تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

به موفقیت ایمان داشته باشید

به موفقیت ایمان داشته باشید

 " جايي كه ايمان واقعي و خلوص بي چون و چرا حضور دارد؛ سلامت، موفقيت و قدرت نيز حضور دارند. "                                     " ديل كارنگي"

با کمک نيروي ايمان‌ می‌توان در هر كاري پيروز شد. ايمان به پروردگار يكتا؛ ايمان به عملکرد و پشتكار خود و ايمان به نيروي خويش براي انجام كارها، مانند كوهي است كه همواره مي‌توانيد به آن تكيه كنيد. ايمان نيرويي است كه خوشحالي، موفقيت، آرامش، قدرت و تمام مواهب زندگي را به ارمغان مي‌آورد.
تلاش كنيد تا در راه موفقيت قبل از هر چيز، ايمان واقعي را به دست آوريد. ايمان واقعي باعث مي‌شود تا توان روحي، قدرت مقابله با مشكلات و پايداري در اهداف در شما به طرز چشمگيري افزايش يابد.

قدرت سحرآميز ايمان
كسي كه ايمان دارد، هرگز درباره موفقيت يا شكست نگران    نمي‌شود. او مي‌داند كه شكست هم پله‌اي ديگر براي رسيدن به موفقيت است. ايمان و اعتقاد، قدرتي سحرآميز دارد. اگر نسبت به امور و روابط اطراف خود ايمان داشته باشيد، نيروي دروني خود را بهتر به كار مي‌گيريد و در نتيجه رفتارهاي بهتر خواهيد داشت و در کارهای‌تان کمتر اشتباهی پيش می‌آيد.
" ايمان داراي نيرويي معجزه‌آسا و قدرتي شگفت‌انگيز است."
يادتان باشد كليد موفقيت احساس اطميناني است كه در خود به وجود مي‌آوريد و اعتقادي است كه موجب مي‌شود، به عنوان يك انسان، نيروهاي خود را گسترش دهيد.
چنانچه به موفقيت خود در كاري ايمان داشته باشيد، امكان موفقيت خود را بالا مي‌بريد و چنانچه به شكست خود معتقد باشيد، قدر مسلم از پيش شكست خورده‌ايد.

يك اصل كلي
چيزي به نام شكست وجود ندارد. هر رويدادي نتيجه يك سري از فعاليت‌ها است. اگر اين نتايج براي شما خوشايند باشند آن‌را  "موفقيت" مي‌ناميد و اگر ناخوشايند باشند به آن شكست مي‌گوييد. پس بهتر است كه تلاش و تجربيات خود را با احساسي مثبت و نيرومند، توام کرده و آن‌را به موفقيت تبديل نماييد.
" هركاري را از صميم قلب انجام دهيد. نه تنها به خاطر اين كه ديگران مي‌گويند، بلکه به اين خاطر كه آن را باور داريد."
يادتان باشد اگر در جريان هر مبارزه‌اي جرأت و ايمان داشته باشيد، پيشاپيش نصف مبارزه را برده‌ايد.
تكيه بر نيروي برتر مي‌تواند همه چيز را سامان بخشد. اين نيروي برتر، در درجه اول پروردگار و آنگاه اراده و پشتكار خود شما است. هنگامي‌كه خود را به خدا مي‌سپاريد، مي‌دانيد نيرويي عاقل‌تر، مهربان‌تر و مسلط‌تري پشتيبان‌تان است و همين به شما انگيزه‌اي مي‌دهد تا در انجام كارهايتان از نيرو و توان بالايي استفاده کرده و امكان موفقيت خود را بيشتر نماييد.

موفقيت تا ابد
احساس موفقيت و ايمان رسيدن به آن، در تمام داستان‌هاي كودكان نيز مستتر است و معمولاً به صورت رويا بر قهرمانان جلوه  مي‌كند. نكته‌اي كه در اينجاست، اين است كه آنان همگي روياهاي خود را باور مي‌كنند و آنقدر به حصول آن ايمان دارند كه اندکی بعد با همان شرايط روبرو مي‌شوند و با پشتكار و اراده خود بر مشكلات غلبه مي‌كنند. آخر داستان‌ها جمله‌اي جادويي وجود دارد، كه شايد هرگز آن‌را جدي نگرفته باشيد. جمله‌اي كه مي‌گويد: "و آن‌ها تا ابد به خوبي و خوشي زندگي كردند." من به شما اطمينان مي‌دهم كه با ايماني چون ايمان آن قهرمانان و پشتكاري مانند آن‌ها، تا زماني‌كه زنده‌ايد و نيز بعد از آن شادی و خوشنودی را از آن خود کرده‌ايد.

زندگينامه
اگر در ميان زندگينامه افراد موفق جستجو كنيد، به زندگي بسياري از بزرگان برمي‌خوريد كه نيروي ايمان و اراده آن‌ها، سرنوشت عجيب و جالبي را برايشان رقم زده است. يكي از افرادي كه شايد خيلي هم با وی آشنا نباشيد، پيانيست معروف چيني "شوشينگ لي" است. "شوشينگ لي" سال 1960 در پاريس، يكي از بزرگترين معلمين پيانو بود. او با شرکت در كنسرت‌ها و رسيتال‌هاي بزرگ، جوايز بسياري در سراسر اروپا به دست آورد. روزي، بعد از يك موفقيت فوق‌العاده، خبرنگاري فرانسوي با او مصاحبه کرد و اين مصاحبه، نهايتاً كتابي شد به نام "كجاوه اشكها" كه زندگينامه "شوشينگ لي" در آن شرح داده شده بود.
"شينگ لي"، در سن 13 سالگي، با فشار و تحميل خانواده‌اش در چين، با مردي بيمار ازدواج كرد. در 14 سالگي اولين كودك خود را به دنيا آورد. سال‌ها مورد آزار و شكنجه والدين همسرش قرار گرفت. امري كه در آن دوران در کشور چين عادي بود- كودكان خود را در انبار، بدون پزشك و به تنهايي به دنيا آورد. در 16 سالگي بيوه شد و بالاخره در 20 سالگي، از خانه پدرشوهر گريخت. او در كتاب خود بارها و بارها خاطرنشان كرده كه : "هميشه مي‌دانستم زندگي من وابسته به موسيقي است، در شب‌هاي تنهايي و وحشت، روزي را مجسم مي‌كردم كه موسيقيدان شده‌ام." و در جايي ديگر مي‌گويد: "اين قدرت اراده‌ام بوده كه بدون كوچكترين تأخيري مرا مستقيماً به سمت آينده‌ام سوق داد. اولين باري كه پيانو را ديدم، به زمين افتاده و گريستم. گويي گمشده‌ام را يافته بودم."

 از چيزي نترسيد
ايمان به موفقيت، ممكن است ناگهان شاهراه وسيعي را پيش پاي شما باز کرده و يا ممكن است كوره‌راهي باريك را در طول زمان بسازد. اما به‌هرحال، با كمي صبر حصول به آن حتمي است. درحالی‌که، نااميدي از آن و انديشيدن دائم به شكست، به سرعت شما را با آن روبرو مي‌سازد. اگر به شكست بينديشيد و بروز آن‌را باور كنيد، خود را صد قدم به آن نزديك مي‌كنيد. افكار هراس‌آور شما از چنان نيروي مغناطيسي برخوردار هستند كه مي‌توانند هر مصيبت و سانحه‌اي را به‌سوي شما جلب كنند. يك ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد: "از هر چيزي بترسيد، سرتان مي‌آيد." اين ضرب‌المثل برآمده از نيروي فكر و قدرت ايمان آدمي است. به هرچه ايمان بياوريد، آن را به‌سوي خود دعوت مي‌كنيد.

يادتان باشد: اگر ايمان داشته باشيد، پاداش درخور ايمان خود به دست مي‌آوريد و اگر ايمان نداشته باشيد و احساس ترس و تزلزل كنيد، لاجرم نتيجه ناخوشايندي به دست خواهيد آورد.
درست است كه در مواقع سختي، بروز ناملايمات و رويدادهاي ناخوشايند، حفظ ايمان و پايداري كار خيلي مشكلي است و در اين‌گونه موارد، معمولاً قدرت تفكر و تعقل خود را از دست مي‌دهيم؛ اما موفقيت و پيروزي حتمي از آنِ كسي است كه در اين شرايط بتواند ايمان و اعتقاد خود را حفظ کرده و با قدرت فراوان به سمت هر آنچه كه مي‌خواهد، حركت كند.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ارتباطات و روانشناسی فروش

ارتباطات و روانشناسی فروش

همۀ ما می دانیم که بازاریابی و فروش با یک مقولۀ بسیار مهم تحت عنوان برقراری ارتباط سروکار دارد. منظورم از همۀ ما تمامی کارآفرینانی است که چه در بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند چه روی اینترنت به بازاریابی مشغولند و یا صاحبان مشاغل و کارآفرینان شرکتی می باشند. ارتباط و چگونگی برقراری آن با مردم اولین مرحله از فرایند فروش و یا معرفی کسب و کار می باشد اما مهمتر از آن حفظ این ارتباط است و مخاطب ما بایستی تصویری بسیار زیبا و نگرشی مثبت از ما در ذهنش ایجاد گردد تا یک همکاری طولانی مدت بین ما ایجاد گردد.
 برایان تریسی(Brian Tracy) نامی آشنا در بین فروشندگان،کارآفرینان و نتورکرها می باشد. یکی از مقالات این شخصیت در رابطه با ارتباطات است که ترجمۀ آن را در ادامه می خوانید:
ارتباطات همه چیز هستند

شالوده و اساس شما برای موفقیت
فروش رابطه ای از تمامی استراتژی های فروشندگی مهم تر است. توانائی شما برای گسترش و ابقاء ارتباطات طولانی مدت با مشتری شالوده و اساس موفقیت شما به عنوان یک فروشنده می باشد و باعث موفقیت در کسب و کارتان(Your Business) می شود. فروش رابطه ای به فهم متحرک هائی(dynamics) که در فرایند فروش توسط مشتری شما تجربه می شود نیاز دارد.

 پیشنهاد یک ازدواج کاری
برای مشتری شما ، یک تصمیم خرید معمولاً به معنای ورود به یک ارتباط طولانی مدت با شما و شرکت شما می باشد. این بسیار شبیه به یک "ازدواج کاری" می باشد. قبل از اینکه مشتری تصمیم به خرید بگیرد ، می تواند شما را ترک کند یا اینکه با شما بماند. او به شما و یا شرکت شما نیاز ندارد. او انتخاب ها و اختیارات مختلفی دارد که تماماً به روی او باز هستند و خرید نکردن هم یکی از این انتخاب هاست. اما هنگامی که مشتری شما تصمیم می گیرد از شما خرید کند و به شما پولی را برای محصول یا خدمتی که می فروشید پرداخت کند به شما وابسته می شود. و از زمانی که او تجربه خرید بدی را از گذشته داشته باشد در مورد این رابطۀ وابستگی بسیار ناآرام و نامطمئن خواهد بود.

 به قول های خود عمل کنید
اگر مشتری خود را مأیوس کنید چه پیش می آید؟ اگر محصولتان آنطور که قول داده اید برای او کار نکند چه پیش می آید؟ اگر به او خدمت رسانی نکنید و او را آنطور که قول داده اید حمایت نکنید چه اتفاقی رخ می دهد؟ اگر محصول ایراد داشته باشد و نتواند آن را تعویض کند چه پیش می آید؟ اگر محصول برای نیازهای او نامناسب باشد چه می شود؟ اینها آن دسته از بلاتکلیفی هائی هستند که در ذهن هر مشتری ای در زمان تصمیم گیری برای خرید بوجود می آید.
اینها برای تمامی شما زمانی که قصد خرید محصولی را از شرکت های فروش مستقیم داشته اید پیش آمده . بسیاری از شما هم هنگام عضویت در این شرکت ها برای فروش محصولات آنها قانون شکنی ها و عمل نکردن همکاران ارشدتان نسبت به قول هایشان را تجربه کرده اید و این تجربه می تواند حالا به شما کمک زیادی کند و حالا می دانید یک ارتباط دوستانۀ طولانی مدت با همکارانتان چه نتایج شیرین و جالبی را به وجود می آورد و عمل نکردن به قول هایتان چه نتایج وخیمی را به بار می آورد.

 تمرکز روی ارتباط
امروزه به دلیل پیچیدگی بیشتر محصولات و خدمات مخصوصاً محصولاتی با تکنولوژی بالا ، واقعاً ارتباط مهم تر از محصول می باشد. مشتری از ترکیبات محصول شما یا چگونگی عملکرد کمپانی تان اطلاعی ندارد ، اما می تواند یک ارزیابی و قضاوتی را در مورد شما و رابطه ای که بین شما و او در خلال فرایند فروش بوجود آمده را داشته باشد. پس در حقیقت ، تصمیم مشتری بر پایۀ واقعیتی است که باعث شده به شما اعتماد کند و چیزی که شما می گویید را باور کند.

 یک رابطۀ معتمدانۀ محکم ایجاد کنید
در بسیاری از موارد ، کیفیت رابطۀ شما با مشتری یک مزیت رقابتی است که شما را قادر می سازد تا از دیگر افرادی که محصولات یا خدمات مشابهی دارند پیشی بگیرید. کیفیت رابطۀ معتمدانه ای که بین شما و مشتری هایتان برقرار است می تواند به قدری محکم باشد که رقبای دیگر نتوانند در آن وارد شوند.

 مشتریان خود را برای زندگی حفظ کنید
بزرگترین تک اشتباهی که باعث می شود فروشندگان مشتری ها را از دست دهند به این خاطر است که آن مشتری ها را از افرادی بدیهی و مسلم فرض می کنند. این یک شکلی از "آنتورپی مشتری" است.این زمانی اتفاق می افتد که فروشنده از فعالیت هایش کم می کند و شروع به تکذیب مشتری می نماید. تقریباً هفتاد درصد مشتری هائی که از حامیان و فروشندگان فعلی خود گریزان می شوند بعدها این گونه پاسخ داده اند که اساساً به دلیل عدم توجه از کمپانی تغییراتی ایجاد کرده اند و کمپانی خود را برای خرید عوض نمودند.
به محض اینکه شما زمانی را صرف نمودید و فعالیت هائی ضروری را برای ایجاد یک ارتباطی بر پایۀ اعتماد با مشتری خود انجام داید ، بایستی آن رابطه را برای زندگی کاری خود حفظ کنید و هرگز نباید این ارتباط را یک امری مسلم برای همیشه فرض کنید. این ارتباط ممکن است با کوتاهی شما سریعاً به اتمام برسد.

 تمرین های عملی
ابتدا، بر ایجاد یک ارتباط با کیفتی بالا با هر یک از مشتریان از طریق یک رفتار مناسب تمرکز کنید تا او دوباره بازگردد ، دوباره خرید کند و شما را به دوستانش معرفی کند.
در مرحلۀ دوم، به مشتریان فعلی خود توجه کنید. به آنها بگوئید که احترام برایشان قائلید. راه هایی را برای تشکر از آنها و تشویق آنها در جهت بازگشت دوبارۀ آنها و انجام همکاری با شما پیدا کنید.
برایان تریسی نویسندۀ کتاب "روانشناسی فروش" بیش از سیصد برنامۀ آموزشی مختلف را در مورد کارهای گروهی و موفقیت افراد تا کنون تولید نموده و این برنامه ها حاصل 25 سال تحقیق و بررسی ایجاد گشته که بیشتر آنها از مؤثرترین ابزار آموزشی در جهان می باشند. برایان در حال حاضر در سان دیگو به همراه همسرش باربارا و چهار فرزندش زندگی می کند.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:53 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مهارتهای عمومی مورد نیاز یک جوان

جدای از این‌که یک جوان چه شغلی دارد، لازم است مهارت‌هایی را بداند که در کار به دردش بخورند. فکر می‌کنی کدام توانایی‌ها می‌تواند به هر کسی در کار کمک کند؟
پاسخ این سوال 10 مورد را در بر می‌گیرد. یک فارغ‌التحصیل باید بتواند
   1. رزومه خوبی بنویسد.
   2. حتما باید مهارت‌های گفت‌و‌گو و سخنرانی خود را تقویت کند.
   3. کتاب زیاد بخواند ومهارت‌های مدیریتی (مدیریت پروژه و مدیریت زمان) را بداند.
   4. زبان انگلیسی یاد بگیرد.
   5. هر جا که می‌تواند مقاله بنویسد و منتشر کند.
   6. کارهای فوق‌برنامه انجام دهد.
   7. کار تیمی را بیاموزد.
   8. گزارش‌نویسی را یاد بگیرد.
   9. در حین درس خواندن، درس‌های تخصصی را خیلی خوب بخواند چون حتما در حین کار به کارش خواهند آمد.
  10. حتما هدفمند و هدف‌گرا باشد.از اهداف کوچک شروع کند و به اهداف بزرگ برسد.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:51 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فرصت هاي غلبه بر بيكاري

فرصت هاي غلبه بر بيكاري

اشتغال از نگاه كلان، همواره از دغدغه هاي تصميم گيرندگان حكومت ها و در سطح خرد دل نگراني و دغدغه عمده خانواده ها و افراد است. اشتغال به كارعلاوه بر جنبه اقتصادي و تأمين معاش، عرصه بروز خلاقيت ها، تمرين مسئوليت پذيري و ميدان باروري استعدادها و شناخت توانائي هاي افراد در اجتماع است.
«كار و عمل از نظر اسلام، بسيار محترم و مورد تكريم است. زيرا احترام و قابل تكريم بودن يك چيزي تابع نتيجه آن چيز است.»
«آدم بيكار به انواع مفاسد اخلاقي و بيماري هاي رواني و عصبي، مبتلا مي شود و زندگي اش سياه و تباه ميگردد.»
برگرفته از كتاب حكمت ها و اندرزها اثر استاد شهيدمطهري
نرخ بيكاري يكي از سه متغير مهم كلان اقتصادي و ميزان كاهش يا كنترل قابل قبول آن، معياري براي ارزيابي موفقيت يك نظام اقتصادي، محسوب ميشود. معضل بيكاري از جنبه هاي مختلف اقتصادي، اعتقادي، اجتماعي و روحي و رواني داراي پيامد هاي منفي است.
جغرافياي اقتصادي كشورها، شامل زمين هاي وسيع در اقليم هاي متنوع آب و هوايي جهت كاربري هاي مختلف صنعتي، كشاورزي و معدني و جاذبه هاي گردشگري بدليل وسعت تنوع طبيعي و قدمت فرهنگي و تاريخي، بستري مناسب براي دستيابي به اقتصادي فعال و پرثمر، محسوب ميشود.
اصطلاح «مزيت نسبي» كه نخستين بار توسط «ريكاردو» اقتصاددان انگليسي قرن نوزدهم، مطرح شده است عبارت است از آمادگي ها و ويژگي هاي يك نظام اقتصادي در توليد كالا يا فعاليت خاص كه در مقايسه با اقتصادهاي ديگر، داراي برتري و بازدهي بيشتر مي باشد. «مزيت نسبي» مي تواند شامل منابع طبيعي، امكانات سرمايه اي متمركز، نيروهاي متخصص و دانش فني روزآمد، جاذبه هاي طبيعي، گردشگري، مذهبي و هرگونه شرايط ديگري كه مهيا براي بهره برداري اقتصادي مشخص، با كارآيي مطلوب باشد. آمايش سرزميني كشورمان كه موضوع تجزيه و تحليل ميزان و نوع مزيت هاي نسبي در نقاط مختلف كشورمان را ارزيابي مي كند، حاكي از وجود مزيت هاي نسبي فراوان در پهنه اقتصاد كشورمان مي باشد. بطوري كه گسترش فعاليت هاي اقتصادي و توليدي و تأمين توليدات كالا و خدمات مختلف براي بازار داخل و خارج كشور، در ابعادي وسيع تر از شرايط موجود را مي توان از مجموعه امكانات بالقوه كشورمان انتظار داشت.
قدر مسلم دستيابي به حركت فعال اقتصادي و بهره گيري از امكانات سرزميني و مزيت هاي نسبي موجود، بايد با تلاش، كوشش و عزم ملي همراه باشد، اما اين ها خود تنها يك روي سكه پيشرفت و ترقي اقتصاد است. روي دوم سكه، انتخاب روش صحيح و واقع بينانه در برنامه ريزي و مديريت امكانات اعم از طبيعي، سرمايه اي و نيروي انساني در اختيار است.
در بررسي جايگاه عوامل اقتصادي، نيروي انساني جايگاه ممتاز را در اختيار دارد.
«در دهه 1950 ميلادي شولتز، جايگاه انسان را بالاتر از سرمايه هاي طبيعي و فيزيكي، ارتقا داد و اهميت آموزش نيروهاي انساني مطرح شد. در دهه 1980 ميلادي با نظريات توسعه انسانيUNDP كه سردمدار نظريه محبوب الحق، اقتصاددان پاكستاني بود، از انسان علاوه بر اينكه ابزار و عامل توسعه است، به عنوان هدف توسعه نيز ياد شد. آمارتياسن با تأكيد بر توانمندسازي نيروي انساني اين نظريه را تقويت كرد و به دليل طرح اين ديدگاه، جايزه نوبل اقتصاد سال 1988 را از آن خود كرد.»
نقش مديريت، نقش منحر به فرد عامل نيروي انساني در اقتصاد يا در گردش هر سازمان اجتماعي يا فعاليت شخصي ديگر است. مديريت تواناي يك سيستم، يا نوع گسترده تر آن يك نظام اقتصادي است كه نخست ارزيابي اقتصادي مناسبي از طرح و برنامه موردنظر براي اجرا دارد. آنگاه نيازسنجي نموده و عوامل مختلف موردنياز طرح را تعريف مي كند. سپس اعداد و ارقام موردنياز در هر حوزه كاري اعم از مقدار و نوع مواد اوليه، تعداد نيروي كار موردنياز و درجه آنها، زمان لازم براي انجام طرح و تقسيم بندي مسئوليت ها را مشخص كرده و در نهايت با تركيب بهينه اين عوامل و استفاده از فناوري مناسب جهت نيل به كيفيت مطلوب در انجام طرح موردنظر، اقدام مي نمايد. بديهي است كه اهميت نقش مدير، حاكي از تصدي همه فعاليت ها، محاسبات، طراحي ها و توجيهات فني و اقتصادي از جانب وي نيست، بلكه موضوع مهم ميدان گرداني و جمع بندي يك تيم قدرتمند و حتي گسترده كاري مي باشد كه از تمام توان نيروهاي انساني و ديگر عوامل در دسترس مجموعه، در جاي خود استفاده شده باشد. علاوه بر تجربه، دانش، ابتكار و ارتباط جمعي تخصصي موفق، از نشانه هاي يك مدير موفق، پاره اي ويژگي هاي ذهني، روحي و اخلاقي و نيز توان جسمي و كلامي و حتي المقدور ظاهري آراسته و مرتب را ميتوان نام برد.
دورانديشي، درايت و ژرف نگري، صبر و مدارا با مجموعه توجه به روش هاي تشويق و تنبيه متناسب و موثر، گذشت و خطاپذيري نسبت به ديگران، خوش خلقي و تعادل اخلاقي، سختكوشي و پايداري و امثال آنها را ميتوان از جمله ابزارهاي مديريت نام برد. اعتماد به نفس و خودباوري يك مدير خواه در سطح اداره يك بنگاه اقتصادي يا در سطح كلان و مديريت اقتصادي جامعه، سرمايه اي گرانبها و كليد راهگشاي بهره گيري از ساير سرمايه هاست. خودباوري گذشته از ارزش معنوي و اعتقادي يا سياسي- اجتماعي آن، يك روحيه مضاعف جهت مديريت مجموعه و مقابله با سختي ها و ناملايمات پيش روست. خودباوري ياس و ترديدها را كنار زده و مدير را تا بهره گيري از جوهره بالقوه همه عوامل در دسترس، همراهي مي كند. نكته قابل توجه اينكه ويژگي خودباوري، مويد تهور بيش از حد، بي برنامگي، عجله و بي توجهي به نظرات كارشناسان مجرب و دلسوز در اداره امور نيست. اعتماد به نفس و خودباوري سرشار را هم بايد در چارچوب عقل، استقلال، برنامه و مشاوره با اهل نظر محدود كرد تا منجر به سهل انگاري و عمل گرايي افراطي نشود.
مديريت بهينه اقتصادي و فني، يكي از وجوه تمايز ميان اقتصاد كشورهاي پيشرفته و در حال رشد است. اقتصاددانان زيادي تاكنون در چارچوب مكتب هاي مختلف اقتصادي، تئوري هاي گوناگوني، بمنظور بهبود شاخص هاي اساسي اقتصاد، نظير رشد توليد ناخالص ملي (NGP) ايجاد اشتغال، كاهش تورم و رونق اقتصادي، ارائه كرده اند، اما كار اجرايي موثر و نتيجه بخش را مديراني به ثمر رسانده اند كه نظريه هاي اقتصادي را با توجه به شرايط خاص زماني، مكاني فرهنگي، جغرافيايي و ديگر عوامل اقتصادي، تطبيق داده و ضمن بهره گيري از تئوري ها و دستاوردهاي علمي روز، از غلطيدن در ورطه ذهن گرايي و خيالبافي و بدنبال آن اتلاف زمان و هزينه ملي، خود و جامعه را مصون نگاه داشته و برنامه هاي اقتصادي موثر اختصاصي يا ملي را بثمر رسانده اند «ماهاتيرمحمد» نامي آشنا در پهنه سياست و اقتصاد جهاني است. او از سال 1981 تا 2003 نخست وزير كشور مسلمان مالزي بوده است. خلاصه اي از تفكر و عملكرد او در آن دوران را چنين ميتوان برشمرد: او انديشه اي منسجم و مبتني بر آزادي اقتصادي دارد. شباهت مالزي با ايران در نفت خيز بودن آن است. با اين تفاوت كه صادرات نفت كمي دارد و بيشتر نفت توليدي به مصرف داخلي كشور ميرسد. تا قبل از سال 1980، بيش از نيمي از مردم زيرخط فقر قرار داشتند اين رقم اكنون كمتر از 4% است.
از سال 2000 تا 2008، تورم كمتر از 3% بوده است. توليد ناخالص ملي در سال 1980 برابر 24 ميليارد دلار بوده و در سال 2005 به 200 ميليارد دلار افزايش يافته است. انديشه او تعامل نزديك دولت و بخش خصوصي، استفاده از مزيت هاي تجاري خارجي، استراتژي توسعه صادرات بود.»
نقل جمله زير از ماهاتير محمد خالي از لطف نيست:
«ايران يكي از پيشگامان تمدن بوده است كه مالزي در مقايسه با آن هيچ است. اما ما توانستيم بسيار سريع پيشرفت كنيم.
ماهاتيرمحمد كه يك سياستمدار و اقتصاددان مسلمان است، با اعتماد به نفس، دانش كافي، مديريت و علم روز، واقع بيني، رويكردي درونگرا و نگاه گزينشي به تئوري ها و دستاوردهاي اقتصاد جهاني و با شناخت كافي از شرايط بومي كشور خود توانست مديريتي منحصر به فرد از خود به نمايش گذارده و كشور خود را در طول بيست و چند سال از يك كشور فقير به صورت يك كشور تازه صنعتي متحول نمايد.
به عنوان مثال از مديران كارآمد كشور، مي توان از مرحوم ميرمصطفي عالي نسب نام برد. فردي متعهد، متخصص و درد آشنا كه بنابر احساس تعهد و مسئوليتي كه در دوران زندگي ثمربخش خويش داشت، از دوران نهضت ملي شدن نفت (دهه 30شمسي) تا سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بخصوص شرايط اقتصادي- سياسي دوران جنگ تحميلي 8 ساله، عليرغم نداشتن تحصيلات عاليه دانشگاهي، به دليل تجارب مفيد و موثر در صنعت و تجارت، با افكار و نظرات ابتكاري، مشكل گشا و كارساز، همواره ياريگر مردم مسلمان ونظام اسلامي بود. تشكيل جامعه تعليمات اسلامي، هنرستان كارآموز، راه اندازي مجتمع مس سرچشمه، كارخانجات فولاد خوزستان، ايران خودرو در اوائل پيروزي انقلاب اسلامي و با خروج متخصصان داخلي و خارجي از آن، كمك به نظام تصميم گيري تخصيص منابع در سال هاي جنگ و محاصره اقتصادي، نمونه هايي از فعاليت هاي ارزشمند و منحصر به فرد يك مدير متخصص، آگاه، متعهد، مبتكر و خودباور است.
آموزش را مي توان به عنوان نقطه عطف روند حركت موفقيت آميز در هر كار و حرفه اي قلمداد كرد در شرايطي كه علوم و فناوري با پيشرفت شگفت انگيز، نياز به تخصصي شدن هرچه بيشتر كارها را تاكيد مي كنند، آموزش هاي علمي و كاربردي، جايگاه خاصي دارند. سرمايه گذاري در امر آموزش هايي از اين دست قطعا براي كشور سودآور و پر بازده است.
هدف از آموزش هاي علمي كاربردي، تلفيق مسائل صنعت و اقتصاد با دانشگاه و بخش آموزش كشور است. مديريت و رشته هاي مهندسي و علوم انساني مرتبط با آن از قبيل آمار، مديريت صنعتي، ايمني، جامعه شناسي، روان شناسي و امثال آنها بايد با سرفصل هاي مسائل و مشكلات جامعه و نظام اقتصادي خودي، آشنا شده و براي آن چاره انديشي نمايند. همچنين است كاربردي شدن موضوعات تحقيق و پايان نامه هاي دانشگاهي كه بايد راهگشاي مشكلات بخش كار و اشتغال و مديريت هاي كشور باشد.
توسعه در كابردي كردن آموزش، به معني گسترش مدرك گرايي در بخش هاي اقتصادي نيست. مدرك گرايي خود از موانع توسعه و مديريت پويا و فعال است. در كنار توجه به محتوا و كارآيي آموزش و استفاده از كارشناسان در اين زمينه، ارزش تجارب پراكنده در وجود افراد «كاركشته» و «استادكار» آشكار مي شود و لزوم ارج گذاري و استفاده موثر از اين گونه افراد كه نوعا «كارآفرين» و داراي تجارب مديريتي و فني مفيد ولو در واحدهاي كوچك كاري بوده اند، مشخص مي شود.
نظام اداري در كشور ما، باتوجه به حجم گستردأ دولت و تمركز بسياري از تصدي ها و تصميم گيري ها در آن نقشي تعيين كننده در تحرك و فعاليت كشور يا بي تحركي و مانع سازي در برابر آن، داراست. تخلف، كندي و امكان خطا در فرآيند امور جاري دستگاه عريض و طويل اداري از يك سو و عدم نظارت كافي و مؤثر و به عبارت ديگر نقش كمرنگ مردم در مديريت دستگاه هاي اجرايي از سوي ديگر، عواملي است كه باعث ايجاد ركود در كارها و اثرگذاري مستقيم ديوانسالاري حاكم در فعاليت هاي دولت و هم بخش خصوصي و تعاوني شده است. بي ترديد از عوامل تأثيرگذار در جهت فعال سازي و حمايت از فعاليت هاي مولد اقتصادي و ايجاد اشتغال مفيد و پايدار، برخورد جدي و قاطع با مانع تراشي ها و سهل انگاري هاي بدنه نظام اجرايي است. همانگونه كه حضور دولت خدوم نهم و دهم و مجموعه مديران ارشد فعال و مخلص و كارآزموده را بايد مغتنم شمرد، نسبت به فرافكني و عدم درك مسئوليت احتمالي در زير بخش هاي اجرايي نيز بايد حساس، قاطع و با برنامه عمل كرد.
همانگونه كه مي دانيم، توليد در كشور با دو هدف تأمين مصرف داخلي و صادرات به خارج از كشور، صورت مي گيرد. همچنان كه مصرف داخلي مشتمل بر 2 بخش كالاها و خدمات خارجي و نيز توليدات داخلي است. نظام بازرگاني و تعرفه بندي عامل هماهنگي و تطبيق سياست هاي ملي، جهت ايجاد تعادل بين كالاهاي وارداتي و توليدات در بازار داخلي، همچنين بين صادرات كالاهاي توليد داخل و ميزان مصرف داخلي آنهاست. از ابزارهاي مؤثر براي كاهش رقم بيكاري، سياست هاي بازرگاني است. مستقل از پاره اي ملاحظات استراتژيك و سياست هاي اقتصادي معطوف به آن كه هر كشوري بنا بر حضور فعال در برخي عرصه هاي بين المللي و عقد پيمان هاي مرتبط با آن را دارد، با حمايت و الويت نسبت به توليد داخلي و اعمال سياست هاي «توسعه صادرات» و «جايگزيني واردات»، ميتوان بطور اصولي و با رويكرد درازمدت از توليد و اشتغال داخلي حمايت كرد.
به گفتأ وزير بازرگاني هدايت ظرفيت هاي خالي به سمت بازارهاي جهاني ضروري است، «در اين راستا بايد سياست جايگزيني واردات به سياست «توسعه صادرات» تبديل شود.»
طي سال هاي اخير به دلايل متعددي كه در رأس آنها واردات گسترده كالا قرار دارد، ظرفيت توليد بسياري از واحدهاي توليدي كشور به شدت كاهش يافته است. اجراي بسياري از واحدهاي جديد توليدي از نيازسنجي بازار برخوردار نبوده و از طرفي وزارت صنايع و معادن بدون در نظر گرفتن حجم بازار و شرايط رقابتي بصورت بي برنامه با احداث واحدهاي جديد توليدي مختلف، موافقت كرده است.»
اميد است با اتكال به خداوندمتعال و پشتوانأ باور متعالي «ما مي توانيم» و يادآوري فرصت وجود سرمايه هاي انساني و مادي قابل اعتنا در كشورمان و اغتنام حضور جمعيت جوان و وجود شرايط مناسب بازار جهاني نفت و سرمايه در دسترس حاصل از آن و هشياري نسبت به تهديد دائمي انقلاب و نظام مان با توطئه هاي رنگارنگ دشمنان جهاني، بتوانيم بطور مؤثر بر معضل بيكاري فائق آمده و در سايه برخورداري از انعام الهي و ارج گذاري به خود و تلاش جمعي و ملي، چشم انداز روشن شكوفايي اقتصادي و همه جانبه ميهن اسلامي مان را نظاره گر باشيم.

سایت فارس- مهرداد كاوياني




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:43 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی

ده راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی       

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست.
اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد
و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا
بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر
و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به
محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.
ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه
ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

1- ریتم زندگی خود را آرام کنید
شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی
فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی
برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به
عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم
نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.
سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش
از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر
بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ
حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام
می دهید نیز نداشته باشید.

2- خواستار تغییر باشید
"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند
در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید،
آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.
به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من
از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه
اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد.
از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم
ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد... به خودتان
بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.

3- مسئولیت پذیر باشید
قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات
بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود
را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه
نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد.
زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات
شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.
باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم.
با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید
در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است.
از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟
احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت
کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته
باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید
ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی
خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی
زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود
در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست
همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان
مهم هستند.
 
6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید
افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت
در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها
غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری
باشید که شامل عبارات زیر هستند:
"من نمی توانم...."
"قادر نیستم که ...."
"من هیچ وقت نتوانستم ...."
"هیچ راهی وجود ندارد که ...."
هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت
نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی
یک جمله ی مثبت بنویسید.

7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید
شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید.
آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا
رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی
از آنها تهیه نمایید.
سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت
برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما
تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون
را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال
می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.

8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید
پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود.
او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را
یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.
البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید
که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید.
در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید
که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

9- انتظارات منطقی داشته باشید
باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراح
ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم
بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات
دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت
همچنان پابرجا نگه می دارند.

 10- پیوسته در حرکت باشید
مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید
با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید
نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.
همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد.
همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم
نخواهد بود..




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:42 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

عمل راهبردی مهم‌تر از برنامه راهبردی است

عقل و تجربه نشان داده که تیمی ‌موفق است که علاوه بر داشتن برنامه‌های از پیش کار شده، در وقت عمل نیز "دست به کار" شود، یعنی "پا به توپ" شود و آن برنامه‌ها را عمل کند.
توپ، کسب و کار فوتبال است. اگر توپی نباشد که به دنبال آن دوید، فوتبال پدید نمی‌آید. بنابر این اصل واضح، اگر تیمی‌ پدید بیاید و مربی نیز داشته باشد و همه هماهنگ هم باشند، اما توپی موجود نباشد، معنا و ارزشی وجود نخواهد داشت. حتی اگر توپی نیز وجود داشته باشد، اما به‌کار گرفته نشود، پاس داده نشود، به حرکت درنیاید و فقط زیر آن زده شود، بازهم حقیقتا تیم، تیم نخواهد بود و نتیجه نخواهد گرفت. آیا صرف برنامه داشتن، اما به دنبال توپ نرفتن می‌تواند معجزه کند؟
سازمان‌ها نیز کسب و کار خاص خود را دارند. توپ یک سازمان که باید به دنبال آن بدود، یا تولید خودرو است یا لاستیک یا نفت یا شیشه یا فولاد یا لوازم خانگی یا بیمه یا بانکداری یا هتل‌داری یا هرگونه خدمت‌رسانی دیگر.
اگر سازمانی رهبر و کارکنانی دانا داشته باشد که چشم‌انداز خوبی برای حرکت تصویر کرده‌اند و برنامه‌های راهبردی بسیار عالی در اختیار دارند، اما در میدان رقابت، عمل نمی‌کنند، چیزی از خود نشان نمی‌دهند، مصمم و درگیر نیستند، هر کس در برج عاج خود نشسته و دیگران را نصیحت یا سرزنش می‌کند، همه می‌گویند فلان کار باید انجام شود و فعل خواستن و حرکت و عمل و اقدام صرف نمی‌شود، چه توقعی می‌توان داشت؟ فراموش نکنیم عمل راهبردی مهمتر از داشتن برنامه راهبردی است.


منبع :http://peyk.iribu.ir/magazine/107.html




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:23 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پله هايي به سوي حرفه اي شدن

پله هايي به سوي حرفه اي شدن
 
مي گويند هر كاري كه انجام مي دهي، سعي كن در آن بهترين باشي، همه جوانب كار دستت بيايد و به قولي در آن حرفه اي شوي. گفتن اين جملات خيلي آسان است اما وقتي زمان عمل مي رسد يا فراموش مي كنيم چه هدفي داشته ايم يا تصميم مي گيريم راه آسان تر يعني سطحي كار كردن را انتخاب كنيم. تسلط و احاطه همه جانبه بر شغل، هر چند ناشي از دغدغه مندي، تجربه فراوان و كسب دانش و خردمندي لازم است اما هيچ ربطي به درخواست كارفرما ندارد. حرفه اي شدن، فراتر از مسئوليت خواسته شده است و در حقيقت، به نوعي، در مشت گرفتن كار به شمار مي رود. شايد برايتان جالب باشد كه با برخي از اصول حرفه اي بودن آشنا شويد.

*داشتن دغدغه: قبل از هر چيز، بايد كارتان به نوعي برايتان دغدغه باشد؛ يعني به هر دليلي از جمله نياز مالي، علاقه و... شروع به كار كرده باشيد و بخواهيد واقعا كارتان را همه جوره به دست بگيريد، به طوري كه بتوانيد پاسخگوي هر سوالي در زمينه شغل تان باشد.

*جديت: دومين رمز حرفه اي شدن، جديت است؛ يعني نبايد از سر تفريح و وقت گذراني آغاز به كار كرده باشيد بلكه مصمم و جدي و با نظم و وقت گذاشتن كافي، به شغل تان توجه كنيد.

*دانش و خردمندي: به حوزه كاري خود اشراف فكري داشته باشيد؛ يعني بدانيد كه در كارتان چه چيز مهم است، چه چيز مهم نيست، كجا و كي اهميت بيشتر يا كمتري وجود دارد و در يك كلام، خلاقانه و آينده نگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع كنيد.

*تجربه فراوان: سعي كنيد تجربه هايتان را - چه تلخ و چه شيرين - به خاطر بسپاريد چرا كه در راه حرفه اي شدن، به آنها نياز داريد تا تمامي راه و چاه موضوع را بشناسيد. به اين ترتيب قادر خواهيد بود كه خودتان را با هر محيط كاري وفق دهيد و فرهنگ سازماني آنجا را درك كرده و در صورت امكان، ارتقا دهيد.

*لذت بردن: شايد لذت بردن از كار، براي خيلي ها حسي غريبه باشد و صرفا كارمان را از سر رفع حاجت و گذران امور با بي ميلي و به صورت انفعالي انجام بدهيم اما چاره اي نيست و براي حرفه اي شدن، بايد از كار لذت برد و آن را با شوق وذوق وافر دنبال كرد.

*رعايت احترام : احترام گذاشتن، موارد متعددي را شامل مي شود؛ از جمله احترام به همكاران، مشتريان، كارفرمايان، سازماني كه در آن كار مي كنيم، شئونات محيط كار، رعايت اصول اخلاقي و غيره. مطمئن باشيد كه تكيه بر اين اصل معجزه وار، رشد حرفه اي شما را تضمين مي كند.

*يادگيري مستمر: يعني اينكه نگوييم اي بابا! كار ما همين است و بيشتر از اين به دردمان نمي خورد بلكه دائما بياموزيم و به هيچ قيمتي يادگيري مان را در حوزه فعاليت مان متوقف نكنيم.

*پشتكار: اين كلمه را هم كه همه مان زياد شنيده ايم اما براي داشتنش بايد سعي كنيم نااميدي بر ما مستولي نشود و به راحتي از ميدان بيرون نرويم. به اين ترتيب، به راحتي مي توانيد با بحران هاي سازماني تان كنار بياييد و با دلگرمي به كار خود ادامه داده و از شكست نترسيد.

*دلسوزي و تعهد: كارهاي خود را با دلسوزي و متعهدانه انجام دهيد؛ طوري كه نشان دهيد واقعا به سازمان تان تعلق خاطر داريد و كار را از آن خود مي دانيد، جوش كارتان را مي زنيد و به هيچ وجه بي تفاوت يا كم توجه نيستيد.

*بهره وري: و اين نتيجه اي است كه بعد از رعايت همه موارد گفته شده به دست مي آيد. به اين ترتيب، بازده كار شما بالا مي رود، اثربخشي و كارايي تان زياد مي شود، از سرعت و دقت كافي برخوردار خواهيد بود، در كارهايتان خلاقيت و نوآوري به خرج مي دهيد و در نهايت با هزينه كمتر، ارزش افزوده بيشتري براي خود و سازمان تان ايجاد مي كنيد و صد البته از درآمد مناسب و شايسته اي نيز برخوردار خواهيد شد.

از همين امروز بكوشيم تا در زندگي خود حرفه اي باشيم و با مسائل كاري خود حرفه اي برخورد كنيم تا براي خود و جامعه مان ثمربخش تر بوده و نقش جدي تر و اثرگذارتري ايفا كنيم. زندگي و كار در يك محيط حرفه اي، واقعا لذت بخش است.

منبع :http://peyk.iribu.ir/magazine/107.html




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:23 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هميشه رئيس بمانيد

 برخي تصور مي‌كنند كه رئيس بودن فقط پشت ميز نشستن و به ديگران دستور دادن است.
ممكن است برخي افراد از اين كه مي‌بينند كساني هستند كه از حرف‌هايشان اطاعت مي‌كنند و به آنها احترام مي‌گذارند احساس رضايت كنند ولي واقعيت اين‌طور نيست.
متأسفانه، آنچه شما مي‌بينيد فقط يك درصد از زندگي آنها است، در واقع ساعات فراغت آنهاست. مطمئن باشيد كه رئيس بودن الزامات و خصوصيات خاصي مي‌طلبد. يك رئيس هيچ وقت تعطيلي ندارد و 24 ساعت روز بايد گوش به زنگ باشد.
هيچ‌كس تا به حال با نشستن در رستوران‌ها و خوشگذراني رئيس نشده است. براي رئيس شدن بايد سخت تلاش كرد و هميشه هوشيار بود. نكاتي كه در زير آمده است شما را براي رسيدن به اين هدف كمك مي‌كند.

1. اگر احترام مي‌خواهيد، احترام بگذاريد:
يكي از اصلي‌ترين قوانين موجود در رياست اين است كه افراد تنبل هميشه پس‌رفت مي‌كنند. فقط افراد كمي هستند كه خود را از اين قانون جدا مي‌كنند، اما اكثر مردم نمي‌دانند به قدرت رسيدن از طريق راه‌هاي مناسب آسان‌تر و قابل تحمل‌تر از كندن تونل به سمت بالا با دستان خودشان است. به خاطر داشته باشيد كه احترام گذاشتن به معناي چاپلوسي و تملق نيست.

2. تصميم‌گيرنده نهايي خودتان باشيد:
تلاش براي به چنگ آوردن همه قدرت در يك زمان، نتايج متضادي در پي‌خواهد داشت. اگر درگير يك تصميم‌گيري هستيد، ممكن است افراد كم‌طاقت ديگري اين تصميم را به جاي شما بگيرند.
شما به عنوان يك رئيس بايد بتوانيد زيردستانتان را آنقدر تحت جذبه و اختيار خود نگاه داريد كه به خود اجازه خيانت به شما را ندهند. اگر كسي به شما خيانت كرد، بايد كاري كنيد تا آن فرد را عبرتي براي ساير كارمندان شركت كنيد، او را اخراج و يا از مقام خود عزل نماييد.

3. با هوشياري و ذكاوت تمام، شر بدخواهان را از سر خود كم كنيد:
يك رئيس تأثيرگذار بايد بتواند رقيبان و بدخواهان را از جلوي راهش بردارد. در مسير شما به عنوان يك رئيس ممكن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زيادي باشد كه بخواهند وارد مسير شما شوند.

4. از فرصت‌ها نهايت استفاده را ببريد:
وقتي به قدرت رسيديد، تازه زماني است كه فشار را بر روي خود احساس مي‌كنيد. لحظاتي وجود دارد كه يك نفر با يك ايده جالب و عالي، از فرصت استفاده كرده و پاورقي بر تاريخ زندگي ديگري مي‌شود.
در حقيقت، زندگي تركيبي از تقاطع و برخوردهاي بين آن افرادي است كه انتخاب صحيح كردند و آنها كه انتخاب نادرست كردند. براي اين كه نامتان ماندگار شود، بايد از افرادي باشيد كه گوش به زنگند و از فرصت‌ها بهترين استفاده را مي‌برند. براي رئيس بودن بايد از فرصت‌ها استفاده كنيد وگرنه پشيمان خواهيد شد.

5. از همه بيشتر كار كنيد:
بدون تلاش و كوشش فراوان هيچ وقت رئيس نخواهيد شد. براي اين كه فردي معروف شوي حداقل 20 سال تلاش لازم است. اگر هميشه براي انجام كار بيشتر اشتياق داشته و هدفمند باشيد، ساعاتي را كه روي آن سرمايه‌گذاري كرده‌ايد، فرصت‌هاي مناسبي پيش‌روي شما قرار مي‌دهند و زماني كه رئيس شديد همه دوست دارند كه جاي شما باشند.

6. روي شخصيت خود كار كنيد:
مي‌توانيد از يك تلاشگر 20 ساله به موفقيت يك شبه نائل شويد، فقط اگر براي آن تلاش كنيد. اما براي اين منظور نيازمند شخصيت هم هستيد. براي خاطره‌انگيز كردن زندگي، تقلا و كشمكش نيز لازم است.
فراموش نكنيد كه رئيس در وادي خطر زندگي مي‌كند. چيزي كه به شما كمك مي‌كند بتوانيد مقام و موقعيت‌تان را حفظ كنيد اين است كه كارهايي را انجام دهيد كه ديگران از انجام آن واهمه دارند.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چگونه خشم خود را در محیط کار کنترل کنیم؟

چگونه خشم خود را در محیط کار کنترل کنیم؟
.: حسین عابدی  :.

آیا هنوز هم از این‌که تاکنون در محیط کار از تلاش‌هایتان قدردانی نشده و ارتقای رتبه نگرفته‌اید، عصبانی هستید؟ آیا عصبانیت شما به خاطر داشتن همکارانی است که دائم با بدگویی‌ها و دخالت‌های خود، دست به تخریب وجهه شما نزد کارفرمایتان می‌زنند؟ شاید وقت آن رسیده که به این خشم به عنوان یک عامل بازدارنده در محیط کار که کارایی شما را کاهش می‌دهد توجه بیشتری کنید و حداقل ریشه آن را بیابید.
شواهد نشان می‌دهد بسیاری از ما، در محیط کار، نفرت و عصبانیت را در خود سرکوب می‌کنیم غافل از این‌که این احساسات، تاثیر منفی خود را بر زندگی شخصی و حرفه‌ای ما به جا می‌گذارند. ریشه‌یابی این احساس، حداقل کاری است که ما می‌توانیم به عنوان گام اول برای رهایی از آن برداریم. نتایج یک تحقیق دانشگاهی نشان می‌دهد از هر ۴ کارمند، یک کارمند در محیط کار خود بنا به دلایل مختلف عصبانی است و در بیشتر اوقات این عصبانیت را کتمان می‌کند. این عصبانیت در آن حد نیست که به کسی آسیبی برساند، اما تاثیرات منفی آن به صورت استرس، افسردگی، دلزدگی از کار، خستگی مفرط و حتی تحریک دیگران به خرابکاری و توطئه علیه دیگران در وجود فرد نمود می‌یابد؛ بنابراین عصبانیت ناشی از کار یا محیط کار، نه تنها برای سازمان‌ها خطرناک است، بلکه می‌تواند سلامت افراد را با بیماری‌هایی نظیر فشارخون بالا، سردرد و حتی ناراحتی‌های قلبی عروقی به خطر اندازد.

● چه عاملی باعث خشم و عصبانیت می‌شود؟
خشم یا عصبانیت را می‌توان یک حس قوی نارضایتی یا تعارض تعریف کرد که مجموعه‌ای از شرایط و فاکتورها به آن دامن می‌زنند. عصبانیت به عنوان یک حس طبیعی در وجود بشر به ما هشدار می‌دهد که در روند اوضاع یا محیط پیرامونمان مشکلی وجود دارد که نیاز به رسیدگی و توجه دارد. به گفته آرلین هیرش، مشاور کاریابی و روان‌شناسی در شیکاگو، خشم یا عصبانیت موقعی بروز می‌کند که افراد از انجام کاری که می‌خواهند منع شده یا مجبور به انجام کاری برخلاف تمایل خود می‌شوند و به عبارتی دیگر، مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. با این حال، بیشتر کارمندان در محیط کار، زمانی در خود احساس عصبانیت می‌کنند که با پیشنهادهای آنان موافقت نمی‌شود. افراد ضعیف و ناکارآمد به جای آنها پاداش می‌گیرند و ارتقای شغلی می‌یابند یا افراد بالادست آنها به خاطر اموری پیش پا افتاده یا اشتباهاتی که تقصیر آنها نبوده دست به توبیخ آنها می‌زنند. به عبارتی دیگر، عصبانیت در محیط کاری به خاطر اهانت‌های شخصی یا نادیده‌گرفتن حقوق کارمندان است. بیشتر کارمندان ناراضی و عصبانی، در محیط کار ترجیح می‌دهند بسوزند و بسازند تا این‌که با ابراز خشم خود، وضعیت را از آنچه هست بدتر کنند. به اعتقاد آنان، از کوره دررفتن نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند خود، مشکلی را بر مشکلات بیفزاید. به عنوان مثال باعث از دست دادن کارشان یا به هم خوردن روابطشان با دیگران شود. هیرش می‌گوید: «کارمندانی که نمی‌توانند عصبانیت خود را کنترل کنند یا با عصبانیت دیگران کنار بیایند، اغلب به حرفه خود آسیب می‌زنند. روکردن این عصبانیت می‌تواند رابطه فرد با رئیس و دیگر همکارانش را به خطر اندازد.»
به گفته روان‌شناسان، عدم مهار خشم و عصبانیت فردی در محیط کار در درازمدت، فرد را به لحاظ روحی فرسوده می‌کند و از بازده و کارایی او در فعالیت‌های گروهی می‌کاهد. آنها همه را با خودشان دشمن می‌کنند و با این کار بستر مناسبی برای از دست دادن نفوذ خود در میان دیگران و حتی ابتلا به انواع بیماری‌های جسمی نظیر فشارخون بالا، سکته و... را فراهم می‌کنند.
از سوی دیگر، سرکوب کردن خشم عواقب بدتری به دنبال دارد. با این کار، فرد انگیزه رقابت سالم در محیط کار را از دست می‌دهد و به نیرویی منفعل تبدیل می‌شود.

● مهار و کنترل خشم
این‌که چگونه و کجا خشم خود را بروز دهید به شرایط بستگی دارد. با این حال راهکارهای زیر به شما کمک خواهد کرد تا بر خشم خود مسلط شوید یا آن را به طرز صحیحی بروز دهید.

● واکنش خود را به بعد از رفع شدن عصبانیت‌تان موکول کنید
اگر عصبانی هستید با شمردن از ۱ تا ۵۰ واکنش خود را در برابر شرایط موجود به پس از رفع شدن عصبانیت‌تان موکول کنید. روان‌شناسی توصیه می‌کند: «بر خود مسلط شوید و با حفظ خونسردی، از گرفتن هرگونه تصمیم یا اقدامی در لحظه‌ای که برآشفته هستید، خودداری کنید.»
سرگرم کردن خود با افکار دیگر به شما کمک می‌کند در آن لحظه بر خود مسلط شوید و با احساسات ضد و نقیض خود کنار بیایید. وقتی بر خشم خود فائق آمدید به جای سرزنش کردن خود، به خود تبریک بگویید و با آرامش خاطر به حل مشکل بپردازید. به خاطر داشته باشید که در حالت عصبانیت، مشکل بتوان طرف مقابل را متوجه درستی دیدگاه خود کرد؛ بنابراین اثبات درستی حرف یا موضع خود را به پس از رفع عصبانیت موکول کنید.

● نفس عمیق بکشید
در لحظه عصبانیت چند نفس عمیق بکشید. این کار باعث خون‌رسانی بهتر به سلول‌ها و بافت‌های بدن و فعالیت بهتر مغز می‌شود. در نتیجه قادر خواهید بود بهتر مشکل خود را بررسی کنید و چگونگی مقابله واقع‌بینانه را با آن بیابید.

● از مسائل و مشکلات جزیی عصبانی نشوید
وقتی از دست فردی یا چیزی عصبانی می‌شوید برای لحظه‌ای با خود تامل کنید که آیا ارزش دارد خود را به خاطر مسائل و مشکلات جزیی و پیش‌پا افتاده عصبانی کنید.

● اهمیت ندهید
بسیاری از مواقع با چشمپوشی از برخی مسائل یا رفتارها می‌توان خود را از افتادن در دام عصبانیت نجات داد. به عنوان مثال اگر کسی در محیط کار با شما رفتار ناعادلانه‌ای داشت به جای غصه‌خوردن و سرکوب‌کردن خشمتان بسادگی از کنار آن بگذرید و به خاطر آن اعصاب خود را فرسوده نکنید. بد نیست در اینجا به داستان کوتاهی در مورد بودا اشاره کنیم.
یک روز بودا در دهکده‌ای به موعظه می‌پرداخت. در همان حال یکی از افراد دهکده سعی داشت با ایجاد مزاحمت برای او، بودا را عصبانی کند. بودا به او گفت: «اگر به من یک تکه کاغذ بدهی و من آن را قبول نکنم، آن تکه کاغذ چه سرنوشتی خواهد یافت؟» آن مرد گفت: «نزد من خواهد ماند.» بودا رو به او کرد و گفت: «و این دقیقاً همان کاری است که من با آزار و اذیت‌های تو می‌کنم. آنها را به تو واگذار می‌کنم و به خود نمی‌گیرم.»

● دیدگاه‌های مختلف را مد نظر قرار دهید
گاهی یک مساله یا مشکل از ابعاد مختلفی قابل بررسی است و با دیدگاه‌های مختلفی می‌توان به آن پرداخت، در نتیجه تصمیم‌گیری درباره درست یا غلط بودن آن، کاری بیهوده است. متفاوت بودن دیدگاه‌های طرف مقابل ما نباید باعث شود فکر کنیم او اشتباه می‌کند یا این‌که حق فقط با ماست.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فضـاي سازمـاني و روحيـه

فضـاي سازمـاني و روحيـه

عقايد روان شناسان درباره افرادي كه در سازمانهاي صنعتي و بازرگاني مشغول به كارند مبين آن است كه براي بالابردن سطح كيفي و كمي محصول ضروري است كه خدمات رفاهي را تاآنجا كه ميسر است براي كاركنان فراهم و تسهيلات لازم را براي بهزيستي آنها ايجاد كنيم زيرا از اين طريق است كه خرسندي از كار در آنها به وجود مي آيدو در نتيجه منجر به بازده مثبت و پرثمر مي شود.
موثر بودن افراد در به ثمر رساندن اهداف سازماني بستگي مستقيم به چگونگي روحيه آنها دارد. از اين رو است كه توجه به بالابردن سطح روحيه كاركنان سازماني جاي پرارج و اهميتي را در اداره امور سازمانهاي اجتماعي به خود اختصاص داده است . كلمه روحيه نظير كلمات حالت مزاجي به تنهايي معني مشخص و يا خوب و بد ندارد.همان طور كه اطلاع بر حالت مزاجي انسان كه نماينده احوال عمومي بدن است . مهم است ، دانستن روحيه نيز حائز اهميت است زيرا نماينده وضع كلي روابط انساني در يك سازمان است . روحيه مجموعه اي از طرزفكر و احساسات و عواطف انسان است . روحيه عبارت است از مجموعه كمي و كيفي احساسات ، عواطف و اشتياق فردي و يا گروهي براي كار بهتر است . روحيه و انگيزه دو عامل تلفيقي وجود انساني است . مجزاساختن روحيه از انگيزه هاي انساني كاري اجتناب ناپذير است . بدين معني كه انگيزش ، آدمي را ازدرون برمي انگيزد تا فعل و انفعالاتي را از خود بروز دهد و روحيه چگونگي شدت وضعف اينگونه فعل و انفعالات را مشخص مي سازد. براي مثال اگر موتور يك اتومبيل رادر نظر بگيريم انرژي حاصل از سوخت را انگيزه (عامل ديناميك ) مي ناميم و طرز كاركرد(تند، كند، عادي ) را روحيه مي گوييم .
درجه موفقيت و بازدهي عالي انساني حاصل كنشها و واكنشهايي است كه بين انگيزه هاي دروني و روحيه ايجاد مي شود.
پس انجام هر كاري براي انسان به صورت مطلوب بايد برپايه هماهنگي انگيزه و روحيه و در يك جهت باشد و در غير اين صورت عدم بازدهي مثبت در فرد و يا در حالت گروهي را باعث مي گردد. براي مثال اگر كارگرماهري را در محيطي قرار دهيم ولي وي كار خود را به خوبي انجام ندهد در اين حالت براساس تجزيه و تحليل افتراقي خاطرنشان خواهيم ساخت كه انگيزه و روحيه بايكديگر در يك جهت همگام نبوده است و هركدام جهت هاي مخالف يكديگر را طي مي كنند كه در نتيجه از قوه دافع يكديگر كاركرد منفي حاصل مي شود. مشخص كردن اين رابطه به شناخت كاركنان و عواملي از جمله انگيزه بستگي دارد. اما رابطه بين روحيه وحضور منظم در محيط كار خيلي روشن و مشخص است ، كارمنداني كه از روحيه بالابرخوردارند حضورشان در محل كار منظم تر از كارمنداني است كه روحيه ضعيفي دارند.
چرا بعضي از افراد داراي روحيه اي بالاتر از سايرين هستند؟ آيا اين به دليل شخصيت يا معلومات آنهاست ؟ آيا مربوط به نوع سازمان است ؟ آيا به شيوه سرپرستي آنها بستگي دارد؟
عوامل متعددي در روحيه كارمند تاثير مي گذارد و ما در اينجا به برخي از مهمترين آن اشاره مي كنيم اين عوامل عبارتند از:
1 - سن : با فرض تساوي ساير شرايط، هرچه سن كارمند بالاتر باشد روحياتش بالاتراست .
2 - سطح تحصيلات : بافرض تساوي ساير شرايط، هرچه سطح تحصيلات كارمند بالاترباشد روحيه اش پايين تر است .
3 - سطح شغل : بافرض تساوي ساير شرايط، هرچه سطح شغلي كارمند بالاتر باشدروحيه اش قوي تر است.
4 - نوع شغل : بافرض تساوي ساير شرايط، هرچه شغل كارمند جذاب تر باشد روحيه اش بالاتر است .
5 - رهبري ملاحظه كار: بافرض تساوي ساير شرايط، هرچه رهبري بيشتر رعايت گر وحمايت كننده باشد روحيه كارمندان بالاتر است .

پس اگر كارمند جواني را باسطح تحصيلات بالا در يك كار خسته كننده در رده پايين قرار دهيد به اين ترتيب كليه شرايط يك كارمند خيلي ناراضي را فراهم كرده ايد.
عامل مهم ديگري كه در بالابردن روحيه يك كارمند موثر است و تشخيص آن مشكل تر از عواملي مثل سن يا سطح شغلي كارمند است « جو سازماني يا رواني » موسسه است .
شيوه عملكرد فرد در يك سازماني به نوع شخصيت فرد، نقش سازماني كه برعهده دارد و نيز موقعيت و شرايط سازماني بستگي دارد. اين شرايط به عنوان محيط، فرهنگ ،احساس ، آهنگ و يا جو مورد مطالعه و توجه قرار گرفته است . اين واژه ها به كيفيت دروني سازمان همان طور كه از طريق اعضايش تجربه مي شود اشاره دارد. فرد تنها كافي است با چند سازمان از نزديك برخورد داشته باشد تا دريابد كه اختلافات عمده اي درمحيط وجود دارد.
مجموعه مشخصات دروني كه يك سازمان را از سازمان ديگر متمايز مي سازد و بر رفتار افرادي كه در آن فعاليت مي كنند اثر مي گذارد ، جو سازماني ناميده مي شود.
به راستي جو يك سازمان را مي توان به عنوان يك شخصيت يك سازمان در نظرگرفت .
جورج لبتوين و روبرت استر ينجر تعريف جو سازماني را چنين بيان مي كند:
ادراكاتي كه فرد از نوع سازماني دارد كه در آن كار مي كند و احساس او نسبت به سازمان برحسب ابعادي مانند استقلال ساختار سازماني ، پاداش ، ملاحظه كاريها، صميميت و حمايت وصراحت . جو سازماني به منزله يك پل عمل مي كند، در يك طرف جنبه هاي عيني ومحسوس سازمان از قبيل ساختار، مقررات و شيوه هاي رهبري قرار دارد و جو عبارتند ازدرك و يا احساسي كه كارمندان نسبت به اين جنبه هاي محسوس سازمان به دست مي آورند، در طرف ديگر پل روحيه و رفتار كاركنان واقع شده اند. بدين ترتيب روحيه ورفتار فقط تابعي از شيوه رهبري عملي و يا ساختار سازماني نيست بلكه به نگاه فرد به ارزشها، نيازها و شخصيت خود نيز بستگي دارد. جو نمايانگر درك يا احساسي است كه كارمندان نسبت به يك سازمان دارند. اين درك متاثر از عوامل متعددي مانند فشار گروه ،تصور از خويش (در كارمند)، موقعيت سازماني يا نقش فرد و گروه مرجع اوست . طبق تحقيقات هالپين و كرافت جو سازمانها را مي توان در نموداري از جو باز، خودمختار،كنترل شده ، خودي ، پدرانه يا بسته نشان داد. مشخصه ممتاز جو باز ميزان بالاي برانگيختگي و سرزندگي و لاقيدي پايين است كه طبق فرمول چنين بيان مي شود:
نمره لاقيدي _ نمره سرزندگي + نمره برانگيختگي = شاخص باز بودن جو
اين تركيب جوي را نشان مي دهد كه در آن مدير و كاركنان در رفتار خود خلوص نيت دارند. مدير از طريق برقراركردن الگوها رهبري مي كند، يعني با فراهم آوردن مخلوط مناسبي از ساخت و جهت و نيز حمايت و ملاحظه گري ، كاركنان با خوبي باهم كار كرده وبه وظيفه اي كه دارند متعهد هستند، چرا كه رهبري مدير واقع گرايانه است و كاركنان نسبت به كارشان متعهدند و هيچ نيازي به كاغذبازي و تقاضا براي انجام كارهاي يكنواخت و پيش پاافتاده نيست ، هيچ نيازي به سرپرستي از نزديك (تاكيد بر توليد)، يامجموعه اي از قوانين و مقررات نيست (كناره جويي ). رفتار رهبري به آساني و به طورمناسب همچنان كه ضرورت مي يابد ظاهر مي گردد. به طور خلاصه رفتار مدير و كاركنان درست و قابل اعتماد است . جو بسته عملا در مقابل جو باز قرار مي گيرد. رهبري غيرموثرمدير همچنين در سرپرستي او از نزديك (تاكيد بر توليد) و نيز در فقدان رفتارملاحظه گري در رابطه با كاركنان و همچنين در عدم توانايي و عدم تمايل او به فراهم آوردن يك الگوي مشخص پويا ملاحظه مي گردد. اين حالات روي هم باعث ياس و بي تفاوتي كاركنان مي شود.

-------------------------
منابع :
1 - كمال پرهيزگار، روابط انساني در مديريت - انتشارات تهران ، اشراقي.
2 - گري دسلر، مباني مديريت - ترجمه داوود مدني ، تهران ، قومس .
3 - جزوات گروه آموزشي علوم تربيتي ، دانشگا

منبع :http://peyk.iribu.ir/magazine/106.html?




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:19 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

برای موفقیت در کار باید...

1- در هر مرحله ای از کار که هستید از مشورت رویگردان نباشید. کسی را پیدا کنید که به شما توصیه های مفید کند و راهنمایی تان نماید.

2- احساسات خود را کنترل کنید. قبل از هر واکنشی، نفس عمیق بکشید و تا ده بشمارید.

3- در گفتگو، کسی که سؤال می کند کنترل را در دست دارد. برای اداره کردن یک بحث از دیگران سؤال کنید.

4- هرگز تصور نکنید که همه چیز را می دانید ، سؤال کنید.

5- اگر شغل شما جلب نظر مشتری است، وظیفه واقعی شما حل مشکلات است.

6- توانایی شما در حل مشکلات تأثیر به سزایی در میزان پیشرفت شما در کار دارد.

7- ذهن خلاق داشته باشید. همیشه در پی یافتن راه های سریع تر، جدیدتر، بهتر و مؤثرتر برای حل مشکل یا انجام کار باشید.

8- قبل از آن که واکنش نشان دهید، با سؤال کردن و گوش دادن دقیق به پاسخ ها به حقایق پی ببرید.

9- در مواردی که به تصمیم گیری و پاسخ سریع نیاز است، خودتان را تحت فشار قرار ندهید. برای ارزیابی دقیق موقعیت و دادن پاسخ مناسب درخواست وقت بیشتری کنید.

10- تصمیم های عجولانه تقریباً همیشه تصمیم های نادرستی هستند. در تصمیم گیری عجله نکنید.

11- یاد بگیرید که برای درخواست اضافه حقوق، ترفیع، پاداش و پست با روشی صحیح و مناسب وارد مذاکره شوید.

12- آمادگی ، مشخصه افراد ماهر و تواناست. قبل از هر گفتگوی مذاکره ای ، خود را آماده کنید.

13-هرگز هنگامی که شغل یا حقوقی به شما پیشنهاد می شود، بلافاصله آن را نپذیرید. از پیشنهاد کننده بخواهید که برای بررسی آن به شما فرصت دهد.

14- دقیقاً بدانید که برای دریافت اضافه حقوق چه کارهایی باید انجام دهید.

15- همیشه برای دور شدن از شرایطی که برایتان غیر قابل قبول است آماده باشید. این آخرین حربه مذاکره است.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هفت نكته براي مديريت موفق يك تيم

هفت نكته براي مديريت موفق يك تيم

از آنجا که سازمان ها حوزه ی خود را بین جمعیت های مختلف گسترده اند، مدیریت اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. مدیران امروزی با اعضاء گروه مختلفی روبه رو هستند که ممکن است متعلق به محل ها و فرهنگ های مختلفی باشند و سوابق و گذشته های متفاوتی داشته باشند.
جمع و جور کردن و درست کردن تیم ها و گروه های مختلف، از جمله مهارت های باارزشی است که مدیران در پی کسب آن هستند. برای انتخاب فردی برای کاری یا پروژه ای، اینکه بدانیم فرد موردنظر قابلیت کار به صورت گروهی را دارد یا خیر، اهمیت زیادی دارد. در این مقاله می خواهیم به مدیران کمک کنیم تا راه های ساختن و جمع و جور کردن یک تیم گروهی را بیاموزند. با ما همراه باشید.
1. از بهترین افراد استفاده کنید
علت اهمیت: فاصله ی بهره وری بین کارمندان عالی و متوسط باید مدنظر قرار گیرد. اگر برای انجام پروژه ای که در دست دارید فرجه ی کمی دارید و کیفیت کار نیز برایتان مهم است، حتماً بهترین ها را در تیم جمع کنید. ممکن است استخدام آنها کمی برایتان گران تمام شود، اما از طریق آنها بیشترین بازده نصیبتان خواهد شد. آن ضرب المثل قدیمی در اینجا صادق است: "هر چقدر پول بدهی، آش می خوری."
راهکار: افرادی را استخدام کنید که اطلاعات مربوط به سوابق کاریشان مانند بهترین کارمند شرکتتان باشد (در امورد مالی باتجربه باشند، طی 5 سال گذشته فقط دوبار تغییر شغل داده باشند، باانگیزه، مشتاق و علاقه مند باشند). دقت کنید که افرادی که انتخاب می کنید، مهارت های مورد نیاز (مثل مهارت های اجتماعی، شخصیت و انگیزه) و قدرت ذهنی لازم برای حل مشکلات و تجزیه و تحلیل مسائل و همچنین چشمی باریک بین داشته باشند. البته ممکن است به خاطر فرجه ی کمی که دارید، مجبور شوید که کمی در استخدام اعضاء عجله به خرج دهید. باید هر طور شده از عجله اجتناب کنید. به دقت افراد را بررسی کرده و بعد انتخاب کنید تا نتیجه ی مورد نظر عایدتان شود.

2. کارها را برحسب مهارت و انگیزه تخصیص دهید
علت اهمیت: مدیران هیچگاه کارمندان را تشویق نکرده و به آنها انگیزه نمی دهند: این خود افراد هستند که باید در خود انگیزه ایجاد کنند. اگر کارها را برحسب انگیزه ی هر فرد به او واگذار کنید، مطمئن باشید که به خوبی انجام خواهد شد. اگر به کارمندان خود اجازه دهید که در حوزه ی مورد علاقه شان فعالیت کنند، هیچگاه با مشکل مواجه نخواهید بود.
راهکار: رفتار مدیر می تواند به کارمندان کمک کند تا انگیزه های درونی خود را بشناسند. مدیر باید یک مربی باشد تا ثبات و توافق در امور حاصل شود. اگر مدیر بتواند از روی شخصیت کارمندان پی به مهارتهای آنها ببرد، بسیار موفق خواهد بود. به طور مثال کارمندی که روابط عمومی خوبی دارد، اگر در پشت زمینه از او کار گرفته شود، اعتماد به خود را از دست می دهند و نخواهد توانست به خوبی کار کنند. افراد فعال و آنها که دوست دارند زود نتیجه ی کار خود را ببینند، اگر در قسمت فروش به کار گرفته شوند موفقیت زیادی از آنِ شرکت خواهند کرد.

3. تعادل ایجاد کنید
علت اهمیت: اکثر پروژه ها نیازمند آمیزه ای از فعالیت ها است. تیم گروهی باید مجموعه ای متوازن و متعادل از مهارت ها دارا باشد، به خصوص اگر اکثر اعضاء در رشته ی خود متخصص باشند (مشاوران، تحلیل گران، متخصصین فناوری اطلاعات و...). همه این مهارت ها در روند انجام پروژه باید به کار آیند و فقدان یکی از این نیازها باعث اختلال در کار خواهد شد. مدیران باید توجه داشته باشند که علاوه بر متعادل کردن مهارت ها، باید شخصیت های افراد دخیل در کار را نیز متعادل کنند تا اختلافی بین اعضاء گروه پیش نیاید.
راهکار: توازن و تعادل باید در شخصیت و خلق و خوی افراد نیز ایجاد شود، چون باعث می شود که اعضاء رابطه ی خوبی با هم برقرار کنند. مدیر وظیفه دارد که ارتباطات بین گروه را به خوبی تحت نظر داشته باشد. تا حد ممکن باید در تلاش باشد که از افرادی در پروژه استفاده کند که قابل انعطاف باشند و بتوانند با افراد مختلف سازگاری پیدا کنند.
4. ترکیب تیم را کنترل کنید
علت اهمیت: پیش بینی اینکه ترکیب تیم انتخاب شده صحیح است و موفق خواهد بود یا خیر بسیار مشکل است؛ از اینرو مدیر باید به طور مداوم بر تیم نظارت داشته باشد. اگر به کسی که به خوبی با ترکیب تیمی تطابق ندارد اجازه داده شود که در تیم باقی بماند، مطمئناً عملکرد تیم دچار مشکل خواهد شد.
راهکار: تشخیص خود گروه بسیار مهم است. همیشه افرادی در تیم وجود دارند که باعث نگاه داشتن اعضاء کنار همدیگر می شوند. با اینکه ممکن است مدیر بخواهد این "دلقک گروه" را به خاطر عدم فعالیت بیرون بیندازد، اما اعضاء وجود آن فرد را به خاطر جوک ها و لطیفه هایش برای بقای گروه ضروری می دانند. وظیفه ی مدیر این است که هر از چند گاهی با اعضاء تیم به صورت تکی صحبت کند تا متوجه اشکالات کار شود.

5. امتیاز بدهید، سرزنش نکنید
علت اهمیت: زیاد به دنبال مقصرها نباشید. انگشت گذاشتن روی یک نفر در تیم، انعکاس منفی بر تیم خواهد داشت و به قیمت اتلاف زمان و کیفیت کار تمام خواهد شد. هر موفقیت کوچک داخل تیم را جشن بگیرید و اعضاء تیم را تشویق کنید. اینکار باعث خواهد شد که همدلی و رفاقت خوبی بین اعضاء ایجاد شود.
راهکار: یک مربی باشید، نه در جستجوی ستاره ها. بگذارید افراد اشتباه بکنند—این تنها راه آموزش آنهاست. یک مدیر باید این قابلیت را داشته باشد که از جنبه های خوب هر فرد در جهت منافع تیم استفاده کند. رفتارها و اعمال صحیح و مثبت را تشویق کنید تا افراد برای انجام دوباره ی آن انگیزه داشته باشند.

6. با اعضاء تیم مهربان باشید
علت اهمیت: تمرکزتان باید بر انجام کار باشد. به همه ی اعضاء تیم فرصت دهید تا توانایی ها و استعدادهایشان را نشان دهند. آنها را به همکاری ترغیب کنید، چون همانطور که می دانید دستاوردهای تک نفره اگر باعث موفقیت تیم نشود، به هیچ دردی نمی خورد.
راهکار: افراد دوست دارند که مورد توجه قرار گیرند. مدیر تا می تواند باید حس توجه و علاقه را در تیم به وجود بیاورد. باید اعضاء را به ریسک کردن تشویق کند و به آنها یاد دهد که چطور با شکست مواجه شوند. افراد را باید در درجه ی اول اهمیت قرار دهد و اشتباهات را قدمی برای پیشرفت به حساب بیاورد.

7. عملکردهای تیم را مداوماً مرور کنید
علت اهمیت: هنگام مواجهه ی تیم با فراز و نشیب ها و تغییرات، وظیفه ی مدیر این است که هدف اصلی را به یاد اعضاء بیاورد. و به آنها کمک کند تا با استفاده از تجربیاتی که حین این تغییرات به دست آورده اند، تیم را به سمت موفقیت همراهی کنند.
راهکار: تیم باید از هر تغییر یا پیشرفت که می تواند بر عملکرد تیم تاثیر بگذارد، باخبر باشد. مدیر باید اطمینان یابد که هدف اصلی گروه برای همه ی اعضاء جا افتاده است و هیچ تردیدی در آنها وجود ندارد. تا می تواند باید اعضاء تیم را تشویق کند و آنها را در پیشبرد هدف گروه همراهی کند.

یک تیم موفق!
ساختن و جمع و جور کردن یک گروه خوب مسئله ای چالش انگیز است. نیازمند برنامه ریزی هوشیارانه و دقیق است. سه درس اصلی این است: با اعضاء صادق باشید، به آنها فرصت عمل دهید، و آنها را تشویق کنید. اولی به آنها هدف می دهد، دومی به آنها توانایی عمل می دهد و آخری باعث می شود که حتی روزهای تعطیل هم سر کار حاضر باشند.

منبع :http://www.frsaba.com/?file=maghale&operation=show&maghaleId=11




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:17 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مختصر الحکایات

مختصر الحکایات

>>تهذیب نفس:
آورده‏اند که «شاگرد سقراط در لحظات آخر عمر استاد، از او پرسید: ما را چه امر می‏فرمایی که در حق اولاد و عیال تو به جا آوریم؟ گفت: هیچ چیز نمی‏گویم به شما، بلکه چیزی که همیشه به شما امر کرده‏ام، این است که در اصلاح نفس خود کمال کوشش و سعی به جا آورید و هر گاه این کار کردید، مرا خوشحال خواهید گردانید

>>دوستی:
به بزرگی گفتند: چرا با فلان دوستت که بر انجام گناهان اصرار می‏ورزد، قطع رابطه نمی‏کنی؟ گفت: آن دوست من، امروز به فضایل من محتاج است. شرط دوستی اقتضا می‏کند که من به وسیله دوستی، دستش را بگیرم و به فضل خدا، او را از کارهای زشت باز دارم و از آتش دوزخ برهانم

>>قناعت:
مردی بر عارفی گذشت که نان و سبزی و نمک می‏خورد. به او گفت: ای بنده خدا! از دنیا به همین خرسندی؟ گفت: خواهی کسی را به تو نشان دهم که به بدتر از این خرسند است؟ گفت: آری! گفت: آن که به عوض آخرت، به دنیا خرسند است!

>>ذکر و یاد خدا:
شخصی خدمت آیت اللّه‏ میرزا عبدالعلی تهرانی رحمه‏الله رسید و از ایشان تقاضای موعظه کرد. آقا فرمود: روزی سه دقیقه به یاد خدا باش. بعد از لحظاتی فرمود: اگر دو دقیقه هم شد، عیبی ندارد
>>عفو و گذشت:
به بزرگی گفتند: فلانی از تو غیبت کرد. او در جواب، طبقی از رطب برایش فرستاد و گفت: شنیده‏ام که اعمال نیک خود را برای من فرستاده‏ای، خواستم کار تو را تلافی کرده باشم. ازاین‏رو، این طبق خرما را تقدیم نمودم

>>خدمت به خلق:
مردی از عارفی پرسید: از خلق به حق، چند راه است؟ عارف گفت: به عدد هر ذره‏ای از موجودات، راهی است به حق، ولی هیچ راه نزدیک‏تر و بهتر و سبک‏تر از آن نیست که راحتی به کسی برسد. ما بدین راه رفتیم و همه را به آن وصیت می‏کنیم

>>خاموشی:
بزرگی را از علت سکوتش پرسیدند: گفت: از آن رو که هیچ گاه بر خاموشی خویش پشیمانی نخوردم و چه بسیار که از سخن گفتن پشیمان شدم

>>ایمان:
گویند هنگامی که حضرت یوسف علیه‏السلام را در بازار مصر در معرض فروش قرار دادند، مردی با دیدن چهره پاک و معصومانه آن حضرت، متأثر شد و رو به مردمی که برای خرید و فروش او جمع شده بودند، گفت: به این کودک غریب و بی‏گناه رحم کنید و با او مهربان باشید! حضرت یوسف علیه‏السلام که با وجود سن کم، ایمان و اعتماد به نفس کاملی داشت، به آن مرد رو کرد و گفت: آن کس که خدا را دارد، گرفتار غربت و تنهایی نمی‏شود

>>حسن خلق:
مردی حضور پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شرفیاب شد و پرسید: دین چیست؟ حضرت فرمود: اخلاق نیکو. دوباره از سمت راست آمد و گفت: دین چیست؟ فرمود: اخلاق نیکو. باز از طرف چپ آمد و سؤال کرد: دین چیست؟ رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پاسخ دادحسن خلق

>>تواضع:
حکیمی را گفتند: گفت کدام حقیقت روا نیست؟ گفت: آنکه مرد از نیکی‏های خود بگوید

>>فقر:
گویند: عارفی چون این سخن شنید که دو نعمت است که سپاس داشته نشده است: سلامتی و امنیت، گفت: این دو، سومی نیز دارند که ناسپاس مانده است؛ چه سلامتی و امنیت را گاه، سپاس دارند. به او گفتند: آن چیست؟ گفت: فقر و آن، نعمتی است که بر منعمانش پوشیده مانده است؛ جز آنان که خدایشان نگاه داشته است




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:13 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

دلسردی از کار و چند راه حل

دلسردی از کار و چند راه حل

اگر شما هم یک کارمند باشید، احتمالا با شرایطی که خواهیم گفت آشنایی دارید چرا که ممکن است برای خودتان اتفاق افتاده باشد یا برای همکارتان که با شما دوستی نزدیک دارد.
چند سال از شروع کار شما و به عبارتی کارمندیتان می‌گذرد و حالا احساس می‌کنید که انگار دارید در جا می‌زنید و در راهی قرار گرفته‌ اید که هیچ تغییر و پیشرفتی در آن نمی‌بینید. در این نقطه باید درست فکر کنید و ببینید که دقیقا در کجا هستید و آیا راه کنونی می‌تواند شما را به هدفتان برساند یا نه.
نکته اولی که باید به آن توجه کنید اینست که چه چیز در این شغل کنونی شما را مجذوب کرده از انجام آن راضی و خوشحال می‌شوید. مثلا دوست دارید در بخش فن‌آوری اطلاعات کار کنید یا این که کار با تکنولوژی‌های فنی و ابزارهای مکانیکی را ترجیح می‌دهید. شاید هم به هر دو علاقه‌مند باشید. دوست دارید به عنوان یک سرگروه فعال باشید یا این که ترجیح می‌دهید از کسی دستور بگیرید؟
علاوه بر این‌ها موفقیت‌هایی را که در طی این دوره کارمندی و باعث غرور و مباهات شما بوده‌اند را در نظر بگیرید و قدری مثبت به اوضاع نگاه کنید. لازم نیست که این پیروزی‌ها حتما بسیار برجسته و قابل توجه باشند. مثلا هنگامی که توانستید به همکارتان که در حل و برطرف کردن اشکال کامپیوترش درمانده بود، کمک کنید، یک موفقیت کسب کردید چرا که احساس رضایت داشتید که دانش و معلومات فنی خودتان را به خوبی به کار گرفتید. زمانی هم که برای ارتقای امنیت سیستم‌های کامپیوتری شرکتتان ابزاری تدوین کردید،‌باز هم یک پیروزی دیگر بود که شما را مغرور و شاد کرد. یادآوری و لحاظ کردن این پیروزی‌های کوچک و بزرگ می‌تواند انگیزه‌ای برای کار و پیشرفت به شما هدیه دهد.
نشانه‌ای دیگر هم هست که می‌تواند در یافتن یک نقطه شروع دوباره یا مسیر جدید فعالیت‌های شغلی، به شما کمک کند. این علامت راهنما نحوه گذراندن اوقات فراغت شماست. مثلا اگر در یک سازمان خیریه فعال هستید و آن گروه را مدیریت می‌کنید، این عمل نشان می‌دهد که مدیریت و راهبری یک گروه از کارهای مورد علاقه شماست که اگر پرورش یافته با اعتماد به نفس و دانش حرفه‌ای بیشتر همراه شود، به شما کمک خواهد کرد تا در همان حوزه شغلی‌تان به یک مدیر و سرگروه توانا و کارآمد تبدیل شوید. یا اگر در همان مجموعه به کارهای سیستم‌های کامپیوتری رسیدگی می‌نمایید، باز هم این علاقه به دانش فن‌آوری اطلاعات را می‌توانید در زمینه‌ای اینچنین و در ابعادی وسیعتر به خدمت بگیرید.
دوباره فکر کنید و ایده‌های شغلی گوناگونی را به ذهن بیاورید و خطوط ذهنی کلی و در هم و برهم ترسیم کنید و سپس با دقت آنها را پیش چشم بیاورید و مثل یک ذره‌بین بزرگترشان کنید. ببینید که کدام خطوط برجسته‌تر هستند و نشان از چه حرفه‌ای دارند. این نقاشی ذهنی که بیش از همه به
چشم آمده همان چیزیست که غالب بر ذهن شماست. اما باز هم باید فکر کنید. آیا می‌توانید این حرفه تازه با این محیط کار،‌مسئولیت‌ها و امکانات فن‌آوری جدید را بپذیرید؟
کار مهم دیگر اینست که نقاط قوت و ضعف مهارت‌های حرفه‌ایتان را بشناسید. فراموش نکنید که برای فهم این نکات باید نظرات و پس‌ خوراندهای همکاران و دوستانی که مورد اعتمادتان هستند را جویا شوید. این دریافت پس خوراندها به این دلیل اهمیت دارد که ممکن است شما از خود تصوری خاص داشته باشید در حالی که دیگران ممکن است نظری کاملا عکس تصور شما اظهار کنند. مثلا آنها می‌ گویند که این همکارمان واقعا در برنامه‌نویسی شبکه خبره و استاد است اما خودتان فکر می‌کرده‌اید که اصلا خوب کار نمی‌کنید.
پس از فهم نقاط ضعف و قوت،‌درصدد تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف برآیید. اگر می‌خواهید در پست مدیریت جای گیرید اما مهارت‌های کافی ندارید، از دوره‌های آموزشی استفاده کنید و از شرکت در پروژه‌های مدیریتی که تحت سرپرستی مدیران برتر از شرکت‌تان انجام می‌شوند، بهره گیرید. فراگیری مطالب گوناگون که دانش عمومی و تخصصی شما را بالا می‌برند و اخذ مدارک تخصصی بیشتر،‌امتیازات لازم برای کسب درجه مدیریت و موفقیت در آن را به همراه می‌آورند.
با وجود تمامی این محاسبات،‌هرگز برای استعفا عجله نکنید. دقت کنید و درست به جریانات اطرافتان توجه داشته باشید. گاهی اوقات مدیران برای ترفیع دادن به کارمندان با لیاقت و توانای خود، مسئولیت‌های آنها را زیاد می‌کنند تا ببنند که آیا می‌توانند عهده‌دار پست‌های بالاتر و مهمتر شوند یا خیر. مثلا مدیران از این کارمندان می‌خواهند که در جلسات و میتینگ‌های بیشتر و مهمتری حاضر شوند یا این که مستقیما با شخص آنها کار کنند. اگر دیدید که شما هم در این دسته افراد قرار گرفته‌اید، بدانید که نشانه‌ها از پیشرفت و بهبود اوضاع هستند.
راه دیگر ارتقای موقعیت شغلی وترفیع اینست که با مدیر بخش خودتان حرف بزنید. به او بگویید که خواهان بازبینی و بررسی موقعیت حرفه‌ایتان هستید و فکر می‌کنید که توانایی‌های بالاتری دارید. او به شما کمک خواهد کرد تا مسیری درست که شما را به اهدافتان خواهد رساند، بیابید و طی کنید.
سعی کنید برای رفع این حالت یاس و ناخشنودی هر چه بیشتر در حرفه خود وارد شوید و به شکل کاملا تخصصی در جهت کسب معلومات و مهارت‌های گوناگونی که کارایی شما را بالا می‌برند، تلاش کنید. شاید این ناامیدی و نارضایتی حاصل از کمبود مهارت‌ها و اطلاعات نوینی باشند که هر روز در حال تغییر و تحولند. شرکت در کنفرانس‌ها، سمینارها و کارگاه‌های آموزشی مطالب و دانش‌های جدیدی را به شما می‌آموزند که با فراگیری و بکارگیری آنها می‌توانید به شکل کارمندی مستعد و توانمند ظاهر شوید که نظر مدیران را جلب می‌کند. آنوقت این کارمند درخشان به راحتی به مقامات بالاتری خواهد رسید که راه را به سوی کسب اهدافش،‌ هموار می‌کند. در این میان از معلومات عمومی هم نباید غافل شوید. در هر صورت چه بخواهید در همین سازمان کنونی بمانید یا بخواهید در جستجوی کار دیگری باشید، این معلومات و دانش‌ها و مهارت‌های عمومی و تخصصی به کمکتان خواهند آمد.
By:Katherine Spencer
مترجم: آذین صحابی

منبع :http://karafarini.sharif.ir/ShowEducation.asp?ID=129&CID=7




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده خصوصیت افراد موفق و خوشحال

1_مشتاق:افراد موفق اماده و علاقه مند کارکردن و اموختن مطالب جدید هستند
2_اگاه : افراد موفق از جدید ترین اخبار اطلاع دارند
3_ این افراد مخاطره جو و اهل ریسک هستند
4_قاطع : ضرب المثل قدیمی که می گوید برای تصمیم گیری سریع باش و برای تغییر تصمیم ارام رفتار کن
5_ عاشق یاد گیری : در کتابخانه این افراد درباره همه موضوعی کتاب یافت می شود[/color]
_ متعهد : این افراد خود را برای کسب نتیجه بهتر و رضایت بخش مسئول می دانند
7_ مصر و سر سخت : در ذهن اینگونه افراد ناامیدی جایی ندارد و انها فقط تلاش کردن را می شناسند
8_ انعطاف پذیر : افراد موفق نسبت به شرایط مختلف انعطاف پذیرند
9_ خلاق : همه ما درای غریزه ای هستیم تا در زندگی نواوری کنیم افراد موفق به طور کامل از از این غریزه خود بهره برده اند.
10_ معنوی : این افراد در مورد مسائل معنوی خود متعهد هستند




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433849 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب