تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

چطور تجربه‌ی کاربردی ایجاد کنیم!؟


چطور تجربه‌ی کاربردی ایجاد کنیم!؟

این هفته به مرور مقاله‌‌ای می‌پردازم که ترکیبی است از بازاریابی و استراتژی و مدیریت منابع انسانی! چطور به‌ترین خدمات را ارایه کنیم؟ این سؤالی است که این مقاله در تلاش است تا راه‌کارهایی برای آن ارایه کند. مروری می‌کنیم بر این راه‌کارها:

۱- مشتریان را از لحاظ احساسی مجذوب کنید:
مقاله با یادآوری این نکته شروع می‌شود که موفقیت‌های شگفت‌انگیز اپل در سال‌های اخیر، به تمرکز آن بر روی ایجاد “تجربه‌ی کاربری” برای خریداران محصولات این شرکت برمی‌گردد. این درسی است که استیو جابز به همه‌ی کسب و کارها داده است: “آدم‌ها دوست ندارند تا فقط یک محصول را از شما بخرند و تمام؛ آن‌ها دوست دارند شما بهشان نشان دهید با این محصول چه کارهایی می‌شود کرد!” این را جیمی فانگ مالک شرکت اپی‌سنتر یک فروشنده‌ی محلی محصولات اپل در منطقه‌ی آسیای جنوب شرقی می‌گوید. به همین دلیل شرکت او نه بر ارایه‌ی خدمات ملموس و نه بر جای‌دهی تجربه‌ی خدمات در ذهن افراد، بلکه بر ایجاد یک تجربه‌ی روحی از خدمات (!) برای مشتریان متمرکز است! شعار تبلیغاتی این شرکت هم “دوست داشتن مهربانی” است.

۲- روی افراد درست سرمایه‌گذاری کنید:
کیفیتِ خدمات سومین عامل کلیدی موفقیت در بازار مواد غذایی است. آندره چیانگ مالک رستوران‌های زنجیره‌ای آندره می‌گوید: “طعم‌های جدید، روش‌های جدید و غذاهای جدید می‌توانند مشتریان را هیجان‌زده کنند؛ اما نیت، فرایند تولید و ارایه و داستان پشت هر بشقاب غذا است که ارتباط احساسی مشتری را با آن ایجاد می‌کند و احساسات او را برای پدید آمدن یک تجربه‌ی به‌یادماندنی برمی‌انگیزد.” این‌ها چیزهایی هستند که باید از طریق “تجربه‌ی کاربری” یعنی خدمات و در واقع توسط پیش‌خدمت‌های رستوران به مشتریان منتقل شوند.
به همین دلیل است که او در انتخاب کارکنان‌اش به خلق و خو و توان رقابتی افراد تمرکز می‌کند. برای این کار مثلا او از آن‌ها در مورد آخرین روندهای صنعت رستوران‌داری سؤال می‌کند: “افرادی که به صنعت اهمیت می‌دهند، همیشه به‌روز هستند و به‌تر می‌توانند خودشان را با شرایط روز صنعت وفق بدهند.”
پارادایم قالب بازاریابی این روزها از “کشیدن مشتری به سوی محصولات” به “مشتاق کردن مشتری” تغییر کرده است؛ و این یعنی به‌جای تمرکز بر محصول / خدمت باید روی فرایند ارایه‌ی محصول / خدمت متمرکز بود. این کار را چطور می‌شود انجام داد؟ این فرایند توسط آدم‌های “دارای مهارت تعامل” انجام می‌شود. بنابراین آدم‌هایی را استخدام کنید که “توان تعامل با مشتری” را دارند و نه لزوما “مهارت فنی.” مهارت‌های فنی را می‌توانید به کارکنان‌تان بیاموزید؛ اما مهارت ارتباطی تا حدود زیادی فطری است!

۳- سرمایه‌گذاری روی ارتباط با مشتری را جدی بگیرید:
تحقیقات نشان می‌دهند که هر ۱ دلار سرمایه‌گذاری روی روابط با مشتریان، باعث افزایش درآمد ۱٫۵ دلاری و به‌عبارت ۰٫۵ دلار سود بیش‌تر می‌شود. سیستم‌های CRM و بازاریابی الکترونیکی (به‌ویژه ابزارهای بازاریبای اجتماعی) این کار را بسیار ساده کرده‌اند؛ پس آن‌ها را جدی بگیرید لطفا!

۴- فرایند مناسبی را برای ارایه‌ی خدمات طراحی کنید:
در بندهای دو و سه (به‌خصوص بند سه) به‌نظرم مقاله به‌دنبال این بوده که به‌جز نقش آدم‌ها روی طراحی درست فرایند ارایه‌ی خدمات هم تأکید کند؛ هر چند این را به‌صورت مستقیم بیان نکرده است. فرایند، ابزار دست کارکنان است. هر چقدر هم آدم‌ها توان‌مند باشند بدون فرایند درست ره به جایی نخواهند برد. بنابراین لازم است که به طراحی فرایند درست هم توجه کنید.

منبع : http://gozareha.com




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:27 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سوالی که مي‌تواند آینده شرکت شما را پیش‌بینی کند


سوالی که مي‌تواند آینده شرکت شما را پیش‌بینی کند



مترجم: زهره همتیان



آیا این احتمال مي‌رود که مشتریانتان کسب‌وکار شما را به دوستان خود پیشنهاد کنند؟ پاسخ این پرسش مي‌تواند تعیین کند کسب‌وکار شما موفق مي‌شود یا شکست مي‌خورد.



اکثر شرکت‌هايي که تازه راه‌اندازی شده‌اند، مي‌دانند که آیا مشتریانشان از آنها راضی هستند یا خیر. اما هنگامی که کسب‌وکار خود را تا حدی توسعه دادید که تعداد کارمندان و مشتریانتان بیشتر شد، چگونه سطح رضایت مشتریان خود را زیر نظر مي‌گیرد؟


بسیاری از صاحبان کسب وکار این مشکل را با انجام برخی از انواع نظرسنجی‌ها در مورد رضایت مشتری حل مي‌کنند، اما طبق نظریات فردريك ريچهلد نویسنده کتاب پرسش نهایی، مشکل این است که اکثر نظرسنجی‌هاي رضایت مشتری، پیش‌بینی ضعیفی از احتمال خرید مجدد مشتری یا ارجاع دوستان خود به شرکت شما ارائه مي‌دهند.


ريچهلد مصمم به یافتن شیوه بهتری برای تعیین میزان خدمت‌رسانی شرکت‌ها به مشتریانشان شد. وی به این منظور روش «مجموع نمره تشويقي» Score را ابداع کرد که بر اساس آن از مشتریان تنها یک سوال پرسیده مي‌شود و نتیجه آن خرید مجدد و ارجاع مشتریان را پیش‌بینی مي‌کند: «از عدد صفر تا 10، چقدر احتمال مي‌رود که محصولات ما را به دوستان یا همکاران خود معرفی کنید؟»


ريچهلد متوجه شد هنگامی که مشتریان با عدد 9 یا 10 به این سوال پاسخ مي‌دهند، آنها به لحاظ آماری به احتمال زیاد از شرکت خرید مجدد مي‌کنند و آن را به دیگران نیز معرفی مي‌کنند؛ تا آنجا که او دریافت که شرکت‌هاي دارای امتیاز بالا در این نظرسنجی بیشتر از شرکت‌هايي با امتیاز پایین امکان رشد دارند.


جای تعجب نداشت که خبر کشف شیوه‌ای برای پیش‌بینی رشد شرکت‌ها باعث شد 500 شرکت برتر سال از نگاه مجله فورچون از سراسر جهان درصدد برآیند که این شیوه را تصاحب کنند. امروزه شرکت‌هايي چون Intuit و Southwest Airlines از این شیوه به عنوان راهی برای سنجش تجربه مشتریان خود استفاده مي‌کنند.


شرکت شما چگونه این اندازه گیری و سنجش را انجام مي‌دهد؟


به منظور مشاهده چگونگی اندازه‌گیری، یک گروه از مشتریان خود را با پرسیدن سوال فوق الذکر ارزیابی کنید. آنهایی که امتیاز 9 یا 10 مي‌دهند، به گفته ريچهلد «ارتقادهنده» هستند. مشتریانی که امتیاز 7 یا 8 مي‌دهند «منفعل» مي‌باشند، این افراد راضی هستند اما به این زودی‌ها از شما مجددا خرید نمی‌کنند یا کسی را به شرکت شما ارجاع نمی‌دهند. افراد «انتقادکننده»، مشتریان عصبانی و ناراضی هستند که به شما امتیازی بین صفر و 6 را مي‌دهند.


برای محاسبه امتیاز «مجموع نمره تشويقي»، درصد مشتریان «ارتقادهنده» را حساب کنید و از درصد انتقاد کننده‌ها کم کنید. برای مثال، اگر 45 درصد از مشتریان شما ارتقادهنده، 20 درصد منفعل و 35 درصد انتقاد کننده باشند، امتیاز «مجموع نمره تشويقي» شما 10 درصد خواهد بود(10=35-45).


ريچهلد متوجه شد میانگین اين نمره میان شرکت‌هايي که او مورد بررسی قرار داده بود، 10 تا 15 درصد بود، بنابراین اگر امتیازتان بالای 15 درصد است، شما بالاتر از میانگین قرار دارید و مي‌توانید انتظار داشته باشید که شرکت‌تان سریع تر از اقتصاد رشد مي‌کند. تعداد کمی از شرکت‌هايي که به امتیاز حداقل 50 درصد نائل شده‌اند، به گفته ريچهلد «در سطح جهانی» هستند. جای تعجب نیست، شرکت‌هايي با امتیازی در سطح جهانی، پایه‌هاي رشد در اقتصاد به حساب مي‌آیند. مانند شرکت‌هاي اپل و گوگل.


استفاده از این روش در میان 500 شرکت برتر جهانی بسیار رایج است و بنا به دلایلی که در زیر آمده، فکر مي‌کنم استفاده از آن برای شرکت‌هاي کوچک‌تر حتی مناسب‌تر باشد:


1. استفاده از این روش سهل و آسان است. شما مي‌توانید با استفاده از ابزار نظرسنجی مانند Survey Monkey (نظرسنجی وب محور)، پرسشنامه را در عرض پنج دقیقه تهیه کنید و از میزان بالای پاسخ‌ها لذت ببرید، زیرا پاسخ دادن به آن فشاری را به پاسخ‌دهندگان تحمیل نمی‌کند.


2. این روش یک زبان مشترک با سرمایه گذاران را به شما مي‌دهد. اگر شما در حال برنامه ریزی برای فروش تمام یا بخشی از شرکت خود در آینده هستید، با بررسی رضایت مشتریان خود با استفاده از یک ابزار معتبر و شناخته شده این امکان را به صاحبان آینده و سرمایه‌گذاران احتمالی مي‌دهید تا به سرعت ارزیابی کنند که میزان رضایت مشتریان شما نسبت به مشتریان شرکت‌هاي مورد سرمایه‌گذاری دیگر چقدر است. بسیاری از شرکت‌هاي سهامی خاص و سرمایه‌داران ریسک‌پذیر قبل از سرمایه‌گذاری در شرکت شما، اصرار خواهند داشت که نظرسنجی«مجموع نمره تشويقي» را برای مشتریان خود اجرا کنید.


3. شیوه‌ای آسان و کم هزینه است. این نظرسنجی مي‌تواند در خانه سازماندهی و آماده شود و اطلاعات آن مورد آنالیز قرار گیرد.


4. در این روش مي‌توان پیش‌بینی کرد. برخلاف اغلب نظرسنجی‌ها که از پاسخ‌دهندگان یکسری سوال‌هاي وقت‌گیر پرسیده مي‌شود و نتایج آن نیز اطلاعاتی جالب اما نامربوط است، روش «مجموع نمره تشويقي» تنها سوالی مي‌پرسد که اثبات شده است و احتمال ارجاع کسب وکار به دیگران و خرید مجدد مشتری را پیش‌بینی مي‌کند و این دو مورد محرک رشد هر کسب‌وکاری هستند.


بنابراین اگر از میزان رضایت مشتریان خود آگاهی ندارید، به پرسیدن سوالی روی آورید که واقعا به پاسخ آن نیاز دارید.



منبع :http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=269313




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:26 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چگونه شرکت مورد نظرمان را انتخاب کنیم؟


چگونه شرکت مورد نظرمان را انتخاب کنیم؟



در مقاله «ایجاد چشم انداز سازمان» که از بهترین و کاربردی ترین مقاله هایی است که گام به گام راهنمایی تان می کند ، چگونه چشم انداز سازمان را تدوین کنید، در مورد ارزش های اصلی سازمان می گوید که این ارزش ها، چیزهایی هستند که سازمان بخاطر آنها ایجاد شده است و حتی در صورت تغییر نوع کسب و کار، این ارزش ها تغییر نمی کند. یعنی اگر شما یک شرکتی ایجاد می کنید که ارزش اصلی شرکت، بعنوان مثال صداقت است، چه این شرکت در صنعت راه و ساختمان باشد و چه در صنعت نفت، این ارزش وجود دارد. این ارزش است که با گذشت زمان تبدیل به فرهنگ سازمانی می شود، البته اگر مدیران شرکت بخوبی آن ارزش ها را پیاده کنند.



برایم این تعبیرها بسیار جالب بود و به این نتیجه رساند که واقعا اگر کسی بخواهد سازمانی را برای کار انتخاب کند، بهترین حالت این است که به ارزش های سازمان توجه کند. چیزی که تغییر نمی کند و در واقع ذات سازمان را نشان می دهد، ارزش های آن است. با توجه به شغلی که به دنبال آن هستید، سازمانی را انتخاب کنید که آن ارزش ها را پشتیبانی می کند. اگر بدنبال حقوق بالا هستید، سازمانی را پیدا کنید که جزو ارزش هایش، پرداخت بالا به پرسنل باشد. ولی خوب از این سازمان، شاید نباید انتظار آزادی و قدرت در تصمیم گیری را داشته باشید. شما ممکن است در این سازمان پولدار شوید ولی لزوما ارتقای شغلی برای شما نخواهد داشت.



در وبلاگی که دوستی لینکش را گذاشته بود، می گفت که ماشین مدیرعامل را نگاه کن و شرکت را انتخاب کن. نقد من به این مسئله بسیار تند است، چرا که لزوما مدیرعاملی که خود سوار ماشین گران قیمت می شود، به شما اجازه رشد نمی دهد. اگر می خواهی بفهمی که آیا تو هم می توانی به این اندازه رشد کنی، باید به ارزش های شرکت نگاه کرد.



پی نوشت - مقاله ذکر شده را از آدرس زیر می توانید دانلود کنید:


http://www.thenextstepprogram.com.au/uploads/File/Building%20a%20Vision.pdf



منبع : http://modirnote.blogfa.com/post-127.aspx




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:22 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 1

تحلیل محیط کسب وکار : سهم آدامس آمریکایی در بازار ایران !


تحلیل محیط کسب وکار : سهم آدامس آمریکایی در بازار ایران !

به نظر مي‌رسد تبادل تجاري غيررسمي بين دو كشور ايران و آمريكا از طرق مختلف - بيشتر به صورت قاچاق - همچنان ادامه دارد. جالب اينجاست كه آدامس از جمله نقاط اشتراك تبادلات تجاري بين دو كشور است.

به گزارش ايسنا براساس آمارهاي منتشر شده در نيمه نخست سال جاري بالغ بر شش ميليارد تومان آدامس بدون قند به صورت قانوني وارد كشور شد. در اين مدت از سه كشور امارات، تركيه و لهستان انواع آدامس بدون قند به صورت رسمي وارد كشور شد كه سهم لهستان در اين واردات 75درصد، تركيه 21 درصد و امارات چهار درصد بود. ارزش دلاري اين ميزان واردات نيز به بيش از 5.6 ميليون دلار رسيده است.
از سوي ديگر شركت آمريكايي توليدكننده اوربيت يعني شركت ريگلي 14 كارخانه در كشورهاي مختلف جهان از جمله لهستان دارد. بنابراين مي‌توان حدس زد كه آدامسهاي آمريكايي اوربيت از طريق كارخانه ريگلي در لهستان به كشورمان صادر شده‌اند.

در همين حال بررسيهاي انجام شده نشان مي‌دهد كه با وجود كاهش واردات رسمي آدامس به كشور، مصرف اين محصول در بين مردم ايران همچنان رو به افزايش است. در اين بين برخي گزارشهاي منتشر شده نشان مي‌دهند كه آدامس آمريكايي اوربيت همچنان بيشترين سهم را در بازار ايران به خود اختصاص داده است. آدامسهاي موزي، شيك، اوليپس، ريلكس و آيدين هم از ديگر برندهاي مطرح موجود در بازار آدامس ايران هستند.

براساس آخرين اطلاعات منتشر شده توسط مرکز مشاوران اقتصاد توسعه، ايرانيان سالانه بيش از 500 ميليارد تومان آدامس مصرف مي‌كنند. اين رقم اگرچه مربوط به سال گذشته است، اما بعيد به نظر مي‌رسد در اين مدت بازار ايران دستخوش تغييرات شديدي شده باشد. از سوي ديگر به نظر مي‌رسد واردات شش ميليارد توماني آدامس در نيمه نخست امسال تنها بخش اندكي از نياز را تامين كرده و مابقي نياز بازار داخلي از طريق توليد و قاچاق تامين مي‌شود.

مصرف بالاي آدامس در ايران باعث شد تا در سال 1388 بزرگترين خط توليد آدامس بدن قند خاورميانه در شركت پارس مينو به بهره‌برداري برسد. در مراسم افتتاح آن كارخانه اعلام شد كه سالانه مبلغي بالغ بر 100 ميليارد تومان صرف واردات رسمي آدامسهاي بدون قند به كشور مي‌شود. همچنين اعلام شد كه با افتتاح اين خط توليد كشور در زمينه تامين آدامس بدون قند موردنياز خود به خودكفايي خواهد رسيد.
اين‌كه كشور در زمينه تامين آدامس بدون قند به خودكفايي رسيده يا خير دقيقا معلوم نيست، اما واضح اين است كه واردات رسمي اين نوع آدامس به كشور كاهش قابل ملاحظه‌اي يافته است. بايد ديد آيا قاچاق جاي واردات رسمي را گرفته يا توليد داخل؟

البته آمار تازه‌اي درباره سهم توليدات داخل از بازار آدامس بدون قند كشور منتشر نشده، اما آخرين آمارهاي منتشره در اين باره حاكي از آن بوده كه توليدات خارجي سهمي 80 درصدي در بازار آدامس بدون قند ايران دارند.

همچنين اهميت اقتصادي بازار آدامس آن‌قدر بالا بوده كه براساس برخي گزارشهاي منتشر شده، گردش مالي بازار آدامس ايران 50 برابر گردش مالي كيوسكهاي مطبوعاتي، حدود 50 درصد حجم بازار لوازم آرايش و بهداشتي، حدود 8 برابر بازار تورهاي گردشي داخلي، حدود چهار برابر بازار آب معدني و يك چهارم گردش مالي سالانه‌ي بازار سيگار كشور مي‌شود.

اوربيت از كجا آمد؟
اوربيت يكي از برندهاي آدامس بدون قند بوده كه محصول شركت آمريكايي ريگلي است. در آمريكا اين آدامس در سال 2001 با بسته‌بندي جديد دوباره وارد بازار شد. اين تغيير بسته‌بندي با هدف رقابت با محصولات ديگر شركتها مانند آدامسهاي شركت كدبوري انجام شد.
تاريخچه آغاز توليد آدامس اوربيت به سال 1944 در آمريكا بر مي‌گردد. در جريان جنگ جهاني دوم مواد تشكيل‌دهنده آدامس اوربيت شامل قند، شربت ذرت، نرم كننده و طعم‌كننده‌هاي ميوه‌ مصنوعي مي‌شد. شركت آمريكايي ريگلي نيز كه توليدكننده آدامس اوربيت است، به طور كلي در حوزه صنايع غذايي فعاليت مي‌كند. اين شركت در سال 1891 پايه‌گذاري شد و در ابتدا اقدام به فروش محصولاتي مانند صابون و بيكينگ ‌پودر مي كرد.
اين شركت هم‌اكنون محصولات خود را در بيش از 180 كشور جهان مي‌فروشد و 14 كارخانه نيز در كشورهاي مختلف مانند آمريكا، مكزيك، استراليا، انگليس، كانادا، اسپانيا، نيوزلند، فيليپين، فرانسه، كنيا، تايوان، چين، هند، لهستان و روسيه دارد.

منبع : http://www.tabnak.ir/fa/news/202014/




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:21 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

راهنمای امور مالی : با درآمد کم چقدر می‌توانید دوام بیاورید؟


راهنمای امور مالی : با درآمد کم چقدر می‌توانید دوام بیاورید؟



راهنمای امور مالی


نصیحتی برای ماجراجویان در کسب‌وکار: قبل از شروع، در اولین قدم تصمیم خود را برای اقدام کارآفرینانه بازبینی کنید، با این هدف که هزینه‌های فرصت احتمالی را این بار واقع بینانه بسنجید. شاون برکوسن یک کارآفرین سریالی می‌گوید:


«تهیه‌ اعداد و ارقام به شدت می‌تواند برای شفاف ساختن منافع و هزینه‌های احتمالی در کارآفرینی کمک کند، مخصوصا اگر در فاز اول کارآفرینی قرار دارید.»


«اگر تصمیم دارید که شغل خود را یک سال رها کنید و به دنبال کارآفرینی بروید، باید دقیقا حساب کنید که این کار چقدر هزینه برای شما در بر دارد. سپس می‌توانید در این رابطه فکر کنید که آیا این ریسک، ارزش منفعت‌های بالقوه را دارد یا خیر.»


برای مثال آیا شما در شرایط مالی خاصی هستید تا بتوانید از حقوق ماهانه خود صرف نظر کنید و همین حالا به حرکتی پر ریسک دست بزنید یا آیا باید صبر کنید تا برخی از نقاط ضعف زندگیتان برطرف شود؟ اگر دارید شغلی پایدار را از دست می‌دهید تا مالک یک کسب و کار شوید، حساب کنید که شما اکنون چه میزان حقوق کسب می‌کنید (و همه مزایا از جمله بیمه و برخی پرداخت‌های فرعی را حساب کنید) و آن را به مقداری بیفزایید که باید خرج شروع یک کسب‌وکار جدید کنید. این مقدار، بدون حساب گذشت‌های شخصی و کار سخت، هزینه شروع یک کار جدید است. آیا ایده کسب و کار شما و تعهدتان به کارآفرینی آنقدر قوی هست که بتواند این هزینه را جبران کند؟ و آیا این شانس وجود دارد که بازگشت سرمایه‌گذاری شما در یک چارچوب مشخص زماني به دست شما برسد یا خیر؟ ایده کسب‌وکار خود را از طریق یک مطالعه امکان‌سنجی و نوشتن یک برنامه ساده کسب و کار عملی کنید.



وقتی نمی‌توانی شب را بخوابی


احساساتی که کارآفرینان به پشت میز کار می‌آورند بسیار حیاتی است. آن لحظه ای که دیگر نمی‌توانی بخوابی زیرا داری به اوج تحقق ایده ات فکر می‌کنی، باید سریع‌تر به اجرای آن اقدام کنی.


اما اجازه نده احساسات تو را از راه به در کند. به طور خاص، کارآفرینان زیادی در مورد محصول یا مشکلی که باید حل شود احساساتی هستند، بنابراین بخش بزرگی از تلاششان صرف توسعه محصول می‌شود و از مسائل مالی غافل می‌شوند.


به یاد داشته باشید که مسائل مالی قلب تپنده هرکسب و کاری است. در مورد بودجه‌بندی، پیش‌بینی و روند درآمد، جریان وجوه نقد، خرج‌ها و سربار حساس باشید.


جدا کردن خود از دسته


وقتی نوبت به خود کسب‌وکار می‌رسد، اطمینان حاصل کن که محصولات و خدماتت را از سایر محصولات موجود در بازار متمایز کرده‌ای. وادار کردن مشتریان به امتحان کردن یک چیز جدید یا اقدام به عملی جدید سخت‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. همه ما بنده عادت هستیم. با این حال باید واقعا متمایز باشی تا بتوانی در رقابت با شرکت‌های موجود در بازار موفق شوی. پس مرحله اول متمایز کردن خود از دیگران است، اما برای ادامه دادن نباید از مشتری و تعامل با او غافل شد تا بتوانی وادارش کنی به تغییر تن دهد.


هزینه‌های خارجی را پایین نگه دارید. مبادا در ابتدای کار فریفته دفترهای جذاب و گران و بازاریابی پر زرق و برق شوید. در عوض بر آموزش و تربیت نیروی کار خود و استخدام افرادی سرمایه‌گذاری کنید که می‌توانند مشتریان جدیدی را وارد کسب‌وکار کنند و از عهده کارها به درستی برآیند.


در نهایت به خود یک مهلت بدهید که تا آن وقت در کارآفرینی موفق شده باشید. ضررهای خود را زودتر از آنکه انباشته شوند متوقف سازید.


کارآفرین بودن یعنی اینکه شما ایده‌های زیادی دارید. اگر فانتزی بهتر از واقعیت به نظر می‌رسد گیج و مایوس نشوید. به بازار گوش فرا دهید و میل خود را در جهت امتحان کردن چیزی متفاوت پیش ببرید.



مترجم: م.زارع


نقل از دنیای اقتصاد


منبع واسطه : http://www.modiriran.ir/modules/news/article.php?storyid=564




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:20 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پـس انــداز



تصور کنید هرروز صبح بانک شما  هشتاد و شش هزار و چهارصد تومان  بحسابتان واریزکند با شرط اینکه هر دیناری که در همان روز مصرف نشود از حسابتان برداشت خواهد شد و اینکه . نمیتوانید وجهی برای کسی حواله کنید.


 


مسلما هر آنچه میتوانستید برای خودتان، عزیزانتان، آشنایان ، و دیگران خریداری میکردید.


 


این بانک سحر آمیز " زمان " است.


 


هرروز صبح شما  هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه بحسابتان واریز و صبح بعد آنچه مصرف نشده از حسابتان برداشته میشود. ثانیه های مصرف نشده برای همیشه از دست میروند. ثانیه هائیکه نهایت ارزشمند تر از پولند.


 


هر ثانیه زندگی را لذت ببرید، زمان زود تر از آنکه  تصور کنید از دست میرود


مواظب خود باشید، شاد باشید و  عمیقا عشق بورزید.


 


از هم اکنون آغاز کنید.




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:20 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چطور برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد بگیریم ؟


چطوری برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد بگیرم و وارد بازار کارش بشم؟

بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری می‌شه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از این‌ها می‌بایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون می‌خواستم مطلب کامل و به‌دردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.
خود من اتفاقی وارد این کار شدم. قبل از این‌که به فکر کار بیفتم، یعنی یک هفته بعد از این‌که دانشجوی لیسانس شدم، موقعیت کاری پیش اومد تو یه واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه؛ یعنی واحدی که هیچی ازش نمی‌دونستم. حاضر بودن من رو استخدام کنن، چون تو کار با کامپیوتر سریع و مسلط بودم. اینطوری شد که تو یه هفته هرچی کتاب تو این زمینه دستم اومد خوندم و رفتم شروع به کار کردم: فرودگاه بین‌المللی امام.

تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که دیگه می‌تونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که می‌تونم انجام بدم و علاوه بر این‌که توش موفق باشم راضی‌م بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 12 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضی‌ام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم و از وضعیتم راضی‌ام، ولی بدون تعارف، شدیدا اعتقاد دارم که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید یاد بگیرم.

خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:
    *  مهارتِ خیلی زیاد در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیل‌هایی که انجام می‌دیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائه‌ها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهم‌ترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من می‌خوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی می‌کنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر می‌کنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرم‌افزارها و دانش‌های دیگه‌ای نیاز داره.
    *  یادگیری پراجکت و پریماورا در حد متوسط: به نظر من بهتره که با هر دو نرم‌افزار آشنا باشین. کسایی که منو می‌شناسن می‌دونن که با این عقیده که باید اول پراجکت رو یاد گرفت و بعد برای پیشرفته‌تر شدن رفت سراغ پریماورا به شدت مخالفم. هر دو نرم‌افزار کامل و پیشرفته‌ان، و اگه می‌خواین تو کار موفق باشین باید هردو رو بشناسین تا بتونین از تمام فرصت‌های کاری استفاده کنین.
    *  یادگیری اصول و مبانی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه: خوب، این قسمت سختِ ماجراس. سختیش به اینه که من الان باید می‌تونستم کتاب‌هایی رو معرفی کنم که بخونین و یاد بگیرین، ولی متاسفانه هیچ کتابی به فارسی ندیدم که بتونم توصیه کنمش. تو این شرایط تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که کتاب‌های رایجی مثل کتاب شیرمحمدی رو بخونین.

این می‌شه فاز آماده شدن. بعد از این فاز باید برین دنبال کار. درباره شروع کار هیچوقت سخت نگیرین؛ اولش احتمالا هیچی باب میلتون نخواهد بود و حتی ممکنه مجبور باشین کارهای جنبی مختلفی بکنین که براتون لذت‌بخش نباشه یا حتی فکر کنین کسرشان هستن؛ ولی اینطور فکر نکنین. می‌تونین از هر کاری که انجام می‌دین تجربه کسب کنین و به همشون به چشم مقدماتی نگاه کنین که شما رو به هدف نهایی‌تون می‌رسونن. اگه جایی کار کنین که واحد یا گروهی برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه داشته باشه بهتره و پیشرفتتون رو خیلی سریع‌تر می‌کنه. در غیر این صورت باید خودتون تجربه کنین. هروقت با مسئله‌ای روبرو شدین اون رو سمبل نکنین، تو اینترنت و کتاب‌ها دنبال جواب بگردین و اگه جوابی پیدا نکردین، از کسانی که می‌شناسین بپرسین. یکی از این افراد منم، که همیشه از جواب دادن به سوال‌های همکاران خوشحال می‌شم.

یه مشکلی که خیلی‌ها تو مرحله کاریابی دارن، اینه که تمام آگهی‌های استخدام افرادی رو می‌خوان که چند سالی سابقه کار داشته باشن. بله، مشکل از جستجوی شما نیست، آگهی‌ها همیشه اینطوری هستن. روزنامه رو باز کنین و آگهی‌های استخدام مهندسی که سابقه کار ندارن رو بشمرین؛ فکر می‌کنین چنتا باشه؟
یه راه، که البته برای همه مقدور نیست، اینه که کسی اون‌ها رو به جایی معرفی کنه. از اون که بگذریم، راهی که برای همه بازه، کارآموزیه. جایی برای کارآموزی پیدا کنین و حتی بدون حقوق کارتون رو شروع کنین. ولی فراموش نکنین که باید مسئولیت‌پذیر باشین، کارآموز نبودن و حقوق نگرفتن برای مسئولیت پذیر نبودن کافی نیست. تو این شرایط معمولا کسی به درد شرکت‌ها می‌خوره که به قول معروف آچار فرانسه باشه. پس سعی کنین تا جای ممکن آچار فرانسه باشین و تا زمانی که اونجا هستین تو هر کاری که شد به هر کسی که پیدا کردین کمک کنین. اگه تو کارتون علاقه‌مند و مستعد باشین، به احتمال زیاد همونجا بعد از مدتی استخدامتون می‌کنه. اگر هم نکنه، سابقه کار پیدا کردین و بعد از این می‌تونین برین سراغ آگهی‌ها. یادتون باشه که از شرکتی که کارآموزی کردین گواهی بگیرین؛ اگه شد خواهش کنین که در صورتی که از کارتون راضی بودن، این مسئله رو تو گواهی ذکر کنن. گواهی رو وقتی که لازم داشتین نگیرین، بلافاصله زمانی که کارتون با شرکت تموم شد بگیرینش. حداقل مدتی که برای کارآموزی معنی داره یک ساله، ولی اگه بتونین بیشترش کنین هم بهتره. اکثر شرکت‌ها برای کارآموزهایی که به دردشون می‌خورن و طولانی مدت تو شرکت کار می‌کنن حقوق مختصری هم در نظر می‌گیرن. حتی می‌تونین در زمان کارآموزی یه فوق لیسانسی چیزی هم بگیرین. در این صورت بهتره کارآموزیتون رو در تمام مدت تحصیلات تکمیلی ادامه بدین.

خوب، بعد از این مرحله وارد کار جدی می‌شین. تا اینجا باید تجربه کافی تو کار عملی هم پیدا کرده باشین و بتونین یک تنه کار رو جلو ببرین. همیشه تو کارآموزی و کار این چند مسئله رو در نظر داشته باشین:
    * دقت: آدمی که دقیق نباشه، محصول کارش قابل اطمینان نخواهد بود. هر وقت کاری انجام می‌دین محصولش رو دوباره کنترل کنین تا اشتباهی توش نباشه. برای این‌که نتایج رو به دست بیارین از روشی استفاده کردین و اگه برای کنترل هم از همون روش استفاده کنین، احتمالش خیلی زیاده که متوجه اشتباهات احتمالیتون نشین. پس همیشه فکر کنین و روش دیگه‌ای پیدا کنین و با اون نتایج رو کنترل کنین. همیشه محدوده نتایج رو بسنجین؛ فرض کنین درصد پیشرفت واقعی یک ماه رو 8٪ به دست آوردین. ببینین دوره‌های قبل چقدر بوده. اگه دوره‌های قبل همیشه حدود 1٪ بوده، احتمالش زیاده که اشتباه کرده باشین. اگه پروژه بخواد ماهی 8٪ پیشرفت کنه باید حدودا یک ساله تموم بشه؛ پس اگه مدت پروژه 5 ساله، احتمالش زیاده که اشتباهی رخ داده باشه. اگه عدد تو محدوده اعداد مشابهش نیست، علت تفاوت رو جستجو کنین و پیداش کنین. مثلا ممکنه ببینین فلان کاری که وزن بالایی داشته و زمان زیادی نمی‌برده در اون مدت انجام شده. حالا خیالتون تا حدی راحت می‌شه. ولی وقتی باید خیالتون کاملا راحت بشه که مطمئن بشین اون کار واقعا در همون مدت زمان کم انجام شده و اطلاعات ورودی اشکالی نداشته. ممکنه مسئول استخراج اطلاعات خام نباشین، ولی اگه اشتباهی به این خاطر رخ بده، محصول کارتون کلا زیر سوال می‌ره.
    *  مسئولیت‌پذیری: این خیلی مهمه. اگه کاری بهتون سپرده می‌شه، تا آخرش انجامش بدین. وقتی کاری رو تا حدی پیش ببرین و بدین به صاحبش، فرق زیادی با وقتی که هیچیش رو انجام نداده باشین نداره، چون اون آدم باید وقت و انرژی زیادی صرف کنه تا بفهمه چیکار کردین و مطمئن بشه که اشتباه نکردین. برای همینه که از قدیم گفتن "کار را آن کرد که تمام کرد". وقتی مسئولیت‌پذیر باشین و کارها رو کامل انجام بدین، تبدیل می‌شین به فردی قابل اطمینان که می‌شه بهش اتکا کرد و این زمینه‌ایه برای پیشرفت.
    *  پویایی: خیلی وقت‌ها می‌شه کاری رو یک بار انجام داد و عمری به همون شکل تکرارش کرد. در این صورت احتمالا وظیفه‌تون رو انجام دادین، ولی همونجایی که بودین می‌مونین. همیشه می‌شه کارها رو به شکل بهتری انجام داد.. باید هر بار که قراره کاری رو تکرار کنین به این فکر کنین که چطوری می‌شه بهتر انجامش داد. این خودش می‌شه عاملی برای پیشرفت.
    * مثبت بودن: خیلی‌ها تو کارِ گروهی نقش مثبتی ندارن؛ تنش ایجاد می‌کنن، مشکلات کوچیک رو بزرگ می‌کنن، از زیر کار در می‌رن و ... سعی کنین نقطه مقابل این آدما باشین؛ تنش‌ها رو از بین ببرین، فضای کاری رو دلپذیر‌تر کنین، مشکلات رو حل کنین و ... آدم مثبتی باشین!


خوب، بعد از مدتی باید برین سراغ مهارت‌های تکمیلی:
    *  تکمیل مهارت‌هاتون در پراجکت و پریماورا: این برنامه‌ها پیچیده هستن، مدت‌ها طول می‌کشه کاملا بهشون مسلط بشین. کتاب‌های زیادی برای یادگیری پیشرفته این نرم‌افزارها هست که باید همشون رو شخم بزنین!
    * مطالعه کتاب‌های انگلیسی مدیریت پروژه: خوشبختانه می‌تونین این کتاب‌ها رو از اینترنت دانلود کنین.
    * یادگیری پم‌باک (PMBOK): ممکنه زیاد کاربردی نباشه، ولی به هر حال باید یادش بگیرین. اگه حوصله داشته باشین می‌تونین مدرک PMP هم بگیرین، برای رزومتون خوبه.
    * یادگیری مسایل حقوقی پروژه‌ها: براتون عجیبه؟ این اطلاعات تو کار خیلی به درد می‌خورن.
    * یادگیری مسایل مالی و اداری پروژه‌ها: خوب، هرچی باشه اقتصاد زیربناس، تاثیر زیادی هم روی مسایل مدیریتی داره. هرچی بیشتر بلد باشین بهتره.
    * یادگیری مسایل اجرایی پروژه‌هایی که باهاشون سر و کار دارین: مثلا اگه با پروژه‌های ساختمونی سر و کار دارین، باید با روند ساخت آشنا بشین. مدت زمانی رو به گشت زدن تو کارگاه و کسب اطلاعات از مهندسین اجرایی و به خصوص تکنسین‌ها اختصاص بدین.
    *  فضولی: منظورم اون فضولی نیست... فضولی تو کارهای مختلفیه که تو شرکت انجام می‌شه. از هر کدوم یه چیزهایی یاد بگیرین، یه جایی به دردتون می‌خوره.

در آخر یه توصیه مهم:
با زیاد از حد کار کردن نمی‌شه موفق شد!
به اندازه کافی استراحت کنین، زیاد تفریح کنین، هر روز حداقل دو ساعت رو صرف یادگیری مطالب جدید کنین. فراموش نکنین دوران جوانی با این‌که بهترین زمان برای پیشرفته، بهترین زمان برای لذت بردن از زندگی هم هست و موفقیت‌های کاری هم در نهایت برای اینن که از زندگی بیشتر لذت ببریم.

نوشته نادر خرمي راد

www.Modiriran.ir





[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:19 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

آثار مخرب وجود بسترهاي رانت‌جويي بركارآفريني و رشد اقتصادي


آثار مخرب وجود بسترهاي رانت‌جويي بركارآفريني و رشد اقتصادي


   


چکيده:


موضوع انتخاب شغل و حرفه جمعيت فعال يك جامعه، موضوعي است كه در تعيين مسير رشد و شكوفايي اقتصادي آن تاثير بسزايي دارد.‌


آثار مخرب وجود بسترهاي رانت‌جويي بركارآفريني و رشد اقتصادي


اين موضوع وقتي داراي اهميت بيشتر مي‌شود كه منظور ما از جمعيت فعال، آن دسته از جمعيت فعال باشد كه داراي استعداد و توانايي بالايي هستند و انتخاب حرفه آنها به مراتب اثرگذاري بيشتري در رشد و توسعه اقتصادي دارد. به طور كلي،‌ اين‌گونه افراد با دو انتخاب مواجه هستند.


يكي مربوط به انتخاب حرفه‌اي است كه در نهايت منجر به توليد محصول منحصر به فردي شود كه زاييده خلاقيت و نوآوري وي است و در گسترش و بهبود روند توليدي جامعه موثر خواهد بود. انتخاب دوم ورود به عرصه ديوان‌سالاري و‌ ايجاد رانت‌هاي مختلف است كه نتيجه آن بهره‌برداري و برداشت از محصول توليدي ديگر توليدكنندگان با توسل به انواع ابزارهاي قانوني و غيرقانوني است كه در نهايت مي‌تواند منجر به تخريب و كاهش روند رشد اقتصادي يك كشور شود.



افراد مستعد و به طور كلي هر شخص دنبال بالاترين بازدهي نسبت به توانايي‌اش است، مثل يك مدير يا يك توليدكننده ماهر كه به دنبال پربازده‌ترين سمت اجرايي و يا خط توليد است. همين افراد مستعد با صرف هزينه و تلاش به نسبت كمتري مي‌توانند يكي از بهترين‌ها در مشاغل ديگر نيز باشند. يعني افرادي كه مستعدند ولي در يك شغل خاص به اندازه كافي حرفه‌اي نيستند مي‌توانند كارآفرين، جزو مقامات دولتي، وكيل يا يك سفته باز يا يك نويسنده و... شوند. سوالي كه مطرح است ‌اينكه چه عواملي، حرفه‌اي را براي يك فرد مستعد جذاب مي‌كند؟ يا‌ اينكه چه عواملي در انتخاب حرفه يك فرد مستعد تاثيرگذار هستند؟ عوامل متعددي وجود دارد كه روي جذابيت يك حرفه خاص براي يك فرد تاثير مي‌گذارند كه به طور مختصر مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:



1) اندازه بازار:


افراد مستعد در يك بازار گسترده و وسيع مي‌توانند سودآوري و منفعت بالاتري را نسبت به يك بازار محدودتر كسب كنند. به عبارتي ديگر هر چه بازار يك شغل خاصي گسترده و بزرگ باشد، مشوق خوبي براي افراد مستعد است كه وارد آن بازار شوند و سود بيشتري براي خود حاصل كنند.‌ اين گستردگي و بزرگي بازار مي‌تواند شامل ابعاد جغرافيايي، حجم معاملات و داد و ستد، كيفيت كالاها و... باشد.


وقتي بازار يك كشور بزرگ و مردم به راحتي شركت‌ها را تاسيس مي‌كنند و منافعشان حفظ مي‌شود، آن وقت بسياري از مردم كارآفرين مي‌شوند. بريتانيا در انقلاب صنعتي و آمريكا در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم و كشورهاي آسياي جنوب شرقي امروزي نمونه‌هايي از اين موارد است.


در كشورهايي كه ثروت خصوصي تحت تسلط طبقه دولتي است و تعريف مشخصي از آن نباشد، رانت جويي داراي جذابيت خواهد بود و حتي رانت‌هاي غيررسمي ‌مثل رشوه، سرقت و دادخواهي و... امري عادي خواهد بود و كارمندان دولت از موقعيت خود براي جذب رانت‌هاي غيررسمي ‌سود خواهند برد.



كشورهاي داراي ثروت بالا و رشد كم، مورد توجه رانت جويان مي‌باشند. به خاطر‌ اينكه كالاهاي جديد اكثرا از حساسيت درآمدي بالايي برخوردار هستند و ‌اين براي نوآوري ضروري است يعني در جوامعي كه درآمد افراد آن بالا است، تقاضاي كالاهاي جديد نيز به مراتب بالاتر خواهد بود. پس رشد كمتر و درآمد پايين عاملي براي كاهش انگيزه و نوآوري و ابداع است و به تبع كاهش نوآوري، رشد اقتصادي نيز كاهش مي‌يابد. به همين خاطر است كه مي‌گويند كاهش بهره‌وري و رشد مي‌تواند به صورت چرخشي و هم افزار به كاهش هم منجر گردد، چرا كه افراد از بخش كارآفريني به بخش رانت‌جويي حركت كرده و رشد پايين مي‌ماند. با پايين ماندن رشد اقتصادي رشد كارآفريني نيز كمتر مي‌شود. همين چرخه ادامه مي‌يابد.



2) وجود نرخ كاهشي در بازده به مقياس نزولي:


يك فرد در گسترش كار خود با محدوديت‌هايي از جمله نرخ بازدهي كاهنده به مقياس، زمان، توانايي فيزيكي و عموما اندازه شركت روبه‌رو است. در اين صورت، فرد كارآفرين فعاليتش هرچه بيشتر مي‌شود، اگر بازدهي كاهنده به تواناييش كمتر كاهش يابد آن شغل را برمي‌گزيند. به عبارتي، هر چه اندازه شركت بزرگ‌تر مي‌شود، هزينه‌هاي وي با سرعت كمتري افزايش مي‌يابند و لذا چشم‌انداز سودآوري بالاتر خواهد بود.


كاهش بازدهي به مقياس در مورد اندازه بنگاه مي‌تواند توسط محدوديت‌هاي ديگر تكميل شود كه در كشورهاي توسعه نيافته جهان مشاهده مي‌شود. محدوديت‌هايي مثل محدوديت‌هاي قانوني ورود و خروج به بازار مثل مجوزهاي توليدي، كه باعث عدم جذابيت فعاليت‌هاي توليدي مي‌شود. دسترسي سخت به اعتبارات بانكي و... كه همگي زمينه را براي رانت‌خواري و رشوه‌گيري آماده مي‌كند.



3) قراردادهاي جبراني:


يعني ميزان رانتي كه يك فرد با استعداد از فعاليت خود كسب مي‌كند مهم است. مثلا اگر يك فعاليت نوآورانه، مجوزي از طرف دولت دريافت نكند و در انحصار خالق آن نباشد، لذا جذابيت كار نوآورانه كمتر مي‌شود. (يعني اشخاص نتوانند نتيجه و محصول كار خود را در اختيار داشته باشند.) و افراد مستعد كمتر در چنين فعاليت‌هايي وارد مي‌شوند.


حاصل كار رانت‌جويان كاملا مشخص است، ولي يك كارآفرين نياز دارد با يك تيم كار كند. مثلا در شركت‌هاي بزرگ، شناسايي ‌محصول هر فرد كار خيلي سختي است و پاداش دهي براساس آن نيز مشكل است.‌ اين عدم شناسايي محصول باعث مي‌شود كه افراد مستعد كه حق آنها به خوبي ادا نشده از شركت خارج شده و رانت جو شده‌اند.


اين مثال‌ها نشان مي‌دهد كه تخصيص استعداد بين بخش‌ها و فعاليت‌هاي مختلف، تنها بر اساس سود و منفعت مطلق آن حوزه نيست، بلكه به وسيله بازگشتي سود آن نسبت به بخش‌هاي مختلف سنجيده مي‌شود و بر‌اين اساس مبناي تصميم‌گيري افراد مستعد جامعه در انتخاب شغل و حرفه هستند.



انتخاب افراد مستعد خيلي مهم است و تاثير مهمي ‌روي تخصيص منابع دارد. اگر افراد مستعد، كارآفريني را انتخاب كنند در اين صورت تكنولوژي در صنعت موضوع فعاليت افزايش مي‌يابد و اين هم به نوبه خود منجر به افزايش بهره‌وري كل مي‌گردد. ولي اگر افراد مستعد رانت‌جو گردند، در اين صورت بهره‌وري كل كاهش پيدا خواهد كرد.


روي آوردن افراد به رانت جويي به دلايل زير اثرات مخربي دارد:


1) آنها نيروي كار و منابع را جذب خود مي‌كنند و درآمد كل را كاهش مي‌دهند.


2) اخذ ماليات بر روي توليدكنندگان جامعه توسط اين افراد صورت مي‌گيرد.


3) اگر افراد با استعداد رانت‌جو شوند، افراد با توانايي پايين كارآفرين شده و لذا رشد تكنولوژي كم مي‌شود.



به‌طور خلاصه مي‌توان گفت كه رانت‌جويان در هر كشور از قوانين موجود به صورت رسمي‌يا غيررسمي‌سود مي‌برند.‌اين عمل باعث مي‌شود كه توليدكنندگان از بازده عمل خود در مقايسه با افراد رانت جو احساس خسران داشته باشند و لذا در اولين فرصت به امور رانت‌جويانه روي آورند. همين موضوع به صورت سلسله وار رشد و نوآوري را كاهش مي‌دهد. بنابراين يكي از سياست‌هاي مقامات تصميم ساز يك جامعه بايستي كاهش انگيزه ورود افراد مستعد به بخش رانت جويي باشد. يكي از منافع تقليل دادن قدرت و سهم رانت‌جويان، حركت افراد مستعد جامعه به سوي فعاليت‌هاي توليدي است كه در‌اين صورت چرخه افزايش بهره‌وري و رشد اقتصادي همراه با افزايش مضاعف خلاقيت و نوآوري تكميل مي‌گردد.



* فرهاد علي‌نژاد  ، دانشجوي دكتراي اقتصاد _ دانشگاه تهران


نقل از دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:18 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

شش نکته که در سرمایه گذاری نباید فراموش کنید


شش نکته که در سرمایه گذاری نباید فراموش کنید    

سرمایه گذاری به معنای به تعویق انداختن مصرف فعلی برای به دست آوردن منافع بیشتر در آینده است.در حقیقت سرمایه گذار به امید به دست آوردن سود بیشتر در آینده از ارزش های کنونی چشم پوشی می کند.
برای سرمایه گذاری سه روش مستقیم,غیر مستقیم و نیمه مستقیم وجود دارد که هر یک در جایگاه خود قابل استفاده است.

1.روش مستقیم
در این روش بين سرمايه گذار و سرمايه پذيررابطه مستقيم برقرار مي شود . اين  شيوه اغلب بين دوستان و آشنايان نزديك انجام مي گردد.

2.روش غیر مستقیم
در روش غير مستقيم بين سرمايه گذار وسرمايه پذير يك موسسه مالي به عنوان واسطه عمل مي نمايد . به عبارتي سپرده گذار /سرمايه گذار وجوه خود را در اختيار اين موسسات قرار مي دهد و سرمايه پذير نيز از طريق اين موسسات منابع مالي لازم را تامين مي نمايند . در اين روش ريسك مربوط به سرمايه گذاري  و يا وام دهي بعهده واسطه موسساتي كه به عنوان واسطه مالي عمل مي نمايد .

3.روش نیمه مستقیم
روش نيمه مستــقيم بين سرمايه گذار و سرمايـه پذير ، مـوسسات تخصصــي مانند بانـك هاي ســرمايه گذاري Investment Banks  قرار مي گيرند . اين نوع موسسات تخصصي پس از مطالعه دقيق ميزان احتياجات سرمايه پذير ، نحوه استفاده از وجوه ، تعيين مناسب ترين نوع اسناد و اوراق بهادار ( سهام عادي ، سهام ممتاز ، اوراق قرضه ، اوراق قرضه قابل تبديل به سهام يا ابزار ديگر ) ، ابزار مورد نظر را پذيره نويسي ( Underwrite ) نموده به سرمايه گذاران ( شامل موسساتي چون بيمه ها و صندوق هاي بازنشستگي و اشخاص حقوقي ) به فروش مي رسانند . اين موسسات نقش ” متخصص “ و  ” كارگزار“ را بازي مي نمايند و خود ســرمايه گذار بلند مدت در اوراق بهادار نمي باشند . اوراق سهام يا قرضه خريداري يا تعهد شده توسط اين موسسات پس ازمدت كوتاهي به فروش مي رسد. بانك هاي سرمايه گذاري از جمله واسطه هاي مالي موقت مي باشند كه در روش نيمه مستقيم وظيفه انتقال وجوه از ســـرمايه گذاران به ســــرمايه پذيران را به عهده دارند.
اما صرف نظر از این که از کدامیک از روش های سرمایه گذاری استفاده می کنید و اینکه میزان سرمایه شما چقدر است رعایت این شش نکته برای رسیدن به هدف اصلی سرمایه گذاری که کسب سود بیشتر است ضروری است:

1. هرگز بر روی آنچه از آن اطلاعات ندارید سرمایه گذاری نکنید
اغلب کسانی که در سرمایه گذاری شکست می خورند مهم ترین علت این امر را بی اطلاعی یا کم اطلاعی از سوژه سرمایه گذاریشان می دانند و حسرت می خورند که کاش مطالعه بیشتری کرده بودم.
این به این معنی نیست که بر روی تکنولوژی های جدید یا آنچه در آن تخصص ندارید سرمایه گذاری نکنید بلکه به آن معناست که در مورد آنچه درآن سرمایه گذاری می کنید مطالعه کنید و یا از مشاوران آگاه در آن زمینه استفاده کنید.

2.ریسک پذیر باشید
چشم بسته عمل کردن به معنای ریسک پذیر بودن نیست بلکه ریسک پذیری بدان معناست که در عین اینکه عاقلانه عمل می کنید جسارت گرفتن تصمیم های قاطع را داشته باشید چراکه ترس بیش از اندازه موفقیت شما را به تاخیر می اندازد و حتی ممکن است آن را غیرممکن سازد.

3. رازدار باشید
یک سرمایه گذار حرفه ای رازهای حرفه ای اش را فریاد نمی زند و در هر محفلی از راز و رمز تجارتش سخن به میان نمی آورد چراکه در عصر اطلاعات آنچه سبب تمایز شما از دیگران می شود اطلاعاتتان است بنابراین برگ برنده خود را به رایگان حراج نکنید.

4.اجتماعی باشید
این اصل به هیچ وجه با رازداری در تضاد نیست بلکه دقیقا مکمل اصل پیشین است . یک سرمایه گذار خوب با سایر همکاران , دست اندر کاران مورد سرمایه گذاری و حتی رقبای خود در ارتباط است چراکه حضور درفضا های حرفه ای معلومات شما را خواهد افزود و اعتماد به نفستان را دوچندان می کند.

5.برای سرمایه گذاری پول اصل نیست
بسیاری بر این تصور اند که برای آنکه یک سرمایه گذار موفق باشیم می بایست حتما ثروتمند باشیم. درحالی که این تصور به هیچ عنوان صحیح نیست بلکه یک سرمایه گذار موفق از کمترین سرمایه بیشترین سود را می برد و به این ترتیب به صورت مستمر به سرمایه اش می افزاید.
بسیاری از سرمایه داران مطرح معاصر افراد ثروتمندی نبوده اند بلک افرادی بوده اند که از موقعیتشان بهترین بهره را برده اند.

6. طمع نکنید
بسیاری از سرمایه گذاران به این آسیب طمع دچار شده اند و حتی کل دارایی خود را از دست داده اند. بنابر این وسوسه های سود عالی را با دیده تردید بنگرید و تلاش کنید معقولانه تصمیم بگیرید.

منبع : http://banki.ir/akhbar/1-news/6474-6





[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:17 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

زیر نظر گرفتن رقیب


زیر نظر گرفتن رقیب


اشاره:
آیا شما و رقبایتان بسیار نزدیک به هم پیش می روید و در ارائه محصولات و خدمات مناسب تقریباً یکسان عمل می کنید؟ در این شرایط، « هوشمندی ارزشمند » می تواند شما را از شرکتهای رقیب متمایز نماید. پیروزی در تجارت به معنای فروش بهترین محصول با بهترین قیمت است. در بسیاری از صنایع میان شرکتهای رقیب، تفاوت زیادی وجود ندارد و در این حالت، بهترین روش برای صعود به قله رقابت آن است که نگاهی به رقیبتان بیاندازید و بفهمید قصد انجام چه کاری را دارد.


آیا شما و رقبایتان بسیار نزدیک به هم پیش می روید و در ارائه محصولات و خدمات مناسب تقریباً یکسان عمل می کنید؟ در این شرایط، « هوشمندی ارزشمند » می تواند شما را از شرکتهای رقیب متمایز نماید.
 پیروزی در تجارت به معنای فروش بهترین محصول با بهترین قیمت است. در بسیاری از صنایع میان شرکتهای رقیب، تفاوت زیادی وجود ندارد و در این حالت، بهترین روش برای صعود به قله رقابت آن است که نگاهی به رقیبتان بیاندازید و بفهمید قصد انجام چه کاری را دارد. Sally Wright، رئیس گروه مشاوره Alliance، می گوید: "طول می کشد که همه چیز را در مورد رقیبتان بفهمید اما این کار در انتها مزایای فراوانی دارد."
 
4 استراتژی در این زمینه وجود دارد:
 فضولی در اول صبح:
 بسیاری از خرده فروشان، جلسات خود را اول صبح در زمانیکه مردم در حال خرید هستند برگزار می کنند. در این شرایط، مردم خرید می کنند و در عین حال به صبحتهای حاضرین در جلسه گوش می دهند و بدین ترتیب شما از « هوشمندی ارزشمند » بهره می برید. مردم به شما می گویند که یک سری از اجناس، خیلی خوب به فروش می رسند و شما می توانید از آنها استفاده کنید یا تعداد آنها را در فروشگاه خود افزایش دهید. اگر شما یک تأمین کننده هستید، از مردم می شنوید که چرا رقبایتان در تحویل کالا تأخیر دارند و بدین وسیله می توانید از آنها پیشی بگیرید.
 مکالمه تلفنی دقیق:
کارمندان بخش خدمات به مشتریان به دو دلیل مفید هستند: 1- آنها پرحرفند -2- آنها خیلی می دانند. دکتر Sally Wright پیشنهاد می کند از 10 نفر که در شرکت رقیب به تلفنها پاسخ می دهند، نظرخواهی کنید. از آنها بپرسید که پرطرفدارترین محصولات کدامها هستند و مشتریان معمولاً از کدام کالاها شکایت دارند. اگر یکی از اپراتورها با شما همکاری نکرد، قطع کنید و دوباره زنگ بزنید و با اپراتور دیگری صحبت کنید.
 تبلیغات روزنامه ای:
 آیا رقیب شما در حال انجام برنامه های جدیدی است؟ آیا به دنبال جذب استعدادهای شرکت شماست؟ برای پاسخ به این سؤالات باید آگهی های استخدام آنها را در روزنامه یا اینترنت کنترل نمایید. Jeanne Achille، نائب رئیس شرکت بازاریابی Devon Group می گوید: "شما می توانید با کنترل فعالیتهای استخدامی یک رقیب، اطلاعات زیادی در مورد آن بدست آورید."
 Achille، وضعیت و چگونگی تبلیغات روزنامه ای یک رقیب را بررسی می کند و به شما می گوید که آن شرکت چه زمانی یک فعالیت تجارت تازه را آغاز کرده است و آن تجارت در چه زمینه ای می باشد.
 گرفتن اطلاعات از مشتری:
 مشتریان شرکت رقیب، بهترین منبع اطلاعاتی در مورد نقاط قوت و ضعف آن شرکت می باشند. از آنها بپرسید که چه چیزی را در یک محصول یا خدمات دیگر دوست دارند؟ چه چیزی را در آن محصوی یا خدمات دوست ندارند؟ چه چیزی می تواند موجب شود آنها از یک کالا یا خدمات دیگر استفاده کنند؟ به همین ترتیب، هنگامیکه یکی از مشتریان شما به سمت شرکت رقیب می رود و از محصولات آن خرید می کند، از او بپرسید که چرا دیگر از شما خرید نمی کند و به سمت رقیبتان رفته است.
 
منبع :
http://mahanbs.com/Article.aspx?id=1000054





[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:16 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

موفقیت یک شرکت در چیست؟

 

موفقیت یک شرکت در چیست؟

اشاره:
هنگامیکه در مورد موفقیت یک شرکت صحبت به میان می آید، ایجاد رضایتمندی در تمامی جهات امری کلیدی می گردد. ارزیابی بازار بورس به دو صورت انجام می شود: پایه ای و تکنیکی – روش پایه ای از طریق محاسبات فراوان و روش تکنیکی با استفاده از منحنی های صعودی و نزولی در ترسیم روند بورس انجام می گیرند. یک سرمایه گذار حرفه ای همواره به دنبال آن است که در رقابت با بقیه سرمایه گذاران از آنها حتی با فاصله اندک پیشی بگیرد.

اما آنچه این حرفه ای ها به راحتی فراموش می کنند، مقوله "تجزیه و تحلیل کیفی" است که در برخی مواقع تحت عنوان « معیارمتری نرم » شناخته می شود. این نوع تجزیه و تحلیل به ابعادی از یک شرکت اشاره دارد که قابل سنجش نیستند و به راحتی نمی توان آنها را با اعداد و ارقام تشریح نمود. بطور کلی، تجزیه و تحلیل کیفی، شاخه ای از تجزیه و تحلیل پایه است که به شایستگی درک نشده و بکار نرفته است.
 
5عامل موفقیت یک شرکت عبارتند از:
 1. عوامل همیشه دخیل:
 بسیاری از سرمایه گذاران حرفه ای در زمان انجام تجزیه و تحلیل کیفی به الگوی تجاری، مزیت رقابتی، مدیریت و حاکمیت سازمانی یک شرکت توجه کرده و بدین ترتیب معین می کنند که:
 •شرکت به چه طرقی درآمدزایی می کند.
 •بی همتایی شرکت در مقابل رقابتی بودن آن تا چه حد است.
 •افراد تصمیم گیرنده در شرکت چه کسانی هستند.
 •این افراد چگونه با سهام داران معمولی رفتار می کنند.
 با استفاده از این اطلاعات، آنها در می یابند که یک شرکت چگونه قصد دارد فعالیت تجاری خود را توسعه دهد و در عین حال به سهامدارانش سود برساند. اما آیا این اطلاعات، تمامی ابعاد یک شرکت را تحت پوشش قرار می دهد؟ پاسخ منفی است، زیرا مسائلی همچون رضایتمندی مشتریان، دادن پاداش به پرسنل و حفظ رابطه عالی با تأمین کنندگان نیز از اهمیت زیادی برخوردار هستند.
 2. عوامل شناخته نشده و غیر ملموس:
 عواملی که موجب موفقیت یک سازمان می شوند را نمی توان در یک SWOT ساده که شامل نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها است، پیدا کرد و بدرستی درک نمود. رضایتمندی که در شرکتهای موفق به میزان بالایی مشاهده می شود، یک عامل کلیدی در ارزیابی این عوامل غیرملموس است.
 اگر یک شرکت نتواند رضایت کارمندان، تأمین کنندگان و مشتریانش را جلب کند، قیمت سهام آن بشدت کاهش خواهد یافت. برخی از کارشناسان معتقدند که یک شرکت نمی تواند هم مشتریان و هم کارکنانش را با هم و در یک زمان راضی نگه دارد. رضایتمندی کارکنان همواره به معنای وفاداری مشتریان نیست. Tony Hsieh، مدیر ارشد اجرایی شرکت Zappos.com (بزرگترین کفش فروشی اینترنتی) می گوید: "خدمات به مشتریان به معنای خوشحال کردن مشتریان و رفاه سازمانی به معنای خوشحال کردن پرسنل است. بنابراین ما در تلاشیم که این خوشحالی را برای مشتریان، کارمندان و فروشندگان ایجاد کنیم". Amazon.com از چنین نگرش پیروزمندانه ای بهره برد و سود خود را در سال 2009 به رقم 2/1 میلیارد دلار رساند.
 3. رضایتمندی کارمندان:
 جلب رضایت مشتریان در وهله اول مستلزم آن است که نیازهای پرسنل برآورده شود و رضایت آنها جلب گردد. عدم رعایت این اصل به مانند آن است که ارابه را در جلوی اسبها ببندیم. برای مثال، شهر نیویورک در زمستان 2007 در معرض یک کولاک عظیم قرار گرفت و شرکت هوایی JetBlue به همین دلیل ناچار شد پروازهای خود را متوقف سازد و هزاران مسافر را در فروشگاه معطل کند. این امر موجب نارضایتی کارمندان شرکت شد و به موجب آن، رضایتمندی مشتریان کاهش یافت.
 کارمندان یک برند، چهره واقعی آن برند را به تصویر می کشند. بی احترامی به کارمندان موجب نابودی سهام یک برند می شود. هنگامیکه اعتماد پرسنل از دست برود، قطعاً مشتریان از دست می روند و در نتیجه کسب و کار از دست می رود. این اصل به مانند یک شیب لغزنده است که شرکت نرم افزاری SAS به آن اشراف کامل دارد. Jim Goodnight، مؤسس و تنها مدیر ارشد اجرایی این شرکت در 34 سال گذشته، همواره بر مزایای کارمندی تأکید بسیار داشته است. به همین دلیل است که نام شرکت SAS طی 13 سال متوالی در لیست منتشره مجله Fortune به نام "100 شرکتی که باید برای آنها کار کرد" قرار داشته است. آقای Goodnight می گوید: "اگر شما با یک کارمند طوری رفتار کنید که انگار شرکت را متفاوت ساخته است، مطمئن باشید که آن کارمند، شرکت را متفاوت می سازد. در قلب این الگوی تجاری بی همتا، یک ایده ساده نهفته است:
 پرسنل راضی => مشتریان راضی"
 4. رضایتمندی تأمین کنندگان:
 مهم نیست که شرکت شما تا چه حد به صورت عمودی یکپارچه است زیرا این، رابطه شما با تأمین کنندگان می باشد که بر کیفیت محصول یا خدمات نهایی شما تأثیر مثبت یا منفی می گذارد. تعهد به تأمین کنندگان، یکی از هفت ارزش محوری شرکت Whole Foods است. این شرکت با ایجاد و حفظ یک تعامل صحیح با تأمین کننده ها توانسته است شرایطی بی نظیر را برای مشتریان خود فراهم آورد و بدین وسیله، قیمت کالاهایش را بالاتر از فروشگاه های مواد غذایی دیگر نگه دارد و به سود بیشتری دست یابد.
 5. رضایتمندی مشتریان:
 سالیان سال است که بازاریابها می کوشند رضایتمندی مشتریان را فرموله کرده و مقدار آن را به صورت عددی بیان کنند و بدین وسیله، ارزش ویژه یک برند را تعیین نمایند. شاخص آمریکایی رضایتمندی مشتریان، شاخص مدیریت شهرت Prophet و شاخص تجارب مشتریان Forrester Research، سه نمونه از فرمولهای ارائه شده برای رضایتمندی مشتریان می باشند. برای مثال، شرکتهایی که در شاخص آمریکایی رضایتمندی مشتریان دارای مرتبه بالاتری هستند، از قیمت سهام بیشتری برخوردار می باشند. شرکتهایی که در میان سالهای 1996 تا 2007 در یک چهارم اول این شاخص قرار داشتند، ثروتی معادل 420 میلیارد دلار را برای سهامداران خود به ارمغان آوردند و در مقابل، ثروت شرکتهایی که در جزء یک چهارم پایینی شاخص دیده می شدند، حدود 111 میلیارد دلار بود. با استناد به این ارقام در می یابیم ثروت شرکتهایی که  مشتریان خود را راضی و خشنود نگه می دارند، 4 برابر شرکتهایی است که به این مسئله توجه چندانی ندارند.
 اکثر تحلیلگران بر این باورند که قدرت یک برند بر ارزش سرمایه جاری آن تأثیر چشمگیری دارد. در یک تحقیق انجام گرفته از 34 شرکت در میان سالهای 1989 تا 1992 مشخص شد شرکتهایی که در این بازه زمانی بیشترین افزایش را در ارزش ویژه برند خود شاهد بودند، سود سهام 30% را بطور متوسط بدست آورند و در نقطه مقابل، سود سهام برندهایی که ارزش ویژه خود را در بیشترین مقدار از دست دادند، حدود 10% افت کرده بود. شاخص سالانه تجارب مشتریان Forrester Research نشان می دهد که رضایتمندی مشتریان بر قیمت سهام شرکت تأثیر می گذارد.
 رضایتمندی تضمین شده:
 سرمایه گذاران اکثر وقت خود را صرف تجزیه و تحلیل کمّی می کنند. نسبتهایی از قبیل "قیمت به درآمد" و "قیمت به ارزش دفتری" تمامی توجهات را به خود جلب می کنند و در مقابل، عوامل غیر عددی از جمله رضایتمندی مشتریان به نظرخواهی های سالیانه واگذار شده و گزارشات مربوط به آنها پس از مدتی به داخل کمدها پرت می شوند. ما در جهانی کمّی زندگی می کنیم و هر آنچه که انجام می دهیم، حول محور لیستهایی قرار دارند که 10 تا از بهترین محصولات را به ما معرفی می کنند. ما همواره به دنبال میانبرهستیم و این لیستها نیاز ما را برآورده می سازند. از سویی دیگر، "تجزیه و تحلیل کیفی" یک فرآیند پیچیده است که اکثر تحلیل گران آن را بسیار غیرملموس می دانند. با این وجود، قیمت سهام یک شرکت زمانی بطور مستمر افزایش می یابد که آن شرکت، رضایتمندی مشتریان خود را جلب نموده باشد.
 
منبع :
http://mahanbs.com/Article.aspx?id=1000046





[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:14 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

جذب مشتري در 46 ثانيه


جذب مشتري در 46 ثانيه


اشاره:
تجارت الکترونيک (e-commerce) سالانه بيش از 500 ميليارد دلار گردش مالي تجارت جهاني را در اختيار دارد. اين نوع خاص از تجارت که از اوايل دهه 90 ميلادي آغاز شد ، به دليل سهولت در بکارگيري آن و داشتن مولفه هايي مانند سرعت ، دقت و امنيت ، از مشتري مداري بسياري برخوردار شد که در اينترنت ،نمونه‌هاي زيادي از آن را مي توان مشاهده کرد...
 
سايت هايي مانند ebay.com يا amazon.com يا بخش خريد و فروش گوگل froogle.com به عنوان برترين هاي تجارت الکترونيک در وب شناخته مي شوند.
 در اين نوشتار قصد داريم تا راهکارهاي مهم در کسب موفقيت در تجارت الکترونيک را براي خوانندگان محترم ، تشريح کنيم. اين 12 نکته مي تواند راهگشاي خيلي از موفقيتهاي بزرگ ، در فرمت هاي ساده باشد.
 کلمات کلیدی: جذب مشتري در 46 ثانيه
 نکته اول :فرصت را غنيمت شمريد_ ميانگين زماني که يک کاربر اينترنت به مرور يک صفحه اختصاص مي دهد ، حداکثر 46 ثانيه است در طي همين 46 ثانيه است که يک تجارت برخط مي‌بايستي مشتري را جذب و با يک پيشنهاد مختصر معامله را تمام کند. يعني از زماني که يک کاربر وارد سايت مي شود تا يک کالا را مي بيند و نهايت انتخاب مي کند و سپس هزينه اعتباري آن را پرداخت مي‌کند‌، نبايد بيش از اين زمان ، زمان سپري شود. فرايند مشاهده – بررسي - انتخاب و خريد ، مراحل 4 گانه بهينه در تجارت الکترونيک سريع و موفق را نشان مي دهد. موتورهاي جست و جو ، فهرستهاي طبقه بندي موضوعي کالا ، طبقه بندي دسته اي کالا و مانند آنها، همه و همه ، راههاي سريع تر رسيدن به هدف را در تجارت الكترونيك هدف قرار مي دهند. سايتي که براي تجارت الکترونيک راه اندازي مي کنيد بايد به گونه اي چيدمان شده باشد ، که يک کاربر بتواند در عرض 46 ثانيه جنس مورد نظر را مشاهده و قيمت آن را بررسي و در فرم درخواست خريد ، آن را وارد کند. رقابت در دنياي مجازي روز به روز درحال افزايش است . به گزارش Verisign ، ثبت دامنه در سال 2003 ، 16 درصد رشد داشته است . از مجموع دامنه هاي ثبت شده در يک نمونه 60 ميليوني تا کنون بيشترين سهم از آن دامنه هايي با پسوند com. بوده است. تاکنون بيش از 50 ميليون، دامنه (DOMAIN) در اينترنت ثبت شده اند که يک دهم درصد آن ، متعلق به ايرانيان است . هر يک سايت مخصوص به خود را دارند و شيوه خاص در تجارت الکترونيک را به کار بسته اند . پس در اين بازار آشفته براي رسيدن به يک موفقيت الکترونيک چه بايد کرد ؟
 
نکته دوم : به اهداف خاص فکر کنيد. شناخت مشتري و تحليل رفتار سازماني آن در دنياي مجازي ، يک اصل مهم براي مديران سايت هاي تجارت الکترونيک است‌. مشتريانتان را بشناسيد و خواسته هاي آنها را که رقبايتان توجهي به آنها نداشته اند را برآورده سازيد. ebay يک نمونه بارز است. اين سايت خيلي سريع به مردمي که خواستار کسب درآمد بيشتر از طريق خريد و فروش کالاهاي دسته دوم بودند، معرفي شد. ebay به ضرورت ايجاد چنين محيطي که خريداران و فروشندگان با يکديگر ملاقات و معامله كنند پي برد. فناوري تجارت الکترونيک به ebay در جهت ايجاد فضايي برا ي پاسخگويي به تقاضاي عمومي کمک کرد و ساير مواردي که راجع به آن شنيده ايد، داستاني بيش نيست. زماني که تجارت برخط را شروع مي کنيد کوچک اما درست شروع کنيد . حرکت درست بسيار مهم و کاربردي است . از همه مهمتر ، توجه به نکاتي است که خيلي ها به آن توجه نکرده اند. مثلا شرکتwww.godiva.com، براي افزايش فروش شکلات در سايت مشهور خود ، سر در مغازه هاي خود را به صورت اينترنتي طراحي کرده است و براي خريداران شکلات در وب ، امتيازات خاصي قائل شده است که خيلي ها در زمينه شکلات به آن فکر هم نکرده اند_ مثلا سايت آمازون‌، براي ارتقاي فروش کتاب در سايت خود‌، به مديران سايت‌هاي اينترنت که بتوانند مشتري به سايت آمازون آورند و باعث خريد محصولات آن شوند، كارمزد پرداخت مي کند. ن
 
نکته سوم : برنامه ريزي تجاري قوي. آگاهي کاملي از منبع درآمد تان ، يکسان کردن حسابهايتان ، ساير نکات راهبردي در زمان شروع تجارت برخط و برنامه ريزي مراحلي که شما را به موفقيت نزديک خواهد کرد، را بايد داشته باشيد. شما بايد زمان مناسبي را براي توسعه تجارت خود و برنامه ريزي در جهت دست‌يابي به منابع درآمد جديد انتخاب کنيد . تجارت اينترنتي تاريخچه تکان دهنده اي دارد که تحولات فجيعي را با سرعتي شگفت انگيز ايجاد کرده است . براي رويارويي با چنين تحولاتي آماده باشيد و برنامه ريزي دقيقي براي پشت سر گذاشتن چنين لحظات تکان‌دهنده اي را داشته باشيد. تعيين يک برنامه کاري مبتني بر IT، يعني توجه به نيازها ، اهداف و طريقه رسيدن به اهداف که نيازمند کسب مشاوره از نخبگان و ايجاد فضاي الکترونيک درستي است.
 
نکته چهارم : نرم افزار تجارت الکترونيک تاجر پسند. همواره نرم‌افزاري را انتخاب کنيد که مديريتي آسان داشته باشد و امکان تمرکز شما را بر روي هسته فعاليتهاي تجاري‌تان فراهم سازد. اين نرم افزار نيازهاي تجاري‌تان را برآورده مي‌سازد. راه حل تجارت الکترونيک‌، نرم‌افزاري را باتوجه به نياز، امنيت و انعطاف‌پذيري آن انتخاب مي کند. روي راه حلي سرمايه گذاري کنيد که نه تنها نيازهاي فعلي شما را برآورده مي سازد، بلکه براي نيازهاي آينده تجاري خود نيز بتوانيد از آن استفاده کنيد. برنامه هاي مديريت سايت هاي تجارت الکترونيک زيادي امروز در دسترس هستند. سعي نکنيد در اين راه ارزانترين نرم افزار را انتخاب کنيد. سعي کنيد بهترين نرم افزاري که نيازهاي مخاطبان شما را در خريد راحت ياري مي‌کند ، انتخاب کنيد. يک نرم افزار خوب بايد: 1 - امکان مديريتي خوب و راحتي را به صورت برخط بر روي سايت تجارت الکترونيک بدهد. 2 - امکان خوبي براي توليد فروشگاه هاي مختلف با زيرمجموعه هاي ديگر داشته باشد. 3 - سبد هاي خريدي که تعريف مي شود‌، قابل مديريت شدن باشد. 4 - با خدمات اعتباري جهاني بخوبي قابل ارتباط باشد. 5 - هر نوع تعريف کاربر پسندي را در صورت نياز شما ، بتواند برآورده کند.
 
نکته پنجم : يک فروشگاه اينترنتي متفاوت ايجاد کنيد. خاطرات بصري ماندگاري بيشتري نسبت به خاطرات نوشتاري دارد. اسمي که براي سايت‌تان انتخاب مي کنيد، براي موفقيت شما در تجارت برخط اهميت بسزايي دارد. از طريق ايجاد يک فروشگاه الکترونيک که با خواسته‌ها و ناخواسته هاي هر کدام از مشتريانتان مطابقت دارد، بازخوردهاي بهتري بگيريد. البته نامي مثل www.ketabmetab.com نام خوبي نيست. چرا که يک اصطلاح فارسي را در دامنه به کار برديد که معلوم نيست براي کاربر خارجي قابل فهم باشد يا نه. مشتريان خود را بهتر بشناسيد وطراحي آرمهاي بي نظيري با استفاده از ترکيبات رنگي جالب ، طرح بندي سايت، و طراحي لوگو را در برنامه کاري خود قراردهيد . براي کسب موفقيت در اينترنت ، درايجاد يک ذهنيت مثبت براي مشتريانتان متفاوت باشيد (البته مبهم نباشيد).
 
نکته ششم : فروشندگان فعال خود را قوي سازيد. ابتدا براي جذب مشتري اهداف خودرا تبليغ کنيد .فروشگاه اينترنتي خود را به صورتي طراحي کنيد که يک بازديدکننده، زماني که فروشگاه شما را ترک مي کند از خصوصيات کالاهاي شما با خبر باشد حتي اگر تمايلي به خريد آنها نداشته باشد. براي روشن شدن موضوع فرض کنيم که شما فروشنده برخط گل بخصوصي مانند رز قرمزتازه هستيد. فروشگاه برخط‌تان را طوري طراحي کنيد که وقتي بازديد کننده فروشگاه شما را ترک مي کند از ويژگي کالاي شما باخبر باشد. هر چند که ممکن است بخش گلهاي رز قرمز را نديده باشد. بنابراين هر زمان که او بخواهد گل رزقرمز بخرد به احتمال زياد سري هم به فروشگاه شما مي زند. از اولين خدمات در فروشگاه اينترنتي شما مشخص کردن بهترين کالا و خدماتتان است.
 
نکته هفتم : نگذاريد که مشتريانتان شما را فراموش کنند. مديريت روابط با مشتري دردرجه اول اهميت قراردارد ، به ويژه زماني که شما در تلاش براي ايجاد حداقل سقف مشتري پايدار هستيد . روشهاي تازه اي را براي اطلاع رساني به مشتريان قبلي در خصوص محصولات جديد و آخرين به روز رساني سايت برگزينيد. راه حل انتخابي شما براي تجارت الکترونيک بايد قواعدي براي يکپارچه‌سازي فرايندهاي CRM داشته باشد. روشهاي ارتباطي جديدي را براي ارتباط با مشتريانتان اتخاذ کنيد . رضايت مشتريان براي ايجاد فروشي ثابت موفقيت شما را در فروش برخط تضمين مي کند. با اجراي بازاريابي هوشمندانه حضور خود را در اينترنت احساس کنيد . بهينه سازي براي موتور جستجو را در سايت خود اجرا کنيد. بهينه سازي يعني آنکه کاري کنيد تا سايت شما در موتورهاي جست و جوي مشهور وب مانند ياهو و گوگل ، شناخته شود. براي اين کار بايد جنسهاي بيشتر ، تنوع بيشتر و امکان حضور بيشتري را براي کاربران وب مهيا کنيد. کلمات کليدي مناسبي را به نسبت موضوع صفحات سايت خود ، در تگ هاي سورس صفحه قرار دهيد. اکثريت خريداراني که از سايت شما بازديد مي کنند، آن را در ميان سه يا چهار صفحه اول نتايج جستجو يافته‌اند. مي‌توانيد براي اين کار از شرکتهاي متخصص بازاريابي و موتورهاي جستجو استفاده کنيد يا اينکه خودتان بازاريابي اينترنتي را انجام دهيد . با وب سايت‌هايي که تمامي خدمات و محصولات را دراينترنت ارائه مي دهند همکاري کنيد. اين به افزايش حضور شما در محيط وب براي ارتقاء رتبه سايت در موتورهاي جستجو و همچنين ازدياد مشتريانتان کمک مي كند. جذب مشتري تنها از طريق يک بازاريابي زيرکانه حاصل مي شود.
 

منبع : http://mahanbs.com/Article.aspx?id=1000031




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:14 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پنج راهبرد کلیدی در راستای "سرمایه گذاری موفق"


5 راهبرد کلیدی در راستای "سرمایه گذاری موفق"

اشاره:
همگی ما انتظار داریم که نتیجه سرمایه گذاریمان موفقیت آمیز باشد. تاکنون کتب بسیاری با موضوع "سرمایه گذاری موفق" به رشته تحریر درآمده است. دکه های روزنامه فروشی مملو از مجلاتی هستند که با موضوع داغ روز یعنی: "چگونه پولدار شویم؟" منتشر شده اند. اما اگر پنج مفهوم ساده ذیل را همواره به یاد داشته باشید، متوجه خواهید شد که فرآیند سرمایه گذاری موفق چندان هم دشوار نیست.
 
1) سرمایه گذاری خود را هر چه زودتر آغاز نمائید:
 بلافاصله پس از اینکه میزان پول کافی را برای روزهای دشوار زندگی خود و یا حوادث غیرقابل پیش بینی کنار گذاشتید، اقدام به سرمایه گذاری بلند مدت نمائید. هر چه مدت سرمایه گذاری شما طولانی تر باشد، سود اضافه حاصل از سرمایه گذاری ها و رشد ارزشی آنها نیز طولانی تر خواهد بود.
 در اینجا به سرنوشت سه سرمایه گذار فرضی می پردازیم:
  هر یک از این سه نفر سالیانه مبلغ 1000 دلار تا زمان بازنشستگی خود در سن 65 سالگی سرمایه گذاری می کنند. نفر اول، دوم و سوم به ترتیب سرمایه گذاری خود را در سنین 25، 35 و 45 سالگی آغاز نموده اند. میزان سود یا بازگشت سرمایه همگی آنها بطور میانگین سالانه %7 می باشد. بنابراین، به این نتیجه  می رسیم که در سن بازنشستگی، نفر اول 215000$، نفر دوم 102000$ و نفر سوم تنها 45000$ خواهند داشت. در نتیجه، هیچ وقت برای شروع سرمایه گذاری زود نیست!
 
2) ترکیب مناسبی از سرمایه گذاری ها را انتخاب کنید:  
 ترکیب انواع مختلفی از سرمایه گذاری ها به اصطلاح "تخصیص دارایی" معروف است. تخصیص دارایی در حقیقت نخستین فاکتور در تعیین نوع ریسک و سود حاصل از آن محسوب می گردد. سرمایه گذاری های مختلف از نرخ های بازگشت سرمایه و تغییرپذیری های مختلفی نیز برخوردارند.
 سطوح مختلف دارایی ها شامل موجودی داخلی، موجودی خارجی، پول نقد، اوراق بهادار، املاک و مستغلات و کالاها می باشد. همچنین دارایی ها می توانند به سه نوع شرکت های بزرگ، متوسط و کوچک تقسیم شوند که برخی از آنها پیشرفت-محور و برخی دیگر ارزش-محور هستند. با این حال عملکرد هر سطح از دارایی از دیگری متمایز است.   
 همکاری با یک مشاور ثبتی سرمایه گذاری (RIA) و یا یک برنامه ریز، روش مناسبی برای حصول اطمینان از صحت و درستی روش تخصیص  دارایی شما بشمار می رود. بعلاوه، این افراد حرفه ای و کارآزموده می توانند شما را از نرخ سود و دامنه سودها آگاه نمایند. مشکل احتمالی ناشی از کار کردن با یک دلال سهام شرکتها و یا نماینده دلال واسطه این است که هیچ قانونی وجود ندارد تا آنها را همانند یک RIA، ملزم به فعالیت در جهت سود و منفعت شما نماید.
 
3) سرمایه گذاری خود را به روش سیستماتیک و اتوماتیک انجام دهید:
ممکن است شما در اغلب مواقع نیاز به سرمایه گذاری های منظم را بیاد نیاورید، زیرا زندگی از موقعیت های دشوار و پیچیده بسیاری برخوردار است. یک روش از پیش طراحی شده که می تواند به حل این معضل یاری رساند، کسر مبالغ معین بصورت خودکار از چک پرداخت حقوق یا حساب بانکی تان می باشد.
 همچنین سرمایه گذاری از طریق یک حساب بازنشستگی می تواند از مزیت مالیاتی نیز برخودار بوده و در برخی موارد ممکن است کارفرما مبلغی اضافی را به حساب بازنشستگی شما اضافه نماید. سرمایه گذاری از طریق یک مبلغ معین که بصورت ماهیانه مستقیماً از چک پرداخت حقوق و یا حساب بانکی شما کسر می گردد، منجر به صرفه جویی در زمان شما شده و هرگز فراموش نخواهید کرد که برای آینده خود سرمایه گذاری کنید. 
 
4) مراقب هزینه های سرمایه گذاری خود باشید:
 همواره باید احتیاط کنید که بیش از حد لازم برای سرمایه گذاری خود هزینه نکنید. بعنوان مثال، تا زمانیکه به درآمدهای هنگفت و کلانی دست نیافته اید، دلیلی برای پرداخت کمیسیون وجود نخواهد داشت. همچنین بخاطر داشته باشید که کمیسیون ها بایستی %2½ تا 7% از کل مبلغی که سرمایه گذاری نموده اید را شامل شده و مستقیماً به دست دلال واسطه و فروشندگان وی برسد.   
 هر صندوق سرمایه گذاری مشاع (mutual fund) از نسبت های هزینه ای نیز برخوردار است. این نسبت ها معمولاً دارای میانگین 1¼% می باشند، درحالیکه ممکن است شما به صندوق های سرمایه گذاری مشاع منحصر بفردی نیز برخورد کنید که دارای نسبت های هزینه ای ¼ تا ½ درصدی هستند.  
 بدین ترتیب، کل مبلغ کمیسیون یا هزینه اضافی ای که ذخیره می نمایید در حساب شما باقی خواهد ماند و سود آن برای اهداف آتی تان چند برابر می گردد. سال پیش یکی از کارشناسان تحلیل سرمایه گذاری مقاله ای را با این موضوع منتشر نمود که یکی از بهترین روش ها بمنظور پیش بینی عملکرد سرمایه گذاری آتی، انجام سرمایه گذاری های کم هزینه است.
 
5) سرمایه گذاری خود را با پرداخت حداقل مالیات (Tax Efficient) انجام دهید:
برخی از صندوق های سرمایه گذاری مشاع از نرخ بازگشت سرمایه بالایی برخوردارند و می توانند منجر به مبالغ اضافی سود سرمایه بلند مدت و کوتاه مدت گردند که در نتیجه شما را ناچار می سازد تا هر ساله بابت این سودها، مالیات بپردازید. سرمایه گذاری در صندوق های شاخص یا صندوق های سرمایه گذاری قابل معامله در بورس (ETFs) شما را از پرداخت مالیات سالانه وارد بر سود سرمایه تان بی نیاز می سازد.
 از دیدگاه قانون مالیات، حساب های بانکی به سه دسته منقسم می گردند:
 1-     حساب های مشمول مالیات جاری،
 2-     حساب های مشمول مالیات معوقه و
 3-     حساب های معاف از مالیات.
 مسلماً در حالت کلی شما تمایل به انجام سرمایه گذاری هایی دارید که بیش از همه مستعد قرارگیری در حساب های معاف از مالیات باشند. با این حال، نگاهداری دارایی های ایجاد کننده سود سهام (dividend-producing assets) در یک حساب مشمول مالیات معوقه بیشترین بازدهی را خواهد داشت و در مقابل بهتر است سرمایه گذاری هایی که با هدف کسب سود سرمایه انجام می گیرند، در حساب های مشمول مالیات نگاهداری شوند. 
 بنابراین بایستی اطمینان حاصل نمائید که سرمایه گذاری شما با پرداخت حداقل میزان مالیات یا بصورتTax Efficient صورت گرفته است. این موفقیت خود منجر به ذخیره مبالغی معادل صدها یا هزاران دلار در طول سال برای شما گردیده و سود کافی حاصل از سرمایه گذاری های کنونی را بمنظور استفاده در سرمایه گذاری های آتی، تضمین خواهد نمود.
 و سخن آخر اینکه گرچه بیان و توصیف این پنج رویکرد امر آسانی است، اما اجرای آنها بدون کمک یک مشاور دشوار بنظر می رسد. وظیفه قانونی یک مشاور ثبتی سرمایه گذاری (RIA) این است که همواره شما را در جهت سود و منفعتتان راهنمایی کند، درحالیکه فروشندگان، تنها اقدام به فروش سرمایه گذاریها یا محصولات بیمه شده می پردازند که سودی برای شما نخواهد داشت. از این رو، چنانچه در اجرای این 5 راهبرد با مشکل مواجه شدید، حتماً از یک مشاور برنامه ریز کمک بگیرید.
 

منبع : http://mahanbs.com/Article.aspx?id=1000069

 




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:13 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پیشنهادی برای خروج از رکود اقتصادی


پیشنهادی برای خروج از رکود اقتصادی

فرض کنید وضعیت اقتصادی بر وفق مراد نباشد و از آینده آن اطمینان خاطر نداشته باشید با این حال ناگزیرید تصمیم هایی بگیرید که به نوعی به آینده ارتباط دارد. بدون شک نخست این پرسش در ذهن شما مطرح می شود آیا اگر دست به اقدامی بزنید، زیان خواهید دید؟ چرا که ممکن است تحولات آینده بهتر از حد انتظار باشد و شما در این مقطع زمانی که هیچ اطلاعی از آینده ندارید فرصت های خوبی را از دست بدهید.
 در هر حال باید اطمینان حاصل کنید آنچه در شرایط کنونی انجام می دهید، با بهترشدن اوضاع در آینده پیامد منفی و ویران کننده چندانی نخواهد داشت . باید قاطعانه برای فعالیت های اقتصادی وارد عمل شد. در هرصورت آنچه در شرایط کنونی در جهان غیرقابل انکار به نظر می رسد، این واقعیت است که پس از جنگ جهانی دوم تاکنون هیچ گاه اقتصاد جهان دچار چنین رکودی نبوده است . به بیان دیگر اکنون خطر بزرگی اقتصاد جهان را تهدید می کند. همین احتمال بروز رکود اقتصادی در جهان تمام بحث های مربوط به آینده اقتصاد را تحت الشعاع خود قرار می دهد.

 واقعیت آن است که ایالات متحده دیگر نمی تواند نقش لوکوموتیو اقتصاد جهان را ایفا نماید، زیرا هم اکنون اقتصاد ایالات متحده به شدت تحت فشار است . بخش خصوصی در آمریکا به شدت مقروض است و بطور کلی اقتصاد آن کشور بدهی های فراوانی دارد. ازاین رو آمریکایی ها به تدریج نقش رهبری خود را در اقتصاد جهان از دست می دهند، مشکل دیگری که در سراسر جهان خودنمایی می کند، کاهش شدید تقاضا در عرصه اقتصاد جهان است . با این حال اقتصاد جهان برخلاف سال های گذشته با مشکلات ساختاری قابل توجهی روبه رو نیست . برخی تصور می کنند دلیل اصلی بروز بحران کنونی در اقتصاد جهان قانونمندشدن بیش از حد آن و محدودشدن آزادی نیروهای بازاراست .
 اما چنین دیدگاهی صحیح نیست . بلکه باید دلایل رکود اقتصاد جهان را در جاهای دیگری جست و جو کرد. در این مورد تردیدی نیست که بانک های مرکزی در سراسر جهان توانایی آن را دارند که با مشکل کاهش تقاضا در بازارهای جهانی مقابله کنند. برای موفقیت در این عرصه بانک های مرکزی جهان باید نرخ بهره را کاهش دهند به عبارت دیگر بانک های مرکزی باید اعتبارهای بانکی را ارزان تر کنند و بدین ترتیب موجب افزایش تقاضا شوند. به طور کلی کاهش نرخ بهره و ارزان تر شدن اعتبارهای بانکی کمک بسیار مؤثری به اقتصاد می کند.
 اما اگر شرکت ها آنچنان به آینده بدبین باشند که علی رغم کاهش نرخ بهره و ارایه اعتبارهای بانکی مناسب ، حاضر به سرمایه گذاری های جدید نشوند در آن صورت دولتها باید رأساً دخالت کنند. این وضعیت را هم اکنون در اروپا شاهد هستیم . البته ممکن است دلیل عدم رغبت شرکت ها به سرمایه گذاری بیشتر، دخالت نکردن بانک های مرکزی یا حضور دیرهنگام آنها در بازار باشد. بانک مرکزی اروپا نیز در زمان مناسب به کاهش نرخ بهره مبادرت نورزیده است و پیامد این دست روی دست گذاشتن را اکنون در اقتصاد اروپا می بینیم .

 در هر حال پس از آنکه استفاده از حربه های بانکی چاره ساز نشد، دولت ها وظیفه دارند رأساً وارد عمل شوند. دولت ها برای مقابله با رکود اقتصادی چاره ای ندارند، جز اینکه به یک کسری بودجه نسبتاً بالا تن دهند، در غیر این صورت نخواهند توانست شرایطی را فراهم آورند که شرکت ها و سایر فعالان امور اقتصادی به سود مناسب دست یابند. باید دانست که سودآوری مهم ترین عامل محرک سرمایه گذاران و شرکت هاست .
حال در اینجا این پرسش پیش می آید که دولت چگونه می تواند با افزایش عمدی کسری بودجه به رونق اقتصادی کمک کند. دولت ها در این چارچوب یکی از دوشق زیر راباید انتخاب کنند: کاهش مالیات یا افزایش هزینه های دولتی . به عبارت دیگر باید بیشتر پول خرج کنند تا بر میزان تقاضا افزوده شود. دولت با کاهش مالیات ها می تواند امیدوار باشد که پول صرفه جویی شده توسط بخش خصوصی صرف خرید بیشتر شده و موجب افزایش تقاضا در بازار می شود. افزایش هزینه های دولتی هم همان طور که اشاره شد به معنای خرید بیشتر توسط بخش های دولتی و در نتیجه افزایش میزان تقاضاست .

در شرایط کنونی به سادگی می توان دریافت که راه حل دوم یعنی افزایش هزینه های دولتی گزینه صحیح تر است . زیرا هیچ کس اطمینان ندارد که بخش خصوصی پول های صرفه جویی شده به واسطه پرداخت مالیات کمتر را صرف خرید در بازار خواهد کرد. چرا که با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی این احتمال وجود دارد که بخش خصوصی این پول اضافی را هم صرفه جویی کند. حال که دولت ها می توانند سرمایه گذاری عمومی را افزایش دهند و بدین ترتیب موجب رونق اقتصادی شوند چرا از این اقدام خودداری می کنند؟ برخی از کارشناسان بر این باورند که برنامه های دولتی معمولاً بسیار دیر به مورد اجرا گذاشته می شود و این تأخیر به حدی است که این برنامه ها نمی توانند اهداف از پیش تعیین شده را برآورده سازند.

 به عبارت دیگر برنامه های دولتی زمانی اجرا می شوند که دیگر اقتصاد به خودی خود در مسیر مطلوبی قرار گرفته است و نیازی به این برنامه ها نیست . ممکن است نظر کارشناسان در این ارتباط درست باشد. ولی در اینجا یک پرسش مطرح می شود و آن اینکه اگر دولت سرمایه گذاری های عمومی را صرف احداث مدرسه و خیابان کند و یا دیگر پروژه های عام المنفعه را به اجرا درآورد، در آن صورت این سرمایه گذاری چه پیامدهای منفی به همراه خواهد داشت ؟ حتی اگر وضعیت اقتصاد بهبود یابد بازهم سرمایه گذاری دولت در بخش هایی همانند موارد بالا به هیچ وجه پیامد منفـی نخواهد داشت . برخی صاحب نظران چنین استدلال می کنند در شرایطی که تقاضا با افزایش همراه باشد، اجرای برنامه های دولتی سرمایه گذاری ممکن است به رشد بیش از حد و حباب گونه اقتصاد منجر شود.
 اما باید دانست که بروز این مشکل در مقایسه با وضعیت کنونی اقتصاد در سراسر جهان چندان باعث نگرانی نخواهد بود. برخی دیگر بر این باورند که باید به فکـر نسـل های آینده بود و نباید کاری کرد که نسل های آینده با فشارهای اضافی و کسـری بودجـه بسیـار بالا روبـه رو شوند. به نظر می رسـد این استـدلال آنچنان ضعیـف است که جایـی برای مطرح شـدن نـدارد.اما در این جا این پرسش را مطرح می کنیم که اگر برای نسل آینده امکانات زیربنایی مناسب و بهتر نظیر جاده ، مدرسه و خانه فراهم کنیم ، آیا آنها را تحت فشار اضافی قرار داده ایم ؟

 پرسش اساسی دیگر آن است که آیا فکر نمی کنید اگر اقتصاد جهان در شرایط فعلی با رکود همراه باشد، فشار بیشتری به نسل های آینده وارد می آید؟ یکی دیگر از استدلال های مخالفان برنامه های سرمایه گذاری دولتی به منظور رونق اقتصادی این است که این برنامه ها معمولاً همانند شعله های ناشی از سوزاندن خاشاک بسیار زودگذر هستند و نمی توانند در درازمدت اثرات خود را حفظ نمایند. این استدلال نیز مضحک به نظر می رسد.
درست است که برنامه های سرمایه گذاری های دولتی اثری کوتاه مدت دارند، اما باید دانست که در اقتصاد روبه رشد افزایش آنی تقاضا تأثیری کوتاه مدت دارد. همانطور که کاهش آنی تقاضا تأثیر کوتاه مدت از خود نشان می دهد. ما اکنون باید با آتش زدن خس و خاشاک چوب ها را خشک کنیم و سپس چوب های خشک را آتش بزنیم ، چرا که اکنون چوب هاتر است . درست مثل این که یک سطل آب روی آنها ریخته شده باشد. طی سال های اخیر آمریکایی ها با همین خس و خاشاک توانستند به یک رشد اقتصادی بلند مدت دست یابند.

در حالی که اروپایی ها در انتظار آتش همیشگی ماندند و برخود لرزیدند. بنابراین بهتر است از همین امکانات کوچک و محدود برای تلنگر زدن به اقتصاد استفاده کنیم و امیدوار باشیم که با خشک شدن چوب های اقتصاد به آتشی جاویدان دست یابیم . برخی دیگر چنین استدلال می کنند که برنامه های سرمایه گذاری و رونق اقتصادی دولتی به نتایج مورد نظر منجر نمی شود، زیرا در عصر جهانی سازی سرمایه گذاری های دولتی موجب افزایش واردات هر کشور می شود و بنابراین اجرای این برنامه ها به نفع کشورها و اقتصادهای خارجی تمام می شود.

در پاسخ به این عده از صاحب نظران باید گفت که سرمایه گذاری های دولتی به ویژه در بخش مسکن و ساخت و ساز تأثیر چندانی بر افزایش حجم واردات کشورها نخواهد داشت و موجب رونق اقتصادی در داخل کشور خواهد شد. به هر حال پس از حوادث یازدهم سپتامبر کشورها نباید خطر گرفتارشدن اقتصاد جهان به یک رکود عمیق را نادیده بگیرند، بلکه باید با تحمل افزایش کسری بودجه دولتی و سرمایه گذاری های دولت مانع از بروز یک رکود سراسری شوند.

برگرفته از مقاله "هاینر فلاسیک ، کارشناس اقتصادی سازمان آنکتاد، وابسته به سازمان بین الملل متحد در ژنو"
منبع :  مرکزاطلاعات فنی ایران
منبع واسطه : گروه اینترنتی مدیران ایران




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:08 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چطور دخل و خرجمان را مدیریت کنیم؟


چطور دخل و خرجمان را مدیریت کنیم؟    



امروزه مساله پول و مشکلات مالي، يکي از عوامل مهم در زندگی می باشد که به راحتی نمی توان از کنار این مسئله رد شد.  داشتن يا نداشتن پول مي‏تواند علت بسياري از استرس‏ها و نگراني‏ها به شمار آيد.


حتماً شما هم افرادی را دیده اید که با وجود درآمد معمول و متوسط با یک مدیریت کاملاً آگاهانه و برنامه ریزی شده به خواسته های بزرگ، مهم و متعدد خود مثل خرید خانه می رسند و همواره برای خالی نبودن دست خود در مواقع اضطراری، پس انداز اندکی نیز دارند.


اقتصاد را مي‌توان چگونگي سازمان‌دهي و مديريت منابع تعريف کرد. مي‌توان فهرست کاملي از زمان، پول، فضاي زندگي و... تهيه کرد. شايد اقلام اين فهرست متفاوت به ‌نظر برسد، ولي همه آنها داراي يک ويژگي مشترک هستند. ويژگي همه اين اقلام در زندگي امروز اين است که کمياب هستند. حتما شنيده‌ايد که مردم مي‌گويند ‌اي کاش وقت بيشتري داشتم، ‌اي کاش خانه بزرگ ‌تري داشتم، ‌اي کاش پول بيشتري داشتم و... . پس هر فرد باید بر اساس داشته های خود اقدام به برنامه ریزی و استفاده بهینه از منابع نماید و زمان فعلی را به خاطر آینده و به دست آوردن منابع هدر ندهد.


به عنوان مثال بیشتر افراد بر این باورند که با حقوق کارمندی نمی توان پس انداز داشت یا پولدار شد. این فرضیه کاملا اشتباه است. چرا که بسیاری از افراد با حقوق متوسط توانسته اند با برنامه ریزی درست صاحب ماشین، خانه و ... شوند. چرا که این افراد زمان فعلی را از دست نداده و برنامه ریزی درستی در هر لحظه از زندگی داشته اند.



چگونگي توزيع منابع براي رسيدن به مطلوبيت


چگونگي توزيع منابع بسيار مهم است. واضح است اگر یک هزینه قسمت بيشتري از درآمد را به‌خود اختصاص دهد، سهم کمتري براي سایر هزینه ها مي‌ماند. در اينجا يک راه‌حل طلايي براي حل مسئله توزيع مناسب منابع پيشنهاد مي‌کنيم: ليستي از مخارج خود را تهيه کنيد. انتخاب‌هاي ممکن را بنويسيد. انتخاب‌ها را آنقدر با هم عوض کنيد که به بهترين انتخاب با توجه به درآمدتان دست يابيد. همواره به این نکته توجه داشته باشید که اگر استفاده از کالاهاي مصرفي مديريت نشود اقتصاد هر فرد دچار مشکل مي‌شود.



احساس مسئولیت در دخل و خرج


شما همواره باید در قبال پولی که خرج می کنید احساس مسئولیت داشته باشید، همانطور که برای انجام کار و کسب درآمد مسئولیت دارید. در زیر نظر شما را به چند ضرب المثل در مورد پول که بزرگان نقل کرده اند معطوف می کنیم:


1.    خرد خرد چیز خریدن ثروت آدم را بر باد می دهد باید از پول خردها مواظبت نمود وگرنه اسکناسهای درشت خودشان مواظب خودشان هستند.


2.    افرادی که با بی دقتی پولشان را خرج می کنند، بالاخره فقیر می شوند.


3.    پول و ثروت مانند پرنده بال دارد و اگر دقیق نباشی فورا می پرد


امیدواریم با این مطالب پی به اهمیت مدیریت دخل و خرج برده باشید. در ادامه راهکارهای رسیدن به مدیریت بهتر دخل و خرج توضیح داده شده است.



راهکارهای رسیدن به مدیریت بهتر دخل و خرج


برای رسیدن به مدیریت بهتر دخل و خرچ چه کار باید کرد در اولین قدم شما باید همواره از دخل وخرج گذشته خود اگاهی داشته باشید تا در آینده بتوانید از این اطلاعات استفاده نمایید. شما باید همواره بدانید که درآمدتان صرف چه مواردی شده است.


برای نیل به این هدف شما نیاز به ابزاری برای ثبت دخل و خرج خود  دارید خوشبختانه امروزه با رایانه می توان همه این کارها را به سادگی انجام داد و مانند قدیم نیازمند یادداشت کردن هزینه ها و درآمدهای خود در یک دفترچه نیستید تا بتوانید دخل و خرج خود را مدیریت کنید. این روش از بسیاری از جهات ناکارآمد می باشد. یکی از عمده دلایل ناکارآمدی این روش این است که بعد از مدت کوتاهی دفترچه به دلیل حجم اطلاعات نوشته شده عملا غیر قابل استفاده می شود.



امروزه برخی از افراد دخل و خرج خود را در فایل اکسل می نویسند که این روش نیز برای هر قشر معایب  بسیاری دارد که در زیر به دلایل عمده اشاره شده است :


عدم دسترسی به فایل در هر مکان مثلا در محل کار یا در مسافرت


گم شدن یا پاک شدن فایل


نیاز به تخصص اکسل برای رسم نمودار و جستجو بر روی داده ها و گزارش گیری


حجم داده های زیاد بعد از یک مدت و غیر قایل استفاده بودن فایل بعد از چندین ماه و شروع به نوشتن فایل جدید


ویروسی شدن فایل


و معایب بسیاردیگر.



امروزه اینترنت رشد بسیاری را در جوامع داشته و نرم افزارهای قابل نصب در سیستم شخصی که دارای معایب زیادی از جمله پیچیدگی نصب، هر بار نصب بعد از تعویض سیستم عامل، ویروسی شدن نرم افزار و ... هستند.


حال باید دنبال ابزاری بود که معایب فوق را برطرف نماید  و همچنین نیاز به دانش بالا در استفاده از کامپیوتر نداشته باشد. یکی از این ابزار سامانه جیب می باشد که معایب روشهای گذشته را رفع نموده و یک سیستم تحت وب به کاربران خود ارائه نموده است که دارای مزایای زیر می باشد


در دسترس بودن سیستم در هرمکانی که اینترنت باشد


عدم نیاز به پشتیبان گیری و نگرانی از گم شدن فایل


مشاهده گزارشات و نمودارهای متنوع بدون نیاز به تخصص کامپیوتری


گروه بندی درآمد ها و هزینه ها


مشاهده منظم اطلاعات درخواست شده


عدم مواجهه با حجم انبوهی از اطلاعات


مشاهده دخل و خرجهای ماههای گذشته در کمترین زمان ممکن و با گزارشها و نمودارهای متنوع


راحتی کار با سیستم و درگیر نشدن با اطلاعات تخصصی کار با اکسل


امکان گزارش گیری به صورت اکسل


مزایای دیگری که هنگام کار با سیستم لمس خواهید کرد مثلا سیستم اطلاع رسانی چک ها، بدهی ها و ....



منبع :  www.jeeb.ir




[ سه شنبه 15 فروردین 1391  ] [ 6:01 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::         9   10   11   12   13   14   15   16   17   18  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 434160 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب