منو اصلي
صفحه اصلي
پست الکترونيک
سنگر فرماندهي
سنگر معصومين
سنگر منکرات
درباره پايگاه
سالهاست که جنگ پايان يافته ولي هنوز عطش شهادت بر لبهاي خشک و ترک خورده ي بشر تازيانه مي زند. آن زمان که دروازه هاي بهشت باز بود هر کس با حرفه اي خود را به آن باب مي رساند و ما نسل سومي ها هم که دستمان در گير صفر و يک است بابي را گشوديم تا جرعه اي را تا شهادت بنوشيم. افتخار ما اينست که سرباز ولايت فقيه هستيم هرچند دستمان خاليست اما دل هاي مان پر اسـت از عشق به ولايت.
موضوعات
صاحب الزمان
امام حسین (ع)، عاشورا
چهارده معصوم
شهدای گمنام
دفاع مقدس و شهدا
جنگ نرم
بانک شعر
شهدای انقلاب، دهه فجر
امام خمینی (ره)
مقام معظم رهبری
شهید عباس بابایی
شهید دکتر مصطفی چمران
شهید علی اکبر شیرودی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید محمد ابراهیم همت
طنز جبهه
موبایل، دانلود
گلچین مطالب
جنگ معاصر
امر به معروف و نهی از منکر
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1395
دی 1395
خرداد 1394
آبان 1394
اردیبهشت 1394
آذر 1394
فروردین 1394
اسفند 1394
تیر 1394
دی 1394
مهر 1394
مرداد 1394
بهمن 1393
آبان 1393
آذر 1393
اسفند 1393
شهریور 1393
مهر 1393
دی 1393
فروردین 1391
بیسیم به ما

اوقات شرعي
اوقات شرعی
شهید شاخص

شهید عباس بابایی

این پایگاه در سایت ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است

شهید غلامحسین آقاملایی
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

خدایا مرا ببخش از این که :

غیبت کردم از دیگران بدی گفتم و خودم را نیک جلوه دادم ...

از این که به والدینم احترام نگذاشتم ....

از این که برای برتری خودم ، دیگران را خوار و سبک شمردم ...

از این که تعهدهایی را که با خدای خویش بستم ، شکستم ...

از این که از دیگران همواره عیب جویی و نکوهش کردم و

عیوب خویش را فراموش نمودم ...

از این که سخنانی را گفتم و بدان عمل نکردم ...

از این که برای مقابله با دشمنان به جای بینش مکتبی و عدالت خواهی ،

براساس خود خواهی قضاوت کردم ...

از این که دیگران را مسخره و تحقیر کردم تا اشتباهات خویش را

بپوشانم ...

از این که آگاهی و علوم خود را در اختیار دیگران قرار ندادم ...

از این که مانند جاسوسان خبر چین در اسرار خصوصی مردم

دخالت و تجسس کردم ...

از این که قول دادم ، اما خلاف عمل کردم ...

از این که برای پیاده کردن قوانین خداوند در جامعه سستی کردم ...

از این که گذشت شب و روز و حرکت هستی ، سبب رشد و

پندگیری من نشد ...

از این که شب خوابیدم بدون این که برای رفع مشکلات مسلمین

کوششی انجام دهم ...

از این که کارهایم را برای ریاست طلبی و شهرت طلبی انجام دادم ...

از این که در کارها تنها خودم را محور قرار دادم نه خدا را ...

از این که نسنجیده ، حساب نشده و با فکر سخن نگفتم ...

از این که گمان های بی مورد و نفاق افکن به دیگران بستم ...

از این که حاضر نشدم به خاطر آسایش دیگران خود را به زحمت

اندازم ...

از این که حلال و حرام دین خدا را دگرگون جلوه دادم ...

از این که چشمانم را از نگاه های فساد انگیز نپوشاندم ...

از این که با کسانی پیوند دوستی بسته ام که هنوز از روابط طاغوت

هجرت نکرده اند ...

از این که از انجام عمل حق خودداری کردم

به خاطر این که به ضرر خودم و پدر و مادر یا دوستانم بود ...

مناجاتی از شهید والامقام غلامحسین آقاملایی


تاريخ : یک شنبه 20 مهر 1393 
ساعت : 3:21 PM
لينک ثابت
دعایی تا شرمنده نباشیم
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

چشمان شهدا به راهی است که از خود به یادگار گذاشته اند...

 

اما...

 

چشم ما به روزی است که با آنان روبه رو خواهیم شد.

 

دعایی...

 

تا که شرمنده نباشیم...


تاريخ : چهارشنبه 16 مهر 1393 
ساعت : 2:15 PM
لينک ثابت
قربانی
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

داشت می رفت٬ برای چندمین بار٬ همه آمده بودیم دم در...

بابا قرآن کوچکش را باز کرد٬ صورتش سرخ شد...

احمدرضا را دوباره بغل کرد و بوسید.

احمدرضا که رفت گفتیم چه آیه ای آمد؟

گفت: آیه ای بود که ابراهیم پسرش را می برد برای قربانی.

مکث کرد.

صورتش هنوز سرخ بود.

گفت: این بار آخر است...

----------------------------------------------

شادی روح شهید احمدرضا احدی صلوات


تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 5:28 PM
لينک ثابت
سلام بر ابراهیم
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

برف شدیدی می بارید . سوز سرما هم آدم رو کلافه می کرد.

توی جاده برا انجام کاری پیاده شدیم.

یادم رفت سوئیچ رو بردارم . یهو درهای ماشین قفل شد.

به خانومم گفتم سوئیچ یدک کجاست؟ گفت اونم توی ماشینه...

نمی دونستیم چیکار کنیم . توی اون سرما کسی هم نبود ازش کمک بگیریم.

هر کاری کردم درب ماشین باز نشد.

شیشه ی پر از  برف ماشین رو پاک کردم.

یهو چشمم افتاد به عکس شهید ابراهیم هادی که به سوئیچ ماشین آویزون بود.

به دلم افتاد از ایشون کمک بگیرم.

به شهید گفتم : شما بلدی چیکار کنی.

خودت کمکمون کن از این سرما نجات پیدا کنیم.

همینجور که با شهید حرف میزدم ٬ ناخودآگاه دسته کلید منزلم رو در آوردم.

اولین کلید رو انداختم روی قفل ماشین.

تا کلید رو چرخوندم ، درب ماشین باز شد.

خانومم گفت: چطور بازش کردی؟

گفتم با دسته کلید منزل!!!

خانومم پرسید: کدومش؟ مگه میشه؟

شروع کردم کلیدای منزل رو روی قفل امتحان کردن تا ببینم کدومش قفل رو

باز کرده با کمال تعجب دیدم هیچ کدوم از کلیدها توی قفل نمیره.

اونجا بود که فهمیدم عنایت شهید ابراهیم هادی شامل حالمون شده.

منبع: کتاب سلام بر ابراهیم

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 2:27 PM
لينک ثابت
شهید غلامرضا طرق
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

دنبال جسدش همه جزیره های اطراف رو گشتیم.

تا نزدیکی امارات هم رفتیم ، پیدایش نشد.

خودش می گفت خوبی دریا به اینه که نشونی از آدم باقی نمیذاره.


تاريخ : دوشنبه 14 مهر 1393 
ساعت : 8:04 PM
لينک ثابت
شهید باکری
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

عملیات بود.

همه داشتند سوار قایق می شدند.

یکی از بچه ها که قبلا به دست کومله ها اسیر شده بود و

هنوز جای شکنجه رو بدنش بود...

سوار که شد گفت بریم انتقام بگیریم.

شهید باکری تا شنید پیادش کرد.

گفت : برای انتقام جایی نمیریم.


تاريخ : دوشنبه 14 مهر 1393 
ساعت : 7:57 PM
لينک ثابت
پشت میدون مین
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

پشت میدون مین زمین گیر شدیم.

چند نفر داوطلب رفتند معبر باز کنند.

یکیشون 14 - 15 ساله بود. چند قدم که رفت برگشت.

فکر کردم ترسیده ...

پوتیناشو داد به یکی ، گفت تازه از تدارکات گرفتم حیفه ...

پابرهنه رفت و دیگه بر نگشت ...


تاريخ : دوشنبه 14 مهر 1393 
ساعت : 7:45 PM
لينک ثابت
تعداد کل صفحات: 14
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به پايگاه اينترنتي منتطران شهادت می باشد.

کپي برداري با ذکر يک صلوات بلا مانع می باشد.

لوگوي ما

منتظران شهادت

وبلاگ-
آخرين مطالب
پایگاه های آمریکایی پیرامون ایران
حاجی پاشو
اهل يقين پيامی ديگر دارند
قرارداد ایران و اسراییل
اومدم تفنگتون رو زمین نمونه
خون شیخ نمر سبب سقوط آل سعود می شود
اجر تو در کتمان کردن است و اجر ما در افشا کردن
نقطه ی یاس دشمن در استقامت ماست
حسین هنوز هم مظلوم است
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم؟
کربلا
ارباب صدای قدمت می آید
همسنگران
مداحی
کجایید ای شهیدان خدایی
جنبش دانش آموزی
ان حزب الله هم الغالبون
راسخونک
همه چیز اینجا هست
امید، انتظار
نخبگان شهید
دنیای آبی من
در اوج بمان ایران من
حماسه جاودان
وان گرافیست
دفتر مجازی
شعور حسینی
حجاب انتخاب برتر
مهندسی مکانیک
شیعه 12 امامی
رنگین کمان
موسسه وصال یار
بچه های قلم
پایگاه جامع عاشورا
موسسه فرهنگی راسخون
موسسه فرهنگی تبیان
حمايت مي کنيم

موسسه فرهنگي راسخون

سربازان اسلام

khamenei.ir

مقدر مظلوم

کجایید ای شهیدان خدایی

معبر شهدا

بصیرت چلیچه

جستجو کنيد