علت عدم الزام برخی تکالیف بر زن

علت عدم الزام برخی تکالیف بر زن

67638259276234386103.jpg;

زن از آن جهت که ریحانه است و «لیست بقهرمانه»، وجوب نسبت به بعضی از کارهای دشوار از دوش او برداشته شده، البته در حد رخصت نه عزیمت. و بدیهی است که بین رخصت و عزیمت فرق است. عزیمت، یعنی اگر نهی بر چیزی وارد شد کسی حق انجام آن را ندارد و اگر امر بر چیزی وارد شد چاره ای جز انجام آن نیست، مثل این که گفته شود مسافر نباید روزه بگیرد، نباید نماز ظهر یا عصر یا عشا را چهار رکعت بخواند، اصطلاحا به این بایدها و نبایدها «عزیمت» می گویند، یعنی باید اطاعت نماید. اما «رخصت» آن است که از عملی وجوب برداشته شده، بدون این که تحریم شده باشد. اگر گفته می شود نماز جمعه بر زن نیست یعنی واجب نیست که حتما حضور پیدا کند اما نه این که اگر حضور پیدا کرد مقبول نیست، یا صحیح نیست، یا فضیلت ندارد.
با توجه به توضیح فوق این شبهه که زن از بعضی مزایای مذهبی مانند شرکت در نماز جمعه، نماز جماعت، تشییع جنازه و... محروم شده است، حل می شود زیرا این که می فرماید: «فیما أوصی به النبی صلی الله علیه وآله علیا: علیه السلام: یا علی لیس علی النساء جمه ولا جماعه ولا أذان ولا اقامه؛ در ضمن وصیت های پیامبر (ص) به علی (ع) این بود که: یا علی نماز جمعه و جماعت و اذان و اقامه برای زنان واجب نیست»
این محرومیت ها در حد رخصت است نه عزیمت، یعنی الزام از زن گرفته شده نه این که حق شرکت در نماز جمعه و جماعت را ندارد. زیرا یکی از احکام نماز جمعه این است که در صورت تعین وجوب نماز جمعه، بر مکلفین واجب است که تا شعاع دو فرسخی در نماز جمعه حاضر شوند و نیز تا شعاع یک فرسخی تشکیل نماز جمعه دیگری مجاز نیست و به عبارتی دیگر، فاصله دو نماز نباید کمتر از یک فرسخ باشد.
بنابراین اگر نماز جمعه تا این حد مهم است که در صورت وجوب تعیینی، تا شعاع دو فرسخی حتما باید مسلمانان، شرکت کنند، این کار برای زن دشوار خواهد بود از این جهت، الزام و عزیمت از زن سلب شده است. نه بدین معنا که زن حق شرکت ندارد و یا اگر این رنج را تحمل کرد و در نماز جمعه حضور یافت، نمازش مقبول نباشد، یا کفایت از نماز ظهر نکند، و یا فاقد فضیلت نماز جمعه باشد.
درباره جماعت هم این چنین است، نماز جماعت به قدری در اسلام معتبر و مهم است که از رسول خدا (ص)، برای جلوگیری از نفاق منافقان در صدر اسلام دستور رسید: «کسانی که در نماز جماعت شرکت نمی کنند و تدریجا قصد توطئه و تضعیف اسلام را دارند و نیز آنها که دسترسی به نماز جماعت دارند ولی نماز جماعت را گرامی نمی شمارند و در آن شرکت نمی کنند، خانه هایشان به آتش کشیده شود.»
بر این اساس، شرکت در نماز جماعت رسول خدا (ص) بدون عذر، لازم و عدم حضور بدون عذر، ممنوع بود. و چنین دستوری چون توأم با دشواری بود، بر زنها لازم نشد، نه این که اگر زنی این رنج را تحمل کرد و در نماز جماعت شرکت نمود نمازش، مقبول نمی شد.

منـابـع

آیت الله عبدالله جوادی آملی- زن در آئینه جلال و جمال- صفحه 382-384

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 9 تیر 1394  ] [ 12:08 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

توصیف نماز

توصیف نماز

40496813360698205993.jpg

نماز: گل سر سبد همه ی عبادت هاست واعتبار هر بنده ای به خواندن نماز در پیشگاه خدا است همانگونه که اعتبار جسد و تن انسان به سر انسان است بهترین خصایص عالمان و بندگان  فرهیخته الهی ان است که حالات خوشی در نماز های خویش داشته اند و  دریچه های ملکوت را هنگام خواندن  عشق نامه خود با خداوند متعال به روی خویش گشوده اند.

کتاب چرا بعضی ها نماز نمی خوانند نویسنده حسن خرسندی


ادامه مطلب


[ سه شنبه 9 تیر 1394  ] [ 12:03 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

گناهکاران نمازخوان ؟!

گناهکاران نمازخوان ؟!

19917531021838356113.jpg

بازدارندگى‌نماز

چرا با این‌که‌ نماز، بازدارنده انسان از زشتى‌هاست ولى بعضى نمازخوان ها ‌گناه می کنند؟

نمازعملى عبادى و ذکر و توجه خاصى به خداوند سبحان است و اثر طبیعى آن ایجاد روحیه‌اى در انسان است که او را از فحشا و منکر باز مى‌دارد و نفسش را از زشتى‌هاى گناه پاک مى‌کند. طبیعت نماز، انسان را به یاد نیرومندترین عامل باز دارنده؛ یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى‌اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است، زیرا کسى که روزى پنج بار با بدن پاک و لباس پاک روى به درگاه خدا آورده و تکبیر بگوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر شمرده وبه یاد نعمت‌هاى او افتد و حمد و سپاس او را گوید و...

این امور سدّ نیرومندى در برابر گناه محسوب مى‌شود و او را از فحشا و منکر باز مى‌دارد ولى هر نمازى به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است، نهى از فحشا و منکر مى‌کند.

کسى که نماز مى‌خواند، هر چند نمازش صورى و آلوده به گناه نیز باشد، نماز در او بى‌تأثیر نخواهد بود، گرچه ممکن است تأثیر این گونه نماز ضعیف باشد، زیرا اگر این گونه افراد همان نماز را هم نمى‌خواندند، چه بسا از این هم آلوده‌تر بودند، پس نهى از فحشا و منکر مراتبى دارد و هر نمازى با توجه به میزان رعایت شرایط آن، نماز خوان را از آن نهى مى‌کند و یا ممکن است عدم حضور قلب، عدم خلوص و نقصان شرایط بر نماز با ویژگى‌هاى یاد شده، اثر آن راضعیف نماید.

بنابراین، هر چه توجه به خدا در نماز، افزایش یابد و خضوع و خشوع در آن کامل و اخلاص در آن بیشتر شود، اثر بازدارندگى آن نیز بیشتر و هر مقدار جنبه‌هاى یاد شده ضعیف شود، بازدارندگى آن نیز ضعیف خواهدشد.

 منبع: کتاب پرسمان قرآنی، بااندکی تصرف.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 9 تیر 1394  ] [ 12:02 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

با فرزندانی که نسبت به نماز و تکالیف دینی بی اهمیت هستند چگونه رفتار کنیم؟

با فرزندانی که نسبت به نماز و تکالیف دینی بی اهمیت هستند چگونه رفتار کنیم؟
81876291108779971431.jpg

 کسیکه می‌خواهد دیگری را تربیت کند، باید در عمل، به آنچه می‌گوید پای بند باشد. پدر و مادری که به تربیت فرزند خود علاقه‌مندند، باید خود، دارای فضایل اخلاقی باشند و همواره رفتار صحیح را رعایت کنند تا فرزندانشان با آسودگی خاطر، در عمل از آنها الگو گیرند.

[والدین باید حقوق فرزندان را بشناسند تا بتوانند در تربیت آنان موفق باشند.]

حضرت امام علی بن الحسین (علیه‌السلام) در مورد حق فرزند فرموده است:

«وامّا حقُّ ولدکَ ... اَنَّکَ مسئولٌ عمّا وَلیته من حُسْن الادب و الدلالةعلی ربّه و المعونة له علی طاعته فیک وفی نفسه فَمُثابٌ علی ذلکَ و مُعاقبٌ، فَاعْمَلْ فی امْرِهِ عَلی المتزین بِحُسْنِ اثره علیه فی عاجل الدُّنْیا، المعذّر الی ربّه فیما بَینَکَ و بینه بِحُسْنِ القیامِ علیه وَالاَْخْذله منه.» [1]

«حقفرزند این است که بدانی او جزئی از وجود تو و در دنیا با هر خیر و شری که دارد به تو منسوب است، و تو در حسن تربیت، راهنمایی به خدا، کمک به او در اطاعت از تو و ایجاد روحیه فرمان پذیری مسئولی و در این زمینه پاداش یا کیفر داری؛ پس با وی چنان رفتار کن که در دنیا آثار نیک تربیتت مایه سرافرازی و زینت تو باشد و در آخرت به سبب انجام ‌وظیفه در پیشگاه الهی معذور باشی.»

{از دیدگاه اسلام، رشد انسان پس از تولد در چند مرحله متوالی صورت می‌گیرد. از پیامبر در این زمینه روایت شده «فرزند تو هفت سال آقا، هفت سال مطیع و بنده و هفت سال وزیر است اگر تا 21 سالگی خوی و خصلت‌هایش را پسندیدی که خوب است، وگرنه او را به حال خویش رها کن؛ زیرا تودر پیشگاه خداوند معذوری».[2]

پیامبراکرم(ص) دوره نونهالی را سن آقایی کودک می‌داند و پدر و مادر را موظف به رفع نیازهای مادی و روانی کودک می‌سازد و بر ایشان تکالیفی مقرر می‌کند. تربیت کودک در دوره سیادت، از مواردی است که اسلام توجه و تأکید ویژه‌ای بدان دارد. محبت، یکی از نیازهای اساسی کودک و از مؤثرترین عوامل در تربیت روحی و روانی کودک است. از پیامبر نقل می‌کنند: «نگاه محبت‌آمیز پدر به‌صورت فرزند، عبادت است».[3]

روشپیامبر در خانواده‌اش این بود که هر روز صبح دست محبت به سر فرزندان خود می‌کشید و حسن و حسین(ع) را می‌بوسید. یکی دیگر از آموزه‌های تربیتی پیامبردر مورد کودکان، توصیه به تربیت نیکو و احترام گزاردن به آنهاست. از پیامبر نقل شده:«هیچ پدری چیزی بهتر از تربیت نیکو و ارثی با ارزش تر از ادب، به فرزند خود نداده است». [4]

پیامبرهمواره بر تربیت و هدایت درست افراد تأکید می‌ورزید. از این رهگذر، هموارهبر تربیت درست کودک در محیط خانواده، ایجاد کانون پرمحبت در خانه و مهرورزی به کودکان سفارش می‌کرد. از آن جا که افراط و تفریط در محبت، موجب بروز ناهنجاری‌های رفتاری در کودکان می‌شود، پیامبر برای تعادل بخشی به برخورد عاطفی با کودکان توصیه‌هایی دارد. در توصیه‌های تربیتی پیامبر خدا(ص) تشویق و تنبیه همواره در کنار هم مطرح می‌شود و ایشان می‌فرماید: «کودک را به طغیان و سرکشی وادار نکنید، به او دروغ نگویید و رفتار نابخردانه درباره او به کار نبرید و بدی‌هایش را عفو کنید.[5] به توصیه پیامبر: «هر کس کودکی دارد، باید با او کودکانه رفتار کند».[6]ایشان همچنین درباره آموزش قواعد اخلاقی به کودکان می‌فرماید: «وقتی فرزندانتان به هفت‌سالگی رسیدند، به آنها نماز بیاموزید و چون ده‌ساله شدند، آنها را بر ترک نماز تنبیه کنید و بسترهایشان را از هم جدا کنید.[7]آموزه‌ها و توصیه‌های تربیتی پیامبر و سیره عملی ایشان در برخورد جوانان، در جهت تشویق ایشان به علم‌آموزی، فراگیری حِرَف و فنون و روی آوردن به عبادت پروردگار و پرهیز از هواهای نفسانی است.

پیامبر توصیه می‌کند: «با نوجوانان خود به اقتضای سن ایشان مشورت کنید و به آنها حق اظهارنظر بدهید».[8] }[9]

بنابراینبرای تربیت بهتر فرزندان، بهترین شیوه، رفتار عملی والدین است. و همچنین جنبه‌ی علمی در زمینه دینی نیز از اهمیت بالائی برخوردار است تا در مقابل چراهایی که از سوی فرزندان در مورد احکام و مسائل دین مطرح می‌شود بتوانند پاسخگو باشند. و نیز از آثار و برکاتی که در پیروی از دستورات حق محقق می‌شود فرزندان را آگاهی داده.تا ایشان را به عبادات ترغیبت نمایند.

منبع: پگاه حوزه


  1. تحف العقول، ابن شعبة الحرانی، ص 189
  2. بحارالانوار، ج 104، ص 95
  3. الفروع الکافی، ج 6، ص 49، ترجمه: طباطبایی
  4. میزان الحکمة، ج 14، صص 7105 و 7083
  5. الفروع من الکافی، ج 6، صص 47 و 50
  6. میزان الحکمة، ج 14، صص 7105 و 7083
  7. الفروع من الکافی، ج 6، صص 47 و 50
  8. میزان الحکمة، ج 14، صص 7105 و 7083
  9. طوبی: پاییز 1387، شماره 30، بوستان بالندگی

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 9 تیر 1394  ] [ 12:00 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]