تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

ویژگی های کارآفرینان موفق چیست؟


ویژگی های کارآفرینان موفق چیست؟

اشاره:
اغلب سرمایه گذاران پیش از هر اقدامی به بررسی دقیق نقاط قوت و ضعف طرح های اشتغالی می پردازند. یکی از موسسین شرکت کامبیناتور بنام پاول گراهام در این مقاله بر ایده های افراد مختلف تمرکز می نماید. در اینجا به چهار ویژگی کارآفرینان موفق از لحاظ این نویسنده اشاره می نماییم:

قاطعیت در تصمیم گیری:


این ویژگی بعنوان یکی از ضروریات در شخصیت موسسین شرکت های نوپا تلقی می گردند. در ابتدا تصور این بود که مهمترین ویژگی هوش می باشد که البته ضرورت این ویژگی بر همگان مشخص است، زیرا هیچ شرکتی نمی خواهد موسس آن فردی کند ذهن باشد. اما پس از نیاز به باهوش بودن، قاطعیت یک مدیر در تصمیم گیری امری ضروری است. زیرا لازم است تا شما موانع زیادی را پشت سر بگذارید و نباید براحتی روحیه و انگیزه خود را از دست بدهید.


 هنگامی که قصد دارید کسب و کاری را آغاز کنید که به عقد قراردادهای بزرگ با شرکت های بزرگ نیازمند است، ممکن است ابتدا چنین بنظر برسد که این شرکت ها تمایلی به پذیرش شما ندارند. اما با قاطعیت و پیگیری بیشتر در نهایت به هدف خود دست خواهید یافت.


 


انعطاف پذیری:


 شاید بخواهید برای نشان دادن قاطعیت خود بر این عبارت تکیه نمایید که: "هرگز آرزوهای خودت را فراموش نکن". اما موفقیت در دنیای غیرمنتظره کارآفرینان تازه کار مستلزم این است که آرزوهای خود را به نوعی تغییر دهید و اصلاح کنید. بهترین گزینه ای که من از ترکیب مناسب قاطعیت و انعطاف پذیری ارائه می دهم، کمی عقب نشینی و تفکر بیشتر است.


 در حال حاضر کسی که رکورد دار انعطاف پذیری دنیل گراس از شرکت گرپلین است. وی ابتدا با یک ایده اشتباه بازرگانی اینترنتی وارد شرکت شد. ولی ما به وی گفتیم که اگر ایده ای دیگری ارائه دهد، از آن حمایت خواهیم نمود. سپس وی تلاش نمود تا دو ایده دیگر را ارائه دهد و پس از دو روز کار کردن بر روی آنها و ارائه به مدیران شرکت، توانست با تغییر ایده اصلی خود و تعدیل آن مورد پذیرش همگان قرار گیرد.


 


قدرت تصور:   


 گرچه هوشمندی در امر کارآفرینی از اهمیت بسزایی برخوردار است، چنین بنظر می رسد که عامل مهم تری به نام قدرت تصور و خلاقیت وجود دارد. در حقیقت ارائه ایده های جدید بسیار مهم تر از ارائه راه حلی قدیمی و سریع برای یک مشکل باشد. در دنیای آغاز فعالیت شرکتی اغلب ایده های خوب در ابتدا عجیب و بیهوده بنظر می رسیدند. بنابراین شما نیاز به هوشی خواهید داشت که قادر به ارائه ایده های جدید و شگفت انگیز باشد.


 


شیطینت:


 گرچه اغلب افراد موفق معمولاً افرادی با ویژگی های خوب هستند، در برخی موارد نشانه های نافرمانی از قوانین سنتی نیز در آنها بچشم می خورد. این افراد با توجه به مسائل اخلاقی در پی کشف پاسخ سوالات هستند، اما به اولویت ها چندان توجه ندارند. به همین سبب در اینجا از لغت "شیطنت" استفاده شده است! ایشان به شکستن قوانین اما نه قوانین ضروری اعتقاد دارند. دستیابی به این کیفیت از طریق قدرت تخیل و تصور امکانپذیر می باشد.




[ سه شنبه 15 فروردین 1391  ] [ 6:00 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مزایای کار کردن درمناطق محروم

تمرکززدایی

بخش اقتصاد- همه اهالی پایتخت متفق القولند که شلوغی شهر تهران روز به روز بیستر می شود و ترافیک هر روز از روز قبل آزاردهنده تر است. این مسئله جدای از اینکه می تواند ناشی از فرهنگ حمل و نقل نامناسب باشد، علت دیگری هم دارد و آن تمرکز همه سازمانها و نهادها در شهر تهران است. به علاوه اینکه مهاجرت از شهرهای دیگر به تهران عمدتا به این علت است که فضا و امکانات مناسب در شهرهای کوچک و مناطق محروم به نحوی نیست که افراد را به ماندن در شهرهای خود تشویق کند.

به همین جهت دولت تسهیلاتی را برای کار در مناطق محروم تعیین کرده است که به شرح زیر می باشد:

معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور دستورالعمل نحوه پرداخت فوق العاده‌های مناطق کمتر توسعه یافته و با بدی آب و هوا را ابلاغ کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بنا به پیشنهاد معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری در اجرای بند(الف) ماده 68 قانون خدمات کشوری و به استناد به اختیار حاصل از جزء(ب) بند 11 ماده واحده قانون برنامه بودجه سال 1388 کل کشور، دستور العمل نحوه پرداخت فوق العاده های مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا را تصویب کرد.

براساس این مصوبه که به تایید رئیس جمهور نیز رسیده است، کارمندان شاغل در مناطق کمتر توسعه یافته از فوق‌العاده مناطق کمتر توسعه یافته با توجه به ضریب محرومیت محل خدمت، بر مبنای حقوق ثابت و براساس بهره ‌مند می‌ شوند.

کارمندان شاغل در مناطق کمتر توسعه یافته با مشاغل تخصصی و با مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر با ضریب محرومیت پنج 13درصد، ضریب محرومیت شش 16درصد، ضریب محرومیت هفت 19درصد، ضریب محرومیت هشت 22درصد وضریب محرومیت 9 25درصد فوق العاده دریافت می کنند.

هم چنین بر این اساس کارمندان شاغل در مناطق کمتر توسعه یافته با سایر مشاغل و با هر مدرک تحصیلی با ضریب محرومیت پنج 12درصد، ضریب محرومیت شش 14درصد، ضریب محرومیت هفت 16درصد، ضریب محرومیت هشت 18درصد وضریب محرومیت 9 20 درصد فوق العاده دریافت می کنند.

مهاجرت از شهرهای دیگر به تهران عمدتا به این علت است که فضا و امکانات مناسب در شهرهای کوچک و مناطق محروم به نحوی نیست که افراد را به ماندن در شهرهای خود تشویق کند

براساس این مصوبه کارمندان شاغل در مناطق بد آب و هوا از فوق‌العاده بدی آب و هوا با توجه به درجه بدی آب و هوای محل خدمت، بر مبنای حقوق ثابت و بهره‌مند می شوند.

کارمندان شاغل در مناطق بد آب وهوا با مشاغل تخصصی و با مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر با درجه بدی آب و هوای یک 13 درصد، درجه دو 17 درصد، درجه سه 21 درصد و درجه چهار 25 درصد فوق العاده دریافت می کنند.

هم چنین کارمندان شاغل در مناطق بد آب وهوا با سایر مشاغل و با هرمدرک تحصیلی با درجه بدی آب و هوای یک 11 درصد، درجه دو 14درصد، درجه سه 17درصد و درجه چهار 20 درصد فوق العاده دریافت می کنند.

براساس این مصوبه تا تعریف و تعیین مشاغل تخصصی از سوی شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، تعریف پیش بینی شده در طرح ارزیابی و تخصیص مشاغل تخصصی و تحقیقی ملاک عمل برای تشخیص مشاغل تخصصی خواهد بود. فوق‌العاده های مذکور صرفاً به کارمندانی که به موجب حکم کارگزینی صادره در فهرست مناطق مورد اشاره اشتغال داشته باشند، تعلق می‌گیرد.

براین اساس ، ارقام ناشی از اعمال درصدهای تعیین شده در این دستورالعمل جایگزین فوق‌العاده بدی آب و هوا موضوع بند (6) و مبالغ موضوع بند (7) فصل یکم جداول امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری می‌شود و به میزانی که از فوق‌العاده‌های مذکور در مابه التفاوت کارمندان ذی‌نفع منظور شده است ، از ارقام یاد شده کسر می‌ شود.

مشمولین قانون حالت اشتغال مستخدمین شهید، جانباز از کار افتاده و مفقودالاثر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مصوب 30/6/1372 مجلس شورای اسلامی که از حقوق و مزایای حالت اشتغال بهره ‌مند می ‌باشند در صورتی که محل جغرافیایی پست سازمانی آنها در مناطق کمتر توسعه یافته و بد آب و هوا موضوع تصویب نامه‌های مندرج در بندهای (1) و (2) این دستورالعمل باشد حسب مورد براساس احکام این دستورالعمل از مزایای مربوط برخوردار خواهند شد.

این شرایط گذشته از اینکه شرایط رضایتمندی ساکنان این مناطق را فراهم میکند می تواند محرکی باشد برای اینکه نیروهایی که به تهران مهاجرت کرده اند به شهرهای خود برگردند و ضمن نجات از مشکلات اقتصادی خاص پایتخت به بهبود و توسعه فضای کار شهرهای خود کمک کنند. فروزنده درباره انتقال داوطلبین از تهران چنین گزارش می دهد:

فروزنده معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور گفت: تاکنون 10 هزار کارمند دولتی با ثبت نام خود داوطلب قطعی خروج از تهران هستند. 

این برنامه، برنامه‌ای با هفت محور است که محور اصلی آن تمرکززدایی است یعنی در حال حاضر سازمان‌ها و وزارتخانه دارند برنامه‌ ریزی می‌ کنند که کارهایی که ضروری نیست در تهران باشند، منتقل کنند.

لطف الله فروزنده  در پاسخ به اینکه برخی از وزارتخانه‌ها مثل وزارت مسکن که تنها یک نفر به‎ طور قطعی از تهران خارج شده و افراد چندان تمایلی به خروج از تهران ندارند اظهار داشت: موضوع اصلی این است که بحث انتقال از تهران یک بسته است و جهت‌ گیری اصلی ما این است که فعالیت‌ها واگذار شود و سازمان‌هایی که ضرورت ندارد در تهران باشند، خارج شوند.

وی ادامه داد: روشی که وجود دارد این است که هر فردی داوطلب است  از تهران خارج شود. پس هر فردی که داوطلب باشد و برود ببیند شرایط برایش فراهم نیست، برمی ‌گردد.

فروزنده تأکید کرد: چیزی که مورد توجه است این است که این برنامه‌ای با هفت محور است که محور اصلی آن تمرکززدایی است یعنی در حال حاضر سازمان‌ها و وزارتخانه دارند برنامه‌ ریزی می‌ کنند که کارهایی که ضروری نیست در تهران باشند، منتقل کنند.

وی خاطر نشان کرد: گزارش تک ‌تک دستگاهها به معاونت توسعه انسانی ارائه می ‌شود که 80 درصد دستگاههای دولتی برنامه‌ عملیاتی برای کاهش 40 درصد نیروی انسانی و انتقال مأموریت‌ها به استان‌ها را تدوین کرده‌اند که تا پایان سال 89 دنبال شود اما این تکلیف مستمر بوده و محدود به سال جاری نیست.

معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور گفت: شرکت‌های دولتی و مؤسسات وابسته به وزارتخانه ‌هایی که ضرورت ندارد در تهران باشند بروند و کارهایی که می‎ توان به ‎صورت الکترونیک انجام داد به ‎صورت الکترونیکی ارائه کنند و دیگر لازم نباشد مردم برای انجام کار بخواهند به تهران بیایند و در همان استان‌های سکونت خود، کار را دنبال کنند.

به گفته وی، ما معتقد هستیم این رویکرد مورد توجه همه دستگاه‌ها قرار گرفته است و دستگاه‌ها دارند کار را انجام می‌دهند.

هر چند تمامی مطالب ذکر شده در بالا برای بهبود وضع نا بسامان شهر تهران امید بخش به نظر میرسد، اما تنها در صورتی اثر بخش است که تسهیلات ارائه شده و اقبال مسئولین به این مسئله مقطعی نباشد و در یک برنامه بلندمدت منظم و مداوم ارائه گردد.

خبرگزاری مهر

خبرگزاری فارس




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 12:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کار آفرینان و ویژگی‌های آنان


شکی نیست که طراوت تولید و به دنبال آن اقتصاد در کشورهای جهان در سال‌های اخیر بر موضوع مهمی تحت عنوان کارآفرینی استوار بوده است. بر آنیم که به یاری خدا بیشتر شما را با این مفهوم آشنا کنیم. ابتدا از تعریف کارآفرینی شروع می‌کنیم و بعد به مصادیق آن می‌پردازیم.
کارآفرینی

کار آفرینان، افرادی هستند که فرصت مناسب را برای یک تجارت تشخیص داده و عملا آن را راه می‌اندازند. در بسیاری از بحران‌های اقتصادی افراد کار آفرین رکود اقتصادی را جبران کرده‌اند. در واقع، اکنون نجوایی بین اقتصاددانان، متخصصان بازرگانی و روانشناسان اجتماعی درباره واقعیت زیر در جریان است : کار آفرینان نقشی کلیدی در اقتصاد کشورها و شهرهای خود بازی می‌کنند. به علاوه، آن‌ها تنها برای خود ثروت ایجاد نمی‌کنند، بلکه مشاغل و رونق فزاینده‌ای برای تعداد زیادی از افراد دیگر نیز ایجاد می‌کنند.

با توجه به این واقعیت، تعداد فزاینده‌ای از جامعه شناسان توجه خود را معطوف به درک و فهم این گروه از افراد منحصر به فرد کرده‌اند – افرادی که به یک معنی، از چیزی که در آغاز (هیچ چیزی نیست)، (چیزی) خلق می‌کنند (یک شغل جدید موفق) : اندیشه‌ای برای چیزی جدید، به اضافه نبوغ و سخت کوشی خود.

سوالاتی در این زمینه مطرح است :

 (1) چرا در وهله اول، بعضی افراد تصمیم می‌گیرند که کار آفرین باشند؟

یک عامل مهم در این تصمیم که شخص

کار

آفرین می‌شود، نفوذ اجتماعی است. که به الگو گیری معروف است. به عبارت دیگر، قرار گرفتن در معرض افراد دیگری که

کار

آفرین هستند. می‌تواند دانش و مهارت‌هایی را که آن‌هایی برای

کار

آفرین شدن نیاز دارند (وصرفا ایده این

کار

)، برای آنان فراهم کند. بسیاری از پژوهش‌ها حاکی از آن هستند که در واقع، بودن افراد

کار

آفرین در خانواده یک شخص در تصمیم به

کار

آفرین شدن واقعا نقشی بازی می‌کند. بنابراین، عوامل اجتماعی به روشنی در این تصمیم دخالت دارند.

 کار آفرینان الزاما بیش از دیگران مستعد خطر کردن نیستند، آن‌ها گرایش دارند که در هر موقعیتی سطوح پایین‌تری از خطر را تصور کنند

مطالعات بسیاری نشان داده‌اند که هر چند کار آفرینان الزاما بیش از دیگران مستعد خطر کردن نیستند، آن‌ها گرایش دارند که در هر موقعیتی سطوح پایین‌تری از خطر را تصور کنند. این مسئله به نوبه خود منجر به آن می‌شود که آنان بیشتر تمایل به بی محابا عمل کردن داشته باشند و مشاغل مطمئن را فدای مشاغل جدید نا مطمئن کنند. این افراد تمایل شدیدی به تجربه کردن حوزه‌های جدید شغلی دارند و بسیار برونگرا هستند. آن‌ها از فعالیت‌های جدید و نو آورانه لذت می‌برند و دوست دارند تا از یک فعالیت به فعالیت دیگر بپرند. از این رو، آن‌ها نیاز داشتن به تمرکز عمیق را (که این تمرکز) لازمه آغاز یک شغل تازه است، جالب نمی‌بینند و بنابراین از کار آفرین شدن اجتناب می‌کنند.

کارآفرینی

 (2) چرا بعضی اشخاص در این نقش تا اندازه موفق‌تر از دیگران هستند؟

 

چرا مثلا بعضی از آن‌ها نظیر بیل گیتس، کمپانی‌هایی را بنا نهاده‌اند که دنیا را تغییر داده است، حال آن که دیگران کمپانی‌هایی تاسیس کرده‌اند که یا ورشکست شده‌اند یا سال‌های سال بدون چندان موفقیتی لنگان لنگان

کار

می‌کنند – کمپانی‌هایی که گاهی به آن‌ها مرده زنده می‌گویند. یک احتمال این است که

کار

آفرینان موفق

کار

خود را با یک اندیشه‌ای به روز استثنایی خوب آغاز می‌کنند. اما تعبیر دیگر این است که عوامل اجتماعی، ذهنی و فردی نقش مهمی در این

کار

دخالت دارند.

از جهت عوامل اجتماعی که در موفقیت کارآفرینی نقش دارند، مهارت‌های اجتماعی کار آفرینان – توانایی آن‌ها به تعامل موثر با دیگران (مثلا؛ مهارت در ادراک اجتماعی، ترغیب کردن، ایجاد برداشت مثبت از امور مختلف، سازگاری و انطباق پذیری) – نقش کلیدی بازی می‌کنند.

چرا مهارت‌های اجتماعی کار آفرینان باید چنین اثر نیرومندی داشته یا برای کار آفرینان تا این درجه سودمند باشد؟ شاید به این خاطر است که در طول فرایند ایجاد شغل جدید، کار آفرینان باید از ابتدا روابط اجتماعی جدیدی با افراد مختلف (از جمله؛ مشتریان، تامین کنندگان و کارکنان جدید) برقرار کنند. به علاوه، آن‌ها باید این کار را در محیط‌هایی انجام دهند که بسیار نامطمئن یا بدون ساختار هستند. دقیقا در همین گونه زمینه‌هاست (زمینه‌هایی که افراد نمی‌توانند از روابط وضع شده یا هنجارها و نقش‌های به روشنی تجویز شده عقب بمانند) که مهارت‌های اجتماعی می‌توانند بیشترین فایده را داشته باشند.

کار آفرینان نقشی کلیدی در اقتصاد کشورها و شهرهای خود بازی می‌کنند. آن‌ها تنها برای خود ثروت ایجاد نمی‌کنند، بلکه مشاغل و رونق فزاینده‌ای برای تعداد زیادی از افراد دیگر نیز ایجاد می‌کنند

یک تحریف جریان فکری و ذهنی به هزینه‌های بر باد رفته یا تشدید تعهد معروف است – تمایل به کاهش چسبیدن به تصمیم‌هایی است که بازده منفی اولیه را سبب شده‌اند. کار آفرینان بر این سو گیری فکری پا فشاری دارند که توانایی‌های افراد کار آفرین با افرادی که هرگز شغلی را به راه نینداخته اند (مانند معلمان مدارس و کارمندان دولت) متفاوت است. هم چنین آن‌ها می‌دانند که مشاغل جدید کمتر ممکن است که نتایج مثبت فوری داشته باشند. این ملاحظات منجر به این احتمال کنجکاوی برانگیز می‌شود که کار آفرینان موفق ممکن است آن‌هایی باشند که می‌دانند چه زمانی بر کاری پافشاری کنند و چه موقع به راهبردهای دیگر تغییر جهت بدهند.

هدف اصلی افراد کار آفرین رسیدن به کامیابی یا بازده مثبت است. آن‌ها تمام ابزارهای لازم را برای رسیدن به موفقیت به کار می‌برند. به همین دلیل بیشتر تلاش می‌کنند و از شکست نمی‌هراسند. زیان‌ها را به حداقل رسانده و به سرعت شیوه عمل ناموفقی را که دنبال می‌کردند، رها می‌کنند. 




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:49 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

برداشت عوامانه از مفهوم کارگر

 

در اواخر قرن نوزدهم ميلادي بيش از 400 هزار نفر کارگر در شهرهاي بزرگ امريکا از جمله نيويورک، بالتيمور، سن لوئيس و شيکاگو در اعتراض به شرايط سخت و طاقت فرساي کار در کارخانجات و عدم توجه به پيگيري کارفرمايان و دولت دست به يک اعتصاب بزرگ و همه جانبه زدند.

در  اول ماه مه سال 1886 ميلادي ، پليس امريکا تحت فشار سرمايه داران، کارتل ها و تراست هاي امريکايي براي درهم شکستن اين اعتصابات و فرو ريختن مقاومت کارگران در شهر شيکاگو متوسل به حربه زور و خشونت شدند که در نتيجه اين يورش جمع زيادي از کارگران کشته و مجروح شدند و خيابان هاي شيکاگو به خون کارگران رنگين شد.

کار

کنگره بين الملل دوم که در سال 1889 در پاريس تشکيل شد به ياد کارگران جان باخته شيکاگو روز اول ماه مه را روز کارگر ناميد و در اين خصوص قطعنامه يي نيز صادر شد. با شروع انقلاب صنعتي و افزايش تعداد کارگران و ضرورت تنظيم روابط کار در سال 1919 ميلادي، سازمان بين المللي کار شکل گرفت و اين امر موجب همبستگي بيشتري ميان کارگران جهان شد و اختصاص روزي خاص به عنوان روز جهاني کارگر در ميان همه کارگران دنيا فارغ از نژاد، مذهب، رنگ، ايدئولوژي و عقايد سياسي گسترش يافت و از اين پس روز اول ماه مه به عنوان روز جهاني کارگر گرامي داشته مي شود و در اغلب کشورهاي جهان اين روز، روز تعطيل کارگران محسوب مي شود.

تا قبل از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي در ايران مراسم روز کارگر برگزار نمي شد اما با استقرار نظام جمهوري اسلامي از يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 که تقريباً مصادف با اول ماه مه است روز جهاني کارگر در کشور برگزار مي شود و برابر ماده 63 قانون کار جمهوري اسلامي ايران روز يازدهم ارديبهشت ماه به عنوان روز جهاني کارگر جزء تعطيلات رسمي کارگران کشور است. به لحاظ نقش و جايگاهي که نيروي کار در توسعه و پويايي اقتصادي کشور دارد سخنان فراواني تاکنون در تقدير و ستايش از نيروي کار به ميان آمده است.

به لحاظ آموزه هاي ديني در اسلام براي کارگر ارزش و اعتباري بسيار فراتر از ساير مکاتب و مذاهب در نظر گرفته شده و به تعبير حضرت امام خميني(ره) حق تعالي مبداء کار و کارگري است، همچنين از کارگر با تعابير ارزنده يي چون مجاهد در راه خدا ياد شده است.

در اين نوشتار سعي مي شود به تعدادي از چالش هاي پيش روي جامعه کارگري ايران اشاره شود.

1- دوري از تلقي عاميانه از مفهوم کارگر

ما با دو طرز تلقي از مفهوم کارگر در جامعه روبه رو هستيم. يک طرز تلقي که مي توانيم آن را تلقي عاميانه از مفهوم کارگر تلقي کنيم کارگر را معادل زحمتکشاني مي داند که بيشتر از نيروي بدني خود در فرآيند توليد استفاده مي کنند. در حالي که از نظر قانون کار و قانون تامين اجتماعي همه کساني که در شمول اين دو قانون قرار مي گيرند کارگر محسوب مي شوند و بنابراين طيف بسيار گسترده يي از مديران تا متخصصان برجسته و پژوهشگران و دست اندرکاران امر تحقيق و توسعه تا کساني که فعاليت هاي ساده يدي را انجام مي دهند در شمول چنين عنواني قرار مي گيرند.

بنابراين يکي از مهم ترين وظايف و رسالت هاي سازمان ها و نهادهاي دست اندرکار امور توليد اين است که طرز تلقي عاميانه موجود از مفهوم کارگر را تصحيح کنند، شايد يکي از مهم ترين وجوه ضرورت تصحيح هرچه سريع تر اين نگرش نادرست اين است که هنوز هم هستند کساني که در فرآيند تعقيب خواسته ها و حقوق برحق نيروي کار کشور از ابزارهاي ترحم برانگيزي استفاده مي کنند. در حالي که بخش عظيمي از کساني که براساس قانون کار مي توان به آنها عنوان کارگر را اطلاق کرد، کساني هستند که هيچ نيازي به ترحم هيچ کسي ندارند و اگر حقوق حقه آنها ادا نشود اين جامعه و توان توليدي کشور است که صدمه خواهد ديد.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:25 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

وزارت تعاون و ایجاد اشتغال

وزارت تعاون

 بخش اقتصاد- محمد عباسی وزیر تعاون در گفتگو با مهر در خصوص مسائلی که برای پذیرش مسئولیت اشتغال زایی توسط تعاونی ها مطرح می شود، گفت: اینکه بخواهیم بدانیم کدام وزارتخانه مسئول اشتغال زایی در کشور است، درست نیست چرا که کل ارکان نظام در ایجاد اشتغال و سرعت دادن به آن نقش دارند.

 

وزیر تعاون با اشاره به وظایف مجلس در ایجاد اشتغال ، اظهار داشت: از آنجایی که وزارت خانه ها نمی توانند برای اشتغال در کشور قانونی وضع کنند و این مهم تنها بر عهده مجلس است، از این رو مجلس با وضع قوانین در حوزه اشتغال در جریان اشتغال زایی کشور نقش می آفریند.

عباسی گفت : همکاری دستگاه های مختلف در اجرای برنامه های مختلف می تواند به اشتغال زایی منجر شود و فعالیت افراد مختلف در قالب تعاونی ها با توجه به مفهوم و ماهیت تعاون که همکاری است، ایجاد فرصت های جدید شغلی نیز قابل تحقق است.

وی خاطر نشان کرد: بنابراین علاوه بر حضور مردم در قالب تعاونی ها منجر به اشتغال زایی می شود، هر دستگاهی هم باید خود بتواند به وظایفش عمل کند تا جریان اشتغال زایی در کشور ایجاد شود و در این میان نباید تاثیر تدوین احکام و تامین منابع تسهیلاتی در ایجاد فرصتهای جدید شغلی را نادیده گرفت.

 

وزیر تعاون با تاکید بر نقش مردم در جریان اشتغال زایی گفت: فعالیت یک گروه در ادارات دولتی  یا ایجاد بنگاه توسط آنان در قالب کارآفرینی نیز اشتغال محسوب می شود اما کاری که در وزارت تعاون دنبال می کند پشتیبانی و حمایت از کارجویان است.

عباسی تاکید کرد: اقدامی که وزارت تعاون پذیرفته و خود را در پیشانی کار قرار داده است برای حمایت از کارجویان و توانمند سازی آنها است؛ بنابراین پذیرفتیم که همه کارجویان به سایت وزارت تعاون مراجعه کنند ولی این مسئله به این معنی نیست که سایر ارکان دولت و قوه قضائیه نباید وظایف خود را انجام دهند.

وی بیان داشت: پس همه باید به مسئولیت های خود آگاه باشند چون از نظر قانونی نیز وزارت تعاون همه ابزارهای اشتغال زایی را در اختیار ندارد و وظایف بین دستگاه ها تفکیک شده است.

 

وزیر تعاون افزود: اینکه افراد کارجو به دلیل پراکنده کاری به مراکز مختلفی مراجعه و سرگردان شوند و در نهایت هم نتوانند به خواسته خود برسند، درست نیست. هدایت و پشتیبانی از کارجویان یکی از مواردی بود که ما را به صحنه کشاند.

عباسی با اعلام اینکه برخی به ما توصیه می کردند تا مسئولیت اشتغال را نپذیریم، گفت: آنها می پرسیدند در حالی که برخی افراد آن را از خود سلب می کنند، شما چرا این مسئولیت را می پذیرید؟

وی اظهار داشت: هم اکنون بنیادهای توسعه تعاون و کارآفرینی ابزار مناسبی است که بخش تعاون می تواند در کنار امکانات دولت و بخش خصوصی از آن استفاده کند. باید بگویم حال که می توانیم اقداماتی را داشته باشیم، چرا مضایقه کنیم؟

 

وزیر تعاون خاطر نشان کرد: ما در وزارت تعاون از اینکه نتوانیم به هدف اشتغال زایی نائل شویم، نمی ترسیم و در صحنه هستیم، ضمن اینکه این مهم از مسئولیتها و وظایف ما در وزارت تعاون است.

منبع:  خبرگزاری مهر




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:24 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مشاغل خانگی و ایجاد شغل


کاهش بیکاری و ایجاد اشتغال از جمله اهداف و تکالیف تصریح شده در اسناد بالادستی مانند سند چشم‌انداز و قوانین 5 ساله توسعه کشور است. پس از اجرای طرح بنگاه‌های زود بازده اکنون وزارت کار اجرای طرح مشاغل خانگی را مورد توجه قرار داده و سعی دارد تا مشاغل جدیدی را ایجاد کند.


اشتغال

تکالیف دولت برای ایجاد اشتغال موجب شده تا در سال‌های گذشته متولیان اشتغال، طرح‌های متفاوتی را برای کاهش نرخ بیکاری و اشتغال‌زایی تدوین و اجرا کنند. شاید بتوان طرح بنگاه‌های زودبازده را سمبل طرح‌های اشتغال ‌زایی دست‌اندرکاران این بخش دانست. اما با گذشت چند سال از اجرای طرح مذکور و صرف منابع، بسیاری از منتقدان، این طرح را فاقد دستاورد مناسب برای اشتغال ‌زایی بیشتر قلمداد کرده و از سوی دیگر هنوز آمار دقیقی از تعداد این بنگاه‌ها و مشاغل ایجاد شده ناشی از آن در دسترس نیست.

با این روند  مسئولان در جست ‌وجوی راهکارهای تازه توسعه اشتغال، طرح ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی را ارائه دادند که چندی پیش نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرح مذکور موافقت کردند. اکنون با تصویب نهایی این طرح، دولت موظف است به استناد اصول 28 و 43 قانون اساسی و با توجه به سند چشم‌انداز 20 ساله، مشاغل خانگی را مطابق این قانون و حسب قانون برنامه 5 ساله توسعه ساماندهی و حمایت کند، به‌ نحوی که زمینه ایجاد اشتغال برای اینگونه متقاضیان فراهم شود.

براساس این طرح مشاغل یا کسب و کار خانگی، آن دسته از فعالیت‌هایی است که با تصویب ستاد ماده 3، توسط عضو یا اعضای خانواده در فضای مسکونی در قالب یک طرح کسب و کار بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل گرفته و منجر به تولید خدمت و یا کالای قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی می‌شود. با این وجود تصویب کلیات طرح مذکور در مجلس شورای اسلامی واکنش‌های متفاوتی را به ‌دنبال داشته است.

وزیر کار و امور اجتماعی طرح مشاغل خانگی را عامل ساماندهی فعالیت‌های کنونی در این حوزه قلمداد می‌کند. عبدالرضا شیخ‌الاسلامی در دیدار با رئیس مجلس شورای اسلامی دیدگاه‌های این وزارتخانه در مورد طرح ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی را تبیین و ابراز امیدواری کرد که با تصویب این طرح، بستر مناسبی برای ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و ضابطه‌مند شدن مجموعه فعالیت‌هایی که اکنون در محیط‌های خانگی صورت می‌گیرد، به ‌وجود بیاید.

نوده فراهانی: طرح ساماندهی مشاغل خانگی با قانون نظام صنفی مغایرت دارد و بهتر این است که اگر خواهان اجرای آن هستند، مواردی که در قانون نظام صنفی آمده است را اصلاح کنیم نه آنکه به‌دنبال ایجاد یک کار موازی باشیم

اشتغال

بر همین اساس مشاور معاونت سرمایه انسانی و توسعه اشتغال وزارت کار با اعلام اینکه پرداخت بیشترین میزان تسهیلات به شرکت‎های پشتیبان مشاغل خانگی در اولویت قرار گرفته است، گفت: بهتر است هر چه سریعتر بسته‎های حمایتی پرداخت یارانه تولید بنگاه‎ها برای جلوگیری از تعدیل نیرو تدوین و اجرا شود.

مسلم خانی در با تاکید بر اینکه ایجاد اشتغال یک واژه علمی نیست، گفت: باید از واژه هایی مانند تقویت تولید، تقویت صنعت، درآمد آفرینی و مشابه آن استفاده شود، ضمن اینکه به هر میزان به سمت حمایت از صنعت و تولید حرکت کنیم خروجی آن ایجاد اشتغال خواهد بود.

مشاور معاونت منابع انسانی و توسعه اشتغال وزارت کار در این زمینه که عدم شفافیت آماری در حوزه بازار کار به تردید جامعه از ایجاد فرصت های جدید شغلی دامن می زند، اظهار داشت: مردم خیلی هم منتظر اعلام آمارهای ما در زمینه ایجاد اشتغال نیستند چون خود می توانند خروجی این فعالیت ها را لمس کنند و این موضوع حقیقتی است.

خانی با اعلام اینکه تصمیم گیری شد در کسب و کارهای خانگی بیشترین تسهیلات به شرکت های پشتیبان پرداخت شود، گفت: از این طریق یک شرکت مادر تخصصی خانواده های کار را مورد حمایت قرار می دهد و فعالیت های آنها را از تامین مواد اولیه تا آموزش بر عهده می گیرد.

 مشاغل خانگی، فعالیت‌هایی است که در فضای مسکونی در قالب یک طرح کسب و کار بدون مزاحمت در  واحدهای همجوار شکل گرفته و منجر به تولید خدمت و یا کالای قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی می‌شود

مشاور معاونت سرمایه انسانی و توسعه اشتغال وزارت کار، بیان داشت: همچنین این شرکت ها قرار است تا محصول نهایی را از تولیدکنندگان خانگی دریافت کنند و آن را در بازار بفروشند. بنابراین این موضوع یک نکته کلیدی است که ما در حمایت از مشاغل خرد مدنظر قرار داده ایم.

اما رئیس شورای اصناف کشور این طرح را نوعی موازی‌کاری قلمداد و با بیان اینکه مشاغل خانگی با قانون نظام صنفی مغایرت دارد، اعلام کرده است: کسب در محل‌های مسکونی براساس قانون ممنوع است. قاسم نوده فراهانی معتقد است، ساماندهی مشاغل خانگی که در این طرح پیش‌بینی شده در حقیقت بیشتر از آن در قانون نظام صنفی آمده اما متأسفانه برخی نمی‌خواهند موازی‌کاری‌ها و صرف وقت و هزینه‌های متعدد را بپذیرند!

نوده فراهانی چنین استنباط می‌کند که در شهرها و کلانشهرهایی که مردم در آپارتمان‌ها و طبقات مسکونی زندگی می‌کنند اجرای چنین طرح‌هایی را نمی‌توان متصور بود. طرح ساماندهی مشاغل خانگی با قانون نظام صنفی مغایرت دارد و بهتر این است که اگر خواهان اجرای آن هستند، مواردی که در قانون نظام صنفی آمده است را اصلاح کنیم نه آنکه به‌دنبال ایجاد یک کار موازی باشیم.رئیس شورای اصناف کشورمی افزاید: براساس قانون نظام صنفی نمی‌‌توان برای مشاغل خانگی پروانه صادر کرد.

وی در مورد اینکه تصویب قانون مشاغل خانگی از سوی مجلس با قانون نظام صنفی مغایرت دارد، گفت: اعتراض خود و معایب و محاسن این طرح را به نمایندگان مجلس اعلام کرده‌ایم؛ چراکه در واقع این قانون با قانون نظام صنفی و قانون کار؛ موازی‌کاری دارد و در واقع ما مشکلی با مشاغل خانگی در روستاها و شهرهای کوچک نداریم و عمده بحث ما توسعه مشاغل خانگی در آپارتمان‌هاست؛ چراکه ضمن بر هم ریختن آسایش خانواده‌ها امکان رسیدگی و نظارت به این مشاغل از دست می‌رود و نمی‌توان بر تخلفات صورت‌گرفته نظارت کافی داشت.وزارت کار با این طرح به‌دنبال اشتغال‌زایی بیشتر است اما به‌نظر می‌رسد این طرح اشتغال‌زا نبوده و مغایرت کامل با نظام صنفی دارد؛ چراکه این قانون را تکه‌ تکه کرده است.

 


منبع:خبرگزاری مهر

همشهری




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:22 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

حقوق کودکان چیست؟

 


امروزه دگرگونی های تکنولوژیک وتحولات سریع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و پیامدهای خواسته یا ناخواسته آنها، زمینه را برای بروزوگسترش آسیب های اجتماعی فراهم کرده است.

ازجمله آسیب های اجتماعی که روند روبه گسترش آن نیزمشهود است، وجود کودکان خیابانی است. پدیده کودکان خیابانی یکی ازآسیب های اجتماعی است که نه تنها بخش قابل توجهی از کودکان و نوجوانان را که سرمایه های آینده جامعه هستند، در معرض انواع آسیب ها قرار داده، بلکه جامعه را نیز با زیان های فراوانی روبروساخته است. کودکان ونوجوانان خیابانی کسانی هستند که بنا به دلایل مختلف اعم ازعوامل فردی، خانوادگی واجتماعی جهت تامین معاش ونجات وبقای خود وخانواده شان، ازخانواده وخانه بیرون آمده اند وبه سطح شهروترجیحا خیابانها، پارک ها و... جهت کاروزندگی روی آورده اند.

کودکان کار

 

250میلیون کودک شاغل زیرسن قانونی درکشورهای درحال توسعه

براساس آمارهای موجود، بیش از250 میلیون کودک (14-5 ساله) که معمولا زیر سن قانونی کارمی کنند، ساکن کشورهای درحال توسعه هستند. اگرسن پایان کودکی را زیر18 سال درنظربگیریم، درسال2002 بیش از350 میلیون کودک ونوجوان به جای پرداختن به تحصیل، کارمی کرده اند. ازمجموع کودکان کارنیمی ازآنها درکشورهای آمریکای لاتین وکشورهای آفریقایی ونیمی دیگرنیزدرآسیا به سرمی برند. درایران نیزتعداد کودکان کار به دلایل گوناگون روبه افزایش است، اما آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد. در آمار تخمینی سازمان جهانی کار درسال1995 بیش از71/4 درصد کودکان بین10 تا 14سال درایران ازلحاظ اقتصادی فعال هستند. مسلم است درایران وبه ویژه درشهرهای بزرگ کشورمان، مسئله کودکان خیابانی، پدیده ی روبه رشدی است. به علاوه بحران های اقتصادی نیز در جهان روز به روز درحال افزایش است. اینکه قشر وسیعی از آینده سازان این مرز و بوم از نعمت زندگی سالم و حتی تحصیلات ابتدایی محروم باشند موضوعی است که باید در جهت رفع آن اقدام شود.

ممنوعیت اشتغال کودکان قبل ازسن قانونی

براساس ماده3 قانون حمایت ازکودکان ونوجوانان هرگونه خرید وفروش، بهره کشی وبه کارگماردن کودکان به منظوراعمال خلاف ازقبیل قاچاق ممنوع است

برای بررسی جنبه های حقوقی کودکان کار و خیابانی در جامعه به سراغ یک کارشناس حقوقی رفتیم. محمد رضا کیانی وکیل پایه یک دادگستری درگفتگوبا ایسنا، با بیان مطلب فوق افزود: بالا رفتن هزینه مصرف سرانه کشورووجود تحریمات جهانی وبین المللی همگی درمیزان درآمد، قدرت وتوان اقتصادی خانوارها تاثیر داشته است که این عوامل درافزایش آماراشتغال به کارکودکان نیزموثرخواهند بود. وی به ممنوعیت اشتغال کودکان قبل ازسن قانونی اشاره کرد وگفت: سن قانونی برای فعالیت های اقتصادی کودکان 18 سال در نظرگرفته شده است و قانونی برای ممنوعیت اشتغال به کار کودکان زیر 18 سال تصویب شده است که مورد اجراست. این کارشناس حقوقی اعتیاد والدین و فقر را علت اصلی افزایش اشتغال به کار کودکان عنوان کرد.

براساس ماده3 قانون حمایت ازکودکان ونوجوانان هرگونه خرید وفروش، بهره کشی وبه کارگماردن کودکان به منظوراعمال خلاف ازقبیل قاچاق ممنوع است

وی به ایجاد اختلال درتعادلات روحی براثراعتیاد دراین کودکان اشاره کرد وافزود: اعتیاد والدین ضمن آن که باعث ایجاد اختلال درتعادلات روحی، روانی و فکری آنها براثر معضلات مالی می شود، به کودکان نیزفشارهای روحی وروانی وارد می کند، چه بسا که این کودکان باید به اجباربه انجام فعالیت های سخت وتهیه پول و مواد مخدربپردازند که موجب بروزاختلالات شخصیتی وفکری ونیزخروج ازمسیرتکامل ورشد منطقی درآنها می شود. کیانی در خاتمه به قانون حمایت از کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: بر اساس ماده 3 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان هر گونه خرید و فروش، بهره کشی و به کار گماردن کودکان به منظور اعمال خلاف از قبیل قاچاق ممنوع است و سرپیچی از این قوانین مجازاتی را به همراه خواهد داشت.

کودکان کار

جهانگیری، معاون اموراجتماعی سازمان بهزیستی آذربایجان غربی ازکاهش35 درصدی آمارکودکان کاراستان خبرداد وگفت: طی سال 86 تعداد کودکان کار ارجاع شده به این سازمان 166 مورد بوده است که این تعداد در سال گذشته به118 مورد کاهش یافته است. وی به عنوان نخستین و مهمترین دلیل افزایش سریع تعداد کودکان کار به خبرنگار ایسنا گفت: بحران اقتصادی- معیشتی و فقیر شدن بخش های بزرگی از جمعیت جهان، خانواده ها و کودکان را وا می دارد تا برای بقای خود به هر فعالیتی روی بیاورند. جهانگیری افزود: در این زمینه رابطه میان جمعیت و محیط، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. رشد جمعیت و گسترش شهرنشینی به طوری که امروزه در حال وقوع است، در طول تاریخ بی سابقه بوده است و از آنجا که نحوه زندگی و انتظارات افراد سریعا در حال تغییر است، برای حل معضلات شهری، برنامه ریزی های شهری - جمعیتی نیز اجتناب ناپذیر است. زیرا گسترش شهرنشینی با افزایش پدیده ی کودکان خیابانی در ارتباط است. این مقام مسئول ادامه داد: به طورعمده کودکان به چند دلیل به خیابان ها روی می آورند که مهمترین آنها عبارت است از: کسب درآمد برای خود و حمایت از خانواده هایشان، فرار از مشکلات خانوادگی که به بیزاری کودک می انجامد، فرار از اعمالی که در خانه از آن ها انتظار می رود که معمولا بیش از توانشان است و... . معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی آذربایجان غربی با اشاره به این که خطرات متعددی این کودکان را تهدید می کند، گفت: کودکان کار، بزهکار و منحرف نیستند. اما اگر وضعیت زندگی آنان مورد توجه قرار نگیرد و تغییراتی در آن صورت نپذیرد، به علت ویژگی های زندگی شان، به صورت بالقوه منشاء بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و بزهکارانه اند و سلامت خود و جامعه را نیز در معرض خطر قرار می دهند. وی عمده مخاطرات متوجه کودکان کار را خطرات بهداشتی و دچارشدن به انواع بیماری ها، محروم شدن از تحصیل و آموزش و پرورش، مورد سوء استفاده و آزار جنسی قرار گرفتن، دچار از خود بیگانگی شدن، مورد آزار جسمی و عاطفی قرار گرفتن،، خطرات حوادث مانند تصادف و مرگ، محروم شدن از کسب مهارتهای زندگی، پرداختن به تکدیگری، گرفتار شدن در دام باندهای قاچاق و تبهکار و ... .

کودکان کار

وی درخصوص توانمند سازی کودکان کارگفت: برای کاهش مشکلات و مسائل کودکان باید به توانمندسازی آنان بپردازیم.

توانمند سازی بر سه محور اساسی آموزش، حمایت و مشارکت استوار است. جهانگیری درخصوص اقدامات صورت گرفته برای کاهش آمار کودکان کار از سوی سازمان بهزیستی استان گفت: تجهیز و راه اندازی مرکز ساماندهی کودکان کار، شناسایی و جذب و نگهداری کودکان کار در مرکز، ساماندهی 30 نفر از کودکان کار از طریق روزنامه های جام جم و روزنامه ایران و ساماندهی 12 نفر از کودکان از طریق یکی از ان جی اوهااز جمله اقدامات صورت گرفته برای کاهش کودکان کار در جامعه است.

وی ارائه خدمات مددکاری، روانشناختی و حقوقی به کودکان کار و خانواده های آنها را از حمایت های این سازمان برای کودکان کار در استان عنوان کرد و افزود: تحت پوشش درآوردن خانواده های کودکان از طریق دفتر امور زنان و خانواده در حوزه امور اجتماعی سازمان، پرداخت هزینه تحصیل و درمان، تحت پوشش در آوردن کلیه کودکان در بیمه درمانی و بیمه حوادث و اعزام کودکان به اردوهای تابستانی توسط روزنامه جام جم از جمله حمایت های این سازمان از این کودکان است. جهانگیری آمار کودکان خیابانی استان را 2 هزار و 500 نفر عنوان کرد و افزود: با توجه به اینکه موضوع کودکان خیابانی به قدمت شکل گیری نظام های اجتماعی و فقر شهرنشینی مربوط است، اما عواملی همچون طلاق، فقر فرهنگی، فقر اقتصادی، رشد بی رویه جمعیت، مهاجرت، زلزله، سیل و جنگ نیز در افزایش آمار کودکان خیابانی موثر هستند. وی به شیوه گذران زندگی این کودکان اشاره کرد و گفت: اشتغال به شغل های کاذب، تکدی گری، ولگردی، باج گیری و امرار معاش به شکل بزهکاری را می توان از شیوه های این کودکان برای گذران زندگی برشمرد. معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی آذربایجان غربی چهار دلیل را عامل ایجاد کار خیابانی برای کودکان دانست و گفت: تا زمانی که مشکلات اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و مسائل روانی - زیستی وجود دارد، کودک کار و خیابانی نیز وجود خواهد داشت و افزایش خواهد یافت. چرا که اگر در جامعه ای این چهار عامل با یکدیگر اصلاح نشوند، هرگز به تنهایی اصلاح نخواهند شد.

اعمال حمایت های اقتصادی و معنوی از کودکان، تدوین برنامه های آموزشی همچون آموزش مهارتهای زندگی، آموزش های فنی وحرفه ای، آموزش مهارت فرزندپروری به والدین، تقویت فرهنگ عمومی و بنیه حقوقی جامعه، شناسایی مکان های آسیب خیز، شناسایی خانواده آسیب دیده و در معرض آسیب و ایجاد مراکز ویژه جهت جذب، نگهداری، کنترل و توانمندسازی آنها از راهکارهای کاهش این معضلات است

این مقام مسئول در خاتمه به راهکارهای کاهش کودک آزاری، کودکان خیابانی و کار اشاره کرد و افزود: اعمال حمایت های اقتصادی و معنوی از کودکان، تدوین برنامه های آموزشی همچون آموزش مهارتهای زندگی، آموزش های فنی وحرفه ای، آموزش مهارت فرزندپروری به والدین، تقویت فرهنگ عمومی و بنیه حقوقی جامعه، شناسایی مکان های آسیب خیز، شناسایی خانواده آسیب دیده و در معرض آسیب و ایجاد مراکز ویژه جهت جذب، نگهداری، کنترل و توانمندسازی آنها از راهکارهای کاهش این معضلات است. البته به نظر می رسد مبارزه با رشد و گسترش کودکان کار و خیابانی باید از محیط های اجتماعی کوچک آغاز شود، اما با طرح های مقطعی این مقابله به نتیجه نخواهد رسید و باید در این زمینه از روش هایی بهره گرفته شود که قبلا تجربه شده و نتیجه داده است.

کودکان کار

در طرح مبارزه با این معضل اجتماعی از طریق محیط های اجتماعی کوچک، این مهم از محل ها و توسط مردم هر منطقه صورت می گیرد و طبق آن حتی اصناف مختلف نیز عضوی از این مبارزه محسوب می شوند، چرا که در نهایت به نفع خود آنها نیز تمام خواهد شد.

در همین راستا سازمان بهزیستی باید به منظور تعامل با خانواده های کودکان کار و خیابانی جلسات مختلف آموزشی در زمینه مهارت های اساسی زندگی برگزار و آنان را با آسیب های در معرض تهدید کودکان آشنا کند. در پایان به نظر می رسد نگرش جامعه نسبت به کودکان خیابانی اغلب منفی است و آنان را کودکان مشکل دار که برای جامعه دردسرساز هستند، تلقی می کند. این در حالی است که اگر جامعه از این کودکان حمایت کند و همه اعضای جامعه خود را در قبال این کودکان مسئول بدانند، نه تنها می توانند زندگی سالم را به این کودکان هدیه کنند، بلکه می توانند آینده سالم تری را برای خود، خانواده و جامعه به ارمغان آورند.

دولتها وظیفه دارند از اعضای جامعه در برابر آسیب ها حمایت کنند. این مهم محقق نخواهد شد مگر آنکه تک تک اعضای جامعه نسبت به مسئله کودکان کار و خیابان حساس شوند و به این کودکان به عنوان افرادی با مسائل و نیازهای خاص بنگرند، نه افراد بدی که باید اصلاح شوند، و در راستای حل مسئله آنان دست یکدیگر را بفشارند. بنابراین شایسته است با رویکرد مبتنی بر کمک به کودکان خیابانی با شناخت واقعیت های زندگی آنان و با استفاده از تجربیات موفق کشورها و همچنین همکاری سازمان های ذیربط مانند آموزش و پرورش، بهزیستی، شهرداری، وزارت بهداشت، فنی و حرفه ای و تمام انجمن ها و سازمان های غیردولتی فعال و علاقه مند در زمینه کار کودک، با همراهی و همکاری کودکان و خانواده هایشان، برنامه ای مفید و عملی تدوین و اجرا شود، به طوری که شرایطی فراهم شود تا کودکانی که مجبورند برای کمک به تامین معاش خانواده خود کارکنند، از کارهایی که به لحاظ جسمی و روحی به آنها آسیب وارد می کند، دور بمانند و در مقابل از تحصیل، شادی و کودکی شان فاصله نگیرند

بخش حقوق تبیان

 


منبع: روزنامه رسالت




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:21 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

كارآفرینی در كشور اتریش

كشور اتریش - وین

كشور اتریش با داشتن بیش از هشت میلون نفر جمعیت در اروپای مركزی قرار دارد. این كشور جزء كشورهای صنعتی است و دارای وضعیت اقتصادی خوبی است.  در سال 2000، سرانه تولید ناخالص داخلی این كشور حدود 23000 دلار آمریكا بوده است و میزان بیكاری در آن در حدود چهار درصد تخمین زده می شود.

كارآفرینی و شركت های كوچك و متوسط(SME) در اقتصاد اتریش تاثیر فراوانی دارند و یك و نیم میلیون شغل یا به عبارتی 66.1 درصد از كل مشاغل در صنعت و خدمات را در سال 1997 در این كشور ایجاد نموده اند.

 تعریف كسب و كار متوسط در اتریش كسب و كاری با  11 كارمند می باشد كه بالاتر از حد متوسط اتحادیه اروپاست.

1- برنامه های دولت اتریش در ارتقای كارآفرینی:

اهم اقدامات دولت اتریش در زمینه ترویج وگشترش كارآفرینی به شرح زیر می باشد:

• آموزش برای یك جامعه كارآفرین:

در كشور اتذیش توجه ویژه ای برای تشویق كارآفرینی در مدارس و دانشگاه ها صورت گرفته است و به موازات آن آموزش بیشتر در كسب و كارها نیز مورد تشویق قرار گرفته است. در سال 1998، 47 درصد از شركت های كوچك و متوسط در زمینه آموزش حرفه ای برای كاركنانشان فعال بوده اند. در مدارس اتریش دانش آموزانی كه سن آنها بین 15 تا 19 سال می باشد می باست یك طرح كسب و كار را به عنوان پرژه درسی خود ارائه دهند و یك كسب و كار كوچك را در مدرسه خود به مدت یك سال درسی تجربه كنند. دانش آموزان محصولاتی را تولید و خدماتی را در بازار محلی ارائه می دهند و تمام تصمیم گیری های مربوط به كسب و كار را خودشان انجام می دهند. از سال تحصیلی 1997-1996 تعداد این كسب و كارهای كوچك در اتریش دو برابر شده است.

یك شركت مجازی مدلی از یك شركت واقعی می باشد كه چگونگی رویداد وقایع را برای یك كسب و كار شرح می دهد و همچنین چگونگی ارتباط یك شركت با شركت دیگر و تنوع فرهنگ های كسب و كار را بیان می كند. این مدل در تمام كالج های بازرگانی و مدارس كسب و كار در اتریش اجباری می باشد و برای اهداف آموزش بازرگانی در تمام مدارس حرفه ای توصیه می شود. در اتریش در حال حاضر به طور رایج 850 مورد از این شركت های مجازی وجود دارند كه این تعداد غیر از 3500 مورد در سطح جهانی می باشد.

كرسی مدیریت نوآوری و ایجاد كسب و كار(IUG) در دانشگاه كلاگن فورت از ژوئن سال 1999 به وجود آمده است كه اولین كرسی مدیریت كارآفرینی در اتریش محسوب می شود. موضوعات آموزش و تحقیقات هر دو زمینه اصلی مدیریت نوآوری و ایجاد كسب و كار را شامل می شود. پروژه Technolontakte برای انتشار دانش فنی «از عمل تا عمل» و سازمانی تدوین شد. با حمایت مالی از طرف وزارت فدرال كار و امور اقتصادی، دوره آموزشی جدیدی در اتریش در حال سازماندهی می باشد كه به «ملاقات شركت به شركت» معروف است. این پروژه به كسب و كارهای علاقمند این فرصت را می دهد كه از سایر كسب و كارهای موفق مواردی را یاد بگیرند. بر اساس توافق همكاری های مشترك، كارآفرینان اتریشی می توانند در رشته های مشابه در كشور آلمان شركت كنند.

• دسترسی به منابع مالی برای شركت های كوچك تر و در یك مرحله زودتر، تامین مالی برای گسترش شركت ها با تكنولوژی بالا

با اصلاح قانون ارتقای SME‌ در دسامبر 1998، سقف مسئولیت بانك تضمین كسب و كار كوچك Burgesاز 450 میلیون دلار به 700 میلیون دلار افزایش یافت. علاوه بر آن بانك OHT  دویست و سی میلیون دلار برای تضمین اعتبارات تصویب نموده است.  وزارت فدرال امور مالی به نمایندگی از طرف دولت مركزی اتریش تضمین نموده كه در صورت موجود نبودن منابع ، ضمانت های این دو بانك را انجام دهد .در طی سال 2000 سقف اعتبار برای یك وام تنها، افزایش بیشتری یافته و از 650 هزار دلار به 1600 هزار دلار رسیده است.

تضمین اصل سرمایه:  به منظور بهبود ساختار مالی شركت های كوچك و متوسط از طریق بیمه گری و تضمین برای حفظ اعتدال این شركت ها طراحی شده است. این تضمین، ریسك ورشكستگی گروه های تامین كننده سرمایه برای كسب و كارها را پوشش می دهد.

برنامه بورس برای فرشتگان كسب و كار: از اواخر سال 1996 اجرا شده است. هدف از این برنامه گردآوری كسب و كارهای در حال گسترش است كه در جستجوی سرمایه و سرمایه گذارانی است كه دارای سرمایه و تجربه مدیریت می باشند. به عنوان نمونه یك شبكه فعال فرشته كسب و كار در اتریش وجود دارد كه شامل 55 سرمایه گذار بوره و جمعا 34 میلیون دلار برای 49 كسب و كار فراهم كرده است.

برنامه تامین مالی اولیه: به منظور كمك به اجرای كسب و كارهای جدید و گسترش كسب و كارهای موجود اجرا شد. این برنامه هر ساله 10 تا 15 كسب و كار با تكنولوژی بالا را از بین بیش از 200 درخواست انتخاب كرده و آنها را تامین مالی می كند.

• دسترسی به تحقیق و نوآوری و استفاده بهتر از پتنت ها توسط SME‌ها

برنامه ارتقاء نوآوری و استفاده از تكنولوژی FINT:

این برنامه فعالیت هایی را پوشش می دهد كه شامل كمك به SME هایی است كه نیاز به تغییر و نوآوری دارند و برای آنها روشهای جدید برای نوآوری را توسعه می دهد. یك لوح فشرده با عنوان موفقیت از طریق تغییر وتحول برای كمك به كارآفرینان در این زمینه تهیه شده است تا نیاز به تغییر را تشخیص دهند و مشكلات را حل كنند.

تخفیف تحقیقاتی : برای هزینه های توسعه یا بهبود ابداعاتی كه از نقطه نظر اقتصاد ملی با ارزش هستند، اختصاص یافته است. برای این تخفیف  ارزش ابداعات طراحی شده یا تكمیل شده باید از طریق یك گواهینامه از طرف وزارت فدرال كار و امور اقتصادی مورد تائید واقع شود تا این تخفیف به شركت ها داده شود.

برنامه KPlus: به منظور بهبود همكاری های مشترك میان علم و دنیای كسب و كار و كاربرد تحقیق در مقیاس رقابت بین المللی اجرا گردید. لذا مراكز مهارت در حال ایجاد می باشند و برای یك دوره محدود تحت یك روش انتخاب رقابتی بر اساس معیارهای كیفی شركت حمایت می شوند. تا كنون ده مركز KPlus ایجاد شده و دو مورد نیز در حال گرفتن مجوزهای لازم می باشند. برای افزایش این مراكز، تبلیغاتی نیز در حال انجام است.

• بهبود دیدگاه خدمات حمایتی

برنامه YEN (شبكه شركت های جوان):  برای ارتقاء كسب و كار (WIFI) از سوی اتاق بازرگانی و صنعت وین برای ارائه خدمات مجازی  به ایجادكنندگان شركت ها و كارآفرینان جوان ایجاد شد. این شبكه در حال حاضر با اطلاعات زیاد بر روی اینترنت موجود می باشد و اطلاعاتی را در زمینه اقدامات اضافی حمایتی «مراكز مشاوره، انشارات و ...» ارائه می دهد.

برنامه EU_Info_Broker : یك برنامه كمكی اتحادیه اروپا می باشد كه به صورت پایگاه داده ها در دسامبر 1997 ایجاد شده است و توسط مركز اطلاعات اروپا (اتحادیه صنفی اتریش) با حمایت مالی قابل ملاحظه از طرف وزارت فدرال كار و امور اقتصادی توسعه یافته است. این برنامه به سئوالاتی از قبیل انرژی، تحقیق، جوانان، SME ها و همچنین انواع حمایت ها (برای مثال سهامداران،اهدای وام ها و ...) پاسخ می دهد.

• بهبود امور دولتی

قانون كمك به راه اندازی كسب و كارها(NEUFOG):

تحت قانون رفورم مالیات 2000 تصویب شد. این قانون معافیت از انواع مالیات ها، حق الزحمه، باطل كردن تمبر، مالیات انتقال مستقیم و مالیات های سرمایه گذاری را برای راه اندازی كسب وكارها فراهم می كند.

• بهبود استخدام و شرایط كاری

از ژانویه 1999 كارفرمایان با بیش از 50 كارمند می توانند تعهدات و مسئولیت های خود را در زمینه ایمنی و بهداشت شغلی در محل كار را به طور مجانی با استفاده از مراكز پیشگیری كه توسط شركت های بیمه حوادث دایر شده اند اجرا كنند. یك اصلاح كه در «قانون زمان كاری» صورت گرفته است، بیشتراز قبل زمان كاری را انعطاف پذیر ساخته است.

كشور اتریش - وین

2- حمایت از كارآفرینان جوان از طریق آموزش و مشاوره

دنیای كار در آینده به طور فزآینده ای از طریق خود اشتغالی تعیین خواهد شد. اگر شبكه های واحد های كوچك و مستقل با سلسه مراتب پائین به جای ساختارهای سنتی شركت ها  درآیند، اهمیت زیادی خواهند یافت. همچنین روند رو به رشد خصوصی سازی و كار در بازار نوین مزایای شركت ها كوچك و متوسط را ارتقاء خواهد بخشید. توسعه یك شركت تا حد زیادی به فعال سازی رقابت در سطح فردی و سازمانی بستگی دارد به طوری كه بتواند برای آنها مزیت های رقابتی ایجاد كند و توسعه و حضور اقتصادی آنها را تضمین كند. بنابراین تقویت فعالیت ها برای راه اندازی SME ها یك موضوع صریح و آشكار در سیاست های اقتصادی اتریش بوده است.

برای كارآفرینان جوان موارد زیادی طرح و برنامه وجود دارد كه توسط ایالت ها و بخش ها، اتاق های بازرگانی یا سایر موسسات ایجاد شده است كه بعضی از آنها عبارتند از : شروع به كارهای خاص، مشاوره و راهنمایی چك لیست ها، كتابچه های راهنما و سمینارهای اطلاعاتی.

در سطح ایالتی سه دسته اقدام مورد توجه كارآفرینان جوان قرار دارد:

الف) برنامه های حمایتی برای كارآفرینان جوان كه به صورت كمك های مالی تسهیلات را در اختیار آنها قرار می دهد. این تسهیلات برای راه اندازی شركت می باشد.

ب) برنامه های تامین مالی برای حمایت از راه اندازی كسب و كارها در زمینه تكنولوژی های جدید، با مهارت های فنی برجسته كه هزینه ها را برای متخصصان خارجی و ... به صورت كمك های مالی پرداخت می كند.

ج) طرح پس انداز برای تاسیس كنندگان كه به موجب آن می توان حق بیمه برای راه اندازی كسب و كار را به صورت مالی و اعتبارات سرمایه گذاری طلب نمود.

3- مشكلات كارآفرینی در اتریش

با مطالعه انجام شده، مشكلات كارآفرینی و شركت های كوچك و متوسط عمدتا به صورت زیر است:

سیستم مالیاتی اتریش كه ایجاد و ادامه كار شركت ها را مشكل می سازد.

محیط قانونی كه می تواند به عنوان مانع بر سر فعالیت های كسب و كار قرار گیرد (تاسیس بازارچه كسب و كار از اقدامات دولت اتریش در رفع این مانع می باشد)

4- برنامه های كارآفرینی در دانشگاه های اتریش

سه برنامه كلیدر این زمینه در كشور اتریش  وجود دارد:

برنامه «دانشمندان كسب وكار تاسیس می كنند، دانشمندان كسب و كار راه اندازی می كنند»:

هدف از این برنامه فعال كردن اقتصاددانان دانشگاهی در مسیر نوآوری و كاربرد نوآوری است. این برنامه در سال 1986 آغاز شده كه از تاسیس و راه اندازی طرح های دانشگاهیان تا سقف 23000 دلار

حمایت

می كنند.

برنامه «رقابتی ایده تا كسب و كار»: هدف از این برنامه ایجاد اقتصاد روان،‌انتقال تكنولوژی نو، حمایت از ایده های نو و انتقال آن به بازار، برنامه ریزی رقابتی كسب و كارها و ایجاد شبكه های تاسیس می باشد. این برنامه در سال 2000 شروع گردید و میزان حمایت مالی آن حدود چهار میلیون دلار می باشد.

برنامه تاسیس مركز:

هدف از این برنامه افزودن دائمی تعداد دانشگاه ها به بحث كسب و كار، توسعه توانایی ایجاد موسسات از طرف دانشگاه ها و مدارس عالی خارج از دانشگاه، بهبود مسیر تحقیقات برای برای ایجاد شركت،

حمایت

از انتقال تكنولوژی، استفاده از روش های مختلف آموزشی، تدریس بیشتر رشته كارآفرینی در دانشگاه های مهندسی و بازرگانی است.

جهت تشویق به كارآفرینی، فرد كارآفرین « كسی كه ایده یا فكر نو دارد» می تواند حداكثر دو سال در این مركز بماند و هزینه های شخصی برای یك و نیم سال توسط وام بدون بهره تامین خواهد شد.

كارآفرینی در دانشكاه های اتریش:

در كلیه دانشگاه های ذیل آموزش، تحقیقات و مشاوره در زمینه كارآفرینی انجام می شود:

دانشگاه كرنر- دانشگاه كلاگن فورت – دانشگاه صنعتی گراز – دانشگاه یوهانس كپلر لینز – دانشگاه اقتصادی وین- دانشگاه كارل – فرانسز – كراز

 

نویسندگان: مهندس ناهید شیخان – مهندس رضازاده – دكتر محمود احمد پور داریانی

منبع: نشریه كارآفرینان




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:12 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

موانع ایجاد کارآفرینی

پیامدهای مثبت توسعه کارآفرینی در اقتصاد کشور بیش از سایر اثرات آن مورد توجه قرار گرفته است. به باور محققین، کارآفرینان از رسیدن نظام اقتصادی به تعادل ایستا جلوگیری می‌کنند و به واسطه رفتارهای فرصت جویانه خود، اقدام به فرصت سازی برای کلیت نظام اقتصادی می‌نمایند. تاثیرات دیگری نظیر ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی نیز مدنظر پژوهشگران بوده است.

علت رشد پایین اقتصادی در بخش خصوصی نه تنها فقدان فرهنگ کارآفرینی است بلکه در هر سه مرحله از ایجاد یک فعالیت کارآفرینی، موانع نهادی و ساختاری بسیاری وجود دارد که باید برای آن‌ها چاره‌ای اندیشید.

کارآفرینی

الف) موانع کارآفرینی در مرحله آموزش و زمینه سازی

ضعف آموزش عالی:

در کشورهای اروپایی و آمریکا، مباحث کارآفرینی از چنان اهمیتی برخوردارند که در دوره کارشناسی و کاشناسی ارشد همه رشته‌های دانشگاهی حداقل یک درس با عنوان کارآفرینی ارائه می‌شود؛ به جهت اهمیت موضوع، کاربردی بودن درس و همچنین منافع بسیار زیاد مشاهده شده از آن، مهارت‌های ارائه شده در این درس به دقت و متناسب با اهداف و سیاست‌های کلان اقتصادی تعیین می‌شوند.

لیکن در ایران -علیرغم توجه بیشتر در سال‌های اخیر- هنوز هم اهمیت موضوع برای تصمیم‌گیرندگان مشخص نیست و به دوره‌های آموزشی خارج از برنامه درسی اکتفا شده است. علاوه بر این، آموزش‌های ارائه شده نیز، در یک نظامِ متناسب با سیاست‌های کلان کشور تهیه نشده است.

ریسک‌گریزی:

محیط خانواده، مدرسه و جامعه به گونه‌ای است که غالب جوانان، حتی قشر تحصیل‌کرده را به سمت حرفه‌های با درآمد مطمئن و بدون ریسک سوق می‌دهد.

نگرش نادرست به پول و ثروت:

علیرغم تقدس ثروت در اسلام، به عنوان یک "ابزار" برای زندگی بهتر، فرهنگ شکل‌گرفته در جامعه نگرش درستی نسبت به پول نداشته و به ثروتمند همواره به چشم شیاد و دزد نگریسته می‌شود. به این ترتیب افراد نه به دنبال نفع شخصی خود می‌روند و نه به دنبال یافتن راه‌های صحیح کسب درآمد بیشتر هستند.

عدم توجه به آموزش حین کار و توانمندسازی افراد: علاوه بر خانواده و مدرسه یکی از فرصت‌های مناسب آموزش مهارت‌های کارآفرینی آموزش حین کار است که در کشور به آن توجهی نمی‌شود.

ب) فقدان عوامل انگیزش در مرحله تحرک کارآفرینی

انگیزش آن چیزی است که باعث می‌شود فرد اقدام به فعالیت کارآفرینی کند و شامل الگوهای رفتاری، شبکه افراد پشتیبان روحی و شبکه افراد پشتیبان تخصصی است.

کشورهایی که در آنها میزان فعالیتهای کارآفرینانه بالاتر است به واسطه طبیعت کارآفرینی در تطبیق با تغییرات ، قادرند تا در اقتصاد جهان موقعیت بهتری کسب کنند

فقدان الگوی رفتاری مناسب:

به جهت مخفی بودن موفقیت افراد پر تحرک و کارآفرین و همچنین عدم پوشش رسانه‌ها و بی‌توجهی به موفقیت این افراد، از جهت الگوهای مشخص و موفق، انگیزشی در جامعه ایجاد نمی‌شود.

فقدان شبکه پشتیبان روحی:

نه تنها محیط خانواده، مدرسه و جامعه جوانان را به سمت حرفه‌های با درآمد مطمئن و بدون ریسک سوق می‌دهد بلکه به صورت یک عامل ضد انگیزشی از فعالیت‌های کارآفرینانه آنها نیز جلوگیری به عمل می‌آورند.

فقدان شبکه پشتیبان تخصصی:

 به جهت قدرتمند بودن بخش عمومی در کشور و انحصار دولتی، تاکنون یک بخش خصوصی قوی و پویا در اقتصاد شکل نگرفته است. لذا حتی با اقدام برای فعالیت کارآفرینانه، کارآفرین ناچار است برخی از مشکلات و اشتباهات را خود تجربه کند تا حرکت و مسیر صحیح را بیابد.

تضمین بقای شغل:

سازمان دولت، بزرگترین استخدام‌کننده نیروی کار تحصیل‌کرده در کشور است. به علاوه دولت سعی در حفظ نیروی کار خود دارد. به همین منظور به جای اخراج صاحب یک منصب، با تغییر شغل وی، در قسمت دیگر دولت از خروج این نیروها جلوگیری می‌کند. در حالی‌که خروج این نیروها از دولت به معنی ورود آنها به بخش خصوصی و به احتمال بسیار زیاد کارآفرین شدن آنهاست.

ج) موانع کارآفرینی در مرحله جهش (منابع و فرصت‌ها)

موانع موجود در کشور، باعث خروج کارآفرینانِ با انگیزه و کاهش فعالیت‌های ایشان شده است. برخی از این موانع عبارتند از:

انحصار دولت:

نامشخص بودن موفقیت افراد پر تحرک و وجود شواهد و شایعاتی مبنی بر اینکه "به علت ساختار انحصاری دولت، همواره تحرک در جامعه با شکست مواجه شده است" باعث می‌شود که افراد، تمامی فرصت‌های فعالیت را در دست دولت بدانند. لذا اقدام به جستجو برای یافتن فرصت‌های بکر نمی‌کنند و روحیه سکون بر جامعه حاکم می‌شود.

كارآفرینی

سرکوبی خلاقیت:

درآمد نفت باعث شده است که دولت در عمل خود را بی‌نیاز از خلاقیت مردم بداند و لذا به نیروی انسانی خلاق توجهی ندارد. جهت‌گیری‌های دولت نهم در مورد مهاجرت نخبگان و کم اهمیت دانستن خروج سرمایه‌های عظیم انسانی شاهدی بر این مدعاست. علاوه بر این، ماهیت نو بودن فعالیت کارآفرین ضرورت شفاف شدن قوانین مالکیت معنوی‏، حق امتیاز، پروانه ثبت اختراع و... را روشن‌تر می‌کند.

ناامنی حقوق مالکیت خصوصی:

از یک طرف تصور اینکه دولت ممکن است همچون گذشته اقدام به مصادره شرکت‌ها نماید و مداخله بیش از حد دولت در تعیین دستمزدها، قیمت محصول، قیمت سرمایه، نرخ ارز و... از طرف دیگر، باعث شده است که افراد احساس کنند در تملک محصول کار و تلاش خود اختیار چندانی ندارند.

قانون ناکارآمد:

 اخیراً در جامعه این تفکر رواج یافته است که "در صورت شکایت شما از کلاهبرداریِ 10 میلیون تومانی یک فرد، مطمئنا به حق خود خواهید رسید، اما باید ضمن اینکه 15 میلیون تومان خرج می‌کنید، 5 سال در راهروهای دادگستری رفت و آمد کنید!! ". این تفکر حتی در صورتی که نادرست باشد، مانع از فعالیت کارآفرینی می‌شود.

رانت و تبعیض:

در همه جای دنیا رانت وجود دارد. بررسی‌های اقتصادی نشان می دهد که در این بین، کشورهایی که توانسته‌اند مردم را قانع کنند که با تبعیض‌های اجتماعی و رانت مبارزه مؤثر شده است به رشد بالاتری دست پیدا کرده‌اند. لیکن علیرغم سفارشات دینی و قانونی، عدم توجه به این مسأله حیاتی، تحرک اجتماعی را در کشور تضعیف نموده است.

در کشور ما مراکز حمایت از کارآفرینان بسیار محدود و کارآفرین با تمام مشکلات ضمن تلاش جهت تبدیل ایده به محصول باید تمام خطر سرمایه گذاری را خود عهده دار باشد. مراکز حمایت از کارآفرینان به دلیل نداشتن پشتوانه مالی و عدم حمایت جدی از طرف نهادهای ذیربط قادر نیستند پاسخگوی نیازهای مالی کارآفرینان باشند . کارآفرینان با ایجاد (SMEها ) با سرمایه محدود خود و گاهی با دریافت مقداری وام وارد یک حرکت اقتصادی و صنعتی می شوند و در بسیاری از مواقع زندگی و امکانات خود را در راه توسعه صنعتی از دست می دهند. با تولید دانش فنی یک محصول ، توسط کارآفرین ، شرکت های تولیدی خارجی توسط عوامل خود در کشور از این توانایی ها اطلاع یافته و قیمت محوصل خود را چنان پایین می آورند که کارآفرین توان رقابت را از دست داده و در مدت کوتاهی هستی خود را از دست بدهد. در این مواقع اگر کارآفرین حمایت نشود چگونه می توان انتظار داشت کارآفرینی و ایجاد (SME ها) در کشور توسعه یابد.

 


منابع : اتحادیه صادرکنندگان خراسان رضوی/بنیاد توسعه کارافرینی و تعاون




[ پنج شنبه 10 فروردین 1391  ] [ 11:58 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

درآمدی بر كارآفرینی

كارآفرینی
كارآفرینی موتور توسعه اقتصادی است. آنچه كارآفرینان مخاطره جو انجام میدهند نوعی "تخریب خلاق" در نظام اقتصادی و ایجاد ساختارها و مناسبات اقتصادی جدید است.

در سالهای اخیر رشد كارآفرینی بر اساس تكنولوژی اطلاعات به حدی بوده كه عصر ما را به عصر كارآفرینی موسوم كرده است. كارآفرینی، فرزند ایده های تجاری جدید است و همواره در سیمای كسب وكارهای نو تجلی میكند. اما شكفتن ایده های نو، اغلب نیازمند استفاده از تكنولوژیهای جدید است و اصطلاحاً به "كارآفرینی تكنولوژیك" منجر میشود. مقاله كوتاه حاضر دریچه زیبایی به سوی كارآفرینی باز میكند.

وقتی انسانهای اولیه "ابزارسازی" را كشف كردند، اولین كارآفرینان تكنولوژیك ظهور نمودند. آنها ابزارهایی را برای دیگران می ساختند و آن ابزارها را با غذا و سایر مایحتاج خود معاوضه میكردند. قدمت واژه كارآفرین به سال ۱۷۰۹ میلادی برمیگردد. "سی" ، اقتصاددان قرن هجدهم، كارآفرین را فردی تعریف كرد كه "منابع اقتصادی را از حوزه های با بهره وری پایینتر بیرون میكشد و آنها را به حوزه های با بهره وری و سود بیشتر منتقل میكند". در نیمه اول قرن بیستم، "شومپیتر" ، اقتصاددان و نظریه پرداز اجتماعی، مطالب گستردهای پیرامون كارآفرینی و تأثیر آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپیتر این بود كه كارآفرینانِ نوآور موجب نوعی "عدم تعادل پویا" در اقتصاد میشوند.

وی، فرد كارآفرین را یك "تخریب گر خلاق" قلمداد میكرد كه با تجاری سازی نوآوری و جا انداختن آن در محیطی كه قبلاً فاقد آن بوده، تعادل اقتصادی را بر هم میزند. بعد از شومپیتر، محققان زیادی مباحث كارآفرینی را دنبال كردند. پیتر دراكر، پیر مدیریت، در سال ۱۹۸۵ كتابی پیرامون اصول نوآوری و كارآفرینی نوشت. صاحبنظران در مباحث استراتژیك، همچون مینتزبرگ نیز مباحث كارآفرینی را در آثار خود مطرح كردند. هم اكنون ادبیات گسترده ای در این زمینه در سطح بین المللی وجود دارد كه مقوله  كارآفرینی را به طور اعم و مقوله كارآفرینی تكنولوژیك را به طور اخص مورد بحث قرار میدهد. در طول تاریخ، كارآفرینان از تبار نخبگان بوده اند. نخبگان كارآفرین سنتی كه به دوران اولین انقلاب صنعتی تعلق داشتند و با صنایع سنگین آن زمان در ارتباط بودند، از سیاستهای حمایت از صنایع داخلی جانبداری می كردند. آنان با ایجاد نوعی روابط "كارتل گونه" تلاش میكردند قیمتها را در سطح ملی بالا ببرند.

با ورق خوردن تاریخ، نسل دیگری از كارآفرینان ظهور كرده اند كه با "صنایع مبتنی بر دانش" ارتباط دارند. این نخبگانِ كارآفرین در ابتدا از حوزه هایی چون شیمی، برق و خودرو سر برآوردند. در آخرین دهه های قرن بیستم، با رونق تكنولوژی اطلاعات، سر فصل دیگری در مبحث كارآفرینی تكنولوژیك پدید آمد. كارآفرینانی چون بیل گیتس، مفهوم تخریب خلاقانه شومپیتر را با تكیه بر تكنولوژی اطلاعات به تصویر كشیدند. در سالهای اخیر، رشد كارآفرینی تكنولوژیك بر مینای تكنولوژی اطلاعات به حدی بوده است كه برخی صاحبنظران، اطلاق "عصر كارآفرینی" به عصر حاضر را ناشی از همین رویداد میدانند. در یك نگاه تاریخی به كارآفرینی تكنولوژیك، دو الگوی عمده را تشخیص میدهیم.

در دویست سال گذشته، كارآفرینی از الگوی "مخترع كارآفرین" به سمت الگوی "نوآورـكارآفرین" متمایل شده است. الگوی "مخترع كارآفرین" با افرادی مثل آلفرد نوبل (مخترع دینامیت)، گراهام بل (مخترع تلفن) و توماس ادیسون (مخترع چراغ برق) و غیره مشخص میشود. الگوی "نوآورـكارآفرین" نیز با افرادی مثل بیل گیتس (پدیدآورنده سیستمهای عامل كامپیوتر) و گوردن مور (پدیدآورنده ریزپردازنده ها) مشخص میگردد. هر چند مخترعان هنوز هم بنگاههای كارآفرینی تكنولوژیك تأسیس میكنند، عمده تازه واردان به بازار را نوآوران كارآفرین تشكیل میدهند.

نویسنده : مهندس علیرضا بوشهری

اندیشكده صنعت و فن آوری (آصف)




[ پنج شنبه 10 فروردین 1391  ] [ 11:57 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

شغل چگونه ایجاد می شود؟

اشتغال

بخش اقتصاد- اشتغال زایی یكی از مشكلات فراروی هر جامعه است و از آن جا كه بی كاری معضلات عظیم اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد، لذا توجه به رفع این مشكل در راس برنامه های اقتصادی دولت ها قرار دارد.

کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال از جمله اهداف و تکالیف تصریح شده در اسناد بالادستی مانند سند چشم‌انداز و قوانین 5 ساله توسعه کشور است.

برای پایین آوردن نرخ بیکاری راه حلهای متفاوتی از طرف متخصصین و اقتصاددانان پیشنهاد شده است که اولین و مهمترین آنها سرمایه گذاری در تولید است. دوم استفاده از تجارب سایر کشورها بر عنوان یک راهنما و الگوهای تجربه شده مورد توجه است. بر اساس گزارشات (LIO) چین از سال 1987 تا 1997 بیش از 160 میلیون فرصت شغلی ایجاد کرده، در سالهای 1980 تا 1990کشورهایی چون، هنگ کنگ، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی با تولید و توزیع انواع نرم افزارهای الکترونیکی مشکل بیکاری خود را حل کرده اند و به اشتغال نسبتاً کاملی دست یافته اند. سوم ایجاد ثبات و امنیت سرمایه گذاری برای تولیدکنندگان داخلی، سرمایه گذاران خارجی و بکارگیری شیوه های نوین تولید، توزیع کالاها و خدمات است

آن چه در این راستا مهم است اولویت بخشیدن برنامه های حمایتی دولت ها برای جهت دهی به آن دسته از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی است كه نیل به این هدف را در كوتاه ترین زمان و كمترین هزینه میسر سازد.

بنگاه های زودبازده

این واقعیات موجب شده تا در سال‌های گذشته متولیان اشتغال، طرح‌های متفاوتی را برای کاهش نرخ بیکاری و اشتغال‌زایی تدوین و اجرا کنند. شاید بتوان طرح بنگاه‌های زودبازده را سمبل طرح‌های اشتغال‌زایی دست‌اندرکاران این بخش دانست. اما با گذشت چند سال از اجرای طرح مذکور و صرف منابع، بسیاری از منتقدان، این طرح را فاقد دستاورد مناسب برای اشتغال‌زایی بیشتر قلمداد کرده و از سوی دیگر هنوز آمار دقیقی از تعداد این بنگاه‌ها و مشاغل ایجاد شده ناشی از آن در دسترس نیست.

بنگاه های زودبازده طرحی است که در تمام دنیا به عنوان راهکاری برای تولید اشتغال مطرح است اما به شرط اینکه با پایداری توسعه یابد و به یک بنگاه بزرگ تبدیل شود، البته نباید حین حمایت از بنگاه های کوچک از واحدهای بزرگ غافل شد چرا که اکثر تولید و اشتغالزایی یک کشور به رشد واحدهای بزرگ بستگی دارد تا کوچک. با این وجود بد نیست بگوییم که بنگاههای کوچک که معمولاً به‌ عنوان صنایع پایین‌دست بنگاههای بزرگ مانند صنایع جانبی فولاد و سیمان تشکیل می‌شود ارزش افزوده بسیار بالاتری دارند و اشتغال بیشتری را ایجاد می‌کنند. پس لازم است که متناسب با گسترش بنگاههای بزرگ که در دولتهای گذشته شکل گرفت، بنگاههای کوچک هم تقویت شوند و این نظام اقتصادی به نحو مطلوب و شایسته‌ای شکل گیرد. هم اکنون 98درصد بنگاهها در دنیا کوچک و متوسط بوده که این عدد در کشور ما بسیار پایین است.

صنایع دستی

از راه های دیگر ایجاد اشتغال که بسیار هم مقرون به صرفه به نظر می رسد  رسیدگی به صنایع دستی و توجه به فعالان بخش روستایی است. به عبارتی  توسعه و سرمایه گذاری روی صنایع دستی همواره به عنوان یكی از راه های ارزان و مناسب برای اشتغال زایی مطرح است. بخصوص این كه وجود ۵/۲ میلیون بیكار در روستاهای كشور زمینه مهاجرت به شهرهای بزرگ و روی آوردن به مشاغل كاذب و تبعات بعدی آن را بدنبال دارد. طبق آمارهای منتشر شده در سال های اخیر بطور میانگین سالیانه ۱۰۰هزار روستایی به مناطق شهری مهاجرت كرده اند. این در حالی است كه می توان ضمن حمایت هر چه بیشتر از فعالان بخش كشاورزی و نیز توسعه صنایع تبدیلی و بسته بندی ضمن سودآور كردن و افزایش ارزش افزوده بخش كشاورزی، از طریق توسعه و حمایت از صنایع دستی، زمینه را برای مهاجرت معكوس و اشتغال زایی فراهم ساخت. به گفته كارشناسان بخش كثیری از اعضای جوامع روستایی و عشایری كشور در صنایع دستی اشتغال دارند كه به عنوان منبع درآمد آن ها به حساب می آید. و در صورت امكان عرضه و فروش تولیدات آن ها، این صنعت می تواند به عنوان راه كاری برای ایجاد اشتغال و نیز جلوگیری از مهاجرت بیرویه به شهرها مورداستفاده قرارگیرد. بخش كشاورزی و دامپروری به دلیل فصلی بودن، اوقات فراغتی بوجود می آورد كه صنایع دستی برای ایام بیكاری خانواده های روستایی در آن زمان مفید است و می تواند سبب رونق، پایداری و ثبات كشاورزی و دامپروری شود، كه ضمن افزایش توان اقتصادی و رفاه خانوارها، كاهش فاصله طبقاتی را به دنبال خواهد داشت. در حالی كه هزینه اشتغال در بخش های دیگر اقتصادی بالا ست در بخش صنایع دستی می توان با هزینه های كم اشتغال زایی كرد.

تكیه بر حمایت از صنایع دستی برای اشتغال زایی حائز اهمیت است به ویژه آن كه سرمایه گذاری در این بخش از ویژگی های زیر برخوردار است:

صنایع دستی

۱) نیاز به سرمایه گذاری اندك برای ایجاد اشتغال

۲) عجین بودن صنایع دستی با هنر و در نهایت فراهم شدن محیط كاری پر نشاط

۳) پیشگیری از مهاجرت و ایجاد مشاغل كاذب در شهرهای بزرگ

۴) وجود مواداولیه در دسترس

۵) حفظ سنت های محلی توسط بومیان هر منطقه

آموزش

یک عامل مهم دیگر در ایجاد اشتغال توجه به نقش و اهمیت آموزش است. آموزش را میتوان از جهت های گوناگون مورد بررسی قرار داد و همه ما در ذهن خود توجیهاتی برای اهمیت و نقش آموزش در اشتغالزایی داریم. آموزش به خودی خود به خاطر اثرات جانبی مثبتی که در اقتصاد دارد همواره مورد توجه است؛ اما در یک مثال موردی ، قطعا اگر واحدهای تولید نیروی کار متخصص در اختیار داشته باشند با بهبود روشهای تولید و یا به کارگیری فن آوریهای جدید می توانند باعث رونق فعالیت اقتصادی خود شده و با برخورداری از یک توسعه مداوم اقدام به گسترش تولید و جذب نیروی کار جدید کنند.

در یک نگاه تازه هم می توان این طور گفت که هر اندازه دانش افراد کشور بیشتر باشد، خلاقیت، نوآوری، ابتکار و اشتغال در آن کشور بیشتر می باشد. ضمن اینکه آموزش در بطن خود اشتغال زا می باشد، توجه به گسترش استفاده ویادگیری کامپیوتر، اینترنت و تجارت الکترونیکی باعث می شود که در خانواده ها کودکان به این ابزار علاقه مند شده و در آینده بتوانند از این وسیله به نحو احسن در شکوفایی اقتصاد خانواده و کشور تاثیر بگذارند، برای درک بهتر این موضوع به ذکر یک نمونه برجسته بسنده می کنم. حضور شرکت هایی که در زمینه صادرات و واردات، از روش های مختلف بازاریابی در فروش کالاها و خدمات خود به مشتریانشان در ایران و جهان استفاده می کنند، باعث شده تعداد زیادی از افراد طبقه متوسط بدون شغل یا تحصیل کرده که به لحاظ وضعیت اقتصادی نامناسب عملاً نقش خود را فراموش کرده اند (البته به اجبار) جذب این فعالیتهای اقتصادی شوند. البته تعدادی از افراد که تصور می کنند اشکالاتی بر این نوع فعالیت ها وجود دارد بیشتر بر روی نکات منفی این روش ها انگشت می گذارند، بدون آنکه نکات مثبت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و امنیتی آن را متذکر شوند.

حال اگر این افراد در یک محیط مناسب مورد آموزش قرار گیرند و با استفاده از ابزارهای جدید معامله مثل اینترنت آشنا شوند می توانند به عوامل تولید اثرگذار و بالفعل ارزشمندی تبدیل شوند.شرکت های معتبر خارجی که از طریق اینترنت برای فروش کالاهای خود استفاده می کنند خواسته یا ناخواسته منشاء اثرات مثبتی در کشورهای در حال توسعه خواهند شد که قطعاً مهم و پویاتر از مسیله اقتصادی است. اثراتی چون، ایجاد انگیزه و میل رغبت فزاینده به فعالیت های اقتصادی در جوانان افزایش رشد تجارت، افزایش رفاه زندگی مردم طبقه پایین جامعه، افزایش فرصت های جدید شغلی(کارآفرینی نسل جدید در دراز مدت) و این یعنی آموزش در حوزه ای مثل تجارت الکترونیک می تواند باعث رونق اقتصادی و ایجاد شغل شود

تجارت الکترونیک

به عبارتی از راههای نوین کالا و خدمات که میتواند اثر مهمی در ایجاد شغل داشته باشد تجارت الکترونیک است. متاسفانه عدم وجود تعریف روشن و واضح قوانین در امر تجارب الکترونیکی باعث می شود که افراد کمتر برای انجام سرمایه گذاری و کارهای بازرگانی از طریق کامپیوتر تمایل نشان دهند، لذا توجه مسئولین در قانونمند کردن تجارت الکترونیک و شاخه های فرعی این تجارت (بازاریابی الکترونیکی) باعث می شود که علاقه مندان به خرید با اشتیاق و تمایل بیشتری به سمت تجارت الکترونیک روی آورند، علاوه بر این افراد غیر مسئول یا ناآگاه به این طریق قدرت دخالت و مانع تراشی را از دست می دهند. از این رو لازم است تا رسیدن به یک وضعیت مطلوب و یا قابل قبول به طور جدی فعال شویم و از فرصت ها به نحو بهینه استفاده کنیم، برای حضور جدی در عرصه جهانی باید کالاها و خدمات را با قیمت و کیفیت بهتر عرضه کنیم ودر برنامه عرضه از قدرت و توانمندی برخوردار شویم. لذا از طریق تجارت الکترونیک می توان سهم ایران را در بازارهای جهانی از طریق توسعه صادرات غیرنفتی رونق داده و اقتصاد کشور را از اقتصاد تک محصولی به سمت یک اقتصاد پویا سوق دهیم، برای رسیدن به این هدف وجود بازاریان حرفه ای که توان حضور در بازارهای مختلف را داشته باشند الزامی است

خلاصه مطالب ذکر شده در بالا این است که برای کاهش نرخ بیکاری که از دغدغه های اصلی هر جامعه است دولت و بخش خصوصی می توانند با توجه به بنگاه های زودبازده، صنایع دستی، آموزش و تجارت الکترونیک با هم تعامل کنند.

ریحانه حمیدی فر

گروه جامعه و ارتباطات




[ پنج شنبه 10 فروردین 1391  ] [ 11:56 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تعریف کارآفرینی و تاریخچه آن

چكیده

در دنیای درحال تحول امروز، كامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است كه بین منابع كمیاب و قابلیتهای مدیریتی و كارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می‌تواند در مسیر توسعه، حركت روبه جلو و با شتابی داشته باشد كه با ایجاد بسترهای لازم منابع انسانی خود را به دانش و مهارت كارآفرینی مولد تجهیز كند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت كنند.

امروزه كه كار و فعالیت شكل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودكارفرمایی و خوداشتغالی در حركت است. كارآفرینی و كارآفرینان نقش كلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌كنند. تجارب كشورهایی مانند ژاپن، كره جنوبی، مالزی و هند آكنده از فعالیتهای چشمگیر كارآفرینانی بوده است كه امروز به توسعه یافتگی كشور خود می بالند. باید توجه داشت كه كارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلكه با ساختار، تفكر، تحرك و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های كهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند.

با توجه به نقش و اهمیت كارآفرینی و سابقه درخشان كارآفرینان در توسعه بسیاری از كشورها و با توجه به مشكلات اقتصادی زیادی كه كشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج و اشاعه مفهوم كارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی كارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (به ویژه تحصیلكردگان) كارآفرین سازمانی برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع درحال توسعه ای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است. 

 

کارآفرینی

 

مقدمه

شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز كشور به گونه ای است كه حل مشكلات و تنگناها، الگوها و راه حلهای جدید و متفاوتی را طلب می كند. تركیب جمعیتی جوان كشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت سه عامل عمده ای هستند كه موجب می شوند سیاستگزاران و تصمیم سازان كلان كشور به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شك آن منبع جز ابتكار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست.

اكنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه‌های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنها نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه كارآفرینی به حركت درمی آید. در اهمیت كارآفرینی همین بس كه طی بیست سال (1980 - 1960) در یكی از كشورهای جهان سوم (هند) تنها 500 موسسه كارآفرینی شروع به كار كرده‌اند و حتی بسیاری از شركتهای بزرگ جهان برای حل مشكلات خود به كارآفرینان روی آورده‌اند.

امروزه نیروی انسانی به عنوان یك منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه مطرح می باشد. در این بین كارآفرینان به طورخاص دارای نقشی موثرتر در فرآیند توسعه اقتصادی‌اند. تحقیقات نشان داده كه بین رشد اقتصادی و تعداد كارآفرینان در یك كشور همبستگی مثبت وجود دارد. زیرا كشوری كه دارای تعداد زیادی كارآفرین باشد از محركهای تجاری و اقتصادی قویتری برخوردار است.

آموزش و پرورش كارآفرینان سازمانی نیازمند یك متدولوژی آموزشی اجرایی برای همكاری تنگاتنگ بین صنعت و دانشگاه جهت مواجهه با فشارهای شدید اجتماعی حاصل از رشد سریع فناوری و كمبود نیروی انسانی متخصص در جهان امروز است.

در این روش كه عنوان كارآفرینی یافته، انسانها به گونه ای پرورش می یابند كه خود درجهت خلق كار قدم بردارند. مشاهدات حاصل از اعمال این متدولوژی به صورت موردی در قالب مأموریت اجتماعی، اهداف، مقصد مشخص، و نیز فعالیتهای مترتب آن منعكس گردیده اند.

 

ادامه درادامه مطلب

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 10 فروردین 1391  ] [ 11:54 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

قبل از آغاز یک کسب و کار باید مطمئن شوید که مفهومی که در ذهن دارید قابل اجراست. بهتر است ابتدا یک نمونه کار انجام دهید و نتیجه را ارزیابی کنید.

۱-  بزر گ بیندیشید ولی با یک کار کوچک آغاز کنید.

۲-  قبل از آغاز یک کسب و کار باید مطمئن شوید که مفهومی که در ذهن دارید قابل اجراست. بهتر است ابتدا یک نمونه کار انجام دهید و نتیجه را ارزیابی کنید. بیندیشید که چگونه میتوانید تئوری خود را در یک مقیاس کوچک بیازمائید، قبل از اینکه متعهد کاری بزرگ از قبیل قرارداد رهن و یا خرید مکان شوید.

۳-  اگر حتی بتوانید حداقل یک مشتری پیدا کنید و به شما ثابت شد که طرح مورد نظرتان قابل اجراست این شانس را دارید که این موفقیت ،دفعات دیگری نیز برایتان تکرار گردد.

۴-  با بودجه محدود کار کنید. اگر تجهیزات قدیمی‌تان قابل استفاده هستند، تجهیزات جدید تهیه نکنید. معامله پایاپای بهترین روش تهیه تجهیزات مورد نظرتان است.

۵-  بدون داشتن یک طرح کسب و کار جامع که حاوی کلیه جزئیات باشد به آغاز یک کسب و کار جدید مبادرت نورزید .

۶-  یک حسابدار می‌تواند به شما در مسائلی نظیر گردش نقدینگی، نقطه سربه سر و صورت سود و زیان کمک کند.

۷-  بانکها به مراتب ارزان‌تر از شرکا هستند و مشکل کمتری نیز در مواجهه با آنها دارید.داشتن یک شریک مانند ازدواج بدون وجود عشق است. زندگی شما در اینصورت از آن خودتان نخواهد بود. البته به یاد داشته باشید که آغاز یک کسب و کار با یک شریک بی‌نهایت بهتر از عدم آغاز یک کسب و کار است.

۸-  وقتی یک شریک دارید باید به نظرات اونیز توجه کنید. در شراکت بدون رسیدن به توافق لازم هر تلاشی به بن بست خواهید رسید.

۹-  مسئله دیگر، مدیر عامل بودن و داشتن رای اکثریت است. این دلیل دیگری است که آگاه باشید هیچ‌گاه بیش از ۴۹ درصد از سهام شرکت خود را واگذار نکنید، البته اگر تمایل دارید که کنترل اوضاع به دست خودتان باشد!!

۱۰-  آیا برای کسب و کار شما بازار وجود دارد؟ وسعت این بازار چقدر است؟

تحقیقات بازار بسیار مهم و اساسی است. بهتر است به جای ایجاد بازار جدید، بازارهای موجود را پیدا کنید.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تعريف

زوجهاي کارآفرين (CO-PRENEURS) به زوجهايي گفته مي شود که همزمان و با هم مديريت امور زندگي و کسب و کار را برعهده مي گيرند. آمار و گزارشها نشان مي دهد که تعداد زوجهاي کارآفرين در ايالات متحده آمريکا رو به افزايش است. تخمين زده مي شود که صاحبان نزديک به يک ميليون کسب و کار زن و شوهري هستند که با هم شريکند. (TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p2)

زوجهاي کارآفرين با يک نوع چالش مواجه هستند، به طوري که همزمان اهداف زندگي کاري و خانوادگي را با تناقض و مشکل مواجه مي سازد. صاحبان کسب و کارهاي خانوادگي اينگونه توصيف مي شونـــد: تصميم گيرنده يک نفر است، در حالي که هر دو سختکوش و پرکار بوده و آينده نگر هستند. داشتن ازدواج موفقيت آميز مستلزم گذراندن اوقات بيشتر باهم، حمايت دوجانبه از يکديگر در تمام لحظات زندگي و تمرکز لحظات بيشتر زندگي جهت پيوند و ارتباط بيشتر است.

کارآفريني مشترک به صورت يک مسئله کلي و عمومي در حال افزايش است؛ باوجود اين، پرداختن به آن در حوزه عمل بسيار مشکل مي باشد. تفکر و شناختي که امروزه درباره کارآفريني مشترک وجود دارد، بيشتر از روي حکايتها و داستانهايي که در اين زمينه بوده، باقي مانده است. فقط مقدار ناچيزي از مطالعات دانشگــاهي به بغرنجي ها و پيچيدگي هايي که در اداره کسب و کار و روابط شخصي و خانوادگي وجود داشته و زن و شوهر با موفقيت هر دو مورد را اداره کرده اند، پرداخته اند. مارشاک (2000) اشاره مي کند که درباره اين جمعيت (زوجهاي کارآفرين) تحقيق جامع و مناسبي انجام نشده است. وي دلايل عدم پرداختن تحقيقات دانشگاهي به اين موضوع را ناشي از وجود افسانه در فرهنگ که «حوزه و قلمرو کار و زندگي خانوادگي بايد جدا باشد»؛ مي داند.
ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:27 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

زماني كه در يك مصاحبه شغلي پذيرفته نمي شويد، بايد چه تدبيري بينديشيد؟
زماني ازيك مصاحبه استخدامي گذشته ولي كسي باشما تماس نمي گيرد؟ بعد ازمدتي كه با واهمه كاررا دنبال مي كنيد ودرذهنتان  به جستجوي آن هستيد كه چه اتفاقي افتاده است تلاش مي كنيد با مرور آنچه گذشته دريابيد كه نتيجه چه بوده است ؟ به دنبال آن دفترتلفن خودتان را بازمي كنيد وبا محلي كه باشما مصاحبه شده تماس مي گيريد . اكنون ببينيم چه روي داده است ؟

شما فقط تلفن زده ايد، شغلي پيدا نكرده ايد.
مصاحبه كننده به شما مي گويد: از اينكه تشريف آورديد، سپاسگزارم، اما شخص ديگري را استخدام كرده ايم.
ممكن است كه يك تمايل غريزي شما را وادار به تلفن زدن كند اما اگر مدبرانه عمل كنيد، ظرف مدت چند دقيقه بعد از صبحت كردن با مصاحبه كننده احساس خوبي پيدا خواهيد كرد.
به دليل اينكه علت مردود شدن در اين مصاحبه را متوجه شده ايد و اين همان نكته اي است كه به شما در جستجوي شغلي بعدي كمك بزرگي خواهد كرد. به عنوان مثال مي توانيد از مصاحبه كننده درخواست كنيد كه در اين باره به شما توضيحاتي بدهد. اكنون وقت اين نيست كه كنترل خودتان را از دست بدهيد و غيرحرفه اي عمل كنيد. به خاطر داشته باشيد كه ممكن است فرد ديگري كه استخدام شده، نتواند كار كند و گزينه بعدي براي استخدام جايگزين، شما باشيد، و شايد هم شما را براي قسمت ديگري از سازمان در نظر گرفته باشند. نبايد از كوره در برويد و مثلا بگوييد: «خوب، اين بدشانسي شما بود كه مرا انتخاب نكرديد! بالاخره معلوم هست كه قراراست چه كسي را استخدام كنيد؟». در عوض بايد جملاتي شبيه به اين را بگوييد: «براي اينكه مرا از اين موضوع مطلع كرديد، سپاسگزارم. مي توانم بپرسم كه علت پذيرفته نشدن من چه بوده است؟»
اگر پاسخ واضحي دريافت نكرديد، مي توانيد اينگونه ادامه دهيد:« ممكن است خواهش كنم مرا راهنمايي كنيد و بگوييد كه بايد چگونه مهارت ها و تواناييي هاي خودم را افزايش دهم و يا اصلا براي موفقيت و دستيابي به چنين موقعيت شغلي، در آينده بايد چه مهارت ها و توانايي هاي ديگري كسب كنم؟»
اشاره به چنين نكاتي، باعث مي شود كه مصاحبه كننده متوجه شود كه حتي در شرايط ناراحت كننده نيز قادر به حفظ خونسردي خود بوده و براي اثبات توانمندي هاي خود، همچنان ثابت قدم هستيد. همين ممكن است موجب شود تا مصاحبه كننده موقعيت شغلي ديگري كه موجود است را براي شما در نظر بگيرد.
در عين حال نيز مي توانيد براي پافشاري بيشتر از يك چنين جملاتي استفاده كنيد: «البته من هنوز هم بسيار تمايل دارم كه با شركت شما كار كنم، و در صورت لزوم حاضرم در آزمون يك موقعيت شغلي ديگر از شركت شما، امتحان دهم، يا اينكه يك بار ديگر هم در آينده در همين مصاحبه شغلي، شركت كنم؛ آيا براي شما چنين كاري مقدور است؟»
نكته! اساسي در اينجا، غرولند نكردن و حفظ ارتباط با كارفرما يا مصاحبه كننده است. اين نوع مكالمات مي تواند منجر به يادآوري هاي بعدي در آينده شود و با اين كار شما نشان مي دهيد نه تنها از پذيرفته نشدن در مصاحبه، نااميد نشده ايد، بلكه همچنان تمايل داريد كه در ليست «فعال» كارفرماي احتمالي خود باقي بمانيد.
اين تاكتيك معمولاً به يافتن موقعيت هاي شغلي ديگري، منجر مي شود. به عنوان مثال، مي توانم بگوييم كه شما فقط دريافته ايد كه چرا نتوانسته ايد موقعيتي را كه اميدوار به پذيرفته شدن در آن بوديد، به دست بياوريد. اما اين عين نااميدي است، اگر شما نتوانسته ايد از اين موقعيت براي اعمال تغييرات لازم جهت مصاحبات بعدي استفاده كنيد، دنيا كه به آخر نرسيده است. در اين گونه موارد، شما حداقل نوعي رابطه آشنايي با فردي كه اطلاعات مورد نظر را به شما داده است، پيدا كرده ايد، بنابراين پرسيدن چند سوال، چندان غيرمعقول نخواهد بود.
شما مي گوييد:«خوب، البته ناراحت كه هستم، اما مايلم كه بدانم براي اصلاح نقاط ضعف خودم، بهتر است چه كارهايي انجام بدهم. شما مي توانيد چند راه كار مناسب را كه در اين زمينه به من كمك كند، پيشنهاد نماييد؟»
بعد از اينكه (اميدوارانه)، اطلاعات مفيدي در اين زمينه كسب كرديد، آنگاه مي توانيد درباره آنها فكر كنيد. آيا بايد دوره هاي بيشتري ببينيد؟ بايد در قسمت هاي ديگري كار كنيد و يا آموزش همزمان داشته باشيد تا بتوانيد به كسب موقعيت مورد نظر خود قائل شويد؟
مي توانيد در نهايت بپرسيد:«اگر شما به جاي من بوديد، دفعه بعد چه كار مي كرديد؟»
با اينكار شما، در ذهن آن كارفرما به عنوان شخصي كه مايل به اكتساب مهارتهاي جديد و آموزش ديدن در زمينه هاي ديگر نيز هست، نقش مي بنديد و به احتمال زياد، در آزمون هاي استخدامي ديگر، از شما چشم نخواهد پوشيد. چنانچه نتوانستيد مستقيماً به پاسخ سوالات خود دست پيدا كنيد، تقاضا كنيد تا وقت ملاقات ديگري براي شما تعيين كنند.
به خاطر داشته باشيد:
فردي كه قادر به كنترل احساس ناراحتي خود باشد و حرفه اي عمل كند- و آن را تجربه مثبتي براي موقعيت هاي احتمالي آينده تصور كند- در آينده به عنوان شخصي بالغ، قابل اعتماد و موجه، به وي خواهند نگريست. و افرادي هم كه خلاف اين كار را انجام مي دهند، دفعه بعد هم شكست خواهند خورد.

روزنامه بازاركار




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:26 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::         9   10   11   12   13   14   15   16   17   18  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433919 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب