زراره میگوید: مردی به حضور امام صادق(ع) رسید و گفت: دست سالمی ندارم
که با آن کار کنم، سرمایه ندارم تا با آن تجارت نمایم، مرد محروم و
مستمندی هستم چه کنم؟ اما که دید سر آن مرد سالم است و میتواند با آن بار
حمل کند، فرمود: «با سرت باربری کن و خود را از مردم بینیاز دار».
عبدالرضا ابراهیمی، داستان و حکایتهای پند آموز، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی رحیق، 1377، چ1، ص245
محور : داستان و عبرت
عبدالرضا ابراهیمی، داستان و حکایتهای پند آموز، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی رحیق، 1377، چ1، ص245
محور : داستان و عبرت