يا عطشان
اي قلم ننويس بابا آب داد
شرم كن بنويس بابا تشنه بود
تاريخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 | 9:52 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید



