سرّ سجده بر زمين

در سجده گرامی­ترین اعضا، به پست­ترین که خاک است، ساییده می­شود. تا نهایت خضوع و فروتنى را فقط براى خداى عزّوجل داشته باشد.

هشام بن حكم مى‏گويد: محضر امام صادق عرض كردم: بفرماييد سجده بر چه چيز جائز است و بر چه چيز جایز نيست؟

حضرت فرمودند: جايز نيست سجده مگر بر زمين يا بر آنچه از زمين مى‏رويد به شرط آنكه مأكول يا ملبوس نباشد. عرض كردم: فدايت شوم، علّت آن چيست؟ فرمود: زيرا سجود و خضوع و فروتنى براى خداى عزّوجل است لذا سزاوار نيست كه آن را بر مأكول و ملبوس قرار دهند چه آنكه دنیا­پرستان بندگان خوردنی­ها و نوشیدنی­ها هستند. حال آنكه سجده‏كننده در سجودش، مشغول عبادت حق تبارك و تعالى است؛ از اين رو شايسته نيست اينكه پيشانى خود را در حال سجود بر معبود ابنای دنيا كه فريفته او هستند بگذارد. سجده بر زمين افضل است؛ زيرا نسبت به تواضع و خضوع در مقابل حق عزّوجل رساننده‏تر مى‏باشد.1

به حضرت صادق عرض شد چرا خداوند ابراهيم را خليل خود گردانيد؟ فرمودند: براى سجده بسيارى كه بر زمين مى كرد.2

1  (‏علل الشرائع، ج‏2، ص 341)

2 . علل الشرايع ، ص 13.

 


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 3:38 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

ارتباط رکوع و سجده

نکته اول: چنانچه بیان شد رکوع و سجده دو رکن ظاهر(فقهی) و باطنی نماز هستند. ترک عمدی آنها، نماز را باطل می­کند و دیگر سرّی برای نماز نمی­گذارد.

تشریع اعمال ظاهری نماز نیز گویای این ارتباط معنایی و اسراری آنهاست. بدین جیت است که حضرت رضا در پاسخ اين سؤال که چرا در هر رکعت نماز، رکوع یک بار است و سجده دو بار، فرمودند: ركوع نماز از افعال حال قيام است و سجده از افعال حال قعود و نشستن. نماز نشسته، نيمِ نماز ايستاده است؛ لذا سجده دوبار مقرر شده تا با ركوع برابر باشد و ميان آن دو تفاوت نباشد، چرا كه نماز ركوع است و سجود.1

نکته دوم: همانگونه که بیان شد2 ادب در رکوع مقدمه و سبب تقرب در سجده است. گفتنی است که این معنا از آیات پایانی سوره فجر نیز استفاده می­شود؛ زیرا در این آیات علت و مقدمة رسیدن به قرب الهی ـ که از آن تعبیر به مقام فنا می­شود ـ مقام رضا (کمال ادب در برابر پروردگار) است.3

نکته سوم: راز مشترك ركوع و سجود، تسليم و فروتنی در آستان حضرت معبود است؛ هرچند در سجده، خضوع و فروتنیِ افزون­تری از ركوع نهفته است. چنانچه "سجده" نماد تقرب و نزدیکی به خداوند سبحان قرار گرفته است.

1 . عیون اخبار الرضا j، ج 2، ص 225.

2 . رجوع شود به روایت امام صادق در بحث سر رکوع.

3 . يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة. ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة. فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي‏. (فجر:  27 ـ 29)

 


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 3:37 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

قيام بعد از دو سجده

قيام بعد از دو سجده

59553807442037573549.jpeg

   بیان شد که برخاستن از سجده اشاره به نشستن و برخاستن روز قيامت دارد. مردم قبل از قيامت همه در خاك آرميده‌اند، وقتي صور اصرافيل دميده شد، سر از خاك بر مي‌دارند و اين نشست و برخاست در نماز شبيه به آن است. وقتي كه ما از سجده سر برداشته و قيام مي‌كنيم، مي‌گوييم: "خدايا به ياري تو بر مي‌خيزيم و مي‌نشينيم" تا در روز قيامت هنگام برخاستن از خاك بگوييم: خداوندا به ياري تو برخاستيم و قيام كرديم.

نمازگزار در مقام اين ذكر، به حول و قوة الهي اعتماد دارد و مي‌داند كه مبدأ او خداست و رجوعش نيز به سوي خداست. حاصل چنين اعتمادي است كه خود و ديگران را بريّ از حول و قوه ديده و آن را ويژۀ خدا مي‌داند.1

وقتی نمازگزار بعد از دو سجده و تواضع در مقابل خداوند، سرش را برمی­دارد، خداوند به ملائک ندا می­دهد که: "ای ملائک بدانید که این بنده را به سبب تواضعش در سجده، همچون سر از سجده بلند ­کردنش، بلندی و رفعت می­بخشم.2

  1 . محسن طالعی نیا زنجانی، فلسفه نماز در اسلام، 489.

 

2 . (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏3، ص 79)

 


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 3:34 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تأویل بر خواستن از رکوع

چنانچه گفته شد، مؤمن برای ادب کمر به رکوع خم می­کند و ادب نیز به این است که خود را در مقابل هستی­بخش هیچ نداند؛ اما زمانی که بعد رکوع کمر راست می­کند و برای گفتن تکبیر قیام می­کند، تداعی کنندۀ این است که از نیستی به هستی رسیده و خداوند به او اجازه داده که بعد از نیستی، در رکوع وجود پیدا کند و توان تکبیر داشته باشد. امیرمؤمنان می­فرمایند: زمانی که میگویی "سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ‏" تأویلش این است که "شکر خدایی را که من را از نیستی خارج کرد و هستی بخشید".1

باید توجه داشت که "سَمِعَ" در این ذکر به معنای شنیدن ظاهری نیست؛ چون خداوند هر صدایی را می­شنود؛ بلکه به معنای اجابتِ کسی است که او را حمد و ستایش می­کند.

از اسرار دیگر برخواستن از رکوع اینکه امام حسن عسکری می­فرمایند: چون نمازگزار سرش را از رکوع برمی­دارد، خداوند به ملائک می­گوید: شاهد باشید که زیباترین عاقبت را برای او قرار می­دهم و به سوی بهشتم او را سیر می­دهم.2

[1]  (بحار الأنوار، ج‏81، ص 254).

[2]  (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏3، ص 79)

 


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 3:30 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]