کسب و کارهای کوچک در مورد نیروی انسانی در آمریکا موفق هستند. کارخانهها و کارگاههای کوچک با اشتغالزایی برای بیش از ۶۰درصد نیروی کار در کشور، پیشتاز هستند. با این حال نکتههای تاریکی هم در مورد این فعالیت پرثمر وجود دارد.
یکی از مطالعات مرکز آمار و اطلاعات تایید میکند که شرکتهای کوچک نسبت به کارخانههای بزرگتر آمار بالاتری در جابهجایی کارمندان دارند. بسیاری از شرکتهای بزرگ میتوانند تاثیرات ناشی از جابهجایی کارمندان را به سرعت جبران کنند در حالی که کسبوکارهای کوچک قادر به جبران نیستند.
در بررسی آماری اخیر اتحادیه اصناف کوچک واشنگتن، ۲۴درصد از صاحبان کسب و کارهای کوچک معتقدند که فقدان کارگر کارآزموده و ماهر برای رشد و پیشرفت کسبشان تهدید میشوند. این رقم در سه سال پیش ۱۳درصد بود.
اگر یک صاحب کار کوچک باشید، ممکن است خود را در وضعیت مبهم و ناجوری حس کرده باشید. در آن موقع احساس کردهاید که نیاز دارید کسی را استخدام کنید که بتواند در کسب و کارتان رشدی ایجادکند.
همچنین لازم است کارگران را از منبع نیروی انسانی که پر از افرادی با ویژگیهای خاص است بیرون بکشید. بدون کمک دیگران پولتان هدر میشود. حتی برای کارگرانی که مدام مجبور به تعویض آنها هستید پول بیشتری هزینه خواهید کرد.
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
کار آفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات کارآفرینی نشان میدهد که مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت و نقش کارآفرینی در شکلگیری تحولات اقتصادی در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگیهای فردی و اجتماعی کارآفرینان پرداختند. خانواده، کانونی است که در شکلگیری این ویژگیها، میتواند نقش حیاتی ایفا کند. در جوامع سنتی که مردان نقش «نانآوری» و زنان نقش «خانهداری و تربیت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ایده کسب و کار بیشتر از طرف مرد صورت میگرفت؛ ساختار جدید خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوههای تازهای از بروز خلاقیت و نوآوری را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال این تغییر نگرش؛ شیوه تولید، سبک زندگی و نقشهای والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی شد. به شکلی که هر کدام از والدین با رفتار خود میتوانند در رشد اعتماد به نفس،خلق ایدههای جدید در خانواده و تعیین مسیر شغلی فرزندان، نقشهای اساسی را ایفاء کنند.
کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.
اگر شركتهای كوچك ومتوسط با همان سلسله مراتب پائین به جای ساختار سنتی شركتهای بزرگ بنشیند، روند روبه رشد خصوصیسازی و كار در بازار نوین اهمیت زیادی خواهد یافت و این امر باعث توسعه اقتصادی جامعه و ارتقاء مزایای شركتهای كوچك و متوسط خواهد شد. توسعه یك شركت تا حد زیادی به فعالسازی رقابت در سطح فردی و سازمانی بستگی دارد به طرقی كه بتواند برای آنها مزیتهای رقابتی را ایجاد كند و توسعه و حضور اقتصادی آنها را تضمین كند بنابراین فعالیتها برای راهاندازی كسب و كار جدید یك موضوع سریع و آشكار در سیاستهای اقتصادی هر كشور است.