.jpg)
دل چون مدائن در پی امداد می گردد
پلکی بزن ویرانه ها آباد می گردد
گاهی شکار عمراً بیاید سمت دام اما
گاهی خودش دنبال یک صیاد می گردد
مجنون که باشی شوق دیدار نخست عشق
محفل به محفل تا ابد در یاد، می گردد
مجنون این خانه برای کثرت عشاق
در هر کجا دنبال استعداد می گردد
در بین ما رسم است قبل از شیرِ مادرها
تربت غذای اول نوزاد می گردد
یک چای شیرین مسیر اربعینت را
شیرین بنوشد تا ابد فرهاد می گردد
ابری که جا ماند اربعین از کربلا، دارد
نم نم دخیل پنجره فولاد می گردد
ادامه مطلب
.jpg)
غزل مناجاتی - اربعین
اربعین شد باز هم از قافله جا مانده ام
گوشه ی هیئت من غمدیده تنها مانده ام
کربلایم گیره یک گوشه نگاهت مانده و
از خوراک و خواب و از روز و شب آقا مانده ام
عطر سیبی از حوالی حرم ها می وزد
آن چنان مستم که ره نارفته از پا مانده ام
بادلم گفتم ...حرم باشد برای اربعین
من چگونه تا کنم با این دل وا مانده ام؟
در کف یک جرعه از جام شراب دلبرم
تشنه کام باده ی دلچسب سقا مانده ام
برگه را آورده ام تا اینکه امضایش کنی
مثل برخی دوستانم لنگ امضا مانده ام
با تو نزدیکان ، حرم پای پیاده می روند
انقدر دورم، پسه یک مهر ویزا مانده ام
هیچ ایرادی ندارد با دلم تا می کنم
گرچه زیر بار این زخم زبانها ، مانده ام
من دم در خاک پای مادرت باشم بس است
شکر حق ، در زیر پای مجلس آرا ، مانده ام
اخذ مزد نوکری از دست مادر بهتر است
زین سبب در انتظار دست زهرا ، مانده ام
جعفر ابوالفتحی و محمد جواد حیدری
ادامه مطلب
.jpg)
دوباره ميرم يه گوشه بشينم
تا که خلوتی کنم با دفترم
ميخوام امشب فقط از حرم بگم
نميخوام يه ذره هم طفره برم
اگه اينبارم نشه حرم بيام
میشینم ز غصه هق هق ميكنم
نذار آرزوش بمونه به دلم
اگه كربلا نيام دق ميكنم
نوكر خوبی نبودم عوضش
اين گدا همیشه پشت درته
شنيدم هركسی كربلا میاد
ينی دعوت شده ی مادرته
هرچقد بگی نیا بازم میام
نميخوام از تو يه وقت جدا بشم
بعد تو به نوكرات اميد دارم
ينی ميشه قاطی خوبا بشم
قاطی خوبات بشم با یک نگات
من و از هر چی بدی جدا كنی
حالا که نشد بیام تا حرمت
چی میشه دلم رو کربلا کنی
از همون نگاهی كه کردی به حر
به منم كن تا مگه بسازی ام
هميشه بشم اونی كه تو ميخوای
چی میشه بگی که از تو راضی ام
ادامه مطلب
.jpg)
درسته که اسم ماها میون زائرا نبود
درسته که رفتن همه ولی برا ما جا نبود
درسته که قد ماها هیچکس بی دست و پا نبود
مردیم و چاره ای به جز گریه برای ما نبود
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
حالا که جمع سوخته هاس کنایه گفتن روا نیس
گیر ما گیر نیّته و گرنه مشکل ویزا نیس
باید بمیریم که برا ما جا توی کربلا نیس
حالا که راه بازه برا همه ولی برا ما نیس
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
یه اربعین تو هیأتا موندیم مگه شراب بشیم
گفتیم که با زیارتش با خدا بی حساب بشیم
گفتیم فدای گریه های حضرت رباب بشیم
اونقد باید گریه کنیم تا از خجالت آب بشیم
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
ادامه مطلب
.jpg)
سپاه کوله به دوشان و بیشمار پیاده
دوباره قافله صف بسته سمت یار، پیاده
چشیده هرکسی از چای روضه، باده چشیده
شده ست مست ولی آمده خمار، پیاده
به یاد خار مغیلان و زخم و پای برهنه
میاورد دو سه تاول به یادگار پیاده
به یاد خشکی لبهای از عطش ترکیده
نکرده تر لبی از آب خوشگوار… پیاده
شفا ز کیست که اینگونه درد هم شده حیران
مریض آمده با حالتی نزار، پیاده
به شوق کیست به طور آمده ست این همه موسی؟
که پا برهنه، جلو، پشت سر، کنار، پیاده
که دیده صاحب عزا اربعین غریب بماند؟
و باز آمده تنها سر قرار… پیاده
ادامه مطلب
.jpg)
بدی مو به روم نزن دق میکنم
من نرم، همه برن، دق میکنم
نمیذاری پام به صحنت برسه !؟
نکن این کارو با من دق میکنم
دردم اینه تک و تنها میمونم
با هزار شاید و اما میمونم
راهشو خودت بهم نشون بده
چند ساله همش دارم جا میمونم
منم و هزار امید و آرزوم
یه کاری کن داره میره آبروم
تا نیام ضریح تو بغل کنم
آب خوش نمیره پایین از گلوم
رفقای سینه زن... گریه کنا...
زائرا... مسافرای کربلا...
هی دارن نمک رو زخمم میپاشن
با خداحافظیاشون این روزا
زیر پرچمت نشستم، خوبه جام
میکشم تربتت و روی چشام
با پای پیاده که سهله آقا
اگه قسمت بشه سینه خیز میام
حق نداشتم آقا عاشقت بشم!؟
یا که بارونی بشه صحن چشم
حقم این نبود که روز اربعین
پای پخش مستقیم آه بکشم
گمونم که فرصت گدایی هست
واسه ی جامونده هام یه جایی هست
کربلات اگر چه روزیمون نشد
باز خدا رو شکر امام رضایی هست
ادامه مطلب
.jpg)
باغ عاشق خزان نمیفهمد
خشکیِّ آسمان نمیفهمد
عاشق اصلاً کنار معشوقه
“دیر” و “زود” و “زمان” نمیفهمد
وقت پروازهای روحانی
بال ، “بُعدِ مکان” نمیفهمد
سگ به غیر از وفا به آنکس که
میدهد استخوان نمیفهمد
کاهل این را که: از کجا آمد؟!
روزیِّ آب و نان نمیفهمد
این کریمی که ما شناخته ایم
ازدحام دُکان نمیفهمد
بعد از اینکه غذا گرفتی هم
داخل صف بمان نمیفهمد
شیطنت های بچه را از عمد
پدر مهربان نمیفهمد
اختیاراً تقلب ما را
موقع امتحان نمیفهمد
پرده ای بر دلش نشسته اگر
روضه را روضه خوان نمیفهمد
گفت زینب: حسین برگردیم
شأن ما را سنان نمیفهمد
ای برادر بس است خطبه نخوان
حرمله که زبان نمیفهمد
برق انگشترت مرا ترساند
باز دارم گمان نمیفهمد…
.
…دست خود را نیاوری بالا
به خدا ساربان نمیفهمد
بعد تو صورت رباب دگر
معنی سایبان نمیفهمد
آیه های لب تورا که کسی
غیر از این خیزران نمیفهمد
چوب خوردی ولی ظفر با توست
اربعین مقصد سفر تا توست
رضا قربانی
ادامه مطلب

سلام ِ من به تو ای کوهِ زینب
رسیدم کربلا ای روح ِ زینب
شکسته کشتی ام ای نوح ِ زینب
کجا خوابیده ای مذبوح ِ زینب؟

ادامه مطلب

آورده ام بهر زیارت کاروان را
یک کاروان از یاس های ارغوان را
بالا سر و، پایینِ پا، فرقی ندارد
بنشانده ام پیش تو این قَدّ کمان را

ادامه مطلب

شبیـه جـام ، که دنـبال باده آمــده است
بـرای رفعِ عـطــش دل به جـاده آمده است
دلی که اهــل نـظـر می شوند تسـلیمش
اراده کـرده ای و بـی اراده آمـده اسـت
به هر طریق که می شد گذشته از همه چیز
در این طریق اگر صاف و ساده آمده است
به سمت طور قدم می زنــم شبیهِ کـلیــم
بگو به کفش ، که بی استفاده آمده است
شــریک ذرّه ای از دردِ خانواده ی توست
کسی که در پی او خــانواده آمـده است
بزرگ زاده ی عالم ، ببین ز سمت نجف
هزار طایـفه چــون بنده زاده آمده است
به عشق ساقیِ بی دستِ کربلات ، ای شاه
چه قدر مستِ دل از دست داده آمده است !
به جــای طفلک جا مانده در خرابه ی شام
چه قــدر “بچّه سه ساله” پیاده آمده است !
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


