به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

پیر بر زندگی افزون ز جوان می لرزد

برگ بر خویش در ایام خزان می لرزد

نیست تاب نفس سرد دل روشن را

شمع در وقت سحرگاه ازان می لرزد

دل ز آسودگی جسم نیاید به قرار

شد زمین ساکن و این خانه همان می لرزد

از جلای دل خود هر که به تن پردازد

ساده لوحی است که بر آینه دان می لرزد

می شود از در نابسته پریشان، خاطر

دل آسوده ز چشم نگران می لرزد

مهد آرام پریشان سخنان خاموشی است

بیشتر بر سر گفتار زبان می لرزد

وطن از یاد به خونگرمی غربت نرود

آب در لعل گران قیمت ازان می لرزد

دل به جان لرزد ازان قامت چون تیر خدنگ

آنچنان کز قدر انداز نشان می لرزد

در ته آب بقا پاس نفس می دارد

زیر شمشیر تو هرکس که به جان می لرزد

به زر قلب اگر یوسف خود بفروشم

دلم از غبن خریدار همان می لرزد

گر چه فرسوده شد از خوردن نان دندانش

کوته آندیش همان در غم نان می لرزد

آنچنان کز نفس سرد خزان لرزد برگ

صائب از گرمی احباب چنان می لرزد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

در حریمی که گل روی ایاغ افروزد

خار در دیده آن کس که چراغ افروزد

لاله تربتش آتش به ته پا دارد

در دل هر که طلب شمع سراغ افروزد

می شود فاخته ای جامه مینایی سرو

گر چنین ناله گرمم رخ باغ افروزد

روزگاری است که در ساغر خورشید، شراب

آنقدر نیست که یک ذره دماغ افروزد

آن که ترساندم از داغ، به آن می ماند

که کسی کوری پروانه چراغ افروزد

هر که در مذهب ما غیرت مشرب دارد

شب آدینه به میخانه چراغ افروزد

انفعالی که ز داغ دل من لاله کشید

شرم بادش که دگر چهره باغ افروزد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

صبر را زمزمه من سفری می سازد

کوه را ناله من کبک دری می سازد

پر کاهی است به دوش دل سودازده ام

کوه دردی که فلک را کمری می سازد

در جوانی ز ثمر قامت نخل است دو تا

راستی سرو مرا بی ثمری می سازد

نکند صبر به زندان فلک، جان چه کند؟

مرغ در بیضه به بی بال و پری می سازد

عقل در کاسه سر عشق شد از بیخبری

دیو را باده گلرنگ پری می سازد

هر که را آینه چون آب مصفا شده است

با گل و خار ز روشن گهری می سازد

به شکستی که ز دوران رسد آزرده مباش

که تمامی مه نو را سپری می سازد

می شود از جگر سنگ چراغش روشن

هر که چون لاله به خونین جگری می سازد

می جهد از خم چوگان حوادث گویش

چون فلک هر که به بی پا و سری می سازد

آه سردست علاج دل غمگین صائب

غنچه را صحبت باد سحری می سازد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

سینه را تیره هوا و هوسی می سازد

وقت آیینه مکدر نفسی می سازد

دل معشوق اگر بیضه فولاد بود

ناله سینه شکافم جرسی می سازد

راستی پیشه خود کن خیانت کردن

در و دیوار جهان را عسسی می سازد

چون گل از پوست برون خنده زنان می آید

هر که چون غنچه به صاحب نفسی می سازد

چه شود گر به شکر خنده مرا شاد کنی؟

شهد با آنهمه شان با مگسی می سازد

نیست در کار، شتاب اینهمه در سوختنم

با سپند آتش سوزان نفسی می سازد

دل ارباب هوس هر نفسی در جایی است

کی سگ هرزه مرس با مرسی می سازد؟

در پس پرده تزویر و ریا زاهد خشک

عنکبوتی است که دام مگسی می سازد

هر دمی کز سر صدق است اثرها دارد

صبح صد شمع خموشی از نفسی می سازد

بودم از ناکسی خویش خجل، زین غافل

که ازین خاک سیه عشق کسی می سازد

روح در جسم محال است بماند صائب

طایر قدس کجا با قفسی می سازد؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

چه میان است که دایم چو دل من لرزد

اینقدر مور مگر بر سر خرمن لرزد؟

عجبی نیست ز تأثیر نظربازیها

که دل چشمه خورشید به روزن لرزد

سخن از موی میان و سر زلفش مکنید

مپسندید کز این بیش دل من لرزد

دانه ام خال لب کشت شد از سوختگی

در زمینی که دل برق به خرمن لرزد

تنگ چشمی اگر (از) خاک چنین گیرد اوج

دل عیسی به سر سوزن آهن لرزد

لرزش مردم عالم به سر دین و دل است

دل صائب به سر طره پرفن لرزد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد

گر بود خضر، دل خویش به چاه اندازد

گرد بر دامن دریای کرم ننشیند

ابر اگر سایه رحمت به گیاه اندازد

عقده مشکل ما را به نسیمی دریاب

تا به کی آه به اشک، اشک به آه اندازد؟

در گذر از سر نظاره آن قد بلند

کاین تماشا ز سر چرخ کلاه اندازد

دور باش مژه از هر دو طرف استاده است

زهره کیست بر آن چشم نگاه اندازد؟

شکوه در دل گره و جرأت گفتارم نیست

مگر این سلسله را اشک به راه اندازد

صائب از درد تغافل دل اگر خون گردد

به ازان است کسی رو به نگاه اندازد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

اشک را دیده من گوهر غلطان سازد

آه را سینه من سنبل و ریحان سازد

هست چون تیغ دودم در نظر غیرت من

حسن را آینه هر چند دو چندان سازد

گریه از جا نبرد حسن گران تمکین را

سرو را آب محال است خرامان سازد

پرده پوشی طمع از پرده دران نتوان داشت

چون کسی عیب خود از آینه پنهان سازد؟

شور محشر که کند زیر و زبر عالم را

وقت ما را نتوانست پریشان سازد

عیب خود صاف ضمیران نتوانند نهفت

مرده را آب محال است که پنهان سازد

زرد رویی نکشد روز قیامت صائب

هر که با خون دل از نعمت الوان سازد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

زهر را صبر جوانمرد شکر می سازد

خار را نخل برومند ثمر می سازد

سر ما گرد سر دار فنا می گردد

میوه چون پخته شود برگ سفر می سازد

تو نداری سر آمیزش عاشق، ورنه

با لب خشک صدف آب گهر می سازد

ناوک غمزه ز الماس ترازو شده است

طاقت ساده دل از موم سپر می سازد

چون برم پی به سر خویش، که نیرنگ قضا

هر گل صبح، مرا رنگ دگر می سازد

هر سبکسیر درین دشت کمندی دارد

دل بیتاب مرا موی کمر می سازد

صائب از پرتو خورشید تواند گل چید

هر که چون شبنم گل، دیده سپر می سازد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

گوهر عکس لبش گر به شراب اندازد

کله عیش، می از جوش حباب اندازد

جدل شبنم و خورشید بود مشت و درفش

خرد آن به که سپر پیش شراب اندازد

کوس شهرت زند از خم چو فلاطون هرکس

خشت برگیرد و از دست کتاب اندازد

هر که خواهد که کند مشکل عالم را حل

دفتر عقل همان به که در آب اندازد

نه ز مستی است نمک گر به شراب افکندم

چشم تا چند به روی تو حباب اندازد؟

غلط اندازی حسن است که آب حیوان

پرده بر روی خود از موج سراب اندازد

خواب مخمل نبود در گرو افسانه

بخت کی گوش به افسانه خواب اندازد؟

نگرفته است کس آیینه خورشید به موم

چون به رخسار تو مشاطه نقاب اندازد؟

صائب از بحر به یک جرعه برآوردی گرد

در خور ظرف تو، ساقی چه شراب اندازد؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

 

باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد

لرزه بر دست نگارین بهار اندازد

آب آیینه ز شرم خط او چون خس و خار

هر نفس جوهر خود را به کنار اندازد

شرم رخسار تو صد پرده خونین از گل

هر سر سال به رخسار بهار اندازد

زلف رخساره خورشید شود شبگیرم

شوق اگر سایه بر این مشت غبار اندازد

پیشگاه حرم و دیر گریبان چاک است

تا کجا غمزه او طرح شکار اندازد

گر مرا حوصله فقر نباشد چه عجب

که تهیدستی، آتش به چنار اندازد

کلک صائب چو گشاید گره از زلف سخن

تاب در نافه آهوی تتار اندازد

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 5:21 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5095735
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث