به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ای ترا در سینه هر ذره پنهان رازها

در میان مهر خاموشی گره آوازها

در تلاش جستجویت سر به هم آورده اند

مقطع انجام ها و مطلع آغازها

در زمین بوس جلالت، طایران قدس را

آه خون آلود گردد رشته پروازها

یک دل بیدار در نه پرده افلاک نیست

پرده خواب است گویا پرده این سازها

در دل کان گوهر و در چشم دریا نم نماند

خامه صائب همان در پرده دارد رازها

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:56 PM

می کشد هر لحظه بزم تازه ای بر روی ما

داغ دارد جام جم را کاسه زانوی ما

سایه زخم دورباش از وحشت ما می خورد

جوهر شمشیر داند سبزه را آهوی ما

می پرد شم حباب ما همان از تشنگی

گر چه پیوسته است با دریای رحمت، جوی ما

می توان بر خاک خون آلود ما کردن نماز

آب شمشیر شهادت داده شست و شوی ما

گر چه در مصر فراموشی مقید مانده ایم

می رسد چون جامه یوسف به کنعان بوی ما

آن که از پهلوی چرب ما چراغش نور یافت

می کند پهلو تهی امروز از پهلوی ما

غنچه دلگیر ما را برگ شکرخند نیست

ای نسیم عافیت، شبگیر کن از کوی ما

تازه دارد چهره خود را به آب تیغ کوه

داغ دارد باغبان را لاله خودروی ما

بلبل ما از گرفتاری ندارد شکوه ای

خنده گل می کند چاک قفس بر روی ما

ناله جغدست در گوشش نوای عندلیب

هر که صائب آشنا گردد به گفت و گوی ما

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما

چون خزان در برگریزان است گلریزان ما

ما چو گل سر را به گلچین بی تأمل می دهیم

دست خالی برنگردد دشمن از میدان ما

ما به همت سرخ رویی را به دست آورده ایم

خشک از دریا برآید پنجه مرجان ما

غنچه دلگیر ما را باغ ها در پرده هست

می کند یوسف تلاش گوشه زندان ما

هستی جاوید ما در نیستی پوشیده است

در سواد فقر باشد چشمه حیوان ما

ما و صبح از یک گریبان سر برون آورده ایم

تازه رو دارد جهان را چهره خندان ما

گوهر شهوار، گردد مهره گل در صدف

گر بشوید بحر از گرد گنه دامان ما

ما چنین گر واله رخسار او خواهیم شد

بستگی در خواب بیند دیده حیران ما

گر چه طوفان از جگرداری است بر دریا سوار

دست و پا گم می کند در بحر بی پایان ما

در ریاض جان ز آه سرد ما خون می چکد

بی طراوت از سفال جسم شد ریحان ما

جسم خاکی جان ما را پخته نتوانست کرد

خامتر شد زین تنور سرد صائب نان ما

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

دلبر محجوب می خواهد دل پر خون ما

غنچه نشکفته باشد سبز ته گلگون ما

از حجاب ظلمت این دیوانه بیرون آمده است

دیده آهو نگردد رهزن مجنون ما

از غبار عقل لوح خاطر ما ساده است

زلف لیلی می کند فراشی هامون ما

از برومندی چو شاخ گل به رقص آورده است

چوب خشک دار را جوش نشاط خون ما

گر چه ما در باددستی چون حباب افسانه ایم

دیده دریا بود بر کاسه وارون ما

راز پنهانی که جم در جام نتوانست دید

بی حجاب از خشت خم می بیند افلاطون ما

نکته دلچسب ما با خامشی هم چاشنی است

خامه را بی شق کند شیرینی مضمون ما

با کمال نازکی افکار ما بی مغز نیست

هر حبابی کشتی نوحی است در جیحون ما

هر که با ما همسفر شد روی آسایش ندید

عقده منزل ندارد جبهه هامون ما

در ریاض آفرینش چون دو سرو توأمند

حسن روزافزون یار و عشق روزافزون ما

عشق تا مشاطه افکار ما صائب شده است

خال کنج لب بود هر نقطه موزون ما

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما

از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما

از خزف ناز گهر از بردباری می کشیم

سنگ کم گردد تمام از پله میزان ما

رزق ما آید به پای میهمان از خوان غیب

میزبان ماست هر کس می شود مهمان ما

ما به تردستی زبان خصم کوته می کنیم

سبز سازد خار دامنگیر را دامان ما

نشأه رطل گران از سنگ می یابیم ما

هست در آزادی اطفال گلریزان ما

می کنیم از ترزبانی دشمنان را مهربان

می کند شیرین زمین شور را باران ما

نیست چون آیینه تصویر، امید نجات

عکس روی یار را از دیده حیران ما

غافلان را شهپر طاوس می آید به چشم

بس که رنگین شد ز الوان گنه دامان ما

در گرفتاری ز بس ثابت قدم افتاده ایم

برنخیزد ناله از زنجیر در زندان ما

ما ز گل پیراهنان صائب به بویی قانعیم

از نسیمی یوسفستان می شود زندان ما

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما

رو نمی تابیم از سیلاب، دریابیم ما

پرده غفلت نمی گردد بصیرت را حجاب

گر چه از پوشیده چشمانیم، بیناییم ما

مطلب ما گوهر عبرت به دست آوردن است

گر به ظاهر همچو طفلان در تماشاییم ما

شبنم ما را ز گل آتش بود در زیر پا

کز نظربازان آن خورشید سیماییم ما

وحشت ما کم نگردد ز اجتماع دوستان

چون الف با هر چه پیوندیم، تنهاییم ما

نیست خواب غفلت ما را به بیداری امید

چون ره خوابیده در دامان صحراییم ما

کرده ایم از خودحسابی نقد بر خود حشر را

فارغ از اندیشه دیوان فرداییم ما

با رفیقان موافق، بند و زندان گلشن است

هر که شد دیوانه، چون زنجیر همپاییم ما

سیل نتواند غبار ما ز کوی یار برد

کز نظربندان آن مژگان گیراییم ما

پیش پا دیدن ز ما صائب نمی آید چو شمع

بس که محو جلوه آن قد رعناییم ما

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما

تیغ خونخوار تو باشد سبز ته گلگون ما

دور گردی می کند نزدیک، راه دور را

ناز لیلی شد نیاز از وحشت مجنون ما

قطره شبنم چه باشد کز هوا باید گرفت؟

شرم دار ای شاخ گل از دیده پر خون ما

ما به خون خود چو داغ لاله از بس تشنه ایم

خاک را رنگین نسازد کاسه وارون ما

سینه بی کینه ما را گشاد دیگرست

برق را سوزد نفس چون لاله در هامون ما

تا رسیدن، باده را با خم مدارا لازم است

ورنه بیزار از تن خاکی است افلاطون ما

با هوسناکان دلیر از خاک ما نتوان گذشت

پوست بر تن می درد گر مرده باشد خون ما

حسن او از هاله خواهد حلقه کردن نام ماه

گر چنین خواهد فزود از عشق روزافزون ما

پای جوهر از دم شمشیر می پیچد به هم

تند مگذر زینهار از مصرع موزون ما

گر چه دارد بلبل ما تازه روی باغ را

برگ سبزی نیست صائب زین چمن ممنون ما

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم ما

دست و تیغ عشق را زخم نمایانیم ما

می توان از شمع ما گل چید در صحرای قدس

زیر گردون چون چراغ زیر دامانیم ما

بر بساط بوریا سیر دو عالم می کنیم

با وجود نی سواری برق جولانیم ما

حاصل ما نیست غیر از خارخار جستجو

گردباد دامن صحرای امکانیم ما

از سیاهی داغ ما هرگز نمی آید برون

در سواد آفرینش آب حیوانیم ما

پشت چون آیینه بر دیوار حیرت داده ایم

واله خار و گل این باغ و بستانیم ما

وحشی دارالامان گوشه تنهایی ایم

دشت دشت از سایه مردم گریزانیم ما

دولت بیدار، گرد جلوه شبرنگ ماست

از صفای سینه صبح پاکدامانیم ما

گر چه در ظاهر لباس ماست از زنگار غم

از طرب چون پسته زیر پوست خندانیم ما

از شبیخون خمار صبحدم آسوده ایم

مستی دنباله دار چشم خوبانیم ما

عالمی بی زخم خار از بوی ما آسوده اند

در سفال عالم خاکی چو ریحانیم ما

خرقه از ما می ستاند نافه مشکین نفس

از هواداران آن زلف پریشانیم ما

چشم ما چون زاهدان بر میوه فردوس نیست

تشنه بویی ازان سیب زنخدانیم ما

مشرق خورشید و مه را گل به روزن می زنیم

از نظربازان آن چاک گریبانیم ما

گر چه در نظم جهان کاری نمی آید ز ما

از حدیث راست، سرو این خیابانیم ما

زنده از ما می شود نام بزرگان جهان

این ریاض بی بقا را آب حیوانیم ما

هر که با ما می کند نیکی، نمی پاشد ز هم

رشته شیرازه اوراق احسانیم ما

روزی ما را ز خوان سیر چشمی داده اند

بی نیاز از ناز نعمت های الوانیم ما

صاحب نامند از ما عالم و ما تیره روز

چون نگین در حلقه گردون گردانیم ما

حلقه چشم غزالان حلقه زنجیر ماست

دایم از راه نظر دربند و زندانیم ما

گر چراغ بزم عالم نیست صائب کلک ما

چون ز بخت تیره دایم در شبستانیم ما؟

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما

مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما

صحبت ما میهمان را سیر می سازد ز جان

جز لب افسوس نبود لقمه ای بر خوان ما

خون ما روی زمین را شستشویی می دهد

در تنور خاک چون پنهان شود طوفان ما؟

خون غیرت در دل رحمت نمی آید به جوش

تا نگردد لاله زار از داغ می دامان ما

در سواد دیده ما عیب می گردد هنر

سنگ گوهر می شود در پله میزان ما

بازی عشرت مخور از خنده ما همچو برق

گریه ها در پرده دارد چهره خندان ما

ما چرا سر در سر اندیشه سامان کنیم؟

آن که سر داده است، آخر می دهد سامان ما

این جواب آن غزل صائب که ملا گفته است

از پی آن آفتاب است اشک چون باران ما

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

ای ز مژگان تو در چشم گلستان خارها

گل ز سودای رخت افتاده در بازارها

هر سحرگه کیمیای سرخ رویی می زند

آفتاب رحمت عام تو بر دیوارها

اهل تقوی هر سحر در قلزم خون می کشند

همچو صبح از دستبرد غمزه ات دستارها

کمترین بازی درین میدان بود سر باختن

در کف طفلان چو چوگان است اینجا دارها

چشم پر کار تو از اهل سلامت می کشد

نغمه اقرارها از پرده انکارها

تا نیارد بخیه راز ترا بر روی کار

چرخ دارد از کواکب بر دهن مسمارها

چار بازار عناصر پر مکرر گشته است

وقت آن آمد که برچینند این بازارها

خاکساران غافل از احوال عالم نیستند

در بغل آیینه ها دارند این دیوارها

ما نه مرد گفتگوی عشق بودیم از ازل

جست برقی، آب شد مهر لب گفتارها

گر چنین عشق حقیقی بر تو پرتو افکند

خط کشد فکر تو صائب بر سر گفتارها

ادامه مطلب
دوشنبه 17 خرداد 1395  - 5:49 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5121443
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث