تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

 

وضعیت کار در قرن ۲۱

نویسنده: چارلز هندی

مترجم: سید حبیب الله شاهرکنی

چارلز بی هندی مدیر، اقتصاددان، محقق و پروفسور دانشکده مدیریت لندن است. او در سال ۱۹۳۲ در یک خانواده روحانی مسیحی در ایرلند متولد شد. پدرش معاون اسقف ایرلند بود. او تحصیلات خود را در دانشگاه آکسفورد و سپس در دانشکده مدیریت «اسلون» دانشگاه ماساچوست آمریکا (ام.آی.تی) با درجه بسیار خوب به پایان رساند.

وی پس از پایان تحصیلات در انگلستان و قبل از ورود به ام.آی.تی، مدتی به عنوان مدیر بازاریابی برای شرکت نفتی بین المللی شل و همچنین در مقام اقتصاددان و استاد مدیریت در آسیای جنوب شرقی و لندن به کار پرداخت.وی دارای اندیشه های ژرف در زمینه مسایل مدیریتی واجتماعی است، به طوری که نه فقط فعل و انفعالات محیط کسب و کار را موردبررسی قرار می دهد، بلکه دنیای پیرامونی و محیط اجتماعی را هم تجزیه و تحلیل و راهنماییهایی برای دگرگونی و بهبود شرایط پیشنهاد می کند.


چارلز هندی کتابها و مقالات متعددی نوشته که کتاب «عصر تضاد و تناقض» او که دنباله کتاب «عصر سنت گریزی» است که توسط مجلات مهم به عنوان یکی از ۱۰ کتاب برگزیده در زمینه کسب و کار معرفی شده است.

آنچه درپی می آید چکیده ای از نظرات چارلز هندی درخصوص وضعیت کار در قرن حاضر می باشد که با بهره گیری از کتابهای وی تهیه و تنظیم شده است.

ما در یک دوران ویژه به سر می بریم. در این دوران تغییراتی در شرایط کاری افراد رخ داده و می دهد که باعث می شود برخلاف گذشته بیشتر انسانها بیش از آنکه به سازمانهای بزرگ وابسته باشند به کار مستقل یا پیمانکاری روی بیاورند. آنها دیگر تمام وقت خود را در یک سازمان سپری نخواهندکرد، بلکه به فعالیتهای پاره وقت خواهند پرداخت. فقط کمتر از نیمی از نیروی کار در سازمانهای مختلف مشاغل تمام وقت «مناسب» به دست می آورند و باقی افراد کارکنان مستقلی هستند که تعدادشان سال به سال بیشتر می شود. بیشتر این افراد به این دلیل کارگر پاره وقت یا موقت هستند که یا خود می خواهند و یا جز این چاره دیگری ندارند.

اصولا ویژگی سازمانهای امروزی این است که آنها بر هسته ای از مدیران و کارگران ضروری استوارند که پیمانکاران خارج از سازمان و مستخدمان پاره وقت، آنها را یاری می دهند. البته این روش، شیوه جدیدی برای ساماندهی امور نیست، چرا که مقاطعه کاران بزرگ و کوچک طی نسلهای متمادی این کار را کرده اند. آنچه تازگی دارد رشد این شیوه از سازماندهی در حرفه‌های بزرگ و نهادهای بخش دولتی است که به دلیل ارزانتر بودن، درمیان آنها گسترش یافته است. این سازمانها به این نتیجه رسیده اند که گرچه راحت تر است که کارکنان خود را به صورت تمام وقت دراختیار داشته باشند، اما دراختیار داشتن تمام نیروی کار، نوعی اسراف در سازماندهی منابع انسانی ضروری است. لذا نگاه داشتن آنها در خارج از سازمان، به صورت کارکن مستقل یا در استخدام مقاطعه کاران متخصص و خرید خدمات آنها به هنگام نیاز ارزانتر تمام می شود.

براین اساس، سازمانهای امروزی از سه گروه مختلف مردم تشکیل شده اند که هرکدام از آنها انتظارات متفاوتی دارند و شیوه مدیریت بر آنها فرق می کند. آنها از حقوق مختلفی برخوردارند و به اشکال مختلف سازماندهی می شوند.

گروه اول را متخصصان، تکنسین ها و مدیران صاحب صلاحیتی تشکیل می دهند که وجودشان برای سازمان ضروری است. آنها حامل دانش سازمانی هستند که سازمان را از همتایانش متمایز می سازد، به طوری که اگر آنها از دست بروند، سازمان هم از دست خواهدرفت. بنابراین، ازنظر سازمان آنها ارزشمندند و باید باشند و جایگزین کردنشان دشوار است. سازمانها با دادن سکه های طلا، حقوقهای بالا، منافع حاشیه ای و اتومبیل های گرانقیمت آنها را بیش از پیش به خود نزدیک می کنند. درعوض از آنها انتظار می رود به سختی و با طی مسافتهای طولانی کار کنند و تعهد و انعطاف پذیری داشته باشند. ۴۰ یا ۴۵ ساعت کار در هفته برای این گروه نیست، معدودی از آنها از تمام مرخصی استحقاقی خود استفاده می کنند، و یا پیش از آنکه شب شود، خانه و خانواده خود را می بینند. از آنها انتظار می رود کارها را مطابق تمایل سازمان انجام دهند و درعوض، بیش از پیش حقوق خوب دریافت دارند. درنیتجه این وضع، آنها ازنظر سازمان، گران قیمتند و تعدادشان نیز کم است.

گروه دوم، پیمانکارانی هستند که با سازمان قرارداد می بندند تا کارها را انجام دهند. این گروه هم از افراد و هم از سازمان تشکیل شده اند. منظور از افراد یادشده، کارکنان متخصص یا تکنسین های مستقلی هستند که بسیاری از آنها در گذشته از مستخدمان اصلی سازمان بوده اند و نقش خود را در هسته اصلی ایفا کرده اند و اکنون ترجیح داده اند که جزو کارکنان مستقل باشند. منظور از سازمانها هم سازمانهایی هستند که از سازمانهای اصلی کوچکترند، ولی با وجود این، هسته ها و پیمانکاران فرعی خاص خود را دارند. آنها در قبال نتیجه ای که به دست می آورند، پول می گیرند و نه به ازای مدت زمانی که صرف می‌کنند، آنها حق الزحمه دریافت می دارند نه حقوق. پیامد این وضع واجد اهمیت است به این معنا که سازمان مرکزی می‌تواند کنترل خود را فقط ازطریق بررسی نتایج اعمال کند و نه ازطریق بررسی روشها، گروه سوم، نیروی کار انعطاف پذیر یا کلیه کارگران پاره وقت و موقتی هستند که رشد یابنده ترین بخش عرضه اشتغال را تشکیل می دهند.

این افراد، همان بازار کارند، بازاری که کارفرمایان آن طور که دوست دارند و هنگامی که نیاز دارند وارد آن می شوند، تا هرچقدر که می توانند پول کمتری بابت آن بپردازند (که البته این فلسفه کوته بینانه است).

این قبیل افراد باید جدی گرفته شوند، زیرا آنها کار پاره وقت یا موقت خود را انتخاب می کنند. آنها مهارتهایی دارند که می‌توانند افزایش یابند، می توانند تعهد به کار داشته باشند و قابلیتها و نیروهایی دارند که اگر از آنها خواسته شود می توانند ارائه دهند. آنها لزوما درپی به دست آوردن پست یا ارتقای مقام نیستند، آنها علایق و دلمشغولیهایی فراتر از شغل خود را دارند و لذا آمادگی پذیرش تشویقهای موردنیاز کارکنان هسته ای را ندارند. آنها بیشتر به یک شغل و گروه کاری متعهدند تا به مقام یا سازمان.

از آنجا که با این افراد به عنوان کارکنان موقت برخورد می شود، آنها نیز واکنشی موقتی از خود نشان می دهند. این نیروها، هیچگاه بلندپروازی کارکنان هسته ای را نخواهند داشت. آنچه آنها خواهانش هستند دریافت حقوق و برخورداری از شرایط آبرومندانه و برخورد مناسب و همراهانی خوب است. آنها شغل دارند نه مقام و نباید بیش از آنچه انتظار دارند، در جریانات امور سهیم باشند و نباید هم از آنها انتظار داشت که در پیروزیهای سازمان شادمانی کنند. آنها کمتر دل درگرو عشق سازمان می‌بندند و در فرهنگ آنها کار بیشتر، مستلزم و مستحق پول بیشتر است. چنین اشخاصی کارگران پیمانی هستند و انتظار دارند که با آنها پیمان منصفانه بسته و این پیمان محترم شمرده شود.

سازمانهای امروز که بدین ترتیب سازماندهی می شوند، معمولا به کسی وعده سمت نمی دهند. درعوض برای افراد فرصتهایی فراهم می کنند تا آنها تواناییهای خود را باور سازند و از بعضی فرصتها استفاده کنند که برایشان ایجاد می شوند. از این سازمانها، نمی توان انتظار داشت که بیش از این به فکر آینده افراد باشند و مراتب پیشرفت آنها را فراهم سازند. حال دیگر افراد باید به فکر خودشان باشند و به خاطر بسپارند که در این دنیای جدید، هرکس فقط به اندازه شغل فعلی خود خوب است و تضمینی برای آینده وجود ندارد. درچنین شرایطی، آموزش به نوعی سرمایه گذاری و تجربه گسترده به نوعی دارایی تبدیل می‌شود، مشروط براینکه این تجربه سطحی نباشد.

در این وضعیت، سازمانها دیگر افراد منفعلی را نمی پذیرند که به تعهداتشان عمل نمی کنند و افراد را در مشاغلی نگه نمی‌دارند که نیروهای جوانتر با دستمزدی معمولا پایین تر می توانند انجام دهند.

درعوض، خیلی از افراد هم از سازمانها به عنوان محلی برای کارآموزی استفاده می کنند و در دهه سی سالگی به صورت مستقل به عنوان کارفرما یا مشاور فعالیت خود را شکل می دهند و یا در پیمانکاریها، نقش یک متخصص را ایفا می کنند.

امروزه نه سازمانها و نه کارکنان به استخدام به عنوان مقوله ای مادام العمر نگاه نمی کنند. اکنون دیگر وضع فرق کرده است و افراد بدون اینکه تقصیری داشته باشند شغل خود را از دست می دهند. حال شرایط به گونه ای است که ۱۰ درصد از جمعیتی که در سن کارکردن قرار دارند، فاقد کاری هستند که در ازای آن حقوق دریافت کنند و این رقم بالایی است. البته عده دیگری هم هستند که در زمره این ۱۰ درصد نیستند، اما در فقر زندگی می کنند مثل بسیاری از کارکنان مستقل.

در یک جمع بندی، شرایط کاری را در قرن حاضر می توان چنین توضیح داد:

ـ کارگران تمام وقت دائم، اقلیت نیروی کار را تشکیل می دهند؛

ـ ۷۰ تا ۸۰ درصد از مشاغل، بیشتر به مهارتهای فکری نیاز دارند تا مهارتهای بدنی؛

ـ افراد مستقل، درجهانی شدیدا رقابتی، با مازادی از نیروی کار جویای شغل روبه رو هستند؛

ـ سازمانها بیش از پیش از افراد هوشمندی تشکیل شده اند که کارهای هوشمندانه ای انجام می دهند؛

ـ افراد شاغل غالبا اطلاعاتی بیش از فرماندهان خود دارند و حس مسئولیت پذیری آنها برای انجام وظیفه چنان کامل است که به فرمان کسی برای انجام کار گوش نمی دهند، لذا باید آنها را متقاعد کرد؛

ـ مدیران جدید برعکس مدیران قدیمی که عالم بر همه چیز بودند و می توانستند همه کارها را انجام دهند و هر مسئله ای را حل کنند، می خواهند بدانند که هر مسئله ای را چگونه می توان حل کرد و در این راه از ظرفیت کارکنان تحت مدیریت شان استفاده می کنند؛

ـ به تدریج واژه مدیر از بین خواهدرفت و افراد به عنوان رهبر تیم، گردانندگان پروژه، هماهنگ کنندگان و یا به طورکلی مجریان فعالیت خواهندکرد.

منبع:   پایگاه اطلاع ‌رسانی مدیران ایران




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:37 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 1

 

راهکارهای استخدام کارگران فصلی

اوان کلانسکی

مترجم: آوا کشاورز

هر ساله در آمریکا در ماه‌های اکتبر تا ژانویه که همزمان با افزایش شدید تقاضا است، صاحبان مشاغل برای غلبه بر‌این موج از کارگران فصلی استفاده می‌کنند. ‌این مقاله چگونگی پیشی گرفتن در‌این رقابت را بررسی می‌کند.

موج فروش در تعطیلات، ترس و اضطراب و همچنین درآمد بیشتر را برای صاحبان و مدیران مشاغل به همراه دارد. در میان تمام ‌این استرس‌ها و فشارهای کاری خسته‌کننده، آخرین موضوعی که باید نگرانش بود داشتن نیروی کار کافی برای سپری کردن‌این دوران است. یک تیم کاری مجرب، با دانش و دوره دیده می‌تواند عملکرد مناسب یکنواخت و یکپارچه‌ای را طول‌این دوره برای شما به ارمغان آورده و حتی شما را از رقیبانتان پیش بیاندازد.


برای ‌این منظور، بهره‌مندی از کارگران فصلی اضافی در این ماه‌های اول زمستان اجتناب‌ناپذیر است. در آمریکا از اکتبر 2009 تا ژانویه 2010، تعداد 453600 نفر برای همین منظور استخدام شدند، در حالی که‌ این رقم در دوره مشابه قبلی تنها به 231000 نفر محدود شده بود.

فدراسیون ملی فروشندگان آمریکا افزایش 3/2 درصدی رشد در فروش‌این دوره امسال را هدفگذاری کرده و‌ این به آن معنی است که نفرات بیشتری برای رسیدن به‌ این هدف استخدام خواهند شد. در ادامه چند نکته در خصوص یافتن، آموزش دادن و به خدمت گرفتن یک تیم مناسب که منجر به موفقیت چشمگیری در‌این دوره شود بیان می‌شود:

1. شروع زود هنگام

برای مشاغلی که نوسانات زیادی دارند، آماده‌سازی نیروهای فصلی نباید صرفا در ماه‌های مد نظر صورت‌پذیرد، بلکه جست‌وجو برای نفرات مناسب باید در کل سال باشد.

دانیل باتلر،نایب رییس فدراسیون ملی فروشندگان آمریکا می‌گوید: «اگر شما نفراتتان را در سپتامبر نیابید، رقبایتان را یک قدم جلو انداخته‌اید.» او که بیش از 26 سال مدیریت در چنین مشاغلی را تجربه کرده، به شرکت‌ها توصیه می‌کند که انتخاب نفراتشان را از سپتامبر آغاز نمایند تا بتوانند به موقع سازگارشدن نفرات جدید با تیمشان را ارزیابی نمایند. ‌این کار حتی ‌این امکان را فراهم می‌کند که در زمانی که بازاریابی، آرایش نفرات و تغییرات خلاقانه مورد نیاز است، شما در پیشاپیش دیگران باشید. او می‌گوید: «در ‌این فصل شما می‌خواهید پیش‌روی دیگران بوده و برای کسب و کار زمانی که شروع می‌شود آمادگی کامل داشته باشید.»

اولین جایی که باید در آن به دنبال کارگران خود بگردید، لیستی است که از نفرات نیمه‌وقت خود دارید. با انتخاب نفر از میان کسانی که آشنایی کامل با مجموعه شما را دارند، می‌توانید مطمئن باشید که آنها به سرعت با کارهای شما هماهنگ می‌شوند. جیم کریوان، مالکTry Sport (شرکت فروشنده تجهیزات ورزشی در کارولینای جنوبی) می‌گوید: «ما می‌توانیم نیازمان به رشد را پیش‌بینی کرده و از لیستی که از افراد نیمه‌وقتمان داریم برای ‌این منظور استفاده نماییم.‌ این افراد کاملا مجرب و دوره دیده هستند و می‌توانند کارها را به خوبی انجام دهند.»

با آغاز جذب نیرو برای فصل فروش، شما باید ضمن ‌اینکه به دنبال خصیصه‌های خاصی در افراد جذب شده باشید، ویژگی‌های خاصی را نیز در آنها بوجود آورید. از‌ این‌رو آغاز زودهنگام به شما ‌این امکان را می‌دهد که در زمان مناسب بتوانید توانایی نفرات جدید را ارزیابی نمایید. باتلر می‌گوید: «شما صرفا به دنبال توانمندی‌های فیزیکی نفرات نیستید بلکه به دنبال کسانی هستند که درک نمایند‌این کار صرفا ‌ایستادن در جای خود و انتظار برای مخاطب قرار گرفتن از طرف خریداران نیست.»

2. کجا بگردیم؟ دنبال چه کسانی بگردیم؟

احتمال ‌اینکه نفرات پاره وقت شما به سادگی نتوانند کمبودهای مدنظرتان در لیست فعالیت‌های در دست اقدام را پوشش دهد بسیار زیاد است. دلیل دیگری که نشان می‌دهد باید پیش از موعد آغاز کرد همین است که باید به موقع نیازهای پیش رو را ارزیابی نموده و در آن موارد بیشترین تغییرات را ‌ایجاد نمود. باتلر می‌گوید با بررسی محیط خود از قبیل برنامه فروشتان، فروش سال پیشتان و پوشش فعلی‌تان بر بازار می‌توانید کمبودهایتان را به صورت روزانه و حتی ساعتی ارزیابی کنید.

تکمیل نیروی انسانی باید زمانی انجام شود که نقشه راهتان را کامل کرده باشید. آن زمان مشخص می‌شود که نیروی فروش کم دارید یا انباردار یا نیازمند تبلیغات بیشتر در رادیو و تلویزیون هستید.

شما نیازی به پر کردن نیروها صرفا از جنبه فیزیکی ندارید. بلکه باید بهترین تیم ممکن را دور هم گردآورید. هنگام مصاحبه با کاندیداها، به دنبال افرادی باشید که ضمن علاقه‌مندی به یادگیری، انعطاف‌پذیری لازم برای تغییر در ساعات کار یا مسوولیت‌ها را دارا بوده و همچنین علاقه‌مند به فروش و مهمتر از آن به استفاده از آن محصول باشند. باتلر معتقد است معلمان از بهترین فروشندگان فصلی هستند. آنها به راحتی آنچه می‌خواهید را به دیگران می‌آموزند.

با توجه به ادامه بحران اقتصادی و آمار بالای بیکاری، به نظر نمی‌رسد یافتن کارگران فصلی کار سختی باشد. در صورتی که هنوز هم در تامین به موقع نفرات مورد نظرتان مرددید، از آگهی در سایت‌های کاریابی یا استفاده از خدمات شرکت‌های مربوطه استفاده نمایید.

3. آموزش

یکی از نقاط تمایز مشاغل متوسط، ارائه خدمات مشتریان است.‌ این خدمات در کنار کیفیت و ویژگی‌های مناسب جنس می‌تواند به شما ‌این امکان را بدهد که سرعت رشد بیشتری نسبت به شرکت‌های بزرگ را تجربه نمایید.

کریوان از شرکت Try Sport که یکی از شرکت‌های لیست 5000 موسسه برتر سال 2010 است، می‌گوید شرکتش وقت و انرژی زیادی را صرف داشتن یک «مرکز خدمات مشتریان فوق‌العاده» می‌کند. یکی از راه‌هایی که آن شرکت برای افزایش کیفیت خدمات مشتریان انجام می‌دهد، برگزاری دوره‌های سنگین آموزش برای کارکنان است که آنها را کاملا با محصول آشنا نماید. برای‌ این شرکت که تخصصش در فروش دستگاه‌هایی از قبیل تجهیزات فیتنس (مانند مانیتورهای نشان دهنده ضربان قلب) است،‌ این دانش کاملا ضروری است.

آموزش فروش نیز مانند آموزش محصول از دیگر عوامل موثر در موفقیت فروش در‌این دوره است. البته در‌این زمینه نباید انتظار معجزه داشته باشید. کریوان معتقد است: «آموزش اشخاص برای فروش مخصوصا برای‌اینکه درست بفروشند بسیار کار سختی است.»

او و مدیرانش زمان زیادی را صرف آموزش درست فروختن به پرسنلشان کرده اند: از جمله ‌اینکه مشتریان را مجبور به خرید محصولات اضافی نکنید.‌ این کار ممکن است در مورد کارگران فصلی زمانبرتر باشد، ولی هدفگذاری شما باید‌این باشد که مشتری هربار که وارد مغازه شما می‌شود، طبق اهداف شما و با رضایت کامل خرید نماید. او معتقد است: «در آخر، ‌این مردمند که نقش تعیین‌کننده‌ای در کسب‌وکار شما دارند. کیفیت پرسنل، کیفیت مدیران و کیفیت مدیران ارشد از عواملی است که باعث می‌شود مردم شما را در خریدهای بعدی به یاد داشته باشند.

4. ارتقا و پیشرفت

کارگران فصلی علاوه بر کمکی که در فصل فروش به شما می‌کنند، لیستی از افراد مستعدی را که درآینده می‌توانید برای نیازهای تمام وقتتان از آنها استفاده نمایید در اختیارتان می‌گذارند. به عبارتی شما می‌توانید ‌این مدت را به عنوان یک مصاحبه چند ماهه تلقی نمایید.

کریوان می‌گوید: «در شرایط‌ایده آل، تمام پرسنل تمام وقت ما از کارهای نیمه وقت شروع کرده اند. شما در ‌این حالت ‌این امکان را دارید که تصمیماتتان را براساس عملکرد ‌این افراد در یک دوره کاری سخت و نه فقط براساس یک مصاحبه معمولی اتخاذ کنید.»

همچنین در نظر گرفتن دستاوردهای قابل لمس و غیر قابل لمس برای تصمیم گیری در مورد استخدام تمام وقت نفرات نیمه وقت بسیار مهم است. ممکن است برخی سود بالای برای شما به همراه نیاورده در حالی که در همان مدت کمک‌های زیادی در فروشگاه شما انجام داده‌اند و ممکن است برخی دیگر نیز هدف خود را نه کمک، بلکه صرفا فروش قرار داده‌اند تا درآمدشان را بالا ببرند. در چنین شرایطی باید حتما از کسانی که روش اول را برگزیده‌اند تقدیر نمود و کمترین تقدیر‌ این است که به آنها بگویید که برای استخدام تمام وقت در نظرتان هستند.

5. رعایت قانون

آخرین عاملی که باید در نظر داشت، رعایت قانون است. پرهیز از‌این دیدگاه که تمام وقت نبودن‌این افراد، رافع برخی از مسوولیت‌های قانونی شما در برابر آنها است ضروری است. در‌این زمینه باید حداکثر سعی‌تان را در رعایت کلیه قوانین و مقررات ملی و محلی به عمل آورید. رعایت نکردن هریک از ‌این قوانین و مقررات می‌تواند تبعات زیادی را برایتان به همراه داشته باشد. ضمنا لازم است طبقه‌بندی افراد نیمه وقت و تمام وقت به صورت کامل انجام شود تا از تهعدات قانونی که در قبال هریک دارید، غافل نشوید. در مواردی هم که وضعیت پرسنل‌تان از نیمه وقت به تمام‌وقت تغییر می‌نماید، با به روزرسانی طبقه‌بندی فوق، احتمال بروز هرگونه خطایی را کاهش دهید. در سال 1996، شرکت مایکروسافت به خاطر‌ اینکه پرسنل تمام وقتی را که به تازگی تمام وقت شده بودند مانند دیگر پرسنل تمام وقتش در طرح خرید سهام وارد ننمود، مجبور به پرداخت بیش از 97 میلیون دلار به‌این افراد گردید. برقراری یک سیستم دقیق مالی تحت نظر حسابدار یا وکیلتان می‌تواند شما را از چنین گرفتاری‌هایی نجات دهد.

منبع: www.inc.com

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:36 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

آن‌گونه که می‌اندیشید عمل کنید و آن‌گونه که عمل می‌کنید بیندیشید

کسب و کار در سوئیس

کوشان غلامی

بخش پنجم

سبک‌های ارتباطی در سوئیس

همان‌طور که قبلا ذکر شد، سوئیس یک کشور چندزبانه با چهار زبان رسمی است، آلمانی سوئیسی با داشتن درصدی بالغ بر 70 درصد متکلم متداول‌ترین زبان در این کشور است و پس از آن به ترتیب فرانسوی، ایتالیایی و رومانش قرار دارند.

تقریبا تمام مردم این کشور این قابلیت را دارند که زبان آلمانی سوئیس را حداقل بتوانند بخوانند، لذا در جاهایی که یک زبان واحد قرار است مورد استفاده قرار گیرد، از این زبان استفاده می‌شود.


از آنجایی که اکثر مردم سوئیس به دو زبان از چهار زبان مذکور صحبت کرده و همچنین انگلیسی را به خوبی می‌دانند، این کشور یکی از بزرگ‌ترین کشورهای چندزبانه دنیاست که مردمش به زبان‌های متعددی مسلط هستند. این قضیه به صورت آشکار آرمان‌های اینترناسیونالیستی مردم سوئیس را تقویت می‌کند.

در مجموع، سوئیسی‌ها باور دارند که ساده صحبت کردن و رک گویی بیشتر از با سیاست عمل کردن اهمیت دارد. لذا از سخنرانان و مذاکره‌کنندگان انتظار می‌رود که به صورت کاملا شفاف آنچه را در ذهن دارند بیان کنند و در پی تعدیل پیام‌های ناخوشایند خود برای جلوگیری از خدشه‌دار شدن احساسات سایرین نباشند. بنابراین صحبت کردن در لفافه و ابهام که در کشورهایی مانند ژاپن و انگلستان رواج دارد، در سوئیس به نوعی دوپهلو و غیرمستقیم تلقی می‌شود. بهتر است آن‌گونه که می‌اندیشید عمل کنید و آنگونه که عمل می‌کنید بیندیشید. همان‌گونه که پیش‌تر ذکر شد، این صراحت نباید با رفتار تهاجمی یا پرخاشگری اشتباه گرفته شود، بلکه نتیجه علاقه و تمایل مردم برای رسیدن به حقیقت و اثبات پاسخ سوال به طریق تجربی است.

افراد ترجیح می‌دهند درباره مسائل شخصی افراد جدید بااحتیاط نظر بدهند و ارتباطات بیشتر بر پایه مسائل کاری باشد. صحبت‌های جسته گریخته قبل از جلسه، کمتر دیده می‌شود و افراد سعی می‌کنند به صورت مختصر خود را معرفی کنند و از نمایش بازی کردن بپرهیزند.

 

نقش زنان در کسب‌وکار                                          

در سال‌های اخیر زنان سوئیس نقش بسیار پررنگ‌تری پیدا کرده‌اند. آنها حتی در حوزه‌هایی که کاملا در اختیار مردان بوده، وارد شده و به موفقیت‌های بزرگی هم دست یافته‌اند. اگرچه هنوز خیلی معمول نیست که زنان در بالاترین نقطه از سلسله مراتب مدیریتی باشند، ولی این امر به تدریج در حال اتفاق است و دیدن زنان در راس هرم مدیریتی شرکت‌های بزرگ در سال‌های آتی، امری عجیب نخواهد بود.

ورود به کسب‌وکار و قرار گرفتن در سطوح ارشد برای زنان خارجی در کشور سوئیس کار دشواری نخواهد بود. فقط باید بتوانند توانایی‌های رقابتی لازم برای آن پست، مهارت، دانش فنی و پشتکار خود را نشان دهند.

 

گذران مفید اوقات فراغت از تجارت در سوئیس

با اینکه سرگرمی و فراغت از کار به هیچ وجه در سوئیس غیرمعمول نیست، ولی به اندازه فراغت از کار در کشورهای جنوب اروپا اهمیت ندارد. در این کشور بیشتر احتمال دارد که برای صرف غذا به مراسم ناهار دعوت شوید تا شام یا صبحانه! همانند اکثر کشورهای شمالی اروپا، سوئیسی‌ها نیز مرز مشخصی میان زندگی کاری و زندگی شخصی خود قائل هستند. لذا ترجیح می‌دهند سرگرمی‌های کاری خود را در همان ساعات اداری داشته باشند و بقیه زمان را به خانواده و دوستان خود اختصاص دهند. پس گذران اوقات فراغت کاری معمولا در هنگام ناهار و در یک رستوران خوب انجام می‌گیرد. در هنگام صرف غذا، صحبت کردن درباره مسائل کاری بسیار محتمل است، ولی هوشمندانه تر آن است که شروع صحبت را به تاخیر انداخته و صبر کنید تا میزبان آغازکننده بحث باشد.

اگر برای صرف یک وعده غذا دعوت شدید، معمولا از میزبان انتظار می‌رود که صورتحساب را بپردازد، همچنین وقتی شما کسی را برای یک ناهار کاری دعوت کردید، باید هزینه آن را خودتان پرداخت کنید.

به عنوان یک کشور چندملیتی، انواع و روش‌های متفاوت پخت غذا در نقاط مختلف سوئیس وجود دارد و این کشور می‌تواند به داشتن روش‌های آشپزی ویژه در قسمت‌های مختلف خود ببالد. (صحبت درباره انواع مختلف غذا می‌تواند موضوع مناسبی برای بحث‌های دور میز ناهار باشد.)

دادن انعام در سوئیس بسیار رایج است. پرداخت آن معمولا با مضاربی از 10 فرانک انجام می‌شود. به عنوان یک قاعده کلی، انعامی حدود 5 الی 10 درصد مناسب می‌باشد.

 

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:35 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

تداوم فعالیت برای ماندگاری تغییرات مثبت

کارآفرینی و دغدغه‌های اجتماعی

مهدی شجاعی مقدم*

قسمت ششم و پایانی

هر کارآفرینی برای ماندگاری اثر فعالیت‌های خود بر اجتماع نیازمند تداوم فعالیت است، اما از آنجایی که تداوم فعالیت به منابع مالی نیاز دارد، هیچ کارآفرینی حتی اگر دغدغه اصلی او اهداف اجتماعی باشد، نمی‌تواند همواره زیان‌ده باقی بماند.

همان‌طور که در قسمت‌های قبل اشاره شد، عوامل متعددی در اقتصاد ایران وجود دارد که بی‌ثباتی وضعیت متغیرهای کلان اقتصادی را جزیی جداناپذیر از اقتصاد ایران قرار داده است؛ اوضاعی که همچون دریای مواج تنها مطلوب موج‌سواران بوده و شرایط را برای انحراف سرمایه‌ها به سمت سفته‌بازی در بخش‌های غیر مولد فراهم ساخته است.


همچنین وظایف متعددی برای نهاد حاکمیت برشمردیم که در صورت حسن اجرای آنها، شرایط کلی اقتصاد برای راه اندازی فعالیت‌های مولد جدید مساعد می‌شود. اما برای شکل‌گیری فعالیت‌های کارآفرینی در حوزه‌های تولیدی و سرمایه‌گذاری‌هایی با افق بلندمدت، به فضایی باثبات‌تر از فضای فعلی نیاز است، در حالی‌که وضعیت کنونی اقتصاد ایران حتی برای شکل‌گیری بنگاه‌های تجاری با افق سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت هم نامناسب ارزیابی می‌شود.

البته در این شرایط گروهی از افراد که بعضا دغدغه‌هایی اجتماعی و از جنس کمک به هموطنان، ایجاد اشتغال برای اقشار آسیب‌پذیر یا نظایر آن دارند، برای جلوگیری از وخامت اوضاع اقتصادی وارد گود شده و می‌کوشند تا سرمایه‌گذاری‌هایی بلندمدت و تولیدی در کشور انجام دهند، اما ظرف مدت کوتاهی به دلیل شرایط بی‌ثبات حاکم بر اقتصاد کلان کشور مجبور می‌شوند یا فعالیت خود را تعطیل کنند یا با با نرخ سود بسیار کم و حتی صفر به فعالیت ادامه دهند.

طبیعتا در چنین شرایطی، تداوم و بقای فعالیت نیازمند تامین منابع مالی از محلی غیر از خود فعالیت تولیدی است که معمولا در فضای اقتصادی کشور ما به صورت کمک‌های مختلف از طرف دولت چاره‌جویی می‌شود. اما تجربه ثابت کرده است پرداخت این کمک‌ها، صرف نظر از انحراف فرآیند رقابت سالم بین تولیدکنندگان و دامن زدن به انواع فسادهای اقتصادی، به علت نوسان مکرر در میزان و زمان پرداخت‌ کمک‌ها توسط دولت، نمی‌تواند حتی برای تولیدکنندگانی که موفق به دریافت کمک‌ها می‌شوند نیز مفید باشد.

حال اگر جامعه به دنبال آن است که معضلی مانند بیکاری و تبعات مخرب اقتصادی و اجتماعی آن به صورت دائمی رفع شده یا ارزش و هنجاری نو در جامعه ماندگار شود، بی‌شک نمی‌توان انتظار داشت که با یک فعالیت مقطعی این اهداف تحقق یابند. در عین حال باید توجه کنیم که سودآوری شرط اساسی بقا و تداوم فعالیت‌های اقتصادی است. حال که در فضای اقتصادی کشور با کارآفرینانی مواجه هستیم که هدف اول خود را کسب سود قرار نداده‌اند، باید توجه کنیم که چنین فعالیت‌هایی نمی‌تواند به صورت پیوسته و دائمی ادامه یابد.

نکته مهم دیگر آن است که جوامع در حال توسعه معمولا کشورهایی هستند که به دلایل ساختاری از ناکارآمدی‌های بیشتر و تخصیص‌های غیربهینه بیشتری نسبت به جوامع توسعه یافته رنج می‌برند. در این جوامع ایده‌های کوچک و تغییرات به اصطلاح کم‌اهمیت، تاثیرات مطلوب‌تر و قابل لمس‌تری نسبت به فعالیت‌های هم جهت و هم اندازه در جوامع توسعه یافته برای جامعه خواهند داشت. به عبارت دیگر دلایل و زمینه‌های برای ظهور و موفقیت کارآفرینان دارای ایده‌های خلاقانه در جوامع کمتر توسعه‌یافته،

بیشتر فراهم است.

با این وجود نکته تاسف‌بار آن است که معمولا شرایط حقوقی و نیز اجتماعی و سیاسی حاکم بر این جوامع به گونه‌ای غیرانعطاف‌پذیر است که در مقابل هر نوع تغییری حتی تغییرات نوآورانه دارای تاثیرات بسیار مفید، مقاومت از خود نشان می‌دهند و در نتیجه معمولا در جوامع در حال توسعه؛ کارآفرینان دارای رویکردهای نوآورانه سهم ناچیزی از کل اقتصاد را در اختیار دارند.

از طرف دیگر ایجاد بستر برای بروز و ظهور ایده‌های نوآورانه، صرفا با ریسک‌پذیرتر شدن افراد مهیا می‌شود. طبیعتا هر چه ثبات بیشتری در وضعیت عمومی اقتصادی یک کشور و قوانین و مقررات مربوطه حاکم باشد، تعداد افراد متمایل به ریسک نیز افزایش خواهد یافت؛ وضعیتی که زمینه را برای اتخاذ تصمیمات اقتصادی و مالی جسورانه‌تر را از سوی کارآفرینان بالقوه و بالفعل فراهم خواهد ساخت و به رونق فعالیت‌های خلاقانه کارآفرینانه منجر خواهد شد.

همچنین لازم به توجه است که اگرچه دخالت مستقیم دولت در فعالیت‌های مختلف اقتصادی می‌تواند فضا را برای حضور کارآفرینان خلاق بخش خصوصی نامساعد کند؛ اما دولت می‌تواند نقش مهمی در بسترسازی برای رونق فعالیت‌های مناسب‌تر صاحبان کسب و کار بخش خصوصی مهیا کند. همان‌طور که پیشتر اشاره شد، یکی از کلیدی‌ترین این سیاست‌ها عبارت است از جلوگیری از تغییرات مداوم در سیاست‌ها و نیز مقررات اقتصادی.

همچنین یک مثال مهم دیگر به اعلام گزارش‌های منظم و دقیق در مورد وضعیت شاخص‌های مختلف اقتصادی مربوط می‌شود. سازمان‌های دولتی با توجه به مزیت خود در زمینه پایش و نگرش مداوم متغیرهای مختلف اقتصادی، می‌توانند از طریق ارائه داده‌ها و گزارش‌های دقیق و شفاف و افشای این اطلاعات برای کلیه شهروندان، توانایی کارآفرینان بالقوه و بالفعل را در زمینه ارزیابی هر چه بهتر معضلات و نیز فرصت‌های سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصادی افزایش دهند و به این ترتیب فضای مناسب‌تری برای فعالیت کارآفرینان نوآور بخش خصوصی ایجاد کنند.

*Eco.shojaee@yahoo.com

 

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:34 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

معرفی مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار

مترجم:محمدجعفر نظری

یک سازمان تنها در صورتی می تواند به اهداف خود به صورت کارآ و اثربخش دست پیدا کند که کارکنان و سایر منابع سازمانی از قبیل سیستم‌های اطلاعاتی به خوبی با هم کار کنند. فرآیندهای کسب‌وکار مفهوم پراهمیتی برای تسهیل این همکاری اثربخش است.

مقوله‌ بسیار کاربردی «مدیریت فرآیندهای کسب و کار» چالش‌های بسیاری را متوجه تولیدکنندگان نرم‌افزار و مدیران کرده است.

در گذشته، سیستم‌های اطلاعاتی در شروع کار، به سراغ مدلسازی اطلاعات می‌رفتند. این امر نشان‌دهنده‌ تسلط رویکردهای داده‌محور بر گستره‌ سیستم‌های اطلاعاتی بود. اما در دهه‌ اخیر، این واقعیت روشن شده است که فرآیندها نیز به اندازه‌ مدلسازی اطلاعات مهم هستند و باید به شیوه‌ای نظام‌مند مورد پشتیبانی قرار گیرند. این گرایش


منجر به پیدایش «موج» سیستم‌های مدیریت جریان کار در اواسط دهه‌ 1990 شد. هدف این سیستم‌ها خودکارسازی فرآیندهای ساختارمند است. بنابراین، کاربرد این سیستم‌ها تنها به چند زمینه‌ نرم‌افزاری محدود شد. اما انواع مختلفی از سیستم‌های اطلاعاتی «فرآیند- محور» از مفاهیم مبنایی جریان کار الهام گرفتند. «مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار» با بهره‌گیری از ترکیب انواع مختلف تحلیل‌ها در مقیاسی وسیع‌تر به موضوع «پشتیبانی از فرآیندها» و «پیوند دادن فرآیندها به کسب‌وکار و مسائل اجتماعی» می‌پردازد. افزون بر این، گرایش کنونی به مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار با پیشرفت‌های فناوری (معماری‌های خدمت‌محور) شتاب بیشتری یافته و باعث افزایش گرایش به استانداردسازی (مانند پیدایش زبان‌های نوین مدلسازی همچون BPMN و BPEL) شده است.

اخیرا توجه زیادی هم از جانب جامعه‌ مدیران اجرایی و هم از جانب جامعه‌ دانشمندان علوم رایانه به مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار معطوف شده است. اعضای این دو جامعه معمولا دارای سوابق تحصیلی و علایق متفاوتی هستند؛ اما همگی به بهبود عملیات سازمان خود علاقه‌مندند. افزایش رضایت مشتریان، کاهش هزینه‌های جاری سازمان و تولید محصولات و ارائه خدمات جدید با هزینه‌ اندک از دیدگاه مدیران کسب‌وکار مهم‌ترین جنبه‌های مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار هستند.

پژوهشگرانی که دارای سابقه‌ آشنایی با روش‌های اداری هستند در موضوعات مربوط به ساختار فرآیندها کندوکاو می‌کنند. از آنجا که این موضوعات را تنها با انتزاع فرآیندهای واقعی کسب‌وکار می‌توان نمایش داد، فعالیت‌های مربوط به فرآیندها اغلب تنها در کلمات خلاصه می‌شود. با استفاده از این انتزاع می‌توان مشاهدات جالب توجهی را در جنبه‌های ساختاری فرآیندهای کسب‌وکار انجام داد. این کار برای‌ یافتن کاستی‌های‌ ساختاری فرآیندهای واقعی کسب‌وکار بسیار سودمند است.

اما علاقه‌ جامعه‌ دانشمندان عرصه نرم‌افزارهای رایانه‌ای معطوف به این است که سیستم‌های نرم‌افزاری مقیاس‌پذیر و منسجمی را فراهم نمایند. از آنجا که فرآیندهای کسب‌وکار در قالب فناوری‌های پیچیده‌ اطلاعاتی بروز می‌یابند،‌ یکپارچه‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی فعلی مبنای مهمی برای محقق کردن فرآیندهای کسب‌وکار از لحاظ فنی است.

اصول مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار

مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار بر این اصل استوار است که هر محصول تولید شده، نتیجه‌ اجرای تعدادی فعالیت است. فرآیندهای کسب‌وکار ابزارهای اصلی سازماندهی این فعالیت‌ها و درک بهتر روابط میان آنها هستند. فناوری اطلاعات به طور کلی و سیستم‌های اطلاعاتی به طور خاص، نقش مهمی در مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار دارند؛ زیرا همچنان بر شمار فعالیت‌هایی که امروزه در سازمان‌ها مورد پشتیبانی این فناوری‌ها قرار می‌گیرند افزوده می‌شود. فعالیت‌های مشمول فرآیندهای کسب‌وکار هم به صورت دستی و هم با کمک فناوری سیستم‌های اطلاعاتی قابل انجام هستند. همچنین، برخی فعالیت‌ها نیز به وسیله‌ سیستم‌های اطلاعاتی به صورت خودکار و بدون هیچ گونه دخالت انسانی انجام می‌شوند.

در بسیاری از سازمان‌ها بین جنبه‌های کسب‌وکاری سازمان و فناوری اطلاعات موجود در آن، فاصله و شکاف وجود دارد. کاهش این شکاف بین سازمان و فناوری امری مهم است؛ زیرا در بازارهای پویای امروز سازمان‌ها پیوسته ناچارند محصولات بهتر و ویژه‌تری برای مشتریان خود فراهم آورند. محصولی که امروز موفق باشد، ممکن است فردا کاملا ناموفق قلمداد شود. اگر رقبا محصولی ارزان‌تر، با طراحی بهتر یا استفاده آسان‌تر تولید کنند، سهم محصول شما از بازار کاهش خواهد‌یافت.

منبع: کتاب Business Process Management; concepts-languages, architectures

 

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

ابهام در شراکت را همین حالا برطرف کنید

 کسب و کارهای کوچک

مترجم: م.زارع

من در آژانسی تازه‌ تاسیس یک مدیر هستم. به عنوان یک رهبر و مدیر خلاق توسعه کسب و کار فعالیت می‌کنم.

شریک من در ابتدا به صورت شفاهی توافق کرد که من کمیسیون 10 درصدی بابت یافتن مشتری دریافت کنم. اکنون که مشغول به کار شده‌ام او ناگهان می‌گوید که حق کمیسیون من عادلانه نیست، زیرا من شریک آژانس هستم. منطق او این است که تو یا حق کمیسیون نماینده فروش را می‌گیری یا شریکی هستی که حقوق دریافت می‌کند. او حتی می‌خواهد پول‌ها را قسمت کنیم در حالی که حتی یک قسمت از کار را هم انجام نمی‌دهد. چگونه می‌توانیم مشکل را عادلانه حل و فصل کنیم؟


ج. د. از تهران

تقسیم کار، تقسیم مسوولیت

سوال شما مسائل مهمی را درباره‌ پایداری این شراکت به ذهن متبادر می‌سازد.

اشتباه‌ترین کار این است که توافقنامه‌ شراکت خود را مکتوب نکرده باشید. یک وکیل تجاری می‌گوید: «حتی اگر روی دستمال سفره باشد، نوشتن چیزها موجب می‌شود توجه به مسائلی معطوف شود که باید در موردشان بحث شود و این بحث به رابطه تجاری قوام می‌بخشد. دوراندیشیِ کامل نادر است، اما هر کسی باید نیاز به رسیدگی درباره‌ مسائل «جبران خدمت» را در اولویت قرار دهد. اگر قرار است مشارکت به طول بیانجامد، باید قادر باشید که مسائل را به محض بروز، بررسی کنید و هر طرف باید مایل باشد که آنچه را برای حفظ شریکش مورد نیاز است، انجام دهد.

 

وگر نه، این شراکت کار درستی نیست.»

مشکل دوم که با سوال شما پررنگ می‌شود، سوءتفاهمی است که درباره‌ نحوه‌ کار شراکت به لحاظ قانونی و مالیاتی وجود دارد. برای مثال، شرکای تجاری مثل کارمندان درآمد کسب نمی‌کنند. درآمد‌ها موجب کاهش سودها می‌شوند. شرکا سود و زیان‌ کسب و کار را تقسیم می‌کنند. اگر شرکا به درآمد ماهانه نیاز داشته باشند، ممکن است به عنوان مساعده از روی سهم سود سالانه خود برداشت کنند.

با شریک خود درباره‌ برداشت‌های ماهانه یا فصلی صحبت کنید. اینکه هر کدام شما چقدر می‌گیرید، بر یک سری فاکتورها بستگی دارد، نظیر: چه کسی به درآمد منظم نیاز دارد و چگونه مشارکت شکل گرفته است: آیا شما مقادیر یکسانی از سرمایه اولیه را گذاشته اید و سهم‌تان 50-50 بوده است؟ آیا شما شریکی هستید که مسوول آوردن کسب‌‌وکار جدید و گذاشتن زمان و تلاش بیشتری بوده است؟ آیا او در آغاز فعالیت بیشتری انجام داد؟

به طور کلی، هر دو شریک باید زمان و انرژی بگذارند تا کسب‌وکارهای جدید بیاورند، مخصوصا اگر شرکت تازه تاسیس باشد. یا یک نفر در این نقش و فرد دیگر به عنوان مدیر عملیات فعالیت کند. «در برخی موارد، ممکن است نیاز به برخی تنظیمات باشد، نظیر کمیسیون فروش یا یک هزینه ثابت برای جاری شدن عملیات روزانه یا فراهم کردن سرمایه.»

اگر می‌خواهید که با این شریک در کسب و کار بمانید، نیاز دارید که درباره‌ توافقنامه‌ شراکت خود بحث کنید و همه‌ این مسائل را در نظر بگیرید. دو شریک باید بنشینند و یک توافقنامه را شکل دهند. سپس از یک وکیل بخواهید که آن را روی کاغذ پیاده کند. حتی می‌توانید وکیل‌های مجزایی بگیرید تا توافقنامه را مرور کنند. اما من فکر می‌کنم که واقعا این کار ضروری نیست. وکیل می‌تواند نماینده شرکت باشد، نه افراد؛ به این ترتیب از بروز تعارض نیز جلوگیری می‌شود.

وجود یک واسطه که بحث‌ها را تسهیل کند و به شما برای سازماندهی فکر خود کمک کند منطقی به نظر می‌رسد. در نهایت نیز به یک حسابدار نیاز دارید تا بازگشت مالیاتی شراکت شما را آماده سازد. بحث جبران خدمت و حسابداری شراکت و مسائل مالیاتی در برخی موارد می‌تواند بسیار پیچیده شود، از این جهت ملاقات با یک حسابدار بسیار می‌تواند به شفاف‌سازی مسائل کمک کند.

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

پول، کسب و کار و زمان در نگاه ایرانیان

رقابت سکه ایرانی با سکه روس

زبان فارسی حتی اگر معنای لغات آن را ندانید زبانی زیباست. اما پیچیدگی‌های زبانی همیشه موجب سوءتفاهم‌هایی می‌شود.

ایرانی در انجام وظیفه‌ای که برای او تعیین شده است راحت است. به سادگی نمی‌توان گفت آیا شرایط اجتماعی ایران، ترس از بروز جنگ، قحط سالی‌ها، وضعیت آب و هوا یا سرکوب‌های مستمر و رسمی در این کشور ایرانی‌ها را به این رفتار واداشته یا اینکه ایرانی به صورت نهادی همیشه این گونه بوده است. آنچه قحطی است این است که ایرانی امروز صاحب چنین رفتار و فرهنگی است.در کنار این،


ایرانی صاحب یک غرور و جاه‌طلبی نامحدود است. با هر ایرانی که صحبت می‌کنی خود را بزرگ‌ترین مرد روی زمین معرفی می‌کند؛ مردی که بهترین زندگی را داشته است. نفوذ مذهبیون افراطی در این کشور باعث شده است که اصلاحات و بهبودها [از نوع غربی] صورت نگیرد. لذا توسعه اقتصادی تولید و توزیع ثروت در ایران معنا ندارد. با نگاه دقیق‌تر در کمال تعجب درمی‌یابیم که حد تجارت در ایران هم همین قدر است نه بیشتر و جایی برای توسعه آن وجود نداشته است.

مشکل دیگری که فراراه اقتصاد ایران وجود دارد پول است. در ایران طلا استخراج نمی‌شود. طلا در حجم بسیار کم از اقلام وارداتی به ایران است. سکه طلا در ایران صرفا یک کالا است. سکه طلا بسیار کمیاب است و برای هدیه دادن استفاده می‌شود. مقدار کمی لیره ترک و ایمپریال روسی وارد ایران می‌شود که تبدیل به سکه‌های طلای ایرانی می‌گردد. اگرچه مقداری طلا و نقره برای مقاصد صنعتی وارد ایران می‌شود، اما زرگرهای ایرانی از مسکوکات خارجی برای کار خود استفاده می‌کنند. نقره هم به جز مقداری محدود، در ایران استخراج نمی‌شود. نقره از انگلستان و از مسیر خلیج فارس یا هامبورگ و روسیه به ایران وارد می‌شود. در سال 1901 دولت ایران با کمک وامی که از روسیه دریافت کرد معادل سه میلیون تومان نقره برای تولید سکه وارد کرد. معادل یک میلیون تومان دیگر هم به وسیله بانک شاهی ایران وارد شده و معادل نیم‌میلیون تومان دیگر را واردکنندگان بخش خصوصی به ایران انتقال دادند. در شرایط عادی معمولا سالانه معادل چهارمیلیون تومان نقره وارد بازار ایران می‌شود. در سال 1900 این مقدار بین دو تا دو و نیم میلیون تومان بوده است. ضرابخانه ایران مثل بقیه بخش‌ها در این کشور آشفته است. تجهیزات ضرابخانه‌ قدیمی ایران که در سال 1877 تاسیس شده عملا بی‌استفاده مانده و نمی‌توان با آن سکه‌ای ضرب کرد. به دلیل ناکارآیی ضرب سکه در ایران و در کنار آن به دلیل صادر شدن بخشی از نقره‌های موجود در ایران به آن سوی دریای خزر و از همه مهم‌تر به دلیل فرهنگ ایرانی که همیشه از متن بازار خارج می‌شود و به حاشیه گرایش دارد، بازار نقره در ایران دچار کمبود شدید سکه نقره است. سکه نقره ایرانی به دلایلی که برشمردیم بیست درصد بیشتر از قیمت واقعی‌اش قدرت خرید دارد. در شهرهای دور مانند یزد یا کرمان امکان تهیه مقادیر زیادی سکه نقره به قیمت واقعی آن وجود ندارد. با وارد شدن سکه نقره به بازار بلافاصله نایاب شده و به سمت روستاها سرازیر می‌گردد. تقاضا برای سکه نو بسیار زیاد است. به همین دلیل این سکه‌ها بازار سیاه خوبی دارند.

بنابراین سکه نقره به محض ضرب در مقدار قابل ملاحظه‌ای از بازار تهران خارج می‌شود و بیشتر به سمت استان‌های شمال و شمال شرقی کشور روان می‌شود. این سکه‌ها در بازار جریان پیدا نمی‌کنند. بعد از خرید پنهان می‌شوند و دیگر چشم کسی به آن نمی‌افتد. ایرانیان سکه را در مقادیر زیاد به عنوان گنج و خزانه نگهداری می‌کنند. این سکه‌ها بعدا از دریای خزر گذشته به آن سوی خزر انتقال داده و سرانجام راهی افغانستان می‌شود. سکه ایرانی در افغانستان به خصوص در مناطق مرزی این کشور با ایران با ارزش بالا رایج است. در روسیه یعنی در آن سوی خزر سکه نقره ایرانی طالب دارد چراکه در سکه ایرانی نقره‌ای بیشتر از سکه‌های روسی یافت می‌شود. سکه‌های روسی بیشتر پول معتبر و وسیله‌ معامله‌اند تا یک سکه نقره‌ای تمام عیار. بنابراین چیزی معادل نیمی از نقره موجود یک سکه استاندارد بین‌المللی در آن یافت می‌‌شود. سکه ایرانی معادل دو درصد وزن کمتری نسبت به سکه‌های استاندارد بین‌المللی دارد. با این وجود معادل 92/21 درصد بیشتر از سکه روسی ارزش دارد؛ سکه‌های نقره ایرانی که به آن سوی خزر برده می‌شوند سرانجام به ترکستان چین حمل می‌شوند. در آنجا سکه نقره ایرانی را ذوب و تبدیل به شمش کرده به شرق چین انتقال می‌دهند. روس‌ها تلاش زیادی انجام داده‌اند تا مانع از رقابت سکه نقره ایرانی با سکه نقره روسی شوند. یازده سال پیش در روسیه فرمانی صادر شده که ورود نقره به روسیه را ممنوع اعلام کرده است. در سال 1897 هم قانون جدیدی تصویب شده که بعد از سیزدهم ماه مه [1900] ورود سکه نقره را از خارج به روسیه ممنوع می‌داند. سکه وارداتی به روسیه مشمول بیست درصد عوارض گمرکی خواهد بود. در نتیجه ورود نقره به روسیه به‌صورت قاچاق صورت می‌گیرد. اما این قوانین و فرامین نتوانسته مانع از ورود نقره به روسیه شود. نقره به اندازه قبل به روسیه وارد می‌شود.دولت ایران اسکناس چاپ نمی‌کند. امتیاز چاپ اسکناس انحصارا به بانک شاهی ایران داده شده است.

اعطای این انحصار نتایج خوبی به بار آورده است. در تهران که مقر مرکزی بانک هم در آن قرار دارد اسکناس مورد استقبال قرار گرفته است. در شهرهای دیگری که بازدید کرده‌ام اسکناس توزیع نشده است. اسکناس فقط در بانک‌ها و در بازار و از سوی برخی تجار پذیرفته می‌شود. تجار اسکناس را با دیسکونت یعنی با کم کردن مبلغ کمی از بهای واقعی آن قبول می‌کنند.

طبیعتا با روش‌های ابداعی ایرانیان و با ناامنی غالب بر سراسر ایران قانع کردن مردم به اینکه یک تکه کاغذ چاپی معادل این همه سکه نقره ارزش دارد و اینکه سکه نقره هم در زمان تقاضا به راحتی در اختیار آنان قرار می‌گیرد دشوار بوده است. اما اعتبار بانک شاهی و شخصیت محبوب مدیر آن آقای رابینو بخشی از سوءظن‌ها و نگرانی‌های مردم را نسبت به اسکناس از بین برده است. از سال 1890 اسکناس جای خود را در میان پول‌های رایج باز کرده است. در سپتامبر 1890 بالغ بر 29 هزار تومان اسکناس در ایران توزیع شده است. در سال 1895 این مبلغ به 254 هزار تومان افزایش یافته است. در سال 1900 این رقم به یک میلیون و 58 هزار تومان رسیده است. جالب است بدانیم که در سال 1899 مقدار اسکناس در گردش 589 هزار تومان بوده است که ظرف دوازده ماه این رقم به دو برابر افزایش یافته است.اما این ارقام و آمار فقط محدود به تهران و چند شهر مهم ایران است. در شهرهای کوچک و دور افتاده و در روستاها اسکناس اصلا موضوعیت ندارد. سکه نقره مبنای معامله است که آن هم نایاب است. کسی نمی‌تواند یک سکه نقره دو قرانی جدید پیدا کند. سکه‌های غیرمتعارف گاه دردسترس پیدا می‌شود؛ اما سکه‌ای که فراوان در دست مردم می‌چرخد سکه مسی است. سکه‌های مسی پول خرد حساب می‌شود که زیرمجموعه سکه‌های نقره است. قیمت این سکه‌ها در هر نقطه از ایران با توجه به فراوانی یا کمیابی آن و با عنایت به ملاحظات دیگر محلی فرق می‌کند.نظام نامطمئن و بی‌ثبات کشاورزی همراه با فساد مقامات رسمی، این فرصت را به وجود آورده است تا از ضرب و انتشار سکه‌های مسی سوءاستفاده گسترده‌ای صورت گیرد. واحد سکه‌های نقره، قران است. واحد سکه‌های مسی، شاهی است. هر قران بیست شاهی ارزش دارد. سکه‌های مسی با ارزش 30، 40 و 50 شاهی ضرب می‌شود. در شرق ایران سکه 80 شاهی هم ضرب می‌شود. من در طول سفرم در ایران آخر نفهمیدم قران چقدر ارزش دارد. در هر شهری که قران خرج می‌کردم باقی پولم را در نرخ‌های متفاوت به صورت شاهی دریافت می‌کردم. در بیرجند و سیستان این اختلاف به شدت زیاد بود.این وضعیت ناشی از سوءمدیریت بر طبقات فقیر تاثیر بدی داشته است. سکه مسی همه دارایی فقرا را تشکیل می‌دهد. شاه جدید [مظفرالدین شاه قاجار] وقتی به تخت سلطنت نشست تلاش زیادی انجام داد تا فقر مردم ایران را تخفیف دهد. دستور داد معادل 720 هزار تومان پول از نوع سکه مسی را به قیمت هر قران 25 تا 30 شاهی جمع‌آوری کنند. این اقدام تاثیر خوبی داشت. اما بیشتر این سکه‌های تعدیل شده دوباره به خصوص در نقاط دورافتاده به جریان افتادند. اما جریان این سکه‌ها در شهرهای بزرگ تقریبا متوقف شده است.

اخیرا دولت سیاست ضرب و توزیع سکه‌های نیکلی را آغاز کرده است. سکه‌های جدید با ارزش یک و دو شاهی توزیع شده است. این سکه‌ها در نگاه اول به دلیل نیکلی بودن غیرقابل اعتماد به نظر می‌آیند؛ اما مدت‌هاست که در دست مردم به راحتی می‌چرخند و مورد قبول عامه، به خصوص در رشت، قزوین، تهران و اصفهان قرار گرفته‌اند اما در شهرهای دیگر کسی این سکه نیکلی را قبول نمی‌کند. در روستاها هم که اصلا خبری از این سکه‌ها نیست. اما هرجا که امکان توزیع این سکه‌های نیکلی بوده است با استقبال مردم روبه‌رو شده است. سکه‌ها در بروکسل ضرب شده و بسیار زیباست.سکه‌های قدیمی طلا که در ایران توزیع شده بسیار کمیاب است. این سکه‌ها با ارزش یک تومان،‌نیم تومان [پنج قران] و دو قران ضرب شده است. عیار طلای این سکه 990 است. وزن قانونی آنها به این شرح است: سکه یک تومانی 28/53 گندم، سکه نیم تومانی 64/26 و سکه دو قرانی 656/10 گندم وزن دارد. با توجه به عیار طلای سکه‌ها وزن طلای خالص این سکه‌ها هم به این شرح است: سکه یک تومانی 7572/51، سکه نیم تومانی 3736/26 و سکه دو قرانی 54944/10 گندم طلای خالص دارد.سکه‌های جدید دو تومانی هم اخیرا ضرب شده است. سکه‌های دو تومانی و یک تومانی جدید در سال 1879 ضرب و توزیع شده است. علاوه بر این سکه‌های نیم تومانی و دو قرانی جدید هم توزیع شده است. درجه خلوص سکه‌های جدید 900 عیار است. سکه‌های قدیمی ضرب 1857 تا 1878 صرفا یک قرانی، نیم قرانی و ربع قرانی بوده است.سکه‌های قبل از سال 1857 بسیار نامنظم بوده و فقط یک قران ارزش داشته است. درجه خلوص این سکه‌ها 855 عیار و وزن آنها 88/75 گندم بوده است. وزن خالص آنها 877/64 گندم نقره بوده است که معادل 76/6 درصد کمتر از میزان استاندارد است.

سکه‌های جدید دو قرانی بیشتر در شهرها رایج است و برای پرداخت مبالغ بالا مورد استفاده قرار می‌گیرد. عیار این سکه‌ها 166/892، وزن ناخالص 771/119 و وزن خالص آن 69/124 گندم و 55/2 درصد زیر استاندارد است.

سکه‌های نیکلی از 25 درصد نیکل و 75 درصد مس ساخته شده است. سکه‌های مسی بسیار متنوع است. عباسی، یک بیستم قران است و چهار شاهی ارزش دارد. سکه عباسی بسیار نایاب است. صنار، معادل یک دهم قران است و دو شاهی ارزش دارد. یک شاهی هم یک بیستم قران و نیم عباسی است. یک هشتم قران را جندک می‌خوانند که یک چهارم شاهی اعتبار دارد [که کوچک‌ترین واحد پول در ایران در این تاریخ بوده است]. این سکه در خراسان رایج است.به یاد بیاوریم که در حال حاضر در ایران نرخ برابری قران معادل پنج پنس انگلیسی است. تومان معادل یک دلار آمریکاست. ملاحظه می‌کنید که واحدهای کوچک‌تر پول ایرانی در مقیاس ارزهای اروپایی بسیار ناچیز به حساب می‌‌آید. در ایران امروز هنوز چیزهایی پیدا می‌شود که به یک جندک خرید و فروش شود.

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:32 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

بودجه بندی عملیاتی و بسترهای مورد نیاز آن

کسب منابع و چگونگی تخصیص آن

نویسنده :خشایار کریمی حسابرس مسئول گروه نظارت مالی

کسب منابع و چگونگی تخصیص آن به آحاد جامعه، انگیزه اصلی تهیه و تنظیم بودجه دولت است. همه دولتها، چه در کشورهای پیشرفته که از روشهای نوین در تنظیم بودجه بهره منداند، چه در کشورهای در حال توسعه که آثار فنون و روشهای کارامد کمتری در تنظیم  بودجه آنها وجود دارد و چه در کشورهای توسعه نیافته با روشهای بودجه بندی کاملا‌ً ابتدایی، اقدام به تعیین و تدوین چگونگی کسب درامد و تخصیص آن در قالب برنامه ای مدرن، با  عنوان «بودجه کل کشور» میکنند. عمدهترین و رایجترین روشهای تنظیم بودجه در کشورها به ترتیب درجه رشدیافتگی آنها عبارتند از:


بودجه متداول؛ در این روش، درامدها و هزینه ها، صرفاً براساس اقلا‌م سالهای گذشته پیشبینی می شود بدون آن که معلوم شده باشد هزینه ها برای اجرای چه برنامه و هدفی است.

 

بودجه برنامه ای؛ در این روش ابتدا اقداماتی که دولت موظف است از طریق دستگاهها در سال آینده انجام دهد مشخص می شود. سپس هزینه ها براساس فعالیتهای جاری و عمرانی از پیوستن طرحها، فعالیتها و برنامه ها به شکل فصل و امور تخصیص می یابد.

 

در این روش، به دلیل نبود اطلا‌عات مورد نیاز و یا بی ثباتی شرایط محیطی، پیشبینی بهای تمام شده فعالیتها، طرحها و برنامه های منظور شده در بودجه امکانپذیر نیست و تخصیص هزینه صرفاً برمبنای اطلا‌عات فعالیتهای مشابه در سالهای پیش و اعمال تغییرات آثار تورمی صورت میپذیرد.

 

 

از این روست که  هنگام تصویب بودجه در مجلس، به دلیل در دسترس نبودن بهای تمام شده و محاسبات درخور اتکا، لزوم انجام بحث و جدلهای چندین و چند روزه، برای تصویب لا‌یحه ضروری می شود و گاهی اقلا‌م تصویب و ابلا‌غ شده، در عمل دچار انحرافات متعدد از برنامه شده و یا در نهایت متوقف می گردد. لذا در چنین وضعیتی، کشمکشهای متعدد میان کارفرمایان دولتی و پیمانکاران به دلیل ناممکن بودن اتمام  طرحهای واگذاری و واقعی نبودن قیمتهای تعیین شده برای اجرای امور، باعث طولانیتر شدن نوبتهای رسیدگی به اختلا‌فات مزبور در دادگاهها و پیامدهای ناخوشایند اجتماعی دیگری خواهد شد و این کلا‌ف سردرگمی است که کشورهای دارای این روش بودجه ای  باید خود را از آن رها سازند.

 

 

بودجه عملیاتی؛ در تنظیم بودجه عملیاتی، دستگاهها باید دو مرحله زیر را سپری کنند:

 

1- اندازه گیری حجم کار،

2- محاسبه بهای تمام شده فعالیتها، در سال آینده.

در تهیه و تنظیم اطلا‌عات پیشگفته، از کارشناسانی چون مهندسان صنایع در انجام زمانبندی دقیق و تعیین اندازه هر بخشی از جزئیات فعالیتها و در نهایت کل طرحها استفاده می شود. این محاسبات با توجه به آثار تورمی یا رکود و سایر عوامل محیطی، تجزیه وتحلیل شده و بهای تمام شده برای تولید و عرضه کالاها ‌و خدمات  تعیین میشود.

به دلیل اعمال دقت کافی در محاسبات مزبور و وجود ثبات اقتصادی و مهار نرخ تورم و کاهش نرخ سود بانکی، انحرافات ناشی از اقلا‌م واقعی و بودجه به حداقل ممکن کاهش می یابد وطرحها نیز در زمان تعیین شده و منطبق با بهای تمام شده مصوب تحویلپذیر خواهند بود و لذا:

 

اولا‌ً: رضایت کارفرما از پیمانکار موجب جلوگیری از بروز اختلا‌فات و تبعات آن در آینده خواهد شد،

 

ثانیاً: عملیات و وظایف تعریف شده برای مسئولا‌ن دستگاهها به طور کامل اجراپذیر بوده و افزایش سطح رضایت مردم و رفاه جامعه از دستاوردهای این روش است.

 

در حال حاضر، این روش در کشورهای توسعه یافته  که زمینه های اطلا‌عاتی لا‌زم برای انجام محاسبات بهای تمام شده در آنها فراهم است،اجرا می شود.

 

یاداوری می شود به دلیل وجود پشتوانه های محاسباتی دقیق در طرحها و برنامه های ارائه شده به مجلس، چانه زنی نمایندگان هنگام بررسی و تصویب لایحه بودجه بر روی ارقام مندرج در لا‌یحه منتفی و یا به عبارت دیگر ناممکن است زیرا این موضوع تفهیم و اثبات شده است که در صورت تغییر در بهای قابل اختصاص به انجام  طرح، فعالیت یا امور مندرج در لا‌یحه، اجرای آنها عملا‌ً با وقفه روبرو میشود. مردم نیز به تشکیلا‌ت دولتی خوشبین شده و به تدریج زمینه های اعتماد عمومی به دولتمردان تقویت می گردد.

 

مانع اساسی در دستیابی به بودجه عملیاتی  در کشورهای در حال توسعه این است که دستگاههای اجرایی و بنگاههای اقتصادی این کشورها هنوز در محاسبه بهای تمام شده کالاها و خدمات تولید و عرضه شده در دوره های جاری و گذشته خود دچار مشکلا‌ت ریشه ای هستند. چگونه می توان انتظار داشت این سیستم ناکارامد بتواند بهای تمامشده کالاها و خدماتی را محاسبه و اعلام کند که در آینده قرار است تولید و عرضه شود و شاید برخی از اطلا‌عات آن هم به طور دقیق در دسترس نباشد.

 

بودجه برمبنای صفر؛ این روش  برای  نخستین بار در سال 1973 در ایالات متحد امریکا ابداع و اجرا شد. اجرای این روش باعث نوسازی و تحول در دستگاههای دولتی میشود.

 

 

مراحل اجرای این روش  به شرح زیر است:

 

1- شناخت واحد فعالیت،

 

2- دسته بندی هر واحد فعالیت در قالب گروه فعالیتها و برنامهها،

 

3- ارزشیابی و درجه بندی گروه فعالیتها بر حسب اولویت آنها،

 

4- انتخاب و تخصیص بودجه به گروهی از فعالیتها که ثمربخشی آنها اثبات میشود.

در این روش، پس از اجرای این مراحل برخی از فعالیتها و واحدهای دوره پیش تعدیل و ترکیب جدیدی برای استفاده کنندگان بودجه تعریف می­شود. این روش دارای مزیت انعطافپذیری خاصی است.

 

**از مشکلات اجرایی بودجه بندی بر مبنای صفر، مقاومت مدیران و مسئولا‌نی است که فعالیت آنها در دوره پیش، ثمربخش تشخیص داده نشده و تصمیم به حذف آنها گرفته می شود.

 

روش اخیر برای برنامه های درازمدت (چندساله) مورد استفاده قرار میگیرد و با تلفیق آن با روش بودجه عملیاتی، امکان اجرای عدالت، تخصیص بهینه منابع و امکانات، در اختیار دولتمردان قرار خواهد گرفت.

 

بدیهی است در بخش عمومی وخصوصی مدیرانی موفقترند که بتوانند 5 وظیفه اصلی مدیریت یعنی برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، تصمیمگیری و نظارت و کنترل را به نحو احسن به انجام رسانند. بودجه عملیاتی و بودجه برمبنای صفر، ابزارهایی است که می تواند معیار قابل اندازه گیری مناسب در خصوص برنامه ریزی، تصمیمگیری و کنترل صحت عملیات را در اختیار مسئولا‌ن قرار دهد. بنابراین، هرگونه تعلل در آماده سازی زمینه های لازم برای دسترسی به بودجه عملیاتی و توزیع عادلا‌نه ثروت و تخصیص بهینه هزینه ها، با استفاده از روشهای علمی آزموده شده در کشورهای صنعتی امروز  پذیرفتنی نبوده و مسئولان ذیربط باید پاسخگوی مطالبات آیندگان باشند.

 

به طور خلاصه:

 

بودجه‌ریزی عملیاتی عوامل "صرفه‌جویی" و "اثربخشی" را به ابعاد سنتی بودجه‌ریزی اضافه می‌کند. نظام بودجه‌ریزی عملیاتی بین "کارآیی" و "اثربخشی" تمایر قائل می‌شود. در"کارآیی" استفاده مفید از منابع مورد نظر است، در حالیکه "اثربخشی" با عملکرد مرتبط است. در بودجه‌ریزی عملیاتی طبقه‌بندی عملیات به‌نحوی است که هدفها شفافتر بیان می‌شوند، ارزیابی بودجه سهل‌تر بوده و در روش هزینه‌بندی آن ارتباط بین داده و ستانده مورد توجه قرار می‌گیرد.

مهمترین هدف بودجه‌ریزی عملیاتی اصلاح مدیریت بخش عمومی و افزایش اثربخشی مخارج این بخش است. ویژگی‌های اساسی این اصلاح عبارتند از:

 

*       ارزیابی پاسخگویی مسئولین دستگاههای اجرایی براساس معیار دستاوردهای فعالیتهای آنان، دامنه تاثیرگذاری‌ آنها جهت نیل به دستاوردها و بودجه و امکاناتی که برای تحقق دستاوردها به مصرف رسیده است.

 

*          ارزیابی پاسخگویی مدیران دستگاههای اجرایی به مسئولین ذیربط براساس محصولاتی که باید تولیدکنند و بودجه و سایر امکاناتی که برای تولید این محصولات بکار می‌گیرند.

 

*         تضمین و تحکیم پاسخگویی از طریق مبادله موافقتنامه بین مدیران و مسئولین دستگاههای اجرایی و بین مسئولین دستگاههای اجرایی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور (به نمایندگی از طرف دولت).

 

*          استقرار نظام بودجه‌ریزی ستانده محور

 

*          دادن اختیارات لازم به مدیران در انتخاب نهاده‌های لازم برای تولید محصولات مورد نظر

 

*       ارزیابی مستمر عملکرد مدیران و مبنا قراردادن نتایج عملکرد به عنوان یکی از معیارهای تخصیص اعتبارات.

 

*         اصول و مفاهیم هزینه‌یابی محصول

 

برای اجرای نظام فوق اقدامات اساسی زیر باید انجام گیرد:

 

1-    برنامه‌های عملیاتی دستگاههای اجرایی جهت تحقق اهداف بخش ذی‌ربط بازبینی، اصلاح و نهایی شود.

 

2-    در چارچوب وظایف مصوب دستگاههای اجرایی، فعالیتهای کمیت‌پذیر ذیل هر یک از برنامه‌های نهایی شده تعیین گردد.

 

3-    هزینه  تمام شده هر یک از فعالیتها برای دستیابی به هدف تعیین شده محاسبه گردد.

 

4-    یک نظام نظارتی و گزارشگیری مستمر تمامی مراحل کار استقرار یابد.

 

 

انجام اقدامات فوق مستلزم استقرار یک نظام هزینه‌یابی محصول در دستگاههای اجرایی با ویژگی‌های یاد شده می‌باشد که امیدواریم با همت همه دست اندرکاران و مدیران محترم به این مهم دست یابیم.

منابع:

 

مجله حسابرس

 

روزنامه الکترنیکی آفتاب

 

کتاب حساداری دولتی تالیف آقایان حسینی عراقی ویحیی آقالو

 

منبع :سایت اینترنتی معاونت برنامه ریزی

 

*http://ko.mefa.ir/article-fa-106.htm




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:31 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

آیا قانون کار منافع نیروی کار را برآورده می‌کند؟

«قانون کار»؛ وسوسه‌ها و مصیبت‌ها

نویسنده : متین پدرام

اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها، چند نرخی شدن بازار ارز، رکود حاکم بر اقتصاد ایران، واردات انبوه و سرمایه‌گذاری خارجی اندک، از جمله مشکلاتی است که بنگاه‌های اقتصادی فعال در ایران با آنها دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند

. در کنار این مصائب، برخی از قوانین نیز فضای کسب‌و‌کار در ایران را تیره و مبهم کرده است. قانون کار از جمله این قوانین است. در این مقاله، به طور اجمالی به دو معضل ناشی از این قانون اشاره می‌کنیم.


دستمزد تعیین نکنید، تورم را بکاهید

نخست باید تاکید کنیم که تعیین دستمزد یک پدیده مرتبط با بازار است و نمی‌توان آن را با مداخله دولت یا توسط اعمال فشار اتحادیه‌های کارگری تعیین کرد؛ زیرا افزایش دستمزدها بالاتر از سطح بازار منجر به کاهش استخدام کارگران می‌شود و به این ترتیب این کاهش استخدام به خودی خود منجر به کاهش دستمزدها خواهد شد. در مقابل کاهش دستمزدها می‌تواند به افزایش اشتغال بینجامد و رقابت بنگاه‌های اقتصادی برای جذب نیرو به بهبود دستمزد کمک می‌کند؛ بنابراین باید تا جایی که امکان دارد تعیین دستمزدها را بر عهده بازار نهاد و از مداخله در بازار پرهیز کرد. این در حالی است که مطابق قانون کار، شورای عالی کار، همه ساله موظف به تعیین حداقل دستمزد (minimum wage) کارگران برای صنایع مختلف و نقاط مختلف کشور است.

یکی از معیارهایی که مطابق قانون کار برای تعیین حداقل دستمزد باید در نظر گرفته شود درصد تورم اعلامی توسط بانک مرکزی است. همان‌طور که می‌دانیم تورم یک عامل مهم در افزایش هزینه‌های زندگی است و به نظر می‌رسد برای ممانعت از مداخله دولت در بازار کار و جلوگیری از تعیین حداقل دستمزد باید تورم مهار شود نه اینکه حداقل دستمزد بر مبنای آن مشخص گردد. در این صورت ما شاهد یک رشته مداخله‌های دولت هستیم بدون آنکه مشکل را به صورت ریشه‌ای حل کنیم. قانون نمی‌تواند واقعیت‌ها را تغییر دهد. زمانی که بهره‌وری پایین و تاسیس بنگاه های اقتصادی اغلب با هزینه‌های زیادی همراه است، حداقل دستمزد از سوی دولت مانع از ایجاد فرصت‌های شغلی برای افراد جویای کار می‌شود.

 

بگذارید بنگاه‌ها کارگرانشان را انتخاب کنند

به باور حامیان اقتصاد بازار، تغییر در صنایع و برنامه‌ریزی‌های آنها با توجه به فرآیند بازار صورت می‌گیرد؛ بنابراین تا جایی‌که امکان دارد باید از مداخله در این فرآیند اجتناب ورزید. بنگاه‌های اقتصادی بسیار سریع‌تر از دولت و برنامه‌ریزان به وضعیت‌های جدید پاسخ می‌دهند و با توجه به پتانسیل خود اقدام به اتخاذ یک سیاست مناسب و کارآمد می‌کنند. این یک واقعیت است که ممکن است در شرایط خاصی، به دلیل رکود بازار یا بهره‌وری پایین، اخراج کارگران امری موجه باشد. بنابراین نباید اخراج کارگران را به بهانه حفظ اشتغال و با هزینه‌های فراوان بر بازار تحمیل کرد؛ زیرا در بازار آزاد و در صورت اتخاذ سیاست‌های مالی و پولی درست و رونق کسب‌و‌کار، مشاغل زیادی برای افراد جویای کار وجود خواهد داشت. از طرف دیگر اجرای قانون بیمه بیکاری نیز، بستر بسیار مناسبی برای آسان‌سازی شرایط مربوط به اخراج نیروی کار در قوانین فعلی ایجاد خواهد نمود.

در قانون کار فعلی، اخراج کارگران به شدت محدود شده است، به طوری که حتی اگر کارگر در انجام وظایف محوله قصور ورزد یا آیین‌نامه‌های انضباطی کارگاه را پس از تذکرات کتبی نقض نماید، کارفرما تنها زمانی می‌تواند کارگر را اخراج کند که نظر مثبت شورای اسلامی کار را جلب کند.

همان‌طور که می‌دانیم، افزایش سرمایه‌گذاری خارجی در ایران مستلزم فراهم کردن شرایط مناسب برای حضور آنها است، زمانی که مدیر یک بنگاه اقتصادی نمی‌تواند به سادگی کارگر خود را ولو در صورت قصور اخراج کند و درگیر بوروکراسی می‌شود، به نظر می‌رسد که نمی‌توان شاهد حضور پررنگ سرمایه‌گذاران خارجی بود. نخست باید جذابیت‌های بازار ایران را ارتقا داد و شفافیت را بر فضای قانون‌گذاری حاکم نمود.

همچنین در صورتی که قرارداد کار برای مدت موقت یا برای انجام کار معین منعقد شده باشد هیچ یک از طرفین به تنهایی حق فسخ آنها را ندارد. بنابراین در صورتی که کارفرما با توجه به پویایی بازار تصمیم به کاهش تعداد کارگران نماید، به دلیل آنکه قرارداد برای کار معین یا برای مدت موقت منعقد شده است اخراج ممکن نیست و تنها باید به انتظار انقضای مدت در قراردادهای کار با مدت موقت و پایان کار در قراردادهای مربوط به کار معین بنشیند یا در صورت توافق طرفین قرارداد را به پایان برساند. از دیگر سو حتی تغییر در وضع مالکیت کارگاه نظیر فروش، تغییر نوع تولید، ادغام و... در رابطه قراردادی کارگرانی که قراردادشان قطعیت یافته، تاثیر نمی‌گذارد. به عبارت دیگر مدیر جدید نمی‌تواند نسبت به انتصاب کارگران مدیر قبلی اعمال صلاحیت کند و اخراج کارگرانی که قراردادشان قطعی شده است، امکان‌پذیر نیست. در حالی که بنگاه‌های اقتصادی بنابر طبیعت خود، با توجه به شرایط بازار و پیش‌بینی‌های خود اقدام به ادغام، تغییر نوع محصول تولیدی و... می‌کنند تا بهره‌وری خود را افزایش دهند و به سوددهی برسند که شکل فعلی قانون کار، محدودیت‌های سنگینی را در این زمینه

ایجاد می‌کند.

 

جمع‌بندی

عدم استخدام اجباری و تحمیلی، به وسیله قانون تعیین حداقل دستمزد به وجود می‌آید. در یک بازار آزاد هر فردی تمایل دارد تا به میزان سرمایه انسانی و بهره‌وری خود، دستمزد دریافت کند. در این صورت تعیین حداقل دستمزد منجر به عدم استخدام افرادی می‌شود که سرمایه انسانی آنها پایین‌تر از حداقل دستمزد تعیین شده قرار دارد. به این ترتیب رقابت میان جویندگان کار کاهش یافته و وجود تحمیل قانون حداقل دستمزد از سوی دولت نیز، منجر به افزایش نرخ‌های دستمزد کارگران مشغول به کار می‌شود.

در نقطه مقابل، باید توجه کنیم که کاهش قوانین محدود‌کننده سرمایه‌گذاران، به رونق بیشتر سرمایه‌گذاری افزایش بهره‌وری بنگاه‌های اقتصادی و سوددهی آنها موجب رونق بازار کار و ارتقای رقابت می‌شود به این ترتیب کارگران اخراجی می‌توانند در مراحل بعدی به شغل جدیدی دست پیدا کنند. همچنین بهره‌وری بنگاه‌های اقتصادی می‌تواند به کاهش قیمت کالاهای تولیدی بینجامد که کارگران اخراجی نیز از آن بهره‌مند خواهند شد. لازم به یادآوری است که سیاست‌های دولت اغلب مانعی در برابر عدم استخدام و انگیزه‌ای برای اخراج کارگران است. تنها راه افزایش دستمزد بدون مداخله در بازار کار، افزایش بهره‌وری کارگران و ارتقای روش‌های تولید کالاها و خدمات است که این مساله نیز تنها در یک بازار آزاد ممکن خواهد بود.

  • دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق تجارت دانشگاه تهران (Matin.lawyer@gmail.com)
  • منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:30 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

الگوهای مناسب برای مدیریت کسب و کار

نویسنده : سید هادی منصوریان

 

واژه مدیریت از جمله واژه هایی بوده که در ادوار مختلف معانی گوناگونی پیدا کرده و تعابیر متفاوتی از آن شده است. گاهی معادل رفتار موجه و مدبرانه، گاهی بعنون سودآوری و زمانی در قالب سازماندهی معنا گردیده. ولی همواره محتوای نیل به اهداف سازمانی، ملی، منطقه ای یا ورای آن در دل خود داشته است در واقع مدیریت مفهومی است بسیار پیچیده، پر معنی و ترکیبی از قابلیتهای ذاتی، اکتسابی و نیز علمی و شهودی.


رسول اکرم (ص) می فرمایند: من از فقر امتم بیم ندارم بلکه از سوء تدبیر هراس دارم.

مطالب فوق خلاصه ای از بسته های مدیریتی کاربردی که در آمریکای شمالی منتشر شده و شامل نامه، صورت جلسات، اعلامیه ها، کاربرگها، جداول و تجزیه و تحلیل ها که در صنعت و تجارت کاربرد دارد.

 

شروع و انتخاب کسب و کار

ایده کسب و کار با خود ارزیابی آغاز می شود به سوالات مندرج با صداقت و واقع بینی پاسخ دهید این کار در شناسایی فرصتهای کسب و کاری که با سلایق- توانایی ها و خصوصیات شما تناسب دارد کمک شایانی خواهد نمود.

1- حداقل پنج فعالیت که به آنها علاقه و مهارت دارید بنویسید.

2- حداقل پنج فعالیت که به آنها علاقه ندارید و شایسته آن نستید بنویسید.

3- سه تا پنج محصول یا خدمت که در بهبود زندگی شخصی و کاری شما نقش شگرفی دارند بنویسید.

4- عنوان شغل خود را بنویسید.

5- پنج چیز را نام ببرید که در کار خود از آن بیشترین لذت را می برید.

6- پنج چیز را نام ببرید که در کار خود دوست ندارید.

7- دیگران کدام ویژگی شما را دوست دارند.

8- برخی افراد از کدام خصلت شما گله دارند.

در این میان اهداف شخصی نه تنها مسیر موفقیت را پیش روی شما ترسیم می کند بلکه باعث می شود بهترین گزینه ها را به خوبی شناسایی نمائید.

 

فعالیت های اولیه و زمینه ساز یک کسب و کار جدید

ایده کسب و کار خود را با آنالیز swot تحلیل کنید و نقاط ضعف و قوت خود را بعنوان یک کارآفرین شناسایی و ارزیابی کنید. همچنین مبالغ مالی خود را مورد ارزیابی و پشتیبانی مالی بالقوه خود را شناسایی کنید.

در مورد ریسکهای هزینه ای تعامل کند و هزینه های شروع بکار را ارزیابی کند.

مشتریان و رقبای خود را بشناسد و در مورد بازار ارزیابی کامل و جامعی داشته باشد.

و اموری نظیر مشاور حقوقی، حسابدار مورد اطمینان، نوع سازمان (مثلا مالکیت کامل، مشارکت ایجاد شخصیت حقوقی و غیره)، ثبت شرکت، طرح تجاری، حساب بانکی و کارگزار بیمه جهت کسب خود انتخاب نماید.

سپس بروشور و کاتالوگ و کارت ویزیت شرکت خود را طراحی و وب سایتی اینترنتی راه اندازی و آدرسهای پست الکترونیکی و ملزومات اداری و دفتری را تهیه نمائید همچنین با سازمانها و نهادهای مرتبط با کار ارتباط برقارر کنید و به یک انجمن یا سازمان مرتبط و معتبر حرفه ای بپیوندید همواره در کنار کسب سود رضایت مشتریان و مسئولیت اجتماعی خود را نیز مدنظر داشته باشید.

 

 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 1

 

آینده بهتر از آنی است که فکر می‌کنید

از سپیده دم تاریخ بشر، اندک کسانی برخوردار از بیشتر امکانات بوده‌اند که در تضاد شدید با زندگی سخت و پرمشغله بیشتر مردم بوده است.

فهم متعارف به ما می‌گوید که این شکاف را نمی‌توان از بین برد؛ اما این شکاف- به سرعت- در حال بسته شدن است.


در کتاب فراوانی، پیتر دیاماندیس کارآفرین امور فضایی که وارد حوزه پیشگامان نوآوری شد همراه با استیون کاتلر نویسنده کتب علمی و برنده جوایز گوناگون، به چگونگی مستندسازی پیشرفت‌هایی پرداخته‌اند که در هوش مصنوعی، علم روباتیک، شبکه‌های اینترنتی پهن‌باند همه جا حاضر، تولید دیجیتالی، مواد نانو، زیست‌شناسی مصنوعی و بسیاری فناوری‌های دیگر با رشد تصاعدی رخ می‌دهد و ما را قادر به کسب منافعی در دو دهه آینده خواهد کرد که بیش از تمام منافع به دست آمده در دویست سال گذشته خواهد بود.

ما به زودی توانایی تامین نیازهای اساسی هر مرد، زن و بچه روی کره زمین و حتی بیشتر را پیدا خواهیم کرد. دیاماندیس و کاتلر با جدا کردن نیازهای انسانی به گروه‌های آب، غذا، انرژی، مراقبت بهداشتی، تحصیلات و آزادی، ده‌ها نوآور و فرمانده صنعت را معرفی می‌کنند که گام‌های باورنکردنی در هر حوزه برداشته‌اند: دستگاه تقطیر و خالص‌سازی آب «Slingshot» که دین کامن اختراع کرد فناوری است که آب آلوده، شور یا حتی فاضلاب را با هزینه کمتر از یک سنت در هر لیتر به آبی با کیفیت باورنکردنی تبدیل می‌کند؛ دستگاه Qualcomm Tricorder که بنیاد جایزه ایکس X PRIZE پشتیبانی مالی می‌کند و قرار است به اندازه کف دست باشد و با هزینه اندک به هر کسی امکان می‌دهد تا بیماری خویش را بهتر از هر پزشک مجوزداری تشخیص دهد و «کشتزارهای عمودی» دیکسون دسپومیر به جای کشاورزی سنتی از سامانه‌ای استفاده می‌کند که به ۸۰ درصد زمین کمتر، ۹۰ درصد آب کمتر و ۱۰۰ درصد آفات نباتی کمتر با هزینه حمل و نقل صفر نیاز دارد.

نویسندگان در بخش مرجع مفصل انتهای کتاب ۹۰ شکل، نمودار و جدول ارائه می‌دهند که بیشتر داده‌ها و منابع مستحکم‌کننده نتیجه‌گیری‌هایشان را نشان می‌دهد. در این کتاب که حکم پادزهری هیجان‌انگیز به بدبینی تیره و تار امروزی دارد، نویسندگان به پژوهش‌های جامع و مصاحبه‌های گسترده با بر‌ترین دانشمندان، مخترعان و فرماندهان صنعت متکی هستند تا چهار نیروی نوپدید را کشف کنند- فناوری‌های جدید، نوآور کارگر فنی، نیکوکاران فناوری و یک میلیارد نفر رو به پیشرفت- که دست به دست هم می‌دهند تا بزرگ‌ترین مشکلات ما را حل کنند.

دیاماندیس و کاتلر تاثیر تکان‌دهنده‌ای را که این نیرو‌ها بر مقولات با اهمیت حیاتی دارند بررسی می‌کنند در حالی که اهداف سختی برای تغییر معین می‌کنند، نقشه راه راهبردی برای دولت‌ها، صنعت و کارآفرینان ترسیم کرده و دلایل بسیاری برای خوش‌بینی به ما ارائه می‌دهند. رسیدن به فراوانی بزرگ‌ترین چالش بشریت است، این کتاب درباره چگونگی برخاستن و به بلوغ رسیدن ما برای تامین آن

است.

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

پنج نکته‌ای که در هیچ مدرسه کسب وکاری تدریس نمی‌شود

مدرسه کسب‌وکار

مترجم: رویا مرسلی

منبع: inc

مدرک تحصیلی خود را از دانشگاه دریافت کرده‌اید. اکنون زمان مواجه شدن با واقعیت در هدایت یک کسب و کار است. واقعیت‌هایی که در زیر ارائه شده‌اند، در دانشگاه تدریس نمی‌شوند.


اواخر سال اولی که از شروع کسب‌وکارم گذشته بود، یک روز زانو زدم و از خداوند خواستم که به من جواب دهد: آیا باید به کسب‌وکارمان ادامه بدهیم؟ هر چند سفارش فروش داشتیم، اما سودمان صفر بود. یک هفته بعد، با یک شرکت هواپیمایی بزرگ قرارداد بستیم که نوشیدنی‌های ما را در پروازهای بین‌المللی خود سرو کنند. هر چند خداوند به ما پاسخ داد، اما کاش آن زمان آنچه را که امروز می‌دانم، می‌دانستم. کاش مهارت‌های واقعی را که برای تبدیل شدن به یک کارآفرین حقیقی نیاز است را می‌دانستم. طی چند سال گذشته، بسیار آموخته‌ام. در کلاس‌های درس مهارت‌های زیادی درباره چگونگی شروع و هدایت یک کسب و کار که بتوان با کمک آن به سرعت رشد کرد،تدریس نمی‌شوند. در زیر، لیستی از پنج موضوع ارائه می‌دهم که دانشگاه‌ها برای شروع یک کسب و کار به ما آموزش نداده‌اند.

1.برای شروع کسب و کار خود نیازبه فداکاری زیادی دارید. هیچ‌کس نمی‌تواند شما را از لحاظ ذهنی، بدنی، اجتماعی، احساسی و استرس روحی ناشی از شروع یک کسب‌و‌کار جدید آماده کند. این کار، یک تلاش همه جانبه را می‌طلبد که مانند کارمعمولی از ساعت 9 صبح تا 5 بعداز ظهر نیست. اگر به دنبال این هستید که به یک کارآفرین تبدیل شوید، از خودتان بپرسید که آیا می‌توانید فداکاری کنید، چرا که فداکاری لازمه چنین اقدامی ‌است.

2.موفقیت سریع، به ندرت حاصل می‌شود. مردم داستان‌هایی درباره فیس بوک، گوگل، یوتیوب، لینکداین، آمازون و سایر شرکت‌هایی که پیشرفت سریع داشته‌اند می‌شنوند و فکر می‌کنند موفقیت واقعا به سرعت حاصل می‌شود. موارد این‌گونه، بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد. در واقع، چند سال طول کشید تا آمازون و لینکداین به سودآوری رسیدند. در جهان امروز، به خصوص برای ما که از نسل Y هستیم (متولدین سال 1978 و بعد از آن) طوری آموزش دیده‌ایم که رسیدن به موفقیت سریع برایمان امری پسندیده است و خواهان آن هستیم. اما امروز، تکنولوژی‌هایی مثل دی وی آر، آی پد، نت فلیکس و غیره را داریم که هر چه بخواهیم به سرعت به ما می‌دهند. شروع یک کسب و کار به هیچ عنوان سریع و یکپارچه نیست. اگر شما می‌خواهید کسب و کاری را شروع کنید و مایلید که این کسب و کار معنادار باشد، آمادگی روبه‌رو شدن با یک فرآیند کند را داشته باشید. با وجود اقتصادی که در کشاکش بحران است، به دست آوردن منابع اعم از نیروی انسانی و سرمایه ممکن است بیش از انتظارتان به طول بینجامد. این بدان معنا نیست که کسب و کار شما موفق نخواهد بود، این فقط بدان معناست که برای دیدن موفقیت خود باید صبر پیشه کنید.

3. باید آماده تغییر باشید. وقتی کار شرکت خود را برای اولین بارآغاز کردیم، نسبت به آنچه قرار بود انجام دهیم چشم‌انداز داشتیم. ما یک استراتژی اولیه مبتنی بر تجارت الکترونیک ایجاد کردیم. اما این استراتژی با سیر نزولی بازار همزمان شد؛ به طوری که فروش حاصل از تجارت الکترونیک ما 50 درصد افت کرد. من و همسرم اجازه ندادیم که این مساله کسب و کارمان را نابود کند. در عوض، ما سریعا استراتژی‌ها را تغییر دادیم و فکر کردیم که چه مصرف کننده‌هایی بیشترین نیاز را به محصولات ما دارند. همین موضوع باعث شد تا به فکر صنایع هواپیمایی و هتلداری بیفتیم. اکنون 30 تا 40 درصد از فروش شرکت ما از طریق همین صنایع انجام می‌شود.

4. اسرار واقعی فروش قابل آموزش نیستند. چه در زمینه فروش یک محصول فعالیت می‌کنید و چه در زمینه فروش خدمات فرقی نمی‌کند، مهم این است که وقتی در مقابل مشتری، ارباب رجوع یا مصرف کننده قرار می‌گیرید بتوانید فروش خود را محقق کنید. شما به تنهایی نمی‌توانید در یک کلاس درس به دیگران همه عناصر محقق نمودن فروش را آموزش دهید. اینکه بتوانید فکر افراد را بخوانید یا در مقابل مشتریان کاریزما داشته باشید موضوعاتی نیستند که بتوان آن را به کسی آموزش داد. خوشبختانه، در مورد شرکت ما مشکلی در این زمینه وجود نداشت. «سلنا» همکار ما، توانایی عجیبی در فروش محصولات شرکت ما دارد. تجربه او در فروش و علاقه او به این کسب و کار است که باعث درخشش او شده است. به نظر من، فروشندگان موفق دارای ویژگی‌های مشترکی هستند که فراتر از مهارت‌های قابل یادگیری آنان است: آنها باید به تعامل با افراد علاقه‌مند باشند. باید دوست داشته باشند که حلال مشکلات باشند و باید قادر باشند که بین شما و مشتری ارزش متقابل ایجاد کنند. اگر فاقد چنین مهارت‌هایی هستید، کسی را استخدام کنید یا با کسی شریک شوید که این ویژگی‌ها را داشته باشد. ارزش یک فروشنده خوب، بی‌حد و‌اندازه است.

5. بزرگ فکر کنید، حتی اگر کوچک هستید. وقتی کسب و کارمان را شروع کردیم، از همان ابتدا به این مساله می‌اندیشیدیم که چگونه می‌توانیم به سرعت رشد کنیم. قبل از آنکه جای پایمان را در یک بازار محکم کنیم، سعی کردیم به کل بازارها اشراف داشته باشیم. ما نمی‌دانستیم که روش صحیح این است که کوچک شروع کنیم و وقتی به ثبات رسیدیم، رشد نماییم. در چرخه یک کسب و کار باید نقدینگی کافی وجود داشته باشد تا بتوان کسب‌وکار را توسعه داد. در کسب‌وکارهایی که تامین مالی با خودشان است یا موسسان شرکت‌هایی که توجه زیادی به چشم‌انداز مالی دارند، این موضوع برای دوام کسب‌وکار یک مساله حیاتی به حساب می‌آید. اگر سعی کنید که کسب و کار خود را به سرعت توسعه دهید، خود را در موقعیتی قرار می‌دهید که به سرمایه‌گذاری و منابع بیشتری برای رشد نیاز خواهد بود که شاید نتوانید از عهده تامین آن برآیید. همین مساله شاید باعث شود که کنترل از دستتان خارج شود یا شرکایی انتخاب کنید که در شرایط عادی چنین کاری نمی‌کردید یا به کسانی در تعیین استراتژی سازمانتان تفویض اختیار کنید که طرز فکرشان با دیدگاه شما در مورد کسب و کارهمسو نباشد. پس به شیوه خودتان عمل کنید.

کاش من همه این مسائل را در زمان شروع کسب‌وکار خود می‌دانستم. درست است که این توصیه‌ها بهترین در نوع خود نیستند؛ اما در تشخیص اینکه آیا شما کار درست را برای دریافت نتایج موفقیت‌آمیز در کسب‌وکار خود انجام می‌دهید ضروری هستند. هیچ تضمینی وجود ندارد اما اگر این مقاله را می‌خوانید، متعهد هستید که از خود بپرسید در سخت‌ترین شرایط که بدترین اتفاق ممکن برایتان رخ دهد، چگونه رفتار خواهید کرد.

منبع :دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:27 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چهار کلید موفقیت شغلی وجود دارد که می تواند شما را به شخص با ارزشتری تبدیل کند، توانایی های شما را مؤثرتر عرضه می کنند و شما را در حرفه خود با سرعت بیشتر به موفقیت برساند. این چهار کلید عبارتند از: تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمرکز.


ــ تخصص عبارت است از توانایی شما در بکار بستن استعدادتان آنهام در قسمتی حیاتی که برای کمپانی شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت که در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین کننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟

2ــ تمایز عبارت است از اینکه چگونه خود را در یک یا چند زمینه که تخصص دارید یا کارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز کردن خود براساس کیفیت کار بالا بسیار مهم و کانون فعالیت شغلی شماست. همانطور که یک سازمان باید حداقل در یک زمینه برتری داشته باشد تا رونق لازم را پیدا کند. شما هم به عنوان یک فرد باید حداقل در یک زمینه کاری برتر باشید. اگر از کارفرما یا کارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتری او در چه زمبنه ای است؟» آنهاچه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در کدام قسمت کار شما برجسته هستید؟چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می دهید؟ چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود.

اگر تاکنون در حرفه خود یک زمینه را مشخص نکرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام کنید. به توانایی خود و احتیاجات سازمان و مشتریان خود توجه داشته باشید چگونه باید باشد؟ چگونه می توانست باشد؟ نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یک زمینه کاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری استاندارد شما را برای کارایی نشان می دهد. بهترین بودن در یک زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما کمک می کند.

3ــ تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص کردن افراد و سازمانهایی که سود بیشتری برای شما دارند. نحوه کار بدین صورت است که شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می کنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می کنید.

اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.

4ــ تمرکز عبارتست از توانایی شما در تمرکز ذهنی برای روی خدماتی است که برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد.

این چهار استراتژی (تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمرکز) نقطه کانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.

از خود بپرسید:« کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی که به این سؤال می دهید را به عنوان یک هدف بنویسید و برای آن یک ضرب العجل تعیین کنید.برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این کلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

موفقیت در کار و تجارت

موفقیت در کار و تجارت به فاکتورهای گونـاگـونی بستگی دارد که بارزترین آن شانس و اقبال میـباشد. امـا اگـر شما میخواهید که نبردبان ترقی را بسرعت طی کنید این نکته را باید بـخاطر بسپارید:

مـوفقیت امری کاملا سیستماتیک بوده و می شود آن را با فرمول بیان نمـود. راهـبـرهای زیـر میتوانند به مقدار زیادی شما را برای رسیدن بـه آن یـاری نمایند.

موفقیت بسراغ کسانی میآید که از آگاهی، متقاعدسازی و قدرت بتوانند به نفع خود بهره بگیرند. به عبارت دیگر:

  موفقیت =  آگاهی + متقاعد سازی + قدرت


بیاموزید که چگونه با بکاربـردن این قوانـیـن تعیین کننده در زندگی کاری خود می توانید در شغل خود موفق گردید.

آگاهیظواهر ابزار سنج زندگی هستند. نحوه ای که خـود را معرفی میکنید مـقیاسی از شمـا ایجاد می نماید که دیگران بر اساس آن شما را تصور کرده، در موردتان قـضاوت نـمـوده و رفتار می نمایند. همه روزه با افرادی روبرو خواهید شـد که مایـلید آنها را تحـت تاثیر قرار دهید، خواه افراد بالادست باشند و خواه مشتریان بالقوه.

حتی کسانی که زیر دست شما کار می کـنـند را نـیز برای ایجاد نمودن یـک رابطه کاری مفید باید متاثر نمایید. برای رسیدن به کامیابیهای بزرگ لازم است بعنوان نـمونه بارزی از نزاکت و اعتماد بنفس در جـامـعه ظـاهر شده و در این زمیـنـه مـرتکب هیچ اشتباهی نگردید - بخت و اقبال فقط یکبار بسراغ شما خواهد آمد.

همیشه بایـد بـرای ایـجـاد یـک تاثیر گذاری مناسب آمادگی داشته باشید. اگر چه ممکن است این کار در ابتدا نیاز به کمی سعی و تلاش داشته باشد، ولی بعد از مدتی عادی خواهد شد.

نکات زیر شما را برای شروع کارتان یاری خواهند نمود.

 لباس مناسب برای تاثیرگذاریاجازه دهید از خارجی تـرین لایه آغاز کنیم: لبـاسهای شما. دو دسـت از بـهتـریـن کت و شلوارهایی که در استطاعت شما است را خریـداری نمایـیـد. یـک پیـراهن شیـک بـر تـن نموده و کفشهایتان را واکس بزنید. اکنـون کـه دنـده در دسـت شـما اسـت، بیاموزید که چـگونه مـی تـوانـیـد از آن استفاده کنید. همیشه راست قامت بایستید؛ نه تنـها بـاوقـار بنظر خواهید رسید، بلکه لباسهایتان نیز بسیار گران قیمت تر جلوه خواهند کرد.

محکم دست دهید  نمیتوانم بگویم که یک دست دادن خوب و مـناسب چـقدر حائز اهمیت است. مردم از آن متوجه ابهت و بزرگی شما میشوند. مطمئن شوید که دستتان کاملا خشک باشد؛ یــک دست مرطوب و چسبنده خوشایند نبوده و نشانگر عصبانیت و دستپاچگی می بـاشـد. دستها باید درنقطه تلاقی انگشت سبابه با شست بهم متصل شده و خود دست دادن باید سفت و محکم باشد.

تماس چشمی را حفظ کنید همیشه در چشم فردی که با او در حال گفتگو هستید نـگاه کنید. روی برگرداندن نشانه خستگی و یا توجه اندک و سرسری می بـاشد. بـه پــایین نگاه کردن سستی و تزلزل را میرساند. نگاه خود را بطور ثابت و با حالتی دوستانه حفظ کنید.

مهربان باشید شمـا بــاید سرچشمه ای از لذت برای دیگران باشید. کلید این کار مـهـربـانـی اسـت، از آنجایی که شما را انــسانی منطقی و معاشرتی نشان خواهد داد. یک لبخند طبیعی و پیوسته تنها چیزی است که نیازدارد.با اینحال حد و مرز خود را بشناسید؛ مهربان بودن بـه مـعنای دوست کسی بودن نمی باشد. به دیگران احترامی مقتضی نشان دهیـد تـا آنها نیز مقابله بمثل نمایند.

با فصاحت سخن بگویید سخنرانی  شما باید شفاف، باز و دقیـق باشد. آمیختن ها به جملات بهتـریـن راه برای از دست دادن علاقه شنوندگان بــوده و باعث عدم توجه کامل آنها به شما میگردد.

 بیاموزید که چگونه میتوانید دیگران را متقاعد کنید که ایده هایتان از آنها بهتر است

متقاعد سازیشمـا تـاثـیـر مثـبتی از خـود بـجای گذاشته و مـورد توجه بسیار زیاد کارفرمای خـود قرار گرفته اید. این فرصتی برای شما جهت درخشیدن و پیشرفت محسوب میگردد.

تصور میکنید که ایده ها و دیدگاه های شما نسبت به بــقیه بهتر و منطقی تر هستند و میـخواهید دیـگـران را راجع به این موضوع قانع کنید. اگر از قوانین هنرمتقاعدسازی  آگـاه بـاشـیـد، کار بسیار آسان خواهد بود. فـروشـنــدگـان، سـیاسـتـمداران و مـکتـب سـازان از این قـوانـین بخوبی اطلاع دارند. چه چیزی در آن شخص وجود دارد که شما را وادار به پذیرش مینماید؟ بــه خواندن ادامه دهید تا متوجه شوید چگونه میتوانید چنین تاثیری را در خود بوجود آورید.

مخاطبین خود را بشناسید 

هیچ عذری بـرای یک تحقـیـق و بـررسـی ضـعـیـف پـذیرفته نیست. شناختن مخاطبین و شـرایـط آنـها کلیـدی است برای یافتن بهترین راه برای قانع نمودن و هـدایـت دیـگران. تـا جاییکه میتوانید از شرکت خود اطلاعات کسب نمایید؛ چه تغییراتی در آن اعمال شده و در چـه سـمت و سویی در حال حرکت است. پیش بینی نیازها و ارائه راه حل برای آنهـا بشما در وادار نمودن دیگران برای پذیرش ایده هایتان کمک خواهد کرد.

خودتان را قانع کنید 

پیش از اینکه بخواهید آماده متقاعد نمودن دیگران شوید، باید خودتان را قانع کنید. تنها زمانی میتوانید موضوعی را به دیگران بقبولانید که خودتان واقعا و کاملا از بهتریـن بـودن بودن آن موضوع اطمینان حاصل نموده باشید.

از لیستی شـروع کنید که دلایل بهترین بودن شما را برای شغلتان تشریح کند. هر نکته را بصورت دقیق خوانده و شروع به باور آن نمایید. هرگونه شک و شبه می تواند در نحوه معرفی شما نمایان شده و تلاشهایتان را هدر دهد.بهترین فروشندگان کسانی هستند که بهترین مشتریان خودشان میباشند. آنها عاشق چیـزی هسـتند کـه مــی فروشند و حقیقتا باور دارند که نظر دیگران نیز باید همین باشد.

کلمات کلیدی و تعابیر را تکرار نمایید

انسانها مخلوق عـادات بوده و بـنـابراین در مـورد شـناخته شده ها و آشـنـایان احساس راحتی میکنند. تاکید کردن بر عبارات کلیدی محبوب و ایده هایی از قبیل درآمدها، سود سهام، پاداش و مساعده جذب ادراکات و قوای تشخیص اغلب مردم میشود.

ایده های خود را با نیازهای دیگران مرتبط سازید  متصل نمودن ایـده و یا محصولـتـان بـا آنـچه کـه مخاطبین تمایل به آن داشته و یا بسیار علاقمندش هستند، ابزاری عالی برای متقاعد سازی محسوب میگردد. آگهی دهندگان هر زمانی کـه مـحصولاتشان را با نـیـازهای اساسی مانند غذا، مسـکن و امنیت مرتبط می کنند، در واقع از همین اصل بهره می برند. اگر در زمینه تجارت فعالیت می نـماییـد، لازم اسـت کـه جذب نیازهای تجاری شوید: رضایت مشتری،

 

دوام محصـول، بـهره وری، پس انداز و سود.

علاقه شنونده را توسط جریانی مناسب برانگیخته کنید یک "سمـفونی" موفق دارای سـاختاری بسیار مدبرانه میباشد. جمله بندی، آهنگ صدا و تـرتیب کلمات در تاثیرگذاری سخنرانی شما نقش بسیار با اهمیتی را بازی می کـند. به چگونگی شروع ارائه مطالب و عکس العمل مخاطبین دقت نمایید.

با یک حرکت جلب توجه کننده شروع میکنید و یا بایک عبارت اطمینان زا و یا با جمله ای که باعث برانگیختن حس نیاز و تمایل گردد؟ آیا بصورتی رسمی صحبت می کنید؟ آیا از حرکات مخصوص سخنرانی بطور مؤثر بهره میبرید؟ زبان بدنی را چـطـور دخــیل میکنید؟ آیا مطالبات و ادعاهای مثبت شما بصورت ضمنی یا آشکار شرح داده شده است؟تـوجه به این نکات در معطوف نمودن و شیفتن مخاطبین بسیار اهمیت دارد.

به خواندن ادامه دهید تا بیاموزید که چگونه می توانید قدرت افشانی کنید.

 

 قدرت

افـرادی که در تجارت بسیار موفق هستند خوب می دانند  که از قدرت و نفوذ خود چگونه استفاده و آنرا حفظ نمایند.

قدرت داشتن اغلب به معنای دورنگاهداشتن خود از لحظه است -- با نگاه کردن به گذشته و آیـنده، بـه اشـتـباهات و  احتمالات. یک مجموعه عقاید عملی و استراتژیک به شمـا  کـمک کنـد تـا بـتـوانید اتفاقات آینده را پیش بینی نمـوده و در نتیجه زمانیکه شرایط بوجود آمدند، برای مقابله با آنهـا آمـادگـی لازم را خـواهیـد داشـت. نـکات زیـر شما را یـاری میکند تا در همان لیگی باشید که بزرگان تجـارت جهـانـی    در آن مسابقه داده اند.

قدرت افشانی کنید اولین قانون استفاده استادانه از قـدرت تـسلط یافتن بر تـصویر خودتان است. با قدرتمند بودن و قدرتمند ظاهرشدن، دیگـران خـواهند خـواسـت کـه خـود را بـا شـما پـیوند دهند. مردان قدرتمند یا می خواهند هم پیمانان شما باشند یا شما را همچنان در حال تلاش و کوشش برای موفقیت نگاه دارند. پس بـا خود همانند یک پادشاه رفتار کنید. با صلابت بنشینید و یا راه روید، پیرامون خود را با افراد با نفوذ پر کرده و خود را باوقار بپندارید.

همیشه بهترین کارتان را انجام دهید همیشه از خود و دیـگـران انتظار بهترین ها را داشته باشید. چیز دیگری برای گفتن لازم نـیـست به جز اینکه: برندگان خـواهان انجام چیزی می بـاشـنـد کـه بازندگان رغبتی به آن ندارند.

احساسات خود را پنهان و کنترل کنیدبزرگتریـن مـوانع قـدرت، احساسات میباشد. به همین دلیل است که باید بر آنها مسلط شوید. مخصوصا عصبانیت می تواند مهلک باشد. عصـبـانـیت باعـث مکـدر شدن قضاوت گردیده، شـما را در سـیـلابـی از خـشم و طـغـیان فـرو برده و بـه وجهه تان صدمه خواهد رساند. احساسات را تحت کنترل خود درآورید تا به بهترین نتیجه دست یابـیـد. یـک قـدم به عقب برگشـته و ذهـن خـود را از مـوقیعت ناخـوشـایند کـنـونی رها سازید. این باعث خواهد شد به مـوضوع بصورتـی واقـعی نگریسته و منـطقـی تــرین تصمیم را در مورد آن اتخاذ نمایید.

از قدرت خود استفاده سوء نکنیددر انتها باید از گرفتار شدن در دام خود بزرگ بینی اجـتـنـاب کـرده و در بــرابــر وسـوسـه بـدسـت آوردن قـدرت بـیـشتـر مـقـاومت نـمایــید. طمع و حرص پایان ناپـذیـر بـرای قـدرت بسیاری از افراد را به دیار نابودی فرستاده است. حـد و مـرز خود را دانسته و زمانیکه به حد کافی قدرتمند شدید به همان اندازه اکتفا کنید.

مسئولیت پذیر باشیدعـمـلکردهـای افـرادی که در قدرت بسر میبرند اغلب پی آمدهای دور از دسترسی دارد. فرق نمیکـند که یک نفر تا چـه اندازه محتاط است، بـه هـر حال اغلب بهترین طرح ها نیز دچـار انــحراف خواهند شد. اگر چنین شود، باید آمادگی رویارویی با آنرا داشته باشـیـد. ایـن طبیعت بشر است که برای یافتن  کسی که قربانی خود شود به جستجو بـپـردازد، اما اشخاص محترم، مسئولیت اعمالشان را بعهده میگیرند. انـجـام چـنین عملی بیانگر آن است که شما برای پذیرش اشتباهات خود به انداز کافی قدرتمند می بـاشـد. و اگــر برای جبران اشتباهات خود وارد عمل شوید، تحسین برانگیز تر خواهد بود.

 نکته آخر

آخرین مسئله ای که برای رسیدن به موفقیت لازم است پشتکار و استقامـت میبـاشد. داشتن استعداد نیمی از پیکار است؛ باید آنرا بکار ببندید. و اگر در ابتدا موفق نشوید... ادامه اش را میدانید.

زندگی کردن به همراه ایـن سـه قانـون، همانطور که قبلا نیز گفته شد، موفقیت شما را تضمین خواهد نمود. و اندکی بلند همتی و انگیزه شما را به موجودی توقف ناپذیر مبدل خواهد کرد.

منبع : شرکت صبا میهن




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:15 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نكته هايي براي موفقيت

نكته هايي براي موفقيت :

افراد ثروتمند و ميليونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته اند كه شما نيز ميتوانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد.
1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ زندگي شما را متحول خواهد ساخت.
2- يك تصوير خاص از مقصد مسير خود در ذهن تان ترسيم كنيد. هر اندازه اين تصوير مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستيابي شما به آن بيشتر خواهد بود.
3- به گونه اي رفتار كنيد كه گويي شما مالك كسب و كارتان ميباشيد. ولو آنكه براي شخص و شركت ديگري كار ميكنيد. اين نگرش شما بذرهاي موفقيت و استقلال شغلي را در سرنوشت شما خواهد كاشت.
4- شغل خود را دوست داشته باشيد. چنانچه به آن علاقه مند نميباشيد آن را رها كنيد. با "نه" گفتن به شغلي كه تنها براي پول انجامش ميدهيد شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهيد كرد.
5- يك گروه خوش فكر تشكيل دهيد. با افرادي كه متعهد به ايجاد يك شغل بزرگ هستند جلسه تشكيل دهيد. انديشه ها و ايده هاي خود را با يكديگر در ميان بگذاريد و از يكديگر پشتيباني كنيد.
6-همواره ضوابط اخلاق كاري را رعايت كنيد.
7- پيشرفت و بهبودي دائم و بي وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهيد. هميشه به علم خود بيفزاييد.
8- به شغل خود بعنوان يك خدمت رساني بنگريد. ياري رساندن به ديگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشيد.
9- از تمام جزئيات و ريزه كاريهاي شغل خود آگاهي يابيد. اين پيشه شماست.
10- مترصد فرصتها باشيد. هر لحضه ممكن است بر در شما بكوبد. آيا شما آماده هستيد؟
11- تناسب اندام خود را حفظ كنيد. ذهن توانمند جسم نيرومندي پديد مي آورد. بدن ضعيف معلول ذهن ضعيف ميباشد. سلامت جسماني و رواني شما اساس موفقيت شما در زندگي ميباشد.
12-زندگي خود را اولويت بندي كنيد. ابتدا كارهاي مهم تر را به انجام رسانيد.
13- پيش از آنچه مشتري انتظار دارد به وي خدمت ارائه دهيد. اين عمل اعتماد سازي كرده و مشتريان شما را افزايش ميدهد.
14-فرد منضبطي باشيد. زندگي خود را از فعاليتها و افرادي كه موجبات پيشرفت و بالنگي شما را فراهم مي آورند، پر كنيد. فعاليتهايي كه بر زندگي شما اثر منفي مي گذارند را از خود دور سازيد.
15-نخست به خودتان پرداخت كنيد. اين نخستين قانون متمولان است. پس انداز را هيچگاه فراموش نكنيد.
16-هر از چند گاهي تنهايي را تجربه كنيد. در زمان تنهايي به نداي درون و انديشه هاي ذهن خود گوش فرا دهيد و برنامه ريزيهاي خلاقانه كنيد.
17- بسوي برتري گام برداريد. بهترين را ارج دهيد و به كمتر از آن قانع نباشيد.
18-صداقت و درستكاري بهترين سياست است. خود و خواسته هاي خود را بشناسيد و آنها را هميشه صادقانه بيان داريد.
19-در روند تصميم گيري سريع عمل كرده و در تغيير آنها كند و آهسته باشيد.
20- شكست گزينه شما نخواهد بود. تمام افكار شما بايد بر موفقيت متمركز باشد. شما بايد موفق گرديد.
21- در دستيابي به اهدافتان مصمم باشيد. پافشاري سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقويت كرده و شما را به پيروزي نهايي نزديك ميكند.
22-بر خلاف جريان آب شنا كنيد.هيچگاه از ايده ها،عقايد و رويكردهاي نو نهراسيد.
23-بروي فرصتها تمركز كنيد و نه بروي موانع.
24-سه عنصر ترس، پشت گوش اندازي و تنبلي را از زندگي خود بيرون اندازيد.
25-به خاطر داشته باشيد اغلب افرادي كه در كنار شما زندگي ميكنند از پيشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممكن است در اين مسير مرتبا شما را از دستيابي به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بينديشيد و آنها را ناديده بگيريد.
26-ياد بگيريد خودخواه باشيد. خودخواهي به معني ناديده گرفتن حقوق ديگران نيست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهاي خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته هاي ديگران است.
27- حال اگر فرد بد شانسي نباشيد حتما ثروتمند ميشويد!




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433882 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب