صفحه نخست         پست الكترونيك    |       نشاني rss وبلاگ
ان الله لایهدی من هو مسرف کذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد

اصلاح الگوي مصرف، باعث رشد و شكوفايي كشور بويژه در حوزه اقتصادي خواهد شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت صنايع و معادن، علي اكبر محرابيان با اشاره به نامگذاري سال 88 به عنوان سال "اصلاح الگوي مصرف" از سوي مقام معظم رهبري گفت: با اصلاح الگوي مصرف، موضوعي كه به عنوان يك تهديد، بخش عمده اي از منابع را به خود اختصاص  مي داد، تبديل به فرصتي خوب براي رشد و توسعه كشور ميشود.
منابع قابل ملاحظه اي از كشور با اصلاح الگوي مصرف ذخيره مي شود كه مي توان از آن در جهت رشد توليد و خدمت به مردم استفاده كرد.
محرابيان در باره راهكارهاي اجرايي اصلاح الگوي مصرف بويژه در حوزه اقتصادي اظهار داشت: اتخاذ همزمان سياست هاي جايگزيني (قيمتي) و اقتصادي (غيرقيمتي) در جهت اصلاح الگوي مصرف بايد مورد توجه قرار گيرد.
 در سياستهاي غيرقيمتي مي توان با توليد و ارائه محصولات مناسب مانند آنچه در بحث از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده و يا جايگزيني لامپ هاي كم مصرف انجام شد، از هدر رفتن منابع جلوگيري كرد و با فرهنگ سازي مناسب مردم را به استفاده از اين محصولات ترغيب كرد.
 


ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:52 PM    نظرات 0

حتماً می‌دانید که سال ۱۳۸۸ به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» نام‌گذاری شده است. احتمالاً خیلی‌ها معنای این عبارت را واضح فرض می‌کنند و جای بحثی در آن نمی‌بینند. اما اگر بیش‌تر دقت کنیم می‌بینیم که می‌توان برداشت‌های مختلفی از این عبارت داشت و حتی این نگرانی وجود دارد که با سوءاستفاده از معنای این عبارت، مشکلاتی بر سر راه آزادی انتخاب مردم در مورد نیازهای مصرفی‌شان به وجود آورده شود.

سؤال این است که آیا اساساً معیاری جامع برای الگوی مصرف وجود دارد که بتوان بر اساس آن یک الگوی مصرف را صحیح و الگوی مصرف دیگر را ناصحیح دانست؟ و با توجه به آن در مورد «اصلاح» الگوی مصرف حرف زد؟ بحثی که می‌خواهم در این جا مطرح کنم این است که هر فرد برای مصرف خودش معیاری دارد که منحصر به خود او است. افراد دارای ذائقه‌ها و سلایق گوناگون هستند و هر فرد خودش به‌تر از هر کس دیگری می‌داند که چه سبدی را باید برای مصرف خودش انتخاب کند که بیشترین فایده را برای او داشته باشد. هر فرد رشد یافته و عاقل، قاعدتاً در تشخیص این که درآمدش را چگونه خرج کند و چه سبدی از کالاها و خدمات را تهیه کند، مشکلی نخواهد داشت و حتماً سعی خواهد کرد تا درآمدش را به به‌ترین و اقتصادی‌ترین نحو ممکن به کار ببندد؛ چرا که هر چه باشد خود او از هر کس دیگری نسبت به نحوی خرج شدن درآمدش نگران‌تر و حساس‌تر است و ملاحظه بیش‌تری خواهد داشت.



ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:46 PM    نظرات 0

اين صفت، آثار زيان بار براي فرد و جامعه انساني در بر دارد. شايد بتوان گفت كه اين آثار زيان بار به فرد و جامعه انساني منحصر نمي شود و حتي مي تواند گريبان طبيعت، حيوانات و گياهان را بگيرد. جامعه اي كه گرفتار اين صفت ناپسند شود به تصرف بي رويه درعرصه هاي گوناگون دست خواهد زد.

 

در درجه اول آثار منفي و اين صفت متوجه انسان مي شود. آدم حريص گرفتار رنج و دردي است كه تنها با مرگ مي تواند از آن رهايي يابد. مانند: خواري، محروم شدن از آرامش و آسايش، قانع نشدن به حق خود و در نتيجه روي آوردن به جور و ستم براي رسيدن به اهداف ناميمون خويش.



ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:41 PM    نظرات 0

حرص و  طمع را مي توان به دو گونه دانست:

١- حرص و طمع پسنديده

انسان هاي خردمند همه گواهي مي دهند كه انسان خوب و پسنديده را مي فهمد و در مقابل، بد و ناپسند را نيز تشخيص مي دهد. قرآن كريم نيز به اين معنا اشاره دارد آنجا كه مي فرمايد:

« سپس پليدكاري و پرهيزكاري‌اش را به آنها الهام كرد.»



ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:40 PM    نظرات 0

حضرت امير المومنين علي (ع) در پاسخ به پرسش كه :« كدام خواري بدتر است؟» فرمود: آزمندي دنيا.

 

 

 

توجه به روانشناسي انسان از اهميت فراواني برخوردار است. زيرا مي تواند در شناختن حقيقت و خواسته هاي آدمي، راهنماي خوبي باشد.



ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:38 PM    نظرات 0

حرص و طمع حرص صفتى است نفسانیّه، كه آدمى را وامى‏دارد بر جمع نمودن زاید از آنچه احتیاج به آن دارد. و این صفت، یكى از شعبه های حبّ دنیا، و از جمله صفات مهلكه، واخلاق مضلّه است. بلكه این صفت خبیثه، بیابانى است كران ناپیدا كه از هر طرف روى به جایى نرسى و وادئى است بى‏انتها، كه هر چند در آن فرو روى عمق آن را نیابى.
بیچاره‏اى كه بر آن گرفتار شد گمراه و هلاك شد. و مسكینى كه به این وادى افتاد دیگر روى خلاصى ندید، زیرا كه: حریص، هرگز حرص او به جائى منتهى نمى‏شود و به حدى نمى‏ایستد. اگر بیشتر اموال دنیا را جمع كند باز در فكر تحصیل باقى است. و هر چه به دست او آید باز مى‏طلبد. و آن بیچاره مریض است و نمى‏فهمد. و احمق است و نمى‏داند. چگونه چنین نباشد و حال آنكه مى‏بینیم حریصى را كه هشتاد سال عمر كرده است و فرزندى ندارد و این قدر از اموال و املاك و خانه و مستغلات دارد كه اگر به فراغت بگذراند صد سال دیگر او را كفایت مى‏كند، و خود یقین دارد كه: بیست سال دیگر عمر او نیست، باز در صدد زیاد كردن مال است. و تأمل نمى‏كند كه: فایده آن چیست؟ و چه ثمره دارد؟ اگر از براى خرج است، آنچه دارد گاهى است كه منافع آن وفا به خرج مدت العمر او مى‏كند. و اگر از براى احتیاط است، اگر آنچه دارد احتمال تلف مى‏رود هر چه تحصیل كند چنین خواهد بود. پس اگر این مرض، یا حمق نیست پس چه بلاست؟ و هر كه به این مرض مبتلا شد خلاصى از آن مرض نهایت اشكال دارد.


ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:28 PM    نظرات 1

همه انسان ها خواهان شخصیت، عزت و سربلندی هستند. فردی که دارای مناعت طبع و عزت نفس است، در نزد همگان، عزیز و سربلند و با همت جلوه می کند، ولی کسی که به دیگران طمع و چشم داشت دارد، خود را ذلیل و اسیر ساخته و مردم با چشم حقارت به او می نگرند. امام علی(ع) می فرمایند:
«کفی بالقناعه ملکا، و بحسن الخلق نعیما، و سئل- علیه السلام- عن قوله تعالی:«فلتحیینه حیاه طیبه» فقال:هی القناعه؛ آدمی را قناعت برای دولت مندی، و خوش خلقی برای فراوانی نعمت ها کافی است. از امام سؤال شد، تفسیر آیه «فلتحیینه حیاه طیبه» چیست؟ فرمود: قناعت است.
 
سعدی می گوید:
 
قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حریص جهانگرد را
قناعت کن ای نفس بر اندکی
که سلطان و درویش بینی یکی
چو سیراب خواهی شدن ز آب جوی
چرا ریزی از بهر برف آبروی

 


ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:23 PM    نظرات 0


قناعت باعث آزادی فکری و روحی و استقلال انسانی است، هم چنان که طمع، موجب بردگی و خواری انسان است. امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:
«استغن عمن شئت تکن نظیره؛ (با قناعت) خود را از هر کسی بی نیاز گردان تا (در شخصیت و آزادگی) مانند او گردی.»

  بنابراین وقتی انسان به آن چه دارد قانع باشد و چشم داشتی به دیگران نداشته باشد، در تمام کارهایش خود تصمیم می گیرد و آزادانه رفتار می کند و با کمال صراحت همه جا سخنش را می گوید و نظر خود را اظهار می دارد.

  توصیف یکی از یاران امیرالمؤمنین از زبان آن حضرت
 
خباب- پسر ارت- از مسلمانان صدر اسلام است که در مکه آسیب فراوانی دید، تا آن جا که مشرکین پشت او را داغ کردند. وی در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین و در سال 37 هجری درگذشت.
آن حضرت در توصیف این یار باوفا چنین می فرماید:
«یرحم الله حباب بن الارت، فلقد أسلم راغبا، و هاجر طئعا، و قنع بالکفاف، و رضی عن الله، و عاش مجاهدا؛
 
خدا خباب بن ارت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد، و از روی فرمان برداری هجرت کرد و با قناعت زندگی را گذراند، و از خدا راضی بود و مجاهد زندگی کرد.»



منبع : http://www.askdin.com




ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:22 PM    نظرات 0

امام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ، یكی از صفات و علایم متقین (پرهیزكاران) را دوری از طمع ورزی دانسته و می فرماید:
«وَ تَحَرُّجاً عَن طَمَعٍ؛ از طمع دوری می كنند».
«طمع» یكی از صفات ناپسندِ اخلاقی است، كه در مقابل آن «قناعت»، یكی از صفات پسندیده اخلاقی قرار دارد. طمع داشتن یكی از بیماری های خطرناك اخلاقی است، كه مفاسد مادی و معنوی فراوانی داشته و انسان را به انواع آلودگی ها و زشتی ها گرفتار می سازد. در مقابل، قناعت ورزیدن، باعث عزّت، سربلندی، آرامش خاطر انسان در دنیا بوده و سبب تكامل فكری، روحی و سعادت وی در عالم آخرت می گردد. در این گفتار، به صورت اختصار درباره این دو صفت؛ یعنی «طمع ورزی» و «قناعت» توضیح خواهیم داد:
طمع چیست؟ قناعت یعنی چه؟
 


ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:20 PM    نظرات 0

ذلت و خواری ،نگرانی و تشويش خاطر ،چشم طمع داشتن به مال ديگران ،عدم امنيت در معيشت،احساس حقارت .کسی که به آنچه خداوند به او داده راضی نباشد خواه ناخواه دست نياز به سوی ديگران دراز می کند که باعث باعث ذلت و خواری او می شود.

 

انسان حريص و طمعکار هميشه نگران است و خاطر ناراحت دارد . نگران سرنوشت مال و ثروتش است نگران وضعيت و مقام و منصب خود است لذا هميشه پريشان خاطر است.

 

فردی که حرص و طمع دارد هميشه احساس نا امنی در معيشت و زندگی می کند. فکر می کند بايد هر چه بيشتر بدست آورم برای روز مبادا . در حالی که غافل از اين است که خداوند روزی همه را تضمين کرده است. مورد بعدی اين است که احساس حقارت می کند. اگر ساده زيست باشد و به دور از تجملات و چزهای پرخرج و به درد نخور و دکوری باشد فکر می کند تحقير شده و چيزی از شخصيت و کلاسش کم شده است. ولی در اصل دين مبين اسلام چنين روشی پسنديده نيست. انسان حريص مريض است و بايد آن را درمان کرد يا خودش برای درمان بيماريش که بسيار خطرناک نيز هست تلاش کند.

 


ادامه مطلب

پنج شنبه 29 بهمن 1388     ساعت   1:18 PM    نظرات 0


آخرين مطالب ارسالي




  • تعداد صفحات :22
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET