تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

تاثیر مثبت در ازدواج زندگی، تلاشی برای رویاندن بذر وجود و شکوفاندن غنچه فطرت در مزرعه حیات است . آرامش روح ، در زندگی آمیخته به معنویت و خداجویی است .
زندگی هشیاران ، اندیشه درباره سرمایه و سود ماندگار و نتیجه اخروی است ، سرمایه شان امید و ایمان و سودشان ، آرامش روح و روان است . زندگی غافلان به دو بخش تقسیم می شود: نیمه اول به امید نیمه دوم ، نیمه دوم به حسرت نیمه اول ! آیا حیف نیست که زندگی بگذرد ، بی آنکه به بلوغ انسانی برسیم ؟ ازدواج ، سازنده و رشد دهنده است و روح تعاون و احساس مسئولیت را بر می انگیزد وخداوند به اقدام کنندگان به ازدواج ، وعده ی توسعه رزق می دهد . در این مقاله قصد داریم با آوردن مقدمه ای کوتاه ، به تاثیرات مثبت ازدواج ، که راهی جهت رسیدن به بلوغ انسانی است اشاره کنیم :

۱) آرامش : ازدواج ، مایه ی آرامش فکری و روحی جوان و احساس شخصیت و اعتماد به نفس می شود و او را از بی عاری و بیکاری و بی برنامگی و ناامیدی می رهاند و جلوی برخی گناهان را می گیرد و موجب صیانت روحی و اخلاقی جوان می شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) نیز فرموده است : من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی  : هر کس ازدواج کند ، نیمی از دین خود را نگه داشته است ، پس در نیمه باقی مانده ، از خداوند پروا کند و تقوا بورزد.
وقتی اصل ازدواج تا این حد مهم ، کارساز ، گناه سوز ، مصلحت آفرین و مفسده زداست ، کمک به آن نیز اهمیت می یابد و برای پدر و مادر، تلاش در این راه و فراهم کردن مقدمات و زمینه ی آن ، یک تکلیف محسوب می شود و زدودن موانع و برطرف کردن دشواری های ازدواج ، و ترویج آسان سازی ازدواج و آسان گیری در این زمینه به عنوان یک فرهنگ عمومی ، وظیفه به شمار می آید. کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد.

۲) تلاش معاش : ایجاد بستر مناسب و انگیزه ی قوی تر برای تامین معاش و در آمد ، از آثار مثبت دیگر ازدواج است . گرچه نباید بی حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است که شرایط اقتصادی و توانایی های مالی هم لحاظ شود ، ولی وعده ی خداوند را نیز نباید فراموش کرد که قول داده است تنگدستی را به غنا تبدیل کند و جایی برای بیم از فقر باقی نگذارد. پس ایجاد روحیه ی توکل و اعتماد به لطف الهی ، بعد مثبت دیگری از تشکیل خانواده است . خداوند متعال ، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شایسته و صالح می فرماید: ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم : چنانچه تنگدست و فقیر باشند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز و توانگر می سازد ، خداوند وسعت بخش و داناست.
از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله ) روایت است که فرمود: من ترک التزویج مخافه العیلهٔ (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول : ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله  : کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد. در حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نیز توصیه شده که ازدواج کنید ، زیرا که برای شما روزی آورتر است: اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم .

۳) احساس مسئولیت : کسی که ازدواج نکرده است ، خود را آزاد حس می کند و مسؤول نمی شناسد. در نتیجه ، استعدادها و خلاقیت های انسانی او هم بروز نمی کند. اما با ازدواج ، بار اداره ی زندگی را بر دوش می کشد. این تعهد و احساس مسئولیت ، سازنده است . کلا هر نوع مسئولیت پذیری ، انسان را به تلاش و آشکار ساختن استعداد و توانایی خویش وا می دارد.

۴- برنامه ریزی : از سوی دیگر، حسابگری ، نظم ، برنامه ریزی و به تعبیر روایات ، تقدیر معیشت لازمه به دوش کشیدن تعهد اداره یک زندگی مشترک و تامین همسر و فرزندان و تربیت شایسته اولاد است .
از آنجا که تربیت نسلی با ایمان ، مؤدب ، سالم و موفق ، برای خود انسان نیز مایه ی آبرو و حیثیت اجتماعی است ، این رسالت سنگین نیز به نوع دیگری توانایی های شخص را به مرحله ی ظهور و بروز می رساند.

۵- حق شناسی : ازدواج ، سبب می شود که حقوق متقابل میان دو انسان پدید آید. این سازنده است . ارتباط های خانوادگی و پیوندهای فامیلی ، دامنه این حقوق و وظایف اخلاقی و اجتماعی را گسترده تر می سازد و سامان بخش روابط انسانی می گردد. کمک به ازدواج جوانان و تشکیل خانواده ، کمک به ساخته شدن انسان های مسئولیت پذیر ، مدیر و صالح است و یکی از راه های عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه ، تسهیل ازدواج است . این، هم تکلیف والدین و افراد خیر و توانمند را سنگین می سازد ، هم روشنگر راهی برای آنانی است که در اندیشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه اند ، هم وظیفه خود جوانان را در این زمینه روشن می کند. با تقویت و ترویج و تسهیل این سنت نبوی ، بهتر می توان با منکرات مقابله کرد و سدی در برابر هجوم فساد فرهنگی بیگانه پدید آورد.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:15 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

به لطف تکنولوژی، کار به همه جا انتقال یافته است و کارمندان در همه جا می‌توانند کار کنند. بله؛ باز هم پای تکنولوژی در میان است: کار و کارمند را می‌توان از دفتر شرکت به همه جا انتقال داد.

دیگر نمی‌توان گفت که محل کار حتما دفتر شرکت است. خانه هم می‌تواند فضای کار مولد باشد. مساله مهم نحوه استفاده از تکنولوژی برای انتقال کار به خارج از شرکت است. شرکت‌های سنتی و قدیمی تا چه زمانی می‌خواهند همچون روستاهای جن‌زده قدیمی باشند؟ چرا شرکت باید برای مکان‌هاي کار هزینه‌های فراوانی را متقبل شود؟ آیا از همه این مکان‌ها استفاده می‌شود؟ مسلما خیر. برای مثال، شاید بتوان یک شرکت کوچک با مساحت 200 متر مربع را به فضایی با 50 متر مربع نیز منتقل کرد. 150 متر مربع دیگر چه می‌شود؟ بدیهی است که از این فضای باقیمانده در گذشته استفاده بهینه و کارآمدی نشده است. اما همه می‌دانیم که شرکت برای تمام این فضای کار هزینه‌های گزافی را پرداخت کرده است. پس می‌توانیم الف) فضای کار را کوچک‌تر و بهینه‌تر در نظر بگیریم؛ یا ب) می‌توانیم فضاهای مشترک کاری را ایجاد کنیم؛ یا ج) حتی می‌توانیم کار را از شرکت به مکانی دیگر انتقال دهیم. قصد داریم در این مقاله به این سه حالت بپردازیم و راهکارهای نوینی برای کاهش هزینه‌ها و افزایش تولیدات ارائه دهیم.

بررسی‌های گسترده و موشکافانه‌ای از سوی شرکت‌های بزرگ HP، IBM، Sun Microsystem و دیگران در همین زمینه انجام شده است. این بررسی‌ها نشان می‌دهند که امروزه فقط بین 35 تا 40 درصد از مکان به کار گرفته می‌شود. این پژوهش تقریبا اغلب شرکت‌های معتبر و بزرگ جهان را پوشش داده است. در نتیجه، نزدیک به 60 تا 65 درصد از مکان بلااستفاده و بی‌فایده است.

روش‌ها و تکنیک‌های زیادی برای بهینه‌سازی فضای کار وجود دارند. گستره این روش‌ها از تکنیک‌های پیش‌پا افتاده‌ای همچون استفاده از «تخته کار» تا تکنیک‌های پیچیده منسوب به جرج اورول را شامل می‌شود. روش اورول نیز جالب و البته عجیب است: دستگاهی در هر صندلی نصب می‌شود تا نشستن و برخاستن هر کارمند روی صندلی کارش را به ما نشان می‌دهد.

اما ما نه از تخته کار دفاع می‌کنیم و نه از روش کنترلی اورول. راه حل مناسب به نظر ما «ارتباطات از راه دور» است. به جرات می‌توان گفت که شرکت‌های بزرگ رفته‌رفته دارند با جدیت هر چه بیشتر این مسیر را پی می‌گیرند: برای مثال، آنها استفاده از میزهای مشترک برای کار، استفاده از ارتباطات اینترنتی، جابه‌جایی کمتر در محیط کار، مشترک‌شدن فضاهای کار و روش‌های دیگر را تجربه کرده‌اند. اما باید چیز دیگری را نیز به این فضاهای مشترک کاری اضافه کرد. کارمندان می‌توانند همین فضای مشترک را در خارج از محل کار تجربه کنند.

آنها می‌توانند از منازل و از طریق اینترنت و شبکه‌های اختصاصی شرکت کارشان را به بهترین نحو انجام دهند. بنا به آخرین آمار، با خروج بسیاری از کارمندان از محل کار به منزل نزدیک به 10 هزار دلار به ازای هر کارمند از هزینه‌های شرکت کاسته شده و قابلیت تولید در شرکت بسیار افزایش یافته است. به این ترتیب، بسیاری از شرکت‌ها هزینه‌های خودشان را از طریق «کار از راه دور» کاهش داده‌اند.

به علاوه، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کار خارج از محل کار بسیاری از آلاینده‌های محیطی را نیز کاهش می‌دهد: برای مثال، استفاده از پرینتر و جوهر کربن، استفاده از دستگاه فکس و کپی، سر و صداهای تلفن‌های داخلی، گفت‌وگوهای بین کارمندان، رفت و آمد درون شرکت، کاغذهای باطله فراوان و غیره. در نتیجه به نظر می‌رسد که خروج از محل کار نه تنها هزینه را برای شرکت بسیار کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند شادابی، قابلیت تولید، مشارکت، علاقه و روشن‌بینی را برای کارمندان به بار بیاورد. مسلما برای بسیاری از کارمندان اهمیت زیادی دارد که اکثر اوقات در خانه و در کنار همسر و فرزندان‌شان باشند. این ایده نوین می‌تواند به این دسته از کارمندان و خانواده‌هایشان نیز یاری برساند. پس به نظر می‌رسد سه ایده بنیادین «کار از راه دور»، «خروج از محل کار» و «استفاده از ارتباط از راه دور» مزایای بسیار زیادی دارد.

علاوه بر موارد فوق می‌توان به فضاهای مشترک کار نیز فکر کرد. برای مثال، می‌توان از یک میز مشترک برای چند کارمند سود برد. بسیار بهتر است که این چند کارمند در یک حوزه مشترک فعالیت داشته باشند. به این ترتیب، حجم کمتری از محیط اشغال خواهد كرد و مشارکت بین کارمندان نیز افزایش خواهد یافت. روش دیگر، استفاده از فضاها و امکانات موقتی است. برخی از کارمندان روزانه فقط دو یا سه ساعت را در شرکت می‌گذرانند. فارغ از اهمیت مقام شغلی آنها، می‌توان میزهایی را به این دسته از کارمندان اختصاص داد و آن را در ساعت‌های مختلف روز بین کارمندان پاره‌وقت تقسیم کرد. به این ترتیب، چند کارمند پاره‌وقت همواره می‌توانند از یک میز و یک فضای مشترک استفاده کنند.

روش دیگر تغییر فضای کلی کار است. به نظر می‌رسد می‌توان با تغییر دکوراسیون و کلیت فضای شرکت به چیدمانی جدید از وسایل و انسان‌ها رسید. این چیدمان جدید باید بتواند فضای کمی اشغال کند و تا جای ممکن بین کارمندان مختلف مشترک باشد. حتی به نظر می‌رسد چنین کاری باعث افزایش نوآوری، مشارکت و فعالیت متقابل کارمندان می‌شود.

امروزه بسیاری از شرکت‌ها از دفاتر خصوصی تقریبا هیچ استفاده‌ای نمی‌کنند. تقریبا هیچ مدیر ارشدی یک دفتر مجزا و مخصوص به خود ندارد. دست‌کم دو کارمند با هر مقام و رتبه شغلی در یک دفتر حضور دارند. این ایده هم مشارکت کارمندان رده پایین را افزایش می‌دهد و هم به افزایش اعتماد به نفس آنها یاری می‌رساند. به نظر می‌رسد که با چنین کاری فضای غیرصمیمی بین کارمندان مختلف نیز برداشته شود. مشارکت همه کارمندان یک شرکت، فارغ از رتبه و رده و مقام کاری‌شان، مهم‌ترین رکن یک شرکت است. پس بهتر است از ایجاد دفاتر یک‌نفره برای مدیران ارشد اجتناب ورزیم و فضا را برای مشارکت بیشتر باز کنیم. در واقع، امروزه کارآفرین‌های موفق کسانی هستند که بیشتر به فضاهای مشارکتی فکر می‌کنند و سعی در کاهش فضای کاری دارند.

اما ما فقط در مرحله نخست به فضاهای مشترک کاری فکر می‌کنیم. به نظر ما باید رفته‌رفته از این فضاهای مشترک به سوی فضاهای کاری مجازی حرکت کرد و محل کار را کاملا از شرکت به خانه یا هر جای دیگری انتقال داد. این مشارکت می‌تواند به جای شرکت در هر جای دیگر رخ دهد. چرا این مکان خانه نباشد؟ به این ترتیب آنها می‌توانند هم در کنار خانواده‌شان باشند، هم از هزینه‌های شرکت بکاهند، هم به افزایش تولید شرکت یاری برسانند، هم باعث افزایش حس شادمانی و سلامت خودشان شوند، هم مشارکت را در فضایی نو تجربه کنند و هم باعث کاهش آلاینده‌های فراوان فضای کار شوند.

حالا آیا بهتر نیست که دیگر دغدغه مکان‌های مشترک و امکانات شرکت را کنار بگذارید؟ آیا بهتر نیست کارمندان را فقط به وقت نیاز احضار کنید؟ یکی از بزرگ‌ترین و پیشروترین شرکت‌های تکنولوژیک جهان یعنی Agilquest هم‌اکنون از همین ایده استفاده می‌کند. می‌توان به جرات گفت که وقتی به دفتر اصلی این شرکت وارد می‌شوید خبر چندانی از افراد و امکانات شرکتی نمی‌بینید. اما همگان از پیشرفت‌ها و موفقیت‌های روزافزون این شرکت سخن می‌گویند. بله؛ می‌توان بدون کارمند و بدون مکان کار هم به موفقیت‌های بزرگ دست یافت! خوب؛ منتظر چه هستید؟ آیا نمی‌خواهید کارمندان‌تان را به خانه بفرستید؟ آیا نمی‌خواهید به محیطی سرخوشانه‌تر، موثرتر، سودمندتر، مولدتر، کم‌هزینه‌تر و سالم‌تر نزدیک شوید؟ ما به مدیران اطمینان می‌دهیم که حرکت به سوی این ایده نوین به معنای افزایش شادمانی و سلامت شما و کارمندانتان، شرکتتان و خانواده‌های کارمندانتان است. پس وقت را هدر ندهید!

 

 

 

نویسنده: کیت لیستر

مترجم: سیمین راد

 




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:14 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اهداف و معیارهای اقتصادی به شرکت‌ها کمک می‌کند که استراتژي‌های خود را عملی کنند و به سوی موفقیت پیش روند.

موفقیت واقعی یک استراتژي به سه عامل اساسی بستگی دارد: میزان هماهنگی شرکت با محیط اطراف، دید داخلی‌ای واقع گرایانه از قابلیت‌های عمده شرکت و مزایای رقابتی آن، و نیز اجرا و نظارت دقیق شرکت. این مقاله به بررسی نقش امور مالی در برنامه‌ریزی‌های استراتژيك‌، فرآیند تصمیم‌گیری، تنظیمات، اجرا و نظارت می‌پردازد.

هر کمپانی ابتدا باید بداند که چه هویتی دارد، کجا قرار دارد، چه می‌خواهد و چطور می‌خواهد به آن دست یابد. فرآیند

برنامه‌ریزی استراتژيك‌ از مدل‌های تحلیلی‌ای استفاده می‌کنند که تصویر واقع گرایانه‌ای از شرکت را در سطح «بی‌کفایتی خود آگاهانه» خود (Conscious incompetence) نمایان می‌کنند و در نتیجه انگیزه لازم را برای ایجاد یک برنامه استراتژيك‌ فراهم می‌كنند. این فرآیند شامل پنج گام مشخص است که در زیر می‌آید. استراتژي انتخاب شده باید به قدر کافی مستحکم باشد تا شرکت را قادر سازد به گونه‌ای متفاوت از رقیبان خود یا مشابه با آنها، اما با کارآیی بالاتر عمل کند.

یک نقشه استراتژيك‌ خوب شامل معیارهای روشنی است که ماموریت و منظر پیش رو را تا نقطه پایان آن روشن می‌کنند. این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا هدف برنامه‌ریزی استراتژيك‌ در نهایت تخصیص منابع است و اگر این منابع معین و محدود نباشند، نمی‌توان به آن هدف دست یافت. این مقاله به توضیح این مساله می‌پردازد که چگونه امور مالی، و اهداف و عملکرد مربوط به آن،

می‌توانند نقشی اساسی در برنامه‌ریزی استراتژيك‌ و فرآیند تصمیم‌گیری، به ویژه در مرحله اجرا و نظارت ایفا کند.

 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
 

این ستون مثال‌هایی ساده‌ از کاربرد آموزه‌های اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان می‌دهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهيم اقتصادي به فهم بهتر مساله كمك مي‌كند.

ساخت و تولید واحد‌های مسکونی صنعتی تقریبا رقابتی است که با چند سال تاخیر، سرمایه‌گذاری انجام شده به نتیجه می‌رسد و به بازار عرضه می‌شود. لذا در بلندمدت می‌توان این بازار را تقریبا رقابتی دانست. در میانه سال 1388 بازار مسکن پس از رکود بی‌سابقه سه ساله کمی رونق گرفت و بسیاری از انبوه‌سازان، خانه‌های نوساز خود را برای فروش عرضه کردند. خانه‌های نوساز عرضه شده به دو دسته تقسیم می‌شدند.
آپارتمان‌هایی که از زمان ساختشان تا حتی 3 سال می‌گذشت ولی به دلیل رکود حاکم بر بازار و قیمت‌های پایین، صاحب‌خانه تمایلی به فروش نداشت. به این منازل اصطلاحا خانه‌های رسوبی گفته می‌شود.
در مقابل، خانه‌هایی عرضه می‌شدند که کاملا نوساز بودند و ساخت آنها در چند ماه گذشته تمام شده بود. طبیعی بود که شناخت این دو نوع آپارتمان برای مشتریان معمولی مقدور نبود و عملا سازندگان خانه‌های نوع دوم، به دلیل کژی اطلاعات ناچار بودند که آپارتمان‌هایشان را به قیمت منازل نوساز رسوبی قیمت‌گذاری کنند. برای حل این مشکل سازندگان آپارتمان‌های نوع دوم از ایده جدیدی برای تميیز کالایشان از خانه‌های نوساز رسوبی استفاده کردند.
آنها از واژه جدید کلیدنخورده برای توصیف آپارتمان نوسازشان استفاده کردند. به اين وسیله تاحدی کژی اطلاعات در بازار رفع شد و بازاری مجزا برای این دو دسته آپارتمان نوساز به وجود آمد.
سوال: انتخاب مدارس دبیرستان معمولا برای والدین کاری سخت و پرریسک است. عمده ریسک ناشی از عدم آشنایی والدین از کیفیت مدرسه است. معمولا مدارسی که کیفیت بهتری دارند انگیزه دارند که کژی اطلاعات موجود در این بازار را کاهش دهند تا بهترین دانش‌آموزان را جذب کنند. به نظر شما این مدارس از چه شیوه‌هایی استفاده می‌کنند؟




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

قاطعيت يك چيز است و پافشاري لجوجانه بر سر ديدگاه تعصب‌آميز چيزي ديگر. ايستادن بر سر موضع خود و ناديده گرفتن ديدگاه‌هاي ديگران مي‌تواند زيان‌آور باشد كه متاسفانه بارها و بارها اتفاق مي‌افتد. اگر اختلاف ميان قاطعيت شما و منافع ديگران خيلي زياد شود، خويشتن‌داري خود را از دست مي‌دهيد و كارها رو به خرابي مي‌رود. در نظر گرفتن منافع ديگران بسيار مهم است؛ اما فقط به زبان آسان مي‌آيد!

در 1930، شركت الكتريكي ماتسوشيتا فروش راديو را كه داشت در ژاپن همه‌گير مي‌شد، شروع كرد. در آن روزها، راديوها انواع و اقسام اشكالات را داشتند و هيچ چيز مرا به اندازه قطع برنامه‌هاي مورد علاقه‌ام به خاطر عيب و ايرادهاي راديو عصباني نمي‌كرد. شكايت‌هاي مردم به قدري زياد بود كه توزيع‌كنندگان به ما اصرار كردند كه خودمان راديو توليد كنيم.
من كه خودم معتقد بودم راديوي مرغوب و باكيفيت نياز جامعه است، براي ورود به اين كار اشتياق داشتم؛ اما يك مشكل وجود داشت. ما در زمينه توليد راديو هيچ تجربه‌اي نداشتيم. يك راه‌حل اين بود كه شركتي ديگر راديو توليد كند و ما با مارك خودمان آنها را بفروشيم. نتيجه تحقيق طولاني اين بود كه كارخانه K براي اين كار مناسب است، كه به نظر مي‌رسيد با اهداف ما خيلي هم خوب سازگاري دارد. براي توليد قراردادي امضا كرديم. نتيجه كار خانمان‌برانداز بود. سيلي از دستگاه‌هاي معيوب به ما عودت داده شد؛ به نحوي كه انبارهايمان پر از راديوهاي معيوب شد. به توزيع‌كنندگانمان اخطار دادند و من شوكه شدم، مني كه آن همه به كار كارخانه K اعتماد داشتم.
به هر حال، داد و قال كردن بي‌فايده بود. بنابراين شروع كردم به يافتن دلايل اين ماجرا. معلوم شد مشكلات ناچيزند و از سهل‌انگاري ناشي مي‌شود- شل بودن پيچ‌ها يا لامپ‌هايي كه بد جا زده بودند، چيزهايي كه خيلي ساده مي‌شد درست‌شان كرد؛ ولي چرا برگشتي‌ها اين همه بود؟ قضيه از اين قرار بود كه توزيع‌كنندگان تجربه‌اي در فروش راديو نداشتند و طرز كار آنها را بلد نبودند و نمي‌دانستند كه كارخانه K قبلا از طريق فروشندگاني كه از آن محصولات سر درمي‌آورند راديوهايش را پخش كرده بود.
هر راديويي كه از كارخانه فرستاده شده بود باز و معاينه و در صورت لزوم، تعمير شده بود. آنان سيستم خوبي را ترتيب داده بودند؛ به نحوي كه تعداد كم راديوهاي برگشتي را تضمين مي‌كرد.
شبكه فروش ما عمدتا در زمينه كابل برق فعال بود و فروشندگان شناختي از راديو نداشتند؛ در نتيجه هر چيزي را كه كارخانه ما عرضه كرده بود مستقيما به مشتري فروخته بودند و در صورتي كه معيوب بود پس فرستاده بودند. بنابراين، روشن شد كه ما نبايد براي توزيع راديوها از مجاري فروش رسمي‌مان استفاده مي‌كرديم.
به هر حال، تكليف چه بود؟ اگر نمي‌توانستيم براي عرضه راديوهاي بي‌عيب به مشتريان به نمايندگي‌هاي فروش خودمان اتكا كنيم، مي‌توانستيم از فروشندگان با تجربه كارخانه K استفاده كنيم، كه قادر بودند راديوها را پيش‌تر بازرسي كنند. اما اين توزيع‌كنندگان ما بودند كه براي توليد راديو بيش از ديگران به ما اصرار مي‌كردند و انصاف نبود اينها را كه مدت‌ها براي ما كار كرده بودند، به سادگي كنار بگذاريم و به فروشندگان كارخانه K رو بياوريم.
يگانه راه حل، توليد راديوهاي بي‌عيبي بود كه به تعمير احتياج نداشته باشند، بنابراين توزيع‌كنندگان ما مي‌توانستند آنها را بفروشند. بايد براي جلب رضايت مشتري محصولات‌مان را بهتر كنيم، نه اينكه از آنان بخواهيم هر چه را كه عرضه مي‌كنيم بپذيرند. بايد اولويت را به مشتري داد و اين بايد اصل كسب و كار ما شود.
به‌اين ترتيب، از كارخانه k خواستم كه راديوهايي توليد كند كه به تعمير احتياج نداشته باشد. زماني كه به ما ثابت شد كه اين كار براي آن كارخانه غيرممكن است، قراردادمان را لغو كرديم. حالا ديگر هيچ شريكي نداشتيم. به خانه اولمان برگشتيم. ما نمي‌توانستيم از كار توليد راديو دست برداريم، براي اينكه مدت‌ها بود درگير اين كار شده بوديم و از اين رو تصميم گرفتيم خودمان هر كاري كه مي‌توانيم انجام دهيم. به واحد تحقيق و توسعه دستور دادم كه راديويي مناسب و محكم كه خوب كار كند طراحي كند. مهندسان اين واحد كه هيچ تجربه‌اي در طراحي راديو نداشتند، به فكر فرو رفتند. مهندس ارشد ما، تتسوجيرو ناكائو، من‌من‌كنان گفت: «احتمالا نمي‌توانيم اين كار را انجام دهيم. حتي اگر هم بتوانيم اين كار وقت مي‌خواهد.»
قبول كردم، اما نمي‌توانستم عقب‌نشيني كنم يا مشتري‌ها را براي مدتي طولاني منتظر نگه دارم. در ضمن تمام تجهيزات را كه عاطل و باطل مانده بودند، آماده كرده بوديم. به ناكائو گفتم: «من نگرانم و نبايد وقت را تلف كرد. ممكن است تجربه لازم را نداشته باشيم؛ اما آماتورها دارند در سرتاسر كشور با قطعاتي كه در بازار فروش مي‌رود راديوهاي خودشان را سوار مي‌كنند. قطعا آزمايشگاهي مناسب با تجهيزات خوب بهتر از آنان مي‌تواند عمل كند.
چرا امتحان نمي‌كني. گاهي كه كارها را بايد در زمان كوتاهي انجام داد نور الهام به آدم مي‌تابد. اگر واقعا سعي كني، مطمئن هستم كه موفق مي‌شوي.»
ناكائو كمي فكر كرد، سپس جواب داد: «بسيار خوب، امتحان مي‌كنيم.» آنان تقريبا بي‌درنگ دست به كار شدند. سه ماه تمام، شب و روز مشغول اين كار بودند و در اين مدت مدل زيبايي توليد كردند كه خيلي عالي كار مي‌كرد. دست بر قضا NHK (راديو- تلويزيون دولتي ژاپن) مسابقه دستگاه راديو برگزار كرد و ما براي كسب تجربه مدل جديدمان را معرفي كرديم. تصور كنيد زماني كه برنده جايزه نخست شديم چه حالي داشتيم!
اين ماجرا به من آموخت كه هر وقت در تنگنا قرار مي‌گيرم، نبايد با اين دست و آن دست كردن اولويت‌ها وقت را تلف كرد، بلكه با درگير شدن فوري راه‌‌حلي پيدا كرد كه اين اصل اوليه راهنماي ما باشد كه اولويت با مشتري است. اين همان كاري بود كه ما موقع توليد راديوهاي ناسيونال انجام داديم؛ راديوهايي كه هنوز هم در ميان مردم محبوبيت دارند.

 

منبع: كتاب نه براي لقمه‌اي نان ترجمه محمود متحد انتشارات كندوكاو | دنیای اقتصاد




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:03 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مه ما عوامل تقريبي پيدايش يك بحران اقتصادي را مي‌دانيم: مردم خرج نمي‌كنند، چون درآمدهايشان كاهش يافته يا مشاغلشان ناامن شده است يا هر دو. اما مي‌توان يك گام به عقب‌تر رفت. درآمد افراد به اين خاطر كاهش يافته و مشاغل‌شان به اين دليل ناامن‌تر شده است كه‌اندكي قبل‌تر خرج نمي‌كردند و به همين ترتيب مي‌توان اين روند را در مسيري رو به گذشته و در چرخه بازخوردي تكرار‌شونده‌اي ادامه داد.
اين دوري باطل است، اما كجا و چرا آغاز شد؟ چرا وضع آن رو به وخامت نهاد؟ چه چيزي روند آن را دگرگون خواهد كرد؟
اين پرسش‌هايي است كه اقتصاد‌دانان نتوانسته‌‌اند پاسخ‌هايي شفاف و روشن به آن‌ها ارائه دهند.
وضعيت دانش اقتصاد در دوره ركود بزرگ چنان بد بود كه به سقوط بازار بورس در سال 1929 انجاميد. اقتصاددان‌ها آن رخداد را هم پيش‌بيني نكردند. در دهه 1920 برخي از آنها راجع به قيمت‌هاي بسيار زياد در بازار بورس هشدار دادند، اما بروز ركودي كه يك دهه به درازا بكشد و بر كل اقتصاد اثر بگذارد را پيش‌بيني نمي‌كردند.
در آگوست 1938 يعني در اواخر ركود بزرگ،‌ رالف بلجن در مقاله‌اي كه در كريستين سانيس مانيتور منتشر شد، به گزارش مجموعه مصاحبه‌هايي غيررسمي با «اساتيد، كارشناسان بانكي، رهبران اتحاديه‌ها و نمايندگان انجمن‌هاي تجاري و جناح‌هاي سياسي» پرداخت كه در تمام آنها يك سوال يكسان پرسيده شده بود: «چه چيزي باعث بروز ركود مي‌شود؟» گوناگوني پاسخ‌ها گيج‌كننده به نظر مي‌آمد، و اطميناني از اين كه فردي مي‌داند عامل عميق‌ترين بحران سرمايه‌داري چه بوده است را به وجود نياورد.
دلايلي كه از سوي اين افراد ارائه مي‌شدند، «به طرزي پراكنده ميان دولت، نيروي كار، سياست‌ها، صنعت و سياست بين‌المللي توزيع شده بودند.» اين دلايل عبارت بودند از؛ دخالت نادرست دولت در بازارها، وضع ماليات‌هاي بالا بر درآمد و عايدات سرمايه، سياست‌هاي نادرست پولي، وجود فشارهاي صعودي بر دستمزدها، انحصار، موجودي بيش از حد انبارها،‌ عدم‌اطمينان ناشي از برنامه باز‌سازماندهي دادگاه عالي، تجهيز اروپا به تسليحات جديد و نگراني از بروز جنگ، تشديد كشمكش‌هاي كار توسط دولت، وفور پس‌انداز در اثر كاهش جمعيت و اعتبار آسان پيش از ركود.
هر چند امروزه نظريه اقتصادي بسيار بهبود يافته است، اما اگر از افراد درباره عامل رخداد بحران فعلي سوال كنيم، در بيشتر موارد با همان پاسخ‌ها روبه‌رو خواهيم شد. البته بي‌ترديد جواب‌هاي تازه‌اي را نيز خواهيم شنيد، مانند حباب‌هاي بي‌سابقه در بازار املاك، افزايش پس‌اندازها در سطح دنيا، عدم‌ترازهاي تجاري در عرصه بين‌المللي، قراردادهاي نامتعارف مالي، وام‌هاي فاقد اولويت رهني، بازارهاي بدون نظارت، اشتباهات آژانس‌هاي رتبه‌بندي، برآوردهاي بي‌اعتبار از بازار املاك و خوش‌خيالي نسبت به ريسك‌هاي موجود.
بسياري از اين افراد يا غالب آنها كم و بيش درست مي‌گويند، چرا كه بحران اقتصادي فعلي در اثر هم‌آميزي عواملي زياد و همزماني تصادفي تعداد زيادي از رويدادهاي نامطلوبي كه نظام مالي را به نقطه‌اي فراتر از آستانه تحملش بردند، به وقوع پيوست. مشكلي كه در اين نقطه به وجود آمد، توجه گسترده‌اي را به خود جلب كرد، اعتماد عمومي را ويران ساخت و چرخه بازخوردي منفي‌ را به راه‌انداخت.
گذشته از همه اين‌ها، توجه ما طبيعتا به سمت بدترين رخدادها جلب مي‌شود. دقيقا به اين خاطر كه اين بدترين رويدادها پرت‌افتاده و دور از مركز هستند، احتمالا عواملي چند‌گانه را در پس خود دارند.
مساله پيش‌بيني رويدادهايي همانند زلزله‌اي كه در ژانويه 2010 در‌هائيتي رخ داد و به مرگ بيش از 200‌هزار نفر انجاميد را در نظر بگيريد. اين مساله توجه ما را به اين دليل به خود جلب كرد كه از نظر خسارات جاني و مالي بسيار فاجعه‌آميز بود، اما اگر از تلاش براي پيش‌بيني وقوع زلزله فراتر رفته و سراغ پيش‌بيني دامنه صدمات ناشي از آن مي‌رفتيم، يقينا مي‌توانستيم فهرست بلندبالايي از عوامل موثر –حتي شامل عوامل سياسي، مالي و بيمه‌اي – را آماده كنيم كه به فهرست عوامل موثر در پيدايش بحران اقتصادي دنيا شباهت مي‌يافت.
در واقع هيچ پاياني براي فهرست عوامل بروز بحران قابل‌ تصور نيست، زيرا در نظام اقتصادي پيچيده‌اي كه به شيوه‌هاي بسياري بازخورد مي‌شود، رويدادهاي آغازكننده يك دور باطل مي‌توانند در ظاهر به‌اندازه پروانه‌اي كه در جنگل‌هاي آمازون پرواز مي‌كند، ناچيز و بي‌اهميت باشند، اما همين پروانه با جنباندن بال‌هايش زنجيره‌اي از رخدادهايي را آغاز مي‌كند كه دست آخر به توفاني در دور‌دست مي‌انجامند. نظريه آشوب در رياضي اين نوع وابستگي به شرايط ابتدايي و ظاهرا پيش پا افتاده در دوردست را شرح داه و توضيح مي‌دهد كه چرا حتي تخمين يك حركت به ظاهر دقيق سياره‌اي، وقتي به‌اندازه كافي در زمان پيش برويم، نا‌ممكن مي‌شود.
پيش‌بيني‌هاي هواشناسي نيز نمي‌توانند به زمان‌هايي چندان دور تسري يابند، اما دست كم مدل‌هاي رياضي دقيقي دارند. ابركامپيوترها به گونه‌اي برنامه‌ريزي شده‌اند كه راه‌حل‌هايي عددي را براي معادلات ديفرانسيل برگرفته از نظريه ترموديناميك و ديناميك سيالات به دست دهند. به نظر مي‌آيد دانشمندان‌ سازوكار دگرگون‌كننده آب‌و‌هوا را مي‌شناسند، هر چند برون‌يابي و تخمين آن در آينده‌اي دور ذاتا سخت است. 
مشكلي كه در اقتصاد كلان وجود دارد، آن است كه سامان‌بخشي به انواع عواملي كه در بالا در ارتباط با بحران كنوني آورده شدند، مشكل است. مدل‌هاي رياضي‌اي كه اقتصاددان‌هاي كلان در اختيار دارند، از برخي جهات شبيه مدل‌هاي هواشناسي است، اما نمي‌توان يكپارچگي ساختاري‌شان را با استفاده از چيزي شبيه به يك نظريه تغييرناپذير و بي‌كم‌و‌كاست تضمين كرد.
مهم‌ترين كتابي كه به تازگي درباره ريشه‌هاي بحران اقتصادي نوشته شده است، «اين بار فرق مي‌كند»، نوشته كارمن راينهارت و كنث راگاف است كه در اصل خلاصه‌اي است از درس‌هايي كه عملا تمام بحران‌هاي مالي در همه كشورها در تاريخ ثبت‌شده به ما آموخته‌اند. اما اين كتاب تقريبا به كل غيرنظري است و صرفا الگوهاي تكرارشونده را به ثبت رسانده است. شوربختانه در 800 سال تاريخ مالي تنها يك نمونه انقباض واقعا عظيم در سطح دنيا وجود دارد كه چيزي نيست‌ غير‌از ركود بزرگ دهه 1930. از اين رو سخت است كه بدانيم بر پايه تحليل راينهارت – راگاف دقيقا بايد چه چيزي را در انقباض فعلي انتظار بكشيم.
اين امر ما را وادار مي‌كند كه از الگوي بحران‌هاي نامشابه گذشته استفاده كنيم و بكوشيم به دورنمايي احتمالي براي بحران كنوني پي ببريم. از اين رو به هيچ وجه نمي‌دانيم كه آيا بهبود، يكپارچه و كامل خواهد بود يا نااميدكننده.

منبع : دنیای اقتصاد -رابرت شيلر




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:02 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

امروزه در جوامع اطلاعاتی یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن، موجبات پیشرفت کسب و کار را نیز فراهم کند. این مهارت ها عبارتند از:

1- زبان انگلیسی

2- IT: توانايي كار با کامپیوتر + توانايي استفاده از اینترنت + آشنايي با روشها و قوانين تجارت الكترونيكي

3- مدیریت: توان سرپرستی و راهبری

4- بازاریابی: آشنايي با خرید، فروش، تبلیغات و e-marketing

5- مالی و اقتصادی: حسابداري، مفاهيم هزينه و درآمد، آشنايي با مسائل اقتصادي

با این تفاسیر هر فردی میتواند با نمره دادن به میزان آشناییش با هریک از مباحث فوق، توان خود را در کسب و کارهای عصر حاضر مورد سنجش قرار دهد. از یک دیدگاه نیز، این 5 فاکتور عنوان شده در اصل بیش از اینکه مهارت و توانایی به شمار بیایند، نیازهای ضروری انسان امروز به نظر می رسند.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0


در مواقعی که درآمد شما متوسط یا پایین است، مدیریت مالی مشکل‌تر است و هر هزار دلار ارزش بیش‌تری پیدا می‌کند.

برای حفظ وضعیت هنگام پایین بودن درآمد و مدیریت بهتر، از روش‌های زیر استفاده کنید:

 

۱- در حد درآمد خود خرج کنید

در حد درآمد خود خرج کردن به معنی آن است که خانه، ماشین و سطح زندگی شما مناسب با درآمدتان باشد. میزان رهن یا اجاره منزل مسکونی، صورتحساب‌ها و اتومبیلی که از آن استفاده می‌کنید، باید متناسب با میزان درآمد ماهانه شما باشد.

نباید بیش از ۳/۱ درآمد خود را به اجاره اختصاص دهید. حدود ۱۰/۱ را برای مخارج ماشین و بنزین و بیمه آن در نظر بگیرید. مابقی را صرف صورتحساب‌ها و سایر مخارج روزانه کنید.

 

۲- تنها روی میزان درآمد خود حساب کنید

زمانی که منابع درآمد شما محدود است، باید در مورد تخصیص آن‌ها با دقت عمل کنید. چاره‌ای نیست یا باید درآمد خود را افزایش دهید یا باید حد و حدود مخارج را رعایت کرده، از آن فراتر نروید.

بعد از کسر قبض‌ها ، اجاره‌ خانه و هزینه‌های ماشین، میزان باقی‌مانده را به خورد و خوراک و خرید اختصاص دهید.

برای خود و سایر اعضاء خانواده با توجه به میزان پول باقی‌مانده، مقرری یا پول توجیبی در نظر بگیرید.

میزان پول باقی‌مانده را به ماه، هفته و روز تقسیم کنید و برای هریک از اعضاء خانواده به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه مقرری تعیین کنید.

توجه داشته باشید که بیش از این حد خرج کردن و استفاده از کارت‌هایی که مجبور به پرداخت آن‌ها در پایان ماه باشید، چیزی جز بدهی و افزایش صورتحساب‌های بعدی به دنبال نخواهد داشت.

 

۳- هزینه‌های مربوط به غذا را پایین آورید

سعی کنید کم‌تر از ۴/۱ درآمد خود را به خرید سوپرمارکت اختصاص دهید. قیمت‌ها را با هم مقایسه کنید و از مارک‌های معمولی‌تر استفاده کنید.

به طور موقت تا بهتر شدن شرایط مالی، از رفتن به رستوران صرف نظر کرده، برای تفریح کم هزینه‌تر، در صورت خوب بودن هوا با اعضاء خانواده به پیک‌نیک بروید.

 

۴- هزینه‌های سرگرمی را پایین آورید

فعالیت‌های سرگرم‌کننده مانند رفتن به سینما و مراکز تفریحی را که هزینه‌بر است، می‌توان به زمان مناسب‌تر موکول کرد.

زمانی که درآمد پایینی دارید، این‌ها چیزهایی نیستند که محوریت داشته، حتما مجبور به انجام آن باشید. می‌توانید در مورد این مبالغ صرفه‌جویی کنید. با اجاره فیلم به‌راحتی سینما را به خانه خود آورید.

اگر درآمد شما کم‌تر از هزینه‌های لازم بوده و جوابگوی نیازهای ضروری شما نیست، به دنبال شغل دوم باشید.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:51 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

دارایی‌های مالی، پدیده ای است که همراه با فساد مالی و همچنین مافیای اقتصادی همراه است. در روسیه‌ی ۱۴۷ میلیون نفری، در شرایطی که طبقه متوسط در جامعه در طی ۱۷ سال بعد از فروپاشی اتحاد شوروی رشد محسوسی کرده است، پدیده ای دور از ذهن و ناآشنا نیست .
همچنین دولت مردان روسیه در تلاشند تا با رشد طبقه متوسط و به طور خاص، طبقه متوسط شهری نوعی از لیبرال دموکراسی روسی را همراه با رشد طبقه متوسط در جامعه تززیق کنند.
حتی به نوعی حضور دیمیتری مدودیف حقوقدان و چهره‌ای که متعلق به الیگارشی متولدشده در دهه ۹۰ است در ساختار قدرت روسیه و حمایت ۷۰ درصدی مردم روسیه از وی، نشان دهنده آن است که روس‌ها دوره‌ی گذاری را چه در امر اقتصادی و چه در نگره سیاسی خود دنبال می کنند.
مدودیف به عنوان فردی که عمده مسئولیت ها و حضور سیاسی اش را در دهه ۱۹۹۰ آغاز کرده است و به نوعی فرزند خلف دوره اصلاحات پوتین است در حالی به سمت ریاست جمهوری روسیه پیش می‌رود که مردم روسیه در دهه ۸۰ میلادی تصوری از رهبری غیر نظامی و غیر امنیتی نداشتند.
ساختار جمعیتی روسیه و البته مهمتر از آن ساختار فرهنگی این جمعیت پراکنده، رهبری قدرتمند و امنیتی را طلب می‌کند، در حالی که رشد اقتصادی روس‌ها را نیز نباید در سال های اخیر فراموش کرد،عملا رشد اقتصادی و افزایش درآمد و پدیدار شدن طبقه متوسط روسیه‌ی نوین را می توان از عوامل اصلی مقبولیت دیمیتری مدودیف دانست.
با مقدمه فوق نگاهی اجمالی به وضعیت اقتصادی روسیه در دوره ولادیمیر پوتین می اندازیم.
اقتصاد روسیه در دهه نود میلادی روزگار آشفته ای داشت. تولیدات داخلی و صنعت روسیه روبه انحطاط می‌رفت و قیمت های کالاهای مصرفی به شدت رو به افزایش بود.
پس از بحران شدید اقتصادی سال ۱۹۹۸ روسیه و ناتوانی این کشور در پرداخت دیون خارجی، اقتصاد این کشور به واسطه بهبود وضعیت اقتصاد جهانی از رشد مداومی برخوردار شد.
پوتین در نخستین دوره ریاست جمهوری خود وعده داده بود که میزان تولید ناخالص داخلی این کشور را طی ۱۰ سال به دوبرابر برساند. این رقم البته به واسطه شرایط اقتصادی روسیه غیرقابل اجرا بود. رشد تولید ناخالص داخلی روسیه در سال گذشته ۶‎/۳ درصد بود و انتظار می‌رود در سال جاری
میلادی ۷ درصد رشد داشته باشد. قیمت اجناس نیز سال گذشته رشدی کمتر از ۱۰درصد داشته است. با این حال برای اولین بار از زمان سقوط شوروی انتظار می رود نرخ تورم در این کشور به واسطه افزایش قیمت مواد غذایی ، دورقمی شود.
میزان صادرات روسیه در سال ۱۹۹۵ میلادی رقمی معادل ۷۸‎/۲ میلیارد دلار بود و این رقم در سال گذشته میلادی به ۳۰۲ میلیارد دلار افزایش یافت.
حجم واردات این کشور نیز در سال ۱۹۹۵ معادل ۴۶‎/۷ میلیارد دلار بود که در سال گذشته میلادی به ۱۳۷‎/۵ میلیارد دلار افزایش یافته است.
موجودی حساب ذخیره ارزی روسیه هم رقمی معادل ۴۵۰ میلیارد دلار است. رشد اقتصاد روسیه در سال های گذشته سبب شد تا بانک جهانی در بیانیه ای اعلام کند که «اقتصاد روسیه رشد بی سابقه و روند باثباتی داشته است.»
● درآمد نفت
بسیاری از کارشناسان معتقدند که رشد فزاینده اقتصاد روسیه به دلیل افزایش شدید قیمت نفت و افزایش تقاضا برای این کالای استراژیک است، زیرا صادرات روسیه بر محور عرضه منابع طبیعی و سوخت استوار است.
منتقدان هشدار می دهند که درآمد کلان اقتصاد روسیه از محل فروش نفت، مانع اساسی اصلاحات بنیدین اقتصادی است.
اصلاحاتی که به باور منتقدان اقدامی سخت اما حیاتی است.در عین حال برخی مقامات اقتصادی روسیه در پاسخ به منتقدان وعده داده اند که سطح وابستگی اقتصاد روسیه به نفت را طی برنامه های متعدد خود کاهش خواهند داد.
● بیم و امید
برخی کارشناسان معتقدند علی‌رغم افزایش شدید تمایل سرمایه‌گذاران خارجی به حضور در بازار روسیه، اقتصاد این کشور به واسطه اتکای بیش از حد به سرمایه گذاران داخلی، آینده چندان روشنی نخواهد داشت.
عدم وجود رقابت، فساد ادرای و نظام اداری ناکارآمد از مهمترین دلایل ناامنی در اقتصاد روسیه ـ علی رغم پتانسیل بالای آن ـ برشمرده می شود. برخی سرمایه گذاران معتقدند برای موفقیت در بازار روسیه باید از دو فاکتور شانس و شجاعت بهره مند بود.
بانک جهانی، روسیه را از نظر سهولت تجارت در رتبه ۱۰۶ قرار داده است. آمار دیگری هم روسیه را در رتبه ۵۸ سهولت سرمایه گذاری قرار داده است.
براساس برخی نظرسنجی‌ها نیز ۸۲ درصد سرمایه گذاران خارجی گفته اند که از سرمایه گذاری در روسیه کاملاً رضایت دارند.
یکی از دلایل جذابیت سرمایه گذاری خارجی در روسیه وجود نیروی کار متخصص، تحصیلکرده و در عین حال ارزان در این کشور است.
در همین حال کارشناسان هشدار می دهند که اقتصاد روسیه به زودی در برخی بخش‌ها با کمبود نیروی کار متخصص مواجه خواهدشد؛ امری که در صورت وقوع مانع بزرگی برسر راه توسعه اقتصاد روسیه خواهد بود.
مؤسسات بین المللی به دلیل افزایش مهاجرت در روسیه، به مقامات کرملین پیشنهاد داده‌اند که شرایط مساعدی را برای اقامت نیروهای متخصص و زبده خود در کشور فراهم کند تا بدین ترتیب اقتصاد روسیه با مشکل مواجه نشود.
علیرغم افزایش کنترل دولت بر اقتصاد، روابط مبتنی بر اعتماد میان بخش دولتی و خصوصی این کشور وجود دارد، با این حال بسیاری از دولتمردان مسکو همچنان معتقدند که اقتصاد باید در کنترل و سیطره دولت باقی بماند.
با توجه به توضیحات فوق به نظر می رسد بتوان دلیل ورود فردی غیر نظامی و با تجربیات اقتصادی را به عرصه رقابت‌های انتخابات روسیه توجیه کرد. دیمیتری مدودیف فردی است که اگر در انتخابات دوم مارس آینده پیروز شود می توان به رشد طبقه متوسط و حضور روسیه در عرصه های اقتصادی غیر نفتی را پیش بینی کرد.

منبع:

سید بهزاد اخلاقی
 




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:50 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

“چگونه کسب و کار کوچک راه اندازی کنیم ” این یقینا برای بسیاری از افراد سوالی مهم و قابل توجه است . در ادامه این مقاله با راهکارهای علمی برای انجام این فرایند آشنا خواهید شد .

 
راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک: این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند.

 

گام اول: ارزیابی اولیه

- آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است؟
بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.

- آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟
این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک، این خود شما هستید و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژه‌ها، برنامه‌ها و زمان خود را مدیریت کنید.  

- تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟
صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند. آیا شما می‌توانید با مشتریان، تامین‌کنندگان، کارکنان و… در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.  

- تا چه حد قدرت تصمیم‌گیری دارید؟
صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم، به سرعت و در شرایط بحرانی بتوانند مستقلا «تصمیم‌گیری کنند.

- آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟
مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان، مستلزم فشارکاری زیاد، ساعتهای کاری زیادی می‌باشد. آیا شما می‌توانید ۱۲ ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟

- تا چه حد می‌توانید برنامه‌ریزی و سازماندهی کنید؟
تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از شکست‌ها در صورت برنامه‌ریزی صحیح، به وجود نمی‌آمد.

- آیا انگیزه لازم را برای تحمل مشقات را دارید؟ ‌
ممکن است شما در حین اداره یک کسب و کار احساس کنید که در برخی مواقع توانایی تحمل تمامی مشقات و زحمات را به تنهایی ندارید و فقط داشتن انگیزه قوی است که می‌تواند در این مواقع سختی، دلگرم و امیدوار سازد.

- این کسب و کار چگونه خانواده شما را متاثر می‌سازد؟
سالهای اولیه شروع یک کسب و کار می‌تواند سختی‌هایی را برای خانواده و زندگی شخصی شما ایجاد کند. در عین حال ممکن است خانواده شما تا به سوددهی رسیدن کسب و کار، دچار مشکلات و فشارهای مالی شوند. بنابراین حمایت و یا عدم حمایت خانواده نقش مهمی در شروع و ایجاد یک کسب و کار دارد.

line چگونه یک کسب و کار کوچک راه‏ اندازی کنیم ؟

 

این حقیقت دارد که دلایل زیادی برای عدم شروع یک کسب و کار کوچک و مستقل وجود دارد، اما برای افرادی که واجد شرایط فوق هستند، مزایای زیادی وجود دارد که قطعا از ریسکهای آن بیشتر است.
> اینکه شما خادم و مخدوم خود می‌شوید!
> زحمت و تلاش و ساعتهای کاری زیاد مستقیما «به نفع شماست و نه شخص دیگر!
> امکان کسب درآمد و رشد، محدودیت کمتری دارد.
> چالش و هیجان کار برای شما افزایش می‌یابد.
> اداره یک کسب و کار مستقل امکان فراگیری زیادی را برای شما فراهم می‌آورد.

 

line چگونه یک کسب و کار کوچک راه‏ اندازی کنیم ؟

 

گام دوم: برنامه ریزی کسب و کار

 

شروع یک کسب و کار نیاز به انگیزه، علاقه و استعداد دارد. همچنین نیاز به تحقیقات وسیع و برنامه‌ریزی صحیح دارد. اطلاعات زیر برای تهیه طرح کسب و کار (Business Plan) می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود:
- قبل از شروع به کار لیستی از تمامی دلایلی که می‌خواهید بخاطر آن‌ها وارد دنیای تجارت شوید، تهیه کنید. مثلاً:  

> شما می‌خواهید رئیس خود باشید.
> شما می‌خواهید استقلال مالی داشته باشید.
> شما می‌خواهید آزاد باشید.
> شما می‌خواهید آزادانه تمامی توانایی‌ها و دانسته‌های خود را به کار ببرید.

 

- سپس بایستی تعیین کنید که اصولا» چه کسب و کاری برای شما مناسب است. لذا این سؤالات را از خود بپرسید:  

> من دوست دارم با وقت خود چه کاری انجام دهم؟
> چه مهارتهای تکنیکی من تا به حال آموخته‌ام؟
> به نظر دیگران من در چه کارهایی مهارت دارم؟
> من چقدروقت آزاد برای اداره یک کسب و کار موفق دارم؟
> آیا من هیچ سرگرمی یا علاقه‌ای که قابل تبدیل شدن به کسب و کار شدن را داشته باشند، دارم؟

- پس از تعیین کسب و کار مناسب تحقیقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زیر به عمل آورید:

> آیا ایده من کاربردی است و آیا نیازی را برآورده خواهد کرد؟
> رقبی من چه کسانی خواهند بود؟
> مزیت رقابتی شرکت من نسبت به شرکتهای موجود چیست؟
> آیا من می‌توانم خدمت بهتری ارائه دهم؟ ‌
> آیا من می‌توانم برای کسب و کار جدید خود تقاضا ایجاد کنم؟

 

- آخرین مرحله قبل از تهیه طرح کسب و کار این است که چک لیست زیر را تهیه کنید و پاسخ دهید:

> من علاقه به شروع چه کسب و کاری دارم؟
> چه خدمتی یا کالایی قرار است ارائه دهم؟ در کجا قرار است این کار را انجام دهم؟
> چه مهارت و تجربه‌ای برای این کار دارم؟
> ساختار قانونی شرکت من چگونه خواهد بود؟ (سهامی عام، خاص و…)
> اسم کسب و کار چه چیزی باشد؟
> چه امکانات و تجهیزاتی نیاز خواهم داشت؟
> به چه تسهیلات و امکانات بیمه‌ای نیاز خواهم داشت؟

پاسخ شما به تمامی سؤالات بالا شما را در طراحی یک کسب و کار کامل جامع یاری می‌کند.

 

line چگونه یک کسب و کار کوچک راه‏ اندازی کنیم ؟

 

گام سوم: تامین منابع مالی

 

یکی از کلیدهای اساسی موفقیت و پیشرفت در شروع کار، جذب و تامین منابع مالی کافی برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک است. اطلاعات زیر تکیه بر روشهای جمع‌آوری پول برای شرکتهای کوچک دارد. منابع زیادی برای جمع‌آوری سرمایه وجود دارد. باید توجه داشته باشیم که قبل از تصمیم‌گیری، تمامی منابع ممکن را جستجو کنیم:

- پس‌اندازهای شخصی
- دوستان و افراد خانواده
- بانک‌ها و مؤسسات اعتباری
- شرکتهای سرمایه گذاری مخاطره آمیز

و در آخر برای جمع‌بندی چک لیست زیر را ارائه می‌کنیم که البته برخی از بند‌ها بنابر نوع و ماهیت کسب و کار قابلیت تغییر و یا حذف دارند.

چک لیست کلی شروع یک کسب و کار کوچک:
- انتخاب کسب و کار بر اساس علاقه و توانایی‌ها
- انجام تحقیقات و بررسی‌های لازم در مورد ایده کیب و کار
- تهیه طرح کسب و کار و طرح بازاریابی
- انتخاب یک نام برای کسب و کار
- چک کردن حق استفاده از نام انتخاب شده و کسب اجازه برای استفاده از‌ آن نام
- ثبت کسب و کار با نام انتخاب شده
- تعیین مکان مطلوب برای شروع کسب وکار
- چک کردن و بررسی قوانین منطقه‌ای (منطقه انتخاب شده برای احداث کسب و کار)
- تعیین نوع ساختار قانونی شرکت و مستندسازی
- اخذ اجازه‌ها و لیسانس‌های مورد نیاز
- ثبت حقوق انحصاری (Copy right)
- در صورت کارآفرینی و یا خلق محصول جدید، ثبت Patent
- انجان تبلیغات و نشر اعلامیه‌های لازم مبنی بر شروع کسب وکار جدید
- تهیه خطوط تلفن کاری و سایر تجهیزات موردنیاز
- انجام کارهای مربوط به بیمه
- اخذ اطلاعات مربوط به مالیات شرکت
- بیمه‌کردن کارکنان و جمع‌آوری اطلاعات راجع بع قوانین کار
- تعیین سیستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات کارکنان (در صورت وجود)
- افتتاح یک حساب بانکی برای کسب و کار
- چاپ کارتهای تجاری برای شرکت و ایجاد آرم برای شرکت
- خرید تمامی لوازم تجهیزات موردنیاز
- ایجاد E-mail و Website برای شرکت
- انجام تبلیغات وسیع‌تر در نشریات و تلویزیون و…
- تماس با تمامی افراد ممکن اعم از خانواده و غیر هم، مبنی بر شروع کسب و کار جدید

توجه : اگر ایده نوینی برای کارآفرینی دارید و در نظر دارید کسب و کار خود را راه‏اندازی کنید ؛ نوین‏یار را پیگیری کنید ! به زودی مطالب و دوره های خارق‏العاده ای را ارائه خواهد کرد




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:49 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

یکی از بهترین گزینه های ممکن برای تنوع بخشیدن به سرمایه گذاری و همچنین ایجاد منبع درآمدی منظم و دائم، فعالیت در حوزه هایی است که می تواند سودی متوسط اما با خطرپذیری بسیار کم و تضمین شده را در اختیار شما قرار دهد. “منابع درآمدی بالقوه” یکی از مطرح ترین گزینه های موجود برای انجام این کار هستند.

اگر انسان صبور و دوراندیشی باشید، پس از گذشت چندین سال و افزایش پول سرمایه گذاری شده در این حوزه ، به جای آنکه سخت به کار بپردازید قادر به کاهش فشار کاری و انجام فعالیت های دیگر در زندگی خود خواهید بود. البته این روش، چندان مورد پسند سرمایه گذاران حرفه ای که به دنبال سودهای کلان در مدت زمانی مشخص هستند، نمی باشد.

تعریف درآمد بالقوه

درآمد بالقوه در واقع پولی است که بدون انجام فعالیت کاری سخت و طولانی مدت به دست می آید. میزان درآمد حاصل از این طریق در اکثر مواقع دائمی ودر مقایسه با حوزه های دیگر سرمایه گذاری کمتر است. بگذارید در اینجا به ذکر چند نمونه برای روشن تر شدن مفهوم درآمد بالقوه بپردازیم.

حق امتیاز انتشار کتاب، آلبوم موسیقی و یا فعالیت های هنری دیگر، سود سالیانه سهام و یا سود انواع حساب های سپرده گذاری بانک می توانند جز “منابع درآمدی بالقوه” محسوب شوند . به طور قطع مثال های ذکر شده نمونه های آشنایی برای شما بوده و مفهوم درآمد بالقوه را کاملا درک کرده اید.

کسب درآمد

کسب درآمد از این طریق کار چندان مشکلی نمی باشد. شما سرمایه اولیه خود را فراهم آورده و در یکی از حوزه های سرمایه گذاری که پیش از این به نمونه هایی از آن اشاره شد، اقدام به سرمایه گذاری می نمایید.

در واقع پس از انجام این کار قسمت دشوار ماجرا را انجام داده و دیگر چالش بزرگی را در این مسیر پیش رو نخواهید داشت، از این به بعد تنها باید جریان پول و سرمایه خود را کنترل نمایید. ممکن است مجبور باشید برای انجام این کار تحقیقات مختصری را انجام داده و یا در صورت تمایل حوزه های جدیدی را برای سرمایه گذاری بهتر در این بخش را مورد بررسی قرار دهید.

راه های کسب سرمایه اولیه درآمد بالقوه

یکی از بهترین گزینه هایی که می تواند برای تامین سرمایه اولیه درآمد بالقوه مورد استفاده قرار بگیرد، درآمدهای مکمل و یا جانبی است. منظور از این درآمدها میزان پولی است که اغلب از طریق کارهای نیمه وقت و ساعتی به دست می آید. از این رو زمانی که درآمد جانبی خود را به عنوان ابزاری برای کسب پول مورد استفاده قرار می دهید در واقع قدرت درآمدزایی و کسب سود بیشتر را برای خود افزایش می دهید.
البته باید توجه داشت که میزان سود حاصل از حوزه درآمدهای بالقوه با مقدار پولی که در این بخش سرمایه گذاری می نمایید، ارتباط مستقیم دارد. مسلما هرچه پول بیشتری را در مسیر درآمدهای بالقوه قرار دهید به همان میزان با افزایش سود مواجه خواهید شد.

اختصاص بودجه اضطراری

همانند بخش های دیگر سرمایه گذاری پیش از ورود به این حوزه نیز تامین و تهیه بودجه اضطراری از اهمیت بسیاری برخوردار است. درست است که فعالیت در حوزه درآمدهای بالقوه از خطرپذیری کمتری برخوردار است اما پیش بینی شرایطی که ممکن است در آینده بر فعالیت های مالی و اقتصادی حاکم گردد، کار بسیار دشواری است.

با توجه به دو عامل “کسب پول دائمی” و “خطرپذیری کم”، درآمد بالقوه یکی از بهترین سرمایه گذاری هایی است که می تواند برای تامین هزینه های زندگی در دوران بازنشستگی و یا تامین هزینه سرمایه گذاری های بلند مدت مورد استفاده قرار بگیرد.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:48 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

در حال حاضر سیستم سنتی شغل در حال تغییر است و ما در مرحله گذار از Job 1.0 به Job 2.0 هستیم . عصر Job 1.0 بسیار سادست .ما متولد می شویم، به مدت تقریبا ۱۰ سال تحصیل می کنیم و سپس در یک رشته به صورت تخصصی پای به دانشگاه می گذاریم  و تبدیل به یک برنامه نویس ٬ آرشیتکت ، عکاس ، معلم ، پزشک و … می شویم .

 

اولین دلیل شکل گیری Job 2.0 اینترنت هست و دلیل بعدی افزایش مهارت های ما در همه چیز .اگر چه تبدیل شدن به یک جراح مغز و یا یک پیانیست حرفه ای بسیار سخت می باشد اما در زندگی کارهایی هستند که نیاز به مطالعه و تلاش خیلی زیاد ندارند. مثلا ما می توانیم با صرف تقریبا ۳ هفته یاد بگیریم که چطور ویدئو ها را Edit می کنند و یا تصاویر ۳ بعدی بسازیم و حتی برنامه نویسی کنیم .ابزارهای ما با قدرت زیاد در حال افزایش هستند اما به همین صورت یادگیری این ابزارها هم آسان می شود ٬ کافیست در مدرسه ی گوگل یا یوتوب ثبت نام کنید .

 

در دوره Job 2.0 فرصت های شغلیی وجود دارد که ما را از یک کارمد ،فرد شاغل و یا شخصی که در حرفه ای مشغول کار هست بیشتر میکند .
یک نقشه کش کارهای بیشتری از یک نقشه کش عادی برای انجام دادن دارد . این شخص میتواند درمارکت های دیگر حضور داشته باشد و پیشنهادهای بیشتری را تجربه کند.یک آرشیتکت فقط ساختمان ها را طراحی نمی کند ، بلکه این افراد می توانند در طراحی شهرها ، اسباب منزل ، کتاب ها و گجت ها هم فعالیت کنند.

 

بیل گیتس در نقل قولی می گوید : هم‌اکنون در زمانی فوق‌العاده برای وارد شدن به دنیای تجارت هستیم ٬ زیرا تغییراتی که در ۱۰ سال گذشته در دنیای تجارت بوجود آمده بیشتر از کل تغییرات ۵۰ سال گذشته است .

 

تغییرات در دنیای تکنولوژی و ارتباطات در تمام کسب و کار ها تجلی یافته است ٬ از بازاریابی ٬ مدیریت یا دنیای پزشکی گرفته تا صنایع مختلف همه و همه تحت تاثیر این تغییرات هستند .درک کردن و استفاده کردن از این تغییرات در تکنولوژی برای هر صاحب کسب و کار ٬ کارمند ٬ کارگر و یا سرمایه گذاری لازم است در صورتی که آنها بخواهند تجارت خود را رشد دهند و مشتری و سود بیشتر جذب کنند .

 

 

دسترس پذیری
پیشرفت های اخیر در تکنولوژی های همراه به کارفرما ٬ کارمند و مشتری اجازه می دهد که با یکدیگر با استفاده از راه های جدیدتر و سریع تر ارتباط برقرار کنند .لپ‌تاپ‌ها ٬ تبلت‌ها و اسمارت فون ها باعث بوجود آمدن مرحله ای جدید در دنیای تجارت شده اند .چندی پیش گارتنر پیش بینی کرده بود که تا سال ۲۰۱۳ نیروی کار ۸۰% بیزینس ها از تبلت ها استفاده خواهند کرد ! و این یعنی کسانی که نتوانند خود را رفرم یا اصلاح کنند در کسب و کار فعلی یا آینده‌ی خود جایی نخواهند داشت .

 
به‌‌کارگیری تغییرات تکنولوژی در نوع تعامل و ارتباط شرکت‌ها با مشتریان باعث به روز نگه داشتن آنها با آخرین اخبار و اطلاعات شده است . گرفتن داده ها و اطلاعات از رفتار و نیاز مشتری٬ شرکت‌ها را در جهت رفع نیازهای آنها هدایت کرده است .در دنیا دانشی به نام Data Mining یا داده کاوی وجود دارد که می‌تواند به کسب و کارهای مختلف کمک کند .خیلی از کسب و کارها هم اکنون از ابزارهای سوشیال نتورکینگ مثل توییتر ٬ فیس بوک و … برای ارتباط سریع با مشتری‌ها و دریافتن چگونگی بهبود شرکت خود استفاده می کنند و جای تأسف دارد که این سرویس‌ها در ایران مسدود می باشند و فقط از یک بعد قضیه به آن نگاه شده است .
 
فواید
 
 سرعت یک عامل کلیدی در دنیای تجارت و دنیای تکنولوژی است .شرکت‌‌هایی که بطور دائم محصولات و تکنولوژی‌های خود را گسترش می‌دهند شانس رسیدن به خواسته‌های مشتریان خود را دارند .تغییرات در تمام اشکال تکنولوژی امروزه به کارکنان اجازه‌ی ارتباط سریع و آسان با یکدیگر و مشتریان می‌دهد .پیشرفت‌ها به خصوص در دنیای ارتباطات باعث بوجود آمدن فرصت‌هاش شغلی بیشتر شده است ٬ همچنان که خیلی از شرکت‌ها به کارکنانشان اجازه فعالیت سیار می‌دهند و یک کارمند حتما نباید برای کیفیت شغل خود در یک مکان مشخص باشد .این ویژگی باعث شده است که تجارت‌های کوچک بتوانند با تجارت‌های بزرگ رقابت کنند .
 
فصل جدیدی از تجارت
 
پیشرفت‌های تکنولوژی هم‌اکنون با تجارت و بازاریابی در یک فصل مشترک بزرگ هستند .بیشتر شرکت‌ها به شناخت کافی درباره ارزش داشتن یک وب سایت به‌روز و دیگر تعاملات آنلاین رسیده‌اند .تغییرات در تکنولوژی فرصت پر رنگ تر بودن را به اینترنت داده است٬‌ کسب و کار‌ها این فرصت را به دست خواهند آورد که با کارمندان خود ٬ رقبا و مشتریان تعامل مستقیم بیشتری داشته باشند.این تغییرات می‌تواند به دنیای تجارت در جهت شفاف شدن بیشترو پیش به‌سوی رشد و توسعه که برای کارکنان و هرکسی که نیاز به سرویس‌های ارائه دهنده‌ی آنان می‌باشد مفید است کمک کند .
ویسنده : مهرداد نایب | نقل از وبلاگ ویزویز



[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:47 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

دلیل موفقیت کسب و کارها در یک کشور

 

۱.‬ موقعیت استراتژیک: برخی کشورها به دلیل دسترسی به مسیرهای استراتژیک از نوعی مزیت رقابتی برخوردار هستند. مثلا کشور ما از این نظر و به دلیل دسترسی به دریای خزز و خلیج فارس و قرار گرفتن در مسیر ترانزیت کالا از موقعیت خوبی برخوردار است. این ویژگی خدادادی است.

 

۲. سطح بالای تحصیلات و مهارت: دقت کنید که مردم یک کشور باید هم دانش‌ بالایی داشته باشند و هم مهارت‌های کاری. در کشور ما از نظر مهارت مشکلات فراوانی وجود دارد. از نظر دانش بر مبنای تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نسبتا وضع خوبی داریم اما از منظر مهارت خیلی اوضاعمان خوب نیست. دانشگاه‌های ما روشنفکر تربیت می‌کنند اما مهارت که لازمه کار است در دانشگاه آموخته نمی‌شود و باید با تجربه و در کار آن را فراگرفت. خلاصه این که انگیزه افراد برای کسب دانش و مهارت از عواملی است که هر چقدر بالا باشد یک کشور فضای مناسب‌تری برای کسب و کار خواهد داشت.

۳. خوشه‌های صنعتی: آدم‌ها باید مزیت رقابتی داشته باشند. شرکت‌ها هم همین طور. این موضوع برای کشورها هم مصداق دارد. کشورهای دنیا هر کدام در حوزه‌هایی سرآمد هستند. این مهم است که بدانیم کشور ما در چه حوزه‌ای سرآمد است. مثلا سوئیس در بانکداری. ژاپن در صنایع دیجیتال. آمریکا در صنعت سرگرمی. استرالیا در پرورش گوسفند. بنابراین باید دید که ما در چه حوزه‌ای متخصص هستیم: در صنعت؟ مالی؟ نرم‌افزاری؟ آیا ما جایی مانند سیلیکون ولی داریم یا پارک فناوری تخصصی داریم؟

۴. نوآوری: ببینید ما در زمینه ثبت اختراع چه وضعیتی داریم؟ در زندگی روزمره چقدر نوآوری داریم؟ خلاقیت یک شعار است یا بخشی از زندگی ما؟ برای کارآفرینی نیاز به خلاقیت و در مرحله بعد نیاز به نوآوری داریم. هر چقدر یک کشور از نظر نوآوری بالاتر باشد زمینه مساعد‌تری برای کارآفرینی در آن وجود دارد.

۵. استانداردها و زیرساخت‌ها: ان‌شاا… با راه‌اندازی وزارت زیربنایی کل یوم مشکل ما در این یکی زمینه حل می‌شود. تا آن روز بدانید و آگاه باشید که هر چقدر استانداردها در یک کشور بالاتر باشد زمینه برای کارآفرینی مساعدتر باشد.

امنیت، حمل و نقل،خطوط ریلی، هوایی، راه‌ها و حمل و نقل درون شهری ایمن، به وقت و مطمئن، خدمات بهداشتی و درمانی، ارتباطات گسترده و پیشرفته شبکه پستی. این‌ها اگر در یک کشور هر چقدر مطلوب‌تر باشد یعنی شرایط برای کارآفرینی مساعدتر است.

۶. محیط زیست: این هم از آن چیزهایی است که خدادادی است. نعمت‌هایی مانند جنگل‌ها، دریاچه‌ها، کوه‌ها و منابع طبیعی، انرژی. اما برخی هم خدادادی نیست. مانند انرژی‌های نو و یا بازیافت. البته سوخت‌های فسیلی هم که مربوط به دایناسورهای محترم است.

۷. شفافیت فضای کسب و کار: این یعنی قوانین مالیاتی چقدر شفاف است. ساختار حقوقی حاکم بر کسب و کار چقدر منعطف است؟ ایجاد ارزش افزوده چقدر مورد حمایت قانون است؟ SMEها چقدر فراگیر هستند. منظور من از SME هم شرکت‌های زیر ۲۵۰ نفر کارمند تمام وقت است. راه‌اندازی کسب و کار چقدر طول می‌کشد؟ ۲ هفته؟ ۲ ماه؟ یک سال؟ سرمایه‌های خارجی چقدر اجازه فعالیت دارند؟ مشوق‌های اقتصادی مانند معافیت‌های مالیاتی چقدر متداول است؟

۸. مالیات رقابتی: چیزهایی مانند عوارض شهرداری و مالیات چقدر منطقی است؟ اصولا عوارض و مالیات برای هیچ کس مطلوبیتی ندارد اما برخی جاها اصطلاحا مالیات و عوارض فشار کمتری به آدم می‌آورد. حس نمی‌کنی که پولت دور ریخته شده و به نظرت به کار مفیدی خرج شده. در هر حال روابط دوستانه شرکت‌ها و سازمان‌های مالیاتی شاخصی از مطلوبیت فضا برای کسب و کار است.

۹. استقلال سیاسی: بی‌طرفی نظام سیاسی و ثبات سیاسی از جمله عواملی است که در مطلوبیت فضای کسب و کار مفید است.

۱۰. ثبات ارز و قیمت‌ها: که صد البته در یکی یکه‌تازیم و سرافراز. واقعیت این است که هر چقدر تورم پائین‌تر باشد، ارز ثبات داشته باشد، نظام مالی سالم باشد و چشم‌انداز اقتصادی با ثبات‌تر باشد فضای کسب و کار مطلوب‌تر خواهد بود.

پ.ن. ۱ همه موارد که گفتم صرفا نظر من بود و مبنای علمی ندارد. هر چند که خیلی هم پرت و پلا نیست. این عوامل باعث جذابیت یک فضای کسب و کار در یک کشور می‌شود اما من معتقدم که برخی حتی در دوران جنگ جهانی هم کسب و کارهای موفقی داشتند. قبول کنیم که اگر همه چیز بر وفق مراد باشد آن وقت درست است که شرایط برای کارآفرینی مساعد خواهد بود اما فضا برای کارآفرینان جوانان مساعد نخواهد بود.

پ.ن. ۲ بانک جهانی هر ساله گزارش‌هایی منتشر می‌کند که فضای کسب و کار در کشورهای مختلف را با ده شاخص اندازه می‌گیرد. مرکز تحقیقات مجلس هم گزارشی را از سال پیش منتشر کرده که امیدوارم این کار هر ساله ادامه داشته باشد.

 

منبع : http://mediamanager.ir




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:05 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 1

چگونه يك اقتصاد رشد مي‌كند؟

 

از زمان جنگ دوم جهاني اكثر اقتصاددانان دست به كار نوشتن رساله دفاعي براي رشد دولت شدند. اكنون كارشناسان كه هيچ وقت نمي‌توانند بحراني را پيش‌بيني كنند، بر اين باورند كه ما بايد مجددا براي نجات سيستم بازار آزاد، اصول بازار آزاد را رها كنيم.

معرفي كتاب
چگونه يك اقتصاد رشد مي‌كند؟

نويسنده:جورج اسميت

مترجم: شاهين رسوليان

از زمان جنگ دوم جهاني اكثر اقتصاددانان دست به كار نوشتن رساله دفاعي براي رشد دولت شدند. اكنون كارشناسان كه هيچ وقت نمي‌توانند بحراني را پيش‌بيني كنند، بر اين باورند كه ما بايد مجددا براي نجات سيستم بازار آزاد، اصول بازار آزاد را رها كنيم.

هميشه اين امكان براي افراد معمولي هم وجود دارد كه به واقعيت مسائل و مفاهيم و اتفاقاتي كه در دولت مي‌افتد پي ببرند. چه كسي يا چه چيزي مي‌تواند به آنها كمك كند تا درك كنند چه اتفاقي دارد مي‌افتد؟ انسان‌ها به اين نياز دارند كه يك نفر برايشان به وضوح و با زباني ساده توضيح دهد كه چه چيز اقتصاد يك كشور را موفق مي‌كند.
گرسنه ماندن امروز براي خوردن غذايي بهتر در فردا
بهترين گزينه براي اين منظور كتاب پيتر شيف به نام «چگونه اقتصاد يك كشور رشد مي‌كند و به چه دليل سقوط مي‌كند» است كه به كمك برادرش اندرو شيف نوشته است. ديگر نوشته‌هاي ساده‌اي نيز وجود دارد كه براي يادگيري مباحث بنيادي اقتصادي مناسب است، اما شيف يك داستان جالب براي گفتن دارد. داستاني كه در ابتدا توسط پدرشان اروين شيف نوشته شد و آنها آن را تكميل كردند. هيچ چيز مثل يك داستان مردم را تشويق به مطالعه كتاب نمي‌كند. در اين كتاب، داستان مورد بحث با تلاش‌هاي برندن ليچ بسيار جذاب‌تر هم شده است.
نويسندگان اين كتاب خيلي سريع سراغ ريشه‌هاي رشد اقتصادي رفته‌اند. فصل اول كتاب اين گونه شروع مي‌شود كه سه نفر در يك جزيره هستند به نام‌هاي ابل، بيكر و چارلي كه از طريق ماهيگيري روزانه روزگار خود را مي‌گذرانند. در هر روز آنقدر ماهي مي‌گيرند كه تا روز بعد سير باشند.
ابل يك ابتكار به ذهنش مي‌رسد به اين اميد كه بتواند تعداد ماهي بيشتري صيد كند، اما او كي مي‌تواند ايده خود را عملي كند؟ او تمام وقت خود را صرف كار روزمره مي‌كند. تازه خودش هيچ اطميناني هم ندارد كه ايده‌اش درست از آب درآيد.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

گذار اقتصاد جهانی از اقتصاد سخت افزار به اقتصاد نرم افزار و وجود ارتباطات روبه رشد و کامپیوترها و... همه نشانه های ورود ما به اقتصاد جدیدی است. این اقتصاد جدید دارای سه ویژگی خاص است که عبارتند از جهانی و همه گیر، شامل چیزهای نرم، غیرملموس و پیچیده نظیر اندیشه ها و آرا، اطلاعات و روابط و به نحوی خاص مرتبط و به هم پیوسته. این سه ویژگی نوع جدیدی از بازار و جامعه را به وجود می آورد؛ نوعی بازار و جامعه ای که در شبکه های الکترونیکی جامع، همه گیر و همه جانبه ریشه دارد.

شبکه ها، تقریبا در هر اقتصادی وجود داشته است اما شبکه های امروزی که در اثر پیشرفت تکنولوژی، توسعه و تکثیر یافته اند، آن چنان تأثیر ژرفی در زندگی ما گذاشته اند که واژه شبکه به محوری تبدیل شده که تفکر و اقتصاد ما حول آن سازمان می یابد. قرن اتم گذشته است، نماد قرن بیست و یکم، شبکه گسترده جهانی (اینترنت) است.

کار اقتصاد جدید ارتباطات است؛ ارتباطاتی عمیق و گسترده. تمامی دگرگونی های حاضر وآینده به مسیر بنیادین و شیوه خاص و اساسی ای که ما ارتباطات را متحول و دگرگون می سازیم، بستگی دارد. ارتباطات، بنیاد اجتماع، فرهنگ، انسانیت و هویت فردی ما و تمامی نظام های اقتصادی است به همین دلیل است که شبکه ها این قدر اهمیت دارد. ارتباطات آن قدر به فرهنگ و خود جامعه نزدیک است که تبعات تکنولوژیکی و آثار فن آوری آن فراتر از چرخه بخش های صرفا صنعتی است. ارتباطات و ابزار وابسته آن کامپیوتردر تاریخ اقتصادی، موردی ویژه است نه به آن دلیل که بخش کاری و تجاری پیشتاز و مدرن زمان است، بلکه به آن خاطر که تأثیرات فرهنگی، تکنولوژیکی و مفهومی آن، درعمق حیات ما رخنه کرده است.اقتصاد جدید با موجودیت ها و نهادهای فرار و سبک همچون اطلاعات، روابط و ارتباطات، حق طبع و نشر، سرگرمی، امنیت و نظایرآن سروکار خواهد داشت.

اقتصاد کشورهای پیشرفته در حال کم کردن از حجم و وزن خود و تغییر جهت به سمت دنیای نرم افزار است. اغلب کالاهای صادراتی ایالات متحده، تنها طی شش سال یعنی از سال  ۱۹۹۶  -۱۹۹۰، ۵۰  درصد از وزن خود را به ازای هر دلارارزش، از دست داده است. همچنین در همین مدت تعداد افرادی که چیزهای ملموس یعنی کالا و سخت افزار می ساختند، یک درصد کاهش یافت در حالی که شمار اشخاصی که به ارایه خدمات (غیرملموس ها) اشتغال داشتند، ۱۵  درصد رشد داشت.

جهان نرم افزار، کامپیوترها، سرگرمی ها و ارتباطات راه دور، اکنون به صنعتی به مراتب عظیم تر از تمام زمینه ها وغول های قدیم از قبیل ساختمان، فرآورده های غذایی یا اتومبیل سازی شده است. برای اثبات ادعای فوق می توان گفت: در چند دهه گذشته شرکت جنرال موتورز، ثروتمند ترین شرکت دنیا بود اما سال هاست که شرکت مایکروسافت پرارزش ترین شرکت جهان است. مایکروسافت سازنده نرم افزار و جنرال موتورز سازنده سخت افزاراست. جانشینی مایکروسافت به جای جنرال موتورز، نشان دهنده چرخشی در اقتصاد جهانی و حرکت از دنیای سخت ها به دنیای نرم ها است. این بخش جدید مبتنی بر دانش و اطلاعات بیش از  ۱۵  درصد کل اقتصاد آمریکا را در برگرفته است.

اقتصاد جدید با وجود تفاوت هایش با اقتصاد قدیمی، تنها در یک جنبه هنوز اشتراک دارند. تهاتر که یکی از بدوی ترین اشکال بازرگانی است، از میان نرفته است. اقتصاد تهاتری در تمام طول عمر کشاورزی و عصر صنعتی جاری بوده و امروزه هم رواج دارد. بیشتر آنچه روی شبکه گسترده جهانی واقع می شود، در واقع معاوضه و تهاتر است.
اقتصاد شبکه ای، فرصت ها را در مقیاسی که هرگز روی زمین دیده نشده، ایجاد و آزاد خواهد کرد. اقتصاد شبکه ای مرحله ای منحصر به فرد از توسعه اقتصادی است.

 

ضرورت اصلی و محوری اقتصاد عصر صنعتی، بالا بردن بهره وری بود. تمامی جنبه های یک موسسه صنعتی-از ماشین های آن گرفته تا ساختار سازمانی آن- چنان ساخته شده بود که کارآیی تولید اقتصادی را بالا ببرد، ولی امروزه، بهره وری تقریبا یک محصول جانبی، فرعی و بی معنی اقتصاد شبکه ای است. ضرورت اصلی و محوری اقتصاد شبکه ای، تقویت ارتباطات است.


شبکه در واقع ساختاری برای تولید ارتباطات است. شبکه ها، ارتباط و همبستگی را با خود حمل می کنند. هر نوع ارتباط در شبکه موجد یک رابطه است. ارتباطات راه دور و جهانی شدن، حالت عادی ارتباطات را تشدید کرده و افزایش می دهد و به یک حالت فراارتباطی در ورای مسافت های طولانی، در تمام اوقات، در هر مکان و به هر طریق تبدیل می کند. ارتباطات و روابط جدید، نقش کارکنان و مشتریان را به وحدت و اشتراک نزدیک می کند. با این روابط جدید، شرکت و مشتری یکی جلوه می کند.اینترنت به درهم شکستن ارتباطات و روابط قدیمی بین تولیدکنندگان کالاها و مصرف کنندگان خدمات ادامه می دهد. امروزه، تولیدکنندگان مصرف می کنند و مصرف کنندگان تولید.


قصد تکنولوژی شبکه ای شده، هوشمندتر کردن مشتری است و برنده واقعی در اقتصاد جدید کسی است که هوشمندترین مشتریان را دارد. ویژگی های این فرهنگ اقتصادی جهانی، مالکیت غیرمتمرکز و تساوی حقوق ناشی از منابع معرفت و دانایی، به جای منابع پول و ثروت است. در این فرهنگ، تاکید بر جامعه باز و ازهمه مهم تر، اتکای گسترده بر ارزش های اقتصادی، به عنوان مبانی تصمیم گیری در تمامی طبقات و حرفه های اجتماعی است.


منابع پول و سرمایه که در عصر صنعتی، در نزد چند بانک و نزد چند فرد سرمایه دار گردآمده بود، اکنون به میلیون ها حساب بانکی، صندوق های تعاونی و سرمایه گذاری های خصوصی، در سراسر جامعه تجزیه و تقسیم شده است. برگزیده ها و بانک های متمرکز، سرمایه یعنی موتور سرمایه داری را در انحصار خود داشتند. بانکداران، دارایی های خود را وام می دادند و از این وام ها صنعت بیرون می آمد ولی با افزایش دانش و ارتباطات، سرمایه گذاران دریافتند که مشارکت ها - یا سرمایه گذاری هایی که در آن ها سرمایه گذار در ریسک سهیم است - در درازمدت، ثروت بسیار بیشتری را عاید می کند.


تکنولوژی، گذر از وام دادن به سوی سرمایه گذاری را شتاب داده است.شبکه ها، فرهنگ سهام و سهام داری را تبلیغ می کنند و پیش می برند. مالکیت سازمان ها به هزار نقطه و محل تجزیه و تقسیم شده است. هزینه های معاملاتی تملک سهام جزء و مشارکت در رؤیاها و بلند پروازی های کسان دیگر، چنان رو به سقوط است که مالک شدن بخشی از سهام بسیاری از شرکت ها، مستقیم یا غیرمستقیم ، امری ممکن و شدنی است.زمانی که در یک صندوق تعاونی سرمایه گذاری می کنید، در واقع در کار صدها هزار نفر از افراد دیگر، سرمایه گذاری کرده اید. شما ثروتی را که خودتان ایجاد کرده، بذر تولید بهروزی دیگران می کنید. ممکن است شما تنها بخش ناچیزی از یک تشکیلات بزرگ اقتصادی را مالک باشید، ولی می توانید به آسانی مالک بخشی از موسسات، در مالکیت میلیون ها نفر باشد. این همان عدالت شبکه ای است.چهره شبکه از درون همین مالکیت پراکنده ظاهر می شود.

میلیون ها رشته سرمایه گذاری، سرتاسر این چشم انداز را در می نوردد. معدود افرادی، مالک سهام زیادی هستند، ولی اکثریت درآمد سهام، به صورت حساب های بانکی کوچک پراکنده است. قسمت عمده سهام در ایالات متحده را، صندوق های بازنشستگی شهروندان عادی و در کل میلیون ها نفر در اختیار دارند.کارگران آمریکا به راستی به طور دسته جمعی، مالک ابزار تولید هستند. این عدالت و انصاف شبکه ای، به وسیله تکنولوژی شبکه ای مقدور شده است.امروزه، ردگیری، نگهداری حساب ها و نقل و انتقال پول و ثروت و نسبت درصد مالکیت افراد، فقط از آن جهت قابلیت وقوع یافته که محاسبات کامپیوتری و ارتباطات گسترده راه دور، هزینه های معاملات را به سطحی ناچیز رسانده است.


در فرهنگ جدید و عادلانه سهام و سهام داری، چندین گرایش وجود دارد که هر یک از آن ها با تکنولوژی حاکم و فراگیر شبکه ای بسط و توسعه می یابد.
اول این که توسعه و گسترش مالکیت، درست همانند خود اقتصاد، جهانی می شود. در چند سال گذشته، اروپا ناگهان سیلی از پول را به درون بازار سهام تزریق کرده است. اروپایی ها، فرهنگ سهام را کشف کرده و یک شبه، صدها میلیارد دلار از ثروت های بلااستفاده خود را در شبکه مالکیت سهام سرمایه گذاری کرده اند. سرمایه گذاران هم به طور همزمان، میلیاردها دلار را به خزانه های بازارهای نوظهور در آسیا و آمریکای لاتین واریز می کنند. امروزه، تقریبا هر سرمایه گذار، سهامدار صندوق تعاونی، در شرکتی که در خارج از کشور خود او فعالیت دارد، سهم یا سهامی دارد.


دوم این که، با آسان ترشدن معاملات و افت هزینه های معاملاتی، توزیع مالکیت سهام دقیق تر و وسیع تر از همیشه خواهد بود. امکان سرمایه گذاری های کوچک تر، در انواع بیشتری از فعالیت ها، به وجود خواهد آمد. هزینه پایین نگهداری حساب تعداد زیاد پرداخت های زودبازده و تندگردش بدین معناست که تکنولوژی شبکه ای می توان سرعت گردش پول را در یک چنین برنامه های غیرمتمرکز مایکروفاینانس، شتاب بیشتری می دهد. تصور یک صندوق تعاونی پر عایدات مبتنی بر صدها هزارکارآفرین جهان سومی، موجود و یا در حال ظهور چندان دشوار نیست.


سوم اینکه همان نوع تمرکززدایی دقیق در شرکت هایی که سهام آن ها، به طور عمومی معامله می شود، در شرف وقوع است. طی دهه  ۱۹۹۰، قریب به چهارهزار شرکت در ایالات متحده عام و عمومی شد. سرمایه همین شرکت ها، اخیرا در اثر سرمایه گذاری بسیاری از سهامداران جزء تامین شده، به نحوی که مجموعا در حدود۲۵۰  میلیارد دلار از سهام شرکت های مذکور را خریدند.



http://banki.ir/danestaniha/214-general/2498-neweconomy




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:03 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 59 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 435103 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب