نماز، نردبان قرب

نماز، نردبان قرب

   13615665475034256922.jpeg

از جمله ثمرات برجسته نماز، نيل به قرب الهي است. در ابتدا لازم است بدانيم منظور از نزديك شدن به خدا چيست. آيا قرب مكاني و زماني مراد است؟ روشن است كه چنين نيست. خداوند در محل خاصي ننشسته كه ما به آنجا نزديك شويم؛ زيرا او آفريننده زمان و مكان و محيط بر همه زمان­ها و مكان­هاست. خدا با هيچ موجودى نسبت زمانى و مكانى ندارد: "هُوَ الاْوَّلُ وَ الاْخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ"؛[1] اوست اول و آخر و ظاهر و باطن. "وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ..."؛[2] هرجا باشيد او با شماست! "وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ..."؛[3] مشرق و مغرب از آن خداست، و به هر سو رو كنيد خدا آنجاست.

دو نوع قرب در مورد خدا معنا دارد: یک. قرب غير اختياري و تكويني همه موجودات؛ دو. قرب اختياري انسان

به معناي اول همه موجودات تكوينا به او نزديك هستند؛ چون او خالق جهانيان است؛ بر آنها احاطه دارد و همه به اراده او وابسته­اند. چنانچه به سخن قرآن: "أَلاَ إِنَهُ بِكُلِّ شَىْء مُحِيطٌ"؛[4] آگاه باشيد كه خداوند به هر چيز احاطه دارد! بر همين اساس در آيه ديگري مي­خوانيم كه او از رگ گردن به شما نزديك­تر است: "وَ لَقَدْ خَلَقْنَآ الإنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ"؛[5] ما انسان را آفريديم و از وسوسه­هاى نفساني او هم آگاهيم، و ما به او از رگ گردن نزديك­تريم!

نوع دوم قربي است كه حاصل رفتار اختياري انسان است. هر كس در اين مسير تلاش بيشتري داشته باشد قرب فزون­تري براي وي حاصل مي­شود. منظور از قرب الهي كه از راه نماز حاصل مي­شود، نوع دوم است. اين نوع نزديكي همان قرب معنوي به خداوند است؛ چون خداوند موجودي مجرد است نه مادي. بنابراين نوع تقرب به او هم نه تقرب مادي، بلكه تقرب ماوراي مادي يا معنوي است كه با دل انسان پيوند دارد. بدین روی منظور از قرب الهي، اتصال معنوي به خداوند است.


. [1] حديد:3.

[2] . همان.

[3] . بقره: 115.

. [4] فصلت: 54.

. [5] ق:16.

 


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 7:01 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تيمم

  هنگامی که استفاده از آب پاک ممکن نباشد، دستور تیمم با ساییدن خاک به دست و صورت برای شکستن این اندام­های آلوده وارد شده است. فرومایه به ذهن می­رسد که چون امکان تطهیر دل از اخلاق زشت و زینت دادن به صفات پسندیده نباشد، انسان باید دل را به تازیانۀ خاکساری و خواری نزد خداوند بشکند، شاید که پروردگار مهربان و بزرگوار به شکستگی و افتادگی او رحمت آورده و از انوار تابان خویش بر وی بتابد [تا این نور، دل او را تطهیر کند]؛ زیرا همانگونه که احادیث اشاره دارند خداوند نزد دل­های شکسته است.....


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 6:58 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

سرّ چگونگی تیمم

سرّ چگونگی تیمم

38405708796474213263.jpeg

  اما علت اینکه از میان اعضا، دست و پیشانی با خاک مسح می­شوند، این است که: ...خضوع و ذلت عبد در مسّ نمودن خود به خاك، اكبر و اعظم خواهد بود. پس مسح مي‌شود پيشاني به خاك، براي آنكه ذلت و عبوديت و افتقار بر پيشاني زده شود، و اشرف مواضع بدن به علامت خضوع و مسكنت علامت­گذاري گردد، و اين عمل رمز آن باشد كه ناصية خلق جمله بدست خداوند رحيم است1. پس از مسح پيشاني، مسح مي‌كند دو دست را، به جهت آنكه دست ظهور قدرت تامه است و در پيشگاه خداي تعالي بزرگ­ترين مظهر قدرت و قوّت و شوكت را ذليل مي‌سازد؛ تا با اظهار اين چنين تذلّل فراوان، بتواند با رفع حدث باطني در نماز داخل شود و در وصف حاضران محضر قرار گيرد.2

در خلاصه­ای می­توان گفت: "خداوند آب و خاك را سبب طهارت وي گردانيد تا امروز آتش شهوت بر او بنشاند و فردا آتش عقوبت".

[1] . احمد فهري زنجانى، پرواز در ملکوت،ج 1،ص130.

[2] . عبدالله انصارى، تفسیر کشف الاسرار، ج 1، ص1239.


 


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 6:51 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

وضو در معراج

وضو در معراج

40429813647736497753.jpeg

   در حديثِ سدير صيرفي از امام صادق نقل شده كه فرمودند: خداوند عزوجل چون پيامبرش را به آسمان­هاي هفتگانه برد... پس آن حضرت فرمودند كه به من گفته شد:‌ اي محمدs سرت را بلند كن و چون سرم را بلند كردم، پرده‌ها بالا رفت. سپس به من گفته شد: ... اي محمّدs براي هر صورتي مثالي است، آنگاه به من وحي كرد كه به "صاد" نزديك شو، اعضاي سجدۀ خويش را بشوي و آنها را پاك گردان و بر پروردگارت نماز بگذار. پس رسول خداs به "صاد" نزديك شد ـ صاد، آبي است كه از ساق راست عرش جاري است1 ـ و با دست راست آب را برگرفت. بدين سبب وضو با دست راست انجام مي‌گيرد. سپس خداوند به او وحي كرد: صورت خود را بشوي كه عظمت مرا خواهي نگريست، پس از ‌آن، دو ذراع راست و چپ را بشوي كه با دستت كلام مرا خواهي گرفت، سپس با باقي ماندۀ همان آب دست، سر و پا را تا برآمدگي مسح كن، كه من بر تو فرخنده مي‌گردانم و گام­هايت را به جايي مي‌رسانم كه جز تو هيچ كس آنجا گام ننهاده باشد، اين است علت وضو.2

 آنچه انسان را به اين مقام مي‌رساند باطن و سرّ وضو است كه امري تكويني و غير اعتباري است. بديهي است وضوي اعتباري از هر نمازگزاري ساخته است؛ ولي به باطن وضو هر كسي دست نمی­یابد.

 

[1]. و به آن آب حیات می­گویند.خداوند با اشاره به آن فرمود:"ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْر" (ص:1).

[2] (کافی، ج 3، ص 485)

 


ادامه مطلب


[ جمعه 8 خرداد 1394  ] [ 6:39 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]