تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

استراتژی آغاز یک کسب‌وکار


استراتژی آغاز یک کسب‌وکار

چرخه عمر کارآفرینی در تمامی کسب‌وکارها و مقیاس‌ها خودش را نشان می‌دهد، از یک کسب‌وکار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا یک شرکت کارآفرینی که عضو ۵۰۰ شرکت برتر جهان است. این چرخه با یک کارآفرین آغاز می‌شود که یک فرصت را کشف می‌کند، سازمانی را برای پیگیری این فرصت ایجاد می‌کند، منابع مورد نیاز را جمع‌آوری می‌کند، یک طرح عملی را پیاده می‌سازد، ریسک‌ها و نتایج مثبت کار را محاسبه می‌کند و تمامی این کارها را در یک بازه زمانی معین انجام می‌دهد. در زیر، هفت مرحله‌ای که در یک چرخه عمر کارآفرینی وجود دارد ارائه شده است. کارآفرینان در روابط بین مدیریت مالی و تدوین راهبرد کسب‌وکار نقش فعالی دارند. این مساله اختلاف عمده بین مدیریت کارآفرینانه با مدیریت در دیگر کسب‌وکارهاست. در تمامی موارد، شخصی که تصمیم می‌گیرد، با یک ریسک فردی مواجه است. برترین اتفاقی که برای یک فرد کارمند در این حالت پیش می‌آید از دست دادن کارش خواهد بود، اما برای کارآفرینان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنین تخریب روابط خانوادگی است. «پیتر دراکر» بیان می‌کند که برای شرکت‌های بزرگ، در عبارت «مدیریت کارآفرینانه» تاکید روی کلمه کارآفرینانه است. در هر کسب‌وکار جدید دارای ریسک، کلمه مورد تاکید «مدیریت» است. بنابراین هدف ما در زیر تاکید بر واژه «مدیریت» به‌عنوان یک اصل برای کارآفرینان است. ما مدیریت کارآفرینانه را به معنای کسب دانش کارآفرینانه و بکار ‌بردن آن برای افزایش تاثیر‌گذاری یک کسب‌وکار کوچک یا متوسط یا یک ایده دارای ریسک تعبیر می‌کنیم.
چرخه کارآفرینی: بعضی اوقات گفته می‌شود که کارآفرینی مانند رانندگی سریع، روی یک جاده یخ زده است. ترجیح می‌دهیم که کارآفرینی را کم‌خطر‌تر و روشمند‌تر بیان کنیم. کارآفرینی یک فرآیند حل مساله مداوم است، درست مانند چیدن یک پازل بزرگ. در گذاشتن قطعه اول پازل گیج می‌شویم، راه را نمی‌دانیم و مسیر به خوبی قابل تشخیص نیست. تمام فعالیت‌های کارآفرینانه از یک فرآیند پیروی نمی‌کنند، اما تحقیقات نشان می‌دهد مراحلی که ارائه می‌کنیم، در اکثر کسب‌وکارهای روبه رشد به چشم می‌خورد. اندازه، سوددهی، تعهد، پیچیدگی، مقیاس، ساختار سازمانی، کاهش ریسک، افزودن ارزش و درگیری کمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد. ما بر این باوریم که با دانستن و درک این مراحل کارآفرینان، مدیران کسب‌وکار، سرمایه‌گذاران و مشاوران قادر خواهند بود که تصمیمات آگاهانه‌تر بگیرند و بیشتر آنان خودشان را برای چالش‌های پیش رو آماده می‌سازند. هفت مرحله چرخه عمر کارآفرینی به شرح زیر است.
تشخیص فرصت: دوره شکل‌گیری با عنوان« قبل از آغاز» مورد تحلیل واقع می‌شود. این مرحله به زمان قابل توجهی نیاز دارد که از یک ماه تا ۱۰ سال متغیر است. در این مرحله تحقیق و درک ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعیین اینکه آیا این فرصت مناسب است یا خیر از اهمیت زیادی برخوردار است. اشخاصی که قصد ایجاد یک کسب‌وکار را دارند باید از درون به کنکاش خود بپردازند تا بدانند که آیا آمادگی کارآفرینی را دارند؟ بیشتر مردم از جمله مخترعان معمولا از این مرحله عقب‌نشینی نمی‌کنند و امکان کارآفرینی را بررسی می‌کنند.
تمرکز روی فرصت مورد نظر: این مرحله برای کارآفرینان اهمیت زیادی دارد. این مرحله، مرحله شک و تردید است که آنان ایده‌های مختلفی را در ذهن دارند و نمی‌دانند کدامیک را برگزینند. «Evgene Kleine» یکی از سرمایه‌گذاران خطرپذیر می‌گوید: «تمرکز بر یک فرصت بسیار مهم است. ممکن است بعدها این امکان وجود داشته باشد که شاخه‌های دیگری از کسب‌وکار را نیز ایجاد کرد اما فاز نخست در یک شرکت باید روی یک فعالیت خاص متمرکز شود» بهتر است اهداف کسب‌وکار خود را تعیین کنید زیرا ممکن است اشخاص مختلف روی یک فرصت واحد سرمایه‌گذاری کنند ولی به نتایج متناقضی برسند.
تعهد: بیشتر کارآفرینان، تشکیل کسب‌وکار و ترک شغل روزانه خود را تعهد به کسب‌وکار جدید می‌دانند. ولی این مرحله، در حقیقت باید با تهیه طرح تجاری آغاز شود. تفاوت بسیاری میان تشریح یک فرصت و تحقیق و نوشتن یک طرح تجاری (طرح کسب‌وکار) وجود دارد. نوشتن یک طرح موثر تجاری نیازمند سطح جدیدی از درک و معلومات و همچنین تعهد بسیار است. این فرآیند بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان می‌برد بنابراین اگر بعد از ظهرها و تعطیلات آخر هفته را نیز کار کنید این مرحله می‌تواند به سه تا ۱۲ ماه تقلیل یابد. اشتباهی که کارآفرینان مرتکب می‌شوند آن است که طرح تجاری را نادیده می‌گیرند و سپس دیگر منابع را جمع‌آوری می‌کنند، ایده مورد نظر را آغاز می‌کنند و سپس پیگیری کرده و تلاش می‌کنند نقطه تمرکز فعالیت مورد نظر برای تبدیل ایده به یک کسب‌وکار تجاری را تعیین کنند.
ورود به بازار: سوددهی و موفقیت، تعیین‌کننده این مرحله است. فرض کنید کارآفرین کسب‌وکار کوچکی را با سازمانی ساده ایجاد کرده است، منابع مورد نیاز خود را با توجه به طرح تجاری‌اش تخصیص داده و نخستین فروش محصولاتش نیز انجام شده است. چیزی که موفقیت کسب‌وکار را در همان مراحل اولیه تعیین می‌کند این است: اگر مدل کسب‌وکار سودده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشد و کسب‌وکار در راه کسب سلامت اقتصادی پیش برود، کارآفرین می‌تواند در این مرحله به رشد کسب‌وکار خود یا کوچک ماندن این کسب‌وکار به حدی که با سرمایه شخصی قابل تامین باشد، فکر کند.
راه‌اندازی کامل و رشد: در این مرحله، کارآفرین باید یک راهکار خاص با بیشترین میزان رشد را انتخاب کند. کارآفرین در این مرحله و هنگام بررسی راه‌های ممکن، ترجیح می‌دهد که کسب‌وکار مورد نظرش کوچک بماند و هیچگاه از این مرحله نمی‌گذرد و تنها مالک کسب‌وکار باقی می‌ماند یا ممکن است این ایده جدید در حد یک کسب‌وکار و فعالیت ساده بماند که البته تمام ایده‌های جدید نمی‌تواند یا این ظرفیت را ندارد که تبدیل به شرکت‌های بزرگ شود. دلایل رشد نکردن سریع ممکن است این باشد که فضای کافی در بازار برای رشد وجود نداشته یا محصولات و سیستم‌های مدیریت مورد نظر مقیاس خاصی نداشته باشد یا اینکه این رشد سریع برای مدیریت چالش بزرگی ایجاد کند که نتواند از عهده آن برآید.
بلوغ و توسعه: اکنون کسب‌وکار شما تبدیل به رهبر بازار شده است. در این حالت رشد یک کسب‌وکار، در حقیقت گسترش طبیعی یک ایده خوب از طریق روش‌های حرفه‌ای مدیریتی خواهد بود. این گروه حرفه‌ای مدیریتی، استراتژی رشد این ایده را از طریق توسعه در سطح جهانی، اخذ تسهیلات یا ادغام شدن با دیگر شرکت‌ها پیاده‌سازی می‌کند که از این طریق نقدینگی افزایش و کمبودها رفع می‌شود.
ارزش: مرحله آخر مرحله بهره‌برداری از نتیجه کار است. در این مرحله ارزش ایجاد شده در مراحل قبلی توسط ارزیابی خروجی کار مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. متاسفانه بیشتر ادبیات کارآفرینی بر مراحل قبلی تاکید دارد و توجه کمی به خروجی کار معطوف شده است. از روی تجربه می‌دانیم که خروج موفق از یک کسب وکار عامل مهمی در چرخه عمر کارآفرینی است، چه برای کارآفرین و چه برای فردی که سرمایه‌گذاری کرده است. مهم‌ترین چالش یک کسب‌وکار جدید این است که کارها در جای خود انجام شود. دانستن اینکه چه کار باید کرد و در چه مرحله‌ای، بسیار مهم است. بویژه اینکه کارآفرین زمان و منابع محدودی دارد. کریگ. دبلیو جانسون، رئیس گروه «Venture Law»، در جایی گفته است که ایجاد یک شرکت بیشتر شبیه به موشک هوا کردن است. اگر به هنگام پرتاب موشک شما فقط به اندازه کمتر از یک درجه خطا داشته باشید ممکن است هزاران مایل از مسیر منحرف شوید. درک چرخه عمر کارآفرینی به کارآفرین کمک می‌کند که در مسیر صحیح پیش برود و موفق شود.

به نقل از بازار کار
منبع واسطه : http://karafarini.sharif.ir/ShowArticle.asp?ID=429




[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:45 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پرسنال برندینگ: شما به دنبال کار می گردید یا کار به دنبال شما می گردد؟


پرسنال برندینگ: شما به دنبال کار می گردید یا کار به دنبال شما می گردد؟
(اعتبارتجاری شخصی )

پیدا کردن کار یا تغییر کار برای همه ما همیشه یک مسئله بسیار مهم است. اگر تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده باشیم پیدا کردن کار مناسب شرایط خاص خودش را دارد، اگر هم فردی با تجربه باشیم و به هر دلیلی از شرایط موجودمان راضی نباشیم و بخواهیم محیط کاریمان را تغییر دهیم هم باز شرایط ویژه های را تجربه خواهیم کرد.

اما سوال اینجاست که شما در هر مرحله از تجربه کاری که هستید، برای پیدا کردن کار مورد نظر خود از چه روشی استفاده می کنید؟ آیا هر روز صبح صفحه نیازمندیهای روزنامه ها را باز می کنید و با آگهی دهندگان تماس می گیرید؟ آیا از سایتهای کاریابی استفاده می کنید؟ شاید به دوستان خود می گویید تا در صورتی که موقعیت مناسب کاری وجود داشت، به شما اطلاع دهند. در هر کدام از این شرایط چقدر ممکن است کار ایده آل خود را پیدا کنید؟ کاری که از جنبه های مختلف رضایت شما را جلب کند. هم موقعیت مالی مناسبی داشته باشد، هم شرایط پیشرفت خوبی داشته باشد و هم فضایی مناسب برای کار کردن داشته باشد.

شاید شما هم اطراف خود افرادی را بشناسید که بخاطر تجربه و تخصصی که دارند، کارها و پروژه های زیادی به آنها معرفی می شود. اما چه اتفاقی باید بیافتد تا به این نقطه برسیم؟

اول باید این حقیقت را قبول کرد که تخصص و دانش شما محصول شماست. شما برای فروش موفق محصول خود باید برنامه ریزی دقیقی داشته باشید. آیا فکر کردید که اگر قرار باشد موبایل بخرید چرا iPhone اولویت دارد در حالیکه قیمت بالایی دارد؟ چرا برای ورزش کفش Nike یا Adidas می خرید؟ چرا تلویزون Sony را به محصولات دیگر ترجیح می دهید؟ اینها همه برندهایی هستند که با شنیدن نامشان در ذهن ما تصویری شکل می گیرد. حالا این سوال مطرح است که کسی که می خواهد با شما کار کند با شنیدن نام شما چه تصویری در ذهنش شکل می گیرد؟

پاسخ به این سوال باعث آشنایی با مفهومی به نام برند شخصی (Personal Branding) می شود. مفهموم پرسنال برندیگ اولین بار در سال ۱۹۹۷ توسط تام پیترز در مجله Fast Company بکار برده شد. در مقاله ای که پیترز در همین زمینه منتشر کرد، او اشاره می کند که اکنون زمانی است که شما باید از برندهای بزرگ دنیا درس بگیرید و برند شخصی خودتان را بسازید. ساخت برند شخصی به شما کمک می کند تا در حوزه تخصصی کارتان، بتوانید خود را بخوبی معرفی کنید. نام شما نمایانگر مجموعه ای از توانایی ها، تخصصها و راهکارها خواهد بود و به این ترتیب است که شما می توانید به سطحی بالاتر از کار برسید و همواره احترام کارفرمایان را همراه داشته باشید. با ساخت برند خود، این نام شماست که اعتبار ایجاد می کند. افراد علاقه مند خواهند بود با شما کار کنند، حرفها و عقاید شما ارزش پیدا می کند و در نتیجه شما می توانید شرایط کاری متفاوتی را تجربه کنید. با پیدایش مفاهیم وب ۲ مفهوم پرسنال برندینگ، پررنگ تر شد چراکه ابزارهای تولید شده در سطح اینترنت به افراد امکانات بیشتری برای تولید محتوا و انتشار نظرات و عقایدشان را می دهد. افراد می توانند با دیگران شبکه های اجتماعی تشکیل دهند و تخصصشان را بخوبی بفروشند. اشتباه نکنید مفهوم پرسنال برندینگ برای افرادی که آزاد کار می کنند (freelancers) نیست. بلکه پرسنال برندینگ به هر شخص در هر سطح کمک می کند تا شرایط کاری اش را متحول کند.

منبع: thecoach.ir




[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:43 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

شش توصیه بنیادی برای پیشرفت در شغل


شش توصیه بنیادی برای پیشرفت در شغل



آمادگی خوب لازمه پیشرفت شغلی موفقیت‌آمیز است. باید دقیقاً مشخص كنید كه از نظر شغلی به كجا می‌خواهید برسید، چه تواناییها و ویژگیهایی برای رسیدن به آن نیاز دارید، برای دستیابی به آن چه كاری باید انجام دهید.



۱) توصیه اول: اهداف خود را كاملاً مشخص كنید


گام نخست، مشخص كردن هدف است. پیشرفت در شغل واقعاً چه مفهومی برای شما دارد؟ آیا می خواهید به سقف مشخصی از پول دست پیدا كنید؟ یا اینكه دستیابی به موقعیت و مقام مشخص برای شما مهمتر است؟ هنگامی كه تصور دقیقی از پیشرفت شغلی به دست آوردید می‌توانید به طور هدفمند برای رسیدن به آن تلاش‌ كنید. بسیاری از افراد، برای مشخص ‌كردن آگاهانه و منظم اهداف شغلی‌شان زمان صرف نمی‌كنند، در حالی‌كه مهمترین عامل برای رسیدن به پیشرفت شغلی است. روی یك تكه كاغذ بنویسید به چه می‌خواهید برسید و برای چه. فرض كنید كه به هدفتان رسیده‌اید. حال چه اتفاقی می‌افتد؟


 


۲) توصیه دوم: میزان هزینه مورد نظرتان را برای پیشرفت شغلی مشخص كنید.


وقتی‌كه شما می‌دانید به چه چیزی می‌خواهید دست پیدا كنید، باید یك بار هم در این زمینه بیندیشید كه چه مقدار حاضرید برای آن هزینه‌كنید. برای بیشتر انسانها پیشرفت شغلی بدین معناست كه بتوانند از پس هزینه های زندگی‌شان برآیند. برخی نیز حاضرند از سلامتی، وقت آزاد و هر آنچه كه زندگی‌شان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، صرفنظركنند، تا به پیشرفت برسند، ولی اگر شما می‌خواهید كه همواره توانایی انجام كار را داشته باشید، باید به این نكته توجه‌كنیدكه از نظر جسمی، روحی و روانی در سلامت كامل به سر ببرید. از این رو باید مشخص‌كنید كه چقدر می‌توانید برای پیشرفت شغلی خود هزینه‌كنید. تنها در این حالت می‌توانید حین انجام‌كار تصمیمات مناسب بگیرید. گاهی اوقات نیز پیشرفت در بعضی قسمتها ارزش هزینه‌كردن را ندارد.


 


۳) توصیه سوم: همواره زمانی را به بازبینی كارهای انجام داده اختصاص دهید. دست از كار بكشید و بیندیشید كه:


▪ چه كاری تاكنون انجام داده‌اید؟


▪ این كار تا چه میزان می‌تواند برایتان مفید واقع شود؟


▪ آیا این كار، شما را به سوی هدف مورد نظرتان هدایت می‌كند؟


▪ آیا این احتمال وجود دارد كه بتوانید راحت‌تر كارتان را انجام دهید؟


با پاسخ به این سؤالات در می‌یابید كه در چه مرحله‌ای هستید و تا رسیدن به پیشرفت، چه كارهای دیگری باید انجام دهید.


 


۴) توصیه چهارم: مسیر پیشرفتتان را مانند یك كار برنامه‌ریزی شده ببینید.


اگر می‌خواهید پیشرفت كنید باید از همین امروز شروع كنید. هدفتان از پیشرفت را مانند یك پروژه برنامه‌ریزی شده صحیح ببینید. به گونه‌ای عمل كنید كه انگار در حال تأسیس شركتی هستید و هدف، رسیدن شما به موقعیت دلخواه‌تان است. از امروز رئیس خود باشید. یاد بگیرید كه مانند یك مدیر ببینید و عمل كنید. تا حد لازم منتقد خود باشید و همواره به افزایش دانش خود بیندیشید و سعی كنید كه چیزهای تازه را فرا بگیرید. در حوزه فعالیت خودتان به كارهای بازاریابی، روابط عمومی، نوآوری در مدیریت و سایر مواردی كه یك شركت نیز آنها را انجام می‌دهد بپردازید و جوهره وجودی خود را برانگیزید.


 


۵) توصیه پنجم: نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید.


اگر می‌خواهید موفق باشید، باید از میزان توانایی‌هایتان آگاهی داشته باشید. هر چقدر بیشتر در مورد توانایی‌ها، دانش، نقاط ضعف و خطاهای خود آگاهی داشته باشید، هدفمندتر كار خواهید كرد. بنابراین هر از چندگاهی به بررسی نقاط ضعف و قوت فردی و شغلی خود بپردازید. در این راستا، جویای نظرات دیگران از جمله دوستان خوب، اقوام و آشنایان نیز باشید، با دقت به نظرات آنها گوش كنید و از انتقادشان ناراحت نشوید. تنها از این راه می‌توانید به شناخت بهتر خود نایل شوید.



۶) توصیه ششم: همواره به فراگیری علوم بپردازید.


پس از شناخت نقاط ضعف و قوت خود می‌توانید به صورت هدفمند تواناییهای خود را گسترش دهید و نقاط ضعفتان را برطرف كنید. روی دانش و تواناییهای خود سرمایه‌گذاری كنید. كتاب بخوانید و در دوره‌های آموزشی لازم شركت كنید. شناخت‌تان را در مورد رشته كاری و خودتان افزایش دهید. نسبت به رشته‌های دیگر نیز كنجكاو باشید. یادگیری علوم تخصصی ضروری را نیز فراموش نكنید. سطح تواناییهایتان را همواره بالا ببرید.



 


 


 منبع : vista.ir




[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:41 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

یکصد ايده بازاريابي براي تجارت سودآور


یکصد ايده بازاريابي براي تجارت سودآور
نوشته : جویس بوسك Joyce Bosc
   
هرچقدر استراتژي جامعي براي بازاريابي داشته باشيد، باز از دانستن نكاتي جهت هدف گيري دقيق مشتريان محصولات و خدمات تان بي نياز نخواهيد بود. در ذيل يكصد نكته بازاريابي براي كليه كسب و كارهاي خرد و كلان ارائه مي گردد.

ایده های كلی
1- نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یك فعالیت بازاریابی شب شود.
2- درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین كنید.
3- هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یك بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
4- یك پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
5- هر روز و هر ساعت كارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.
6- یك سنجاق سینه شخصی با آرم شركت تان طراحی كنید و در جلسات به كت خود بزنید.

بازار هدف
7- نسبت به تحولاتی كه شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
8- مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
9- آگهی های رقبای خود را گردآوری كنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
10- از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب كردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود كیفیت شوید.
11- از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها كردند.
12- بازار جدیدی شناسایی كنید.
13- به یك فهرست پستی مربوط به حرفه تان بپیوندید.

توسعه محصول
14- یك خدمت، تكنیك یا محصول جدید ارائه دهید.
15- نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا كوچك تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.
16- نسخه ای شكیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.
17- خدمات خود را بهنگام كنید.

آموزش، منابع و اطلاعات
18- یك تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مركب از همكاران و صاحبان كسب و كارهای مشابه را گردهم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.
19- برای كاركنان خود یك صندوق پیشنهادات بگذارید.
20- در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.
21- كتاب های بازاریابی را بخوانید.
22- مشترك نشریات مكتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.
23- هرماه یك جلسه بازاریابی با كاركنان یا مباشران خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث كنید و ایده های تازه بگیرید.
24- به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.
25- یك پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده و سایر حرفه ای های بازاریابی كنار بگذارید.
26- یك مشاور بازاریابی جهت همفكری استخدام كنید.
27- «سفری خلاق» به شهر یا كشوری مترقی داشته باشید تا تكنیك های بازاریابی آنجا را یاد بگیرید.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:39 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پولتان را برای تغییرهای بزرگ هزینه کنید.


«من به کودکان گرسنه غذا نمیدهم. نه به دلیل اینکه گرسنگی آنها برایم مهم نیست بلکه به این دلیل که غذا دادن به صد هزار یا 100 هزار نفر مشکل را حل نمیکند. ریشههای اصلی گرسنگی به مسایلی نظیر خشکسالی و استفاده از روشهای غلط کشت و کار بر میگردد و تحقیقات فضایی نیز کمک بزرگی به ایجاد تغییر در شرایط کشت و زدودن آفت از محصولات کشاورزی میکند.»


این جوابی است که انوشه انصاری نخستین زن فضا نورد ایرانی در وبلاگ خود به افرادی میدهد که می­گویند مگر سفر یک گردشگر فضایی به مدار چقدر مهم است که 20 میلیون دلار بابت آن پرداخته شود در حالی که با این پول میتوان کودکان بسیاری را از گرسنگی نجات داد. انوشه انصاری با بیان این که پول خود را از کار سخت و از ریسکهای غیر قابل باور به دست آورده است میگوید:«به شما توصیه میکنم که ثروت خود را در جهت ایجاد تغییری بزرگ خرج کنید.»



با تشکر از دوست خوبم آقای ابراهیم توماج





[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:39 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بیست روش برای افزایش کارآیی

بیست روش برای افزایش کارآیی


مطلب "بیست روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان" راباتوجه به اهمیت آن و اینکه خوانندگان کمتر به مرور مطالب یکسال قبل می پردازند ‎  برای بار سوم در این وبلاگ عرضه میکنم . امیذ آنکه مورد استفاده قرار گیرد . با احترام ؛ اسلامی

در این کتاب مهمترین و سخت ترین کار در زندگی به قورباغه ای تشبیه شده که شما مجبورید در هر حال آن ‏را بخورید. همان کاری که اگر همین الان فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد برای انجام آن تنبلی ‏خواهید کرد‎.‎
به قول قدیمی ها اگر قرار است 2 قورباغه را بخورید اول آنکه زشت تر است را بخورید. یعنی اول کار سخت تر را ‏انجام دهید‎.‎ در اینجا مراحل خوردن این قورباغه زشت! را برای شما به صورت بسیار خلاصه می آوریم‎:‎
1- ‎سفره را بچینید
هدف را مشخص کنید. برای این کار می توانید افکار خود را روی کاغذ بیاورید و برای انجام آنها زمان تعیین ‏کنید و از مهمترین کار شروع کنید‎.‎

2- ‎برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید‎
بدین ترتیب نا خود آگاه ذهن شما تمام مدت روی این لیست کار می کند حتی زمانی که در خواب هستید‎.‎

3- ‎قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید‏‎
همیشه 20 در صد از کارهای ما بسیار مهم هستند و 80 در صد کم اهمیت‏‎.‎
افراد موفق کسانی هستند که ابتدا این 20 درصد را که ظاهرا سخت تر هست را انجام می دهند. یعنی خود را ‏مجبور می کنند قورباغه را هر چه که هست قورت دهند‎.

4- ‎پیامد کارها را در نظر داشته باشید
دید بلند مدت نسبت به کارهای خود داشته باشید. تفکر دراز مدت تصمیم گیری های کوتاه مدت را بهبود می ‏بخشد. فکر مدامبه نتیجه کارها یکی از بهترین راههایی هست که به وسیله آن می توانید اولویت های حقیقی ‏خود را در زندگی تعیین کنید‎.

5- ‎روشABC… ‎ را مدام به کار بگیرید‎
کارهای خود را اولویت بندی کنید‎

6- ‎روی اهداف اصلی تمرکز کنید
در این راه با دیگران مشورت کنید

7- ‎به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید
هرگز برای انجام تمام کارهای ضروری وقت کافی وجود ندارد. پس قورباغه هایی را بخورید که مهمترین نقش ‏را در پیشبرد اهداف شما دارند‎.

8- ‎پیش از شروع مقدمات کار را کاملا فراهم کنید
وسایل اضافی را از اطرافتان جمع کنید فقط آنچه نیازدارید دم دستتان بگذارید. تمیز و مرتب بودن احساس ‏مثبت بودن و خلاقیت و اعتماد به نفس را به شما می دهد‎.

9- ‎همیشه یک شاگرد باقی بمانید
یادگیری مدام شرط لازم موفقییت در هر زمینه ای است. همیشه در حال آموختن باشید‎. استعدادهای منحصربه فرد خود را تقویت کنید.
مدام این سوال را از خود بپرسید: در چه کاری واقعا ازدیگران بهتر هستم؟ از چه کارهایی بیشتر لذت می ‏برم؟ تا کنون مهمتریت عامل موفقیت من چه بوده؟ سپس در زمینه های فوق فعالیت بیشتری انجام دهید‎.

10- ‎محدودیت های اصلی خود را مشخص کنید
موانع پیشرفت تان را مشخص کنید. روزتان را با هدف از میان برداشتن این عامل شروع کنید‎.

11- ‎هر بار یک قدم جلو بروید
یک متر یک متر سخت هست اما یک سانت یک سانت مثل آب خوردن هست. قدم به قدم پیش روید‎.

12- ‎خودتان را تحت فشار بگذارید
نیاز نداشته باشید تا کسی به کارهایتان نظارت داشته باشد. نزد خود اعتبار و احترام داشته باشید‎.
باید خودتان قورباغه هایتان راانتخاب کنید و بخورید‎.

13- ‎قدرت های فردی خود را به حداکثر برسانید
مشخص کنید در چه ساعاتی از شبانه روز کارایی بیشتری دارید. مهمترین و دشوارترین کارهایتان را در همین ‏ساعات انجام دهید‎.

14- ‎خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
مرتب به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم. در پاسخ به احوال پرسی دیگران ‏بگویید: عالی هستم. خوشبین باشید‎.

15- ‎روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
گاهی لازم است خودتان را از شر قورباغه های کوچکتر خلاص کنید تا بتوانید روی خوردن قورباغه های زشت ‏تمرکز کنید. کارهای کوچک و کم اهمیت را کنار بگذارید. انجام ندهید‎!‎

16- ‎اول سخت ترین کار را انجام دهید
به این ترتیب روزی خواهید داشت با کارایی و اعتماد به نفس بالا

17- ‎کار را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید‎
قورباغه را تکه تکه کنید و بعد بخورید. (روش بریدن کالباس‎)

18- ‎وقت بیشتری ایجاد کنید
زمانهای ثابت و مشخصی را برای انجام بعضی کارها اختصاص دهید. هر دقیقه را به حساب بیاورید‎.

19- ‎سرعت انجام کار را افزایش دهید
منتظر زمان مناسب تر نمانید. این جمله را دایم پیش خود تکرار کنید: همین الان کار را انجام بده‎.‎

20- ‎هر بار یک کار مهم انجام دهید
کار را متوقف نکنید. برگشت مجدد سر همان کار زمان شما را هدر می دهد. خودتان را موظف کنید تا بی وقفه روی ‏یک کار مهم فعالیت کنید

برداشتی از کتاب برایان تریسی
 - قورباغه راقورت بده





[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:35 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کارآفرینی دیجیتالی و جامعه اطلاعاتی ایران


کارآفرینی دیجیتالی و جامعه اطلاعاتی ایران

صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، امروزه افق‌های نوینی در کسب و کار و اشتغال زایی مولد ایجاد کرده که همگی، در توسعه پایدار در دهکده جهانی نقش مهمی‌ایفا کرده است.
    عصر سایبر  که امروزه مرزهای فیزیکی را در نوردیده است و چهره ای جدید از دنیای ارتباطات و اطلاعات را فرا روی ساکنان شش میلیارد نفر کره خاکی قرار داده است، نمونه عینی عصری است که آلوین تافلر، از آن به نام انقلاب ارتباطات  یاد می‌کند.
  جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی جهان ما را به این حقیقت رهنمون می‌کند که دیجیتالی شدن مولفه‌های موثر در زندگی بشر امروزی، اعم از تجارت، بازاریابی، آموزش، اطلاع رسانی و ارتباطات و حتی حمل و نقل، یک واقعیت غیر قابل انکار است که مرحله گذار از سنت به مدرنیسم دیجیتالی را نوید می‌دهد. فناوری اطلاعاتی و ارتباطی روز، به عنوان یک صنعت در حال توسعه و پیشرفت، نقش فوق العاده ای در توسعه زیر ساخت‌های فرهنگی، اقتصادی و علمی‌و حتی سیاسی کشورهای مختلف جهان داشته است.
  یکی ازاین زیر ساخت‌ها، حوزه کسب و کار می‌باشد که برای همه کشورهای جهان، به عنوان یک سمبل رفاه و پیشرفت تلقی می‌شود.  محیط‌های الکترونیکی و پایگاه‌های اطلاع رسانی تیم‌های مشاور طراحی در اقصی نقاط جهان، زمینه‌های تبادل ایده‌ها و افکار را در team work‌های گوناگون فراهم می‌کنند و از طریق پهنه جهانی وب، تبادل اطلاعات، صورت می‌گیرد. این مساله برای خرید، فروش ،مشاوره، بازاریابی و آموزش نیز صادق است.
  بازاریابی و آموزش الکترونیکی (e-learning & e-marketing) افق‌های جدیدی در اقتصاد و دانش ایجاد کرده است . مدرسه‌های اینترنتی بسیاری هم اکنون در وب فعالیت می‌کنند و دانشجویان آنها از اقصی نقاط کره خاکی می‌باشند.
   دانشگاه‌ها می‌توانند زمینه همکاری با اساتیدی که می‌توانند از طریق یک تعامل الکترونیکی دوسویه، با دانشجویان ارتباط برقرار کنند و به آن‌ها آموزش دهند را فراهم کند و زمینه یک کارآفرینی الکترونیکی را خلق کنند. فروشگاه‌های تجارت الکترونیک و بانک‌های سرویس دهنده خدمات پول الکترونیک مانند پارسیان و سامان، در تقویت پتانسیل تجارت الکترونیک در کشور و رشد کارآفرینی دیجیتالی، موثر هستند.
 
کارآفرینی دیجیتالی در ایران
 اکنون که چند سالی از ابلاغیه تاریخی اصل چهل و چهارم قانون اساسی توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی‌می‌گذرد، می‌توان از بسترکارآفرینی دیجیتالی برای توسعه امر خصوصی سازی در کشور بهره برد. برای نیل به آرمان‌های سند چشم اندازه بیست ساله توسعه فرهنگی و علمی‌جمهوری اسلامی‌ایران نیز، اهتمامی‌اثر بخش به سوی افق‌های طلایی اشتغال زایی دیجیتالی، پارامترهای راهبردی هستند که باید دردستور کار مسئولان کشور در حوزه اشتغال زایی و فناوری اطلاعات قرار بگیرد.
 
رویکرد به کارآفرینی دیجیتالی
 
کارآفرینی دیجیتالی را می‌توان از پنج منظر در جامعه اطلاعاتی ایران مورد بررسی و کاوش قرار داد که به طور خلاصه درادامه به آن‌ها اشاره شده است. باید پذیرفت که کارآفرینی دیجیتالی در کشور جوان و مستعد ایران با بیش از دوازده میلیون کاربر اینترنت و هزاران فارغ التحصیل رشته فناوری اطلاعات، می‌تواند فرصتی برای تحقق آرزوهای دیجیتالی باشد.
  کارآفرینی دیجیتالی و جامعه اطلاعاتی ایران، در حقیقت یک نگاه از درون به مختصات اثرگذار کسب و کار الکترونیکی بر روی تقویت نهادهای جامعه اطلاعاتی ایران می‌باشد. کارآفرینی دیجیتالی ، یک فرصت ارزشمند برای تقویت و خلق نوآوری‌های دیجیتالی و بالندگی و نشاط در جامعه اطلاعاتی ایران است.
 کارآفرینی دیجیتالی و توسعه خدمات الکترونیک، واقعیتی غیر قابل انکار است . کارآفرینی دیجیتالی می‌تواند دریکی از حوزه‌های: بانکداری الکترونیک (e-banking)، تجارت الکترونیک(e-commerce)، روابط عمومی‌الکترونیک(e-public relations)، آموزش الکترونیک (e-learning) و گردشگری الکترونیک(e-tourism) اتفاق افتد و زمینه کسب و کار و اشتغال زایی مولد هزاران نیروی مستعد را فراهم کند. دولت الکترونیک (e-government) باید، بستر این فعالیت را فراهم کند.
 کارآفرینی دیجیتالی از منظر شهروند الکترونیک و ارتقا سطح زندگی، رویکردی به جایگاه اثر بخش شهرداری الکترونیک در ساز و کارهای خدمات شهری نوین است. قطعا انتظاری که از شهرداری به عنوان یک مرکز خدماتی شهری می‌رود، تنها مربوط به تنظیفات نیست.
  همین طور، از شهرداری‌ها در جامعه اطلاعاتی کنونی انتظار نمی‌رود که خدمات‌آن‌ها سنتی باشد. راه اندازی مرکز کارآفرینی در شهرداری منطقه دو تهران، خود نمونه ای از اهتمام شهرداری تهران به مقوله کسب و کار الکترونیکی است.
  نقش شهرداری و شهروند الکترونیک در هدایت نیروهای فعال جامعه اطلاعاتی کشور، یک نقش جدیدی است که می‌توان برای ان تعریف کرد. شهرداری الکترونیک تهران که درنشانی www.tehransama‌irقرار دارد، می‌تواند زمینه‌های تشکیل مرکز کارآفرینی دیجیتالی پایتخت را مانند مرکز وبلاگ نویسان تهران، فراهم کند. آرزوهای دیجیتالی پایتخت نشینان را باید شهرداری تهران برآورده کند.
 قطعا، اهمیت به جایگاه شهروند الکترونیک (e-citizen) و در کنارآن توجه به رویکردهای شهردار ی الکترونیک (e-municipality) مولفه‌هایی از تقویت بستر کارآفرینی دیجیتالی در کلان‌شهر‌ها به ویزه تهران است.
 باید پذیرفت که کسب‌وکار الکترونیکی، ارزش افزوده فوق العاده ای دارد. چرا که با کم ترین هزینه و مواد مصرفی و سرمایه گذاری فیزیکی، می‌توان بالاترین راندمان را در اختیار داشت.نقش صنعت و دانشگاه در تقویت کارآفرینی دیجیتالی باید مورد بررسی کارشناسان قرار بگیرد تا نقش بنگاه‌های اقتصادی کوچک در محیط کسب‌وکار در حوزه ICT تبیین و در اجرای سیاست‌های ابلاغی اصل 44، تقویت شود.
  بررسی چالش‌ها، فرصت‌ها و مزیت‌های تدوین طرح جامع کارآفرینی الکترونیکی در چشم‌انداز 20 ساله و  اجرای ابلاغیه اصل 44 قانون اساسی  ایران، مساله‌ای حیاتی است. باید پاتولوژی بیکاری در کشور با نگاه آی‌تی‌مدار مسئولان امر، مورد موشکافی قرار بگیرد و در راستای نیل به آرمان‌های نظام، تحلیل و برنامه ریزی شود.
 همایش ملی کارآفرینی دیجیتالی ایران، گامی‌بزرگ برای فهم پتانسیل کشور در حوزه کسب و کار الکترونیک است. کارآفرینی دیجیتالی یک گام به جلو در مسیر اشتغال زایی نوین در ایران است. در فهرست میلیاردرهای جهان که هر سال مجله FORBES اعلام می‌کند، کارآفرینان دیجیتالی جهان، رتبه یک رقمی‌در اختیار دارند.
 پل آلن و بیل گیتس، رهبران مایکروسافت، سال‌ها است که در صدر این فهرست قرار دارند. تدوین واحد کارآفرینی دیجیتالی و توسعه زیر ساخت‌های کارآفرینی مبتنی بر فناوری اطلاعات در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور، گامی‌است که اهتمام همه ارکان نظام را می‌طلبد.

منبع :www.hamshahri.org




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:34 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فرصت‌هاي جديد اقتصادي در پايتخت


فرصت‌هاي جديد اقتصادي در پايتخت

طرح تفصيلي تهران به عنوان محصول مشترك دولت و شهرداري‌ براي نقشه اداره پايتخت، طبق گفته مديريت شهري از هم‌اكنون در تهران به اجرا درآمده است؛ اين طرح تهران را به 3200 محدوده تقسيم مي‌كند كه هر محدوده يكي از 4 پهنه‌ سكونت، فعاليت، مختلط و حفاظت‌سبز را شامل مي‌شود و از آنجا كه پهنه ‌سكونت، كمتر از 40 درصد مساحت پايتخت را در برگرفته، كاربري ساير پهنه‌ها منجر به هدفمندي سرمايه‌گذاري‌هاي شهري خواهد شد؛. به طوري كه ساخت‌وسازهاي مسكوني كه تا پيش از اين تنها گزينه درآمدزا براي سرمايه‌گذاران محسوب مي‌شد، جاي خود را به انتخاب‌هاي جديدتر نظير احداث مجتمع‌هاي پاركينگ خودرو، هتل، متل، تاسيسات و فضاهاي گردشگري مي‌دهد. مدير كل دفتر شهرسازي شهرداري با اشاره به اينكه مالكان اراضي موجود در تهران حتما بايد از پهنه‌هاي مشخص‌شده تبعيت كنند، گفت: سود پروژه‌هاي جديد اقتصادي كه با اجراي طرح تفصيلي در دسترس سرمايه‌گذاران قرار مي‌گيرد، اگر از ساخت مسكن بيشتر نباشد، كمتر نخواهد بود. مسوول طرح تفصيلي تهران همچنين با بيان اينكه براي اجراي اغلب پروژه‌هاي جديد اقتصادي، عوارض حداقلي دريافت مي‌شود، گفت: در قسمت‌هايي از پايتخت براي تقويت جريان سرمايه‌گذاري نرخ عوارض كاهش مي‌يابد.

جزئيات جديد از طرح تفصيلي تهران؛ محصول مشترك دولت و شهرداري
فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري در پايتخت
 گفت‌وگوي «دنياي‌اقتصاد» با مدير كل شهرسازي شهرداري ‌تهران درباره پيامدهاي طرح تفصيلي
 طرح هدفمندي ساخت‌وساز در تهران
 فريد قديري
نقشه‌ جديد اداره پايتخت كه به مدت 2 سال شهرداري‌تهران آن را تهيه كرد و اخيرا در دولت به تصويب رسيد، حداكثر تا ماه آينده رونمايي مي‌شود. اين نقشه كه در حال حاضر مديران شهرداري منتظر ابلاغ آن نمانده‌اند و آن را در مناطق به اجرا گذاشته‌اند، هر نوع فعاليت ساختماني در پايتخت را متناسب با نياز محله‌ها به خدمات مسكوني يا غيرمسكوني، «هدفمند» كرده و در عين حال فرصت‌هاي متنوعي براي سرمايه‌گذاران بخش ‌خصوصي در شهر تهران به‌وجود آورده است.
محصول مشترك دولت و شهرداري ‌تهران كه طرح تفصيلي پايتخت نامگذاري شده، شيوه جديدي از شهرسازي را به اجرا درمي‌آورد كه در قالب آن، به جاي آنكه براي هر ملك يك كاربري تعيين شود، شهر به 3200 محدوده –پليگون- تقسيم شده و هر محدوده شامل يكي از پهنه‌هاي سكونت، فعاليت، مختلط (شامل سكونت و فعاليت) و حفاظت خواهد بود طوري كه املاك و اراضي‌اي كه در هر محدوده قرار مي‌گيرند، متناسب با پهنه‌‌اي كه براي آن محدوده تعيين شده، مي‌توانند براي ساخت‌وساز مسكوني يا اداري و تجاري يا تركيب اداري و مسكوني يا براي فضاهاي مخصوص گردشگري مورد استفاده قرار ‌بگيرند. اين 4 پهنه در هر يك از مناطق 22گانه وجود دارد، اما مساحت پهنه‌ها در هر منطقه با ديگري متفاوت است.
مديركل دفتر شهرسازي شهرداري ‌تهران با اشاره به اينكه طرح تفصيلي تهران به گونه‌اي تنظيم شده كه مالكيت اشخاص لطمه نبيند، به «دنياي‌اقتصاد» گفت: از اين به بعد متقاضيان سرمايه‌گذاري در تهران فقط با يك انتخاب آن هم ساخت‌وساز مسكوني روبه‌رو نيستند، بلكه مي‌توانند در پروژه‌هاي جديدي وارد شوند كه سود حاصل در آنها اگر از ساخت مسكن بيشتر نباشد، كمتر هم نخواهد بود. متن گفت‌وگو با مديركل دفتر شهرسازي و طرح‌هاي شهري شهرداري تهران درباره پيامدهاي اجراي طرح تفصيلي جديد پايتخت را در زير بخوانيد:
مقامات شهري تهران از يك‌سو مي‌گويند طرح تفصيلي از ماه‌ها پيش اجرايي شده اما اخيرا به صورت رسمي از جانب شهرداري اعلام شد اين طرح 18 تيرماه رونمايي مي‌شود كه البته نشد و حالا وعده مردادماه داده شده است. شما به عنوان مسوول تدوين طرح تفصيلي، زمان دقيق «اداره تهران با طرح تفصيلي جديد» را اعلام كنيد و بگوييد آيا واقعا قرار است پايتخت براساس برنامه مديريت شود؟
پاسخ شما را از آخر مي‌دهم، طرح تفصيلي جديد تهران به عنوان يك ابزار، زيرمجموعه يكسري اسناد فرادست همچون طرح جامع و قوانين و ضوابط حاكم بر كشور است. اين طرح نقاشي ديواري نيست كه فقط نوشته شده باشد و بايگاني شود. طرح تفصيلي با واقعيت شهر تهران سروكار دارد و در شوراي‌ عالي شهرسازي و معماري كه چندين مقام دولتي در آن عضو هستند، تاييد شده است؛ بنابراين مجموعه دولت و شهرداري بر آن اتفاق‌نظر دارند و عطش مديريت شهري نيز رسيدن به چنين طرحي بود. برخي رسانه‌ها يك اشتباهي درباره زمان اجراي طرح تفصيلي مي‌كنند كه بايد درباره آن توضيح دهم. ما براي طرح تفصيلي ابتدا نياز به طرح جامع داشتيم. در سال 1382 تصميم گرفته شد طرح جامع شهر تهران تدوين شود و در سال84 قرارداد آن منعقد شد در آذرماه 86 طرح جامع تهران در مقياس 10000/1 نهايي و تصويب شد كه اين 5/2 سال براي تدوين طرح جامع تهران در نوع خود بي‌نظير بود چونكه تهران به لحاظ وسعت برابر است با 5 كلانشهر شيراز، اصفهان، تبريز، اهواز و مشهد و به لحاظ جمعيت نيز با 4 كلانشهر كشور برابري مي‌كند. طرح جامع تهران برخلاف طرح‌هاي جامع شهري ساير شهرها كه براساس كاربري اراضي (LandusePlanning) نوشته شده، واجد ويژگي ساختاري راهبردي است، به اين معني كه در شيوه قديمي براي هر ملك يا اراضي، كاربري مسكوني، تجاري يا اداري تعيين مي‌شد كه مشكلاتي را ايجاد مي‌كرد و در نهايت به صورت درست اجرا نمي‌شد، اما طرح جامع جديد تهران براساس نظام پهنه‌بندي تهيه شده به اين ترتيب كه از محدود و فريز كردن اراضي و املاك ممانعت به عمل مي‌آيد و هر ملكي مي‌تواند با توجه به ضوابط و ويژگي‌هاي پهنه‌اي كه در آن واقع شده، پروانه ساختماني بگيرد. طرح جامع در فروردين87 به شهرداري ابلاغ شد و در آذرماه سال87 طرح تفصيلي تهران در مقياس 10000/1 صرفا به منظور تعيين زيرپهنه‌ها به تصويب رسيد. خيلي‌ها آن زمان مي‌گفتند «طرح تفصيلي تهران تصويب شد» اما مقياس آن 10000/1 بود و بعد از آن كار تهيه طرح تفصيلي در مقياس 2000/1 در دستور كار قرار گرفت. پس، از آن موقع تاكنون طرح تفصيلي تهران زير دست شهرداري بود و شهرداري تصميمات كلان خودش را براساس آن دنبال مي‌كرد. در اين فاصله زماني كار تهيه و تصويب طرح تفصيلي در مقياس 2000/1 انجام شد كه از آذر 87 شروع و در بهمن 88 به پايان رسيد و تا فروردين 90 كار دفاع از آن در نهادهاي قانوني از جمله شوراي‌شهر زمان برد كه بالاخره آن را به زودي رونمايي خواهيم كرد. طرح تفصيلي جديد تهران در سال اول به صورت پايلوت اجرا مي‌شود و اين قابليت را دارد كه در صورت عدم پيش‌بيني برخي موارد در آن، در حين اجرا، مسائلي كه در طرح ديده نشده شناسايي، برطرف يا اصلاح شود. اما يقين بدانيد هدف شهرداري اجراي درست و سريع طرح تفصيلي است.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:32 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سه راز شرکت‌های موفق


سه راز شرکت‌های موفق مترجم: زهره همتیان


 برخی شرکت‌ها عملکرد بهتری نسبت به سایرین دارند. این امر می‌تواند به خاطر شناخته شدن و معروفیت نام شرکت، نوآوری، سهم بازار یا شماری دیگر از ویژگی‌هایی باشد که یک شرکت خوب را در میان سایر شرکت‌ها برجسته می‌کند.


 


نکته مهم برای سرمایه‌گذار این است که قادر باشد برندگان احتمالی را تشخیص دهد قبل از اینکه آنها تبدیل به نام‌های مشهوری شوند.


 در این مقاله نگاهی می‌اندازیم به سه مشخصه اصلی که باعث موفقیت یک شرکت می‌شود. سعی کنید آنها را به کار بگیرید، خواهید دید که شما هم با رديابي آنها به موفقیت دست پیدا می‌کنید.


سه راز موفقیت


بنابراین چه عواملی موجب موفقیت یک شرکت می‌شود، و آیا این شرکت مکان خوبی برای سرمایه‌گذاری است؟ پاسخ این سوال بستگی دارد به اینکه این سوال را از چه کسی می‌پرسید، یک حسابدار، اقتصاددان، بازاریاب یا کارشناس منابع انسانی، به هر حال با کنار هم گذاشتن همه این پاسخ‌ها، می‌توانید یک شرکت موفق را با این مشخصات تعریف کنید:


 1. مزیت رقابتی


2. مدیریت بالاتر از حد متوسط


3. رهبری بازار


مزیت رقابتی


مایکل پورتر پیشگام مدل مزیت رقابتی بود و مزیت رقابتی را به دو گونه تفکیک کرد: مزیت تمایز و مزیت هزینه. مزیت تمایز هنگامی‌است که شرکتی کالا یا خدمات ممتاز و منحصر به فرد را با همان قیمتی ارائه دهد که توسط بازار عرضه می‌شود. مزیت هزینه هنگامی‌است که شرکتی همان کالا یا خدمات بازار را با قیمت کمتر ارائه می‌دهد. پورتر در مجموع این مزیت‌ها را «مزیت‌های موقعیتی» می‌نامد، زیرا آنها موقعیت شرکت را به عنوان اینکه دارای کالا یا خدمات برجسته در صنعت خاص خود هستند، معرفی می‌کند. وی همچنین عنوان می‌کند که این مزیت‌ها نمی‌توانند برای همیشه پایدار باشد، زیرا بهره اقتصادی باعث ایجاد رقابت می‌شود.


 موانع ورود به بازار


شرکت‌های خوب می‌توانند در صورت وجود موانع زیاد ورود به بازار موقعیت خوب خود را حفظ کنند. این موانع می‌تواند به علت هزینه‌های ثابت بالا یا به علت مخارج تحقیق و توسعه طولانی مدت مانند صنایع دارویی و توسعه نرم افزار کامپیوتری باشد. تمام این هزینه‌ها ی ورود می‌تواند رقبا را از ورود به بازار منع کند، بنابراین به شرکت کمک می‌کند تا موقعیت برجسته خود را حفظ کند.


 معروفیت نام شرکت


ارزش معروفیت نام‌های تجاری واضح به نظر می‌رسد. نام تجاری مانند Kleenex وcoke با نام محصولات خود همسان شده‌اند. مشکل اینجا است که نمی‌توان نام یک شرکت معروف را ارزش‌گذاری کرد و هیچ روشی برای این کار وجود ندارد .یک نام معروف فقط می‌تواند ارزش کیفی داشته باشد، اما در عین حال می‌تواند موجب ایجاد رابطه ای طولانی مدت و محکم میان تولیدات یا خدمات یک شرکت و مشتریان آن ایجاد کند. ترکیب یک نام معروف با سایر ویژگی‌های شرکت می‌تواند موفقیت‌های بزرگی را در آینده برای شرکت رقم بزند.


 رهبری قیمت


هیچ چیز مؤثرتر از فراهم آوردن کالا یا خدمات مشابه با بازار، اما با قیمت پایین‌تر نیست. در هر محیط اقتصادی، چه در دوره رشد چه در دوره رکود، همیشه تقاضا برای کالا یا خدمات با قیمت پایین وجود دارد. توانایی ورود به بازار با قیمت‌های پایین به طور همه جانبه می‌تواند یک بازار محلی ایجاد کند که این امر منجر به جذب مشتریان برای مدت طولانی می‌شود. نکته کلیدی در رهبری قیمت، توانایی به حفظ آن سطح قیمت و دور کردن کسانی است که سعی می‌کنند در آن فضا رقابت کنند.


 مدیریت بالاتر از حد متوسط


کیفیت و شیوه مدیریت می‌تواند عامل بزرگی در موفقیت یک شرکت محسوب می‌شود و یک ویژگی مهم در هر تیم مدیریتی ترکیبی از تجربه‌ها است. مدیران با تجربه نه تنها می‌توانند شرکت را بر اساس چرخه‌های بازار هدایت کنند، بلکه می‌توانند برای نسل آینده مدیران الگوی خوبی باشند.یکی دیگر از عوامل موثر در موفقیت زمانی است که مديران به‌صورت بلندمدت در شركت مي‌مانند. در برخی از شرایط، مدیران مستعد تحت تاثیر قرار می‌گیرند و علاقه دارند که از شرکت خود خارج شوند و به شرکت دیگری با برنامه‌های جبران خدمات بهتر نقل مکان کنند، اما برخی دیگر تمایل دارند در شرکت خود با وجود همه شرایط آن باقی بمانند، به شرکت‌هایی احساس تعلق می‌کنند که دوست دارند در آنجا کار کنند و به موفقیت‌های آینده شرکت خود اعتقاد دارند.


 رهبری بازار


یکی از مهم‌ترین عواملِ بدل شدن به یک شرکت برتر، رهبری بازار است. رهبری می‌تواند به اشکال گوناگون باشد، اما شهرت و اعتباری که به همراه دارد، بسیار گرانبها است. عنوان «استاندارد صنعت» یکی از مواردی است که هر شرکتی به شدت در پی به دست آوردن آن است. مثال‌هایی از رهبری بازار عبارتند از: هدایت بازار به سمت کیفیت، نوآوری، خدمت به مشتری یا حتی ضمانت و گارانتی.


 حفظ موقعیت احتمالا سخت‌ترین قسمت در رهبری بازار است. هیچ رقیبی راضی نمی‌شود در صنعت، درجه 2 باقی بماند. برای وارد شدن به میدان و عرصه رقابت موانعی وجود دارد. اگر شرکتی با موانع بالای ورود در صنعتی رقابت می‌کند، احتمالش زیاد است که رهبری بازار در دست این شرکت باقی بماند. شرکت‌ها همچنین می‌توانند با خرید و ادغام شرکت‌های موفق دیگر به سمت رهبری بازار حرکت کنند تا سهم بازار، ادغام افقی و عمودی و پایه‌های تکنولوژی خود را ارتقا دهند.


 نتیجه‌گیری


بنابراین چه عاملی است که موجب موفقیت یک شرکت می‌شود و آیا بازار خوبی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد؟ اگر شرکتی دارای مزیت رقابتی، مدیریت بالاتر از حد متوسط و رهبری بازار باشد، می‌توانید اطمینان یابید که سرمایه‌گذاری شما در این شرکت درست و پربازده است. با اینکه این عوامل لزوما به تنهایی کافی نیستند، اما با این حال در تصمیم‌گیری ما برای سرمایه‌گذاری می‌توانند بسیار موثر باشند.


 


منبع : روزنامه دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:32 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پاسخگویی به مشتری وقتی که می‌گوید: می‌خواهم فکر کنم


پاسخگویی به مشتری وقتی که می‌گوید: می‌خواهم فکر کنم
برگرفته از کتاب 101 راه برای افزایش فروش
 پاتریک فورسایت - ترجمه علی ضرغام - انتشارات قدیانی


اشاره:
مشتریان غیر از «بله» یا «نه» چیزهای دیگری هم می‌گویند. برای بسیاری از فروشندگان چگونگی برخورد با جمله کوتاه می‌خواهم درباره آن فکر کنم از همه دشوارتر است. این جمله در اساس مثبت است، اما اگر در برابر آن عقب‌نشینی نمایید ممکن است هرگز دوباره با آن مشتری صحبت نکنید.

مشتریان غیر از «بله» یا «نه» چیزهای دیگری هم می‌گویند. برای بسیاری از فروشندگان چگونگی برخورد با جمله کوتاه می‌خواهم درباره آن فکر کنم از همه دشوارتر است. این جمله در اساس مثبت است، اما اگر در برابر آن عقب‌نشینی نمایید ممکن است هرگز دوباره با آن مشتری صحبت نکنید.
منظور بعضی از مشتریان که این جمله را می‌گویند نه است. شما باید بدانید که باید از این جمله معنی ظاهری را درک کنید یا نه. بنابراین پاسخ بهتر چیست؟ غالبا بسیار مشکل است که دلیلی بیابیم که چرا مشتری نباید درباره آن فکر کند ( مگر آن‌که شما بتوانید دلیلی قطعی برای تصمیم‌گیری فوری ارائه کنید). بنابرین بهترین راه پذیرفتن است، و نه فقط پذیرفتن بلکه تشویق مشتری به فکر کردن درباره آن است. به او بگویید که این تصمیم مهمی است، بگویید که نباید به آسانی تصمیم‌گیری کند و عجله نماید، و این که باید مطمئن باشد؛ به هر صورتی که آن را بیان می‌کنید باید به روشنی نشان دهد که شما موافق فکر کردن درباره آن هستید. اما بعد بپرسید که چرا او هنوز هم باید فکر کند، یا این‌که چه بخشهایی از تصمیم هنوز احتیاج به بررسی بیشتر دارند. غالبا در اینجا نکته‌ای عرضه می‌شود، گیر خاصی در کار وجود دارد، چیزی در مجموعه که به خوبی بقیه اجزاء نیست، یا در زمینه‌ای از کار نیاز به اطلاعات بیشتر به‌چشم می‌خورد. آن‌گاه شما می‌توانید بکوشید تا توجه را به مذاکره بیشتر معطوف سازید:

می‌خواهم در باره آن فکر کنم
البته،این تصمیم بزرگی است، شما باید مطمئن باشید

درست است
شما باید مطمئن شوید که از هر نظر درست است، آیا هیچ جنبه خاصی وجود دارد که شما می‌خواهید به ویژه در باره آن فکر کنید؟
خوب، فکر می‌کنم که زمان نصب بیش از همه نگران می‌کند چون حتما بر کار جاری ما اثر می‌گذارد
تا حدیR  درست است، اما می‌توانیم مشکل را رفع کنیم، شاید من به اندازه کافی توضیح ندادم که چگونه با این موضوع برخورد خواهیم کرد؛ آیا می‌توانیم قبل از  پایان گفتگو یک بار دیگر آن را توضیح دهیم؟

 بسیار خوب، من می‌خواهم تمام موضوع را بطور واضح بفهمم
اکنون جلسه دوباره جریان می‌یابد و دلیلی وجود ندارد که به سمت پایین دیگری حرکت نکند (در چنین شرایطی استفاده از روش اعتراض نهایی درست خواهد بود) که بدون درخواست برای فکر کردن بیشتر به توافق برسد. این عبارت معمولا نشانه‌ای از آن است که چیزی و شاید چند چیز -که در این حالت شما ممکن است بتوانید از مشتری بخواهید که آنها را برای شما فهرست کند و بعد پیشنهاد بحث بیشتر را مطرح نمایید- هنوز ناروشن و حل‌نشده باقی مانده است.
لیکن در اینجا راه دیگری هم وجود دارد. ممکن است مشتری فرصت بیشتری بخواهد که فکر کند، نه به این دلیل که برای فکر کردن زمان لازم است بلکه به دلیل دیگری که برایش مطرح است.

دو دلیل که بیش از همه محتمل هستند یکی نیاز به مشورت با شخص دیگری در سازمان (احتمالا تصمیم‌گیرنده واقعی) است و دومی این که شاید رقیبی وجود دارد و جلسه‌ای به منظور مقایسه با آنان ترتیب داده شده است.
این احتمالات، یا موارد دیگر، را می‌توان با پرسشهای دقیق فهمید. در چنین حالتی نقشه شما برای نهایی کردن کار ممکن است تغییر یابد؛ شاید اولین گام، تلاش برای تشکیل جلسه‌ای با همکار آنها باشد. گاهی آنان از کمک گرفتن برای هرگونه اقناع داخل سازمانی که ممکن است لازم شود استقبال می کنند، یا آنکه سعی شود شما هم بعد از جلسه با رقیب دوباره درباره پیشنهاد خود صحبت کنید.

باز هم مشاهده می‌شود که هر‌چه اطلاعاتی که در هر مرحله کسب می‌کنید بهتر باشد، موقعیت شما برای پیشبرد کار بهتر خواهد بود. چنین روشهایی شکست‌ناپذیر نیستند اما اگر احتمال موفقیت شما را حتی اندکی افزایش دهند، ارزش دنبال کردن را دارند.





[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:31 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پنج نکته برای ايجاد شبکه ارتباطی کسب و کار


پنج نکته عالی برای ايجاد شبکه ارتباطی کسب و کار


فريبا علومی يزدی



1. به ارتباطات شبکه ای مانند راهی برای بالا بردن سطح زندگی تان بنگريد! اجازه دهيد با سرگرمی همراه باشد.


بالا بردن سطح زندگی؟ سرگرمی؟ چه طور اين اتفاق خواهد افتاد؟


برای شروع به خودتان به ديد يک شخصی که همه دوست دارند او را بشناسند نگاه کنيد. سپس برای آن برنامه ريزی داشته باشيد و ببینید چه اتفاق می افتد؟


توجه کنید! اين چيزی است که شما بايد باشيد: شما در جامعه قابل رويت هستيد. همواره به دنبال شانسی برای ملاقات با مردم هستيد. از مردم می خواهيد که درباره خودشان صحبت کنند و شما شنونده ی بسيار خوبی برايشان هستيد.


ببينيد با چند نفر در طول يک هفته و حتی يک ماه ارتباط برقرار می کنيد. شما در دانش و تجربه توانمند هستيد و البته پول، و به جستجوی يک فرصت شغلی هستيد.


شما فرد توانمندی هستيد. می توانيد وعده ها و قرار ملاقات هايی که بعضی افراد در طول يک سال دارند را در عرض يک ماه داشته باشيد.


حالا، چه قدر طول می کشد تا بتوانيد سطح زندگيتان را بالا ببريد؟جوابش زیاد سخت نیست.



2. کارت ويزيت خود را همه جا همراه خود ببريد  و آنچه که می خواهيد به خاطر بياوريد را در پشت آن يادداشت کنيد.


افرادی که نسبت به کار خود جدی هستند کارت ويزيت دارند. اگر شما نداريد، لازم است که داشته باشيد. اگر کار تجاری انجام نمی دهيد نيز می توانيد کارتی همراه داشته باشيد. فقط نام و اطلاعاتی برای چگونگی برقرای ارتباط با خودتان را روی آن بنويسيد. حتی می توانيد يک نقل قول که دائما آن را تکرار می کنيد و ملکه ی ذهنتان است را روی کارت بنويسيد. خلاق باشيد. از افرادی که کارت ويزيت دارند کمک بگيريد و از نمونه های کارت ويزيت ايده بگيريد و اطلاعاتی را که لازم داريد به خاطر بياوريد را پشت کارت بنويسيد. شايد اين اطلاعات رنگ چشم مخاطبتان، لباسی که پوشيده اند، عينک دارند و يا ندارند و هر اطلاعات مفيد ديگری باشد.من شخصاً نام کنفرانسی که در آن با افراد جدید آشنا می شوم را یادداشت می کنم.



3. کارت های ويزيتی که خيلی خوب نباشند، امکان ايجاد رابطه تجاری را با دارنده ی کارت کاهش می دهند؛ بنابراين، ايجاد رابطه کنيد.


مانند خانه، رابطه تجاری بر روی فوندانسيون و پی بنا می شود. مردم با افرادی وارد رابطه تجاری می شوند که او را بشناسند، دوست داشته باشند، به او  احترام  بگذارند و اعتماد داشته باشند. ممکن است که به هر چهار مورد نياز نداشته باشيد؛ از طرفی، شايد به موارد بيشتری نياز داشته باشيد. آيا خانه ای که بر روی پی های سست بنا شود می تواند تحمل باد و طوفان شديد را داشته باشد؟ مطمئنا نه. بنابراين، پايه های روابط خود را به درستی و در زمان مناسب بنا کنيد. اگر بتوانيد زمان خود را سرمايه گذاری کنيد، می توانيد روابط تجاری خوبی را ايجاد کنيد.



4. پيش از آنکه به شبکه ارتباطی نياز داشته باشيد،  به فکر ايجاد آن باشيد.


آيا شبکه ارتباطی اجتماعی داريد؟ آيا اگر دچار بحران شويد کسی به ياری تان می شتابد، اگر شغلتان را از دست دهيد، اگر به مساعدت و ياری نياز داشته باشيد، اگر ماشينتان خراب شود؟ برای ساختن شبکه ارتباطی به زمان و انرژی نياز است و پيش از آنکه به روابط اجتماعی نياز پيدا می کنيد، بايد آن را شکل دهيد. به هر حال، اگر صبر کنيد تا زمانی که نياز داريد رابطه اجتماعی ايجاد کنيد، تقريبا دير است. اگر رابطه ی خود را در زمان مناسب برقرار کنيد، مردم در زمانی که به آنها و کمکشان نياز داريد به ياريتان می شتابند. بنابراين، الان زمان ايجاد روابط  اجتماعی است.



5. سر حرف خود باشيد. اگر می گوييد که می خواهيد کاری را انجام دهيد......پس انجام دهيد!


آخرين باری که فردی به شما قول انجام کاری را داده است، و در دقايق آخر با شما تماس گرفته و گفته است که نمی تواند آن کار را انجام دهد و شما را نا اميد کرده است و يا بدتر، حتی به خود زحمت تماس گرفتن با شما را نداده است ، چه زمانی بوده است؟


تا به حال چند بار پيش آمده که با شخصی قرار ملاقات داشته باشيد، و آن شخص دير سر قرار حاضر شود؟ اگر يکی از اين موارد را نجربه کرده باشيد، ممکن است ديگر به آن شخص اعتماد نکنيد. با خوش قول بودن و سر حرف خود بودن، نشان می دهيد که شخص درست و امانت داری هستيد.



خیلی از شما ها هنوز به حرف های خودتان در کودکی هم جامه عمل نپوشانیده اید.


کی بود می گفت ثروتمند شوم از مستمندان دستگیری می کنم؟


کی بود می گفت پولدار شوم یک توپ بادی برای بچه های محله می گیرم ؟ همه را یک بستنی دعوت می کنم؟


شما نبودید می گفتید ماشین بخرید پیاده ها را سوار می کنید؟



منبع : http://www.iranmojri.com/




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:31 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سرعت توسعه فعالیت اقتصادی ،وجه تمایز كار آفرینان

سرعت توسعه فعالیت اقتصادی ،وجه تمایز كار آفرینان

افرادی که یک فرصت شغلی جدید در صنعت ایجاد می کنند کار آفرین هستند. آنها اغلب این کار را با ایجاد شرکتی تازه انجام می دهند. اما آنها همچنین فرصتهای جدید شغلی را با ورود یک محصول یا ایجاد یک بازار جدید بوجود می آورند. بنابراین که در کارخانجات بزرگ خطوط تولید تازه ای به راه می اندازند و یا با ایجاد بخش هایی تازه که قبلاً وجود نداشت باعث ایجاد بازاری جدید می شوند با این تعریف کارآفرین هستند. به بیان کلی تر کارآفرینان منابع را مدیریت می کنند تا چیز تازه ای بسازند اعم از شغل تازه یا کالا یا خدمت یا حتی بازار تازه- آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است. آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد. آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند که از این نظر مبتکر و مخترع شناخته می شوند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها را به راه بیندازند که دین کار را قبلاً کسی انجام نداده بود. مردم اغلب فکر می کنند کارآفرینان در ابتدا موفق هستند چون آنها کالا یا خدمات تازه ای ابداع می کنند مثل موتور جستجور یاهو. اما اینطور نیست و اغلب کارآفرینان موفق کار خود را با افزایش در کیفیت یک کالا یا محصول ایجاد می کنند بدون اینکه چیز تازه ایجاد کرده باشند. آنها اطلاعات کوچکی روی آنچه دیگران انجام می داده اند ایجاد می کنند.

کارآفرینان پس از شروع کار خود به مشتریان توجه می کنند و با آرامی با اصلاحات دیگر خود را مطرح می سازند. سپس آنها به سرعت آنچه انجام می دهند را متعادل می سازند و این فرایند را بارها تکرار می کنند پیشنهاد بهبود کیفیت مطرح شده از طرف Jerry Greenfild Ben cohen منجر به موفقیت برای آنها شد. آنها شروع به ساختن بستنی با قیمت بالاتر با قطعاتی از میوه روی آن کردند این بستنی ها برای پاسخ به نیاز مشتریانی ساخته شد که بستنی های ساده را دوست نداشتند در آن زمان تولید کنندگان بزرگ بستنی در بازار بستنی میوه ای جدید وجود نداشتند و این بازار جدیدی بود که توسط این دو نفر ایجاد شد. Jack Burton کار آفرین دیگری است که از Vermont شروع کرد. او با بهبود طراحی کالایی که اولین بار در ۱۴ سالگی با آن آشنا شده بود توانست به موفقیت دست یابد با گذشت مدت کمی ا ز فارغ التحصیلی از نیویورک نقل مکان کرد و تخته اسکی های Burton را درست کرد. او می گوید بسیاری از مردم فکر می کنند من تخته اسکی جدیدی اختراع کرده ام در حالی که این درست نمی باشد
طرح اولیه تخته اسکی ها بوسیله شرکت Brun swick ساخته شد در حالی که این شرکت هیچ گاه پیشرفتی در تخته اسکی های ساخته شده ایجاد نکرد. فلسفه Burton بهبود آنچه جا دارد بر اساس نیازهای واقعی مشتریان بود. Burton این مساله را به همگان یاد داد که: اگر محصولات اصلی برای مردم کسالت آور باشد آنها حاضرند با پرداخت پول بیشتر کالای با کیفیت تری بخرند.

● تاثیر محیط بر فعالیت های کارآفرینانه:
طی ده سال اخیر کارآفرینان میلیونها فرصت شغلی تازه در جهان ایجاد کرده اند. از هر شش دانشجوی رشته مشاغل یک نفر می گوید هدف شخصی اش تاسیس یک شرکت اختصاصی است و کارشناسان پیش بینی می کنند در آینده سازمانهای بسیاری متولد شوند. به ویژه افزایش فعالیتهای جسورانه (venture creation) در بین زنان، مهاجران و اعضای گروههای کوچک و رده پایین پیش بینی می شود. سهم شغل های ایجاد شده بوسیله زنان کارآفرین از ۲۴% در سال ۱۹۷۵ به ۴۰% در سال ۲۰۰۰ افزایش یافته است.

● آیا این رشد بیانگر جهش ناگهانی در تولد کارآفرینان است؟
پاسخ منفی است چون سرعت کارآفرینی با شرایط محیط کم یا زیاد می شود. در ایالات متحده سرعت فعالیتهای کارآفرینان در دهه ۱۹۲۰ افزایش یافت و پس از آن در دهه ۱۹۳۰ کاهش یافت و پس از آن و بعد از جنگ جهانی دوم افزایش و پس از آن کاهش چشمگیری از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ داشت دهه اخیر دوره دیگری از رشد کارآفرینی به علت اختراعات انجام گرفته در تراشه ها، کامپیوترها و وسایل ارتباط جمعی راه دور و تکنولوژی ارتباطات می باشد. کاهش سرعت سودها و افزایش سرعت مهاجرت ها ب افزایش سرعت فعالیت های کارآفرینانه می انجامد هرچه افراد بیشتری تبدیل به کارآفرینان موفق می شوند ایجاد ساختارهای اجتماعی بهتر دیگران را مجبور می کند تا کارآفرین باشند. همچنین فاکتورهای سیاسی و اقتصادی نقش مهمی ایفا می کنند. به منظور ایجاد تحریک و انگیزه برای انجام کارآفرینی بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی تسهیلات ویژه ای مهیا کرده اند و مالیات هایشان را کاهش داده اند. هدف دولتها از این سیاست حصول اطمینان در این زمینه است که کشورشان از جهش کارآفرینانه ای که دست یابی به تکنولوژی های جدید آنرا ممکن می سازد عقب نمانند. به سازمانهایی که کارآفرینان را حمایت می کنند incubator organization گویند. آنها به مشاغل جدید یا کسانی که می خواهند شغل ایجاد کنند به اصطلاح فضا .. می دهند.
یک شرکت حمایت کننده کار آفرینان می تواند یک روز کامل را سپری کند بدون اینکه نیازی به خرید تلفن یا اجاره دستگاه فتوکپی یا استخدام کارمند داشته باشند. حامیانی که هیچ نفعی برای کارآفرینان نمی توانند به همراه داشته باشند این خدمات را رایگان به کارآفرینان می دهند اما اغلب کارآفرینان بخشی از سود خود را با شرکت حمایت کننده که به موفقیت آنها کمک کرده تقسیم می کنند. در شهر نیویورک کارخانه های سرمایه گذاری روی فعالیتهای جسورانه فضای حمایت کننده را برای کارآفرینان ایجاد می کنند تا سرمایه گذاری آنها را پرورش دهند.

برخی سرمایه گذاران این زمینه معتقدند سازمانهای حمایت کننده راههای بدون خطر برای شروع فعالیت کارآفرینانه هستند. که بوسیله آنها می توان دید که آیا این کار در ابتدا توسعه می یابد و پس از آن تصمیمات بهتری در مورد سرمایه گذاری روی این کار گرفته شود.

● صاحبان مشاغل کوچک؛
برخی از مردم به اشتباه واژه کارآفرین را در معنی صاحب مشاغل کوچک به کار می برند. در ایالت متحده مشاغل کوچک به کارخانه هایی که کمتر از ۵۰۰ کارمند دارند گفته می شود بنابراین واژه صاحب مشاغل کوچک به شخصی که صاحب حق مالکیت کارخانه با زیر ۵۰۰ کارگر است گفته می شود. اداره مشاغل کوچک (SBA) (small business administration) یک نهاد دولتی است که مسئول حمایت از فعالیتهای مشاغل کوچک است. این نهاد منابع سودمند زیادی برای کسانی که چنین مشاغلی را ایجاد کرده و آنرا به خوبی مدیریت می کنند ارائه می دهد. بر اساس آمارهای سازمان SAB در سال ۲۰۰۰ در آمریکا ۲۴ میلیون شغل کوچک وجود داشته که این تعداد ۴۰% کارخانه های آمریکا و ۷۵% تمام مشاغل جدید ایجاد شده است.

بسیاری از کارآفرینان برای مدت کوتاهی صاحبان مشاغل کوچک هستند. اما تمام صاحبان مشاغل کوچک کارآفرین نخواهند شد به عبارت دیگر همه صاحبان مشاغل کوچک وارد یک فعالیت شغلی جدید نمی شوند. افراد با خرید کارخانه ها صاحب مشاغل کوچک می شوند اما بسیاری از این صاحبان مشاغل تمایل دارند مشاغل خود را کوچک نگه دارند و آنطور که کارآفرینان عمل می کنند شغلشان را توسعه ندهند. این طبیعی است که اعتقاد داشته باشید کارکردن برای خودتان ممکن است بهتر از کارکردن برای دیگران باشد اما حتی اگر شما صاحب شغل نباشید کارکردن در یک کارخانه کوچک متفاوت از کار کردن برای یک کارخانه بزرگ است. یک اختلاف بزرگ در میزان رضایت است. در رأی گیری اخیر انجام شده، کارخاه هایی با کمتر از ۵۰ کارمند دارای کارمندان راضی تری هستند. مشاغل کوچک ضررهایی شامل حقوق کم و امکانات پزشکی و بیمه ای کم یا صفر دارند. اما برای اکثر افراد این زیان ها با رضایت ناشی از فضای خوب کاری خنثی می شود. در مشاغل کوچک از افراد انتظار می رود تمام مهارت های خود را به نمایش بگذارند. آنها به راحتی می توانند ببینند چگونه کارشان روی تبلیغات شرکت اثر میگذارد و یا چگونه عمل آنها روی سود آوری شرکت موثر است.

● مشاغل فامیلی؛
مردم اغلب فکر می کنند مشاغل کوچک، مشاغلی فامیلی هستند ولی در واقع مشاغل فامیلی می توانند کوچک یا بزرگ باشند ممکن است شغل فامیلی در اثر فعالیت کارآفرینانه به سرعت رشد کند یا اینکه رشد کندی داشته باشد. برای دولت تعریضی برای مشاغل فامیلی وجود ندارد ولی اغلب این عنوان برای توضیح دادن شغلی که صاحب و مدیریت آن در دست افرادی است که با یکدیگر رابطه فامیلی دارند به کار می رود. اغلب این مشاغل مسیر اولیه خود را تغییر می دهند. یک نمونه آن کارخانه Kohler ، ۱۲۵ سال پیش به عنوان مخترع وانهای حمام به سبک مدرن شناخته شد پس از آن کارخانه ساده او تبدیل به کارخانه ای با محصولات متنوع از جمله مبلمان، موتورهای کوچک و زمین های گلف می باشد. و هنوز هم بوسیله یک فامیل کنترل می شود و بسیاری از افرادی که با هم رابطه فامیلی دارند استخدام می کنند. همانطور که در آینده خواهیم گفت فشارهای توسعه یک شغل می تواند یک استرس بزرگ برای کارآفرینان و افرادی که با ریا برای آنها کار می کنند ایجاد کنند. بویژه گره های کور در اینجا افزایش می یابند برخی مشاغل فامیلی با واگذار کردن مدیریت شروع کارشان به افراد با مهارت به این فشارها غلبه می کنند. فامیلی های دیگر به دنبال راههایی هستند که رشد شغلشان را همراه با کنترل مالکیت و مدیریت نگه دارند.

منبع : http://mec.ut.ac.ir/mod/forum/discuss.php?d=1642

 




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:30 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

لطفا انگیزه ی دیگران را نکشید


لطفا انگیزه ی دیگران را نکشید

...طرح و ایده را شرح دادیم با کلی احساس خوب و مثبت استقبال کردند .
گفتند با عجله پروپزال بدهید ،  خیلی عجله داشتند ، تمام کارها را زمین گذاشتیم و طرح مان را با شوق و شور نوشتیم ، به وقت پروپزال دادیم اما باز مدتی گذشت و خبری نشد ..

زنگ زدیم پرسیدیم : گفتند تایید شده فلان زمان افتتاحیه ی طرح خواهد بود !!

با کمال تعجب پرسیدیم : ببخشید ما این وسط چه کاره ایم ..

خیلی خونسرد جواب دادند : به خودتان بستگی دارد ، هر چقدر بخواهید می توانید در موضوع وارد شوید ...!!

(تازه این پاسخ آخر فقط وقتی بود که طرف مذاکره انسان خوبی بود و لطف بسیار داشت ...در تجربه ی قبل که حتی جوابمان را ندادند و زمان افتتاحیه را هم به ما نگفته بودند ،در رسانه ها شنیدیم افتتاح شده است...)

سعی کردیم به احساس سرخوردگی غلبه کنیم و عقب نشینی نکنیم ، پرسیدیم  خوب کی باید برنامه ریزی ها و کارهای دیگر انجام شود زمان باقی مانده خیلی کم است .

گفتند بودجه مصوب : ... میلیون تومان است و.....

فکر کنم یه چیزهای دیگری هم گفتند اما انقدر رقم بودجه خنده دار بود که احساس کردم ، تصمیم گرفته اند شوخی کنند ، بودجه ای که حتی برای حقوق یک یا دو کارشناس در ماه کافی نبود برای یک طرح به آن بزرگی به تصویب رسیده بود !!

 طرف مذاکره فردی بود واقعا شایسته ی احترام و اعتماد شاید این تنها دلیلی است که می توانیم هنوز به اینکه آیا باید طرح و فکر و پروژه مان را رها کنیم یا نه فکر کنیم ...

هرچند خوب می دانیم که با این نگاه ، طرح نمی تواند به اهدافش دست یابد ...اما مثل مادری که حاضر نیست بچه اش دست دیگری بسپارد، حاضر به دل کندن از آن هم نیستیم ...

هر دو حالش پر از حسرت و احساس سرخوردگی ...

متاسفانه می دانم که این قصه ، برای خیلی از شما تکراری است ،
اما به این بهانه می خواهم به مدیرانی که این قصه را تا به حال تجربه نکرده اند و به سادگی تصور کرده اند می شود ایده وطرح دیگران را بدون اجازه و حضور انها اجرا کرد از طرف تمام کسانی که روزی به آنها طرحی داده اند بگویم فکرها و ایده های ذهنی آدمها ، نتیجه ی سالها تلاش  و مطالعه ی آنهاست ...

شاید هنوز قوانین ما مفهوم ارزش و دارایی بودن ایده و طرح و فکر را  آنچنان که باید نمی شناسد ،اما ما مسلمان ها حریم دیگران و حق الناس را خوب می شناسیم ...

کارهای فکری زحمتی کمتر از کارهای دیگر ندارد
 نتیجه ی کارهای فکری می شود ایده ، می شود طرح ، می شود تجربه و مهارت ، دانش ،که غیر ملموس است ولی برای صاحبش بزرگترین دارایی است ...
حرمت این  دارایی ، کمتر از دیوار خانه ی مردم نیست ...

این بی احترامی ها اهالی فکر و اندیشه و علم را بی انگیزه می کند ...
وقتی کسی نتیجه ی تلاش روز و شبش را نگیرد دیگر انگیزه ای برای ادامه ندارد ...
حلال و حرام فقط در دنیای فیزیکی نیست ...

حلال و حرام در هر آنچه حقی از دیگران وجو ددارد قابل بسط است ...

فرقی نمی کند که سازمانی حقی را پایمال کند یا فردی اگر ما در آن کوچکترین نقشی داشته باشیم مسولیم ...

به امید آنکه مسولیتمان را مقابل حقوق دیگران جدی بگیریم و باور کنیم حقوق مادی و معنوی هر دو حق اند ...

با احترام
ندا مفاخری
هفدهم شهریور ماه 90
گروه اینترنتی مدیران ایرانی




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:29 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پنج روش ماهرانه برای گرفتن شغل جدید


پنج روش ماهرانه برای گرفتن شغل جدید

جست‌وجو برای یک شغل جدید می‌تواند یک تجربه دلسردکننده و ناامیدکننده باشد. ممکن است بدون هیچ دلیلی رد شوید یا سوالاتی از شما پرسیده شود که میل ندارید به آنها پاسخ دهید یا معیارهایی که با آن مورد قضاوت قرار می‌گیرید برای شما ناشناخته باشد.
 
شاید به همین خاطر باشد که بسیاری از افراد با تاخیر روانه بازار کار می‌شوند، حتی با وجود اینکه می‌دانند اکنون زمان عمل برای آنهاست. به عنوان مثال، من در یک مورد، مشاور یکی از عوامل خدمات مشتریان بوده‌ام و البته خود این شخص آگاه بود که باید شغلش را ترک کند. او پس از دو سال که در آن شرکت بدون ترقی و بدون رشد سپری می‌کرد، خود را کم ارزش و خسته یافته بود. او به خاطر تاخیر در یافتن شغل جدید بهانه‌های زیادی داشت، چرا باید به دنبال شغل جدیدی باشم وقتی پیدا کردن همین شغل برای من مثل کابوس بود؟ چرا شغل جدیدی بیابم وقتی همه می‌دانند که در وضعیت فعلی اقتصاد چقدر سخت است که بتوان کار جدیدی یافت؟ به همین دلایل، او در آن شرکت باقی ماند تا اینکه در نوبت بعدی تجدید ساختار شرکت، او اخراج شد.
البته من توصیه نمی‌کنم که هر گاه از شغل فعلی‌تان خسته شدید، به سراغ کار دیگری بروید. اما خوب است که موقعیت فعلی خود را همیشه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید تا ببینید آیا نشانه‌هایی برای دستیابی به یک موقعیت بهتر وجود دارد؟

اگر گرفتار یک موقعیت شغلی نامناسب هستید، نشانه‌های آن ممکن است شامل چنین مواردی باشد: کسلی، شکایت، سرزنش، خنثی بودن و احساس عصبانیت و یا حتی احساس بیماری در بعد از ظهر روزی که تعطیلات رو به اتمام است، چرا که از رفتن به سر کار در روز بعد واهمه دارید. نشانه‌های سازمانی که در آن هستید، ممکن است چنین مواردی باشد: اخراج‌های مکرر، برون سپاری پیوسته یا تغییرات مدیریتی بسیار زیاد. در همه این موارد، لازم است که کاری انجام شود.
در اینجا، چند پیشنهاد ارائه می‌شود که به شما اجازه می‌دهد تا بدون دغدغه در شغل فعلی تان کار کنید.

آمادگی داشته باشید. اطمینان حاصل کنید که رزومه کاری‌تان به روز است و خواسته‌های حرفه‌ای شما را به خوبی منعکس می‌کند. حتما کاری را که علاقه‌مند به انجام آن هستید و مایلید آن را بهتر بیاموزید ذکر کنید. درباره آینده خود با همکارانی که دارای قوه‌قضاوت صحیح هستند مشورت کنید. لازم نیست حتما به آنها بگویید که به دنبال کار جدیدی هستید. از آنها در این زمینه که چگونه می‌توانید به اهداف جامع حرفه‌ای‌تان دست یابید کمک بگیرید.

حداقل در بخش کوچکی از کارتان تغییر ایجاد کنید، حتی اگر امکان پیدا کردن شغل جدیدی برای شما وجود نداشته باشد. زيرا کمی ‌تغییر باعث ایجاد انگیزه دوباره در شما می‌شود. اغلب، در شرکت‌هایی که در حال کوچک‌سازی هستند، کار اضافه زیادی وجود دارد، پس بهتر است برای انجام کارهای جدید داوطلب شوید. به خصوص سعی کنید در پروژه‌های عملیاتی که شما را در ارتباط با همکاران ارشد قرار می‌دهد، داوطلب شوید. اگر در این کار موفق شوید، احتمال دارد که از انجام بخشی از کارهای فعلی‌تان که چندان مایل به انجام آن نیستید، معاف شوید. بدون اینکه پاداش بیشتری بخواهید، مسوولیت بیشتری طلب کنید. اگر در پروژه‌ای وارد شوید که رزومه شما را قوی‌تر می‌کند، پاداش خود را دریافت کرده‌اید. همیشه این جمله را در ذهن داشته باشید. «قبل از آنکه کاری را از شما بخواهند باید آن را انجام دهید.»

در مجموعه متعلق به کارفرمای فعلی‌تان به دنبال کار جدید بگردید. این کار اغلب آسان‌تر از آن است که به دنبال کار جدیدی در خارج از شرکت فعلی‌تان باشید. حداقل یک بار در ماه به سراغ بخش استخدام‌های جدید در وب سایت شرکت خود بروید. در کجا پست‌های جدیدی در حال شکل گرفتن است؟ آیا امکانی برای استخدام شما در آن قسمت وجود دارد؟ اگر سازمان شما در حال اخراج کردن کارمندان است، احتمال دارد که در قسمت دیگری استخدام نماید. تحقیق کنید در کدام بخش استخدام صورت می‌گیرد و برای آن بخش درخواست کار بدهید.

شبکه خود را به دقت دنبال کنید. لیستی تهیه کنید که شامل افرادی باشد که با آنها دوست بوده‌اید و اکنون شرکت را ترک کرده‌اند، یا آنهایی که هم دانشگاهی یا همکلاسی شما بوده‌اند. اطلاعات تماس آنها را هم ذکر نمایید. هر چند وقت یکبار با آنها در تماس باشید. در این صورت، می‌توانید هرگاه لازم باشد این شبکه را فعال نموده و از کمک این افراد بهره‌مند شوید.
هر سال، یک کار جدید انجام دهید. به یک کلوپ جدید بپیوندید یا فعالیت جدیدی را آغاز کنید، یا دوره آموزشی خاصی را بگذرانید یا به طور داوطلبانه به عضویت سازمان یا نهادی بپیوندید. با افراد جدیدی آشنا شوید و اطلاعات تماس آنها را داشته باشید. اگر به دنبال شغل جدیدی هستید، این فعالیت را در محیط‌های حرفه‌ای دنبال کنید. اگر مثلا مایلید از دایره فروش به بازاریابی منتقل شوید، در دوره‌های آموزشی بازاریابی ثبت‌نام کنید و به عضویت چنین سازمان‌هایی بپیوندید.
اگر هنوز نمی‌دانید چه کاری انجام دهید، مدتی خود را از کار دور کنید. البته باید مطمئن شوید که موضوعات دیگری در زندگی شما وجود دارد که برایتان بسیار مهم است مثل خانواده، دوستان، یک سازمان خاص، یک سرگرمی‌ویژه و.... کار کنید نه اینکه تبدیل به بخشی از کار شوید.

افرادی که علایق و ارتباطات خارج از کار دارند و آنهایی که نسبت به شغل خوب خود دارای استقلال هستند، زندگی متفاوتی دارند. اغلب، این گونه افراد، مطمئن‌تر، قوی‌تر و انعطاف‌پذیرتر هستند. اغلب این افراد، در بازار کار از شجاعت بیشتری برخوردارند.
گشتن به دنبال یک شغل جدید، صرفا نباید بر پایه باور «یا همه چیز یا هیچ چیز» باشد. با رعایت این اصول، کنترل بیشتری بر کار خود داشته باشید و حیات تازه‌ای در زندگی کاری خود بدمید.

منبع: HBR
مترجم: رویا مرسلی
نقل از دنیای اقتصاد
منبع واسطه : گروه اینترنتی مدیران ایران




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:28 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

لطفا رفتار حرفه‌ای داشته باشید


لطفا رفتار حرفه‌ای داشته باشید



هفته‌ی پیش با دوستی از هم‌کاران درد‌دل می‌کردیم. برای من جالب بود که چقدر درددل‌های‌مان شبیه هم بود. این دوست عزیز با وجود این‌که درس مدیریت نخوانده، نکات رفتاری جالبی را در مورد برخی از افراد برای‌ام تعریف کرد. در صحبت‌های‌مان دیدم چقدر با هم، هم‌دلیم و انگار من در نقد برخی رفتارها در محیط کار تنها نیستم.


خیلی وقت‌ها دیده‌ام که آدم‌ها از عدم پیش‌رفت شغلی‌ در کارراهه‌شان ناراضی‌اند. تا به‌حال به این فکر کرده‌اید که شاید یکی از دلایل‌اش رفتارهای‌تان باشد؟ من که حداقل دو مورد را یادم می‌آید:



۱- یادم هست زمانی که تازه سر کار آمده بودم، به‌دلیل سن کم‌ام آدم بسیار شلوغی بودم. آن زمان از چند تذکر مدیرم (که یک بار هم با جریمه‌ی مالی همراه بود)، ناراحت شدم؛ اما حالا از ایشان ممنون‌ام که من را متوجه اشتباهات‌ام کردند. تغییر رفتارم در آن مقطع روی پیش‌رفت من در شرکت محل کارم بسیار مؤثر بود.



۲- زمانی در یک مؤسسه‌ی حقوقی تازه‌تأسیس کار می‌کردم. تجربه‌ای کوتاه‌مدت؛ اما بسیار بسیار مفید. آن‌جا مدیر بسیار کهنه‌کاری داشتم که سال‌ها در خارج از کشور کار کرده بود. آن آقای مدیر ـ که مدت‌هاست از او خبری ندارم ـ برای من باز هم کم‌سن و سال و زودرنج، مثل یک پدر مهربان بود که اشتباهات رفتاری‌ام را تذکر می‌داد و شکل درست‌‌شان را هم یادم می‌داد. آن‌جا بود که متوجه شدم چه نکات پیش‌پاافتاده‌ای ممکن است چه مشکلات بزرگی را به‌وجود بیاورند.



حالا بعد از ۵ سال کار کردن و تجربه‌ی کار در ۵ محیط مختلف در بخش خصوصی (که البته برخی از آن‌ها به‌صورت مقطعی و کوتاه‌مدت بوده)، به‌پایان رساندن دوره‌ی حرفه‌ای مدیریت MBA، همکاری و دوستی آن‌لاین و آف‌لاین با تعداد زیادی آدم واقعا حرفه‌ای و البته مطالعات شخصی و وبلاگ‌نویسی در حوزه‌ی رفتار حرفه‌ای، فکر می‌کنم تا حدود زیادی الفبای این رفتار را یاد گرفته‌ام.



بنابر شغل‌ام که مشاوره‌ی مدیریت است، با محیط‌های حرفه‌ای زیادی سر و کار داشته‌ام و آدم‌های بسیار حرفه‌ای را در این مسیر چند ساله دیده‌ام. شاید این به علاقه‌ی شخصی‌ام باز می‌گشته که همیشه دنبال این بوده‌ام که کشف کنم این آدم‌های حرفه‌ای چه رفتارهای درستی دارند. وقتی رفتارهای آن‌ها را با خودم مقایسه می‌کنم، نقایص رفتاری خودم را کشف می‌کنم و سعی می‌کنم برطرف‌شان کنم.



قبلا چند باری نوشته‌ام که انگیزه‌ی اصلی راه‌اندازی گزاره‌ها، یاد گرفتن و یاد دادن رفتارهای حرفه‌ای بود. نمی‌خواستم صرف غر بزنم و فکر می‌کردم (و هنوز هم معتقدم)، به‌ترین راه مقابله با رفتارهای نادرست، یاد دادن رفتارهای درست است؛ البته به این شرط که طرف مقابل هم بخواهد یاد بگیرد! جدیدا البته یک نتیجه‌ی دیگر هم گرفته‌ام که هر از چند گاهی غر زدن (!) هم می‌تواند بهانه‌ای باشد برای یادآوری برخی نکات اساسی که معمولا بدیهی فرض می‌شوند؛ اما به همین دلیل معمولا هم نادیده گرفته می‌شوند.



بنابراین بد ندیدم من‌باب غر زدن (!) چند نکته را در این رابطه یادآوری کنم:



۱- رفتار جوانانه با رفتار کودکانه فرق دارند. بزرگ شدن و مثل آدم‌ بزرگ‌ها رفتار کردن نه یک انتخاب که یک اجبار است.



۲- حرفه‌ای بودن یعنی جلب نظر و علاقه‌ی دیگران برای دانش و توانایی حرفه‌ای و شخصیت و رفتار احترام‌آمیز شما؛ نه جلب توجه با رفتارهایی که در به‌ترین حالت می‌شود اسم‌شان را “جلف” گذاشت. داشتن شخصیت حرفه‌ای با این رفتارها اصلا سنخیتی ندارد. خوش‌مزه‌گی و بامزه‌گی شاید به درد چند دقیقه جلب توجه دیگران بخورد؛ اما در بلندمدت به ضررتان است.



۳- پذیرش / تأیید ظاهری این رفتارهای شما توسط دیگران، به‌معنی درست بودن آن‌ها نیست. در به‌ترین حالت فکر می‌کنند که رفتار شما برای‌ آن‌ها ضرری ندارد و در بدترین حالت هم ته دل‌شان دارند به شما می‌خندند که چطور دارید اعتبار حرفه‌ای‌تان را برای یک خنده و لذت چند دقیقه‌ای خرج می‌کنید. حالا گذشتم از این‌که طرف مقابل‌تان هم خودش حرفه‌ای نباشد.



۴- این‌که مدیر یا سرپرست‌تان به شما چیزی نمی‌گوید، به این معنی نیست که از رفتار شما راضی است. در به‌ترین حالت هنوز امیدوار است که شما به‌خودتان بیایید و در بدترین حالت هم از شما ناامید شده و به هم‌کاری مقعطی ـ و نه درازمدت ـ با شما می‌اندیشد. ضرر این دومی آن‌قدر زیاد است که ارزش داشته باشید کمی به بازنگری رفتارهای‌تان بیاندیشید.



۵- بعضی رفتارها بسته به نوع محیط کار می‌توانند نادرست باشند. برخی رفتارهایی که در یک محیط کارگری نادرست تلقی نمی‌شود؛ در محیط یک شرکت مشاوره‌ی مدیریت در هیچ حالتی پذیرفته شده نیست.



۶- رفتار دوستانه داشتن و حتا دوست بودن و حتا تر (!) صمیمیت، به‌معنی مجاز بودن انجام هر کاری در محیط سازمان نیست. در سازمان “هم‌کار بودن” اولویت اصلی در روابط آدم‌ها است؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم. چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم. این واقعیتی تغییرناپذیر است. بنابراین با هم در محیط کار اول هم‌کار هستیم و بعد دوست. خارج محیط کار، به‌ترین دوستان هم هستیم.



۷- ارتباط با هم‌کاران تمرینی است برای روزهای آینده که شاید مسئولیت بزرگ‌تری را پذیرفتید. روزهایی که بیش‌تر از هم‌کاران‌تان با آدم‌های خارج سازمان ـ به‌ویژه مشتریان ـ سر و کار خواهید داشت. اگر در یک محیط کوچک و دوستانه رفتارهای درست و حرفه‌ای را تمرین نکرده باشید و اگر به رفتارهای درست عادت نکرده باشید، چطور می‌توانید در آن روز که کوچک‌ترین اشتباهی عواقب بسیار وخیمی را برای شما به‌دنبال خواهد داشت، درست عمل کنید؟‍



حالا چطور رفتار حرفه‌ای داشته باشیم؟ کتاب فوق‌العاده‌ی “آداب معاشرت در محیط کار به زبان آدمیزاد” را از دست ندهید. در مطالب مربوط به کار حرفه‌ای در گزاره‌ها هم در تلاش هستم تا در همین زمینه مطالبی را منتشر کنم. اما قبل‌ از این کار اول باید بپذیریم که حرفه‌ای نیستیم و بعد تصمیم بگیریم که حرفه‌ای شویم. این یک تغییر دشوار اما بی‌نهایت ضروری است.



منبع : http://gozareha.com/




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:28 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::         9   10   11   12   13   14   15   16   17   18  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433929 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب