آسيب شناسي فرهنگ كار در جامعه ايران نيازمند يك بررسي جامع و تحليلي است، اما در اين نوشتار تلاش مي كنم به طور موجز ضمن برشمردن مصاديق كم كاري به برخي از اين آسيب ها پرداخته و در پايان برخي از راهكارهاي مربوط به حل معضلات فرهنگ كار در ايران را ارائه نمايم.
طبق بررسي هاي تطبيقي متاسفانه فرهنگ كار در ايران نسبت به كشورهاي پيشرفته در سطح پايين تري قرار دارد. اين امر مستلزم آسيب شناسي جدي فرهنگ كار در ايران و ارائه راهكارهاي مناسب جهت ارتقاي اين فرهنگ مي باشد، به ويژه آن كه سال جاري به نام سال «همت مضاعف و كار مضاعف» مزين گشته است.
در جهان پيشرفته كنوني كار يكي از عوامل كليدي توسعه محسوب مي شود و كشورهايي كه دچار عارضه كم كاري يا تنبلي هستند از كاروان پيشرفت و توسعه عقب خواهند ماند. امروزه كار اعم از كار فكري يا جسمي داراي جايگاه ويژه اقتصادي بوده و به نيروي انساني به عنوان يك سرمايه بي بديل نگريسته مي شود.
انديشمندان جهان در بررسي هاي خود به اين نتيجه رسيده اند كه كار برخاسته از جوهره دروني افراد است و جوامع براي تبلور هر چه بيشتر اين جوهره نيازمند ايجاد فرهنگ كار هستند. آن گونه كه دانشمنداني همچون ماكس وبر و تالكوت پارسونز و جان گالبرايت گفته اند ضعف فرهنگ و اخلاق كار موجب راكد ماندن نيروي كار و در نتيجه عقب ماندگي جوامع مي شود. از نظر گالبرايت فقير كسي است كه نمي تواند خود را با جامعه تطبيق دهد و حاضر است براي رهايي از تحرك و تن دادن به تعاملات و قوانين اجتماعي، بهاي سنگيني همچون فقر را بپردازد.
برخي ديگر از انديشمندان همچون دانيل لرنر و آدام اسميت در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند كه عوامل رواني و انگيزشي نقش بسزايي در ارتقاي فرهنگ كار دارد. اين عوامل مي تواند توانايي هاي فكري و خلاقيت و پشتكار و نظم و مهارت هاي اجتماعي را در درون افراد زنده كرده و نيروي شگرف انساني را در خدمت توسعه و تكامل يك جامعه و كشور قرار دهد.
آسيب شناسي فرهنگ كار در جامعه ايران نيازمند يك بررسي جامع و تحليلي است، اما در اين نوشتار تلاش مي كنم ضمن برشمردن مصاديق كم كاري به برخي از اين آسيب ها پرداخته و در پايان برخي از راهكارهاي مربوط به حل معضلات فرهنگ كار در ايران را ارائه نمايم.
مصاديق كم كاري يا تنبلي در ايران را مي توان در موارد ذيل خلاصه كرد:
- پايين بودن ضريب بهره وري در سيكل نيروي انساني
- پايين بودن ساعت متوسط كاري ( متوسط روزانه دو ساعت و 18 دقيقه براي مردان و 21 دقيقه براي زنان)
- فرار از كار و مسئوليت و بي انگيزگي
- عدم كار مفيد و اتلاف وقت (بيكاري پنهان)
- تعطيلي هاي فراوان رسمي و غيررسمي
- سرگرداني و معطلي ارباب رجوع در ادارات
- پاك كردن صورت مساله به جاي حل آن
- وقت گذراني هاي بيهوده (مثلا تماشاي تلويزيون به جاي مطالعه)
- مدرك گرايي و عدم تمايل جدي به درس در مدارس و دانشگاه ها
- بي برنامگي و بي نظمي در كار (كار هياتي به جاي كار منظم و مدون)
البته موارد فوق نسبت به همه افراد جامعه عموميت ندارد و در مقاطع مختلف داراي نوسان است، با اين حال مصاديق فوق الذكر در فرهنگ عمومي كار ايرانيان مشاهده مي شود.
پژوهشگران در بررسي عوامل تنبلي خاورميانه و ايران به آسيب هاي خارجي و داخلي اشاره كرده اند. عوامل خارجي عبارت است از طرح هاي استعماري كه از ديرباز از سوي قدرت هاي برتر جهان عليه كشورهاي جهان سوم اعمال شده و فرهنگ كار و خودكفايي را در ميان آنان دچار آسيب كرده است. از جمله اين طرح هاي عبارت است از:
- غارت منابع و ذخاير جهان سوم
- ترويج فرهنگ مصرف گرايي و رفاه طلبي و تجمل گرايي
- صدور كالاهاي مصرفي به جهان سوم
- برنامه ريزي جهات جذب يا ربايش نخبگان
- تهاجم فرهنگي جهت انفعال و بازداشتن نسل جوان از كار و كوشش
اما در آسيب هاي داخلي فرهنگ كار در ايران عوامل متعدد فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و نيز سياسي دخيل است كه به طور خلاصه عبارت است از:
عوامل فرهنگي و اجتماعي
- تلقي غلط از فرهنگ كار (نگاه شخصي و منفعت طلبانه به كار به جاي رويكرد ملي و راهبردي، اهتمام به مشاغل كاذب همچون دلالي و كارچاق كني به جاي كارهاي مفيد و توليدي و...)
- مصرف گرايي و رفاه طلبي
- ضعف كار جمعي و سازماني
- ناهمخواني تخصص (مدرك تحصيلي) و كار
- ضعف بهره گيري از علوم و فن آوري هاي روز
- تبعيض و شكاف طبقاتي
- ضعف كار آموزشي و رسانه اي و تبليغي
- دور شدن از فرهنگ ملي و معارف ديني (فقدان ارزش مداري كار)
عوامل سياسي
- ضعف هاي ساختاري (بوروكراسي، خلا در قوانين اجرايي و نظارتي و...)
- دولتي بودن اقتصاد (انحصار و عدم رقابت، عدم شكوفايي استعدادها، كاهش انگيزه در سيستم دولتي و...)
- ريشه هاي فرهنگ استبداد (ضعف مشاركت اجتماعي، گسست اجتماعي و عدم تعلق ملي، بي اعتمادي عمومي به حاكميت و...)
با توجه به آسيب هاي فوق لازم است راهكارهايي متناسب با هر آسيب اعم از فرهنگي و اجتماعي و سياسي ارائه شود كه در ذيل به برخي از آن اشاره مي شود:
- ترويج فرهنگ كار و تلاش و پشتكار به عنوان يك ارزش انساني و ديني و ملي
- كارآفريني و ايجاد بستر خلاقيت و تخصص گرايي
- ترغيب به كار جمعي و سازماني و مديريت علمي
- ايجاد انگيزه مادي و معنوي و روحيه نشاط و اميد
- ساماندهي قوانين و راهكارهاي اجرايي و نظارتي
- ايجاد فضاي رقابتي و مشاركتي (با استناد به اصل 44)
- ترميم گسست هاي ملي و مناسبات دولت و ملت
- تكيه بر خودكفايي و صادرات به جاي وابستگي و واردات
- تكيه بر فرهنگ ديني و ملي در برابر تهاجم فرهنگي غرب
- بهره گيري از تجارب كشورهاي پيشرفته و موفق
نويسنده:فرزان شهيدي
منبع: سايت باشگاه پژوهشگران دانشجو
محور : کار و فرهنگ و آداب آن
طبق بررسي هاي تطبيقي متاسفانه فرهنگ كار در ايران نسبت به كشورهاي پيشرفته در سطح پايين تري قرار دارد. اين امر مستلزم آسيب شناسي جدي فرهنگ كار در ايران و ارائه راهكارهاي مناسب جهت ارتقاي اين فرهنگ مي باشد، به ويژه آن كه سال جاري به نام سال «همت مضاعف و كار مضاعف» مزين گشته است.
در جهان پيشرفته كنوني كار يكي از عوامل كليدي توسعه محسوب مي شود و كشورهايي كه دچار عارضه كم كاري يا تنبلي هستند از كاروان پيشرفت و توسعه عقب خواهند ماند. امروزه كار اعم از كار فكري يا جسمي داراي جايگاه ويژه اقتصادي بوده و به نيروي انساني به عنوان يك سرمايه بي بديل نگريسته مي شود.
انديشمندان جهان در بررسي هاي خود به اين نتيجه رسيده اند كه كار برخاسته از جوهره دروني افراد است و جوامع براي تبلور هر چه بيشتر اين جوهره نيازمند ايجاد فرهنگ كار هستند. آن گونه كه دانشمنداني همچون ماكس وبر و تالكوت پارسونز و جان گالبرايت گفته اند ضعف فرهنگ و اخلاق كار موجب راكد ماندن نيروي كار و در نتيجه عقب ماندگي جوامع مي شود. از نظر گالبرايت فقير كسي است كه نمي تواند خود را با جامعه تطبيق دهد و حاضر است براي رهايي از تحرك و تن دادن به تعاملات و قوانين اجتماعي، بهاي سنگيني همچون فقر را بپردازد.
برخي ديگر از انديشمندان همچون دانيل لرنر و آدام اسميت در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند كه عوامل رواني و انگيزشي نقش بسزايي در ارتقاي فرهنگ كار دارد. اين عوامل مي تواند توانايي هاي فكري و خلاقيت و پشتكار و نظم و مهارت هاي اجتماعي را در درون افراد زنده كرده و نيروي شگرف انساني را در خدمت توسعه و تكامل يك جامعه و كشور قرار دهد.
آسيب شناسي فرهنگ كار در جامعه ايران نيازمند يك بررسي جامع و تحليلي است، اما در اين نوشتار تلاش مي كنم ضمن برشمردن مصاديق كم كاري به برخي از اين آسيب ها پرداخته و در پايان برخي از راهكارهاي مربوط به حل معضلات فرهنگ كار در ايران را ارائه نمايم.
مصاديق كم كاري يا تنبلي در ايران را مي توان در موارد ذيل خلاصه كرد:
- پايين بودن ضريب بهره وري در سيكل نيروي انساني
- پايين بودن ساعت متوسط كاري ( متوسط روزانه دو ساعت و 18 دقيقه براي مردان و 21 دقيقه براي زنان)
- فرار از كار و مسئوليت و بي انگيزگي
- عدم كار مفيد و اتلاف وقت (بيكاري پنهان)
- تعطيلي هاي فراوان رسمي و غيررسمي
- سرگرداني و معطلي ارباب رجوع در ادارات
- پاك كردن صورت مساله به جاي حل آن
- وقت گذراني هاي بيهوده (مثلا تماشاي تلويزيون به جاي مطالعه)
- مدرك گرايي و عدم تمايل جدي به درس در مدارس و دانشگاه ها
- بي برنامگي و بي نظمي در كار (كار هياتي به جاي كار منظم و مدون)
البته موارد فوق نسبت به همه افراد جامعه عموميت ندارد و در مقاطع مختلف داراي نوسان است، با اين حال مصاديق فوق الذكر در فرهنگ عمومي كار ايرانيان مشاهده مي شود.
پژوهشگران در بررسي عوامل تنبلي خاورميانه و ايران به آسيب هاي خارجي و داخلي اشاره كرده اند. عوامل خارجي عبارت است از طرح هاي استعماري كه از ديرباز از سوي قدرت هاي برتر جهان عليه كشورهاي جهان سوم اعمال شده و فرهنگ كار و خودكفايي را در ميان آنان دچار آسيب كرده است. از جمله اين طرح هاي عبارت است از:
- غارت منابع و ذخاير جهان سوم
- ترويج فرهنگ مصرف گرايي و رفاه طلبي و تجمل گرايي
- صدور كالاهاي مصرفي به جهان سوم
- برنامه ريزي جهات جذب يا ربايش نخبگان
- تهاجم فرهنگي جهت انفعال و بازداشتن نسل جوان از كار و كوشش
اما در آسيب هاي داخلي فرهنگ كار در ايران عوامل متعدد فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و نيز سياسي دخيل است كه به طور خلاصه عبارت است از:
عوامل فرهنگي و اجتماعي
- تلقي غلط از فرهنگ كار (نگاه شخصي و منفعت طلبانه به كار به جاي رويكرد ملي و راهبردي، اهتمام به مشاغل كاذب همچون دلالي و كارچاق كني به جاي كارهاي مفيد و توليدي و...)
- مصرف گرايي و رفاه طلبي
- ضعف كار جمعي و سازماني
- ناهمخواني تخصص (مدرك تحصيلي) و كار
- ضعف بهره گيري از علوم و فن آوري هاي روز
- تبعيض و شكاف طبقاتي
- ضعف كار آموزشي و رسانه اي و تبليغي
- دور شدن از فرهنگ ملي و معارف ديني (فقدان ارزش مداري كار)
عوامل سياسي
- ضعف هاي ساختاري (بوروكراسي، خلا در قوانين اجرايي و نظارتي و...)
- دولتي بودن اقتصاد (انحصار و عدم رقابت، عدم شكوفايي استعدادها، كاهش انگيزه در سيستم دولتي و...)
- ريشه هاي فرهنگ استبداد (ضعف مشاركت اجتماعي، گسست اجتماعي و عدم تعلق ملي، بي اعتمادي عمومي به حاكميت و...)
با توجه به آسيب هاي فوق لازم است راهكارهايي متناسب با هر آسيب اعم از فرهنگي و اجتماعي و سياسي ارائه شود كه در ذيل به برخي از آن اشاره مي شود:
- ترويج فرهنگ كار و تلاش و پشتكار به عنوان يك ارزش انساني و ديني و ملي
- كارآفريني و ايجاد بستر خلاقيت و تخصص گرايي
- ترغيب به كار جمعي و سازماني و مديريت علمي
- ايجاد انگيزه مادي و معنوي و روحيه نشاط و اميد
- ساماندهي قوانين و راهكارهاي اجرايي و نظارتي
- ايجاد فضاي رقابتي و مشاركتي (با استناد به اصل 44)
- ترميم گسست هاي ملي و مناسبات دولت و ملت
- تكيه بر خودكفايي و صادرات به جاي وابستگي و واردات
- تكيه بر فرهنگ ديني و ملي در برابر تهاجم فرهنگي غرب
- بهره گيري از تجارب كشورهاي پيشرفته و موفق
نويسنده:فرزان شهيدي
منبع: سايت باشگاه پژوهشگران دانشجو
محور : کار و فرهنگ و آداب آن