تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

بیاندیشید و ثروتمند شوید


 

فصل ۱: اندیشه ثروت است
به راستی که اندیشه ثروت و دارایی است. دارایی قدرتمندی که قوتی با هدف مشخص، عدم راسخ و اشتیاق سوزان ترکیب می‌شود، راه رسیدن به ثروت را به روی شما می گشاید. وقتی کسی عمیقاً می‌خواهد به خواستة خود برسد مطمئناً به هدفش می‌رسد. مهمترین امر ساختن اندیشه است، وقتی کسی به واقع برای چیزی آماده می‌شود به آن می‌رسد.
به راستی اگر انسانها پای عقیده خود بایستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت کنند تا خواسته آنها به وسواسی دایمی مبدل گردد، چه اتفاقها که نمی افتد.
فرصت:
* فرصت پشت در حیاط خلوت شما کمین می‌کند، گاه به صورت بدبیاری ظاهری می‌شود، گاه شکل شکست موقتی می‌گیرد، به همین دلیل است که خیلی‌ها نمی توانند فرصت مناسب را تمیز دهند.
* می توان با استفاده از اصول مشخص و شناخته شده انگیزه ناملموس اندیشه را به ثروت مادی تبدیل کرد.
* یکی از علل عمده شکست و ناکامی این است که در برخورد با مشکلات موقتی متوقف می‌شویم و دست از تلاش بر می‌دادریم.
* هرگز به گفتة دیگران دست از کار نکشید و قبل از موفقیت شکستهای موقتی را بپذیرید.
* نظریه سالم تنها چیزی است که بری رسیدن به آن نیاز دارید.
وقتی ثروت به سوی شما جاری می‌شود، حرکتی بس سریع دارد، با تنعم همراه است، آنگونه که تعجب می‌کنید که در این چند سال کجا پنهان بوده است بدانید که این موضوع مهمی است. این را هم بدانید که ثروت نصیب کسانی می‌شود که سخت کوشند و از مداومت لازم برخوردارند. وقتی اندیشیدن را شروع می‌کنید و ثروتمند می‌شوید در می‌یابید که ثروت بایک حالت ذهنی آغاز می‌شود، باید هدف مشخصی داشته باشید.
«موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند»
«شکست از آن کسانی است که بی تفاوت اجازه می‌دهند ذهنیت شکست در آنها نفوذ کند»
ما نمی‌خواهیم آنچه را نمی‌فهمیم باور کنیم ما محدودیتهایمان را معیار سنجش مان قرا رمی‌دهیم. «بلکه باید بدانیم چه می خواهیم»
«ما باید بدانیم مسلط بر سرنوشت خود هستیم، ما کاپیتان روح خودهستیم، زیرا این قدرت را داریم که افکار خود را کنترل کنیم. مغز ما با افکاری که در ذهن خود داریم عجین می‌شود.و در شرایطی قرار می‌گیرد که نیروی انسانها و وضعیت زندگی را که با شرایط افکار ما سازگاری دارند هماهنگ می‌کند».
«قبل از اندوختن ثروت کلان باید اذهان خود را از اشتیاق به ثروت انباشته کنم. اگر طالب پول هستیم باید ذهنیت پول داشته باشیم تا اشتیاق به ثروت ما را به طرحی مشخص برای دستیابی به آن مجبور کند».


فصل ۲: اشتیاق نقطه شروع همه موفقیتها
«آنچه را مغز انسان تصور و باور کند به آن می‌رسد»
رمز موفقیت: کسی که پله های پش سرش را ویران می‌کند، برای خود راه بازگشتی باقی نمی‌گذارد، یا باید پیروز شود و یا از بین برود.
هرکس که طالب پیروزی است باید کشتیها و پلهای پشت سرش را در آتش بسوزاند و راههای عقب نشینی را برخود ببندد.
اینگونه است که می‌توان ذهن را در شرایط اشتیاق سوزان برای پیروزی قرارداد و این شرط لازم موفقیت است.
شش راه برای تبدیل اشتیاق به طلا:
۱- مبلغ مورد نیاز خود را دقیقاً مشخص سازد.
۲- مشخص کنید برای رسیدن به هرچیز، باید چه چیز را از دست بدهید.
۳- تاریخ مشخصی برای دستیابی به هدف خود درنظر بگیرید.
۴- برنامه‌ای قطعی برای اجرای برنامه خود بریزید.
۵- دربارة از خودگذشتگی خود تصمیم بگیرید.
۶- یادداشت خود را به صدای بلند، روزی دوبار بخوانید و باور کنید که صاحب این پول و دارایی شده‌اید.
در کار برنامة ریزی برای ثروتمند شدن به کسی اجازه ندهید که رویای شما را از بین ببرد. باید با موفق های روزگار و دوران گذشته خود آشنا شوید. باید با زندگی کسانی آشنا شوید که رؤیای آنچه را که ارزشمند است به دنیای ما ارزیانی داشته است؛ به من و شما امکان داده است تا استعدادهای خود را بروزدهیم.
«هرقدر در زندگی بخواهیم و توقع داشته باشیم همان اندازه بدست می‌آوریم»
برای هرکدام از ما راهی وجود دارد، اگر خوب گوش بدهیم کلمات مناسب خود را می‌شنویم.


فصل ۳ : ایمان
«محدودیت ذهن ما همان محدودیتی است که ما برای آن» درنظر می‌گیریم، فقر و تنعم هر دو نشأت گرفته از ذهن ما هستند».
ایمان مهمترین عنصر ذهن است. وقتی ایمان با اندیشه درهم می‌آمیزد، ذهن نیمه هوشیار بی درنگ ارتعاش آن را درک می‌کند و آن را به فراست لایتناهی تبدیل می نماید.
چگونه ایمان را در خود ایجاد کنیم: می توانید به کمک تلقین به خود، اشتیاق را به معادل فیزیکی یا پولی آن تبدیل کنید. ایمان حالتی از ذهن است که می‌توان آن را به کمک تدبیر یا آموزشهای تکراری برای ذهن نیمه هوشیار و به کمک اصل تلقین به خود ایجاد نمود.
بدشانسی وجود ندارد: ذهن نیمه هوشیار اندیشه‌های منفی یا مخرب را درست به همان شکل اندیشه‌های سازنده به عمل تبدیل می‌کند. این همان پدیده غریبی است که میلیونها نفر آن را تجربه‌کرده‌اند و بسیاری آن را بدبیاری یا بدشانسی می‌دانند.
ایمان شما همان عنصری است که عمل ذهن نیمه هوشیار را مشخص می‌سازد. می توانید با تلقین به خود ذهن ناهوشیارتان را فریب دهید.
برای رسیدن به این مهم و برای آنکه به آن جامة عمل بپوشانید، خود را چنان ببینید که انگار به خواستة خود نرسیده‌اید. توجه داشته باشید که عمل شرط لازم موفقیت است. لازم است که احساسات مثبت ذهن را تشویق و احساسات منفی را کنار بگذارید و براساس آن عمل کنید.
ایمان آن چیزی است که به شما حیات، قدرت و عمل می‌بخشد
ایمان نقطه شروع انباشت ثروت است.
ایمان تنها پادزهر شکست است.
ایمان مبنای همه اعجاز هاست، همة اسراری است که آن را به کمک قانون علم نمی‌توان تحلیل نمود.
ایمان عنصری است که اندیشه را متحول می‌سازد.
* ایمان تنها عاملی است که به کمک آن می‌توان نیروی فراست الهی را در خدمت انسان گرفت.


فصل ۴: تلقینت به خود راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار
تلقین به خود، مفهومی است که ارتباطی میان ذهن هوشیار و نیمه هوشیار برقرار می‌سازد. در واقع ارتباطی میان ذهن هوشیار و ذهن نیمه هوشیار است. تلقین به خود، خود به خود به ذهن نیمه هوشیار می‌رسد و ان را تحت تأثیر افکار قرار می‌دهد.
انسان طوری ساخته شده که می‌تواند به کمک حواس پنجگانه خود دریافتی ذهن نیمه هوشیار را کنترل کند. اما به خاطر داشته باشید که ذهن نیمه هوشیار را به زمین حاصلخیز تشبیه کردیم که اگر در آن بذرهای نامطلوب بکاریم و از آن مراقبت نکنیم، علفهای هرز در آن به وفور رشد می :نند. تلقین به خود عاملی کنترل کننده است که انسان به کمک آن می تـواند داوطلبانه ذهن خود را با افکاری خلاق تغذیه کند.
همانطور که می تواند افکاری با طبیعت مخرب را در زمین حاصلخیز خود کشت نماید.


فصل ۵ ـ دانش تخصصی
«هر بد بیاری، هر شکست و هر دل شکستگی با خود به همان اندازه یا بیشتر امتیازی مثبت دارد.»
ما با دو نوع دانش عمومی و تخصصی روبرو هستیم. دانش عمومی، بدون توجه به اندازه و تنوع آن نقش چندانی در تحصیل ثروت بازی نمی‌کند.
میلیونها نفر انسانی بوده است که گمان می کنند «دانش قدرت است» هرگز چنین چیزی نیست.
کلمة آموزش در زبان انگلیسی از یک کلمه لاتین اقتباس شده که مفهوم عمل از درون را تداعی می‌‌کند.
انسان تحصیل کرده لزوماً کسی نیست که دانش عمومی و تخصصی زیاد دارد. بلکه کسی است که ذهنش را وسعت بخشیده و به کمک آن می تواند به خواستة خود برسد.
فراموش نکنید که توماس ادیسون تنها سه ماه به مدرسه رفت و هنری فورد بیش از ۶ سال به مدرسه رفت و به مردی ثروتمند تبدیل شد.


فصل ۶: تخیل: کارگاه ذهن
خیال کارگاهی است که در ان تمام برنامة‌های ناشی از انسان شکل می گیرد. عمل به کمک قوة تخیل ذهن جاری می‌شود.
ذهن خیالی انسان به دو شکل تصور خلاق و تصور مصنوعی عمل می‌کند.
تصویر مصنوعی: این ذهنیت چیزی را خلق نمی‌کند بلکه صرفاً به استناد تجربه، آموزش و مشاهدات دریافتی گذشته کا رمی‌کند که اغلب مخترعین از آن استفاده می‌کنند.
تصور خلاق: انسان به کمک این ذهنیت الهامات را دریافت می‌کند. به وسیله این ذهنیت است که نقطه‌نظر‌های جدید به انسان منتقل می‌شود به کمک این ذهنیت است که شخص می‌تواند با ذهن نیمه هوشیار سایرین ارتباط برقرار سازد.
«اگر اراده‌ای باشد، راهی وجود دارد»


فصل ۷: برنامه‌ریزی سازان یافته
هیچ کس به تنهایی تجربه،‌آموزش، توانایی و دانش کافی ندارد که با ان به ثروت کلان برسد. بدون همکاری دیگران این مهم امکان پذیر نیست.
در صورت شکست هر برنامه، برنامة بعدی را به اجرا بگذارید. اگر نخستین برنامه انتخابی شما با موفقیت همراه نبود، جای ان را با برنامه دیگری تغییر دهید و انقدر ادامه دهید تا برنامه‌ای مؤثر و مفید بیابید. با هوش ترین افراد بدون داشتن برنامه‌های معین و عملی نمی توانند موفق شوند. این حقیقت مهم را به ذهن بسپارید. وقتی برنامه‌ای به شکست منتهی می‌شود بدانید که شکست موقتی، به مفهوم ناکامی دائمی نیست.
«انسان تا زمانی که خود را شکست خورده نپندارد، شکست خورده نیست».


فصل ۸ : تصمیم‌گیری: غلبه بر تردید و دودلی
ناتوانی در تصمیم‌گیری از جمله مهمترین دلایل شکست و ناکامی است. کسانی که نمی تواند سرمایه بیندوزند،‌بدون استثنا کسانی هستند که نمی‌توانند تصمیم‌گیری کنند.
اکثر کسانی که از تنعم دور می‌مانند به سادگی تحت تأثیر عقاید دیگران قرار می‌گیرند. اجازه می‌دهند که روزنامه نگاران و اطرافیان وشایعه پردازان به جای آنها فکر کنند. اظهار عقیده ارزان‌ترین کالای روی زمین است. هرکس عقیده‌ای دارد و میتـواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. اگر هنگام تصمیم‌گیری تحت تأثیر عقاید دگیران قرار گیرید در کار خود موفق نمی‌شوید.
شما برای خود مغز و ذهنی دارید. از آن استفاده کنید و برای خود تصمیم بگیرید.
«ارزش تصمیمات بستگی به شجاعت دارد که برای ارائه آن لازم دارید»


فصل نهم: ابرام
مبنای مداومت و پایداری قدرت اراده است. وقتی نیروی میل و اشتیاق و اراده به درستی ترکیب شود ترکیبی مقاومت ناپذیر ایجاد می‌شود.
فقر نصیب کسی می‌شود که ذهنش مایل به آن است. به همین صورت ثروت هم نصیب کسانی می‌شود که برای جذب آن آمادگی دارند. با ابن حال در هر دو مورد قوانین مشابهی حاکم هستند ذهنیت فقر بدون استفاده آگاهانه از عادات مناسب آن رشد می کند. ذهنیت پول باید در اشخاص ایجاد شود مگر اینکه کسانی با این ذهنیت متولد شود.
به مفهوم دقیق این پاراگراف توجه کنید، تا به معنای مداومت در جریان انباشت ثروت و رسیدن به موفقیت پی ببرید. بدون مداومت، از همان آغاز مغلوب می‌شوید. اما با مداومت در شمار برندگان قرار می‌گیرید.


فصل دهم: قدرت همکاران
مغز انسان را می توان با یک باطری مقایسه کرد. این یک حقیقت است که مجموعه با طریهای الکتریکی، در مقایسه با یک باتری برق بیشتری تولید می کنند. همچنین مشخص است که هر باطری با توجه به واحدها و ظرفیت خود برق تولید می‌کند.
مغز هم به شکل مشابهی فعالیت می کند. بعضی از مغزها در مقایسه با مغزهای دیگران فعالترند و با کنار هم قرار گرفتن هماهنگ چند مغز انرژی فکری بیشتری در مقایسه با یک مغز ساده تولید می‌شود.درست همانطور که چند باطری بیش از یک باطری نیرو ایجاد می کند.
در انتخاب همکاران خود وسواس کافی به خرج دهید، یکی از آنها ماهیتی اقتصادی دارد و دیگری ماهیتی روانی. ویژگی اقتصادی آن مشخص است. هرکس بتواند با اشخاصی که از شعور مقبول برخوردار باشند همکاری کند، با آنها هماهنگ باشد و از توان آنها بهره بجوید، به سودخود کار کرده است. این تعاون و همکاری مبنای تقریباً همة موفقیتهای بزرگ بوده است. درک شما از این حقیقت بزرگ می‌تواند موقعیت مالی شما را مشخص سازد. درک مرحلة روانی اصل گروه همکار بسیار دشوارتر است.
شاید این عبارت شما را در درک موضوع کمک کند. هر دو مغزی که در کنار هم قرار می‌گیرند مغز سومی با نیرویی نامرئی و ناملموس ایجاد می کنند که می‌تواند با مغز سومی در ارتباط باشد.





[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:14 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مراحل راه اندازی یک کسب و کار جدید برای جوانان

 
 
 
نویسنده: آمنه صالحی – روزنامه مردم سالاری
زمینه:  کارآفرینی

اشاره: برای شروع از هفت مرحله زیر برای راه اندازی یک کسب و کار جدید استفاده نمایید. اینها مراحلی است که دوستان شما در اروپا و آمریکا به آن عمل می کنند و هر کدام برای خود کار پردرآمد و مستقلی دارند.

 

شاید شما هم دوست داشته باشید که مثل بچه های ۱۲ تا ۱۸ ساله آن سر دنیا رئیس خودتان باشید و برای خود یک کسب و کار مستقل را اداره کنید.

برای شروع از هفت مرحله زیر برای راه اندازی یک کسب و کار جدید استفاده نمایید. اینها مراحلی است که دوستان شما در اروپا و آمریکا به آن عمل می کنند و هر کدام برای خود کار پردرآمد و مستقلی دارند.

● روز اول: برنامه ریزی
یک دفترچه برنامه ریزی کسب و کار تهیه کنید. در این بخش فهرستی از سرگرمی های مورد علاقه تان را بنویسید. بعد مهارت های مخصوص به خودتان را فهرست کنید.
سپس کارهای روزمره و مشاغلی را که با آنها آشنا هستید یا سریع می توانید یاد بگیرید را یادداشت نمایید. به ۱۰ تا ۱۵ نفر از دوستان و آشنایان زنگ بزنید یا با آنها دیدار داشته باشید تا بفهمید آنها به چه نوع محصول یا خدماتی نیاز دارند. فهرستی از نیازهای جامعه را بنویسید. فهرست نیازهای جامعه را با فهرست سرگرمی ها، مهارت های خاص و کارهای روزمره قبلی تان مقایسه کنید. فهرستی از کسب و کارهای ممکنی را تهیه کنید که شما می توانید با استفاده از استعدادها و مهارت هایتان برای برطرف کردن نیازهای مشتری انجام دهید. سه ایده کسب و کاری بسیار خوب که شما از آن لذت می برید و از همه سودآورتر است را انتخاب کنید. دوباره به سراغ همان ۱۰ تا ۱۵ نفر بروید. ببینید هر کدام برای هر یک از کالاها و خدمات در سه کسب و کار مورد نظر شما چه پولی پرداخت خواهند کرد.

● روز دوم: سرمایه گذاری
تحقیقتان را مورد مطالعه قرار دهید و بهترین کسب و کار را برای شروع انتخاب کنید. در مورد این کسب و کار با والدینتان مشورت کنید. تا اطمینان حاصل نمایید آنها با طرح های شما موافق هستند.
بخش بعدی دفترچه شما توصیف کسب و کار نام دارد.
در مورد دو تا سه اسم مورد علاقه تان با دوستان گفت و گو کنید تا ببینید کدام یک بیشتر مورد قبول قرار می گیرد. – بهترین نام را برای کسب و کارتان انتخاب کنید.
در دفترچه تان، کالا یا خدماتی که قصد فروش آن را دارید شرح دهید و بگویید چطور هر کدام منحصر به فرد هستند.
فهرستی از وظایف و کارهایی که برای اداره موفق کسب و کارتان لازم است تهیه کنید. فهرستی از مشاورین باتجربه یا منابع ارائه نظر با کمک در مهارت ها یا دانشی که نیاز دارید تهیه کنید.
تصمیم بگیرید آیا شما می خواهید تنها صاحب آن کسب و کار باشید یا شرکایی خواهید داشت. فهرستی از وظایف و مسوولیت های هر فرد تهیه کنید.
با سالن اجتماعات شهر یا اتاق بازرگانی تماس بگیرید و ببینید که آیا برای کسب و کارتان مجوز یا پروانه ای لا زم است اگر لا زم است با یک وکیل درباره مالکیت قانونی کسب و کارتان صحبت کنید. اگر شما تصمیم گرفته اید دانسته باشید توافقنامه قانونی شرکت را امضا کنید.

● روز سوم: استخدام کارکنان
فهرستی از تمامی اقلا م و تجهیزاتی که برای تولید محصول تان به آن نیاز دارید را تهیه کنید. برای هر یک از اقلا می که باید بخرید دنبال کمترین قیمت باشید و هزینه ها را در دفترچه تان بنویسید.
نمونه ای از محصولتان را تهیه کنید وآن را نشان دهید.
فهرستی از هزینه های عملیاتی کسب و کارتان تهیه کنید مانند (اجاره – تلفن – آب و …) بخش بعدی دفترچه شما بازاریابی کسب و کار نام دارد.
فهرستی از رقبای بالقوه کسب و کارتان را مشخص کنید توضیح دهید چگونه کار شما به شیوه ای متفاوت نیازهای شماست.
فهرستی از مهم ترین شیوه ها برای شرح دادن کسب و کارتان به مشتری تهیه کنید. هزینه کل تبلیغات برای آغاز کسب و کار را برآورد کنید و در دفترچه خود آن را بعد از هزینه های اولیه بنویسید.
هزینه های اولیه را بازبینی کنید و برآوردی نهایی از مجموع هزینه های اولیه کسب و کار خود داشته باشید.

● روز چهارم: قیمت گذاری
فهرستی از منابع ممکن پول اولیه تهیه کنید. با والدیتان در مورد طرح شغلی تان بحث کنید. مجوز پروانه های لا زم برای راه اندازی کسب و کارتان را تهیه کنید.

● روز پنجم: تبلیغات
به دفتر ثبت شرکت ها بروید نام کسب و کارتان را ثبت کنید.
یک شعار تبلیغاتی بسازید که با آن مردم به یاد کسب و کار شما بیفتند.
قیمت کالا وخدمات خود را مشخص کنید.
آگهی های تبلیغاتی کارت های کسب وکاری و نشان هایی را طراحی کنید که کسب وکار شما را تبلیغ کند. بیشتر به شیوه هایی توجه کنید که کالا های شما در زمان، پول، یا کار مشتری ها صرفه جویی کند. مواد لا زم برای ساختن محصولا تتان و تجهیزات اصلی برای راه اندازی کسب و کارتان را جمع آوری کنید.

● روز ششم: مدیریت زمان
برای مراسم افتتاحیه دوستان و فامیل را دعوت کنید واز آنها بخواهید کسانی که ممکن است به محصول شما نیاز داشته باشند را به شما معرفی کنند و یک قرعه کشی ترتیب دهید و به برخی از حضار هدایایی بدهید. فرم های سفارش و رسیدهای مشتریان را آماده کنید. یک سیستم برای ثبت اطلا عات جهت پیگیری همه هزینه ها ودرآمدهایتان فراهم کنید.

● روز هفتم: ثبت کردن
جایی برای مهمان هایی که برای قرعه کشی ثبت نام خواهند کرد قرار دهید.
یک سخنرانی ۱۵ ثانیه راتمرین کنید تا در آن نام، نام کسب و کار و محصول اصلی تان را به مشتری ها بگویید . یک نمایش ۲ دقیقه ای از فروش را تمرین کنید تا شرح دهیدچگونه محصولا ت شما عمل می کند و چگونه نیازهای مشتری ها را برطرف می کند.

از اعضای خانواده خود بخواهید تا سوالا تی که ممکن است مشتری ها از شما بپرسند را مطرح نمایند و شما تمرین کنید چگونه به این سوال ها جواب مناسب دهید. از مراسم افتتاحیه خود لذت ببرید. دوستانه برخورد کنید وبه شیوه های مختلف به مردم کمک کنید. فهرستی از کارهایی که لا زم است سفارش هایی که در افتتاحیه درخواست شده است را ترتیب اثر دهید اهداف بیشتری را برای دو هفته بعد مشخص کنید سپس به خودتان تبریک بگویید ، شما یک رئیس هستید.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:13 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بسیاری از کارفرمایان در اولویت بندی منابع سازمانی خود دچار اشتباهات مهلکی می شوند. اگر بتوان منابع یک شرکت یا کسب و کار را به دو گروه منابع انسانی و منابع مالی تقسیم کرد آنان با تمرکز بر بازخوردهای مستقیم مالی از اهمیت منابع انسانی و نقش آن در سودآوری بنگاه اقتصادی خویش غفلت می ورزند و اثرات غیرمستقیم حضور نیروهای انسانی ایده ال در سازمان را برنرخ سودآوری سازمان نادیده می انگارند.

اگر چه کمتر مدیری است که نقش اثرگذار ویژگی های پسندیده را برای نیروهای کار یک مجموعه انکار و در تبدیل این ویژگی ها به سودآوری بنگاه اقتصادی خود تردید کند اما واقعیت آن است که مدیران غالباً دچار عمل زدگی می شوند و به امکانات موجود در حوزه منابع انسانی به صورت ایستا می نگرند. آنان از فرط هیجان شروع کار، آن را با افرادی شروع می کنند که هیچ تشابهی یا پیوندی با آرمان ها و اهداف مجموعه شان ندارند. آنان به واقع خواستار همراهی کسانی می شوند که شاید تا یکی دو پیچ اول جاده یا اولین دست اندازها، توان و رمق بیشتری نداشته و پس از گذار از این دوره به عوامل بازدارنده در پیشبرد اهداف شرکت مبدل می شوند. در عصری که ویژگی اقتصادی آن را در سه مشخصه سرعت، همبستگی یا یکپارچگی و فاکتورهای غیرفیزیکی (اشاره به مباحثی برگرفته از کتاب مدیریت در ابهام، نوشته «استن دیویس» و «کریستوفر مایر» ترجمه غلامحسین خانقایی) تعریف می کنند چگونه می توان با گروه های انسانی فاقد آمادگی با ویژگی های لازم و درک صحیح از مشخصه های فوق راهی را آغاز کرد و نسبت به پیمودن آن تا انتها خوشبین بود؟

شاید «آموزش» به عنوان مرهمی بر این ناکامی پیشنهاد شود اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که مسیر طولانی افزایش حجم دانش، تغییر نگرش، تغییر رفتار و تبدیل آن به شاخص های مالی برای بنگاه اقتصادی به علاوه پیمودن راه هایی برای تضمین وفاداری و ماندگاری نیروهای کار مسیری هموار و تجربه شده برای مدیران این برهه از تاریخ اقتصادی ما نیست. مدیران مشاغل عموماً خود و سازمان خود را در برابر چنین سرمایه گذاری پرریسکی صدمه پذیر می بینند. به راستی چه تضمینی وجود دارد که نیروی انسانی یک بنگاه اقتصادی پس از سرمایه گذاری فراوان آموزشی و صرف منابع مالی قابل توجه برای سازمان بماند و نسبت به آن تعهد داشته باشد؟ برخی سازمان های عمدتاً بزرگ برای پایین آوردن چنین مخاطراتی به روش هایی از قبیل اخذ تعهد خدمت در برابر تضمین های جدی دست می زنند که به نظر می رسد در برابر آموزش های ارائه شده به نیروی کار می تواند روش عادلانه و کنترل کننده ریسک باشد اما این روش یا روش های دیگر هیچ کدام قادر به مدیریت انگیزه کارکنان نخواهد بود؛ انگیزه ای که عامل بسیار مهمی در افراد برای پیشبرد اهداف فردی و اجتماعی است حتی در نهایی ترین فاز آموزش که همان تغییر در رفتار است می تواند به یک عامل پیش برنده یا بازدارنده تبدیل شود لذا می توان چنین استنباط کرد که مدیریت منابع انسانی و سرمایه گذاری در این بخش بیش از هر چیز دیگر بر انگیزه کارکنان متمرکز است. با این تفاصیل چنانچه بزرگ ترین چالش مدیریت منابع انسانی را پرانگیزه نگاهداشتن کارکنان بدانیم به بیراهه نرفته ایم. از طرفی چگونه می توان بدون شناخت و تامین نیازهای (مادی و معنوی) کارکنان به فضایی پرانگیزه دسترسی پیدا کرد؟

تامین این نیازها در ابعاد مادی بسیار ساده قابل اندازه گیری هستند اما آیا تامین نیازهای غیرمادی کارکنان و صرف وقت و انرژی و دیگر منابع برای آن نیز به همین سادگی قابل اندازه گیری است، بدون تردید خیر اما در این موضوع نیز نمی توان تردید کرد که داشتن تیم پرانگیزه و آموزش دیده که دارای ارتباطات روان در ساختار سازمانی خود بوده و قادر به واکنش سریع هستند به علاوه دارای یکپارچگی و به هم پیوستگی در روندها و اهداف بوده و از اینها مهم تر توانا در ارائه ارزش های کیفی فراتر از خروجی ملموس خرده سیستم خود هستند قطعاً یک مزیت منحصر به فرد برای سازمان به حساب می آید. دسترسی به چنین امکاناتی در یک سازمان را می توان آرزو و ایده ال هر مدیر قلمداد کرد. آیا نایل شدن به چنین کیفیتی دست نیافتنی است؟ به راستی هزینه چنین ثروتی و نرخ بازگشت آن را چگونه می توان محاسبه کرد؟ بهتر است برای درک ساده تر مفهوم مطلب را با سوال هایی که باشگاه های ورزش های گروهی در جذب بازیکن ها مواجه هستند تشبیه کنیم. هزینه خرید یک بازیکن، توانایی های بالفعل این بازیکن، توانایی های بالقوه این بازیکن که برای به عمل درآمدن نیاز به آموزش و تمرین دارد، نقش این بازیکن در تیم و جایگاه های مناسب برای وی، نقاط ضعفی که از تیم پوشش می دهد، مخاطراتی که برای تیم ایجاد می کند و بالاخره حضور وی در تیم چقدر به موفقیت تیم می افزاید و تماشاچیان بیشتری را به ورزشگاه می آورد و به درآمد منجر می شود، اینها و ده ها سوال دیگر از این قبیل می تواند اهمیت فاکتورهای انسانی را در کسب و کار امروز بیان کند؛ دانستن این مقوله از یک جنس اما اقدام برای آن توسط مدیران که اداره کسب وکار خود را غالباً در عمل و تجربه ملکه ذهن کرده اند لذا طبق آنچه در دوران کارآموزی خویش به تجربه آموخته به نگرش و رفتار معینی در مدیریت رسیده اند و تغییر آن جز در سایه اهتمام برای تغییر (ابتدا از خود مدیر) امکان پذیر نیست نیز مقوله ای است از جنس دیگر.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:06 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بی‌کاری

 
 
 
نرخ بیکاری جهان در سال ۲۰۰۶ میلادی،ارائه شده توسط CIA
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
   


بی‌کار در اقتصاد به فردی گفته می‌شود که در سن کار(۱۵ تا ۶۵ سال)و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند.کودکان و افراد مسن از آن جهت که قادر به انجام کار نیستند؛ جزو جمعیت فعال به حساب نمی‌آیند.زنان خانه‌دار و دانشجویان نیز اگر جویای کار نباشند؛جزو جمعیت فعال شمرده نمی‌شوند. جمعیت بی‌کار به تعداد افراد بی‌کار گفته می‌شود. بی‌کار از منظر مرکز آمار ایران، فردی بالای ۱۰ سال است که در هفتهٔ قبل از آمارگیری فاقد کار باشد، و در آن هفته یا بعد از آن آمادهٔ کار باشد و در آن هفته و سه هفته قبل از آن در جستجوی کار باشد. همچنین افرادی که به دلیل آغاز به کار در هفتهٔ آینده یا انتظار بازگشت به شغل قبلی جویای کار نیستند، بی‌کار محسوب می‌شوند.

 

 

علل بی‌کاری

افزایش جمعیت و کمبود تقاضای نیروی کار،اتوماسیون، مهم‌ترین علل بی‌کاری هستند. یک عامل مهم بی‌کاری،افزایش رقابت بین‌المللی در صنایعی است که پیش‌رفت روزافزون غرب بر پایه آن بنیاد نهاده شده بود.

انواع بی‌کاری

  • بی‌کاری اصطکاکی در مدت زمان بین دو اشتغال در هنگام تغییر شغل
  • بی‌کاری فصلی: زمانی‌که تقاضا برای کاری در فصل مشخصی وجود نداشته باشد؛ مثلاً برخی آموزگاران که در تابستان نمی‌توانند تدریس کنند یا کشاورزان و کارگران ساختمانی
  • بی‌کاری پنهان: وقتی است که شخص به کاری مشغول است و منبع درآمدی دارد اما کار او در اقتصاد کشور اثر مثبت ندارد.

آثار بی‌کاری

تجربه بیکاری برای کسانی که به داشتن شغل ثابت و مطمئن عادت کرده‌اند،می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد. مستقیم‌ترین نتیجه بی‌کاری،از دست دادن درآمد است. فشار اقتصادی برای کسانی که فاقد کارند بسیار زیاد است.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مبانی کسب وکار فرانشیز

 

شاید شما هم یکی از آن افرادی هستید که داشتن شغلی آزاد و مستقل، بخشی از آرزوها و برنامه های آینده آنهاست. برای دستیابی به این مهم کدام راه را ترجیح می دهید؟ اگر توان مالی به شما اجازه بدهد، می توانید یک کسب و کار آماده و فعال را خریداری نمایید. اگر از توان فنی و جسارت کافی برخوردار هستید می توانید به طراحی و راه اندازی یک کسب و کار جدید بپردازید. و البته اگر از توان مالی کافی برخوردار نمی باشید و یا شروع از نقطه صفر برایتان کمی تهدید کننده است می توانید به سراغ راه سوم بروید، یعنی مالکیت کسب و کار در قالب فرانشیز.
فرانشیز اجازه یا امتیازی است که یک بنگاه کسب و کار به شما می دهد تا تحت نام تجاری آن بنگاه، فعالیت نمایيد. در این میان شما به عنوان شخص امتیاز گیرنده باید در بيشتر فعاليتهاي شغلي خود از روش یکسانی که توسط بنگاه امتیاز دهنده تعیین شده است، پیروی نماييد. همچنين شما بايد هزینه های اولیه و مستمر برخورداری از حق امتیاز را به امتیاز دهنده پرداخت نمایيد. در مقابل، از نام تجاری و پشتیبانی های مداوم امتیاز دهنده و حق استفاده از سیستم اداره کسب وکار و فروش محصولات و یا خدمات ايشان، بهره مند مي­شويد. از نمونه این نوع کسب وکار می توان به فروشگاه ها و رستورانهای زنجیره ای اشاره نمود که شما می توانید با مراجعه به دفتر مرکزی شان تقاضای خرید امتیاز و راه اندازی شعبه جدیدی را ارایه نمایید.

خرید امتیاز یک نام تجاری مشهور مزایای بسیاری را در پي دارد که در شروع کسب وکار از نقطه صفر، یافت نمی شوند. شاید چشمگیرترین اين امتيازات بدست آوردن یک سیستم اثبات شده و آزمایش شده و آموزش درباره چگونگی استفاده از آن براي شما باشد. بدين ترتيب شما می توانيد از اشتباهات بسیاری، مخصوصا در مراحل اولیه برپایی کسب وکار در امان بمانيد چرا که امتیاز دهندگان صاحب نام عیوب و نواقص فعالیت های روزانه را از طریق سعی و خطاهای متعدد شناسایی و مرتفع نموده اند.
امتیاز دهندگان خوش نام قبل از فروش امتیاز به شما و افتتاح شعبه اي جدید، به تحقیق بازار می پردازند، پس مي توانيد درباره كشش بازار در منطقه خود، بيشتر مطمئن باشيد. عدم انجام تحقيقات بازار به میزان کافی، یکی از بزرگترین اشتباهاتی که معمولا افراد مستقل هنگام راه اندازي كسب وكار مرتکب می­شوند. در قالب كسب وكار فرانشیز، این کار قبلا برای شما انجام شده است. همچنین امتیاز دهنده تصویری روشن از رقبا و چگونگي رقابت کردن با آنها را با شما در ميان مي‌گذارد.
و بالاخره، تعدد امتیاز گیرنده ها برای شما و همكارانتان یک مزیت محسوب می شود. شما مي توانيد از ارايه سفارش هاي عمده استفاده نماييد. اين سفارش ها مي توانند خرید مواد اولیه، ملزومات و استفاده از خدماتی چون تبلیغات و حتي مذاکره برای یافتن و اجاره مکان مناسب را دربرداشته باشند. در مقایسه با كسب و كارهاي مستقل كه مجبوربه خريد هاي اندك و جزئي هستند، سفارشهاي عمده باعث كاهش هزينه هاي خريد شما به میزان قابل توجهي مي شوند. معمولا به كسب و كارهاي مستقل پيشنهادهاي همكاري کمتری ارايه مي شود و حتي برخی از تامین کنندگان با ايشان معامله نمی کنند یا پیشنهاد آنها را به این دلیل که حسابشان به اندازه کافی معتبر نیست، رد می نمایند.

در کنار کسب وکار فرانشیز، خرید «فرصتهاي كسب وكار و سرمايه گذاري»، از ديگر مواردي است كه با پيشنهاد آنها در دنیای کسب وکار روبرو هستيم. در اين موارد شما مي‌توانيد فروشگاه، رستوران، مركز خدماتي و يا كارخانه اي را به صورت فعال و يا غير فعال، به همراه تجهيزات و مجوزهاي بهره برداري لازم خريداري نماييد. فرصتهاي كسب و كار نسبت به فرانشیزها از سازمان یافتگی کمتری برخوردارند. در اصل، آنچه فروشندۀ فرصت كسب و كار ارایه می نماید، یک برنامه توليد و يا خدمات و شايد بازاریابی یا فروش باشد، وي شما را توجيه مي نمايد كه بازاری برای محصول یا خدمات وجود دارد، و سرمایه گذاري شما سودآور خواهد بود.

از عمده تفاوتهای فرانشيز و فرصتهاي سرمايه گذاري مي‌توان به موراد زيراشاره نمود:

  • فرصت­هاي سرمايه گذاري بر خلاف فرانشیز، عموما فاقد اعتبار نام تجاری فروشنده مي باشند و خریدار بايد تحت نام و اعتبار خود فعالیت نمايد.
  • هزينه هاي فرصت­هاي كسب وكار نسبت به فرانشیر، كمتر است و عموما هزینه های حق امتیاز مستمر را شامل نمی شوند.
  • فرصت­های كسب وكار به خریدار اجازه می دهد بدون هيچ محدودیت و يا تعهدي، نحوه عملكرد خود را انتخاب نموده و در پيش گيرد.
  • بیشتر معاملات فرصتهای كسب وكار فاقد ارتباطات پشتیبانی ادامه دار بین فروشنده و خریدار هستند، بعد از اینکه مجموعه اولیه كسب وكار فروخته شد، فعاليت خریداران به خودشان واگذار می شوند.

بزرگترین قدرت فرانشیر توانایی آن در متمركز نمودن كسب و كارهاي مستقل تحت يك نام تجاری و ملزم نمودن ايشان در پيروي از روندي واحد مي باشد. این وابستگی از مزیتهاي بسیاري همچون گسترش نام تجاری، پاسخگويي يكسان به انتظارات مشتری، قدرت تبلیغات مشترک و کارآیی خرید گروهی برخوردار است.
كسب وكارهاي مستقل با پيوستن به يك مجموعه فرانشيز معتبر مي توانند از مزايایي چون كاهش ریسک کسب وکار بهره مند شوند. استفاده از یک نام تجاری به ثبت رسیده، مالکین کسب وکار را در برابر هزینه های ایجاد يك نام تجاري و تبلیغاتي كه منجر به معتبر شدن آن نزد مشتریان گردد،حفظ می نماید. تبلیغات و خریدهای عمده و گروهی، كسب وكار را سودآورتر می سازد. بعلاوه آموزش های مستمر از جانب امتياز دهنده، باعث ايجاد سريع مهارت های عملیاتی مي شود كه در حالت فعاليت مستقل اين نیاز در طولاني مدت و از طریق سعی و خطا مرتفع مي گردد. اداره یه فرانشیز موفق ممکن است به سرعت به برپايي دومین، سومین و چندمین کسب وکار منجر شود.

به طور کلی مزایاي كسب وكار فرانشيز را می توان در این موارد خلاصه نمود: کاهش ریسک، نصب و راه اندازی تجهیزات عملیاتی کسب وکار توسط امتیازدهنده، همگونی سیستم و محصول، یکپارچه بودن سیستم مالی و حسابداری، توان خرید گروهی (جمعی)، نظارت و مشاورۀ مداوم، برنامه­ تبلیغاتی گسترده، تبلیغات در محل فروش، بسته بندی یکسان، توسعه و تحقیق مداوم، کمکهای مالی، راهنمایی در انتخاب مکان مناسب، فعالیتهای عملیاتی برنامه ریزی شده، مشاوره های فروش و بازاریابی.
با تمام این اوصاف، برای بسیاری از افراد، فرانشیز گزینه مناسبی نمی باشد. همچون افراد شدیدا خودفرمان که ممکن است در اثر الزامات اجرایی سخت گیرانه و جزئیات کسب وکار فرانشیز، برآشتفته شوند. اگر در مسیر کسب و کار، موردی به این افراد تحمیل شود، ممکن است مسیر خود را تغییر داده و در جهت دیگر همکاران خود فعالیت ننمایند.
هنگام انتخاب یک سیستم فرانشیز مراقب سیستم های ضعیف باشید. یک برنامه ضعیف فرانشیز که چگونگی مدیریت چالش های کسب وکار را به نحو مناسب به شما نیاموزد، قادر نخواهد بود شما را در رویارویی با مشکلات یاری رساند. همچنین به نقاط ضعف سیستم فرانشیز نیز توجه داشته باشید، با قبول سیستم فرانشیز و پذیرفتن قراردادهای اجباری و الزام آور، شما بخش عمده ای از کنترل بر کسب وکار خود را واگذار می نمایید، از طرفی مشکلاتی که در اثر عملکرد ضعیف امتیاز دهنده رخ خواهد داد، مشکلات شما نیز خواهد بود.
اگر در حال بررسی خرید امتیاز کسب وکار (فرانشیز) هستید، اجازه ندهید امیدهای واهی و غیر عملی بر تصمیم شما تاثیرگذار باشد. چنانچه شما تا به حال صاحب کسب و کار نبوده اید، مراقب باشید تا هیجان مالکیت باعث نگردد بدون برنامه ریزی و تفکر کافی تصمیم گیری نمایید. اگر شما تنها با این تفکر که درآمد حاصل از فرانشیز از حقوق فعلی­تان بیشتر است، نسنجیده به سوی خرید یک فرانشیز بشتابید، با ضرر بزرگی مواجه خواهید بود. پیش از سرمایه گذاری بی محابا، از یک حسابدار خبره بخواهید که کسب وکار آینده شما را بررسی کرده و یک برآورد گردش مالی مناسب به شما اریه دهد. شما باید اط زمان رسیدن به نقطه سر به سر یعنی جایی که دخل و خرج شما یکسان است آگاه باشید و بدانید چقدر طول خواهد کشید تا به بازگشت سرمایه و کسب سود دست یابید، کسب سود حداقل به میزان حقوقی که می توانید به صورت واقع بینانه به خودتان پرداخت نمایید.
هزینه های حق امتیاز در سیستم فرانشیز، براساس میزان سودآوری کسب وکار تعیین می شود. بیشتر سازمانها برای هزینه های فرانشیز از معیار خاصی پیروی می نمایند. هزینه های خرید امتیاز کسب وکار شامل مبلغی در ابتدای کار به امتیاز دهنده و هزینه های مستمری در طول فعالیت می باشد که عموما به عنوان درصدی از فروش تعیین می شود. این مبالغ در ازای استفاده از نوع کسب وکار امتیاز دهنده و با توجه به برنامه های پشتیبانی و آموزشی ایشان، تعیین و دریافت می شود.

قاعدتا هزینه های راه اندازی کسب وکار فرانشیز تنها به این موارد محدود نمی شوند و برای تهیه برنامه کسب و کار باید به هزینه های عمده زیر نیز توجه نمایید:

هزینه مکان:
ممکن است مجبور باشید زمین یا ساختمانی را بخرید، یا اجاره نمایید. اگر شما ساختمانی را اجاره نمایید، نه تنها در مقابل اجاره های ماهیانه بلکه در برابر پرداخت وثیقه نیز مسئول می باشید. بعلاوه، شما مجبور خواهید بود برای بهسازی یا بازسازی ملک اجاره ای هزینه نمایید. در برخی موارد، مالک ساختمان این موارد را به حساب آورده و آنها را از اجاره بهای شما به صورت ماهیانه،کسر می نماید. در برخی موارد، امتیاز دهنده ممکن است هزینه های بهسازی ملک استیجاری را متقبل شود و یا در این مورد به شما کمک مالی نماید. بیشتر امتیاز دهندگان برای شما هزینه بهسازی های ملک استیجاری را تخمین خواهند زد.

هزینه تهیه وسایل و تجهیزات
کسب و کارهای مختلف به تجهیزات متفاوتی نیاز دارند. معمولا پرداخت های بلند مدت برای خرید تجهیزات وجود دارد. خوشبختانه بیشتر بانکها برای خرید تجهیزات کسب وکار وام هایی را تدارک دیده اند.

تابلوها
تابلوی سر در برای صاحبان کسب وکارهای کوچک می تواند هزینه زیادی را در بر داشته باشد. بیشتر امتیاز دهندگان مجموعه ای از تابلوها را فراهم آورده اند که امتیاز گیرنده ملزم نصب آنهاست.
تنخواه گردان (سرمایه در گردش)
برای اجاره ممکن است از شما خواسته شود که اجاره اولین و آخرین ماه را به عنوان وثیقه، پرداخت نمایید. همچنین شاید شما مجبورباشید بابت هزینه های برق، گاز و تلفن نیز مبالغی را پیشاپیش پرداخت نمایید. شما به مقداری تنخواه گردان و پول نقد در صندوق نیاز دارید. برای پرداخت حقوق کارکنان، به پول نیاز دارید. برای اداره کسب وکار تا زمان رسیدن به نقطه سر به سر، به پول نیاز خواهید داشت. اگر نوع کسب وکار شما به گونه ای است که پرداخت مشتریان به صورت نسیه می باشد، شایسته است که سرمایه بیشتری را برای خود مهیا سازید به نحوی که نیازهای مالی شما را قبل از پرداخت حسابهای نسیه توسط مشتریان و برگشت پول، تامین نماید.

هزینه تبلیغات
معمولا هزینه های تبلیغات به صورت محلی و ملی محاسبه می شود. بیشتر امتیاز دهندگان صاحب نام از شما خواهند خواست تا به منظور توسعه نام سازمان در هزینه های ملی مشارکت نموده و مبلغ مشخصی را به بودجه تبلیغات ملی واریز نمایید. این روش باعث سرشکن شدن هزینه های تبلیغات شده و امکان انجام آن در سطوح وسیع را فراهم می آورد.

در پایان توجه شما را به آخرین و مهمترین نکته درباره فرانشیز جلب می نماییم. از انجایی که فرانشیز یک ارتباط شغلی دو طرفه است، باید موارد مندرج در قراردادها با دقت و توجه خاصی مد نظر قرارگیرند.
برای انجام یک تصمیم گیری منطقی در سرمایه گذاری، امتیاز دهندگان ملزم به ارایه اطلاعاتی از آینده فرانشیز به شما می باشند. پیشنهاد می شود این شفاف سازی در اولین جلسه که موضوع خرید فرانشیز مطرح می گردد، حداقل 10 روز کاری قبل از امضاء هرگونه قرارداد و پرداخت هر پولی اتفاق افتد. این 10 روز زمانی مناسب خواهد بود برای آرام شدن هیجانات احتمالی شما و بررسی دقیق جوانب کار و جلوگیری از سرمایه گذاری بی محابا.
از امتیاز دهنده و یا دلال فرانشیز و یا هر کس دیگر که فرانشیز را برای فروش ارایه می نماید بخواهید تا با ارایه مدارکی مستدل اطلاعاتی درباره وضعیت کنونی و آینده فرانشیز به شما ارایه دهد. همچنین از وی بخواهید قرار داد نهایی را حداقل 5 روز پیش از امضاء نهایی و رسمی سازی، در اختیار شما قرار دهد. در این مدت شما دوباره می توانید بر هیجانات احتمالی خود غلبه نمایید و از طرفی با کمک اهل فن از صحت قراردادها مطمئن شوید.
شما حق دارید قرار داد خود را در دفاتر رسمی ثبت نمایید. این موارد شما را به عنوان خریدار فرانشیز از خطر کلاه برداری های احتمالی محافظت می نماید.
تصمیمات آگاهانه، مسیر موفقیت شما را هموارتر می نمایند.

منبع:

به نقل از مجله توسعه مهندسی بازار (شماره چهارم، زمستان 1386)
ترجمه: علی میرشاهی (پژوهشگر در حوزه مدیریت کسب و کار کوچک و خانوادگی)
mydocument.ir




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 3:49 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
 
موسسه معتبر «گلدمن ساکس» (Goldman Sachs) که در سال ۱۸۶۹ در آمریکا تاسیس و به ثبت رسیده و دفتر مرکزی آن در منهتن واقع است، در واقع یک گروه بین المللی بانکداری سرمایه گذاری (Investment Banking) می باشد که به سرمایه گذاران با اتکا به نتایج پژوهش ها و پیش بینی های خود از آینده اقتصاد کشورها، مشاوره سرمایه گذاری جهت ورود به بازارها و کشورهای جدید می دهد.

این موسسه در سال ۲۰۰۳ میلادی که هنوز چین در قالب اقتصاد کمونیستی خود قرار داشت پیش بینی نمود که چین از سال ۲۰۰۷ رشد اقتصادی خود را شروع نموده و در سال ۲۰۱۰ اقتصاد برتر جهان خواهد شد.

بنابر این گزارش، این موسسه همچنین در سال ۲۰۰۵ میلادی پیش بینی نمود که ۴ کشور چین، هند، روسیه و برزیل تا سال ۲۰۱۰ میلادی در مسیر توسعه اقتصادی قرار گرفته و دارای بالاترین نرخ رشد اقتصادی خواهند بود که با گذشت زمان و به واقعیت پیوستن بخش عمده ای از پیش بینی های این موسسه، اعتبار بیشتری در میان تحلیل گران اقتصادی پیدا نمود.

بر این اساس، مطلب زیر خلاصه مقاله ای است که با عنوان اقتصاد جهانی شماره ۱۵۳، توسط موسسه گلدمن ساکس انتشار یافته و متن کامل این مقاله توسط خانم ملیحه قمصری مدرس دانشگاه و مدیر عامل موسسه نوین راهبرد تامین ترجمه شده و در اسفند ۱۳۸۹ به چاپ رسیده است و در آن وضعیت ۱۱ کشور از جمله ایران را تحلیل کرده که به خصوص در آستانه سال موسوم به «جهاد اقتصادی» قابل تامل است:

با توجه به آنچه گفته شد، بر اساس نتایج مطالعات «گلدمن ساکس» در سال ۲۰۰۷ میلادی که علاوه بر آمارهای اقتصادی مبتنی بر سال پایه ۲۰۰۶؛ محور شاخص های محیطی رشد ـ ثبات و شرایط اقتصاد کلان، سرمایه انسانی، شرایط سیاسی، تکنولوژی و نوآوری ـ بدست آمده، ۱۱ کشور از جمله ایران می توانند بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ میلادی دارای بیشترین نرخ رشد اقتصادی بوده و نگاه سرمایه گذاران دنیا را به خود معطوف دارند. این کشورها عبارتند از: ایران، کره جنوبی، مکزیک، اندونزی، ترکیه، ویتنام، پاکستان، مصر، فیلیپین، نیجریه و بنگلادش.

انتخاب این ۱۱ کشور مبتنی بر عملکرد اخیر آنها بوده از جمله اینکه این ۱۱ کشور حدود ۹٪ به رشد جهانی کمک کرده اند، عملکرد پایداری داشته و نوسان در رشد آنها در ۲۰ سال گذشته به کمترین میزان بوده و رشد بازار سرمایه آنها بسیار قابل توجه بوده است.

بر اساس نتایج این مطالعه، جمهوری اسلامی ایران با افزایش تولید ناخالص داخلی، کاهش نرخ تورم و افزایش سطح تکنولوژی به طور مستمر در سال های آتی، موفق خواهد شد در سال ۲۰۲۵ با تحصیل ۷۱۶ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی به جمع ۲۰ اقتصاد بزرگ دنیا پیوسته و در کنار ۷  کشور صنعتی و بعد از امریکا، چین، ژاپن، هند، آلمان، روسیه، انگلیس، فرانسه، برزیل، ایتالیا، مکزیک، کره جنوبی، کانادا؛ اندونزی و ترکیه در رتبه ۱۶ قرار گیرد.

از لحاظ درآمدسرانه نیز این موسسه پیش بینی کرده است که ایران با تحصیل ۹۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۵ و افزایش مستمر آن تا ۳۵۰۰۰ دلار در سال ۲۰۵۰ از جمله کشورهای ثروتمند قرار گیرد و این پتانسیل را دارد در حد کشور آلمان ثروتمند گردد.‌

این گزارش می افزاید: از لحاظ شاخص های محیطی رشد که امروزه برای سرمایه گذاران بسیار با اهمیت تر از تولید ناخالص می باشد ـ چراکه بر اساس این شاخص ها می توان میزان رشد آتی اقتصادی کشورها را پیش بینی نمود ـ نتایج بدست آمده از مطالعات این موسسه حاکی از آن است که ایران بعد از کره جنوبی، مکزیک و ویتنام در رتبه چهارم در این گروه قرار می گیرد و لذا در کانون توجه سرمایه گذاران خواهد بود.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 3:39 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

امروزه براي صعود به قله سازمان به چه ساز و برگي نياز داريم؟

هر كس مي تواند در دوران خدمت خويش به مديريت عالي سازماني كه در آن كار مي كند برسد . رياست مقامي نيست كه دست نايافتني باشد و براي كساني كنار گذارده شود كه به قول معروف نامشان را با قيچي طلا مي برند، يا به مدرسه هاي آنچناني مي روند، با مردم آنچناني حشر و نشر دارند و .... رؤساي عالي به مدد شايستگي هاي خويش به اين مرتبه دست خواهند يافت. شما براي آنكه به سطوح بالاي شركت دسترسي پيدا كنيد بايد از موقعيت هاي دشوار و ترسناك عبور نماييد درست مثل اينكه در كوه هستيد. اگر بفهميد رؤساي سازمان ها، چگونه آن را اداره مي كنند مي توانيد از اخراج شدنتان جلوگيري كنيد، سريع تر ترقي كنيد، از كيفيت زندگي شغلي خود كه خواهان و سزاوار آن هستيد لذت ببريد و اگر يك روز امكان مدير عالي شدن برايتان فراهم گرديد ابزار و تجهيزات مناسب آن را در اختيار خواهيد داشت.

از اخراج شدن جلوگيري خواهيد كرد

كارمندي كه رييس را از خود راضي مي نمايد كارش را حفظ مي كند، افراد بسياري هستند كه در اين مورد با شكست و ناكامي روبه رو مي شوند زيرا نمي دانند رييس چه مي خواهد. اگر نيازها و مقتضيات كار رييس را ناديده انگاريد، اگر تصور كنيد درخواستهايي احمقانه دارد و اگر فكر كنيد كه "اين كار به من ربطي ندارد" اين امكان كاملا وجود دارد كه اخراج شويد.

ترقي خواهيد كرد

بايد تشخيص دهيد كه در شركتي كه كار مي كنيد خواه مدير عالي شما سطوح مديريت را در داخل شركت طي كرده و يا از خارج شركت استخدام شده باشد، به اين دليل به آن مقام رسيده است كه با فرهنگ شركت شما هماهنگ است . درك اين نكته كه وي به دنبال چيست به شما كمك خواهد كرد آنچه را در اين سازمان ارزش دارد درك كنيد. ترقي كردن در اكثر اوقات نياز به نبوغ ندارد، نياز به توجه دائم نسبت به جزئيات، پي گيري كارها، درك رؤساي با نفوذ، و اندكي بيش از نفر بعدي كار كردن دارد.

از كيفيت زندگي شغلي اي كه خواهان و سزاوارآن هستيد لذت خواهيد برد

زندگي شغلي حرفه اي مي تواند منبع عظيمي از لذت باشد، اين موضوع خيلي ساده است. سعي كنيد رييس خود را  درك كرده يعني خود را به جاي او بگذاريد و سعي كنيد بفهميد او چگونه فكر مي كند . يك منشي موفق تعريف مي كند: " من مي دانم تلفن چه كسي را وصل كنم و تلفن چه كسي را وصل نكنم . اگر رييس تا ساعت8:30  بعدازظهر بماند، من هم تا همان ساعت مي مانم. مي دانم چه وقت غر بزنم، چه موقع كمك كنم و كي كوتاه بيايم و ....." گاه كاركنان به غلط استدلال مي كنند "من دارم كارم را انجام مي دهم و اگر كسي وظيفه درك كردن را بايد انجام دهد رييس من است . " اگر شما منتظر هستيد چنين موقعيت مطلوبي پيش آيد ممكن است مدت ها در انتظار بمانيد پس بايد اين باور خود را اصلاح كنيد

شايد گاه از خود بپرسيد كه آيا نقش و قدرت مدير عالي در حال كاهش نيست؟ آيا شركت ها در حال زير ورو شدن نيستتند؟ و آيا رؤسا به جاي بالاترين پله نردبان روي پايين ترين پله قرار نمي گيرند تا واقعا به كاركنانشان خدمت كنند؟ نه، قطعا نه. نه حالا و نه در آينده هر گروهي به هر اندازه كه باشد نيازمند يك سرپرست است. شما اگر بخواهيد مي توانيد آن سرپرست باشد. اين بستگي به شما دارد كه چگونه مسئوليت را به عهده بگيريد.

فصل ٢

درك ابتدايي ترين ابزارهاي صعود، به گونه اي كه صعودكنندگان با تجربه، يعني رؤسا مي دانند

 مدير عالي (CEO) کیست؟ CEO حروف نخست كلمات موجود در عبارت Chief executive officer به معناي مقام ارشد اجرايي است. اين يك اصطلاح تازه است كه در آمريكا براي توضيح شغلي كسي ابداع شده كه مديران يك شركت را اداره مي كنند. از لحاظ نظري CEO كسي است كه مدير مناسب را در زمان مناسب به شغل مناسب مي گمارد. عنوان پرزيدنت (رييس) اغلب با وجود CEO زايد به نظر مي رسد. هر چند اين عنوان به شكل گسترده اي براي توصيف سرپرست مديران مورد قبول قرار گرفته است . بانك ها به لحاظ قانوني امضاي يك "پرزيدنت " را لازم دارند. در يك شركت رؤساي بسياري مي تواند وجود داشته باشد از جمله مدير ارشد عمليات Chief operation officer (COO) مدير ارشد مالي ، Chief financial officer (CFO) مدير ارشد اداري Officer (CAO) Chief Administration مدير ارشد اطلاع رساني Chief information Officer (CIO) مدير ارشد حقوقي Officer (CLO) Chief legal و مديران ارشد ديگر.

مدير ارشد عمليات (COO) گاهي اوقات پرزيدنت (رييس( شركت است. COO عمليات مربوط به كسب و كار را اداره مي كند و گزارش كارهاي خود را به مدير مالي (CEO) می دهد.

مدير ارشد مالي (CFO) معمولاً گزارش كار خويش را به CEO مي دهد همين طور مدير ارشد اطلاع رساني، مديران ارشد مالي غالبا به سمت مدير عالي CEO منصوب مي شوند. در ايام بروز مشكلات مالي به نظر مي رسد مدير عالي بايد سمت مدير ارشد تعديل نيروي انساني (Chief firing officer) را بپذيرد چرا كه وي در اين مورد كه شركت تا چه اندازه اي مي تواند از عهده هزينه هاي سربار پرسنل برآيد گزارش داده و توصيه هايي به عمل مي آورد

CIO معمولاً به معناي مدير ارشد اطلاع رساني يعني اطلاع رساني كامپيوتري و نر م افزاري است . همچنين مي تواند به معناي مدير ارشد سرمايه گذاري (Chief investment officer) نيز باشد عنوان مدير ارشد اداري (CAO) غالباً كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد و براي توصيف وظايف اين مدير مهم است. اين عنوان از ديد سازما ن هاي مختلف به معناي كارهاي متفاوت است . ليكن عموماً همان سمت مدير ارشد مالي (CFO) است منتهي با مسئوليت اضافي اداري، برنامه ريزي استراتژيك، مسئوليت حقوقي، توسعه كار ، منابع انساني و ارتباط سازماني

اين مقاله درباره افراد رده بالاي سازمان است . صرف نظر از اينكه عنوان رسمي و دقيق آنان چيست . رؤسايي كه براي اخذ تصميماتي كه در نهايت بر من و شما تأثير مي گذارد داراي اختيارات مالي و اختيار استخدام و اخراج مي باشند.

براي شناخت مديريت عالي و ديگر رؤساي سازمان، سؤالاتي كه مي توان مطرح نمود از اين قرار است:

رؤساي كارآمد چه ويژگي هايي دارند؟

چرا برخي از رؤسا كارآمد نيستند؟

چگونه شخص مدير مالي مي شود؟

كار يك مدير عالي دقيقاً چيست؟

چه كساني بر رييس رياست مي كنند، به عبارت ديگر رييس بايد چه رأي دهندگاني را راضي كند؟

رؤسا در اشخاصي كه استخدام مي كنند، ترفيع مي دهند و اخراج مي كنند دنبال چه چيزي مي گردند؟

در انجام اين تحقيق و يا ضمن پاسخ به سؤالات مزبور، واكنش مديران عالي جالب بود. همه آنان از اين موضوع به گرمي استقبال نكردند.

مديران عالي ميل دارند فكر كند اشخاص منحصر به فردي هستند ، آنان دوست ندارند . تسليم كليشه شوند . مايل نيستند طبقه بندي شوند . ميل ندارند از رهنمودي پيروي كنند . ليكن در عالم واقعيت اين كار را مي كنند. من به جاي نگاه كردن به عدم تشابه هاي موجود ميان مديران، به تشابه ها نگاه مي كنم و واقعا هم مشابهت هاي فراواني ميان مديران عالي وجود دارد.

رييس تقريباً كامل چه رييسی است؟

به عنوان يك قاعده كلي مي توان گفت رهبر به اين دليل رهبر مي شود كه كار بيشتري انجام داده، بهتر بوده سخت تر كار كرده، و به گونه اي خودش را از ديگران ممتاز ساخته است. او اين كار را كم و بيش به تنهايي و بي انقطاع به انجام رسانده است . حدودًا ٢٢ ويژگي مهم وجود دارد كه رؤساي موفق از آنها برخوردارند . با شناخت اين ٢2 ويژگي مي توانيم از آن در بهبود بخشيدن خود استفاده جوييم.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 3:39 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کارآفرينی  به عنوان سبک زندگی

کارآفرينی  اگرچه يک  شغل نيست  و ترويج فرهنگ آن در جامعه  ، ابتدا  موجب افزايش  بيکاری  می  شود ، اما موتور توسعه است  و بيکاری  های  پنهان  را نه تنها آشکار  و درمان می  کند ،بلکه باعث  پيشگيری  از آن نيز می  شود .در اينجا اين  سوال مطرح می  گردد  که اگر کارآفرينی يک  شغل نيست  و نتيجه کار او نيز ممکن  است بيکاری  را افزايش  دهد ، پس  کارآفرينی  چيست و کارآفرين کيست ؟ چرا آنها را موتور توسعه  اقتصادی  ناميده اند ؟ آيا کارآفرينی  انواع مختلفی  دارد؟ آيا ويژگي های روان شناختی  و جمعيت  شناختی  کارآفرينان  اقتصادی ،  سياسی ،اجتماعی  با هم  تفاوت دارند؟ و.....

مفهوم کارآفرينی

واژه کارآفرينی  در زبان فارسی  واژه ای  است  نو که معنای  لغوی آن ، شنونده يا خواننده ناآشنا به مفهوم اصلی آن را ، که  ترجمه  انگليسی  Entrepreneurship  است  به اشتباه می اندازد. اين واژه اغلب  در اذهان ، مفهوم اشتغالزايی  و ارتباط  مستقيم  و ذاتی  با کار (آن هم از نوع  فيزيکی آن ) را تداعی  می کند،  در حالی  که کارآفرينی  به معنی  حقيقی  خود  تعاريف مختلف و متنوعی  دارد. به طورکلی می توان گفت  که اساس و جوهره  اغلب تعاريف  ارائه  شده در فرهنگ  غرب به مفهوم  " فرآيند خلق ثروت"  يا "تخريب  خلاق"  می  باشد  که طبيعتا  چنان فرآيند  و چنين تخريبی  توام و همراه  با ريسک  است .

متاسفانه عده ای  در کشور ، کارآفرينی  را به عنوان  يک شغل معرفی  می کنند و آنها را در کنار  کارگر ، مدير، مهندس ،پزشک ،خلبان ،وکيل ،جوشکار و.... قرار می  دهند و عده ای  ديگر آن را شغل آفرينی  می دانند، عده ای  ديگر کارآفرين را کسی می دانند  که فقط  بتواند  کارگاه  يا کارخانه  يا شرکتی  را تاسيس  ،راه اندازی  و مديريت نمايد و ريسک آن را متقبل شود. عده ای ديگر فقط  فقط  صاحبان کسب و کارهای کوچک  و نوآور را  کارآفرين  می دانند  و عده ای  شالوده کار را  در عصر فرا صنعتی  " کارآفرينی "  و در عصر  صنعت  " استخدام "  معرفی می کنند،عده ای  ديگر کارآفرينی را  مترادف  با شغل آزاد  و کارآفرين  را به معنی  کارفرما  و سرمايه دار  تلقی می کنند .علاوه بر برداشت های  غلط  فوق  که در ايران رايج  شده است  در جهان نيز وجه مشترک  و  بستر تمام تعاريف ، تفاسير  و ابعاد مختلف کارآفرينی  منحصر به کار و اقتصاد  می  شود، به عبارت ديگر تاکنون کارآفرينی، در جهان فقط  در حوزه  کسب و کار و آن هم  در بعد اقتصادی  مطرح بوده است  و آنجايی هم  که از کارآفرينی  اجتماعی  ، سياسی  و يا فرهنگی  صحبت شده است  عمدتا  به معنی  کشف ،جذب و بهره برداری  از فرصت  های  سياسی  ،فرهنگی و اجتماعی درآمدزا و سودآور بوده است  نه صرف کارآفرينی اجتماعی ، سياسی و يا فرهنگی.

به عبارت ديگر  وقتی در غرب صحبت از کارآفرينی  اجتماعی می شود عمدتا منظور اين است  که از طريق کسب و کار، درآمدی برای امور اجتماعی و عام المنفعه حاصل نمايند و يا ساختار اجتماعی ، سياسی يا فرهنگی کشورشان را برای  تسهيل و حمايت از کارآفرينی اقتصادی تغيير ، اصلاح يا تکميل نمايند.

در فرهنگ غرب وقتی  صحبت از کارآفرينی  فرهنگی  می شود، منظور اين است  که کسب و کار تازه ای  در عرصه  فرهنگ  ايجاد کنند  و يا برای افزايش  فروش  محصولات  فرهنگی  استراتژی  کارآفرينانه  را به کار گيرند و ....  به هر حال  در آن فرهنگ ، هدف از کارآفرينی  فرهنگی  و اجتماعی  و سياسی ، تخريب خلاق  در اصالت ،رسالت ،روش  ها ،مولفه ها  و ساختار فرهنگ ، اجتماع  يا سياست  نيست  و تقريبا هر آنچه که به اين نام مطرح می  شود  نهايتا به منظور  تقويت کارآفرينی  اقتصادی  است . برای  روشن تر  شدن موضوع  لازم است بدانيم  که ادبيات کارآفرينی  نشان می دهد  کارآفرينی تاکنون  از  طريق مدل استقرايی تعريف و تبيين گرديده است ؛ يعنی  همانطور که در شکل زير ديده می شود  ابتدا شاخص  ها و ويژگی  های  شخصيتی  و رفتاری  افراد موفق  در کسب و کار  مورد شناسايی  قرار گرفته  و سپس بر اساس آن مولفه ها،  ابعاد، مفاهيم ، فرضيه ها  و مدل هايی را  برای کارآفرينی  طراحی  و ارائه نموده اند.بدين ترتيب  و با اين رويکرد  يا روش  که مدل استقرايی  ناميده می شود  کارآفرينی فقط  در بعد اقتصادی  تعريف و تبيين  شده است  و لذا فقط  رفتار کارآفرينانی  مورد بررسی  و شناخت  قرار  گرفته است  که در حوزه کسب و کار فعال بوده اند.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 3:38 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اثر کارآفرینی بر اقتصاد ایران

 

منبع : خانه کارآفرینان ایران ( www.karafariny.com )

 

امروزه مقوله کارآفرینی ازسوی بسیاری از کشورها و ممالک جهان بعنوان یکی از مقولات مهم و تحول آفرین آغاز هزاره سوم مورد توجه و عنایت خاص واقع گردیده و از آن بعنوان مزیت و شایستگی رقابتی بنگاهها، ملتها و کشورها ونیز استراتژی مهم توسعه ازجانب اقتصاددانان وصاحب نظران مختلف نام برده شده است.

 


 

این جایگاه ازآن جهت برای کارآفرینی تعریف گردیده است که همه روزه بیش ازپیش شاهدپیشرفت های بااهمیت وحیاتی درعرصه های مختلف حیات ملی کشورها که ریشه ومنشا درفعالیت های اصیل کارآفرینانه دارد می باشیم به گونه ای که اثرات،تبعات ونتایج بی بدیل و ارزشمند کارآفرینی از آن تداعی الگوی کارآمدی و عامل اصلی شکوفایی،رشد وتوسعه بویژه درابعاداقتصادی واجتماعی رادراذهان و باورها مطرح نموده است تا بدانجا که میتوان ادعانمودآن منجی جوامع درحال توسعه درهنگامه ی حساس و پرفراز ونشیب وبشدت متغیر جامعه اطلاعاتی می باشد.

 

شواهدحاکی ازآن است درجاهایی که الگو واستراتژی کارآفرینی جایگزین وراهبرد اصلی برون رفت ازمشکلات ومعضلات ونیزپاسخ مناسب به الزامات وضروریات برآمده ازدل امواج خروشان تحولات شتابناک جامعه موج سوم وچالش های فراروی کشورها ونظام های اقتصادی حاکم برآنهادرمواجهه با پدیده جهانی شدن،انتخاب گردیده نتایج ودستاوردهای بسیارشگرف واعجازآمیزی راتحصیل نموده اند. نتایجی که حتی منجر به تغییر درقطب بندیهای سیاسی اقتصادی وبوجودآمدن بلوک های جدیداقتصادی وبازتعریف بسیاری ازمفاهیم مهم گردیده ونیزباعث مطرح شدن برخی ازاصطلاحات جدیدنظیر"ببرهای اقتصادی آسیا"شدهاست.

 

مقاله حاضر تاثیر این امر بر اقتصاد ایران رابر می شمرد. این مهم ازآن جهت بیشتر مورداقبال دولتمردان و سیاستگذاران جهانی واقع گردید که ازکارآفرینی بصورت یک رویکردنوین اقتصادی درارتقای بهره وری،استفاده ازفرصت ها و ظرفیتهای بلااستفاده،بکارگیری منابع و سرمایه های معطل وسرگردان ونشان رفتن به سمت راهکارهای جدید ونوآورانه ونیز ازکارآفرینان به انسانهای پرتوان،عاشق،تلاشگر،مخاطره پذیروبسان "غزال های تیزپا"درپشت سرنهادن موانع وعبور از آنها نام برده شدکه باعث ایجادتحول گسترده وبنیادین دربسیاری ازعرصه های موردنظر می گردند.

 

لذا میتوان اذعان نمودباتوجه به وجود مختصات وویژگی های منحصربفردی که اقتصادکارآفرینی درمقایسه با دیگرگونه های اقتصادی حایزآن است نظیر ایجاداشتغال مولد وکارآمد،تحرک عوامل اقتصادی،انتقال وبکارگیری تکنولوژیهای نوظهور،بهبودبسیاری ازشاخص های اقتصادی وجایگزینی الگوهای نوین آن،ازآن بعنوان مدلی کارآمد ومتناسب باالزامات،شرایط وچالش های فراروی کشورها واقتصادهای درحال توسعه میتوان نام برد.

 

چه اینکه غالب کاستی ها،مشکلات وتنگناهای اقتصادی دراین ممالک نشات گرفته ازعدم بکارگیری همه ی عوامل اقتصادی،پائین بودن سطح بهره وری،بی توجهی به فرصت های جدید،عدم اقبال به معجزات تکنولوژیهای نوظهور،عدم اشتغال همه ی نیروها وسرمایه های انسانی وپاره ی دیگرازمشکلات ازاین دست می باشد که همه وهمه به یمن القای روح کارآفرینی وحاکمیت فرهنگ واقتصاد کارآفرینی قابل حل میباشدچراکه آن چیزی که حقیقتا میتواند موجد تحرک،پویایی،شکوفایی وجوشش وخیزش عمومی دراین ممالک درراستای اعتلای جایگاه واقعی شان گردد کارآفرینی است.

 

کارآفرینی همچنین به بسیاری ازپدیده های مذموم وصورنامتجانس وزشت نظیرقاچاق،اقتصادسایه،ناامنی های اجتماعی،رشوه وارتشاودیگرمصادیق فسادکه جامعه راازهستی ساقط می نمایدوباعث تنزل منزلت وکرامت انسانی میگردد پایان می دهد.

 

نمونه های زیادی ازکشورهای درحال توسعه که امروزه بواسطه اعجاز کارآفرینی به جایگاه های بسیاررفیع وکلاس های جهانی نایل گردیده اند دراقصی نقاط عالم همچنان روبه تزایدنهادند،اقتصادهایی که به جهات زیادی مشابهت هایی بااقتصادملی ایران دارند،اکنون توانستند باتکیه برمزایای موجوددرکارآفرینی وازطریق بسط وگسترش آن گام های بلندتوسعه وشکوفایی راحایزگردند.کشورهایی نظیر بسیاری از ممالک جنوب شرق آسیاوحتی ممالک بسیارکوچک وجزیره ای نظیر سنگاپور،تایوان،مالزی،هنگ کنگ که به ببرهای آسیایی معروف گردیدندبواسطه کارآفرینی پاجای پای غول های بزرگ اقتصادی جهان نهاده اند.این درحالی است که اقتصاد ملی ماازامتیازات وپشتوانه های قوی ومتعالی همچون نیروی انسانی بسیارفرهیخته وبااستعدادوذخایر ومنابع سرشاربرخورداراست.

 

باتوجه به تجارب بدست آمده ازبکارگیری همه جانبه الگوهای کارآفرینی ازسوی این کشورها وباعنایت به مختصات وویژگی های موجوددرایران ونیزظرفیت های غنی وسرشارانسانی نظیرجوانان برومند ،زنان ومردان فرهیخته ،روستانشینان سخت کوش ودلیرمردان ایلات وعشایرمیتوان ازکارآفرینی بعنوان گزینه برتروارجح ونیزاولویت استراتژیک توسعه وبرون رفت ازوضعیت فعلی ورسیدن به مطلوب واقعی ،آنچنانکه درسندچشم انداز کشورپیش بینی گردید نام برد.

 

حتی میتوان ادعانمودکه با وجودظرفیت های زیادبلااستفاده وعوامل اقتصادی سرگردان ومعطل دراقتصادایران روی آوری به اقتصاد کارآفرینی به مراتب بیش از دیگرکشورهای جهان دستاوردهای ملموس تر وارزشمندتری رادرپی خواهدداشت که منشا تغییرات عظیمی درروند توسعه وپیشرفت میگرددومیتوان از آن به اعجاز وشگفتی نام برد.چراکه تلفیق وترکیب وهماهنگ سازی ویژگی ها وخصوصیات غنی کارآفرینی باتوانمندیهای بالقوه ملی ومنابع سرشار وعظیم ومواهب گرانسنگ خدادادی بهمراه جهت گیری اقتصادی جدید منجمله سیاست های متعالی اصل۴۴ قانون اساسی کشور وتوجه به ظرفیت ها وجایگاه بخش خصوصی وتعاون ونیزابراز علاقه محافل علمی ودانشگاهی کشوربعنوان بال علمی وتوسعه دهنده فرهنگ وتکنولوژی های جدید میتوان ادعا مذکور راتحقق یافته پنداشت اگربرخی ازمسایل زیربنایی وپاره ای از ناهماهنگی مدیریتی برطرف گرددآنگاه شاهدتحولی بنیادین وانقلابی درفضای اقتصادملی خواهیم بود.

 

تاکیدمیگرددبدلیل وجود پاره ای از ویژگی های منحصربفرددرایران ازجمله اقلیم بسیارمتنوع ومناسب،منابع وذخایرعظیم ارضی،ذخایراستراتژیک،سرمایه های انسانی بسیارقابل وشایسته،سرمایه های اجتماعی گرانبار،میل وعطش روبه تزاید جوانان برومند ایرانی برای کسب رتبه های برتر جهانی درابعادمختلف،بسترهای فرهنگی وارزشی گرانقدر وموقعیت بسیارحساس ژئوپلتیک ایران دردنیا ومنطقه،برخورداری ازجاذبه های طبیعی واکوتوریسم جذاب وبرخورداری منحصربفردازبرخی ازامکانات زیستی نسبت به دیگرممالک جهان ،تنها باکمک همت والای کارآفرینان ایرانی که ظرفیت حضوردرکلیه عرصه های ملی وجهانی رادارند وباحمایت همه جانبه وپشتیبانی اصولی وفراهم نمودن بسترهای مناسب کسب وکار وترویج موج عظیم کارآفرینی درکلیه لایه های اجتماعی ازجمله کارآفرینی زنان وروستایی بمنظوردستیابی به الگوهای بهینه اقتصادی،اجتماعی وحصول رهاوردهای مهم آن به راه انداخت.این مهم زمانی اتفاق خواهدافتاد که به اهمیت زایدالوصف بسیاری از پتانسیل ها،ظرفیتها وامکانات موجوددرکشور پی برده وبسیج همگانی درراه ترغیب ،ترویج وتهییج موج کارآفرینی نماییم.

 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:10 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 2

ارزش آفرینان

 

ماهنامه اقتصاد ایران ( www.iraneconomics.net )

 

ارزیابی آقای محمد رستمی صفا، مدیر عامل و رییس هیأت مدیره گروه صنعتی صفا      

 

زنحیره ای از حوادث تکراری مانند یک برنامه از پیش تعیین شده سبب شده اند که ماشین وار به سمتی حرکت کنیم که گویا تخطی از آن گناهی نابخشودنی است. این جذاب ترین گناه، خلاقیت نام دارد.

 

 


 

جامعه بشری بسیاری از دستاوردها، رهاوردها، نتایج متعالی، پیشرفت های ارزشمند و در یک کلام، تمدن غنی و عظیم انسانی را با همه مظاهر و درخشش و شگفتی هایش، مدیون خلاقیت ها، نواندیشی ها، اندیشه های ناب و بی بدیل، تلاش های سخت و طاقت فرسای شبانه روزی، روحیه متعالی، توفیق گرایانه و استقلال طلبانه و تقبل مخاطرات و ابهامات دشوار توسط افرادی است که کارآفرینان ارزش آفرین نام دارند و در تاریخ بشریت، پیشگامان حرکات امید آفرین و دگرگون ساز جوامع بشری بوده اند.

 

کارآفرینان کسانی هستند که با تولید محصولات و خدمات نوین مورد نیاز مردم، به پاداش های اقناع کننده دست می یابند. از هیچ، کسب و کاری جدید خلق می کنند و به رغم مخاطرات بسیار، مبدع کارهای جدید می شوند. به تنهایی و بدون دخالت مدیریت تصمیم می گیرند که چه مقدار از سرمایه خود را گسترش دهند و یا آن را محدود سازند. آنها بنیان گذاران شرکت ها و پدید آورندگان مفاهیم و ایده های جدید هستند و با تمام نیرو و اراده از عقاید خود دفاع می کنند.

 

 

 

● خلق الساعه کارآفرینان

 

کارآفرینی، دربرگیرنده عقاید مختلف و تبدیل آنها به محصولات یا خدمات و ایجاد کسب و کار برای ارایه آنها به بازار است. برخی از محققان، هدف و انگیزه کارآفرینان و بعضی دیگر، خصوصیات و ویژگی های آنان را مورد مطالعه قرار داده اند. پیتر دراکر، کارآفرینی را از دیدگاه فردی مورد توجه قرار داده و کارآفرینان را صرفاً عامل تغییر نمی داند و می گوید آنان افرادی هستند که از فرصت های به وجود آمده در زمینه های مختلف از جمله تکنولوژی، سلیقه های مصرف کننده، مزیت های اجتماعی و موارد مشابه به خوبی استفاده کرده و با ایجاد یک سری تغییرات، پدیده جدیدی خلق می کنند.

 

کارآفرینان، نگرش های خلاقانه ای را برای حل مسایل اجتماعی در جهت ایجاد ارزش اجتماعی به کار می برند و دارای خصوصیات و ویژگی های خاص خود هستند. آنان عاملان تغییر در بخش اجتماعی هستند و با پذیرش مأموریت برای ایجاد و بقای ارزش اجتماعی، شناساننده و ترغیب کننده فرصت های جدید محسوب می شوند. کارآفرینان با بکار گیری فرآیند مستمر نوآوری و اقدام جدّی به وسیله منابع در دسترس، تلاش های کارآفرینانه خود را در راستای ریشه کن کردن فقر و بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی که عامل اصلی بسیاری از ناامنی ها، کمبودها، شکاف ها و کاستی ها و بالطبع، بحران ها و آشوب های فجیع در اجتماع می باشد، معطوف می سازند.

 

 

 

● همه چیز از هیچ

 

کارآفرینان افرادی هستند که با بکار گیری توانمندی های درونی خود، این قدرت را دارند که از "هیچ، همه چیز" خلق کنند و به موتور توسعه اقتصادی بدل شوند.

 

اگر می خواهیم شاهد رشد و شکوفایی اقتصادی باشیم، باید ضمن برچیدن موانع و چالش های فراروی جهانی شدن اقتصاد و برای حفظ و توسعه اشتغال، به سرمایه گذاری توجه کنیم و این کار توسط سرمایه گذار و کارآفرین، زمانی تحقق می یابد که سرمایه گذار ضمن داشتن امنیت کافی برای سرمایه گذاری، انتظار سود معقولی داشته باشد. برای افزایش اشتغال که از مهمترین مشکلات اجتماعی و اقتصادی حال حاضر کشور است، باید این آزادی عمل و اختیار به کارآفرینان و سرمایه گذاران داده شود تا با فراغ بال و خاطری آسوده بتوانند به امر سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال مبادرت ورزند.

 

اگر خواهان اعتلا و توسعه و شکوفایی ملت و کشورمان هستیم، باید به این باور برسیم که کارآفرینی و کارآفرینان می توانند به عنوان یک ضرورت استراتژیک، ما را در رسیدن به اهدافمان کمک کنند.

 

در اکثر کشورهای توسعه یافته، مفهوم کارآفرینی در سطوح اقتصادی کاملاً جا افتاده، به طوری که جوانان می توانند خود را به یک قهرمان تجاری تبدیل کنند. برای کشور و ملت ایران، بسیج همگانی در زمینه کارآفرینی، یک ضرورت ملی و حیاتی تلقی می گردد. اگر بخواهیم پیشرفت را در صدر کارها قرار دهیم، برای تحقق آن، به ابزار نیاز داریم. این ابزار، سرمایه انسانی کشور است که برای ورود به کار باید به سلاح مهارت مجهز باشد. اینجا است که قابلیت ها، استعدادها و مطالعات انسان ها مطرح می شوند.

 

امید است که تصمیم گیران عرصه اقتصادی کشور، با رفع چالش های فراروی کارآفرینان، شرایط را برای ایرانی قدرتمند فراهم آورند و همواره شاهد افزایش هر چه بیشتر اشتغال توأم با رشد و توسعه پایدار اقتصادی کشور باشیم.

 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

از همه رنگ

 

ماهنامه اقتصاد ایران ( www.iraneconomics.net ) 

 

در ادبیات اقتصادی، بیکاری به دو دسته ارادی و غیرارادی تقسیم می شود. بیکاری ارادی در حالی شکل می گیرد که برای فرد فعال در جامعه کار وجود دارد، اما وی تمایلی به اشتغال در آن ندارد. اما بیکاری غیرارادی به دلیل اثرات اجتماعی و اقتصادی پدید می آید.

 

ساختار بازار، دخالت دولت و بحران های اقتصادی و اجتماعی از مهمترین دلایل این نوع بیکاری به حساب می آیند. در بیکاری ارادی، کارگران شغل های خود را به دلایلی همچون ترجیحات سلیقه ای و یا سطح پایین دستمزد رد می کنند، در حالی که در بیکاری غیرارادی، افراد بر اثر عوامل بیرونی از جمله ورشکستگی، کاهش تقاضا بر اثر بحران اقتصادی و مواردی مانند آن بیکار می شوند.

 


 

خود بیکاری غیرارادی به چند دسته تقسیم می شود که بیکاری ادواری یا کینزی، بیکاری ساختاری و بیکاری کلاسیک از مهمترین این طبقه بندی ها محسوب می شوند. همچنین بیکاری اصطکاکی از آن دسته بیکاری ها است که در طبقه بیکاری ارادی جای می گیرد.

 

بیکاری ادواری آن نوع از بیکاری است که بر اثر سیکل های تجاری تولیدی و در دوره رکود به وجود می آید. در این نوع بیکاری، دستمزدهای نیروی کار متناسب با کاهش قیمت ها کاهش نمی یابند و در نتیجه، به دلیل زیان آور شدن فعالیت های اقتصادی، نیروی کار که عاملی متغیر است از کار بیکار می شود.

 

بیکاری اصطکاکی زمانی به وجود می آید که نیروی کار با تعویض شغل خود، زمانی را به دلیل فقدان شغل با بیکاری مواجه می شود. توضیح آن که این نوع بیکاری، بیشتر در بین جوانان به دلیل عدم بهره مندی از اطلاعات مشاغل به وجود می آید.

 

 

 

● شکاف عرضه و تقاضای کار

 

بیکاری ساختاری از عدم انطباق عرضه و تقاضای کار و همچنین تفاوت در مهارت های نیروی کار و تقاضای بازار حاصل می شود. عموماً با پیشرفت تکنولوژی و عدم تطابق نیروی کار با پیشرفت های جدید، بیکاری ساختاری حاصل می شود. این نوع از بیکاری در شرایط دیگری هم به وجود می آید و آن افزایش عرضه کار از طریق ورود فارغ التحصیلان جدید به بازار کار است.

 

عموماً عدم توانمندی بخشی از آنها با تقاضایی که در بازار وجود دارد، یک نوع بی نظمی در بازار کار پدید می آورد. این بی نظمی از آنجا ناشی می شود که تقاضای کار منطبق با عرضه نبوده و در نتیجه در کوتاه مدت و میان مدت در صورتی که زیرساخت ها از شرایط مناسبی برخوردار نباشند شاهد افزایش بیکاری خواهیم بود. البته باید به این مسأله توجه داشت که انعطاف ناپذیری دستمزدها (دستمزدهای دستوری) خود عامل مهمی در پدید آوردن بیکاری ساختاری است. اگر نظام دستمزدی از انعطاف کامل برخوردار باشد، با توجه به افزایش عرضه کار و عدم توانایی نیروی کار در ارایه خدمات در برخی شغل ها، نرخ حقوق پرداختی به آنها کاهش می یابد و بر عکس به دلیل کاهش عرضه کار در برخی شغل ها به دلیل نیاز به مهارت شغلی بالا، نرخ آن افزایش می یابد و نظام بازار آزاد به صورت خودکار، به تعدیل و تناسب عرضه و تقاضای کار می انجامد.

 

بیکاری ادواری یا کینزی در شرایطی به وجود می آید که تقاضای کل به شدت کاهش یابد. این بیکاری شباهت بسیار زیادی به بیکاری غیرارادی دارد و تنها در مواردی خاص با یکدیگر تفاوت دارند. بیکاری فصلی هم آن نوع از بیکاری است که به دلیل فقدان کار و اشتغال در زمان های خاصی از سال مثل زمان فراغت کشاورزان پس از برداشت محصول به وجود می آید.

 

بیکاری کلاسیک که از انواع دیگر بیکاری است، به دلیل موقعیت کیفی بازار به وجود می آید و مبیّن آن نوع از بیکاری است که در شرایط پیشی گرفتن نرخ دستمزدها از نرخ بازار ایجاد می شود. اقتصاددانان کلاسیک معتقدند دخالت های دولت در بازار کار مثل تعیین قانون حداقل دستمزد که هزینه کارفرما را در قبال کارگری که از توانایی و مهارت کافی برای انجام کار برخوردار نیست افزایش می دهد اقتصاد را از کارایی و کارآمدی و شرایط اشتغال کامل دور می سازد، چرا که علاوه بر تحمیل هزینه بیشتر از ارزش نیروی کار، آن دسته از افرادی را هم که به دلیل مهارت شغلی باید دستمزد بیشتری دریافت کنند، در همان سطح دستمزدی مقرر دستوری تثبیت می نماید و این چیزی به جز ناکارآمدی دستمزدها در تشویق تنظیم عرضه و تقاضای کار نیست.




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اشتغال؛ دغدغه آشکار دولت

 

نویسنده : رضا کربلایی 

منبع : روزنامه همشهری ( www.hamshahrionline.ir )

 

 

بیکاران کار می خواهند و شاغلان درآمد کافی

 

«برنامه بعدی دولت، ریشه کنی بیکاری در سراسر کشور است و از ابتدای سال آینده دولت همه توان خود را با کمک بانک ها و استفاده از ذخایر صندوق توسعه ملی برای ریشه کنی بیکاری به کار خواهد گرفت و تا قبل از پایان دولت دهم مشکل مسکن و اشتغال به صورت کامل رفع خواهد شد».

 


 

این تازه ترین وعده رئیس جمهوری محمود احمدی نژاد، است که در جریان سفر استانی دولت به استان مرکزی اعلام شد. به گفته رئیس دولت «لایحه ای به مجلس ارائه شده است که درصورت تصویب آن، ۲۰درصد از پول نفت در صندوقی به نام صندوق توسعه ملی ذخیره خواهد شد که فقط به امر ایجاد اشتغال برای جوانان اختصاص خواهد یافت، چرا که از ابتدای سال تاکنون نزدیک به ۹میلیارد دلار در این صندوق ذخیره شده که این رقم تا پایان سال به ۱۴میلیارد دلار می رسد و با قانونی که مجلس در نحوه هزینه کرد آن به دولت ارائه می دهد، سالانه می توان حداقل یک میلیون شغل در کشور ایجاد کرد».

 

نرخ بیکاری در پرده ای از ابهام قرار دارد و تنها آمار در دسترس نشان می دهد که متوسط نرخ بیکاری در بهار امسال ۶/۱۴درصد بوده است اما از آمار رسمی نرخ بیکاری در تابستان خبری نیست و گفته می شود که مرکز آمار ایران مصمم است با بررسی دوباره، نرخ بیکاری ۲ فصل تابستان و پاییز را یکجا اعلام کند. اما مسئله مهم این است که دولت باز هم مصمم به اجرای سیاست های اشتغال زایی با تکیه زیاد بر منابع پولی و مالی است، چه اینکه اشتغال دغدغه نخست دولت شده است. نگرانی اصلی اما این است که بیکاران کار می خواهند و شاغلان در جست وجوی راهی برای کسب درآمد کافی جهت امرار معاش آسان تر هستند.

 

 

 

● سال۹۰؛ اشتغال دشوارتر می شود

 

بازار کار ایران در سال ۱۳۹۰ شرایط دشوارتری را نسبت به امسال تجربه خواهد کرد؛ دست کم به ۲ دلیل روشن، نخست اجرای قانون هدفمندی یارانه ها و دوم اصرار دولت بر درپیش گرفتن سیاست انقباضی شدید در بودجه جاری و مشروط بودن اعتبارات عمرانی در نتیجه نبود منابع کافی. پیش بینی اینکه بسیاری از واحدهای صنعتی و البته تولیدی با ضریب انرژی بری زیاد، متوسط و کم در گام نخست آزادسازی قیمت حامل های انرژی و اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، جهت گیری تولیدی خود را تغییر دهند، چندان دور از ذهن نیست. صاحبان واحدهای تولیدی دست کم برای مهار شوک آنی ناشی از آزادسازی قیمت حامل های انرژی به ناچار بخشی از خط تولید خود را که از انرژی بری بالا برخوردارند، تعطیل خواهند کرد و حتی پیش بینی می شود که برخی واحدهای اقتصادی در کوتاه مدت نسبت به تعطیلی واحدهای خود با هدف جلوگیری از رشد هزینه ها اقدام کنند.

 

مسلم اینکه اثر کوتاه مدت اجرای قانون هدفمندی یارانه ها بر بازار اشتغال موجود، منفی خواهد بود و از این رو شاید در نظر گرفتن بسته های حمایتی، نظیر افزایش پوشش بیمه بیکاری بتواند راه را برای بازگشت دوباره بخشی از شاغلان بیکار شده هموارتر سازد. با درنظرگرفتن اینکه نقطه ثقل اجرای قانون یارانه ها سال آینده خواهد بود، پیشنهاد می شود دولت در کنار بسته های حمایتی خود دست کم شیب آزادسازی قیمت ها را به ویژه در بخش تولید به گونه ای در نظر بگیرد که مانع از تضعیف اشتغال موجود شود، وگرنه خطر اخراج های گسترده شاغلان به ویژه در بخش کارگری دور از انتظار نخواهد بود.

 

مسئله مهم تر اما تصمیم دولت مبنی بر اجرای سیاست انقباضی در بودجه جاری سال آینده است که اثر غیرمستقیم آن کاهش تقاضا و کسادی وضعیت عرضه کالاها و خدمات خواهد بود. هرچند دولت مصمم است تا دست کم ۵۰درصد از منابع عمرانی سال آینده را از محل مشارکت بخش های غیر دولتی تأمین کند اما واقعیت این است که این انتظار دولت با در نظر گرفتن منابع سرمایه ای بخش غیردولتی و فراهم نبودن شرایط کسب و کار آسان به سادگی محقق نخواهد شد و از سوی دیگر احتمال می رود دولت در سال آینده همچون سال های اخیر نسبت به جابه جایی اعتبارات عمرانی برای تأمین کسری بودجه اقدام کند که تاخیر در اجرای طرح های عمرانی و تشدید بدهی دولت به پیمانکاران باعث کندی هرچه بیشتر نرخ رشد اقتصادی و البته تشدید بیکاری خواهد شد.

 

 

 

● تزریق پول دردی را دوا نمی کند

 

تجربه ۳۰ ساله سیاست های اشتغال زایی در ایران پیش روی همه است؛ ایجاد اشتغال با تزریق پول های عمدتا نفتی و درنتیجه تشدید تورم در اثر انحراف منابع تزریق شده و اشتغال ناپایدار و شکننده بدون درآمدهای کافی برای شاغلان. آیا برنامه دولت برای تخصیص منابع صندوق توسعه ملی تکرار سیاست ناکارآمد و مبهم بنگاه های زودبازده و مرگ زودرس آنها در شرایط رکود اقتصادی نیست؟ پاسخ به پرسش ها و ابهام ها درباره سیاست های اشتغال زایی دولت البته مستلزم آگاهی از کم و کیف برنامه دولت است؛ چه اینکه از یک سو رئیس جمهوری به احیای برنامه وزیر کار سابق درباره بنگاه های زودبازده چشم دوخته است و وزیر کار فعلی دل بسته اشتغال آفرینی از طریق مشاغل خانگی است و تکیه هر دو برنامه باز هم بر تزریق آمپول گران و پرهزینه پول است. مهم تر و مبهم تر اینکه، بیم رسوب منابع مالی جهت ایجاد اشتغال و انحراف این منابع می رود.

 

شاید اصلی ترین پرسشی که این روزها دولتمردان اقتصادی را به خود مشغول ساخته است این باشد که راز ایجاد اشتغال با درآمد کافی و پایدار چیست؟ تنها پاسخ روشن این است که چسبندگی شدید سیاست های اشتغال به سیاست های پولی بدون اصلاح بسیاری از موانع و چالش های نهفته در سیاست ها و برنامه های کلان اقتصادی نمی تواند اهداف کاهش نرخ بیکاری را محقق سازد و وعده ریشه کنی بیکاری تا پایان دولت دهم غیر ممکن می نماید.

 

 

 

● رکود اقتصادی؛ نگاه به آینده

 

رشد اقتصاد ایران از سال ۱۳۸۶ تاکنون روند نزولی داشته است. هرچند بانک مرکزی هنوز از اعلام رسمی نرخ رشد اقتصادی ایران امتناع می ورزد اما ناگفته آشکار است که کندی رشد اقتصادی و ابهام در ارزش افزوده بخش های مختلف نشان می دهد که دستیابی به نرخ رشد متوسط ۸درصد نه تنها در برنامه چهارم توسعه غیرممکن است بلکه بیم ناکامی در رسیدن به این میزان رشد اقتصادی در ۵ سال آینده هم ایجاب می کند تا دولت و مجلس تدبیری کلان بیندیشند.

 

رسیدن به نرخ بیکاری تک رقمی به عنوان یک هدف کمی آرمانی مستلزم نرخ رشد اقتصادی دست کم ۱۰درصدی و بازتعریف سیاست های اقتصادی مبتنی بر آزادسازی خصوصی سازی واقعی اقتصادی است.

 

مهم تر از آن تأمین منابع پایدار و جلب سرمایه های خارجی برای سرعت بخشیدن به طرح های کلان اقتصادی است. شاید اصلی ترین ایرادی که بر سیاست اشتغال زایی زودرس دولت می توان وارد کرد، این است که هنوز نمی داند اولویت اعطای تسهیلات را به واحدهای اقتصادی کنونی بدهد یا ایجاد واحدهای جدید؟ اولویت با بنگاه های تولیدی بزرگ و متوسط است یا بنگاه های کوچک و اشتغال زایی فردی و خانوادگی؟ در ۳سال اخیر دولت سرانجام پذیرفت که اولویت اصلی را به حفظ اشتغال و تولید موجود بدهد و اجازه تعطیلی واحدهای تولیدی را به دلیل کمبود شدید نقدینگی و دشواری های حاکم بر سر راه تأمین سرمایه در گردش دهند. حتی بسیاری از بنگاه های اقتصادی زیان ناشی از کاهش ظرفیت تولید را به جان خریدند تا روزنه ای گشوده شود.

 

اکنون به نظر می رسد که دولت واقعیت کندی رشد اقتصادی را کمرنگ دیده است و باور دارد که رشد نرخ تورم در ۳ماهه اخیر انتظاری و روانی است. هرچه باشد، مهم این است که لشکر بیکاران در راهند، عده ای در جست وجوی نخستین شغل و عده ای در تکاپوی بازگشت به محل کار قبلی خود یا کاری دیگر و شاغلان هم نه تنها خطر بیکاری را احساس می کنند بلکه به دلیل کافی نبودن درآمدشان سراغ شغل دوم را می گیرند.

 

پیشنهاد می شود دولت با واقعیت ها کنار بیاید و مانع از افزایش نرخ بیکاری و تورم شود و ثبات اقتصادی را جدی بگیرد و البته این راهی است بس دشوار.




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

الزامات و زیرساخت‌های دورکاری

 

منبع : روزنامه همشهری 29 دی‌ماه 89

نویسنده : علی‌اکبر جلالی- استاد دانشگاه علم و صنعت ایران

 

کار از راه دور واقعیتی است که از سال‌های دور وجود داشته و با ورود فناوری اطلاعات به عرصه زندگی بشر توسعه کمی و کیفی آن، افزایش چشمگیری یافته است. از سال‌های دور که ابزارهای ارتباطات توسعه یافته به همان میزان هم موضوع دورکاری به شکل‌های مختلف تغییر پیدا کرده است. تاریخ دورکاری جدید مبتنی بر ابزارهای رایانه‌ای از سـال 1970 شروع شد. دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ صنعتی جهان که به‌دنبال افزایش بهره‌وری و افزایش ارتقای کیفیت زندگی کارکنان خود هستند، از این پدیده استقبال زیادی کرده و منافع زیادی را نصیب خود و کارکنانشان کرده‌اند.

 


 

در‌ دهه 1980 با مشکلاتی که در حوزه اشتغال اروپا به‌وجود آمده بود، بسیاری‌ از افراد متخصص که کار خود را از دست داده بودند، به‌ خویش‌کارفرما بدل‌ شدند و برخی، دورکاری‌ را در پیش‌ گرفتند. محققان اروپایی‌ پیش‌بینی‌ می‌کنند که‌ در چند سال‌ آینده‌، دورکاری‌ به‌عنوان‌ بخشی‌ از گسترش‌ اقتصاد جهانی‌ شبکه‌ای‌ و رشد وسیع‌ سازمان‌ها به‌ سرتاسر بخش‌ها و مشاغل‌ دیگر سرایت‌ خواهد کرد.در سال‌ 1996، «شورای‌ بخش‌ ساری‌» یک‌ مرکز دورکاری در شهر «اپسوم‌» ایجاد کرد. در این‌ مرکز که‌ در دسترس‌ همه‌ کارکنان‌ شورا بود، تسهیلاتی‌ از جمله‌ یک‌ فضای‌ باز ساکت، میز و صندلی راحت، رایانه‌های‌ شخصی‌، اتاق‌های‌ ملاقات‌، آشپزخانه‌‌ و همینطور جایی‌ برای‌ توقف‌ رایگان‌ خودروها فراهم‌ شده‌ بود. تا اوت 1991، 19 نهاد محلی‌ در بریتانیا از کارمندان دورکار استفاده کرده‌اند.

تعاریف متفاوت از دورکاریدورکاری همواره با تعاریف بسیاری همراه بوده است. در تعریف ساده، همان کار از راه دور یا کار از منزل است که به لاتینTele-Home Working یا working Tele یا Telecommuting گفته می‌شود.در تعریفی دیگر دورکاری نوعی سازماندهی و ترتیباتی از انجام کار است که سازمان‌ها برای فرصت کار کارکنان‌ در منزل یا مراکز کار از راه دور به‌وجود می‌آورند. تعریف دیگر نیز دورکاری را شکلی از کار که در محلی دورتر از اداره مرکزی با استفاده از تسهیلات ارتباطی انجام شود، می‌دانند.در تعریفی دیگر دورکاری یک انتخاب است راجع به روش انجام کار، که به کارکنان اجازه می‌دهد تمام یا قسمتی از کارشان را خارج از محیط کاری انجام دهند، یعنی افراد می‌توانند از منزل، از یک مرکز ارتباط از راه دور در نزدیکی منزل یا از محل کار دیگری وظایف کاریشان را انجام دهند.دورکاری همچنین استفاده از رایانه و ارتباطات راه دور به منظور تغییر موقعیت جغرافیایی محل کار و انجام وظایف شغلی نیز تفسیر شده است. دورکاری از عوامل بسیاری همچون فنی، روانی و اجتماعی، اقتصادی و دولتی تأثیرپذیر است که مواردی همچون رایانه مناسب، شبکه ارتباطی با سرعت مناسب، اتصال به اینترنت یا اینترانت یا VPN سازمان مربوطه، نرم‌افزارهای مناسب برای سهولت انجام کار و سیستم‌های حفاظت اطلاعات از جمله عوامل درونی است.از عوامل روانی و اجتماعی نیز می‌توان به استقلال و کار تنهایی، عادت به کار پرفشار، کاهش فشار رفت و آمد و خطر تصادف، ایجاد شرایط محیطی مناسب، عادت به کار نتیجه‌دار، عادت به تنظیم وقت دلخواه و دقت در کار، پذیرش مدیر راه‌دور، عادت به مشورت از راه دور، عادت به ساعات کار آزاد به‌جای ثابت، زمان بیشتر در کنار خانواده، ترس از دست رفتن حرفه تخصصی، ترس انزوایی و استرس شغلی اشاره کرد.عوامل اقتصادی که مهم‌ترین این عوامل است شامل کاهش هزینه رفت و آمد و غذا، افزایش بهره‌وری کار و سود بیشتر، کاهش غیبت، مرخصی استعلاجی و عادی، افزایش حقوق، افزایش سرعت رایانه و اینترنت و کاهش هزینه آنها، افزایش امنیت در محل سکونت، صرفه‌جویی در هزینه محل کار و آموزش آسان‌تر و کم هزینه‌تر‌ می‌شود. در بخش عوامل دولتی نیز وضعیت حقوقی، سیستم مالیات، ارزیابی، شفافیت و تسلط بیشتر مورد نظر است.

ملاحظات دورکاریزمان‌بندی کار از راه دور متغیر بوده و وابسته به پذیرش مدیریت است، ممکن است زما‌ن‌بندی به صورت کامل و تمام وقت، با توافق کارفرما به‌صورت منظم، مثلا 3روز در هفته، حداقل 1 تا 3روز در هفته، حداکثر 4روز در ماه، به دلخواه افراد کم‌توان و معلول، آزادی بیشتر برای خانم‌ها در انتخاب زمان یا موارد دیگر باشد.

چه مشاغلی برای کار از راه دور مناسب‌انددرصورت نیاز یا وجود مشاغلی مثل مطالعات و تحقیقات نظری، مشاغل کامپیوتری مثل برنامه‌نویسی، طراحی صفحات وب، طراحی گرافیکی، انیمیشن‌سازی‌، مترجمی، نویسندگی، فروش و بازاریابی، مشاوره، حسابداری، کارهای طراحی و محاسبات در علوم مهندسی مثل محاسبه و طراحی سازه در مهندسی عمران، طراحی ماشین‌آلات در مهندسی مکانیک، تدریس (از طریق ویدئو کنفرانس) و به‌طور کلی بسیاری از کارهای خدماتی قابل انجام از راه دور در سازمان.مدیر منابع انسانی می‌تواند درصدد ارائه این مشاغل به صورت کار از راه دور باشد.

چه مشاغلی برای کار از راه دور مناسب نیستندبرخی از کارها نیز قابلیت دورکاری ندارند. کارهای عملی و اجرایی مثل آتش‌نشانی، پلیس، کار آزمایشگاهی، جراحی، دندانپزشکی، اورژانس پزشکی و... (البته برخی از جراحی‌ها هم در حال حاضر از راه دور انجام می‌شود) جاهایی که تأثیرگذاری و نفوذ در افراد مسئله خیلی مهمی است، زمانی که نظارت مستمر و شدید بر کار ضروری است، زمانی که احتمال وقوع پیشامدهای اضطراری بالاست یا هزینه وقوع پیشامد اضطراری زیاد است مثل مسئولیت نیروگاه اتمی، مسئولیت ماشین‌آلات در خط تولید انبوه و کارهایی که ارتباط مداوم و مستقیم با تعداد زیادی از کارکنان یک ضرورت است در زمره کارهایی قرار می‌گیرند که قابلیت دورکاری ندارند.

توصیه‌هایی برای دور کاریتوجه داشته باشیم که دورکاری یعنی کار بر خط با کمک ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات و نه کار به روش سنتی پشت میز. دورکار نیازمند، خواندن، نوشتن گزارش، آنالیز و فکر کردن است، او باید در زمان مشخص تعریف شده کاری که تحویل او است را به درستی انجام دهد، طول زمان انجام کار الزاما مهم نیست. ممکن است یک مهندس محیط‌زیست پشت میز نباشد ولی دورکاری او در گزارش نهایی که ارسال می‌کند مشخص شود. دورکار نیازمند همراهی و حمایت صادقانه و شفاف مدیریت ارشد سازمان است. دورکار نیازمند دیدن مدل واضح و روشن در تغییر سیستم ارزیابی بر اساس ارزش کیفی کار و تأثیر آن در حقوق، پاداش و سایر مزایای خود است. دورکار نیازمند به داشتن اختیارات و قدرت در انجام کار و همزمان پاسخگویی است. توانمندسازی کارکنان دورکار باید اولویت برنامه‌های کارفرما در روش کار از راه دور باشد.

راه‌های گسترش کار از راه دورگسترش دورکاری نیازمند گسترش شبکه‌های کامپیوتری، افزایش پهنای باند شبکه‌های کامپیوتری، گسترش اتوماسیون اداری، شناساندن مزایا و کاربردهای کار از راه دور به عموم مدیران و تصمیم‌گیران، آشنا‌سازی‌ کارکنان با کامپیوتر، شبکه و نحوه کاربرد آنها برای انجام بهتر امور، کاهش هزینه‌های ارتباطات به‌طور کلی و تأمین ارتباطات ارزان قیمت برای کار از راه دور و به‌طور خاص ساده‌سازی‌ کار با شبکه‌ها و کامپیوترها (کاربر پسند کردن نرم افزارهای رابط) و کمک‌های مالی یا اعمال تخفیف‌های مالیاتی برای شرکت‌ها‌ست.با توجه به توسعه زیرساخت‌ها و حرکت به سوی دولت‌الکترونیک، آشنا‌سازی‌ عموم مردم با کامپیوتر و امکانات شبکه و تشویق آنان به استفاده، تبلیغ و انتشار اطلاعات راجع به فرصت‌های از راه دور، معرفی جهانی مزایای نسبی نیروی کار ایرانی، تهیه نرم‌افزارهایی برای تسهیل کارهای خاص مشاغل، توسعه و نگهداری نیروی متخصص IT، حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی و حرکت به سوی اقتصاد مبتنی بر دانش نیز از دیگر راهکارهای گسترش دورکاری است.

 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:07 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

دانش غیرقابل انتقال

 

منبع : ماهنامه اقتصاد ایران ( www.iraneconomics.net )

 

 

بیکاری تحصیلکردگان روز به روز وضعیت نامناسب تری به خود می گیرد و این مسأله بار بسیار سنگینی را بر دوش اقتصاد و جامعه تحمیل می کند.

 

امروزه کشورهای جهان سرمایه گذاری گسترده ای روی قشر جوان، تحصیلکرده و در حقیقت آتیه داران خود انجام می دهند، در حالی که ما بیکاری گسترده جوانان را تجربه می کنیم. نرخ بیکاری کشورمان بر اساس گزارش سازمان بین المللی کار (ILO)،

   

 

 


 

در پایان سه ماهه سوم سال ۲۰۰۹ معادل ۹/۱۱ درصد بوده است که این رقم اختلاف قابل ملاحظه ای با میانگین ۶/۷ درصدی بیکاری در منطقه خاورمیانه دارد. نکته آن که برآورد رسمی دولت از نرخ بیکاری حکایت از اوضاع نه چندان مناسب بازار کار دارد. رقم اعلامی مرکز آمار کشور برای بیکاری بهار ۸۹ معادل ۶/۱۴ درصد می باشد.

 

عوامل متعددی به رشد بیکاری جوانان دامن زده اند. یکی از این عوامل و پایه ای ترین آنها نظام آموزش عالی و دانشگاهی کشور است. پذیرش بی حد و مرز و بی برنامه دانشجو در سال های اخیر در کنار عرضه رشته هایی در دانشگاه ها از سوی نظام آموزشی که عملاً به درد اقتصاد کشور نمی خورند، عرضه و تقاضای کار را در کشور بر هم زده است. جوانانی که روزگاری نه چندان دور با تحمل سختی های بسیار و گذراندن آزمون نفس گیر کنکور پا به دانشگاه گذاشتند، امروز عملاً تلاش های شبانه روزی خود را پوچ و بی ثمر می بینند.

 

برای تأیید این مسأله، نگاهی اجمالی به جمعیت دانشجویی کشور ضروری است. بر اساس گزارش معاونت آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، جمعیت دانشجویی کشور در سال ۸۸ معادل ۳ میلیون و ۸۰۵ هزار و ۷۴۰ نفر بوده که این تعداد تا سال ۹۲ به تدریج وارد بازار کار می شوند. سؤال آن است که آیا بازار کار ایران تا پایان سال ۹۲ شاهد کارآفرینی تا مرز جذب ۸/۳ میلیون نفر نیروی متخصص در کشور خواهد بود؟ دستیابی به این رقم، از نگاه ما که بر مبنای آمار و ارقام، فضای کنونی بازار کار و کارآفرینی کشور را تحلیل می کنیم، کار طاقت فرسایی است.

 

غایت امر آن است که یا با افزایش گسترده بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی روبه رو خواهیم بود و یا فارغ التحصیلان مذکور در پست هایی مشغول به کار می شوند که یا علم لازم انجام آن را ندارند و یا شغل مذکور، تفاوت قابل ملاحظه ای با توانایی هایشان دارد. خود این مسأله عاملی می شود در جهت اُفت بهره وری نیروی کار، تا جایی که میانگین رشد بهره وری نیروی کار طی سال های ۸۱ تا ۸۴ رقمی در حدود ۳۹/۱ درصد گزارش شده است. مشکل دانشگاه های ما این است که "دانش قابل انتقال به بازار کار" را به دانشجو نمی آموزند.

 

 

 

● پیامدهای دردناک

 

جوانان بیکار، به دلیل عدم بهره مندی از پشتوانه درآمدی مناسب، همواره به نوعی سربار خانواده هستند و از این حیث، هزینه های خانوار را افزایش می دهند. علاوه بر این، به دلیل شرایط تورمی کشور و عدم تطابق درآمدها و مخارج، شاهد کاهش تدریجی قدرت خرید خانوار و در نتیجه افزایش گستره دهک های پایین درآمدی در جامعه هستیم. علاوه بر این، به دلیل رابطه مستقیم بیکاری با کاهش درآمد، در بازه های زمانی مختلف حتی کوتاه مدت به واسطه کاهش مصرف، تقاضای کل اقتصاد کاهش می یابد و در نتیجه، عواقب نامبارک حاصل از آن متوجه اقتصاد کشور می شود. مضاف بر این، با افزایش بیکاری - مخصوصاً طولانی مدت بسیاری از مشکلات اجتماعی نظیر جرم و جنایت در جامعه رشد بیشتری می یابند. این مسأله، جدا از آن که امنیت اجتماعی را کاهش می دهد، از ابعاد اقتصادی هم به دولت فشار وارد می کند، چرا که دولت مجبور می شود با صرف مخارج بیشتر به کنترل معضلات اجتماعی بپردازد و علاوه بر آن که مخارج ناشی از چنین اقداماتی، منفعت آنچنانی برای اقتصاد به همراه ندارند، روی کسری بودجه هم تأثیری مضاعف باقی می گذارند و تمرکز دولت را بر توسعه زیرساخت های اقتصادی منحرف می کنند.

 

 

 

● منفی در منفی

 

در میان موارد مذکور، از سیاست های اقتصادی دولت و تأثیر آن بر افزایش بیکاری نباید غافل شد. خود این مسأله که چرا دولت در حیطه اقتصاد جولان می دهد، بارها مورد انتقاد کارشناسان اقتصادی قرار گرفته، اما الان مسأله دیگری مورد بحث است و آن این که حال که دولت نبض اقتصاد کشور را به دست گرفته، چرا با انواع سیاست های غلط و کارشناسی نشده، اقتصاد را بیشتر در معرض آسیب قرار می دهد؟ چرا فکر خود را معطوف حمایت منطقی و حساب شده از بنگاه های مولد کشور نمی کند؟

 

برای برون رفت از این وضعیت، بنا به تجربه موفق کشورهایی نظیر ژاپن و سوئد، پیشنهاد می شود علاوه بر ترمیم زیرساخت های آموزشی و اقتصادی کشور، نهادی تحت عنوان "آتیه اشتغال" جهت فراهم سازی زیرساخت های آموزشی و اقتصادی پدید آید که با نظارت مستقیم وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، در بلند مدت به مطالعه توانایی ها و استعداد دانش آموزان و دانشجویان و زمینه سازی موازی اشتغال در حیطه های خلاق موجود بپردازد. ساز و کار این نهاد می تواند به گونه ای باشد که پس از راهیابی دانش آموزان به نظام آموزشی (در همان مقطع ابتدایی)، علایق و توانایی های فردی آنها مورد مطالعه کامل قرار گیرد و از طریق سنجش این توانایی ها، اطلاعات لازم گردآوری و در اختیار نظام آموزشی کشور قرار گیرد. نظام آموزشی هم به موازات، با نیاز سنجی شرایط اقتصادی کشور و مطالعه توان جمعیت جوان، رشته هایی را در سطوح آموزش عالی تعریف و ارایه نماید که اولاً اقتصاد کشور بدان احتیاج دارد و ثانیاً استعدادهای لازم در زمینه عملیاتی شدن مبانی فکری و عملی آن در جامعه علمی کشور وجود دارد. این راهکار کمک می کند علاوه بر رفع بیکاری، مشکلات اقتصادی مرتبط با این مسأله هم به تدریج حل شوند. راه حل مذکور، روشی است در جهت ظرفیت شناسی کار و بررسی نیازها و پیش نیازهای بازار اشتغال.

 

نفس اشتغال، نیازمند سرمایه گذاری است و سرمایه گذاری مطلوب، بدون توسعه زیرساخت ها، عملاً تباه کردن فرصت ها و سرمایه ها است. مطالعاتی همچون مورد فوق قادر خواهند بود زمینه ها را شناسایی و اطلاعات لازم را برای هدایت برنامه ریزی شده وجوه سرمایه در اختیار سیاست گذاران قرار دهند. علاوه بر این، اگر کشورمان از یک بخش خصوصی پویا بهره مند بود، نه تنها بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور برطرف می شد، انگیزه حرکت های رو به جلو، به خصوص در میان جوانان برای آینده ای بهتر تقویت می گردید.

 

یقین بدانیم که هیچ کاری نشدنی نیست، اگر از راهش وارد شویم.




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:06 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

در فضیلت کسب و کار (کسب و کار به مثابه معیاری اخلاقی)

نویسنده: ویلیام کلاین مترجم: محسن رنجبر

خانه کارآفرینان ایران ( www.karafariny.com )

 

امروزه مشکلات کسب و کار ، بیش وپیش از هر چیز، صبغه ای عمیقا اخلاقی و فلسفی دارند.

 

● مقدمه

 

«امروزه مشکلات کسب و کار ، بیش وپیش از هر چیز، صبغه ای عمیقا اخلاقی و فلسفی دارند. این مشکلات، پرسش هایی درباره خود سرشت سازماندهی تجاری هستند...» (سولومون، ۱۹۹۹)

 

کسب و کار (business) یک معیار اخلاقی است. این نظریه که تجارت و کسب و کار، شیوه ای برای بیان کاری است که افراد باید انجام دهند، در تقابل با تجربه مشترک ما قرار دارد. این نظریه در وهله اول در تضاد با زبان رایج در جامعه است، چرا که ظاهرا طبق آن، افراد باید به جای فعالیت های دیگری مثل خیریه که نوعا دارای ارزش اخلاقی تلقی می شود، به تجارت روی آورند. در درجه دوم به نظر می رسد که این نظریه از فعالیت هایی که معمولا غیر اخلاقی و مجرمانه به حساب می آیند، چشم پوشی می کند. اگر کسب و کار یک معیار اخلاقی بود، هیچ کدام از فعالیت های تجاری به هیچ وجه نمی توانستند دچار خطا شوند و بالاخره اینکه اگر کسب و کار، جایگاه یک معیار اخلاقی را داشت ، به نظر می رسید که نیازی به اعمال هیچ نوع نظارتی از سوی دولت نبود و سازمان تجاری، بنا به سرشت خود، عمل صحیح را انجام می داد و نیازی به قانون و مدیریت فعالیت های تجاری وجود نداشت. اینها معدودی از دلایلی هستند که باعث می شوند در ابتدا در برابر این ایده که کسب و کار معیاری اخلاقی است، مقاومت شود. پیش از بررسی این موضوع که کسب وکار چگونه می تواند در جایگاه یک ملاک اخلاقی قرار گیرد، نگاهی به هر یک از دلایل فوق می اندازیم.

 


 

اینکه گفته شود نوعی خصلت هنجاری در کسب و کار وجود دارد، به این معنا نیست که همه باید به آن بپردازند، بلکه تنها به معنای این ادعا است که عمل (practice) و نهاد (institution) صرفا توصیفی از دنیا که خارج از مقوله اخلاق باشد، نیستند. برای بررسی این مساله باید میان تعریف لغت نامه ای این واژه و کاربرد خاص آن در این جا تمییز بگذاریم. لغت نامه های انگلیسی را فرهنگ نویس هایی تالیف می کنند که ابتدا چگونگی استفاده معمول از واژه ها توسط افراد را بررسی می کنند و سپس این موارد استفاده را به ترتیب میزان کاربرد آنها در لغت نامه خود به ثبت می رسانند. اگر معنا یا کاربرد واژه ها به همین جا ختم می شد، هیچ واژه ای خصلت هنجاری (normative) پیدا نمی کرد و همه آنها دارای ویژگی توصیفی می شدند. با این همه، واژه ها چیزی را توصیف می کنند چیزی در دنیا و واژه کسب و کار، چیزی را توصیف می کند که افراد در حال انجام آن هستند. ممکن است کسب و کار تعاریف زیادی داشته باشد، اما فهرست تعاریف آن بی انتها نیست. افراد خود را در استفاده از این کلمه محدود می کنند و برای این کار خود دلیل خوبی دارند. هر چیزی، کسب و کار نیست. حال سوال این است که اگر نمی توان همه چیز را کسب و کار قلمداد کرد، پس کسب و کار چیست؟ اگر فردی بگوید که قصد دارد به انجام فعالیت تجاری بپردازد، باید دست به چه کاری بزند؟ و باید از انجام چه کاری اجتناب ورزد؟ این زبانی هنجاری است - حتی اگر از نوع فرضی آن باشد. اگر من بخواهم به کسب و کار بپردازم، چیز هایی هستند که باید انجام دهم و چیز های دیگری هستند که باید انجام ندهم. هدف ما در این جا بررسی اخلاقی بودن یا نبودن این الزامات است. بررسی کسب و کار به عنوان یک معیار اخلاقی معادل این نیست که ادعا کنیم همه باید به انجام آن اقدام کنند. بلکه به معنای این ادعا است که اگر کسی قصد دارد به تجارت روی آورد، باید به قواعد اخلاقی خاصی که در ذات و درون این عمل هستند، وفادار بماند.

 

این امر ما را به نقد دومی می رساند که می گوید اگر کسب و کار واقعا همیشه فعالیتی اخلاقی بود، در آن صورت افراد فعال در این حوزه هیچ گاه نمی توانستند مرتکب خطا شوند. این گفته تا حدودی به محدودیت های زبان مشترک ما ارتباط دارد. اگر همه چیز به طور زبانی پیش نرود، در نقطه ای خاص باید به افراد گفته شود که در حال استفاده نامناسب از یک واژه هستند. این نیازمند وجود معیاری است تا موارد مختلف کاربرد واژه ها با آن مقایسه شود. در این مقاله دو معیار از این نوع را در قالب بررسی نظریه های گوناگون موجود درباره هدف کسب و کار مورد کنکاش قرار خواهیم داد. این دو معیار عبارتند از: ۱) سود آوری و ۲) تولید یک کالا یا خدمت برای مبادله. خواهیم دید که با استفاده از این دو مفهوم، به نتایجی اساسا متفاوت در این باره که آیا کسب و کار می تواند ملاکی اخلاقی باشد یا نه، خواهیم رسید. به بیان دیگر، این که کسب و کار یک معیار اخلاقی است یا خیر، به همان اندازه که به تعریف ما از اخلاق وابسته است، به تعریفی که از کسب و کار در ذهن داریم نیز بستگی دارد. معلوم می شود که کسب و کار به مثابه دستیابی به سود، از این لحاظ نارسا است، در حالی که کسب و کار به مثابه تولید کالا یا خدمت برای مبادله، یک معیار اخلاقی است.

 

 

 

● قواعد کسب و کار

 

اختلاف و تنش میان استدلال های توماس هابز و دیوید هیوم، چند قرن سابقه دارد. هابز در لویاتان چنین بحث می کند که در صورت نبود دولت، هیچ چیزی به عنوان دارایی وجود نخواهد داشت (۱۶۵۱، صص ۱۱۴ ۱۱۳). از آن جا که مالکیت از نقشی اساسی در تجارت برخوردار است، این روند استدلالی به این نتیجه خواهد رسید که اگر دولتی در کار نباشد، هیچ چیزی به عنوان کسب و کار و تجارت نیز به وجود نخواهد آمد. تجارت، وجود خود را وامدار ضمانت ها و مجازات های دولت است و اگر مالکیت چیزی است که دولت می گوید، تجارت نیز آن چیزی است که دولت باور دارد. هیچ عمل تجاری مستقلی وجود ندارد که بتواند منبعی برای هنجار های اخلاقی باشد. این منبع، چیزی نیست مگر دولت.

 

دیوید هیوم، هر چند نیاز به وجود دولت را انکار نمی کند، سلسله شرایطی را تعریف می کند که کنشگران اقتصادی می توانند اقدامات خود را در آنها هماهنگ کنند و در این میان، احکامی را پدید آورند که این الگو های رفتاری را به قاعده تبدیل می کنند (۱۷۵۱، ص ۳۰۶). قاعده مالکیت زمانی پدید می آید که کنشگرانی که نیکخواهی محدودی دارند و کمیابی بر آنها مستولی است، دریابند که اگر از تصرف آن چه در مالکیت دیگران قرار دارد اجتناب کنند، دیگران نیز از تصرف در مالکیت آنها پرهیز خواهند کرد. از آن جا که این قواعد در خدمت منافع عمومی و لذا شایسته همدلی ما هستند، به قواعدی اخلاقی بدل می شوند (۱۷۵۱، ص ۱۸۳). قواعد مربوط به مالکیت، تجارت و قرار داد، مستقل از این که دولتی در کار باشد یا نه، وجود دارند و از نیروی اخلاقی برخوردار هستند. این قواعد، منبع هنجار های اخلاقی را تشکیل می دهند.

 

مقاله حاضر از سنت هیومی پیروی می کند. قواعد، به ویژه قواعد مالکیت، تجارت و قرارداد می توانند در غیاب دولت و ساز و کار های جبری دولتی پدید آیند. افراد به واسطه درک منافع مشترک خود و ساختار های مناسب انگیزشی که دارند، به مالکیت احترام خواهند گذاشت، به تجارت روی خواهند آورد و قرار داد های خود را عملی خواهند کرد. تا زمانی که این قواعد، جزئی از فعالیت های تجاری باشند، کسب و کار می تواند مستقل از دولت وجود داشته باشد و همین گونه نیز هست. این عمل مستقل است که منبع برخی از مهم ترین هنجار های اخلاقی حاکم بر فعالیت های تجاری را تشکیل می دهد. این مقاله در پی رفع کامل این تعارض میان هابز و هیوم نیست، بلکه با بررسی این موضوع که کسب و کار چگونه یک معیار اخلاقی است، مطالبی را بر بحث هیوم می افزاید؛ چرا که اگر هیچ قاعده اخلاقی درونی ای در تجارت وجود نداشته باشد، عقیده هابز نهایتا درست خواهد بود.

 

پیش از کنکاش در قواعد مخصوص تجارت، باید میان دو نوع قاعده تعریف شده توسط جان راولز، یعنی قواعد فشرده (summary rules) و قواعد عمل (practice rules) تمییز قائل شویم (جان راولز، ۱۹۵۵، صص ۲۸ ۱۹). این تمایز از آن رو دارای اهمیت است که هر چند قواعد فشرده حاوی نوعی ویژگی هنجاری عمل گرایانه هستند، اما قواعدی نیستند که به لحاظ اخلاقی، هنجاری باشند. اگر کنشگری بخواهد یک قاعده فشرده را زیر پا بگذارد، به لحاظ اخلاقی برای انجام این کار آزاد است، اما این نکته درباره قواعد عمل صادق نیست.

 

قواعد فشرده در اثر تجربه حاصل می شوند (۱۹۵۵، صص ۲۴ ۱۹). یک بازیکن فوتبال به واسطه تجربه خود در موقعیتی خاص تصمیم می گیرد که توپ را به سمت دروازه تیم مقابل شوت کند. این قاعده، تابع شرایط و استثنائاتی است. قواعد شوت یا دریبل یا پاس، نتیجه تجربه هستند. هیچ یک از بازیکنان فوتبال به لحاظ هنجاری ملزم به این نیستند که توپ را در هر موقعیتی شوت کنند. این قاعده تجربی به بازیکن کمک می کند تا در بلند مدت عملکرد بهتری داشته باشد و این (عملکرد بهتر در بلند مدت) معیاری است که برای قضاوت در باب هر یک از اقدامات بازیکن مورد استفاده قرار می گیرد. مساله این است که آیا عملکرد بازیکن بر اساس این قاعده تجربی، او را در وضع بهتری قرار خواهد داد یا شرایط او را بد تر از قبل خواهد کرد. اگر پیروی از این قاعده، موقعیت او را بد تر کند، آزاد خواهد بود که قضاوت خود را تغییر داده و با سرپیچی از این قاعده، دست به حرکتی دیگر بزند.

 

قاعده عمل حداقل از دو جنبه با قاعده فشرده تفاوت دارد. اولا قاعده عمل، صرفا جمع بندی و خلاصه تجربی آن چه کارآیی دارد، نیست. ممکن است این قانون تکامل یافته باشد، اما محتوای آن یک قاعده تجربی یا به بیان محاوره ای، یک حساب سر انگشتی نیست. این قاعده، دست کم تا حدودی عمل را تعریف می کند. (۱۹۵۵، ص ۲۴). راولز از مثال بیس بال بهره می گیرد (۱۹۵۵، ص ۲۵). قاعده ای که چگونگی حرکت در گوشه های زمین را برای کسب امتیاز تصریح می کند، یک قاعده تجربی نیست، بلکه قاعده ای است که چگونگی انجام مسابقه را تعیین می کند. ثانیا «پرداختن به یک عمل خاص و انجام اقداماتی که این عمل به آنها اشاره دارد، به معنای پیروی از قواعد متناسب با آن عمل است» (۱۹۵۵، ص ۲۶). بازیکنان آزاد نیستند که بر مبنای محاسبات خود درباره مطلوبیت شخصی یا عمومی از این قواعد سر پیچی کنند. در بازی شطرنج، مهره های سرباز به شیوه خاصی حرکت می کنند. بازیکنان نمی توانند این مهره ها را به این خاطر که واقعا به آنها کمک خواهد کرد و به افزایش مطلوبیت کلی آنها منجر خواهد شد، همانند وزیر حرکت دهند. در بازی شطرنج، باید دست کم مهره ها را در تطابق با حرکات پذیرفته شده جابه جا کرد. کسی نمی تواند بگوید که در حال انجام بازی شطرنج است، اما مهره ها را به گونه ای دیگر حرکت دهد. برای انجام بازی، باید قواعد عمل شکل دهنده آن را پذیرفت و به آنها وفادار ماند.

 ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:05 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433847 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب