری که در دیاری ناگزیر از گدایی یا آلودگی به تباه‌کاری گردد.

از منظر اخلاقی سعدی، تربیت شایسته نسل نو که بر پایه کار و کوشش استوار است، می‌تواند تضمین‌کننده سلامت منش و کنش فرزندان در جوانی و بزرگ‌سالی شود، زیرا آنان در بستر فرهنگ فعالیت پرورده شده‌اند و به هر حال تخصص و مهارتی به دست آورده‌اند که تأمیین‌کننده نیازهای مادی‌شان باشد.

بدین‌سان، سعدی خواهان جامعه‌ای است که از فقر و دریوزگی به دور مانده و نسل برآمده از آن، نسل متخصص و فعال و کارآمد باشد؛ نه نسل خو گرفته به ناز و هوس و تجاوز به حریم مردم.

آیا مهاجران سالم و موفق در سرزمین‌های گوناگون،‌ نمودار سلامت خانواده و تربیت در دوران کودکی و نوجوانی‌شان شناخته نمی‌شوند؟ تحلیلی کوتاه و گذرا میان دو دسته مهاجران از دیاری به دیاری دیگر، روشن‌گر تفاوت دو گونه فرهنگ و تربیت خانوادگی است.

نابسامانی‌ها و آسیب‌زدگی‌های مهاجرت‌ها را می‌باید در فرهنگ و تربیت منفی سراغ گرفت. یعنی همان فرهنگ و تربیتی که هرگز به کار و همت انسانی بها نداده‌اند. جامعه‌شناختیِ پدیده مهاجرت به خوبی نشان‌دهنده این تفاوت و تمایزهای فرهنگی و اخلاقی است.

اساساً نگرانی‌های پدیدآمده از مهاجرت‌های داخلی یا خارجی را می‌باید در پیوند با کارگریزی و همت‌ستیزی دانست. یک متخصص مهاجر، مایه ننگ و عار جامعه و تمدن خویش است یا سبب افتخار؟

این که جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نسبت به مهاجرت‌ها و مهاجران بیش‌تر دیدگاه منفی‌شان را مطرح می‌کنند، بدین دلیل است که آنان به گفته سعدی، بدون هنر و پیشه‌ای از جایی به جایی کوچ کرده‌اند.

پیداست که نداشتن مهارت و تلاش، سبب روی‌کردهای غیراخلاقی گشته و جامعه را در جهت آسیب‌زدگی‌اش تقویت می‌کند.

پسر را نکو دار و راحت رسان
که چشمش نماند به دست کسان
هر آن کس که فرزند را غم نخورد
دگر کس غمش خورد و بدنام کرد

سعدی بر این باور است که پدران و مادران می‌باید غم‌گسار دختران و پسران خود باشند، نه آن کسان که نقاب غم‌گساری بر صورت زده و در پی بدنامی جوانانند، پدر یا مادر چگونه می‌تواند غم‌گساری کند و فرزندان خود را در آغوش مهر و محبت نگاه دارد؟ بی‌گمان آنان می‌باید نسل خود را با کار و همت آشنا سازند. جدایی محبت و فعالیت را باید بستر گرایش‌های ناسالم اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه به حساب آورد.

سعدی اگر خانواده‌ها را با مسؤولیت پرورش فرزندان در عرصه کار و تلاش آشنا می‌سازد، از یک دیگر سو، پدران و مادران را در جهت آسایش روانی و جسمانی نسل نو برمی‌انگیزد.

به هر حال باید پذیرفت که جامعه سالم و فعال و نمونه در پیوند با خانواده سالم و کاراندیش و همت‌گرا فراهم می‌آید؛ نه در پیوند با خانواده‌های آسیب‌زده‌ای که با کار و همت بلند بیگانه‌اند.

محور : کار و همت از دیدگاه بزرگان



 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 11:23 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



برو کار می کن ، مگو چیست کار

که سرمایه جاودانی است کار

سعدی

*******

مکن ز عرصه شکایت که در طریق ادب

به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

حافظ

*******

ز کوشش ، به هر چیز خواهی رسید

به هر چیز خواهی کماهی رسید

برو کارگر باش و امیدوار

که از یأس ، جز مرگ ناید به بار

گرت پایداری است در کارها

شود سهلْ پیش تو دشوارها

ملک الشعرای بهار

*******

نابرده رنج ، گنج، میسّر نمی شود

مزد آن گرفت ـ جان برادر ـ که کار کرد

آن کو عمل نکرد و عنایتْ امید داشت

دانه نکشت ابله و دخلْ انتظار کرد

سعدی

*******

صرف بی کاری مگردان روزگار خویش را

پرده ی روی توکّل ساز ، کار خویش را

زاد همراهان در این وادی نمی آید به کار

پر کن از لَخت جگر، جیب و کنار خویش را

صائب

*******

چیست از این خوب تر، در همه آفاق ، کار

دوست به نزدیک دوست ، یار به نزدیک یار

دوست بر دوست رفت ، یار به نزدیک یار

خوش تر از این در جهان ، هیچ نبوده است کار

ابو سعید ابو الخیر

*******

یک روز ز بند عالم ، آزاد نیَم

یک دم زدن از وجود خود ، شاد نیَم

شاگردی روزگار کردم بسیار

در کار جهان هنوز استاد نیم

خیام

*******

اندیشه مکن به کارها در ، بسیار

کاندیشه بسیار ، بپیچانَد کار

کاری که به رویت آید ، آسان بگذار

ور نتوانی به کاردانان بسپار!

مسعود سعد سلمان

منبع : دوماهنامه حدیث زندگی، شماره30

محور : همت و کار مضاعف از دیدگاه بزرگان



 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 12:01 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



شهید مطهری علاوه بر صاحب نظر بودن در عرصه اندیشه و نظر، خود مظهر پیاده ‌سازی و عمل به همت و کار مضاعف در زندگانی نورانی اش بوده است که در این مقاله سعی شده ابتدا با مروری بر کارنامه عملی درخشان ایشان در عرصه همت و کار، به جایگاه و اهمیت همت و کار، زمینه‌های اقدامات تقویت کننده و بازدارنده و همچنین آثار و نتایج آن از دیدگاه استاد، با جستجو در اندیشه‌ ها و آرای وی کشف و تبیین گردد؛

 الگوی عینی همت و کار مضاعف:

استاد مطهری در زمان تحصیل و همچنین فعالیتهای پس از آن الگویی از همت و کار مضاعف است که می‌ توان شاخصه‌ های آن را در موارد ذیل جستجو کرد؛

1- شدت کار و تلاش در تحصیل علم:

به نقل از همسر ایشان آمده است: « برخی مواقع در اثر شدت کار و فشار تلاشهای فکری، اعتراف می‌ کرد که خسته ‌ام و سرم گیج می‌رود.» (اداره فرهنگی ستاد مشترک سپاه،ص21)

ایشان برای درک و فهم عمیق و دقیق دروس، تمام همت و توان خویش را به کار می ‌گرفت. در این رابطه به نقل از شهید قدوسی آمده است: «پشتکار و کثرت مطالعه‌ آقای مطهری در مدرسه فیضیه همه‌ ما را به اعجاب می آورد. استاد مطهری وقتی اصول فقه را خوانده بود مدعی بود که جزوه و اثری نیست که در این زمینه باشد و من آن را ندیده باشم.»(همان، ص30)

2- اهتمام و تلاش در عرصه‌ سیاسی:

در حالی که شهیدمطهری  به عنوان یک چهره‌ علمی و فرهنگی شهرت داشت و دغدغه‌های علمی، بخشی از اوقات ایشان را به خود اختصاص می‌ داد، اما ایشان در راه نیل به اهداف سیاسی بلندش و در رأس آن برپایی حکومت اسلامی از عضویت در هیئت‌های مؤتلفه تا برگزاری جلسات درس شناخت در کانون توحید برای حل مشکلات فکری و جلوگیری از انحراف بیشتر منافقین (سازمان مجاهدین خلق)، فروگذار نبود.

مطهری اندیشه‌ های نخبگان و اندیشمندانی آگاه به این مسئله‌ اساسی و همچنین توانمند در طرح مسئله و راهکارهای حل آن سود جست که یکی از مناسب ترین‌ها شهید مطهری است. ایشان علاوه بر صاحب نظر بودن در عرصه اندیشه و نظر، خود مظهر پیاده ‌سازی و عمل به همت و کار مضاعف در زندگانی نورانی اش بوده است که در این مقاله سعی شده ابتدا با مروری بر کارنامه عملی درخشان ایشان در عرصه همت و کار، به جایگاه و اهمیت همت و کار، زمینه‌های اقدامات تقویت کننده و بازدارنده و همچنین آثار و نتایج آن از دیدگاه استاد، با جستجو در اندیشه‌ ها و آرای وی کشف و تبیین گردد؛

الگوی عینی همت و کار مضاعف:

استاد مطهری در زمان تحصیل و همچنین فعالیتهای پس از آن الگویی از همت و کار مضاعف است که می‌ توان شاخصه‌ های آن را در موارد ذیل جستجو کرد؛

1- شدت کار و تلاش در تحصیل علم:
به نقل از همسر ایشان آمده است: « برخی مواقع در اثر شدت کار و فشار تلاشهای فکری، اعتراف می‌ کرد که
خسته ‌ام و سرم گیج می‌رود.» (اداره فرهنگی ستاد مشترک سپاه،1380، ص21)
ایشان برای درک و فهم عمیق و دقیق دروس، تمام همت و توان خویش را به کار می ‌گرفت. در این رابطه به نقل از شهید قدوسی آمده است: «پشتکار و کثرت مطالعه‌ آقای مطهری در مدرسه فیضیه همه‌ ما را به اعجاب می آورد. استاد مطهری وقتی اصول فقه را خوانده بود مدعی بود که جزوه و اثری نیست که در این زمینه باشد و من آن را ندیده باشم.»(همان، ص30)

2- اهتمام و تلاش در عرصه‌ سیاسی:
در حالی که شهیدمطهری  به عنوان یک چهره‌ علمی و فرهنگی شهرت داشت و دغدغه‌های علمی، بخشی از اوقات ایشان را به خود اختصاص می‌ داد، اما ایشان در راه نیل به اهداف سیاسی بلندش و در رأس آن برپایی حکومت اسلامی از عضویت در هیئت‌های مؤتلفه تا برگزاری جلسات درس شناخت در کانون توحید برای حل مشکلات فکری و جلوگیری از انحراف بیشتر منافقین (سازمان مجاهدین خلق)، فروگذار نبود.
نویسنده‌ کتاب «بین دو انقلاب» در معرفی مخالفان روحانی شاه در فاصله سالهای 1342-1356، ایشان را در زمره روحانیون مخالف تندرو دانسته و می‌ نویسد: « آیت الله مرتضی مطهری ، روشنفکر برجسته‌ گروه، دیگر شاگرد آیت الله خمینی بود. او در خراسان به دنیا آمد. در قم تحصیل کرد، در دانشگاه تهران به تدریس الهیات پرداخت و با حسینیه ارشاد، همکاری نمود. مطهری همچنین چندین کتاب نوشت که محور بحث آنها تأکید بر انطباق اسلام با جهان مدرن بود.» (آبراهامیان، 1387، ص585)

3- کار و همت در عرصه فرهنگی و اجتماعی:
 در عین حال که استاد در عرصه علمی و سیاسی، تلاش و پشتکار مضاعفی داشت، اما مانعی از کار و همت در عرصه‌ فرهنگی و اجتماعی نبود.
برای هدایت و راهنمایی بشر دو راه است؛ یکی راه گفتن و نوشتن، دیگر راه پیشقدم شدن، و هرگز گفتن به قدر پیشقدم شدن، اثر ندارد. بزرگان
گفته اند: دو صد گفته چون نیم کردار نیست. (مجموعه آثار، ج32، ص181)

جایگاه و اهمیت کار و همت در اندیشه شهید مطهری :

مهمترین شاخصه‌ ها و مؤلفه ‌هایی که شهید مطهری به عنوان اهمیت به کار و تلاش در اسلام مورد اشاره قرار می ‌دهد، عبارتند از:
1- مقدس شمردن کار و تلاش: شهید مطهری معتقد است در اسلام، کار به عنوان یک امر مقدس شناخته شده است.
2- همسویی و انطباق کار با عبادت و خداپرستی: بر خلاف وجود نگاه
دنیا گریز و رهبانیت پسند در برخی از ادیان و مکاتب دیگر و همچنین تلقی منافات بین دین و عمل در نگاه مارکسیستی، شهید بین کار و خداپرستی منافاتی
نمی‌ بیند. (همان، ج25، ص457)
3- طرد بیکاری و بیگاری: اسلام دشمن بیکاری و بیگاری است. انسان به حکم اینکه از جامعه بهره می گیرد و بهره می برد و به حکم اینکه کار بهترین عامل سازنده‌ خود و اجتماع و بیکاری بزرگترین عامل فساد است، باید کار مفید انجام دهد. اسلام، انگل بودن و کلِّ بر جامعه بودن را در هر شکل، مورد لعنت قرار داده است.(همان، ج2، ص457)
زمینه‌ها و لوازم کار مضاعف:
1ـ هدفمندی و معنی ‌دار بودن کار: شهید مطهری معتقد است؛ «انسان، مادامی که غایتی را تصور نکند، وجود ذهنی برایش حل نشود، اراده‌ انجام کاری برایش پیدا نمی ‌شود. همین که غایت و فایده‌ کار در ذهنش منقش شد، آن وقت است که میل و اراده ‌اش منبعث می ‌گردد و فعل از وی صادر می‌ شود.» (همان، ج2، ص422)
2ـ استعداد یابی برای کار: طبیعی است استعدادها و علایق انسانها برای انجام کارها و فعالیتها متفاوت است و لذا «هرکسی باید کاری را انتخاب کند که در آن استعداد دارد، تا آن کار علاقه‌ او را به خود جذب کند. اگر کار مطابق استعداد و مورد علاقه انسان نباشد و انسان آن را فقط به خاطر درآمد و مزد انجام دهد، این اثر تربیتی را ندارد و شاید فاسد کننده‌ روح هم باشد. انسان وقتی کاری را انتخاب می‌ کند، باید استعداد یابی هم شده باشد». (همان، ج22، ص792)
3ـ حاکمیت عدالت و نفی تبعیض: از نگاه شهید مطهری در جامعه‌ اسلامی باید شرایط عادلانه‌ شکوفایی استعدادها فراهم آید؛ «جامعه‌ اسلامی جامعه‌ طبیعی است، نه جامعه‌ تبعیض و نه جامعه‌ تساوی منفی. تز اسلام، کار، پرورش استعداد و استحقاق به اندازه‌ کار است». (همان، ج2، ص113)
4ـ فراهم بودن فضای رقابت مثبت: شهید مطهری به وجود میدان رقابت سالم برای واداشتن افراد به کار و تلاش بیشتر، اعتقاد دارد و نبود رقابت را در خمودگی فکری جامعه مؤثر می‌ داند. (همان، ج15، ص108)
5ـ ترکیب دانش با کار: نکته دیگر اینکه شهید مطهری در حالی که خود یک عالم و دانشمند محسوب می‌ شود، این را که برای بعضی کار و برای بعضی دانش محترم باشد، نمی ‌پذیرد و حتی بهانه‌ عالم بودن برای بهره ‌گیری از نتیجه‌ کار دیگران را نیز رد می‌ کند.
6ـ ترویج فضای توکل و اعتماد به خدا: شهید مطهری با نگاه به ویژگیهای جهان‌ بینی دینی در یک پیوستار و کل مرتبط با هم می ‌گوید: «اعتقاد درست به قضا و قدر الهی، یک نفر با ایمان را در عمل و فعالیت صحیح مطمئن تر و به نتیجه‌ کار امیدوارتر می‌ کند». (همان، ج 1، ص413)
با چنین نگاهی، یأس و تردید، رنگ باخته و در عوض، نشاط و امید به نفع کار تقویت می ‌شود.

آثار تربیتی کار:

شهید مطهری می‌ گوید: «بعد از دیانت، مدرسه‌ ای برای تربیت انسان، بهتر از مدرسه‌ کار ساخته نشده است.» (همان، ج22، ص 799). اثرات و تبعات تربیتی کار را که استاد، مستقیم مورد اشاره قرار داده عبارتند از:
1ـ افزایش احساس عزت و شخصیت: با توجه به آثار تربیتی کار، شهید مطهری بر این باور است که «نتیجه‌ کار، تنها خلاصی از فقر و گرسنگی نیست، بلکه چندین چیز دیگر هم به دنبال دارد. از آن‌ جمله اینکه کار بر عزت و شخصیت انسان می‌ افزاید و او را در نظر خودش محترم می ‌نماید. یعنی حس احترام به ذات و اعتماد به شخصیت در او ایجاد
می ‌کند و بدیهی است که هر چیزی که باعث و سبب محترم شدن شخصیت انسان در نظر خودش و نظر دیگران باشد، او خودش محترم و شایسته‌ تکریم و تعظیم است.» (همان، ص163)
2ـ تمرکز خیال: بیکاری و تنهایی را اسلام از آن رو منع می‌ کند که می‌ تواند تالی فساد شده و آثار منفی به دنبال داشته باشد. شهید مطهری در تفسیر این کلام حضرت علی (ع) که فرموده: «اگر تو نفس را به کار مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می‌ کند»، می ‌گوید وقتی که انسان یک کار و یک شغل دارد، آن کار و شغل او را به سوی خود می ‌کشد و جذب می ‌کند. به او مجال برای فکر و خیال باطل نمی ‌دهد.» (همان، ج22، ص788)
از سوی دیگر، شهید مطهری تمرکز خیال را موجب انضباط فکری و توفیقهای ناشی از آن نیز می ‌داند که در واقع ناشی از کار و کنده شدن از افکار پراکنده و بیهوده است.
3ـ آزادگی و شرافت: احساس بی‌ نیازی از دیگران و شرافت مرتبط با آن در گرو کار و تلاش است.

همت، نشانه بزرگی و نشاط:

شهید مطهری با ذکر این جمله‌ حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) که فرموده ‌اند: «قدر الرجل علی قدر همته»، یعنی قدر و اندازه‌ هر کس همان قدر و اندازه‌ همتش است، اهمیت و استحکام این سخن را این گونه می ‌رساند که «جمله ‌خیلی عجیب و پر معنایی است». با چنین نگاهی ایشان همت را نشانه‌ چند ویژگی مثبت به شرح ذیل برمی ‌شمارد:
1ـ همت، نشانه‌ بزرگی روح: وی معتقد است «مسلما ً همت بزرگ، نشانه‌ روح بزرگ است و همت کوچک، نشانه‌ روح کوچک است.»
2ـ همت، نشانه‌ سلامت و نشاط روان: از زاویه ‌ای دیگر، استاد وجود همت و عمل در راستای آن را نشانه ای از روح و روان سالم دانسته است. (همان، ج22، ص150)
3ـ همت، نشان قدرشناسی از خویش: شهید مطهری همت را به میزان قدرشناسی از خویش ارتباط می ‌دهد که این نگاه، ادامه‌ همان دیدگاه حضرت
امیر (ع) به همت است. وی در توضیح این نظر خویش می‌ گوید: «روح بزرگ، یک آرزوی بزرگ است، یک اندیشه‌ بزرگ و وسیع است، یک خواهش و اراده‌ بزرگ، یک نعمت بزرگ است... روح بزرگ به کمی و کوچکی و حقارت تن نمی ‌دهد، به کم از قدر خود راضی
نمی‌ شود.» (همان، ج17، ص660)

کارویژه ‌های همت:

شهید مطهری با همتراز شمردن همت با نبوغ و حتی عشق و ایمان، برخورداری از آن را دارای اثرات و کارویژه ‌هایی می ‌داند که امکان فائق آمدن بر کمبودها و نواقص و پذیرش سختی و زحمت را برای انسان و جامعه فراهم می ‌آورد. (همان، ج2، ص264).
استاد بر دو کارویژه‌ مهم تأکید کرده‌اند:
1ـ تولید استقامت و پشتکار برای کارهای بزرگ: استاد، انجام کارهای بزرگ را بدون داشتن همت متناسب با آن شدنی نمی‌ داند و معتقد است با همت، برخی کارهای به ظاهر نشدنی هم عملی می‌ گردد. (همان، ج14، ص436)
2ـ جبران کمبودها و معایب: غالب اوقات، کمبود یا نبود اراده و همت موجب می‌ شود کارها متوقف و به بهانه‌ کمبودها و مشکلات، این ضعف توجیه شود. (همان، ج18، ص329)

موانع و آفات همت و اراده:

همت و اراده‌ همچون سایر پدیده ‌ها و خصایل انسانی دارای موانع بازدارنده، کاهش‌ دهنده و آفاتی است که از نظر استاد شهید دور نمانده است. مهمترین آفتها عبارتند از:
1ـ فضای تبعیض و بی‌ عدالتی: از دیدگاه شهید مطهری نباید هیچ تبعیض و بی‌ عدالتی در جامعه را برتافت بلکه «باید این طور باشد که روستا زادگان با استعداد بتوانند دانشجو بشوند و بعد از دانشمندی به مقام وزیری برسند و همیشه باید این طور باشد که پسران ناقص عقل، عقب بمانند و سقوط کنند.» در این صورت است که صاحبان همت، انگیزه‌ بروز آن را پیدا و برای نیل به کسب بزرگی تلاش خواهند کرد.
2ـ عدم تشخیص بزرگی و کوچکی: گاهی فرد یا جامعه در تشخیص و مقیاس اندازه‌ گیری کارها، اهداف و آرمانها دچار مشکل می ‌شود و لذا همت و تلاش خود را به هدر داده و یا از وصول به اهداف و آرمانهای بلند و بزرگ بازمی ‌ماند. استاد چنین طرز فکر و نگاهی را که صرفا ً به ظاهر امور نگریسته و نتیجه‌ مهم و اساسی را نادیده می ‌گیرد، یک بیماری و یک انحراف بزرگ از تعلیمات عالیه اسلامی» برمی ‌شمارد.
3ـ غفلت از اهتمام به تمام ابعاد سعادت: از نگاه شهید مطهری ، انسان دارای ابعاد روحی و مادی است که باید به طور مناسب تأمین شده و برای تأمین سعادت دنیا و آخرت به کارگیری شود؛ «همت و اراده باید صرف تأمین همه‌ شرایط سعادت گردد و ناچار باید به نسبت معین، میان آنها تقسیم شود و اگر جاذبه‌ یکی از آنها همت و اراده را به سوی خود بکشاند و سایر شرایط به زمین بماند، بدیهی است که بدبختی رو خواهد آورد».

نتیجه ‌گیری:

مروری بر سیره و اندیشه‌ استاد شهید مرتضی مطهری و جستجوی موضوع این مقاله یعنی همت مضاعف و کار مضاعف، گویای این است که ایشان برای همت و کار جایگاه و اهمیت بالایی قائل بوده و با نگاهی دینی به موضوع، هر دو را سرمایه‌ تأمین سعادت و نشانگر وجود سلامت روان، بزرگی روح، آزادگی و شرافت دانسته و خود نیز عامل به آن در زندگی عملی بوده و در این نگاه از علم و تجربه‌ تاریخی و اجتماعی نیز برخوردار بوده است.
کما اینکه تحسین همت و تلاش قهرمانان تاریخی مثل اسکندر، ناپلئون و نادر که در عین انتقاد به آنان، در استاد دیده می ‌شود و رجوع دادن مسأله به حکایات تاریخی و اجتماعی ناشی از این علم و تجربه‌ انسانی است که در کنار نگاه دینی و آسمانی استاد، هم در فهم و درک موضوع و هم کاربست آن نقش بسزایی دارد. 

محور : کار و همت از دیدگاه بزرگان
 


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 3:32 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



میرزا جواد آقا ملکی مردی از ملکوت
برادر من اگر همت داری که از اهل معرفت‏ شوی ، بشر روحانی و آسمانی باشی ، چون ملایک شده ، بسان اولیا باشی باید کمر همت‏ بسته ،

از راه شریعت وارد شوی و صفات حیوانات را از خود دور کنی ، متخلق به اخلاق روحانیان شده ، از سقوط در مقام حیوانات بپرهیزی و به مرتبه جمادان قانع نشوی ، از آب و گل طبیعت‏ به سوی وطن اصلی خود سفر کنی ؛ وطنی از عوالم بالا و والا ، آن جا محل مقربان است ، نفس خود را بشناس که شناختن نفس موجب شناخت‏ خداوند می‏ شود .

چنانچه در روایات است : « من عرف نفسه فقد عرف ربه ؛ هرکس نفس خویش را شناخت ، همانا پروردگارش را شناخته است‏ » .

... از حضرت رسول اکرم‏ صلی الله علیه وآله سؤال کردند : « کیف الطریق الی معرفة الرب ؟ ؛ چه راهی برای شناخت پروردگار است ؟فرمودند : معرفة النفس ( شناخت نفس ) » .

پس این را بدان که انسانیت انسان ، به ظاهر نیست و در جسم خلاصه نمی‏ شود ؛ چرا که صورت آدمی را بر در حمام می‏ کشند و حیوانات نیز از جسم برخوردارند . در چارچوب غریزه ، میل و حرص به طعام و شهوت جنسی نیز محدود نمی‏ شود ؛ زیرا خرس و خوک هم میل به اینها دارند و از سوی دیگر ، شخصیت انسان به خشم و نیروی دافعه نیست ؛ چرا که این صفت در سگ و گرگ نیز بسیار است ؛ بلکه صفت مخصوص و ویژه آدمی « علم و معرفت و اخلاق حسنه‏ » است که در بقیه وجود ندارد . چنان که می‏ فرماید :

علم در آسمان نیست تا بر شما فرود آید و در دل زمین نیست تا برای شما از دل خاک روید ، بلکه در اندرون دل‏ های شما سرشته است . اخلاق روحانیون را به خود بگیرید تا برای شما ظهور کند .

آری انسان طرفه معجونی است که از همه عوالم در او نمونه‏ ای هست ؛ از تمام صفات خداوندی و همه اسمای الهی تاثیری در وجود او به چشم می‏ خورد . کتابی مختصرتر از لوح محفوظ است و بسان بزرگ‏ ترین حجت‏ خداوند والا و ارزشمند بوده ، حامل امانتی گرانبهاست ؛ امانتی که آسمان‏ ها و زمین توان حمل آن را نداشتند . این موجود ، از عظمت و شکوهی غیرقابل توصیف برخوردار است‏ به طوری که اگر دو عالم حس و مثال را تابع عقل خود سازد ، سلطنت دو عالم شهادت و مثال به او داده می‏ شود . به مقامی می‏ رسد که بر قلب هیچ کس خطور نکرده و در خیال احدی نمی‏ آید .

و اگر عقل فردی تابع لذات و حس او قرار گیرد ، مصداق کسی می‏ شود که دنیا را دار باقی قرار داده ، اخلد الی الارض شده است . این افراد بعد از جدا شدن روح از جسمشان ، ظلمتی شدید و شقاوتی عجیب سراغشان می‏ آید ، دردی سخت و شدتی هولناک بر آنها سرازیر خواهد شد و در قیامت که روز آشکار شدن باطن افراد است رنجی غیر قابل وصف خواهند برد . (1)

پی نوشت :
1 ) رساله لقاءالله ، « عوالم ثلاثه انسان‏ » ، ص 24 و 25 .


 نگاشته شده توسط قاسمعلی جمالی در پنج شنبه 26 فروردین 1389  ساعت 1:08 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET