چگونگی راندن شیطان در قرائت قرآن و نماز
چگونگی راندن شیطان در قرائت قرآن و نماز
![]()
الف: واژه «شیطان» ۸۸ بار در قرآن آمده است. ۶۴ بار به صورت مفرد و معرفه، ۶ بار به صورت مفرد و نکره و ۱۸ بار به صورت جمع به کار رفته است.
نکته دیگر اینکه، لفظ شیطان به تعداد لفظ ملائکه در قرآن آمده است و این به خاطر تقابل شیطان و ملک در ذات خیر و شر و در عدد نفوس و در اصل خلقت است.1
ب: شیطان دشمن دیرینه انسان است که تلاش می کند در مسیر کمال انسان سنگ اندازی نموده، با وسوسه و فتنه انگیزی، با بهره جستن از نکته های منفی موجود در انسان، او را از جاده صلاح و کمال و قرب الهی خارج نموده، همچون خویش، مطرود درگاه الهی نماید؛ لذا خداوند متعال، شیطان را به عنوان دشمن دیرینه انسان معرفی کرده و از انسان میخواهد که مغلوب فریبکاری و ظاهرسازی شیطان نشود.2
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نیز می فرمود: از اهريمن رانده شده، به خدا پناه ببريد؛ زيرا هر كه از او به خدا پناه ببرد، خداوند او را در پناه مى دارد. از فشارها و دميدنها و وسوسههاى او، [به خدا] پناه ببريد.3
يكى از اصحاب پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله می گوید: يك روز با حضرت قدم مىزديم كه در بين راه ديديم دو نفر در حال ناسزا گویی به یکدیگر هستند. حضرت فرمود: اگر يكى از آنها «استعاذه» بگويد، اين حالت شيطانى از آنها دور مى شود.4
ج: شیطان نیز با کمال صراحت و شدت، تهدید به خیانت و راهزنی نموده که «لَاَقعُدَنَّ لَهُم صِرَاطَکَ المُستَقِیم»، و به یقین در سر راه مستقیم تو، برای گمراه سازی آنان مینشینم. و اکیداً سوگند بر«گمراه کردن» بنیآدم یاد کرده است که «فَبِعِزَّتِکَ لَاُغوِیَنَّهُم اَجمَعِین»5 به عزّتت سوگند، همهی آنها را إغواء خواهم کرد و به گمراهی خواهم کشانید.
شیطان پیش از این وقتی برای پدر و مادر ما- آدم و حوا- قسم خورده بود که خیرخواه آنان است،6 آنگونه خیانت کرد، پس اینجا که صریحاً وعده «خیانت» داده است چه خواهد کرد؟
برترین و کارآمدترین ابزار مبارزه و مقابله با شیطان، نماز است که صراط مستقيم انسانيت و معراج وصول الي الله است، بياستعاذه از اين راهزن صورت نگيرد.7
1. «إنَّ الشَّيطانَ لِلإنسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ»(يوسف/5.)؛ «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيطانِ إنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبِينٌ»(بقره/168)؛«اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أولياءَ مِن دُونِي وَ هُم لَکُم عَدُوٌّ»(کهف/50)؛«إنَّ الشَّيطانَ لَکُم عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوَّاً»(فاطر/6).
2. "تَعَوَّذوا بِاللّهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ، فَإِنَّ مَن تَعَوَّذَ بِاللّهِ مِنهُ أعاذَهُ اللّهُ، وتَعَوَّذوا مِن هَمَزاتِهِ و نَفَخاتِهِ ونَفَثاتِهِ". التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص۵۸۴ ح۳۴۷؛ بحارالأنوار: ج۶۳، ص۲۰۴، ح۲۹.
3 . تفسير جامع: ج1، ص81. بروجردی، محمد ابراهیم، نشر صدر، تهران.
4. ر. ک: سوره ص آیه82 و آیه 39 سورة حجر.
5. و قَاسَمَهُمَا اِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحین. (اعراف/21).
6. آداب الصلوة، ص220.
7. مصباح الشریعه، ترجمة گیلانی (عبدالرزاق)، ص111.
د: در چگونگی راندن شیطان در قرائت قرآن و نماز، از کلام امام صادق(ع) فهمیده می شود که می فرمایند: «من قرأ القرآن و لم یخضع لله، و لم یرقّ قلبه و لم ینشیء حزنا و جلا فی سرّه، فقد استهان بعظم شأن الله و خسر خسرنا مبینا، فقاریء القرآن یحتاج الی ثلاثة أشیاء: قلب خاشع، و بدن فارغ و موضع خال، فاذا خشع لله قلبه فرّ منه الشیطان الرجیم، قال الله تعالی: فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم...»:8 یعنی خشوع قلب، ثمره اش دفع شیطان است و استعاذه در این صورت محقّق می گردد، چنانچه توکّل و توسّل به ساحت الهی و أولیای او که «عروۀ الوثقی» و حصن خدا هستند، حقیقت اسعاذه می باشد(اصل توکّل و توسّل در خضوع و خشوع متبلور است).
ادامه مطلب
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
مستحب است قبل از شروع قرائت، استعاذه گفته شود:"أعوذ بالله من الشیطان الرجیم"؛ پناه می برم به خدا، از شر شیطان رانده شده. این استحباب، برگرفته از آیه قرآن است که فرمود: «فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم1».
اَعُوذُ: فعل متکلم وحده از مضارع از مصدر عوذ به معنای التجا و پناه بردن است.2
بالله: به خداوند
مِن شَرِّ: از شر و بدی
الشیطان: شیطان از ماده شطن به معناى دور شدن است. بنابراین، شیطان، به معناى دور شده از خیر است.3
برخی هم گفته اند: «شیطان» از شاط یشیط است، بدین معنا که از خشم سوخت و آیه (وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ)4 بر این معناست.»5
البته افرادی که ریشه شیطان را «شاط» می دانند، همه با نظر راغب در معنای آن موافق نیستند. برخی آن را به معنی هلاک شدن، بعضی از بین رفتن و عده ای به معنی باطل شدن می دانند6و گفته اند: اگر «شیطان» از شاط، یشیط به معنی سوختن باشد، از باب حقیقت است، ولی اگر از شیط به معنی از بین رفتن و باطل شدن و هلاکت باشد، از باب مجاز است. (همان)
الرجیم: رجیم از ماده رجم، به معنى طرد کردن است.7
1. «پس چون قرآن مىخوانى از شیطانِ مطرود به خدا پناه ببر». نحل/ 68.
2. ر.ک: ترجمة المیزان، ج20، ص680؛ ذیل سوره فلق
3. کتاب العین، ج2، ص۹۱۷.
4. الرحمن/۱۵.
5. مفردات راغب، ص261. راغب، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، بی جا، دفتر نشر کتاب، ۱۴۰۴ق.
6. تاج العروس، ج10، ص317. زبیدی، محمد مرتضی؛ تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
7. ترجمة المیزان، ج17، ص345، ذیل آیه77 سوره ص.
ادامه مطلب
چرا هنگام نماز دستها بالا برده میشود
چرا هنگام نماز دستها بالا برده میشود
![]()
اینکه چرا هنگام نماز دستها بالا برده میشود، پاسخ امام رضا(ع) شنیدنی است: آن حضرت فرمود: دستها به هنگام تکبیر بالا برده میشود؛ زیرا بالا بردن دستها نوعی توجه به خدا و فروتنی است. خدا دوست دارد بنده هنگام ذکر خدا دارای توجه تواضع و تضرع باشد و هم چنین در بالا بردن دستها انسانیت خود را حاضر کرده قلبش بر گفتهاش روی میآورد.1 و امیرالمؤمنین(ع) فرمود: جبرئیل به پیامبر(ص) گفت: برای هر چیزی زینتی است و زینت نمازگزار بالا بردن دستها به هنگام گفتن هر تکبیری است.2
اینکه دستها در تکبیره الاحرام به موازات گوشها بالا میآید، برخی عرفا تفسیر و تأویل نمودهاند: یعنی حال که در پیشگاه الهی حاضر شدهام، تمام دنیا را پشت گوش میاندازم و با تمام وجود و حضور قلب با خداوند به راز و نیاز میپردازم. به عبارتی، نماز به منزلهی کعبه و تکبیرة الاحرام، پشت سر انداختن همه چیز، غیر خدا و داخل شدن در حرم الهی است. به فرموده عارف بزرگ، آیت الله بهجت: رفع یدین، [بالا بردن دستها] پشت سر انداختن غیر خداست. با این حال، بعضی از ماها طوری نماز می خوانیم که کأنّ داریم به خدا احسان می کنیم، لذا سجده و رکوع ما با قیام ما تفاوتی ندارد. برعکس، بعضی ها بودند که در رکوع می لرزیدند، هر چند بدن آنها تکان نمی خورد. چنین شخصی نمی تواند جلوی خود را بگیرد، زیرا هر وقت به نماز می ایستد نماز و گناهان خود را یاد می کند- آن وقت دیگر چگونه می شود مخفی کرد، همه چیز واضح است- لذا بی اختیار می لرزد.3
1.وسایل الشیعه، ج 4، ص 727.
2. مجمع البیان، ج 10، ص 550.
3. به نقل از آیت الله بهجت، نکتههای ناب. ص82.
ادامه مطلب
ملاک تشخیص
اگر پرسیده شود که از کجا می توانیم بفهمیم نماز ما جزء کدام دسته است، با توجه به آنچه گفته شد، پاسخ آن روشن است؛ زیرا نماز کامل، عارفانه و عاشقانه، نمازی تحول آفرین است؛ نمازی است که نه تنها به جا آوردن آن سنگین و خسته کننده نیست، بلکه انسان با اشتها و اشتیاق معنوی وصف ناپذیری به دنبال آن است و منتظر شنیدن صدای خوش اذان و رسیدن لحظات و ثانیه های لذت بخش گفت و گو با حضرت دوست!
چنین نمازی برای انسان آرامش، طمأنینه و پیش برندگی معنوی داشته، زمینه ساز توفیقات روزافزون خواهد شد و دید او را چنان گسترده می سازد که لذت معنوی نماز را با هیچ لذتی معاوضه ننموده، مراقبت و توجه کامل برای توفیق مجدد را به حداکثر می رساند و از زشتی ها و لذتهای زودگذر به راحتی عبور خواهد نمود و تغییر را در خود احساس می نماید.
بايد اي دل اندكي بهتر شويم يا نه، اصلاً آدمي ديگر شويم
از همين امروز، هنگام نماز با خدا قدري صميميتر شويم
مثل رؤياي درخت و روح گل زير احساسات باران، تر شويم1
1 . سيد حسن ثابت محمودي.
ادامه مطلب
