تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان
اسرار موفقیت کارآفرینان مستقل


اسرار موفقیت کارآفرینان مستقلکسب و کارهای کوچک در مورد نیروی انسانی در آمریکا موفق هستند. کارخانه‌ها و کارگاه‌های کوچک با اشتغالزایی برای بیش از ۶۰درصد نیروی کار در کشور، پیشتاز هستند. با این حال نکته‌های تاریکی هم در مورد این فعالیت پرثمر وجود دارد.
یکی از مطالعات مرکز آمار و اطلاعات تایید می‌کند که شرکت‌های کوچک نسبت به کارخانه‌های بزرگ‌تر آمار بالاتری در جابه‌جایی کارمندان دارند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ می‌توانند تاثیرات ناشی از جابه‌جایی کارمندان را به سرعت جبران کنند در حالی که کسب‌وکارهای کوچک قادر به جبران نیستند.
در بررسی آماری اخیر اتحادیه اصناف کوچک واشنگتن، ۲۴درصد از صاحبان کسب و کارهای کوچک معتقدند که فقدان کارگر کارآزموده و ماهر برای رشد و پیشرفت کسب‌شان تهدید می‌شوند. این رقم در سه سال پیش ۱۳درصد بود.
اگر یک صاحب کار کوچک باشید، ممکن است خود را در وضعیت مبهم و ناجوری حس کرده باشید. در آن موقع احساس کرده‌اید که نیاز دارید کسی را استخدام کنید که بتواند در کسب و کارتان رشدی ایجادکند.
همچنین لازم است کارگران را از منبع نیروی انسانی که پر از افرادی با ویژگی‌های خاص است بیرون بکشید. بدون کمک دیگران پولتان هدر می‌شود. حتی برای کارگرانی که مدام مجبور به تعویض آنها هستید پول بیشتری هزینه خواهید کرد.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 3 فروردین 1391  ] [ 12:05 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
خانواده و کارآفرینی


خانواده و کارآفرینیکار آفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات کارآفرینی نشان می‌دهد که مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت و نقش کارآفرینی در شکل‌گیری تحولات اقتصادی در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگیهای فردی و اجتماعی کارآفرینان پرداختند. خانواده، کانونی است که در شکل‌گیری این ویژگیها، می‌تواند نقش حیاتی ایفا کند. در جوامع سنتی که مردان نقش «نان‌آوری» و زنان نقش «خانه‌داری و تربیت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ایده کسب و کار بیشتر از طرف مرد صورت می‌گرفت؛ ساختار جدید خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه‌های تازه‌ای از بروز خلاقیت و نوآوری را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال این تغییر نگرش؛ شیوه تولید،‌ سبک زندگی و نقش‌های والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی شد. به شکلی که هر کدام از والدین با رفتار خود می‌توانند در رشد اعتماد به نفس،‌خلق ایده‌های جدید در خانواده و تعیین مسیر شغلی فرزندان، نقش‌های اساسی را ایفاء کنند.
اگر خانواده را از دیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می‌رسیم که که خانواده از نظر کمی و کیفی می‌تواند کانون اصلی اندیشه کار و تلاش و پرورش روحیه خلق ایده و کار در افراد باشد. تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد و ساحتهای حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست. وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر و مؤثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند،‌کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب می‌نماید تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدین و یا حرفه‌ای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید، ارزش تلقی می‌شود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده‌ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت، دگرگون می‌سازد. در این مرحله، نوجوان یا جوان ایده‌کاری خود را با خانواده در میان می‌گذارد چه بسا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالاً حمایت مالی و اجتماعی آنها بهره‌مند شود. اینجاست که معیارها و ارزشهای خانواده برای فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسیر کار و تلاش واقع می‌شود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب، آغاز توأم با موفقیت را در راه‌اندازی کسب و کار به همراه خواهد داشت.
میزان تحصیلات، نوع شغل والدین، ساخت خانواده، روابط خانوادگی (خصوصاً رابطه والدین با فرزندان)، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل‌گیری «فرهنگ کار» در خانواده می‌تواند تأثیر داشته باشد. انسانهای متفاوت، توانمندیهای متفاوتی دارند که اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند، ‌می‌توانند با خلق ایده‌های جدید خود، تغییر در روند تولید و بالطبع تغییر در فرآیند تکنولوژی را آسان کنند.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 3 فروردین 1391  ] [ 12:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

کارآفرینی در دانشگاه


کارآفرینی در دانشگاهکارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.
آنچه در شرایط سخت کنونی ضرورت آن در جامعة ما بیش از پیش احساس می شود پرداختن به مقولة کار آفرینی است. زیرا مسلماً کار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجستة خود قادرند در چنین شرایطی منابع را برای ایجاد رشد و توسعه در زمینه‌های تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد نمایند.
سالها است از شیوع تب کار آفرینی در کشور می گذرد اما متاسفانه هنوز پژواک طنین پر طمطراق آن از عرصه های سخنوری، ژورنالیسم و سیاست بر حوزه های علم، برنامه ریزی و عمل نرسیده است. هنوز پس از گذشت سالها، واژه کار آفرینی مفهوم واقعی خود را به اذهان متبادر نمی کند و هنوز دولتمردان و مسئولان مملکتی در سخنرانیها و مقالات خود از این واژه به عنوان راه حلی برای رفع معضل بیکاری استفاده می کنند.
اگر قرار است اقتصاد موفقی داشته باشیم به نظر می رسد باید کار آفرینی را در کشور بیشتر مورد توجه گیرد. ولی متاسفانه چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرور پژوهشی – آموزشی، کار منظم و حساب شده ای در زمینه کار آفرینی انجام نداده ایم. لذا توقع بیجایی است که از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراکز فنی و حرفه ای انتظار داشته باشیم، کار و کسب و فعالیت سازنده ای را تدارک ببینند. همان طور که توقع بیجایی است اگر بدون خلاقیت و کار آفرینی انتظار داشته باشیم سرمایه گذاران ریسکی ( VENTURE CAPITALISTS ) که عامل رشد و توسعه اقتصادی هستند در این کشور سرمایه گذاری کنند.
● پیشینه کار آفرینی
مطالعات نشان می دهد از ابتدای تاریخ بشر انسانها همواره به دنبال پیدا کردن عامل موجه ارزش و عامل تغییر بوده اند و اولین بار دانشمندان علم اقتصاد، به کار آفرینی توجه کردند، عده ای فکر می کردند عامل موجد ارزش طلا و نقره است. عده ای دیگر هم عامل موجد ارزش را در زمین و فعالیت های کشاورزی جستجو کردند که به فیزیوکرات‌ها معروفند. واژه کارآفرین در سال ۱۸۴۸ توسط « جان استوارت میل » به ( Entrepreneur ) به زبان انگلیسی ترجمه شده، او کارکرد و عمل کار آفرین را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کار آفرین را مخاطره پذیری معرفی کرد. بعد از مکتب کلاسیکها، فرد جدیدی به نام « شومپیتر » که از اعضای مکتب اقتصادی آلمان است مقوله ای به نام کار آفرینی مطرح کرد و آنرا به عنوان موتور توسعه اقتصادی معرفی کرد.
● واژه کار آفرینی
واژه کار آفرینی بیش از دو قرن نیست که در ادبیات مدیریت و اقتصاد وارد شده و مانند سایر واژه ها تغییرات زیادی را به خود گرفته و از رشد تکامی برخوردار بوده است. ولی هنوز وفاق عمومی دربارة کار آفرینی در سطوح بین الملل وجود ندارد. البته استنباط رایج و اشتباه از واژه کار آفرینی این است که کار آفرین کسی است که ایجاد شغل می کند اما چنین نیست.
در زبان فرانسوی کلمه ای وجود دارد به معنای « متعهد شدن » یا « آنتروپرونور » ( ENTREPRENDRE ) که(UNDERTAKE) تعریف می شود. در ادبیات کار آفرینی تعاریف بسیار مختلفی برای آن ارائه شده است اما هنوز تعریف رسمی و استانداردی که قابل قبول اکثریت صاحب نظران باشد وجود ندارد، بعضی تعاریف آن عبارتند از :
پیتردراکر می گوید، کار آفرینی یک رفتار است نه یک صفت ویژه در شخصیت فرد کار آفرین. وی می گوید، کار آفرینی کاربرد مفاهیم تکنیک های مدیریت است. استانداردسازی محصول،به کارگیری ابزارها و فرآیندهای طراحی و بنا نهادن کار بر پایه آموزش و تحلیل کار است.
« ژوزف شومپیتر » ( SCHUMPETER) یا پدر کار آفرینی، تعریف کاملی از کار آفرینی در سال ۱۹۳۴ ارائه می دهد. او می گوید، « هر فرآیندی در شرکت که منجر به کالایی جدید، ایجاد روشی جدید، بازار جدید و منابع جدید می شود، می گوییم کار آفرینی رخ داده است » او ویژگی اصلی کار آفرینی را همانا وجود نوآوری به عنوان هسته مرکزی تلاش فرد کار آفرین می داند. شومپیتر معتقد است که در اقتصاد، توسعه زمانی اتفاق می افتد که توسط کار آفرین، نوآوری رخ دهد.
اقتصاد دانان، کارآفرینان را « موتور رشد اقتصادی » جامعه می دانند. جامعه شناسان این گروه را مروج فرهنگ رقابت، نواندیشی و پویایی اقتصادی تلقی می کنند و اندیشمندان مدیریت آنان را از مهمترین عوامل تحرک و نو آوری سازمانی در عصر حاضر به شمار می آورند.
کارآفرینی به خلق ارزشهای مادی و اقتصادی یا کسب و کاری ختم نمی شود. بلکه اگر کار آفرینی را به مفهوم وقعی آن یعنی « ارزش آفرینی » تعریف کنیم، کار آفرینان (ارزش آفرینان ) موتور توسعه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز خواهند بود.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 3 فروردین 1391  ] [ 12:01 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
حمایت از کارآفرینان
حمایت از کارآفریناناگر شركت‌های كوچك ومتوسط با همان سلسله مراتب پائین به جای ساختار سنتی شركت‌های بزرگ بنشیند، روند روبه رشد خصوصی‌سازی و كار در بازار نوین اهمیت زیادی خواهد یافت و این امر باعث توسعه اقتصادی جامعه و ارتقاء مزایای شركت‌های كوچك و متوسط خواهد شد. توسعه یك شركت تا حد زیادی به فعال‌سازی رقابت در سطح فردی و سازمانی بستگی دارد به طرقی كه بتواند برای آنها مزیت‌های رقابتی را ایجاد كند و توسعه و حضور اقتصادی آنها را تضمین كند بنابراین فعالیت‌ها برای راه‌اندازی كسب و كار جدید یك موضوع سریع و آشكار در سیاست‌های اقتصادی هر كشور است.
● توسعه كسب و كارهای جدید، می‌تواند از طریق موارد زیر باشد.
▪ بهبود كارآفرین
▪ بهبود شرایط برای پیدایش یك كارآفرین
▪ دادن اطلاعات و مشاوره برای سرمایه‌گذاران بالقوه
▪ كاهش ریسك برای سرمایه‌گذاری از طریق اقدامات حمایتی مستقیم (حمایت‌های مالی و اعطای اعتبارات)
راه‌اندازی كسب و كارها یك نكته مهم در بازار كار محسوب می‌شود، بویژه اگر خسارت‌های شغلی در بخش‌های صنعتی و یا وقفه‌های كامل در استخدام نیروهای جدید در ادارات دولتی را مد نظر قرار دهیم از طریق ایجاد كسب و كارهای جدید، می‌توانیم تاثیرات مثبتی در رشد اقتصادی، تغییر تكنولوژی و رقابت ایجاد كنیم و هدف ما بیشتر شامل افزایش تمایلات برای نوآوری در شركت‌ها می‌باشد، چرا كه این پدیده باعث رشد شایستگی‌های كاركنان خواهد شد و نكته اصلی قابل بیان در این رابطه توسعه نوآوری‌ها، توسعه درصد شركت‌های نوآور جدید و افزایش تعداد شركت‌ها به طور كلی می‌باشد.
● شرایط رشد كارآفرینان جوان
▪ راه‌اندازی و ایجاد شركت توسط یك گروه انجام گیرد نه توسط یك فرد تنها.
▪ راه‌اندازی و ایجاد كسب و كار از طریق جوانان مورد حمایت قرار گیرد.
▪ برای شروع كسب و كاراز كاركنان بیشتری استفاده شود.
▪ صلاحیت‌ها و قابلیت‌های مدیریتی در بین تاسیس كنندگان وجود داشته باشد.
▪ جستجوی اطلاعاتی و تامین مالی باید تسهیل شود.
▪ تصویر كارآفرین در ذهن جوانان باید بهبود یابد.
● برای حمایت از كارآفرینان جوان باید به موارد خواست دیگری، دقت بیشتری شود كه این موارد می‌توانند از طرف دولت به شكل ذیل باشد.
▪ اصلاح قانون اجرای فعالیت‌های كسب و كار صنعتی و تجاری.
▪ فراهم نمودن امكانات دسترسی آسان به بازار بورس.
▪ تقویت منابع سرمایه جهت تامین مالی اولیه كارآفرینان جوان.
▪ تقویت برنامه‌ها برای افزایش فعالیت‌های نوآور تكنولوژی.
▪ تشكیل صندوق‌های فرشتگان كسب و كار جهت حمایت از كارآفرینان و شركت‌های جدیدالتاسیس.
▪ تامین مالی صندوق كارهای مخاطره‌آمیز تكنولوژی بالا.
▪ برنامه و طرح‌های تقویتی ایده كارآفرینی در تمام سطوح آموزش كارآفرینان جوان.
▪ تقویت ایده‌های نو از طریق ایجاد بازارچه‌های كسب و كار در محل‌هایی كه جوانان كارآفرین حضور دارند.
▪ ایجاد مركز اطلاع‌رسانی مجازی در وزارت خانه‌های اقتصاد و دارای وزارت خانه‌های دیگر كه در توسعه كارآفرینی نقش دارند.
▪ ایجاد مراكز مشاوره‌ای برای موسسین جوان
▪ كاهش قوانین بوروكراسی در سطح وزارت خانه
▪ ارائه سمینارهای آموزشی ویژه كارآفرینان جوان
▪ حمایت از كارآفرینی از طریق پروژه‌ها در مدارس یا بازی‌های شبیه‌سازی.
▪ ایجاد رشته‌های كارآفرینی در دانشگاه‌ها و افزایش دسترسی به اطلاعات كسب و كار تكنولوژی جدید.
▪ افزایش ثبات سیستم اقتصادی و بهبود كارایی سیستم اداری دولت
سیاست‌های حامی توسعه كارآفرینی باید بر روی مناطقی تمركز كنند كه دارای موفقیت اقتصادی بوده و همچنین دارای میزان بالای بقا برای كسب و كارهای جدید می‌باشند. همان گونه كه نتایج بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد كسب و كارهای جدیدتر تمایل دارند در نواحی‌‌ای ایجاد شوند كه دارای تعداد بیشتری از شركت‌های خصوصی می‌باشند یا در مناطقی كه هم مرز با مناطق دارای نرخ‌های بالای كارآفرین می‌باشند چرا كه پیوند فواصل طولانی با احتمال موفقیت كمتری روبرو می‌شود. در نتیجه دولت برای حمایت از كارآفرینان جوان، باید یك محیط كسب و كار مناسب از طریق عوامل انگیزش قوی تاكید بیشتری داشته باشد، دولت می‌توان به طور عمده باعث ارتقاء سطح كارآفرینی در میان جوانان كارآفرین شود به شرط آنكه نسبت به افزایش اعتماد به نفس و ریسك‌پذیری جوانان اقدام نماید.
 
 



[ دوشنبه 3 فروردین 1388  ] [ 11:59 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::         9   10   11   12   13   14   15   16   17   18  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433920 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب