سلطان کربلا

جستجو


دانشنامه عاشورا

 

خطبه حضرت امام حسین (ع) در وقت ممانعت حُرّ


و چون حرّ بن یزید ریاحی از حرکت آن حضرت به کوفه و یا مراجعت به مدینه بشدّت منع کرد، آن حضرت در ذِی حَسَم بپاخاست و طبق روایت طبری در «تاریخ از عَقَبه بن أبی العیزاز:
فَحَمِدَ اللَهَ وَأَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ: أَمَّا بَعْدُ؛ إنَّهُ قَدْ نَزَلَ مِنَ الاْمْرِ مَا قَدْ تَرَوْنَ. وَإنَّ الدُّنْیَا قَدْ تَغَیَّرَتْ وَتَنَکَّرَتْ وَأَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا وَاسْتَمَرَّتْ حَذَّآءَ، فَلَمْ یَبْقَ مِنْهَا إلاَّ صُبَابَه کَصُبَابَه الاْءنَآءِ، وَخَسِیسُ عَیْشٍ کَالْمَرْعَی الْوَبِیلِ. أَلاَ تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لاَیُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لاَیُتَنَاهَی عَنْهُ!؟ لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی لِقَآءِ اللَهِ مُحِقًّا؛ فَإنِّی لاَأَرَی الْمَوْتَ إلاَّ سَعَادَه، وَلاَ الْحَیَوه مَعَ الظَّالِمِینَ إلاَّ بَرَمـًا. [21]
«پس حمد خداوند را بجای آورد و ثنای او بگفت و سپس فرمود:
امّا بعد، این شدّت و بلائی که بر ما فرود آمده است شما در مرأی و مَسمع خود می‌بینید؛ دنیا و جریان امور روزگار واژگونه شده و چهره زشت و کریه خود را نشان داده است نیکوئیهای دنیا همه پشت کرده‌اند، و دنیا بر همین روش شتابان می‌گذرد؛ و چیزی از آن نمانده است مگر اندکی که مانند قطراتِ آب در ته ظرف جمع شود؛ یا زندگی پست و ناچیزی که چون چراگاه دِرو شده خراب و درهم باشد. آیا نمی‌بینید که به حقّ عمل نمی‌شود؟! و از باطل جلوگیری به عمل نمی‌آید؟! و در این صورت حتماً باید مؤمن حقّ جو، طالب دیدار خدا و لقای حقّ بوده باشد. من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمکاران را جز ملالت و خستگی و کسالت نمی‌نگرم »

 

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 18 آذر 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

امام حسین (ع) و مذمت اهل دنیا


قَالَ الْفَرَزْدَقُ: لَقِیَنِی الْحُسَیْنُ علیه‌السلام فِی مُنْصَرَفِی مِنَ الْکُوفَه. فَقَالَ: مَا وَرَاکَ یَا أَبَا فِرَاسٍ؟!
قُلْتُ: أَصْدُقُکَ؟! قَالَ علیه‌السلام: الصِّدْقَ أُرِیدُ!
قُلْتُ: أَمَّا الْقُلُوبُ فَمَعَکَ، وَأَمَّا السُّیُوفُ فَمَعَ بَنِی أُمَیَّه؛ وَالنَّصْرُ مِنْ عِنْدِ اللَهِ.
قَالَ: مَا أَرَاکَ إلاَّ صَدَقْتَ! النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَالدِّینُ لَغْوٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ بِهِ مَعَایِشُهُمْ؛ فَإذَا مُحِّصُوا بِالْبَلاَ´ءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.

 

«فرزدق می‌گوید: چون از درنگ در کوفه انصراف پیدا کرده باز می‌گشتم حسین علیه السّلام مرا در راه دیدار کرد و گفت ای أبوفراس پشت سرت چه خبر بود؟

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 18 آذر 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

اشعار حضرت امام حسین (ع) در جواب سوال فرزدق در مورد حرکت به‌سوی کوفه


و چون آن حضرت به صَوب کوفه کوچ می‌فرمود، فَرَزْدَق بن غالب که از شعرای نامی آن عصر بود، با آن حضرت در راه برخورد نموده و در ضمن ملاقات معروض داشت ای پسر رسول خدا! چگونه به اهل کوفه اعتماد می‌نمائی و اینان همانهائی هستند که پسر عمویت مُسلم‌بن عقیل و پیروان او را کشتند!؟
حضرت برای مسلم طلب رحمت نمودند و فرمودند: مسلم به سوی رَوح خدا و رضوان خدا رهسپار شد. آنچه بر عهده داشت انجام داد؛ و آنچه ما بر عهده داریم هنوز بر ذمّه ماست و این اشعار را انشاد فرمود:
وَإنْ تَکُنِ الدُّنْیَا تُعَدُّ نَفِیسَةً وَإنْ تَکُنِ الاْبْدَانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ وَإنْ تَکُنِ الاْرْزَاقُ قِسْمـًا مُقَدَّرًا وَإنْ تَکُنِ الدُّنْیَا تُعَدُّ نَفِیسَةً فَدَارُ ثَوَابِ اللَهِ أَعْلَی وَأَنْبَلُ فَقَتْلُ امْرِی‌ٍ بِالسَّیْفِ فِی اللَهِ أَفْضَلُ فَقِلَّه حِرْصِ الْمَرْءِ فِی‌الْکَسْبِأَجْمَلُ فَمَا بَالُ مَتْرُوکٍ بِهِ الْمَرْءُ یَبْخَلُ [19]

 

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 18 آذر 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

خطبه حضرت امام حسین (ع) در مکّه مکرمه در حین اراده خروج به کربلا وبلاگ راسخون بلاگ rasekhoon rasekhonblog

 

وَ رُوِیَ أَنَّهُ علیه‌السلام لَمَّا عَزَمَ عَلَی الْخُرُوجِ إلَی الْعِرَاقِ قَامَ خَطِیبـًا، فَقَال الْحَمْدُ لِلَّهِ، مَاشَآءَ اللَهُ، وَلاَ قُوَّه إلاَّ بِاللَهِ، وَصَلَّی اللَهُ عَلَی رَسُولِهِ. خُطَّ الْمَوْتُ عَلَی وُلْدِ ءَادَمَ مَخَطَّ الْقِلاَدَه عَلَی جِیدِ الْفَتَه. وَمَا أَوْلَهَنِی إلَی أَسْلاَفِی اشْتِیَاقَ یَعْقُوبَ إلَی یُوسُفَ. وَخُیِّرَ لِی مَصْرَعٌ أَنَا لاَقِیهِ؛ کَأَنِّی بَأَوْصَالِی تَتَقَطَّعُهَا عُسْلاَنُ الْفَلَوَاتِ بَیْنَ النَّوَاوِیسِ وَکَرْبَلا´ءَ؛ فَیَمْلاَنَ مِنِّی أَکْرَاشـًا جُوفـًا، وَأَجْرِبَه سُغْبـًا. لاَ مَحِیصَ عَنْ یَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ. رِضَا اللَهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیْتِ؛ نَصْبِرُ عَلَی بَلاَ´ئِهِ، وَیُوَفِّینَا أُجُورَ الصَّابِرِینَ. لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ لُحْمَتُهُ، وَهِیَ مَجْمُوعَه لَهُ فِی حَظِیرَه الْقُدْسِ، تَقِرُّ بِهِمْ عَیْنُهُ، وَیُنْجَزُ لَهُمْ وَعْدُهُ. مَنْ کَانَ فِینَا بَاذِلاً مُهْجَتَهُ، وَمُوَطِّنـًا عَلَی لِقَآءِ اللَهِ نَفْسَهُ، فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا؛ فَإِنَّنِی رَاحِلٌ مُصْبِحـًا إنْ شَآءَاللَهُ تَعَالَی [18]

«و روایت شده است که چون حضرت سیّد الشّهداء علیه‌السّلام آهنگ خروج به سوی عراق را نمودند در مکّه مکرّمه برای ایراد خطبه ایستاده و چنین گفتند:
حمد و سپاس سزاوار خداست آنچه را که خدا بخواهد خواهد شد. و قوّه و قدرتی نیست مگر بخدا. و درود بر رسول و فرستاده او باد.

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 18 آذر 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

خطبه حضرت امام حسین (ع) در مِنی و دعوت از اصحاب برای تبلیغ ولایت وبلاگ راسخون بلاگ rasekhoon rasekhonblog


چون حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام در سنه 49 هجری به زهر معاویه توسّط جُعده دختر أشعث بن قیس که زوجه آنحضرت بود مسموم شده و به شهادت رسیدند [14] ، پیوسته فتنه و بلاء بالا می‌رفت و شدّت امر بر شیعه بیشتر می‌شد؛ به طوری که در هیچ نقطه از اقطار اسلامی یک ولیّ خدا نبود مگر آنکه بر خون خود ترسان و هراسان بود، و طَرید و شَرید و مَنفور بود؛ و به عکس دشمنان خدا ظاهر و بدون پیرایه و حجاب علناً به بدعت و ضلالت خود مباهات می‌کردند. یک سال [15] قبل از آنکه معاویه بمیرد، حضرت حسین بن علیّ سیّد الشّهداء علیه السّلام عازم حجّ بیت الله الحرام شدند، و با آنحضرت عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عبّاس همراه بودند.
حسین علیه السّلام تمام بنی هاشم را از مردان و زنان و مَوالیان آنها را (غلامان و پسرخواندگان و هم پیمانان و غیرهم و نیز از انصار، آن افرادی را که آنحضرت می‌شناخت و همچنین اهل بیت خود را جمع کرد. و پس از آن رسولانی را اعزام کرد و به آنها دستور داد که یک نفر از اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم را که معروف به زهد و صلاح و عبادت است فرو مگذارید مگر آنکه همه آنها را نزد من در سرزمین مِنَی گرد آورید.
در سرزمین مِنَی در خیمه بزرگ و افراشته آنحضرت بیش از هفتصد نفر مرد مجتمع شدند که همه از تابعین بودند، و قریب دویست نفر از اصحاب رسول خدا صلّی‌الله علیه وآله وسلّم بودند.

 

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 18 آذر 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

پند و اندرزهای امام حسین (ع) درباره: علم، تجربه، شرافت، قناعت، دوستی، تدبیر و مظلوم وبلاگ راسخون بلاگ rasekhoon rasekhonblog


و نیز از کتاب «اعلام الدّین روایتست که
قَالَ علیه‌السلام: دِرَاسَه الْعِلْمِ لِقَاحُ الْمَعْرِفَه. وَ طُولُ التَّجَارِبِ زِیَادَه فِی الْعَقْلِ. وَالشَّرَفُ التَّقْوَی وَالْقُنُوعُ رَاحَه الاْبْدَانِ. وَمَنْ أَحَبَّکَ نَهَاکَ؛ وَمَنْ أَبْغَضَکَ أَغْرَاکَ. [11]
«حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام چنین فرمود: تدریس و تدرّس علم پیوند معرفت است و درازای مدّت تجربه موجب زیادی عقل است و شرف انسان تقوای اوست و قناعت پیشگی راحت بدن است و کسیکه تو را دوست دارد از ناشایستگی تو را منع می‌کند؛ و کسیکه تو را دشمن دارد تو را بکار زشت ترغیب می‌نماید.»

 

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 18 آذر 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

 

نامه حضرت امام حسین (ع) درباره خیر دنیا و آخرت وبلاگ راسخون بلاگ rasekhoon rasekhonblog


و نیز از حضرت صادق علیه السّلام وارد است که فرمود:
حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ أَنَّ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ الْکُوفَه کَتَبَ إلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ:
یَا سَیِّدِی أَخْبِرْنِی بِخَیْرِ الدُّنْیَا وَالاْ´خِرَه!
فَکَتَبَ علیه‌السلام: بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. أَمَّا بَعْدُ، فَإنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَا اللَهِ بِسَخَطِ النَّاسِ کَفَاهُ اللَهُ أُمُورَ النَّاسِ؛ وَمَنْ طَلَبَ رِضَا النَّاسِ بِسَخَطِ اللَهِ وَکَلَهُ اللَهُ إلَی النَّاسِ؛ وَالسَّلاَمُ. [10]

 

نظرات 0 نویسنده : پنج شنبه 18 آذر 1395 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:

صفحات سایت

تعداد صفحات : 26
  • ترجمه سایت
  • آمار
  • لینک دوستان
  • پیوندها

نویسندگان

روز شمار محرم

روزشمار محرم عاشورا

اوقات شرعی


تاریخ روز

ذکر ایام هفته

حدیث

حدیث موضوعی

امکانات جانبی