تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

حکایت :برخورد ادیسون با یک حادثه

اديسون در سنين پيري پس از كشف چراغ برق يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار مي رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي  كرد. اين آزمايشگاه بزرگترين عشق پيرمرد بود
هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود
در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط جلو گيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود
پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن پيرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب ديد كه پير مرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند
پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر ميبرد
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي
مي بيني چقدر زيباست!           رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟         حيرت آور است!          من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است!        واي ! خداي من، خيلي زيباست!       كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت.        نظر تو چيه پسرم؟
پسر حيران و گيج جواب داد:پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟چطـور مي تواني؟ من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟
پدر گفت:  پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد.    مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند.      در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شددر مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكــر مي كنيم.    الان موقع اين كار نيست
به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع نمود

منبع : http://saharnews.ir/view-2441.html




[ شنبه 19 فروردین 1391  ] [ 4:37 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ایده چیست؟

ایده چیست؟
چگونه یک ایده طراحی کنیم؟

ایده ها را هرگونه جمع بندی و نتیجه گیری یا تعمیم که بر پایه علم ، آگاهی عمومی ، مبانی فلسفی و پیش فرض های عرفی باشد ، تعبیر می کنند. علاوه بر این ، در تعاریف ، ایده ها را بگونه ای دسته بندی و تعبیر می کنند که این ویژگی ها را در بر داشته باشند.
- خلاق باشند.
- نوآورانه باشند.
- مبتنی بر حل – مساله باشند.
همچنین در بررسی ادبیات ایده پردازی با این درس ها نیز روبرو می شویم.
- ایده پردازی ، پیوند دقیقی با تفکر انتقادی دارد.
- ایده پردازی بر نوعی خلاقیت و یا تفکر خلاق مبتنی است.
- ایده پردازی باید خواه ناخواه همراه با نوعی مهارت ها و توانمندی هایی باشد که از جمله آن ها توانایی و مهارت بارش مغزی است.
برای آشنایی بیشتر با مبانی مفهومی و نظری ایده و نیز چگونگی طراحی یک ایده ، خوب است که با تفکر انتقادی و تفکر خلاق بیشتر آشنا شویم.
تفکر انتقادی
به تفکری انتقادی می گیم که براساس سنجش و ارزیابی دقیق از اتفاقات و مشاهده ها پیش بره و با در نظر گرفتن همه عوامل مربوط و شیوه درست منطقی به نتایجی برسیم که قابل لمس هستن و خیلی های دیگه هم ممکنه که بتونن به همون نتایج برسن.
براساس تفکر انتقادی اطلاعات ما به وسیله مشاهده ، تجربه ، دلایل و ارتباط با دیگران به دست می یاد . اطلاعاتی رو هم که به دست آوردیم براساس ملاک های صحیح و درست و به دقت و همچنین براساس سندهای معتبر ، روشن و بدون هیچ ابهام ، بی طرف و منصفانه ارزیابی و قضاوت می شه .
v مراحل و اجزای تفکر انتقادی چیه ؟
- باید بتونیم افکار و دیدگاه هامون رو دسته بندی کنیم و اون ها رو بر اساس موضوعات مختلف طبقه بندی کنیم. این یکی از اجزای مهم تفکر انتقادی هست.
- برای ادعاهامون ، مثلا برای این که درستی حدس و پاسخ خودمون برای یه رویداد رو مشخص کنیم ، باید دلیل داشته باشیم .
- باید بتونیم کلمات و تعبیرهای خودمون در مورد هر موضوع و رویداد رو درست انتخاب کنیم و برای اون دلیل داشته باشیم و همینطور بتونیم اون رو ارزیابی کنیم.
- دلایل خودمون رو از طریق جمع آوری اطلاعات بدست آورده باشیم.
- بتونیم ، با استفاده از اطلاعاتی که داریم ، حدس ها و تحلیل خود در مورد یک موضوع ، مساله یا رویداد رو ارزیابی کنیم و بالاخره به جمع بندی و نتیجه
گیری برسیم و یه قضاوتی از موضع یا مساله و پدیده داشته باشیم.
البته باید توجه کنیم که تفکر انتقادی حتما و لزوما باعث نمی شه که به حقیقت یا نتیجه گیری درست و صحیح دست پیدا کنیم .
ü هیچ کس در هیچ کجا نمی تونه بیاد بگه همه اطلاعات رو داره . خیلی از اطلاعات وجود داره که ممکنه کشف نشده باقی بمونن
ü جهت گیری هر کسی می تونه مانعی برای جمع آوری و ارزیابی درست اطلاعات بشه .
تفکر انتقادی چه سؤالهایی رو به ما یاد می ده ؟
- چه هدفی رو دنبال می کنیم ؟
- آیا می خوایم نتیجه گیری کنیم ؟
- اصلاً چرا فکر می کنیم درست می گیم یا حق با ماست ؟
- منبع اطلاعاتی ما چیه ؟
- چه جور اطلاعات و فرضیه هایی باعث نتیجه گیری ما شد ؟
- اگه اشتباه کنیم چه اتفاقی می افته ؟
- آیا می تونیم دو تا منبع نام ببریم که با دلایل ما مخالف بوده ، دلیلشم بگم ؟
- چه جوری به این نتیجه رسیدیم که چیزی رو که می گیم درسته و حقیقت داره ؟
- آیا برای اون چیزی که می گیم می تونیم دلیل دیگه ای هم بیاریم ؟
تفکر خلاق
به تفکری خلاق می گیم که ابتکار و کشف و نوآوری توش وجود داره یعنی با این تفکر می تونیم این کارها رو انجام بدیم خلاقیت یا خلق کردن یا به وجود
آوردن به نوع فرآیند ذهنی هست که مسئولیت تولید ایده ها و مفاهیم جدید و یا ارتباط بین این ایده ها و مفاهیم رو به عهده داره . از نظر علمی به وجود
اومدن تفکر خلاق بیشتر به اصالت تناسب موضوع اشاره داره . حالا بیایین امروزی تر بگیم : خلاقیت بیشتر به معنی به وجود آوردن ایده ها و چیزهای نو و یا
ابتکار در موضوع های هنری که متخصصان به عنوان یک ورزش علمی ، هنری یا اجتماعی و فن آوری قبولش دارن .
اونهایی که اهل تفکر خلاق هستن این ویژگی ها رو دارن :
- انگیزه برای پیشرفت بیشتر – کنجکاوی فراوان – علاقه زیاد به نظم و ترتیب – قدرت گفتن اینکه من هم هستم و همچنین داشتن اعتماد به نفس –
شخصیت غیر معمول – پشتکار زیاد – استقلال – دارای طرز تفکر انتقادی – دارای انگیزه های بالا و دانش زیاد – سرشار از اشتیاق و احساس – زیبا پسند ،
اشتیاق فراوان به مسائل اجتماعی دارای قدرت تأثیر گذاری بر دیگر مردم
برای اینکه « تفکر خلاق » رو تقویت بشه چه کار می تونیم بکنیم ؟
- هدف و انگیزه رو مشخص و تشخیص بدیم .
- مهارتهای پایه رو ایجاد و به دست بیاریم .
- تشویق شدن برای به دست آوردن دانش مربوط به حوزه های مشخص و تخصصی
- برانگیختن و تشویق روحیه کنجکاوی و کشف کردن
- به وجود آوردن انگیزه به خصوص انگیزه های درونی
- تشویق و تقویت نمودن اعتماد به نفس
- دقت و اصرار داشتن در سبقت از دیگران و ارایه توانایی های خودمون
- بالا بردن سطح باورها و عقایدمون درباره خلاقیت
- ارایه فرصت هایی برای انتخاب کردن و کشف
- گسترش دادن و بهتر کردن توانایی های خودمون . حالا مدیریتی ( مثلاً مدیریت خود ) یاد دادن فنون و راههایی برای آسان کردن عملکردهای خلاقانه
- به وجود آوردن تعادل
جمع بندی :
حالا سوال این است که چگونه می توانیم یک ایده طراحی کنیم؟
به عنوان مثال ، ما در کلان شهر – تهران با مسایل مختلفی روبرو هستیم. محیط زیست ، ترافیک ، خدمات شهری و مسایلی از این قبیل.
حالا می خواهیم که ایده ای را در یکی از این حوزه ها طراحی کنیم.
با در نظر گرفتن آنچه که در مورد شهر تهران و آن حوزه خاص می دانیم و با رعایت آنچه در مورد تفکر انتقادی و خلاق می دانیم ، به عنوان مثال می خواهیم در مورد مسایل زیست – محیطی ، ایده ای را طراحی کنیم . برای این کار سعی می کنیم که این مراحل کلی را طی نمائیم :
1. اطلاعات لازم در مورد وضعیت آن حوزه را جمع آوری کنیم.
2. اطلاعات مان را دسته بندی کنیم.
3. تحلیلی در مورد آن اطلاعات ارایه کنیم.
4. سعی کنیم که این اطلاعات و تحلیل ها را به گونه تازه و نوآورانه یا جدیدی ببینیم. طوری که قبلا کمتر به این شکل تحلیل شده باشد.
5. انتخاب های موجود شهر برای مدیریت این مساله را در نظر بگیریم.
6. فرضیه ها و حدس هایی را در مورد راه حل های احتمالی و مناسب آن مساله در نظر بگیریم.


منبع :http://1888tehran.ir/article-fa-3.html




[ شنبه 19 فروردین 1391  ] [ 4:36 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

خصوصيات افراد خودساخته

خصوصيات افراد خودساخته

فرد خودساخته به معناي فردي است كه درصدد واقعيت دادن به توانايي‌هاي خود است. يعني كسي كه قابليت‌هاي خود را شناخته و براي رسيدن و كامل‌كردن آنها تمام تلاش خود را انجام مي‌دهد. در متن زير نكاتي از خصوصيات اين فرد آمده است كه پس از مطالعه كردن مي‌توانيد خود را محك بزنيد.نتيجه‌اي كه به دست مي‌آوريد، نمايش شهودي نقاط ضعف و قدرت شما در حركت به سمت به واقعيت كشاندن توانايي‌هاي فرديتان است. وقت بگذاريد و به اين فكر كنيد كه واقعا چرا در برخي خصوصيات قوي‌تر از بقيه هستيد.

1- فرد خودساخته درك كارآمدتري از واقعيت دارد و با آن احساس راحتي بيشتري مي‌كند. او قادر است خوب و بد و بالا و پايين‌ها را بپذيرد و تفاوت آن را تشخيص دهد.

2- پذيرش خود، ديگران و طبيعت: فرد خودساخته واقعيت را همان طور كه هست مي‌بيند و مسووليت آن را نيز به گردن مي‌گيرد.

3- فرد خودساخته در كارهاي خود سادگي و فوريت دارد. به عبارت ديگر، اين افراد آن طور كه ديگران تصور مي‌كنند، معلق نيستند. او قادر است هر كاري را

كه به نظرش خوب و طبيعي مي‌رسد، انجام دهد و دليلش هم خيلي ساده است، چون احساس خوبي نسبت به آن كار دارد. سعي نمي‌كند ديگران را آزار دهد و براي خوبي‌ها ارزش و احترام قائل است.

4- مشكل محوري: ‌فرد خودساخته كسي است كه شديدا روي مشكلات خارج از خودش تمركز مي‌كند. او درگير مشكلات ديگران و مشكلات جامعه است وبراي تسهيل آن مشكلات تلاش مي‌كند.

5- جدايي و نياز به حريم خصوصي: با وجود همه دغدغه‌هاي او براي جامعه، فرد خودساخته نياز دارد با خود تنها باشد. او از زمان‌هايي كه به تنهايي غرق در تفكر و تعمق مي‌شود، لذت مي‌برد و دوست ندارد هميشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزديكان است و لزومي هم نمي‌بيند كه هميشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها به‌تنهايي كافي است.

6- خودمختاري و استقلال از فرهنگ و محيط: فرد خودساخته قادر است تصميم بگيرد و خود كارهايش را انجام دهد. او به خودش اطمينان و اعتماد كامل دارد.

7- طراوت هميشگي: فرد خودساخته از ساده‌ترين و طبيعي‌ترين چيزها احساس لذت مي‌كند. غروب آفتاب هميشه براي او زيباست. به همين دليل هميشه به تماشاي آن مي‌رود. هنوز هم از انجام بازي‌هاي دوران كودكي خود لذت مي‌برد.

8- تجربه عارفانه، عالي‌ترين درجه: اين افراد هميشه تجربياتي دارند كه باعث مي‌شود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنياي اطرافشان مي‌بينند و تصور مي‌كنند كه در يك برهه از زمان، بخشي از واقعيتي متفاوت هستند.

9- حس همبستگي: آنها نسبت به همه مردم احساس دارند. از آدم‌هايي كه در اطرافشان وجود دارد، آگاهند و نسبت به آنها حساسند.

10- ارتباطات ميان‌فردي: چنين اشخاصي، ارتباطات ميان‌فردي عميق‌تر و شديدتري نسبت به ديگر افرادبزرگسال دارند. آنها توانايي عشق ورزيدن و دوست‌داشتن دارند كه براي بقيه افراد به نظر غيرممكن است. معمولا دوستان كمي دارند؛ اما همين ارتباطات كم بسيار عميق و پرمفهوم هستند.

11- ساختار شخصيتي دموكراتيك: فرد خودساخته به برابري انسان‌ها معتقد است. اين كه هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد.

12- تشخيص بين راه و هدف، خوب و بد: آنها تفاوت ميان راه و هدف، خوب و بد را مي‌دانند و طوري تشخيص مي‌دهند كه باعث لطمه خوردن به خودشان يا ديگران نشود.

13- حس شوخ‌طبعي فلسفي يا غيرخصومت‌آميز: از شوخي لذت مي‌برند، دوست دارند بخندند و لطيفه تعريف كنند؛ اما نه به قيمت آزار دادن ديگران. آنها با اين كه مي‌توانند خيلي جدي باشند؛ اما افرادي خوش‌طينت به نظر مي‌رسند.

14- خلاقيت: فرد خودساخته مي‌تواند شديدا خلاق باشد. خلاقيت خود را مي‌تواند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسيقي، خيال‌پردازي و هر چيز ديگري نشان دهند.

15- مقاومت در برابر فرهنگ‌پرستي، برتري هر‌فرهنگ خاص: هر انساني به طريقي فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، يعني فرديتي عميق دارد و مي‌تواند فرهنگ را منتقدانه ارزيابي كند؛ طوري كه خودش تصميم بگيرد كه چه چيز برايش بهتر است.

16- نواقص فرد خودساخته: افراد خودساخته افرادي‌اند كه از اين واقعيت آگاهي دارند كه كامل نيستند و آنها هم مثل افرادي كه در كنارشان قرار گرفته، كمي و كاستي‌هايي دارند و هميشه چيزهاي تازه‌اي براي ياد گرفتن و راه‌هاي تازه‌اي براي رشد وجود دارد. افراد خودساخته با اين كه با خود خيلي راحت هستند؛ اما هيچ وقت دست از تلاش برنمي‌دارند.

منبع :http://www.rajanews.com/detail.asp?id=26519





[ شنبه 19 فروردین 1391  ] [ 4:35 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

انتخاب مناسب اولین شغل

انتخاب مناسب اولین شغل

نخستین شغل شما می ‌تواند شكل دهنده مابقی دوران شغلی شما باشد . لذا بسیار مهم است که شغل نخست را درست انتخاب کنید. اگر هدفی کوچک داشته باشید، دوره‌ شغلی شما نیز نتایجی محدود در پی خواهد داشت. همچنین اگر شرکتی را برای كار به غلط انتخاب کنید، ممکن است در خلال سال‌ ها از بابت این انتخاب رنج ببرید و لطمه بخورید. پرسش‌ های زیر را به هنگام انتخاب شغل در نظر بگیرید:
• خود را برای چه نوع دوره‌ شغلی آماده می ‌کنید؟
• آیا به لحاظ مالی، آمادگی اتنخاب بهترین شغل را دارید؟
• برای آغاز یک شغل حرفه ‌ای، چقدر آمادگی دارید؟

پرسش ‌های مهم
چرا شغل نخست من اینقدر مهم است؟
به طور میانگین، افراد در طول زندگیشان، هفت سال یا بیشتر برای شرکت‌ های خود کار می ‌کنند. وقتی به دنبال شغل دوم خود هستید، کارفرمایان شما را بر اساس عنوان شغلی و موقعیت شرکتی که قبلاً در آن کار می ‌کرده‌ اید، می‌سنجند. بسیار بعید است که از یک جایگاه پایین در سازمانی ناشناخته، به جایگاهی برتر در یک سازمان معتبر و شناخته شده بروید. بنابراین، منطقی تر است که از یک جایگاه خوب در یک سازمان شناخته شده به جایگاه بهتری در سازمانی موفق ‌تر راه پیدا کنید.
اگر بخواهم در یک سازمان غیرانتفاعی کار کنم، وضعیت چگونه خواهد بود؟
همچنان شغل نخست شما مهم است. سازمان‌ های غیرانتفاعی هم دارای سلسله مراتبی بر اساس جایگاه، قدرت، موقعیت و موفقیت هستند که این امر در مورد سازمان‌ های انتفاعی نیز مصداق دارد. ممکن است سلسله مراتب، تأثیر چندانی بر انتخاب‌ های دوران شغلی شما نداشته باشد اما این امر می تواند عاملی تأثیرگذار باشد . به هر حال، بهتر است شما در یک سازمان غیرانتفاعی موفق و شناخته شده کار کنید تا در یک سازمان انتفاعی کوچک،

ناشناخته و ناموفق.
منظور از ایده‌ یک ماهی بزرگ بودن در یک حوض کوچک چیست؟
اگر فرد بلندپروازی نیستید یا از کار کردن در سازمان ‌های کوچک راضی هستید، می توانید سمت بالاتری را در یک سازمان کوچک به عنوان نخستین شغل خود انتخاب کنید. یکی از مزایای این کار آن است که شما می توانید درباره‌ کل این سازمان، اطلاعات بهتری نسبت به یک سازمان بزرگ کسب کنید.وقتی به دنبال نخستین شغل هستم، چه سؤالاتی را باید در تدوین استراتژی شغلیم از خود بپرسم؟
پرسش کلیدی از خود این است: «آیا می‌ خواهم فردی متخصص شوم یا یک فرد کلی‌نگر؟» اگر یک حوزه‌ خاص را انتخاب کرده‌ اید (مانند بیولوژی، مهندسی، امور مالی، موسیقی یا پرستاری) که واقعاً به آن علاقه دارید، احتمالاً فردی متخصص در یكی از حوزه های یادشده خواهید شد. اما از سوی دیگر، اگر علاقه‌ مند هستید تا یک رهبر سازمانی یا یک کارآفرین شوید، احتمالاً به فردی کلی ‌نگر تبدیل خواهید شد. اكنون به عنوان یک متخصص، باید شغل نخست خود را طوری انتخاب کنید که امكان پیشرفت در حوزه‌ تخصصی خود را داشته باشید . به عنوان یک فرد کلی‌نگر، هم، باید شغل نخست خود را طوری انتخاب کنید که فرصت آموختن بیشتر در دیگر حوزه‌ ها را برای شما فراهم آورد و توانایی ‌های رهبری شما را توسعه دهد.

عملی ساختن آن
زمانی را صرف اندیشیدن درباره‌ نوع زندگی و دوران شغلی مورد علاقه خود قبل از انتخاب شغل كنید .
در این مقطع، شما از طریق تحصیل و آموزش ‌های دیگر، تلاش زیادی کرده‌ اید تا خود را برای شغلتان آماده كنید. به عقب بازگردید و ببینید چرا این شغل را انتخاب کرده ‌اید. آیا این شغل تناسبی برای شما دارد؟ آیا آن سبک زندگی و درآمدی که مد نظر دارید، از طریق این شغل قابل حصول است؟

هدف کاری خود را روشن کنید
تمرین زیر برگرفته از کتاب «هنر زندگی ساختن» است. سعی کنید این جملات را تکمیل کنید:
• روشی که می‌ خواهم به کمک آن کمک کنم، عبارت است از ..........................
• افرادی که می‌ خواهم به آنها خدمت کنم، عبارتند از .........................................
• مقیاسی که می ‌خواهم بر اساس آن کار کنم، عبارت است از............................ (مانند فردی، اجتماعی، ملی، جهانی).
اکنون این جملات را در یک جمله ترکیب کرده تا هدف کار، کسانی که می‌ خواهید به آنها خدمت کنید و مقیاس و معیار کارتان را مشخص سازید.

نقش ‌ها و وظایف احتمالی کار خود را روشن سازید
حداقل 10 نقش یا وظیفه‌ شغلی را مشخص سازید که قابل قیاس با اهداف کاری شما است. اکنون سه مورد از جذاب ‌ترین آنها را انتخاب كنید.
اطلاعاتی درباره‌ سبک زندگی مد نظر خود و ارتباط آن با وظایف شغلیتان کسب کنید.
از اینترنت، کتابخانه ‌ها و تماس‌ های شخصی برای درک بهتر آنچه که می ‌خواهید برای انجام وظایفتان به کار بگیرید، استفاده کنید. ببینید کار شما چقدر شبیه به دیگر کسانی است که همین وظایف شغلی را انجام می‌ دهند.

شرایط مالی و جدول زمانی خود را ارزیابی کنید
مشخص کنید که انتخاب شغل اول شما چه قدر باید طول بکشد. اگر برای دستیابی به یک شغل عالی، حمایت مالی ندارید، حداقل معیارهایی را برای پذیرش یک شغل در نظر بگیرید. این معیارها می‌ توانند مالی، جغرافیایی، شرایط کاری یا دیگر معیارها باشند. اگر شغلی را پذیرفته‌ اید که متناسب با «هدف کاری» شما نیست، لااقل مطمئن شوید که این شغل، حداقل زمان و فرصت کافی برای یافتن یک شغل جدید را در اختیار شما قرار می ‌دهد.

آماده شروع تبلیغات شغلی خود شوید.
سعی کنید ضمن آماده شدن برای مصاحبه، یک رزومه‌ حرفه‌ای برای خود تدوین و تهیه کنید و یک طرح جامع را نیز تدارك ببینید .

اشتباهات رایج
شما شغلی را انتخاب می ‌کنید که دیگران فکر می ‌کنند باید آن را دنبال کنید
در اغلب موارد، افراد شغلی را انتخاب می ‌کنند که والدین یا معلمانشان فکر می ‌کنند برای آنها مناسب است . مثلاً ممکن است کسی به شما بگوید: «شما باید مهندس (یا دکتر یا معلم یا تاجر) شوید زیرا پدر، پدربزرگ و عموهایتان چنین بوده‌ اند. این رسم خانواده است و شما نیز باید این رسم را دنبال کنید.» اما ممکن است این امر هیچ تناسبی با استعدادهای خدادادی و توانایی ‌های شما نداشته باشد. در اینجا، هیچ کس توجهی به احساسات شما نکرده است.
شغلی را فقط به خاطر حقوق آن می‌پذیرید
اگر در زمان انتخاب نخستین شغل، آن قدر خوش اقبال باشید که چند پیشنهاد شغلی متفاوت دریافت کنید، وسوسه می‌ شوید كه شغلی را انتخاب کنید که دارای بالاترین حقوق است. لذا وقتی در شرف آغاز کسب و کار خود هستید، این امر مهم‌ترین موضوع برای شما است. اما این تفکری کوتاه مدت است. اگر این شغل با شخصیت یا هدف شما در زندگی انطباق نداشته باشد، باید یا به دنبال شغل دیگری باشید یا اینکه بدون هیچ پیشرفتی در همان کار بمانید. بهتر است در زمان پذیرش شغل اول، نگرشی بلند مدت داشته باشید و از خود بپرسید: «چگونه این شغل می‌ تواند به من کمک کند تا توانایی ‌هایم را توسعه دهم و به اهداف زندگی کاری و زندگی شخصی ام دست یابم؟»
بلافاصله پیشنهاد اول را قبول می‌کنید
اگر متقاضی چند شغل هستید، اشتباه است که بلافاصله نخستین شغل پیشنهادی را بپذیرد. اما گاهی اوقات افراد نه خوب فکر می ‌کنند و نه از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. آنها از این هراس دارند که اگر به کارفرما بگویند مدتی منتظر بماند، این شغل را از دست بدهند. اما کارفرمایان این شرایط را درک می‌کنند و به احتمال زیاد فرصت بیشتری را برای بررسی دیگر پیشنهادها، در اختیار شما قرار خواهند داد. بهتر است در اینگونه مواقع بگویید: «بسیار سپاسگزارم. واقعاً به پیشنهاد شما علاقه‌مند هستم. اما اجازه دهید چند روزی در این خصوص فکر کنم.» اگر بدون فرصت و مهلت گرفتن، شغلی را بپذیرید، این بدان معنا است كه در واقع بدون اینکه نقایص احتمالی شغل پیشنهادی را بسنجید، آن را انتخاب کرده‌ اید.
به کار کردن برای یک دوست یا یک عضو خانواده روی می ‌آورید زیرا این ساده ‌ترین کاری است که می ‌توانید بكنید.همه از شما انتظار دارند تا به یک کسب و کار خانوادگی بپیوندید. شاید هم والدین شما از یک دوست خانوادگی بخواهند تا شما را استخدام كند. این، امر ساده ای به نظر می‌رسد. اما این کار، زندگی و دوران شغلی شما را در دستان کسان دیگری قرار می‌دهد و شما عملاً هیچ مسئولیتی در قبال خود نخواهید داشت. شاید تنها یکی از این فرصت ‌ها برای شما خوب باشد. مدت زمانی را به تجزیه و تحلیل این پیشنهادها و اتخاذ یک تصمیم عقلانی و آگاهانه اختصاص دهید.
شما از تلاش برای یافتن کاری که واقعاً دوست دارید، پرهیز می ‌کنید زیرا دیگران به شما می‌ گویند که بازار کار بد یا ورود به آن غیر ممکن است
مهم آن است که شما تلاش کنید و رؤیاهایتان را به واقعیت تبدیل کنید. شما باید فردی خلاق باشید. ممکن است مجبور شوید كه سخت ‌تر کار کنید و در عین حال مجبور باشید كه به دنبال شغل دیگری باشید. معهذا، این امر ارزش خود را در بلند مدت نشان خواهد داد.

برای اطلاعات بیشتر
کتب:
«هنر زندگی ساختن»، لارنس بولدت ، 1993
«چتر نجات شما چه رنگی است؟»، ریچارد بولز ، 2001
وب‌ سایت:
www.johnhuntersbible.com
«اگر اقتصاد به روزی برسد که مشاغل به دنبال افراد باشند، آنگاه این همه مشکلات اخلاقی گریبانگیر ما نخواهند بود.» لارنس سامرز
«وقتی تصمیم به انتخاب شغلی می‌ گیرید، این تصمیم باید از دلتان برآید.» دیو توماس

منبع : نشریه میثاق مدیران شماره بیست و چهارم ، مردادماه 1386





[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:10 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سه سوال کلیدی برای متحول کردن کسب و کار

سه سوال کلیدی برای متحول کردن کسب و کار

من همیشه می گویم کسب و کار شباهت زیادی به زندگی انسان ها دارد. پس به همین خاطر در این مقاله کاربردی سه پرسش کلیدی را با شما در میان می گذارم که نه تنها در متحول نمودن و موفقیت شما در کسب و کار و تجارت برایتان کارساز خواهد بود، سه پرسش کلیدی تغییر و تحول زندگی شخصی و موفقیت فردی نیز به شمار می رود که من آنها را در سمینارهای موفقیت فردی که برگزار می کنم با دیگران در میان می گذارم.
این سه پرسش به ترتیب عبارتند از:
۱- امروز دقیقا در کجا هستیم؟
۲- به کجا می خواهیم برویم؟
۳- چگونه به نقطه تعیین شده برسیم؟
این سه پرسش، همان سوال هایی هستند که با پاسخ دهی دقیق به آنها می توانید کسب و کار و تجارت خودتان را متحول کنید. پیشنهاد می کنیم برای آنکه به پاسخ های موثر و کاربردی تری دست بیابید حتما این پرسش ها را به کمک پرسنل و سایر همکاران خود پاسخ دهید و ایده هایتان را با همدیگر به اشتراک بگذارید.

امروز دقیقا در کجا هستیم؟
تعیین کنید ماهیت کلی سازمان، سطح آگاهی و رضایت پرسنل، عرضه و تقاضا بازاری که در آن فعال هستید، میزان فروش و سود سازمان، ضریب نفوذ شما در بازار، رضایت مشتریان از شما و موارد دیگری چون میزان نقدینگی و نظریات منقدان و تحلیلگران در مورد بازار و سازمان شما چگونه است.
ببینید نیازهای شما کدام هستند، چه فعالیت هایی را می بایست کاهش دهید و در عوض به تقویت کدام فعالیت ها بپردازید. تعیین کنید که کدام فعالیت را می بایست برای همیشه کنار بگذارید و کدام فعالیت را از همین امروز شروع کنید. دقیقا مشخص کنید که دیگران از بیرون شما را چگونه تلقی می کنند، ضریب نفوذ شما در بازار چقدر است و تعبیر پرسنل و مدیران از درون چگونه است.
من به این مرحله لقبِ ترازو را داده ام و آنرا اینگونه شرح می دهم که فرض کنید که می خواهید به وزن ایده آل برسید. قبل از هر چیز می بایست به روی ترازو بروید تا دقیقا متوجه شوید که چند کیلوگرم هستید و با توجه به داده های به دست آمده، اگر کمبود وزن دارید برای افزایش وزن و اگر افزایش وزن دارید برای کاهش وزن تان کاری بکنید. منتهای مراتب، قدم اول برای تغییر شناخت دقیق و به دست آوردن اطلاعات مستند و دقیق است.
تا زمانی که وضعیت فعلی خودتان را به صورت جدی و صادقانه تعیین نکنید نمی توانید برای تغییرات و ایجاد تحول قدم موثری بردارید. پس از همین حالا برای جمع آوری و دسته بندی و تحلیل هر اطلاعاتی که می دانید در تعیین وضعیت فعلی کسب و کار و تجارتتان شما را یاری می کند دست به کار شوید.

به کجا می خواهید بروید؟
زمانی که دقیقا تعیین نمودید در کجا هستید، پس از آن می توانید تعیین کنید که به کجا می خواهید بروید. سریعا دست به کار شوید و مشخص کنید می خواهید به کجا برسید. ایده آل شما چیست؟ چه چشم اندازی را برای کسب و کار خود در نظر گرفته اید؟
می خواهید پنج سال آینده، ده و بیست سال دیگر در کجا باشید؟ کسب و کار شما چگونه توصیف شود؟ چه تعداد پرسنل به کار گرفته باشید؟ در کدام شهر و کشور ها دفاتر فروش و نمایندگی داشته باشید؟ می خواهید به چه سقف فروش و درآمدی برسید و چقدر سود کنید؟ دوست دارید جایگاه شما و نام تجاری سازمان شما در چه رده و مرحله ای باشد؟
در تعیین آنجایی که می خواهید باشید و آنچه که می خواهید به دست بیاورید بلند پرواز باشید. هرگز به بیشتر از آنچه که تصور می کنید و در ذهنتان می بینید نمی توانید دست بیابید.
برای پاسخگویی به این پرسش می بایست موقعیت خودتان را در دو وضعیت شرح دهید. اولی در وضعیت طولانی مدت که در بازاریابی آنرا استراتژیک می خوانیم و دومی در وضعیت کوتاه مدت که اصطلاحا تاکتیک نام می گیرد. طول زمان تاکتیک و استراتژیک خودتان را مشخص کنید و دقیقا بگوئید که در هر کدام می خواهید چه جایگاهی داشته باشید. تعیین کنید چه کسانی شما را می شناسند، فروش روزانه شما چقدر است، مردم تا چه اندازه رقبت دارند تا شما را به دیگران توصیه کنند و رقبا در مورد شما چه می گویند و شما را چگونه می بینند؟
خودتان و سازمان خود را در آینده تصور کنید. ببینید که به موفقیت های چشمگیر رسیده اید، ببینید که فروش تان فزونی یافته است و به موقعیت های جدید دست یافته اید. میزان هر یک را مشخص کنید و تمام آن چیزهایی را که مایل به رسیدن شان هستید به روی کاغذ بیاورید.

چگونه به نقطه تعیین شده برسیم؟
تا ایده آل و چشم اندازی تعیین نکرده باشید و تا زمانی که جایی را در ذهن متصور نشده باشید هرگز نمی توانید کسب و کار خودتان را تغییر دهید و متحول کنید پس اگر هنوز چشم انداز مشترکی را با پرسنل و همکارنتان مشخص نکرده اید پیشنهاد می کنم به سوال قبلی باز گردید و به صورت جدی برای پاسخ دهی به آن فکر کنید.
زمانی که چشم انداز و تصویر ذهنی داشته باشید و از قبل موقعیت فعلی خودتان را در شرایط حاضر تعیین کرده باشید کافی است که فاصله خود تا هدف را اندازه بگیرید و بعد از آن تمام نیروی خود را برای رسیدن به هدف بسیج کنید و در راه نیل به هدف لحظه ای باز نایستید!؟
با اندازه گیری فاصله موجود بین شرایط حاکم با موقعیت هایی که می خواهید در آینده به دست بیاورید دقیقا تعیین کنید که به چه میزان سرمایه و نقدینگی، چه روابط حرفه ای و پشتیبانی کدام شرکت ها و انجمن ها و متخصصان بازار کار نیاز دارید.
برنامه دقیق و مدون برای کار خود آماده کنید. دقیقا بگوئید که سنارویوی پیروزی شما در کوتاه مدت و بلند مدت چگونه نوشته می شود و یادتان باشد که هر ایده و برنامه ای که به ذهنتان می رسد را می بایست به صورت مکتوب نگاه دارید. حرف و برنامه های ذهنی کافی نیست. می بایست برنامه هاتان را به روی کاغذ بیاورید تا جدی تلقی شوند. حتی اگر به صورت ذهنی و لفظی بارها و بارها برنامه هایتان را مرور کرده اما آنها را به روی کاغذ منتقل نکرده باشید یعنی برنامه ای ندارید!
مشخص کنید به چه تعداد و کدام دسته از متخصصین برای سازمان خود نیاز دارید، هزینه ایشان و تجهیزات مورد نیازشان چیست. دقیقا تعیین کنید که روزانه، هر هفته، ماهانه و هر سال به چه میزان پول برای نگهداری نیاز دارید. هزینه های ماهیانه و سالیانه خود را به صورت دقیق مشخص نمائید.

و همچنین اهمیت زمان و چهارچوب زمانی را از یاد نبرید. تعیین کنید که طی چه زمانی می خواهید به هدف تان برسید. به یاد داشته باشید حتی اگر بهترین اهداف را برای خود تعیین کرده اما زمان دقیقی برای هر یک از مراحل اجرایی و زمانی برای اتمام پروژه خود تعیین نکرده باشید در راه رسیدن به هدف با خسارات جبران ناپذیری مواجه می شوید که احتمالا شما را از نیل به هدف و پیروزی باز می دارند.

نویسنده: توماج فریدونی
منبع: http://blog.Toomaj.com




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

توصیه هایی برای توازن بین كار و زندگی

توصیه هایی برای توازن بین كار و زندگی
        
پركاری یك نوع اعتیاد است و باید درمان شود. بسیار خوب، شاید به جدیت الكلیسم یا دیگر بیماریهای اعتیادی نباشد، اما در حقیقت نوعی اعتیاد محسوب می‌شود.
 
معتاد به پركاری (كار بیمار):
پركاری یك نوع اعتیاد است و باید درمان شود. بسیار خوب، شاید به جدیت الكلیسم یا دیگر بیماریهای اعتیادی نباشد، اما در حقیقت نوعی اعتیاد محسوب می‌شود.
اولین بار در سال 1971 وین استس در كتاب خود این واژه را به كار برد. از آن پس، معنی این كلمه به وسیله اشخاصی كه زندگی را بدون معنی می‌پنداشتند، سرمشق شده است. اما معتاد به پركالری قابل سرزنش نیست. در حقیقت، در فرهنگ ما به شیوه‌های مختلف پركاری تشویق شده است.
شاید، زمان آن باشد كه درباره كار بیماری فكری جدی بكنیم. هر چند كه اغلب، این واژه به طور نامناسبی استفاده می‌شود تا یك فرد پر انرژی را توصیف كند كه به كارش مقید می‌شود و محظوظ آن می‌شود، و در عین حال رابطه ای خوب با خانواده و همكاران خود دارد. بنابراین، چه می‌شود اگر از كار بیماری خود و فرد مورد علاقه خود مطمئن نباشید.
با پاسخ به سئوالات زیر متوجه كار بیماری خود یا دیگران خواهید شد.
* اگر شما كار نكنید، آیا دنیای شما از بین خواهد رفت؟
* آیا فكر می‌كنید تنها شما از عهده كارها برمی آیید؟
* آیا از پركاری خسته و رنجور می‌شوید؟
* آیا اضافه كاری منجر به داشتن رابطه نامناسب با اطرافیان شما می‌شود؟
اگر پاسخ شما به بیشتر سئوالات بالا مثبت باشد، شما به گونه ای مبتلا به كار بیماری هستید.
مثل همه اعتیادها، می‌توان كار بیماری را تحت كنترل در آورد.
اولا، باید قدرت هیچ كاری نكردن را دوباره كشف كنید.
جوانی خود را به یاد بیاورید. در آن زمان ساعت‌ها می‌نشستید و خود را سرگرم می‌ساختید. خوب، شاید الان هم باید چند لحظه ای بنشینید و استراحت كنید. كودكان هرگز نمی نشینند و كاری انجام نمی دهند، مگر اینكه خراب كاری كرده باشند. این دو مورد را می‌توان در بزرگسالی هم به كار گرفت، البته با كمی تغییر. من هرگز توصیه نمی كنم كه ساعت‌ها بدون هدف بنشینید و روزن‌های پوست خود را بشمارید. بلكه توصیه می‌كنم كه هر چند وقت یكبار استراحت داشته باشید.
سپس، در هوای تازه بنشینید و از صدای پرندگان، بوی گل‌ها و شكوفه‌ها لذت ببرید.
شاید این صحبت‌های كلیشه ای باشند اما واقعا انجام این كارها به انسان آرامشی خاص می‌بخشند.
در آخر، ورزش كنید و گاهی ورزش‌های كششی را انجام بدهید.
شایان ذكر است كه بدن سالم، بدن خوشحال است. اما تناسب اندام فقط یك سوم هدف ذهن بدن و روح سالم است. سعی كنید توازنی بین كارهای خود برقرار سازید و به خودتان توجه داشته باشید.
كار بیماران باید بپذیرند كه پركاری تلاشی است برای كنترل پیامد هر موقعیتی، كه خیلی از مواقع خارج از كنترل هستند.
در زندگی باید به چیزهایی كه امكان دارند فكر كنیم، نه اینكه چیزهایی كه می‌توان كنترل كرد، كه به طور غیر حتم دور از دسترس هستند.
 
تهیه و ترجمه:گروه سبک زندگی سیمرغ
www.seemorgh.com/lifestyle




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

انديشه يك كسب و كار موفق

انديشه يك كسب و كار موفق

شروع كسب و كار يكي از جالبترين عملكردهايي است كه يك فرد مي‌تواند داشته باشد. بيش از ده ميليون نفر هر ساله كسب و كاري را آغاز مي‌كنند و در نتيجه بيش از سه ميليون كسب و كار كوچك هر ساله ايجاد مي‌شود.
كارآفريني مزاياي متعددي دارد و در نتيجه رقابت در اين حيطه نيز بسيار است. درك ابعاد اين رقابت و طرح كسب و كار دقيق و كارا مي‌تواند منجر به شروع يك كسب و كار موفق شود. آيا عملكرد شما ازين مراحل تبعيت ميكند؟ سعي كنيد آنچه را كه ديگران انجام ميدهند، بررسي كنيد تا به چگونگي شروع كار پي ببريد.
سنجش ميزان آمادگي براي شروع كسب و كار
با وجود اينكه كارآفريني ميتواند منجر به موفقيتهاي زيادي شود اما شما بايد آماده و حاضر باشيد. حتما زماني را صرف تشخيص آمادگي خود براي شروع كسب و كار كنيد.
- آيا كارآفريني براي شما مناسب است؟
- آيا قادريد تشكيلات اقتصادي خود را كنترل كنيد؟
در كسب و كار هيچ تضمين و گارانتي وجود ندارد، اما مي‌توانيد با طرح يك نقشه مناسب و بررسي دقيق آن شانس موفقيت خود را افزايش دهيد.
در ابتدا نقاط ضعف و قوت خود را به عنوان يك دارنده كسب و كار مورد ارزيابي قرار دهيد. با دقت به پرسشهاي زير توجه كنيد:
آيا شما تازه كار هستيد؟
البته اين به خود شما بستگي دارد كه چگونه پروژه هاي خود را ارتقا دهيد، زمان را تنظيم كنيد و به جزئيات توجه داشته باشيد.
با شخصيتهاي متفاوت چگونه برخورد ميكنيد؟
صاحبان كسب و كار نيازمند توسعه روابط كاري با افراد زيادي از جمله مصرف كنندگان، فروشندگان، كارمندان، بانكداران و افراد حرفه اي مانند وكلا، حسابداران و مشاوران هستند. آيا شما ميتوانيد با يك مشتري مصر، يك فروشنده غير قابل اعتماد و يا يك كارمند بدخلق سر و كار داشته باشيد؟
چگونه تصميم گيري انجام ميدهيد؟
صاحبان كسب و كار كوچك نيازمند تصميم گيريهاي سريع و پايدار هستند.
آيا داراي استقامت روحي و جسمي كافي براي شروع و راه اندازي يك كسب و كار هستيد؟
داشتن يك كسب و كار جالب و مفيد اما در عين حال طاقت فرسا است. آيا ميتوانيد هفت روز هفته روزي دوازده ساعت فعاليت و كار داشته باشيد؟
چگونه برنامه ريزي و سازماندهي ميكنيد؟
تحقيقات نشان ميدهيد كه طرحهاي ضعيف عامل شكست در كار ميشوند. سازماندهي موثر مالي و برنامه ريزي دقيق در توليد ميتواند از هرگونه ورشكستگي جلوگيري كند.
آيا گام‌هاي شما به ميزان كافي مستحكم است؟
ايجاد يك كسب و كار ممكن است شما را از لحاظ روحي خسته كند. بيشتر صاحبان كسب و كار از قبول اين همه مسئوليت سنگين به سرعت خسته و دلسرد ميشوند. انگيزه قوي در حفظ و بقاي كار به شما كمك ميكند.
كسب و كار شما چگونه بر روابط كاري شما اثر ميگذارد؟
اولين سالهاي شروع كسب و كار ممكن است بر خانواده فشارهايي را وارد كند. اين موضوع حائز اهميت است كه افراد خانواده بدانند چه انتظاري دارند و شما بايد كاملا مطئن باشيد كه آنها در طول اين زمان شما را حمايت ميكنند. تا زمانيكه كسب و كار شما سود آور شود ممكن است با مشكلات مالي بسياري مواجه شويد كه چند ماه يا سال به طول انجامد. آيا شما قادريد خود را با استاندلردهاي پايينتر زندگي تطبيق دهيد؟
چند نكته:
دلايل زيادي وجود دارد كه نتوانيد كار خود را شروع كنيد، اما براي يك فرد توانمند، مزاياي امتيازات داشتن يك كسب و كار به خطرات موجود در آن مي ارزد :
• مدير خود هستيد.
• كار سخت و طولاني مزايايي براي شما دارد و سود آن به جاي آنكه نصيب شخص ديگري شود به شما ميرسد.
• بدست آوردن پول و رشد كاري بسيار لذت بخش است.
• اقدام به كار مخاطره آميز ميتواند جذاب و نيازمند جسارت بالائي باشد.
. ايجاد يك كسب و كار هميشه منجر به يادگيري ميشود.
دلايل شكست يك كسب و كار
- چرا يك كسب و كار با خطر شكست مواجه است؟
موفقيت در كسب و كار هيچگاه بصورت خودبخودي ويا بر اساس شانس نيست و همانطور كه گفته شد اين موفقيت اصولا به سازمان دهي و بصيرت فرد راه انداز كسب و كار بستگي دارد و تضميني براي آن وجود ندارد.
شروع يك كسب و كار هميشه ريسك پذير است و شانس موفقيت اندك ميباشد. بنابر گزارش اداره كسب و كارهاي كوچك در آمريكا (SBA) بيش از 50% كسب و كارهاي كوچك در سالهاي اول با شكست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميروند.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

الگوي نردبان موفقيت

الگوي نردبان موفقيت

ايجاد تغيير و تحول مثبت در زندگي فردي و بالارفتن از نردبان موفقيت در زندگي آرزوي هركسي است. اما به سلامت طي كردن پله هاي اين نردبان مستلزم رعايت شرايط ذيل است:
(الف) روي هر پله نبايد بيش از حد معمول مكث كرد؛
(ب) پس از پيمودن پله اول، نوبت به پله دوم مي رسد؛
(ج) از نردباني كه پايه اش شكسته است نبايد استفاده كرد؛
(د) بايد ابتدا جاي پا را محكم كرد و سپس قدم بعدي را برداشت؛
(ها) پس از استفاده از نردبان نبايد آن راسرنگونش كرد.
و امــا نردبان موفقيت شش پله دارد كه گذراندن هريك از آنها اگر به درستي و با كيفيت مطلوب صورت گرفته باشد و شرايط پيش گفته رعايت شده باشد به تدريج شما را به پيروزي و كاميابي نزديك تر مي كند:

پله اول - خودشناسي و خودباوري: در اينجا شما بايد به نداهاي دروني كه از اعماق وجودتان برمي خيزد توجه كنيد و آرزوهاي قلبي تان را دريابيد. سعي كنيد از طريق تفكر و تجزيه و تحليل خود، تواناييها و استعدادهايتان را كشف كنيد.
وقتي كه وارد جزيره ناشناخته وجود خويش مي شويد چيزهاي شگفت انگيزي را مشاهده خواهيد كرد. سپس خود را باور كنيد و به خود، تواناييها و قدرتمندي تان ايمان بياوريد. بگوييد: مي توانم لذت و احساس خوشايندي كه در هنگام گفتن مي توانم در شما پديد مي آيد با هيچ چيزي قابل مقايسه نيست. اگر شما اطميناني مطلق كه ناشي از ايمان قوي است در خود به وجود آوريد در آن صورت واقعاً به انجام هر كاري قادر خواهيد بود ولو اينكه ديگران به غيرممكن بودن آن ايمان داشته باشند پس به خودتان تكيه كنيد و همه چيز را از خودتان بخواهيد، تنها شما هستيد كه سرنوشت خود را معين مي كنيد. متاسفانه اكثر مردم اشتباهات و اهمال كاريهاي خود را در زندگي به گردن تقدير مي اندازند.

پله دوم - هدفگذاري : وجود هدف براي تعيين جهت حركت ما در مسير زندگي ضروري است. وقتي هدفي روشن و چالش برانگيز در پيش داشته باشيم كه كمترين ترديدي درباره آن به خود راه ندهيم احساسي عالي به مـا دست مي دهد.
پس براساس استعدادها، قابليتهــا و خواسته هاي واقعي خود اهداف بلندمدتي را برگزينيد.
بهتـــر است اهداف چندجانبه اي را در زمينه هاي علمي و تحصيلي، جسماني و سلامتي، مذهبي، معنوي، شغلي و مالي و... انتخاب كنيد. از اين طريق تمام ابعاد وجودي خويش را گسترش مي دهيد. اين اهداف را به طور واضح و دقيق مشخص كرده و حتماً برروي كاغذ بنويسيد. زمان لازم براي رسيدن به آنها را تعيين كنيد و نيز توجه داشته باشيد كه اهداف بايد در باورتان بگنجد و شوروشوقي را در شما براي رسيدن به آنها ايجاد كند.
اهداف خود را هميشه همراه خود داشته باشيد و هر روز آنها را مرور كنيد و از خود بپرسيد:
امروز چه كاري (هرچند كوچك) در راستاي اهداف خود انجام داده ام؟ و هر از گاهي به بررسي آنها بپردازيد شايد متوجه شويد كه اهدافتان خيلي كم بينانه و يا خيلي بلندپروازانه و غيرواقعي است در اين صورت به تعديل آنها پرداخته و حالت متعادلي را به وجود آوريد.

پله سوم - برنامه ريزي : برنامه عبارت است از: تعيين اهداف جزئي و كوتاه مدتي - كه در راستاي اهداف بلندمدت قراردارند - و راه رسيدن به آنها.
و برنامه ريزي تلاشي ذهني است كه قبل از تلاش فيزيكي يا اقدام به انجام كار صورت گرفته و راه تحقق اين اهداف تفكيك شده را معين مي كند.
براي طراحي برنامه اي كارآ و اثربخش بايد از تمام واقعيتهاي مربوط موجود اطلاع حاصل كرده و با ديدي همه سونگركه فرصتها و محدوديتهاي محيطي (بيروني) و قوتها و ضعفهاي فردي (دروني) را مدنظر قرار مي دهد برنامه اي مناسب و انعطاف پذير در جهت نيل به اهداف تدوين كرد.
در يك برنامه خوب فعاليتي كه بايد انجام شود، روش انجام، زمان و مكان، منابع لازم و... قيد مي شود.

پله چهارم - عمل و تلاش آگاهانه: همه انسانهاي مــوفق اهل عمل و تلاش اند. كساني كــــه همواره در مورد اهدافشان سخن سرايي مي كنند و هرگز دست به عمل نمي زنند موفقيتي نخواهند داشت. موفقيت هيچ ارتباطي به شانس ندارد. هرچه بيشتر تلاش كنيم و از خود فعاليت و حركت نشان دهيم به همان اندازه به مــــوفقيت نزديكتر مي شويم.
از آنجا كه عمر علاوه بر طول، عرض و عمق هم دارد. هرچه شديدتر و بهتر كار كنيد بيشتر زندگي مي كنيد، چرا كه به عرض زندگيتان مي افزاييد و در نتيجه شاداب تر، سرزنده تر و راضي تر خواهيد بود. لذا شما بايد حركت كنيد. حركت باعث رشد و باروري اعتماد به نفس مي شود. مستقيماً وارد عمل شويد و دست به اقدام بزنيد زيرا كه اقدام ترس را از بين مي برد.
بگوييد: بايد همين الان شروع كنم و شروع كنيد صبر نكنيد تا اوضاع مساعد شود، زيرا هيچ وقت نمي شود. انتظار براي فراهم آمدن شرايط مطلوب انتظاري است كه تا ابد به درازا مي كشد.
در عين حال، بايد توجه داشته باشيد كه تلاشهايتان آگاهانه، حساب شده و منظم باشد و كارها را از روي فكر و ذكاوت انجام دهيد. هميشه به دنبال بهترين راه ممكن باشيد. هميشه راه بهتري براي انجام كارها وجود دارد.

پله پنجم - پشتكار و استقامت، صبر و انعطاف پذيري:
الف - پشتكـــار : وقتي كـــه وارد صحنه مي شويد و دست به عمل مي زنيد قسمت عمده اي از كار را به انجام رسانيده ايد اما براي تحقق هدف و كسب نتيجه بايد حتماً پشتكار به خرج دهيد و پيگير باشيد. پيگيري كارها مغز را فعال و اميد به موفقيـت را در شـخص بارور مي سازد.
اگر در كارها جديت نداشته بــــــاشيم بي استعدادترين افراد مصمم و بااراده نيز از ما پيشي خواهند گرفت چرا كه فقدان استعداد، با مقاومت، سختكوشي ، نظم ، دقت و صبر وشكيبايي قابل جبران است.
پس عزمي آهنين و راسخ پيشه كنيد. هرگز از تلاش و كوشش خسته نشويد، آخرين كليد باقيمانده شايد بازگشاينده قفل در باشد.
ب - صبر : صبر داشته باشيد، نگذاريد مشكلات و موانع شما را نااميد كند. از مشكلات درس بگيريد و از هر خطايــي تجربه اي كسب كنيد.
ج - انعطاف پذيري: در زمينه راههاي رسيدن به هدف تعصب نشان ندهيد و به يك راه معين نچسبيد. به دنبال هدف نهايي باشيد اما در عقايد خود خشك نباشيد و قابليت انعطاف داشته باشيد. با دوباره سنجي برنامه هايتان دست به ابتكارات و ابــداعات جديد بزنيد و راه حلهاي آسانتر و عملي تر را جستجو كنيد. وقتي كه صبر و استقامت و انعطاف پذيري از خود نشان داديد كاميابي شما را در برمي گيرد و طعم پيروزي را مي چشيد.

پله ششم . نتيجه گيري: درصورتي كه پله هاي قبلي به خوبي پشت سر گذاشته شود نتيجه دلخواه خود بخود به دست مي آيد حتي اگر نتيجه موجود دلخواه و مطلوب شما نباشد جاي هيچگونه ناراحتي و تاسف نيست. اصولاً هر وضعيتي مانند سكه يك روي خوب و يك روي بد دارد، آن روي خــوب را پيدا كنيد و جنبه هاي مثبت را ببينيد. شكست ظاهري پلي است به سوي پيروزي حقيقي.
از خود دو سوال بپرسيد: 1 - اشكال كار كجا بود؟ 2 - راههاي جديد كدامند؟ و مجدداً و خلاقانه تر اقدام كنيد.

منبع :
http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-2495-page-1.html




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:07 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

شش كلمه مهم در كارآفريني

شش كلمه مهم در كارآفريني

وقتي كه شما به عنوان يك كارآفرين شروع به كار مي‌كنيد، كمي كه جلو مي‌رويد با چالش‌هايي رو به رو مي‌شويد كه حسابي كلافه‌تان مي‌كنند و حسابي پريشان مي‌شويد. اين حالت طبيعي و عاديست و هر كارآفريني در مرحله‌اي از كارش با آن مواجه مي‌شود. گاهي اوضاع آنقدر دشوار است كه اصلاً پشيمان مي‌شويد و به خود لعنت مي‌فرستيد كه اصلاً چرا دست به كارآفريني زده‌ايد! به خود مي‌گوييد كه فقط يك آرزو دارم. مي‌خواهم كارمند كسي باشم.
من نشستم و فكر كردم كه من به عنوان يك كارآفرين چه چيزهايي را ارزش مي‌دانم و چه چيزهايي در كار و زندگي شخصي برايم مهم هستند. پس از قدري تامل شش كه پيدا كردم كه همه آن‌ها با حرف F شروع مي‌شوند. پس از اين كلمه به اين لغات توجه كردم و در كار و زندگيم آنها را لحاظ نمودم، توانستم ازدواج كنم، به فرزندان و همسرم عشق بورزم و در عين حال كسب و كاري موفق هم خلق كنم. اميدوارم اين شش لغت به شما هم كمك كنند.
1- Faith به معناي ايمان. من به خودم،‌ توانايي‌هايم و كارم ايمان داشته آنها را به تمامي باور دارم. علاوه بر اين ايمان دارم كه براي موفقيت حتي در لحظات دشوار و پيچيده هم ابزار مورد نياز را در دست دارم. اگر به هدفتان، خودتان و كسب و كارتان ايمان نداشته باشيد، چطور مي‌خواهيد موفق شويد؟
2- Family به معناي خانواده، همسر و دو دخترم تمامي زندگي من هستند و شروع يك كسب و كار مستقل باعث شد كه من بيشتر به آنها توجه كنم و در مركز زندگيم قرار گيرند. من سخت كار مي‌كنم ولي با وجود اين سه نفر كار و تلاشم هدفمند شده است.
3- Friends به معناي دوستان. هيچ كارآفريني نمي‌تواند به تنهايي موفق شود. تمامي شركت‌هايي كه در ليست ثروتمندترين‌هاي مجله Fortune قرار مي‌گيرند، هيئت مديره دارند و هرگز رئيس شركت به تنهايي تصميم نمي‌يگرد. يك كارآفرين دوستان زيادي دارد. وقتي هيچ كس نمي‌خواهد حرفتان را گوش كند يا كالا و ايده شما را ببيند، دوستان شما اين كار را مي‌كنند و علاوه بر اين هنگامي كه دچار مشكل شده‌ايد و كار و كاسبيتان كساد شده، اين دوستان بدون هيچ چشمداشت مالي، به شما مشاوره مي‌دهند.

4- Finances به معناي هزينه‌ها. بياييد روراست باشيم و به اين مقوله جدي هم بپردازيم. بيشتر ما كارآفرينان چون مي‌خواهيم بيشتر پول دربياوريم، از وظيفه كارمند بودن استعفا مي‌دهيم و كسب و كاري از خودمان راه مي‌اندازيم. اما بايد توجه كنيم كه پول درآوردن كار راحتي نيست و موانع بسياري سر راه وجود دارند. اگر به اين لغت چهارم توجه داريم بايد از خود بپرسيم : «امسال چقدر مي‌خواهم پول در بياورم؟» نمي‌توان هيچ پاسخي به اين سوال داد بلكه بايد پرسش ديگري پرسيد : «چقدر مي‌خواهم تلاش كنم و اصلاً چقدر كارم را دوست دارم؟»
5- Focus به معناي تمركز. خيلي قشنگ و خوشايند است كه ديگران بگويند كه فلاني يك كسب و كار از خودش دارد و آقا رئيس خودش است. اما تعيين هدف به تنهايي كافي نيست. مهم اينست كه اين اراده و خواسته به عمل درآيد و موفقيت خلق كند. بايد به كارتان بچسبيد و با تمام توان كار كنيد. حتي در مواقع سختي و دشواري كه با تنش و چالش روبرو هستيد هم تمامي قوايتان را بر اين كار متمركز نماييد.
6- Freedom كه معناي آزادي را مي‌رساند. در اصل اين بهترين و زيباترين هديه‌ايست كه كارآفريناني به خالق آن مي‌دهد. اما به ياد داشته باشيد كه اين F آخر در صورتي نوشته مي‌شود كه آن پنج F قبلي به درستي محقق شوند. بسياري در جستجوي همين آزادي،‌ كارفرمايشان را ترك كرده به كارآفريني روي مي‌آورند اما نمي‌دانند كه ارزش‌هايشان كدام‌ها هستند و همين‌طور گيج و بي‌هدف كار مي‌كنند كه مسلماً موفقيتي در پي نخواهد داشت. صد البته كه اين شش لغت تمامي ارزش‌هاي كارآفريني نيستند اما اگر در وضعيت گيج‌كننده و دشواري قرار گرفتيد، يادآوري اين شش F به شما كمك خواهد كرد تا بدانيد كه اولويت‌هاي توجه در اين لحظات چه چيزهايي هستند.
By : Paul Furiga
مترجم : آذين صحابي

منبع :http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-2036-page-1.html




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:06 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده گام در جهت کمک به شخص کارآفرين

ده گام در جهت کمک به شخص کارآفرين

1- جستجو براي ايده،خدمات يا محصولي که متفاوت از ديگران باشد.
2- با يافتن يک ايده،خدمات يا محصول منابع مورد نياز براي پياده کردن آن را تأمين کنيم.
3- شناخت محيط خارجي
4- شناخت خود و بينش خود
5- ايجاد مهارت و توسعه ويژگي ها
6- محاسبه ريسک ها و نترسيدن از شکست
7- در نظر گرفتن اهداف
8- برقراري ارتباط با بينش(ديدگاه)
9- حمايت مطمئن
10-ايجاد شبکه ارتباطي
اين ده گام،نقاط آغازين براي شخص کارآفرين هستند.
همچنين مسئله ديگري به نام شانس وجود دارد.گفته مي شود که افرادي مثل بيل گيتس يا سر ريچارد برنسون خوش شانس هستند.آيا واقعاً آنها خوش شانس هستند؟ يا اينکه مطمئن شده اند که در مکان مناسبي و در زمان مناسب قرار گرفته اند.چيزي که بيشتر شانس خوانده مي شود در حقيقت نتيجه تحليل با دقت از جهان و سپس قرار گرفتن در مکان مناسب است.مثلاً حتي براي بردن يک لاتاري شما اول بايد يک بليط بخريد و در واقع اين عملي است که شما را در موقعيت مناسب قرار مي دهد.اشخاص کارآفرين به شانس تکيه نمي کنند بلکه آنها خود وقايع را به وجود مي آورند. شخص کارآفرين نيازمند است که هر يک از گام هاي ذيل را با شرايط خاص خودش وفق دهد.هر موقعيت کاري براي خودش يکتاست و بنابراين قدم اول به منظور درک محيط خاصي که در آن شخص تمايل به فعاليت دارد لازم است.اين سبب مي شود که مهارت هاي تحليلي براي شخص کارآفرين بيش از پيش اهميت يابد.زيرا،در حالي که ممکن است ديگران به او کمک کنند در پايان روز تحليل شخصي اوست که يک بخش نهايي به شمار آمده و تفاوت بين موفقيت و شکست را آشکار مي سازد.

1- جستجو براي يک ايده،خدمات يا محصولي که متفاوت از ديگران باشد:
اشخاص کارآفرين وقايع را به سمت جلو پيش مي برند.آنها دوست ندارند مانند ديگران باشند.آنها مي خواهند که:
- همان کار را بکنند ولي به نحوي متفاوت
- کاري جديد انجام دهند اما به نحوي متفاوت
- کاري جديد انجام دهند اما به روشي پايدار(روشي که قبلاً ثبت شده است)
- کاري جديد انجام دهند و آن را به روش جديدي انجام دهند.
در مورد اول اغلب داراي امنيت بيشتري هستند زيرا يکي از متغيرها از ميان برداشته مي شود.به عنوان مثال کار کردن با يک روش متداول و آشنا.
Amazon.com کتاب مي فروشد،فعاليتي که صد سال است انجام مي شود.اما به روشي جديد و به واسطه اينترنت.
Ken Bogas ايده هاي جديدي براي راه اندازي رستوران داشت اما آن ها را با يک روش سنتي پياده کرد و تعدادي از موانع را از سر راه برداشت.در آن زمان سايت هاي اينترنتي و اطلاعات تصويري مقوله کاملاً جديدي بود و او کار خود را با يک روش جديد يعني pc شخصي خودش آغاز نمود.
تفاوت ها همان VSP ها(نقاط يکتايي فروش)هستند و اين چيزي است که مشتري ها به آن عکس العمل نشان مي دهند و کارآفرين و سازمان با هم براي مشتري شناخته مي شوند.
2- با يافتن ايده،خدمات يا محصول براي تأمين منابع مورد نياز جهت پياده سازي آن قدم برداريم:
بسياري مردم ايده هايي دارند ولي تعداد اندکي از آنها واقعاً قدم هاي لازم را براي پياده کردن آنها بر مي دارند که آنها همان کارآفرينان هستند.
ممکن است چيزهاي بسياري وجود داشته باشد که به اين امر کمک کنند .مانند:
- جستجوي شريک
- جستجوي سرمايه
- ثبت اختراعات
- بازاريابي
اين ليست از پروژه اي تا پروژه ديگر تغيير مي کند و مهم آن است که شخص وقت بگذارد تا مطمئن شود که به همه چيز ممکن فکر کرده است.بنابراين ممکن است پياده کردن برخي از شرايط بالا واگذار شود به شخص ديگري زيرا ممکن است کاري روتين باشد و فعاليتي کارآفرينانه نباشد.
3- محيط خارجي را بشناسيم:
شخص کار آفرين لازم است تا رنج وسيعي از عوامل خارجي را قبل از شروع توسعه در نظر بگيرد. زيرا رسيدگي به اين عوامل است که به فرصت ها و تهديدهاي بالقوه جهت مي دهد.
يک Spectacies از عواملي نظير اجتماعي،اقتصادي،فرهنگي،تکنولوژيکي،قانوني،محيطي،گمرکي و ... محدوده وسيعي از عوامل را جهت رسيدگي در دسترس قرار مي دهد.
4- خودتان و بينش خود را بشناسيد:
به منظور تحليل محيط خارجي شخص کارآفرين نياز دارد که نقاط قوت و ضعف خود را مورد بررسي قرار دهد.يگر نقاط ضعف شناخته شوند مشکلاتي که ايجاد مي کنند کمتر خواهد بود.برخي از نقاط ضعف کارآفرينان ضعف هاي جايز هستند.براي مثال:مقابل يک نيروي مثبت از دست دادن ضعف و قدرت هر دو ممکن است.انسان هاي خلاق ممکن است در برقراري ارتباط ضعف داشته باشند و اين ضعف ممکن است سبب شود حتي خلاقيت آنها افت پيدا کند.در فرموله کردن بينش اطمينان حاصل کنيد که قابل سازماندهي بوده و بتوان آن را به صورتي که بتواند با ديگران ارتباط برقرار کند تبديل کرد.
5- کسب مهارت ها،توسعه ويژگي ها:
اينکه شما در آغاز يک کسب و کار کارآفريني تمام مهارت ها و ويژگي هاي لازم را به طور کامل داشته باشيد مد نظر نمي باشد.بررسي کنيد که چه مهارت هايي لازم است و آنها را کسب کنيد.
هرگز نترسيد که از ديگران بپرسيد کدامشان موفق بوده اند.بسياري از آنها دوست دارند به شما کمک کنند.نسبت به برنامه هايي که اعلام مي کنند شما مي توانيد به سرعت پولدار و يک کارآفرين موفق شويد.آگاه باشيد اين امر مستلزم کار سخت و زمان کافي براي کسب مهارت هاي پايه اي و راه حل سريع ندارد!
6- ريسک ها را مورد محاسبه قرار دهيد و از شکست نهراسيد.
ريسک ها بايد به طور دقيق تحليل شوند.اگر ريسکي بقاي کارآفرين را به خطر بياندازد ممکن است ارزش آن را داشته باشد که پذيرفته شود.برنسون را به ياد آوريد که چه طور ريسک تأسيس خطوط هوايي را براي سال اول پذيرفت.گرچه ممکن بود سرمايه زيادي را از دست بدهد.
شکست ها چيزي هستند که بايد از آنها درس آموخت.ما از خطاهايي که رخ مي دهد بيشتر درس مي گيريم تا کارهايي که به طور صحيح انجام مي شود.بسياري از روانشناسان بر اين باورند که درجه خاصي از شکست براي انگيزش و چالش لازم است.اگر هميشه همه چيز به خوبي پيش رود همان قدر نا اميد مي شويم که همه چيز هميشه خراب شود.کلمب يک شکست خورده بود.او هدفش يافتن راهي جديد به سوي هند بود که منجر به يافتن آمريکا شد.اما هنوز مجسمه او در سر تا سر جهان وجود دارد.اگر شخصي واقعاً نمي تواند در مقابل شکست بايستد،هيچ وقت نمي تواند يک کارآفرين حقيقي شود.ريسک و شکست بايد در کار قرار داده شوند.اگر هيچ ريسکي نباشد هيچ چيز به دست نخواهد آمد.
7- تعيين اهداف:
هر بينشي احتياج دارد که تحقق خود را ببيند.اين اهداف به فرآيند طرح ريزي براي پياده سازي فعاليت هاي کارآفرينانه کمک خواهند نمود.
همچنين مهم است درک نماييم که اهداف پويا هستند و مي توانند با محيط تغيير نمايند.اشخاص کارآفرين نبايد به خودشان اجازه بدهند که در بينش خود دچار کوتاه نظري شوند.زيرا ممکن است فرصت هاي ديگري نيز وجود داشته باشد.
8- برقراري ارتباط با بينش:
بينش شخص کارآفرين هر چه باشد،او و اهداف مورد تأييدش بايد با کساني که با آن درگير خواهند شد ارتباط برقرار کند.ديگران ممکن است به اندازه توليد کننده اين ايده ها نسبت به آن اشتياق نداشته باشند و براي آنها لازم است بينش به طور واضح و دقيق باز شود.ممکن است کساني باشند که در طرح هاي اوليه متوجه Flaws شوند(Flaw هايي که به دليل ناچيز بودنشان توسط کارآفرين از قلم افتاده اند).بايد به اين افراد توجه کرد و طرح هايشان راشنيد زيرا ممکن است درست بگويند.مکتوب نمودن بينش به صورت واضح مي تواند تمرکز مفيدي براي افراد ايجاد کند.
9- اطمينان بخشيدن از جهت حمايت:
کارآفرين نياز به حمايت دارد.چه به صورت حرفه اي و چه به صورت داخلي.حمايت مستمر متصديان امور مالي،شرکا،کارمندان،Supplier ها و مشتريان به طور واضح براي موفقيت هر کسب و کاري حياتي است.
هر چه زودتر اين افراد جزو معتمدان کارآفرين قرار مي گيرند(بدون گشودن اسرار خاص کسب و کار) زودتر مي توانند به پروژه وارد شوند.در خانواده هم همين طور است.شخص احتياج دارد که اطمينان حاصل کند که زمان براي روابط خانوادگي اختصاص داده شده است.برقراري تعادل بين کار سخت و ساعت هاي طولاني که فعاليت هاي کارآفريني را احتياج دارد با تعهدات خانوادگي کاري دشوار است اما بايد انجام شود.اگر شکست اتفاق بيافتد حمايت هم کلاسي ها و به ويژه خانواده در فرايند شروع مجدد حياتي خواهد بود.تمام کارآفرينان در برخي نقاط از شغلشان با شکست مواجه خواهند شد.
10-برقراري شبکه:
کارآفرينان به ندرت فقط يک پروژه را در زندگيشان هدايت مي کنند.در حالي که آنها از يک فعاليت به فعاليت ديگر حرکت مي کنند شبکه ارتباطي شان اهميت بيشتري در موفقيتشان پيدا مي کند.شخص کارآفرين به ندرت اجازه مي دهد که يک فرصت ارتباطي از دست برود.آنها به نقشي را که ديگر مردم در موفقيت شان دارند اهميت بسيار مي دهند.شخص کارآفرين احتياج دارد که برقراري شبکه ارتباطي را يک فعاليت قبل از کليه فعاليت ها قرار دهد.اين فقط به منظور ملاقات با افراد نيست بلکه به منظور حفظ ارتباط است و در واقع اهميت ارتباط هاي بعدي به اندازه اولين ملاقات است.به ياد داشته باشيد هيچ کس دوست ندارد که احساس کند فقط يک وسيله است و کارآفرين فقط به اين جهت به آنها علاقه مند است که آنها کاري مي توانند برايش انجام دهند.
کارآفرين موفق با دقت خواهد انديشيد که ساير افراد از برقراري شبکه چه سودي به دست خواهند آمد.

منبع:خانه پژوهش نواندیش
مرجع: شبکه زنان کارآفرین





[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:06 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

دلایل شکست درکسب و کار

موفقيت در کسب و کار هيچگاه بصورت خودبخودي ويا بر اساس شانس نيست و همانطور که گفته شد اين موفقيت اصولا به سازمان دهي و بصيرت فرد راه انداز کسب و کار بستگي دارد و تضميني براي آن وجود ندارد.
شروع يک کسب و کار هميشه ريسک پذير است و شانس موفقيت اندک مي باشد. بنابر گزارش اداره کسب و کارهاي کوچک در آمريکا (SBA) بيش از 50% کسب و کارهاي کوچک در سالهاي اول با شکست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميروند.
Michael Ames در کتاب خود به نام "کنترل کسب و کار کوچک" دلايل زير را براي شکست اين نوع کسب و کارها بيان کرده است:
1. عدم وجود تجربه
2. نداشتن سرمايه کافي
3. نداشتن جايگاهي مناسب
4. عدم وجود کنترل قوي
5. سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت
6. قراردادهاي اعتباري ضعيف
7. استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري
8. رشد بدون انتظار
Gustav Berle دو دليل ديگر در کتاب خود بنام "کسب و کار را خود بر عهده بگيريد" به اين دلايل اضافه ميکند:
1. رقابت
2. فروش پائين
یک عامل ديگر در خصوص شکست کسب و کار:
بيان اين موارد قصد ترساندن شما را نداريم بلکه مي خواهيم شما را براي مسير پر فراز و نشيبي که در پيش داريد آماده کنيم. ناچيز پنداشتن مشکلات شروع يک کسب و کار يکي از بزرگترين موانع کارآفريني است. در هر صورت اگر صبور باشيد و به سختي کار کنيد به موفقيت دست مي يابيد.


منبع :روزنامه تفاهم





[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:05 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هفت قانون براي كارآفرين نوپا

هفت قانون براي كارآفرين نوپا

بازاريابي و معرفي كسب و كار ديگر نياز به توضيح ندارد چرا كه اين روزها جهان تجارت و مسابقه‌هاي تبليغاتي همه دنياي اطرافمان را پركرده‌اند. كسي كه به تازگي كسب و كاري راه‌انداخته هم به فكر وارد شدن در اين حيطه پرهياهوست و كاملا پيداست كه راهي دشوار و پراز چالش‌هاي گوناگون را پيش رو دارد و افت و خيزهاي بسياري را تجربه خواهد كرد. او بايد از قوانين و اصول چندي آگاه باشد تا بتواند راهش را در اين جهان رقابتي امروز، پيدا نموده كسب و كارش را به روشي تاثيرگذار و پاسخگو معرفي نمايد. اگر شما هم يك كارآفرين تازه كار هستيد، نكات زير به كمكتان خواهند آمد:
قانون اول
بايد سعي كنيد در قبال هر كاري كه انجام مي‌‌دهيد و هر ساعتي كه صرف كاري مي‌كنيد، پاداش يا پاداش‌هايي به دست آوريد. البته منظور ما اين نيست كه كسي به شما جايزه دهد يا از شما تشكر كند. در حقيقت زمان، كالاي گران قيمتي است كه هرگز و هرگز قابل بازيافت نيست. نه مي‌شود زمان را كش داد و نه كوتاهش كرد. يك روز هم بيش از 24 ساعت نيست. پس زماني كه وقت مي‌گذاريد تا كاري انجام دهيد، بايد به نتايجي كاربردي و مفيد برسيد. اين‌ها پاداش‌هايي هستند كه ذكر كرديم. نتيجه گرفتن لزوما به معناي موفق شدن نيست. اشتباه كردن و آموختن از خطاها نيز نتيجه كاربردي و ارزشمندي است كه دانش و تجربه‌هايتان را افزون خواهد كرد و اين همان قانون دوم است.
قانون دوم: اشتباهات هديه‌هايي ارزشمندند.
اين موقعيت‌هاي به ظاهر ناراحت‌كننده و گاه نااميدكننده، "فرصت‌هاي آموختن" هستند. هر قدر بيشتر اشتباه كنيد و از هر يك درسي برگيريد، راه دست‌يابي به هدف، هموارتر مي‌شود. اگر بخواهيد كاري را كه شروع كرده‌ايد به پايان برسانيد، تجربه كسب كنيد و دانسته‌هايي مفيد و راهبردي به دست آوريد، اشتباهات غيرقابل اجتناب خواهند بود. در اين حالت است كه مي‌توانيد تصميماتي محكم، حساب شده، دقيق و راهبردي اتخاذ نموده، طرح و پروژه‌اي كارآمد و پاسخگو براي بازاريابي كسب و كارتان تدوين كنيد و به اجرا گذاريد. همواره به خاطر داشته باشيد كه هيچ تضميني براي موفقيت اولين طرح در كار نيست. ممكن است چهارمين مجموعه استراتژي‌هاي بازاريابي شما موفق عمل كند و به نتايج دلخواهتان برسيد. گاهي مجبور مي‌شويد يك طرح را در ميانه راه متوقف كنيد و دوباره از نو آغاز نماييد. پس براي اين كار آماده باشيد. اين همان قانون سوم است.
قانون سوم: براي توقف طرح آماده باشيد.
گاهي اوقات ناگزير از اين كاريد. نترسيد كه ديگران مسخره‌تان كنند و هرگز به دانش و طرح‌هايتان مغرور نشده تعصب نداشته باشيد. زماني كه ديديد اشتباه كرده‌ايد و اين طرح هيچ نتيجه مثبتي به دنبال نداشته فورا اجرايش را متوقف ساخته يك بار ديگر شروع كنيد.ممكن است ببينيد كه به بن‌بست خورده‌ايد، طرح مناسبي و استراتژي كارآمدي به ذهنتان نمي‌رسد و در ميان اين همه كار دست تنها مانده‌ايد. در اين حالت خجالت نكشيد و از ديگران كمك بخواهيد. اين قانون چهارم است.
قانون چهارم
زماني كه با شرايطي دشوار روبه‌رو شديد و احساس كرديد كه بايد تغييراتي اعمال كنيد، در جستجوي اقدامي باشيد كه با كوچكترين دگرگوني، تغييرات مثبت زيادي به وجود آورد. كمك خواستن از ديگران- افراد خانواده، دوستان و كارشناسان و مربيان- از اين دست اقدامات است.
قانون پنجم
"سوم شلوغ است" يا "گرفتارم"! هميشه هم نشانه يك كارآفرين موفق و پركار نيستند. معمولا افرادي كه مي‌گويند سرشان شلوغ است، كارهاي زيادي براي انجام دادن دارند و تعدادي را نيز شروع كرده‌اند ولي "ذهنشان" شلوغ است و نتوانسته‌اند كارهايشان را نظم داده به نتايجي مطلوب و دلخواه برسند. پس به جاي اين كه بي‌هدف كار كنيد و بيهوده فعاليت‌هاي زيادي را ليست كنيد، فكرتان و بسياري اوقات اتاق كارتان! را نظم دهيد. تصميم بگيريد كه چه كارهايي را، چطور و چه وقت بايد انجام دهيد. اين روش مي‌تواند دست‌آوردها و نتايجي قابل قبول و ارزشمند همراه بياورد.
قانون ششم
راه‌حل‌هاي مفيد و با ارزش هميشه دشوارترين و پيچيده‌ترين راه‌ها نيستند. اگر ديديد كه براي گشودن گرهي، راه‌حلي ساده و سهل يافته‌ايد و در كنار آن روش طولانيتري هم وجود دارد، همواره از روش ساده‌تر استفاده نماييد. زمان متاع بي‌ماننديست. دقت كنيد.
قانون هفتم
آن‌چه كه هرگز نمي‌توان انكار كرد، نتايج و حاصل برآمده از يك كار است. پس لازمست كه همواره و با نظامي معين و زمان‌بندي شده، نتايج طرح‌ها و پروسه‌هايي كه به جريان انداخته‌ايد را جمع‌آوري و سنجش كنيد. محاسبات آماري ابزارهاي بسيار كمك‌كننده‌اي هستند.
كار كردن بسيار و تلاش پيگيرانه در همه مواقع نتايج درست وقابل قبولي در پي نخواهد داشت. اگر ديديد كه بسيار تلاش كرده‌ايد ولي باز هم به نتيجه‌اي نرسيده‌ايد، قطعا مسير اشتباهي را پيموده‌ايد.
نااميد نشويد، چالش‌ها و مشكلات فرصت‌هايي براي رشد و آموختن هستند، مي‌توانيد از ديگران كمك بگيريد. شايد راه‌حل‌ها را بيش از حد پيچيده و وقت‌گير انتخاب كرده‌ايد از چگونگي انجام پروسه‌ها غافل شده‌ايد.
هر چه كه باشد، قابل اصلاح است ولي بدانيد كه انگيزه قوي، صبر و كوشش فراوان هستند كه شكست را به موفقيت تبديل مي‌‌كنند و يك طرح نامناسب و ناتوان را به طرحي مبدل مي‌نمايند كه هر يك از اجزايش حساب شده و با درايت و تيزهوشي تدوين شده‌اند و پروسه بازاريابي قوي و موثري را به پيش مي‌رانند.

مترجم: آذين صحابي
منبع: WWW.leanmarketing.co.uk




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:05 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

استراتژی برای داشتن یک شروع خوب

استراتژی برای داشتن یک شروع خوب

در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز ، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است .وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید . انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید .
1-هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.
این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود ، پیغامی با مضمون اینکه " تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد " انتقال می دهید .اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید ، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید .برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم . برگهای این گلدان مانع دید من می شوند .
2- لبخند بزنید .
احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند . به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران ، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید . برای شخصی که زودتر از شما می ایستد ، لبخندی روی صورت بیاورید .
3- تماس چشمی داشته باشید .
نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید ، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست . اگر نگاه شما در جای دیگری باشد ، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید .
4- بی درنگ خودرامعرفی نمایید .
5- وقتی لازم است ، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید .
کافی نیست که به فرض بگویید: " سلام .من ماری جونز هستم ." اطلاعات بیشتری بدهید :"سلام من ماری جونز هستم .من برای شرکت ... فعالیت می کنم ."
6- استوار دست بدهید .
بعنوان احترام دستخود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان می نماید . مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است . به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید . اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید . 7- یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید .
در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید . روش این کار به این ترتیب است که ابتدانام افراد مهم را ذکر کنید ، به دنبال آن با کلمات :" میل دارم معرفی کنم ..." وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید. مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها رامعرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید .
8- تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است .
مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست .فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید .
9- به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید .
بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید . اگر شما تمرکزداشته باشیدوهنگامی که نامی را می شنوید ، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید .
10- اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید .
همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند .بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید .هدف شمادر بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند .
وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت .

مرجع: مجله تجربیات کاربردی کارآفرینان ( مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی امیر کبیر




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چگونه شغل خود را دوست داشته باشيم؟

چگونه شغل خود را دوست داشته باشيم؟

يک شعر قديمي مي گويد «اگر نمي تواني با کسي که عاشقش هستي باشي، عاشق کسي باش که با او هستي». اين جمله مي تواند در مورد شغل شما هم صدق کند. البته اين حرف به معني تحمل کردن شغل و گذراندن روزهاي خسته کننده و پرتنش نيست، بلکه به اين معناست که شما بايد کمي بيشتر کار کنيد تا شغل فعلي تان برايتان جالب تر شود. رسيدگي و رفع مشکلات کار فعلي تان اصولاً ساده تر و همراه با ريسک کمتري است تا اين که بخواهيد دنبال کار جديدي بگرديد و مدتي وقت براي جا افتادن در آن صرف کنيد. به محض اين که چند تغيير بنيادي در زمينه شغل خود انجام دهيد، متوجه مي شويد که در حال حاضر، همانجايي هستيد که مي خواستيد. در اينجا 8 راه حل براي بهتر کردن وضعيت موجود به شما پيشنهاد مي کنيمبه جاي اين که بر آنچه انجام مي دهيد متمرکز شويد، به «چگونه انجام دادن کار» بينديشيد.
خيلي ها تصورمي کنند رضايت کامل کاري زماني به دست مي آيد که کاري ايده آل داشته باشيم، اما اين فرضيه چند اشکال دارد. اول از همه، براي انجام دادن کاري که دوست داريد لازم است شخصي باشيد که در اين کار بخصوص موفق خواهد بود. دوست داشتن يک شغل دليل بر مناسب بودن شما براي آن نيست. حالا صفاتي را که در شما موجودند و در پيشبرد شغل رؤيايي تان مفيد خواهند بود نام ببريد. ممکن است شما بسيار لايق و مشوق خوبي براي ديگران باشيد. خوب، چرا از اين صفات در پيشبرد شغل فعلي خود استفاده نکنيد؟ اين صفات و قابليت ها کمک مي کنند تا در شغل فعلي خود همانقدر موفق شويد که مي خواهيد در شغل رؤيايي تان موفق باشيد.
يک راهنماي خوب پيدا کنيد.
در صورتي که تنها کار نمي کنيد، اين احتمال وجود دارد که در محل کارتان شخصي وجود داشته باشد که مورد احترام شما باشد و شما بتوانيد چيزهاي زيادي از او بياموزيد. اين حالت حتي علي رغم تفاوت هاي کارتان با يکديگر مي تواند صادق باشد. ممکن است کسي را در خارج از بخش خودتان پيدا کنيد؛ در هر حال بايد بدانيد که يافتن يک حامي يا راهنما به نفع شماست. يک حامي خوب کاري بيش از تقويت روحيه شما انجام خواهد داد. او کسي است که به شما کمک مي کند تا به اهداف و شيوه رسيدنتان به آنها نگاهي نقادانه داشته باشيد. فکر نکنيد که اين راهنما لزوماً بايد شغل مورد علاقه شما را داشته باشد. بلکه اين چگونگي کار انجام دادن اوست که اهميت دارد. پس مطمئن شويد راهنمايي را انتخاب مي کنيد که در کارش موفق است و آن را با رضايت انجام مي دهد.
استعدادهاي خود را در مسير اهداف شرکت به کار ببريد.
بسياري از ما خود را در شرايطي مي يابيم که در آن از توانايي هاي ما استفاده نمي شود. اگرشما هم در چنين موقعيتي هستيد، سعي کنيد راهي را براي ارتباط دادن استعدادهاي خود و نيازهاي شرکت پيدا کنيد. اولين قدم، شناختن اين توانايي هاست. بعد بايد کمي تحقيق کنيد و ببينيد شرکت شما در حال حاضر يا در آينده نزديک به چه چيزي نياز دارد و شما چگونه مي توانيد در کسب آن مؤثر باشيد؟ سپس مي توانيد قابليت ها و پيشنهادات خود را با حوصله به شخص ذي نفع توضيح دهيد. طبيعتا به دست آوردن يک نقش جديد که در انجام آن مهارت داريد و در راستاي اهداف شرکت هم هست، يک پيوند کامل حرفه اي خواهد بود.
لااقل به يک نقطه ضعف خود پي ببريد و در رفع آن بکوشيد.
در صورتي که قبول کنيد کارمند نمونه نيستيد (چه کسي هست؟) انجام عمليات بهينه سازي کاري با آرامش بيشتري پيش مي رود. هميشه تقصير را به گردن ديگران انداختن ساده است. براي پايان دادن به اين روش، به دنبال مورد خاصي باشيد که تصحيح آن موجب مي شود کارتان را بهتر انجام دهيد؛ رابطه خود را با مديران و همکاران بهتر کنيد يا اين که فقط اوضاع را براي خودتان قابل تحمل کنيد. مثلاً اگر در يک جلسه چند دقيقه تأخير داشته ايد سعي کنيد بعد از اين همواره چند دقيقه زودتر برسيد. اگر رابطه پر تنشي با رئيس خود داريد، به سهم خود در اين مشکل بينديشيد؛ آيا شما به اندازه کافي به خواسته هاي او توجه کرده ايد؟ آيا او را در جريان پيشرفت پروژه خود قرار داده ايد؟ يک نقطه ضعف لزوماً به اين معنا نيست که شما کار اشتباهي انجام داده باشيد، بلکه ممکن است فقط کمبود تجربه يا اعتماد به نفس در کار باشد. مشکل هرچه باشد، سعي در بهبود آن به شما کمک مي کند تا از مقام فعلي به مقامي بالاتر برسيد.
از خودتان قدرداني کنيد
همانطور که گاهي از قابليت هاي شما در مسير صحيح استفاده نمي شود، زماني هم ممکن است شما موفق شده باشيد توانايي هاي خود را در مسير صحيح به کار ببريد، اما آنقدر که انتظار داريد به کوشش شما توجه نشود. در واقع، عدم قدر شناسي کارفرما، دليل اصلي عدم رضايت شغلي در بسياري موارد است. اما در بسياري از موارد هم شما تا زماني که توانايي خود را به معرض توجه کارفرما يا مدير خود نگذاشته ايد، به اين قدرداني دست نخواهيد يافت. اين کار مهارت زيادي مي خواهد اما آموختن آن به نفع شماست. کساني که در کار خود موفق هستند تمام روز منتظر نمي نشينند تا کسي به دستاوردهاي آنها توجه کند و آفرين بگويد، بلکه خودشان موفقيت خود را اعلام مي کنند.
از آموزش هاي رايگان ضمن خدمت بهره مند شويد
بسياري از شرکت ها براي پيشبرد مهارت هاي شغلي کارکنان خود مانند استفاده از کامپيوتر يا موارد ديگر تکنيکي يا مديريتي، کلاس هاي گروهي رايگان تشکيل مي دهند. حتي اگر به موضوع کلاس ارائه شده براي شغل فعلي خود احتياج نداريد، به نفع شماست که مهارت هاي خود را براي دستيابي به موقعيت هاي ديگر افزايش دهيد. اگر شرکت شما چنين امکاني را ارائه نمي کند خودتان در خواست تشکيل کلاس ها را بدهيد. شايد باور نکنيد که گاهي مديران تا چه حد در انجام اين کار مشتاق و موافق هستند.
بخواهيد و به دست آوريد
بيان کردن خواسته هايتان، ساده ترين و مؤثرترين راه براي رسيدن به چيزي است که مي خواهيد. در بسياري موارد، مسئله اين نيست که مديريت نمي خواهد چيزي که به آن نياز داريد، فراهم کند. مسئله اين است که آنها فراموش مي کنند. چرا که شما تنها مشغله فکري آنها نيستيد؛ بايد پيشقدم شويد و خواسته هاي خود را عنوان کنيد. به اين ترتيب به مدير خود نيز کمک مي کنيد.

براي خود پروژه هاي مربوط به کار به وجود آوريد
براي کساني که احساس دلزدگي يا سَرخوردگي مي کنند، انجام يک کار تازه يا برنامه مفرح در محيط کار مي تواند روحيه بهتري به آنها بدهد. بهترين کار اين است که قبل از انجام هر کار بزرگي مانند راه اندازي شرکت خودتان، به کارهاي کوچک مانند مرتب کردن و تغيير دادن مدل اتاق يا ميز کارتان بپردازيد. اين روش فقط يک نوع مشغوليت موقت براي فرار از فشار کار نيست. شما در حال به دست آوردن مهارت هاي پر ارزشي هستيد که با انجام کارهاي ابتکاري کوچک و بزرگ به دست مي آيد و شما را سرشار از اعتماد به نفس خواهد کرد. کار کردن بر روي موضوعي که به آن علاقه داريد، تمرکز شما را از موضوع بي علاقگي به شغلتان، معطوف به انجام هرچه بيشتر ابتکارات سرگرم کننده براي پيشبرد کار خواهد شد.
اگر با به کار بردن اين پيشنهادات همچنان هر صبح شنبه را با غصه آغاز مي کنيد، وقت آن است که به دنبال کار جديدي باشيد. اما اين بار خوشحال خواهيد بود که تمام کوشش خود را براي کنار آمدن با موقعيت به کار برده ايد و در اين ميان به قابليت ها و استعدادهاي خود بيشتر پي برده ايد. اين بار با آمادگي بيشتر به سوي کار تازه خواهيد رفت.
مرجع: secretprosperity.parsiblog.com





[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پنج توصیه برای تخمین هزینه‌های شروع کسب و کار

پنج توصیه برای تخمین هزینه‌های شروع کسب و کار
یکی از مشکل‌ترین مسایل کسب و کار، تخمین هزینه شروع آن است. دشواری این مساله از آن روست که هزینه شروع مانند یک هدف متحرک است که به راحتی دست‌کم گرفته می‌شود و تقریبا همیشه دست‌خوش تغییر و تحول است...
تام امرسون (Tom Emerson) رییس مرکز بازرگانی دونالد اچ‌جونز (The Donald H. Jones) دانشگاه کارنگی ملون واقع در پیتسبورگ جمله زیبایی دارد که می‌گوید: "با هیچ شروع کن و نصف آن را به قیمت چندین میلیون دلار بفروش. آن وقت مسیرت را خواهی یافت." فکر می‌کنم زمانی که داشت این جمله را می‌گفت،‌ لبخند عریض و طویلی هم روی صورتش نقش بسته بود.
همه ما می‌دانیم که یک مدل، متاسفانه شاید به غیر از یک لحظه خیلی کوتاه در اوج شیفتگی اینترنتی، تغییر نمی‌کند. مدلی که تغییر و تحول پیدا می‌کند، مستلزم محاسبه و محاسبات دوباره و نیز آگاهی از بعضی از معمول‌ترین اشتباهات ابتدایی است.
در اینجا پنج اصل را که در تخمین هزینه شروع کسب و کار به شما کمک می‌کند، ذکر می‌کنیم:
با یک طرح ثابت شروع کنید و سپس آن را تغییر دهید.
تجربیات گذشته برای شروع کسب و کار، پیروی از یک طرح تجاری (Business Plan) را توصیه می‌کند. شما نیز همین رویه را در پیش بگیرید. اما این به معنی آغاز و پایان تخمین هزینه‌های شروع کار نیست. جف شومان (Jeff Shuman) استاد مدیریت و مدیر مطالعات بازرگانی دانشکده بنتلی (Bentley College) می‌گوید: "معمول بر این است که یک کارآفرین یک فرصت کارآفرینی پیدا می‌کند، یک طرح تجاری جهت سرمایه‌گذاری تهیه می‌کند، میزان سرمایه‌ای که باید تامین شود را تعیین می‌کند، سرمایه‌ را تامین می‌کند و آن را در جهت تامین هدفی که در طرح تجاری‌اش مشخص شده به کار می‌گیرد. "به قول شومان این کار یک مشکل عمده دارد، این طرح در درجه اول منوط به گرفتن جواز کسب و کار است. وی اضافه می‌کند: "در واقع بعضی از فرضیات اولیه شما تقریبا خوب است ولی بعضی دیگر، حتی ارزش کاغذی که برای نوشتن آن‌ها مصرف می‌کنید را ندارند."
شومان و دیگر صاحب‌نظران معتقدند که تخمین هزینه‌ شروع به معنی مرور مکرر فرضیات و تغییر مدل تجاری اولیه شماست. نوشتن یک طرح تجاری، کار مفیدی است. چراکه شما را مجبور می‌کند همه آن‌چه را برای شروع کسب و کارتان نیاز دارید دقیقا بنویسید، مثل کمک حقوقی، کمک مالیاتی، لوازم اداری، تجهیزات، هزینه پست، مکان و فضای کسب و کار، حقوق کارکنان، بیمه و غیره.
اما مدل‌ اولیه‌ای که انتخاب کرده بودید، ممکن است با موارد جدیدی که یاد گرفته و به کار می‌گیرید، دایم تغییر کند.
عجله نکنید و تامل کنید.
اضافه کردن همه چیزهایی که به گمان شما برای یک کسب و کار تمام عیار لازم است وسوسه‌‌انگیز است و در نهایت به این نتیجه می‌رسید که این چیزها همان‌هایی هستند که شما برای شروع به آن نیاز دارید. اما صبر کنید و دنبال مدل کوچک‌تری بگردید. چراکه این کار فرصتی به شما می‌دهد که همه کار را شروع و همه سرمایه‌تان را حفظ کنید. شومان برای توضیح این امر، مثال کسی را مطرح می‌کند که هزینه‌ کل شروع یک کسب و کار خرده‌فروشی در یک مرکز خرید محلی را صدوپنجاه دلار در هر فوت‌مربع تخمین می‌زند. به قول او "شما هم می‌توانید همین‌طور شروع کنید و یک طرح تجاری در همان حد و اندازه بنویسید. اما شاید بهتر باشد برای تخمین میزان تقاضای آن منطقه از محصولات، از یک چرخ‌دستی استفاده کنید."
آزمایشی که به‌عمل می‌آورید، هزینه اولیه شروع را کاهش می‌دهد. نتیجه این‌که در مرحله اول کار،‌ آن‌قدر که به دست‌آوردن اطلاعات اهمیت دارد، سود اهمیت ندارد. به قول شومان: "بدین‌طریق شما می‌توانید به موازات پیشرفت در هر مرحله، بودجه آن را هم تامین کنید. حال وقتی که به مرحله سوم و مرحله توسعه کارتان قدم می‌گذارید، دیگر آمار و ارقامتان براساس تحقیق و گروه‌های شاهد وآزمایشی نیست، بلکه براساس تجزیه عینی و واقعی جاری در دنیاست."
هزینه‌ها را به موقع محاسبه کنید.
محاسبه گردش پول لولیه قسمتی از محاسبه هزینه‌های شروع کسب و کار است. در این مورد، کسب و کارها معمولا خیلی خوش‌بین هستند.
باربارا برد (Barbara Bird)، رییس بخش مدیریت مدرسه بازرگانی دانشگاه آمریکا می‌گوید: "صاحبان مشاغل کوچک ممکن است تولیدات و خدمات خود را زیر قیمت ارایه دهند. آن‌ها با این تصور که برای رقابت باید با قیمت‌های خیلی پایین شروع کنند، دست به چنین اقدامی می‌زنند. ولی لزومی هم ندارد این کار را کنند."
زمان شروع کار را به دقت تخمین بزنید.
وقتی دارید کسب و کاری را شروع می‌کنید، زمان برای شما دقیقا حکم پول را پیدا می‌کند. فرض کنیم می‌خواهید تکلیف اجاره بهای ماهانه مکان کسب و کار را معلوم کنید. اگر آن مکان قبل از شروع کار احتیاج به مرمت داشته باشد، هزینه‌های بررسی شده تا قبل از شروع واقعی کار، حکم هزینه اضافی را دارد. من خیلی از کارآفرینان را دیده‌ام که برای شروع کسب و کارشان یک ترتیب زمانی درنظر می‌گیرند و ابتدا تکلیف و شرایط منطقه‌بندی، امنیت و بازرسی که از طرف آژانس‌های محلی ملزم به مهیا کردن آن هستند،‌ را معلوم می‌کنند.
به‌همین علت، نظر من این است که یک مبتدی آینده‌نگر در امر تجارت و کسب و کار، حتی قبل از رفتن به مراکز مشاوره املاک یا تهیه وام باید به شهرداری و مراکز صدور مجوز برود. پروانه ساخت،‌ معاینه و بازرسی ممکن است زمان افتتاح پیش‌بینی شده را ماه‌ها به تعویق بیندازد. اگر شما به هزینه این زمان اضافی توجه نکنید، نمی‌توانید بلافاصله و درست از سرمایه‌تان استفاده کنید.
در مورد ارزش پول واقع‌بین باشید.
بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک با استفاده از چک، هزینه شروع کارشان را تهیه می‌کنند. افراد دیگری نیز از دارایی‌های خاصی که در خانه دارند تامین هزینه می‌کنند - که انتخاب این گزینه بسیار جالب، در سال 2003، نرخ بهره را در آمریکا به‌طور بی‌سابقه‌ای کاهش داده است - ولی این روش برای کسب و کارهای بزرگ مناسب نیست. امرسون از کارنگی ملون اظهار می‌دارد که تازه‌کاران باید هنگام تعیین مخارج اولیه و گردش نقدینگی، میزان سرمایه لازم را تعیین کنند. به گفته او: "درصورتی که از پول نقد برای شروع کار استفاده نمی‌کنید، هزینه بهره بدهی‌های خود را نیز باید محاسبه کرده و به مجموع هزینه‌های شروع کار اضافه کنید."

به نقل از روزنامه‌ی تفاهم




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:03 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433854 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب