به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم

ندارم هیچ اگر در کف خط آزادیی دارم

به من کی می رسد با پای چو بین زاهد خود بین

که من چون جذبه دریای رحمت هادیی دارم

میفکن ای فلک در جنگ با من تخم سست خود

که از دل در بغل من بیضه فولادیی دارم

بر اوراق جهان از خط باطل چون جوانمردان

به اقبال سبکدستی خط آزادیی دارم

سبک از خود برون آیند چون آه از دل عاشق

اگر دانند بیدردان که من چون وادیی دارم

ز بیم آتش سوزان دلم چون بید می لرزد

دو روزی همچو گل در بوستان گر شادیی دارم

چرا چون سرو از بیم خزان بر خویشتن لرزم

که از بی حاصلی در کف خط آزادیی دارم

مکن صائب ملامت گر ندارم خواب در شبها

به ابکار معانی در نظر دامادیی دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم

مرا دریاب ای برق بلا تا حاصلی دارم

تمنای رهایی چون به گرد خاطرم گردد

تو غافل گیر و من مرغ نگاه غافلی دارم

به ناخن جوی شیر از سنگ می باید برآوردن

به این بی دست و پایی طرفه کار مشکلی دارم

نپیچم گردن تسلیم اگر دشمن سرم خواهد

اگر چه تنگدست افتاده ام دست و دلی دارم

تو ای زاهد برو در گوشه محراب ساکن شو

که من چون درد و داغ عشق جا در هر دلی دارم

عجب دارم به دیوان قیامت در حساب آیم

که من از دفتر ایجاد، فرد باطلی دارم

به من باد مخالف حمله می آرد، نمی داند

که من چون دامن تسلیم در کف ساحلی دارم

زبیقدری چنین بی دست و پا گردیده ام صائب

اگر دست مرا گیرند دست قابلی دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

لب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم

نگه دارد خدا از چشم بد خوش عالمی دارم

به جای جوهر از آیینه ام زنگار می جوشد

گوارا باد عیشم، خوش بهار خرمی دارم

دو عالم آرزو در سینه دارم با تهیدستی

بیابان در بیابان کشت و ابر بی نمی دارم

فراغت دارد از ناز طبیبان درد بی درمان

پریشان نیستم هر چند حال درهمی دارم

اشارت برنمی دارد دل وحشی نژاد من

چو ماه نو ازین هنگامه فکر پس خمی دارم

نسیم صبحم، از من خویشتن داری نمی آید

گره وا می کنم از کار مردم تا دمی دارم

شکوه لاله ام را کوه و صحرا برنمی تابد

که در هر نقطه داغی سواد اعظمی دارم

به نقش کم زبازیگاه عالم برنمی خیزم

امیدم بی شمار افتاده گر نقش کمی دارم

به خورشید بد اختر چون نمایم گوهر خود را

که در یک دم به چشمم می خورد گر شبنمی دارم

تو کز دل بی نصیبی سیر کن در عالم صورت

که من چون غنچه در هر پرده دل عالمی دارم

ز راز آسمانی چون نباشم با خبر صائب

که من چون کاسه زانوی خود جام جمی دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

نیم بیدرد دایم پیچ و تاب ساکنی دارم

چو نبض ناتوانان اضطراب ساکنی دارم

ز سوز عشق ازین پهلو به آن پهلو نمی گردم

درین دریای پر آتش کباب ساکنی دارم

مشو ای آهنین دل از کمند جذبه ام غافل

که چون آهن ربا در دل شتاب ساکنی دارم

ربایم هر که را از گلرخان بر من گذار افتد

ز حیرت گر چه چون آیینه آب ساکنی دارم

ندارم در گره چیزی که ارزد بیقراری را

درین دریای پرشورش حباب ساکنی دارم

گره گردیده ام چون کهربا هر چند در ظاهر

نهان در پرده دل اضطراب ساکنی دارم

به آواز جرس نتوان مرا بیدار گرداندن

که من همچون ره خوابیده خواب ساکنی دارم

علاج شعله سرکش ز آب نرم می آید

سوال تند دشمن را جواب ساکنی دارم

ز سرعت گر چه روی سیل را بر خاک می مالم

به قدر آرزومندی شتاب ساکنی دارم

اگر چه دور گردان می شمارندم ز بیدردان

به هر رگ چون ره خوابیده خواب ساکنی دارم

تو ای سیل سبکرو وصل دریا را غنیمت دان

که من چون آهن و فولاد آب ساکنی دارم

امید صلح هر جا هست از خود می دوم بیرون

به هر جا تند باید شد عتاب ساکنی دارم

به ظاهر چون کتان در پرتو مهتاب اگر محوم

به تار و پود هستی پیچ و تاب ساکنی دارم

ندارم با کمال ناامیدی موج بیتابی

درین دریای پر وحشت سراب ساکنی دارم

به جای دعوی از حرفم تراوش می کند معنی

خم سربسته ام بوی شراب ساکنی دارم

عجب دارم نسوزد دانه ام را برق نومیدی

که چشم آبیاری از سحاب ساکنی دارم

ز من صائب درین بستانسرا تندی نمی آید

گل نشکفته ام، بوی گلاب ساکنی دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

به دست بسته دستی در سخاوت چون سبو دارم

که چندین جام خالی را زاحسان سرخ رو دارم

چه با من می تواند کرد درد و داغ ناکامی

که من دارالامانی چون دل بی آرزو دارم

مرا در حلقه آزادگان این سرفرازی بس

که با بی حاصلی چون سرو خود را تازه رو دارم

غبارآلود مطلب نیست چون طوطی کلام من

از آن در خلوت آیینه راه گفتگو دارم

کنم گلگونه روی شجاعت شیرمردان را

درین بستانسرا چون تیغ اگر آبی به جو دارم

مرا جز پاکبازی مدعایی نیست از هستی

اگر پاس نفس دارم برای رفت و رو دارم

گر از من طاعت دیگر نمی آید به این شادم

که از اشک ندامت روز و شب دایم وضو دارم

تعجب نیست از گفتار من گر بوی خون آید

که تیغ آبدار اشک دایم بر گلو دارم

امید پرده پوشی دارم از موسی سفید خود

زهی غفلت که از تار کفن چشم رفو دارم

نشد از وصل چون پروانه کم بیتابی شوقم

همان از شمع آتش زیر پای جستجو دارم

چه افتاده است دردسر دهم صائب عزیزان را

که من چون خون شراب بی خماری در سبو دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم

ندارم هیچ اگر در دست دامان شبی دارم

ندارم در بساط آسمان گر اختر سعدی

ز داغ ناامیدی سینه پر کوکبی دارم

شوم با خار و گل یکرنگ ناسازی نمی دانم

درین گلزار چون شبنم دل خوش مشربی دارم

ز دامان اجابت باد کوته دست امیدم

بغیر از ترک مطلب در دعا گر مطلبی دارم

ز فریاد گلو سوزم چو نی معلوم می گردد

که پیوند نهانی بابت شکر لبی دارم

از آن گوی سعادت در خم چوگان من رقصد

که در مد نظر دایم ترنج غبغبی دارم

نباشد چون مسلسل ناله درد آشنای من

که من در دست چون زلف دراز او شبی دارم

مزاج نازک دلدار را فهمیده ام صائب

به انداز زمین بوسش زبرگ گل لبی دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم

که مشکل عقده ها در پیش از آن چین جبین دارم

مکن گستاخ سیر گلستانش ای تماشایی

که در هر رخنه دیوار آهی در کمین دارم

دمی صد بار در اشک را بر چشم می مالم

تهیدستم، چه سازم یادگار دل همین دارم

ز من دارند ابر و برق، سوز و گریه را صائب

به این بی حاصلی هر گوشه ای صد خوشه چین دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم

ز محتاجان به گرد خویش چندین خوشه چین دارم

مرا بی همدمی مهرلب و بند زبان گشته

وگرنه ناله ها چون نی گره در آستین دارم

به جای خوشه افشانم اگر خرمن به دامانش

همان از باددستی انفعال از خوشه چین دارم

مرا خونگرمی منت ز کوری پیش می سوزد

ز میل توتیا در چشم میل آتشین دارم

نیم ایمن ز تیغ انتقام چرخ کم فرصت

چو مینا خنده را با گریه در یک آستین دارم

نگردد سنبلستان چون بیابان جنون از من

که سرمشق جنون زان خط و خال عنبرین دارم

ز پاس دل مشو در زلف عنبر فام خود غافل

که روشن این شبستان راز آه آتشین دارم

شود مقبول در درگاه حق چون سجده شکرم

که داغ لعنت از درگاه دو نان بر جبین دارم

درین گلزار چون گل خرده خود جمع چون سازم

که از هر شبنم او چشم شوری در کمین دارم

نیم چون دیگران گر صاحب خرمن، نیم غمگین

بحمدالله که از قسمت زبان گندمین دارم

کند در یک نفس طی هفتخوان آسمانها را

براقی کز دل بیتاب، من در زیر زین دارم

نگردد چون به چشمم عالم روشن سیه صائب

که رو در مردمان از نامجویی چون نگین دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

غبار خط یارم توتیا در آستین دارم

به دامن نور بینایی جلا در آستین دارم

نیند این بسته چشمان لایق تشریف پیراهن

و گر نه بوی یوسف چون صبا در آستین دارم

به ظاهر در نظرها چون قلم گر خشک می آیم

چو افتد کار بر سر گریه ها در آستین دارم

مرا بی همدمی مهر لب و بند زبان گشته

وگرنه همچو نی فریادها در آستین دارم

به اوراق پر و بالم ز غفلت سرسری مگذر

که من از سایه دولت چون هما در آستین دارم

مدار از من دریغ ای ابر رحمت گوهر خود را

که من چون تاک صد دست دعا در آستین دارم

هزاران چشم در دنبال دارد هرپر کاهی

و گرنه جذبه ها چون کهربا در آستین دارم

ز بس چون غنچه گل زین جهان تنگ دلگیرم

مرا هر کس که چیند خونبها در آستین دارم

به خون گل مزن دست ای چمن پیرا به دامانم

که جوی خون از آن گلگون قبا در آستین دارم

مکن در راه من چاه حسد، ای خصم کوته بین

که من از راستی چندین عصا در آستین دارم

بیفشان برگ از خود گر نوا زین باغ می خواهی

که من چون نی ز بی برگی نوا در آستین دارم

حضور دل مرا چون غنچه در تنگی بود صائب

وگرنه خنده های دلگشا در آستین دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:29 PM

ز دامن نگذرد پای زمین گیری که من دارم

گران محمل تر از خواب است شبگیری که من دارم

کند خون در جگر بسیار نعمتهای الوان را

درین مهمانسرا چشم و دل سیری که من دارم

شود سیر از جهان برهر که افتد چشم سیر من

کدامین کیمیاگر دارد اکسیری که من دارم

من و نالیدن از سودای عشق او معاذالله

نمی آید صدا بیرون ز زنجیری که من دارم

ز وحشت خانه صیاد داند سایه خود را

درین وادی نظر بر صید نخجیری که من دارم

ز خجلت آه بی تاثیر من در دل بود دایم

ز ترکش بر نیاید از کجی تیری که من دارم

نمی باید سلاحی تیز دستان شجاعت را

که در سرپنجه خصم است شمشیری که من دارم

شراب کهنه در پیری مرا دارد جوان دایم

که دارد از مریدان این چنین پیری که من دارم

مگر در خواب بیند کعبه مقصود را صائب

درین وادی ز عزم سست شبگیری که من دارم

ادامه مطلب
پنج شنبه 3 تیر 1395  - 4:28 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5007848
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث