تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

شکست عامل اصلی موفقیت(تکرار)

«کسي که اشتباه نمي کند بعيد است که اصلاً چيزي درست کند.»
من هميشه دوست داشتم که کارم را بدون هيچ مشکلي انجام بدم.اگر به مشکلي برمي خوردم يا آن کار را به طور کلي رها مي کردم يا اينکه از کس ديگري مي خواستم آن را برايم انجام بده .الان هم دوست دارم کارام روي رِوال عادي وبدون هيچ گرفتاري انجام بشه(کي بدش مياد ) اما با گذشته يک تفاوت اساسي کردم و اون اين که تا اون را انجام ندم وتمامش نکنم دست از سرش برنمي دارم.شايد يکي از دلايلش سخنان شيريني باشد که آدم هاي موفق از تلاش هاي خودشان گفته اند و منو تحريک کرد به اينکه خودم را عوض کنم . تغيير در رفتار وعادات بد ما رو زودتر به اهدافمان نزديک مي کند. يک ضرب المثل انگليسي مي گويد: اگر توانستي عادت را از سر بيندازي به موفقيت خود اميدوار باش.
توي کتابهايي که خوندم اين گفته ها به نظرم جالب اومد:
بنجامين فرانکلين گفته که: من تا به حال شکست نخورده ام ،فقط 10000 طرح مختلف داشتم که به نتيجه نرسيدند.اديسون گفته : از ميان 200 لامپي که کار نکردند، هر شکست چيزي به من گفت که توانستم در تلاش بعدي ام ازآن استفاده کنم جيمز کورِبت مي گويد: براي اينکه قهرمان شوي ،يک دور ديگر مبارزه کن. برنارد شاو: موقعيکه جوان بودم مشاهده کردم که از ده کار نُه عدد اشتباه است و چون نمي خواستم در کارم باشکست مواجه شوم هرکاري را ده بار انجام دادم. همه آنها فهميدند که شکست ها وآغاز هاي اشتباه پيش شرط هايي براي رسيدن به موفقيت هستند. شکست، مقدمه اي براي شروع دوباره است .شروعي که شايد اين بار شما را يک مرحله به پيروزي نزديک کند. پال آردن در نوشته هاش گفته:درآخرين شرکتي که کار مي کردم کسي را براي اشتباه کردن اخراج نمي کردند،بلکه شما وقتي اخراج مي شديد که قوه ابتکار نداشتيد.شکست عامل اصلي موفقيت شرکت بود. حالا ديگه مفهوم واقعي جمله بالا را مي دونيد

منبع :http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-2953-page-1.html




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:03 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده توصیه در کسب و کار پایدار

ده توصیه در کسب و کار پایدار

برای اینکه یک کسب و کار پایدار بماند و همچنین سودآور باشد لازم است تا زمینه‌های راه‌اندازی آن و همچنین بسترهای فعالیت و بازاریابی کسب و کار به طور دقیق بررسی شود. در ذیل پیشنهاداتی برای شروع و راه اندازی روان یک کسب و کار و سرپا و سود آور نگهداشتن آن برای یک دوره بلند مدت ارایه می‌شود:
1. تا آنجا که می توانید قبل از شروع، بنیه مالی خود را تقویت نمائید.
اکثر اوقات مردم بدون آنکه پس اندازی داشته باشند اقدام به راه اندازی کسب وکار می نمایند و سرمایه کار را با گرفتن وام از دوستان و یا بانکها تامین می نمایند. بدین ترتیب آنان می پذیرند که اقساط وام اخذ شده و کارمزد مربوطه را درست پس از دریافت آن پرداخت نمایند. آنچه که این دسته از صاحبان مشاغل متوجه آن نیستند این واقعیت است که مرحله سودآوری ماه‌ها و شاید سالها بطول می انجامد. ضمنا اگر وام دهنده عاقلی متوجه ناسود آوری یک کسب و کار شود از اعطاء آن وام امتناع می نماید.
بهتر است بنیه مالی در حد ممکن و برای هزینه های سال جاری و یا حتی دو سال توان پاسخگوئی داشته باشد.البته جای تعجب خواهد بود که برای یک تا دوسال کسب و کاری به سود دهی نرسد. با اینحال اگر کسب وکارتان به سود آوری هم برسد و مشتریان شما به موقع صورت‌حسابها را پرداخت کنند، بایستی بیشتر این پولها را  برای مسائلی نظیر محل کار، تجهیزات ، ترویج محصول ویا خدمات  و بیمه یا... دوباره به کار بزنید.
2. از صفر شروع کنید.
تا آنجا که می توانید در هزینه ها دقیق باشید.زمانی نیروی انسانی استخدام کنید که برایش باندازه کافی کار داشته باشید ( حتی می‌توانید برخی کارها را به پیمانکار بسپارید).افرادی که کار را با کم شروع می کنند این امکان را برای خود فراهم می آورند که تجربیات گرانبها را با هزینه هائی کم، حاصل نمایند و در صورت ضربه خوردن بتوانند هرچه سریعتر دوباره شروع کنند.
3. از قالبی که در آن فعالیت می نمائید پشتیبانی و حمایت کنید.
وقتی کسب وکار خودتان را راه اندازی می کنید معمولا خودتان مسئول کلیه موفقیتها و شکستهائی هستید که در آن فعالیت برایتان حاصل می گردد. بهتر است برای پیش بینی در شرایط بحرانی از مناسبترین ساز وکارها متناسب با فعالیتتان استفاده نمائید. هر فعالیت تجاری نیازمند سرمایه و اعتبار نیروی انسانی متخصص و ساز وکاری است که نشان‌دهنده شکل و قالب فعالیتهای شما می باشد اعم از زمین ،ساختمان و تجهیزات ویا وب سایت و ...
 فراموش نکنید مردم از طریق این عامل سوم با شما ارتباط برقرار می کنند لذا در مورد آن بیشتر فکر کنید. زمانی که جای خود را در اذهان باز کردید در حفظ بنیانهای این موضع کوشا باشید حتی تغییر شماره تلفن و نشان تجاری شما می تواند در اذهان مشتریان و مردم تاثیرات خاص خود را باقی گذارد.تغییر آدرس سالی یکبار ، تغییر نشان تجاری و لوگو و تغییر دیگر قالبهای ارتباطاتی شما با دیگران تاثیری جز بی ثباتی و ... در اذهان آنان ندارد.این ضرر را به راحتی نپذیرید.
4. راه سود آوری و پول درآوردن از این کسب و کار را فرا بگیرید.
تنها در چند جمله می توانید برنامه کسب و کار خود را طراحی نمایید.برای شروع بایستی هزینه ها را بشناسید، خریدها، پرداخت اجاره، پرداخت حقوق ، و فهرستی از هزینه های احتمالی که این فهرست البته کوتاه هم نخواهد بود. بنابراین می توانید محاسبه نمائید که ماهیانه چه مقدار بایستی فروش داشته باشید تا ضمن پوشش این هزینه ها مبلغی را نیز به عنوان سود حاصل کنید. این ارقام همان چیزی است که برای یک "تحلیل نقطه سر به سر" نیاز دارید.
5. حتما یک برنامه کسب وکار صرف‌نظر از کوتاه و یا مختصر بودن، تهیه کنید.
داشتن درکی واقعی از رقم سود و نیز ایجاد یک تحلیل نقطه سر به سر، اولین گام در ایجاد یک برنامه کسب و کار می باشد. برای بیشتر شرکتهای کوچک مهمترین کار داشتن یک تحلیل نقطه سر به سر و پیش بینی سود و زیان و نیز طرح گردش نقدینگی می باشد. با داشتن یک برنامه گردش نقدینگی و یک صورت سود و زیان می توانید ایده اقتصادی خود را به اجراء در آورید و قبل از شروع فکر همه چیز را کرده باشید و پس از شروع نیز آمادگی کامل برای مواجهه با تمامی مسائل را داشته باشید.
یک برنامه کسب و کار به شما این اجازه را می دهد تا هزینه های راه اندازی و مقدار سود و استراتژی های بازاریابی را مشخص و معین نمائید. اگر نتوانید بر روی کاغذ به این ارقام برسید مطمئنا" در دنیای واقعی نیز نخواهید توانست آنها را بیافرینید.
6. کسب مزیت رقابتی و حفظ آن.
ایجاد یک مزیت رقابتی برای کسب و کارتان ، از الزامات حیاتی برای  دستیابی به یک توفیق دراز مدت می باشد. برخی روشهای بوجود آوردن این شرایط عبارتند از داشتن دانش بیشتر از رقبا، ارائه محصولات یا خدماتی که تقلید از آن بسیار مشکل و یا غیر ممکن باشد، توانائی اثر بخش در تولید یا توزیع محصول، داشتن موقعیت مکانی ممتاز، یا ارائه خدمات برتر به مشتریان، می باشد. یکی از راههای  حفظ مزیت رقابتی حمایت از اسرار تجاری می باشد.اطلاعات محرمانه ای که شما را از دیگران در بازار متمایز نموده به شما مزیت رقابت آمیز می دهد مثلا" لیست مشتریان، روشهای بازنگری ، استراتژی بازاریابی، و تکنیکهای تولید.
برای دسترسی به چنین هدفی می توانید اطلاعات و دانش موجود در مجموعه خود را مدیریت نمائید. مدیریت اطلاعات به زبان ساده کسب یا جمع آوری، پردازش وتوزیع اطلاعات یا دانش مورد نیاز واحدها و یا هر یک از کارکنان می باشد. یکی دیگر از راههای حفظ مزیت رقابتی عکس العمل سریع و به موقع به خبرهای بد می باشد.
وقتی متوجه شدید که کسب و کارتان به برخی مسائل و انحراف از مسیر برنام کسب و کار دچار شده است، بایستی فورا  با یک برنامه جدید مثل تجدید نظر در سازمان توزیع ، طراحی تولید و معرفی یک محصولیا خدمت جدید، یا ..... راههای بهتری برای دسترسی به مشتری را فراهم آورید. اما با تمام این تفاسیر برای مزیت رقابتی هیچ سرمایه ای بهتر از گسترش خلاقیت در جای جای سازمان نیست برای بروز و ظهور خلاقیت در کسب و کارتان راههای ضروری را بررسی نمائید.
7. تمامی توافقات و قراردادها را مکتوب کنید.
اگر می خواهید انرژی فکری خود را آزاد نمائید، اگر می خواهید فقط بر هدف متمرکز شوید واز حاشیه مصون بمانید، بایستی در نظر داشته باشید که ساده ترین و پیش پا افتاده ترین راه مکتوب کردن تمامی توافقات و قراردادهای کاری است.برای این کار متناسب با شرایط محیطی و نیز ساختار داخلی خود می توانید برنامه ای را تنظیم نمائید مثلا:
* توافقاتی که بیشتر از......... ماه به طول انجامد.
* توافقاتی که مبلغ آنها بیشتر از .........ریال باشد.
* توافقاتی که موضوع آنها انتقال دارائی های مادی ویا غیر مادی است. و ....
حتی اگر این توافقات را محضری هم نکردید بهتر است همه جزئیات را مکتوب و به امضاء طرفین برسانید.زیرا اثبات توافقات شفاهی بسیار مشکل و یا غیر ممکن است. توافقات و قراردادهائی نظیر اجاره، نگهداری، خدمات، مشاوره ، سفارش خرید حتی به ارزش نه چندان زیاد، پیشنهاد قیمت، استخدام و وظائف کارکنان را مکتوب نمائید.خود را به دریافت و ارائه رسید برای تمامی کالاها، خدمات و ودیعه ها صرفنظر از حجم و مبلغ آن ، عادت دهید.
8. . افراد نیک اندیش و مثبت نگر را استخدام کنید.
هدف شما از استخدام کارکنان علاوه بر تامین توانائی ها و مهارتهای مورد لزوم برای یک پست و سمت شغلی بایستی مثبت نگری و نیک اندیشی افراد نیز باشد زیرا استخدام اینگونه افراد محیط کار شما را تا دو یا سه برابر فعالتر و پر انرژی تر نگاه می دارد.
جذب افرادی که دلسوز بوده، برای شغل خود احترام قائل می شوند و از کار خود با افتخار یاد می کنند می تواند همین حس افتخار را به مشتریان منتقل نماید و بالاترین سرمایه نامشهود را برای کسب و کار شما فراهم آورد.
9. به وضعیت کارکنان خود اهمیت دهید.
* وقتی افراد را استخدام کردید بایستی هر گونه نگرانی را از خاطر آنان مرتفع نمائید ؛
*اگر می خواهید آنان با بالاترین انرژی در راستای اهداف شغلی به کار گرفته شوند پس سعی نمائید زمینه آن را با رفع عوامل بازدارنده نظیر ابهام در انتظاراتی که از وی دارید، ابهام در بهینه کردن  توانائی و مهارتهای لازم جهت توفیق بیشتر در انجام مسئولیتهای محوله، تردید در عادلانه بودن حقوق و پاداش و یا توبیخ، عدم اطلاع از برنامه راهبردی و اهداف بلند مدت و در صورت لزوم اهداف کوتاه مدت مجموعه، مرتفع نمائید ؛
*آنها را از مسیر و تنگناهائی که دارید آگاه سازید تا احساس نمایند که در سر نوشت بنگاه اقتصادی شما سهیم و شریک هستند؛
* برای آنکه احساس شراکت کنند و نقش یک شریک فعال را برایتان ایفا نمایند بایستی شرایط یک شریک را برایشان فراهم آورید؛
*آنان را در افتخارات کاریتان شریک کنید و از آنان تقدیر به عمل آورید ؛
*از عملکرد بهتر آنان که به  سود بیشتر برای مجموعه منجر گردیده است با اعطاء پاداش  قدردانی به عمل آورید ؛
* توجه داشته باشید انسانها نیازهای مختلفی دارند و پاداش فقط پاسخ به نیاز مادی افراد نیست.با ارائه بازخوردهائی از عملکرد آنها ، سعی نمائید در بالابردن انگیزه آنان و داشتن محیط کاری نشاط آور و شاد سهیم شوید؛
* با گسترش حوزه تصمیم گیری، به هر کس اجازه دهید در حوزه کاری خود برخی تصمیمهای ضروری (که بایستی تعریف وتفهیم گردد) را اتخاذ نماید و بدین‌ترتیب حجم مشغله خود را کم نموده و پر انرژی‌تر بر مسائل استراتژیک و راهبردی متمرکز گردید.
در هر صورت به یاد داشته باشید که کارکنان شما:
+ برای شما و اهداف مجموعه تحت مدیریت شما فعالیت می کنند؛
+ خدمات و یا محصولاتی را تولید می کنند که بخشی جدائی ناپذیر و یا عمده هدف عملیات مجموعه شما محسوب می شود؛
+  همان کاری را می کنند که شما به آنان آموزش داده و یا از آنها خواسته اید.
10. صورت‌حسابها را زودتر از موعد و مالیات را به موقع پرداخت نمائید.
در عالم تجارت و کسب و کار که مهمترین سرمایه و دارئی، خوش قول و خوش حساب بودن است یکی از راهبردهای خوب ، پرداخت سروقت و یا حتی کمی زودتر صورت‌حسابها می باشد. این عادت ، شما را در حاشیه امنی قرار می‌دهد که در مقایسه با کسب سودحاصل از چسبیدن به پول تا آخرین لحظه، قابل مقایسه نیست.
مطمئن باشید اگر با چنین خصوصیتی در بین تامین‌کنندگان خود مشهور شوید، آنان شما را در بین مشتریان خاص قرار خواهند داد، ضمن اینکه اعتماد حاصل از چنین عملکردی در بسیاری موارد موجب متمایز بودن کسب و کار شما و در نتیجه بهره وری و سود‌آوری برای شما می شود.

به نقل از هفته نامه بازار کار




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:02 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

حفظ کار

حفظ کار

یکی از کلیدهای موفقیت در شغل چه زمانی که به شما کاری پیشنهاد می‌شود یا به دنبال پیشرفت یا طرح حرکت بعدی هستید کنید، تصمیم‌گیری درست در مواقع بحرانی است. پشت همه‌ی آن تصمیم‌های بزرگ همواره تعداد بیشماری فرصت‌های کوچک برای تصمیم‌گیری درست یا غلط که می‌توانند تاثیر بزرگی داشته باشند، وجود دارد. در یک اقتصاد نامطمئن حتی دانستن چگونگی پیشرفت بسیار بحرانی است.
در زیر هفت تکنیک برای یاری به شما در حفظ کارتان بیان شده است:
1. به دنبال مقصر نباشید.
نقش خود را در مشکلات شرکت بدانید و در راه‌حل‌ها همکاری کنید، این روش بهتر است تا اینکه مدیر یا همکاران خود را مقصر بدانید.
یکی از صاحب‌نظران می‌گوید: زمانی که خود را به عنوان کنترل کننده‌ی آینده خویش می‌بینید، می‌توانید سخن خود را با همکارانتان تغییر دهید و بگویید، «باید تمام تلاشمان را انجام دهیم تا یان کار به سرانجام برسد»، یا «ممن است با مشکلات عمیق‌تری در آینده روبرو شویم»
2. از خرافه‌گرایی بپرهیزید و به کارتان برسید.
پیامی به همکارانتان بفرستید مبنی بر بیان اولویت‌ها و تمرکز بر کاری که در دست است به جای پخش اطلاعات ذهنی.
«اگر شما زمان را صرف اندیشیدن پیرامون اتفاقات آینده کنید، بی‌حاصل است»
3. واقع‌بین باشید.
با نزدیک شدن به یک همکار و دوست مطمئن برای دستیابی به خط نهایی حقیقی شرکت خود تلاش کنید و از اضطراب بیهوده بپرهیزید.
پرداخت به اما و اگرها راحت است، ببینید رییس یا مدیر شما چه می‌داند و کشف کنید در آینده چگونه باید ظاهر شوید.
4. نقش قربانی را بازی نکنید.
تشخیص مشکلات شرکت شما را به هیچ جا نمی‌رساند مگر اینکه از راه‌حل‌های راهبردی پیروی کنید.
«بخشی از یک سازمان بودن به معنی داشتن اطلاعات است، منطقی باشید و چنین رفتار کنید.»
5. دوراندیش باشید.
همکاری در لحظه‌های سخت مهم‌تر از همیشه است،‌ بنابراین زیرکانه است که به خاطر آینده‌ی شرکت هر رقابتی را کنار بگذارید.
 اگر شما با هم کار کنید، ایده‌ها و فکرهای زیادی برای انجام کارها دارید. همکاری می‌تواند یک راه بسیار قوی در پیشرفت شغل برای دوباره بهبود بخشیدن باشد و زمانی که کارها مقابل صورتتان خیره شدند دیگر احساس تنهایی و درهم شکستن نمی‌کنید.
6. شنونده باشید،‌ نه گوینده.
به یاد داشته باشید چیزی که در طول ملاقات ناگفته مانده است به اندازه‌ی محتوای دستور جلسه مهم است. اگر ما درباره نگرانی‌ها و ترس‌ها بحث نکنیم، دو سوم چیزی که مربوط به موفقیت پروژه است از دست می‌دهیم.
7. امیدوار باشید.
در محل کار، «بدبختی» دوستدار شرکت نیست، بنابراین تلاش کنید و بر روی احتمالات و موقعیت‌های آتی تمرکز کنید.
آیا شما بیشتر با خوش‌بینی و امید بستن، درباره آینده اطمینان پیدا کنید یا اینکه به آن لگد بزنید؟ پاسخ به این پرسش،‌ در نهایت رفتار و موفقیت شما را در چگونگی جذب دیگران تعیین می‌کند.

منبع:بازار کار





[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:01 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هفت اشتباه بزرگ در راه اندازی کسب و کار

هفت اشتباه بزرگ در راه اندازی کسب و کار

اولین سال راه اندازی تجارت مسلما پر فراز و نشیب خواهد بود. هر اندازه که با دقت و دانش پیش بروید، باز هم مرتکب اشتباهاتی خواهید شد. اما اگر ذهن خود را آماده کنید و به تجربیات دیگران توجه کنید، می توانید از وقوع بسیاری از این اشتباهات پیشگیری کنید.
در این فرصت به 7 اشتباه بزرگ تازه کاران و راه حلهائی برای گریز از آنها اشاره می کنیم.
اشتباه اول: راندن یک ماشین تندرو در جاده ای خاکی
همه ما شنیده ایم که برای آغاز هر کار، به محرکی قوی و شور و شوق فراوان، احتیاج است. اما داشتن این حرارت اولیه به تنهایی کاری از پیش نمی برد.
شما به یک برنامه احتیاج دارید.
در زمینه تجارتتان، درخصوص مشتریان و رقبای خود عمیقا تحقیق کنید و یک مدل حقیقی و مفید برای تجارت خود ساخته و روی یک سوال مهم تکیه کنید:
چگونه می خواهید پول در بیاورید؟
 فرض کنید که در صدد باز کردن یک مغازه هستید. محلی را انتخاب می کنید که باید هزینه اجاره آنرا بپردازید. ممکن است مخارج زیادی نیز برای تهیه دکورمناسب متحمل شوید بدون آنکه به نحوه بازگشت این هزینه ها بیاندیشید.محصولات شما کامل نیستند و به فکر بازاریابی هم نیستید. قطعا پس از چند ماه تجارت شما سقوط خواهد کرد.
نکته:هیچ روز کاری خود را بدون برنامه طی نکنید.
اشتباه دوم : ارزان فروشی
از یک کودک بخواهید که بین یک کریستال 12 وجهی بدلی و یک قطعه الماس، یکی را انتخاب کند. کودک کریستال را انتخاب خواهد کرد. تازه کاران تجارت نیز به همین صورت عمل می کنند، فریب کمیت را می خورند و به کیفیت اهمیت نمی دهند.
آنها می اندیشند که اگر جنسهای ارزان قیمت را عرضه کنند، فروش بهتری خواهند داشت و بزودی میلیونر خواهند شد.
اما این تصور غلط است.
تازه کاران دنیای تجارت قیمتهای محصولات و خدمات خود را بسیار پائین در نظر می گیرند و به این ترتیب در طول زندگی کاری خود نگران پول درآوردن خواهند بود و حتی زمانی که سفارشی دریافت می کنند، خوشحال نخواهند شد زیرا فروش برای آنها سود کافی به همراه نخواهد داشت.
قبل از قیمت گذاری، همه چیز را بسنجید. هزینه های ثابت و متغیر را محاسبه کنید. روشهای تجاری و قیمتهای رقبا را مورد توجه قرار دهید و استراتژی فروش و بازاریابی خود را بهینه کرده و درآمد قابل قبول خود را در نظر آورید.
نکته:کریستالهای بدلی را به الماسها ترجیح ندهید.
اشتباه سوم: راه اندازی تجارت فقط برای هیجان
بیشتر اشخاصی که در حال راه اندازی یک تجارت هستند، افرادی رویایی، خیال پرداز و ماجراجو هستند که بیشتر به دنبال هیجان می گردند. این افراد به جای تفکر و تحمل جزئیات دشوار این کار، به فکر پیش روی هستند و می خواهند که مسائل و بحرانها را به نوعی پشت سر بگذارند تا دوباره به میدان بازی برگردند و ماجراهای آن را دنبال کنند.
اما خستگی و ملالت از همین مسائل جزئی به تدریج ظاهر زیبای تجارت را به خطر خواهد انداخت، هدف تجارت کسب درآمد است و به مخاطره انداختن وضعیت فعلی در این حیطه نمی گنجد.
نکته:تجارت را وسیله ای برای هیجان انگیز کردن زندگی قرار ندهید.
اشتباه چهارم: غفلت از بازاریابی
تعداد کمی از صاحبان تجارتهایی که تازه تاسیس شده اند برای بازاریابی اهمیت قائل می شوند و برنامه و بودجه خاصی برای آن اختصاص می دهند، زیرا تصور می کنند که بازاریابی یک خرج غیر ضروری است و یا به علت شکستهای مقطعی از تاثیر بازاریابی در فروش مایوس می شوند.
بازاریابی، فروش فرد را تضمین می کند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآیندی ادامه دار نیست.
نمی توان از مرحله طرح و برنامه مستقیما به مرحله فروش رسید و بازاریابی را فراموش کرد.
این اشتباه از ناآگاهی افراد نسبت به چرخه فروش ناشی می شود. اولین افرادی که برای راه اندازی تجارت به آنها احتیاج دارید، بازاریابها هستند. بازاریاب ها هستند که می توانند شما را به دیگران معرفی کنند. پس از آن موقعیت فروش فراهم خواهد شد.
نکته:قبل از ارسال پیام آشنایی، به دنبال معامله نباشید.
اشتباه پنجم: اسارت در تجارت به جای ریاست به آن
هنگامی که فردی 3 یا 4 وظیفه معین را در 7 روز هفته انجام می دهد نیازی به بهره گیری از شیوه های مدیریتی احساس نمی شود.
در آغاز به کار یک تجارت نیز، اتفاقات ناگهانی اما قابل پیش بینی بوقوع می پیوندد که می توان آنها را توسط تجربیات شخصی یا با استفاده از روش آزمون و خطا حل کرد.
اما همین طور که تجارت شما رشد می کند،مسائل پیچیده تر خواهند شد و این دو روش دیگر پاسخگوی آن ها نخواهند بود.
شما مسئول همه چیز هستید. شما باید اهداف تجارت را تعیین کنید و روش ها را انتخاب کنید، یا شخصی را برای انجام این وظیفه منصوب کنید.
بدون داشتن سیاست معین و شفافی در مورد مشخصات مشاغل، استخدام ها، اخراج ها، تعطیلات، نحوه جبران کمبودها، چگونگی ترفیع ها و... شرکت و تجارت نوپای شما در معرض آسیب ها و خطرات جدی قرار خواهد گرفت و نهایتا" تجارت شما ضعیف خواهد شد.
توجه کنید که کتاب راهنمای قوانین شرکت شما (حتی در حد یک صفحه) باید وجود داشته باشد.
نکته:اختیارات و وظایف خود را فراموش نکنید.
 اشتباه ششم: پیش بینی ناقص بودجه
تازه کاران تجارت معمولا" نیازهای مالی خود را دست کم می گیرند. این افراد، در ابتدای کار هزینه زیادی را صرف خرید لوازم اداری و محصولاتی می کنند که ممکن است بسیار تخصصی تر از آن چه باشد که به آن نیاز دارند. هم چنین به این موضوع توجه نمی کنند که اکثر مشتریان به طور اقساط خرید می کنند و بازگشت پول به کندی انجام می گیرد.
به همین علت مشاوران مدیریت معمولا" پیشنهاد می کنند که پس از محاسبه بودجه مورد نیاز خود برای راه اندازی تجارت، حداقل 50% به آن اضافه کنید. به این ترتیب برای مدیریت ریسک های احتمالی آماده خواهید شد.
نکته:در مورد بودجه واقع بین باشید.
اشتباه هفتم: روابط غلط
شروع هر فعالیتی احتیاج به کار فراوان و سیستم پشتیبان دارد. فشار تعهدات زمانی و مسائل مالی باعث بروز مشکلاتی در روابط خواهد شد.
باید قدری از بار خود را سبک کنید و از کمک نزدیکان و دوستان خود در حد امکان استفاده کنید.
نکته:نگذارید که یک اشتباه باعث یک عمر پشیمانی شود.
بسیاری از اشتباهات به این دلیل بروز می کنند که تازه کاران تصور می کنند که تمام کارها را باید خود به تنهایی انجام دهند.
به جای این کار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسید و کمبودهای خود را بپذیرید و بعضی از امور را به دست متخصصین خاص آن بسپارید.
هنگامی که به مسائل و شکست های اجتناب ناپذیر برخورد می کنید، این ضرب المثل قدیمی را به یاد بیاورید که:هر شکست پلی است برای پیروزی های آینده.
 
منبع :http://karafarini.sharif.ir/ShowFullArticle.asp?ID=217




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:00 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نگرش خودرهبری و الگوهای تفکر کارآفرینی

نک و همکارانش برای تشریح استراتژی شناختی گفتگوی با خود جملاتی از داستان قطار کوچولوی آبی را که بارها شنیده ایم: «فکر می کنم می­توانم­، فکر می­کنم می­توانم» نقل می­کنند. این عبارت ساده برای بسیاری از کارآفرینان به ویژه کارآفرینان جامعه امروز ما کاربرد دارد.
قضیه از این قرار است: قطار کوچولو با مهربانی پرسی: «دوستانم موضوع چیست؟»عروسک ها و اسباب بازی­ها داد­ زدند: «قطار کوچولوی آبی آیا ما را به بالای کوهستان خواهی برد؟ موتور ما از کار افتاده و پسرها و دخترهای خوب هیچ عروسکی برای بازی کردن و غذایی برای خوردن ندارند. مگر اینکه تو به ما کمک کنی. لطفاً، لطفاً به ما کمک کن ای قطار کوچولوی آبی» قطار کوچولوی آبی گفت: «من خیلی بزرگ نیستم از من فقط برای کشیدن واگن­ها در حیاط استفاده می­کنند. من هیچ وقت بالای کوه نرفته ام.» عروسک ها و اسباب بازی­ها فریاد زدند:«اما ما باید قبل از آنکه بچه ها بیدار شوند به بالای کوه برویم.» قطار کوچولوی آبی به چشمان پر از اشک عروسک­ها نگاه کرد. او به دختران و پسران خوبی فکر کردکه اگر به آنها کمک نمی کرد نه اسباب بازی برای بازی کردن داشتند و نه غذایی برای خوردن. پس گفت: «فکر می کنم می توانم. فکر می کنم می توانم. فکر می کنم می توانم.» قطار کوچولوی با سرعت بیشتر و بیشتری بالا می رفت تا اینکه به قله کوه رسید. قطار کوچولوی آبی خندید و در حالی که آماده می شد تا به پایین کوه بازگردد، با خود اندیشید:«فکر کردم و توانستم فکر کردم و توانستم فکر کردم و توانستم.» این عبارت که مربوط به داستانی کودکانه است. نمونه­ای از یک استراتژی شناختی است که آن را «گفتگو با خود» می­نامند. روشی که قطار کوچولوی آبی با خودش صحبت می­کرد. با سه اصل کلیدی در ارتباط مستقیم بوده است.

منبع: مدیریت نوین




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 1:00 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کار تيمي

مشارکت چيزي بيش از همکاري است. همکاري يعني کار توافقي با يکديگر . مشارکت کار کردن خلاقانه با يکديگر است. هر کسي چيزي سر ميز مي آورد که به روابط و همسويي تيم ارزش بيشتري مي دهد.
ارزش کار تيمي همراه با مشارکت ، به مراتب بيش از کار انفرادي اعضاست
براي تبديل شدن به عضو ياور در تيم بايد توجه خود را به 4 زمينه معطوف کنيد:
1- اعضاي تيم را به عنوان ياوران خود ببينيد ، نه رقباي خود:
براي اعضاي تيم، کامل کردن يکديگر مهمتر از رقابت با هم است
2- نسبت به هم تيمي هاي خود حامي باشيد، نه بدبين :
اگر به مردم اعتماد کنيد ،بهتر ميتوانيد با آنها کنار بياييد. و اگر با آنها خوب برخورد کنيد، به احتمال قوي با هم روابطي مبتني بر تشريک مساعي خواهيد داشت
3-تمام توجه تان به تيم باشد نه خودتان:
پيشرفت واقعي در هر عرصه اي يک جريان مداوم است ، نه يک رويداد ساده و مجزا
4- با افزايش نيرو موفقيت ها را خلق کنيد:
انديشه کنيد چگونه ايد؟ و با هم تيمي هاي خود صحبت کنيد




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:59 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

شش راه اجتناب از خستگي و نگراني و بالا نگهداشتن سطح انرژي و روحيه

شش راه اجتناب از خستگي و نگراني و بالا نگهداشتن سطح انرژي و روحيه

قانون1: قبل از آن كه خسته شويد
استراحت كنيد.
قانون 2: ياد بگيريد سركار كه هستيد
استراحت كنيد.
قانون 3: اگر خانه‌دار هستيد، سلامتي وظاهرتان را با استراحت در منزل حفظ كنيد.
قانون 4: اين چهار عادت خوب را در خود
ايجاد كنيد:
الف) ميز خود را از همه كاغذهاي اضافي و چيزهايي كه به كار آني شما ربط ندارند،
خالي كنيد.
ب) كارها را به ترتيب اهميتشان انجام دهيد.
ج) موقعي كه با مسئله‌اي روبه‌رو مي‌شويد، اگر واقعيت‌هاي ضروري در دسترستان هستد همان لحظه و همه جا، تصميم‌ بگيريد.
د: ياد بگيريد كه سازماندهي كنيد، به ديگران تفويض كنيد، هدايت و سرپرستي كنيد.
قانون 5: براي اجتناب از نگراني و خستگي، در كارتان شور و شوق ايجاد كنيد.
قانون 6: يادتان بماند هيچ كس از بي‌خوابي نمرده است. اين نگراني درباره بي‌خوابي است كه انسان را مي‌كشد و نه خود بي‌خوابي




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:59 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نقطه آغاز

زندگی فرآیند ساختن است آنچه امروز انجام می‌دهید برآنچه فردا خواهید داشت تاثیر می‌گذارد,‌ زندگی در یک محوطه بسته بیست‌و چهار ساعته اتفاق نمی‌افتد. نتیجه فردا ثمره تلاش امروز است . ترک یک عادت ناشایست,‌ گذراندن ساعتی در کنار خانواده , تعیین اهداف ,‌پس‌انداز پول یا خرج کردن آن , ورزش کردن ,‌وسعت بخشیدن به دامنه ذهن و هر تصمیم دیگری که امروز می‌گیرید بر فردای شما تاثیر خواهد گذاشت.


خیلی‌ها غافل از آن هستند که مهم آن چیزی‌ست که امروز انجام می‌دهیم شما می‌توانید چند صباحی را کج‌دار و مریز و بی‌خیال بگریزید, اما دیر یا زود باید حساب پس بدهید. می‌توانید صورت‌حساب‌ها را نپردازید, سرکارنروید و مشکلاتتان را به دوش این و آن بیندازید , اما فقط یکی دو ماه , و بعد یک روز دیوارها فرومی‌ریزند و شما هاج و واج و حیران می‌مانید که چرا دیگر کار برایتان جالب نیست , چرا پولی در بانک ندارید و چرا هیچ‌کس دیگر مثل گذشته صمیمی نیست . آنوقت زندگی به یادتان می‌آورد که اینها پیامدهای همان روزهای بی‌خیالی است.


هرجا که هستید همان‌جا نقطه آغاز است, تلاش بیشتر امروز, سازنده فردای متفاوت شماست.




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:58 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده توصیه بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک :

ده توصیه بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک :

کسب و کارهای کوچک بدلیل ماهیتشان نمی توانند از روشهای پر هزینه تبلیغاتی برای معرفی خود و محصولاتشان استفاده نمایند. براي بازاریابی این کسب و کارها بایستی بدنبال روشهای کم هزینه تر باشند. در زير سعی شده است که روشهای کم هزینه که الزاما الکترونیکی نیستند ، معرفی شوند.
شما می توانید مشابه این روشها را برای بازاریابی الکترونیکی هم مورد استفاده قراردهید.
1- بهترین آگهی های خود را بصورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان خود در بازار هدف خود ارسال کنید:
مشتریان کارتهائی را می خوانند که کوتاه و خلاصه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می تواند بازدیدکنندگان زیادی را به وب سایت شما بیاورد و این خود می تواند باعث افزایش فروش شما شود. هزینه اینکار معمولا زیاد نیست.
2- یک روش بازاریابی معمولا برای همیشه برای همه کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روشهای بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روشها خلاق باشید :
مشتریان شما اگر متن آگهی شما عوض نشود خسته می شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شد. بازاریابی می تواند مفرح باشد بنابراین از مزیتهای استفاده از روشهای متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان باارزش خود استفاده کنید. اما در انتخاب روشهای بازاریابی خود دقت کنید. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روشهای متنوع استفاده کنید. همیشه نظر مشتریان خود را در مورد روشهائی که بکار برده اید جویا شوید این نظریات می توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کند.
3- کمک به مشتریان برای یافتن محصولات و حدمات مناسب :
اگر می خواهید برای مشتری خود بروشور معرفی محصولات را بفرستید، می توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را که فکر می کنید برای مشتری شما مفید است را هم بفرستید. اینکار می تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید می توانید قبل از اینکار با تولید کننده آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلا درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.
4- جواب تلفنهای خود را متفاوت بدهید :
سعی کنید که سفارشهای خاصی را در هربار جواب دادن تلفن ، به مشتری خود ارائه کنید. بعنوان مثال می توانید بگوئید " روز بخیر؛ من ... هستم . از من درباره سرویسهای جدید سوال کنید." تلفن کننده مجبور می شود که از شما در مورد این سرویسها سوال کند. بیشتر شرکتها پیامهائی را از پیش ظبط شده دارند که وقتی مشتری پشت خط می ماند آنها را برای مشتری پخش میکنند. شما می توانید اینکار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.
برای استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما برای مشتریان شما جذاب باشد. اگر مشتری شما از راه دور تماس می گیرد، با ارائه آگهی های طولانی وقت و پول مشتری خود را به هدر ندهید.
5- استفاده از دست نوشته :
سعی کنید در تمام نامه هائی که برای مشتری خود می فرستید، از دست نوشته و یا مهرهای مخصوص یا برچسب های خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته ای روی نامه در اولین بار که نامه دیده می شود خوانده می شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته در صورتی بطور کامل خوانده می شوند که خلاصه و کوتاه باشند بطوریکه بیننده بتواند آنرا در کمتر از ده ثانیه بخواند.
6- یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود که تازه از شما خرید کرده است بفرستید :
اگر بعنوان مثال مشتری شما لباسی را از شما خریده است، می توانید نامه ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خرید بعدی بطور مثال از تخفیف بیست درصدی برخورداد است. برای اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.
7- خبرنامه :
آیا می دانید هزینه فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می توانید بازاریابی خود را بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه خبرنامه چاپی برای شما زیاد است، می توانید با استفاده از پست الکترونیک اینکار را با هزینه بسیار پائینی انجام دهید. همیشه در خبر نامه خود می توانید پیشنهاد فروش ویژه ای را به مشتری قبلی خود ارائه کنید.
8- بازاریابی مشترک :
اگر فکر می کنید که قادر به تحمل هزینه بازاریابی به تنهائی نیستید، بدنبال شریکی باشید که محصول او هم مناسب مشتری شما باشد یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگر باشد. با ارائه طرح بازاریابی مشترک می توانید در هزینه های بازاریابی صرفه جوئی کنید. علاوه برای با این روش سرویس بهتری را هم به مشتریان خود ارائه می کنید.
9- بروشورها و آگهی های خود را در تمام نامه های ارسالی شرکت خود قرار دهید :
اینکار هزینه زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه کار قطعا متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می رشد و سفارش خرید به شما می دهند.
10- سمینار:
ارائه سمینار در زمینه کار خودتان یا شرکت در سمینارهای مرتبط می تواند نقش بسیار زیادی در معرفی کسب و کار شما داشته باشد. اگر می خواهید سمیناری در محل کار خود برگزار کنید، بخاطر داشته باشید که ارائه یک سمینار رایگان نمی تواند مشتریان شما را جذب کنید. دریافت هزینه جزئی علاوه بر اینکه مقداری از هزینه های سمینار را پوشش می دهد می تواند در جذب مخاطب هم به شما کمک کند. البته چنین سمینارهائی باید بسیار با کیفیت و با برنامه ریزی ارائه شوند

منبع :http://keyifiat.blogfa.com





[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:58 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کارگروهی، شروع کارآفرينی

 کارگروهی، شروع کارآفرينی

حميد ميرزا آقايی

يكي‌ از معيارهايي‌ كه‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ را از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ مجزا مي‌كند، فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ است‌، در كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌، افراد علاقه‌يي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ ندارند و همين‌ امر سبب‌ مي‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژي‌ بيشتر، كارها با كيفيت‌ پايين‌ترين‌ انجام‌ پذيرد.
اصولا جهت‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ جامعه‌ كارآفرين‌، رشد فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ نيز ضروري‌ است‌ و بدون‌ چنين‌ ويژگي‌، كارآفريني‌ در جامعه‌ فراگير نخواهد شد.
شركت‌ مايكروسافت‌ جهت‌ تهيه‌ متن‌ برنامه‌ ويندوز 2003 از پنج‌ هزار برنامه‌ نويس‌ كمك‌ گرفت‌ به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اين‌ تعداد افراد در يك‌ كار گروهي‌، موفق‌ به‌ طراحي‌ اين‌ برنامه‌ شدند. مهمتر از طراحي‌ و توليد اين‌ برنامه‌، بايد از هماهنگي‌ و همبستگي‌هاي‌ گروهي‌ لازم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ نام‌ برد. حال‌ ما با اين‌ سوال‌ روبرو خواهيم‌ بود كه‌ چگونه‌ بايد يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌ را سازماندهي‌ كنيم‌ و چه‌ شرايط‌ فرهنگي‌ بايد بر اين‌ گروه‌ حاكم‌ شود تا بتواند به‌ اهداف‌ مورد نظر خود دست‌ يابد. براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ بايد از قدم‌هاي‌ كوچك‌ آغاز كرد تا در نهايت‌ با كسب‌ تجربيات‌ لازم‌ بتوان‌ به‌ تشكيل‌ گروه‌هاي‌ بزرگتر اقدام‌ نمود. گروه‌هاي‌ بزرگتري‌ كه‌ بتوانند زمينه‌ساز تحول‌ در جامعه‌ باشند. در اين‌ مقاله‌ تلاش‌ مي‌شود فرصتي‌ براي‌ انديشيدن‌ در اين‌ خصوص‌ پديد آيد. رشد و بسط‌ فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ نيازمند انجام‌ پژوهش‌هاي‌ لازم‌ در اين‌ زمينه‌ است‌ زيرا فرهنگ‌ جامعه‌ ما با ديگر كشورها متفاوت‌ است‌ و لذا بعضي‌ از دستورالعمل‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ در مقالات‌ نويسندگان‌ كشورهاي‌ ديگر براي‌ ما كارساز نخواهد بود. اميد است‌ مطالعه‌ اين‌ مقاله‌ بتواند توجه‌ شما خواننده‌ محترم‌ را براي‌ مدتي‌ هر چند كوتاه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ هدايت‌ كند و زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ كار گروهي‌ باشد. همچنين‌ شما مي‌توانيد جهت‌ آشنايي‌ با موانع‌ بر سر راه‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌، در جامعه‌ خويش‌ به‌ جست‌وجو پرداخته‌ و به‌ يافتن‌ پاسخ‌ اين‌ سوال‌ بپردازيد كه‌ چه‌ عواملي‌ سبب‌ مي‌ شود كه‌ فعاليت‌ هاي‌ گروهي‌ در نيمه‌ راه‌ تداوم‌ نيابد؟
براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ توجه‌ به‌ عوامل‌ زير مي‌تواند مفيد واقع‌ شود.
- يكي‌ از نكاتي‌ كه‌ اعضاي‌ گروه‌ بايد به‌ آن‌ توجه‌ كنند، انجام‌ مطالعات‌ در زمينه‌ خلاقيت‌، نوآوري‌ و كارآفريني‌ است‌ و همچنين‌ لازم‌ است‌ اعضا با تكنيك‌هاي‌ مورد نياز براي‌ گروه‌ نظير يورش‌ فكري‌، تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر و ديگر تكنيك‌هاي‌ خلاقيت‌ آشنا شوند و در زمينه‌ تكنيك‌هاي‌ حل‌ مشكل‌، بيشتر بدانند و در اين‌ رابطه‌ مطالعه‌ و تمرين‌ كنند.
9- صبر و انتقاد پذيري‌ از ويژگيهاي‌ مهم‌ فرهنگ‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ است‌، اعضاي‌ گروه‌ بايد هميشه‌ آماده‌ پذيرش‌ سخت‌ترين‌ انتقادات‌ بوده‌ و در برابر ناملايمات‌ صبر فراوان‌ داشته‌ باشند. انسانها از نظر خصوصيات‌ شخصيتي‌ متفاوتند. زماني‌ كه‌ انسانها در شروع‌ فعاليت‌ها كنار هم‌ قرار مي‌گيرند، بعضي‌ از خصوصيات‌ رفتاري‌ غيرقابل‌ تحمل‌ به‌ نظر مي‌رسند، درست‌ مانند چرخ‌دنده‌هايي‌ كه‌ با يكديگر جفت‌ نمي‌شوند و همين‌ موضوع‌ باعث‌ برخورد چرخ‌دنده‌ها و اصطكاك‌ ميان‌ آنها مي‌شود. اما ميان‌ انسان‌ با چرخ‌دنده‌ها فرق‌ بسيار اساسي‌ وجود دارد. آدمي‌ قادر است‌ با گذر زمان‌ كم‌كم‌ خود را با شرايط‌ تطبيق‌ دهد، لذا در اينجا صبر بسيار، ضروري‌ است‌. تحمل‌ سختي‌هاي‌ شروع‌ كار و تحمل‌ بعضي‌ خصوصيات‌ رفتاري‌ انسانها سبب‌ مي‌شود آرام‌آرام‌ انسانهاي‌ صبور به‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ دست‌ يابند. صبر باعث‌ مي‌شود آدمي‌ از انجام‌ رفتارهاي‌ شتابزده‌ وغيرمنطقي‌ خودداري‌ كرده‌ و شاهد نتايج‌ شيرين‌ اعمال‌ خود در آينده‌ باشد.
10- گهگاه‌ لازم‌ است‌ گروه‌ از متخصصين‌ مرتبط‌ با موضوعات‌ مورد بحث‌ دعوت‌ كرده‌ و از نظرات‌ آنان‌ بهره‌مند شود. شركت‌ در سمينارها، نمايشگاه‌ها و...مي‌تواند فرصتي‌ براي‌ ديدار با متخصصان‌ و افراد صاحب‌نظر باشد.
11- اعضاي‌ گروه‌ بايد سعي‌ كنند در عرصه‌ پژوهش‌ نيز وارد شوند تا بتوانند به‌ نتايج‌ ارزشمند دست‌ يافته‌ و در كنار آن‌ به‌ انتقال‌ افكار نو پرداخته‌ و راه‌حل‌هاي‌ كاربردي‌ و ارزشمند به‌ جامعه‌ ارايه‌ كنند.
12- سيمونتون‌ از محققان‌ خلاقيت‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ فرد پس‌ از ده‌ سال‌ درگير شدن‌ در يك‌ مساله‌ و كسب‌ تجربه‌ و تخصص‌ در آن‌ زمينه‌، به‌ خلاقيت‌ واقعي‌ دست‌ مي‌يابد و لذا تداوم‌ فعاليت‌هاي‌ گروه‌ در مدت‌ زمان‌ طولاني‌ نتايج‌ شگفت‌انگيز و ارزشمندي‌ در پي‌ خواهد داشت‌.
13- گروه‌ مي‌تواند در بعضي‌ مواقع‌ جلسات‌ خود را در مكانهاي‌ تفريحي‌ و فرح‌بخشي‌ نظير مكانهاي‌ سرسبز برگزار كند كه‌ اين‌ خود مي‌تواند انگيزه‌ بيشتري‌ براي‌ تداوم‌ بحث‌ها باشد.
14- گروه‌ بايد علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در رابطه‌ با رايانه‌ و اينترنت‌ و زبان‌ انگليسي‌ ارتقا دهد و از اطلاعات‌ روز برخوردار شود به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اعضا بتوانند از منابع‌ خارجي‌ بهره‌ برده‌ و از طريق‌ و بلاگ‌ها و يا وب‌هاي‌ ايجاد شده‌ توسط‌ گروه‌ به‌ انتشار نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود بپردازند. اين‌ اقدام‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ زمينه‌ براي‌ جذب‌ علاقه‌مندان‌ و تبادل‌ نظر در سطحي‌ بسيار وسيع‌تر و در مقياس‌ فراملي‌ پديد آيد كه‌ اين‌ خود زمينه‌ساز انتقال‌ علم‌ و دانش‌ به‌ داخل‌ مرزهاي‌ كشور است‌ و اعتبار ملي‌ را ارتقا مي‌دهد.
15- گروه‌ بايد نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود را براي‌ علاقه‌مندان‌ در همايش‌ها ارايه‌ كند. اين‌ اقدام‌ باعث‌ خواهد شد كه‌ گروه‌ بازخوردهاي‌ ارزشمند از ديگران‌ دريافت‌ كرده‌ و از طرفي‌ بتواند با انگيزش‌ بيشتر به‌ نقد و بررسي‌ و اصلاح‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ بپردازند.
16- لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ در زمينه‌ «روانشناسي‌ گروه‌» مطالعه‌ كنند. كسب‌ اطلاعات‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌تواند زمينه‌ساز شناخت‌ اعضاي‌ گروه‌ از يكديگر شده‌ و زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر شود.
بدون‌ شك‌ تشكيل‌ گروه‌ و ادامه‌ فعاليت‌هاي‌ آن‌ همچون‌ تولد موجودي‌ است‌ كه‌ اگر تداوم‌ يابد، آرام‌آرام‌ رشد و تكامل‌ يافته‌ و به‌ مرحله‌يي‌ خواهد رسيد كه‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ از خود به‌ جامعه‌ ارايه‌ مي‌كند و چه‌ بسا زمينه‌يي‌ براي‌ وقوع‌ خلاقيت‌ و كارآفريني‌ در جامعه‌ و شروعي‌ براي‌ سازندگي‌ در جامعه‌ باشدو ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اگر اين‌ گروه‌ در فكر خدمت‌ به‌ جامعه‌ نباشد بدون‌ شك‌ در نيمه‌ راه‌ از حركت‌ باز خواهد ايستاد. 1 - ابتدا يك‌ موضوع‌ مورد علاقه‌ بيابيد كه‌ ممكن‌ است‌ مرتبط‌ با كار و يا امور زندگي‌ شما باشد و از اينكه‌ در اين‌ زمينه‌ فعاليت‌ مي‌كنيد لذت‌ ببريد و حتي‌ بتوانيد چندين‌ سال‌ در اين‌ زمينه‌ مطالعه‌ و بررسي‌ كرده‌ و نتايج‌ آن‌ بتواند در شغل‌ و يا زندگي‌ شما اثرگذار باشد. فرض‌ كنيد تصميم‌ گرفته‌ايد در زمينه‌ «حفظ‌ محيط‌ زيست‌» به‌ بررسي‌ بپردازيد، لذا اين‌ موضوع‌ مي‌تواند شروعي‌ براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ در زمينه‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ باشد. به‌ خاطر داشته‌ باشيد، موضوعي‌ را انتخاب‌ كنيد كه‌ سبب‌ ايجاد يك‌ انگيزه‌ قوي‌ در شما شود. به‌ گونه‌يي‌ كه‌ مشكلات‌ نتواند به‌ راحتي‌ شما را از ادامه‌ اين‌ راه‌ بازدارد.
2- اكنون‌ شما بايد به‌ جست‌وجوي‌ افراد علاقه‌مندي‌ بپردازيد كه‌ دوست‌ دارند در رابطه‌ با موضوع‌ مورد نظر با شما همكاري‌ كنند حتي‌ اگر انتخاب‌ اين‌ افراد مدت‌ زمان‌ زيادي‌ طول‌ بكشد و به‌ خاطر داشته‌ باشيد اولين‌ پايه‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌، وجود افراد با انگيزه‌ها و علاقه‌مند به‌ موضوع‌ مورد بحث‌ است‌.
3- هنگامي‌ كه‌ گروه‌ كاري‌ خود را تشكيل‌ داديد براي‌ آن‌ هدف‌ و وظايفي‌ را تعريف‌ كنيد. براي‌ مثال‌ ممكن‌ است‌ يك‌ گروه‌ تشكيل‌ دهيد كه‌ هدف‌ از آن‌ «دستيابي‌ به‌ دانش‌ IT» است‌. ابتدا هدفهاي‌ مورد نظر را تعريف‌ كنيد و آن‌ موقع‌ وظايف‌ هر كسي‌ را در گروه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ هدف‌ تعيين‌ كنيد ،به‌ گونه‌يي‌ كه‌ هر كس‌ بتواند در يك‌ مدت‌ زمان‌ مشخص‌ وظايف‌ خويش‌ را به‌ انجام‌ رساند و ارايه‌ گزارش‌ كند.
4- تلاش‌ كنيد يكي‌ از اعضاي‌ گروه‌ شما اهل‌ نوشتن‌ و نويسندگي‌ باشد تا بتواند نتايجي‌ را كه‌ در گروه‌ به‌ دست‌ مي‌آيد به‌ خوبي‌ ثبت‌ كند. اين‌ مستندات‌ سبب‌ مي‌شود انديشه‌ گروه‌ آرام‌ آرام‌ به‌ ديگران‌ منتقل‌ شده‌ و مورد نقد و بررسي‌ قرار گيرد و گهگاه‌ لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ را به‌ صورت‌ يك‌ مقاله‌ در اختيار ديگران‌ قرار داده‌ و زمينه‌ براي‌ تبادل‌ انديشه‌ و افكار ميان‌ علاقه‌مندان‌ به‌ موضوع‌ فراهم‌ شود.
5- مسووليت‌ گروه‌، كاري‌ مشكل‌ است‌ لذا فردي‌ كه‌ مسووليت‌ گروه‌ را مي‌پذيرد بايد در برقراري‌ ارتباط‌ با ديگران‌،فردي‌ موفق‌ باشد. او بايد دانسته‌هاي‌ خويش‌ را در خصوص‌ برقراري‌ ارتباط‌ موثر با ديگران‌ افزايش‌ دهد، به‌ گونه‌يي‌ كه‌ بتواند در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند. انسانها زماني‌ علاقه‌مندند با ديگران‌ ارتباط‌ صادقانه‌ و خوبي‌ برقرار كنند كه‌ اين‌ ارتباط‌ از قلب‌ها آغاز شود و اصولا هيچ‌ كس‌ قادر نيست‌ در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند، مگر آنكه‌ از خصايل‌ اخلاقي‌ ارزشمندي‌ برخوردار باشد. مسوول‌ گروه‌ بايد سختكوش‌تر، ثابت‌ قدم‌ تر و چه‌ بسا مطلع‌تر از ديگران‌ باشد و او بايد گوي‌ سبقت‌ را از بابت‌ مطالعه‌ و جست‌وجوگري‌ از ديگر اعضاي‌ گروه‌ بربايد تا از اين‌ طريق‌ زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر در گروه‌ پديد آيد.
6- حفظ‌ احترام‌ ميان‌ اعضاي‌ گروه‌ از اصول‌ اساسي‌ حاكم‌ بر گروه‌ است‌. انسانها همه‌ به‌ دنبال‌ تكامل‌ و رشد شخصيت‌ هستند و هنگامي‌ كه‌ افراد در گروه‌، كسب‌ شخصيت‌ كرده‌ و مورد احترام‌ واقع‌ مي‌شوند، زمينه‌ براي‌ ارتقاي‌ بهداشت‌ رواني‌ در بين‌ اعضا، مهيا مي‌شود. به‌ همين‌ خاطر همبستگي‌ ميان‌ اعضا بيشتر شده‌ كه‌ اين‌ خود سبب‌ پايداري‌ گروه‌ مي‌شود.
7- آموزش‌ مستمر بايد در گروه‌ تداوم‌ يابد و هر كسي‌ بايد بكوشد دانسته‌ها و علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در خصوص‌ موضوعات‌ مرتبط‌ با گروه‌ افزايش‌ دهد و نتايج‌ آن‌ را به‌ ديگران‌ منتقل‌ كند و هر كسي‌ بايد تنها در فكر رشد ديگري‌ در گروه‌ باشد در غير اين‌ صورت‌ گروه‌ در آينده‌ از هم‌ خواهد پاشيد. بايد اين‌ نكته‌ به‌ خاطر سپرده‌ شود كه‌ اگر در جامعه‌ يي‌ هر كسي‌ سعي‌ كند جلوي‌ رشد ديگري‌ را مسدودكند تا از اين‌ طريق‌ رشد يابد، فرصت‌هاي‌ لازم‌ براي‌ خلاقيت‌ و رشد چنين‌ جامعه‌يي‌ بر باد خواهد رفت‌.

منبع مقاله: سايت فکرنو




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:57 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چرا باید برنامه ريزي شغلي داشته باشیم؟

چرا باید برنامه ريزي شغلي داشته باشیم؟

وقتی درمورد برنامه ریزی شغلی فکر می کنید، چه چیز به ذهن تان می رسد؟ افراد زیادی نمی دانند که برنامه ریزی شغلی چه مفهومی دارد. ما برنامه ریزی شغلی را اینطور معنی می کنیم: "هدفی که در یک زمینه یا شغل خاص فرد آرزوی رسیدن به آن را دارد و برای دست یافتن به آن برنامه و طرح فکر شده ای دارد."

چرا باید هدف شغلی داشته باشیم؟
هدف شغلی به شما کمک می کند تمرکز داشته باشید و تصمیم بگیرید که در زندگی چه میخواهید بکنید. این هدف شما را هدایت می کند، به شما انگیزه می دهد، و به شما کمک می کند به آنچه که می خواهید برسید. هدف شغلی می تواند یک شغل خاص باشد—مثلاً کارمند یا معلم—یا می تواند زمینه خاصی باشد که دوست دارید در آن فعالیت کرده و کار کنید مثلاً آموزش یا حمل و نقل. هدف شغلی به شما کمک میکند استعدادها و توانایی های خود را کشف کنید و به مهارت هایی در خودتان پی ببرید که فکرش را هم نمی کردید. در هر شغلی که انتخاب می کنید، امکانات مختلفی وجود دارد. هدف شغلی در راه رسیدن به چیزی که از زندگی می خواهید شما را راهنمایی و هدایت می کند. وقتی یک شغل را انتخاب کردید، باید خیلی خوب درمورد قدم هایی که می توانید در مسیر رسیدن به هدفتان بردارید، فکر کنید. آینده غیرقابل پیش بینی است. اما با این وجود باز هم میتوانید در زندگی کاری خود هدف داشته باشید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید.

انتظارات/نومیدی ها
در کنار هر هدفی، یک نتیجه مطلوب پیش بینی میشود. ما این را توقع یا انتظار مینامیم. انتظارات ما به ما انگیزه می دهد. وقتی بفهمیم هدفمان چیست، احساس لذت و رضایت می کنیم. همه ما انتظارات و نومیدی هایی داریم. در روند فکر کردن درمورد اهدافمان، باید برای ناامید شدن و شکست خوردن هم آماده شویم. برنامه ریزی شغلی یک برنامه ریزی برای هدف است که در آن ما برای رسیدن به اهداف خاص کاری برنامه ریزی می کنیم. اما تنها برنامه ریزی شغلی که شما به آن نیاز دارید، برنامه ریزی است که به درد شما و نیازهایتان بخورد. در برنامه ریزی شغلی ما به دنبال اطلاعات هستیم و به وسیله آن اطلاعات، هدف سازی می کنیم و بعد قدم ها و مراحل لازم برای رسیدن به آن هدف را طرح ریزی میکنیم. دنیایی که در آن زندگی می کنیم، به طرق مختلف کار می کند. هرچقدر بیشتر درمورد عملکرد آن بدانیم، بهتر می توانیم به اهدافمان برسیم. برای ایجاد حس رقابت باید تا می توانیم قابل انعطاف باشیم و تا می توانیم مهارت هایمان را توسعه دهیم. اینها از جمله کارهایی است که می توانید انجام دهید: به مدرسه بروید، در سمینارها یا کارگاه های آموزشی شرکت کنید، مجلات و روزنامه های روز را مطالعه کنید، و با افرادی که در این زمینه اطلاعات دارند صحبت کنید. وقتی درمورد آموزش یا مهارت حرف می زنیم، منظور فقط چیزهایی مثل سازماندهی یا مدیریت زمان نیست، گرچه اینها نیز خود مسائل بسیار مهمی هستند. اما کنترل استرس، حل مشکل، خطر کردن، و غلبه بر دفع الوقت، به همان اندازه برای رسیدن به هدف مهم هستند.

چرا برنامه ریزی شغلی اهمیت دارد؟
فرض کنیم شما یک زمینه کاری را انتخاب می کنید. برنامه ریزی این نیست که فقط در یک برهه از زمان برای آن کار طرح ریزی کنید، این یک روند مداوم است؛ درواقع، می توانید آنرا یک روند دائم العمر بدانید. ما همیشه در حال رشد و یادگیری هستیم و به این طریق، علایق و نیازهای ما نیز تغییر می کنند. برنامه ریزی شغلی فقط برنامه ریختن برای به دست آوردن شغل دلخواهتان نیست، اینکار به شما کمک می کند در طول زندگی و در مسیر این آموختن ها، تغییر و تعدیل های لازم در زندگیتان را ایجاد کنید. در برنامه ریزی شغلی شما همه مراحل لازم برای رسیدن به اهداف تان را پیشبینی کرده و محاسبه می کنید. در این روند، همیشه در حال انتخاب کردن هستید. وقتی چیزی را به چیز دیگری ترجیح می دهید و آنرا جایگزین می کنید، به آن ارزش و بهای فرصت گفته می شود. افرادیکه زندگی شغلی موفقی دارند می دانند بازی کار را چطور باید بازی کنند. همانطو که می بینید، برنامه ریزی شلی چیزی فراتر از این است که فقط به فرصت های شغلی مختلف نگاهی بیندازید و سخت کار کنید.

روند برنامه ریزی شغلی را می توان به 6 مرحله تقسیم کرد:
1.ارزیابی خود 2. کشف شغل خود 3. هدف یابی 4. آمادگی شغلی 5. عرضه کردن خود به بازار 6. مدیریت شغلی
برنامه ریزی شغلی یک روند است و همیشه به صورت چرخه ای در حال حرکت است. وقتی می خواهید در زندگی شغلی خود تغییر ایجاد کنید، این روند ممکن است بارها و بارها تکرار شود. در برنامه ریزی شغلی، باید سعی کنید افرادی را پیدا کنید که می توانند مربی و مرشد شما باشند و به شما در این مسیر کمک کنند. برنامه ریزی شغلی، هیچ تفاوتی با هدف یابی ها و برنامه ریزی های دیگر ندارد. تفاوت آن در این است که شما به طور ویژه روی جدا کردن هدف کار و شغل خود از سایر اهداف تان کار می کنید. دلیل اینکه اکثر افراد قادر به رسیدن به آرزوها و آمال خود و تبدیل کردن آن به واقعیت نیستند، این است که این آرزوها و آمال را به هدف خود در زندگی تبدیل نمی کنند. هدف، آرزویی است که فرجه و ضرب العجل دارد. دلایل مختلفی وجود دارد که مردم نمی توانند برای خود هدف سازی کنند. بزرگترین این دلایل این است که آنها نمی فهمند که روند هدف یابی یک مهارت است. همه ما در زندگی خود هدف هایی برای خودمان تعیین و به آن دست پیدا کرده ایم. اما اکثر این اهداف آنقدر بزرگ نبوده اند که زندگی ما را تغییر دهند. افراد موفق برای خود هدف تعیین می کنند؛ برنامه ریزی می کنند، نقشه می کشند و آنرا دنبال می کنند. تعیین هدف روندی است که نیاز به مهارت دارد. ما هدف های ساده و کوتاه مدت را در ذهنمان ایجاد می کنیم اما اهداف بزرگ و طولانی مدت را باید بنویسیم، ارزیابی کنیم و هر چند وقت یکبار کنترل کنیم. هرچه رسیدن به هدف زمان بیشتری ببرد، با مشکلات، تغییرات و خستگی های بیشتری روبه رو خواهید بود. هدف یابی به همان اندازه که یک علم است، نوعی هنر است. هرچه بیشتر این روند را بفهمید و مهارت های بیشتری کسب کنید، تغییراتی که در راه رسیدن به آن هدف ایجاد میکنید، بهتر خواهند بود. با دنبال کردن هدفتان میتوانید در خود عزت و اعتماد به نفس ایجاد کنید. دنبال کردن هدف شما را رشد می دهد و وقتی هدفتان را تعریف می کنید، دیگر آن هدف است که شما را تعریف می کند.در طول زندگی اتفاقات و پیشامدهای غیر منتظره زیادی برای ما اتفاق می افتد، به همین دلیل وقتی هدفی را برای خود انتخاب می کنیم، باید درک کنیم که ممکن است موانع زیادی در راه رسیدن به آن هدف در مسیرمان قرار گیرد. موانعی که در راه رسیدن به هدف جلو فرد سبز می شود، معمولاً باعث می شود فرد آن هدف را کنار بگذارد و از آن دست بکشد. خیلی از افراد فکر می کنند که با نوشتن هدف هایشان روی کاغذ، قابلیت انعطاف خود را از دست بدهند. اهداف سخت و محکم نیستند که وقتی نوشته شوند دیگر نتوان آنها را تغییر داد. هیچ کس نمی داند در آینده چه پیش می آید. چیزی که امروز برنامه می ریزید ممکن است در آینده به کلی تغییر کند. اما هدفی که خوب روی آن فکر شده باشد می تواند خیلی از موانع و مشکلات ممکن را پیش بینی کند. موانعی که سر راه شما قرار می گیرند، باعث می شود افراد دست از آن هدف بکشند. مثل این می ماند که به سمت یک دیوار شروع به دویدن کنید و یکباره مسیرتان را تغییر داده و از آن دور شوید. تصور کنید که می خواهید از یک کارمند به مقام مدیر ترفیع پیدا کنید. قبل از اینکه هیچ کاری انجام دهید، از خودتان بپرسید، چرا می خواهم به چنین هدفی برسم؟ ممکن است بگویید، می خواهم به این هدف برسم چون دوست دارم مقام بالاتری پیدا کنم یا می خواهم حقوقم بیشتر شود یا اینکه من فکر می کنم می توانم رهبر خوبی باشم و این به من کمک می کند به هدف بلند مدت خود که دست یافتن به مقام مدیرکل شرکت است برسم. حالا از خودتان بپرسید، چرا این مسئله اینقدر برای من اهمیت دارد؟ ممکن است بگویید، برای من مهم است چون می خواهم از نردبان ترقی تا اندازه ای که استعدادها و توانایی هایم اجازه می دهد، بالا بروم. بعد از خودتان بپرسید، این چرا برایم مهم است، و ممکن است جواب دهید که چون می خواهم به خودم و دیگران ثابت کنم که قدرت به دست آوردن چیزی که میخواهم را دارم. باز دوباره از خودتان بپرسید که این چرا برایتان مهم است؟ و این سوال را تا جایی که می توانید ادامه دهید. با این کار شما سعی دارید به دلیل اصلی اینکه چرا می خواهید فلان کار را انجام دهید برسید. اینکار به شما کمک می کند اهداف و قصد خودتان را روشن کنید. به شما کمک میکند انگیزه های خود را بشناسید و تشخیص دهید و بفهمید که واقعاً چه می خواهید. با اینکار می فهمید که راه های دیگری هم برای رسیدن به هدفتان وجود دارد. گاهی وقت ها آسان است که بگوییم، "من این را می خواهم" درحالیکه ممکن است چیز دیگری را بخواهید. اینکار به شما کمک میکند از تلاش بیهوده در راه رسیدن به هدفی که واقعاً خواست قلبیتان نیست جلوگیری کنید. همچنین به شما کمک می کند انگیزه اصلی خود را بشناسید و بفهمید که واقعاً چه میخواهید. به طور خلاصه باید بگوییم که خیلی از افراد از کار و شغلی که دارند راضی نیستند. برنامه ریزی شغلی به شما کمک می کند قدرت و توانایی های بالقوه تان را به ماکسیمم برسانید و از کارتان رضایت کامل پیدا کنید. داشتن یک برنامه کاری شما را روی کارتان متمرکز می کند و به شما انگیزه می دهد. به شما کمک میکند مشکلات و موانعی که سر راهتان ممکن است قرار گیرد را از قبل پیشبینی کنید و ناتوانی ها و ضعف های تان را بشناسید و در راه بهبود آنها بکوشید. برنامه ریزی شغلی به شما اعتماد به نفس لازم برای متعهد شدن به کارتان را در شما ایجاد می کند و آن موقع است که شما توانایی تصمیم گیری می دهد و شما را در راه رسیدن به اهداف تان یاری می کند.

منبع: خانه كارآفرينان ايران




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:56 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

توصیه هاي بازاریابی درموفقيت کسب و کارهای کوچک

توصیه هاي بازاریابی درموفقيت کسب و کارهای کوچک

گرد آورنده:ليدا سماواتي

به منظور تحليل آماري و با قاعده در خصوص كسب و كار كوچك ، بايد گفت كه اين مقوله داراي قوانين اجرايي تجاري است. هر صنعتي بر اساس درآمد و ميزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردي را براي خود تعريف مي‌كند. در بيشتر موارد اين تعريف به واسطه نمايندگي‌هاي دولتي تعريف مي‌شود تا تحت قوانين تغييرپذير دولتي تحليل ‌هايي را صورت دهند. به علاوه ، اين استانداردها براي برنامه‌هايي كه در خصوص كمك بهبود به امور مالي است كارا مي‌باشد. كسب و كار كوچك بصورت مستقل است و هر شركتي با كمتر از 500 پرسنل در اين حيطه قرار مي‌گيرد. اين اندازه مرسوم ترين استاندارد تعريف شده است. در آمريكا حدود 5/22 ميليون كسب و كار مستقل از كشاورزي و زراعت وجود دارد كه 99 درصد آن كسب و كار كوچك( Small Business ) به حساب مي‌آيند.

راهنماي شروع يك كسب و كار كوچك:
اين راهنما به منظور آن تدوين شده است كه بتواند با بيان تمامي نكات و در عين حال حفظ سادگي و قابل فهم بودن، به شما در راه ايجاد يك كسب و كار موفق كمك كند.

گام اول: ارزيابي اوليه
- آيا كارآفريني براي شما ساخته شده است ؟
بديهي است كه شروع يك كسب و كار جديد ريسك هاي زيادي را به همراه دارد كه البته با برنامه ريزي مي‌توان شانس موفقيت را بالا برد. بنابراين بهترين نقطه شروع آن است كه نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده يك كسب و كار بشناسيد.
- آيا شخصيتي مستقل و خودجوش داريد؟
اين را هميشه در نظر داشته باشيد كه در صورت شروع يك كسب و كار كوچك ، اين خود شما هستيد و نه شخص ديگر كه بايد تصميم بگيريد كه چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مديريت كنيد.
- تا چه حد با شخصيت هاي متفاوت و افراد گوناگون مي‌توانيد ارتباط برقرار كنيد؟
صاحبان كسب و كار ناگزيرند كه با افراد و اقشار مختلفي سرو كار داشته باشند. آيا شما مي‌توانيد با مشتريان، تامين‌كنندگان، كاركنان و ... در جهت منافع كسب و كار خود ارتباط برقرار كنيد.
- تا چه حد قدرت تصميم‌گيري داريد؟ صاحبان كسب و كار كوچك بايستي بطور متداوم ، به سرعت و در شرايط بحراني بتوانند مستقلا" تصميم‌گيري كنند.
- آيا شما استقامت فيزيكي و احساسي لازم براي اداره يك كسب و كار را داريد؟ مالكيت يك كسب و كار علاوه بر چالش و هيجان ، مستلزم فشاركاري زياد ، ساعتهاي كاري زيادي مي‌باشد. آيا شما مي‌توانيد 12 ساعت در روز و هفت روز در هفته را كار كنيد؟
- تا چه حد مي‌توانيد برنامه‌ريزي و سازماندهي كنيد؟ تحقيقات نشان مي‌دهد بسياري از شكستها در صورت برنامه‌ريزي صحيح ، به وجود نمي آمد.
- آيا انگيزه لازم را براي تحمل مشقات را داريد؟‌
ممكن است شما در حين اداره يك كسب و كار احساس كنيد كه در برخي مواقع توانايي تحمل تمامي مشقات و زحمات را به تنهايي نداريد و فقط داشتن انگيزه قوي است كه مي‌تواند در اين مواقع سختي ، دلگرم و اميدوار سازد.
- اين كسب و كار چگونه خانواده شما را متاثر مي‌سازد؟
سالهاي اوليه شروع يك كسب و كار مي‌تواند سختي‌هايي را براي خانواده و زندگي شخصي شما ايجاد كند. در عين حال ممكن است خانواده شما تا به سوددهي رسيدن كسب و كار ، دچار مشكلات و فشارهاي مالي شوند. بنابراين حمايت و يا عدم حمايت خانواده نقش مهمي در شروع و ايجاد يك كسب و كار دارد.
اين حقيقت دارد كه دلايل زيادي براي عدم شروع يك كسب و كار كوچك و مستقل وجود دارد ، اما براي افرادي كه واجد شرايط فوق هستند ، مزاياي زيادي وجود دارد كه قطعا" از ريسكهاي آن بيشتر است.
اينكه شما خادم و مخدوم خود مي‌شويد!
زحمت و تلاش و ساعت هاي كاري زياد مستقيما" به نفع شماست و نه شخص ديگر!
امكان كسب درآمد و رشد ، محدوديت كمتري دارد.چالش و هيجان كار براي شما افزايش مي‌يابد.
اداره يك كسب و كار مستقل امكان فراگيري زيادي را براي شما فراهم مي‌آورد.

گام دوم: برنامه ريزي كسب و كار
شروع يك كسب و كار نياز به انگيزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنين نياز به تحقيقات وسيع و برنامه‌ريزي صحيح دارد. اطلاعات زير براي تهيه طرح كسب و كار ( Business Plan ) مي‌تواند بسيار مؤثر واقع شود:
- قبل از شروع به كار ليستي از تمامي دلايلي كه مي‌خواهيد بخاطر آنها وارد دنياي تجارت شويد ، تهيه كنيد. مثلاً: شما مي‌خواهيد رئيس خود باشيد. شما مي‌خواهيد استقلال مالي داشته باشيد.شما مي‌خواهيد آزاد باشيد.
شما مي‌خواهيد آزادانه تمامي توانايي ها و دانسته‌هاي خود را به كار ببريد.
- سپس بايستي تعيين كنيد كه اصولا" چه كسب و كاري براي شما مناسب است. لذا اين سؤالات را از خود بپرسيد:
من دوست دارم با وقت خود چه كاري انجام دهم؟چه مهارت هاي تكنيكي من تا به حال آموخته‌ام؟
به نظر ديگران من در چه كارهايي مهارت دارم؟ من چقدروقت آزاد براي اداره يك كسب و كار موفق دارم؟
آيا من هيچ سرگرمي يا علاقه‌اي كه قابل تبديل شدن به كسب و كار شدن را داشته باشند ، دارم؟
- پس از تعيين كسب و كار مناسب تحقيقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زير به عمل آوريد:
آيا ايده من كاربردي است و آيا نيازي را برآورده خواهد كرد؟ رقبي من چه كساني خواهند بود؟
مزيت رقابتي شركت من نسبت به شركتهاي موجود چيست؟ آيا من مي‌توانم خدمت بهتري ارائه دهم؟‌
آيا من مي‌توانم براي كسب و كار جديد خود تقاضا ايجاد كنم؟
- آخرين مرحله قبل از تهيه طرح كسب و كار اين است كه چك ليست زير را تهيه كنيد و پاسخ دهيد:
من علاقه به شروع چه كسب و كاري دارم؟ چه خدمتي يا كالايي قرار است ارائه دهم؟ در كجا قرار است اين كار را انجام دهم؟چه مهارت و تجربه‌اي براي اين كار دارم؟ ساختار قانوني شركت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامي عام، خاص و ... ) اسم كسب و كار چه چيزي باشد؟ چه امكانات و تجهيزاتي نياز خواهم داشت؟
به چه تسهيلات و امكانات بيمه‌اي نياز خواهم داشت؟ پاسخ شما به تمامي سؤالات بالا شما را در طراحي يك كسب و كار كامل جامع ياري مي‌كند.

گام سوم: تامين منابع مالي
يكي از كليدهاي اساسي موفقيت و پيشرفت در شروع كار ، جذب و تامين منابع مالي كافي براي راه‌اندازي يك كسب و كار كوچك است. اطلاعات زير تكيه بر روشهاي جمع‌آوري پول براي شركت هاي كوچك دارد. همچنين شما را در تهيه درخواست وام ( Loan Prposal ) ياري مي‌دهد. منابع زيادي براي جمع‌آوري سرمايه وجود دارد. بايد توجه داشته باشيم كه قبل از تصميم‌گيري ، تمامي منابع ممكن را جستجو كنيم :
- پس‌اندازهاي شخصي- دوستان و افراد خانواده – بانك ها و مؤسسات اعتباري – شركت هاي سرمايه گذاري مخاطره آميز

چند توصیه بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک
کسب و کارهای کوچک به‌دلیل محدودیت‌هایی که در بودجه خود دارند ، امکان استفاده از روش‌های بازاریابی پرهزینه را ندارند؛ بنابراین استفاده از روش‌های کم هزینه می تواند بسیار مفید باشد. در این مطلب سعی شده است که تعدادی از این روش‌ها به‌صورت مختصر معرفی شوند.

- بهترین آگهی های خود را به‌صورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان خود در بازار هدف خود،ارسال کنید.مشتریان کارت‌هایی را می خوانند که کوتاه و خلاصه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می‌تواند مشتریان زیادی را به سمت محصول شما جلب کند و این خود می تواند باعث افزایش فروش شما شود. هزینه این‌کار معمولا زیاد نیست.

- یک روش بازاریابی معمولا برای همیشه برای همه کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.
مشتریان شما اگر متن آگهی شما عوض نشود، خسته می شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شد. بازاریابی می تواند مفرح باشد بنابراین از مزیت‌های استفاده از روش‌های متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان باارزش خود استفاده کنید.

- کمک به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب اگر می‌خواهید برای مشتری خود بروشور معرفی محصولات را بفرستید، می توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را که فکر می کنید برای مشتری شما مفید است را هم بفرستید. این‌کار می تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد
- جواب تلفن‌های خود را متفاوت بدهید.
سعی کنید که سفارش‌های خاصی را در هربار جواب دادن تلفن ، به مشتری خود ارایه کنید. به‌عنوان مثال می توانید بگویید " روز بخیر؛ من ... هستم . از من درباره سرویس‌های جدید سوال کنید." تلفن کننده مجبور می شود که از شما در مورد این سرویس‌ها سوال کند. بیشتر شرکت‌ها پیام‌هایی را از پیش ضبط شده دارند که وقتی مشتری پشت خط می‌ماند آنها را برای مشتری پخش می‌کنند. شما می‌توانید این‌کار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا این‌که زنده ارایه شده است.

- یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود که تازه از شما خرید کرده است، بفرستید.
اگر به‌عنوان مثال مشتری شما لباسی را از شما خریده است، می توانید نامه ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خرید بعدی به‌طور مثال از تخفیف 20 درصدی برخوردار است. برای این‌که بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.

- خبرنامه
آیا می دانید هزینه فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می توانید بازاریابی خود را بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه خبرنامه چاپی برای شما زیاد است، می توانید با استفاده از پست الکترونیک این‌کار را با هزینه بسیار پایینی انجام دهید.

- بازاریابی مشترک
اگر فکر می کنید که قادر به تحمل هزینه بازاریابی به تنهایی نیستید، به‌دنبال شریکی باشید که محصول او هم مناسب مشتری شما باشد یا این‌که محصولات شما مکمل یکدیگر باشد. با ارایه طرح بازاریابی مشترک می‌توانید در هزینه‌های بازاریابی صرفه‌جویی کنید. علاوه بر این با این روش سرویس بهتری را هم به مشتریان خود ارایه می‌کنید.

- بروشورها و آگهی های خود را در تمام نامه‌های ارسالی شرکت خود قرار دهید.
این‌کار هزینه زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه کار قطعا متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می‌رسد و سفارش خرید به شما می دهند.

- ارایه سمینار تخصصی
ارایه سمینار در زمینه کار خودتان یا شرکت در سمینارهای مرتبط می تواند نقش بسیار زیادی در معرفی کسب و کار شما داشته باشد.




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:55 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده نكته برای انتخاب یك كسب و كار خانگی

ده نكته برای انتخاب یك كسب و كار خانگی

گرد آورنده:امير بهبهاني

شما تصمیم گرفتید و می‌خواهید یك تجارت شخصی به هر دلیل شخصی داشته باشید شاید شما بخواهید از نظر مالی مستقل شوید و یا رئیس خودتان باشید و یا هر زمانی كه خواستید كار كنید و شاید و فقط شاید بخواهید در سن 35 سالگی به عنوان مولتی‌میلیاردر بازنشسته شوید اما آیا شما می‌دانید برای شروع یك فعالیت تجاری از كجا باید شروع كرد، انتخاب نوع درست فعالیت تجاری برای هر كارآفرین تازه كاری یك فرآیند سخت است. بسیاری از رویاهای شكل گرفته در آغاز یك فعالیت تجاری متأسفانه عمدتاً به صورت یخ‌زده باقی می‌مانند برای اینكه كارآفرین نمی‌داند چه چیزهایی را باید یاد بگیرد .

1- ایده‌های خوب به نظر می‌رسد فراوان باشد، روزنامه‌هایی كه پر از داستان‌هایی است راجع به نوجوانانی كه به مراحل بالایی از نظر مالی رسیدند تنها و به سادگی با درك درست مفهوم تجارت. متأسفانه نمونه فعالیت اقتصادی مشابه آنها نیز به طور كامل گیر شما نمی‌افتد در پایین 10 نكته برای انتخاب یك فعالیت خانگی برای شما عرضه شده است .در عوض انتخاب اولین فعالیتی كه به ذهنتان می‌رسد وقت بیشتری را صرف كشف اختیارات معامله كنید. ایده‌ها و نظرات سایر فعالیت‌های تجاری را نیز مورد بررسی قرار دهید. كتاب‌هایی را مطالعه كنید كه نظراتی برای شما در مورد فعالیت‌های تجاری خانگی و یا فعالیت‌های كوچك فراهم كند. همچنین مجله‌ها و مقاله‌های اقتصادی را در مورد چیزهای باب و مد روز و تقاضاهای داد و ستد در بازار بخوانید. برای رشد قابل ملاحظه در اینترنت باید اطلاعات شما تقریباً در تمام وجودتان رخنه كند .

2- كشف كردن این مطلب كه كدام نوع فعالیت اقتصادی گیرایی و جذابیت بیشتری برای شما دارد. اهداف، علایق، خواسته‌ها و ظرفیت‌های خود را تعیین كنید شما می‌توانید شیفتگی و علایق خود را به سمتی مناسب سوق دهید حتی مثلاً با ساختن نوعی كوچك از كفش‌های مینیاتوری و یا مهارت و خبرگی خود را در طراحی گرافیكی به عنوان یك كارآفرین تازه‌كار، به كار ببندید. اغلب كارآفرینان موفق دارای احساسات پرشوری در مورد فعالیتی كه انجام می‌دهند هستند شما نمی‌توانید درباره فعالیتی كه دوست ندارید دارای شور و احساس باشید .

3- فعالیت‌هایی را انتخاب كنید كه به خوبی از تفكر سوددهی و منفعت بتواند شما را شخصاً راضی كند شما زمانی كه در حالت هیجان از انجام یك كار سرگرمی مانند و یا هنری قرار گرفتید آن را بالقوه به عنوان یك فعالیت اقتصادی در نظر بگیرید آیا تا به حال فكر كردید تقاضایی برای آن وجود داشته باشد؟ آیا درآمدتان دوباره برمی‌گردد؟ چطور یك بازار داد و ستد اشباع می‌شود؟ آیا شما دارای سیاست‌های اقتصادی هستید؟ پس یك فعالیت اقتصادی را زمانی شروع كنید كه فكر می‌كنید از لحاظ سوددهی دارای یك نیروی بالقوه محكم هستید .

4- شما به یك منشی جهت برآورد میزان موفقیت فعالیت‌تان نیز احتیاج پیدا خواهید كرد . همچنین موشكافی داد و ستد انجام شده و هدایت زمان تساوی دخل و خرج با برآورد هزینه‌های مالی اولیه و همچنین سود سهامی كه عایدتان می‌شود از وظایف اولیه و نیاز شما محسوب می‌شود. یك منشی باتجربه و خبره را بیاورید چرا كه این كار سخت است و ممكن است سر و صدای تولید شده آنچنان غرش‌كنان باشد كه نتوانید چیز دیگری را بشنوید ولی مرحله مهمی پیش رویتان است تا بفهمید كه آیا فعالیت‌تان می‌تواند تولید پول و سرمایه كند یا نه؟

5- طرحی را پیاده كنید كه محدوده و فضای خانگی شما از نظر فضای اشغالی مناسب فعالیت شما باشد. به خاطر داشته باشید شما فعالیتی را در خانه آغاز كردید كه هزینه‌های خودتان را سرشكن كنید. از هر گوشه و كنار اتاق برای انجام فعالیت‌تان استفاده كنید، اگر شما می‌خواهید یك فعالیت آشپزی و تهیه كیك داشته باشید نیاز به آشپزخانه بزرگ دارید و یا اگر می‌خواهید باشگاه بدنسازی داشته باشید شما به یك آپارتمان بی‌صدا نیاز دارید .

6- مطمئن شوید فعالیت‌تان دارای ضریب ایمنی بالایی باشد به‌ویژه اگر فرزند كوچك در خانه دارید این مورد بسیار ضروری و ویژه است. برای فعالیت‌هایی كه شما با مواد شیمیایی و یا سایر موارد مضر سر و كار دارید، به عنوان مثال موادی را كه برای تمیز كردن فرش و پارچه‌های مبلی استفاده می‌كنید حتماً در انباری پشت حیاط خانه‌تان دور از دسترس فرزندتان نگهداری كنید .

7- نوع پوشش بیمه‌ای را كه برای فعالیت تجارتی مورد نیاز است را با عامل شركت بیمه بررسی كنید. این بسیار خوب است تا خطر سرمایه‌گذاری روی فعالیت‌تان و جلوگیری از آن را تعیین كنید. طبقه‌بندی بیمه‌های تحت پوشش شامل بیمه سرمایه، ضمانت، مسوولیت، سلامت، غرامت، كارگران و بیمه عمر است .

8- از طبقه‌بندی و نوع قوانین و فرامین موجود حقوقی در محدوده خود مطمئن شوید .
با شهرداری و یا سازمان برنامه‌ریزی ملاقاتی داشته باشید و آگاه شوید كه آیا آنها از انتخاب منطقه‌ای خاص جهت فعالیت‌تان جلوگیری نخواهند كرد. به دقت قوانین دولتی كار و نظرات و انواع فعالیت‌های تجاری كه اجازه فعالیت در مناطق مختلف را دارند را یادداشت كنید .هیچ‌گاه شما نمی‌خواهید بعد از آنكه خیلی هزینه صرف دكور و تجهیزات فعالیت خود كردید كه از شهرداری بیایند و از شما درباره نوع فعالیتی كه غیرقانونی است سؤالاتی بكنند .

9- فعالیتی را انتخاب كنید كه از نظر سازماندهی و شخصیت‌سازی كاملاً مطابق شئونات خانوادگی شما باشد. شما فعالیتی را باید انتخاب كنید كه از نظر زمانبندی كاملاً مناسب خانواده‌تان باشد. اگر شما یك كودك تازه متولد شده در خانه دارید و همسرتان تمام وقتش را صرف نگهداری از آن می‌كند باید فعالیتی كه به مراقبت كودك مربوط باشد انتخاب كنید .

10- اعضای خانواده‌تان را نیز درگیر فعالیت‌تان كنید و یك محیط شاد را برای رسیدن موفقیت با یكدیگر ایجاد كنید. هر كار كه در خانه انجام شود رویاهای الحاق اداره و خانه را به حقیقت می‌پیوندد. هر مقام و منصبی در خانه در تلاش برای رسیدن به سعادت با هم هماهنگی خواهند داشت. این همواره ساده نیست ولی شما می‌توانید خانواده‌تان را درگیر فعالیت‌تان كنید. در تابستان می‌توانید از كوچكترها در بسته‌بندی محصولات كمك بگیرید و یا پسران نوجوان بخواهید در طراحی وب‌سایت به شما كمك كنند اما مهمترین چیز برای شما لذت بردن اعضای خانواده از انجام كار باید باشد .

منبع : parsifa.com




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:50 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کارآفرینی و سابقه آن در دنیا

کارآفرینی و سابقه آن در دنیا

چكیده
در دنیای درحال تحول امروز، كامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است كه بین منابع كمیاب و قابلیت های مدیریتی و كارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می‌تواند در مسیر توسعه، حركت روبه جلو و با شتابی داشته باشد كه با ایجاد بسترهای لازم منابع انسانی خود را به دانش و مهارت كارآفرینی مولد تجهیز كند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت كنند.
امروزه كه كار و فعالیت شكل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودكارفرمایی و خوداشتغالی در حركت است. كارآفرینی و كارآفرینان نقش كلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌كنند. تجارب كشورهایی مانند ژاپن، كره جنوبی، مالزی و هند آكنده از فعالیتهای چشمگیر كارآفرینانی بوده است كه امروز به توسعه یافتگی كشور خود می بالند. باید توجه داشت كه كارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلكه با ساختار، تفكر، تحرك و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های كهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند.
با توجه به نقش و اهمیت كارآفرینی و سابقه درخشان كارآفرینان در توسعه بسیاری از كشورها و با توجه به مشكلات اقتصادی زیادی كه كشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج و اشاعه مفهوم كارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی كارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (به ویژه تحصیلكردگان) كارآفرین سازمانی برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع درحال توسعه ای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است.
مقدمه
شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز كشور به گونه ای است كه حل مشكلات و تنگناها، الگوها و راه حل های جدید و متفاوتی را طلب می كند. تركیب جمعیتی جوان كشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت سه عامل عمده ای هستند كه موجب می شوند سیاستگزاران و تصمیم سازان كلان كشور به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شك آن منبع جز ابتكار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست.
اكنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه‌های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنها نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه كارآفرینی به حركت درمی آید. در اهمیت كارآفرینی همین بس كه طی بیست سال (1980 - 1960) در یكی از كشورهای جهان سوم (هند) تنها 500 موسسه كارآفرینی شروع به كار كرده‌اند و حتی بسیاری از شركتهای بزرگ جهان برای حل مشكلات خود به كارآفرینان روی آورده‌اند.
امروزه نیروی انسانی به عنوان یك منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه مطرح می باشد. در این بین كارآفرینان به طورخاص دارای نقشی موثرتر در فرآیند توسعه اقتصادی‌اند. تحقیقات نشان داده كه بین رشد اقتصادی و تعداد كارآفرینان در یك كشور همبستگی مثبت وجود دارد. زیرا كشوری كه دارای تعداد زیادی كارآفرین باشد از محركهای تجاری و اقتصادی قویتری برخوردار است.
آموزش و پرورش كارآفرینان سازمانی نیازمند یك متدولوژی آموزشی اجرایی برای همكاری تنگاتنگ بین صنعت و دانشگاه جهت مواجهه با فشارهای شدید اجتماعی حاصل از رشد سریع فناوری و كمبود نیروی انسانی متخصص در جهان امروز است.
در این روش كه عنوان كارآفرینی یافته، انسانها به گونه ای پرورش می یابند كه خود درجهت خلق كار قدم بردارند. مشاهدات حاصل از اعمال این متدولوژی به صورت موردی در قالب مأموریت اجتماعی، اهداف، مقصد مشخص، و نیز فعالیتهای مترتب آن منعكس گردیده اند.

تعریف كارآفرینی
كارآفرینی، واژه ای است نو كه از معنی كلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای كلمه Entrepreneurship به كار می رود كه در اصل از كلمه فرانسوی ENTREPRENDER به معنای متعهدشدن نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه نامه وبستر كارآفرین كسی است كه متعهد می شود یك فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، كارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته‌اند. وی معتقد است كارآفرین یك مدیر صاحب فكر و ابتكار است كه همراه با خلاقیت، ریسك پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصتهای طلایی می آفریند. او قادر است كه با نوآوریها تحول ایجاد كند و یك شركت زیان ده را به سوددهی برساند.
سیر تكامل فعالان اقتصادی یا كارآفرینان نشان می دهد كه كارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته و از قرن پانزدهم تاكنون در كانون بحث مكاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. اما سابقه مفهوم كارآفرینی در دانش امروزی به دویست سال پیش برمی‌گردد. اولین كسی كه این مسئله را مطرح كرد فردی به نام كانتیلون است. این واژه دستخوش تعاریف جدید شده و ترجمه آن در ایران به معنای همان كسی است كه زیربار تعهد می رود. امروزه بسیاری از شركتها به لزوم كارآفرینی سازمانی پی برده اند.
می توان گفت در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ كامل و جامع‌ كه مورد پذیرش‌ همه‌ی‌ صاحبنظران‌ قرار گیرد از واژه كارآفرینی ارائه‌ نشده‌ است‌، لیكن‌ در این‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ جوزف‌ شومپیتر از كارآفرینی‌ و نقش‌ كارآفرینان‌ در فرآیند توسعه؛‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌. بر طبق‌ نظر وی‌ كارآفرین‌ نیروی‌ محركه اصلی‌ در توسعة‌ اقتصادی‌ و موتور توسعه‌ می‌باشد و نقش‌ وی‌ عبارت‌ است‌ از نوآوری‌ یا ایجاد تركیب‌های‌ تازه‌ از مواد. شومپیتر مشخصه اصلی‌ كارآفرین‌ را «نوآوری‌»می‌دانست‌ و كار یك‌ كارآفرین‌ را «تخریب‌ خلاق‌» تعریف‌ كرد. وی‌ در كتاب‌ «نظریة‌ اقتصاد پویا» اشاره‌ می‌كندكه‌ تعادل‌ پویا از طریق‌ نوآوری‌ و كارآفرینی‌ ایجاد می‌گردد و اینها مشخصه‌ی‌ یك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.
سابقه كارآفرینی در دنیا
در اوایل سده شانزدهم میلادی كسانی را كه در كار مأموریت نظامی بودند كارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمرانی بودند، از لفظ كارآفرین زیاد استفاده شده است.
كارآفرینی و كارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاكنون به نحوی كارآفرینی را در نظریه‌های خود تشریح كرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری كارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر كارآفرینی» لقب داده‌اند.
از نظر وی «كارآفرین نیروی محركه اصلی در توسعه اقتصادی است » و نقش كارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد تركیب های تازه از مواد». همچنین كارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.
سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی
به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق ، سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود:
دوره اول ( قرون 15 و 16 میلادی) : در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ كه مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت كلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و .... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. كارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.
دوره دوم ( قرن 17 میلادی) : این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به كارآفرینی اضافه شد كارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ، صنعتگران و دیگر مالكان خصوصی می‌باشد.
دوره سوم ( قرون 18و 19 میلادی) : در این دوره كارآفرین فردی است كه مخاطره می‌كند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌كند، بین كارآفرین و تأمین كننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر كسب و كار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.
دوره چهارم ( دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی) : در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یك جزء اصلی به تعاریف كارآفرینی اضافه شده است.
دوره پنجم، دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ) : در این دوره همزمان با موج ایجاد كسب و كارهای كوچك و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش كارآفرینی به عنوان تسریع كننده این سازوكار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویكرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف كارآفرینی و كارآفرینان توجه نموده‌ا‌ند.
تا دهه 1980 سه موج وسیع ، موضوع كارآفرینی را به جلو رانده است:
موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار كتابهای زندگی كارآفرینان و تاریخچه شركتهای آنها، چگونگی ایجاد كسب و كار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می‌شود.
موج دوم: این موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش كارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است كه در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.
موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه كارآفرینی و بنگاههای كوچك، تشویق رشد شركت‌های كوچك و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.
سابقه كارآفرینی در ایران
علی‌رغم اینكه در كشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از كشورهای درحال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به كارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشكل بیكاری و پیش‌بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه كارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، ‌جهاد كشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است.
متأسفانه واژه كارآفرینی كه ترجمه‌ای از كلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است كه معنی ایجاد كار و یا اشتغال‌زایی از این واژه برداشت می‌شود. در حالیكه كارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه ( به ویژه در بین دانش‌آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسیاری از سیاستهایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه‌ها و سخنرانی‌های مسئولان در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغال‌زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتیکه فقط به جنبه اشتغال‌زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی‌بهره خواهیم ماند .

منبع: سایت خبری عصر ایران




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:50 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

وجوه تمايز كارآفرينان موفق و ناموفق

وجوه تمايز كارآفرينان موفق و ناموفق



كارآفرينان موفق نگاه نو و متفاوتي به كار و زندگي‌شان دارند. تفاوت آنها با كارآفرينان ناموفق ظريف اما قابل تميز است. اين تفاوت‌ها فراتر از خواسته‌ها و روياهاي آنهاست. اين تفاوت‌ها به عادات يا رموز نهايي برنمي‌گردد. تفاوت آنها به نيروي قابل سنجشي برمي‌گردد كه در دايره تفكر و تعقل اين افراد نهفته است و موجب مي‌شود تحولاتي در شيوه كار، زندگي و روابط شغلي آنها پديد آيد.


در اين مقاله قصد داريم "ويژگي‌ هاي" متمايز كننده كارآفرينان موفق را بررسي كنيم نه "عادات" آنان را. زيرا "عادات" پيش از مطالعه كردن به وجود مي‌‌آيند و در اصل نيازي به مطالعه آنها نيست. از سوي ديگر، كسب عادات ديگران موجب مي‌شود از مسير خود دور افتيد، چرا كه اينها عادات "شما" نيست.9 وجه تمايز كارآفرينان موفق در زير شرح داده شده است كه با فراگيري آنها مي‌توانيد تفاوت قابل ملاحظه‌اي در نوع تفكر، ارزيابي و ديدگاه تان ايجاد كنيد.


1 - اجبار يا توان :


وقتي مي‌خواهيد چيزي را به زور كسب كنيد، بايد از همه طرف متوسل به جبر شويد كه نيازمند تلاش و تقلاي بسيار است. اين در حاليست كه تكيه بر آنچه در توان داريد نيرويي خلق مي‌كند كه از تونايي‌ها فراتر مي‌رود. وقتي فرد تمام نيروهاي دروني، باورها و عواطفش را هم سو مي‌سازد احساس قدرت وتوانمندي مي‌كند و اين امر موجب مي‌شود با صرف انرژي كمتر به اهدافش نايل گردد. به عبارتي فرد با هر قدم كه برمي‌دارد چندين گام جلو مي‌افتد.


2- تحقق وظايف يا نيل به هدف


تحقق كارها با به پايان رساندن و تمام كردن آنها همراه است و بيشتر به وظايف برمي‌گردد. وقتي انسان كاري را به پايان مي‌رساند آن چيز معنا و اهميت خود را از دست مي‌دهد. آيا تا به حال براي تحقق كاري تلاش و كوشش كرده‌ايد؟ اگر چنين بوده است آيا با تحقق آن احساس نكرده‌ايد آنقدرها هم مهم نبوده است؟ اين تجربه همواره با ياس همراه است. اما نيل به هدف هيچ‌گاه پايان‌پذير نيست. چرا كه با آگاهي معنوي از معنا و اهميت كار همراه است. اين ديدگاه همواره آرامش دهنده و الهام‌بخش است.


3- كسب اطلاعات يا به كار بستن آنها


بديهي است كه كسب اطلاعات تنها در صورت به كار بستن آنها ثمربخش خواهد بود. متاسفانه بسياري از كارآفرينان و كارفرمايان ساعات زيادي را صرف مطالعه و كسب اطلاعات مي‌كنند. اما هيچ‌گاه آنها را به كار نمي‌بندند.


4- تفكيك يا تلفيق


كارآفرينان موفق مي‌گويند پيش از هر چيز به زندگي‌شان به صورت بخش‌هاي تفكيك شده نگاه كرده‌اند. اين افراد حتي در تجارتشان هم چنين نگاهي به خدمات، محصولات و حتي تلاش‌هايشان دارند. اين امر بايد به صورتي باشد كه كسب موفقيت در هر زمينه به پيشبرد زمينه ديگر منتج شود. براي اين كار مولفه‌ها و طرح‌هاي گوناگون تجارتتان را بنويسيد. سپس درباره اينكه فعاليت در كدام زمينه به برجسته‌سازي زمينه ديگر مي‌‌انجامد بيانديشيد و برنامه‌ريزي كنيد.


5- فقط كار يا كار همراه با تفريح


كار جدي و بدون تفريح تحميلي از "بايد"‌ها و "وظايف" است كه نتيجه‌اي جز خستگي ندارد. با كار سخت و طاقت‌فرسا انسان مي‌خواهد در مقابل چيزي ايستادگي كند. اما كار همراه با تفريح، منبع شادابي، نور،‌الهام و آرامش است. كارآفرينان موفق پيش از پي بردن به نحوه صحيح انجام كارها، فكر مي‌‌كردند بايد فقط تلاش كنند و اين امر سلامتي، انرژي و شادابي را از آنان مي‌گرفت. آنها پس از كسب نتايج ضعيف تصميم گرفتند روش خود را تغيير دهند و آن وقت بود كه خودشان هم شگفت‌زده شده بودند كه "آيا واقعا اينقدر راحت مي‌شد كارها را انجام داد"!


6- حمايت ساختار يا كل فضاي كاري


ساختارها در نحوه انجام امور نقش مهمي ايفا مي‌كنند و حتي اگر ساختار تشكيل‌شده بسيار متفاوت از ساختار ديگران باشد باز هم ايرادي بر آن نيست.ساختارها روي وظايف و نتايج از پيش تعيين شده تكيه مي‌كنند اما برخورداري از حمايت كل فضاي كاري ساختار وسيعتري فراهم مي‌‌آورد كه پيشرفت و ترقي را آسانتر مي‌سازد. تفاوت اين دو در اينست كه محيط براي شما كار مي‌كند ولي براي ساختار شما بايد كار كنيد. حمايت فضاي كاري، ‌ساختارهاي كوچكتر را از آن شما مي‌سازد. كارآفرينان موفق معتقدند اين تفاوت بسيار حائز اهميت است. آنها با بسط ساختارهاي حمايتگر به كل فضاي كاري موفقيت بيشتري نصيب خود مي‌كنند.


7- تغيير رفتار يا تحول


تغيير رفتار سطحي‌تر از تحول است. اين امر به ترك يا آغاز يك رفتار اشاره دارد كه ممكن است ساده يا گذرا باشد. تحول نيروي قوي‌‌تري است كه در نتيجه يك تجربه به وجود مي‌آيد و به دگرگوني عميق و دروني منجر مي‌شود كه اغلب هويت فرد را هم دستخوش تغيير قرار مي‌دهد و براي او ديدگاه متفاوتي به ارمغان مي‌‌آورد.


لحظاتي را به ياد بياوريد كه به يكباره و ناگهان "چيزي دريافت كرده‌ايد". اين شروع يك دگرگوني است. البته هميشه امكان برگشت به روش و رويكرد گذشته وجود دارد. اما هميشه صدايي از درون به شما خواهد گفت كه با برگشت به رويكرد نخست نمي‌توانيد از توانايي‌هاي خود نهايت استفاده را بكنيد. براي نمونه وقتي متوجه شويد افكار شما نتايج كارتان را تحت الشعاع قرار مي‌دهند ديگر نمي‌توانيد اين امر را منكر شويد و اگر گاهي از اين حقيقت غفلت كنيد باز هم صدايي از عمق وجودتان شما را به آن فرا مي‌خواند.كارآفرينان موفق همواره به دنبال كشف تحولات لازم هستند تا بتوانند زندگي و كارشان را باز هم در جهت بهتري هدايت كنند.


8- بدبيني يا خوش‌بيني


بديهي به نظر مي‌رسد كه بهتر است خوش‌بين بود تا بدبين. اما مسئله اينجاست كه مشكل مي‌توان تشخيص داد چه زمان بدبين هستيم. افرادي كه در كشاكش تجارت هستند خود را "واقع‌گرا" توصيف مي‌كنند و مي‌گويند واقعيات و حقيقت امور را مي‌بينند.اما حقيقت اين است كه آنها تنها بخشي از واقعيات را مي‌بينند و اكثر اوقات شرايط را از آنچه كه هست بدتر جلوه مي‌دهند.خوش‌بيني تنها يك طرز تفكر يا رويكرد نيست بلكه يك تعهد است كه فرد را ملزم مي‌دارد نقطه قوت و روشن شرايط را ببيند و آنها را بارور سازد. اين يك اصل معنوي و علمي است كه وقتي انسان قواي خود را بر نقاط سازنده و مثبت متمركز كند و با شور و بصيرت از آنها براي رسيدن به هدفش استفاده نمايد خلاق‌تر و با درايت‌تر مي‌شود.كارآفرينان موفق اين مهارت را در خود "به حد كمال" رسانده‌اند.


9- ارج نهادن به جايگاه خود يا توجه به كمبودها


خواستار شرايط بهتر بودن و بيشتر خواستن چيز بدي نيست. اما بيشتر مردم وقتي درباره خواسته‌هايشان صحبت مي‌كنند بر خلئي كه ميان خواسته‌ها و داشته‌هايشان وجود دارد تكيه مي‌كنند. اين كار موجب مي‌شود نداشتن‌ها از داشتن‌ها پررنگ‌تر شوند و يك گره كور ايجاد شود. ارج نهادن به جايگاهي كه داريد به معناي در لحظه زيستن، عشق ورزيدن به لحظه لحظه زندگي و قدر آن را دانستن است.ارج نهادن به جايگاهي كه داريد آرزوها و روياهايتان را زير سوال نمي‌برد بلكه نيروي اعتماد و احساسات مثبت را تقويت و راه را براي نيل به خواسته‌ها باز مي‌كند.در آخر بايد گفت تفاوت كارآفرينان موفق با ديگران در ديدگاه‌ها، باورها و رفتارهاي آنان نهفته است. بنابراين علاوه بر تغيير عملكرد بايد ذهنيات دروني را هم متحول ساخت و از آن بهره برد.


شما براي موفق شدن در كارتان چه تحولاتي در خود ايجاد كرده‌ايد؟



امیر هوشنگ آذردشتی


منبع :http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-3195-page-1.htm




[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:49 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::         9   10   11   12   13   14   15   16   17   18  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433916 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب